جلسه 097 - شرح اسماءالله
شماره جلسه
97
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1389
ماه
7
روز
8
متن کامل (خام) ‌ جلسه 097 - شرح اسماءالله

جلسه ی گذشته بحث ما درباره ی اسم احد و واحد به یک فرمایش از امیرالمومنان رسید در مورد استمداد از حق تعالی و توحید در استمداد از حق تعالی که فوق العاده فهم است یعنی این جزء ارکان سلوک بر سمت خداوند تبارک و تعالی است ایاک نستعین ، از بس مهم است به عنوان جزء قائم از نماز ما آمده است متأسفانه ما به این مسئله بسیار بی توجه هستیم . مسئله استعانت از حق تعالی که انشاءالله بحث مفصلی داریم . مبسوط این چند هفته بحث داریم . عزیزان غیبت نداشته باشند که مسئله بسیار کلیدی و حساس است که این ایاک نستعین یعنی چه ؟ یعنی فقط از تو کمک می خواهیم چگونه باید تحقق پیدا کند . توضیح دادیم که ما همه ذات نداریم ما تجلیات هستیم ، ظهورات هستیم و فقط یک چیزی است ذات دارد آن هم حق تعالی است وجود مطلق ، ما ظهورات و تجلیات وجود مطلق هستیم .

تمام مخلوقات بدون استثناء همه ی این جلوه ها و مخلوقات ذاتشان را فقر تشکیل می دهد . شناسنامه ما به فقر خورده است ما فقر مطلق در مقابل غنای مطلق و غنی مطلق هستیم هیچ موجودی ، هیچ مخلوقی از خودش ذات و وجود مستقلی ندارد هر موجودی بدون استثناء ذاتش ، صفاتش ، افعالش ، وابسته به حق تعالی است . هیچ چیز از خودش ندارد. همه ی ما قائم به حق تعالی هستیم و رابطه ما با حق تعالی مثل رابطه ی وجود ذهنی ما با خودمان است که هر وقت بخواهیم ایجاد می کنیم و هر وقت بخواهیم جمع می کنیم کافی است توجه مان را به وجود ذهنی قطع کنیم آن وجود ذهنی نابود می شود و ما مثل وجود ذهنی که باید دائماً از طرف ما به او توجه شود تا تحقق داشته باشد ما دائماً از خداوند تبارک و تعالی داریم فیض می گیریم ، وجود می گیریم ، این جور نیست خداوند موجودی را خلق کند و به حال خودش رها کند آن دائماً در وجود داشتن و حیات احتیاج به حیات دائمی حق تعالی دارد . که در مورد اسم دائم حق سخن گفته است بنابراین ما وقتی به خودمان و یا هر موجود دیگری بدون استثناء نگاه کنیم غیر از ذات حق همه فقیرند و هیچ کدام ذاتشان اقتضای وجودشان را ندارد یعنی این جور نیست می بایست می بودند .

همه محدود ، همه مخلوق ، همه فقیر ، همه وابسته به حق هستند . بنابراین ما در حالی که به همه ی موجودات فقیر نگاه می کنیم چون وجودات فقیر از خودشان وجودی نداشتند ، کمالی نداشتند هر چه هست از دیگری به آنها داده شده ، ما وقتی داریم به اشیاء نگاه می کنیم اولاً و بالذات داریم به خدا نگاه می کنیم بعد به اشیاء نگاه می کنیم . چشم ما ، ذهن ما ، از بس عادت کرده متأسفانه ماهی در آب است . ماهی را وقتی تعریف می کنیم یعنی موجودی که در آب متولد می شود ، در آب زندگی می کند و در آب می میرد ، بنابراین فهم ماهی در آب یک فهم دور است چون تمام حیاتش و وجودش بستر قبل از وجودش آب بوده است . بنابراین به ماهی بگویی آب ، برایش سخت است که آب یعنی چه ؟

