أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره دوراندیشی بود در مورد شخصیت دوراندیش مطالبی را خدمتتان عرض کردیم آخرین بحثمان در مورد شخصیت دوراندیش بررسی دوراندیشترین افراد هست، چه کسی از همه انسانها دوراندیشتر هست؟@ تا الان در مورد خصوصیات و ویژگی و شخصیت آدم دوراندیش مطالعه میکردیم و با هم مباحثه میکردیم از اینجا در مورد این صحبت میکنیم که چه کسی در این صفت از بقیه بالاتر هست در دوراندیشی میفرماید که(أحزَمُ النّاس أکرَمُهُم لِلغَیظ) دوراندیشترین مردم کسی است که بیش از هر کس دیگری بر خشم خودش چیره بشود.@ در مورد خشم و عصبانیت مفصل در بحث حلم بحث کردیم در معاد هم نوارهای 116 تا 125 مربوط به بحث غضب هست کسانی که میخواهند یک مقدار تخصصیتر روی این موضوع کار کنند مراجعه کنند به این دو مبحث، مبحث معاد 116 تا 125 و همین حدیث عنوان بصری در همین جلسات، جلساتی که مربوط به حلم بود بنابراین اینجا دیگر بیشتر توضیح نمیدهم.@ زیرکترین افراد کسی است که بیشتر به غیظش غلبه کند به خاطر اینکه اساساً غضب یک میوه جهنمی هست یک تخم و درخت جهنمی هست و وقتی سراغ انسان بیاید حتماً انسان را میسوزاند این را شما بدانید که ما بسته به میزان غضبمان اگر نتوانیم به آن غلبه کنیم و ریشهاش را نسوزانیم سوزندگی خودمان خواهیم داشت.@ بسته به شدت عصبانیتمان، پرخاشگری فشار قبر خواهیم داشت یعنی دقیقاً یک آتشی هست که به سراغ ما برمیگردد لذا شدیداً باید کنترل بشود این درخت جهنمی، خیلی چیزهای دیگر را هم میسوزاند فقط یک خشم نیست همه چیز انسان را میسوزاند.@ لذا عزیزان به این نکته خیلی توجه کنند که باید با این مسأله یک برخورد قاطع و حساب شده بشود که خدای نکرده ما خودمان را نسوزانیم در مورد حیطههایش و خیلی از مسائل مربوط به آن در بحث صورت باطنی و برزخی غضب در معاد توضیح دادیم در مورد حلم هم در همین مسأله که جلوگیری از غضب میکند در همین سلسله بحثها مفصلاً توضیح دادیم.@ روایت بعدی از نبی اکرم(ص) هست(إنَّ أکیَسَکُم أکثَرُکُم ذِکراً لِلمَوت وَ إنَّ أحزَمَکُم أحسَنَکُم إستِعداداً لَه) زیرکترین شما کسی است که بیشتر به یاد موت و مرگ باشد و دوراندیشترین شما کسی است که بیشتر خودش را برای او آماده بکند.@ در این باره هم قبلاً به بهانههای مختلف مطالبی خدمت عزیزان عرض شد، زیرکی با دوراندیشی قرین هم هستند اساساً کسی میتواند دوراندیش باشد که زیرک باشد و متقابلاً هم همینطور، یک آدم زرنگ دوراندیشی میکند آینده را میبیند و جای پایش را برای آینده محکم میکند.@ این شخصیت یک آدم زیرک و زرنگ است که با دوراندیشی تلازم دارند این دو صفت با هم تلازم دارند میفرماید زیرکترین شما کسی است که بیشتر به یاد آن مرحله تولدش باشد چون ما کاری غیر از تولد نداریم یک جنین در رحم مهمترین مرحله زندگیاش آن لحظهای است که میخواهد متولد بشود.@ همه آن آمدن در رحم و اندامزایی که دارد انجام میدهد همهاش به عشق آن تولد است که به تولد برسد و درست متولد بشود کافی است موقع تولد خراب اینطرف بیاید خیلی غمانگیز میشود دیگر نمیشود به آن گفت تولدت مبارک، ما هیچ کاری در این دنیا جز آمادگی برای آن تولد نداریم خودمان را برای آن تولد آماده کنیم بعدش ما کاری نمیتوانیم بکنیم.@ مثل یک جنین که وقتی خودش اینجا میاید متولد میشود کاری نمیکند هر کاری قرار بوده بکند در رحم کرده اینجا فقط یک سیر تکاملی مبتنی بر آنچه که در رحم تهیه کرده انجام میدهد چیز دیگری ندارد ما در برزخ که کاری نمیتوانیم بکنیم.@ (الیَوم عَمَلٌ وَ لا حِساب وَ غَدَاً حِسابٌ وَ لا عَمَل) امروز روز عمل هست حسابی در کار نیست فعلاً باید بشوید و رشد بکنید و کار بکنید(وَ غَدَاً حِسابٌ وَ لا عَمَل) فردا حساب میکنند فردا روز حساب است دیگر عملی هم در کار نیست.@ در بحث معاد توضیح دادم مقوله حساب و محاسبه و سؤال و جواب قبر هیچ کدام آنطور که در ذهن عوام هست که آنجا کسی میاید از ما سؤال میکند کتاب و قلمی هست، این نیست، یا قیامت، اینها را در بحث نسبت شما باید کامل متوجه بشوید مبسوطش را به صورت تخصص در معاد گفتیم عزیزانی که علاقه دارند درسهای معاد را گوش کنند.@ حساب و کتاب قیامت مثل حساب و کتاب دنیاست دنیا وقتی میگوییم حساب میکشد از جنین، چطوری حساب میکشد؟ یک شرائط زیستی ثابت بیرون رحم گذاشته از خودش جنین را به رحم میفرستد نطفه را به رحم میدهد دوباره برمیگردد به سمت دنیا.