اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره احتیاط بود و دوراندیشی، اولین روایت از امام صادق(ع) هست میفرماید(اَلنَظَرُ فِی العَواقِبِ تَلقیحُ القُلُوب) دوراندیشی، نگاه به عاقبت کار باعث باور شدن قلب میشود یعنی انسان تا نسبت به آینده و نتیجه یک کاری فکر نکند و درست همه جوانب امر را در نظر نگیرد فکرش و اندیشهاش خام هست.@ زمانی به نتیجه میرسد و میتواند همه جوانب را با هم جمع بکند به یک نتیجه معقول و منطقی بگیرد که اول و آخر را با هم ببیند و اینها را با همدیگر جمع بکند یعنی کسی که فقط قسمتی از کار را میبیند و با پختگی عمل نمیکند او در واقع خودش را از یک نتیجهای که در آینده هست خودش را غافل کرده.@ یعنی خودش خودش را غافل کرده مخصوصاً میخواهد آینده را نبیند و سر خودش را یک طوری گرم بکند که به نتائجی که احتمالاً تلخ هست فکر نکند این بیشتر زمانی هست که انسان تحت تأثیر حبّ، بغض یا تعصب قرار میگیرد.@ نبی اکرم(ص) فرمودند(حُبُّکَ لِشُیءٍ یُعمی وَ یُصِم) علاقه تو به یک چیزی تو را کور و کر میکند یعنی آن چیز ممکن است برای تو ضرر داشته باشد الان فکر نمیکنی یا پیوند با آن چیز برای تو ممکن است ضرر داشته باشد ولی الان فکر نمیکنی وقتی کور و کر شدی دیگر نمیتوانی دوراندیشی بکنی.@ چون دوراندیشی هم که نکردی آن قلبت باور نیست یعنی اندیشههایت همه خام است نتیجه نمیدهد فکرهایت، خیالها، اندیشهها، برنامهریزیهایی که کردی نتائجی که در ذهن خودت ساختی همه خام است میگویند فکر ناپخته، چون ما تحت تأثیر محبت داریم این کار را میکنیم.@ از یک ماشینی خوشمان میاید در روابط دنیایی بگویم رنگش خودش هر طوری شده میخواهیم این را معامله بکنیم یک خانه است هر طوری شده میخواهیم معاملهاش بکنیم فکر نمیکنیم حالا میتوانم از پس مخارجش بر بیایم، نمیتوانم، بررسی بکنم یک کارشناس ببرم این را ببیند کارشناس تأیید میکند، نمیکند.@ کارشناس هم میاید میگوید به صلاح تو نیست این قیمتی که میخواهد به تو بفروشد نمیارزد خانه پوسیدگی لوله دارد گرفتاری دیوار دارد نم دارد تو میخواهی یک طوری برای خودت حلش بکنی بعد که در زندگی میروی یا میخری میبینی با مشکل روبرو میشوی زوری میخواهی درستش بکنی.@ با یک کسی میخواهی ازدواج بکنی با یک کسی میخواهی رفاقت بکنی یک سفر میخواهی بروی یک رشته تحصیلی هست یک چیز دیگری هست یک انتخاب هر چه که میخواهد باشد جلو میروی بعد با مشکل روبرو میشوی.@ اینکه میگوید فکر در عواقب قلب را بارور میکند یعنی انسان درست به نتیجه میرساند و دقیقاً آنچه را که آینده قرار است اتفاق بیفتد همه را اینجا میبینی اگر فکر بکنی من هر وقت عزیزان میایند تصمیمات مهمی میخواهند بگیرند میگویم یک جدول درست بکنید بنشینید نکات مثبت و منفی این را بنویسید که این تصمیم میخواهد انجام بشود چه مضراتی دارد.@ چه نکات منفی دارد چه خطراتی دارد تهدیدها چه چیزهایی هست موقعیتها فرصتها مزایا را هم بنویسید این کار را همانطور که قبلاً گفتم کسی میتواند درست انجام بدهد که با مبنای صحیح نگاه بکند یعنی با مبنای ابدی در نظر بگیرید با مبنای ابدی بعد بنشینید بررسی بکنید که آیا این تصمیم درست هست یا درست نیست و الا همین که میصرفد و میچربد و خوب است معلوم نیست که اینطوری باشد.@ یک کسی آمد خدمت امام صادق(ع) عرض کرد آقا من میخواهم بروم یک کاری انجام بدهم شما یک استخاره کنید ببینید برای من خوب هست یا نه؟ حضرت انجام دادند فرمود خوب نیست بعد این رفت تخلف کرد از فرمان امام رفت انجام داد و یک کار تجاری بود سود زیادی هم در آن کار کرد.@ آمد به حضرت گفت یادتان هست شما برای من استخاره کردی خوب نیامد؟ گفت بله، گفت من رفتم انجام دادم سود زیادی هم کردم حضرت فرمود یادت هست نمازت قضا شد به خاطر پول شمردن و کارت تا نیمه وقت میشدی بله برای همین گفتم خوب نیست مبنا خیلی مهم است.