جلسه 004 - شرح حدیث عنوان بصری
شماره جلسه
4
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 004 - شرح حدیث عنوان بصری

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ پس چون خداوند بنده خود را به این سه چیز گرامی بدارد دنیا و ابلیس و خلائق در برابر او خوار و ناچیز میگردد و دنیا را به جهت زیادهاندوزی و فخر و مباهات با مردم طلب نمیکند این انگیزه اکثر افراد هست که دنیا را یا دنبال مال رفتن و کار و تلاش و درس و علم را برای فخرفروشی میخواهند.@ در واقع تلاش در جهت کسب علم یکی از آفاتش این هست که برای فخرفروشی باشد من در دانشگاه که تدریس میکردند دانشجوها میآمدند میگفتند که ما دچار افسردگی شدید شدیم، میگفتم چرا؟ میگفتند ما با این رشته سنخیت روحی نداریم خوشم نمیاید میگفتم برای چی تو این رشته آمدی؟ گفت ما نمیتوانستیم نیاییم باید بالاخره یک لیسانسی یک چیزی میگرفتیم.@ یعنی این نداشتن لیسانس نداشتن فوق لیسانس نداشتن دکترا یا به قول امروزیها کارشناسی و کارشناسی ارشد اینها یک عقده است اگر کسی نداشته باشد فقط برای اینکه یک شخصیتی حفظ بکند یک شخصیتی داشته باشد ما دنبال این هستیم.@ خیلیها هستند که عشقشان این هست که سوادشان را بالا ببرند از روی عقده میرود درس میخواند که من از فلانی باید جلو بزنم در دانشجوها زیاد در طلبهها هم همینطور رقابتهای ناصحیح با هم در درس خواندن دارند.@ برای اینکه من نباید از فلانی کم بیاورم من باید شاگرد اول باشم من باید مطرح باشم من باید محبوب باشم من باید مورد نظر باشم این نحوه درس خواندن خطرناک است طلبهای مثلاً وظیفهاش هست جبهه برود نمیرود جبهه، میگوید اگر من جبهه بروم از بقیه هم درسیها که نمیروند جبهه عقب میافتم.@ وظیفهاش هست که تابستان برود برای اسلام تبلیغ بکند ماه مبارک برود تبلیغ بکند ماه محرم برود تبلیغ بکند توان تبلیغ را هم دارد وظیفهاش را انجام نمیدهد میگوید من از فلان کس عقب میافتم برای خدا هم درس نمیخواند آدم اگر علم را بخواهد از خداوند باید بگیرد درسش را هم بخواند خوب هم بخواند مراتب درس خواندن آداب دارد.@ آدابش را مقدارش را در آن بحث آداب گفتیم یک کسی باید تمام چیزها را رعایت بکند در مورد علم خوب خواندن تنبلی نکردن پیش مطالعه، پس مطالعه، مباحثه، ولی برای خدا خواندن خیلی مهم است.@ اینکه دائماً به طلبهها اوائل سال نصیحت میکنند یا در روایت آمده که(اَقسامُ الطالِبِ العِلم) اصناف طالبان علم به چند صنف تقسیم میشود بعد میفرماید برای چه خواندند، بعضیها میخوانند که قدرت مباحثه و مناظرهشان قوی بشود بعضیها میخوانند که بتوانند جدل بکنند بعضیها میخوانند که کم نیاورند در مجامع عمومی با این و آن با علما کم نیاورند.@ بعضیها میخوانند که بتوانند با چهار تا آدم بیسواد یکی به دو کنند آنها را منکوب کنند در آنها به عنوان آدمهای باسواد و آدم برجسته و روشنفکر شناخته بشوند همه اینها فرمودند جایگاهشان در آتش هست و بعضیها برای خدا میخوانند.@ برای خدا خواندن رابطه در روابط انسان با دیگران نمیاندازد سایه نمیاندازد انسان با دیگران یک جوری بشود نتواند با بقیه حال بکند نتواند آن تواضعی که باید داشته باشد داشته باشد نتواند مهربانی که باید داشته باشد داشته باشد این آفت هست ما زیاد دیدیم در اهل علم از حوزوی و دانشگاهی که وقتی درس خواندند روی اخلاقیاتشان تأثیر گذاشته.@ بسیاری از وظائفشان زمین مانده این نشاندهنده این هست که این طالبان علم از روی شهوت علم دارند درس میخوانند نه برای خدا، اگر برای خدا باشد انسان هیچ وقت به وظائف دیگرش سایه نمیاندازد از چیزهای دیگر کم نمیگذارد.@ مقام معظم رهبری ایشان یک موقعی در یک همچین امتحانی گیر کرده بود فرمود پدر من به من شدیداً انس داشت بعد من ایشان را از مشهد میبردم تهران برای مداوا، با برادران دیگر آن انس که با من داشت با آنها نداشت هم احتیاج داشت به من هم به من انس داشت یک موقعهایی هم گله میکرد میگفت من ایشان را میبردم تر و خشک میکردم.@ وضعیت پدرم به جایی رسید که من باید بین قم و درس و پدرم یکی را انتخاب میکردم گفت مانده بودم دنیا و آخرت خودم را در قم میدیدم از این طرف در تهران ماندن برایم کشنده بود که بایستم پیش پدرم و به ایشان برسم از اینطرف هم از پدرم نمیتوانستم به عنوان وظیفهام دل بکَنم.