بحثمان در اسماءالله که درباره اسم اعظم احدو واحد مطالبی را خدمت عزیزان عرض کردم به توضیحاتی که یکی از آنها فرمایش مبسوطی بوداز امیرالمومنین (ع)به یکی از اصحاب روایت قسمتیش این بود که به عزت و جلالم سوگند هرکس را که به غیر از من امید بنددناامید خواهم کردو در میان مردم براو لباس خواری خواهم پوشاند واورا از قرب خوددور خواهم ساخت و او را از وصال خود ناکام خواهم ساخت .
وچون اندیشناک کسی جز من باشد یعنی چه اندیشناک کسی جز من باشد ؟یعنی از غیر ازمن حساب ببرد از کسی غیر از من بترسد او را بی بهره و گمنام خواهم ساخت وای بر او آیا در تنگناهایش از چه کسی جز من امید فریاد رسی دارد حال آنکه بر طرف ساختن تنگناها به دست من است درهای بندگانم را می کوبد حال آنکه بسته است ودر مراکه باز است رها می کند .
حالا اینرا توضیح دهیم رابطه ما با خدا وند تبارک و تعالی که رابطه خالق و مخلوق است رابطه موجود محدود با مطلق .
مبانی معرفت نفس و انسان شناسی :
رابطه تمام مخلوقات خداوند با خود خدا دقیقا مثل رابطه وجود ذهنی با ماست شما الان وقتی که یک تصویری رادر ذهنتان تصور می کنید به او حیات می دهید توضیحات مبسوط این نحوه خلق ووجود ونحوه رابطه مخلوقات با خدا را در دو اردو به صورت تخصصی توضیح دادیم آنهایکه خیلی دقیق تر می خواهند بدانند به مباحث اردوی اول و اردوی دوم مراجعه کنند اینجا خیلی مختصر عرض می کنم آنهایکه فهمیدند خوش به حالشان خداراشکر کنند آنهایکه یک مقدار سختشان بود حتما از من برنامه بگیرند .
و به مباحث توحید هم مراجعه کنند خداوند موجودات را از چیزی غیراز خودش خلق نکرده همانطور که حضرت زهرا(س)در خطبه مسجد مدینه فرمودند :(ابتدع الاشیاءلامن شیئ) خداوند مخلوقات را به صورت بدیع بدون فکر بدون زمینه قبلی بدون تامل بدون نقشه قبلی آفرید اما نه از چیزی این فرمایش فوق العاده است یعنی ما یک خدا و یک چیزی غیر از خدا نداشتیم که خدا موجودات را ازآن چیز خلق کند هر چه که هست ما فقط یک موجود مطلق واحد داریم و احد که اینها را توضیح دادیم انها که در اسماء درهمین کلاس بودند دیگر برایشان شبهه و سئو ال نیست . مگر کسی جدید آماده باشد و قبلا سیر نگرفته باشد.
مبانی معرفت نفس و انسان شناسی :
فقط در عالم هستی یک وجود مطلق و جاودان و بی نهایت داریم هر چه هست تجلیات و ظهورات خودش هستند دوتاوجود نداشتیم یک خداداشته باشیم با یک چیزی غیر از خدا .خدا در آن چیزی که غیراز خودش است تصرف کرده بعد مخلوقات را باآن خلق کرده مثل اینکه ما چند چیز رابا هم قاطی می کنیم و یک چیز درست می کنیم همه مخلوقات ظهورات وجود هستند اما خیال نیستند اینکه باطل باشند پوچ باشند خیلی از کسانیکه کتابها یشان را شما می خوانید
اینکه ما خیالیم ما پوچیم ما هیچیم نه این حرف غلطی است ما وجود داریم ظهورداریم ظهور هستیم فعل خدا هستیم اثر داریم و حقیقت داریم همه مخلوقات خدا اینجوری هستندخداوند هرچه که خلق می کند ظهورات و تجلیات خودش هستند مبسوط اینها را عرض کردیم اگر بخواهیم نزدیک شویم به این بحثی که داریم بحث احدوواحد باید به این نکته توجه کنیم که ما فقط یک وجود مطلق که مستقل هست خودش روی پای خودش است داریم هیچ کدام از مخلوقات خدا هستی با لذات ومستقل ندارند همه هستیها یشان وابسته به هستی خداست یک ذات داریم
و فقط یک موجود داریم که ذات دارد یعنی خودش مال خودش است خودش قائم به خودش است ونیاز به هیچ چیز غیراز خودش ندارد که اینها را در همین کلاس اثبات کردیم بقیه ظهورات و تجلیات خدا همه به خودخدا وابسته است از خودشان ذاتی ندارندیعنی یک چیزی در مقابل خدا باشند هیچ ذاتی ندارند جلوه ها تجلیات و ظهورات وفعل خداوند مخلوقات و آفریده های خداوندهستند بنابراین هیچ کس از خودش هیچ چیز ندارد .