@ از حضرت سؤال کردند آقا ما یک سفری میخواهیم برویم که آنجا همه برف است برای وضو گرفتن آب نیست سرد است یخ است، حضرت فرمود برای چی میخواهید یک همچین سفری بروید که آنجا نتوانید وضو بگیرید نمازتان را بخوانید؟ اصلاً این سفر چه ضرورتی دارد که شما بروید یک همچین کاری بکنید؟.@ یک کسی بگوید من بروم خارج از کشور فکر نمیکند که اگر من میخواهم آنجا بروم چقدر امتیاز باید در معنویتم آخرتم روحیهام مسائل دیگر بدهم حالا بلند میشود میرود متوجه هم نیست که آنجا دارد باخت میکند میگوید میارزد با شوق و ذوق هم میرود ولی میرود میبیند که آنجا متوجه هم نیست.@ آدم باید وقتی آن خودخواهی ابدی پسندیده را دارد یعنی درست همه وجود خودش را میبیند تا آخر او هست که میتواند قضاوت بکند در این سفر باخت کرده یا برد کرده نگاه کردن در عواقب اینطوری قلب را بارور میکند.@ یعنی همه نتائج در دست تو هست میدانی کجا میخواهی بروی چه میشود دیگر دچار هجوم حوادث و غافلگیری نمیشوی این تلقیح قلب یعنی این، قلب از همین الان میوه و نتیجه را گرفته و میداند میخواهد چکار بکند.@ روایت بعدی از امیرالمؤمنین(ع) هست(اَلتَدبیرُ قَبلَ العَمَل یُؤمِنُکَ مِنَ النَدَم) دبر یعنی پشت، تدبیر کردن یعنی ته قضیه را دیدند پشت صحنه را هم نگاه کردن فقط روی آن را نگاه نکنید یک طرفه نگاه نکردن، درست قضاوت کردن این تدبیر میشود البته به مدیریت و اداره کردن هم میگویند مثل تدبیر منزل، تدبیر مملکت.@ ولی تدبیر حقیقتش به همین معنا هست یعنی آن پشت را هم دیدن و آنطوری ارزیابی بکنیم این نگاهی هست که قرآن دائماً به ما تذکر میدهد که ما وقتی میخواهیم یک چیزی را ارزیابی بکنیم همه جنبههای یک مسئله را نگاه بکنیم.@ مبنا در این محاسبه چیست؟ چون مبانی فرق دارد چون در ریاضیات وقتی بر مبنای دو میخواهی یک چیزی را حساب بکنی یک رقم در میاید همان محاسبه را ببری در مبنای ده حساب بکنی میبینی نتیجه یک چیز دیگر از کار در میاید.@ یک کسی در مبنای طبیعت این کار را انجام میدهد تولد تا مرگ میگوید سود دارد میارزد برایش وقت بگذاری کار بکنی یک کسی در مبنای ابدیت نگاه میکند یعنی تولد تا بینهایت یعنی قیمتها دقیق در دستش هست میداند یک ساعت دنیا یعنی چی یا یک پیوند برقرار کردن یا قطع یک پیوند یعنی چی بعد این میتواند خوب محاسبه بکند.@ در مبنای ابدی همه چیز را در نظر میگیرد معامله را بلد هست درست انجام بدهد آن که در مبنای طبیعت نگاه میکند میگوید سودش خیلی سرشار است ولی کسی که در مبنای ابدی نگاه میکند میگوید نه ضرر دارد در آن نمیارزد این مهم است که ما مبنای تدبیرهایمان و مبنای محاسباتمان اول باید دستمان باشد تا این مبنا به دستمان نیاید همه محاسبات غلط از کار در میاید.@ قرآن را نگاه کنید وقتی افرادی که خودشان را تولد تا مرگ معنا میکنند میگوید اینها(قَوْمٌ لا يَفْقَهُونَ) نمیفهمند(لا يَشْعُرُونَ لا يَعْقِلُونَ) همه محاسبات غلط از کار در میاید آنهایی که با کامپیوتر یا ماشین حساب کار کردند یا با مبنا در ریاضیات کار کردند بهتر میدانند که من چه میگویم.@ لذا از اول باید نگاه درست باشد تا نگاه درست نشود تدبیرها ممکن است به یک نفر بگویند آدم خیلی عاقلی است آدم خیلی پختهای هست آدم زیرکی هست نمیخورد، خیلی حالیش هست ولی زیرکترین افراد وقتی مبنا غلط باشد اشتباه میکنند نمیتواند کاری بکند از دستش بر نمیاید بیشتر از آن نمیبیند.@ قرآن همیشه به ما مسئله نگاه به ملکوت را تذکر داده که شما وقتی میخواهید این کار را انجام بدهید یک تصمیم بگیرید به ملکوت کارهایتان و به باطن کارهایتان به مسئله ابدیت به مسئله اینکه(فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ) به اینکه هر چه را دوست داشته باشی با آن محشور میشوی به اینکه هر کاری بکنی جزایش را خواهی دید به اینکه هر چیزی اینجا یک باطن و ملکوتی دارد.