أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان در شرح حدیث عنوان بصری رسید به فقره حلم و در این باره حدیثی از امیرالمؤمنین(ع) را خواندیم که حضرت فرمودند(لا حِلمَ کَالصَّبرِ وَ الصَّمت) هیچ حلمی مثل صبر و سکوت نیست در مورد سکوت هم روایاتی خواندیم و توضیح دادیم امشب بحثش را تمام خواهیم کرد.@ گفتیم که سکوت چه تأثیری روی حلم انسان دارد روی اینکه انسان با سکوت تعادل روانی تعادل اعصاب دارد آسیبرسانی و آسیبپذیریاش هم به حداقل میرسد چون تحریکپذیری و تحریککنندگی کم میشود آسیبدیدگی و آسیبرسانی هم به حداقل میرسد.@ لذا این روایت را از حضرت داشتیم که(اُصمُت تَسلَم) سکوت کن تا سالم بمانی آخرین روایت در مورد خود اهمیت سکوت را خدمتتان عرض میکنم و بعد یک روایت هم درباره اینکه سکوت آیا همه جا به درد میخورد یا نه.@ میفرماید که(أکثِر صَمتَکَ یَتَوَفَر فِکرُکَ وَ یَستَنِر قَلبَکَ وَ یَسلِمِ النّاسُ مِن یَدَیک) خاموشی و سکوتت را زیاد کن تا اندیشهات، فکرت فزونی پیدا بکند این را همه شما امتحان کردید که وقتی یکجایی ساکت هست به آرامش میرسید.@ در حالت سکوتی کاری را انجام میدهید روی چیزی تمرکز میگیرید خیلی بهتر میتوانید مطلب را بفهمید پخته کنید یا بنویسید این تأثیر سکوت هست برای اینکه سکوت تا حدود زیادی کمک میکند که هیجانهای قوه خیال آرام بشود.@ ذهن هنگام سکوت مثل دریایی هست که آفتابی است موج ندارد ولی در حرف وقتی انسان میخواهد حرف بزند قوه خیال و واهمهاش مثل دریای طوفانی هست موجهای زیادی را از خودش پرتاب و ارسال خواهد کرد در آن حالت که شما سکوت میکنید آن قوه خیال و فکر آرام هست و شما راحتتر میتوانید کارتان را انجام بدهید.@ گشت و گذار و سیرتان در اندیشهها، در افکار، ترتیب افکار، مرتب کردنشان، نتیجهگیری خیلی آرام هست اساساً هیجان مانع فکر صحیح هست برای همین هم گفتن شما وقتی عصبانی هستید تصمیمگیری نکنید تنبیه هم نکنید چون بیخود هست آدم بعداً پشیمان میشود.@ در اوج آرامش هست که آدم میتواند درست تصمیم بگیرد لذا حضرت میفرماید هر چقدر درجه سکوت و خاموشی شما بیشتر باشد شما فکرها و تصمیمهایتان دقیقتر و قویتر هست میفرماید زیاد سکوت کن تا اندیشهات قوی بشود(وَ یَستَنِر قَلبَکَ) قلبت نورانیتر بشود این خیلی مؤثر هست.@ اگر شما نیم ساعت قبل از نماز با کسی حرف نزنید تلفن نزنید تلفن جواب ندهید با کسی صحبت نکنید یا قبل از دعا یا زیارت، مثلاً میخواهید جمکران بروید از حولوحوش قم که زیارت حضرت معصومه(س) کردید دیگر تا جمکران با کسی حرف نزنید تمرکز بگیرید یک مقدار فقط ذکر بگویید ببینید که چقدر قلبتان روشن و نورانی هست.@ خیلیها میایند شکایت میکنند میگویند ما حرم رفتیم حالمان گرفته شده حرم رفتیم حال نداشتیم کسل بودیم دلمان قسی و سیاه بود اشکمان نمیامد این برای این هست که با شلوغی سراغ حرم میروید در حرم چون تمرکز هست شما میخواهید وارد بهشت بشوید میخواهید از آن وجود مقدس و نورانی بهرهبرداری کنید و اساساً با او ارتباط برقرار کنید.@ یک ذهن شلوغ نمیتواند خودش را آرام کند که بتواند تمرکز بگیرد و محضریت مثلاً حضرت رضا(ع) را درک بکند محضریت حضرت معصومه(س)، محضریت حضرت عبدالعظیم(ع) را درک بکند تا بتواند ارتباط برقرار بکند.@ در رابطه با خداوند تبارک و تعالی هم همینطور هست گاهی وقتها افراد سر نماز میروند تازه سر نماز فکرشان به یادشان میاید تصمیمگیریها، فکرها، گمشدهها، گاهی وقتها سر نماز طرف میخندند چون دارد اساساً به چیز دیگری فکر میکند این نه تنها نورانیت نمیاورد بلکه قساوت هم میاورد.@ با شلوغی وارد عبادت شدن مسخره کردن عبادت است و مسخره کردن کسی هست که به ملاقات و زیارتش رفتیم تمسخر است و کار خطرناکی هست چون قساوت قلب برای انسان میاورد یعنی اثر وضعی روی زندگی انسان میگذارد.