جلسه 031 - شرح حدیث عنوان بصری
شماره جلسه
31
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 031 - شرح حدیث عنوان بصری

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان در مورد حزم بود در شرح حدیث عنوان حضرت فرمود که تا میتوانی در زندگیت تا آنجایی که جا دارد احتیاط را رعایت بکن در مورد دوراندیشی که از ثمراتش احتیاط هست بحثی را آغاز کردیم که انشاالله این را ادامه میدهیم.@ (اُذکُر حَسَراتِ التَفریط تَأخُذ بِقَدیم الحَزم) امام هادی(ع) میفرماید که اگر شما حسرتهایی را که از کوتاهی و تقصیر میخورید یادتان بیاید محکم به ریسمان دوراندیشی چنگ میزنید یادتان بیفتد که کوتاهی کردن چقدر میتواند باعث غم شما بشود باعث ناراحتی شما باشد باعث حسرت بشود حسرت یعنی آدم دچار حالتی بشود که به این ادراک برسد که میتوانسته خیلی کار بکند ولی نکرده و از دستش رفته و الان هم راهی ندارد برایش قابل جبران نیست.@ در مسائل زندگی همینطور هست در مسائل زندگی شما یکسر بروید مدارس شبانه آنجا آدمهای مسن زیادی را میبینید من شبانه درس خواندم دیدم آن موقع چون طلبه بودم روزها درس میخواندم شبانه درسهای دبیرستانم را میخواندم بعد مثلاً با 40 سال 50 سال آمده دارد درس میخواند.@ میگوید آن موقع که جوان بودم امکان داشتم استعداد داشتم وقت بود پدر مادر بالای سرم بود خرجم را کسی دیگر میداد نه غصه خانه داشتم نه غصه زندگی داشتم یک درس از من میخواستن نخواندم الان به خاطر همین که درس نخواندم یک شغل پایین، درآمد کم، با عائله زیاد، فشار زندگی زیاد گرفتار شدم.@ الان آمدم درس بخوانم که شاید یک پایه دو پایه یک چیزی به من اضافه بشود بالا بروم وقتی برمیگردد به گذشتهاش نگاه میکند که چه فرصتهای عالی داشت برای اینکه بتواند جبران بکند میگوید درست اساساً از اول سنگ بنا را محکم بگذارد یا اگر خراب گذاشته جبران بکند و از دست داده این حسرت برای او خیلی غمانگیز هست فرصتهای زیادی از دست داده.@ میبیند که کسانی که با او بودند شاید هم از نظر استعداد از او پایینتر بودند الان بهترین موقعیتها را دارند ولی او باخته چه از نظر مادی چه از نظر معنوی فرقی نمیکند وقت را خیلی از دست داده خیلی از جوانها میایند مراجعه میکنند میگویند ما مشکلات داریم میخواهیم درس را رها کنیم درس را نمیخوانند.@ میگویم هر چقدر باشد مطمئن باشید آنچه که در آینده قرار است پیش بیاید از مشکلات شلوغی سر کم وقت داشتن آن حتماً از الان بیشتر هست بدانید یعنی شما هر چقدر الان برگردید به گذشتهتان فراغت بیشتری را در گذشته پیدا خواهید کرد استثناء است که یک نفر بگوید الان من یک مقدار آمادگیم بیشتر هست یا فراغتتم نسبت به گذشته بیشتر هست.@ ممکن است یک مشکل خاص و حاد ویژهای انسان با آن یک مقطعی درگیر بشود آن یک بحث دیگر است اما عموماً اگر توجه بکنیم این هست که ما هر چقدر به عقب برگردیم سرمان خلوتتر بوده امکانات زیادتری داشتیم.@ من الان برمیگردم هشت سال دوران جنگ را که ما وقت زیادی در جبهه داشتیم طلبههایی من میدیدم که اینها یا بچه محصلهای خوبی من میدیدم آنجا جنگش را میکرد کار نظامیش را میکرد عملیاتش را میکرد ولی آنجا درس را جدی میخواند اکثراً کسانی بودند که به درس تن نمیدادند.@ یعنی حاضر نبودند که مثلاً 500 متر یک کیلومتر پیاده یا سواره بروند خودشان را برسانند به آن مرکز آموزشهای رزمندگان با یک شرائط سهلی استاد فرستادند آنجا که اینها را درس بدهند تن نمیداند درسهای دانشگاهها، الان در خود شما هم زیاد هستند کسانی که یک کمی فکر بکنید میبینید که هنوز دیر نشده.@ یعنی باید بجنبید و اگر تحصیلات دانشگاهی امکاناتش برایتان هست بروید به سمت این مسئله سطح سوادتان را بالا ببرید روی معارف دینیتان کار بکنید فرصت زیادی برای این کار دارید در شما زیاد ما داشتیم بچههایی که چهار سال پیش پنج سال پیش در این جلسات شرکت میکردند تصمیم گرفتند که با زن و چند تا بچه.@ یکی از خصوصیات مشترک همه این چند نفری که الان در ذهن من هست همین بودند که با زن و بچه تصمیم گرفتند درس حوزه بخوانند الان آمده به من میگوید آقای شجاعی من سال چهارم و پنجم رفتم امتحان دادم خیلی موفق وقت جدی گذاشتند برنامهریزی کردند این همه شب روز زمستان شبهای طولانی وقتهای زیاد تعطیلات زیاد.@ کشور ما هم یکی از پرتعطیلترین کشورهای دنیاست شاید بگویم بیشترین تعطیلات در دنیا مال کشور ماست وقتهای خیلی زیاد یا درسهای حوزه معارف دینی اخلاقیات آشنایی با مسائلی که به عنوان یک انسان به آن احتیاج داریم خیلی فرصتهای زیادی هست بعداً باعث حسرت میشود درباره مسائل مادی و درسی تنبلی نباید کرد.@ حضرت میفرماید(مَن کَسَلَ عَن اَمرِ دُنیاه فَهُوَ عَن اَمرِ آخِرَتِهِ اَکسَل) کسانی که در کار دنیاییشان کسل هستند در کار آخرتیشان کسلتر هستند این یک توجیه شیطانی است که ما اگر افتادیم در خط معنویت و دین که درس نخوانیم ولش کن برو دنبال معنویات و عبادات نه.