اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان در حلم رسید به راه ایجاد حلم که گفتیم راه آن تلقین کردن هست انسان باید بردباری را به خودش تلقین بکند.@ حضرت یک قاعدهای را ذکر میکند این قاعده قاعده مهمی هست یکی از مبانی مهم معرفت نفسی، فقهی، اجتماعی و سیاسی ما همین قاعده هست که اهل بیت (ع) به زبانهای مختلف این را بیان فرمودهاند.@ حضرت میفرماید که (اِن لَم تَکُون حَلیماً فَتَحَلَم) اگر حقیقتاً حلیم نیستی خودت را به حلم بزن یعنی تلقین به خودت. نفس اینطوری نیست که ما با شنیدن و اینکه صرفاً بخواهیم بشویم آن شکلی که ما میخواهیم بگیرد باید با آن مبارزه کرد باید به آن زور گفت باید هُلش داد.@ بعد حضرت میفرماید که (فَإِنَّهُ قَلَ مَن تَشَبَهَ بِقَومٍ اِلا اَوشِک اَن یَکُونَ لَکُم) کم است این کم است به نهایت کمی است مواردی که کسی خودش را شبیه گروهی در بیاورد و خیلی زود از آنها نشود چون که قاعده کلیتر از این را ما داریم (مَن تَشَبَهَ بِقَومٍ فَهُوَ مِنهُم) کسی که خودش را به شکل گروهی در بیاورد از آنها محسوب میشود اساساً.@ لذا شما میبینید در آداب لباس، صورت، آرایش صورت، نحوه پوشیدن لباس چه و چه و چه به ما دستور دادند که شما حدیث قدسی داریم خداوند میفرماید که به بندگان من بگو لباس دشمنان من را نپوشند غذای دشمنان من را نخورند چون از دشمنان من محسوب میشوند نمیشود یک نفر مسلمان باشد و خودش را شبیه کفار در بیاورد اینطوری نمیشود.@ در سایر شئونات فقط جنبه لباس نیست در اخلاقیات در آداب در خیلی از مسائل دیگر هست که ما نباید تشبه به دشمن پیدا بکنیم. آداب یک موقع میبینیم بحث، بحث انسانی هست یعنی با فطرت است همه انسانها را تطبیق میکند با سلامت و بهداشت روانی و روحی همه انسانها تطبیق پیدا میکند یک بحث دیگر است.@ اما یک موقع هست چیزهای من درآوردی است فرض بفرمایید نامحرم به نامحرم دست بدهد این یک آدابی هست که مربوط به زندگی ما نیست اگر ما تسلیم بشویم بخواهیم خودمان را شبیه آنها بکنیم حضرت میفرماید شما از آنها محسوب خواهید شد.@ پس از نظر روانی اینطوری هست که شما به درون خودتان که مراجعه کنید میبینید اینطوری است که انسان وقتی خودش را شبیه گروهی در بیاورد یواش یواش تمام افکار و آرمانها و برنامههای آن گروه را میپذیرد اینطوری میشود اساساً تا عضویت در یک جامعه یا گروهی محبوب انسان نشود انسان خودش را شبیه به آن گروه نمیکند.@ زمانی ما خودمان را شبیه به یک گروهی میکنیم که این عضویت محبوبیت در نزد ما پیدا میکند بنابراین کسی که خودش را شبیه هر گروهی در میاورد از آنها محسوب خواهد شد این یک قاعده هست پس این قاعده که ما باید به خودمان تلقین بکنیم.@ روایت بعدی باز از خود حضرت امیر(ع) هست میفرماید که (خَیرُ الحِلمِ اَلتَحَلُمُ) بهترین بردباری این است که انسان خودش را به بردباری بزند چون بعد برای انسان صاف میشود و ملکه میشود اما آن بردباری که اجر دارد عظمت دارد.@ ارزش خیلی زیادی دارد این است که انسان همان اول قضیه وادار کند خودش را به این کار، این خیلی سازندگی زیادی دارد شاخ دشمن را شکستن تلقین ناخود را له کردن شجاعت اینکه جلوی ناخود بایستی از آن نترسی. ناخود یعنی چی؟@ ناخود یعنی همان چهره غریبه خود همان چهرهای که دروغین در قالب خود ما به عرضه میشود بسیار از مواقع ما اشتباه میگیریم این را و خود تصورش میکنیم برای همین هم با آن میتوانیم رفیق بشویم دوست بشویم و انس بگیریم با آن و خدای نکرده خیلی وقتها به خود حقیقیمان ترجیحش بدهیم.