جلسه 033 - شرح حدیث عنوان بصری
شماره جلسه
33
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 033 - شرح حدیث عنوان بصری

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره تفسیر دوراندیشی بود که دوراندیشی یعنی چی آخرین روایت از امام حسن عسگری(ع) بود که دوراندیشی مقداری دارد و اگر از آن مقدار بیشتر بشود تبدیل به ترس و وسواس و بزدلی و تزلزل میشود دوراندیشی یعنی اینکه انسان این چند مرحله را خوب انجام بدهد فکر بکند با بستر ابدی و توجه داشته باشد که ماده فکرش ماده تولد تا مرگ نباشد.@ ماده فکرش ماده تولد تا بینهایت باشد براساس این با تکیه بر منابع شرع مقدس بخصوص احکام الهی، فقه و دستورات الهی تفکر بکند اگر آگاه نیست مطالعه بکند تا ماده فکری ابدی پیدا بکند بعد در ماده فکری ابدی فکرش را به کار بگیرد.@ اگر سخت هست نمیتواند در مرحله بعد از مشاوری که اینچنین هست استفاده کند مشاوری که هم با مبنای ابدی فکر میکند و هم با مبنای ابدی ما را دوست دارد و نگاه میکند و باید تخصص هم داشته باشد صرف اینکه یک مشاور با مبنای ابدی فکر بکند و ما را نگاه کند و ما را دوست داشته باشد کافی نیست.@ باید مشاور علاوه بر اینها در آن کار تخصص داشته باشد گاهی وقتها هست احتیاجی هم نیست که نگاه ابدی داشته باشد صرف تخصص کافی هست به شرط اینکه آدم باتقوا و خداترس و منصفی باشد انسان را گول نزند و فریب ندهد کلاهبرداری نکند.@ این مرحله دوم بعد از مشورت، بعد از این مشورتی که با ذویالعقول کردید دیگر تصمیمگیری هست، استخاره بکنیم یا نه؟ ترجیحاً بهتر هست که نکنیم یعنی ما بهتر هست که با تکیه بر همین مشورتها جلو برویم اینطور نباشد که هر کارمان را آخر سر ختم به استخاره کنیم استخاره مال مواردی هست که عقل خیلی راه به آن پیدا نمیکند.@ یک گنگی و یک ابهام خاصی به سراغ ما آمده که شاید در مشورت نتوانیم از پس آن بربیاییم حالا آن موقع یک استخارهای هم بکنیم خوب هست و الا خداوند ذهن ما را و منابعی که در اختیار ما قرار داده عقل ثروتی که در اختیار ما قرار داده به عنوان عقل و منابع دینی کافی هست.@ برای اینکه ما بتوانیم زندگیمان را اداره کنیم و تصمیمگیری در زندگیمان بکنیم همیشه احتیاج به یک عامل سومی به نام استخاره نیستیم آن موارد خاصی هست که حالا آدم در آن یک استخارهای هم میکند از این به بعد وقتی قضیه روشن شد به هیچ وجه حق نداریم معطل کنیم معطلی خلاف عقل و احتیاط هست.@ هم ترسو بودن هست هم خلاف عقل و احتیاط هست که باید با آن مبارزه کنیم و این را کنار بگذاریم بعد از اینکه مشخص شد با استحکام و قدرت جلو میرویم و از خداوند تبارک و تعالی در این راه کمک میخواهیم.@ روایت بعدی از امیرالمؤمنین(ع) هست میفرماید(إنَّ مِنَ الحَزمِ أن تَتَقُوا الله وَ إنَّ مِنَ العِصمَۀِ أن لا تَغتَرُوا بالله) میفرماید که از دوراندیشی این هست که از خدا تقوا داشته باشید تقوای الهی را پیشه کنید و از عصمت یعنی بیگناهی و دور بودن و مصون بودن، و مصون بودن این هست که انسان مغرور به خدا نشود غرور به خداوند تبارک و تعالی پیدا نکند.@ در مورد قسمت اولش که فرمود(إنَّ مِنَ الحَزمِ أن تَتَقُوا الله) از دوراندیشی این هست که انسان تقوا پیشه کند برای اینکه این را باید بدانیم که ما در حرکتمان به سمت ابدیت با شرائط زیستی ثابت روبهرو هستیم بهشت.@ برزخ که فقط جای مطلوب ما آنجا هست جهنم جای مطلوب ما نیست به درد ما نمیخورد و در آن شقاوت و غم و بدبختی هست ما تنها در صورتی خوشبخت هستیم که سالم متولد بشویم برای سلامت باید بدانیم که شرائط زیستی برزخ شرائط ثابتی هست و فقط با شرائط خاصی ما میتوانیم خوشبخت وارد برزخ بشویم.@ جنین را اگر توجه کنید جنین باید خودش را با شرائط زیستی ثابت دنیا هماهنگ بکند اینکه آنجا چکار بکند و چطوری دلش میخواهد باشد فعلاً با این کاری نیست، ما چه موقع میفهمیم که این درست عمل کرده؟@ زمانی که وقتی به اینجا آمد متناسب با شرائط زیستی دنیا با خودش تجهیزات آورده باشد یعنی درست متناسب با فرکانس اینجا گوش آورده باشد گوشش تنظیم باشد با فرکانس اینجا دقیقاً تطبیق داشته باشد چشمش با طول موج اینجا تطبیق داشته باشد.@ مثلاً الان بعضیها متولد میشوند میایند چشمشان هم میبیند بعدها میفهمند که مثلاً در تشخیص بعضی از رنگها خطا میکنند دچار کوررنگی است یعنی این آن موقع که در رحم داشته چشم میساخته چشم ساخته چشم بینا هم ساخته ولی باز با بعضی از نواقص میاید چون کوررنگی دارد بعضی از رنگها را اشتباه میکند.@ دقیق با طول موج اینجا باید تطبیق بکند برای هوای اینجا دستگاه تنفس میخواهد که کاملاً باید بتواند با هوای اینجا تطبیق بکند با اکسیژن بتواند ارتباط صاف و بیمزاحمتی و بدون اشکالی را برقرار کند، کسانی که تنگی نفس میگیرند اشکال از کجاست فقط از هوای بیرون است یا از دستگاه تنفس است؟@ جایی که همه راحت تنفس میکنند مشکل این هست که من دستگاه تنفسم با هوای خارجی تطبیق نمیکند پس شرائط زیستی دنیا یک شرائط ثابت است یعنی جنین وقتی خودش را با شرائط زیستی دنیا تطبیق میکند سالم متولد میشود.