در قبل در مورد دعایی از امام سجاد صحبت کردیم که دعا این بود «وجعلنا........» خدایا ما را از کسانی قرار بده که خودشان را شناختند و به جایگاه خودشان یقین پیدا کردند. لذا عمرشان را در اطاعت توفانی کردند. لذا اگر توجه شود هم از تلف شدن عمرمان جلوگیری میکند و هم باعث میشود خود ما در ارتباط با دیگران عمر بقیه را هم تلف نکنیم. گاهی وقت ها انسان یک معلم است گاهی شاگردانی دارد که میخواهد آنها را راهنمایی کند گاهی در مقام یک مشاوره هست گاهی پدر و مادر که میخواهد فرزندش را تربیت کند گاهی کارگردان و می خواهد محصول هنری تولید کند برای هدایت مردم. قرآن دربارهی همهی کسانی که زیر مجموعهای دارند آنها را مسئول هدایت زیر مجموعه خودشان به سمت خدا می دانند. پیامبر (صلی الله علیه و آله) «کلکم راع و کلکم مسئول أن رعیة» تمام انسان ها نسبت به زیر مجموعه ولایی خود مسئول هستند. پدر و مادر نسبت به زیر مجموعه ولایی خود یعنی فرزندان مسئول هستند که خیلی هم مهم است که پیامبر فرمود: «لا یلقل الله سبحانه احد بذنب أعظم من جهالت اهله و اولاده» هیچ کس خدا را به گناهی بزرگتر از جهالت خانواده و فرزندانش ملاقات نمی کند. یعنی انسان نسبت به زیر مجموعه ولایی خودش مسئولیت دارد کسی رئیس جمهور است می خواهد کار فرهنگی انجام دهد و اگر کسی این چنین نباشد یعنی خودش و زیر مجموعه اش را اصلا نگاه صحیحی به آن ندارد جاودانه و ابدی نگاه نمی کند که بخواهد هدایت درستی انجام دهد. برای اکثر عزیزانی که با کارهای فرهنگی در ارتباط هستنتد مهم است که از کجا شروع کنیم و به کدام نقطه مردم را برسانیم قرآن کریم اگر در آیاتش نگاه کرده باشید در همین دعا هم اگر توجه کرده باشید طاعت را برده آخر کار در حالی ما معمولاً در آموزشهای دینیمان اول از احکام شروع می کنیم که یک سری چیزها واجب و یک سری چیزها حرام است و وقتی در دانشگاه هم می خواهیم درس بدهیم باز هم اگرقرار باشد کلاس دینی باشد و معارف دینی درس داده شود معمولاً اول گفته می شود که باید حجاب را رعایت کنید یا نماز بخوان. دین را از عمل شروع میکنیم یعنی کاری را که باید آخرت اتفاق بیفتد ما از اول بدو اینکه ریشه را بکاریم میوه میخواهیم در برخورد با دخترها و خانم ها تاکید زیادی داریم که اول اینها حجاب را سخت رعایت کنند بعد بدون آنکه آن ریشهای که محصولش حجاب است را به آنها داده باشیم برخوردمان با افراد هم بیشتر براساس خروجی ها و ظواهر هست بدون آنکه توجبهه داشته باشی که آیا ظاهر و اندازه خروجی آن ظاهر ساخته شده یانه. علی (علیه السلام) فرمود: «الظاهر عنوان الباطن» آنچه که ظهور می کند از یک شخص نماینده باطن شخص است ما بدون آنکه باطنی بدهیم توقع ظاهر داریم چه از خود و چه از دیگران کمالاتی را توقع داریم که عوامل و موجبات آن کمالات و قدرتها را در کسی ایجاد نکردیم از بچه ها و فرزندان توقعاتی داریم بون آنکه مناسبات با آن توقعات را بدهیم. قرآن کریم به ما یاد می دهد که اگر کسی اگر این کسی می خواهد به عمل درستی برسد اول باید معرفت او درست باشد. باید شناخت یک شخص درست باشد. اینکه به کسی بگویم اگر این کار را انجام دهی و می روی بهشت یا اگر کسی ندهیم با توصیف نمی توانیم این کار را انجام دهیم. اینکه به کسی بگویم اگر این کار را انجام میدهی میروی بهشت یا اگر انجام ندهی میروی جهنم این تربیت اسلامی نیست این تربیت یک انسان مزدور ترسو است. که از ترس جهنم رفتن یا از شوق بهشت