@ خیلی ارزش دارد فقط این نیست شما هر جا در معارف دینی نگاه بکنید آنجایی که انسان به خاطر خدا قیام میکند (قُلْ إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنى وَ فُرادى) امام(س) زیاد این جمله را چندین بار من دیدم در فرمایشاتشان فرمودند که خداوند در قرآن فقط بندگانش را یک موعظه کرده.@ بگو من شما را یک موعظه بیشتر نمیکنم این که (أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنى وَ فُرادى) به خاطر خدا قیام بکنید اهل قیام باشید هر جا انسان قیام بکند به خاطر خدا خیلی ارزشمند هست اوج ثواب انسان اوج پرواز انسان آن موقعی هست که انسان به خاطر خدا قیام میکند.@ و طبق قاعدهای که قبلاً خدمتتان عرض کردم اگر بخواهیم وارد بحث بشویم بحثش طولانی هست بحث طبیعت و فطرت و بحث کفر به طاغوت بحث مبسوطی هست. هیچ قیام خارجی صورت نمیگیرد مگر اینکه شخص قبلاً در درون خودش قیام کرده باشد.@ یعنی این قیامی که قرار است در خارج اتفاق بیفتد الان باید در درون انسان اتفاق بیفتد در مقابل طاغوت خودش (اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ) میخوانید شما این را میرود تا کجا؟ این مؤمنین را خدا چکار میکند کمک میکند خارجشان میکند از ظلمت به نور.@ (وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ) ولی کفار طاغوت هست طاغوت چکار میکند با انسان (يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ) از نور خارج میکند به سمت تاریکی میبرد قاعده این که ما از مجموعه ولایتی شیطان و طاغوت خارج بشویم و عضو مجموع ولایتی خداوند تبارک و تعالی بشویم چیست؟ کفر.@ باید کافر بشویم به چه کسی؟ به طاغوت طاغوت را زیر بارش نرویم (فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى) مقدم بر ایمان بر خدا هم هست یعنی باید کفر بر طاغوت داشته باشیم زیر بارش نرویم و مهمترین طاغوت طاغوت خودمان هست یعنی ناخود نفس خودت.@ تا در مقابل این، کافر به این نشوی این خیلی ارزشمند است بحث کفر به طاغوت در وجود خودمان مهم است تا به کفر خودت به طاغوت خودت در درون کافر نشوی بیرون نمیتوانی قیام لله داشته باشی باید اول این قیام لله در درون تو اتفاق بیفتد تا بعد در بیرون قوه قیام لله داشته باشی این مهم است.@ حتی خداوند وقتی میفرماید (اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ) خدا ولی مؤمنین هست این بحث را در ولایت اخص گفتیم ولایت خاص گفتیم ولایت اخص که شرح جامعه کبیره است هنوز شروع نکردیم انشاءالله شروع خواهیم کرد بعد از این مباحث.@ خدا ولی مؤمنین هست فقط مؤمنین کارش این هست که اِعمال میکند ولایت را روی مؤمنین چطوری اِعمال میکند (يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ) آنها را از تاریکی خارج میکند به سوی نور میبرد مهمترین کاری که با انسان میکند این هست که انسان را در مقابل و قیام در مقابل طاغوت درون خودش کمک میکند.@ یعنی جلوی طاغوتت بایست مواظب باش بزرگ نشود قوی نشود لذا عبادتهای زیاد گذاشته، عبادت یعنی چی؟ یعنی کفر به طاغوت عبادت وقتی شما میکنید یعنی طبیعت را باید دائماً اذیت بکنید تمام احکام دینی ما دهان کجی به طبیعت هست دهان کجی به طاغوت هست اذیت کردن طاغوت هست موی بینیش شدن است له کردنش هست ذلیل کردنش هست از ولایت ساقط کردنش هست خوردش میکنیم.@ نماز تمام فشار به طاغوت هست به طبیعت روزه له کردنش هست طوری که حضرت میفرماید روزه روی شیطان را سیاه میکند.