ما وقتی داریم میلیاردها موجود وابسته و فقیر را می بینیم در واقع داریم به یک وجود غنی ، به یک ذات مستقل غنی نگاه می کنیم که به این موجودات دارد حیات می دهد . ما دائماً به حیات ساری ، جاری ، به فیض دائم حق نگاه می کنیم این که در دعای جوشن کبیر خداوند را اول مشهود می دانیم که اولین چیزی که بنده نگاه می کند به خدا نگاه می کند بعد خودش و چیزهای دیگر می شناسد همین است اینکه در قرآن می فرماید : هو الظاهر ، فقط خداست که ظهور دارد . و بقیه ظهورشان حیاتشان و جلوه هاشان طبعی است ، اصالتی نیست از خودشان چیزی ندارند . قرآن می فرماید : فقط خداست که ظاهر است و ظهور دارد . شما به این گل ، میز ، نگاه کنید به آسمان ، ستاره ها ، کهکشانها ، بی نهایت موجودات وابسته می بینید اینها کمالشان از کجا آمده است اینها مستقل نیستند خودشان بوجود نیاوردند . نه ما خودمان را بوجود آوردیم و گل سرسبد مخلوقات هستیم و مسلط به طبیعت و خلقت هستیم و نه ضعیف تر از ما . هیچ وجودش را خودش به خودش نداده است .

هیچ کس مالک وجودش نیست ، هیچ کس نمی تواند بگوید می توانم 5 ثانیه خودم را نگه دارم . تضمینی به خودم حیات داشته باشم هیچ کس هیچی دستش نیست . بنابراین وقتی ما داریم به میلیاردها موجود نیازمند نگاه می کنیم موجود نیازمند زمان تحققش معقول است که تکیه به موجود بی نیاز اصلاً برای شما شک نیست چرا این لیوان در ارتفاع 8 سانتی زمین ، یک متری زمین ایستاده است . این گل چرا در این ارتفاع ایستاده است ، این سقف 8 و 7 متری چرا ایستاده است . چون می فهمید این ستون دارد . یک چیزی است که نگاه داشته است . ولی اگر همین جوری بره بالا ، بدون ستون پرت کند بالا ، لیوان را بیاندازد بالا بماند ، آب به شکل لیوان است که قوام دارد اگر ظرفش را از او بگیری نمی ماند . چون از خودش مایع قوام ندارد . فقیر در ذاتش تعریف شده است . یعنی هیچ چیزش مال خودش نیست این دائماً وابسته است به قول امروزی دائماً به کسی تکیه دارد . نمی تواند تکیه ندهد ، نمی تواند بدون تکیه وجود داشته باشد . وجودش بدون وابستگی بدون اینکه غنی باشد امکان پذیر نیست ما چگونه بوجود آمدیم ؟ دنیا ، نظام خلقت چگونه بوجود آمده است ؟ وجودها مال خودمان نیست . ما بدون تکیه به ذات غنی مطلق هستی نداریم لذا آنهایی که می گردند به اثبات خدا ، وجود خدا اینها مشکلشان در بصیرت است . دید ندارند سادگی می کنند ، اینها موجودات را مستقل می کند . بعد می گردد که خدا کجاست ؟ شما به هر چه نگاه می کنید ، کهکشانها ، انسان ، موجودات ، مخلوقات ، طبیعت ، مگه غیر از این است که وجود وابسته می دانیم این از خود چیزی ندارد ذات ندارد ، کمال ندارد ، کسی به او داده است ما اول خدا را می بینیم بعد اشیاء را . خدا را با خودش بشناسیم . خدا منزه است که با مخلوقات شناخته شود .

یعنی برای شناخت خدا باید مخلوق داشته باشد که شناخته شود . ذات مطلق خودش دلیل خودش است . خودش خودش را ثابت می کند ، خودش ، خودش را ظهور می دهد . خودش ، خودش با تمام اسماء و صفاتش تجلی دارد . بنابراین ما داریم اول خدا را می بینیم بعد موجودات وابسته .