@ عصمت و دوراندیشی یعنی چی و یا اینکه میگوید(أن تَتَقُوا الله)؟ تقوا یعنی خودنگهداری، خودنگهداری از ابتلا به بیماریهایی که تولد سالم ما را خدشهدار میکنند این تقوا میشود در مورد جنین تقوا به معنای این هست که جنین از ابتلای به بیماریهایی که تولد سالم او را خدشهدار میکنند خودداری بکند.@ یعنی در روند جنینی کاری نکند به چیزی دچار بشود که بعداً میخواهد متولد بشود گرفتار بشود از ساخته شدن سر اضافه پرهیز کند چون اگر بیدقتی کند ساخته میشود یک کمی غفلت بشود میبینید که سر اضافه تولید شد.@ بچه وقتی دو سر به دنیا بیاید دردسر است مزاحمش است یا غده یا دُم یا شاخ یا چهارتا دست میاورد یا پنج تا سر میاورد در شهرری بچهای با پنج سر متولد شده بود اینها خوب نیست مزاحم است یا گاهی وقتها کمبود است یکذره غفلت بکند دچار آسیبهایی میشود که چشم و گوش را با خودش نمیاورد اینجا گرفتار میشود.@ تقوای یعنی پرهیز از عواملی که به تولد سالم لطمه وارد میکند در حرکت به سمت ابدیت ما باید بدانیم شرائط زیستی برزخ و بعد شرائط زیستی فوق برزخ هر دو شرائط زیستی ثابت است.@ یعنی آنجا برای اینکه چشم ببیند و بتواند از بهشت استفاده کند بهشت الان حقیقتاً وجود دارد این باید از گوش ما بیرون برود که ما مدام به این مسائل اعتباری نگاه کنیم و فقط صرفاً از دریچه ارزشها به مسأله بهشت نگاه کنیم.@ بهشت یک شرائط فیزیکی و مادی خاصی هست که الان وجود دارد مثل اینکه الان رابطه مریخ با کره زمین چطوری هست در مریخ حیات در نازلترین درجاتش هست در زمین الان در عالیترین درجات حیات هست گفتیم رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر هست با دنیا.@ بنابراین الان ما از حیات و از نعمتهای خدادادی در دنیا به اندازه یک رحم بیشتر بهرهبرداری نمیکنیم یعنی شما اگر میخواهید بدانید تفاوت دنیا با برزخ چه هست تفاوت رحم با دنیا را بسنجید در رحم امکانات چقدر هست از همه جهت امکانات محدود است.@ وقتی به دنیا میایی تازه تو متوجه میشوی که امکانات و تنوع و بزرگی یعنی چی دنیا با همه عظمتش در مقابل برزخ و در مقابل بهشت، بهشت برزخی را فعلا میگوییم فعلاً کاری با بهشت بعد از قیامت نداریم در رابطه با بهشت برزخی نسبت به بهشت برزخی مثل یک رحم هست.@ بنابراین باید دقت کنیم که ما واقعاً شرائط فیزیکی و زیستی حقیقی در خارج از این عالم طبیعت وجود دارد که آنجا تطبیق با آنجا شرط لذت بردن از آن هست شرط بهرهبرداری از آن هست و اگر با آنجا تطبیق نداشته باشید دیگر نمیتوانید از آن استفاده کنید ورود به آنجا مساوی است با درد.@ در دنیا در این شرائط به این خوبی هست اما جنینی که خودش را با شرائط زیستی دنیا تطبیق ندهد لطمه میبیند وقتی اینجا بد میاید از هوایی که همه لذت میبرند او نمیتواند لذت ببرد برایش عامل درد میشود از فشار بیرون و درون اذیت میشود به خاطر اینکه با طول موج اینجا نمیتواند ارتباط برقرار کند کوری پیدا میکند.@ اذیت میشود از آن جهت که با فرکانس اینجا نمیتواند ارتباط برقرار کند دستگاه متناسب فرکانس اینجا را نیاورده باز اذیت میشود پس تقوا وقتی ترجمه میکنند که ترس از خدا، ترجمه دقیقی نیست ترس از خدا.@ تقوا یعنی پرهیز از هشدارهایی که خدا داده که تو مواظب باش ناسالم متولد نشوی یعنی خودنگهداری از چیزهایی که اگر خودت را نگه نداری و به آن آلوده بشوی جزء شاکلهات میشود وقتی به برزخ ورود میکنی مزاحمت است مثل یک دُم اضافه، سر اضافه، گوش اضافه، چشمی که روی پیشانی درآمده.@ خداوند تبارک و تعالی برای اینکه ما سالم متولد بشویم شرائط گذاشته و فرموده قید کرده که شما خوشبختیتان فقط در گرو سلامت هست(يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ) شک نداریم یعنی همانطور که مبنا در تولد سالم از رحم به دنیا به دست آوردن بدن سالم هست.@ مبنا در حرکت از رحم دنیا به شرائط زیستی برزخ روح سالم هست و بالاترش، روح سالم هم تعریف دارد وقتی میگوییم سالم یعنی مبنا داریم برای سلامتی و این باید با این مبانی جور در بیاید با اینها تربیت بشود این اطلاعات را فقط خداوند تبارک و تعالی به ما میدهد.@ یعنی هفت اطلاعات تخصصی که ما برای سالمسازی احتیاج داریم فقط در دست خداست و رهبران الهی که در قالب کتاب و سنت به ما عرضه شده برای همین پیغمبر وقتی میخواهد از دنیا برود خودش میگوید من آنچه که شما برای سعادت احتیاج دارید برایتان گذاشتم کوتاهی نکردم آن این هست که(إنّی تارِکٌ فیکُمُ الثِّقلَین کِتابَ الله وَ عِترَتی).@ شما با این دوتا ارتباط داشته باشید کتاب خدا و عترت سالم متولد خواهید شد به هیچ چیز سومی هم احتیاج ندارید با اینها اتصال داشته باشید سالم متولد میشوید وقتی میگوییم تقوای الهی یعنی در همین آموزشهای قرآنی و در همین آموزشهای سنت عواملی هستند به عنوان بیماری به عنوان چیزهایی که یا بیماری ایجاد میکنند یا ضعف یا نقص عضو.@ این سه تولدی که ما دوست نداریم با آنها متولد بشویم تولد ناقص تولد بیمار و تولد ضعیف، گفتن که طرف این چیزهایی که ممکن است به تولد شما آسیب بزند نروید وقتی میگوید تقوای الهی پیشه کنید یعنی از این عوامل بازدارنده تولد سالم پرهیز کنید این همان پرهیزگاری یا تقوا میشود.