سئوالی را چند هفته است قراراست جواب دهم درمورد بلند صلوات فرستادن این امر رسول خداست (ص)که فرمود :صلوات برمن را بلند بفرستید که نفاق را ازبین می برد دربحث صلوات توضیح دادیم که صلوات بلند چه آثاری دارد وچقدر پاکی وتثبیت مودت برای انسان می آورد وبرعکس آرام صلوات فرستادن صلوات فرستادن مریضی برای انسان می آورد کسیکه می تواند بلند صلوات بفرستد ولی صلوات رابی ادبی کند بی توجهی کند وصلوات را حواس پرتی کند بلند نفرستد درروایت داریم کسیکه صلوات را بلند می فرستد فرشته ها دعایش می کند که خداتورا ببخشد واگر کسی صلوات را آهسته بفرستد فرشته ها می گویند خداتورانیامرزد اینقدر این کار بداست عرض کردم اینها دربحث خانواده آسمانی باید برای ما جا بیفتد که ما وقتی صلوات را بلند می فرستیم اولا تمام عشق وارادت خودمان را به معشوقهای خودمان ابراز واعلام می کنیم به اولیاء خودمان به آباء طاهرین خودمان اعلام می کنیم این عشق و محبت را وکسیکه در صلوات بلند سهل انگاری می کند وصلوات را آهسته می فرستد از صدایش استفاده نمی کند
این در واقع یک آدمی است که در ولایت ٰ،عشق وارادت ضعیف است خودش را نمی شناسد خانواده آسمانیش رانمی شناسد ودرواقع انگاراینها معشوق ومحبوب او نیستند که نمی تواند اینطور ابراز احساس عشق وعلاقه کند برای محبوبین خودش ونه شخص که باشد همه اقشار هستند افرادی که این ضعف شناخت ومعرفت را دارند شمایک موقع نگویید مااقشار متدین ومذهبی هم دیدیم آنها هم همینطور هستند یک کسیکه اهل صلوات بلند فرستادن نیست حتما مشکل قلبی دارد یعنی حتما باید یک طوری خودش را مداوا کند حس اینکه در انسان صلوات از نهاد آدم بلند نشود صلوات بلند فرستاده نشود نه اینکه تقلیدا حالاما می گوییم صلواتها آرام بود صلوات بلند بفرستید به احترام سخن بنده یا به احترام جمع صلوات بلند می فرستید این غیر از ارادت وعشق است کسیکه از روی عشق وارادت صلوات بلند می فرستد این درروایت داریم هیچ کس جز خداوند نمی تواند ثواب اینرا حساب کند
دریک صلوات جمعی هیچ کس جز خدانمی تواند ثواب وارزش اینکار را حساب کند خیلی اهمیت دارد ب خصوص که صلوات مباحث معرفتی زیادی دارد که عزیزان به همان مباحث سی دی صلوات مراجعه کنند صلوات درود برخودشما هست قبلا عرض کردیم وقتی که صلوات را به امام صادق عرضه کردند به این عنوان که (الهم صل علی محمد واهل بیته )امام (ع)فرمودتنگ گرفتی برما اینطورصلوات نفرستید گفتند چطورصلوات بفرستیم حضیرت فرمود بگویید (اللهم صل علی محمد وآل محمد )که خودشما شیعیان هم هستید یعنی بحث خانواده آسمانی هم سرهمین بحث می کنیم که وقتی می گویید (آل محمد )خودشما هستید چون شماروحتان وحقیقتتان از اهل بیت هست لذاوقتی می گویید (آل محمد )خودشما هستنید چون شماروحتان وحقیقتتان از اهل بیت هست لذا وقتی می گویید (آل محمد )فقط چهارده معصوم نیستند خودشما هستید لذااین صلواتها بیشترین اثرش به خودشما خواهد رسید .که مباحث راآنجا عرض کردیم دیگر به بحث صلوات مراجعه بفرمایید .جلسه گذشته بحثمان دردعای امیر المومنین به اینجا رسید که خداوند مراازکسانی قرارمده که اسم بدون مسماء راعبادت کنیم وعرض کردیم که این از آدفتهای بزرگ بلکه بزرگترین آفتی هست ک به جان انسان می افتد که انسان اسم بدون مسماء راعبادت می کند آنچه که ما الان درجامعه اسلامی می بینیم همین هست که اگر مسلمین به این درجه از رشد می رسیدند که اسم بدون مسماء راعبادت نکنند بلکه خودشان راهم به مسماء نزدیک می کردند الان مسلمین دراوج عزت وقدرت وشرکت درجهان به سرمی بردند تمام عقب افتادگیهای جامعه اسلامی وجهان اسلام ناشی از این است که اسم بدون مسماء راعبادت کردند یعنی فقط به اسم توجه کردند ومحتوا فراموش شد که جلسه گذشته دراین باره سخن گفتیم ودرباره ی این نکته سخن گفتیم که آیه ای را از قرآن خدمت شما عرض کردیم آیه 11از سوره حج (ومن الناس ان یعبد الله علی حرف )که بعضیها خدارا یکطرفه عبادت می کنند وبراساس مصالح دنیایی وکمالات جمادی ونباتی وحیوانی خدارامی شناسند وعبادت می کنند دین را هم خیلی ها تابع دنیای خودشان می دانند .
اینکه سید الشهداء می فرماید :(الناس عبیدالدنیا والدین لهو علی السنتهم یحوتونه مادرت معاشیتهم فاذامحسوابالبلاء غلط دیان )مردم بنده دنیا هستند ودین جزیک لقلقه برای زبان آنهانیست وقتی که با بلاآزمایش می شوند دینداران کم هستند خیلی ها ادعای ولایت امامت ارادت به امام حسین (ع)کردند اما درعاشورادیدید کسی برای حضرت جز همین تقریبا صد نفرکس دیگری باقی نماند دیندارخیلی کم است .