@ به هر حال ایشان گفت بالاخره به این نتیجه رسیدم که من چرا دنیا و آخرتم را در قم در نظر گرفتم برای رضای خدا دست از این قم برمیدارم خودم را وقف پدرم میکنم میگفت همان کار را کردم و آن شد منشأ خیرات و موفقیتهای زیادی شد گاهی وقتها شهوت علمی اینطوری انسان را گرفتار میکند.@ ما طلبههای زیادی سراغ داشتیم رفتند جبهه درسشان را هم موفق نشدند به آن سطوح برساند اما خداوند تبارک و تعالی سینهشان را مملو از علم، معنویت، معرفت کرده خداوند تبارک و تعالی تعلیمشان کرده در خود جبهه از آنها تراووش زیادی میکرد اگر واقعاً انسان علم را بخواهم علم را باید در اینکه وظیفهاش چیست آدم وظیفهاش را انجام بدهد.@ خداوند خواسته من تا این مقطع درس بخوانم میخوانم از این مقطع خواسته بروم جنگ میروم از این مقطع باید بروم تبلیغ بکنم میروم از این مقطع خواسته من خدمت پدر مادر زمینگیرم را بکنم میکنم اینها باید رعایت بشود این طلب علم، دنیا را که گفتم یکی از مصادیقش علم هست.@ که آدم میتواند با شهوت برود سراغ علم و سواد چه درسهای حوزوی چه درسهای دانشگاهی و ته قضیه مشکل درست میشود پس دنیا را که میگوید یعنی مظاهر دنیا مظاهر دنیا خیلی چیزها هست از عبادت میشود آقا نماز شب میخواند که زودتر یک مکاشفه بکند کم نیاورد نماز شب میخواند که یک خواب ببیند.@ فلان ذکر و ریاضت را میکشد که مثلاً بتواند فکر دیگران را بخواند سالهای سال جان میکند مثلاً 30 سال ریاضت کشیده که مثلاً چشم برزخی پیدا بکند این حماقت نیست؟! مثلاً بتواند روی آب راه برود روی هوا راه برود طیالارض بکند این دنیا میشود آقای فلانی را ببینید چه قدرتی دارد طیالارض میکند با اهل بیت در ارتباط است با امام زمان نشست و برخاست میکند ما هم بدویم که اینطوری بشویم این دنیا میشود.@ داریم بعضی از بزرگان اهل سلوک اینها وقتی کار میکنند هیچ اثری در کارشان ظاهر نمیشود حتی یک خواب هم نمیبینند کار دارند میکنند کار جدی دارند انجام میدهند مراتب سلوک را دارند طی میکنند اصلاً هیچی از آنها ظاهر نیست.@ نه یک خواب میبینند نه یک مکاشفهای میشود نه طیالارضی نه خبری از کرامات، خدا نمیگذارد ظهور بکند برای اینکه ممکن است ظرفیتش را نداشته باشند تا اینطوری بشود خراب بشود عاقلانی از این اهل سلوک هم خودشان هم نمیخواهند یک همچین چیزهایی بشود برای اینکه مشغله میاورد حواسپرتی میاورد آدم گیج میشود.@ یکی از بزرگان تعریف میکرد میگفت من دهها سال کار کردم در پیری میگفت یک خواب هم من ندیدم پیر شده بود میگفت یک روز از حرم حضرت معصومه(س) آمدم بیرون آنجا به ملاقات حضرت صاحب الزمان(ع) نائل شدم حضرت زد پشتم گفت تا اینجا که خوب آمدی.@ آدم باید از اول باید همه چیز را از دلش بکَند هر شهوتی شهوتهای معنوی شهوتهای مادی همه را از دلش بیرون بکشد حالا شما رفتی سر این کلاس، یکی به من میگفت این آقای فلانی که عرفان میگوید کراماتی هم دارد مثلاً تا الان چه شده مثلاً میتواند از دیوار رد بشود؟.@ دنیا را به جهت زیادهاندوزی، حالا دنیا همه چیز میتواند باشد، و فخر و مباهات با مردم طلب نمیکند و آنچه را که از جاه و جلال و منصب، یا مال اکثر افراد مال را طلب میکنند که در خانه مثلاً وضع لباسشان وضع خانهشان وضع اتومبیلشان وضع ساعتشان وضع تلفن همراهشان با چه چیزهایی مباهات میکنند.@ با چه بدبختی خودش را به هزار و یک جور فشار میاندازد که در خانهشان یک مبل باشد یک کامپیوتر خانه بگذارد برای پرستیژ، اصلاً بنده خدا بلد نیست از کامپیوتر استفاده بکند کتابهای آنچنانی بخرد در خانه بگذارد که اصلاً یکبار باز نکرده بخواند اصلاً نمیفهمد آن کتاب چیست و مباهات اینطوری که یک سر و گردن از بقیه بالاتر باشند.@ یکی از توصیههایی که به شما میکنم خیلی توصیه مهم است بسیاری از شهوتها شهوتهای علمی و شهوتهای مقدس در تحقیرها بوجود میاید یعنی انسان اگر خودش را با مرکز عزت خداوند تبارک و تعالی پیوند ندهد عزت را در غیر خدا میبیند شرافت را در غیر خدا میبیند.@ میرود در جمع چند تا از طلبهها یا چند تا از دانشجوها میبیند خیلی حرفهای بزرگی میزنند این را هم راه نمیدهند تحقیر میشود یک دفعه تخت گاز میگذارد درس میخواند که مثلاً جبران آن حقارتی که شده بکند.@ یک موقع تحقیرها اثرات سازنده خوبی دارد آدم میفهمد کم است آدم میفهمد بیسواد است آدم میفهمد ندارد برای خدا میخواند، میخواند که مثل آنها نباشد که بواسطه سوادش دیگران را تحقیر بکند آنطوری نشود.