رفتن انجام می دهد و بعد هم اگر شهوت بهتری پیش بیاید انجام می دهد. ما نزدیک 15 میلیون ایرانی در خارج از کشور داریم اینها اگر نصف کنیم می شود 7یا 8 میلیون خانم از این 15 میلیون نفر اینها نوعا حجاب ها را رعایت نمی کنند آقایانشون هم مسائل شرعی رارعایت نمی کنند اینها در مورد بهشت، جهنم و واجبات دین چیزی نشنیده اند خیلی ها در کتابها خوانده اند در تلویزوین هم گفته می شود و خیلی ها هم این مسائل را میدانستند و از اینجا رفتن چرا رعایت نمیکنند یا در کشور خودمان مگر در ابتدایی و دبیرستان و دانشگاه معارف اسلامی نمی خوابند این همه منبر و کتاب پس چرا ما این همه بدحجاب داریم که ظواهرشان با آنچه که ما می دانیم سازگار نیست چقدر بی نماز داریم و خیلی چیزها را قبول ندارند. ما بجای آنکه آنها را تکفیر کنیم و بگوئیم آنها افراد خوبی نیسیتند باید بگوییم آنها خوراک خوبی نخورند. علت هم آن است که گردانندگان مسائل فرهنگی ما آن خوراکی از را که باید به آنها بدهند. طوری خوراک ندارند که محصول آن یک محصول خوب و خروجی خوبی درآید. بگذریم از کسانی که کم هستند که عناد و لجبازی دارند عموم مردم مردم خوبی هستند. بهتر از مردم ایران روی زمین ندارند. مردمی را نیافریده است که هم نص قرآن است و هم در روایات داریم که بهترین مردم روی زمین مردم ایران هستند در تظاهرات 22 بهمن چه کسانی می آیند راهپیمایی خیلی از ظواهر را هم رعایت نمی کنند اما ریشه هایی هست که برایشان جا افتاده است. چینش ها خیلی مهم است. قرآن می فرماید شما زمانی موفق به عمل می شوید که بینش و بصیرت مناسب داشته باشد. اگر به بینش و بصیرت نرسیده باشد توقع عمل عبدت درست هم از کسی نمی توان داشت. حتی توقع عبادت مؤثر هم از کسی نمی توان داشت اول باید شخص را به آگاهی برسانیم حضرت خضر (سلام الله علیه) به حضرت موسی میگوید موسی در عمل کم می آورد نمی تواند و خضر علت را چه می گوید می گوید تو بصیرت کافی نداری. «فکیف تصبر علی مالم تحب به» تو آگاهی نداری و نمیتوانی تحمل کنی و من هر کاری کنم تو ایراد می گیری با اینکه قول هم میدهی. یعنی با قول و قرار که این بار دفعه آخر باشد هم مشکل حل نمی شود. اینکه این بار به خودم قول می دهم سیگار نکشم یا خیلی موارد دیگر.... انسان باید آن نیروی کافی داشته باشد. آگاهی و بصیرت کافی را برای پیمودن مسیر بهشت یا بالاتر از بهشت چون غیر از این دو سعادت نیست یا انسان باید به بهشت برسد یا بالاتر از بهشت و بقیه هم که جهنم است. مثالی در نماز به ما آموزش داده شده که اول بصیرت بعد عبادت می گوئیم.«ایاک نعبد و ایاک نستعین» کمال انسان در این است که انسان بتواند به عبادت برسد به عنوان میوه «ما خلقت جن و الانس الا لیعبدون» این عبادت محصول یک معرفت است این طوری نیست که عبادت کنی بی معرفت و به کمال برسی. و همچنین کمک گرفتن از خدا آیا خدا برای کمک کردن به بنده اش آمادگی دارد یا ندارد. خداوند تنها کسی است که هر وقت از او بخواهیم آمادگی دارد که کمک کند و همیشه آغوشش به روی انسان باز است شب های جمعه می خوانیم «یا دائماً الفضل علی البریه یا باسط الیدین بالعطیه» یک خدایی است که دام افضل است هر وقت بخواهی می دهد و تاکیده زیادی است که یک رمز است اگر کسی متوجه باشد از خدا کمک بگیرید استعانت و قدرت از خدا بگیرید روزی 10 بار در نماز این را می گوئیم که تو رامی پرستم و از تو یاری می جوئیم. پس چرا پرستش ها و استمدادها کار زیادی