جلسه 108 - شرح اسماءالله
شماره جلسه
108
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1389
ماه
10
روز
16
متن کامل (خام) ‌ جلسه 108 - شرح اسماءالله

در بحث شریف اسم احد و واحد که بحث توحید مان مطرح شد دعایی از امیرالمومنین (ع) خواندیم که در یکی از فقراتش این بود که به تو پناه می آورم از هر شرّ و فتنه ای که دوستان از خلقت را از آن پناه داده ای که تو بر هر کاری توانایی.

ما شرّ را چه می دانیم خیر را چه می دانیم؟ اگر به ما بگویند بنویسید شرّ چیست و خیر چیست چه می نویسیم؟ ما در زندگی از یک سلسله چیزهایی بیزاریم فراری هستیم بدمان می آید و نمی خواهیم به آن برسیم نمی خواهیم دچارش شویم قرآن می فرماید:

(و عصی ان تکرهوا شیئاً و هو خیر لکم) ولی شما از یک سری چیزهایی بدتان می آید که برای شما خوب و مفید است و لازم هم است ما اندیشه خودمان اگر تعریف درستی از خودمان نداشته باشیم خود شناسی مان ضعیف باشد تفسیری هم که از شرّ می کنیم یک تفسیر غلط است ما سوال می کنیم خدایا برای چی شیطان را آفریدی؟

تو اگر می خواستی ما به بهشت برویم اگر می خواستیم ما رشد کنیم اگر می خواستی که ما سعادتمند شویم شیطان مگر غیر از این است تو خلقش کردی شیطان که مخلوق توست و شیطان قدرتی هم جز قدرتی که تو به او می دهی که ندارد.

(لا حول و لا قوه الا بالله) هر موجودی هر توانی دارد توانش را از تو گرفته خودت هم در قرآن گفتی که شیطان از من مهلت گرفت من هم به او مهلت دادم خوب برای چی به او مهلت دادی چرا می تواند بیاید مرا وسوسه کند قسم هم خورده که حتماً رو صراط مستقیم حمله می کند.

(لاقعدن لهم صراطک المستقیم ثم لا تینّهم من بین ایدیهم و من خلفهم و عن ایمانهم و عن شمائلهم) حتماً یک کسی که می خواهد با تو آشتی کند رو صراط مستقیم بیاید رو صراط مستقیم به او حمله می کنم از جلو، عقب، راست، چپ.

لذا خیلی از افراد می گویند که خدایا ما آن موقع که با تو قهر بودیم اینقدر درد سر نداشتیم از وقتی که با تو آشتی کردیم تصمیم گرفتیم آدم خوبی باشیم آمدیم رو صراط مستقیم توبه کردیم درد سر های مان خیلی شده فشارهای مان خیلی شده چطوری است وقتی با تو قهر بودیم بیشتر خوش می گذراندیم الان خیلی در فشاریم.

انواع فشار ها خود قرآن می گوید: تا شما تصمیم بگیرید آدم خوبی شوید شیطان در کمین شماست نگاه ساده نگاه بدون آگاهی و بدون معرفت همین است چرا شیطان را مسلط کردی در بحث شیطان شناسی توضیح دادیم که شیطان نعمت خداست خداوند هیچ چیز را نیافریده مگر اینکه نعمت است مثل آتش که نعمت است و خدا آفریده باران نعمت است برف نعمت است.

خوب اگر من از آتش بد استفاده کنم مرا بسوزاند این سوختن کار کی است؟ بگوییم کار خداست چون آتش را آفریده نه. شیطان اگر نباشد می گوید من به شیطان قدرت ندادم که تسلطی به شما ندارد. (لیس لکه علیهم سلطان) تو تسلطی رو بنده های من نداری این یک مگر در حد وسوسه، وسوسه هم که همه انسانها نیاز دارند اگر وسوسه نباشد هیچ انسانی رشد نمی کند من زمانی می توانم به خدا بگویم عاشقتم دوستت دارم زمانی می توانم روح ایمانی ام را تقویت کنم که یک وسوسه خلاف راه خدا شوم بعد به آن وسوسه بگویم نه.

این طوری من رشد می کنم اگر شهوت نباشد انسان به مقام شهادت، ولایت به مقام ولی اللهی نمی رسد اگر غضب نباشد اگر بلا نباشد در عالم اگر شیطانی نباشد که ما را تحریک کند و اذیت کند و مادر مقابلش به عشق خدا بایستیم چطوری می توانیم اوج بگیریم فکر کن یک عالمی هست هیچ نوع تحریکی نیست مثل یک مسابقه فوتبال بگذارند بعد یازده تا تیم مقابل نباشند یک تیم یازده نفره.

این طرف باشند با یک توپ یک دروازه خالی این یک نفر چطور رشد می کند همه رشدها همه مدال ها همه قهرمانی ها در صحنه رقابت ایجاد می شود تضاد اگر بگویند یک نفر قهرمان جهان است با یک قدرت با وزنه با خیلی چیزهایی که خلاف او بوده رو به رو بوده و آنها را زده زمین می گوییم بله این قهرمان است.

یک دانشمند با تنبلی ها، جهالت ها، سستی ها و بی حوصلگی ها مبارزه کرده مدارج علمی را با سختی طی کرده کشف کرده حالا امتیاز می گیرد. اساساً اگر در عالم تضاد نباشد هیچ اسمی را ما نمی توانیم به دست بیاوریم اگر زمینه شرک نباشد یعنی چی، من به توحید رسیدم؟

توحید یعنی اینکه من بتوانم قوای مختلفی را ببینم و در بین این قوای مختلف تشخیص بدهم قوه ی اصلی خداست و همه قوه ها وابسته به خداست. من رب های مختلفی داشته باشم مثل مادر، مادر رب است در دعا هم می گوییم (ربّ ارحمهما کما ربّیانی) اینها رب من بودند هم پدرم و هم مادرم، پدر و مادر ربّ اند. استاد رب است او که تربیت می کند ما را رب است مربی رب است.