@ توجه بکن بعد تصمیم بگیر اگر با این مبنا جلو بروی هیچ وقت دیگر آدم بیاحتیاطی نمیشوی همیشه کارهایت محتاطانه و خوب و با تدبیر هست درست از کار درمیاید تدبیر قبل از عمل تو را از پشیمانی ایمن میکند که بعداً پشیمان بشوی بگویی چه اشتباهی کردم.@ (رَبَّ قَبلَ الفِعلَ کَی لا تَعادَ بِما تَفعَل) پیش از کار فکر کن بیاندیش تا بعداً مورد سرزنش قرار نگیری سرزنش را هم باید دقت بکنیم که سرزنش یعنی چی چه کسی میخواهد ما را سرزنش بکند آدم خوب است آن سرزنش نهایی را توجه بکند که باید یک روزی بایستد و محاسبه بشود و سرزنش بشود.@ چکار کردی چه چیزی جذب کردی چه چیزی برایت اکتساب شد خروجیهایت چیست ورودهایت چیست محاسبه هر چقدر از آن صحنه بدت میاید احتیاط بیشتری بکن بیشتر تدبیر بکن.@ روایت بعدی از امیرالمؤمنین(ع) هست(اَعقَلُ النّاس اَنظَرُهُم فِی العَواقِب) عاقلترین مردم عاقبتاندیشترین آنهاست کسی که بیشتر به عاقبت کار فکر میکند قبل از هر تصمیمی فکر میکند مشورت میکند و خیلی هم آرامش میدهد مشورت به انسان، عاقلترین انسانها آنکه عاقبتاندیشتر هست یکی از موارد عاقبتاندیشی مشورت با ذوالعقول با کارشناس با آدمهای امین آدم مشورت بکند.@ یک اصل است انسان همیشه از مشورت سود میبرد یک دیدگاههایی جلویش باز میشود که خودش نمیتواند فکر بکند(فی کُلِّ رَأسٍ حِکمَۀٌ) در هر سری حکمتی هست آدم از حکمتهایی که در هر سر هست کمک میگیرد استفاده میکند این یک دارایی یک ثروت بسیار عظیم هست که انسان این توفیق را داشته باشد که از مغزها و اندیشههای دیگران سود ببرد.@ بخش بعدی عرائضمان تفسیر دوراندیشی هست در کلام معصومین(ع) امام حسن(ع) میفرماید(لَمّا سَئَلَهُ اَبُوهُ مَلَهَزمُک) حضرت فرمود(اَن تَنتَظِرَ فُرصَتَکَ وَ تَعاجِلَ ما اَمکَنَک) امام مجتبی(ع) از پدر بزرگوارشان(ع) سؤال میکند پدر دوراندیشی چیست؟.@ حضرت فرمود دوراندیشی یعنی اینکه تو منتظر رسیدن فرصت کار خودت باشی شجاعت انتظار را داشته باشی و وقتی موقعش شد دیگر عجله بکنی معطل نکنی در موقع کار وقت را تلف نکنی یعنی ما باید هم شجاعت عجله آنجایی که نیاز به تأمل و انتظار هست کار احمقانهای هست و صبر آنجایی که موقع کار هست آن هم کار احمقانهای هست.@ حضرت میفرماید آنجایی که باید تأمل بکنی تأمل بکن بعضی از چیزها باید موقعش برسد نباید عجله بکنی این دوراندیشی میشود این فرهنگ مهمی هست در فرهنگ فطرتگراها، خیلی هم خداوند تبارک و تعالی در قرآن ما زیاد داریم در سیره اهل بیت(ع) زیاد داریم حوصله کردن تا اینکه موقع کار برسد.@ از حضرت سجاد(ع) سؤال میکنند عقل چیست؟ فرمود(اَلتَجَرُعُ لِلغُصَۀ حَتّی تَنالَ الفُرصَۀ) عقل یعنی اینکه جرعه جرعه غصه را بخوری تا فرصت کار برسد امیرالمؤمنین(ع) فرمود(صَبَرتُ فِی العَینِ قَضا وَ فِی الحَلقِ شَجا) 25 سال قاتلین همسرش را غاصبین خلافت را جلوی چشمش میبیند اما هیچ اقدام خامی نمیکند برای اینکه اسلام را نگه دارد.@ حضرت مجتبی را نگاه کنید همینطور سیدالشهدا را نگاه کنید که با معاویه سالها کنار میاید یعنی اصلاً اقدام خام نمیکند به موقع خودش دست به شمشیر میبرد تا نتیجه بگیرد این یک اصل است روحیه عجله از رذائل هست و منشأش طبیعتگرایی هست.@ انسان وقتی به خودخواهی میرسد روحیه عجله زیاد پیدا میکند یعنی تحمل یک چیزی که با آن مخالفت بکنند را ندارد زود میخواهد از سر راه آن را بردارد و نابودش میکند بعد نتائج برعکس میشود کَیِس اینطوری نیست کیس حلیمانه برخورد میکند میگذارد تا یک چیزی به موقع خودش پخته بشود.@ شما نگاه کنید یک درس بزرگ غیبت امام زمان(ع) هست جامعه 11 امام را امتحان میکند نمیتواند با ائمه کنار بیاید تحمل ولایت را ندارد خداوند هم با حوصله 12 را نگه داشته در مقام ناز، باید ناز بکشیم تا بیاید چون قبلاً توضیح دادم امامت غیر از نبوت است نبوت عرضه است.