مفهوم دینداربودن :دیندار یعنی کسیکه وقتی سخن دین می شود خدااهل بیت جهاد درراه خدابرایش اصلی ترین معشوق وخداوند اصلی ترین هدف برای رسیدن باشد وهمه کارهای او تابع دین باشد براساس دین تصمیم بگیرد انتخابها ،ارتباطات ،رفتار وافکارش رابر اساس حرکتش به سمت خداوند تبارک وتعالی تنظیم می کند اگر به نسبت بحثمان مراجعه کنیم این بود که رابطه دنیا به آخرت مثل رابطه رحم مادربه دنیا ست کما اینکه یک جنین خوب وقتی میخواهد حرکت کند به سمت تولد تمام انتخابها ارتباطهایش رفتارهایش براساس دنیا تنظیم می شود یعنی او فقط می خواهد سالم متولد به دنیا بیاید
یک مومن خوب کسی است که دررحم دنیا همه انتخابها ،ارتباطها ،رفتارها وافکارش براساس تولد سالم به آخرت صورت می گیرد مبنا این است که قلبش سالم باشد وسالم به آخرت متولد شود به این توجه می کند لذا این نکته خیلی مهم است که درادامه بحث می فرماید که این شخص (مردمی که چنین هستند )هنگامیکه یک خیری به او می رسد از مسائل دنیایی چنان شیفته او می شود وبه او می چسبد که انگار تمام آمال وآرزوهای او برطرف شده (اطمئن به ) تمام دلش اطمینان به او پیدا می کند (وان اصابتهم مصیبه فتنه انقلبت علی وجهه خسر الدنیا والاخره ذلک هو الخسران المبین )وقتی یک مصیبتی به او می رسد یک فتنه ای امتحانی ،آزمایشی سراغش می آید (انقلب علی وجهه ) از دین زده می شود بعضی از عزیزان برای من نامه می نویسند که ما یک مشکلی داریم یک خواسته ای از خدا داریم چون این خواسته را هنوز نداده یا مشکلی که دردنیا داریم هنوز اجابت نشده این مشکل یااین خواسته چنان روی ذهن ما اثر گذاشته که ما دینمان را هم داریم از دست می دهیم خدارا داریم ازدست می دهیم معنویتمان را داریم ازدست می دهیم صفایمان را داریم از دست می دهیم این آدم ،آدم ضعیفی هست این آدمی هست که آن خواسته اش از خدا ودین برایش مهمتر است از حیثیت تولدش به سمت آخرت وابدیت برایش مهمتراست بارها عرض کردم اگر یک چیزی را که می خواهید به آن نمی رسید یک خواسته ای دارید یا یک مشکلی برای شماست یک امتحانی ،آزمایشی ،فتنه ای مصیبتی درزندگی شما اتفاق می افتد که با آن کسالت معنوی سراغ شما می آید آن مشکل یا آن امتجان یا آن خواسته سایه می اندازد در روابط شما با خداوند گرماوصمیمیت وعشق رااز شما می گیرد این نشان می دهد که ما فاسق شدیم یعنی غیر طبیعی شدیم نشان می دهد که آن چیز از خدا برای ما عظمتش بیشتر است در دل ما سلطنتش ،حکومتش از سلطنت وحکومت خدابالاتر است .
علامتهای شخص مومن :یک نفر حقیقتا مومن است حقیقتا انسان است این است که فشارهای اقتصادی،طعنه های دیگران تمسخر دیگران نقشی در قطع یا تضعیف رابطه اوبا خدا نشود یک خانمی که نمی تواند یک جا چادرش را حفظ کند حجابش را حفظ کند می ترسد سرزنشش کنند این معلوم است مردم و سرزنششان برای او از خداعزیز تر است لذا دین را می گذارد کنار که مبادا یک کسی به او چیزی بگوید یا چنان شیفته خودش است خود طبیعیش را دوست دارد که انتقاد را دوست ندارد ایراد گرفتن را دوست ندارد که کسی از او ایراد بگیرد برای همین خیلی راحت حجاب را کنار می گذارد خیلی افراد نماز راکنار می گذارند خیلی جاها افراد ظواهرشرعی را رعایت نمی کنند چون می ترسند اگر رعایت کنند به آنها چیزی بگویند برای همین هم همرنگ جماعت می شوند
این شخص اساسا در دین ضعیف است در خودشناسی ضعیف اس که در محیط تحت تاثیر محیط قرار می گیرد ومحیط می تواند روی انتخابهای او رفتارهای او ،افکار او وعقاید او به گونه ای تاثیر بگذارند این شخص راازخداراه خدا ،از ارتباط با اهل بیت بیندازددیگر توحید ندارد وقتی شما می گویید یا احد یا واحداحریت واحدیت راپذیرفتید اساسا برای هیچ کسی جز خدا ار زش واعتباری قائل نیستی مگردر راستای خداباشد مگر رنگ خدایی داشته باشد از کسی نمی ترسی از کسی حساب نمی بی ملامت هیچ کس درتوتاثیر ندارد چون تو عاشقی چون فقط یک نفر را منشا اثر می بینی ملامت دیگران روی تو اثر نمی گذارد تحقیر دیگران نق وغردیگران روی روحیه اش تاثیر می گذارد روحیه اش را ضعیف می کند این یعنی اساسا خدارا نشناخته .