آدمی که داره گریه می کند ، راه می دود ، هستی دارد . نفس می کشد . کمالاتش را آن به آن را خدا می دهد . نمی تواند خودش داشته باشد . خودش ذاتاَ امکان ندارد داشته باشد .

هیچ موجودی از خود هیچ چیز ندارد خودش ندارد که به خود بدهد . به قول امام صادق علیه السلام اگر می خواستیم خودمان به خودمان وجود بدهیم ، شکل بدهیم ، خودمان را بهتر از آن چیزی که وجود داشت وجود می دادیم جلوی مرگمان را می گرفتیم ، حیات خود را به هزار سال پیش می انداختیم ، ما هیچی مال خودمان نیست . بنابراین ما که به میلیاردها موجود وابسته ، مخلوق ، به قول فلاسفه ممکن نگاه می کنیم به برکت غنی مطلق ، صمد مطلق ، واجب الوجود است که نگاه می کنیم چه کسی می تواند بگوید من خدا را ندیدم باید خدا را برام ثابت کنند ، خدا کو ؟ هیچ کس نمی تواند حرف بزند مگر اینکه کور باشد . هیچ دلیلی ندارد اصلاً نیاز نداریم . خدا شناسی فطری است . خداوند می فرماید : من خودم را در درون شما قرار دادم یعنی همین . چه کسی می تواند بگوید من اول اشیاء را می بینم بعد خدا .

اگر ما اشیاء را می بینیم با خدا می بینیم . اگر خدایی نبود به اشیاء وجود دهد . اشیاء کجا بود ؟ تا فقیر را می بینی که می دود ، که سرپا است ، مستقل است ، کار می کند این را به او کسی داده است که می گرداند . علی علیه السلام می فرماید : ما رایتُ شیاً الا رایت الله قبله و معه و بعده .

من به هیچی نگاه نکردم مگر اینکه قبل از آن شی خدا را دیدم ، همراه آن خدا را دیدم ، بعد از آن خدا را دیدم . این راحت ترین کار است فکر باید بکنی فرمود : من هرگز خدایی را نبینم عبادت نمی کنم . ذات خودم ، وجود خودم ، نفس کشیدنم ، همه چیز را آن به آن به من داده است . همه ی ما از یک کسی می گیریم آن کس آن قدر وجود دارد از شدت هستی نمی بینیم در روایت داریم خدا از شدت ظهور از بس شدت دارد دیده نمی شود مثل آب برای ماهی است .

أینما تولوا فثَّم وجه الله . هر جا نگاه کنی چهر های خدا را می بینی . در دعای عرفه می خوانیم : خدایا تو کی غایب بودی بخواهم دنبال دلیل بگردم . کور باشد چشمی که تو را نمی بیند ، کور هست چشمی که تو را نمی بیند . چه کسی می تواند بگوید من خدا را نمی بینم ما بالعیان با تمام ذات خدا را می بینیم .

بی نهایت جلوه خدا را می بینیم . با صد هزار جلوه بیرون آمدی که من با صد هزار دیده تماشا کنم تو را ما دائماً خدا را می بینیم . این بی فکری است ، به کار نیانداختن مغز است . اینهمه قرآن سفارش می کند فکر ، فکر ، یک مقدار فکر کردن بهتر است 70 سال عبادت است . الان یک ربع با هم فکر کردیم . چون یک ربع فکر انسان را به قدرت ، اطمینان، یقین می رساند ، به شهود می رساند . شما 40 سال نماز بخوانی ، بدون اینکه فکر کنی ، بعد از 40 سال بگویی این خدا برام نشد . معلوم نیست هست نیست ، راست باشد ، نباشد ، معلوم نیست خدا هست یا نیست . این آدم خودش را معطل کرده است این آدم بی فکری است . فردا خدا می گوید چرا من رو ندیدی ؟ کجا غیب شدم . کجا من رو ندیدی . من مگه همراهت نبودم همیشه من باهات نبودم ، تمام ذرات وجود تو را حیات دادم حیاتت را کجا آوردی ؟ آبرویت تکان خورد ، مژه ات تکان خورد چه کسی به تو داد ؟ مرده ها را نگاه نکردی فرصت نکردند چشمشان را ببندند . فرصت نکردند دهانشان را ببندند . این مژه و این چشم اگر بخواهد بیاید پایین باید خدا بیاورد پایین . خدا باید بالا بیاورد . بحول الله و قوه اقوم واقعد . هیچ لحظه ای بدون خدا نیرو نداریم . هر لحظه ای قوت خود را از خدا می گیریم .