@ بعد هم تخت گاز اینطوری میروند سنش به ازدواج میرسد میافتد در خط زندگی میبینی که کم میاورد وقتی که کم میاورد مجبور است بزند به نان درآوردن آنوقت از همه آنچه که قبلاً داشت میبُرد از دست میدهد.@ ولی اگر از اول طوری برنامهریزی میکرد که یک آب باریکهای از اینطور مسائل برایش بماند و بعد به مسائل زندگی بپردازد معارف را بپردازد درسهای حوزه را بخواند درسهای دانشگاه را بخواند اگر درس مدرسه را هنوز به سطح دیپلم نرسانده جبران بکند خودش را برساند که بعداً حسرت نخورد.@ اگر این کار را میکرد کمتر به حسرت میرسید شما ببینید لازم نیست این حرف حرف خوبی نیست که ما باید خودمان را شخصاً تجربه بکنیم حضرت میفرماید هیچ وقت کاری نکنید که دیگران با نگاه کردن به شما عبرت بگیرند شما اهل عبرت باشید شما با نگاه کردن به دیگران عبرت بگیرید چرا دیگران به شما نگاه بکنند و عبرت بگیرند.@ یک آقایی را دیدم از بچههای قدیم جبهه این مثلاً یک آدمی بود اطراف 30 یا سی و خوردهای سالش جنگ شد از بچههای سپاه بود تا پنجم ابتدایی هم درس خوانده بود آمده بود جبهه دیگر درس هم ول کرده بود آدم بااستعدادی هم بود ولی جنگ میطلبید باید باشد.@ من خودم 17 سالم بود رفتم جنگ سوم نظری بودم همه درسهای دبیرستان و دانشگاه را همه را بعد از جنگ خواندم با زن و بچه و مجروحیت و گرفتاریهای زیاد مشاغل زیاد همه اینها را من بعد از جنگ خواندم در جنگ درس مدرسه نخواندیم و به مطالعات دینی و درسهای حوزوی فقط پرداختیم ولی بعدش خواندیم.@ این آقا اصلاً نخوانده بود شاید دو سال پیش مسجد دیدمش دیدم یک پاکت دستش هست نگاه کردم دیدم مال سازمان سنجش است گفتم چکار میکنی؟ گفت دارم میروم کنکور شرکت میکنم من میدانستم این تا پنجم ابتدایی بیشتر درس نخوانده بود، گفتم چطوری شد با این سرعت؟.@ گفت من دو سال پیش کارم افتاد با یک ادارهای به خاطر سواد کممان مرتب در سرمان میزدند به آنها گفتم آقا ما هشت سال رفتیم از این دین نظام اسلام مملکت دفاع کردیم نتوانستیم شما وقت داشتید یا توانستید خیلیها به قول امام عقال از پای علم باز کنند چه طلبهها چه غیر طلبهها، شهوت علمی به آن چسبیند در حوزه فقط درس خواندند اصلاً فراموش کردند که جنگ و جبههای هست.@ دانشگاه خوب نشستند درس خواندند کاری با مملکت و ناموس و دین و اسلام و اینها نداشتند درس خواندند الان هم موقعیت گرفتند ولی گفتم ما رفتیم مشغول این کار بودیم به این کار پرداختیم میگفت خیلی به ما توهین کردند شما عرضه نداشتید هنوز هم ندارید گفت حالا که اینطور شد به شما میفهمانم عرضه یعنی چی؟.@ چطوری در چهار سال چهارم پنجم و درسهای نظری را خوانده بود و امتحان داده بود سه سال راهنمایی و چهار سال دبیرستان را خوانده بود با غیرت الان گفت دارم میروم کنکور شرکت بکنم بعداً له میشویم بعداً تحقیر میشویم بعداً حسرت میخوریم.@ پسر خوب، متدین، سالم، بااخلاق رفته خواستگاری یک دختری مورد علاقهاش هم هست دوستش هم دارد میخواهد با این ازدواج بکند میخواهد با این خانواده وصلت بکند بعد میرود آنجا مینشیند فکر میکند که فرضاً برازندگیها و زیباییها و داراییهای اخلاقی که انشاالله به آن مزین هست کافی هست یا یک شغل، میرود آنجا مینشیند.@ آقا سوادشان چقدر هست؟ مثلاً من سیکل هست اول نظری هستم دوم نظری هستم دختر میگوید نه ما دخترمان دیپلم است دخترمان لیسانس است نمیدهیم نه اینکه شرافت دختر به خاطر سوادش بیشتر از شما باشد اما این هست همین را در سر آدم میزنند غیرت کن درس را بخوان وقت بگذار بخوان.@ عبرت بگیریم برویم حسرتهای کسانی که در مدارس شبانه دارند درس میخوانند را ببینیم چه حسرتهایی دارند میخورند بنشین سر درس وقت بگذار با کسالت نه با قدرت برو دنبالش درسهای دیگر همینطور معارف اسلامی سهلانگاری نکنیم شما هر چقدر اطلاعاتتان از شناخت مسائل دینی قویتر باشد ورودتان به برزخ عالیتر هست این را بدانید.@ شما الان همت میکنید میایید اینجا به این عنوان که بیایید معارف دینیتان را یاد بگیرید میفرماید فرشتهها از زمانی که شما از خانهتان حرکت میکنید بالهایشان را زیر پاهایتان پهن میکنند و همه موجودات عالم از خداوند تبارک و تعالی از جمله فرشتگانی که برایشان صلوات فرستادیم اینها همه برای شما استغفار میکنند دعایشان هم مستجاب هست خداوند مغفرتش را قطعاً شامل حالتان خواهد کرد.@ بعد میفرماید به هر قدمی که برمیدارید ثواب یکسال عبادت مقبول خداوند برای شما مینویسد این تجارت کمی نیست برای آخرت بعد هم انسان هر چقدر فهمیده با اطلاعات وارد برزخ بشود در بحثهای انواع تولدها گفتم آنجا معطلی ندارد در موقع تولدش به برزخ، چون متناسبتر با شرائط زیستی بهشت وارد میشود معطلی ندارد.@ این حماقت بزرگی است که ما تجارت به این مهمی را از دست بدهیم هیچ تجارتی مهمتر از این نیست که انسان معارف الهی را که برایش خلق شده برای همین ما در این دنیا آمدیم غیر از این برای چه آمدیم بقیهاش کمالات یا جمادی است یا گیاهی است یا حیوانی است آمدیم که بفهمیم.