@ من به یک آقایی گفتم از این آقایان روحانیونی که فکر میکنم یکبار هم جبهه نرفته بود میگفت آقا حوزه برای ما خرج کرده کلان ما برویم جبهه ممکن است ما یک طوریمان بشود به اسلام و مسلمین لطمه میخورد اگر ما یک طوریمان بشود متزلزل میشود دین اصلاً نابود میشود.@ آقا شما میتوانستی بنشینی پشت جبهه تبلیغ بکنی چه کسی گفت تو بروی بجنگی، بله برای یک مرجع تقلید خوب نیست برود در خط مقدم بکشندش واقعاً خسارت است آدم نخبههای امتش را نگه بدارد نخبههای ملت باید نگه داشته بشوند.@ ولی در این پادگانها پشت جبهه شهرهایی که رزمندهها بودند نمیتوانستید بروید تبلیغ بکنید بعضی از آنها هم من یادم هست که میامدند آنقدر دور بودند از تبلیغ که با بنز کولردار میامدند در خط چندم رزمندهای که گرمای پنجاه درجه اهواز را تحمل میکرد آقا از بنز کولردارشان میامدند بیرون، افاضه میفرمودند سوار بنز کولردار میشدند تسبیحشان دستشان بود ذکر میگفتند تشریفشان را میبردند.@ گفتم آقا امام(س) روحانیونی را که نتوانستند به شهوت علمشان غلبه بکنند و جبهه نرفتند گفت باید خودشان را برای جواب روز واپسین آماده کنند، توبیخ کرد گفت امام بیخود کرده گفته، شهوت علم اینطوری است آدم چهار تا کلاس به هم زده یک دفعه میبینی با امام معصوم هم حرف دارد، میخواهد با امام معصوم هم محاجه بکند.@ حرفهای متخصصین و بزرگان درجه اول را جلویش میزنی میبینی حاضر نیست نه این که سواد ندارد او هم سواد ندارد این هم که چیزی حالیش نیست هر کس از بزرگان را جلویش میگذاری در هر رشتهای اینطوری است نه فلانی سواد ندارد فلانی مسئلهدار است و خیلی چیزهای دیگر است این گرفتاری هست.@ این را دقت بکنیم که یک موقع هست تحقیر اثر خوبی میگذارد به اینکه آدم برود جبران بکند بگوید آقا من میخواهم خوب بشوم رشد بکنم عزیز بشوم برای خدا برود یک موقع هست که برای آدم عقده میکند از روی عقده میرود دنبال این حرفها دنبال این کارها این خوب نیست.@ اگر کسی با مرکز عزت با مرکز مهربانی ارتباط برقرار کرد و شرافت خودش را در ارتباط با خداوند تبارک و تعالی دید هیچ جا ذلیل نیست اگر یک جا هم به او گفتند تو نمیفهمی میگوید این مسئله را نمیدانم عقده نمیکند کینه به دل نمیگیرد داغون نمیشود کسی قدرت تحقیر او را ندارد حالا یک جایی هم رفت اصلاً، از آنطرف دچار حسادت هم نمیشود.@ آنهایی که عزت را از غیر طریق خداوند تبارک و تعالی میخواهند به دست بیاورند شدیداً دچار حسادت میشوند چون کم دارند ندارند بقیه از اینها بیشتر دارند میبینی حسادت امام معصوم را به دل میگیرد داشتیم از علمای اهل تسنن که با امام صادق مسابقه میگذاشت که جلوی امام صادق(ع) کم نیاورد در لجبازی با امام در عناد با امام اینطوری بود.@ زمان امام امت کم نبودند کسانی که حسادت میکردند عزت را در مسائل ظاهری میدیدند اگر کسی عزت را دست خدا بداند و در نزدیکی به خدا بداند اصلاً به هیچ کس حسودی نمیکند.@ کسی که حسود میشود از ارتباط بین دو نفر از اینکه یک نفر پیش یک نفر خیلی عزیز است از اینکه یک نفر شهرت پیدا میکند یک نفر محبوبیت پیدا میکند یک کسی رو میاید یک کسی درخشش پیدا میکند در جامعه یک کسی به او اقبال میشود یک کسی پستهای عالی طی میکند بالا میرود حسادت نمیکند چون اصلاً اینها مبانی ارزشها و ملاکهای انسانی نیستند آدم دنبال خدا باشد دنبال مرکز عزت باشد وقتی با خدا رفیق هستی.@

اگر انسان شرافتش را در ارتباط با خدا دید و رفاقت با خداوند تبارک و تعالی او هیچ وقت احساس ذلت نمیکند کسی نمیتواند تحقیرش بکند حسودی هم به هیچ کس نمیکند فلانی دارد هر تمولی که داشته باشد مال، علم، قدرت، شهرت، محبوبیت دیگران را که ببیند نه، اگر در راه اسلام که باشد میگوید خدایا اینها را قویترشان بکن خدایا اینها را کمکشان بکن خدایا امثال اینها را زیاد بکن تشویق میکند کمک میکند.@ از آن که فلان آقا محبوبیتی بدست آورده شاگردان زیادی دارد اصلاً ناراحت نمیشود سعی میکند هر چه شاگرد هست آنطرف بفرستد بگوید بروید از محضر فلان آقا استفاده بکنید این برای اینکه عزت و شرافت را نزد خدا میداند.