أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ حضرت صادق(ع) در توصیههایی که به عنوان بصری میکنند سه دستورالعمل در مورد خوردن و سه دستورالعمل در مورد حلم و سه دستورالعمل در مورد علم دادند بعد از اینکه آن سه اصل اساسی را در عبودیت فرمودند سهتای مربوط به خوردن و حلم را تمام کردیم از این جلسه در مورد دانش و علم میخواهیم این فرمایشات حضرت را عرض کنیم.@ میفرماید(أمَّا اللَّواتی فِی العِلم فَأسئَلِ العُلَماءَ ما جَهِلۀَ وَ إیّاکَ أن تَسئَلَهُم تَعَنُناً وَ تَجرِبَتَاً وَ إیّاکَ أن تَعمَلَ بِرَأیِکَ شَیئا وَ خُذ بِالإحتِیاطِ فی جَمیعِ ما تَجِدُ إلَیهِ سَبیلا بَحَرُ مِنَ الفُتیا حَربَکَ مِنَ الأسَد وَ لا تَجعَلَ رَقبَتَکَ لِلنّاسِ جِسرا).@ و اما آن سه چیزی که راجع به علم هست اینهاست از علما بپرس آنچه را که نمیدانی و مبادا چیزی از آنها بپرسی تا ایشان را به لغزش افکنی و برای آزمایش و امتحان بپرسی و مبادا از روی رأی خودت به کاری دست زنی.@ و در جمیع اموری که راهی به احتیاط و محافظت از وقوع در خلاف امر داری احتیاط را پیشه خود ساز و از فتوا دادن بپرهیز همانطور که از شیر درنده فرار میکنی و گردن خود را پل عبور برای مردم قرار نده.@ یکی از مهمترین اصولی که یک کسی باید در زندگیاش به کار گیرد و اگر بکار نگیرد هرگز روی خوشبختی و سعادت را نه در دنیا و نه در آخرت نخواهید دید اصل وجوب مراجعه به متخصص در هر فنی است عقل همه انسانها.@ خداوند به همه انسانها عقل داده بدون استثناء عقل همه انسانها اینگونه حکم میکند که اگر انسان کاری را میخواهد انجام بدهد اولاً بدون آگاهی حق ندارد انجام بدهد امیرالمؤمنین(ع) فرمود(ما مِن حَرَکَۀٍ إلاّ وَ أنتَ مُحتاجٌ فیها إلی مَعرِفَۀٍ) هیچ حرکتی نیست مگر اینکه تو در انجام آن احتیاج به آگاهی و شناخت داری.@ باید آگاهانه عمل کنی بدون معرفت و آگاهی اقدام به انجام کاری نکن این اصل اول بود یک اصل دوم و سوم هم داشتیم گفتیم که اگر کسی بدون اطلاعات اقدام به انجام کاری بکند 1 ـ (کانَ ما یُفسِدُهُ أکثَرَ مِن ما یُصلِح) فسادش بیشتر از اصلاحش هست ضررش بیشتر از منفعتش هست.@ وقتی با ناآگاهی میرود نکته دوم از هدف دورتر میشود وقتی با آگاهی جلو نمیرود به عشق یک هدفی حرکت میکند که خودش را به جایی برساند اما دائماً از هدف دورتر میشود و یک موقعی به خودش میاید و میبیند که وقت زیادی از او تلف شده و عمر زیادی از او گذشته.@ اگر همه مردم این اصل را در زندگیشان مراعات کنند یعنی حاضر نباشند بدون آگاهی اقدامی انجام بدهند بدون تخصص اقدامی انجام بدهند اگر همه این را رعایت کنند خیلی خوشبختی شامل حال مردم خواهد شد چه در دنیا و چه در آخرت.@ دیدید که حضرت فرمود از علما بپرس آنچه را نمیدانی و بپرهیز از اینکه به نظر خودت عمل کنی یعنی اینکه هر چه به ذهنت رسید عمل نکن که بگویی این کار بهتر است اینطوری نمیشود زندگی کرد نه در دنیا میتوانی زندگی درستی داشته باشی و به خاطر همین اشتباه که از تخصص و معرفت و آگاهی فرار میکنی در ابدیت هم انسان گرفتار عذاب خواهد شد.@ این اصل اصل اساسی است حرف آخر را در زندگی برای کسب سعادت دنیا و برای کسب خوشبختی آخرت و ابدی تخصص میزند کسانی که در دنیا بدبخت شدند به نکبت دچار شدند کسانی بودند که ناآگاه بودند و ناآگاهانه عمل کردند.@ کسانی که زندگیشان به جهنم کشیده شد و عاقبت به خیر نشدند بد مردند و آنجا گرفتار عذاب شدند کسانی بودند که با ناآگاهی جلو رفتند ناآگاهی که خودشان برای خودشان درست کرده بودند مخصوصاً به دنبال تخصص و علم نرفتند برای همین داریم شش گروه را خداوند بدون حساب وارد جهنم میکند یکی افراد جاهل هستند.@ کسانی که خودشان را مخصوصاً در ناآگاهی نگه میدارند و به دنبال تخصص و آگاهی نمیروند در هر کاری ما احتیاج به تخصص داریم. شما یک فرش میخواهید بخرید از فرش سر در نمیاورم باید بروم به یک نفری که فرششناس خوبی است بگویم من میخواهم این فرش را بخرم یا نخرم.@ یک اتومبیل را میخواهید بگیرید میروید یک مکانیک و ماشینشناس خوب را برمیدارید آن هم اگر بخواهی ماشین خارجی بخری باید یک کسی که ماشین خارجی را خوب میشناسد ببری و اگر میخواهی ماشین ایرانی بخری.@ باید کسانی که ماشینهای ایرانی را خوب میشناسند ببری میگویی من این ماشین را میخواهم بخرم سوارش بشو یک دوری با آن بزن و موتورش را یک نگاهی بکن ببین که من بخرم یا نخرم، ما همین کار را میکنیم.@ میخواهیم برویم چشممان را بسپاریم به دست یک طبیبی که عمل بکند پیش هر پزشکی هرگز نمیرویم این همه متخصص در شهر ریخته اول از این همه متخصصها را ما بیسواد میدانیم مگر متخصصی که متخصص چشم باشد یعنی پروفسور قلب با بقال سر کوچه ما در مورد چشم هیچ فرقی نمیکند.