@ وقتی انسان به ملاقات میرود مثل اینجا، شما الان اینجا آمدید کلاس عمومی هم هست یک کسی با کناری حرف بزند بیادبی تلقی میشود دیگران هم این را بیادبی تلقی میکنند ناراحت هم میشوند و بنده هم ناراحت میشوم میگویم سکوت کنید میخواهیم صحبت بکنیم.@ بعد هم در حقوق این هست که تا وقتی گوینده سخن میگوید شنونده حق سخن گفتن ندارد اصلاً حرام است انسان حرف بزند حالا فکر کن جلسه رو در رو باشد شما با من کاری داری وقت گرفتی آنجا نشستی بنده هم که وقتم را از سر راه نیاوردم وقتم برای من مهم است.@ درست است یک بنده خوار و ذلیل خدا هستم ولی قیامت از من سؤال میکنند که این وقت را چطوری گذراندی حالا این وقت را با بلندای ابدیت با یک قیمت گزاف در اختیار شما گذاشتند شما آمدی میخواهی از من سؤال بکنی، وقت هم گرفتی.@ وقتی وقت میگیری چند مسأله هست یکی وقت من را میگیری، یکی وقت خودتان را میگیری، یکی هم وقت کسان دیگری که میتوانستند در این وقت بیایند مشکلشان را حل کنند به واسطه اینکه شما این وقت را اشغال کردید دیگر او نمیتواند بیاید.@ حالا آمدی نشستی، بعد حرف نزنی با ساعتت با تسبیحت ور بروی رادیو گوش بکنی دیوار را نگاه بکنی این کار بسیار قبیح و زشت تلقی میشود حالا بنده نه، این کار را با خداوند تبارک و تعالی بکنید خداوند ما را صدا کرده با شتاب صدا کرده، بدو، (حی) دوازده مرتبه ما در اذان و اقامه به شتاب داریم.@ آنجا میرویم باید حرف بزنیم گزارش کار بدهیم که در روز چکار کردیم خود نماز گزارش کار میدهد در طول روز هر طوری گذرانده باشی در نماز آینه نشان میدهد وضعیت گذشته ما در نمازمان انعکاس پیدا میکند که این چند ساعت اخیر را ما چطوری گذراندیم.@ اگر میبینی که حال میکنی لذت میبری تمرکز داری گریه میکنی حضور داری بدان که گذشته را خوب گذراندی حالا ببینید که سر نماز حضور قلب ندارید خیلی بیادبی است حدیث داریم کسی که سر نماز توجه نمیکند.@ خدمت یکی از اولیاء خدا بودیم خودش یک ولی خدا بود آدم باکرامتی بود ولی خودش گفت میخواهیم برویم ملاقات یکی از اولیاء خدا، دیگر او چه کسی بود که این به او میگفت ولی خداست، سوار ماشین شدیم در یک شهرستانی چند صد کیلومتر هم رفتیم.@ مرحوم تألهی در همدان، از قدما سن خیلی زیادی شاید نزدیک صد سال داشت حضور ایشان شرفیاب شدیم نشستیم یک سلام و علیک مختصری انجام شد قرار شد که ایشان ما را نصیحت کند یک حدیث فقط برای ما خواند از پیامبر(ص) فرمود آنهایی که سر نماز حضور قلب ندارند حواسشان به خداوند نیست نمیترسند از اینکه صورتشان را خداوند تبدیل به الاغ بکند.@ این را گفت، خداحافظ خداحافظ، یعنی ما از چند صد کیلومتر رفتیم این یک حرف را از ولی خدا شنیدیم و برگشتیم خیلی تکاندهنده بود در واقع انسان باطناً الاغ هست اگر وقتی که با خدا حرف میزند حواسش جای دیگری باشد کار خیلی احمقانهای است خیلی جنایت است ما فکر میکنیم کار راحتی است.@ ولی واقعاً شما فکر کنید در محضر خدا هستید چهارده معصوم در مقابلت، و محضر نماز باطنش خیلی باطن عجیبی است ما متوجه نیستیم با مستی میاییم و میرویم بعد حواست به چیز دیگری باشد فکر کن همه دارند شما را نگاه میکند خدا و اهل بیت و فرشتهها و پیغمبر دارند شما را نگاه میکنند.@ در محضر آنها هستی تو هم دقیقاً پشتت را به آنها کردی داری بازی میکنی تازه آخر نماز هم متوجه نمیشوی که داشتی بازی میکردی سلامت را هم میدهی مهرت را هم جمع میکنی از مسجد بیرون میایی و نفهمیدی که چه شد و چه گذشت، از سکوت این خوب است که اگر انسان واقعاً برای این محضر ارزش قائل باشد بترسد از قیامت خودش.