خداخدااهل بیت جهاد برایش محتوبترین کس نیست لذا مابرای اینکه بفهمیم نیاز هم دارم درحرکت بهسمت آخرت بفهمیم که چه جایگاهی داریم خداوند به عنوان سنت لایتغیر سنت آزمایش رابرای ما قرار داده می گوید شما در این رحم دنیا وقتی می خواهید حرکت کنید به سمت آخرت چون مسئله حیات ابدی مهم ومطرح هست تو باید لحظه بهلحظه ببینی که نسبت به لحظه وفاتت چه جایگاهی داری اگر لحظه بسیار شورانگیز ودرعین حال خطرناک وفات برسد وتو آماده نباشی می دانی چه اتفاق بدی می افتد یعنی تو می خواهی وارد یک فضایی شوی وارد یک عالمی شوی که آن عالم یک سلسله شرایط خاصی دارد وتو اصلا آمادگی آن شرایط رانداری اول بدبختی وبیچارگی انسان می شود لذا انسان دائما لحظه به لحظه احتیاج دارد خودش را امتحان کندلحظه به لحظه احتیاج دارد که ببیند چه وضعیتی دارد چطور آدمی هست چه طورشخصیتی دارد لذاخداوند دائما برای ما هم شیطان راگذاشته که به ما نشان دهد هم بلاها را گذاشته آزمایشها را گذاشته تاما بتوانیم نقاط ضعفمان کجاست تا بتوانیم نقاط ضعفمان رابرطرف کنیم کارکنیم بدانیم اینجا شکست خوردم اینجا نقطه ضعفم است اینجا آسیب پذیرم اینجا دراین مقطع جهنم می تواند مرابسوزاند آدم آن قسمتها را تقویت می کند
امتحان شدن انسان :
پس ما انواع بلاها ،انواع ابتلاعات را داریم که نیاز داریم به این انواع سختیها ،به بن بست احتیاج داریم نیازمان هست اگر نیازمان نبود خدابرای ما این کار رانمی کرد لذا درسوره عنکبوت آیه 1و2هفته قبل هم خواندیم (احسب الناس)ناس آورده یعنی امکان ندارد هیچ کس از این قاعده مستثناء نیست (احسب الناس ان یترکوا)مردم خیال کردند که آنها را رها می کنیم (ان یقولواآمنا )همین که گفتند م ایمان آوردیم (وهم لایفتنون )آزمایش نمی شوند اصلا اینگونه نیست تمام انسانها در معرض آزمایش قرارمی گیرند تاتوحید آنها تثبیت شود آزمایش برای این نیست که خداوند می خواهد مارا عذاب کند برای این نیست که خدامی خواهد ماراجهنمی کند فتنه برای این است که فتنه ها ،آزمایشات برای این است که شخص بتواند زودتر نقاط ضعف خودش را شناسایی کند وبرطرف کند تاقبل ازاینکه وفاتش فرابرسد برای ما خیلی مهم است فتنه ها ی اجتماعی هم به همین درد می خورد در فتنه های اجتماعی میزان ولایت پذیری میزان گرایش انسان به وحدت جامعه مسلمین به عزت مسلمین میزان دلدادگی انسان به خداوند به حق تعالی به دین خدا،یا میزان وابستگیش به کفار ،مشرکین ،منافقین معلوم می شود .
فتنه های آخرالزمان :
درفتنه های اجتماعی اینکه رسول خدامی فرماید :از فتنه های آخرزمان ناراحت نشوید امام صادق (ع)می فرماید :آرزوی فتنه کنید درآخرالزمان این را برای چه گفتند تمنای فتنه کنید برای اینکه دائما انسان امتحان میدهد می فرماید که فتنه هایی در آخرالزمان منافقین وکور دلان شمارا مشخص می کند جامعه شمارا پاک می کند کسانیکه ادعای مسلمان بودن ادعای متدین بودن ادعای انقلابی بودن دارند اینها همه مشخص می شود خودشما معلوم می شود چقدر مستقیم هستید فتنه ها خیلی مهم است .
گرانی ،جنگ،خشک سالی ،اختلافات بین افراد ،انواع و اقسام امتحانات می شود انسان در جامعه تا معلوم شود یک نفر چقدر درراه خداتثبیت می شود چقدردرراه خداواقعا استواراست (حتی یعلم الصابرین منکم والمجاهدین)تاافراد صابر ومجاهدمعلوم شوند این فتنه ها را نیاز داریم پس هم در نظام اجتماعی وهم در نظام فطری هر دوآزمایش وهر دوفتنه رانیاز داریم فتنه ها هم مختلف است درمریضی یک نوع فتنه است انسان با مریضی امتحان می شود که ببیند این چقدر صابر است چقدر شکوراست انبیاء بزرگی هم مثل حضرت ایوب بزرگان دیگر ائمه اولیاءخداامامزاده ها ،خداوندتبارک وتعالی به انواع مریضی ها وسختی ها دچاشان می کندتا این شخص با مریض شدن رابطه اش باخداخراب می شود یانه ؟سست می شود یا نمی شود ؟این خیلی مهم است مریضی ودرد یکی از راهها هست که آثار بسیار سازنده ای هم برای انسان دارد .
کفاره هست در حدیث داریم درجاتی در بهشت هست که انسان جزبادرد وبیماری به آن نمی رسد اینها آزمایش الهی است ببینید انسان واقعا بیماری را چقدر تحمل می کند دردراچقدر تحمل می کند یک موقع می بینید یک نفراز دنیا ممکن است برود هیچ عمل صالحی برایش نمانده باشد نه نمازی نه روزه ای نه چیزی ولی فقط مریضی هایش نجاتش می دهد همین مریضی ها ودردهایی که کشیده این را از آن جهنمها ومارها وعقربها و آتش ها وگرزهای جهنم از فشارهای عذاب آنجا همین مریضی هایش نجاتش می دهد ما چه می دانیم لذا این می شود یک نعمت یک ذخیره برای انسان اما آیا همه می توانند همین طور ببینند یانه ؟!...
خدا انسان را یک موقع دچار می کند می گوید شمااز خدااین رانخواهید ،سلامتی بخواهید اما اگر مریضی داد حواستان باشد یک امتحان است از خدا ثروت بخواهید اما اگر فقه داد شکست اقتصادی داد گره اقتصادی در زندگیتان اتفاق افتاد بدانید حتما آزمایش است وحتما دارید امتحان می شوید ومشکلات دیگر ،پس ما مشکلات اقتصادی داریم مشکلات خانوادگی داریم یک پدر ومادر بد ،یک خانواده بد ،بد که می گویم یعنی اینکه انسان را اذیت می کنند والاهیچ چیز بدی نداریم ما هر چیزی که داریم خیراتش بیشترازجنبه های شرش است همسر ناسازگار ،خواهر یابرادر ناسازگار خانواده همسر ناسازگار هستند امتحان می دهد انسان دراین فضاها قرارمی گیرد بسته به اینکه انسان می تواند دراین فضای ناسازگار بیفتد هر کس هم امتحان خودش را دارد دراین فضای ناسازگارکه افتاده می تواند وظایفش رادرست عمل کند یانه؟می شود ،نمی شود دینش را کنارمی گذارد یا نمی گذارد این خیلی مهم است می شود یک آزمایش برای انسان زمینه هزار آزمایش رابرای انسان فراهم می کند من بارها عرض کردم هیچ جا به اندازه ی خانواده فامیل ارتباطات اینطوری زمینه درآن وجودندارد برای اینکه ما اسماء اللهی را جذب کنیم وزمینه هم به اندازه این وجود ندارد که ماسقوط کنیم این مسئله بسیار مهم است .