@ حج، باز نوشته شما حج که میروید همینطور هست 24 چیز حرام میشود شما طاغوت را ریشهاش را میکنید در وجودتان.@ گاهی وقتها طاغوت رنگ فطرت به خودش میگیرد غالب میکند خودش را به ما، یعنی میاید مؤمن و نمازخوان میشود متدین میشود در قالب صورتهای مقدس خودش را تحمیل میکند آنجاست که تو دچار اشتباهات زیادی میشوی یعنی خود قلابیت رنگ مقدس میگیرد از صورتهای حرام هم دست برمیدارد که تو خیالت راحت باشد فکر نکنی غریبهای در وجودت هست.@ به هیچ وجه متوجه نمیشود به خودت نگاه میکنی میبینی نه با صور حرام ارتباطی نداری و تازه اینجاست که آن طاغوت دارد برنامهریزی میکند کاملاً نهادینه، حساب شده دارد برنامهریزی میکند که لهات بکند اما در چی؟ با استفاده از سلاحهای مقدس، صور مقدس بحث را در شیطان صور مقدس و معرفت نفس مبسوط گفتم هر کس خواست آنجا مراجعه بکند.@ اینجا همین مقدار که به بحث تلقینمان بخورد دارم خدمتتان عرض میکنم و ارزش اینکه بهترین حلم تحلم هست اینکه انسان جگر داشته باشد جلوی ناخودش بایستد.@ وقتی اینطوری میشود بسیار خطرناک است انسان یعنی آن ناخود، میرود در لاکهای مذهبی و مقدس به خود شخص خیلی اشتباه میشود عُجب که مبسوط در معرفت نفس توضیح دادم کسی خواست باز آنجا مراجعه بکند یکی از زشتترین و وحشتناکترین حالتهایی هست که ناخود در لباسهای مقدس به خودش میگیرد عُجبهای مذهبی خیلی خطرناک هست.@ سعدی یک داستان خیلی زیبایی نقل میکند میگوید کسی یک بزرگی با پسرش میروند جایی نماز بخوانند عبادت بکنند پسر هم یک گوشهای عبادت میکند بعد پسر نگاه میکند میبند که مردم خوابند میگوید عجب مردم غفلت زدهای هستند چرا بلند نمیشوند عبادت بکنند اینها چرا گرفتند خوابیدند پدر گفت تو هم برو بگیر بخواب تو بروی بخوابی بهتر از این هست که در پوست مردم بروی.@ این خطرناک هست بسیار خطرناک هست تجربه تاریخی نشان داده تحقیق تاریخی که هیچ چیز به این اندازه به اسلام و حق و جبهه حق لطمه نزده اینکه باطل و طاغوت در لباس حق و مقدس تظاهرات میکند علیه حق. خیلی زیبا میگوید علی(ع) میفرماید شبیهترین چیزها به حق باطل است.@ لذا خداوند میفرماید من بعضی از بندگانم شبها دوست دارند نماز شب بخوانند ولی است ولی باید ولایت بکند اِعمال ولایت بکند نسبت به بنده خودش میگوید دوست دارد نماز شب بخواند ولی من میدانم این اگر نماز شب بخواند شدیداً عُجب فاسدش میکند خرابش میکند.@ لذا نمیگذارم بلند بشود تخت میگذارم بخوابد، چند روز بلند بشود نماز شب بخواند فردا یک انتظاراتی از این طرفی پیدا میکند هم از خدا هم از معصومین هم از بقیه مردم فاسد میشود روحیهاش، سابقه و قرب ظرفیت میخواهد بعضیها ندارند.@ لذا خداوند چون ولی ماست یک موقعهایی نمیگذارد حتی میفرماید بندگان از اینکه از گناهان دوری میکنند عُجب میگیرندشان یک موقعهایی خودم هم یک کاری میکنم که یک گناهی بکنند تا یک ذره نفسشان را ملامت بکنند به خودشان خشم بگیرند.@ یک نماز صبحی قضا میشود بلند میشود عصبانی هست خوب است اینطوری بعضی وقتها، وای مثلاً من چهل سال نمازم قضا نشده نماز شبم ترک نشده من چنینم من چنانم صورتهای مقدس بسیار خطرناک است آنچه که امیرالمؤمنین(ع) را خانهنشین میکند محور ولایت را تغییر میدهد از جای اصلی خودش استخدام صور مقدس هست توسط باطلها، توسط شیاطین.@ در طول تاریخ اسلام هیچ چیز به این اندازه به جوامع اسلامی به ولایت به مسلمانها لطمه نزده الان هم نظام جمهوری اسلامی بعد از وفات امام(س) باز میبینیم همینطوری هست.