@ نبوت(طبیبٌ دَوّارٌ بِطِبِه) است پیامبر میگردد دنبال کسی که هدایتش بکند اما امام اینطوری نیست امام باید مردم در خانهاش بروند التماسش بکنند و نازش را بکشند مقامش اینطوری هست خدا با حوصله امام زمان(ع) هم همینطور تا پخته بشود تا پخته نشود ظهور حضرت ناپخته است.@ چه موقع این ظهور پخته است؟ زمانی که شرائط فراهم بشود تمنای درونی ایجاد بشود نسبت به حضرت نسبت به مسئله نظام ولایتی این تمنا ایجاد بشود آمادگی پذیرش باشد به قول یکی از بزرگان نظام ولایت فقیه یک امتحان هست برای مردم که ببینند تحمل امام زمان را دارند یا ندارند.@ در نظام ولایت فقیه ما حکومت امام زمان(ع) را تمرین میکنیم ولایت مطلقه را تمرین میکنیم ببینیم آمادگی داریم یا نه در بحث ولایت مبسوط گفتم از نبی اکرم نقل کردم حضرت فرمود هر طوری باشید ولی شما هم همانطوری هست.@ لذا چه ولی را دوست دارید باشد باید همانطوری خودتان را برسانید آماده بکنید تا آن ولی برای شما بیاید انسان همیشه رهبران سیاسیش رؤسایش کسانی که هدایتش میکنند یا تدبیر امورش را به عهده میگیرند همه تابع شخصیت خود انسان هست در نظام فردی درست است در نظام اجتماعی هم روح اجتماع درست است.@ روح جمعی حاکمان ما را تعیین میکند روح اجتماع هر طوری بشود از روح جمعی و اکثریت حاکم بالا میرود او حاکم ما میشود و تعیین سرنوشت ما را میکند اگر ما الان مبتلا هستیم به سیاستمداران بیلیاقت و بیکیاست کسانی که با اصول اینقدر راحت بازی میکنند برای اینکه این روحیه بالا رفته مردم اینقدر لیاقتشان هست سنت الهی است.@ در قرآن میفرماید ما همیشه والیانمان که چه کسانی هستند تابع این هست که ما چه کسی هستیم مقام معظم رهبری ولی فقیه ما هست این ملت لیاقتش را دارند امام بود لیاقتش را داشتند اگر از دست بدهند روحیهشان عوض شود این را هم خدا از آنها میگیرد.@ مقام امامت و رهبری مقام ناز است باید خودت بخواهی و ایجادش بکنی امام خمینی امام خمینی 15 خرداد هم بود ولی مردم مردم 57 نبودند 15 سال محرومیت تا خودشان آماده بشوند خداوند رهبر را به آنها عطا میکند لیاقت ولی فقیه را ندارد از آدم میگیرد در مقام ناز.@ امام صادق(ع) میفرماید خداوند حکومت اسلامی را برای سال 70 در نظر داشت مردم بیلیاقتی کردند امام حسین را کشتند از آنها گرفت برای خدا کاری ندارد حوصله خدا هم خیلی زیاد است فرمود گذاشت برای سال 140 باز شیعیان خرابکاریی کردند رازداری نکردند با هم محکم نبودند روابطشان ضعیف بود خداوند غضب کرد و به تأخیر انداخت.@ این هم در نظام فردی هست و هم در نظام اجتماعی، در نظام اجتماعی روحیه فطرتگراها باید کاملاً قوی باشد و روحیه انتظار و منتظر فرصت بودن را داشته باشند همان موقع که فرصتش رسید اگر از دست دادی نتوانستی استفاده بکنی این هم یک حماقت هست این هم از دوراندیشی دور هست.@ انصافاً ما با این انقلاب اسلامی که خدا به ما داد در این 22 ـ 23 دهها برابر این کار را میتوانستیم بکنیم دوراندیش نبود خیلی از آفتهایی که الان اجتماع به آن دچار هست از نظر آدمهای دوراندیش اصلاً چیز تعجبآوری نیست(اَلعالِمُ بِزَمانِه) هر کس عالم به زمانش هست از حوادث روزگار تعجب نمیکند.@ شما نگاه کنید این روزها را خیلیها آمدند هشدار دادند در مقالهها و سخنرانیها گفتند که این روزها میاید خیلیها سرشان مثل کبک در برف کرده بودند گفتند نه اصلاً همچین چیزی نمیشود خیلی به قدرت و محبوبیت خودشان مینازیدند ولی قضیه خراب شد.@ در کارهای دیگر همینطور با زنت دعوا داری باید حوصله داشته باشی وقتی که هیچ تلاشی برای بهبود روابط نشود حوصله کردن جز حماقت چیز دیگری نیست یعنی تو داری خودت یک رنج مدامی را هم به زنت و هم به فرزندت و هم به خودت تحمیل میکنی.@ اما اگر اقدام کردی گفتی بلند بشو برویم با هم یک مشاوره بشویم با هم یک کتاب بخوانیم یا با هم تصمیم بگیریم که از این به بعد این نوع رفتارها را در خانه نداشته باشیم حالا دیگر وقت حوصله است چون خوراک جدید آمده حرف جدید مطرح هست فکر جدید روند جدید شروع شده دیگر نباید عجله بکنید باید حوصله داشته باشی ببینی به نتیجه میرسی یا نه.