مرگ : مرگ دیگران، فقدان دیگران،انسان به خیلی از افراد دلبسته می شود وابسته می شود بعد آنهارا از دست می دهد ببینید که باازدست دادن آنها یافقدان آنها فقدان هم دوجور است یک موقع هست که انسان می میرد آنها یک موقع رابطه ای ایجاد می شود عاشق کسی بوده الان آن رابطه به هم می خورد یانه کسی را دوست دارد نمی تواند به آن شخص برسد ببینید که این چطور آدمی هست اگر نتواند به خواسته حیوانی چون خواسته زمینی عشق های از نوع آسمان نیست عشق های زمینی عشق های انسانی هم نیستند عشق های زمینی اینکه انسان عاشق جنس مخالفی می شود یا انسان عاشق دوستی می شود اینها از نوع بخش حیوانی ماست جزءعواطف حیوانی ماست بخش انسانی ما نیست حالاهرکس که می خواهد باشد عشق اساسا اگر زمینی هست می خواهد خانواده باشد یاهر کس دیگر غیر از عشق آسمانیست لذا قرآن این را تقسیم می کند ما بعدا در خانواده آسمانی اینها را توضیح می دهیم عشق حقیقی عشق مجازی وعشق زمینی وحیوانی از بین عشق ها فقط عشق حقیقی که الله است (لااله الاالله )وعشق های مجازی که مارا به خدامی رساند بقیه عشقها نمی گوییم بداست اما مربوط به بخش حیوانی ماست لذا اگر کسی درعشق زمینی شکست خورد وکسل شد ورابطه اش با خدا خراب شد یا اگر می خواست به یک عشق زمینی برسد نرسید وبعد حیثیت دینیش را ازدست داد این معلوم است بخش حیوانیش دراوغلبه اش بیشتر از بخش الهی است .
این شخص ویک کسیکه همه دلدادگیهای آسمانیش هم براساس دلدادگی های زمینیش است این هم شخصیت وارونه است بعضی ها دیندارهستند چون عشق زمینی دارند واگر عشق زمینی نداشته باشند دینداریشان هم ضعیف می شود اینها هم آدمهای وارونه ای هستند درحالیکه انسان باید همه عشق هایش را عشق های زمینی وعشق های مجازیش رابراساس عشق حقیقیش انتخاب کند یعنی براساس (لااله الا الله )تنظیم کند اگر درهمه عشقها چه مجازی وچه زمینی(لااله الاالله ) حاکم نباشد عشق حیوانی است وانسان بعدا ایجاد می کند که حالاوقت این بخش نیست انشاء الله دربحث خانواده آسمانی می رسیم وبحث خواهیم کرد.
گاهی وقتها مرگ دیگران هست فقدان به این صورت نیست به عنوان ازدست دادن محبوب زمینی مثلا فرزند ،همسر ،پدر ،مادر،برادر و... اینها نه ،بلکه مرگ اینها هست مرگ برایشان اتفاق می افتد بالاخره خدااین رادرموردهمه قرار داده همه ی انسانها زمانی ازدنیا می روند ما موقتا اینجا هستیم (ولکم فی الارض مستقرومتاع الی حین )بعد از مدت هم نوبت هرکس برسیم از اینجامی رویم بعد هم که همه ملحق می شویم به آنها (وانا انشا ء الله بکم لا حقون)ما هم ملحق می شویم به آنها ،هرکدام ازماوقتی ارتباط برقرار می کنیم بادیگران به عنوان همسر به عنوان فرزند به عنوان پدر ومادر یا هرکس دیگر این را باید باورکنیم که یک زمانی فراق خواهدرسید یک زمانی یا من زودتر می روم یااینها زودترازمن میروند همه ما درحال حرکت به سمت دریچه ای هستیم به نام وفات که دیر یا زود هرکس به آن می رسد اوراازدست می دهد حالا می خواهد ماه اول آشناییش باشد ماه دهم باشد سال اول باشد سال دهم باشد سال بیستم باشد یک زمانی بالاخره این فراق اتفاق خواهد افتاد این را باید به رسمیت بپذیریم بعد براساس پذیرش این و رضایت به این چون حکم خداست ومصلحت است انسان رابطه را برقرارمی کند تازمانی که محبوبش معشوقش دوستش ،پدرومادرش هرکس هست درکنارش از اولذت می برد با او خوب است هروقت خداگفت حالا این باید برود آن طرف یاتو باید بروی دیگر ناراحتی هم ندارد می گوید تو محبوب من بودی اما محبوب اصلی مراصداکرده یامحبوب اصلی توراصدا کرده می گوید برواما اگر انسان نفهمد خدایی نکرده اگر خدایی نکرده انسان عشقهای زمینیش مهمترازعشق آسمانی باشد کافرمی شود .
خدارحمت کند امام را فرمودند :یکی از اهل علم سالها درس خوانده میگفت رفتم بالای سرش که شهادتین به او تلقین کنم با دشمنی و کفر از دنیا رفت گفت خداخیلی ظالم است حالا که من بعدازسالها تازه از مشکلات اقتصادی ومسائل دیگر نجات پیداکردم خانه ای تهیه کردم ومی خواهم کنار زن و بچه ام باشم حالا خدامرا با مریضی دارد از اینها جدا می کند .این نه خودش راشناخته نه هدف خلقت را شناخته عالمم هست اما معرفت ندارد .گفتیم عالم بودن انسان رانجات نمی دهد معرفت وعبودیت هست که انسان را نجات می دهد بنابراین انسان باید خودش رابرای این صحنه آماده کند که توحیدش به هم نریزد ارتباطش باحق تعالی به هم نریزد .