@ آنچه که بیشترین لطمه را در این مملکت میزند به اصول اساسی نظام مقدساتی هست که یعنی باطلهایی هستند که در صور مقدس مثل مرجعیت مثل روحانیت مثل سیادت مثل یار امام بودن مثل سابقه انقلابی و خیلی چیزهای دیگر زندان بودن شکنجه بودن پاسدار بودن بسیجی بودن جبهه رفتن عملیات رفتن خانواده شهید بودن اسیر بودن و آزاده بودن و خیلی چیزهای دیگر.@ بسیاری از این صور مقدس در استخدام باطل قرار میگیرد و امر بر مردم مشتبه میشود مثل قرآن سر نیزه گرفتن اصحاب معاویه هست که در آخرین لحظه که دارند شکست میخورند به چه چیزی پناه میبرند؟ به یک صورت مقدس.@ لذا خداوند در کفر به طاغوت کمک انسان میکند میگوید نمیگذارم نماز شب بخوانی گاهی اوقات هم داریم که یک گناهی هم زیر پایش میاندازیم که یک ذره عصبانی بشود از دست خودش یک ذره ناراحت بشود اگر انسان برسد به جایی که بخواهد هی تزکیه بکند خودش را هی برای خودش مقامات قائل باشد که من چنینم و چنانم خیلی خطرناک میشود.@ اولین مرحله کفر به طاغوت هست باید کمک گرفت از آن، بدون کفر به طاغوت استمساک حقیقی به عروۀ الوثقی امکان ندارد (فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى) اگر میخواهید به حبل الله المتین که هرگز (لاَ انْفِصامَ لَها) جدا نمیشود پاره نمیشود چنگ بزنیم باید از اسلحه کفر به طاغوت کمک بگیریم.@ اول کفر به طاغوت خودمان چون خیلی این اَنانیت وحشتناک هست منیت بسیار خطرناک هست.@ نکته خیلی خیلی اساسی و ظریف همانطور که عرض کردم در باب حلم در باب گذشتن از جیفه دنیا در باب پا گذاشتن روی ناخود، گذشتن از مطامع ناخود و طبیعت چند بار این را گفتم این هست که ما اگر خودمان اهل تغذیه و شادی و عیاشی و کیافی لذت بردن نباشد نمیتوانیم دست از ناخود برداریم.@ ما همیشه باید خوراکهای عالیتری داشته باشیم که بتوانیم از جیفه دست برداریم انسانها الان ما اگر یک موقعی گوشت حلال گیرمان نیاید یک مرداری ببینیم چکار میکنیم میخوریم یک گوشت خری سگی چیزی پیدا بکنیم میخوریم.@ چون اضطرار است در اضطرار آدم میرود سراغ این، هر وقت غذای طیب و پاک هست هی بنده میگوید نه هر وقت سطح غذاهای انسان عالی میشود به غذاهای پایین میگوید نه سطحش میرود بالا من اینها را نمیخواهم هی چیزهای خوب میخواهد هی طیبات میخواهد.@ انسان تا فطرتش تغذیه نداشته باشد و وصل به معدن عشق به معدن لذت به معدن نورانیت و صفا نباشد نمیتواند دست از جیفه بردارد اینطوری نیست که ما بگوییم ما میخواهیم مبارزه با نفس بکنیم من تصمیم گرفتم با نفسم مجاهده بکنم قیام لله بکنم مبارزه با نفس بکنم.@ عزیز من مبارزه خوراک میخواهد مگر نمیخواهی این اسلحه را برداری به دشمن شلیک بکنی طرف دشمن، مگر نمیخواهی یک مسیر صعب العبور را طی بکنی تا برسی به دشمن خطش را بشکنی جان میخواهد قوه میخواهد تا برسانی خودت را آنجا.@ مگر دشمن وحشتناک نیست مگر دشمن درندهخو نیست خونریز نیست اگر بخواهی جلویش بایستی از آن نترسی محکم جلوی او بایستی از آن نترسی به خطش بزنی و خوردش بکنی و لهاش بکنی قوه میخواهد یک بسیجی که مثلاً سیزده چهارده ساله هست اسلحهاش را میگذارد زمین یک نارنجک بر میدارد در خط دشمن میدود.@ در حالی که همه گرفتندش زیر آتش تا خودش را برساند به آنها یک حسین فهمیدهای که خودش را میاندازد زیر تانک نیرو میخواهد این کار قوه میخواهد این کار این قوه باید باشد نباشد که ما نمیتوانیم مبارزه بکنیم.