@ فرزندت هست خرابکاری زیاد دارد سابقه خیلی بدی به جای گذاشته بزهکاری بالا آورده حالا میخواهی یک روش جدیدی را، تو همینطوری ولش بکنی که برود آن که اصلاً عاقلانه نیست اما وقتی تصمیم گرفتی یک روش اصلاحی را پیش بگیرید طول میکشد باید خیلی حوصله بکنید تا به موقع خودش این پختگی ایجاد بشود بعد روشهای جدیدتر پیشنهادهای جدیدتر.@ پیشنهادهای بیموقع کار را خراب میکند اصلاً مانع ایجاد پیوند میشود اما به موقع پیوند را درست در جایگاه خودش میاندازد تجارت، شروع به درس، یا هر کاری دیگری همینطوری هست در مسائل و مشکلات زندگی این روش روش بسیار مهمی هست که ما باید این روحیه و شجاعت انتظار برای پختگی کار را داشته باشیم.@ خداوند اصلاً سنتش اینطوری تعلق گرفته وقتی موقع کار رسید دیگر سهلانگاری نکنیم ما برگردیم به گذشته خودمان ببینیم چه موقعیتهایی را از دست دادیم چون آن موقع که رسیده بود و میتوانستیم کاری بکنیم نکردیم به موقع خودش عجله نکردیم در زمان خودش قدر ندانستیم از دست میدهیم.@ حالا شما برگردید به گذشته خودتان ببینید چه فرصتهای علمی خوبی داشتید چه فرصتهای عبادی خوبی بوده اینها را از دست دادید بعد گاهی وقتها هم که میخواهیم شروع بکنیم عجله میکنیم آن هم خراب میشود میخواهیم یک خوراک بخوریم یک خوراک ناب و خوب پیدا کردیم معلم استاد میگوید اینطوری جلو برو.@ الان بعضی از عزیزان میایند مثلاً میخواهند نوار فلان استاد را گوش بکنند به آنها میگوییم شما هفتهای دو تا بیشتر گوش نکن میگوید نه من میخواهم تا آخرش بروم، میخواهد کنترادی بگیرد مثلاً هفتهای 14 تا نوار بگیرد جلو برود دیگر این قضیه پخته نمیشود و ضایع میشود از بین میرود با حوصله و با آرامش نتیجه میدهد.@ نشناختن مواقع این خیلی مهم است مثلاً مادر و پدری تصمیم گرفته یک روش تربیتی نسبت به فرزندش اعمال بکند نمینشیند ارزیابی بکند که این بچه الان در چه زمانی قرار دارد همین الان که میگویم یعنی 23 ـ 24 اردیبهشت دلهره امتحانات بچه الان ذهنش میخواهد برود طرف امتحانات کنکور اگر الان بخواهی وارد پیشنهاد جدیدش بکنی کار خراب میشود.@ حوصله کن بگذار این گردنه را راحت رد بکند بعد وارد یک پیشنهاد جدیدش بکن و الا کار خراب میشود ذهنش مشغول میشود به امتحان هم نمیتواند برسد میخواهی یک برنامه عبادی برایش بگذاری باید با آن درگیر بشوی یک برنامه علمی میخواهی برایش بگذاری باید با آن درگیر بشوی شاخ به شاخ بشوی تا این قضیه جا بیفتد موقع را خوب بشناس بیموقع وارد بشوی خراب میشود.@ میدانی که این الان بار روی دوشش هست اضطراب دارد بگذار این را بگذراند بعد، در حرف زدن عادی میخواهیم با زنمان صحبت بکنیم میخواهیم یک چیزی به او یاد بدهیم یک پندی به او بدهیم یک تذکر به او بدهیم یا یک خانمی میخواهد به یک آقایی بگوید بیموقع.@ میتواند بگذارد دو ساعت بعد بگوید که مرد همچین خستگیش در رفته از خواب بلند شده شنگول است شاد است آن موقع قشنگ میشود این حرف را به او زد یا به خانم گفت میدانیم زن در اوج سختی کار مهمان آمده اضطراب دارد تشنج دارد میخواهیم یک چیزی به او بگوییم که آن موقع نمیتواند بگیرد، نمیگیرد هم حرف تو ضایع میشود هم زمینه نطفه تشنج مجددی را فراهم میکند.@ چون تحمل ندارید این حرفها دارد فشار میاورد میخواهیم بزنیم گاهی وقتها یک حرف را باید 40 روز 50 روز شش ماه نگه داری بعد از شش ماه در موقع خاصش به طرف بگویی تحمل نمیکنیم میخواهیم تمام حرفمان را همان موقع بزنیم نمیشود.@ بعد یک جاهایی زمینه فراهم است الان خوب است الان شاد است الان موقعیت است خوب است آن موقع کوتاهی میکنیم حرف نمیزنیم در موقع خودش، پدر از دستمان ناراحت هست حالا یک پیشنهاد جدید هم شما دارید یک درخواست جدید از پدرت داری میبینی که الان موقعش نیست اعصابش به هم ریخته در آن موقع که بخواهی بروی بگویی میبینی نمیتواند بگیرد بعد خراب هم میشود.