@ یعنی یک سیر از دنیا انجام میدهد میاید میرود به رحم، از آنجا به عنوان یک انسان جدید میخواهد وارد بشود به دنیا بیاید وقتی آمد برخورد میکند با شرائط زیستی دنیا، شرائط زیستی دنیا خودش محاسبهاش میکند یعنی محاسبه قیامتی و قبری ما محاسبه تکوینی هست قراردادی نیست.@ برای همین هم آنجا کسی نمیتواند کاری کند حاشا نمیتواند بکند آنجا زیرآبی به قول امروزیها نمیتواند برود دروغ نمیتواند بگوید هیچ کاری نمیتواند بکند اصلاً نفس ورودش به برزخ نشان میدهد یک شرائط زیستی ثابت در برزخ داریم.@ وقتی شخص وارد میشود معلوم میشود که این اساساً اهل کجا هست و در این دنیا چکار کرده احتیاج به حساب ندارند که حالا بنشینیم حساب کنیم که تو چکار کردی اصلاً آدم وقتی وارد میشود حساب تمام شد.@ یک لحظه کافی است که جنین از رحم بیرون بیاید شرائط زیستی دنیا زود طبقهبندیاش میکند در یکی از تقسیمات پنجگانه تولد، یا سالم قوی، یا سالم معمولی، یا ناقص، یا بیمار، یا ضعیف تمام میشود در یکی از این پنج تولد خودبهخود وارد میشود همه چیز آنطرف تعریف شده است(وَ غَدَاً حِسابٌ) بعداً حساب میکنند.@ الان تو فقط داری تشکیل شاکله میدهی مواظب باش شاکلهات شبیه بهشت باشد متناسب با بهشت برزخ بار بیاید ما به تولد باید خیلی فکر بکنیم لحظه تولد لحظه بسیار شورانگیز و شیرین و مهم و سرنوشتسازی هست خدا نکند برای یک نفر تلخ باشد خدا نکند یک نفر با درد به آنطرف متولد بشود.@ موقع رفتن با خودش یک بیماری برده باشد آنظرف گرفتاری زیاد دارد روی این حساب شخص باید بیشترین همّ و غمش یک جوان به خصوص، متأسفانه وقتی ما جوان را میاییم به صورت یک گیاه یا یک حیوان تعریف میکنیم و کل وجودش را از تولد تا مرگ میبینیم.@ او باید تمام دغدغههای زندگیاش شغل و زن و مسکن و یک لقمه نان که بخورد، بیشتر از این که نیست اما وقتی یک جوان فهمید که با این جوانی قرار است یک ابدیت ساخته بشود نه اینکه من زن بگیرم بچهدار بشوم دکتر و مهندس بشوم یک خیالاتی هم اینجا ارضا بکنیم یک رتبهای پیدا بکنیم یک شغلی و بعد هم بمیرم.@ وقتی فهمید قرار است با این جوانی ابدیت بسازد وقتی فهمید مهمترین سؤال قیامت سؤال از جوانی است یعنی از توحید هم این سؤال مهمتر است چون اگر جوانی و عمری نباشد سؤال از بقیه چیزها هم معنی ندارد.@ وقتی بفهمد این که الان در آن هست یعنی دوران جوانی بزرگترین سؤال قیامت است چکار کردی با این سرمایه عظیمی که به بلندای ابدیت پایت حساب میکنند و میگویند با آن چکار کردی چه آوردی چه ساختی خودت را با شرائط زیستی اینجا هماهنگ کردی یا نه، آنوقت از این جوانی درست استفاده میکند.@ درست به خودش نگاه میکند شورانگیزترین، شیرینترین لحظه ما آن لحظه تولد است خیلی به آن فکر کنید خواهشاً هم زیاد به جنبه منفی فکر نکنید خوب است از جنبه منفی بترسد که اگر بیمار متولد بشود چه اتفاقی میافتد ترس خوب است ولی شما بیشتر به تولد شوق داشته باشید تولد همهاش شادی دارد.@ شما قرار است از یک فضای محدودی بروید به یک فضای بسیار عالی، الان حقیقتاً نسبت برزخ به اینجا، نسبت دنیا به رحم هست یا نسبت اینجا به برزخ نسبت رحم به دنیاست ما خیلی در جای تنگی قرار داریم.@ میلیاردها به توان میلیارد کمالات برزخ چکیده شده فشار داده شده این دنیا شده با میلیاردها سال نوری عظمت با این همه تشریفات و نظام زیبایی که خدا آفریده ما متحیر میمانیم که به هر حال چقدر عظمت و زیبایی خدا در این طبیعت آفریده.@ حالا شما میخواهید بروید به اصل اینها منتقل بشوید قطعاً برای شرائط زیستی آنجا شما باید قدرت با خودتان ببرید چون آن از عظمت میخواهید بهرهبرداری کنید قرار است از یک چیز بسیار بسیار باعظمتی که خود خداوند فرموده هیچ کس میداند چه هست و حتی به فکرتان هم خطور نمیکند قرار است آنجا بروید و بهرهبرداری کنید.@ از زیباییها، لذتها، علوم، قدرت، معارف، مصاحبت با انبیاء و اهل بیت، هر چه که شما بگویید از لذتها و نعمتها، به قول قرآن قرۀ عین یا قرۀ أعین، هر چه که بخواهید آنچه که در دنیاست به توان میلیاردها برسانید آنجا منتظر شماست و معلوم هم نیست که چند دقیقه و چند لحظه دیگر قرار است ما آنجا برویم.@ همه حساسیت قضیه این هست که این تولدی که ما داریم صحبت میکنیم به ما خیلی نزدیک است، میخواهید بدانید نزدیکیاش چقدر است؟ کافی است بروید بهشت زهرا ببینید همه مثل ما هستند بعضیها هم شبیه ما هستند عکسشان را که نگاه کنید مثل ما هستند هم اسم ما، همان سالی که ما متولد شدیم همفامیلی ما، فامیلی ما زیاد هست.@ اینقدر نزدیک است آنها رفتند کسانی که بغلتان بودند از شما کوچکتر بودند همسایهتان بودند هر روز هم مثل ما آنجا میاورند خیلی این تولد نزدیک است اما فرصت خیلی زیادی نداریم زیرکترین آدمها کسی است که دقیقاً میداند باید وقت و عمر و جوانیاش را برای چه کاری تنظیم بکند و بیشتر یاد آن مرحله باشد.@ یاد آن مرحله اگر با شما بود همه چیز میاید یاد همه کاری با آدم میکند قرآن میفرماید کسانی که به عالیترین درجات رسیدند خصوصیتشان(ذِکرَ الدّار) بود اینکه یاد خانهشان بودند یاد وطنشان بودند.@ توضیح دادم ما از کجا آمدیم ما که مال اینجا نیستیم یک وطنی داریم نباید گمش بکنیم یک اصل و ریشهای داریم یاد وطنمان باشیم که در آن موقع در اوج اطلاق و صمدیت به سر میبردیم الان اینجا آمدیم.@
در یک رحم آمدیم علت اینکه ما نمیتوانیم آن لذت را ببریم میدانید چیست؟ اینکه ما ذائقهمان خراب شده ذائقهمان طبیعی شده به جای اینکه فطری بشود بوی بهشت را خوب استشمام نمیکند یعنی با آن انس نداریم.@ نه با موسیقیاش، نه با عطرش، نه با محفلش، نه با انسش، نه با لذتش، نه با خندهاش، نه با شوخیاش، نه با در آغوش کشیدن عزیزانی که دوستشان داریم نه با مصاحبت با نیکان و ابرار و خوبان انس نگرفتیم ذائقههای ما ذائقههای طبیعی شده برای همین هر وقت از بهشت صحبت میکنند ما تکانی نمیخوریم هوس و وسوسهای در ما صورت نمیگیرد.@ ما وقتی میاییم در طبیعت یک گُل را که نگاه میکنیم ما را برنمیگرداند به وطنمان، خشن با یک گُل برخورد میکنیم به یک گُل نگاه کن بعد ببین تو قرار است کجا برگردی این از کجا آمده از خانه تو آمده آنجایی که تو قبلاً بودی میلیاردها برابر تفالهاش را گرفتند این شده.@ به این گُلها و زیباییها نگاه کنید ببینید کجا باید برمیگشتید در حرم بروید یک مقدار بوی بهشت استشمام میشود ببین میتوانی از آن لذت ببری یا هول هستی که از حرم زود در بیایی در نماز برو یکذره با خدا خلوت کن ببین دلت بهار را احساس میکند.@ وقتی میفرماید قرآن بهار دل است قرآن را باز کن بخوان ببین دلت چطوری است احساس بهار میکنی یعنی یک وزش بهشتی میخورد به این روحت که همچین تکانت بدهد و سرحالت بیاورد یا نه، اگر نیست معلوم هست ما هنوز ذائقههایمان طبیعی هست.@ یک بنده خدایی از روستا به شهر آمده بود رفت بازار عطارها، بوی این عطرها به او خورد بیهوش شد مردم برای اینکه به هوشش بیاورند یکسره گلاب به روی او میپاشیدند این حالش خرابتر میشد.@ یک دهاتی رسید و گفت من میدانم این چه شده یک مقدار پِهن برداشت مالید به بینی این، این بوی پِهِن را که استشمام کرد سرحال شد بلند شد و به هوش آمد چون در روستا دائم با پِهِن سروکار داشته با عطر سروکار نداشته برای همین هم میگوید که وقتی عطر بهشتی به شما بخورد شما را جادرجا میکشد.@ حوری بهشتی را شما ببینید استاد ما میفرمود میگفت که من از خود علامه شنیدم که فرمود من حوری را دیدم اگر یک موی حوری بخواهد بفهمد و ادراک بکند همه را میکشد در حدیث داریم که اگر کسی حوری را ببیند از شدت زیبایی میکشد شرابش همینطور، عطرش همینطور، موسیقی بهشتی خیلی قدرت میخواهد.@ شنیدنش خیلی ظرفیت میخواهد اگر کسی ظرفیت شنیدن آن موسیقی را نداشته باشد جادرجا میمیرد آمدن در رحم یعنی در رحم دنیا یعنی خودت را برای آن ادراک آن چیزهای عالی آماده بکند(وَ إنَّ أحزَمَکُم أحسَنَکُم إستِعداداً لَه) دوراندیشترین شما کسی است که بیشتر خودش را آماده میکند برای بهرهبرداری از آن شرائط عالی.@ ما ذائقههایمان متأسفانه خراب است یعنی آن لذتی که باید ببریم از بهشتی که خدا اینجا در اختیارمان قرار داده نمیبریم، میگوید بندههای من شما با من در دنیا لذت ببرید ببین خدا میگوید من برای لذت بردن شما هستم تا حالا شده با خدا لذت ببری.@ کِیف کنی از اینکه با خدا خلوت کردی تا حالا اسمش وقتی به گوش تو میخورد میگوییم خدا، الله، این کلمه قلقلکت میدهد میگوید با من لذت ببرید چون قرار است بعداً با من لذت ببرید.@ (تَنَعَّمُوا بِعبادَتی فِی الدُّنیا فَإنَّکُم تَتَنَعِّمُونَ بِها فِی الآخِرَۀ) از عبادت و خلوت و همنشینی و صحبت با من لذت ببرید قرار است بعداً هم شما با من لذت ببرید مقوله مقوله تتنعموا و تنعموا و لذت است این بهشت را داده در بهشت را که نبستند به هر حال از آن بهشت برزخی چیزی تراوش کرده در دنیا.