خانم یک پسر بیشتر ندارد دلداده وعاشق پسر ،پسر برایش خیلی عزیز است.با دلخوشی او را بزرگ کرده این رفته سربازی ،سربازیش هم تمام شده آخرگفتند بروشهرستان کارت پایان خدمتت را بگیر رفته آنجا اتوبوس تصادف کرده آتش گرفته همه دراتوبوس سوخته اند این را باید بدانیم وقتی یک نفر دلدادگیش به خداست معشوق اصلیش خداست به هیچ وجه معشوقهای زمینیش رفتنشان یا قطع ارتباطشان درایمان این هیچ خللی وارد نمی کند برای کسانی این مسئله مصیبت می شود که دست به خودکشی یا خدای نکرده به کفرگویی می زنند که اینها نه خودشان راشناخته اند نه خداراشناخته اند و بخش انسانی وهدف خلقت انس ندارند از زندگی دنیا کمالات ونباتی و حیوانی رابیشتر شناختند وهمانها را هم اصالت دادند دین را هم برای این بخش می خواهند خداراهم برای زمین ودنیا می خواهند لذابه محض اینکه یک اتفاقی دریکی از این قسمتها می افتد می بینی این شخص واقعا شخصیتش به هم می ریزد خراب می شود چون انسانی رشدنکرده خوراک انسانی نخورده درمسائل اقتصادی همینطور انسان کم می آورد ممکن است پیشنهاد های حرام به او بدهند یک موقع وسوسه نزول ،نزول گرفتن برای خواسته های دنیاییش ایجاد می شود اینجا امتحان می شود فلانی ماشین دارد مانداریم فلانی خانه دارد مانداریم و...خوب حالا چه کار کنیم ؟برویم پول نزول کنیم یانه انسان اختلاص کند پول بیت المال استفاده کندیا چیزهای دیگر انسان درمسائل اقتصادی امتحان می شود بالاخره که خیلی هم این امتحان زیاد است یعنی انسانی نیست در مسائل اقتصادی امتحان نشود
همه ااین مسائل اقتصادی سراغشان می آید کم درآمدی یادست رسیهای غیر قانونی وغیر شرعی خیلی جاها ممکن است باشد انسان خیلی باید حواسش باشد که خدایی ناکرده اینطورجاها پایش نلغزد وبتواند از امتحانهای مالی واقتصادی سربلند بیرون آید قرض گرفتنها قرض دادنها ،قرض گرفتنهای دروغی که قرض می گیرد وخیال هم ندارد پس بدهد می گوید به من بده من ماهی اینقدرمی آورم می دهم یامن دوماهه میدهم ولی از اول هم خیال دادن ندارد سربقیه را کلاه می گذارد الان این مسئله چقدرزیادشده وزیاداست درجامعه که افراد بامسائل اقتصادی امتحان می شوند .
انفاق کردن :یکی از مسائل بسیار مهم ولغزشها ی بسیار مهم مسئله مال است سال خمش می رسد خمس نمی دهد اصلا سال خمسی ندارد خیلی ها شغل دارند درآمد دارند کارمند ،کارگر،تاجر،کاسب است می بینی سال خمسی اصلا ندارد ،دارد مال حرام می خورد باآن لقمه می خورد عبادت می کند نطفه تشکیل می دهد این خیلی خطرناک است اصلا سال خمسی ندارند زکات به خیلی ها تعلق می گیرد اصلا نمی دهنداین جورجاها معلوم می شود یک نفر چقدردلداده ی خداست (انفقواممارزقناکم )ازآن چیزی که من خدا به شما دادم یک مقداری را هم ببخشید به کسانی که نیاز دارند .ولی می بینی خیلی ها نمی دهند می گویند شما مگر سرکارنمی روید خمس چیست ؟به شما می گوید سرکار که رفتید درآمد که کسب کردید آزادی درهرراه مباهی هزینه کنی بروهزینه کن تایک سال سرسال که رسید اگر اضافه برمخارجت چیزی ذخیره شد بدهی نداشتی یک چیزی ماند آن را نه،همه اش را خدامی گوید یک پنجم از آن مازاد رافی سبیل الله وبرای سادات فقیربده ببین خیلی ها واقعا جنایت می کنند امام زمان فرمود:خدالعنت کند کسی را که از خمس،چیزی دستش بماند.امام زمان کسی را لعنت کند عاقبت به خیر می شود تودرآمدی داری خرج کردی نوش جانت خرج کن درآمدت می رسد به هزینه هایت خداراشکر کن اگر سپاس گزارخداباشی خداراشکر دستم به دهانم می رسد الحمدالله از هزینه های زندگیم برمی آیم برمی آیی یک سال اگر اضافه ای داشتی چهار پنجم هم برای خودت یک پنجمش رابده فی سبیل الله برای نیازهای دین برای نیازهای فقرا می بینی خیلی ها این را هم نمی توانند بدهند
حریف خودشان نمی شوند این را می شود اسمش را گذاشت آدم ،طلا دارد کارکشاورزی دارد گاووگوسفند دارد ،شتردارد زکات به او تعلق می گیرد می بینی خیلی راحت می خورد بعد اتفاقاتی که درزندگیش می افتد خیلی اتفاقات عجیبی هست انواع واقسام بلاها دراین دنیا سرش می آید عذاب آخرت هم سرجای خودش است امکان ندارد یک کسی خمس نپردازد زکات نپردازد وآسیب مالی درزندگیش نبیند آسیبهای جسمی ،روحی واخلاقی نبینداین برای خودش وخانواده اش حتما اتفاق می افتد .
یک آزمایش است برای بعضی ها این کار خیلی سخت است که سال خمسی داشته باشند از درآمد ازغیر درآمد اگربه توبرسد عیبی ندارد کسی به توهدیه دادارثی به تورسید پاداشی گرفتی خدامی گوید اینها همه مال خودت از درآمد ازکارکردخودت اضافه اگر داشتی چهارپنجمش هم مال خودت یک پنجم مالت را بده ،ببین آدم چقدر بخیل می شود چه امتحان ساده ای خدااز مامیگیرد وماچقدرراحت دراین امتحان ردمی شویم دلدادگی انسان به خدا درهمین آزمایشات معلوم می شود دررفتار باپدرومادرت معلوم می شودطرف چند سال است کلاس می آید مادر می گوید این مثل برج زهرماراست کلاس آمده می گوید این شوهر ماست اما ما واقعا ازدستش امنیت نداریم بداخلاق است تند خواست، دست بزن دارد ،نق می زند خانم خانه است سالها رفته این کلاس وآن کلاس درس خواند ه کتاب خوانده ولی بی احترامی به شوهر می کند تحقیرش می کند .