@ ما داشتیم مرحوم یکی از بزرگان اگر اشتباه نکنم شیخ مرتضی انصاری(ره) هست که درس میدادند یک جایی یک موقع مسجد یک آقایی یک جایی درس میداده همزمان با ایشان یا قبل از ایشان، ایشان چند دقیقه زودتر میاید مسجد که درس آن آقا را میشنود میبیند که درس خیلی قوی هست به شاگردانش میگوید ما از امروز با هم میرویم سر جلسه درس آن آقا مینشینیم که او درس قویتری دارد.@ و آنچه را که از جاه و جلال و منصب و مال در دست مردم هست به جهت عزت و بالا بردن درجه خویشتن طلب نمینماید نمیگوید ای کاش جای فلانی بودم ای کاش در مقام فلانی بودم ای کاش من به ریاست او برسم یک روزی هم من اینطوری بشوم در این چیزها آرزو نمیکند.@ آقای حسنزاده آملی حفظه الله تعالی میفرمود خیلی خوش به حال ما روحانیون و طلبهها شده که پست سیاسی و مسئولیت در این مملکت نداریم اگر میخواستیم مجبور بشویم که مسئولیتی داشته باشیم دیگر به این عیش و نوشها برایمان مشغله بود به خیلی از کارهایمان نمیرسیدیم.@ یعنی آدم باید وقتی میخواهد برود یک جا مسئولیتی بگیرد زوری گردنش بیندازد به عنوان تکلیف شرعی برود انجام بدهد نه اینکه خودش بزند آی مردم بیایید به من رأی بدهید اگر به من رأی ندهید اسلام چه میشود.@ الان داریم میبینیم که نحوه انتخابات چطوری است افراد میزنند که فلان کس نرود خودش برود واقعاً ما به خیلی از آقایانی که اینطوری میکنند میگوییم شما بهتر از خودتان کسی را سراغ ندارید حضرت پیغمبر(ص) فرمود کسی که خودش را جایی نصب میکند در حالی که بداند لایقتر از او کسی هست که این کار را انجام بدهد(فَقَد خانَ الله وَ رَسُولَهُ وَ المُسلِمُین) خیانت به خدا و رسول و مسلمین کرده.@ چه شهوتی به این چیزها داریم هر چه بخواهیم نزد خداوند تبارک و تعالی و قرب به او هست به کسی که کسی را منصوب بکند این هم همینطور، و روزهای خود را به بطالت و بیهوده رها نمیکند اگر آن سه تا امر انسان مال را مال خودش نداند تدبیری برای خودش نکند و به جز محرمات و واجبات مشغول نباشد.@ فرمود هر کس خداوند او را به این سه چیز گرامی بدارد دیگر عمر و وقتش را به بطالت نمیگذراند دیگر از وقتش خوب استفاده میکند از جوانیش خوب استفاده میکند دیگر خودش را تلف نمیکند این چیزهایی را هم که عرض کردم تا الان از اول جلسه همه اینها هم بطالت است وقت گذاشتن برای درس و معنویت و عرفان برای آن اهداف.@ دارد مرحوم ابن سینا(مَن طَلَبَ العِرفانَ لِلعِرفان فَقَد قالَ ؟؟؟) کسی عرفان را برای خود عرفان بخواهد مشرک است برای خدا نمیخواهد برای رسیدن به خدا نمیخواهد برای عرفان که عرفان بلد باشد برای اینکه بگویند این عرفان بلد است این یک فن است من این را بلد باشم یک علمی هست بلد باشم این هم مشرک هست.@ مسائل معنوی را خواستن، خوابهای آنچنانی را خواستن، روحیات آنچنانی را خواستن برای توفقهای باطل و موهوم این هم یک شهوت هست این هم بیهوده وقت تلف کردن است خیلی صحنه غمانگیز شگفتآور تلخی هست صحنه قیامت و صحنه انتقال از دنیا به برزخ، وقتی که انسان بفهمد کارهایی که صورتاً کارهای خوبی بوده هیچ کدام به دردش نخورده.@ نه نمازهایش نه روزهاش نه حجش هیچ کدام به دردش نخورد اصلاً هیچی نساخته معادلسازی نکرده، بفهمد این چیزهایی که دلش را خوش میکرده قرآن میگوید میخواهید به شما بگویم که زیانکارترین افراد چه کسانی هستند کسانی که فکر میکنند که دارند خوب کار میکنند.@ (الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً) کارهایشان همه باطل است و خودشان فکر میکنند خیلی آدمهای موفقی هستند خودشان را خیلی موفق میدانند خیلی رشدیافته میدانند خیلی خودشان را خوشبخت میدانند این خیلی غمانگیز است تلخ.@ که انسان بفهمد فکر میکرده خیلی دارد از جوانی و وقتش و عمرش خوب استفاده میکند خیلی تلاش خوبی دارد میکند بعد بفهمد همهاش بیخود است چقدر دستورات امام صادق(ع) زیباست بعد حضرت میفرماید این اولین پله از نردبان تقوا است اولین پله همین سه تا بود که عرض کردم که مال را از خودش نداند.@ تدبیر برای خودش نکند بسپارد به تدبیر الهی یعنی ببیند خداوند چه وظائفی را در دنیا برایش در نظر گرفته آنها را انجام بدهد خودش برای خودش وظیفهتراشی نکند خودش برای خودش شغلتراشی نکند خودش برای خودش بیخود ارتباط برقرار نکند برای یک شیئ که وقتش را بگیرد عمرش را تلف بکند.