@ چون اگر جواب منفی به تو بدهد بعداً ممکن است سختش باشد که جواب منفیش را از تو پس بگیرد میگوید من که گفتم نمیشود ولی اگر در آن موقع خاص خودش بگویی میبینی چقدر خوب هم میشود قشنگ نتیجه میدهد.@ گاهی وقتها انسان باید تغافل داشته باشد این روحیه تغافل خیلی مهم است(نِصفُ العاقِلِ اِحتِمال وَ نِصفُهُ تَغافُل) نصف شخصیت عاقل تحمل است و نصفش هم بیخیالی است یعنی خودت را به غفلت بزنی یعنی مشکل را باید تحملش بکنی تا در جایگاه خودش برطرفش بکنی باید بگذاری برسد.@ مثل آب مروارید چشم است که این آب مروارید باید برسد بعد عملش بکنی حالا بیموقع به این چشم دست بزنند ببین چه مشکلاتی برای چشم ایجاد میشود نمیشود این آب مروارید باید برسد بعد به چشم دست بزنم چشم را درمان بکنم.@ سرماخوردگی یک دوران دارد میرود بالا اوج میگیرد بعد پایین میاید شما میخواهی حمام بروی الان تازه سرما خوردی باید سرماخوردگیت باید دوره اوجش را بگذراند بعد پایین بیاید بیموقع حمام میروی باز سرماخوردگیت تشدید میشود بگذار درجه شدتش را رد بکند وقتی دارد کاهش پیدا میکند بیا حمام برو میبینی درست میشود.@ لذا در طبیعت این خیلی هست الا ماشاءالله طبیعت اینها را به ما یاد میدهد تغافل و تجاهل برای همین است(لا عَقلَکَ التَجاهُل) یعنی همین یعنی هیچ عقلی مثل اینکه انسان خودش را به نفهمی بزند نیست اصلاً انگار به رویش نمیآوری.@ ولی حرفها و کارهای بچه را زیر نظر داری به موقع خودش قشنگ محاسبه میکنی دقیق آن لحظهای که باید قضیه را جا بیندازی جا میاندازی اما عجله میکنی میبینی که کار خراب میشود نتیجه نمیدهد بیموقع وارد عمل شدن، خدا لعنت کسانی را که دست ما را از اهل بیت جدا کردند(و لعن الله امۀ دفعتکم عن مقامکم و ازالتکم عن مراتبکم التی رتبکم الله فیه).@ تفسیر بعدی از امام باقر(ع) (قیلَ لِرسول الله(ص)) امام بافر میفرماید به رسول اکرم(ص) عرض کردم(مَالهَزمُ) دوراندیشی چیست؟ (قالَ مُشاوَرَۀُ ذَوِالرَأی وَ اتِباعُهُم) دوراندیشی یعنی مشورت کردن با صاحب رأیها یعنی صاحب نظرها و پیروی کردن از آنها.@ (مَنِ استَبَدَ بِرَأیِهِ ذَلَّه) کسی که استبداد رأی دارد و با تصمیم خودش فقط کار میکند یک دوست متخصص کارشناس است از او کمک بگیر با او صحبت کن ببین چه میگوید و تبعیت بکن با او مخالفت نکن.@ یک نفر دو نفر سه نفر پنج نفر را ببین یک عمل جراحی میخواهی انجام بدهی دوراندیشی یعنی چند تا پزشک را ببینی بعد نظر نهایی را انتخاب بکنی آنچه که از محصول این جلسه در بحث تفسیر هزم و دوراندیشی برای ما میماند و باید بماند همین هست که این را در ذهن خودمان به صورت یک فرهنگ در بیاوریم حتی آنجا که خیلی مطمئن هستی که داری درست عمل میکنی باز استبداد رأی نداشته باشی.@ (مَنِ استَبَدَ بِرَأیِهِ ذَلَّه) کسی که استبداد رأی داشته باشد لغزش دارد نگو حتماً همین است که من میفهمم حتماً این درست است احتمال بده که اشتباه بکنی چقدر از عزیزان آمدند به ما گفتند که آقا میخواهیم بزنیم در کار تجارت، گفتیم آقا حسابش را بکن برایت گرفتاری درست میکند مشکل میشود بیموقع است یا نوع شغلش خوب نیست کمتر شده یک کسی حرف گوش بکند غالباً هم که رفتند به گرفتاری افتادند.@ تفسیر بعدی از امام عسکری(ع) (اِنَّ لِلهَزمِ مِقداراً فَاِن زادَ عَلَیهِ فَهُوَ جُبن) دوراندیشی یک مقداری دارد اول فکر این که اول فکر بکنیم فکر هم اینطور نیست که یک کسی بگوید من خیلی فکر کردم مغزمان را نباید پوک بکنیم.@ فکر همیشه خوراک میخواهد فکر کردن بدون ماده فکر مثل این هست که شما یک چرخ گوشت را همینطوری روشن بگذارید همینطوری بچرخد گوشتی در آن نیست که از اینطرف برود از آنطرف محصولی بیرون بدهد کسی میتواند فکر بکند که اندیشه داشته باشد یعنی خوراکهای اولیه را قبلاً گرفته باشد مطالعه در آن زمینه داشته باشد.