پس امتحان الهی چه می شود ؟این چطور می ایستد سرنماز می گوید (ایاک نعبد وایاک نستعین )من واقعا توراعبادت می کنم هرچه که توبگویی کجا هرچه توبگویی ؟بهترین چیز این است که انسان اول اخلاقش را درست کند کسی ازدست او درعذاب نباشد به کسب آسیب وآزارنرساند .امام صادق(ع) می فرماید :کسیکه به دیگران ظلم کند اصلا ازمانیست .شما خانمتان درفشار است شوهرتان درفشاراست تندحرف می زنی نیش داری زخم زبان می زنی توقعات بی جاداری تحقیرمی کنی اینها همه اش خطرناک است پس ببینید مادائما درحالت آزمایش هستیم اسم بدون مسما ،این یعنی من به خدا می گویم (ایاک نعبد وایاک نستعین )نمازم رامی خوانم بداخلاقی هم می کنم نمازم رامی خوانم نزول میگریم نزول می دهم نمازم را می خوانم ادعای عبادت می کنم خمس هم نمی دهم زکات هم نمی دهم ادعای عبادت میکنم هرگناهی راراحت انجام می دهم اصلا نه عذاب وجدان دارم نه ناراحت می شوم .
نه شرمنده می شوم حسودهستم بددهن هستم بدبین هستم .این عبادت برحرف است توشهر مذهبی ،فضای مذهبی ،مذهبی هستم ازاینجا خارج می شوم می روم خارج از کشور،شمال کشورمی بینی دین آدم اصلا درشمال وجنوب فرق می کند آدمها دینشان آنجا یک دین دیگراست انگاریک آیات دیگرنازل شده چیزهایی ازقرآن پاک شده چیزهایی گفتند ،می رود خارج ازکشورانگاراین اصلا مسلمان نیست یک سرمی رودخارج ازکشور استخرآنچنانی فضاهای آنچنانی دیدنی های آنچنانی این چطوری است .
اسم ومسماء:
(ومن الناس من یعبدالله علی حرف ) الحق که بعضی از آدمها فقط خدارااسمی عبادت می کنند والاهیچ چیزشان به اسلام نمی خورد به مسلمانی نمی خورد پس این یک برخورد یک بر داشت بوداز فرمایش امیرالمؤمنین (ع)درباره ی این مطلب که خدایا مراازکسانی قرارمده که اسم بدون مسماءراعبادت می کنند ازطرفی بازبه برداشت دیگری بپردازیم دراین زمینه اینکه اسم بدون مسماء این بحثی که الان می خواهم بکنم بحث بسیار مهمی است مااساسا اگر بخواهیم به سراغ اسم برویم باید دنبال مسماء باشیم این یعنی ازآن بحثهای عملی درآییم به آن بحثهاکارنداریم الان بحث نظری میخواهم مطرح کنم که خیلی مهم است بحث مااسماء الله است مامعبودمان الله است معشوقمان هویاالله است که هردواسم راکارکردیم این هووالله راکه کارکردیم چه از آن درآوردیم دربررسی که درخودمان کردیم فهمیدیم که هواللهی هست که مستجمع صفات است رسیدیم به این که الله مستجمع جمیع صفات الله است پس دیگرکریم ورحیم وجواد ورحمان وغفور وودودو...چیست ؟اگر بگوییم اینها الله هستندخودالله بودچراخدافرمود(وللله السماءالحسنی فدعوه بها )خداوند اسماءحسنی دارد شما باآن اسماءخدارابخوانید امرکرده خدا(فلله )اللهی که شما عابدش هستید آن اسماء حسنی داردباآن اسم ها خدارابخوانید به سمت خدابروید پس ماباید دنبال اسم باشیم اساسا هروقت گفتیم اسم یادتان باشد امکان ندارد مظهرنداشته باشداسم همیشه حاکی ازیک وجودخارجی است تاشما کلمه ای ،اسمی رابردید یعنی یک ذات به اضافه یک صفت ،درجلسه قبل گفتیم مثلا تامی گویی نجارتامیگویی قصاب ،تامی گویی کفاش ،تامیگویی شاعر،تامی گویی کاتب ،تامی گویی غفورتامیگویی مجید ،جواد هرچه که بگویی پزشک مهندس یعنی حتما بایدیک کس بیرونی وجودداشته باشد دربیرون هست واین آن توانایی وصفت رادارد اسم مظهر می خواهد این یادتان نرود لفظ غیرازاسم است گفتیم لفظ رااسم الاسم می گویند بالفظ کمال ایجاد نمی شود کمال توذات به اضافه صفت هست والادرلفظ که مالفظ رابه کارمیبریم این که قدرتی نیست .
بالفظ کمال ایجاد نمیشود حتما باید توجه به ذات به اضافه صفت باشد یک فرمایش داردمولوی برایتان بخوانم می فرماید :هیچ نامی بی حقیقت دیده ای ؟یعنی نام ببریم ودربیرون کمال خارجی نداشته باشد یازگاف ولام گل، گل چیده ای شما بگوگل کلمه ی گل رابه کارببربعد این لفظی که به کارمیبری باآن زیبایی می آید نه بومی آید نه خاصیت واثرمی آید نه گل چه چیزش خاصیت دارد که به کارمی بری باآن زیبایی می آید نه بو می آید نه خاصیت واثرمی آید نه،گل چه چیزش خاصیت دارد حقیقت خارچیست الان همین گل که اینجا گذاشتند یک تصویری ازگل طبیعی هست از زیبایش یک چیزی به مامیرسد اما آن لطافت آن بوآن خواص آن آثاراصلا نیست تازه این هم که زیبایی گل رابه ما میرساند چون ازلفظ بودن درآمده شکل خارجی پیداکرده یعنی به وجود رسیده خوب حالاوقتی وجودشد یک خاصیتی دارد اما اگرمیخواست درلفظ بماند چه ؟آثارداشت ؟آثارندارد ماوقتی اسم را به کارمیبریم یعنی این بیرون یک مظهردارد اگر گفتی الله باید به خدابگویی خدایا گفتی مرابااسم بخوانی اسمت چیست ؟اگر خودت هستی خودت اللهی جلوه ات کو؟وقتی میگویی من رحمانم رحمان کیه ؟اگرخدابگوید من هم غلط درمی آید دقت کنید داریم به مسئله حساس می رسیم خداتوبه من گفتی من تورا با اسماء بخوانم مگرنگفتی (فدعوه بها )خدانمیتواند بگوید یعنی خودم چون خودت ظهورنداری باید ظهورکنی جلوه کنی من رحمان راباید ببینم ،باید رحیم راببینم بایدغفورراببینم باید جواد راببینم من مظهر می خواهم اگر مظهر نباشد چه طورمیتوانم بخوانم اسم خواندی رومسمارا....؟.....*..........به بالادان نه اندرآب جو ماه کجاست ؟اگر دررودخانه عکس ماه افتاد آن ماه است خواص وآثاردارد نه ماه بالاست وقتی گفتی ماه یعنی قمری که بازمین وخورشید تعاملاتی دارد ایجاد جزرومدمیکند مهتاب هست نورتولید میکند خواص وآثارمنشا خیلی ازانرژیهاست درموردماه ماخیلی چیزها رانمیدانیم ماه خارجی وفتی گفتیم ماه ،قمریعنی آنکه درخارج هست .