حرف زدن ، نگاه کردن ، فکر کردن ، خیال کردن ، هضم ، جزم ، تبدیل ، دفع ، دائماً ، لحظه به لحظه خدا به ما وجود و قدرت می دهد ما یک وجود وابسته ، فقیر به خدا هستیم ، همه موجودات هم این طور هستند بعد بگویی من خدا را ندیدم . عقلت را به کار بیانداز خدا مشهود است . اینهمه در قرآن می گوید من خدا دستت را بالا و پایین می کند . بعد فکر می کنی خدا را کجا گیر بیاوری ؟ ما اولاً باید رابطه ی خود را با خدا بفهمیم غنی یعنی چه ؟ اینها را کار کنی . انسان خلق شده تا فهم اسماء الله را بفهمد هدف خلقت انسان فهم اسماء الله است . 3 مرحله دارد . مرحله لفظی ، تصوری ، وجودی ، رابطه تصوری ، رابطه تصدیقی ، رابطه وجودی . ما برای این خلق شدیم .

مولای یا مولا . آدم می فهمد چقدر وابسته به خداست . هر لحظه خدا به او حیات می دهد همه چیزش را از این خدا دارد . بعد چقدر وابسته بخداست . هر لحظه شیرین است . در این لحظه می گوید مولای یا مولا آنت غنی و اَنا فقیر و هل یرحم الفقیر الّا غنی. چه کسی رحم می کند به فقیر جز غنی . مولای یا مولا آنت قوی و انا ضعیف و هل یرحم الضعیف الّا قوی . چه کسی رحم می کند به من . انت مولای و انا عبد و هل یرحم العبد الّا مولا . چه شرابی است این دعا . حضرت علی علیه السلام برای ما چکار کرده است . حیف ما با این شرابها مست نمی شویم . میکده ای به قدرت به وجد ، به شادی ، به رقص به شور به میکده اسماء الله نمی رسد . انسان اسم را بفهمد و با اسم رابطه برقرار کند . نمی فهمیم چیست بعد ادعای خدایی می کنیم انا ربکم . خدا کجاست من ببینم ؟ کو خدا ؟ من خودم پول در آوردم پول زور برای چی بدهم ؟ من خودم درس خواندم تو هر لحظه که داری درس می خوانی خدا یک لحظه نگاهت نکند عنایت محدودش را قطع کند . حافظت را از دستت می گیرد . طرف فیلسوف است یک لحظه حافظه او را می گیرد . شما به تیمارستان نگاه کنید به دکتر مهندسها نگاه کنید درس خواند ، خواند بعد خدا از او گرفت . حالا بین خودش ، خودش فاصله انداخت . این درسهاش کجا رفت ؟ هیچ چیز مال تو نیست . کسی ایاک نعبد و ایاک نستعین را نمی فهمد رابطه اش را با آسمون ضعیف است . امیرالمونین چه کسی بوده است ؟ کامل ترین مظهر خداست بیشتر از همه روی سجاده و رو نماز بوده است . گداترین آدمها پیغمبر اکرم بوده . گداترین آدمها انبیاء بودند . حضرت زهرا ناموس خداست گل سر سبد خلقت خداست ولی بیشتر از همه التماس خدا را می کند باری اینکه می داند او کیست رابطه را می فهمد برای همین یک لحظه غافل نمی شود .