ما خیلی رب داریم خوردنی ها نان رب ماست یعنی چه ربّ ماست، ما را چه کار می کند؟ پرورش می دهد. خدا رب های مختلف قرار داده خودش هم رب العالمین هست رب الارباب این هنر من است که بتوانم از بین همه ی این ربّ ها رب العالمین را ببینم.

و به او بگویم (ایاک نعبد و ایاک نستعین) اگر زمینه ی شرک وجود نداشته باشد اگر تعدّد قدرت و تجلیات مختلف قدرتهای الهی وجود نداشته باشد من چطوری وقتی به توحید می رسم به قدرت می رسم اگر فقط یک قدرت باشد توحید که اصلاً ارزشی ندارد خدا فرشته ها را داشت خدا موجود مختار خلق کرده که بتواند از بین موانع و شرعهای مختلف با وجود آنها حقیقت را پیدا کند و عاشقش باشد و در مقابل همه کشش هایی که خلاف کشش به سمت خداست مقاومت کند همه وسوسه ها کشش ها، دستور ها این می شود انسان حالا اگر وسوسه وجود نداشته باشد شهوت وجود نداشته باشد غضبی وجود نداشته باشد شیطان نباشد آدم جایی نمی رود.

اولیای خدا می گویند انسان به هر درجه ای از قرب الهی برسد به برکت شیطان می رسد شیطان یک مربی است برای انسان. شیطان کارش این است که ما را تمرین بدهد یک وسوسه در یک لحظه ایجاد کند و تو به او بگویی نه، و تو اوج می گیری وقتی می گویی آره می آیی پایین وقتی می گویی نه یعنی نه خدا را ترجیح می دهم کار شیطان همین است. قدرتی هم ندارد روی ما فقط وسوسه پس می گوییم (اعوذ بالله من الشیطان الرجیم) یعنی چی؟

یعنی خدایا شیطان هیچ وقت مرا وسوسه نکند اصلاً ما چنین چیزی نداریم هیچ کس از انبیاء، اولیا، ائمه نزدیکترین کسان خدا وجود نداشتند که شیطان به آنها حمله نکند. شما دعا کن خدایا من مریضی نبینم اجابت می شود؟

نه خدایا من محتاج کسی نشوم نمی شود محتاج پدرت، مادرت، کسان دیگر، در اجتماع هستند که به آنها احتیاج داری این دعاها اجابت نمی شود چرا؟ چون نیاز داریم ما به شیطان نیاز داریم به پدر و مادر نیاز داریم حضرت فرمود: دعا کن به بدها محتاج نشوی اینکه به هیچ کس محتاج نشوی نمی شود و این زمینه رشد ما را می رساند فراهم می کند.

(اعوذ بالله من الشیطان الرجیم) یعنی پناه می برم به خدا از آن موقعی که وقتی مرا وسوسه می کند به او بگویم آره پس در واقع من وقتی می گویم (اعوذ بالله من الشیطان الرجیم) یعنی (اعوذ بالله من نفسی) پناه می برم به خدا از خودم وقتی او دعوتم می کند من گولش را می خورم و قبول کنم بعد هم قرآن می گوید من وسوسه های شیطان را پیچیده قرار ندادم ساده قرار دادم که همه تشخیص هند.

(انه لکم عدوّ مبین) یک دشمن آشکار دارد نوع پیامهایش مشخص است در دشمن شناسی گفتیم هر جا پیامش گناه است حمله چپ ریاکاری است حمله راست نا امیدی، پژمردگی، غم، ترس، اضطراب، احساس پوچی، دست و پا چلفتی اینها حمله شیطان است هر جا غصه است هر جا دعواست هر جا درگیری، اختلاف، کینه است پیغامش کاملاً مشخص است برملا شیطان دعوت می کند.

مثل استاد است استاد وقتی امتحان می گیرد برملا امتحان می گیرد مدارس دیدید استاد می گوید این کتاب درسی از این درس تا این درس امتحان می گیرم یعنی مشخص است سوال و جواب در اینها است خیلی راحت اما نه این را بخوان در این هست هم امتحانت هم سوالت هم جوابش اینجاست برملا است امتحان استاد آشکار است ما از اینکه یک نفر اعصاب مان را خرد کند و زور کند سریش شود روی ذهن ما کار کند روی مغز مان راه رود ناراحتیم این را شرّ می دانیم اما خدا می گوید تحریک عصبی یک کسی برای تو باید مایه آرامش تو شود تو را یک طوری آفریدم که هر کسی بیشتر اعصابت را خرد کند تو قدرتمند تر، آرامتر وشادتر شوی. (الله اکبر).

می گوید یک نفلر باید بیاید به تو ظلم کند حق تو را بخورد قَدرَت را نداند حرف بد به تو بزند تو باید ببخشی ندید بگیری تا اسم غفور را پیدا کنی چند بار معذرت خواهی کرد بپذیری توّاب شوی گناهی را اگر خبری از آن داری حرف بدی را خبر داری زندگی، رازی را اگر از آن سراغ داری نگو تا ستار شوی تا شبیه من شوی وای به حال انسان که هیچ چیزی را سراغ ندارد می رود می نشیند اتهام می زند این دیگر خیلی خطرناک است.

هیچی نمی داند و اتهام می زند سوء ظن دارد این آدم خیلی مریض است در ذهنش یک عیبی را می پروراند در حالی که خبری هم نیست بعد این را بزرگ می کند بزرگ می کند واقعاً فکر می کند طرف چنین کاری را کرده عیب به طرف نسبت می دهد این کجا تا اینکه انسان عیب مسلم و یقینی را کتمان کند اهل مغفرت باشد انسان یعنی این.