معنای الحمدالله : یعنی همه ی کمالات همه ستایشهاهمه ی زیباییها هر چیزی که هست همه مال خداست معنای حقیقی الحمدالله رب العالمین یعنی همین یعنی هر کمالی هر ظهوری هر موجودی هر مخلوقی را که ما می بینیم در این مخلوق در این وجود چیزی هست کمالی هست هر چه که دارد اینرا خدا به او داده خودش ذاتا ندارد خودش اصلا ذات ندارد که بخواهد آن ذات چیزی داشته باشد یک مظهر است یک آفریده است یک موجود وابسته است هر چه که دارد مال خداست خدابه اوداده مثل رابطه ی وجود ذهنی ما با ما. ما الان یک تصویری را از خودمان تصور می کنیم
از بیرون کسی در ذهن ما نمی آید بکارد الان من تصویری را تصور نمی کردم خودم قبلا تصور نمی کردم الان تصور می کنم مثلا من به شما می گویم الان همه یک مخلوق جدید می گویم این مخلوق را شما می آفرینید و خودتان به او وجود می دهیم در طبیعت هم نیست مثلا شما یک گل سبز رنگ را فرض کنید نه شاخ و برگش خودگل سبزاست این گل سبز را چند برابر کنید در ذهنتان بزرگش کنید رشدش دهید بدون بو الان من تصور کردم رشدش دادم بوهم ندارد می گویم حالا یک بوی خوب و مطبوع بعد می گویم توگلبرگهای گلی که تصور کردید
یکی یک رنگ بنفش بکارید شما می کارید حالا این گل که رنگ بنفش به آن اضافه کردید حالا حاشیه بنفش را رنگ قرمز بزنید زدم حالا چند ساعت روی این گل کار می کنیم تمام این مدت که روی این گل کار می کردید این گل وجودش و کمالاتش و آثارش و خواصش را از شما می گیرد بعد می گویم حالا نابودش کنید ولش کنید تاولش کنید نیست چون ذاتش خصوصیاتش کمالاتش حرکتش حیاتش مرگش دست تو بود تمامش کردی رفت رابطه ما با خدا همین طور است اینکه در قرآن می فرماید ما همانطور که شما را انتشار دادیم جمعتان می کنیم .
(یوم نطوی السماء کطی السجل للکتب) می گویدآسمانرا همانطورکه قبلا بازش کرده بودیم جمعش می کنیم پهن کردیم فتخ دادیم (کانتار تقا )خیلی محکم آسمان را پهن کردیم انواع ستاره ها سیارات موجودات کره زمین میلیاردهاموجود یک عالم فرشته ...
