جلسه 014 - شرح حدیث عنوان بصری
شماره جلسه
14
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 014 - شرح حدیث عنوان بصری

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ قرار شد این جلسه شخصیت شخص حلیم را در روایت بررسی بکنیم روایت از امیرالمؤمنین(ع) میفرماید که (اَلحَلیمُ مَن اِحتَمَلَ اِخوانَه) شخص حلیم کسی هست که بتواند برادران خودش را تحمل بکند.@ این نکته خیلی نکته مهمی هست که هیچ وقت دو شخصیت با هم یک طور نیستند انسانهای مختلفی در مکانهای مختلف از نطفههای مختلف با پدر مادرها خصوصیات ژنتیکی مختلف ایجاد میشوند و یک هدف واحد، انگیزه واحدی آنها را در اجتماعات مختلف جمع میکنند.@ مثل اینکه الان شما آمدید اینجا علمآموزی بکنید ولی شخصیتاً هر کردام با دیگری فرق دارید یک چند ساعتی اینجا با هم هستید میشود اجتماع، از اینجا میخواهید بروید مشهد، با دو اجتماع سر و کار دارید یک اجتماع در قطار با کوپه خودتان یک اجتماع هم خود اعضاء قطار که با شما همراه هستند.@ هم واگنیهای شما هم قطاریهای شما در هواپیما هم که میروید همینطوری اعضاء آن هواپیما اجتماعی هستند که شما یک چند ساعتی باید با آنها باشید تا برسید بعد از همدیگر جدا میشوید دیگر هیچ تأثیر و تأثری هم وجود ندارد.@ گاهی اوقات این اجتماع میشود والدین در خانواده هست با پدر مادری باید زندگی بکنی به هر حال این زندگی بیست سال سی سال کم زیاد ادامه دارد گاهی وقتها ازدواج میکنی همسری بر میگزینی بچهدار میشوی یک خانواده تشکیل داده میشود یک اجتماع.@ گاهی وقتها بنابر شغلی که داری مجبوری عدهای را تحمل بکنی اطرافت هستند در محیط کارت باید با اینها کار بکنی قرار است با اینها کار بکنی گاهی وقتها بنابر منزلی که گرفتی همسایه داری همسایههایی هستند که با شما در ارتباط هستند.@ گاهی وقتها میروی جبهه یکی میبینی در چادر شما از سیستان آمده یکی فرض بفرمایید از زاهدان آمده یکی از استان هرمزگان آمده یکی از مازندران آمده یکی از گیلان آمده یکی از اصفهان آمده.@ زمان جنگ یادتان هست در یک چادر ده دوازده نفر بیشتر بیست و چهار نفره افراد باید با هم در یک دسته در یک گروهان در یک گردان ارتباط داریم شخص حلیم شخصی هست که عرضه پرداخت معونه و مخارج شرکت در اجتماع را دارد یعنی تحمل اجتماع را میتواند بکند.@ یعنی اصطکاک پیدا نمیکند با دیگران، این بحث بحث منافع شخصی هست مسائل شخصی هست یک موقع ما اصطکاکمان به خاطر مسائل عقیدتی هست با کسی اصطکاک داریم این هم تازه اختلافات عقیدتی حتی در حد کفر و ایمان موجب اصطکاک جدی نمیشود.@ یک موقع هست بحث بحث توطئه هست دشمنی هست بحث دیگری هست اصلاً این دشمن ما میشود الان شما نگاه کنید شهید مطهری به عنوان یکی از نمونههای خوب تحمل، حلم و داشتن ظرفیت بالا، داستانی در داستان و راستان ذکر میکند میگوید یک کافر و یک مؤمن هر دو با هم شریک شده بودند شریک اقتصادی بودند در یک مغازه با هم کار میکردند.@ مؤمنه شاگردهایش را میاورد در مغازهاش موقعهایی که بیکار بود اینها را تربیت مذهبی میکرد علیه کفار تقویت میکرد کافر هم همینطور یک ساعتهایی که بیکار بود شاگردهایش را میاورد آنجا تربیت میکرد و اینها در اوج رفاقت هم با هم بودند و همکاری اقتصادی هم داشتند.@ لذا اینطوری نیست که ما گمان بکنیم حتی با اختلافات زیاد قرار است مثلاً بین ما همیشه تشنج ایجاد بشود در یک خانواده همیشه تشنج ایجاد بشود این چند علت دارد که الان نمیخواهیم بررسی بکنیم مبسوطش.@ یکی از علتهایش این است که ما همیشه فکر میکنیم دیگران باید خودشان را با ما تطبیق بدهند آنجایی که ما مفهمیم بفهمند آنجایی که ما درک میکنیم درک بکنند نظام ارزیابی ما را قبول داشته باشند احساسات و عواطف ما را قبول داشته باشند امیال ما را داشته باشند.