@ هر ارتباطی برای ما گران تمام میشود هر ارتباطی خیلی خسارت دارد من بروم زبان بخوانم اصلاً زبان هیچ کارآیی برایش ندارد من چند نفر از طلبهها یا خانمها آمدند گفتند ما میخواهیم برویم زبان بخوانیم میگفتم اگر میخواهید بروید زبان بخوانید ببینید برایتان کارآیی در سیر و سلوکتان دارد.@ استفاده معقول و منطقی از آن میشود کرد نه اینکه بروید ده ترم دوازده ترم پول بدهید نه استفاده دنیایی داشته باشد نه استفاده اخروی، یکی میگوید من میروم زبان میخوانم عوضش میروم یک شغلی پیدا میکنم یک لقمه نان حلال بدست میاورم محتاج کسی نمیشوم که از این عزت و از این بینیازی در راه خدا استفاده بکنم بسیار خوب است برو کامپیوتر یاد بگیر برو زبان یاد بگیر.@ ولی خیلی وقتها ما دنبال کارهایی میرویم که هیچ فایده نه دنیایی دارد و نه اخروی بروم خط یاد بگیرم خط یاد میگیرم آخر هم هیچ استفادهای از آن نمیکنم بروم زبان یاد بگیرم بروم کامپیوتر یاد بگیرم بیموقع بروم فلان رشته را بخوانم بیموقع بروم هیپنوتیزم کار بکنم بروم کتاب روانشناسی بخوانم بروم فلان رشته ورزشی کار کنم.@ باید آدم بداند واقعاً اگر میخواهد این وقت را بگذارد این وقت درست جذب جانش میشود مثل جنین یک جنین وقتی یک مادهای را از رحم میگیرد حتما یا گوش میسازد یا دست میسازد یا پا میسازد یا مو میسازد یا قلب میسازد یک چیزی میسازد که وقتی متولد شد در شرائط زیستی برزخ کاملاً به کارش میاید معادل ابدی و دنیایی دارد در تولد به کارش میاید.@ اما اگر زائد باشد مثلاً یک سر اضافه بسازد این همه انرژی از رحم بگیری یک سر اضافه بسازد روالش هست یا مثلاً پا نیاورد دُم بیاورد چه فایدهای هست وقتی یک پا نداشته باشی دُم داشته باشی دُم اضافه به چه دردت میخورد وقتی پا با خودت نیاوردی.@ وقتی میخواهیم تصمیم بگیریم راجع به کسی که برای خودش تدبیر نمیکند یعنی میگوید خدایا من باید چکار کنم دنبال وظائفش هست هر ارتباط و مشغلهای را قبول نمیکند و مشغول حلال و حرام خداست میفرماید وقتی این سه تا مرحله را تکمیل کرد شخص اولین پله تقوا را گذاشته.@ تقوا یعنی آن چیزی که ما با کمترین مقدارش وارد بهشت میشویم بعد حضرت شاهد از قرآن میاورد میفرماید خداوند تبارک و تعالی میفرماید(تِلْكَ الدَّارُ الْ‏آخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً) بهشت فقط مخصوص کسانی هست که در دنیا اراده علو و برتری بر دیگران ندارند.@ (تِلْكَ الدَّارُ الْ‏آخِرَةُ) این خانه آخرت(نَجْعَلُها) قرارش دادیم برای کسانی که(لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ) در زمین دنبال علو و اینکه از بقیه یک سر و گردن بالاتر باشند نیستند(وَ لا فَساداً) دنبال فساد هم نیستند این خیلی خطرناک است.@ خود ائمه وقتی میایند علو را تفسیر میکنند میفرمایند حتی در یک بند کفش یک کسی بخواهد از بقیه جلو باشد در مدل موی سرش در آرایش سبیل و ریشش در انگشترش، آقا اگر ظرفیت نداری این انگشتر را دستت بکنی نکن.@ اگر عقیق دو هزار تومانی میخری میاندازی دستت برای وظیفه، بگذار عقیق پانزده هزار تومان یمنی نخر که بعداً بگویی عقیق من پانزده هزار تومان است همیشه هم به رخ دیگران بکشی این نمیگذارد بهشت بروی حرز من 14 هزار تا دعا در آن هست مال شما 8 تاست بدرد نمیخورد.@ در کفش در نسب ما سادات هستیم من آیت اللهزاده هستم پدرم استاد دانشگاه است پدرم رئیسجمهور است به ساعت بعضیها آنقدر روحیه خطرناک دارند یک خودکار بیک نمیتواند دستش بگیرد در اداره بنده خدا مثلاً یک رقم بزرگی میدهد که یک پارکر بخرد بگذارد در جیبش که این برایش یک پرستیژ بشود.@ اصلاً هیچ احتیاجی به تلفن همراه ندارد اصلاً برایش کارآیی ندارد لازم نیست بخرد ولی میرود تلفن همراه میخرد که بتواند این علو را حفظ بکند عینک اصلاً لازم ندارد بزند الکی میرود پیش دکتر فیلم بازی میکند او هم یک عینک برایش مینویسد و میخرد به چشمش میزند که مثلاً فردا این کار را انجام بدهد.@ مثلاً میتواند با یک فرش معمولی سر بکند مخصوصاً برای اینکه علوش حفظ بشود علو یعنی همین یعنی من یک سر و گردن از بقیه بالاتر باشم بینیشان را عمل میکنند حالا آن یک زیبایی میدهد باز شخص میگوید من برای شوهرم جذاب میشوم یک دختر خانم میگوید من جذاب میشوم پسرهای بیشتری به خواستگاریم میاید عیبی ندارد تزیین بد نیست برای خدا.