یعنی اینکه تو بتوانی مثل من خدا ندید بگیری مثل من خدا نبینی مگر ما آرزو نداریم وقتی با خدا رو به رو می شویم خدا هیچ کدام از گناهان گذشته مان را به رخ نکشد می شود. مغفرت یعنی جهنم نبرد، ناراحت هم نشود مغفرت یعنی این جهنم نبرد ناراحت هم نشود بخندد هم با ما آشتی باشد. این می شود مغفرت.

اما اگر خدا بگوید نمی برم تو را جهنم اما با من حرف هم نزن نمی برم تو را جهنم. یعنی عفو، اما دیگر با من حرف نزن خیلی خطرناک است ولی ما به خدا می گوییم خدایا جهنم نبر و قهر هم نکن. رویت را برنگردان به ما بخند، این می شود مغفرت، کسی که عرضه مغفرت ندارد نمی تواند به خدا بگوید (اللهم اغفرلی) (استغفرالله).

استغفرالله یک کسی می گوید جگر بخشیدن دیگران را داشته باشد پس شر چی است؟ غرغر های پدر و مادر، اذیت های بچه، نمک نشناسی های یک همسر، یک شریک کاری، جور استاد، همسایه بد، همه نعمتند من باید عرضه داشته باشم از همه اینها استفاده کنم نه اینکه بی عرضه باشم بگذارم اینها له کنند مرا.

از آنها استفاده می کنم قوی می شوم شاد می شوم. بدهی، مریضی، غصه همه این ها می تواند انسان را رشد دهد و به خدا نزدیک کند اگر اینها برای مومن لازم نبود. و برای انسان لازم نبود خدا نمی گذاشت خدا حکیم است دنیا را یک طوری طراحی کرده که هر کسی سهمی از انواع غصه ها، مریضی ها، بلاها، مشکلات مالی، مشکلات خانوادگی باید داشته باشد پیغمبر خدا مشکل خانوادگی دارد ائمه مشکل خانوادگی داشتند گاهی وقتها بچه های شان اذیت می کردند.

امام می گوید بچه اش را عاق می کند این خیلی حرف است امام بچه خودش را عاق کند به بچه بگوید تو دیگر مال من نیستی تو از من نیستی همسر امام اذیت می کند و همسر امام، امام را می کشد یک عمر به یک خانمی در خانه محبت کنی و در آخر خود آن خانم تو را بکشد هر مصیبتی که بگویی شدیدترش را ائمه داشتند و انبیاء اگر لازم نبود خدا را قبول کردیم به اینکه حکیم است.

(سبحان الله) ما هر روز در نماز می گوییم یعنی تو از هر عیب، نقص ظلم بدی پاکی اگر این را گفتی بعد به خدا اعتراض کردی یعنی (سبحان الله) کشک بودی گفتی دروغ گفتی یک عمر به خدا اگر گفتی سبحان الله یعنی تو عیب نداری اگر شیطان هست باید باشد اگر بلا هست گرانی هست، زلزله هست طوفان هست، مریضی هست باید باشد چون همه ی اینها برای مومن خیر است.

اما پناهندگی حقیقی می دانید چی است؟ اینکه انسان به خداوند از چیزی پناه ببرد که آن چیز واقعاً شرّ است و او را جهنمی می کند معصوم چقدر دقیق حرف می زند می گوید خدایا من نمی گویم به تو از چه پناه می برم ولی هر چیزی که دوستانت را پناه دادی مرا هم پناه بده. هر چیزی که برای دوستانت نمی پسندی. خدایا برای من هم نپسند.

یکی از اسماء خدا رفیق است آن هم چه رفیقی؟ (یا رفیق من لا رفیق له) می گوید اگر هیچ کس تحویل تان نگرفت من خدا، دوستتان هستم هم دوست تان دارم هم رفیق تان هستم می توانی با من رفیق شوید شما یک موقع هست با یک مقام سر کار دارید مثلاً یک نفر استاد است یک رابطه شاگرد و استادی هست تعریف شده است رئیس جمهور است وزیر است امام است تعریف شده است یک موقع هست می گویی جدا از این رابطه با این شخصیت رفیق هم هستی یا نه؟

با امام می توانی رفیق شوی با جناب وزیر رفیق هم هستی آقا خداست خدا می گوید من خدا با بنده هایم رفیقم. بیایید با هم رفیق شویم. آخ، آخ این خدایی که مالک یوم الدین هست یک زمانی (من الذی یشفع عنده الا باذنه) شفاعت بدون اذن او انجام نمی شود می فرماید: در قیامت هیچ کس صدایش در نمی آید از هیبت خدا سرش را نمی تواند بلند کند هیچ کس نمی تواند حرف بزند این خدایی که جبار و قیوم است.

این خدا در دنیا می گوید بیایید رفیق شویم من مالک یوم الدین هستم من رب العالمین هستم بین تمام عوالم را اداره می کنم بیایید با هم رفیق شویم (یا حبیب من لا حبیب له) ای دوست کسی که دوستی ندارد.

می گوید اگر با من رفیق شدی می دانی با تو چه کار می کنم صحنه قیامت شد آن صحنه وحشتناک قیامت اصلاً تو را در آن صحنه نمی آورم رفیق باز است دیگر. می گوید اگر در دنیا با من رفیق شوی رفیق باز کنی. می گوید حاضری رفیق شوی حالا انشاءالله در اسماء کم کم می رسیم اگر با من رفیق شوید ولی رفاقت را رعایت کنید اگر با من ندار شوید من هم با شما ندار می شوم رفقا با هم چطوری هستند صمیمی، ندار، به هم محرم.