هر وقت هم بخواهم جمعش می کنم (ان رلک علی الله یسیر) خیلی راحت بارها در قرآن می گوید اگر بخواهیم شمارا جمع می کنیم یک خلق جدید ایجاد می کنیم برای من (خدا )جمع کردن شماو یک خلق دیگر جای شما آوردن به همین راحتی است چه خدایی ...اینکه حضرت به پای خدا می افتد و با ذلت گریه می کند (یا من بیده ناسیتی )ای کسیکه تمام وجود من دست توست (یا علیما بفقری وفاقتی )خدایا تو می دانی من چقدر بدبختم من چقدر فقیرم من هیچ چیزم مال خودم نیست چون می فهمد را بطه اش با خدا چیه آدم وقتی می فهمد رابطه اش با خدا چطوریه و رابطه عالم با خدا چه جوریه وقتی می ایستد در مقابل این خدا می گوید:
الله اکبر، بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدالله رب العالمین، هیچ چیزش مال خودمان نیست (الحمدالله رب العالمین )این حالت رایک لفظ در قرآن برایش داریم اسمش هست فقر فقیر به کسی می گویند الان تو کمر شما یک ستون هست که می گویند ستون فقرات وقتی این ستون بشکند کسی نمی تواند خودش رانگه دارد نمی تواند بلند شود نمی تواند چیزی را بگیرد این ستون بشکند اگر کسی بیاید بلندت کند یا با عصایی چیزی بلند شوی اگررهایت کنند می افتی چون ستون نداری فقیر به کسی می گویند که ستون فقراتش شکسته از نظر اقتصادی نمی تواند نیاز خودش را تامین کند وروی پای خودش نمی تو اند بایستد به کمک احتیاج دارد یک کسی از بیرون باید چیزی به او بدهد والا می میرد نابود می شود
اینرا خوب دقت کردید بعد خدامی خواهد مارا معرفی کندیعنی به ما می خواهد شناسنامه دهد می گویدحواست باشد شناسنامه ات راگم نکنی چون الان اگرکسی شناسنامه اش را گم کند هویت ندارد شماره ملی گم شود هیچ هویتی هیچ جا ندارد یعنی برود هر جا بگوید من فلانی هستم می گویند شناسنامه ات را بده کی هستی کی متولد شدی من ایرانیم قبول نمی کنند من فلانیم قبول نمی کنند من پسر فلانیم قبول نمی کنند شناسنامه بیار اگر یک کسی شناسنامه اش گم شود همه جا لنگ است به ما میخواهد شناسنامه بدهد (یا ایها الناس انتم الفقراء الی الله )ای مردم همه تان فقیرید یک موقع به کسی می گویند همه تان فقیرید فکر می کند که من ماهی ده میلیون حقوق دارم اینرا نمی گویند فقیر به او می گویند نادار ندار یعنی ماشین ندارد خانه ندارد ولی فقیر به او نمی گویند فقیر یعنی کسیکه نمی تواند روی پای خودش بایستد مال خودش نیست هیچ چیز ندارد .
ای مردم (انتم الفقراءالی الله )شما همه تان دار وندارتان از پیغمبر تان، شاهتان وزیرتان ،گدایتان رئیس جمهورتان سالمتان مریضتان همه فقیربه خدایید وابستگی تام در ذات در صفات و در افعالتان وابسته به خدایید یک جمله قشنگ که در نماز داریم این است (بحول الله وقوته اقوم و اقعد )من با حول و قوه خدا می نشینم و می ایستم می خواهم انگشتم را تکان دهم خدا اراده نکند نمی توانم تکان دهم می خواهم فکر کنم نمی گذارد (ان الله یحول بین المرء وقلبه )اینها را مبسوط دارد
وتوضیح دادیم خیلی بحث اوج دارد خدا بین من و خودم فاصله می اندازد می خواهم فکر کنم نمی گذارد دیدید یک نفر می خواهد فکر کند نمی تواند خودش را جمع کند می خواهی نگاه کنی ام ا اسیهارا دیدید چشمهایشان می زند اصلا نمی ایستد نمی تواند چشمش رانگه دارد همینطوری می زند بعد می خواهد حرف بزند مثلا می خواهد پسرش را صدا کند حسن بعد جمله بعدی را یادش نمی آید اصلا یادش نمی آید این حسن است داریم یکی از دوستان می گوید من پدرم اینطوریه مثلا می گوید به پدرم سلام می کنم می گوید توکی هستی نه مادرم نه خواهر برادرهایم را می شناسد فقط پیامبر و آل را می شناسد در نماز طبیعی است .