@ کسی برود برای خدا بینیاش را عمل کند زیباتر بشود برای خدا چشمش را عمل کند زیباتر بشود برای خدا اصلاً جراحی پلاستیک روی صورتش بکند از یک وضعیت بهتری در بیاید نه برای علو بر دیگران که بزند روی دست دیگران مثل این عقدههایی که هر شش ماه یک لنز در چشمشان میاندازند که چشمشان رنگی بشود.@ نه برای خدا داری این کار را میکنی یعنی این یک کمالی هست میتوانی کسبش بکنی بنده الان مثلاً این دستم شش تا انگشت دارد زشت هم هست حالا بروم یکیش را قطع بکنم در یک جراحی سالم مگر عیبی دارد از این حالت که در ذوق دیگران میزند در بیاورم این هیچ اشکالی ندارد.@ چون یک چیزی هست که در ذوق نزند تزیین و زیبایی خوب است به ما امر شده که در مقابل برادران خودمان به تجمل ظهور پیدا بکنیم یعنی به احترام برادر دینی حرمت مؤمن است چون حرمت مؤمن است ما جلویشان آراسته ظاهر بشویم هیچ عیبی ندارد کسی بخواهد این کار را انجام بدهد.@ ولی اگر برای توفق باشد که مثلاً من بروم بینیام را عمل بکنم از یک کسی در زیبایی جلو بزنم این خطرناک هست ساعت، عصا، عمامهام را اینطوری ببندم عبایم پشم شتری است عمامه ما وال است مسجد ما مثلاً من امام جماعت یک مسجدی هستم که 500 متر زیربنا دارد فرشهایش اینطوری هستند.@ مثلاً به آخوند میگویند آقا بیا فلان مسجد نماز بخواند میگوید نه بگذار مسجد را شناسایی بکنم نه این مسجد رقمی نیست ما باید یک مسجدی برویم که موقوفات داشته باشد مثلاً برای حاجآقا بچربد این گرفتاری ایجاد میکند این در همه چیزها میاید.@ من پنج بار حج رفتم 67 بار مشهد رفتم اینقدر پیاده رفتم فلان جا اینها همه علو است من ده تا عملیات نظامی از او بیشتر رفتم تو چند تا عراقی کشتی مثلاً صد تا، من هزار تا کشتم، چند ماه جبهه داری مثلاً سه ماه جبهه رفتیم اوه تو که قاقی، باور کنید خیلی از کسانی که جبهه نرفتند بسیجیتر از کسانی بودند که جبهه رفتند تو در کدام گردان هستی من آبرسانی هستم اَه آبرسانی، ما اطلاعات عملیات هستیم.@ (الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً) پای درس چه کسی میروی درس فلانی اَه ما درس آیت الله فلانی میرویم استادت چه کسانی بودند استادم فلانی و فلانی، من استادم آقای فلانی، کدام حوزه درس میخوانی؟ حوزه فلان جا، نه ما قم درس میخوانیم اینها خطرناک است.@ اینها هیچ کدام آدمکننده نیست اگر گفتی خدا را شکر که این شرائط برای من فراهم شده خدایا اگر تو نمیخواستی این شرائط برای من فراهم نمیشد من هر چه دارم از تو دارم(لا حول و لا قوۀ الا بالله العلی العظیم) شکر کنید.@ دیگران به خاطر آن چیزهایی که از شما کم دارند در نظر شما تحقیر نشوند این خوب است آدم به نعمتهای الهی شکر بکند از خدا ببیند اگر استادت فلانی است اگر پول بیشتر داری اگر پنج تا مشهد بیشتر رفتی اگر سه تا حج بالاتر رفتی اگر کربلا موفق شدی بروی اگر دو تا خواب خوب دیدی مدام به رخ دیگران میکشی.@ خودت را مهمان خدا بدان و مواظب باش دیگران جلوی تو کوچک نشوند کمالاتت سایه نیندازد روی دیگران خراب بکند این خیلی بد است(تِلْكَ الدَّارُ الْ‏آخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً) حالا همه هممحلیها رفتند کربلا ما نرفتیم حالا نرفتیم چه میشود خودمان را بکشیم پول نداریم خرجهای واجبتر داریم.@ من الان اینقدر گدا و گشنه اطرافم ریخته چکار بکنم خواهرم میخواهد ازدواج بکند جهیزیه ندارد برادرم میخواهد زن بگیرد جهیزیه ندارد شاگردم میخواهد زن بگیرد بنده خدا شهوت جنسی دارد خفهاش میکند نمیتواند برود زن بگیرد چون پول ندارد یک پول پیش خانه سر زمستان طرف مؤمن آبرومند است سر زمستانی مانده بعد من حالا بلند شوم این پول را بردارم کربلا بروم.@ میتوانستم این پانصد تومان را بدهم این برود یک جا بنشیند دیروز یکی آمده بود آبرومند خیلی به من فشار آمد قرضمند گفت یک چکی داشتیم به یک کسی دادیم نتوانستیم به موقع خردش کنیم نداشتم گرفتار شدم هر چه رفتم به او التماس کردم قبول نکرد که نکرد رفته حکم زندان برای من گرفته.@ من تازه از فقر درآمدم یک شغلی پیدا کردم که زن و بچهام را سیر کنم رفته برای من حکم گرفته برای 400 هزار تومان پول حالا مثلاً 400 هزار تومان هم داشته باشم کیفم این باشد که یک عمره میخواهم بروم یکبار عمره رفتی کافی هست چه خبر است پشت سر هم عمره مشهد کربلا.