@ و الا خود خدا که ترس ندارد خود خدا اله و معشوق ماست ما برای چه از خدا بترسیم ما از خودمان باید بترسیم تنها مزاحمی که رابطه ما با خدا را خراب میکند ما از نظر فطرت که با خدا تطبیق داریم از خودش هستیم دوتا چیزی که با هم سنخیت دارند که از همدیگر تنفر ندارند به همدیگر جذب دارند(وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي).@ پس حقیقت من یک هدیه الهی هست که جنس خود خدا را هم دارد از خودش یک تکه کَنده در ما گذاشته برای همین هم میتوانیم شبیه و مثل او بشویم و دوستش داشته باشیم بنابراین ما با خدا مشکلی نداریم آنچه که مشکل دارد طبیعت هست که با خدا مشکل دارد وقتی میگوییم پرهیزکاری یعنی باید طبیعت را پرهیزش بدهیم.@ فطرت که پرهیز دادن ندارد فطرت از جنس خداست نمیشود به او گفت نکن مثل خدا مطلق است هر کاری که دلش میخواهد باید بکند(فَعالٌ لِما یَشاء وَ فَعالٌ لِما یُرید) هست باید آزادش گذاشت آنچه که بد است آزادی طبیعت و نامحدود بودن طبیعت هست طبیعت مزاحم میشود باید به طبیعت گفت نکن.@ به حیوانیت بگوییم صبر کنید ما انسان هستیم ما میخواهیم بینهایت بشویم پس تقوا ترس از خدا یعنی ترس از خدا برای اینکه با چهره طبیعی با او روبهرو بشوید نه با چهره حقیقی خودت، دنیا چهره ترسناکی ندارد.@ دنیا چه موقع بد است؟ زمانی که یک جنین نامناسب متولد به دنیا بشود تنظیم نباشد در صلح با دنیا متولد نشود وقتی در صلح با دنیا متولد نشد برخورد با این دنیا عذابآور هست شما وقتی زکام میگیرید از بوی غذا و بوی عطر بدتان میاید عطر بد است یا غذا بد است؟ هیچکدام، مشکل در ذائقه شماست.@ ما نمیتوانیم با یک چیز خوب ارتباط برقرار کنیم آن چیز خوب آزاردهنده میشود دنیا به این قشنگی را خدا آفریده خودش میفرماید(أَحْسَنَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ) یعنی از میان همه گزینههایی که خدا میتوانست برای قشنگیهای این دنیا انتخاب بکند و برای کمالش احسن گزینهها را خدا انتخاب کرده از این قشنگتر جا نداشته عالی کار کرده.@ اگر کسی نتواند با این احسنی که خدا احسن آفریده ارتباط خوب برقرار بکند مشکل از ماست ولی خدا میگوید اینجا جای قشنگ و خوب و دوست داشتنی است مشکل ما هستیم که نمیتوانیم با آن ارتباط برقرار کنیم خدا یعنی همین.@ در بحث معاد توضیح دادیم انواع تولدها و انواع لقاءها را، بسته به اینکه با کدام اسم خدا لقاء برقرار کنیم خداوند خواسته که ما با اسم رحمن و رحیم و غفور لقاء پیدا کنیم اما اگر نمیتوانی با این لقاء پیدا بکنی یعنی با رحمت و غفران سازگاری نداری مشکل از خودت هست.@ آنوقت با اسم منتقم و جبار خدا روبهرو خواهی شد با تجلی جهنم روبهرو خواهی شد جهنم یعنی عدم تطبیق با خدا، درد یعنی عدم تطبیق با دنیا، زمانی ما را درد میگیرد و اذیت میشویم که با شرائط زیستی دنیا رابطهمان خراب میشود به هم میخورد.@ زمانی عذاب و جهنم و فشار قبر به بالا تا قیامت و تا حشر و جهنم سراغ انسان میاید که انسان نمیتواند با بهشت تطبیق بکند وقتی با بهشت نتوانی تطبیق بکنی عذاب و جهنم میشود پس جهنم مخلوق بالذات خداوند نیست.@ خداوند بالذات فقط یک موجود را خلق کرده و آن بهشت است و ما را هم برای بهشت خلق کرده جهنم یعنی اینکه من با اختیار خودم یک کاری کردم که نمیتوانم با بهشت ارتباط برقرار کنم همین که نمیتوانی برقرار کنی جهنم میشود.@ برای همین هم خداوند در قرآن و در منابع دیگر داریم که کافر را اگر بهشت ببرند از بهشت زجر میبرد زجرش جهنم میشود این دو وجه بودن بهشت اینطوری است میگوید بهشت یک وجهش لذت است یک وجهش عذاب است.@ (باطِنُهُ فیهِ الرَّحمَۀ وَ ظاهِرُهُ مِن قِبَلِهِ العَذاب) اصل بهشت لذت هست مثل دنیا، وقتی نتوانی با آن ارتباط برقرار کنی همان جهنم میشود همان که نمیتوانی با آن ارتباط برقرار کنی پس جهنم مخلوق خودمان است خودمان با خودمان میبریم برای همین بزرگان ما با نگاه دقیق گفتند که نفس در جهنم نمیرود جهنم در نفس است.@ ما اساساً روز قیامت اگر کسی خدای نکرده دچار عذاب بشود چیزی اضافهتر از نفس خودش را نمیبیند یعنی تمام تجلیات نفس خودش هست جهنم کوچکتر از نفس است بزرگتر از نفس نیست نفس هست که همه را میتواند در بربگیرد چون فقط نفس انسان هست که خداوند نامحدود خلقش کرده.@ لذا جهنم با همه بزرگی و عظمتش در نفس ما هست خودمان با خودمان میبریم ایجادش میکنیم و با خودمان میبریم(إنَّ مِنَ الحَزمِ أن تَتَقُوا الله) دوراندیشی یعنی اینکه مواظب باشی که اینطوری با خودت نبری و اینطوری در خودت ایجاد نشود حواست باشد که تو ماهیت جنینی داری و دنیا برای تو رحم هست این تقوا میشود.@ اگر اینطوری حواست جمع بود انسان باتقوا میشود یعنی از چیزی که میداند قطعاً به او آسیب میزند مثل اینکه انسان از یک مار از یک دشمن فرار میکند فرار میکند مسامحه نمیکند کوتاه هم نمیاید این تقوا است.