@ ما بیاییم اینقدر سر خودمان را شلوغ بکنیم از صبح به کارهای دنیا بپردازیم شب جنازهمان خسته حالا بیاید در این کلاس هم بنشیند در این کلاس میاییم این چیزها را میشنویم هی هم بگوییم آخیش افسوس یک ذره هم گریه بکنیم بعد هم به خدا بگوییم خدایا کمکم بکن الهی العفو دوباره روز از نو روزی از نو وقتی برای خوراک نگذاریم.@ نمیشود باید تو عیاش باشی کیاف باشی بخوری لذت ببری قدرت داشته باشی شما برای کارهای روزانهات مگر غذا نمیخوری برای صبحانهات یک وقتی میگذاری برای ناهارت یک وقتی میگذاری برای شامت وقت میگذاری برای استراحت و تفریحت وقت میگذاری چون میگویی این بدن خسته میشود ملول میشود بدن استراحت میخواهد.@ علی(ع) میفرماید ارواح هم مثل جسمها ملول میشوند احتیاج به استراحت دارند حکمت به عقلهایتان به ارواحتان بدهید تا استراحت بکنند تا لذت ببرند تا قوی بشوند تا قدرت قیام علیه ناخود را پیدا بکنند.@ قدرت مبارزه را علیه طاغوت چه طاغوت درون و چه طاغوت بیرون پیدا بکنند انسان بدون فهم و معرفت بدون خوراک که نمیتواند این کار را بکند باید انسان لذت ببرد باید انسان قدرت داشته باشد باید تفریحات فطری داشته باشد عیاشیهای اینطوری داشته باشد تا آن جیفه برایش دیگر چیزی نباشد جیفه برایش جلوهای نداشته باشد@ لذا در مناجات هم داریم (مَن ذَا الَّذی ذاقَ حَلاوَۀَ مَحَبَتِک فَرامَ مِنکَ بَدَلا) خدایا چه کسی است که شیرینی محبت تو را بچشد غیر از تو را آرزو بکند پس اگر قرار باشد که ما غیر از خدا را آرزو نکنیم باید چکار بکنیم باید این شیرینی را بچشیم باید تجربه بشود.@ راهش این است که تلقین بکنی به نفست اول ممکن است که نفس خیلی لذت نبرد در رویارویی با خدا در همنشینی با خدا در رفت و آمد با معصومین(ع) ولی بعداً یواش یواش لذتش میاید چون با فطرت سازگاری دارد زود لذتش میاید.@ شما یک مشهد مقدس که میروید حرم حضرت رضا(ع) غیر از اینکه خیلی کیف میکنید و عیاشی و کیافی زیادی برای انسان دارد امتحان میکنید وقتی میخواهید از مشهد در بیایید پایت میرسد به تهران دوباره عطش میگیردت دوباره دوست داری برگردی.@ در آن محفل که آدم راه پیدا میکند فضای بهشتی و ملکوتی میبینید که وقتی میاید بیرون سایهها اذیتش میکند تاریکیها اذیتش میکند باید برگردد به آنجا، چه کسی میتواند حلیم باشد و ندید بگیرد خواستههای ناخود را کسی که خودش خوارکهای زیادی خورده باشد به ثروت رسیده باشد دست از آن جیفه بتواند بردارد.@ کسانی که همیشه به دنیا میچسبند به جیفه میچسبند برای اینکه چیزی ندارند روح فقیر است (اَشَدُ البَلاء فَقرُ النُفس) بدترین بلاها این است که روح فقیر باشد وقتی فقر دارد تمام دارایی میرود در خارج از وجود انسان انسان چیزهای خارج از وجود خودش را دائماً تصور میکند.@ لذا مجبور است دنبال آنها باشد لباس لوازم زندگی اتومبیل آنچنانی خانه آنچنانی با این چیزها خودش را نگه میدارد یک روز اگر لباسش میزان نباشد با همدیگر رنگهایش اتو کرده نباشد بیرون نمیتواند بیاید میماند خانه میگوید نه من اینطوری آبرویم میرود.@ دو روز در خانه حبس است میگوییم برای چه نمیایی بیرون رفتیم سلمانی اشتباهاً موهایم را زده باید در خانه بمانم بلند بشود اینطوری نمیایم بیرون چرا؟ چون تمام حیثیتش همان موهایش هست.@ ولی وقتی خوراک ما میخوریم دیگر قوی میشویم یواش یواش به صمدیت میرسیم شبیه خدا میشویم یعنی چی؟ یعنی به اشیاء بیرون کمتر نیاز پیدا میکنیم به بیرونیها و اشیاء بیرون کمتر نیاز پیدا میکنیم از خودمان لذت میبریم با خودمان صفا میکنیم خودمان غنی هستیم ثروت داریم ثروتمان هم با ما هست همیشه همیشه با تو هست.