@ چون تخصصش چشم نیست ولو آدم باسوادی است به او پروفسور قلب میگویند بهترین پزشک و جراح قلب دنیا، ولی من چشمم را میخواهم عمل کنم مقوله چشم مقوله تخصصی است نمیسپارم دست یک آدمی که متخصص در قلب هست میگویم چشمم را خراب میکند این اصل فطری است خداوند در نهاد بشر گذاشته.@ بشر عقلش به او میگوید که در هر کاری به دنبال تخصص و آگاهی برو میخواهی جواهر بخری یک موقع میروی به شما یک سنگ قلابی میاندازند به اسم جواهر، بعد فکر میکنی راست هست.@ الان بدلهایی در جواهرات هست که اصلاً نمیتوانی تشخیص بدهی که این طلا واقعی هست یا نه، ممکن است طلافروش به ما بیاندازد و ما نفهمیم فکر کنیم واقعی است آدم باید خبره و سنگشناس و جواهرشناس باید پیدا کند.@ من یمن رفته بودم در یمن گفتم عقیق یمن خوب هست عقیق مستحب هست این همه سفارش کردند گفتم دیگر در یمن هستم میروم در یکی از مغازهها میگویم چندتا عقیق به ما بدهید دیگر خیالمان راحت که رفتیم وسط مرکز آنچه که خیلی به آن سفارش شده.@ آمدم بعد مسئول فرهنگی گفت مواظب باش از ایران و از کشورهای دیگر کلی عقیق اینجا میاورند و از آنجا به عنوان عقیق یمنی صادر میکنند پس من از کجا بفهمم که این عقیقی که گرفتم یمنی است؟@ آنجا باید فرد خبره را انتخاب بکنی تو که سنگشناس هستی بگو که از میان این سنگها کدامشان حقیقی است و الا ممکن است تو بروی از وسط میدان به حساب خودت تخصص را رعایت کردی که از یمن میخرم خیالم راحت است آنجا رفتی اقدام کردی هزینه کردی ولی باز به مقصد نرسیدی، چرا؟@ چون به هر حال در انتخاب جنس با تخصص عمل نشده بدون تخصص است آدم چرا این کار را بکند به یک نفر زنگ میزند که ما پول برای شما میفرستیم چند کیلو عقیق برای ما بفرستید این هم همان کار است چون هر دو ناآگاهانه است.@ ولی وقتی با متخصصش در میان میگذاری او میداند یک متخصص امین او به شما میگوید باید حتماً امین باشد زمینه خیانت در او وجود نداشته باشد به شما دروغ نگوید راهنمایی کند و بگوید این سنگ سنگ یمن اصل هست.@ ائمه میخواستند یک موقعی زن بگیرند با اینکه خودشان علم همه علوم را داشتند اما برای اینکه به ما یاد بدهند میگفتند مثلاً یک کسی را صدا میکردند که نسبشناس خوبی باشد میگفتند ما یک زن اصیل و خوب از فلان نسب میخواهیم اینطوری میخواهیم شما کسی را سراغ دارید؟ مشورت میکردند.@ تخصص در همه کارها، پنج تا یک تومانی هم ما میخواهیم جنس بخریم نگاه میکنیم و دقت میکنیم 20 تومان میخواهیم یک کُت بخریم صد دفعه کُت را اینطرف و آنطرف میکنیم میپرسیم پارچه و دوختش چطوری است تخصص حرف آخر را میزند.@ بدون تخصص عمل کردن خرافهپرستی است حماقت است جهالت محض است در هر کاری احتیاج به تخصص هست این یک اصل. اصل دوم هر چقدر کاری که میخواهیم انجام بدهیم حساستر و دقیقتر و باارزشتر باشد به تخصص بیشتر نیاز داریم.@ مثلاً به شما میگویند یک ساختمان بسازید حالا مصالحفروشی از سر کوچه سیمان و گچ میگیری و میسازی یک موقع میگویند نه باید مصالحی را به کار ببرید که ضد زلزله باشد اصلاً بحث دیگر است ترکیب چیز دیگر در میاید چون حساستر است قرار است این ساختمان جلوی زلزله مقاومت کند برای همین متخصص باید بیاید حرف بزند.@ ساختن اولیهاش هم تخصص میخواهد به من بدهند یک دیوار بالا بیاورم دو ساعت بعد میریزد هر چقدر حساستر باشد میگوید باید ضد زلزله باشد میگوید زلزله چند ریشتری، پنج ریشتری برایت میسازم که در مقابل پنج ریشتر مقاومت دارد ولی اگر قرار شد زلزله هشت ریشتری بیاید چی؟@ میریزد ما میگوییم نه یک ساختمانی بساز که جلوی یک زلزله ده ریشتری هم مقاومت کند این خیلی تخصص بالایی میخواهد. در رشته خودمان که انفجارات بود میگفتیم که ما یک پل را میخواهیم منفجر کنیم.@ یک موقعی اوائل نادان بودیم میرفتیم چقدر مواد منفجره به این پل میبستیم منفجر میکردیم بعد یک تکه از این پل کَنده میشد تکان نمیخورد بعد دوره انفجارات دیدیم در دوره انفجارات دانستیم که مثلاً ما با یک ماده کم میتوانیم کجای پل مواد کار بگذاریم که کَنده بشود.@ جا و ترکیبش را بلد نبودیم زاویهای که باید میگذاشتیم بلد نبودیم وقتی یاد میگیری به جای اینکه این همه وقت تلف کنیم و این همه مواد بیخود تلف شد، نه یک تعداد مواد منفجره لازم برای این حجم از پل این آلیاژ چقدر مواد میخواهد کجا کار بگذار و چطوری منفجر کن تمام شد پل از جا کنده میشد همه چیز تخصص میخواهد.