@ دوراندیشی یعنی از این تولد از این نوع ملاقات با خدا پرهیز بکنیم با چهره عبوس خدا با چهره منتقم و جبار خدا روبهرو نشوید با رحمت خدا روبهرو شوید دوراندیشی برای یک جنین یعنی با چهره زیبای دنیا روبهرو شود موقعی که در رحم هست یک کاری بکند که وقتی متولد شد خوب متولد شود دیگر از دنیا لذت میبرد.@ همین دنیا با این لذتبخشی و بزرگی و وفور نعمت و وسعتش برای کسی که نمیخواهد با آن تطبیق بکند منشأ عذاب و جایگاه عذاب میشود دوراندیشی اینکه تقوای خدا پیشه کنید یعنی ما پرهیز کنیم از اینکه در حالت قهر با خدا متولد شویم در حالت خراب بودن و شکرآب بودن رابطه با خدا متولد بشویم در صلح و آشتی با خدا متولد بشویم.@ (وَ إنَّ مِنَ العِصمَۀِ أن لا تَقتَرُوا بالله) عصمت را هم مصون بودن و بیگناهی ترجمه کردیم از مصون بودن و بیگناهی این هست که مغرور به خدا نشویم(يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ) چه چیزی تو را مغرور کرده؟@ این خیلی خطرناک است یکی از گناهان کبیره حدیثی داریم از امام صادق(ع) ایشان گناهان کبیره را از قرآن درآورده یعنی از بدترین گناه کبیره که شرک هست شروع میکند تا میرود تعداد زیادی گناهان را میگوید شاید دومی یا سومین گناه را حضرت میفرماید(الأمنُ مِن مَکرِ الله) اینکه انسان خودش را از مکر خدا ایمن بداند با معصیت با گناه با ناپرهیزی، غرور و اگر هم اهل تقوا و عبادت هست عُجب او را بگیرد اینها خطرناک هست.@ غرور ترجمه فارسیاش فریب است یعنی گول بخوریم(الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً) فرمود بدترین و زیانکارترین افراد کسانی هستند که تلاششان در دنیا بیخود و تباه است ولی خودشان فکر میکنند که خیلی کاردرست و خوبی هستند.@ این بدترین حالتی هست که انسان ممکن است دچارش بشود جهل مؤکد، نمیفهمد و نمیفهمد که نمیفهمد، خودش را خیلی فهمیده و کاردرست میداند. پدرم میفرمودند که من در روستا که بودم یک موقعی رفتم در باغ دیدم که یک کسی از این روستاییها دارد مشروب میخورد.@ به او گفتم که چرا این کار را میکنی پس فرق تو با این یهودیها و مسیحیانی که مشروب میخورند چه هست؟ گفت ما علی را داریم این غرور هست اینکه ما فکر کنیم یک مشکی میپوشیم و روضه میخوانیم و این همه از ثواب روضه و گریه میگویند، نه.@ (إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ). کسی آمده بود خدمت حضرت خیلی معروف بود به تقوا، زمان امام صادق(ع) حضرت یک روز این را تعقیب کرد دید این آقایی که خیلی معروف بود به تقوا و اسمی در کرده دید که این آقا میرود دزدی میکند.@ دَم نانوایی یا میوهفروشی دزدی میکرد بعد میرفت این را به فقرا میداد حضرت صدایش کرد چکار میکنی این چه کاری است دزدی برای چه میکنی؟ به حضرت میگوید مگر تو قرآن نخواندی؟ ایراد میگیرد، کجای قرآن؟@ اینکه(مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها) هر کس یک کار خیر انجام بدهد ده تا ثواب دارد و هر کس یک گناه بکند همان یک گناه را کرده ده تا گناه برایش نمینویسند، حضرت گفت چطور؟ گفت من دزدی میکنم این یک گناه، ولی این را به فقرا میدهم ده تا گناه میشود یک گناه از آن ده تا گناه کم میشود نُه تا میشود نُه تا ثواب میبرم.@ حضرت فرمود این استدلال تا اینجا درست است اما استدلالت ناقص است مگر نخواندی که قرآن فرمود(إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ) (إنما) یعنی فقط خدا از باتقواها قبول میکند باتقوا یعنی کسی که خیال برخورد با خدا را ندارد.@ انسان ممکن است یک موقعی گناه بکند و لغزش داشته باشد اما اینکه در حالت معمولی و روزانهاش خیال نداشته باشد معصیت خدا را بکند یعنی ثوابدانش را سوراخ نگه نمیدارد بعضیها اصرار به یک گناه دارد میدانند گناه هست ولی این را ادامه میدهند بعد هم میخواهند به تقوا و مسجد و هیئت و جبهه و جنگ برسند نمیشود.@ علت اینکه ما الان این همه بچه بسیجی و رزمنده میبینیم یا آخوند و حزباللهی و مبارز زمان شاه میبینیم که له شدند و گمراه شدند این هست که از اول ثوابدانشان سوراخ بوده تلاش زیاد میکردند مبارزه و تقوا و علم و این چیزها را برای خودشان داشتند.@ اما در جاهایی با خدا تعارض داشتند و آن قضیه را ول نکردند کوتاه نیامدند آدم سر از اینجا در میاورد انسان باید در طول روز خودش را با خدا درگیر نکند یعنی در صلح باشد وقتی به خودش مراجعه میکند میبیند که بنا ندارد در هیچ کدام از احکام جلوی خدا مقاومت کند هر چه میشنود بله باید همین را انجام بدهیم.@ میگویند با خانمت درست رفتار کن نمیتواند با خانمش درست رفتار کند نمیتواند حق همسرش را رعایت کند نمیتواند داد نزند و بداخلاقی نکند هر چه هم میگوییم این فشار قبر میاورد خدا انتقام زن را میگیرد با خدا روبهرو میشوی.@ حالا نمازشب میخواند مسجد هم صف اول میاید جبهه هم میرود کارهای خیر هم انجام میدهد نمیتواند گناه نکند در این مورد با خدا درگیر میشود و چون ثوابدانش سوراخ است هیچ فایدهای برای انسان ندارد.