@ چون نماز اگر قبول نشود بقیه اعمال هم که قبول نیست(إن قُبِلَت قُبِلَ ما سِواها وَ إن رُدَّت رُدَّ ما سِواها) اگر قبول بشود بقیه اعمال قبول هست و اگر قبول نشود بقیه اعمال هم قبول نیست با کسی هم شوخی و تعارف ندارد.@ امام صادق(ع) نعوذبالله که با کسی شوخی ندارد ولی خداست مظهر خداست روی زمین آمده فرمود چه بسا مرد پنجاه سال نماز بخواند و یک رکعتش پذیرفته نشود، این را امام صادق میگوید، دروغ گفته یا راست گفته؟ شوخی کرده؟ ما میگوییم انشاء الله اینطوری نیست انشاء الله با ما نیست انشاء الله منظورش کس دیگری است.@ نه وقتی هم این نمازی که از ما میخواهند نشد بعد میگوییم اسلام نمازش برای چیست، هدف خلقت چیست، نمیفهمیم، دو رکعت نماز درست به کسی مزه بدهد و بخواند همه سؤالاتش برطرف میشود معنی زندگی را میفهمد میفهمد از جوانی و عمرش باید چطوری استفاده بکند سکوت نقشش این هست خیلی مؤثر هست.@ اگر واقعاً کسی میداند نمیتواند تمرکز بگیرد قبلش سکوت بکند علت اینکه قبل از نماز هم ما را وادار کردند به اینکه از مسائل جمعی ببریم گفتند اول وقت بیا، نافله گفتند مستحبات را گفتند یکذره تمرین بکنید تا وارد واجبات بشوید اذان و اقامه بگو بین این دو دعا کن قبل از نمازت این ذکر را بگو اینها مستحبات نماز است واجب نیست.@ وقتی میخواهی الله اکبر بگویی هفت مرتبه الله اکبر را بگو که تمرکز بگیری برای آن الله اکبر نهایی، بعد وارد نماز بشو چون صحنه صحنه عجیبی است ما برایمان خیلی مهم نیست لذا خیلی هم توجهی به این چیزها نداریم اصلاً مهم نیست حضور قلب داشته باشیم یا نداشته باشیم، خدا میخواهد بپذیرد یا نه، و خیلی چیزهای دیگر.@ اگر کسی دنبال نورانیت میگردد واقعاً عاشق نور هست از تاریکی بیزار است از طبیعتگرایی متنفر است نور و نورانیت و انسانیت و عشق و خدا را دوست دارد برایش این قضیه دغدغه است باید باکیفیت انجام بدهد.@ به شما یک پُرس چلوکباب بخواهند به شما بدهند اعصابتان خورد میشود اگر بخواهند بد بخورید دارید رانندگی میکنید بگویند این چلوکباب را بخور میگویی بگذار یک کنار بنشینیم چلوکباب بخوریم به ما بچسبد، حاضر نیستی این خوراک را در آن حالت بخوری میگویی با تمرکز و آرامش من میخواهم چلوکباب بخورم حتی تلفنت هم قطع میکنی.@ اگر قرار باشد یک موبایل مزاحم کنارت باشد یکسره زنگ بزند اعصابت خورد میشود میزنی دکمه را خاموش میکنی میگویی میخواهم جوجهکباب بخورم میخواهم پنج دقیقه با رفیقم حرف بزنم ده دقیقه با نامزدم صحبت کنم میخواهیم نامزدبازی برویم دو ساعتی قطعش میکنم با نامزدمان هستیم میخواهیم حرف بزنیم و لذت ببریم.@ ولی ما با خدا این کار را نمیکنیم یعنی حاضر نیستیم برای صحبت کردن با خدا دکمهها را قطع بکنیم ارتباطات را ضعیف بکنیم آرامش کسب بکنیم بعد این کار را بکنیم به هر حال سکوت این کار را میکند سکوت آرامش و نورانیت قلب میاورد.@ کسی که میتواند تمرکز بگیرد قبل از عبادت با سکوت یا با این اذکار که خودش مثل سکوت هست خیلی قشنگ وارد نماز میشود چون قبل از ماه مبارک هم همینطور هست قبل از ماه مبارک شما پیشواز دارید آدمهای زرنگ به استقبال میروند که تمرکز بگیرد میخواهد وارد ضیافت بشود تمرین ضیافت بکند.@ مثل آدمهایی که میخواهند عروسی بروند دو ساعت قبل از اینکه عروسی بروند حمامی میروند آرایشی میکنند اصلاحی میکنند عطری میزنند اتویی میکنند خودش را آماده میکند که بتواند در ضیافت با یک ترتیب خاصی وارد بشود در آینه چند بار خودش را نگاه میکند میخواهد یک عروسی برود اولش تمرکز میگیرد که ورودش به عروسی و مهمانی بدی نباشد.