@ پس هر وقت کاری حساسیتش بالاتر باشد تخصص بالاتری هم میخواهد یک موقع شما میخواهید روی چشم کار کنید به این ظرافت خیلی پزشکش باید ماهر باشد یک موقع میخواهد روی کلیه و معده و عضله کار کند ولی یک موقع هست روی چشم میخواهد کار کند خیلی ظرافت میخواهد.@ یک موقع هست شما میگویی من دستم پاره شده چاقو پاره کرده بخیه بزن حالا چهارتا بخیه میزند بقیه خوب شد نشد، گوشت بالا آورد یا نیاورد، یک موقع صورتت را میخواهی بخیه بزنی یک دختر داری میخواهی صورتش را بخیه بزنی دختر است فردا خواستگار بیاید به قیافهاش نگاه میکند حالا فکر کن که دخترتان جای چاقو روی صورتش باشد، نمیشود.@ میگوییم این دختر است فردا بختش به این هست که قیافهاش اینطوری بماند حساس است بخیه که میخواهد بزند خیلی کار بالاتری هست جراحی پلاستیک میخواهد بخیههای ریزتر میخواهد نخ بخیه خاص هست تخصص میخواهد.@ بزرگترین و حساسترین حرکت انسان حرکت از دنیا تا بینهایت است یعنی تکلیف ابدیت انسان میخواهد در دنیا معلوم شود هیچ حرکتی به حساسیت حرکت انسان زندگی کردن نیست همین که خیلی راحت آن را میگیرند فکر میکنند با چهارتا سواد و چهار کلاس درس خواندن میتوانند مسأله را حل کنند.@ ما برای خودمان استاد دانشگاه هستیم نمیدانیم چطوری زندگی کنیم چه احتیاجی به مطالعه داریم چه احتیاجی داریم برویم یاد بگیریم که چطوری زندگی کنیم ناسلامتی ما استاد دانشگاه هستیم.@ نه این همه استاد دانشگاه بدبخت و بیچاره را ببینید که سادهترین مسائل زندگیاش را نمیتواند حل کند بچهاش و زنش و دخترش را نمیتواند جمع کند زنش از او طلاق گرفته هزار و یکجور بدبختی، استاد دانشگاه هم هست به او پروفسور میگویند ولی در نکبت دارد غوطهور میخورد.@ حرکت از دنیا تا بینهایت به قدری اهمیت دارد که علی(ع) میفرماید شما یک گناه کنید صد سال عذاب دارید، من همه عمری که اینجا دارم صد سال نیست معلوم نیست صد سال بشود الان ما وقتی میفهمیم که یک کسی صد سال زندگی کرده میگوییم خیلی قاچاقی از دست عزرائیل(ع) در رفته.@ بعد آنجا برای یک گناه یک حرکت اشتباه صد سال آدم را گرفتار میکند باید بسوزیم جهنم است شوخی نیست آدم خیلی احمق باشد بخواهد این مقوله را از زندگیاش دور کند که هر طوری زندگی کردم کردم هر ارتباطی هر پیوندی هر فکری هر چه بخورم هر چه بشنوم هر چه ببینم با هر چه تماس داشته باشم این یعنی انسان را نشناختن.@ یعنی دست کم گرفتن خودت، خداوند موجودی به حساسی و عظمت انسان خلق نکرده چه از نظر جسمی و چه از نظر روحی، از نظر جسمی مغزی که به انسان داده به هیچ موجودی نداده گفتم سلسله اعصاب بدن یک انسان وقتی سر هم میبندد پنج دور دور کره زمین میچرخد مال یک آدم، این دستگاه پیچیده.@ چند هزار سال تاریخ بشر هست پزشکی دارد کار میکند هنوز بدن شناخته شده نیست هنوز هزاران هزار مجهول در بدن هست بشر نتوانسته با همه نخوت و تکبر و غرورش چیزی نمیفهمد هنوز گیج است.@ یک آماری میخواندم چند سال پیش که هر سه هفته یک بیماری ارثی کشف میکنند چقدر طول میکشد بخواهند بفهمند که این چه هست درمانش چه هست جلوگیری میشود کرد یا نه، این مریضی که بشر در آن مانده نمیداند باید چکار کند بشر بدن را نمیشناسد.@ روحش هم که خداوند میگوید(نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي) از خودم در او دمیدم تنها موجودی هست که گنجایش خدا و بینهایت را دارد برای همین میتواند خلیفه و جانشین خدا بشود میتواند شبیه خدا بشود میتواند مظهر کامل تمام نمای خدا بشود این یک موجود اینطوری گنجایش بینهایت دارد.@ فرمود آسمان و زمین من گنجایش من را ندارد(لا یَسَعُنی أرضی وَ لا سَمائی بَل یَسَعُنی قَلبُ عَبدِیَ المُؤمِن) فقط قلب بنده مؤمن من گنجایش من را دارد ببینید قلب چقدر عظمت دارد حساسترین، ظریفترین و عظیمترین مخلوق خداوند انسان است این مقوله یک مقولهای هست که کسی بتواند کیلویی با آن برخورد کند.@ همینطوری خودسر تصمیم بگیرد هر کاری در زندگیاش بکند از این خوشم آمد با این ازدواج کنم این غذا باب میلم هست این را میخورم از این آقا خوشم آمد خوب تیپی دارد به این رأی میدهم این رئیسجمهور، نماینده مجلس، شورای شهر ما بشود.@ از این آرتیس این فیلم خوشم آمد این الگوی من میشود از فردا موهایم را مثل موهای او درست میکنم لباسهایم را مثل لباسهای او میپوشم این مسخره کردن انسانیت، مقام خلافت، خلقت خداست ما پنج تا یک تومانی میخواهیم خرج کنیم حساب و کتاب میکنیم میخواهیم خرج کنیم یک اجاق گاز میخواهیم بخریم سی دفعه میرویم اجاق گاز را میبینیم که بالأخره علامت استاندارد داشته باشد.