@ من اگر کلهپاچه دوست دارم همه باید کلهپاچه بخورند اگر رفتیم در یک جمع بیرون، ببینید اینها همه از عدم رشد است رفتیم در جمع بیرون من هوس کلهپاچه سیرابی زده به دلم حالا یک کسی ممکن است نه از سیرابی خوشش بیاید نه از کلهپاچه خوشش بیاید هی تحمیل بکنیم نه امروز ناهار سیرابی بخوریم.@ دارد که (اَلمُؤمِنُ یَأکُلُ بِشَهوَۀِ اَهلِه وَ المُنافِقُ یَأکُلُ بِشَهوَۀِ) امیرالمؤمنین(ع) میفرماید شخص مؤمن همیشه با میل دور و بریشهایش اهل خودش میخورد خوردن فقط نیست کارهای دیگرش هم همینطور هست.@ میخواهند بروند پارک ترجیح میدهد ببیند همسرش چه میگوید فرزندش چه پارکی را دوست دارد به شرط اینکه حرام نباشد آن بحث حرام را آن قسمت را خدا انتخاب میکند آن هیچی، ولی در امور مباحات که قرار است انجام بشود خود آدم تصمیم میگیرد.@ ببینیم باجناقم چه دوست دارد خواهر خانمم چه دوست دارد پدرزنم چه دوست دارد مادرزنم چه دوست دارد برادرم چه دوست دارد پدرم چه دوست دارد مادرم چه دوست دارد مؤمن اینطوری هست نمیخواهد بقیه را با خودش هماهنگ بکند.@ همه باید سلیقه من را داشته باشند همه باید رنگ مورد علاقه من را دوست داشته باشند اگر یک کسی آن رنگی که من دوست ندارم پوشیده بشود من بدم میاید این خیلی بد است که انسان اینقدر گرفتار خودش باشد آن غذایی که من نمیخواهم بخورم میخورد این مثلاً من از طرف بدم میاید.@ عطری که دوست دارد خوب به شامهاش آن عطر خیلی دوست داشتنی است هر کسی یک شامهای دارد یک سلیقهای دارد یک رنگی را میپسندد یک عطری را دوست دارد خوب بزند یکی از دلائلش این است ما غالباً فکر میکنیم که دیگران باید خودشان را با ما هماهنگ بکنند یک چیزی که خلاف طبع و میل و سلیقه و نظر و عقیده ما باشد آن را زود دفعش میکنیم.@ توجه به اختلافات و منشأهای اختلافات نداریم که این بنده خدا یک آدمی هست از یک گُل دیگر است یک میوه دیگر است در یک باغ دیگری رویش کرده نطفهاش چیز دیگری بوده محل رویش جای دیگری بوده عادتش طور دیگری بوده خوراکهایی که خورده طوری دیگری بوده مدرسهای که درس خوانده فرق داشتند.@ معلمهایی که این داشته با معلمهای من فرق داشته شاید اگر همان سیری که او داشت من هم داشتم مثل او فکر میکردم در آن خانوادهها همانطوری فکر میکردم با آن اساتید کار میکردم همانطوری فکر میکردم.@ چرا ما توجه نمیکنیم که انسانها هر کدامشان اصل و ریشه جدایی غیر از ما دارند هر چند ما یک مشترکاتی با هم دارند در فطرت در اصل انسانیت با هم همه مشترک هستیم اگر شخصیت و شاکلهای که شکل گرفته بعد از سالها اینطوری نیستیم ما.@ همین باعث میشود که شخص در زندگیش هم یک زن خوب داشته باشد قدرش را نداند غالباً تشنج درست میکند یک زن یک شوهر خوب داشته باشد قدرش را نداند غالباً تشنج درست میکند یک بچه ؟؟؟درک از این نداشته باشد با پدر مادرش اختلاف پیدا میکند.@ یک پدر متوجه شخصیت جنسی دخترش شخصیت جنسی پسرش، جنس به معنای مذکر مؤنث بودن پدر دختر را درک نکند مادر پسر را درک نکند سن را درک نکنیم احساسات و عواطف گرایشات نوجوانی را نفهمیم یعنی چی، جوانی را نفهمیم خوب همین تشنج درست میکند.@ فکر مکنیم که بچهمان باید مثل ما که الان شصت سالمان شده چهل سالمان شده مثل ما فکر بکند مثل ما شوق و ذوقش آن طوری باشد رغبتهایش اینطوری باشد شما فرض بفرمایید اگر الان هیچ رغبتی به تلویزیون و فیلم سینمایی نداری بقیه هم مثلاً باید اینطوری برایشان جذابیت ندارد.