@ میخواهید به ضیافت الله بروید مهمان خدا بشوید فطرت میخواهد برود ملاقات خدا، طبیعت نه، بنابراین سکوت به درد ما خیلی میخورد بد هم نیست که آدم بتواند این کار را بکند لذا مستحب است انسان جلوتر از اینکه نماز شروع بشود وارد مسجد بشود چون مسجد سکوت میاورد.@ مسجد اساساً فضایش هم جلوی دهان آدم را میبندد که حرفهای بیربط نزند هم خود فضا آنقدر مقدس است که جلوی حملههای خیالی و وهمی را میگیرد لذا شما در مکانهای مقدس فکرهای بد به سرتان نمیزند کمتر میزند.@ اگر هم بزند در حرم امام رضا بروی انگار که قرنطینه شدی ذهنت به هیچ چیز بدی فکر نمیکند کاملاً تمرکز میگیری روی چیزهای خوب و قشنگ احساس آرامش میکنی از حرم امام رضا بیرون بیا برو به سمت هتل و بازار برو ببین دوباره ذهنت مشغول میشود یا نه.@ دوباره اینطوری میشود باز وقتی در حرم برمیگردی آنطوری میشوی در مسجد هم انسان اینطوری هست لذا وقتی در مسجد ورود میکنی یعنی تمرکز میگیری آرامتر میشوی حالا یک قرآنی، دو رکعت تحیت مسجد، تعقیبات، دعای روز، زیارت روز، انسان آماده میشود بعد با آرامش، داریم که موقع اذان حق نداری ذکر خدا را بگویی قرآن بخوانی.@ وقتی اذان را مؤذن میگوید شما نه ذکر خدا را بگو نه قرآن بخوان خود اذان را باید بگویی چون میخواهی قلبت را برای ورود به آنجا آماده بکنی بعد کلمات را با مؤذن بگو بعد هم بین کلمات ما دعا داریم الله اکبر، کبیرا کبیرا، أشهد أن لا إله إلا الله، جل جلاله، برای پیامبر صلوات میفرستی برای امیرالمؤمنین(ع) دعا میکنی.@ حی علی الصلاۀ، لا حول و لا قوۀ إلا بالله العلی العظیم، حی علی الفلاح، لا حول و لا قوۀ إلا بالله العلی العظیم، حلی علی خیر العمل، لا حول و لا قوۀ إلا بالله العلی العظیم، آرام آرام با چه نازی انسان وارد این مهمانی میشود حیوانی نمیرود در را باز کند.@ مثل آدم نادان یکدفعه به محضر برود این قلب آماده میرود بعد یک رودررویی با خدا، اگر کسی بفهمد که رودررویی با خدا یعنی چی؟ یعنی من و خدا، یعنی خدایا همه هفت آسمان را طی کردم فرشتهها و دیگران را پشت سرم گذاشتم با این الله اکبری که پشت سر میگذاری یعنی خدا بزرگتر است.@ یعنی دیگر با هیچ کس کاری ندارم روبهرویت ایستادم ای رب من، ای اله من، ای محبوب من، ای معشوق من، (یا مَن بِیَدِهِ ناصِیَتی) ای کسی که همه کارهای من در دست توست ای که وابسته به تو هستم ای که برای تو نفس میکشم و برای تو زنده هستم و ای که عبد تو هستم.@ بعد شروع میکند به حرف زدن و این حرفها چقدر قشنگ است بعد رکوع میکنی یک تعظیم یک خلوت با خدا، سجده میکنی یک تعظیم یک همآغوشی خیلی شیرین با خدا آن هم با کلمات قشنگی که در رکوع میگویی منزه است رب من، خدا را به خودت نسبت میدهی.@ تشهد خیلی زیبا، قنوت خیلی قشنگ، صلواتها و سلامهای خیلی زیبا، هر چقدر شما مطالعه بکنید کار علمی بکنید به معرفتتان در این ارتباط خصوصی و عالی که خدا به ما داده افزوده میشود بدبخت کسی است که در قبر برود بعد بفهمد که میتوانسته با این نماز چکار بکند با دو رکعت نماز میتوانسته به کجاها برسد.@ همین که مفت در اختیار ما گذاشتند اینقدر نسبت به آن جنایت میکنیم در برزخ میفهمد که با دو رکعت نماز میتوانسته چه کارهایی بکند به خدا من خبر دارم میدانم که برزخیها چقدر حسرت دو دقیقه وقت شما را میخورند یعنی الان آنجا گریهها و نالهها دارند که خدایا بگذار برگردیم دو رکعت نماز بخوانیم.@ ما در دریا غرق هستیم ولی بیتوجه تا وقتی هم نمیدانم چطوری هست انسان غفلتزده است تا وقتی در تصادف در سکته، الان جوانها 20 ـ 21 سال سکته، ما قاچاقی زنده هستیم الان بهشت زهرا برویم ببینیم چقدر کوچکتر از ما را دفن کردند تا وقتی سرمان به سنگ نخورد در آن لحد نبرند و بگذارند نمیفهمیم کجا و در چه موقعیت عظیمی هستیم.