@ یک متخصص بالای سر این کار باشد آنوقت با خودت که موجود بینهایت هستی حتی بهشت هم به اندازه تو ارزش ندارد و بهشت خادم توست برای توست کل این نظام خلقت را خداوند به افتخار تو خلق کرده اینقدر آدم بیمسئولیت با خودش برخورد کند بیحساب و کتاب زندگی کند.@ بیتعهد عمل کند و تصمیمگیری کند و ارتباط برقرار کند وقت بگذراند این شغل نشد آن شد، آن کسب نشد آن کسب، هر چه خوردی کیلویی زندگی کردن، این نهایت حماقت است ما احتیاج به عالیترین تخصص داریم در مورد خودمان.@ تخصصی که آگاهانه به تمام زوایای بیرون و درون زندگی ما در مورد ما اظهارنظر بکند و برای ما برنامهریزی بکند یک کامپیوتر طرف میسازد باید متخصص باشد بسازد میگویند متخصص سختافزاری و نرمافزاری میخواهد شما میخواهید یک دکمه را بزنید اشتباه میزنید پاک میشود میگویند یک کسی پشت دستگاه بنشیند که اطلاعات هدر نرود.@ آنوقت در مورد موجودی که خداوند باعظمتتر از آن خلق نکرده، نه همینطوری هر طوری زندگی کردیم کردیم، از آن تلویزیون، فیلم سینمایی، از فیلم در سینما، از این هنرپیشه، از این ورزشکار، فوتبالیست، از آن آقایی که از تیپش خوشم آمده.@ هر کس هر چیزی به من گفتن کتاب این را بخوان آثار این را بخوان، مثل موش آزمایشگاهی، هر کس بیاید هر چه دلش بخواهد هر آشغالی را در ذهن و دل ما بریزد به ما خط بدهد چهار روز مطیع این باشیم پنج روز پیرو او باشی ده روز مرید او باشیم.@ هر کس یک چیزی همینطوری یک آدم بینظم بیبرنامه بیحساب و کتاب که هر کسی اجازه بدهد که برایش تعیین تکلیف بکند شما یک کامپیوتر در خانه میخرید 500 هزار تومان نمیگذارید هر کسی به آن دست بزند.@ نمیگذارید هر کسی روشنش بکند برنامهها پاک میشود یک دیسکت میخواهم بگذارم نمیدانم این دیسکت ویروس دارد یا نه، اول ده تا گارد روی دستگاه میگذاری ویروسکُش کشف ویروس بعد دیسکت را داخل میگذاری که اگر یک موقع ویروس دارد برنامه را گند نزند آنوقت با خودت چکار میکنی.@ چطوری داری زندگی میکنی دیدنیها، شنیدنیها، خوردنیها، ارتباط، ازدواج، شغلها، همینطوری کیلویی زندگی کردن و عمری که معادل یک ابدیت خداوند پای ما حساب میکند را تلف کردن این کار اسمش چیست؟@ این حماقت است از این احمقی بالاتر کسی هست که فکر میکند هر کسی میتواند به من خط بدهد با خواندن چهارتا کتاب روانشناسی، جامعهشناسی، رمزهای خوشبختی را پیدا میکنم جلو میروم یعنی تخصصیترین موجود عالم را همیشه سپردیم دست جهال.@ گاهی جاهل خودمان هستیم امام(ع) فرمود از علما بپرس به رأی خودت هم اطمینان نکن خودت هم نمیتوانی برای خودت تصمیم بگیری مگر به همه زوایای وجودیات آگاهی که خودت برای خودت تصمیم بگیری.@ ولی خداوند یک ناظر در وجودت گذاشته که آن همیشه برای تو تعیین میکند که کجا بروی عقل، بر اساس عقل هم قیامت محاکمهات میکند، میگوید من به تو عقل ندادم عقل تو به تو نمیگفت که برای هر کاری تخصص لازم هست تو خودت را به چه کسی سپردی.@ خودت برای خودت تصمیم گرفتی که آگاه نبودی دیگران برایت تصمیم گرفتند این دیگران چه تضمینی بود که حرفشان راست باشد از کجا معلوم این دستورالعملهایی که به تو میدادند درست باشد و به تو خط میدادند که این کار را بکن آن کار را بکن.@ وقتی به ندای عقل جواب ندهی تو را جهنم میفرستند برای همین در قیامت در مقابل خدا جهالت عذر نیست بگویی نمیدانستم، نفهمیدم، اصلاً عذر نیست چون نماینده خودش را یعنی عقل را در وجود ما گذاشت عقلت به تو چه میگفت به تو نمیگفت که تو یک انگشتر میخواهی بخری این انگشتر 1500 تومان پولش بود.@ از چند نفر سؤال کردی که این عقیقش چطوری هست رکابش چطوری هست رنگش میرود یا نه، در مورد خودت چطوری تصمیم گرفتی اینقدر کیلویی در رابطه با خودت برخورد کردی و عمرت را تلف کردی ما محکوم هستیم در مقابل عقل و وجدان خودمان.@ حضرت فرمود یکی از تلخترین قسمتهای عذاب این هست که خداوند روز قیامت حساب کار انسان را به خودش میسپارد(وَ كُلَّ إِنسانٍ أَلْزَمْناهُ طائِرَهُ فِي عُنُقِهِ وَ نُخْرِجُ لَهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ كِتاباً يَلْقاهُ مَنْشُوراً اقْرَأْ كِتابَكَ كَفى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيباً).@ همه کارکردهای انسان و نامه اعمال انسان را گردن انسان میاندازند بایست تا قیامت به حسابت رسیدگی کنیم بعد میگویند خودت بخوان(اقْرَأْ كِتابَكَ) خودت بخوان ببین چکار کردی محاکمه احتیاج نداری که کسی بیاید محاکمهات کند بگو خودت با خودت چکار کردی(اقْرَأْ كِتابَكَ) خودت به حساب خودت برس با عمر و جوانی چکار کردی.@ (كَفى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيباً) خدا میگوید خودت کافی هستی برای محاکمه خودت، خودت برای خودت تعیین تکلیف کن که چکار کردی خودت به حساب خودت برس، نمیتوانی برسی؟