@ تئاتر برای تو جذابیت ندارد برای دیگران جذابیت ندارد نه اینطوری نیست کارتون برای تو ممکن است جذابیت نداشته باشد برای آنها ممکن است داشته باشد اتفاقاً یک چیزی ممکن است برای تو جذابیت داشته باشد او هیچ علاقه و سنخیتی نسبت به این نداشته باشد این اختلافات هست در خانواده.@ در انبیاء بوده در ائمه بوده در اعضاء خانواده یک جور فکر نمیکردند یک سلیقه نداشتند ما انبیاء داشتیم که در یک زمان با همدیگر از نظر اصول و عقاید و اینها نمیگویم از نظر سلائق شخصی حتی از نظر نوع نگاه به خدا هم گاهی اوقات بینشان یک اختلافاتی وجود داشته.@ ما اصلاً بحث داریم در عرفان قبلاً گفتم این را در معرفت نفس بحث تخاصم اسماء داریم ما، بنابراین اگر ما توجه به این مسائل اختلافی که طبیعی هم هست و باید هم باشد نداشته باشیم هیچ وقت موفق نمیشویم فطرتمان را غلبه بدهیم به طبیعتمان.@ و یک طبیعتمدار و یک طبیعتگرای صفر بار میاییم خودخواه مغرور متکبر که این روحیه هم در خانواده نظام همسرداری به عنوان عضو یک خانواده روی ما تأثیر میگذارد که با بقیه نمیتوانیم کنار بیاییم حرف حرف من باید باشد.@ هم در نظام مدیریت مستکبر و مستبد و طاغوت بار میاییم هم در مقام تربیت فرزند اینطوری مشویم فردا مشویم حالا هر چی، طلبه که میشوی میروی مشوی امام جماعت آنطوری هستی میروی میشوی عالم در نظام طلبگی و علمت مستبد و متکبر هستی.@ میروی میشوی نماینده مجلس آنجا خراب میکنی میروی مشوی مدیر کل فلان جا همینطور این اثر میگذارد.@ ما باید دقت بکنیم که این اختلافات برای ما فوقالعاده میادین بسیار جذاب شیرین و سازندهای هستند که ما بتوانیم با تحمل دیگران فطرمان را قوی بکنیم و طبیعتمان را کاملاً ضعیفش بکنیم در این قضیه، تا مزه انسانیت لذت انسانیت و لذت معنویت را بتوانیم کاملاً درکش بکنیم این اصل مهم خوب خوراک خوب برای ما همین هست که ما در خانواده که هستیم عرضه داشته باشیم که این پدری که با من به هر حال تفاوتهایی دارد این فرزندی که با من تفاوتهایی دارد این همسری که با من تفاوتهایی دارد را درکش بکنم و با این درک با او رفتار بکنم.@ ما الان بچه حزب اللهی داریم کلاس عرفان میرود کلاس عقیدتی دارد نماز جمعه، نماز اول وقت نماز شبخوان اما بیا بچههایش را نگاه کن نتوانسته درک درستی از دختر و پسرش داشته باشد این اختلاف را درک نکرده با آن هماهنگ نشده و یکسره دستور داده.@ یکسره خواسته همه دستوراتش حتی دستورات عقیدتی و دینیش مورد اطاعت قرار بگیرد الان میبینی که بچه با پدر، زمین تا آسمان فرق میکند از نظر شخصیتی اصلاً خوشش نمیاید از دین چرا؟ چون با یک پدر متکبر روبهرو بوده که فکر کرده دین را هم میشود زور زوری به خورد بچه یا خانواده داد یا به دوستانش تلقین کرد.@ به زور از بچه احترام را خواسته نسبت به چیزهایی که برای بچه هنوز جایگاه محترمی نداشته و خیلی چیزهای دیگر، یعنی شخصیت حلیم یک شخصیت بسیار زیبا و شیرین است این که میگویند مؤمن شیرین است به خاطر اینکه مؤمن قدرت تحمل دیگران را دارد اختلاف نظرها را خوب درک میکند.@ اختلاف دیدگاهها را خوب درک میکند به دیگران اجازه میدهد خودشان باشند به دیگران اجازه میدهد فکر بکنند اظهارنظر بکنند و رشد بکنند خیلیها وقتی این روحیه را ندارند اینطوری هست.@ طبیعت اینطوری هست طبیعت وقتی روحیه حلم بر آن حاکم نیست اهل تحمل دیگران نیست روحیه حذف را پیدا میکند یعنی چون فلانی مثل من فکر نمیکند در جامعهای که ما در آن هستیم یک خانواده میشود باید بارکُد بشود باید یک طور گوشهگیرش بکنیم در خانه زمینگیرش بکنیم که حق اظهارنظر در خانه نداشته باشد.@ دختر را آنچنان کتک میزند که هر وقت میگوید روی دهانش میزند این دختر دیگر مهربانی در خانواده نمیتواند بکند پسرش را همچین سرجایش مینشاند که این دیگر نتواند اظهارنظر بکند خردش میکند از الان میگذارد کنار، چرا؟ چون همیشه باید رأی رأی من باشد.@ در یک سیستم مدیریت همینطور هست یک کارمند را تبعیدش میکنند یک جایی که جلوی من نباشد چون مستقل است میتواند فکر بکند حق اظهارنظر هم دارد چرا ما نمیتوانیم تحمل بکنیم از نظر دیگران لذت ببریم و استفاده بکنیم ولو مخالف حرف خودمان باشد.@ میاییم بعداً کار گروهی بکنیم با گروههای دیگر سازگار نیست به اسم اسلام به اسم دین به اسم انقلاب جناح تشکیل میدهیم حزب تشکیل میدهیم میبینیم که مبارزاتمان فی سبیل الله نیست نگاهمان توحیدی نیست کاملاً به شکل کشیده میشود آلودگیهای دنیایی و طبیعتگرایانه چرا؟@ چون اَنانیت را نتوانستیم کنار بگذاریم چون دیگران هم که اختلاف دارند با ما آنها هم انسان هستند بنده خدا هستند میتوانند دوست خدا باشند مؤمن هستند و خدا هم دوستشان دارد.@ این را نمیتوانیم درک بکنیم میفرماید حلیم کسی هست که (مَن اِحتَمَلَ اِخوانَه) کسی هست که برادرانش را میتواند تحمل بکند دور و بریها را میتواند تحمل بکند با آنها میتواند کنار بیاید و این لازمهاش این هست که ما عرض کردم قبلاً ما بتوانیم از این طبیعتمان چشم بپوشیم.@ بتوانیم تحمل بکنیم که چیزهای مخالف با ما طبع و سلیقه و میل و نظر و عقیده ما وجود دارد که آنها هم محترم هستند همه یک جور فکر نمیکنند.@ عرض میکنم برای چندمین بار که این مسئله در مقوله مسائل شخصی و مباح هست دقت کنید نه در مسائلی که شرع روشنش کرده یک کسی میگوید آقا نظر شما این هست که گوشت خوک حرام هست بله من عقیدهام یک چیز دیگر است به نظر من حرام نیست.@ مثل یک کسی داشت از چراغ قرمز از ورود ممنوع میگفت به نظر من این ورود ممنوع بیخود خورده اینجا اداره راهنمایی بیخود زده به نظر من بجا نبوده این ورود ممنوع من ورود ممنوع هم میروم چراغ قرمزش بیخود است.@ این نه یک جایی که شرع مشخص کرده حجاب من بیایم بگویم که بله من آزادی عقیده دارم به نظر من حجاب لازم نیست بحث سر آن جاهایی که شرع مشخص کرده کاملاً واضح و مسلم هست نیست بحث سر مسائل شخصی ماست.@ آن جاهایی که ما اجازه پرواز اجازه فکر اجازه تردد را داریم مسائل مختلف زندگی اتفاقاً غالب اختلافات هم از این مسائل ناشی میشود.@ ما اگر این روحیه اَنانیت را کنار بگذاریم حتی آنجاهایی که با هم اختلافات اصولی پیدا میکنیم حتی راجع به یک مسئله شرعی هیچ وقت همدیگر را تخطئه نمیکنیم هیچ وقت آبروی همدیگر را نمیبریم.@ آقا بنده با شما یک اختلاف داریم یا دوتایی کارشناستر از ما وجود ندارد مینشینیم با هم به توافق میرسیم بحث میکنیم به توافق هم نرسیدیم عیبی ندارد هر کس نظر خودش را دارد.@ یا اینکه نه یک استادی خبرهای مرجع حل اختلافی یک کسی حرف آخر بزند وجود دارد خوب میزند تمام میشود میرود پی کارش دیگر این دیگر جنگ و دعوا ندارد تشنج ندارد.@ در حیطههای مباح که مشخص هست در حیطههای مستحب و مکروه این هم نباید تحمیل باشد اگر شخص خودش میتواند بدون اینکه دردسری برای دیگران درست کند تحمیل به دیگران بکند مستحبات را میخواهد انجام بدهد، انجام بدهد دعوت بکند تشویق بکند عیبی ندارد تشویق و دعوت یا تذکر نسبت به کراهت یک مطلبی تا جایی که پذیرایی هست.@ اما اینکه یک کسی نکرد نتوانست به هر دلیلی بدمان بیاید ناراحت بشویم تشنج با طرف درست بکنیم نه این غلط است همچین چیزی نیست.@ (اَلحِلمُ الَّذی لا یَشُقُ عَلَیهِ مَؤُنَۀُ الحِلم) امیرالمؤمنین(ع) باز میفرماید، حلیم کیست؟ حلیم کسی است که سنگین نیست مؤونه حلم برایش، خرجدار نیست اینطور نیست که اگر مثلاً کوتاه آمد شب خوابش نبرد تا صبح خوابهای بد ببیند عقده بشود در گلویش.