@ (ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ) امام(ع) فرمود(لِيَعْبُدُونِ) یعنی(لِیَعرِفون) من انس و جن را آفریدم که به مقام معرفت و شهود برسند این چیزی هست که انسان برای آن آفریده شده(وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ) عبادت محصولش یقین هست انسان باید به شهود برسد به یقین برسد به قدرت روحی و معنوی برسد برای این آفریده شدیم چرا وقت نگذاریم چرا سهلانگاری بکنیم.@ یک شهید عزیزی از دنیا رفته بود خیلی به این جلسات اهمیت میداد بعد از شهادتش به خواب من آمد شهید مصطفی امیری، در برزخ خوابش را دیدم که لباس روحانی تنش هست خیلی به درس علاقمند بود مشکلات زیاد خانوادگی و مسائل مادی و گرفتار بود بعد هم افتاد در خط جنگ و بسیج، نرسید که درس بخواند ولی علاقمند بود در هر فرصتی هم استفاده میکرد مطالعه میکرد.@ گفت که 13 جلسه علمی در دنیا بوده مثل همین جلسهای که شما میایید من 12 جلسهاش را رفتم و الان حسرت آن یک جلسهای که در دنیا نرفتم میخورم ای کاش آن یک جلسه را در دنیا رفته بودم حالا اگر بحث نسبت و بحث مهم زمان را در دنیا و برزخ را انسان فهم بکند و بحث مهم زمان نسبت به دنیا و ابدیت را انسان خوب بتواند بفهمد متوجه میشود که یک ساعت اینجا معادل چند میلیون سال در آخرت میشود.@ یک ساعت اینجا که یک ساعت آخرت نیست یک ساعت اینجا که شما برایش وقت میگذارید میگوید به هر قدمی که میگذارید تا بیایید یکسال عبادت برایتان مینویسند نباید از دست بدهیم این فرصتهای طلایی، طلایی که باز زورمان نمیرسد عقلمان همین قدر میفهمد که میگوییم وقت طلاست فرصت طلایی ولی ابدیت است شوخی نیست ما با یک ساعت میتوانیم ابدیتمان را نجات بدهیم.@ امیرالمؤمنین(ع) فرمود(بَقیَۀُ العُمر لا قیمَۀَ لَها قَد یُدرَکُ بِها ما فات وَ یُحیی بِها ما مات) بقیه عمر اصلاً قیمت ندارد نمیشود برایش قیمت گذاشت میشود همه گذشتهاش را انسان جبران بکند آنچه که از تو فوت شده میتوانی جبرانش بکنی 30 سال 40 سال اشتباه رفتی ضعیف رفتی میتوانی با بقیه عمر جبران بکنی این قطعی هست ناامید نباید شد.@ چون انسان مظهر خداست خداوند انسان را مثل خودش آفریده نبی اکرم(ص) فرمودند(خَلَقَ الله تَعالی آدَمَ عَلی صُورَتِه) خداوند انسان را به صورت خودش خلق کرده قرار است ما مظهر خدا بشویم ما توان داریم که تمام اسماء و صفات حق تعالی را در خودمان پیاده بکنیم ناامیدی یعنی چی.@ ما میتوانیم ما مظهریت صمدیت خداوند میتوانیم باشیم سیر ما در صمدیت خداوند هست یعنی بینیازی اساساً انسان خلق شده برای اینکه در مسیر صمدیت طی بکند چون معشوقش صمد هست.@ (بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ) اله من و معشوق من یکی است اله من و معشوق من(اللَّهُ الصَّمَدُ) اینکه دائماً صمدیت به رخ ما کشیده میشود و خیلی سفارش شده سوره توحید سورهای هست که هر کس سه بار بخواند معادل یک ختم قرآن ثواب دارد.@ چرا ما اینقدر به رخمان کشیده میشود صمدیت خدا و میگوید معشوقت صمد است و تو هم باید به صمدیت برسی اصلاً زندگی یعنی سیر در مدارج بینیازی و صمدیت، انسان دائماً باید محدودیت را از خودش بردارد محدودیت قدرت محدودیت علم محدودیت لذت لذتهای انسانی لذتهای فوق عقلی اینها را از خودش بردارد انسان خودش را شبیه خدا بکند.@ بنابراین ما میتوانیم این قدرت را خداوند در ما گذاشته که بتوانیم با بقیه عمرمان طوری استفاده بکنیم که گذشته را بتوانیم جبران بکنیم(وَ یُحیی بِها ما مات) و زنده میکنیم آنچه را که از تو مرده میشود از عمر استفاده کرد لذا باید تلاش بکنیم.@ اگر یادمان بیاید که آنجا چه حسرتی نصیب ما میشود میجنبیم و احتیاط هم میکنیم بیگُدار به آب نمیزنیم وقت را تلف نمیکنیم دنبال خطرها هم نمیرویم دو سه دقیقه پنج دقیقه ده دقیقه بروید بهشت زهرا در قبر بخوابید چند دقیقه ببینید که اگر امشب مرده بودید چقدر کم میاوردید.@ گفتم من یک شب خواب دیدم که من را در قبر گذاشتتند تنها چیزی که من را به شدت عذاب میداد این بود که دارم دست خالی میروم فقیر هیچی با خودم نداشتم یعنی میفهمیدم که آنجا فقیر هستم و از این وقتی که ده دقیقهاش میتوانست چند میلیون سال در ابدیت به نفع من باشد و دریا دریا جهنم را خاموش بکند استفاده نکردم این حماقت هست و این لازمهاش این هست که انسان دید درست به خودش داشته باشد.@ انسان قبلاً عرض کردم میزان احتیاطش و نوع برخوردش با خودش و دیگران تابع نوع نگاهش هست به خودش و دیگران، انسان میزان برنامهریزی و سرمایهگذاری که میکند در مورد خودش یا در مورد دیگران معلول نوع نگاهی هست که به خودش و دیگران دارد.@ ما اگر خودمان را به بلندای ابدیت باور بکنیم نوع سرمایهگذاریمان یک سرمایهگذاری ابدی خواهد بود به یک تجارت ابدی میپردازیم تاجر میشویم اینکه قرآن دائماً ما را دعوت به تجارت کرده یکسره کلمه تجارت، مشتری، خدا میخرد، میفروشد، به بلندای ابدیت.