@ صعصعۀ بن سهان از دنیا رفته با سلمان(ع) ارتباط برقرار میکند قبل از فوت سلمان، میگوید سلمان من را در قبر گذاشتند یک ملکی بالای سرم آمد با چه هیبتی، من را بلند کرد اول محکم به زمین کوبید بعد گفت بلند شو کارهای این 50 ـ 60 سال عمرت را بنویس.@ گفتم یادم نمیاید گفت من همه یادم هست میگویم بنویس با دست خودت گوشه کفن خودت بنویس میگوید من که این را نوشتم همه را گفت و من نوشتم روی گردنم انداخت انگار تمام دنیا را روی گردنم انداخت.@ داشتم خفه میشدم(وَ كُلَّ إِنسانٍ أَلْزَمْناهُ طائِرَهُ) همه این نامه اعمالش را به گردنش میاندازیم روز قیامت هم این را بازش میکنیم خدا که دنیا را شوخی نیافریده خدا بیاید میلیاردها میلیارد به توان میلیاردها سال نوری بُرد در این جهان ایجاد کرده.@ چیزهایی را آفریده که بشر بعد از با این همه غرور و تکبرش چند هزار سال هنوز جاهل است نسبت به قسمت اعظمش، یک قطرهای خودشان اعتراف میکنند ما از اقیانوس فهمیدیم به این حساب و کتاب راه بیاندازد کره زمین، حیات، انسان با این پیچیدگی بیاید راه بیاندازد ما هم خلقت را مسخره کنیم.@ (أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ) خدا دارد میگوید فکر کردید شما را بیهوده خلق کردیم حساب کردید که شما را بیهوده خلق کردیم و به سوی ما بازگشتی نمیکنید ابدیتی در کار نیست با ما روبهرو نخواهید شد که اینطوری زندگی میکنید؟@ بیحساب و کتاب، بدون نگاه به ابدیت، بدون توجه به شب اول قبر، بدون توجه به حساب و کتاب و حشر، همینطوری زندگی کردیم خودمان برای خودمان تصمیم بگیریم و عمل کنیم.@ متکبرانه خودمان را عقل کل بدانیم و برای خودمان تصمیم بگیریم فکر کردیم چهار کلاس درس خواندیم دیگر میتوانیم راجع به بزرگترین مخلوق خدا تصمیم بگیریم عقلت به تو میگوید این کار درست است بکن.@ همین عقل خودت کافی است خودت بنشین فکر کن عقلت به تو میگوید که این کار درست است این خیانت است ظلم به نفس است(وَ ما ظَلَمُونا وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ) ما به شما ظلم نکردیم شما خودتان به خودتان ظلم کردید این خیانت و ظلم است.@ از این شخص خائنتر و ظالمتر کسی است که ادعای رهبری و معلمی انسانها را بکند و بگوید انسانها بیایید من برایتان حرف دارم خوشبختتان کنم تو بیخود کردی حرف داری چه حرفی داری به مردم بزنی از کجا این حرف را آوردی با کدام تخصص و علم، چه چیزی را میشناسی، جسم را میشناسی که نمیشناسی روح را میشناسی که نمیشناسی.@ از کجا این حرفها را به مردم تحویل میدهی کتاب مینویسی که آی مردم بیایید من شما را خوشبخت کنم، بیایید راه سعادت برایتان دارم بیایید در کلاسهای ما شرکت کنید نفری 12 هزار تومان بپردازید شش جلسه شما خوشبخت میشوید.@ آخرین سیستمها و روشهای خوشبختی را از آمریکا برایتان آوردیم بیایید خوشبختتان کنیم اسمهای پرتمطراق میگذارند تکنولوژی فکر، که طرف اصلاً نمیتواند ترجمه کند که چه هست بعد هم بنشیند یک مُشت خوب و بد را قاطی کنیم.@ یک آشی درست کنیم دست مردم بدهیم بخورید شما خوب میشوید بعد از شش جلسه میگویند شما خوب شدید دیگر فکر نکنید بد هستید همه شما خوب و خوشبخت هستید طرف میگفت من شش جلسه وقتم را تلف کردم.@ هر جلسه هم چند ساعت آنجا نشستم و فقط به خاطر اینکه 12 هزار تومان پول دادم یکذره سوختم با این همه وقت، نه تو خوب هستی خوشبخت هستی دیگر فکر نکن بدبخت هستی خودت هم نمیفهمی که خوشبخت هستی چه خوشبختی هست که اصلاً آدم حسابش نمیکند.@ در داستانی که در مورد انسان تعریف کردیم گفتیم این خداوند یک خلقی کرد یک موجودی به نام انسان خلق کرد اول در قالب یک موجود باعظمت از این موجود باعظمت از چند عالم رد کرد و فرستاد به طبیعت به زمین یا به دنیا، جبروت را طی کرده ملکوت را طی کرده اینها را اگر کسی بخواهد اثباتش را ببیند باید بحث فلسفه بخواند.@ در بحث بدایه مفصل اینها را ثابت کردیم اگر مباحث عقلی و ریاضی را خواستید بدون دخالت مسائل مذهبی و دینی همان بحث فلسفه را که توضیح دادیم در نوارهای بدایه در نهایه هم میرسیم جبروت را طی کرده ملکوت یا برزخ را طی کرده.@ در طبیعت آمده بعد مدتی در طبیعت هست دوباره برمیگردد به ملکوت یا برزخ، و از جبروت بالاتر(إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) معاد یعنی بازگشت، اگر میگوییم انسان معاد یا بازگشت دارد یعنی انسان قبلا یک رفت داشته حالا بازگشت دارد شروع ما طبیعت و دنیا نبوده که از طبیعت و از دنیا شروع کنیم.