می گوید: قیامت اصلاً در صحنه نمی آورم تو را. لذا می فرماید: رفیق های خدا در قیامت معلوم نیستند جهنم که نیستند بهشتی ها هم در بهشت می گردند پیدای شان نمی کنند اینها کجا رفتند؟ بعد از یک مدتی می بینند اینها خرامان خرامان سر و کله شان پیدا می شود. شما کجا بودید؟

(عند ملیک مقتدر) پیش خودش بودیم یعنی خیلی بالاتر از بهشت. این مخصوص کسی هست که در دنیا با خدا معامله بهشتی هم نداشته باشد می گوید خدایا بی خیال بهشت جمال خودت را عشق است. خودت را عشق است. جگر داری با او رفاقت کنی ولی رفاقت با خدا جگر می خواهد یک کسی به خدا بگوید من می خواهم با تو رفیق شوم با امام حسین را چه کار کرد امام حسین نزدیکترین رفیق خداست. اگر رفیق من بخواهی شوی.

ای که از کوچه معشوقه ما می گذری برحذر باش که سر می شکند دیوارش

اگر رفیق شوی هزینه رفاقت را باید بدهی اصلاً تمام رفاقت عشق دوستی یک انسان با یک انسان حالا می خواهد در قالب همسر باشد در قالب پدر باشد در قالب مادر باشد در قالب دوست باشد در قالب شاگردی و استادی باشد در این قالب روشن می شود که طرف چقدر حاضر است هزینه کند.

اگر هوس یک بزرگ را می کنی باید به اندازه آن بزرگ بتوانی رفاقت کنی اگر نمی توانی نرو جلو، چون بروی جهنمی می شوی می توانی با این رفیق شوی؟ چون با این بخواهی رفیق شوی باید خیلی هزینه کنی رفیق قبلی ها را نگاه کن امیرالمومنین را ببین چه کار کرد.

حضرت زهرا را ببین چه کار کرد، پیغمبر را نگاه کن امام حسین را نگاه کن اصحاب عاشورا را نگاه کن با انبیاء صدیقین، شهدا، صالحین چه کار کرد، می گوید چون خودت را می خواهم برای خودم. تو تا رفیق چه کار می کنند همدیگر را برای هم می خواهند می گوید چون خودت را می خواهم برای خودم ناخودت را باید کنار بگذاری هر چه ناخود است باید از تو جدا شود هر چه غیر از خودت است باید جدا شود عاشورا روز جدا کردن هر چه ناخود از امام حسین است هر چه ناخود از حضرت زینب هر چه ناخود از علی اکبر هر چه ناخود از اباالفضل العباس.

آنها هم عاشقانه آمده بودند وسط. آمده بودند بگویند ما هر چه داریم می دهیم واقعاً راست می گوییم. (من المومنین رجال) این آیه آدم را دیوانه می کند هر وقت می خوانمش، در مومنین مردانی هستند من المومنین همه آنها نه یک مردانی در مومنین هستند وقتی می گوید (من المومنین رجال) زنها را هم می گیرد. چون مومنین است (من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه) مردانی هستند که با خدا هر عهدی می بندند راست می گویند پایش می ایستند.

(فمنهم من قضی نحبه) بعضی از آنها وفا کردند و رفتند خوش به حال شان قرآن می گوید آنها چه کار می کنند؟ (و یستبشرون بالذین لم یلحقوا بهم) آنجا که هستند پیش خدا بشارت می دهند آی دنیایی ها خیلی اینجا با حال است به بشارت می دهیم زودتر بیایید یکی از رفقا می گفت یکی از این شهدا را چند وقت پیش خواب دیدم. دیدم خیلی خوشگل کرده و یک لباس نازی پوشیده به او گفتم فلانی چه خبر؟

دستش را تکان می داد می گفت حاج محمد حاج محمد خیلی با حال است خیلی با حال است نمی توانست خودش را کنترل کند هر چه گفتم می گفت نمی دانی این طرف چه خبر است (یستبشرون) چون از داخل رحم می خواهی در آیی بروی یک جایی که میلیارد ها میلیاردها زیباتر، کاملتر، شیرین تر، جذابتر، آرامتر و پیشرفته تر است کی می داند آنجا چه خبر است.

(فلا تعلم نفس من قرّه اعین) هیچ کس نمی داند من خدا برای شادی بنده هایم چه ذخیره کرده ام. می گوید من خدا از صد درجه رحمتم یک درجه را در دنیا فرستادم. 99 تا مخفی کردم، برای رفیق هایم 99% رحمت را یک درصد رحمت را در دنیا ریخته شده مادرهای مهربان پدران مهربان این همه لیلی و مجنونها که مردن برای همدیگر این همه پدر و مادرها میلیاردها انسان آمدند چقدر عاطفه داشتند این ماجراهای عشقی، عاطفی بین دو برادر دو خواهر زن و شوهر آنهایی که به هم رسیدند آنهایی که به هم نرسیدند این همه عواطف.

خدا می گوید من یک درصد ریختم در دل دنیا این همه ماجرا ها درست شده خسرو و شیرین، شیرین و فرهاد، وامق و عذرا، و لیلی و مجنون و ... می گوید من نود و نه درصدش را گذاشتم برای آن طرف (فمنهم من قضی نحبه) بعضی ها وفا کردند آنجا دارند چه کار می کنند (فمنهم من ینتظر) بعضی ها هم منتظر نوبت شان هستند.