برای همین خدا خدا می کند . موسی کلیم الله را نگاه کنید پیامبر اوالعزم موسی قدرتمند و جلالی طرف را با یک مشت کشته است هی می آید کنار چاه می نشیند دخترهای شعیب که از چاه آب می کشیدند در آن جا به خدا می گوید ربِّ یعنی ای مالک مدبر من ، صاحب من ، ای کسی که لحظه به لحظه داری من رو تبدیل می کنی . اِنّی لِما اَنضرت مِن خیر فقیر . خدایا هر چه به من نازل کنی من فقیرم . من نیاز دارم . کدام از ما نان خودمان را از خدا گرفتیم . ما خیلی تکبر داریم . خدا می فرماید : موسی نمک سفره ات را از من بخواه ، علف گوسفندانت را از من بخواه. ما خدا را کاملا کنار گذاشتیم . هوش خودم ، حافظه خودم ، استعداد خودم ، مغز خودم ، تجارتم . ... همش من . به یک مشت آدمهای گدا مثل خودمان بیشتر اعتماد داریم به خدا . از نظر عاطفی آن قدر بدبخت شدیم به عشق زمینی ، اگر کسی نگوید دوستم دارد بدبختم ، اگر همسرم ، پدر و مادرم ، فرزندانم ، نامزدم ، دوستم ، ... ما خیلی بدبختیم .

چون همش آویزان ، وابسته ، گدای خودمان هستیم . عزیزم اگر خدا از تو راضی نباشد تو چیزی نداری برای اینکه به عشق زمینی برسد کاملاً خدا را فراموش می کند معیت خدا را می کند . اگر فلان کس دوستش داشته باشد ، به او نگاه کند ، قبولش کند ، وابسته است . خدا ما را گدا نیافریده است به تو می گه در نماز بایست بگو قُل هو الله احد . الله صمد برو تا صمدیت ، برو اگر کسی به من نگاه نکند من بدبخت و بیچاره می شوم . 40 سال در نماز می خوانی أشهد ان لا اله الا الله خدایا من معشوقی جز تو ندارم . 40 سال در نماز می خوانی دروغ . 40 سال در نماز می خوانی أشهد أن لا اله الا الله وحده لا شریک له . خدایا من در دل دادگی و عشق به معنای حقیقی هیچ کس را شریک تو نمی کنم . هیچ کس نیست که بیاید شریک شود در مسائل اقتصادی هزار و یک باید تحمل کنیم . بیشتر مسئولین ما واقعاً در مسائل سیاسی به توحید نرسیدند اگر آمریکا قهر کند ما بدبختیم . ما باید دل انگلیس ، دل ابر قدرتها را بدست بیاوریم . مگه می شه مستقل از دنیا باشیم ، مگه می شه به خدا تکیه کنیم مگه می شه به امام زمان تکیه کنیم . اگر آمریکا تحریم کند بدبختیم ، بیچاره می شویم . اگر قهر کنند می میریم . آینه جلویت است . کَم مِن فئه قلیه غلبهً مئهً کثیره باذن الله . گروه کمی به اذن خدا به گروه زیاد غلبه می کننند نمونه اش دهها جنگ پیامبر . نمونه هشت سال دفاع مقدس . همه دنیا ریختند به کشوری که از هر جهت فقیر بود اقتصاد ، نیروی نظامی ، تجهیزات همه فقیر ، تجارب ، نظامی فقیر ، به قول مقام معظم رهبری یک سیم خاردار هم به ما نمی دادند . روی همه ی دنیا را با تکیه به خدا کم کردند . تو فقط خدا را داشته باش بلد باش چگونه خدا را داشته باشی . شب عملیات همه چیز خدا بود . الله اکبر .