@ شروع ما از خدا بوده از خدا شروع کردیم میخواهیم به خدا برگردیم اگر معاد جزء اصول عقائد ما مسلمانها هست میگوییم ما معاد را داریم یعنی بازگشت داریم یعنی قبلاً جایی بودیم اصل و ریشهای داریم حالا میخواهیم برگردیم به اصل و ریشه خودمان، این معاد شد که در مباحث قبلی کاملاً این مسأله اثبات شد در ولایت و معرفت و در بحثهای دیگر گفتیم.@ یک موجودی که حقیقتش یعنی الروح با خداوند هیچ فرقی ندارد جز اینکه خداوند واجب الوجود است و این ممکن است دیگر هیچ فرقی با خدا ندارد یک نسخه کامل خدا از خودش ساخته از آن به ما داده(وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي) از این روح در خودم دمیدم که از ملائکه هم بالاتر هست.@ یک موجودی که هیچ کم و کاستی نسبت به خداوند ندارد یعنی نسبت به بینهایت، جز اینکه وابسته به بینهایت هست حالا ما اینجا هستیم میخواهیم برگردیم به اصل خودمان و میخواهیم خوشبخت باشیم هم در دنیا و هم در آخرت، احتیاج به چه داریم؟@ علی(ع) میفرماید شما به سه اطلاعات احتیاج دارید(رَحِمَ الله امرَءَ عَن عَلِمَ مِن أین وَ فی أین وَ إلی أین) خدا رحمت کند کسی را که بداند از کجا آمده در کجا هست و به کجا میرود ریشه خودت را بشناسی اصل و نسب خودت را بشناسی.@ پس ما احتیاج به چند اطلاعات داریم 1 ـ از کجا آمدهایم پس انسان قبل از دنیا، از کجا آمدهایم چه وضعیتی داشتیم 2 ـ انسان در دنیا که خودش شامل چند اطلاعات میشود 1 ـ جسم 2 ـ روحی که در دنیا داریم این که الان اینجا آمدیم چه هست.@ 3 ـ ترکیب جسم و روح، ترکیب که میگویم نه ترکیب فیزیکی، این تعلقی که الان به هم پیدا کردند 4 ـ طبیعت که در آن هستیم 5 ـ رابطه بین طبیعت و جسم و روح یعنی انسان، دسته سوم به کجا میرویم.@ یعنی انسان بعد از دنیا، چه خبری هست چه شرائطی وجود دارد که ما بخواهیم آنجا برویم اگر آنجا را نشناسیم و ندانیم که کجا میرویم چطوری خودمان را برایش آماده و مهیا کنیم که درست برویم پس ما به هفت اطلاعات تخصصی احتیاج داریم قبل از دنیا، در دنیا، بعد از دنیا، این سه دسته که مجموعاً هفت اطلاعات تخصصی میشود.@ چه کسی این را دارد جز خداوند که خالق این مجموعه هست خالق روح هست خالق این نظام هست قبل از دنیا، خالق طبیعت و دنیاست و خالق ماوراء دنیاست چه کسی میتواند بیاید ادعا بکند که ما همچین اطلاعاتی داریم و میتوانیم بشر را خوشبخت و راهنمایی کنیم چه کسی میتواند ادعا بکند که میتواند الگوی ما باشد و ما را هدایت بکند!.@ هفت تخصص، بشر غیر از انبیاء یعنی غیر از رهبران الهی که خود خدا برای ما فرستاده غیر از انبیاء و معصومین کس دیگری این تخصص را داشته از اول خلقت تا عالم خلقت بگردید ما احتیاج به خود خدا داریم خود خدا باید ما را راهنمایی کند خودش هم توسط رهبران الهی ما را راهنمایی میکند.@ کتاب آسمانی فرستاده و ما را راهنمایی میکند این را اسلام میگویند(الإسلام هُوَ التَسلیم) اسلام یعنی تسلیم، یعنی تسلیم تخصص باش حق نداری در کار متخصص إن قلت و چون و چرا بکنی خدا میگوید من این مجموعه را آفریدم دارم به تو میگویم این کار به درد میخورد آن کار به درد نمیخورد این کار را بکن آن کار را نکن مگر از من آگاهتر کسی را سراغ دارید.@ (وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْماً) چه کسی از نظر آیین و حکم بهتر از خداست؟ احکام را توسط انبیاء برایتان فرستادم عمل کنید این همه مقاومت و مسخرگی و وقت تلف کردن و إن قلت کردن و بهانهسازی و بهانه آوردن و تشکیک و شبهه ایجاد کردن برای چیست انبیاء آوردم.@ لذا میفرماید(وَ مَنْ يَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْراهِيمَ إِلاَّ مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ) چه کسی روی برمیگرداند از آیین ابراهیم مگر آدمهای احمق، مگر آدمهای سفیه، مگر ابلهها، چه کسی از آیین انبیاء روی برمیگرداند آنوقت ما متخصصین عالم را یعنی انبیاء که معصوم هم هستند عصمتشان تضمین شده خطا نمیکنند مقوله مقوله خطاپذیری نیست.@ یک پزشک بیاید عمل کند که حالا بگذار من چشمت را باز کنم بعد بگوید آخ من نمیدانستم، حالا فعلاً شکمت را بشکافیم شاید یک کاری کردیم بعد بگوییم من نمیدانم چکار کنم.@ شما شکمت را روی ناآگاهی به کسی نمسپاری کوچکترین چیزی هم حاضر نیستی یک خانه یک فرش میخواهی بخری هزار جور بالا و پایین میکنی آنوقت خودت را به چه کسی میخواهی بسپاری چه کسی میخواهد برای تو تصمیمگیری بکند.@ (أَ فَغَيْرَ دِينِ اللَّهِ يَبْغُونَ) دنبال چیزی غیر از دین خدا هستید؟ چه کسی میخواهد به شما دین و روش زندگی بدهد بهتر از خدا، تنها متخصص را رها کردیم پشت به خدا کردیم در این طبیعت دنبال متخصص بگرد که یک کسی دستت را بگیرد و از این کوری نجاتت بدهد این احمقانهترین کار است.