@ بنابراین ما بدون تغذیه، مباحثش را در معرفت نفس و معاد توضیح دادیم تا حدودی، بدون تغذیه ما جانی نداریم برای تحلم برای مبارزه برای قیام علیه طاغوتهای درون و بیرون، باید خوراک بخوریم.@ پس دو غذا برای شما امشب شمردیم 1ـ اینکه اول باید بخوری لذت ببری از مقوله لذت است از مقوله حال است از مقوله عیاشی و کیافی است خوراک است بعد از اینکه غذا را خوردی دومین مرحله مبارزه هست قیام بکنی علیه دشمن.@ در جبهه ما چکار میکنیم یک نیرو میبریم پادگان غذا به او میدهیم شبهای عملیات میگفتند امشب حتماً عملیات است که مرغ دادند همیشه از این ساچمه پلوها میدادند و نان گاوی و از این چیزها بعد یک موقع که غذای چرب و نرم است میگفتند امشب عملیات است ساندیس دادند نوشابه دادند رسیدند به ما.@ نیرو میبری آنجا به آن میرسی آموزشش میدهی قوه به آن میدهید توان به او میدهی میگویی خوب حالا برو جلوی دشمن بایست تا قوه به او ندهی انتظار نداری که بیاید جلوی دشمن بایستد باید اول تقویت بشود.@ لذا قرآن این دو غذا را یک بار توصیه میکند (وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ) از صبر کمک بگیرید صبر را بعضی از مفسرین گفتند روزه، صبر مطلقاً صبر است یعنی چی؟ مثل همین حلم صبر یعنی جگر مبارزه داشتن مبارزه تحمل کردن (وَ الصَّلاۀ) صبر کمک بگیرید از صبر و از نماز، نماز چیست؟ نماز خلوت با خداست نیرو گرفتن هست.@ بدون نماز که کسی نیرو ندارد لذا وقتی که پیغمبر پیغمبر است و باید جلوی کفر به تنهایی بایستد نماز شب هم به او واجب است (قُمِ اللَّيْلَ إِلاَّ قَلِيلاً) کمی بخواب شب باید نیرو بگیرد پیغمبر، باید خوراک بخورد باید در ملکوت آسمان و زمین را طی بکند بالاتر از آنها برود باید به معراج برود یک شخصیت قوی که بتواند به تنهایی جلوی جبهه کفر بایستد.@ اگر این عیاشی و کیافی اینطوری نداشته باشد این لذتها و خوراکها را نداشته باشد که نمیتواند جلوی جبهه کفر بایستد وقتی که مالک اشتر قرار است برود حاکم مصر بشود امیرالمؤمنین(ع) میفرماید زندهترین وقتت را بگذار برای خلوت با خدا، برای عبادت.@ نه مثل مدیرهای کار زده و عمل زده امروز ما از صبح تا شب کار میکنند نمازهایشان هم به زور تندتند بیحضور قلب نماز شب کجا بابا آن که هیچی بماند خیلی از مدیرها خوراکهای عادی افرادی که مسئولیت کمتری دارند وظائف کمتری دارند غذای کمتری احتیاج دارند آن را هم نمیخورند.@ لااقل عوام یک عزاداری ده روزه دارند یک نماز جماعتهایی دارند مسجدی دارند روضهای دارند کیف میکنند حرمی میروند میبینید که مدیر ما اصلاً سال به سال از این غذاها نمیخورد یک مدیر ضعیف که غذا نمیخورد این میخواهد فردا بتواند جلوی طاغوت نفس خودش مقاومت بکند جلوی آمریکا بایستد.@ نه بابا چهار روز دیگر دم از خرابی دیوار بیاعتمادی بین ایران و آمریکا میزند چون خوراک نخورده بیچاره این اصلاً چی حالیش چی خورده که حالا میخواهد دیوار بیاعتمادی، نمیتواند آنطوری شده یواش یواش غذا نخورده تمام شد فقط طبیعتگرایی بوده.@ پست ریاست مدیرت پول ماشین آنچنانی زیر امکانات بیتالمال هی امتیازات مدیران حق مدیران چه و چه از این طرف هم هیچ خوراکی نرسیده که بخورد وقت نگذاشته برای خوردن ته قضیه میشود این فردا میخواهد جلوی دشمن بایستد این میتواند اسلام ناب را پیدا بکند این میتواند رهبری مردم را بکند این میتواند نماینده مجلس بشود مثل مدرس.