تاقیامت گرکسی می می کند تاننوشد باده مستی کی کند
حالاتوبیابگومی می ،حلواحلوا ،شیرین نمی شود کامت باید حلوا به معنای حقیقی بخوری وشیرینیش بیاید حالاتوبگومی می مست نمی کند انسانرا که می باید خورده شود تامستی بیاورد نام فروردین نیاردگل به بار،فروردین الان زمستان است بگوییم فروردین حالاگل می آید شکوفه می آید ؟نه نام فروردین نیاردگل به بار،شب نگرددروشن ازنام چراغ .حالاشب باشد مابگوییم چراغ روشنایی نه باید نوربیاوری یعنی یک حقیقت خارجی باید بیاید شب راروشن کند حالا شما به خدا می گویید خداگفته مرابااسم بخوانید مابه خدا می گوییم اسمت کو؟اسم مظهرمیخواهد الان مایک الله داریم وجود مطلق تاگفت من جوادم من کریمم من غفورم ،من رحیمم مابه خدامی گوییم کو ؟مظهرش کو ؟مظهر باید به مابدهید اسم بدون مظهرکه نمی شود من باید ببینم ،من باید لمس کنم .
شبیه شدن به اسم خدا :امام صادق (ع) فرمودند :اینجا خیلی مهم است واهمیت دارد .پیغمبرفرمود :(تخلقواباخلاق الله )پیامبرفرمودبه اخلاق خدامتخلق شوید پیغمبرامرکرده بعد هم من دروجود خودم می بینم که عاشق بی نهایت خداهستم می خواهم مثل خداشوم به خدابگویم کدام اخلاقت ؟اخلاقت رانشان بده اخلاق توچیست ؟می گوید من جوادم،من کریم هستم من ودودهستم من غفورهستم ،من رحیم هستم مظهر من باید یک کسی راببینم اخلاقش چطوراست یعنی تاخدامی گوید (ولله السماء الحسنی فدعوه بها )یا تاپیغمبرمی فرماید :(تخلقواباخلاق الله )سئوال ما این است به خدامی گوییم مثل چه کسی ؟من مثل چه کسی قرار است بشوم به من نشان بده جواد یعنی چه ؟به من نشان بده کریم یعنی چه ؟همین که من بگویم خداکریم است خداکریم است یعنی چه ؟یعنی من با خدا چه نسبتی دارم خداکریم است خداجواد است ،خداغفوراست .
من باید الان چه کارکنم من الگویم چه کسی است ؟من باید مثل چه کسی باشم ؟خدابگوید مثل من باش ،تو که جلوه نداری الله بدون جلوه که نمی شود ظهورکن .استاد بیاید بگوید من این صفتها را دارم من این کمالات رادارم شما باید همه مثل من باشید شاگردبه استاد چه می گوید ؟می گوید چطورنشان بدهد می گوید مثل من خطاط باشید خوب ما خط را چطوربنویسیم باید استاد جلوه کند بیاید پای تخته بایستد الف را بنویسد بگوید الف را اینطوربنویسید می گویم من شاعرم چطورشعر بگویم می گوید اینطوربگویید من هنرمندم دراین رشته هررشته ای من فلسفه می دانم من چطورفلسفه یادبگیرم نمیدانم توباید مثل من شوی نمی شود خدارحمت کند یک شهیدی بود خیلی شوخ بود خیلی باصفا بود به او گفتم مصطفی این همه می روی بسیج چطوری درس می خوانی چطورامتحان می دهی می گفت کاری ندارد شبهایی که پایگاه می خوابم کتاب را می گذارم زیربالش صبح همه رایاد گرفتم .
خدایا مگرنمی گویی من کریم هستم کجاست کرم ؟به من گوکرم چه هست ؟خداتاجلوه نکند مثل استاد هست که جلوه نداشته باشد آموزش به شاگردی داده نمی شود استاد باید جلوه کند تاشاگردبگیردبرود بالاخداتاجلوه نکند بینده ای ساخته نمیشود لذا طلبمان از خداچیست ؟خوب دقت کنید مسئله خیلی مهم است شاید مهم ترین مسائل دین ودنیا وآخرتتان را امشب دارید می شنوید خدایا جلوه کن ببینم من چطورمثل توشوم من می خواهم مثل تو بی نهایت شوم تو حس مثل خودت شدن رادرمن گذاشتی ولی من چطورمثل توشوم چطورجوادشوم ،کریم شوم ،غفورشوم و...اینجاست که خداباید جلوه کند تاجلوه نکند بنده نمی تواند مثل خداشود تخلق به اخلاق داشته باشد اینجاست که خداوند به صورت انسان کامل جلوه می کند درمی آید معصومین علیهم السلام .لذا امام صادق (ع)فرمود:(والله نحن والله اسماء الحسنی )ما به خداقسم السماء خداییم .آقا امام صادق یکدفعه خودش را نشان داد هیچ جا معصوم اینطورجلوه نمی کند می گوید این همه خداگفت اسما ءاسماء ،من ،من ،من هستم ای وای اسماء الحسنی ،من هستم قیوم ،یعنی همه اشیاء عالم اگر گفت رحمان اگر گفت جواد حی همه موجودات به من امام صادق زنده هستند همه عالم ما سوالله روی کاکل من می چرخد امام میدانید چه کسی است ؟اگر شما عاشق بودید الان به ذوق وشوق می افتادید آدم به رقص می آید برای این امام جانم که چه امامی خدایه من داده جانم که امام زمان من چه کسی است (نحن والله الاسماء الحسنی )ما همه اسم خداییم.