نمی تواند انجام دهد. چرا انسان های قوی و محکم نیستم. چرا وقتی قرآن می گوید مؤمن علامتش شادی و آرامش است ما آن شادی و آرامش را نداریم اینکه گفته می شود هر کس ایمانش بالاتر می رود شادی و آرامش و او هم بالا می رود نداریم چرا در زندگی زنانشوئی علامت ایمان عشق به همسر هست چرا ما در خانواده هایمان این گونه نیست. چرا اکثر خانواده ها این مسیر را طی نمی کنند. مشکل این است از نماز از قبل از نماز به ما یاد داده اند. «اشهد ان لا اله الا الله» یعنی اون باید شهود شود این قضیه من ببینم که الاهی جز الله ندارم. تا بعد برسم به نبوت و بعد به ولایت برسم تازه بعد از آنکه این برایم تفهیم شد و شهود کردم آن وقت نماز رفته. بعد از شهادت علی (علیه السلام) حی الصلوة اگر شهود نشود و باور نشود حالا مدام نماز بخوانیم فایده ای ندارد دستوری که نمی شود نماز خواند این چینشها خیلی دقت شود که اول از کجا بعد به آمده از این مهمتر این است که بعد از حی الصلوة می گوید حی الفلاح یعنی خوشبختی چند نفر وقتی اذان گفته می شود شوق و ذوق دارند و احساس می کنند خوشبختند. در نماز ما با انبیاء و ائمه ملاقات داریم و با صالحین ملاقات داریم. السلام علینا و علی عباد الصالحین با همه ملاقات داریم اما چرا ذوق ایجاد نمیشود. چرا یک جشن تولد یایک عروسی یک شام یا مهمانی یا بودن همسر یا جنس مخالف برایمان لذیذتر از بودن با خداست. چرا فلاح نمی دانیم شعار خیلی بلند است خدا چه چیزی را دیده که ما بگویم حی الفلاح بشتابید و بیائید به خوشبختی برسید ما هنوز هم که هنوزه ما نماز چهار رکعت به دو رکعت برسد. (نماز مسافر) ذوق میکنیم وخوشحالیم اگر ما فلاح می دانستیم خوشحال نمی شدیم نماز خوشبختی و سعادت است از آنجا با شهود شروع کرد. «أشهد ان لا اله الله» نبوت و ولایت هم شهادت می دانم نه شهودی است. بعد هم وقتی می خواهد به عبادت برسد می گوید ایاک نعبد و ایاک نستعین یعنی فقط تو را (این مطلب خیلی مهم است) ما چه زمانی می توانیم به کسی بگویم فقط تو یعنی می بینی جلوی توست. همین طوری نمیشود گفت تو یک کسی میگوید چند سال نماز خواندم اما در مورد خدا هنوز شک دارم یک مهندسی آمده بود موسسه میگفت با اینکه امام زمان را قبول ندارم اما می دانم کار امامزمان بوده که من آمده ام اینجا. کلمه تو را به کسی که پشت تلفن هم هست می گوئیم چون مطمئنیم که کسی پشت تلفن هست پس تو را به کسی می بینیم میگوئیم شما را به خدا نتوانید بگوئید تو به عبادتتان فایده ندارد و نه با استعانت تو کمکی هست یعنی اصلاً نمی توانی جذبی داشته باشی. لذا خداوند هم به دادت نمی رسد. این خدایی که ما داریم این است که نه می تواند در غصه ها به داد ما برسد خدای حضرت زینب آنقدر خدای قدرتمندی استکه وقتی بچه اش را پیش رویش می کشند یا برادرش را تکه تکه می کنند و خود ایشان را به اسارت می برند می گوید: «و ما رایت إلا جمیلاً» عجب خدایی است. خدای این بسیجی ها در منطقه من هزار بار در منطقه دیده ام که دستش قطع شده یا تیر خورده می گوید یا زهرا یا حسین یا الله یا مهدی عجب خدایی است که درجبهه مسابقه می گذارند که چه کسی جلوتر برود روی میان مین این چه خدایی است که به قول معروف آدم می خواهد رقص کنان برود زیر شمشمیر عجب خدایی که در شب عملیات که همه گریه شان می گیرد آنها شوخی میکنند. کجای دنیا سراغ دارید که یک شخص میرود جنگ و قرار است کشته شود شوخی کند. خدای ما اصلاً نمی تواند جلوی خمس