@ نماینده مجلس همانطوری که امام (س) فرمود باید مثل مدرس باشد نمیتواند لذا فرماندهان لشکر در زمان جنگ، ما فرماندهامان بیشترین عبادت را میکردند از همه ما سبقت میکردند شاید برادرمان خوشسیرت اگر یادشان باشد یک فرمانده داشتیم به نام حمزه ما همیشه با صدای اذان او از خواب بلند میشدیم نماز شبش سر جای خودش.@ ظهر ما مشغول کار بودیم با صدای اذان فرماندهمان میامدیم سر نماز جماعت، جلوتر از آن من دائم میدیدم جلوتر از آن یک نیم ساعت قبل از اذان قرآن میخواند مینشست قرائت قرآنش را میکرد مغرب باز میدیدیم که که این دوباره آمده نشسته آنجا فرمانده ما بود ولی جلوتر از همه ما بیشتر عبادت میکرد.@ فرمانده حقیقی است یعنی قدرت شهوتش نیست ابزارش هست برای چی؟ (الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ) خداوند برای مدیری که جهنمی نیست در غیر این چهار صورت مدیر جهنمی هست این قطعی مسلم هست از همان طریق مدیریت و مقام و پست ریاست و استادی برتریش میرود جهنم.@ میگوید فقط قدرت به درد این افراد میخورد (الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ) آنهایی که قدرت میگیرند اقامه نماز میکنند بسط معنویت ایتاء الزکاۀ امر به معروف و نهی از منکر.@ نه اینکه از وقتی من رئیس شدم ادارهمان کسی نماز جماعت نمیخواند نماز جماعتها یکی و نصفی آدم میرود آنجا در طبقه زیرزمین یک انباری موکت کردیم با چه کثافتی سه چهار نفر از آن مسئول آشپزخانهای دو تا از کارمندهای آشپزخانه و نظافتچیها نماز میخوانند همه مدیرها در اتاق خودشان هستند.@ نه رئیس سازمان نه وزیر نه معاون وزیر هیچ کس نماز جماعت نمیخواهند نماز جماعت چیست؟ نه فرمانده، فساد، رشوه، زیر دست من زیاد شده در حیطه مدیریت من دائماً معصیت بالا میرود.@ قرآن میگوید اگر کسی مدیر شد مدیر باید این چهار تا شرط را داشته باشد در حیطه حکومتی خودش هر مدیری معنویت بسط پیدا بکند ایتاء زکات یعنی عدالت اقتصادی و رشد اقتصادی امر به معروف و نهی از منکر اینها باید باشد مبارزه با گناه، وقتی نیست مدیریت جهنمی هست.@ خیلی از بحث فاصله نگیریم (وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ) اگر ما بخواهیم تحلم بکنیم تلقین بکنیم قاعده تلقین همین هست باید خوراک بخوریم چه کسی میتواند بیشتر مبارزه بکند با طاغوت نفس خودش؟ کسی که فطرتش خوراک بیشتری خورده باشد.@ خوراک اگر بخواهد با شیطان درگیر باشد هم نفس داریم هم شیطان دو تا هستند یکی نیستند شیطان یک وجود حقیقی خارجی هست که از بیرون با ما کار دارد و تحریک میکند و امیال خود ما هم هستند نفس اماره، به خاطر تعلق حضور در طبیعت اینطوری هست.@ اگر کسی بخواهد با این دو تا دشمن گردن کلفت درگیر بشود بدون خوراک که نمیتواند آدم ضعیف که نمیتواند آدم جاهل که نمیتواند.@ از اینجا میفهمیم کسانی که میخواهند همینطوری مبارزه بکنند بدون آگاهی بدون مطالعه بدون استاد دیدن اینها هم در دام شیطان میافتند اکثر کسانی که دکان باز کردند مریدی و مرادی درست کردند پاتوق زدند خانقاه درست کردند.@ جلسه اینطوری ساختند و از این حرفها، مکاتب مختلفی ایجاد کردند راههای مختلفی ایجاد کردند غیر از راه اهل بیت(ع) اکثرشان کسان اینطوری بودند آدمهای بیسواد کمسواد شهوت قدرت شهرت خفهشان کرده بود این مسیر را رفتند بدون آگاهی، هم خودشان را هم دیگران را به گمراهی انداختند.