@ لذا کسی که دنبال نورانیت قلبش هست بعضیها جگر دارند کارهای عملی میکنند اعمال صالح انجام میدهند شجاعت دارند با شیطان در وجودشان درگیر میشوند شجاعت دارند مرد هستند با طبیعت واقعاً درگیر میشوند خیال مبارزه دارند.@ چون خیال نزدیکی به خدا را دارند خیال شدن دارند دغدغه دارد میخواهد به خدا نزدیک بشود امام زمان برایش عزیز است ورود به محضر امام زمان برایش خیلی شرافت دارد ورود به محضر سلطان، رفاقت با سلطان برایش عزیز و محترم است.@ به جای آشنایی با فلان کس و فلان تاجر و فلان وزیر و فلان نماینده مجلس، این شرافت را در نزدیکی به امام زمان میداند برایش خودش این را قرب میداند دوست دارد برای این دستگاه برای این سمت، سلاطین ابدیت، کار بکند به اینها نزدیک بشود وقتی واقعاً دغدغه دارند کار میکنند زحمت میکشند با طبیعتشان با شیطان درگیر میشوند.@ حالا این سکوت کم خرجترین کارهایی است که ما میتوانیم بکنیم برای نورانیت قلبمان، برای آمادگی، اگر شجاعت عمل و درگیری نداریم لااقل میتوانیم با سکوت کردن خیلی چیزها را به دست بیاوریم با شلوغ نکردن و آرام بودن و با حلم که موضوع بحثمان هست میتوانیم خیلی نورانیت کسب بکنیم به هر حال خیلی به این سفارش شده.@ در یکی از کتابها از حضرت آیت الله حسنزاده آملی میخواندم نقل کردند که که شخصی نبی اکرم(ص) را در خواب دید به حضرت عرض کرد که شما به من یک ذکری بدهید میخواهم رشد بکنم حضرت فرمود من به شما ذکر سکوت میدهم این خودش ذکر است و منشأ خیلی از اذکار هست این شعر هم خیلی در کلمات آقای حسنزاده آمده:@
این بحثهایی هست که باید رویش کار بشود امیرالمؤمنین(ع) میفرماید کسانی که ذکر درست میگویند چیزهایی را میبینند که دیگران نمیبینند و چیزهایی را میشنوند که دیگران نمیشنوند آنهایی که ناتمام هستند ناقص هستند و میخواهند کامل شوند و کامل متولد شوند این میتواند آنها را تمام کند چقدر از آن بهره داریم.@ بعد ارتباطش با حلم با موضوع بحثمان چیست؟ (وَ یَسلِمِ النّاسُ مِن یَدیک) مردم از دستت در آرامش هستند وقتی سکوت بکنی سکوت تو زیادتر بشود کمتر به پَر مردم میپَری کمتر با مردم درگیر میشوی کمتر به دیگران کار داری کمتر در کار مردم فضولی میکنی با خودم مشغول هستم.@ کمتر با عیبهای مردم سروکار داری به عیب خودت مشغول هستی نمیایستی که شخصیتی پیدا بکنیم که دائماً به عیب دیگران بپردازیم فلانی چرا اینطوری کرد فعل گناه کرد چرا قیافهاش اینطوری است چرا نماز نخواند چرا نماز خواند، چرا لباسش اینطوری است، نه بیشتر با خودت ور میروی.@ سکوت آدم را میبرد در آن باطن جنینی خودش یعنی میفهمد که در این رحم دنیا باید تلاش بکند برای اینکه خودش را به تولد سالم برساند وقت زیادی ندارد یک موقع وقت تحویل به عالم برزخ وقت وفات میرسد و خیلی بد است انسان آماده نباشد.@ در دعاهای ما ائمه پناه بردند به اینکه خدایا ما قبل از اینکه بمیریم آماده نباشیم خوش به حال کسی که وقتی اسم مرگ بیاید داخل آن شاد بشود چون مرگ تولد است به جشن تولد فکر کنیم.@ دیدید وقتی به یک نفر میگویند میخواهیم برایم جشن تولد بگیریم هر چه به ساعت جشن نزدیکتر میشویم طرف شادتر میشود چون میخواهند برایش جشن تولد بگیرند واقعاً این هم تولد است خیلی قشنگ است این لحظه ورود به آنجا خیلی تشریفات عظیمی خدا راه انداخته برای اینکه یک نفری که میخواهد سالم متولد بشود تحویلش بگیرند.@ دیشب خدمت یکی از مراجع بودیم در قم، راجع به یکی از این خادمهای امام حسین میگفت، این مرجع میگفت من در کربلا بودم 30 سال امام جماعت حرم امام حسین بودم فرمود یک حاج عباسی بود شمالی بود تاجر بود تجارتش را ول کرده بود کربلا آمده بود افتاده بود در خط خودسازی و عبادت و چیزهای دیگر.