@ امام صادق(ع) میفرماید والله قسم که خداوند هیچ عملی را با اصرار بر یک گناه حتی نمیپذیرد دریا دریا عمل بکنی وقتی به یک گناه اصرار داری تمام است این قاعده است مغرور شدن به خدا یعنی اینکه ما مدام پشتوانههایی از معنویت و ذکر و صورتهای مقدس برای خودمان بسازیم این را پشتوانه برای یک گناه خاص قرار بدهیم.@ ما این همه سابقه داریم مبارزه هست جبهه و جنگ، خانواده شهید هستیم جانباز هستم بعد اینها را پشتوانه قرار بدهی یکجا سد را سوراخ کنی فایده ندارد سد یکجا که تَرَک بردارد بعداً همه را میبرد تقوا نه اینکه انسان گناه نکند تقوا یعنی اینکه در طول روز روحیه عمومی او روح حاکم بر او این باشد که من نمیخواهم در خدا با هیچ چیز مبارزه کنم.@ در مقابل خدا نمیخواهم مقاومت کنم وقتی حکم خدا را برایت میخوانند باد در بینیات نیاندازی اعصابت خورد شود و به هم بریزی، حرف را گوش کن همه کسانی که بعداً به مکتبسازی و انشعاب از دین پیغمبر، اسلام ناب رسیدند همه کسانی بودند که در یکجاهایی نمیتوانستند حرف پیغمبر را قبول کنند.@ قرآن میفرماید شما هرگز مؤمن نیستید تا اینکه پیغمبر را همیشه بر خودتان حاکم کنید همین بحثی که اول شرح حدیث عنوان گفتیم برای خودتان تدبیر نکنید خودتان را به خدا تسلیم کنید.@ بعد میفرماید(ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ) بعد اگر تو برایشان اظهارنظر کردی و بینشان قضاوت کردی در دلشان هیچ ناراحتی از قضاوتی که تو برایشان کردی پیش نیاید از حکمی که دادی صلح با خدا یعنی این، سلامت قلب یعنی من با هر کدام از احکام الهی روبهرو میشوم در من دافعه ایجاد نشود پس نزنم.@ بگویم من اگر جای خدا بودم این را نمیگذاشتم اینجا پیغمبر چرا اینطوری کرده من اگر جای پیغمبر بودم اینطوری میکردم، اصلاً برای چه خدا این کار را کرده، خدا را وقتی زیر سؤال میبری یعنی با او تعارض داری معشوق هیچ وقت زیر سؤال نیست.@ خدا نباید زیر سؤال برود عقلت هم به تو میگوید خدا زیر سؤال اساساً نمیرود اگر 4 2×2 ریاضی بکنی با 4 2×2 ریاضی با همان صرفاً جلو بروی خدا هیچ وقت زیر سؤال نمیرود اهل بیت ممکن نیست برای ما زیر سؤال بروند، اگر رفت یعنی تو درگیری و گرفتاری داری.@ نمیتوانی حکم خدا را بپذیری ممکن است ما صدتا از حکمهای خدا را بپذیریم ولی جلوی خدا روی یک حکم ایستادگی کنیم ساقط میشویم شیطان به خدا میگوید خدایا تو اگر من را از سجده به آدم معاف کنی طوری عبادتت میکنم که هیچ کس عبادتت نکرده خدا میگوید نه من همین یک کار را از تو میخواهم تو باید سجده بکنی.@ میگوید ما در همه کار مخلصت هستیم ولی این یکی را معذور هستیم شیطنت یعنی همین، تشبه به شیطان یعنی ما سالها ممکن است سوابق خوب عبادی داشته باشیم ولی یکجا که با حکم خدا روبهرو میشویم و خدا هم حتماً از ما امتحان میگیرد.@ آنجا به خدا بگوییم معذورم معذرت میخواهم ما نیستیم، یا یکجا گناه میکند آن بحث دیگر است پایش لیز میخورد بعد جبران و توبه میکند ولی یکجا هست ما سفت جلوی خدا میایستیم یعنی خیال داریم عمل نکنیم خیال داریم این دستور را زمین بگذاریم.@ یک آقایی اینجا آمد خانمش را کتک میزد بداخلاقی میکرد، من گفتم پسر خوب با این همه سوابق خوبی که داری سادات عزیز گفتم اسلام برای زن حقوقی قرار داده مرد دو حق بیشتر نسبت به زن ندارد بقیهاش را زن لطف میکند به عنوان یک وظیفه اخلاقی انجام میدهد.@ یک وظیفه این هست که شوهرش را تمکین جنسی بکند و یک وظیفه هم این هست که بدون اجازه شوهر از خانه خارج نشود اطاعت بکند جایی که شوهر راضی نیست نرود، بقیه را زن لطف میکند، میتواند دادگاه برود و بگوید من خانه این آقا کار میکنم این آقا به من حقوق نمیدهد.@ برای بچهداری برای شیر دادن بچهاش برای کاری که در خانه میکنم شرعاً هم به این تعلق میگیرد وقتی بدت میاید این حکم را میشنوی الان خودت را امتحان کن، دارم یک حکم دردآور برای شما میگویم که مردها خیلی تحملش را ندارند.@ وقتی اذیت میشوی و این حکم را میشنوی یعنی تو با خدا در صلح نیستی یعنی میگویی خدایا تو داری نعوذبالله حرف بیربطی میزنی این زور است کما اینکه یکجا گفتم یکی از آقایان مقدس بلند شد گفت ای آقا این حرفها چیست ما زن را برای چه میخواهیم؟@ گفتم این حرف را من نزدم این را پیغمبر و امام صادق فرمودند اعصابش خورد بود از دست پیغمبر و امام صادق، هر کاری کردیم مقاومت کرد گاهی وقتها میگفت چشم، بعد فردا باز همین کار را میکرد ما با خدا اختلاف داریم خدایی هم که زیر سؤال باشد خدا میگوید من همه چیز را خوب و قشنگ آفریدم همه چیز درست است.@ وقتی من به خدا میگویم تو بیخود کردی این کار غلط است من جای تو بودم کار دیگری میکردم این کار زور است این کار بیمنطق است یعنی با خدا هماهنگ نیستم بالأخره یکی این وسط باید اشتباه کند حالا شما میگویید که خدا اشتباه میکند.@ ادامه بده جلو برو به خدا خدایی میخواهی یاد بدهی اصلاً عقلت به تو میگوید که خدا اشتباه میکند یا نه، واقعاً عقلت را 4 2×2 کن حاکم بگذار عقل محض میگوید که خدا ممکن است اشتباه بکند؟ ظلم را از طرف خدا قبول میکند؟