@ خیلی مفت آدم گرفتار جهنم میشود و با یک کمی دقت میتواند ابدیت سعادتمندانهای را برای خودش تهیه بکند کوتاهی نکنیم تفریط همان تخسیر، کوتاهی کردن، نبی اکرم(ص) میفرماید(اِنَّ اَکثَرَ الصِیاحِ اَهلِ النّار مِنَ التَسویف) بیشترین ضجهها و گریهها و فریادهای جهنمیان فقط به خاطر امروز و فردا کردنهایشان بود یعنی وقت تلف کردن.@ که در روایت داریم پیامبر میفرماید(اَلکَسَلُ یُفسِدُ الآخِرَۀ) یا امیرالمؤمنین(ع) (اَلکَسَلُ) کسالت، تنبلی آخرت و ابدیت انسان را فاسد میکند برای همین هست اگر بدانید ما چه سرمایههای عظیمی را با دو دقیقه پنج دقیقهها همینطوری داریم تلف میکنیم عجیب هم هست که فکر نمیکنیم این سرمایه مال خودمان است.@ ما این جنایت را داریم در درون خودمان مرتکب میشویم و تلف میکنیم و دقت هم نمیکنیم که چه کاری داریم با خودمان میکنیم عزیز من خوب توجه کن پیامبر کلام لغو از دهانش بیرون نمیاید(وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‏ إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحى) هر چه میگوید وحی است.@ قرآن فرمود(ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ) روز قیامت مطمئناً از نعمتها از شما سؤال میکنند و پیامبر بزرگترین نعمتی را که خداوند به انسان داده یعنی عمر را میفرماید هیچ بندهای روز قیامت قدم از قدم برنمیدارد مگر اینکه باید به این دو سؤال جواب بدهد عمر را در چه راهی گذراندی و جوانی را چکار کردی چون بحث عمر یک بحثی هست مستقل است و بحث زمان هم آنجا مجدداً برای شما مطرح میکنم میگذاریم برای بعد بلافاصله بعد از بحث احتیاط هست.@ سؤال میکنند، وقتی سؤال میکنند ما باید جواب داشته باشیم که چکار کردیم اساساً سؤال جواب میطلبد وقتی میگوید شما چکار کردید یعنی باید کار خاصی میکردیم باید سازندگیهای خاصی درست میکردیم.@ حالا در مورد سؤال هم توضیح میدهم مفهوم سؤال در آخرت آنطور که اذهان ما میگویند که نکیر و منکری هستند و قلم و کاغذی میاورند آنجا اساساً چیزی کتبی نیست نامه اساساً تفسیر دارد که نامه کجاست صحیفه چیست سؤال چیست که اینها را در معاد قبلاً توضیح دادیم میرسیم بحث این حدیث شریفی که الان خواندم مفهوم سؤال و مفهوم سؤال از عمر و جوانی.@ ولی بدانیم که ما باید با احتیاط عمل بکنیم بیگدار به آب نزنیم یک دقیقه عمر دنیا میلیونها سال آخرت هست خیلی هم پایمان گران حساب میشود در ابدیت یعنی گرانترین سرمایهای که خدا به ما داده همین است یک دقیقهاش میلیونها سال ابدیت را میتواند پوشش بدهد مواظب باشیم امام سجاد(ع) میفرماید بلند بشو زودتر برود من بخیل هستم نسبت به وقتم وقت من را زیاد نگیر.@ به هر حال این حسرتهایی که انسان از کوتاهی به او دست میدهد یادش بیاید چه در قبر و چه در قیامت احتیاط میکند و درست از عمر و جوانیش استفاده میکند و بیخود مخاطره نمیکند خودش را نزدیک مفاسد، گناهان، آلودگیهای وقت تلف کن نمیبرد کمرش را محکم میبندد جدی زندگی میکند.@ فرمودند در قیامت سه دسته صندوق میاورند چون قیامت وقتی میگوییم از عمر سؤال میکنند سؤال از عمر یک سؤال است یک سؤالش را امام صادق(ع) میفرماید هزار سال طول میکشد پنجاه تا سؤال پنجاه هزار سال هر سؤال هم هزار سال، قرآن کریم میفرماید(كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ) هزار سالش مال این هست که میپرسند عمرت را چکار کردی.@ میفرماید صندوقهایی را میاورند به تعداد 24 ساعت روز میفرماید بعضی از این صندوقها را باز میکنند صندوقهایی هست که شخص در آن طاعت انجام داده میفرماید وقتی باز میکند به قدری به این شادی دست میدهد که اگر شادی این شخص را بین جهنمیان تقسیم بکنند جهنمیان دیگر احساس درد نمیکند.@ و ساعتهایی هست که انسان در آن معصیت کرده نافرمانی خداوند تبارک و تعالی را کرده میفرماید وقتی که در آن را بار میکنند میبیند چنان ناراحتی به این دست مید و غم وجودش را میگیرد که اگر غم این را بین بهشتیان تقسیم کنند بهشتیان دیگر از بهشت لذت نمیبرند.@ و ساعاتی هم هست که خالی است ساعتهایی هست که وقت تلف کرده بیخود گذرانده خواب اضافه، پای تلویزیون، صحبتهای الکی، وقتهای بیخود این هم حسرت زیادی دارد میگوید اگر این را پر کرده بودم.@ ما فکر میکنیم یک ساعت دنیا وقتی تلفش میکنیم یک ساعت ولی وقتی رفتی در شرائط زیستی آخرت قرار گرفتی متوجه میشوی که یک ساعت دنیا ما چقدر کم میاوریم چقدر برای ما غمانگیز است که یک ساعت را تلف کردیم و پای ما هم حساب میشود حالا هر طوری دلت میخواهد عمر را مصرف کن.@ یک روزی باید بایستی و جواب بدهی که چکار کردی دقیقه به دقیقه هم سؤال میکنند ساعت به ساعت هم سؤال میکنند پیامبر نعوذبالله لغو نمیگوید ما باید بایستیم آنجا جواب بدهیم که چکار کردیم خوش به حال کسی که از عمرش خوب استفاده کرده باشد.@ از امام هادی(ع) به یاد بیاور حسرتهای کوتاهی را دوراندیشی دینی را فراچنگ داری یعنی میچسبی به دوراندیشی و درست زندگی کردن و جدی زندگی کردن و استفاده کردن.