(فما بدّلوا تبدیلا) اما این یک حرفی است خدا می زند (فما بدّلوا) دیگر آن عهدی که بستند با خدا عوض نکردند زیرش نزدند تبدیل نکردند یک یا علی به خدا گفتند به کی قسم بخورد به حضرت علی قسم می خورد آخر سوال کردند پیغمبر معراج رفت می خواست با خدا خداحافظی کند چه گفت؟

گفت به خدا که نمی توانست بگوید خدایا خدا حافظ، چه بگوید به او گفته بود خدایا علی علی، در جبهه بچه ها شوخی می کردند می گفتند رزمنده ها: به خدا گفته بود خدایا علی، علی. یا علی ما رفتیم چه بگوید (فما بدّلوا تبدیلا) یک یا علی که به خدا گفتند پایش ایستادند دیگر. هیچ چیزی نتوانست رأی شان را عوض کند به خدا گفتند هستیم ایستادند تا آخر.

خوش به حال کسی که یک بار به خدا بگوید خدایا هستم هر کاری می خواهی بکن من هستم امام حسین در دعای عرفه می گوید: خدایا من هستم هر کاری می خواهی بکنی بکن، آن طرف دیگر کاری نداشته باش من پاکار هستم.

ما پناهندگی بلد نیستیم به چه پناه ببریم از چی پناه ببریم ما از اینکه اینجا یک ذره مریض شویم اعصاب مان خرد می شود بدهکار شویم تحملش را نداریم ورشکسته شویم تحملش را نداریم از همسر مان غرغر بشنویم الان چقدر زندگی ها پی زوری شده هفتاد و پنج در صدر ازدواجها، شکست می خورد بیش از نود درصد درخواستهای طلاق مال خانمهاست نمی تواند مرد را تحمل کند. مرد نمی تواند زن را تحمل کند به هم می ریزند در حالی که این تحمل می برد شان تا مقام (عند الهی) ولی خیلی مفت به هم می خورد و طلاق می گیرند.

با پدرش مشکل پیدا می کند با مادرش مشکل پیدا می کند همه لوسند تحمل ندارند تا مشکلی پیش می آید یک قیچی می زنند فکر می کنند مسئله حل می شود. دید قهر و نازها چقدر زیاد شده دیدید دعواها حسادتها تحریک ها تکبرها، خانه به هم ریختن، جهنم درست کردن، دست بلند کردن، لگد زدن، و مشت زدن، و فحش دادن حرف رکیک زدن، چقدر زیاد شده.

من طاقت ندارم من نمی توانم جوش آوردم جهنم چی؟ طاقت داری تو که عصبانی می شوی تو که دست بلند می کنی تو که فحش می دهی تو که نسبت ناروا می دهی تو که حسادت می کنی تحمل عذابش را داری. من دیروز رفتم یکجایی مغازه ای نشسته بودم سرد بود گفتم بخاری تو روشن کن، گفت روشن می کنم از ا ین بخاری های گازوئیلی قدیمی بود تبدیلش کرده بودند این را روشن کرد شعله داشت همین که دستم را گرفتم روی شعله موهایم سوخت دیدم بو می آید دستهایم خیلی یخ بود دیدم بو می آید دیدم بله موهایم سوخته نگاهی کردم چند دقیقه گفتم راست است ما را می اندازند داخل این.

ما این آتش که آتش رحمت خداست طاقتش را نداریم اگر بیندازند مان در این آتش نمی توانیم برویم آن آتش، آتش غضب خداست این آتش رحمت است زن غرغر و مرد غرغر و مادر شوهر پدر شوهر مادر زن پدر زن جاری باجناق اینهایی که اذیت می کنند اگر اذیت کنند یک رئیس بد همه رحمت می شود هر چه اذیت کنند.

خدا می گوید در دنیا اذیت شدی کسی به تو غر زد من پایت حساب می کنم من آخرت پایت حساب می کنم ما تحمل اینها را نداریم. زود برو خانه مادرت برو خانه ننه ات، یکی قهر می کند دعوا درگیری اختلاف می گوید من طاقت نیاوردم هر چه از دهانم در آمد گفتم نفهمیدم. شروع کردم به دار و ندار طرف فحش دادم.

اژدهایی که از آتش است می توانی ببینی تحمل را داری نگاهش کنی فقط نه اینکه بیفتی در دهانش عقربی که وقتی می زند انسان چنان حرارتی به او دست می دهد که برای خنک کردن خودش، خودش را در مس مذاب می اندازد. تحمل این عقرب را داری از دهانت هر چه در آمد گفتی.

حسابش را کردی داری هزینه می کنی راحت از دهانت با رفتارت می توانی شما عذابهای خانمها را در جهنم نگاه کنید پیغمبر در معراج عذابهای خانمها را تشریح کرد، عذابهای آقایان را همین طور برویم سری بزنیم ببینیم چه خبر است. ما می دانیم فشار قبر یعنی چی؟

گرز جهنم گرز های آتشین می فهمی یعنی چی؟ برای یک گناه صد سال عذاب اگر توبه نکردی و پاک نکردی به خصوص اگر حق الناس باشد می فهمیم اینها یعنی چی؟ ما از اینها نمی ترسیم ما چند دفعه ناراحت شدیم از اینکه چنین غلطی کردم و الان حجم زیادی فشار قبر برایم ذخیره شده آیت الله عظمی بروجردی یک بار عصبانی شد آنقدر ترس برش داشت از اینکه عصبانی شده بود گفت خدایا من نذر می کنم اگر یک بار دیگر عصبانی شدم برای تنبیه خودم یک بار روزه بگیرم و یک آدم زبان نفهمی آقا را عصبانی کرد آقا یک سال روزه گرفت چون فشار یک سال روزه خیلی کمتر از فشار عذاب یک عصبانیت است.

انسان یک سال گرسنگی و تشنگی بکشد عذابش خیلی کمتر از این است که یک بار عصبانی شود به ناحق جوش آورد به ناحق ما می فهمیم عصبانیت چقدر هزینه دارد ما از عصبانیت به خدا پناه نمی بریم از حسادت پناه نمی بریم خیلی راحت می گوید من حسودم من عصبانی هستم من مغرورم من مادرم این طور تربیتم کرده من سیدم جوشی ام، من موجی ام، خیلی حرفهای دیگر.