@ این همه زیباییهایی که شما دارید در دنیا میبینید بهشت است و بهشتهای فطری، علی(ع) میفرماید کسی که قرآن میخواند دلش تازه میشود، اگر من میخوانم دلم تازه نمیشود گیر کار کجاست؟ برای اینکه آلودگی و مریضی هست نمیگذارد من از نماز و عبادت و ذکر و قرآن و حرم و اسمهای قشنگ، امام نیامده که شعار بدهد.@ امام معصوم میگوید شما وقتی میخواهید با ما صحبت بکنید ما را خطاب قرار میدهید جلوی ما مینشینید اینطوری بگویید، بگویید(فَما أحلی أسمائَکُم) چقدر اسمهای شما قشنگ و شیرین است، یعنی چه، ما میخواهیم دروغ بگوییم، آمدند سر ما را کلاه بگذارند.@ شیرین است یعنی چی؟ یعنی وقتی داری میگویی(اللهم صل علی محمد و آل محمد و صل علی علی بن ابیطالب و صل علی الفاطمه و صل علی الحسن و صل علی الحسین) این اسمها در ذائقهات شیرینی میاورد یا نه، قلقلکت میدهد یا نمیدهد، اگر نمیدهد ذائقهات خراب است حلش کن آنها که دروغ نمیگویند.@ دارد گزارش میدهد از یک حقیقت، میگویید حقیقیترین مطلب این هست که اسمهای ما را خدا اساساً شیرین قرار داده برای ذائقه فطری، اگر شما نمیتوانی این شیرینی را بفهمی برای اینکه تو مشکل پیدا کردی امام که دروغ نمیگوید که(فَما أحلی أسمائَکُم).@ علی(ع) دروغ نمیگوید که قرآن بهار دل است اگر نمیتوانی از این بهار احساس بهار بودن بکنی تازهگی، طراوت، لذت، سرمستی به شما دست نمیدهد برای اینکه مشکل یک جایی هست باید در قلبت حلش بکنی آنها گزارش دادند که اینطوری هست گفتند این شیرین است.@ گفتند هندوانه شیرین است میخواهیم هندوانه را شیرین قرار بدهیم انگور را شیرین قرار بدهیمم سیب را اینطوری قرار بدهیم، اینطوری هم شد، گفتن غیر از اینها ما یک نعمتها و لذتهای دیگری هم داریم قرآن هم شیرین است اسمهای ما هم شیرین است.@ شیرین که فقط مصادیقش این نیست گفتند که اگر میخواهید دهانتان خوشبو بشود مسواک بزنید ضمناً صلوات هم بفرستید دهانتان را خوشبو میکند، دروغ که نگفتند گزارش دادند از یک حقیقت، از آن چیزی که خودشان خلق کردند دارند گزارش میدهند، پس چرا ما وقتی با قرآن برخورد میکنیم دلمان آن تازهگی را احساس نمیکند.@ چرا وقتی موسیقیهای فطری و بهشتی را میشنویم ما را نمیبرد در باغهای بهشت، چرا ما اصلاً دوست نداریم برویم آنجا یک قدمی بزنیم، چرا ما با رقصهای فطری جور نیستیم؟ ذائقه خراب است یاد خانه یاد قشنگی است بدانید از کجا آمدید دلت برایش تنگ بشود.@ آنوقت اگر کسی یاد خانهاش بیفتد اینجا قرار دارد؟ به خدا قسم اسم مرگ که میاید آنقدر برایش شیرین است اسم تولد که میاید خیلی برایش شیرین است از چه بترسم مگر کجا میخواهم بروم که بترسم، از طبیعتت بترس که خدعه نکند و سرت کلاه نگذارد ولی من میخواهم با فطرت متولد بشود طبیعت کجاست.@ طبیعت غلط بکند بخواهد بیاید من را اذیت بکند در دهانش بزن ساکتش کن ما آن جنبه را نبینیم که وقتی اسم مرگ بیاید بنشینیم بلرزیم و بترسیم آنجا خانهمان است از آنجا قبلاً آمدیم در آنجا در عالیترین درجات بودیم یک کم یادش بکنیم یاد خانه، یاد اصلت:@
(أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ) ببین با خدا میتوانی خودت را آرام کنی یا نه، اگر نمیتوانی آرام بکنی معلوم است که تو خودت نیستی این ذکر را داری میرسانی به طبیعت، به فطرت نمیرسانی فطرت بیچاره آن زیر دارد له میشود اصلاً با گوش فطری نمیشنوی.@ فطرت هست که وقتی اسم اصلش را میشنود آرامش پیدا میکند(تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ) یعنی فطرت خودت، ولی ما گوشمان چون طبیعتگرا شدیم و ما بر اساس طبیعت همه کارهایمان را انجام میدهیم تصمیمگیریها و ارتباطات و خوش آمدن و بد آمدن و لذتها و دردها و شادی و کسالت و غصههایمان همهاش بر اساس مسائل طبیعی دارد صورت میگیرد نه بر اساس مسائل فطری.@ بنابراین وقتی قرآن به گوش ما میخورد به گوش طبیعت میخورد به گوش فطرت نمیخورد طبیعت هم از قرآن که خوشش نمیاید، مگر خدا دروغ گفته که دلتان را من یکطوری خلق کردم این اعتبار که نیست حقیقت این دو نظام است.@ میگوید من نظام شما را یکطوری خلق کردم از جنس خودم است وقتی که پیامی از من یعنی همجنستان به شما میرسد قلقلکتان میاید خوشحال میشوید آرامش پیدا میکنید لذت میبرید پس اگر این پیام دارد میاید قرآن دارد پخش میشود و من این احساس به من دست نمیدهد معلوم است که با همجنس قرآن را گوش نمیدهم.