به امیرالمومنین گفتند : این سرباز دشمن مرده است ولی نه جای تیر دارد ، نه ترکش ، چگونه مرده است . حضرت فرمود وقتی من الله اکبر گفتم این مرد . خدا شاهد ما بالای سر عراقیها رسیدیم نه یک بار ، نه دوبار بدون تیر و ترکش ما مردند تا گفتیم الله اکبرجا در جا مردند با یا مهری مردند . بچه ها بلد بودند چگونه گدایی کنند یک یا زهرا می گفتند مشکلشان حل می شود . یک یا الله می گفتند ابر کنار می رفت یا مهتاب می شد . بلد بودند از خدا استفاده کنند خاک بر سر کسی که خدا را دارد بعد همه اش چشمش دنبال این و آن است . آن خدا از ما گله می کند . درهای بندگانم می کوبد حال که بسته است و در مرا که باز است رها می کند چه کسی به گناهان بسیارش به من امید بست و من او را نا امید کردم . چقدر این دعا در تعقیبات نماز قشنگ است . الهی إن کان ذنبی عظیماً و عفوک من ذنبی . خدایا اگر گناهان من بزرگ است ، عفو تو عظیم تر است . اگر یقه ی من را به خاطر گناهان بگیری و منهم یقه ی تو را به خاطر عفو ت می گیرم . و من کسی را ندارم جز تو مرا ببخشد .

وَ مَن یَغفَرِ الذّنوب الّا الله چه کسی گناه را جز خدا می بخشد برای چه با رفیقت درباره ی گناهانت حرف می زنی حق نداری گناهت را برای کسی تعریف کنی . گناه هیچ کس را تعریف نکنید از هیچ کس هم نخواهید گناهش را تعریف کند . پیش کسی هم جز خدا اعتراف نکنید . آرزوهای بندگانم را به خود پیوستم . یعنی آرزوهای آن ها به من وابسته است . همه چیز آنها به من تکیه دارد . امیدشان را نزد خود ذخیره کردم . هر وقت بگوید یا الله لبیک می گویم . اگر صلاحش باشد به او می دهم اگر شعورش برسد و لیاقت داشته باشد اگر به خاطر دعایش تلاش کند . باید متناسب دعا تلاش کنند . اگر هم ندهم چون من را صدا زده است ذخیره برای آخرت می کنم یک جا که بیشتر نیاز دارد ذخیره می کنم .

هیچ کس نیست در عمرش یا الله بگوید بیهوده باشد . دستش را بالا ببرد دست خالی برگردد . دست پر معناش نیست که من الان دعا کردم کیسه پول بیافتد یک جایی که بالاتر از کیسه پول احتیاج دارد به آن جا می دهد . ما فقیریم . ماجرای اصلی مادر برزخ و آخرت شروع می شود خدا آن جا می گوید این بنده ی من هزار تا دعا خواسته داشته 50 تای آنها را دادم 950 تا را الان باید بدم .

آن جا ما نیاز داریم آن جا هیچ کس کمک تو نمی تواند بکند ، آسمانهایم را از کسی که از تسبیح گویی من ملول نمی شود فرشته ها هستند . عجب موجوداتی هستند عاشق و شیفته ی خدا هستند . تمام آسمانهایم را با فرشته ها هستند . عجب موجوداتی هستند عاشق و شیفته هستند . تمام آسمانهایم را با فرشته ها پر کردم به فرشته ها فرمان دادم . به فرشته هایی که هیچ وقت از ذکر خدا خسته نمی شوند . اتوماتیک نیستند که ذکر بگویند اشتیاق دارند . شیفته و عاشق خدا هستند خسته نمی شوند . لذت می برند از اینکه خدا به آنها فرمانی بدهد . فرشته ها غذا نمی خواهند ، نیرو نمی خواهند تمام نیروی خود را از یاد خدا می گیرند من آدم می شناسم روزها ، شب ها غذا نمی خورد تا گرسنه و تشنه می شود ذکر می گوید شما اینها را باور نکنید . نشنیده بگیرد.