@ ولی آدم سالم که دیگران را نمیتواند از اهل بیت جدا بکند نه خودش جدا میشود از اهل بیت(ع) و از قرآن نه دیگران را جدا میکند غیر از این هم راهی برای ما وجود ندارد اگر داشت پیغمبر به ما معرفی میکرد (اِنّی تارِکُم فیکُمُ الثَقَلَین) فقط همین دو تا بدرد شما میخورد در ابدیت قرآن و اهل بیت نباید از اینها جدا بشوید.@ حالا من که در ناآگاهی و شهوات گوناگون خودم به اینجا رسیدم که فقط خدا قابل انتقاد نیست معصوم هم قابل انتقاد است معصوم هم قابل نقد است من میتوانم به این فرمایش پیغمبر عمل بکنم؟ نمیتوانم.@ بله معصوم قابل نقد هست قابل چه هست سر از کجا در میآوریم؟ معصوم یعنی چه کسی؟ معصوم یعنی خدا، خدای مجسم، تجلی کامل خدا، خدایا آن که فرستادی به عنوان معصوم قبولش نداریم نقدش میکنیم فقط خودت را قبول داریم مخلصیم.@ ای بابا چقدر حرف مزخرفی هست این را من معصوم فرستادمش اساساً هیچ چیزش اشتباه نیست در آن خطا نیست جهل راه ندارد خطا راه ندارد لغزش راه ندارد خودم هستم در آن غالب تجلی کردم زور به خدا میگوییم نه قبول نداریم.@ آن دو راه سر راه ما هست صبر و صلاۀ، معنویت عبادت لذت بردن از ارتباط با خداوند تبارک و تعالی و قیام حوصله، شجاعت، مبارزه، البته تمام اینها باید با معرفت بدون معرفت زیرساخت اصلی همه اینهاست.@ چه نماز، نماز اگر بخواهد نماز باشد باید توأم با معرفت باشد مبارزه هم اگر بخواهد مبارزه باشد باید با معرفت همراه باشد و الا انسان در مبارزه سر از یک جاهای دیگر در میاورد اصل معرفت است.@ چون اینطوری هست در روایت بعدی علی(ع) قاعده را اینطوری بیان میکند که اساساً اگر کسی اهل مبارزه نیست اهل تلقین نیست به هیچ جا نخواهد رسید (مَن لا یَتَحَلَم لا یَحلُم) کسی که خودش را نمیتواند به بردباری بزند به صبوری بزند به خودش نمیتواند تلقین بکند این هرگز به حلم نخواهد رسید.@ پس ورود همیشه با زور هست با قدرت هست با تلقین هست باید بزنی کنار بعد بتوانی بروی اینطوری نیست که در قلعه را باز بکنند بگویند بفرمایید بیایید قلعه را فتح کن در حرم را باز کنند باید این شیاطینی که اطراف حرم ایستادند دورشان بکنی این شیاطین را، بعد وارد حرم بشوی حرم را مفت در اختیار کسی قرار نمیدهند.@ کسی که خودش را به بردباری وادار نمیکند هرگز بردبار نمیشود باید تلقین کرد باید کنار زد، حالا چرا نمیتوانیم ما؟ برای اینکه خوراک نمیخوریم ضعیفیم معرفت نداریم خوراک نمیخوریم ارتباط مستقیم با خدا نداریم از اهل بیت کمک نمیگیریم.@ امام زمان را که امام زمان ماست که دوشنبه و پنجشنبه نامه اعمال ما را میخواند هیچ بهره و ارتباطی با آن نداریم هیچ رفاقتی با او نداریم امام زمان ماست ولی زمان ماست کمکمان بکند چون خداوند اعمال ولایتش را (اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا) اعمال ولایتش را از طریق امام میکند.@ وقتی من با ولی خدا ولی الله الاعظم ارتباط ندارم چطوری تحت ولایت خدا قرار میگیرم وقتی ارتباطم با امام زمانم قطع است ضعیف است چطوری میتوانم خودم تحت ولایت او قرار نمیدهم چگونه موفق میشوم.@ تمام شد بحثمان، بحث بعدی در مورد شخصیت حلیم هست و آن چیزهایی که موجب حلم میشوند و آثار حلم که حالا انشاءالله بماند برای جلسه بعد کافی هست برای امشب مراسم دیگری هم هست به مناسبت میلاد امام رضا(ع) دوستان به آن مراسم هم برسند بحثمان را کوتاه میکنیم که انشاءالله از آن مراسم هم بهرهمند بشوند.@ و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 013 - شرح حدیث عنوان بصری
متن کامل (خام) جلسه 013 - شرح حدیث عنوان بصری