@ یک کاریکاتور در روزنامه بود اوائل انقلاب یادم است یک بنده خدایی پشتش را به خورشید کرده بود بعد سایهاش جلویش افتاده بود تاریک شده بود یک چراغ قوه در سایهاش انداخته بود دنبال گمشدهاش میگشت که سایهاش را روشن کند.@ بیا عقب این چراغ قوه را نمیخواهد مصرف کنی اینقدر انرژی را ما برای چه هدر میدهیم مگر ما چقدر در این دنیا فرصت داریم مگر چند بار به این دنیا میاییم که 20 سال اشتباه کنیم و بعد بگوییم اشتباه کردیم نه چراغ قوه نه باطری مصرف کن نه وقت بگذار کنار بیا آفتاب جلویت هست اصلاً آفتاب همه چیز را به تو نشان میدهد.@ ما به جای اینکه دستمان را در دست خدا بگذاریم و راه را از او بگیریم خدا را کنار گذاشتیم به خدا پشت کردیم دنبال این هستیم که کورمال کورمال یک کسی به داد ما برسد یکطوری ما را نجات بدهد و یک راهی به ما نشان بدهد این هست که خدا میفرماید اینطور افراد مردند کر و کور و لال هستند مریض هستند(فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ).@ یکی از احمقانهترین تفکرات این هست که خداوند تبارک و تعالی بیاید بعضیها هم خدا را قبول دارند میگویند بله خدا را قبول داریم این جهان را چه کسی میتواند غیر از خدا بیافریند ولی قبول ندارد که خدا با بشر تماس گرفته این خیلی بد است خدا میفرماید که اینها هم کافر هستند.@ کسی که خداوندی خدا را قبول داشته باشد ولی نبوت را قبول نداشته باشد باز هم کافر است یعنی من خدا بیایم یک چیزی با این عظمت را خلق کنم و تو هم با این عظمت برایت هیچ تعیین تکلیف نکرده باشم یک مورچه و دانه را من تکلیفش را روشن کردم.@ یک ماهی را در دل دریا تکلیفش را مشخص کردم یعنی تکلیف تویی که همه اینها را به خاطر تو آفریدم مشخص نیست راه اینقدر ابهام دارد که امثال آقای سروش و غیره بیایند بنشینند و بگویند ما نمیتوانیم همه حقیقت را بفهمیم حقیقت نسبی هست معرفت نسبی است.@ ما نمیتوانیم هر کس قرآن را یکجور میفهمد دین باید قرائتهای مختلفی داشته باشد اگر دین قرائتهای مختلفی داشته باشد هر کس یکجور قرائت میکند یعنی خدا اینقدر خلقتش ضعیف است نتوانسته یک راه روشن خدا به این خدایی و این خلقت منظم و محکم و دقیقی که کرده نتوانسته یک راه را به بشر یاد بدهد و نتوانسته این بشر را مسلح بکند.@ به یک راه مطمئن که بتواند راه را پیدا بکند و همه چیز یکسره ابهام دارد تفسیرهای مختلف میخواهد دین قرائتهای مختلف احتیاج دارد؟ چه کسی قرائت بکند با کدام آگاهی، و تخصص، هر کس میگوید قرائت من اینطوری است 13 3×3 من اینطوری میفهمم آقای یوسفی اشکوری میگوید ما در دین حجاب نداریم.@ نادان 17 آیه حجاب است این چیست این را بخوان بالأخره شما از این چه تفسیری میکنید قرائت دیگری دارید از این 17 آیه در مورد حجاب؟ چند صد تا حدیث داریم در مورد حجاب، شما کور هستید نمیبینید یا اینها که شما میگویید یک چیز دیگر است.@ در جواب میگویند اینها مال 1400 سال پیش بوده مال الان نیست، خدا اینقدر مکانیزم خلقتش ضعیف و آبکی و سست است که همان 1400 سال پیش یک پیغمبری برای آنها فرستاد و آنها هم که کشتند و پیغمبر که رفت و دوازده امام هم که هیچی.@ یکی از آنها هم که غائب است و ما دسترسی به آن نداریم و میلیاردها انسان بیایند بلاتکلیف در این عالم نادان و کور بیایند و کور هم بروند و تکلیف روشن نیست خدا هم دلش خوش است که خلق کرده! خدا یادش رفته همه را فراموش کرده!.@ میلیاردها انسان فقط همان زمان پیغمبری شرافت داشتند که برای آنها پیغمبر بفرستد انسانهای امروز پیغمبر و آیین و فرمول و دستورالعمل نمیخواهد؟ اینها تهمت به خداست خدا فردای قیامت همینطوری که من استدلال میکنم از شما سؤال میکند میگوید عقلت به تو چه میگفت.@ عقلت به تو میگفت من این نظام را خلق کردم همه شما را بیهوده ول کردم راه روشن به شما ندادم! این همه در قرآن اصرار میکند که راه ما روشن است(تِبیانٌ لِکُلِّ شَیء) کتاب آسان و ساده و کتابی که روشن است(نورٌ) این همه قرآن را به عنوان نور یاد کرده.@ (كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ) کتابی است که به تو نازل کردیم که مردم را از کوری و ظلمت به سمت هدایت و نور ببری، اینها را نمیخوانیم، نمیفهمیم؟ عقلمان چه میگوید که بگوییم ما داریم دیوانه میشویم به ستوه رسیدیم به بنبست رسیدیم آی خدا به دادم برس آی خدا کجایی آی خدا چرا وضع اینطوری هست.