@ اگر وظائف واجبت را انجام دادی بله یک سهمی هم برای عیاشی و کیافی فطری خودت بگذار، چرا ما باید فکر کنیم که عیاشی کیافی ما فقط همین هست که در عبادت مستقیم باید انجامش بدهیم چرا فکر نمیکنیم که ما میتوانیم از غیر طریق هم همان قرب را به دست بیاوریم با پز که جور در نمیاید با صورت خارجی که جور در نمیاید این را انسان باید خیلی دقت بکند.@ امام زینالعابدین(ع) یک لباس برایش آوردند پوشید بعد به خودش نگاه میکرد حضرت یک طوری بود بعد گفتند آقا چیه فرمود(کَأَنّی لَستُ بِعَلی بن الحسین) من انگار علی بن الحسین نیستم آن را درآورد.@ لباس که میخواهی بپوشی ظرفیت داشته باش میخواهی آرایشگاه بروی آن آرایشگاهی میخواهد سر و ریش و سبیلت را بزند حواست باشد یک طوری نشود که از خودت در بیایی یک طوری باشد که معمولی باشد اگر این لباس دارد تو را میگیرد کنار بگذارش.@ اگر این ساعت دیدی دارد به تو فشار میاورد مدام دوست داری نشان بدهی تسبیح شاهمقصودت را نمیتوانی بیرون نکشی دوست داری جلوی مردم مترش بکنی کنار بگذارش و خیلی چیزهای دیگر، خدا ببینید میخواهد چکار بکند عزیز من(اَلتُوحید اِسقاطُ الاِضافات) لا اله الا الله معنایش همین است.@ یعنی من به چیزی جز خدا پز ندهم دلم به هیچی جز خدا در این دنیا خوش نکنم یعنی نوکری خدا برای من بزرگترین عزت باشد یعنی اینکه در سیر عبودی دارم میافتم و سوار طبیعتم میشوم به نفع فطرت، این برای من عزت باشد.@ ما خیلی مانده تا خوب بفهمیم این معنا را که علی(ع) عرض میکند به خداوند تبارک و تعالی(کَفی بی عِزاً اَن اَکونَ لَکَ عَبدا) برای من همین عزت بس که عبد تو هستم هیچ عزت دیگری را از هیچ جا نمیخواهم اگر کسی عزت خودش را در عبودیت خدا ببیند دیگر کم نمیاورد دیگر شخصیتش خورد نیست.@ دیگر حسود نمیشود دیگر دلش در مسابقات نمیافتد دیگر مشهورات زمانه نمیتوانند به او غلبه بکنند دیگر جامعه هیچ چیزی را نمیتواند به او دیکته بکند بیمه میشود قلبش در یک وادی امن میرود(وَ کَفی بی فَخراً اَن تَکُونَ لی رَبّا) همین افتخار برای من بس که تو پروردگار من هستی واقعاً شده آن جاهایی که پولداری دیگران سفرهای متعدد دیگران مدارک تحصیلیشان محبوبیت و شهرتشان علمشان دارد ما را تحت تأثیر قرار میدهد ککمان نگزد.@

اگر فلانیها عشق و حال دارند عشق و حال من این هست که امشب شب جمعه است وقت دارم بروم قرآن را باز کنم بنشینم با خدا، دیگر چه چیزی میخواهم میتوانم بروم بنشینم جلوی امام حسین(ع) یک زیارت عاشورا بخوانم شب جمعه، امشب تا سحر کلی عیش و نوش دارم.@

عزت برای چی میخواهم فردا جمعه است میروم نماز جمعه میان میلیونها مؤمن مینشینم آنجا خداوند به برکت انفاس همه آنها و به برکت نماز جمعه تمام گناهانم را میبخشد عزت میاورم دیگر انسان دنبال چه چیزی بگردد.@ اگر هر جا خواستی تحقیر بشوی دیدی خدا نمیگذارد تو تحقیر بشوی بودن با خدا رفاقت با خدا مانع هست که روی عزت تو سایه بیندازد بدان که بردی و یک نکته هم از جانب خدا بگویم خیلی بد است آدم با وجود داشتن خدا احساس بدبختی بکند احساس ذلت بکند با وجود اهل بیت احساس کوچکی بکند این بدبختی است.@ این نشناختن اهل بیت است این نشناختن خداست که انسان همه چیز در دستش باشد اینقدر احساس کمبود در وجود خودش بکند اینقدر خودش را کوچک ببیند آمد خدمت امام صادق(ع) عرض کرد که آقا من فقیرم مشکلات دارم حضرت فرمود چه فقری دارید شما خیلی هم ثروت دارید عرض کرد چه ثروتی؟ حضرت فرمود شما ما را دارید ولایت ما را دارید دوست داشتی این را نداشتی ثروت داشتی گفت نه آقا همین خوب است.@ خیلی امام زمان غصه میخورد که شیعیانش او را دارند بعد احساس کوچکی میکنند در مقابل تمام دنیا در مقابل استکبار جهانی در مقابل تمام تمول و تکنولوژیشان احساس کوچکی بکند احساس بکند خیلی بدبخت و عقبمانده است احساس بکند دنیا ندارد احساس بکند بیچاره است.@ امام زمان ناراحت میشود که این من را دارد باز چقدر با وجود امام زمان انسان احساس بدبختی میکند با خدا انسان احساس بیعزتی میکند افتخار است اول وصیتنامه را نگاه کنید امام به چه چیزهایی افتخار میکند به نهجالبلاغه افتخار میکند به صحیفه افتخار میکند به قرآن افتخار میکند به اینکه پیرو مکتب اهل بیت هست افتخار میکند این مهم است.@ اگر انسان واقعاً اینها را پیدا بکند معرفت حقیقی به اینها پیدا بکند چه موقع دچار سردی میشود افسردگی جرأت نمیکند طرف انسان بیاید سردی جرأت نمیکند طرفت انسان بیاید غم و اندوه جرأت نمیکند طرف انسان بیاید اگر بشناسد که خدا به او چه چیزی داده.