آقا یک زندگی را پاشاندی می فهمی یعنی چی؟ یک بچه را له کردی همسرت را له کردی همسر امانت خدا در دستت ناموس خداست، در دستت می فهمی داری چه کار می کنی. پدر و مادرش مرده می گویی هیچی به تو نگفتم پدرت زنده بود حالا پوستت را می کنم.

لذا مردهایی که عقده مرد سالاری دارند یا زن هایی که عقده زن سالاری دارند اینها نمی فهمند با خودشان چه کار می کنند کسی می خواهد حرف، حرف خودش باشد می فهمد برای جهنم چه آماده می کند چه مشکلاتی دارد.

ما از اینها نمی ترسیم خدایا نکند من بروم سمت مرد سالاری نکند من بروم سمت زن سالاری نکند خانمم از من حساب ببرد از من بترسد نکند یک نفر از من حساب ببرد، امام صادق (ع) به کنیز گفت این بچه را اینقدر نبر بالا می افتد می میرد کنیز گوش نکرد بچه امام از بلندی برد بالا بچه اما، امامزاده یعنی یک نسل معصوم امام زاده را کشت. ترس برش داشت امام یک دفعه آمد دید خیلی ناراحت شد گفت تو چرا از من می ترسی؟

بچه امام را کشته بود امام گفت از من نترس، نه ما کیف می کنیم یکی از ما حساب ببرد گربه را دم حجله می کشیم، هر یک باری که یک نفر از تو حساب می برد یا ترسی در دل کسی می اندازی آن طرف ترس می اندازند در دلت، هر کدام صد سال طول می کشد قیافه می گیری ابرو گره می کنی، عصبانی می شوی، دست بلند می کنی می ترسانی بچه ات از تو می ترسد خانمت می ترسد شوهرت حساب می برد کیف می کنی؟

حالا وایستا پدر و مادرت از تو حساب می برند؟ اینکه دیگر خیلی وحشتناک است آخ آخ قبر حساب می دهد یک ابرو گره بزن قبر هم ابرو برایت گره می زند یکی را عصبانی کن قبر خشم می گیرد. قرآن می گوید: (تکاد تمیّزن الغیظ) جهنم اینقدر نعره اش وحشتناک است که نزدیک است از شدت غیظ بترکد یک همچین جهنم عصبانی.

قرآن می گوید: (علیها ملائکه شدادٌ غلاظ) شدید و غلیظ اند. ملائکه بی رحم بد قیافه، بداخلاق، حرف بزنی در دهانت می زنند، قرآن می گوید: چنین آدمهایی را آدمهای ظالم را با پس گردنی نفس شان را از دنیا خارج می کنند فرشته ها آن طرف با سیلی استقبال می کنند مرده بود گفتند آن طرف چه خبر، فرشته ها سوال می کردند شب اول قبر چه خبر؟

گفت: من نفهمیدم من از آن بالا افتادم در جهنم از نردبان که افتادم یک دفعه دیدم در جهنم هستم ما از این ها حساب نمی بریم ما از غضب خدا حساب نمی بریم از قهر معصوم حساب نمی بریم از جهنم حساب نمی بریم از اینها پناه نمی بریم دعا ها را نگاه کنید در دعا های ما مملو از پناهندگی به خداوند هست از جهنم، از عذاب (اعوذ بک من غضبک و حلول سخطک).

خدایا من پناه می برم به تو از اینکه تو غضبناک شوی به من از اینکه سخط تو مرا بگیرد خدایا من پناه می برم به تو از اینکه تو با من قهر کنی. اگر خدا با یکی قهر کند (لا یکلّمهم الله یوم القیامه) برای بعضی ها می گوید خدا با آنها یک کلمه هم حرف نمی زند.

(و لا یزکّیهم) پاک شان هم نمی کند. بد اخلاقی خیلی هزینه دارد بد دهنی هزینه دارد حسادت هزینه اش خیلی شدید است اصلاً خودتان را با کسی درگیر نکنید اصلاً هیچ کس را نگذار بیاید در حیرم حسادت هر کسی هر کاری می کند، به من چه، من برای چه حسادت کنم.

نخوت، تکبر، سوء ظن، آخ آخ بدبینی و بد گمانی نمی فهمیم اینها با ما چه کار می کنند ما اصلاً از اینها ناراحت نمی شویم. ولی صدهزار تومان مان گم شود ببین چه کار می کند پولدار است صد هزار تومانش گم شود ببین چه کار می کند زنش را تحقیر می کند برای دنیا دارد نمی تواند بگوید بی خیال بچه اش را تحقیر می کند.

به ما گفتند یک آقایی هست خیلی برجسته است در ایران از نمونه های برجسته علمی است در یکی از رشته های علمی این خیلی تخصص دارد ما هم چند تا سوال علمی داشتیم می خواستیم بکنیم گفته بودند قرار ملاقات بگذارید من از در وارد شدیم در حیاط منزل ایشان پسرش آمده بود به احترام ما یک فرشی بیاندازد در حیاط که همه آنجا بنشینیم یک گوشه ای از زمین هم خیس بود، مثلاً 20 سانت از این فرش افتاد رو خیسی.

احمق، الاغ، مگر حواست نیست بی شعور، آقا جلو ما به این بچه یک جوان دانشجو بود ما آب شدیم. این دانشمند است بخورد تو سرش، رشته اش تخصصش رتبه اول کشوری بخورد تو سرش تو شعور نداری با بچه چطور حرف بزنی؟ تحقیر می دانی چه کار می کند تحقیر ذلت می آورد از شب اول قبر به بعد کسی تحقیر کند پس گردنی.