صلوات و درود ولعن اینها را یادش است چون داریم اینها جزءذاتش می شود مثل هوامثل تنفس مثل غذا جزءذات شخص می شود دیگر پیامبر و ال و خدا ذاتی شخص می شود خوش به حال کسیکه اینگونه است ام اس این بیماری را نمی گیرد ولی ام اس می تواند کاری کند که تو پدرت را یادت نیاید خودت را یادت نیاری که هستی ولی محمد وآل یادت هست می دانی اینها هستند اینقدر قوی می شود خوش به حال کسیکه اینقدر عاشق است اینقدر معرفت دارد می گفت مارا یادش نیست اما پیغمبر دشمنان پیغمبر یادش هست صلوات می فرستد درود می فرستد دشمنان را لعن می فرستد بقیه چیزها مطلقا یادش نیست بین تو و دلت فاصله می اندازد می خواهی فکر کنی نمی توانی می خواهی تصمیم بگیری نمی توانی می خواهی حرف بزنی جمله ات یک چیز دیگر می شود هیچی تومال خودت نیست نفس می خواهی بکشی بند می آید می خواهد جمعت کند جمع می کند خدا همانطور که ما به این تصویر گل لحظه به لحظه وجود می دهیم
هیچ وقت خدا یک مخلوق را خلق نمی کند بگوید این مخلوق خلق شد بروخوش آمدی کاری داشتی به من بگوچیزی خواستی به من بگو برو در خانه پیغمبر بروتوسل کن ما به تو می دهیم اینطوری نیست خدا دقیقا به تمام مخلوقاتش لحظه به لحظه وجود و فیض می دهد یعنی وجودشان و فیضها ذات صفت وفعل لحظه به لحظه عطا می شود .
یا دائم الفضل علی البریه :اسم کلمه دائم که می آوریم (یا دائم )که خواندیم می رسیم به اسماء یا دائم که گفتیم یعنی خدا دائم است یعنی چه در جوشن کبیر داریم یعنی او دائم .الله اکبر نمی توانی سجده نکنی نمی توانی به رو نیفتی نمی توانی ذلیل نشوی نمی توانی گریه نکنی دیوانه ات می کند چه خدایی دائما بی نهایت مخلوق دارد و همینطور خلق می کند همه را پخش کرده در عالم وجود حساب همه را هم دارد .
(لارطب و لا یا بس الا فی کتاب مبین)(لایخفی علیه شی فی الارض ولا فی السماء)هیچ چیز جا از من مخفی نیست (این ما تولو فثم وجه الله )هر جا بر گردید نگاه کنید فقط خدا را می بینید خدا و ظهورات خداست هیچ جا خارج از خدا نیست هیچ جانیست که خدا آنجا نباشد این همه شهودی استاحتیاج به اثبات علمی ندارد .
معنای اسم الظاهر :بگویید من می خواهم بروم یک جایی که خدا نباشد نمی شود تو نظام درونی خودم نه بروم یک جایی که خدا نباشد نمی شود این خدا اینقدر هست اینقدر ظهور داردکه کافر هم می بیندش کافری که انکارش می کند می بیندش نادانی را که می خواهد گناه کند معثیت کند ممکن است بگوید خدا نیست چه آشی ؟چه دوغی ؟اما هرگز نمی تواند خدا را نبیند می گوید توکشتی تایتانیک نشسته بودیم با یک کسی راجع به خدا حرف می زدیم گفت خدا کجا بودخدایی نیست گفت یکدفعه کشتی خورد به کوه یخ همه فرار کردند ما هم فرار کردیم آمدم در کابین دیدم او دارد داد می زند خدایا نجاتم بده خدا را می بیند آدم بازی در می آورد از این حرفها می زند مشهودترین چیز خداست ظاهر ترین چیز خداست (هو الظاهر )فقط خداهم ظاهر است یعنی ما،هر شیئی را که می بینیم خدارا یقینا می بینیم و با او خدا را می بینیم
حالا ممکن است یک کسی بگوید یعنی چه من اینرا کاغذ می بینم من اینجا لیوان می بینم نه تمریناتش را قبلا کردیم مبسوطش هم در اردوهاهست امکان ندارد یک کسی اول مخلوق را ببیند بعد خدارا ببیند محال است شما نمی توانی شما اگر این کاغذ را دیدی ولی قبلش درخت را ندیدی ممکن است تو نفهم باشی یک کسی نفهم باشد و اینرا نبیند