@ میگفت 40 سال کارش این بود که در مجلس امام حسین آب میداد، ما کم میگیریم امام حسین یعنی سلطان ابدیت یعنی سلطان برزخ و سلطان آخرت، کسی که نُه دهم شفاعت مال اوست و یک دهمش مال پیامبر و ائمه و سایر معصومین، بدبخت کسانی که افتخارشان این هست که با اهل بیت رابطهای ندارند.@ افتخارشان این هست که اهل بیت را زیر سؤال میبرند افتخارشان این هست که نقد میکنند افتخارشان به حماقت است، باور میخواهد که آنها سلاطین ابدیت هستند خداوند همه چیز را دست آنها سپرده از برزخ بگیرید تا قیامت، ریش و قیچی کامل دست خودشان است چون مظهر خدا شدند.@ (وَ ما تَشاؤُنَ إِلاَّ أَنْ يَشاءَ اللَّهُ) هیچ چیز را اراده نمیکنند مگر اینکه ارادهشان عین اراده خدا شده برای همین هم خدا همه چیر را به آنها سپرده برای همین میفرماید(إنَّ اللهَ یَغضِبُ لِغَضَبِ فاطِمَه وَ یَرضی لِرِضاها) خدا غضب میکند بر غضب فاطمه و راضی است به رضای فاطمه.@ ببینید فاطمه زهرا به کجا رسیده که غضبش غضب خدا و رضایتش رضایت خداست برای همین قیامت همه چیز دست اینهاست. گفت 40 سال در هیئتها آب میداده خیلی شرافت است بعضیها کفش جفت میکنند بعضیها پرچم میزنند بعضیها کنار در میایستند.@ ما فکر میکنیم که حالا مجلس امام حسین مگر چیست چقدر میارزد که ما وقت بگذاریم مجلس سلطان ابدیت است تویی که پُز و پرستیژت این هست که نیایی سینه بزنی میخواهی یک مشکی برای اهل بیت بپوشی دردت میاید.@ میخواهی یک گِل به سرت بزنی امام(س) در کتاب که آوردیم حالات معنوی امام هست داریم که امام نسبت به سیدالشهداء چطوری بوده گِل روی عبایش میمالیده بر خلاف مراجع دیگر، مراجع دیگر اصلاً از این کارها نمیکردند.@ روی عبا و عمامهاش گِل میمالیده میگفت یکدفعه ما از امام غافل میشدیم میدیدیم وسط جمعیت دارد مثل بقیه مردم سینهزنی میکند میگفتیم آقا شما این وسط له میشوید جانتان در خطر است امام فرمود هر چه هست در این شلوغیهاست جای دیگر خبری نیست هر چه میدهند همینجا میدهند بعضیها کیف و پرستیژشان به این است که یک گوشهای بیایستند.@ حالا آدم مریض است گرفتاری دارد یک بحث دیگر است. مرحوم علامه بحرالعلوم(ره) که میفرمود من امام زمان را بغل میکنم رابطه اینطوری داشتند میدیده که مرجع به آن بزرگی وسط جمعیت دارد سینه میزند و در سرش میزند مثل بقیه مردم.@ مثل بقیه عربهایی که برای امام حسین شلوغ میکنند مثل خود جوانهای ما که با شور سینه میزنند، آقا شما چرا؟ فرمود وقتی امام زمان دارد اینطوری سینه میزند من چکار کنم او دارد اینطوری عزاداری میکند من هم اینطوری عزاداری میکنم ما این را دست کم میگیریم.@ یک شام دادن یک ناهار دادن یک حضور، یک عزاداری، یک مشکی پوشیدن، یک گِل مالیدن، یک پابرهنه راه رفتن، آنجا معلوم میشود که سلطان آخرت میخواهد چکار بکند حساب میکنند.@ قبل از اینکه داستان حاج عباس را برای شما بگویم، یکی از عزیزان تعریف میکرد از آقایی که همیشه خانهشان مجلس میگرفته یک روز قبل از اینکه مجلسش محرم شروع بشود توفیق پیدا میکند که کربلا برود به بچههایش میگوید شما مراسم را بگردانید من کربلا زیارت بروم.@ قدیمها تنباکو و توتون در مجالس میگذاشتند در مسجد یا جاهای دیگر میگذاشتند قلیان میکشیدند مادربزرگ من مراسم که میگرفتند دهه برای امام حسین دو سه تا قلیان هم میگذاشتند کسانی که عزاداری کردند بعدش سیگاری بکشند قلیانی بکشند خستگیشان در برود جزء لوازم بود.@ میگفت تنباکو درجه یک هم گرفته بود آنجا گذاشته بود و رفت کربلا و آمد بعد خواب سیدالشهدا را دید، دید حضرت دارد حساب میکند که چه کسی چه خرج کرده گفت فلانی اینقدر برنج داده، چایی، تنباکو درجه دو، گفت آقا به خدا من درجه یک دادم حضرت گفت نه درجه دو، تمام، فلانی هم یک چوب کبریت از خانهشان آورده.