لنگ و لگد، بد نگاه کردن، توبیخ کردن، سرزنش کردن، حتی به خاطر گناه یک کسی، کسی را سرزنش کنی لهت می کنند به خاطر گناهش. امروز یک مومنی به من گفت من یک جایی مشغول کار بودم یک کسی علیه من خیلی تهمت زد و دروغ زد و می گفت رئیس بالاتر از من برخورد کرد بر اثر گزارشهای دروغ و غلط و تهمت های این بنده خدا که رئیس مستقیم من بود آن رئیس اصلی حالا قضیه او رفته چند نفر فهمیده اند که ماجرا چی است من می خواهم بروم با آن رئیس اصلی این ماجرا را در میان بگذارم گفتم حالا موضوع چی است؟

می خواهی اعاده حیثیت کنی راجع به چیزهایی که به تو گفتند؟ گفت: می خواهم یک طوری بگویم این بنده خدا آبرویش نرود یک موقعی شغلش را از دست ندهد یک موقعی جلوی دیگران تحقیر نشود به خاطر ظلمهایی که به من کرده.

بارک الله می گفت من هیچ کینه ای از او به دل ندارم فقط می دانم چون این کار را با من کرده با بقیه هم دارد می کند چند نفر دیگر را هم این طوری کرده می خواهم جلوی کارش گرفته شود متنبه شود ولی نمی خواهم له شود.

دعا را نگاه کنید می گوید خدایا من به تو پناه می برم از چیزهایی که دوستانت را به آن پناه دادی مشکلات دنیا همه اش خیر است برای مومن تمامش کفاره گناهانش است درجات آخرتی هست برایش، رشد می کند انسان از تولد بد از تولد بیمار از تولد ضعیف، باید به خدا پناه ببرد از یک حسادت با خودش ببرد یک اخلاق بد با خودش ببرد از اینها چرا نمی ترسیم چرا به خدا پناه نمی بریم از سوء ظن از حسادت از بد اخلاقی از تحقیر یک نفر چرا از اینها به خدا پناه می بریم.

از اینها چرا ناراحت نمی شویم؟ چون نمی فهمیم داریم چه کار می کنیم. از غیبت از گناهان دیگر اصلاً نمی ترسیم مرتکب هم شدیم ولی نمی ترسیم. پشیمان هم نیستیم اصلاً هم ناراحت نیستیم ولی وقتی می خواهیم به خدا بگوییم خدایا یک چیزهایی برای من نفرست می گوییم.

خدایا من بدهکار نشوم خدایا گرسنه نمانم. بدهکاری و گرسنگی هم اگر بیاید هم کفاره گناهان است هم درجات آخرتی است چرا ما طاقت بلاهای دنیا را نداریم اما نسبت به بلاهای آخرت که اصلاً قابل مقایسه با بلاهای دنیا نیست.

امشب دعای کمیل می خوانیم می گوید (تطول مدته) مدتش طولانی است برای هر یک گناهش صد سال عذاب است بلای دنیا را حضرت در دعای کمیل می گوید بلای آخرت را هم می گوید ما چه طوری است اصلاً نمی ترسیم راحت طلاق می گیریم راحت دیگری را له می کنیم راحت قهر می کنیم راحت یک نفر را اخراج می کنیم راحت زیر شرایط مان می زنیم همه کاری را راحت می کنیم خیلی راحت هستیم ترس هم برمان نمی دارد تا حالا شده بنشینیم برای جهنم گریه کنیم.

اولیای خدا که می فهمند آن طرف چه خبر است می نشستند گریه می کردند برای گناهان شان، خدایا اگر اینها پاک نشود من چه کنم و آینده و آینده آنها می نشتند برای آنها ضجه می زدند ناله های امیرالمومنین را نگاه کنیم ناله های حضرت زهرا را نگاه کنیم ما واقعاً چه بگوییم؟ بگوییم شیعیان این آقایان هستیم؟ شیعیان این آدمها هستیم؟

عایشه می گوید من دیدم شب رسول خدا از رختخواب بلند شد رفت بیرون دنبالش رفتم ببینم کجا می رود دیدم انداخته خودش را روی زمین. آن هم رسول خدا. دارد ناله می کند می گوید خدایا نکند مرا به خودم وابگذاری جدی اینها می ترسیدند آدم یک موقع حساب کند بگوید خدایا نکند من ایمانم از دستم برود امیدم از دست برود خدایا نکند من تو را از دست بدهم.

نکند من اهل بیت را از دست بدهم نکند من نعمت ولایت را از دست بدهم. اینقدر که می ترسیم سلامتی مان از دست برود بچه مان، همسر مان، ماشین مان، خانه مان نمی ترسیم ایمان را از دست بدهیم. در این سالها نگاه کنیم ببینیم از اول انقلاب چقدر حزب اللهی چقدر جبهه رفته چقدر زندان رفته یار امام و منتصب به امام چقدر فداکارها، همه چیز شان را از دست دادند ما نمی ترسیم یک موقع این طوری شویم.

آقا وقتی دستت را بالا می بری عادی دستت را بالا نبر سخنران، دعا بخصوص مداح وقتی می گوید دستت را بالا ببر ده مرتبه یا الله بگو بعضی ها اینقدر خیال شان راحت است حرف می زند با بغل دستی اش دستش را بالا می برد با بغل دستی اش حرفش را هم می زند.

شده یک بار دستت را از ترس بالا ببری با پناهندگی ببر بالا. به خدا بگویی گریه کنی ناله کنی خدایا من بدعاقبت نشوم خدایا من خیلی بزرگتر از خودم را دیدم اساتیدم را دیدم بزرگتر از خودم را دیدم با سوادتر از خودم را دیدم همه چیز شان را باختند.