اما به طور طبیعی است هر آدم به کاغذ نگاه کند اول درخت می بیند بعد شرکتهای تجاری می بیند که درخت رابریدند کارگر می بیند اره می بیند مهندس می بیند بریدن و توجنگل رامی بیند بردن در کارخانه را می بیند با ٱن کارخانه هزار تاعوامل دیگر می بیند بعد مواد اظافه کرده اند تا این در آمده همه آنها را ما قبل از این می بینیم چه کسی می تواند بگوید نه من فقط کاغذرا می بینم آنها را نمی بینم
یک آدم در عالم سراغ دارید بگوید من فقط اینرا می بینم و آنهارا نمی بینم کتاب ببینم نویسنده را نبینم کتاب ببینم چاپخانه را نبینم نمی شود شما مخلوق را که می بینید قبلش تا خالق را نبیند مخلوق را نمی بیند این خدایی است که اینقدر با مخلوقاتش همراه است همه جا .بعد می گوید شما همه فقیر من هستید یعنی همه چیز تان به من وابسته است .
غیر از من چه کسی به شما کمک می کند کسی وجود ندارد .معنای دعای ایاک نعبد و ایاک نستعین :وجودی غیراز من نیست که شما بخواهید از او کمک بگیرید و به داد شما برسد برای همین بفهمد وقتی جلوی من می ایستید مودبانه بگو (ایاک نعبد و ایاک نستعین )من فقط تو را عبادت می کنم وفقط ازتو اطاعت می کنم من فقط تو را قبول دارم و فقط هم از تو کمک می خواهم .
توحید در عبادت چون غیر از او معبودی وجود ندارد و توحید در استعانت فقط هم از توکمک می خواهم یک کاری هست که ما خیلی در آن لنگ می زنیم ما مادر خانه هر کسی می رویم غیر از خدا نیازمان را به هر کسی می گوییم غیر از خدا دست به هزار راه می زنیم غیر از راهی که خدامی خواهد هزار شیوه کلک حقه به ذهنمان می آید برای رسیدن به خواسته هایمان غیراز اینکه ببینیم خدا چه می گوید امید به هر کسی داریم غیر از خدا خوب حالایک آدم اینطوری خدا باید با او چه کار کند شناسنامه اش را گم کرده فکر می کند خودش آدم باکمالی است زیباست عالم است دانشمنداست استاد است ثروت دارد پول دارد سالم است ورزشکار است ولی توهیچ چیز مال خودت نیست.
وجودت مال خودته ؟نه.صفاتت مال خودته ؟نه .کمالاتت مال خودته ؟نه .تو اگر عقل و هوشی داری سرکار می روی چهارقران حقوق می گیری این عقل وهوشم خدابه توداده ذهن را خدا به تو داده می توانست این کاررا نکند ازت بگیرد بروید درتیمارستان ببینیدما چقدردکتر مهندس داریم یک جا خدا همه را میگیرد من من میکند مثل قارون. قارون گفت:(انما اوتیته علی علم )من تمام این ثروت را خودم به دست آوردم حالا پول مفت بدهم مثل خیلی افراد که الان می گویند می گوییم خمس به کی بدهیم؟
بدهیم به آخوندها بابامگر آخوند می خواهد بخورد آخوند اگر جمع می کند یا استفاده می کند یا به کسی مصرف می رساند طبق دین خدا مصرف می کند در حق تو لطف می کند خمست را می گیرد چون نگیرد مالت تطهیر نمی شود
نه پول زور چی بدهم انگار خودش کارکرده یکدفعه خدایکی دوتا هزار تا ده هزار تا بروید ببینید چند میلیون آدم ثروتمند را خدا به مذلت کشانده به گدایی انداخته چقدر آدمهای نابغه در تیمارستان هستند چقدرزیباها با ترشح هورمون زشت شده اند چقدر زیباها که به زیبایشان به قدرت بدنیشان به اندامشان به هیکلشان مینازیدند در یک حادثه تصادف هیچ کس نگاهشان نمی کند هر کدام از ما هم صدها از این موارد سراغ داریم قلدری می کند
شناسنامه راگم کرده است .شناسنامه ی امام سجاد (ع).