@ فرمود(المُؤمِنُ فِی المَسجِد کَالسَّمَکِ فِی الماء) ببین مغرب قلقلکت میاید که الان قرار است بروی در صف نماز جماعت بیایستی یا نه، ببین در فضای مسجد رقصت میگیرد یا نمیگیرد، دوست داری در آن با آرامش بنشینی، دوست داری نیم ساعت جلوتر به مسجد بروی قرآن و مفاتیح را باز کنی اصلاً در آن فضا بنشین دیگر هیچ کاری نکن.@ بنشین نگاه کن لذت ببر خودت را آرام کن، ببین اینطوری میشوی، اگر میشوی خوش به حالت، و اگر نمیشوی بجُنب وقتی نمانده. (یا أبناءَ العِشرین جِدّوا وَ اجتَهِدُوا) بدوید تلاش بکنید بجنبید خیلی حدیث قشنگی است شروع میکند 20 سالهها، 30 سالهها، 40 سالهها همینطوری میگوید بجنبید وقتی دیگر نمیماند و دیر میشود.@ خودت را زودتر برای بهشت آماده کن قرار است انشاء الله به آنجا متولد بشوی بجُنب تزکیه کن آلودگیها را دور کن سعی کن با فضاهای فطری آشنا بشوی با خوراکهای فطری آشنا بشوی یک کمی استبراء کنی آن غذاهای آلوده را دور بریزی تا یکذره بتوانی نفس بکشی در فضاهای فطری بتوانی لذت ببری از خدا، از بهشت.@ ببینید امام سجاد چقدر قشنگ میگوید(یا نعیمی و جنتی یا دنیای و آخرتی) ای نعمت من ای بهشت من ای دنیای من ای آخرت من، تا حالا شده به خدا بگویی فدایت بشوم، نه از روی اینکه حماسی فکر کنی من میخواهم شهید شوم خیلیها حماسی میخواهند کشته بشوند میگویند ما در راه دین و اسلام کشته میشویم یک فکرهایی هم برای خودشان دارند.@ من در جبهه مجروح شده بودم من را آوردن در یکی از بیمارستانهای پشت خط، یک اصفهانی گفت یک تَرکش خوردیم نزدیک بود تالاپی بیافتیم در بغل این حوریه نشد، حالا بعضیها حماسی میخواهند کشته بشوند.@ نه اصلاً آن قضیه را ول کن بیرون بیا آن هم یک هوس است به خود خدا بگویی این خیلی قشنگ است(عَبدُکَ فِداک) بندهات فدایت بشود، تا حالا شده آنقدر از او خوشت بیاید و بگویی بندهات فدایت بشود؟ تا حالا دیدی واژه کم بیاوری در مورد خدا، میخواهی خطابش بکنی به او چه بگویی؟ این خیلی خوب است زود بجُنبید دیر میشود.@ 20 سالهها دیر است بجُنبید آنها که بالاتر هستند بیشتر دیر است چون ما دیدیدم در خودمان 13 ـ 14 سالهها را که چقدر با خدا لذت بردند به خدا قسم من زیاد در این جبهه دیدم بچه 13 ـ 14 سالههایی که مکاشفات داشتند حرفهای قشنگ، دیدنیها، چه چیزهای دیدن چه چیزهایی شنیدن، ببینید خدا چقدر به آنها حال داد.@ راه را برایشان بسته بود؟ نه، چه شد آنقدر به آنها حال دادند؟ چرا بنده که الان دارد چهل سالم میشود هنوز نچشیدم؟ چه شد آنها چشیدند و لذت بردند باز شد، از آنها دریغ شد؟ نه، در خود ما بودند در خود شما بودند برادر شما، همسایه شما، دوستان شما ببینید آنها کجا رفتند پس میشود، میتوانید، چرا آنها توانستند.@ شما هیچی از آنها که رفتند کم ندارید واقعاً میتوانید، و اولین مرحله همین است که بدانید میتوانید و به خودتان تلقین بکنید که میتوانید و خدا هیچ دریغی برای شما ندارد آغوشش باز منتظر شماست وقتی خودت را لایق دوستی نمیبینی مشکل از خودت است او که خیلی دوست دارد با شما دوست بشود.@ تو وقتی در خودت نمیبینی که با خدا بپری با معصومین رفیق بشوی با امام زمان(ع) دوست بشوی با علیاکبر با اباالفضل العباس با این عزیزان با این دوستان قشنگ و دوستداشتنی در خودت نمیبینی که رفیق بشوی مشکل از خودت است.@ تو بگو ما در خودمان میبینیم که با شما رفیق بشویم ببین اگر راه باز نشد خودمان را دست کم میگیریم، ما الان فلان کسی در خانه یا فامیل ما را تحویل نگرفته اعصابمان خورد است به هم ریخته برای اینکه کوچک هستیم خدا تحویلت بگیرد امام زمان تحویلت بگیرد پیغمبر تحویلت بگیرد اینها خوب است که آدم را تحویل بگیرند.@ حالا چه فایده که همه دنیا ما را تحویل بگیرند وقتی پیش اینها عزیز نباشیم چه فایدهای دارد فکر این باش دنبال این باش که این تحویلت بگیرد(إستعداداً له) برو خودت را آماده کن زیرک و زرنگ باش بعد هم این بساط برچیده میشود.@ فقط زیرکها، به قول آیت الله مصباح یزدی فرمود پاچهورمالیدهترین آدمها کسانی هستند که در این فرصت با خدا رفیق شدند یعنی در خال زدند یک نفر را دیدی یک مهمانی دعوت میشود اول یک جایی دعوت شده اگر با صاحبخانه طرح دوستی بریزد دیگر تمام است بقیه همه را داری.