@ گفت ما بیدار شدیم به پسرهایم گفتم مگر من تنباکو درجه یک نخریده بودم، گفتند بابا راستش را بخواهی ما تنباکو درجه یک را برای شما گذاشتیم که از کربلا میایید برای عزادارها درجه دو گرفتیم همه چیز را حساب میکنند.@ ما هنوز یاد نگرفتیم با امام حسین و ابدیت معامله کنیم ما هنوز این مطلب در دلمان جا نیافتاده که(ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ) هر چه نزد شماست همه از بین میرود هر چه نزد خداست میماند ما هنوز تجارت یاد نگرفتیم قرآن خیلی به کاسبی و تجارت اهمیت میدهد دائماً انسان را دعوت کرده به تجارت و کاسبی.@ رابطه بین دنیا و آخرت با تجارت است تجارت، فروشنده، خریدار، مشتری، یکسره این را میگوید، خدا میخرد چقدر در قرآن داریم(إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى) میخرد، بازاری بودن کاسب بودن، خاک بر سر کسی که امام زمانش و اهل بیت و خدا را میفروشد و به حساب خودش میرود کاسبی میکند.@ گفت این کارش این بود که 40 سال آب میداد یک روز من محرمی بود ایام عزاداری بود چند مجلس میرفتم شرکت میکردم مراجع را دعوت میکنند میروند پنج دقیقه پنج دقیقه مینشینند جهت عرض ادب، وظیفهشان هم هست که به عنوان بزرگ محل بروند به عزاداریها سرکشی کنند و عرض ادب کنند.@ گفت من یک روز داشتم رد میشدم یک کسی گفت حاج عباس یادت است؟ گفتم کدام؟ گفت همان که آب میداد، گفت مریض شده دارد میمیرد بیا عیادتش برویم، گفتم مجالس زیاد است نمیرسم انشاء الله بعد از دهه میرویم، گفت نه این خیلی زنده باشد یک دو روز زنده است گفت خلاصه ما را تشویق کرد که عیادت حاج عباس برویم.@ گفت رفتم دیدم که حاج عباس افتاده آنقدر حالش افتضاح و خراب است نمیفهمد من چه میگویم متوجه حضور ما هم نشد سلام کردیم نتوانست جواب سلام ما را بدهد گفت رفتم بالای سرش نشستم.@ دیدم که یک چند لحظه بعد یکدفعه مثل کسی که آماده است خیلی غبراق، گفت کسی که جواب سلام ما را نمیداد نمیشنید، یکدفعه بلند شد دستش را روی سینهاش گذاشت و گفت السلام علیک یا رسول الله، سلام یا رسول الله تشریف آوردید زحمت کشیدید تشریف آوردید.@ سلام علیکم السلام علیک یا أمیرالمؤمنین شما هم آمدید، خانم سلام بیبی سلام شما هم تشریف آوردید، امام مجتبی شما هم تشریف آوردید زحمت کشیدید ما را شرمنده کردید یا اباعبدالله شما زحمت کشیدید تشریف آوردید.@ همینطوری گفت گفت ما همینطوری مانده بودیم تا حضرت صاحب، مهدی جان شما هم آمدید زحمت کشیدید کلبه ما را منور کردید این تشریفات موقع مردن که میگویند این است آنوقت این تولد وحشت دارد! این تولد لذت دارد شعر قشنگی هست که دوست دارم همیشه مریض باشم چون میدانم تو به بالینم میایی.@ 40 سال آب داده، این را گفت و راحت دراز کشید و مُرد، این از ورودش، هنوز به برزخ وارد نشده چون در بحث معاد گفتیم اهل بیت قبل از مرگ سراغ انسان میایند بستگی دارد با کدام یک از آنها رفیق باشی و ارتباط داشته باشی.@ چقدر خوب است به جای اینکه نکیر و منکر بالای سر آدم بیایند ملکالموت(س) میاید انسان موقع رفتن چهره شیرین و ناز و نمکی و دلکش پیغمبر را ببیند خیلی این چهره دلبر است امیرالمؤمنین با آن لبخند قشنگش بالای سر انسان بیاید.@ چقدر این برای رفتن آرامش است برای تولد، تا اینکه انسان در خیالات باطل و فکرهای غلط و شهوات گوناگون باشد آنطوری با خدا قهر باشد و به آن دنیا برود خیلی این تولدها با هم فرق دارد.@ گفت من کفن و دفن این را به عهده میگرم این ولی خداست گفت یکدفعه اعلام کردیم که میخواهیم این را تشییع جنازه کنیم یک جای خوب هم در حرم برایش در نظر گرفتیم برای دفن، جمعیت آمدند بعد اعلام کردند که فلان مرجع تقلید اعلام کرده که برای سخنرانی من میایم.