شناسنامه اش را شناخته کسیکه شناسنامه اش را دارد اینطوری است (الهی من انا حتی تغضب علی )من کیم که تو بخواهی به من غضب کنی (فو عزتک )قسم به عزتت (ما یزین ملکک احسانی )هیچ وقت نظام خلقت تو ازوجود من زین العابدین که به من می گویند زین العابدین هیچ وقت هیچ کمالی به خلقت تو با وجود من اضافه نشده من هیچ وقت نتوانستم خلقت تو رایک کمال به آن اضافه کنم یک قشیگی اضافه کنم قسم به عزتت هر چه هست مال خودته (ولا یقبهه اسائتی )گناهان من هم نتوانسته ذره ای به خلقت تو آلودگی ایجاد کنه من کیم ؟(الهی کیف ادعوک وانا انا )من اصلا چطور می خواهم تو را دعا کنم چطور با تو حرف بزنم در حالیکه من منم من کسی نیستم (وکیف اقطع رجائی منک و انت انت )تو را می بینم اصلانمی توانم قطع امید کنم با تو نمی ترسم با تو ناامید نمی شوم با تو اظطراب نمی گیردم با تو ذلیل نمی شوم هیچی نمی تواند مرا خار کند با تو آویزان و نیازمند و گدای محبت کسی نیستم ولی خودم هیچی نیستم این شناسنامه ماست اگر این شناسنامه را کسی گم کرده و نگاهش اشتباه است
چرا فلانی عزیزتر ازمن است چرا به فلانی بیشتر محبت کردی اصلا تو چرابه کسی غیر ازمن محبت می کنی چرا به فلانی بیشتر از من عطا کردی ؟اگر آدم شناسنامه اش را گم کرد تکبر پیدا می کند( من) طاغوت در خانه می شود همه باید از او حساب ببرند زن تبیچاره شوهر بیچاره بچه ها باید حساب ببرند برادر بزرگ می شود همه باید از او حساب ببرند آخ آخ این آدم شناسنامه اش را گم کرده می دانید خدابا او چه کارمی کند؟
من نماز نمی خوانم نماز چیه ؟فخر فروشی .جلوی پایم باید بلند شوید چرا به من سلام نکردید ؟چرا تحویل نگرفتید ؟چرا اینطوری شد ؟چرا آن طوری شد ؟چرا مرابالای مجلس ننشاندند ؟چرا به فلانی فلان چیز را دادند به من ندادند ؟این بدبختی که هه ما داریم بدبختی ما همه اش این است که شناسنامه را گم می کنیم یک (من )داریم که واقعی هم نیست این منی که واقعیت ندارد و توهمی است جنایت می کنیم .
غصه می خوریم ذلت می کشیم بدبختی می کشیم آخر هم می رویم جهنم .
شخصیت آدم متکبر :من آدم متکبر را روز قیامت حتی به اندازه طبیعی بدینش هم مشهور نمی کنم کوچکش می کنم خدا هر چقدر بخواهد ما را کوچک و بزرگ می کند به اندازه یک موچه آدم است می اندازم زیر دست و پای مردم پنجاه هزار سال قیامت این مردم می روند و می آیند و حسابهایشان را می دهند این اون زیر است ولهش می کند مثل این کارتونهارا دیده اید له می کنند و پامی شود می رود دقیقا همان صحنه کارتون هی له می شود هی حیات پیدا می کند
چون آنجا مر گی وجود ندارد (لا یموت فیها )مرگ ندارد (ولایحیی)اما حیاتی هم که از آن لذت ببردندار هرروز آرزوی مردن می کند (ویقول الکافر یالیتنی کنت )ای کاش خاک باشم .