@ زیرکترین آدمها در این دنیا از اول خلقت تا قیامت فقط کسانی هستند که با صاحبخانه رفیق شدند پخمهترین و احمقترین و کودتترین آدمها کسانی هستند که اصلاً صاحبخانه را هم ندیدند چه بسا بخواهد به فکر این باشند که با او رفیق باشند.@ آدمهای متوسط و معمولی نه زیرکها کسانی هستند که با آنهایی که صاحبخانه به آنها میدهد سرگرم میشوند با نعمتها سرگرم میشوند با آن مستی نعمتی که جلسه قبل گفتم سراغشان میروند غرق و مست نعمتهایی که خدا داده میشوند از خود صاحب نعمت و صاحبخانه غافل میشوند.@ باید زرنگ باشیم عمر تمام میشود چیزی نمانده میرود بعداً در سر خودمان میزنیم که با صاحبخانه هیچ رفاقتی برقرار نکردیم با دوستان نزدیکش، قرآن میفرماید اینها دستشان را گاز میگیرند(يا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلاً) ای کاش با پیغمبر یک راهی داشتم ای کاش با فلانی در دنیا یک کاری میکردیم یک راهی باز میکردم.@ این الان اینجا همهکاره است من هم با او هیچ راهی ندارم هیچ ارتباطی ندارم دیدید در کارهای دنیایی یک کسی کارش گره میخورد پیش یک نفر هیچ راهی ندارد پیش هر کس میرود میبیند راهی ندارد که به آنطرف نفوذ کند و اگر چند نفر آدم پیدا کند که رفیقهای خودش باشند و آن رئیس اصلی را هم بشناسند با آن هم خوب باشند چه احساس آرامشی میکند و با چه قدرتی جلو میرود.@ میگوید من رفیقها و همه دوستانم رفیقهای او هستند اصلاً خود من با او رفیق هستم خدا را شکر که کارمان پیش رفیقمان گیر کرده خدا هم خیلی رفیقباز است آنقدر رفیقباز است که حد ندارد اصلاً از باب رفاقت برخورد میکند.@ دیگر اصلاً بحث حساب و کتاب و عدالت و میزان نیست خیلی رفیقانه برخورد میکند شما با رفیقان چگونه برخورد میکنید از آنها حساب و کتاب که نمیکشید(إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَ نَهَرٍ فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ) متقین در بهشتها و نهرها هستند در نشیمنگاه صدق در نزد پادشاه مقتدر، اصلاً میگوید اینها را برمیدارد پیش خودشان میاورد.@ قیامت نه در بهشت نه در جهنم نه در صراط نه در صحنه محشر هستند اصلاً نمیگذارد آنجا بروند اصلاً همان موقع که آنها را از قبر در میاورد پیش خودشان میبرد جای دیگر، بهشتیان میگردند در بهشت پیدایشان نمیکنند در جهنم نمیبینند در صراط نمیبینند در صحنه محشر نیستند بعد از یک مدت پیدایشان میشود میگویند شما کجا بودید؟@ میگویند پیش خود خدا بودیم، ببینید چقدر راجع به شهدا قشنگ صحبت میکند(وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ) ما را تا پشت دیوارهای برزخ بردند و نشد، (عِنْدَ رَبِّهِمْ) چه کسی میفهمد یعنی چی، پیش او یعنی چی، ما الان فرصت داریم که(عند اللهی) بشویم(وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ).@ قرآن چقدر قشنگ میگوید یک جا میگوید(وَ الْآخِرَةُ خَيْرٌ) آخرت خیلی بهتر است به دنیا نفروشید ولی یکجا برای کسانی که زیرکتر هستند نمیگوید آخرت بهتر است میگوید(وَ اللَّهُ خَيْرٌ) خدا بهتر است بهترین کس اگر قرار است کاری بکنیم با او رفیق شویم.@ حدیث بعدی از امیرالمؤمنین(ع) (أحزَمُکُم أزهَدُکُم) دوراندیشترین شما کسی که بیشتر زاهد باشد یعنی میداند هر چقدر اینجا بهرهبرداری کند به ضررش تمام میشود در بهرهبرداری نکرده از بقیه سبقت میگیرد.@
یک قاعده است هر چه اینجا بهرهبرداری کنی باختی، فکر نکنید یک لذت اینجا برایت مفت تمام میشود گران تمام میشود امیرالمؤمنین(ع) و اهل بیت را نگاه کنید ثروتمندترین آدمها بودند اما نعوذبالله آدمهای ابلهی نبودند زیرکترین انسانها بودند نمیخواستند بهرهبرداری کنند.@ حضرت زهرا(س) خواب میبند که درخواست یک انگشتر میکند انگشتر را برایش میفرستند انگشتر دنیایی و زیبایی را دستش میکند بعد وارد بهشت که میشوند روی تخت سوار میشوند میبینند تختشان سه پایه دارد میگویند پس چرا این سه پایه دارد؟@ عرض میکنند که یکی از پایهها کَنده شد انگشتر در دست شما شد، حضرت میگوید این انگشتر را نمیخواهم همین پایه تخت را میخواهم غنیمتگیری نیست که بگویی دارند میخورند و میبرند، اینها آدمهای کودنی هستند که دارند میخورند و میبرند.@ اینها از سهم کجا دارند میخورند؟ سهم هر انسانی از لذت و رنج مساوی است هر چقدر اینجا در لذت بیافتی از آنطرف کم میشود حالا بدوم بخورم و ببرم، من بدوم بروم فلان میز را بگیرم چرا بقیه بخورند ما نخوریم، یا فلان فلان شده عشق و حالش را بکنند پس ما چه کاره هستیم مگر ما اینطوری هستیم.@ بیخیال اینها یک جیفه است دارند میخورند(جیفَۀٌ وَ طالِبُها کِلاب) سر و تهاش را جمع بکنی یک مردار بیشتر نیست اینقدر هول نزن ول کن بعد هم خیلی بد است ما اینجا خدا را داریم مگر ما از خدا لذتی نمیبریم که طالب لذت دیگری هستیم.@ مگر از معاشرت با پیغمبر مگر اینجا معاشرت با خودشان را از ما گرفتند و فقط برای آنجا گذاشتند مگر مهمانیهای آنچنانی و بزمهای پر عشق و نوش و عیاشیها و کیافیهای عالی بهشتی را اینجا از ما گرفتند گفتند فقط در بهشت گیرتان میاید!.@ تو چرا از اینها لذت نمیبری تو اگر از اینها لذت ببری فردا به فلان کس که در خیابان فلان کار را میکند اصلاً نگاهش میکنی که من کاشکی جای فلانی بودم، نگاهش میکنی؟ چهار تا آجر سر هم گذاشته یک رنگ به چیزی زده چهارتا حلبی را رنگ زدن و در آن نشستن دلت را میبرد احساس عقده میکنی؟@ بدبختی ما این هست که ما از اصل هیچ لذتی نمیبریم از بهشت که در اینجا نصیب ما کردند و از نداشتن آنها هم داریم حرص و جوش میخوریم غصهدار میشویم میدانی خدا اینجا به تو چه داده تمام حسرت مال این هست که ما بعداً آنجا برویم بفهمیم که چه کلاه گشادی سرمان رفته چه چیزهایی را میطلبیدیم.@ جیفه و مردار و مدفوع میخواستیم دنبال مگس بودیم و خدا در همینجا برای ما چه چیزهایی قرار داده بود نه در آخرت و مرگ و بد از مرگ و برزخ، اینجا برای ما چه چیزهایی قرار داده این حسرت خیلی کشنده است بعداً میفهمیم که زرنگها کجا میرفتند ما چقدر کودن بودیم دنبال جیفه میدویدیم خواب جیفه میدیدیم.@ طراحی جیفه میکردیم چطوری به جیفه دسترسی پیدا کنم چهار نفر را که میدیدیم با این جیفه و مردار دارند چند کفتار میکَنند میگفتیم خوش به حالشان کاشکی ما هم این مردار را میخوردیم.@ یکی از اولیاء خدا بود میگفت ما هر وقت از درس علامه بیرون میامدیم هر وقت چشممان میخورد به این پولدارهایی که در این ماشینها نشستند آنقدر دلمان برای این بیچارهها میسوخت که نگو، اگر بداند گرفتار چه مرداری شده.@
در خیال خودشان در کجاها، حقیقت را دریاب، سراب را ول کن کل دنیا قرآن فرمود(فَكانَتْ سَراباً) همهاش سراب است فرمود(ضِلٌ زائِد) سایهای هست که بعدش میرود سایه است هیچی نیست میرود حقیقت را بچسب.@ دنبال آب باش اینجا آب هست بیایید از آب بخورید دنبال چیز دیگری نروید دنبال مردار نروید(كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ) طیبات را برای شما گذاشتیم ما اینطوری نیستیم ما ظاهراً هم مینشینیم برای امام حسین گریه میکنیم.@ برای اهل بیت مراسم میگیریم شب قدری هم میاید و میرود روزه هم روزه نشد روزه یعنی صیام یعنی خودداری از جیفه یعنی تمرین اینکه به جیفه نگاه نکنیم تمرین اینکه کاری نداشته باشیم.@
میگوید این دهان حیوانی را ببند این ماه رمضان بیا از ما استفاده کن بیا ذائقهات را تمرین بده ماه رمضان بیا تمرین بده بیا غذاهای بهشتی بخور ببین چه میشود ما یک ماه مثل آدمهای عقدهای عمل میکنیم روزه میگیریم از سحر تا مغرب بعد از خدا انتقام میگیریم.@ کسی که از غذای بهشتی که خدا در طول روز در ماه مبارک در اختیارش گذاشته متنفر است سفرههای آنچنانی میاندازیم با چه عقدهای که از خدا انتقام بگیریم شاد میشویم وقتی عید فطر میاید کیف میکنیم روزشماری میکنیم که این ماه رمضان بگذرد و برود.@ امام سجاد(ع) میگوید سلام بر تو ای عید بزرگ خدا(السلام علیک یا عید الله الأکبر) سلام بر تو ای عید بزرگ خدا، ای عید دوستان خدا، میگوید مجرمین چقدر از آمدن تو ناراحت میشوند و چقدر از رفتن تو شاد هستند و بعد میگوید من چقدر از آمدن تو خوشحالم و از رفتنت دلتنگ هستم.@ میگوید تو فرصت خوبی برای ما بودی خوب مصاحب و رفیق ما بودی ای ماه مبارک، ما را به کجاها بردی از طریق تو بهترین چیزها گیر ما آمد، ما واقعاً اینطوری هستیم؟ ما از جیفه نخوردن ناراحت هستیم و الان دستمان هم به آن نمیرسد اعصابمان خورد است.@ یکسره داریم نقشه میریزیم از اینکه شرع و ترس از جهنم دست و پایمان را بسته اعصابمان خورد است به شوق خدا از این جیفه که دست نکشیدیم از ترس از جهنم از این جیفه دست کشیدیم برای همین عشقمان به این جیفه سر جای خودش هست میگوید میترسم بیایم تو را بخورم چون چوب میخورم و الا خیلی دوست دارم تو را بخورم.@ (أزهَدُکُم) یعنی عزیز من بخور بخور دیگران خیلی دلت را نبرد، هم سن و سالهای من الان دارند چکار میکنند از ما بهتران دارند چکار میکنند عشق دنیا را اینها دارند میکنند، اینها دارند عشق دنیا را میکنند مگر عشق فقط در دنیاست؟@ نه خیر عشق دنیا را اینها نمیکنند عشق دنیا را شما میکنید که در دنیا بهشت را آوردید اینجا و حال میکنید عشق دنیا زرنگها و زیرکهایی بودند که همینجا با صاحبخانه رفیق شدند و ارتباط برقرار کردند و حال کردند نقد هم هست.@