@ نمیتوانی بپذیری عقلت به هیچ وجه راه نمیدهد پس تو مشکل داری خودت را باید جذف بکنی خانمها هم نسبت به شوهرشان اینطوری است وقتی میگوییم حق شوهر اینطوری هست بدش میاید اعصابش خورد میشود، نمیخواهد زیر بار برود آی اسلام به زنان ظلم کرده زنان بدبخت هستند خدا پارتیبازی کرده این هم کافر هست کفر عملی دارد.@ لذا شما در قرآن میبینید هر جا یک حکم شرعی را میگوید کلمه کفر را هم به کار میبرد کسانی که متوجه این نکته ظریفی که میگویم نیستند آیه را خوب نمیفهمند مثلاً آیه دارد راجع به خمس میگوید و بعد میگوید(وَ مَنْ يَكْفُرْ) (وَ مَنْ كَفَرَ) بعد میگوییم خمس راجع به مسلمانان است کافر که یک بحث دیگر است نه.@ (وَ مَنْ كَفَرَ) به این حکم، (وَ مَنْ كَفَرَ) به این دستور، این دستور را میگوییم هر کس کفر بورزد و گوش نکند(أَبى‏ وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ) ما به تعداد مقاومتمان کافر هستیم هر تعداد مقاومت در ما باشد در آن مقاومت ما کافر هستیم به خدا ایمان نیاوردیم چون قرار نیست به خدا عمل کنیم.@ داریم در مقابل خدا مقاومت میکنیم این کفر میشود این یک شعبه از غرور به خداست اینکه من تکیه بدهم به کارهایم به نمازم به روزهام، اینهایی که مثلاً خیلی هم فشار ندارد، امام صادق(ع) میفرماید گریه که هنر نیست که آدم گریه بکند(لا تَغُرَنَّکُم بُکائُهم فَإنَّ التَّقوی فِرقَۀ) گریه افراد سر شما را کلاه نگذارد.@ گول نخورید که این آدم خیلی خوبی هست تا یک چیزی میگویند چقدر گریه میکند چه اشکی دارد تقوا در قلب است اشک 220 لیتر میریزم کاری ندارد طرف به امام حسین گریه میکرد میخواست سر امام حسین را هم ببرد عمرسعد گریه میکند.@ معاویه وقتی اسم امیرالمؤمنین(ع) را برایش میاوردند میگفت علی را برای من تشریح کنید علی را تشریح میکردند معاویه زارزار گریه میکرد ریاکاری نمیکرد جدی گریه میکرد با اخلاص برای امیرالمؤمنین گریه میکرد ولی جلوی خودش را نمیتواند نگه دارد.@ میداند علی حق است گریه هم میکند فاطمه(س) دختر امام حسین میگوید وقتی که یکی از لشگریان ابن سعد آمده بود که خلخال را از پای من بکَند خلخال حلقههایی هست مثل النگو یا دستبند که به مچ میبندند به پا هم میبندند، از پای من بکَند گریه میکرد و این کار را میکرد، گفتم چرا گریه میکنی؟@ گفت آخه من دارم دختر رسول خدا را غارت میکنم، بعد گفتم چرا این کار را میکنی؟ گفت اگر من نکنم یک کس دیگر میاید میدزدد بگذار گیر من بیاید. یا نماز، امام صادق(ع) میفرماید خیلیها نماز میخوانند به نماز عادت دارند نخوانند خودشان میترسند مخصوصاً نماز میخوانند که یکذره آرامش پیدا کنند.@ این نمازها برای این هست که پشتوانهاش باشد برای گناهان بعدی، بگوید ما که نماز را میخوانم انگشتر عقیق داریم تسبیح داریم کربلا رفتیم مکه هم میرویم، خوب که پشتش آماده شد برو دزدی بیتالمال، بیتالمال را غارت کن با تکیه بر سوابق انقلابی و دینی و مذهبی و با تکیه بر نمازشب و دعایت.@ یک قسمت از غرور به خداست که ما طاعت را پشتوانه گناه میکنیم حضرت میفرماید تفسیری که میکند طرف میگوید کاشکی همه گناهان ما اینطوری باشد عیب ندارد بگذار این یک گناه را هم ما کرده باشیم ایکاش گناه ما همین باشد اگر همه مردم مثل من باشند حالا چهارتا گناهی که ما میکنیم بکنند.@ کاشکی همه مردم مثل ما باشند غرور و فریب و ایمن از مکر خدا بودن یعنی این، همین نماز همین چهارتا حال خوش تو را میکشاند و تا ته جهنم میبرد مسجد ضرار داریم مسجد است عبادتگاه است جلوی پیغمبر هم ساخته میشود پیغمبر مأمور میشود این صورت مقدس را از بین ببرد و آتش بزند این یک قسمت.@ یک قسمت دیگر از غرور به خدا که خلاف احتیاط است این هست که انسان را عُجب بگیرد یعنی اینکه انسان کمالاتش سایه بیاندازد روی دیگران و دیگران را درست نبیند درست با آنها تا نکند برخوردی که با دیگران دارد.@ یا روی خدا حتی، گاهی وقتها انسان چنان شیفته اعمالش میشود که به خدا ناز میفروشد یک کسی آمده بود گفته بود که این دعا چیست که(إلهی عامِلنا بِفَضلِک وَ لا تُعامِلنا بِعَدلِک)؟ ائمه به ما دستور دادند که خدایا تو با فضلت با ما رفتار کن نه با عدلت.@ یک کسی از علما گفته بود که خدایا نه من کار درست هستم نمیخواهد به من فضل کنی با عدلت رفتار کنی من کار درست هستم قرآن میفرماید ما اگر بخواهیم مناقشه و ریزبینی بکنیم هیچ کدام یک از شما جان سالم به در نمیبرید(وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ) خیلیها را ما رد میکنیم و اصلاً ندید میگیریم که شما این هستید.@ اگر ما با اسم غفور و اسم عفو خودمان با شما برخورد نکنیم شما چیزی از شما نمیماند آنوقت این مغرور میگوید نه خدایا با عدلت با ما رفتار کن این خطرناک است عُجب هم سایه میاندازد در ارتباط با دیگران، دیگران را همیشه ریز و کوچک میبینیم چون سابقه داریم ما کار کردیم زحمت کشیدیم.@ آن موقع که بقیه علافی میکردند این آقا که از گَرد راه رسیده تا دیروز علافی میکرده من این موقعها داشتم عبادت میکردم زحمت کشیدم جبهه بودم عملیات بودم در بیمارستانها مجروح بودم در زندانها داشتم شکنجه میدیدم، این کار را خراب میکند این از صد تا گناه بدتر است.