@ خدا کنار گوش تو است راحت همه چیز را به تو گفته اینقدر خودت را به کری و کوری و نادانی نزن تو بخواهی پیدا بکنی پیدا میکنی تعصبت را کنار بگذار دنبال حقیقت باش پس از علما بپرس آنچه را که نمیدانی حضرت فرمود ما علما هستیم(فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ) در دو جای قرآن این آمده اگر نمیدانید از اهل ذکر بپرسید از متخصصش بپرسید.@ حضرت فرمود(نَحنُ أهلُ الذِّکر) ما اهل ذکر هستیم از ما بپرسید آدم که نمیتواند دهها هزار کلمات امیرالمؤمنین که در تاریخ برای ما مانده ندید بگیریم و کنار بگذاریم، دنبال چه کسی برویم فرمایشات پیغمبر مانده شش تا صحیفه ما از امام سجاد داریم.@ صدها کلمه از حضرت زهرا داریم صدها فرمول از امام حسین(ع) داریم هزاران دستورالعمل از امام صادق و باقر داریم، اینها را کنار بگذاریم کجا برویم؟ آن کسی که قرآن به او نازل شد موقعی که میخواست از دنیا برود فکر ما بود، آینده را نمیدیدی؟@ شما یک آدم بیسواد نادان وقتی میخواهد بمیرد برای خانوادهاش وصیت میکند که بالأخره تکلیف زن و بچه من چه میشود آنوقت این یک امت را همینطوری بیصاحب ول کرده رفته؟ نه، شیعه و سنی بالاتفاق فرمودند که پیامبر(ص) فرمود من شما را ترک میکنم(إنّی تارکٌ) و در بین شما دو چیز را میگذارم و در بین شما رها میکنم.@ (فیکُمُ الثِّقلَین کِتابَ الله وَ عِترَتی) قرآن و خاندانم، به هیچی غیر از این ما احتیاج نداریم چون عصمت پشت اینهاست مو لای درزشان نمیشود اگر کتاب و سنت را کنار گذاشتی به ضلالت میافتید حضرت فرمود هرگز گمراه نمیشوید تا وقتی که به این دوتا تمسک میکنید.@ دستان مبارکشان را هم کنار هم گذاشتند و فرمودند که اینها رابطهشان با هم اینطوری هستند نه اینطوری که یکی بالا و یکی پایین باشد اگر به این دوتا بچسبید سالم کنار حوض کوثر به من ملحق میشوید و به من میرسید تولد سالم.@ (فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ) اگر نمیفهمید که نمیفهمید والا نمیفهمیم، یک انسان پیدا کنید که ادعا کند میفهمد، چکار کنیم، (فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ) بروید سراغ کسی که میفهمد متخصص است خداوند خلقتی را بیافریند هیچ متخصص و راهنمایی در ما نگذارد و ما را به حال خودمان ول کند بعد هم بگوید قیامت با من روبهرو هستید حسابتان قیامت میرسم.@ اگر قیامتی هست که هست اگر به حساب اعمال رسیدگی میکنم که میکنم پس ما باید در دنیا میزان داشته باشیم رهبران روشن و واضح و قابل دسترسی داشته باشیم تا بتوانیم هدایت بشویم و الا اگر دسترسی نداشته باشیم چه محاکمه و حساب و کتابی.@ بعد حضرت میفرماید که به رأی خودت هم اعتماد نکن کارشناس دعوت میکنند در تلویزیون میاید و میگوید بله به نظر من، نظر شما چه ارزشی دارد، به نظر من باید اینطوری کرد به نظر من ما باید اینطوری زندگی کنیم، همه هم متکبرانه میگویند به نظر ما، هیچ کدام نمیگویند که خدا تعیین کرده تمام است.@ وقتی خدا گفته گفته امام صادق و باقر(ع) گفتن، مدام مینشینیم ادای روشنفکران و متخصصان را در میاوریم سر مردم را کلاه میگذاریم که ما کارشناس و متخصص هستیم و ما حالیمان میشود و سر در میاوریم.@ (شَرِّقا أو غَرِّبا لَن تَجِدا عِلمَاً صَحیحَاً إلاّ مِن عِندِنا أهلَ البَیت) شرق و غرب عالم را بگردید هیچ علم صحیحی را پیدا نمیکنید مگر اینکه از ناحیه ما اهل بیت به همه جای دنیا رسیده هر کس فکر صحیح پیدا کرد از ناحیه ماست.@ (إن ذُکِرَ الخَیر کُنتُم أصلَهُ وَ فَرعَهُ وَ مَعدِنَهُ وَ مَأواه) هر جایی خیر باشد اصل و فرع و معدن و مأوایش شما هستید بعد ما اینها را رها کردیم حالا فلان آقای روانشناس، فلان متخصص جامعهشناسی میخواهد بیاید برای مملکت اسلامی تعیین تکلیف بکند فلان اقتصاددانی که از آمریکا درس اقتصاد خوانده میخواهد بیاید برای ما اقتصاد بار بکند.@ تکلیفش را هم میبینیم برای ما تصمیم گرفتند هشت سال جنگ کردیم با فقر، اینقدر که الان گرسنه و بدبخت داریم آن موقع نداشتیم الان که 8 ـ 9 ـ 10 میلیارد ذخیره ارضی داریم، چرا؟ چون پشت به دین و خدا کردیم.@ دیگران دارند برای ما تصمیم میگیرند غیر متخصصان، درست است رفته از آمریکا درس تخصص و اقتصاد گرفته ولی غیرمتخصص است اقتصاد برای یک موجود کور نیست اقتصاد برای انسان باید باشد با نگاه به همه ابعاد وجودیاش، نیست.@ این رفته چهارتا ارقام یاد گرفته انسانشناس نیست که بخواهد برای این انسان اقتصاد تعیین بکند مدیریت، هنر، تعلیم و تربیت، تعلیم و تعلم همه آبکی و بیسوادی است که همه جاهلانه است و چقدر حقمان هست که اینطور بشود چون به اهل بیت و خدا و امام زمان و قرآن پشت میکنیم و میگذاریم دیگران برای ما تصمیم بگیرند فقط سراغ متخصص بروید.@
جلسه 024 - شرح حدیث عنوان بصری
متن کامل (خام) جلسه 024 - شرح حدیث عنوان بصری