@ اما وقتی کور بودی نمیبینی مجبور هستی بیایی در دنیا در مسابقات بقیه شرکت بکنی بعد احساس بکنی بقیه فلان امکانات را دارند ما ندارم ما بدبخت هستیم تو را حس بگیرد انسان را ناراحت و افسرده بکند.@ حالا بیاییم در مناجاتهای خمس عشر چه حالی چه صفایی چه جملاتی در این مناجات هست چند تا مناجات هست مضمونش مضمونات قشنگی هست یکی مناجات راجین هست که روزهای دوشنبه میخوانیم(یا مَن اِذا سَأَلَهُ عَبدٌ اَعطاه) ای کسی که وقتی بندهاش از او چیزی را میخواهد به او عطا میکند.@ (وَ اِذا اَمَّلَ ما عِندَهُ بَلَّغَهُ مُناه) وقتی که آرزوی آن چیزی که در نزد تو را دارد میکند به آرزویش میرسانیش(وَ اِذا اَقبَلَ عَلَیهِ قَرَّبَهُ وَ اَدناهُ) موقعی که رویش را به سمت تو میکند تو او را به خودت نزدیک میکنی(وَ اِذا جاهَرَهُ بِالعِصیانِ سَتَرَ عَلی ذَنبِهِ وَ غَطّاهُ) موقعی که گناه میکند گناه علنی میکند گناهش را تو میپوشانی.@ (وَ اِذا تَوَکَّلَ عَلَیهِ اَحسَبَهُ وَ کَفاهُ) موقعی که توکل به تو میکند تو بینیازش میکنی(اِلهی مَنِ الَّذی نَزَلَ بِکَ مُلتَمِساً قِراکَ فَما قَرَیتَهُ) خدایا چه کسی میاید به درگاه تو و التماس قرب تو را میکند و تو او را نزدیک نمیکنی و به او نمیدهی چه کسی به امید احسان تو به در خانه تو میاید و تو به او احسان نمیکنی.@ (اَیَحسُنُ اَن اَرجِعَ عَن بابِکَ بِالخَیبَۀِ مَصرُوفاً) خدایا خوب است من از در خانه تو با ناامیدی برگردم(وَ لَستُ اَعرِفُ سِواکَ مَولیً بِالاِحسانِ مَوصُوفًا) خدایا من کسی مولایی را به خوبی تو سراغ ندارم(کَیفَ اَرجُو غَیرَکَ وَ الخَیرُ کُلُّهُ بِیَدِکَ) خدایا من چطوری غیر تو را آرزو بکنم در حالی که همه چیز دست تو هست کجا بروم.@ (وَ کَیفَ اُؤَمِّلُ سِواکَ وَ الخَلقُ وَ الاَمرُ لَکَ) عالم خلق و امر دست تو است من غیر تو را امید داشته باشم(ءَاَقطَعُ رَجائی مِنک) آیا امیدم را از تو قطع بکنم(وَ قَد اَولَیتَنی ما لَم اَسئَلُهُ مِن فَضلِکَ) خدایا امیدم را از تو قطع بکنم در حالی که تو به من چیزهایی دادی که من نه لیاقتش را داشتم و نه از تو خواستم تو آنها را به من دادی بدون اینکه من بخواهم.@ (اَم تُفقِرُنی اِلی مِثلی) خدایا من را به مثل خودم فقیر میکنی و محتاج میکنی(وَ اَنَا اَعتَصِمُ بِحَبلِکَ) در حالی که من به ریسمان تو چنگ زدم(یا مَن سَعَدَ بِرَحمَتِهِ القاصِدُونَ) ای کسی که قصدکنندگان حقیقی به رحمت تو سعادتمند شدند کسانی که استغفار میکنند هرگز به عذاب تو شقی نمیشوند.@ (کَیفَ اَنساکَ وَ لَم تَزَل ذاکِری) خدایا من چگونه تو را فراموش در حالی که تو دائماً به یاد من هستی(وَ کَیفَ اَلهوُ عَنکَ وَ اَنتَ مُراقِبی) خدایا چطوری از تو غفلت بکنم در حالی که تو همیشه مراقب من هستی.@ در مناجات نهم میخوانیم مال روز شنبه هست(اِلهی مَن ذَاالَّذی ذاقَ حَلاوَۀَ مَحَبَّتِکَ فَرامَ مِنکَ بَدَلاً) خدایا چه کسی هست که شیرینی محبت تو را بچشد و غیر از تو را آرزو بکند بد است ما با داشتن خدا احساس بدبختی بکنیم این خیلی زشت است.@ خدا هر وقت روی او حساب بکنی حساب میکند با تو میاید میگوید بنده من هر طوری به من نگاه بکند من همانطوری با او رفتار میکنم اگر گفتی خدایا من با تو بدبخت نیستم دیگر نمیگذارد بدبخت بشوی من با تو فقیر نیستم دیگر نمیگذارد فقیر بشوی.@ خدایا از تو میخواهیم ما را به جهالت خودمان ببخش و بیامرز خدایا به حلم خودت از ما درگذر خدایا از اینکه تو را نمیبینیم از اینکه غیر از تو را آرزو میکنیم از اینکه با وجود تو باز چیز دیگری را میخواهیم عزت را جای دیگری میدانیم در خانه غیر از تو میرویم خدایا استغفار میکنیم ما را ببخش خدایا دل ما را چنان یقینی عطا بفرما که جز تو را نیبینیم و جز تو را نخواهیم.@ خدایا با قلب ما کاری کن که شیرینی زندگی ما سعادت ما خودمان سعادت خودمان را در قرب و نزدیکی به تو و در عبودیت به تو بدانیم خدایا با ما کاری بکن که اهل بیت(ع) عزیزترین و بزرگترین کسان ما بشوند خدایا کاری بکن که ما با وجود اهل بیت به کس دیگری افتخار نکنیم خدایا کاری بکن که ما با وجود امام زمان دوست دیگری را نطلبیم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@