امروز نقد اینجا هست بایستم بهشت با خدا حال کنم مگر خدا اینجا نیست مگر اینجا نمیتوانم با او حرف بزنم رفت و آمد برقرار کنم مگر پیغمبر نیست مگر امام حسین و اما زمان و اهل بیت نیستند مگر بهشت نیست مگر موسیقیها و رقصها و عیاشیها و کیافیهای باحال اینجا نیست که من بایستم آنجا بعداً، نه همینجا.@
ببین چه با رقص میگوید مرحوم الهی قمشهای، غزل است بدمستیهایش را شما بخوانید اینجا عشق و حال را بکنیم عشق را شما میکنید ولی اگر عشق کردید دیگر خدا را به کسی نفروشید بد است ما خدا را بفروشیم دنبال جیفه برویم.@ اگر چشمت دنبال جیفه دیگران میخورد باشی معلوم هست که رفاقت برقرار نشده تو داری اینجا به ترس از جهنم سراغ این جیفه نمیروی کسانی که از سیاسیون ما الان میبینید چسبیدند به بیتالمال دارند میخورند علی(ع) میفرماید مثل اینها مثل شتری هست که مدتها تشنگی کشیدند در بیابان بعد وقتی به آب میرسند آنقدر میخورند که میترکند.@ آنهایی که الان چسبیدند به بیتالمال و به قول مقام معظم رهبری اشرافیگری میکنند با بیتالمال برای اینکه آدمهای عقدهای بودند آنهایی که مبارز بودند آنهایی که در زندانهای شاه بودند آدمهای عقدهای بودند از ریشه خراب است از علما و آخوندشان بگیرید تا بقیه.@ از هم لباسیهای خودم دارم میگویم تا بقیه، که به کسی برنخورد تا سپاهی و آنهایی که الان چپه کردند یاران امام چسبیدند و چطوری دو به این چنگ و دو به آن چنگ و دو به دندان دارند بیتالمال را غارت میکنند برای این هست که اینها از خدمت لذت نمیبرند مثل شهید بهشتی و رجائی.@ اینها لذتشان در کارشان نیست اینها لذتشان از اینکه امام زمان از آنها راضی باشد و بگوید بارک الله خوب سربازی برای من بودی خوب توانستی دست شیعیان من را بگیری کمکشان کنی از فشار معیشت زندگی آنها را در بیاوری به آنها توسعه بدهی این به اینها لذت نمیدهد.@ اینها خودشان بخورند لذت میبرند از اینکه بقیه بیکار بشوند از اینکه 5/1 میلیون بیکار بشوند 5/3 میلیون بیکار به جایی برنمیخورد ما داشته باشیم با هفت پشتمان بخوریم بقیه خوردند خوردند نخوردند نخوردند.@ مقام معظم رهبری میگوید بزرگترین وظیفه دولت، مجلس، نظام این هست که با دزدیها و سوء استفاده اقتصادی با فقر و فساد و تبعیض مبارزه بکند آقایان میگویند که ما در مجلس وقتمان گرفته میشود بخواهیم راجع به این حرف بزنیم مجلس وقت ندارد راجع به این حرفها حرف بزند.@ خیلی صریح ما وقت نداریم در مجلس از این حرفها بزنیم دولت هم وظیفهای ندارد خداوند میفرماید(الخَلقُ عِیالی) خلق عیال من هستند بهترین شما در نزد من کسی است که به خلق من به عیال من به خانواده من بیشتر خدمت بکند.@ یک خادم یک مدیر عشقش این هست که شب میاید میایستد جلوی خدا میگوید خدایا به خانوادهات خوب رسیدگی کردم یا نه، از این کیف میکنم که به خانواده تو رسیدگی کردم ای خدا، شکم سیر کردم، مشکل حل کردم، دختر شوهر دادم، پسر زن دادم، گرفتاریهای دیگر را حل کردم، خودم را در اختیارشان گذاشتم خادم بودم.@ کسی که خادم خانواده خدا باشد خدا او را کجا میبرد خدا با همچین کسی که به خانواده خدا خدمت کرده چکار میکند به او چه میدهد از این مسئولین و مدیران ما لذت نمیبرند اینها از خود جیفه لذت میبرند در آنها کم هستند که از خود خدمت به خلق خدا لذت ببرند غنیمت گرفتن این امانت الهی را و فکر میکنند خیلی بُرد کردن.@ (أحزَمُکُم أزهَدُکُم) دوراندیشترین شما کسی است که زهد بیشتری دارد یعنی دنبال این نباشد که بخواهد جمع کند و بخورد و ببرد، خوب است جمع کن بخور و ببر ولی به مقیاس ابدی اول به خودت نگاه کن و بعد فرمود به اندازه طول اقامتتان در آخرت برایش کار بکنید خودت میخواهی بخوری و لذت ببری یک مقدار کار و تلاش کن.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@