ندادن ما را بگیرد. یا بداخلاقی و عصبانی وحسود و بدبین هستیم. خدای ما نمی تواند کاری کند که وقتی مشکلی در زندگی ما بوجود می آید. «الذین إذا اصابتهم مصیبة قالو إنا إلیه و إنا الیه راجعون» که بگویم ما از خدایم و به سوی او می رویم. چقدر این آیه مژده زیبایی است. برمی گردیم پیش خداوند این خدایی که هنوز یکبار ندیدمش و در کلاس و خیابان نمی تواند به داد من برسد و نه در مسائل اقتصادی و نه در کار و نه حتی سر نماز هم به کمکم نمی آید خدایی است که حتی سر نماز هم او را نمی بینم. سر نماز هم با او حرف نمی زنم. دو نفر وقتی با هم صحبت می کنند اگر یکی از آن دو حواسشان نباشد یک توهین است. مااصلاً حواسمان به خدا نیست. خدایی نیست که بتوانیم 5دقیقه با اوحرف بزنیم. چون ایاک نشده قرآن به ما یاد می دهد که اول ایاک اول کسی را ببینم. اول عبادت کنم بعد از تو کمک هم می گیرم. مااصلاً نمی توانیم هم عبادت کنیم ونه میتوانیم کمک بگیریم. به دادمان نمی رسد. استعانت یعنی استمداد یعنی بیاید همه جا کمکمان کند اگر توانست جلوی عصبانیت و حسادت ما را بگیرد. جلوی احساس بدبختی ما را بگیرد یک کسی خدا را دارد چهارده معصوم دارد باز هم انسان خموده و بی تلاش و کس و بی حال و خودکم بین و احساس پوچی زیاد می کند. با مادر شوهر دعوامی کند احساس بدبختی می کند هنوز توان اینکه با یک مادر شوهر مادرزن شوهر و زن را زندگی کند. پس اینها دارایی ندارند بهما بدهند. برای اینکه اصلاً خبری از ایاک نیست باز در سوره بقره می فرماید: «و شکروا لله إن کنتم ایاه تعبدون» اگر «ایاه مثل ایاک است اگر او را می توانید عبادت کنید حالا وشکروا لله اصلاً عبادت کمترین کار آدم است لذا در این دعا که خواندم برد آخر پس اول چیست از کجا باید شروع کرد برای خودم شاگردان و برای خانواده و مخاطبین و زیر مجموعه ولایی از کجا باید شروع کنم، قرآن می گوید اول نشان بده مگر ما در جنبههای عقلی و فرشته ای مشکلی داریم آیا کسی شک می کند که باید درس بخواند و مطالعه کند پس در جنبه فرشته ای گفتیم که 5بخش داریم: حس و خیال و وهم گفتیم که با این مورد حیوان هستیم درکارهای حیوانی شک نمی کنیم کسی شک نمی کند که باید شب شام بخورد یا ازدواج و تفریح کسی شک ندارد. کسی نمی گوید من یقین ندارم و اول باید به من ثابت شود. در کارهایی که در جنبه های حیوانی است ما یقین داریم و در اوج یقین هستیم در جنبههای علمی هم همین طور است در بخش 5 که فوق عقلانی است کمال مطابق طلب است مشکل داریم. دقت بفرمائید مهم است در این 5 بخش انسان الله اله یک بخش از وجود ماست نه اله همه ابعاد ما گزاره لا اله الا الله برای فوق عقل است. اگر از فوق عقل شناختی نداشته باشیم. خودم را نه به عنوان یک انسان یا یک فرشته نشناسم بلکه بالاتر از اینها بشناسم چگونه می توانم الله ام را بشناسم پیامبر می فرماید که قید شناخت الله راروی نفس آورده است. می گویند تو چرا می خواهی ازدواج کنی، زن نگیر این گزاره گزاره مسخره ای است. یا به یک خانم بگوید که مسخره است. چه کسی گفته غذا بخوری یا مدرسه بروی گزاره ها همه احمقانه است چرا؟ چون وقتی می خواهد جواب دهد می گوید من آدم هستم وازدواج می خواهم بکنم و این استدلال درست است اما وقتی می خواهد استدلال کند که من آن کمال را دوست داشته باشم و با آن عشق ورزی داشته باشم، من علم، مدرک تحصیلی، می خواهم کسی شک نمی کند. چرا چون آنچه را که از خودسراغ داریم مطابق است با مطلوب ما الله اله و مطلوب کدام بخش از وجود ماست وقتی ما بخش اصلی سراغ نداشته باشیم الله هم برایمان فایده ندارد کسی می رود سراغ الله که یک خودی مطابق و متناسب با الله است را سراغ داشته باشد. وگرنه می گوید الله می خواهم چه کنم. کسی می گوید اگر نماز هم می خوانم چون بهشت را می خواهم، دوست امام به امام گفتند که ما فردا قیامت جوری می خواهیم کسی که می گوید لا اله الا الله من اله ام الله است الله مطلوب و معشوق است. من اگر یک خودی مطابق این نداشته باشم آیا واقعاً میتوانم با این موجود یا شخص ارتباط برقرار کنم. اینجا دقت شود که پیچ خیلی مهمی را می خواهیم طی کنیم اگر من نشناسمش اگر چیزی هم از او بخواهم از او علم و درس و همسر می خواهم یعنی آن الله را مرکز قدرت برای بخش حیوانی می خواهیم. در مجالس می گویند حاجتمندان امشب شب آخر است، شب مزد است این ادبیات یک ادبیات مزدورانه است یعنی ده شب هزینه کردهام میخواهم از امام حسین مزد بگیرم. امام حسین خودش مزد نیست یک مجلس برگزار کردن و هزینه کردن را یک فرد نمی دانم هزینه کرده ام که یک چیزی از امام حسین بگیرم لذا به امام حسین می گوید من 40 سال است که در خانه تو نوکری می کنم از تو خواستهام کهبچهام را شفا دهی دیگر به در خانهات نمیآیم اصلاً امام حسین برای این فرد موضوعیت ندارد یا اینکه وقتی مشهد میروند فکر می کنند باید برود جلو واز حضرت یک چیزی بگیرند و بیایند اصلاً خود رفتن پیش امام رضا برایش موضوعیت ندارد مثل اینکه فرزندی در شهرستان دس می خواند و بعد به دیدن پدر و مادرش برود و بگوید آورده ام از شما پولی بگیرم و بروم یک چیزی به من بده اصلاً ملاقات موضوعیت ندارد. اصلاً خودشان موضوعیت ندارند. چقدر روابط بد می شود چون الله اله ما نیست ما مکه هم که می رویم ملاقات نیست مثل ماه رمضان که می گویند ضیافت است. اما ملاقاتی نیست ما از ضیافت یک چیز دیگر می خواهیم وقتی من خودم را نمی شناسم چه فجایعی اتفاق می افتد در مهم ترین حرکت من که حرکت عبادی است نسبت به خدا چقدر اختلال ایجاد می شود من وقتی الله را به عنوان اله نمی شناسم مکه هم که می روم با خودش کاری ندارم به زیارت ها هم که می رویم با خود آنها کاری داریم. کسانی که خودشان را می شناسد شیرین ترین بخش زیارت حضرت معصومه کجاست یعنی از آن اوج بالاتر نداریم اینکه بایستیم و به خانم بگویم «أعرف الله بینکم فی الجنة» قرار آخرت با خانم بگذاریم ولی وقتی می رویم به خانم می گوئیم این را و آن را می خواهیم اینجا دیگر ما با خانم کاری نداریم شیرینترین قیمت زیارت اینجاست که به خانم بگویم که آخرت ما با شما خیلی کار داریم خدا انشاءالله من و شما را به هم معرفی کند. شیرین ترین قسمت آخرت آنجاست که شما خودتان را به ما معرفی کنید. چون داریم که خودشان را به ما معرفی می کنند ما به آنها معرفی نمی شویم چون آنها ما را می شناسند. قشنگ ترین بخش بهشت آن است که آنها خودشان را تک تک به ما معرفی می کند که مثلاً علی اکبر که برایش سینه می زدی، در برزخ هم می آیند اینکه بگویند پیامبر بیاید و معرفی کند خودشان را و بگویید پیامبر هستیم چقدر شیرین است آن لحظه من علی هستم که دوستش داشتی چقدر شیرین است عشق باید باشد که پا در حرم حضرت معصومه بگذاریم و بگوییم که خدا ما را در آخرت به هم معرفی کند. در بهشت نشان دهند ایشان حضرت معصومه است و قفط کار اینجا تمام نمی شود. خیلی کار داریم با حضرت معصومه حضرت معصومه که به ما