@ دیدید بعضیها اینطور میشوند میبینید شب خواب زده سرش کوتاه آمده قاعدهاش هم این است که باید اول اینطوری بشود اول باید این کوتاه آمدن یک ذره به آدم فشار بیاورد بعد یواش یواش عادت میشود.@ حالا بعضیها اینطوری هستند خوابشان نمیبرد حالا کوتاه آمده ولی آخر میزند بالا سه روز دیگر میبینید شمشیر را برداشت رفت یا جمع میکند کوتاه میاید الان ولی نگه میدارد دفعه بعد سه برابر داد میزند سر طرف، عصبانیتهای قبلی را هم اضافه میکند اینطوری هست یعنی ذهنش جهنمساز است هیزم ذخیره میکند تا بعداً اینها را یک دفعه همه را آتش بزند.@ حلیم کسی هست که وقتی میگذرد وقتی که تحمل میکند سنگین نیست برایش، به هر حال در یک مسافرت افراد با هم تشنج پیدا میکنند اختلاف سلیقه دارند راجع به غذا خوردن غذاخوری کجا جا بیاندازیم کجا جا نیاندازیم همین چیزها پیش میاید و کسی اظهارنظر ممکن است بکند.@ اگر شما نسبت به هر چیزی که حتی با مصلحت سازگاری ندارد جوش بیاوریم عصبانی بشویم داد بزنیم رابطهمان را خراب بکنیم چیزی دیگر از لطافت فطرت برای ما نخواهد ماند هیچی نمیماند.@ آنچه که خیلی شیرین هست این هست که نه تنها انسان برایش مؤونه حلم سخت نباشد (لا یَشُقُ عَلَیه) سخت نباشد برایش که بخواهد هزینه حلم را بپردازد بلکه لذت میبرد از این کار چون میفهمد که چکار دارد میکند میفهمد چه چیزی گیرش میاید میفهمد دارد نزدیک به پیغمبر میشود.@ میفهمد دارد به خدا نزدیک میشود میداند دارد تشبه به خداوند تبارک و تعالی پیدا میکند میفهمد دارد میشود دارد یک چیزی یک شاکله زیبایی در درون خودش ایجاد میکند به عنوان یک دارایی به آن حلم خودش نگاه میکند.@ هر باری که حلمورزی میکند متوجه میشود که دارد به او اضافه میشود متوجه میشود که دارد کسب میکند و در آن تجارت پرسود وارد شده هر بار، هر بار که جلوی عصبانیت خودش را بگیرد جلوی جوش آوردن خودش را بگیرد میفهمد که از یک جهنمی بزرگی فرار کرده و یک ثروت عظیمی بدست آورده هر بارش.@ این درس و این شهود خیلی کمک میکند به انسان، تا ما تکلیفاً بگوییم بله تکلیفاً ما باید بگذریم و کوتاه بیاییم بحث نکنیم گفتگو نکنیم مراء نداشته باشیم نه اینکه طرف باید بیاورد در وجود خودش چه لذتی دارد وقتی دارد این کار را انجام میدهد چقدر دارد توسعه میدهد وجود خودش را.@ سعه وجودی دارد پیدا میکند ثروت ابدی دارد پیدا میکند این یک لذت ماندنی هست برای انسان و این باعث میشود مؤونه حلم برای ما سخت نباشد.@ شما گاهی اوقات هزار تومان از جیبت میزنند اصلاً این هزار تومان را از جیبت بردند زورت میاید یک موقع هست بچهات میروی پنج هزار تومان خرج میکنی میدانی برای چی داری خرج میکنی بجاست لذت میبری یک بار ده هزار تومان از تو میدزدند.@ یک بار میروی صد هزار تومان میدهی بچهات را معالجه میکنی میدانی که داری به جا معالجه میکنی داری درد و بلا را از بچهات دور میکنی سلامتی را به او میرسانی تحملش راحت است.@ این هزینهای که داری میکنی برای همسرت برای خودت یک غده سرطانی هست دکتر گفته اگر عمل بشود در میاید و دیگر مشکلی هم ندارد یک میلیون تومان بده بگذار هزینه دارد این یک میلیون تومان ولی شما میدهید و به سلامتی میرسید.@ آدم وقتی بداند هر بار با حلم ورزیدن دارد مقدار زیادی از آتشهای جهنم را خاموش میکند مقداری از مار و عقربهایی که قرار است شب اول قبر به بعد بیایند سر وقتش آنها را دور میکند از خودش و دارد بدیها و میکروبها و چرکها و عفونتها را از خودش دور میکند میفهمد که میارزد این هزینهای که دارد میپردازد.@ این سکوت این تحمل و این لبخند فوقالعاده ارزشمند است ما به ازاء دارد ما به ازاء ابدی دارد وقتی میداند ما به ازاء ابدی دارد خودش را بدبخت و باخته نمیداند.