@ روایت بعدی از امیرالمؤمنین(ع) میفرماید(مَن تَوَرَطَ فِی الاُمُورِ بِغَیرِ نَظَرٍ فِی العَواقِب فَقَد تَعَرَضَ لِلنَوائِب) هر کس بدون عاقبتاندیشی دست به کاری بزند آخرت را نگاه نکند که چه میخواهد بشود خود را گرفتار سختیها و مصائب بکند فکر نکند که ته قضیه چه میخواهد بشود.@ این البته همه کس از پس آن بر نمیاید این باید نهادینه بشود در ذهن شخص و به عنوان یکی از عادتهای خوبش هر وقت به او پیشنهاد میدهند یا هر وقت خودش میخواهد تصمیم بگیرد یک مطالعه نسبت به آخرش بکند.@ یکبار تا ته قضیه برود بگوید حالا مثلاً این کار را کردم آخرش چه میشود؟ چه چیزهایی به دست میاورم؟ چه هزینههایی میخواهم بپردازم؟ محصول چیست؟ چه چیزی میخواهم بدهم؟ چه چیزی میخواهم بدست بیاورم و به بلندای ابدیت هم محاسبه بکند.@ اشتباه ما در بسیاری از تصمیمگیریها این هست که انسان را موجود ممتد از تولد تا مرگ میبینیم بعد میگوییم سه هفته است یکسال وقت میگذارم عزیز من وقتی میگویی سه هفته یک ماه شش ماه یکسال بدان با چه هزینهای هست بر مبنای عمر دنیا پای تو حساب نمیشود بر مبنای ابدیت پای تو حساب میشود.@ میگوییم حالا شش ماه، شش ماه اینطوری آدم عاقل یک هزینه سنگین که قرار است با یک عمر کوتاهی یک ابدیتی را بسازد اینطوری مصرفش نمیکند خیلی ائمه به این سفارش کردند که هر وقت میخواهی تصمیم بگیری راجع به یک برنامهای، وقت بگذاری یک برنامهای به شما پیشنهاد میشود یا خودتان یک تصمیمی میخواهید بگیرید اول به این مقوله فکر کن که چه چیزی میخواهد به دست بیاید.@ به بلندای ابدیت من آن روزی که قرار است سؤالات را جواب بدهم میتوانم بگویم میارزید وقت گذاشتم برای این کار یا نه، این خیلی مهم است اگر نمیارزید نکن دیگران ممکن است با یک شهوات زیادی بروند دیگرانی که به خودشان با نگاه ابدی نگاه نمیکنند ممکن است همچین سرمایهگذاریهایی برای خودشان بکنند.@ زبان بخوانم عزیز من تو میخواهی بروی زبان بخوانی زبان بسیار چیز ارزشمندی هست شکی نداشته باشید خوب است ولی چطوری میخواهی بروی زبان بخوانی فکر کردی بعداً میخواهی چه استفادهای از آن بکنی مثلاً هفتهای سه روز چهار ساعت پنج ساعت بلند میشود آن سر تهران با یک هزینهای زبان بخواند یا آموزش ببیند.@ چقدر افراد شروع کردند زبان خواندند و الان هیچ کارآیی برایشان ندارد یا بروم خطاطی کار کنم خوب برو خط، خط خوب است ولی چه کاربردی میخواهی از آن داشته باشی بروم فلان رشته ورزشی به صورت حرفهای کار کنم برو ولی حساب کردی چقدر پایت حساب میشود.@ ببینید چقدر رشتههای نیمهتمام ما داریم هر کدام از ما ول کردیم الان هیچ کارآیی برای ما ندارد تصمیم گرفتیم یک کاری بکنیم ذوقی بلند شدیم یک کسی یک چیزی گفته حالا ما هم بلند بشویم برویم دنبالش ما هم برویم این کار را بکنیم.@ حالا این چیزهای خوبش هست این برنامهریزی در کارهای علمی و فنی و حرفهای و هنری است بعضی وقتها انسان تصمیمگیریهای باطل میکند میرود در مسیر خلاف در مسیر گناه وقت میگذارد میرود ته قضیه میبیند که جز یک فاصله چند میلیارد سالی از سعادت چیز دیگری گیرش نیامد غم غصه اضطراب چیزی دستش نیست.@ این را فکر بکنیم هر وقت به ما پیشنهادی میدهند دنیا اینطوری هست این را بدانید این فرمول را داشته باشید هر وقت شما با عمرتان بخل بکنید دنیا سرمایه بیشتری برای شما میگذارد یعنی پیشنهادها همیشه هر چقدر شما به طرف آینده بروید چربتر میشود.@ برای آدمهایی که فکر خودشان هستند به راحتی خودفروشی نمیکنند وقت برای هر کاری نمیگذارند هر چقدر جلوتر میروند پیشنهادها چربتر میشود هر وقت میخواهی برای ابدیتت وقت بگذاری دنیا خیلی برایت سرمایهگذاری میکند شغلهای زیاد پولهای خیلی بالا درآمدهای زیاد عیش و نوشهای خیلی زیادی به تو پیشنهاد میشود ببین قیمتت چقدر است.@ امام کاظم(ع) فرمود پاداش بهشت با همه عظمتش که گفتم(وَ جَنَّةٍ عَرْضُها كَعَرْضِ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ) به اندازه همه آسمانها و زمین پهنایش هست اندازه بهشت هست فرمود این بهشت با این عظمت که هرگز به ته آن هم نمیرسید این پاداش جسم شماست برای روح بالاتر از بهشت پاداش هست.@ اگر در روایت هم(اِنَّهُ لَیسَ لِاَنفُسِکُم ثَمنٌ اِلاَّ الجَنَّۀ فَلا تَبیعُوها اِلاّ بِها) برای شما قیمتی بالاتر از بهشت نیست خودتان را به کمتر از بهشت نفروشید بهشت منظور با همه محتوایش هست نه فقط بهشت مادی که خدا آفریده ما فوق بهشت را هم بهشت میدانیم میگوییم بهشت، ما قیمتمان اینقدر است.@ دنیا چقدر میخواهد بپردازد که از من عمر و جوانی بگیرد چه چیزی میخواهد به من بدهد زمین است چند هزار متر به چه دردم میخورد پول است ثروت است شهرت است ریاست است تا انسان میرود به سمت اینکه برود برای ابدیتش سرمایهگذاری بکند یک ذره بخل نفس داشته باشد بخل نسبت به فطرت خودش به حیات ابدی خودش درست مصرف بکند میبینید که پیشنهادهای چرب و نرم به سمت شما سرازیر شد تا خودت را بفروشی.