@ الان من به یک جوان بگویم عزیز من میخواهی ازدواج بکنی فکر کن این بنده خدا الان چه تجربهای دارد با کدام مواد فکری فکر بکند این دستگاه فکر که میخواهد بیاید مواد را میگیرد اینطرف و آنطرف میکند تا نتیجه بیرون بیاید این که ذهنش مواد ندارد خالی الذهن است این چطوری میتواند فکر بکند اول به او خوراک بده بعد از او درخواست فکر داشته باشید.@ توقع فکر کردن نسبت به کسانی که اندیشهشان فقیر هست توقع به جایی نیست باید اول اندیشه تقویت بشود خوراک وجود داشته باشد فکر بکند بنده الان به من میگویند آقا شما میخواهی یک کار تخصصی بکنی مثلاً در کار ساختمان وارد بشوی بنده اصلاً در کار ساختمان تخصصی ندارم بعد به من میگویند تو فکر نکردی بنشین فکر بکن من هیچی بلد نیستم تخصص ندارم روی این زمینه بنشینیم فکر بکنم.@ فکر حتماً باید خوراک باشد خوراک هم حتماً باید با مبنا باشد مبنا گفتیم حیات ابدی است یعنی هر وقت خواستی فکر بکنی راجع به یک چیزی اول مبانی شرعی آن اندیشه را بگیر بعد فکر کن جواب برایت میاید خیلی خداوند بندهاش را معطل نمیکند.@ مبانی شرعی یعنی بر مبنای ابدیت، مسائل مربوط به آن مسئله را بگیر بعد فکر کنی جواب به دست میاید میخواهی ازدواج بکنی یک کتاب راجع به ازدواج از یک دانشمند اسلامی بردار بخوان همه مسائلی که در مورد یک ازدواج گفتند مطالعه کن بعد بنشین فکر کن.@ 2 ـ مشورت با صاحب نظر با متخصص آن مسئله مشورت کن من رفتم پیش حاجآقای محلهمان به حاجآقای محلهمان گفتم این کار را بکنم حاجآقا گفت بکن حاجآقای محله شما یک امام جماعت است یک طلبه هست که پنج سال شش سال ده سال درس خوانده در کار اقتتصاد چه تخصصی دارد که تو رفتی به حاجآقا گفتی او هم گفته برو بکن.@ یا یک مسئله روانشناسی دقیق هست ممکن است یک طلبه این تخصص را نداشته باشد من رفتم به حاجآقای محلهمان راجع به این آیه سؤال کردم حاجآقا این را گفت حاجآقا که تفسیر بلد نیست حاجآقا فقه خوانده اگر رشته تخصصیش تفسیر بود تو مسئله تفسیرت برو از یک مفسر بپرس.@ مسئله فلسفیات را نرو گیر بده به حاجآقا بعد هم انگ ببندی به آخوند بگویی او سواد نداشت او تخصص ندارد همه که هر تخصصی ندارند اگر شما رفتی پیش متخصص قلب نتوانست مشکل چشمت را حل بکند به او انگ بیسوادی میزنی؟ شما مسئله چشمت را باید ببری پیش متخصص چشم.@ رفتی پیش فلان آخوند آن آخوند تخصصش حدیث است یا فقه است یا تبلیغ است اصلاً در فلسفه تخصص نداشته در فقه تخصص نداشته در جامعهشناسی تخصص نداشته برای چی از او اظهارنظر خواستی پیش یک متخصص برو حاجآقا فلان آیت الله فلان به من اینطوری گفت، آیت الله فلان متخصص بود؟ نه.@ ما باید به اصالت تخصص ایمان بیاوریم همان که خداوند تبارک و تعالی در قرآن برای ما مطرح میکند حرف آخر را تخصص میزند در حرکت به سمت ابدیت کسی میتواند ما را راهنمایی بکند که تخصص داشته باشد در ابدیت در حرکت انسان از دنیا به ابدیت این راه را رفته باشد و الا هر کس نمیتواند بیاید معلم ما باشد الگوی ما باشد.@ فلان دکتر گفته فلان کار را بکنید فلان استاد دانشگاه یا فلان پرفسور اینطوری گفته رأییش برای ما اعتبار ندارد من در مسیر حرکت ابدی باید به تخصص اعتقاد داشته باشم یا هر چیز دیگری با متخصص مشورت کن.@ میخواهی ماشین بخری میاید سراغ من میپرسد آقای شجاعی میخواهم یک ماشین بخرم من خودم اصلاً یک موتور گازی هم ندارم اصلاً نمیدانم سر در نمیاورم حالا بخرد یا نخرد برو پیش یک کسی که آدم خوبی هست آدم عاقلی هست ضمناً تخصص هم در ماشین دارد از او سؤال بکن که این ماشین را بخری یا نخری.@ چاپلوسی، تملق خوب نیست من بیایم بروم خدمت فلان آیت الله میدانم این بنده خدا سوادش در فقه آیت الله است بنشینم آنجا از باب چاپلوسی حاجآقا نظر شریفتون را میخواستم بدانم ما مثلاً میخواستیم فلان کارخانه را بزنیم نظر شریف چیست فایده ندارد.