هرچه خدااسم داردمن هستم بعد خدااین آقا راپدرمن قرار داده است نورآن آقا رادرمن قرارداده من نوراو هستم خداباما چه کارکرده ما چقدرکج و بدزندگی می کنیم وخداچقدرمارابزرگ کرده چقدرمارابزرگ آفریده آیه اش را بخوانم کسی نگوید این حدیث است (کل شئ احصیناه فی امام مبین )همه چیز را من درامام باقردارم (احصیناه )می دانید یعنی چه ؟یعنی محاسبه هیچ الکترون اتم ،نترون وپروتونی هیچ سلولی هیچ مولکولی هیچ برگ درختی هیچ حیوانی ،هیچ ستاره ای هیچ کهکشانی ،هیچ حرکتی ،هیچ قبضی ،هیچ سبطی ،هیچ ریزشی ،هیچ رویشی نیست مگرتمام اینها دردست امام است به اذن امام ،دردست امام (لارطب ولایابس الافی کتاب مبین کل شئ احصیناه فی امام مبین )می دانی امام کیست ؟ماهمین طور خیلی ساده آن وقتی می گوید (انا)آدم می فهمد خدارحمت کند آیت اله بهجت چه می کشیده وقتی می خواسته این سوره را بخواند من بارها خدمتشان بودم وقتی این را می خواند به هم می ریخت (بسم الله الرحمن الرحیم )اصلا آدم تاب ندارد بخواند گاهی وقتها تا آخرش نمی تواند برود (انا انزلناه فی لیله القدروماادرک ما لیله القدر)تو چه می دانی شب اندازه یعنی چه شب اندازه (لیله القدرخیرمن الف شهر )ازهزارماه بهتراست این یک شب چه می شود ؟(تنزل الملائکه والروح فیها باذن ربهم من کل امر )برای محاسبه همه چیز دریک سال آمده اند دراین یک سال چند قطره باران قراراست بیاید کجا قراراست بخوردزمین چند دانه برف قراراست بیاید ازفرشته ها کدامشان قراراست برف را بیاورد ؟کدامشان قراراست باران رابیاورد این را درصحیفه سجادیه شرح دعای سوم شرح ملائکه الله توضیح دادیم چند نفرقراراست بمیرند چندنفرقرار است متولدشوند ؟چند تا دختر چند تا پسر ؟چند تا ناقص وچند تا ...دردنیا چند تا عددداریم چندتا برگ قراراست بیفتد چند تا سبز می افتد چندتا قرمز می افتد چندتا قهوه ای می افتد چند تا می پوسد و می افتد چند تا حیوان می میرند چندتا حیوان متولد می شوند چند تا الکترون ،پروتون ،نترون چندتا سلول قراراست ازدورخارج شوندچند تا سلول قراراست به دنیا بیایند چند تا کهکشان چند تا ستاره ،چند تا کیهان می رود می میرد چند تا به وجود می آید چند تا ماهی وچند تا وچند تا ...همه اش شب قدرامام زمان خیلی ماساده ردمی شویم یک کسیکه فکر می کند می تواند بدون امام ،به خدابرسد یعنی بدون مظهر اصلا امکان ندارد مثل اینکه استادی بیاید بنشیند بگوید مثل آقایان خانمها بیایند بیست سال سردرس من بنشینند تااستاد شوید شصت دقیقه خوب خداحافظ .بروید هیچ اتفاقی نمی افتد .
احمقانه ترین فکر این است که خدابدون مظهر وجودداشته باشد اصلا خداتجلی نکند اصلا نمی شود ومابدون مظهر بخواهیم به جایی برسیم اصلا نمی شود برای همین این همه تاکید کرده عزیزانی که کلاس خانواده آسمانی نمی آیند درتوحید بعدا لنگ می زنند یعنی عملا نمی توانند کاری کنند مااین همه اسم می خوانیم مصداقش درخانواده آسمانی است اگر قرار است بین دوکلاس یکی رابیایید اولی رابیایید بهتراست باید اول با مصداق آشنا شوید باید اول مظهر راپیدا کنید شما تا مظهر راپیدانکنید چطور می توانید به اسم برسید چطور می توانید به مهارت برسید مگر بدون ولی می شود مگر بدون حکیم می شود بدون ولایت مگر ممکن است امام زمان اگر به تو عنایت نکند امکان ندارد حالااین بحث راچند جلسه دیگر دربحث خانواده آسمانی می رسیم امشب به مناسبت اسماء مجبورشدم این را خدمتتان بگویم تخلق بدون مظهر امکان ندارد حرکت به سمت خدابااسماءبدون مظهر امکان ندارد .نمی شود مظهر نداشته باشد پس حالا دعارا باهم ترجمه می کنیم خدایا مراازکسانی قرار مده که اسم را بدون مسماء عبادت کنند یعنی خدایا نیاید من تورابدون معصوم عبادت کنم نمی شود اصلا امکان ندارد بدون معصوم بدون مظهر بدون ولی به خدابرسیم دقت کرده اید وقتی میگوییم شیعه هستیم عزیزم پدرومادرت هرچه به تونداده باشند روح شیعه را به توداده اند اگر می شد سجده کردبه پدرومادر بدت باید سجده می کردی چقدرحق عظیمی دارند پدرومادرماکه این روح شیعه ای راگرفتند ولو دست وپا شکسته به مارساندند چه به مادادند چقدرپدرومادرهای ما گردن ما حق دارند چقدرروحانیون ،علما اساتید گردن ماحق دارند که دست من و شما راگذاشته اند دردست معصومین واگر نمی گذاشتند مثل صدها میلیون آدم دیگرپنجاه سال ،شصت سال خدای بدون مظهر واسم بدون مسما راباید عبادت می کردیم چه نعمت عظیمی است ولایت .والحمدالله رب العالمین .
توجه : جملاتی که کنارشان علامت *می باشدمشخص نبوده و دچار اشکال می باشند.