موسی 40 شب به طور رفت دست به غذا و آب نزد شیفتگی چکار کرد اصلاً طبیعت آنجا نبود چشم تو چشم خدا بود . کمال مطلق بود . برای چی برگردد ما وقتی به خودمان نگاه می کنیم چقدر فاصله داریم آن 40 شب از خدا چشم بر نداشت ما سالها نماز خواندیم یک بار به خدا چشم نیانداختیم فرق ما با موسی این است . مشکل من همین است . گاهی وقتها فکر می کنم 40 سال نماز خواندم دو دقیقه مخاطب خدا قرار نگرفتم . 40 سال گفتم می بینمت ( ایّاک ) فقط تو را می پرستم ولی حواسم به جیبم ، ذهنم ، بیرون بود . فرق من با موسی این است . این فرشته ها را فرمان دادم که درهای من و بندگانم را نبندند حال آنکه به بلای گرفتار شده است نمی داند جز کسی من توان ساختن آن را ندارد هی برو سراغ این و آن ، آیا از بندگان خدا کمک نگیریم ؟ باید حواست باشد اول خدا را ببینی . اگر خدا اذن ندهد هیچ کس نمی تواند کاری بکند . حواست باشد هر چی است خداست .

خدا می گوید تو ذاتاً مستقل نیستی ، فقیر هستی . من را رها می کنی سراغ کسی دیگر می روی . جز من کسی نمی تواند کاری کند . مثلا پزشک ماهر است دعا و توسل می خواهم چکار ؟ کاری نمی تواند بکند یک قیچی هم در شکمش می گذارد . چند وقت عفونت می کند و می میرد . پس چرا بنده ام با امید خود از من روی بر می گرداند ؟ شکایتهای خدا چقدر خجالت آور است . حال آنکه از من چیزی نخواسته به او دادم . از غیر من درخواست می کند . آیا گمان می کنی به خلقم بی آنکه درخواست کند می بخشم ؟ آیا گمان می کنی من که ، یا من یعطی سئله یا من یعطی من لم یسئله وَ لم یعرفه . خدا به کسی که نه می شناسد یه چیزی می خواهد می دهد . آَعطنی بمسئلتی ایاک جمیع خیر الدنیا و جمیع خیر آخرت . ولی تو را می شناسم از تو می خواهم . آیا گمان می کنی من به خلقم بی آنکه درخواستی کنند می بخشم چون از من درخواست کنند من به درخواست کننده ام پاسخ مثبت نمی دهم . ما اصلاً سرمان را روی پای خدا نمی گذارند جز تو . آدم با این عشق و آرامش با این صمیمیت ترس و لرز کنار بگذاریم . 40 سال به تو وجود می دهد چطور می تواند فراموشت کند چه زیبا می گوید کیف أن ساک و انت ذاکرین خدایا چگونه تو را فراموش کنم در حالیکه تو مرا فراموش نمی کنی . چگونه از تو غفلت کنم در حالیکه دائماً مراقب من هستی . چشم تو چشم مراقب من است . ما خیلی به خدا ظلم می کنیم . من خودم در رأس هستم . این جا کلاس درس نیست من هم استاد نیستم فقط با هم مباحثه می کنیم . آیا من بخیلم ؟ خدا می گوید : ما خیلی وقتها با ترس و لرز سراغ خدا می رویم این یکی را خدا نمی دهد ، نمی شود ، جور در نمی آید . ما اصلاً پیش خدا رفتیم بگوییم دلم رو آروم کن خدایا شادم کن ، ما فقط دستور دادیم این قدر پول بده فلانی را بکش من تحمل دیدنش را ندارم نمی شه فلانی را نکشد . تو آروم شوی ، شاد شوی . یک ولی خدا بود به او گفتم شما این همه مدت تو این اتاق کوهی ، صحرایی ، یک نگاهی به من کرد گفت : آن حالی که لب دریاست اینجا به من نمی دهد ؟ همه ی آنها را اینجا می گیرم . خدا بخیل نیست .