@ مشورت حضرت میفرماید(وَ بِرَأی) یعنی صاحب نظر، بعداً تصمیمگیری، غلطترین کار هم استخاره هست ما معمولاً یک فرهنگ غلطی در این کشور ما جا افتاده هنوز نه فکر کرده نه با صاحب نظر بحث کرده میرود استخاره میگیرد استخاره برای چی؟ تو روی این قضیه فکر کردی این کار تخصصی است.@ به قول مرحوم شهید مطهری ما اصلاً مأمور به استخاره نیستیم یک آقایی بود آدم متدینی بود خیلی هم مقدس سکته قلبی کرده بود گفتیم آقا داروهایت را بخور گفت باید استخاره بکنم خوب بیاید میخورم نیاید نمیخورم بیچاره مُرد.@ استخاره اصلاً از اسمش معلوم است یعنی طلب خیر، طلب خیر آدم عقل داده به انسان حجت داده خدا به انسان، ببین این جواب میدهد یا نه کار بینداز عقل هم احتیاج به ماده دارد اگر ماده نداری مطالعه کن بعد عقلت را در مواد به کار بینداز نشد صاحبنظرها هستند از صاحبنظر مشورت کن او به تو میگوید.@ استخاره کردیم با این دختر ازدواج بکنیم خیلی خوب آمد ولی الان به بنبست خوردیم بدترین کار در ازدواج برویم استخاره بکنیم چرا ما خوشمان میاید تنبلی بکنیم خوشمان میاید فکر نکنیم.@ خوشمان میاید مطالعه نکنیم با خواب و استخاره و الهامات خودساخته و مکاشفات الکی میخواهیم مشکلمان را حل کنیم برود پی کارش زحمت فکر کردن مطالعه شنیدن اینها را نکش زحمت مشورت و مشاوره را نمیخواهند بکشند همینطوری حلش بکنیم برود یک طوری سمبل کنیم برود.@ خدا هم سنتش به این تعلق نگرفته که ما کارمان اینطوری روی روال قرار بگیرد با خواب و با استخاره که نمیشود تمام مسائل زندگی را حل کرد یکسره بخواهیم از این طریق یک قرآن یا یک تسبیح دستمان هر چه میشود زود یک استخاره کار راحتی است فکر تنبل بار میاید این کار معقول نیست.@ استخاره میکنی قرآن این ورق است ماده است دست بزنی باز کنی یک چیزی میاید اینجا خوب است بد است تازه تفسیر هم دارد که خوب و بد یعنی چی بعد میرود انجام میدهد میبینی به بنبست خورده مثلاً دختر هیچ سنخیتی با او ندارد میتواند فکر بکند.@ دختر خانمی پریروز آمده بود پیش من یک آقا پسری را آورده بود وقت مشاوره بود آمده بود میگفت این آقا را میخواهم با او ازدواج کنم شما ببینید خوب است با او ازدواج بکنم یا نکنم انگار مثلاً من جواهرشناس هستم که نگاه بکنم این انگشتر اصل هست یا نیست خوب است بخرید باید فکر میکرد اینطوری نمیشود بعد اینقدر هم با هم تعارض داشتند که حد نداشت.@ پس فکر با اندیشه یعنی دقیقاً با مواد شرعی صحیح، نه مواد غلط، چون مواد تولد تا مرگ همه غلط از آب در میاید مواد تولد تا بینهایت، مشورت با صاحبنظر، اگر یک موقعهایی میشود آدم یک مسائلی هست به هیچ وجه اندیشهاش به نتیجه نمیرسد مشورت هم کرده حالا آن موقع یک استخارهای هم کرد آن یک بحث دیگر است.@ میفرماید(اِنَّ لِلهَزمِ مقداراً) دوراندیشی یعنی همین مقدار، بعد از آن دیگر وسواس هست اگر معطل کنی باختی وقتی میگوید(فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ) وقتی تمام شد مشورت را کردی تصمیم گرفتی برو دنبال کار خودت معطل نکن با سرعت جلو برو.@ بعد میفرماید که(فَاِن زادَ عَلَیهِ فَهُوَ الجُبن) اگر بیشتر از این معطل بکنی ترسو هستی نباید این را به خودت راه بدهی میخواهیم تصمیم بگیریم خیلی راحت میشود این کار را کرد مینشینی فکر میکنی با صاحبنظر هم مشورت میکنی تصمیمات را روی هم میگذاری در میاید خدا هم دیگر از آن به بعد تو را ایمن میکند.@ صدقه هم میدهی جلو میروی ان شاءالله موفق میشوی بیشتر از این نباید معطل بکنی نه حالا من مردد هستم، نه انسان اینقدر وقت ندارد که بخواهد اینطوری عمر تلف بکند برو جلو ان شاءالله موفق خواهی بود.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 032 - شرح حدیث عنوان بصری
متن کامل (خام) جلسه 032 - شرح حدیث عنوان بصری