@ نمیگوید من کوتاه آمدم جلوی طرف رویش زیاد میشود من باید بزنم در دهانش پوزش را بزنم حتماً باید جوابش را بدهم نه این در روانشناسی جاهل گفتیم شخص جاهل هست که فکر میکند باید همیشه پاسخگو باشد همیشه باید جواب دیگران را بدهد.@ همیشه باید اظهارنظر دیگران را یک پاسخ برایش بدهد همیشه باید بگوید بله به نظر من هم اینطوری یک نظر من هم داشته باشد نه عاقل اینطوری نیست عاقل خیلی وقتها نظر دیگران را میشوند و سکوت هم میکند (لُبَّ کَلامٍ جَوابُهُ السُکُوت) بسیاری از کلامها فقط جوابشان سکوت است.@ گاهی وقتها ما دنیای طرف مقابل را درک بکنیم کافی هست برای اینکه با او کنار بیاییم و با او رفیق بشویم. هی نگوییم این کارت اشتباه است آنجایش اشتباه هست اینجایش اشتباه هست چه کسی به نظر تو کار دارد عزیز من.@ همیشه باید به دیگران بفهمانی که اشتباه میکنند همیشه اصالتت این هست که بروی مچگیری بکنی نه میتوانی عالم آن طرف را درک بکنی ببینی در چه عالمی هست عالم او را درک بکن حرام که نمیخواهی انجام بدهد معصیت که نمیخواهد بکند عالم خودش است.@ بعد میبینیم که ما میتوانیم کنار بیاییم با همسرمان میتوانیم کنار بیاییم چون روانشناسی زنانه را میفهمیم چیست با دخترمان کنار بیاییم روانشناسی دخترانه را میفهمیم چیست با پسرمان کنار میاییم چون میفهمیم عالمش را، نمیخواهیم دائماً به او قور بزنیم ایراد به او بگیریم.@ این را در آخرین جلسه روانشناسی عاقل توضیح دادم در این بحث که (نِصفُ العاقِل اِحتِمال وَ نِصفُهُ تَغافُل) نصف شخصیت عاقل تحمل است و نصفش هم بیخیالی یعنی خود را به غفلت زدن این را آنجا توضیح دادیم پس چکار بکنیم که مؤونه نداشته باشد مؤونه که دارد حتماً یعنی ما حتماً باید بپزدازیم برای حلم باید خرج بکنیم.@ اما آنچه که شیرین هست و کمک میکند به ما که این هزینه را بپردازیم و پرداختش برای ما دردآور نباشد این هست که اولاً توجه داشته باشیم که ما از آخرت و فطرت و انسانیتمان کم نمیکنیم.@ همیشه در دعواها اگر ما کوتاه بیاییم همیشه در برخوردهای برادرانه اگر ما تحمل کنیم ما داریم از طبیعتمان کم میکنیم یعنی یک چیزی که اصلاً لیاقت ندارد با ما بیاید در حیات ابدی ما هرگز خداوند نخواسته.@ وقتی شما کوتاه میایی از شخصیتت کم بگذاری میگوید هر وقت کوتاه میایی طبیعت تو آسیب میبیند فطرتت که آسیب نمیبیند برای همین احساس قبر و باختن نباید بکنی چرا همچنین احساسی میکنی پیروزی هست لذت هست طبیعتت را ضایع کردی و این اوج قدرت است مردانگی است شجاعت است.@ توجه داشته باشیم که از کجا داریم میگذریم آنوقت لذت میبریم که این هزینهای که ما داریم میپردازیم از خودمان نیست الحمدلله از جیب خودم نمیخواهد برود مقوله حلم شما هر چقدر هزینه بپردازی برای حلم از خودت کم نمیشود از ناخودت کم میشود.@ بلکه به خودت اضافه میشود به قدرت میرسی به لذت میرسی به بهجت میرسی به سعه صدر میرسی به تشبه به خداوند تبارک و تعالی میرسی به این توجه داشته باشید.@ وقتی به این توجه داشتی مؤونه پرداختش برای ما دیگر راحت میشود معرفت هست که کارها آسان میکند این فرمایش قرآن هست (وَ كَيْفَ تَصْبِرُ عَلى‏ ما لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْراً) تو چطوری میتوانی چیزی را که نمیفهمی تحملش بکنی این آیه قرآن است.@ خدا میفرماید اگر شما میخواهید تحمل برای شما راحت باشد صبر برایتان راحت باشد انجام یک کاری برایتان راحت باشد عمقش را درک بکنید معرفت قدرت میاورد.@ مرحوم علامه مجلسی دختر فاضلهای داشت (ره) یک روز افتاد از یک جایی پایش شکست دیدند لبخند روی لبهایش هست گفتند برای چه میخندی گفت به اجرش میخندم الحمدلله که اجری نصیب من میشود معرفت هست که قدرت میاورد حالا یک نفر که معرفت ندارد تصادف کرده افتاده در بیمارستان این به زمین و زمان فحش میدهد.