@ اما خوش به حال کسی که قیمت خودش را بداند چقدر است اگر قیمت خودت را دانستی از بسیاری از دغدغهها راحت هستی حتی از مبارزه با نفس هم راحت هستی لازم نیست درگیر نفس بشوی که خودم را بفروشم یا نفروشم این کار را بکنم یا نکنم تصمیمگیریت خیلی برایت راحت است.@ دیگران ممکن است به تو پخمه و ابله بگویند، بگویند تو حالیت نیست کاری با این نداشته باشیم اگر خودت حالیت هست خودت فهمیدی قیمتت چقدر هست دیگر نفروش خودفروشی نکن هر جا میخواهی وقت بگذاری حتماً با روحیه کاسبی برخورد کن ببین مابهازا و معادل ابدی دارد یا ندارد اگر داشت برایش وقت بگذار.@ به هر حال آینده را ما باید نگاه بکنید حداقلش این هست که برای ما عذاب نداشته باشد و این کافی نیست چون عذاب نداشتن کافی نیست جهنم نرفتن که هنر نیست به قول حضرت آیت الله جوادی آملی حفظه الله تعالی دیوانهها و بچهها و حیوانات هم به بهشت میروند این هنر نیست که ما به بهشت برویم.@ هنر این هست که من نسبت به این هدفی که خلق شدم به آن هدف برسم من ظرفیت بینهایتم را بتوانم پر کنم بهشتی که(جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماءِ وَ الْأَرْضِ) آن بهشت را با این بلندا بتوانم پر کنم فضای خالی نباشد پر کنم این هنر است.@ حداقلش را عرض کردم حداقلش این هست که وقتی فکر میکنیم لااقل فکر کنیم که این مقدار را فردا جواب میتوانم بدهم یا نه، شما تضمین بکنید هم مثال دنیایی است هم مثال آخرتی است میگویند آقا شما میخواهید چک بکشید فلانی را تضمین بکنی قانون چک میگوید شما باید به هنگام صدور چک به عنوان تضمین میخواهی به کس دیگری بدهی یا هر چیز دیگری باید این مبلغ را داشته باشی یا آن موقع بتوانی این مبلغ را پر کنی.@ الان بنده عزیزترین کسم آمده نمیتوانم مثلاً الان پنج میلیون چک بکش من میدانم الان فردا تو نتوانی پر بکنی من گرفتار هستم نمیتوانم پر کنم تضمین برای چه بدهم نمیتوانم عاقبتاندیشی، خیلی از عزیزان خوب و نیکی که در زندان ما آنها را میبینیم اکثرشان آدمهای بسیار خوبی هستند در زندان هستند.@ آدمهای خوب ولی بیفکر بودند احتیاط نکردند هُل شدند عاقبتاندیشی نکردند رفتند به سمت گرفتاریهای اقتصادی، بیفکری، عاقبت را نگاه نکردند حضرت میفرماید کسی که عاقبت را نگاه نمیکند هر کاری لوازم خودش را میخواهد قانون خداوند یک قانون ثابت هست.@ ما در دنیا اگر بخواهیم تشنگیمان برطرف بشود نمیتوانیم با نان تشنگیمان را برطرف بکنیم از خدا هم نباید انتظار داشته باشیم که خدایا من میخواهم با نان تشنگیم برطرف بشود یا اگر گرسنهات هست با آب گرسنگیات برطرف بشود این قانون است خداوند برای همه چیز اسباب و علل گذاشته.@ حزب اللهی بودن جبههای بودن متدین بودن خانواده شهید بودن جزء اولیاء الله بودن هیچ وقت وقتی قرار است برای یک کار فکر بکنی جای فکر را نمیکند برای هر کار فکر مخصوص به خودش و عاقبتاندیشی مخصوص خودش را باید بکند.@ در آن کار خاص اگر مطالعه دقیق نکنی و تخصص لازم نسبت به آن کار نداشته باشی سؤالات اساسی نداشته باشی و بدون آگاهی وارد بشوی این قاعده است سنت لا یتغیر الهی است که(مَن عَمِلَ عَلی غَیرِ بَصیرَۀٍ کانَ ما یُفسِدُ اَکثَرَ مِمّا یُصلِح) هر کس بدون آگاهی وارد کاری بشود خرابکاریش بیشتر از اصلاحش هست.@ حالا تو باتقوا هم که میخواهی باشی رفتی سمت چک مقرراتش را بدان رفتی سمت کار اقتصادی مقرراتش را بدان رفتی سمت ازدواج بدان که تبعاتش چیست ازدواج مسئولیتهای خاصی دارد میروی آنجا بعد در آن میمانی ازدواج که میتواند پله ترقی برای انسان باشد برای انسان جهنم میشود عامل گناه و معصیت برای انسان میشود ظلم بیتوجهی بداخلاقی و خیلی گرفتاریهای دیگر.@ چون فکر نمیکنم آن کاری را که میخواهم بکنم آیا لوازمش را دارم بعدش میخواهم چکار بکنم چه لوازمی دارد تکثیر نسل میکنیم انسانهایی به بلندای ابدیت در این دنیا میاوریم اما عرضه تربیت نداریم تربیت نمیکنیم و خراب میشود سرمایهگذاری برای تربیت اینها نمیکنیم.@ (مَن تَوَرَطَ فِی الاُمُورِ بِغَیرِ نَظَراً فِی العَواقِب فَقَد تَعَرَضَ فِی النَوائِب) کسی که بدون توجه بدون نگاه بدون دقت در عواقب کار در کاری وارد بشود خودش را در معرض انواع مشکلات و سختیها قرار میدهد برگردیم انصافاً گذشته خودمان را مطالعه بکنیم ببینیم چقدر از گذشته ما از گرفتاریهایی که ما داریم معلول همین بیتوجهیهای خودمان نسبت به آینده و عواقب کار بوده.@ برگردیم گذشته خودمان را مطالعه بکنیم چقدر معلول بیتوجهی به عقل و هشدارهای عقل هست براساس احساسات تصمیم گرفتند یک شوق و ذوقی و کفی آمد و ما را به یک سمت کشاند.@