@ مثل اینکه اعلام کنند که حضرت آیت الله بهجت میخواهد بیاید برای سرایدار اینجا سخنرانی کند، گفتیم مرجع برای چه میخواهد بیاید؟ مرجع گفت من خوابش را دیدم گفت وقتی وارد شدم من را در قبر گذاشتند خیلی تاریک بود چنان وحشت من را گرفت که معنای وحشت را تازه آنجا فهمیدم که ترس یعنی چی.@ اصلاً در دنیا مزه نکرده بودم ترس را به این صورت که اینجا ترسیدم خیلی موقع ورود به آنجا ترسیدم گفت یکدفعه انگار که چراغهای سالن را روشن کرده باشند دیدم عجب اینجا روشن شد بعد دیدم یک آقایی دارد میاید این نورانیت مال ایشان هست آقا اباعبدالله(ع) سیدالشهداء هست.@ گفت دو فرشته آنجا بودند نکیر و منکر، حضرت تا آمد به اینها نهیب زد که شما برای چه اینجا آمدید چه کسی گفته شما اینجا بیایید مگر قرار نبود کسی سراغ خادمهای ما نیاید، بروید اینجا چکار دارید، گفت آنها رفتند.@ حضرت آمد گفت خسته نباشید آمدید اینجا دیگر خیالت راحت باشد این باغ را ببین، گفت وقتی گفت این باغ را ببین من یکدفعه نگاه کردم دیدم چه باغ بیسر و تهی، اصلاً نمیشود انتهایش را نگاه کرد چقدر جذاب، این باغ را ببین این تا قیامت مال توست اینجا راحت باش تا دلت میخواهد تا قیامت راحت باش خیلی اینها نوکرپرور هستند.@ خیلی با آدم حال میکنند خیلی کریم هستند کوچکترین کار ما پیش آنها خیلی رویش حساب باز شده ما هر چقدر بدی میکنیم هر چقدر گناه میکنیم آنها بیشتر توجه میکنند واقعاً ما را بیشتر از خودمان دوست دارند شیعیانشان را دوست دارند.@ دوشنبه و پنجشنبه نامه اعمال ما را میخوانی آقا خون به دلت میکنیم پیش فرشتهها شرمنده میشوی از اعمال ما، ما چطوری معذرتخواهی بکنیم آقا فرمودند به حاج عباس که فکر نکنی فقط همین است قیامت هم به یادت هستیم آنجا هم به کمکت میاییم آنجا هم ما هستیم این تشریفات به این قشنگی نمیارزد آدم خودش را برایش آماده کند.@ نمیارزد سرمایهگذاری برایش بکند تا چه موقع میخواهیم با اهل بیت قهر کنیم و جفا کنیم و تا چه موقع میخواهیم دل امام زمان را بشکنیم و خون به دلش بکنیم تا چه موقع رفاقت این و آن را به رفاقت امام زمان ترجیح میدهیم.@ آقا خاک بر سر من اگر بفهمم قیامت که همه شما را فروخته بودم شمایی که اینقدر راحت خودتان را در اختیار ما گذاشتید آنقدر قشنگ آغوشتان را برای ما باز کرده بودید اینقدر کریمانه دستتان را به سمت ما دراز کرده بودید چه کسی مثل شما ما را قبول میکند چه کسی مثل شما ما را با این همه آلودگی میپذیرد.@ ما اگر عزیزترین کسان، همسر و فرزندانمان عیبهای ما را میدانستند یک روز ما را نمیپذیرفتند اگر پدر و مادر ما باطن گناهان ما را میفهمیدند یک روز ما را نمیپذیرفتند شما هستید که ما از هر جا طرد بشویم آخر شما ما را میپذیرید.@ خدایا به حق محمد و آل محمد قسمت میدهیم ای خدای قادر و ای خدای حلیم که به گناهان ما حلم میورزی به اشتباهات و بیادبیهای ما حلم میورزی ای خدای قادر از دست تو برمیاید ما خودمان این عرضه و توان را نداریم که با تو رفیق بشویم با اهل بیت دوست بشویم و ارتباط برقرار کنیم.@ خدایا خودت دل ما را هدایت کن خودت راهنماییمان کن(الهی بِقُدرَتِکَ عَلَیَّ تُب علیَّ وَ بِحِلمِکَ بی عِرفَاً بی) خدایا با ما رفاقت کن خدایا به ما تخفیف بده خودت ما را با اهل بیت رفیق کن خودت ما را با خودت دوست کن.@ خدایا ما اگر مزه دوستی تو را بفهمیم هیچ جای دیگر نمیرویم ما اگر مزه رفاقت با سیدالشهداء و امام زمان را بفهمیم خودمان را به هیچ کس نمیفروشیم خدایا ما نوکری اهل بیت را به صد آقایی دیگر نخواهیم داد ما را به عنوان خادم خودت و خادم اهل بیت(ع) بپذیر عمر ما و جوانی ما را در راه خودت قرار بده.@