@ این معرفت هست که قدرت میاورد. یک کسی که نادان هست به فطرتگرایی و احکامش آگاهی ندارد میگوید جنگ برای این مملکت بدبختی میاورد جنگ مانع شکوفایی میشود جنگ چنین و چنان است.@ یک کسی که فطرتگراست میداند در جنگ چه انسانهایی از طبیعت تا بینهایت پخته میشود و هر کدامشان به ابدیت میرسند و سالم متولد به حیات ابدی میشوند اینجا جنگ برای ما چیست؟ امام(س) فرمودند جنگ برای ما یک نعمت است یک نعمت خفیه هست.@ بستگی دارد با چه نگاهی نگاه بکنی به قضیه، معرفت قدرت حوصله شجاعت صبر میاورد برای انسان معرفت.@ حدیث بعدی از نبی اکرم(ص) هست (کادَ الحَلیمُ اَن یَکُونَ نَبیِّا) نزدیک است که شخص حلیم پیغمبر باشد یعنی شخص حلیم به چه چیزی نزدیک است؟ به نبوت نزدیک است یک مژده هست این، اگر کسی بتواند حلم را پیاده بکند نزدیک پیغمبرش میشود یعنی داریم همسایهتر میشویم به پیغمبر.@ هر چقدر روحیه حلم را بر خودت حاکمتر بکنی به پیغمبرت نزدیکتر میشوی (کادَ الحَلیمُ اَن یَکُونَ نَبیِّا) نزدیک است که پیغمبر بشوی این مژده هست چرا؟ حالا چه ربطی دارد بلکه پیغمبر یعنی کسی که فانی در خداست نگاهش به اشیاء و مردم غیر از نگاه یک انسان معمولی هست.@ اشیاء و مردم را از نگاه خدا نگاه میکند بنابراین وقتی به مردم از نگاه خدا نگاه میکند همانطوری مثل خدا مردم را دوست دارد همه مردم برایش ارزش دارند دوست داشتنی هستند خدا را نگاه کن چقدر معصیت میشود ولی خشم نمیکند به راحتی.@ (یا مَن سَبَقَت رَحمَتُهُ غَضَبَه) ای کسی که رحمتش به غضبش سبقت گرفته یعنی چی؟ یعنی کسی که میخواهد شبیه خدا بشود نزدیک پیغمبر باشد شخصیتاً باید همیشه عفو و گذشت و رحمتش سبقت بگیرد به انتقام و خشمش.@ وقتی از نگاه خود ما این اگر بتوانیم به این نکتهای که عرض میکنم رمز بزرگی است غلبه بکنیم به دیگران از نگاه خدا نگاه بکنیم مگر قرار نیست ما به خدا برسیم مگر قرار نیست ما مظهر خدا بشویم مگر خدا ما نیافریده که به او برسیم و شبه به او بشویم کامل بشویم.@ تا کی میخواهیم خودمان را حفظ بکنیم در مقابل خدا؟ بگذاریم کنار بیاییم یاد بگیریم به دیگران هم از نگاه خدا نگاه بکنیم که خدا به او چطوری نگاه میکند. خدا نمیخواهد او هدایت بشود خدا نمیخواهد او خوب باشد خدا نمیخواهد او برود بهشت.@ یک کسی بود میگفت که فلان کس ظلم بزرگی در حق من کرده وقتی برای من تعریف کرد خیلی تعجب کردم گفت نمیتوانم حلالش نکنم نفرینش هم نمیتوانم بکنم چون شیعه امیرالمؤمنین است ببینید چطوری نگاه میکند با چه نگاه.@ واقعاً ما خودمان با این همه معصیتی که تا الان کردیم هر کداممان انتظار داریم خدا با ما چکار بکند چطوری به ما نگاه بکند انتظار داریم از ما انتقام بگیرد مو را از ماست بیرون بکشد.@ چطوری دوست داریم نگاه بکند خدا به ما نگاه بکند چطوری با ما معامله بکند حالا بخواهد مداقه بکند چه کسی میخواهد نجات پیدا بکند قرآن میفرماید اگر ما بخواهیم مداقه بکنیم هیچ کس رستگار نمیشود هیچ کس به بهشت راه پیدا نمیکند (وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ) بسیار از گناهان را خدا میبخشد.@ وقتی اینطوری هست چرا ما با دیگران اینطوری نیستیم وقتی دوست داریم خدا با ما اینطوری رفتار بکند چرا ما این نگاه خدایی را پیدا نمیکنیم به دیگران، خدا این همه معصیت دارد میشود این همه اذیت میشود چهل سال خدا را معصیت میکند یک بار که میخواهد با خدا آشتی بکند خدا اصلاً چهل سال را نمبیند.@ میگوید به میمنت این آشتی که با ما کردی نه تنها ندید میگیریم بلکه چهل سال هم برایت ثواب مینویسیم (يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ) خدا بیشتر ندید میگیرد خدا عقده نمیکند. چرا حلیم نزدیک است که پیغمبر باشد؟ چون پیغمبر نگاهش به مردم اینطوری هست از نگاه خداوند از دریچه نگاه خدا به بقیه چیزها نگاه میکند به اشیاء به افراد.@ انسان معمولی باشد وقتی با ابوسفیان اصحاب ابوسفیان در فتح مکه برخورد میکند دوست دارد چشم همهشان را در بیاورد تکهتکهشان بکند اما وقتی پیغمیر میاید پیغمبر چطوری نگاه میکند؟ یکی از صحابه داد میزند امروز روز انتقام است رسول خدا میفرماید نه امروز (اَلیَوم یَومُ المَرحَمَه) امروز روز رحمت است.@ اگر ما دست از این طبیعتگرایی برداریم و از دریچه نگاه خدا به افراد انسانها دور و بریهایمان برادرانمان نگاه بکنیم خیلی زندگی شیرینی خواهیم داشت و لازمه این چه هست؟ چطوری ما میتوانیم به این نگاه برسیم؟ اینکه فطرت خوراک فطری خودش را بخورد ما خوشمان بیاید از خدا.@ دوست داشته باشیم خدا را تا خدا را دوست نداشته باشیم از نگاههایش هم خوشت نمیاید از نظراتش هم خوشت نمیاید از موضعگیریها و دستوراتش هم خوشت نمیاید همیشه خدا برایت زیر سؤال است اگر خدا را خوشت آمد از آن آنوقت میتوانی از نگاه خدا به بقیه نگاه بکنی.@ بنابراین اینطور نیست که وقتی من بگویم شما بگویید میشویم اینطور نیست که بگوییم این کار خوب است بیایید از نگاه خدا به اشیاء و افراد نگاه کنیم بعد هم همینطوری بکنیم نه کسی میتواند دست از نگاه طبیعی بردارد که به یک نگاه فطری قشنگی رسیده باشد.@ کسی میتواند دست از جیفه بردارد که غذای طیب و پاکی گیرش آمده باشد و الا همان جیفه را میخورد. کسی میتواند از دیگران بگذرد و دیگران را ببخشد که به یک چیز بالاتری در وجود خودش دست پیدا کرده باشد.@ به یک ثروت عظیمی رسیده باشد که بخشش این چیزها برایش مؤونه ندارد اصلاً کسانی که عقده میکنند نمیتوانند دیگران را ببخشند و میخواهند یکسره انتقام بگیرند تلافی در بیاورند بدیهای دیگران را تلافی بکنند کسانی که نمیتوانند جواب دیگران را ندهند و همیشه اصرار داردند که حتماً جواب دیگران را بدهند.@ اینها کسانی هستند که روحهایشان فقیر و کوچک است و اگر این کار را هم نکند احساس میکند باخته است و هیچ چیزی دستش نیست ولی یک کسی که ثروت عظیمی دارد بخشش به او فشار نمیاورد کم نمیکند از آن.@ عزیز من اگر میخواهی قوی بشوی باید ثروتمند بشوی باید غنی بشوی روح باید غنی بشود تا بتواند این کار را انجام بدهد ما میخواهیم مثل خدا نگاه کنیم مثل پیغمبر نگاه کنیم یعنی باید بزرگ بشویم مثل خدا و پیغمبر، خدا ما را برای صمدیت خلق کرده پس ما باید خودمان را به صمدیت برسانیم.@ اله ما صمد است ما را هم برای صمدیت خلق کرده که ما با عبودیت سیر در مدارج صمدیت بکنیم مثل خدا غنی بشویم پر بشویم بینیاز بشویم بینیاز بشویم یعنی از مع الخارج هی نخواهیم تغذیه بکنیم وجودمان اینقدر داشته باشد که ما را سرپا نگه دارد بند به عنواین و اعتبارات بیرونی نباشیم.@ شخصیتمان از بیرون تغذیه نکند باید پست داشته باشم تا آرامش داشته باشم رئیس باید باشم تا آرامش داشته باشم ثروت باید داشته باشم تا آرامش داشته باشم و خیلی چیزهای دیگر این فقر روحی است که ما دائماً گدای خارج هستیم.@ پس وقتی میفرماید (کادَ الحَلیمُ اَن یَکُونَ نبیِّا) حلیم نزدیک که پیغمبر باشد برای همین است که نگاه پیغمبرانه پیدا میکند شخص حلیم.@ یک فرمول دیگر دارد حیفم میاید الان برایتان بگویم طول میکشد میترسم از حوصلهتان خارج بشود بماند برای جلسه بعد ادامه میدهیم جلسه بعد فرمایشات خیلی شیرینی از پیغمبر هست در مورد شخصیت حلیم خیلی کارگشا هست و کاربردی هست انشاءالله خدمتتان عرض خواهم کرد.@ والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@