قریب همین فرمایش حضرت میفرماید(مَن تَوَرَطَ فِی الاُمور غَیرَ ما فِی العَواقِب فَقَد تَعَرَضَ لِمَدرَجاتِ النَوائِب) خودش را برای انواع سختیها و مدارج و مهلکههای زیاد گرفتار کرده ببینید یک مشت وقتی در صورت یک نفر میخورد دو ثانیه یا پنج ثانیه طول میکشد اما محصول این مشت تا بخواهد جبران بشود خیلی کار دارد شاید هم جبران نشود سخت است.@ گاهی وقتها یک تصمیمی میگیریم یک ترک تحصیل بیموقع، یک خروج از حوزه بیموقع یا کنار گذاشتن درس، قطع یک ارتباط بعد ده سال باید وقت بگذاریم تا برگردیم به جایگاه اول خودمان، این نوع فکر کردن فقط از کسی برمیاید کسانی که حقیقتاً به بلندای ابدیت عاشق خودشان باشند خودشان را دوست داشته باشند و به خودشان حریص باشند.@ آن موقع هست که خرج نمیکند آن موقع هست که خودفروش نیست هر جایی نیست هیچ کس نمیتواند به راحتی دلش را ببرد کسی نمیتواند با یک پیشنهاد با یک وسوسه هر جا دلش خواست او را بکشاند ما تا یاد نگیریم خودمان را درست نگاه کنیم تلفات زیاد داریم میدهیم نعمتهای زیادی را خراب خواهیم کرد تا وقتی که این باور ما بشود که ما یک ابدیتی داریم.@ تکلیف تولد ما، جلسه گذشته گفتم تکلیف تولد تکلیف بزرخ تکلیف قیامت و حشر و تکلیف زندگی ابدی ما را همین لحظاتی که در آن هستیم دارد روشن میکند.@ حدیث بعدی از امام جواد(ع) (مَن لَم یَعرِفِ المَوارِدَ اَعیَتهُ المَصادِر) موارد جمع مورد هست یعنی ورودیها میفرماید هر کس ورودیها را نمیشناسد که از هر کاری چطوری وارد بشود در سرانجام حتماً میماند نمیتواند درست کار را به آخر برساند.@ جوان مغرور کم تجربه فکر میکند که حالا سنش زیاد شده مثلاً شده 18 سال یا 20 سال یا دانشگاه رفته دیگر علامه دهر است دیگر هیچ احتیاجی به فکر کردن و مطالعه و مشورت ندارد من هیکلم بزرگ است بلوغ جنسی هم دارم دستم به دهانم میرسد بروم زن بگیرم.@ ازدواج یعنی بازی کردن با یک نسل به بلندای ابدیت از تو میخواهند به وجود بیایند میدانی داری چکار میکنی یادگیری اینکه ازدواج را چطوری انجام بدهیم زمان خیلی کمی میطلبد 10 ـ 15 ساعت شما مطالعه کنید درست میدانی باید چکار بکنی.@ اما همین 10 ـ 15 ساعت را که دریغ میکنی وقت نمیگذاری میگویی خودم میفهمم چکار بکنم باعث میشود که صحنه آنطرف قرآن میفرماید(يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ وَ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ وَ صاحِبَتِهِ وَ بَنِيهِ) روزی که انسان از برادرش پدرش مادرش همسرش و فرزندش فرار میکند قیامت صحنه خانواده صحنه عجیبی است همه از همدیگر فرار میکنند.@ چون میفهمند که بد عمل کردند تو میدانی زن کیست با زن چطوری باید برخورد بکنی میدانی یک وکیل مدافع قوی به نام خداوند تبارک و تعالی دارد هر کاری و هر حرفی که به او بزنی خداوند طرف او هست فقط او روز قیامت با تو طرف هست که چه چیزی به این امانتی که دست تو سپردم گفتی او را ترساندی هیبت داشتی از تو حساب میبرد او را کتک زدی تحقیرش کردی.@ خیلی راحت ما همینطوری هر وقت دلمان خواست در خانه هر کاری دلمان خواست میکنیم فکر میکنیم هیچ کس هم نیست محاسبه بکند مراقب ما نیست بچه شما میدانید در پنج چیزش قبل از انعقاد نطفه میتوانی تأثیر بگذاری در زیبایی و سلامتش در اخلاقش در عقلش در دینش و در هوشش.@ میدانی دوران بارداری چقدر اهمیت دارد اصلاً میدانی ازدواج چه کارکردهایی دارد ما باید چطوری با همسرمان برخورد بکنیم اگر میدانستیم که دانشکده پزشکی پانزده هزار پرونده طلاق نداشتند آقا دکترها و خانم دکترهای ما، بیشترین خرابکاریها و حسرتها در طبقات تحصیکرده ماست.@ سیاسیون بیرحم و بیفکر و از خدا بیخبر ما هم که یاد گرفتند با جوانها بازی کنند بلکه چهار تا رأی بدست بیاورند به قول مقام معظم رهبری یاد گرفتند تملق جوانان را بکنند که رأی آنها را بخرند برای شهواترانیهای بعدی اینها برای ریاستطلبی اینها، جوان چنین است جوان چنان است تا عرش جوانان را میبرند حرف آخر را دانشجو میزند از این حرفها.@ دانشجوی تو نمیتواند یک ازدواج را به ثمر برساند هر کاری تخصص خودش را میخواهد بنده که ده سال است دارم مشاوره انجام میدهم میبینم خانم دکتر آقا دکتر مشاور وزیر بلند میشوند اینجا میایند گرفتار هستند ابتداییترین مسائل را هم در رابطه با زندگی نمیدانند.@ نه در رابطه با بچه میداند باید چکار بکند نه در رابطه با همسر میداند باید چکار بکند این یک مورد از موارد، یعنی ورودی که میخواهی بکنی به سمت ازدواج برو اطلاعاتش را بگیر اطلاعاتش هم خیلی راحت هست.@ ائمه(ع) آموزش دادند دست ما میتوانید با یک مطالعه چند ساعته اطلاعات دستتان بیاید که باید چکار بکنید هنر این هست که بعدش عمل بکنیم قبول کن که غیر از این اگر بخواهی عمل بکنی کم میاوری گرفتار خواهی بود میخواهی بروی به سمت تجارت، تجارت یک مورد هست مورد یعنی محل ورود، تجارت یک ورودی است تصمیم گرفتی به سمت تجارت بروی درست برو احتیاط بکن از کجا بروم چطوری بروم در آن نمانی.@ تصمیم گرفتیم کار فرهنگی بکنیم خوب چه چیزی دارید یک ساختمان داریم اینقدر بودجه داریم الی ماشاء الله در تهران هستند بودجههای کلان به اسم کار فرهنگی، نمیدانند چکار بکنند تابلوهای مرکز فرهنگی مؤسسه فرهنگی مجتمع فرهنگی میروی میپرسی چکار کردی.@ شما میخواستی چه کار فرهنگی بکنی مگر نمیخواستی جلوی تهاجم فرهنگی بایستی جوانها را هدایت بکنی چه چیزی برای بچهها گذاشتی چند نفر هدایت شدند چند نفر به ابدیتشان ملحق شدند چند نفر عاشق خودشان شدند چند نفر خودشان را شناختند جلوی تهاجم فرهنگی.