@ نبی اکرم(ص) فرمود(لَو لَم تَذنِبُوا لَخَشیۀُ عَلَیکُم هُوَ أکبَرُ مِن ذلِک العُجب العُجب) اگر گناه نکنید از فوق گناه بر شما میترسم چیزی که بالاتر از هر گناه دیگری است آن خودبینی و عُجب است سایه روی کمالات بیاندازد این کمالات تو روی دیگران سایه بیاندازد.@ دیگران را همیشه گناهکار و معصیتکار و عوضی و وضعشان خراب و سیه قلب ببینی و خودت را کار درست بدانی این خیلی خطرناک است زیرک آن عالمی هست که وقتی میخواهد خدا را قسم بدهد به اراذل و اوباش و فاحشهها قسم میدهد که مشکلش حل بشود این آدم زیرکی هست که بدتر از خودش سراغ ندارد این قاعده است.@ بزرگان ما فرمودند که اگر کسی بخواهد رشد بکند تا آخر عمر باید پستتر و گناهکارتر از خودش سراغ نداشته باشد و در درون خودش همیشه مطالعه کند به این همه تخلفی که ما میکنیم نسبت به خداوند و این همه مقاومتهایی که تا به حال کردیم و الان هم داریم میکنیم مراجعه کنیم نگاه کنیم که وضع خوبی نداریم کلی گرفتاری برای ما دارد.@ یک طلبهای آمده بود این دورهها را گذرانده بود یک مقدار از این درسها گوش کرده بود خیلی هم به او هشدار دادم که مواظب باش، از گَرد راه رسیده بود تحول روحی پیدا کرده بود بعد رفته بود طلبه شده بود بعد یک روز در همان اوائل طلبگی از قم به من زنگ زد گفتم اوضاع چه خبر است؟@ گفت این طلبهها حال آدم را به هم میزنند اینها مثل حیوان در هم میلولَند غافل هستند از یاد خدا و ذکر خدا، گفتم دست نگهدار صبر کن حیوانتر از خودت در قم سراغ نداشته باش و اگر اینطوری نیست بلند شو برو در مغازهتان کار کن.@ نمیخواهد قم بایستی اینطوری که نمیتواند آدم درس بخواند که آدم یکسره دیگران برایش زیر سؤال باشند آنوقت خودش را متصل به آسمان و عرش بداند اینطوری نمیشود.@ سعدی یک داستان قشنگی میگوید میگوید یک پدر و پسری مسافرتی به جایی رفته بودند بعد شب پدر بلند شد نماز خواند پسرش هم صدا کرد نماز خواند پسر بلند شد با تکبر و نخوتی به اینهایی که خواب بودند نگاه کرد و گفت اینها چقدر غفلت دارند پدر گفت تو هم برو بخواب نمیخواهد عبادت بکنی.@ تو بخوابی بهتر از این است که در پوست مردم بروی با مردم چکار داری وَر میروی تا یکذره خودت جلو بزنی برگردی اینها را با تحقیر نگاه کنی، نمیگویی که خدا به تو لطف کرده این را به تو داده خدا میگوید بعضی از بندگان من ظرفیت نمازشب را ندارند میدانم که این دوست دارد نمازشب بخواند.@ خودم مخصوصاً یک کاری میکنم که این بخوابد چون میدانم این بلند شود نمازشب بخواند به جان مردم میافتد فردا با این امتیازهای معنویاش با این تقوا و مکاشفه کردم و خواب دیدم و تو را سوسک میبینم الاغ میبینم فلانی را خوک میبینم از این حرفها فردا به جان مردم میافتد.@ روند عادی و شیرینی زندگی را از مردم میگیرد و اینها را در فشار میگذارد ادعاهای شیطان خیلی دخالت میکند در این کار، آنوقت یک طاغوت درست و حسابی در میاید میگوید به بندهام میگویم ثوابش را برایت مینویسم نمیخواهد بلند شوی نماز بخوانی.@ میگوید بعضی وقتها یکطوری عُجب او را میگیرد که مخصوصاً چهارتا گناه جلویش میگذارم یکذره گناه کند راحت و آرام شود ما وقتی گناه میکنیم رابطهمان با خدا خوب است دوست نیستیم این مال قسمت دوم عُجب است قسمت دوم عُجب این هست که انسان در کمالاتی که کسب میکند با خدا درگیر میشود.@ از خدا انتظارات عجیب و غریب دارد مثلاً چرا کفشهایم جلویم جفت نمیشود چرا در به روی من باز نمیشود چرا طیالأرض ندارم، یک کسی آمده بود سرش را روی پای من گذاشته بود و گریه میکرد میگفت خدا خیلی بیمعرفت است، گفتم چرا؟@ گفت من الان یکسال است دارم کاردرستی کار میکنم نه چشمم جایی را دید نه کفشی جلوی پایم جفت شد بالأخره من باید یک چیزی ببینم یک خوابی یک چیزی، گفتم تنها راهش این هست که این را از خدا نخواهی.@ خدا رحمت کند آقا مصطفی خمینی(ره) آدم ظریفی بود با این طلبهها میرفتند هفتهای یکبار باغی میگشتند یکی از این جوجه طلبهها دوست داشته با این بزرگ طلبهها باشد و با آنها بگردد خودش را میخواسته قاطی اینها بکند ما را هم ببرید آقا مصطفی گفت من به یک شرط تو را میبرم.@ این هم خوشحال شد گفت هر چه باشد شرط را انجام میدهم بالأخره با اینها میروم، گفت شرطش چیست؟ گفت شرطش این هست که با ما نیایی، گفتم تو تا وقتی که ارتباطت با خدا بر اثر شهوتهای معنوی یا شهوتهای عقلی است به هیچ جا نمیرسی من بروم به خدا نزدیک شوم مثل آقا میرزا علی قاضی اینطوری شوم.@ بعضیها این کتابها را هم میخوانند پرواز روح، شروعش از این کتابهای اینطوری بود پرواز روح آقای ابطحی و کتابهای دیگر را میخواندند بعد انتظار داشت که من حتماً این ذکرها را که میگویم در آسمان روی من باز شود.@ میرفت به ناامیدی میخورد بعد میدید هیچ راهی جلویش باز نشد سرخورده میشد اصلاً ول میکرد معنویت کیلو چند است ذکر برای چیست، این برای این هست که از اول با نفسانیت جلو رفتیم اینها هم شهوت است من چشم برزخی پیدا کنم اینها همه معامله و خودخواهی است.