اجازه داده تا هر بار به حرم ایشان برویم و مسیری را طی کرده ایم. و لو اینکه کسی در حرم مشکلات دنیایی خود را گفته است نه اینکه مشکلات دنیایی را مطرح نکنیم چون ما غیر از این بزرگان کسی دیگری را نداریم که از آنها بخواهیم ولی آیا فقط باید همین ها را بخواهیم. می پرسند آیا زیارت خوش گذشت بگوئیم بله رفتم قرار آخرت را با حضرت معصومه گذاشتم «أعرف الله بیننا و بینکم فی الجنة» چقدر زیباست بعضی اصلاً حوصله زیارت خواندن را ندارند در زیارت می گوید اول با این 5 پیامبر دوست باش و قرار آخرتی بگذار اماما کاری با آنها نداریم. فقط می رویم ضریح را می چسبیم می گوئیم مشکل مالی دارم شوهر و زن و بچه می خواهم و چیزهای دیگر از این قبیل... خوب آنجا هم با حضرت معصومه کاری نداریم. وقتی معرفی کنند می گویم خوبچکار کنیم اصلا با حضرت معصومه کاری نداریم. برای همین است که بعد از ماه رمضان برای اکثر افراد اتفاقی نیفتاده نه مهمان دار و صاحب خانه دیده شده و نه مهمان های ویژه که دعوت شدهاند به این مهمانی که گل سر سید آنها آقا امام زمان است دیده نمیشود. وقتی می گوئیم محصول ماه رمضان ما چه چیزی شده جواب می گوئیم هیچ چیزی. ما مکه می رویم بدون خدا، حرم هم می رویم بدون صاحب خانه، ایاک نعبد و ایاک نستعین وقتی ملاقاتی نیست وقتی تویی نمی بینی که بگویی تو چه می خواهی عبادت کنی اصلاً عبادت معنا دارد. الان چند سال است که ما نماز می خوانیم واقعاً قوی هستیم آدم های شاد و قدرتمند هستیم. چون استعانت نیست چرا نیست چون ما از آخر شروع کردیم آمدیم اول چرا چون خیلی از معلمین ما هم این گونه آموزش دادند اما دین میگوید از اول شروه کنید به آخر «اشهد ان لا اله الا الله» اول دین را حل کنیم اگر این حل نشود من نبوت چه کار دارم. چطور می توانم شما به ندرت در دعای معصومین است یعنی از دعای کلیدی است «اللهم اعرفنی نفسک فانک لم تعرفنی لم اعرف» تا این حل نشود فایده ندارد لذا امام از اینجا شروع کرد. «اللهم اجعلنا...انفسهم» خدایا ما را از کسانی قرار بده که خود را شناخته اند. ستون همه خلقت لا اله الا الله است. اساسی ترین است. بقیه موارد فرع آن است حالا آدم کجای آن است. می گوید هیچ محبوبی جز الله نیست دل چه کسی محبوب برای چه کسی انسان کجا دیده شده. «لا اله الاالله» برای خدا که نیست برای انسان است. «لا اله الا أنا فاعبدونی» این را خداوند برای خودش می گوید. أنا غیر از من تو دلبر نداری گوش کن چیزی می گویم که به من برسی لذا تا انسان دیده نشود و انسان خود را با هویت انسانی نه فرشته ای که بدنبال علم برود به عنوان آدم. اینکه مهندس شوم فقیه و یا.... بشوم اینها خوب است. و شکی هم نیست اما بخش فرشته ای انسان است و برای وسط راه است. باید میوه آن خودم باشم بخش فوق عقلانی. لذا کسی که بخش فوق عقلانی او فعال تر است اوکه عالم تر است حاکم است. موسی آنقدر بزرگ است. پیامبر اوالعزم است باید شاگردی کند و استادش قبولش نمی کند. موسی کلیم الله است آن کسی که اله اش الله است. تااین هویت شناخته نشود فایده ای ندارد وقت ما همین طوری برای کسی مدراج علمی می گذارد. عاشق شو ورنه روزی کار جهان سر آید/ ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی
چرا می گوید ناخوانده نقش مقصود چون می گوید لا اله الا الله خدا حرف آخر را روز اول زده است. اما در «قولوا لا اله الا الله تفلحون» در قرآن گفته لعلکم برای نماز گفته شاید رستگار شوی قول نداده است. امادر «قولوا لا اله الا الله تفلحون» قول داده است یعنی امکان ندارد که کسی لااله الا الله را بگویید و رستگار نشود. ولی باید بگوئیم حضرت میفرماید «و جعلنا من الذین اعرفوا انفسهم» اول خودمان را بشناسیم بعد که خود را شناختیم. مبدأ و معاد را هم می شناسیم. این کلمات معجزه است در سه کلمات تمام حقایق را فرموده است. تمام مسیر را در سه کلمه یاد داده است پس سرمایه گذاری روی باور خودمان حالا می رسیم روی فرمول همیشگی خودمان «لا تجهل نفسک فإن الجاهل معرفته نفسه جاهل بکل شئی» اصلاً نسبت به خودت نادان نباش چون کسی که این گونه باشد هیچ چیز را نمی شناسد امکان ندارد کسی بدون خودشناسی الله را بشناسد و امکان ندارد کسی بدون خودشناسی حتی علوم را بشناسد. اگر علوم شناخته شده بودند ما الان پیشرفته ترین امکانات را در دنیا داریم اما چرا بدترین حالات را داریم بیشتر ازهمه بدبختی است چرا که علوم صاحبش شناخته نشده است.علم دین هم نمیتواند من را درست کند اول هویت پیدا کن «إن کنتم ایاه تعبدون» اول باطن را درست کنیم بعد ظاهر درست خواهد شد. چرا ادوارد به این مقام می رسد شهید می شود. امام پیشانی او را بوسید شوخی نیست همه ثروت های فیات و یوونطوس رارها کرد گفتند بی خیال جمهوری اسلامی شو اینها همه برای تو نرفت. اما الان اگر ولایت فقیه اگر در کشور ما نباشد خیلی از این سیاستمداران ما کشور را بدتر از افغانستان میکنند در جریان فتنه اگر ولی فقیه نداشتیم چه میشد. اگر ولی فقیه نداشتیم همین روحانی چکار میکرد با مردم. ادوارد و همه ثروت را کنار زد و شهید شد مثلاً در آمریکا در بین این همه فساد یک دختر با حجاب وقتی امام می فرماید به اندازه یک پیامبر پاک است. اینها از باطن شروع کردن بجای ما که اول از ظاهر شروع کردیم آنها اول معرفت پیدا کردند بعد رسیدند به عمل قرآن هم می گوید «ایاک تعبد» از معرفت شروع کنید امام جواد فرمود: « القصد الی الله تعالی بالقلوب و ابلغ.... جوارح» انسان اول با قلب به سمت خدا برود زودتر به مقصد می رسد تا اینکه با به زحمت اخداختن جوارحش، بسیجی های ما مگر چند سال درس خواندن که یک شبه ره صد ساله رفتند شهود و یقین و باور وقت بگذارید و بروید به سراغ شهیدان آنها امامزادگان عشقند یک سری به سراغ جبهه برویم خیلی چیز آنها هست که به ما بدهند یک سر بزنیم آنجا. پس باید از خودمان شروع کنیم که من کیستیم. علی (علیه السلام) فرمود: «من رحم الله أن علم من أین و فی أین إلی أین راجع به خودش که از کجا آمده در کجا هستم و به کجا می روم این فرمول دستمان باشد. خدا همیشه عبادت و عمل از فرع بر خودشناسی قرار داده است. چرا وقتی ماه رمضان میآید و می رود ذوق میکند امکان ندارد انسان انسانیتش شکوفا شده باشد و از واجبات فرار کند امام صادق (علیه السلام) میفرمایند وقتی خداوند تکلیفی می خواهد بیاورد اول حال و ذکر را میدهدانرژی نمی دهد بعد عمل می خواهد «یا ایها الذین امنوا» مومنان بعد کاری را می خواهد وقتی هنوز خودمان را زن یامرد می گیریم هیچ لذتی نمی بریم و می گویند مستحب است که وقتی آیه «یا ایها الذین امنوا » آمد بگوئید لبیک خوشا به حال کسی که این آیه را می شنود با طیب خاطر بگوئید لبیک پس این دعا را فراموش نکنیم.
«وجعلنا من الذین اعرفوا أنفسهم و أیقنوا بمستقرهم فکانت اعمارهم فی طاعتک تفنا» حالا زیباست فنا اینجا زیبا می شود. پس یقین به محل استقرار بعد از خودشناسی می باشد و بدست می آید.