@ ما اینجا کلاس نقاشی گذاشتیم تئاتر گذاشتیم سرود گذاشتیم موسیقی گذاشتیم مثل فرهنگسرای خودمان که اسمش را گذاشتند فرهنگسرا، سینما گذاشتیم کامپیوتر گذاشتیم این اولین قدم کار فرهنگی بوده بقیه بودجه بیتالمال که به شما سپرده شده چکار کردی محصول شما چیست.@ میخواهی طلبه بشوی طلبگی یک مورد است از این مورد که میخواهی وارد بشوی آیت الله بروجردی فرمودند که حوزه علمیه مثل کشتی نوح است از نوح پیغمبر تا انواع جانوران در آن هستند همه هم طلبه هستند همه هم لباس رسول الله را بر تن دارند روحانی الی ماشاء الله.@ امام فرمود خون دلی که پدر پیرتان از این طایفه خورده از هیچ کس دیگر نخورد مارهای خوش خط و خال، آخوندهای احمق و بیسواد، چون مورد فقط میخواستند طلبه بشوند اما این طلبه لوازم داشته تو لوازمش را چکار کردی فکر کردی اگر چهار تا صرف و نحو و فقه و اصول بخوانی مثلاً رسول خدا میشوی یا سرباز امام زمان میشوی.@ نه اگر میخواهی طلبگی بخوانی طلبگی قانون دارد ما الی ماشاء الله در تاریخ روحانیتمان چهرههای بسیار عالی دارند میدرخشند همه الگوهای ما میتوانند باشند کم که نیستند این همه روحانیون برجسته و عالی، تو چرا کوتاهی کردی وقتی سمت طلبگی رفتی درست فکر نکردی که ته قضیه چه میخواهد بشود از اول فکر نکردی که پنج سال بعد من باید چکار کنم ده سال بعد باید چکار کنم.@ هیچ طایفهای هم ما موفقتر از طایفه طلبه و روحانی نداریم از صدر اسلام بگیر تا اینجا، همیشه موفقترین انسانها بودند یعنی نسبت به جمعیت محدودیشان بیشترین محصول و موفقترین انسانها را بیرون داده شما بسیجیها را نگاه کنید سپاهیها را نگاه کنید ارتشیها را نگاه کنید روحانیت را هم نگاه کنید.@ ما 24 هزار تا 35 هزار تا آزاد و متفرق اگر حساب کنید صد هزار روحانی بیشتر در این مملکت نداریم ولی نسبت به جمعیتشان بالاترین شهدا را برای انقلاب دادند هیچ گروهی نه بسیجیها نه سپاهیها نه ارتشیها نه هیچ گروه دیگری به اندازه روحانیت شهید نداده پس موفق بوده این همه چهرههای درخشان هستند برای ما الگوهای خیلی خوبی هستند.@ چطور شما که رفتی طلبگی نمیدانستی باید چکار بکنی استفاده بکن میخواهم دانشگاه بروم دانشگاه هم مورد خوبی است برو پزشکی بخوانم اما ته قضیه میدانی میخواهی چه چیزی در بیایی فکر کردی باید چه چیزی بشوی که بعداً باخت نکنی مهندس بشوم برو ته قضیه اما بدان باید چطوری بروی.@ نه اینکه فردا مهندس بشوی اما ابدیتت همه از دست رفته باشد یک خودفروش که هیچ چیز هم به دست نیاوردی میخواهم در سینما و هنر بروم میدانی عاقبتش چیست فکر میکنی فکر میکنی فقط همین چهار تا شهرتش هست و چهار نفر بیایند از تو امضا بگیرند و در تلویزیون رفتن و عکس تو را در روزنامه و مجلات بیندازند فقط همین است هیچ عواقب دیگری برایت ندارند.@ راجع به آن فکر کردی یک شغل خوبی برای من پیدا شده یک مورد است محل ورود است برو اما تا ته قضیه فکر بکن چه چیزی میخواهد بشود. حضرت امیر میفرماید کسی که موارد را خوب نمیشناسد یعنی ورودیها را بلد نیست که درست برود(ما مِن حَرَکَۀٍ اِلاّ وَ اَنتَ مُحتاجٌ فیها اِلا مَعرِفَۀٍ) امیرالمؤمنین(ع) فرمود هیچ حرکتی نیست مگر اینکه تو در آن احتیاج به شناخت داری بفهمی کجا میخواهی بروی معرفت داشته باشی تا بعد گرفتار نشوی.@ کسی بدون احتیاط بدون فکر وارد یک کاری میشود و تصمیم میگیرد ته قضیه میگوید به سرانجام نمیرسد(اَعیَتهُ المَصادِر) آنجا گرفتار میشود نمیتواند موفق بیرون بیاید خانواده به من میگویند ازدواج کن پدرم خیلی اصرار دارد، خودت چی؟ نه من اصراری ندارم ازدواج بکنم وقت دارم بیشتر ترجیح میدهم درس بخوانم اما پدر مادرم میگویند ازدواج بکن خوب پدر مادرت میگویند تو الان چه احتیاجی داری ازدواج بکنی آمادگیش را داری کار مهمتر نداری؟.@ میرود با خامی، چون گفتند ازدواج بکنید ما هم ازدواج میکنیم بدون آمادگی و با ناپختگی زیاد وارد مرحله ازدواج میشود هیچی نمیتواند قضیه را جمع بکند یک جایی در آن مانده بعد جوانهای هم تیپهای خودش را میبیند که آنها ازدواج نکردند موفق هستند در درس در کار علمی این گرفتار شده.@ ازدواج چیز بدی نیست خوب است به موقع آدم در آن برود خوب است اما بتواند جمعش بکند چون دیگران گفتند دیگران میگویند، نه، آمادگی کسب بکند بعد برو در این مرحله انتخاب رشته تحصیلی میخواهی بکنی دقت بکن محل زندگی میخواهی بکنی مواظب باش همسایگانت چه کسانی هستند فکر بکن در این محل من میخواهم چکار بکنم بچهام را چکار بکنم فردا میتوانم ناموس و بچهام را جمع و جور بکنم یا نه.@ رفیق میخواهی انتخاب بکنی توجه بکن این رفیق تا کجا میتواند با من بیاید پس ما اگر بخواهیم کارهایمان به سرانجام برسد و از آنطرف پیروز بیرون بیاییم ورودیهایمان را باید درست بکنیم یعنی از اول درست وارد یک کار بشویم تا محکم جلو برویم و موفق بیرون بیاییم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@