@ یک کسی میگفت من تا 80 سالگی یک خواب هم ندیدم فقط وظائفم را انجام دادم یک روزی در آن سنین بالا شاید 80 به بعد یک روزی از حرم حضرت معصومه(س) بیرون آمدم آنجا تازه مشرف شدم به محضر امام زمان(ع) حضرت پشتم زد گفت تا اینجا خوب است نباید معامله کنیم که حالا چی.@ سر کلاس این آقا میروید آیا این آقا کراماتی دارد؟ یک کسی میگفت شما این کلاسهای آقای امامی اینجا هست ایشان کرامات دارد شفا میدهد مرده زنده میکند، گفتم عزیز من کراماتش همین هست که این فرمایشات را میکند این کرامت است چرا ما اینطوری برخورد میکنیم این سایه میاندازد در رابطه ما با خدا، و کار را خراب میکند.@ خدا میگوید من برای اینکه راحتش کنم و لوس میشود به قول یکی از اولیاء خدا توقع کار بدی است حتی از خدا، میبینم که دارد رابطهاش با من خراب میشود میگوید دوتا گناه جلویش میاندازم آرام میشود.@ بعد میاید میگوید الهی العفو ما مخلصیم غلط کردیم، بعد با ما دوست میشود گناه گاهی وقتها خدا میاندازد لذا به داود میگوید داود صدیقین را بترسان و به گناهکاران مژده بده به صدیقین بترسان که مقام و صدقشان برای آنها غرور نیاورد و به گناهکاران مژده بده که من آنها را میبخشم.@ امام سجاد(ع) در صحیفه میفرماید(الهی مَن أنَا حَتّی تَغضِبَ عَلَیَّ) خدا من چه کسی هستم که تو بخواهی به من غضب بکنی من چه کسی هستم که تو بخواهی خشمت را متوجه من بکنی چه عددی هستم(فَبِعِزَّتِکَ ما یَزینُ مُلکِکَ إحسانی) به خدا به عزتت قسم که کارهای نیک و اعمال صالح من یکذره خلقت تو را نیکو نکرده تزیین نکرده اصلاً هیچ است کاری نکردم.@ من چه عمل صالحی دارم که مطرح بشود و بخواهد زیبایی در نظام خلقت تو ایجاد کند(وَ ما یُقَبِحُهُ إسائَتی) و کارهای زشت من هم این حکومت و مِلک قشنگ تو را لکه نمیاندازد اصلاً چیزی نیستم من چه کسی هستم اینطوری خوب است.@ در تعقیب نماز میخوانیم(وَ أسئَلُهُ أن یَتُوبَ عَلَیَّ تَوبَۀَ عَبدٍ ذَلیلٍ خاضِعٍ مِسکینٍ مُستَکینٍ مُستَجیرٍ لا یَملِکُ لِنَفسِهِ نَفعَاً وَ لا ضَرّاً) خدایا هیچی برای خودم ندارم نه عُرضه دارم نفعی را به سمت خودم جلب کنم نه عُرضه دارم بدی را از خودم دفع کنم.@ (و لا موتاً و لا حیاتاً و لا نشورا) هیچی بدبخت و مسکین و مستکین، این روحیه هیچ وقت تا آخر عمر نباید از انسان گرفته بشود بعضیها چنان با غرور عبادت میکنند عبادت میکند دستش را هم بالا میبرد اما طلبکارانه بالا میبرد خیلی بد است از خدا چه میخواهی، خدا از تو طلب دارد.@ (بَلِ الله یَمُنُ عَلَیکُم أن هَداکُم لِلإیمان) خدا به تو منت گذاشته تو سابقهای که خدا به تو داده لطفی که به تو کرده همان را میخواهی علیه خدا استفاده کنی اگر هر چه بوده که خدا به تو لطف کرده(ما أَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ) هر چه که از خدا برای شما حسنه بیاید خدا به شما داده بعد همانی را هم که به تو داده علیه خودش استفاده کنی.@ تقوا، ایمان، مبارزه، توفیق جهاد، توفیق عبادت، دعوتت کرده خصوصی گفته بیا با من حرف بزن پررو شدی برای خدا گردنکشی میکنی آن هم که این به تو داده تو از خودت چه داری اتفاقاً کسی که سابقه تقوا، مبارزه، جهاد، اعمال خیر دارد همیشه باید سرشکستهتر پیش خدا برود چون خدا به او زیاد داده.@ برای همین باید اول دعا یکی از کارهایی که شخص میکند نعمتهایی که خدا به او داده به یادش بیاید که خدا چه به او داده، ببین چقدر برایت سرمایه گذاشته و ریخته، تو چکار کردی؟ تو چه قدمی برداشتی؟ ما یکسره نداشتنها را در نظر میگیریم.@ ثروتها و نعمتهایی که خدا به ما داده در نظر نمیگیریم یکسره از جنبه اینکه نداریم و این جنبهای که خلأ هست با خدا روبهرو میشویم همیشه هم رابطهمان با خدا تجاری و بد میشود کسی که همیشه از خدا طلب دارد هیچ وقت نمیتواند عاشق و رفیق خدا بشود دوستی و صمیمیت بین او و خدا برقرار نمیشود.@ چون همیشه ما میگوییم چرا به ما ندادی، رابطه تجاری، این همه داد کافی است، تا حالا نشستی به آنهایی که داده از آنها لذت ببری و به خاطر اینها با خدا رفیق بشوی؟ یک انسان یک میلیاردم این را هم به ما محبت بکند تا آخر عمر یادمان نمیرود میگوییم این خیلی در حق من لطف کرد مگر خدا قابل مقایسه است.@ (وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لا تُحْصُوها) اگر بخواهید نعمتهای خدا را بشمارید نمیتوانید بشمارید آنوقت این نعمتهای بیمنتهایی که به ما داده و ما همیشه هم طلب داریم اگر کسی بخواهد ادراک نعمت بکند باید به بلندای ابدیت خودش را نگاه بکند درست به خودش نگاه بکند آنوقت ادراک نعمت را میفهمد یعنی چی.@ کسانی که از تولد تا مرگ خودشان را معنا میکنند هیچ وقت به ادراک نعمت خدا موفق نیستند پس احتیاط یعنی اینکه تقوای الهی را پیشه کنیم و عصمت یعنی اینکه مغرور به خدا نشویم.@ یک حدیثی از امام رضا(ع) هست میفرماید که(لا تَدَعُ العَمَلَ الصّالِح وَ ؟؟؟الإجتِادَ فی عِبادَۀِ الله إتِکالاً عَلی حُبِّ آلِ مُحَمَّد(ص) وَ لا تَدعُوا حُبَّ آلَ مُحَمَّدٍ وَ التَّسلیم لِأمرِهِم إتِّکالاً عَلَی العِبادَۀَ فَإنَّهُ لا یُقبَلُ أحَدُهُما دُونَ الآخَر).@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@