خدایا اگر آنها این طوری شدند خدایا به من رحم کن آنها خیلی آدمهای مغروری بودند بدون استثناء آدمهای مغروری بودند که باختند ترس نداشتند که باختند. یکی از آنها که زمان جنگ رفته بود به صدام پناهنده شده بود تو را دیوی عراق علیه امام و انقلاب و نظام و مردم فحش می داد یک نماینده مجلس بود قبل از اینکه فرار کند در مجلس می گفت، یکی از علما خدا رحمتش کند که او را شهید کردند می گفت این آقا در مجلس به من می گفت خدا بهتر از ما هم آدم دارد بهتر از ما هم گیرش می آید.

آدم سر از کجا در می آورد. آقا (الهی لا تکلنی الی نفسی)، گریه می خواهد ناله می خواهد ترس می خواهد اصلاً ما ترس نداریم ناراحت نیستیم یک موقع اینها را از دست ندهیم پناه نمی بریم به خدا، جمعه ها عصر یک دعایی دارد امام سجاد به خدا عرض می کند خدایا تو چقدر با من خوب رفتار کردی که مرا مسلمان کردی چقدر قشنگ رفتار کردی که مرا به ایمان هدایت کردی به کفر دشمنی با خودت به بغض با خودت کشیده نشدم.

بعد می گوید: (و انا من تحویلک ایّای عن الهدی رجع) خدایا من خیلی می ترسم امام سجاد عرض می کند خدایا من می ترسم که نکند حالم بد شود و منقلب شوم نکند. اُنسم، علاقه ام، ایمانم، گرمی ام، همه از بین برود (من تحویله یا محول الحول و الاحوال) می گوید نکند متحول شوم از هدایت بیفتم در ضلالت و جهنم، بیفتم در گمراهی نکند چهل سال، پنجاه سال با یک عمر زحماتم چقدر آدمها بودند که همه شان زحمات شان هدر رفته امام سجاد می گوید.

ترس یعنی این پناه بردن یعنی این می گوید خیلی ها با من متولد شدند در این دنیا آمده اند ولی الان آنها مرده اند و رفتند از دنیا دست شان کوتاه است من هنوز زنده ام خدایا نکند در این چند روزی که از عمر من مانده یک اتفاقی برای من بیفتد و من ایمانم را از دست بدهم.

فرمود: در آخرالزمان انسان صبح مومن از خانه بیرون می رود غروب کافر به خانه بر می گردد. تبلیغ ها را نگاه کنید سال گذشته من بیشتر از ده، پانزده نفر را دیدم آمدند گفتند می خواهم مسیحی شوم بهایی شوم... شدند.

یک جمعه عصر آدم بنشیند با خدا یک بار مناجات امام که جمعه ها عصر هم هست به خدا بگوید خدایا ما واقعاً می ترسیم شده یک بار ما ترس های مان را ببریم پیش خدا ترسهای حقیقی را ببریم پیش خدا.

خدا ببیند که ما ترسیدیم و بگوید این بنده ام ترسیده من به تو امنیت می دهم نترس من کمکت می کنم بیا رفیق شویم بیا نزدیک شویم ما اصلاً نرفتیم به خدا بگوییم خدایا می ترسیم اینقدر قلدریم ما برای نماز خواندن مان سر خدا منت می گذاریم برای روزه گرفتن مان سر خدا منت می گذاریم برای کار های مان از خدا طلبکاریم.

آدم با شعور می خواهد وقتی می رود به بهشت به خدا بگوید خدایا مرا از این بهشت بیرون نکن وقتی می روی حرم حضرت معصومه (س) حرم حضرت عبدالعظیم (ع) معصوم می گوید این طوری حرف بزن (اللهم انی اسئلک ان تختم لی بسعاده) خدایا من از تو می خواهم عاقبت به خیر شوم.

خدایا ختم من به سعادت و خوشبختی باشد. (فلا تسلب منی ما انا فیه) خدایا من در این حالت زیارت در این بهشت هستم این را از من نگیر. نشود دیگر حرم نیایم قهر کنم مسجد نرم حسینیه نروم پیش تو نیایم به نماز نیایم (فلا تسلب منی انا فیه).

خدایا تو الان مرا به این بهشت آوردی حرم حضرت عبدالعظیم حرم خانم حضرت معصومه (س) تو مرا آوردی در این بهشت تو آوردی مشهد خدمت خلیفه الله آقا امام رضا خدایا من الان لذت می برم. می فهمم که تو مرا کجا آوردی ولی دیگر این را از من نگیر این آخرین زیارتم نباشد.

لذا وقتی شما وداع می خوانید می روید به وداع امام رضا آدم می فهمد موقع خدا حافظی چه می گوید تمام عشق یک زائر امام رضا تمام ترسش این است که نکند این آخرین ملاقات باشد لذا در وداع می گوییم (رزقنی الله العوت ثم العوت ثم العوت) آقا من دارم می روم ولی تو شاهد باش که من از روی خستگی و بی میلی نمی روم از حرمت بیرون. اینها در زیارتنامه آقا هست من با اشتیاق می روم دارم خدا حافظی می کنم اما دلم در حرم جا گذاشته ام خدا روزی ام کند برگردم برگردم برگردم.

ما پناهندگی بلد نیستیم ما باید یاد بگیریم توحید یعنی اینکه انسان بفهمد باید به چه پناه ببرد از چه پناه ببرد به چه کسی پناه ببرد (اللهم صل علی محمد و آل محمد)

خدایا به حق محمد و آل محمد به حق اولیاء به حق همه رفقایت به خودت خدایا هر بدی را که بد می دانی برای اولیائت ما را از آن پناه بده.

خدایا به ما توفیق فهم شرّ را از خیر عنایت بفرما