می گوید همه می آیند هی له می کنند تا مردن می رود و بر می گردد اصلاتو که هستی تمام این من منایی که در دنیا کردید به شوهرت به خودت به زنت به بچه هایت به زیر دستهایت به پدر و مادرت به جامعه ات من من کردی تمام این منها چون هیچ منی وجود نداشته عزت کاذب ذلت صادق می آورد قاعده اش را در معرفت نفس توضیح دادیم تو ادای وجود دارها را در آوردی تو
گفتی من یک ذاتی دارم یک کسی هستم خیلی راحت هر چیزی به تو بر می خورد خیلی راحت قهر می کردی خیلی راحت زودرنجی حساسیت عصبانیت بدبینی بد اخلاقی غرغر کردن نق نق زدن همه به خاطر تو آتیش گرفتن سوختن همه باید تو را ملاحظه می کردند هر چی( من) آورده
خدا لهش می کندله می کند عجب له کردنی همه که به بهشت و جهنم رفته اند تازه نوبت اینها می شود نوبت اینها می شود کجا می روند ؟می فرماید می فرستیمشان یک جایی که به آنجا می گویند (سقر )(یقال له سقر )در قرآن هم داریم (ما سلککم فی سقر )شما برای چه به سقر آمده اید (قالولم نکن من المصلین )مانماز نمی خواندیم
به فکر ایتام و مساکین و گداها هم نبودیم خودمان بخوریم خودمان عشق و حال کنیم من زن و بچه ام رفیقانم خودمان فقط فقرا مسکین ها بی کسها بی خانمانها الان سر زمستان است بیست میلیون پاکستانی اونجا چه می کشند چقدر شیعه چقدر مسلمانان سر پناه ندارند غذا ندارند سردشان می شود حالا این پاکستان کشوهای دیگر هم همینطور به من چه خودم زن و بچه ام میلیاردها ایتام امام زمان در دنیا نیاز به کمک فرهنگی ما دارند به من چه که انها دستشان ازامام زمان دور است به من چه خواهرو برادرهای من هستند .
اصلا خودم هستم (هو انت )اول خودتی به من چه پاکستانیها به من چه .هندیها به من مر بوط نیست .فلسطینیها به من چه لبنانیها به من چه خدارحمت کند آیت الله بهجت (س)اگر من برای مسلمانان غصه نخورم برای چینیها شب غصه می خورم ما خیلی بی عاطفه زندگی می کنیم فقط خودم فقط زن و بچه ام فقط شوهرم فقط بچه هایم فقط خودمان بقیه بمیرند (ولم نکن نطعم المسکین )فکر مساکین نبودیم فکر ایتام نبودیم سقر یه جایی هست کف جهنم بدترین جهنم است شعله ی جهنم را تامین می کند وادی هست که تمام حرارت جهنم برای تمام جهنمیها از اینجا تامین می شود می گوید این آدم متکبر جایش در سقر است همان جا جامی اندازد حالا خیلی راحت حسادت کن خیلی راحت تکبر کن خیلی راحت به دیگران بدبین باش خیلی راحت نق بزن.غر بزن .به من برخورد چرا احترام منرارعایت نکردن چرا از من تشکر نکردند چرا به من نگفت دستت درد نکنه به من نگفت چرا قدر منو ندانست ؟بابا بکش این من را چه خبره همش (من)(من)با من خودت یک کشوری را به آتش می کشانی فقط با من یک کشور را به آتش می کشه به فتنه می کشه .
ما یک استادی داشتیم البته هنوز هم هست حفظه الله تعالی ظریف .نورانی .لطیف .یک موقع می آمد منزل مایک وقت می خواستیم جلویش مرغ بگذاریم اگه می فهمید این مرغ برای اوست اصلا لب نمی زد .اگر می فهمید مرغ برای او سر بریده شده مطلقا نمی خورد می گفت اگر قرار است غذای کس دیگر باشد یک تکه اش را به من بدهند می خورم اما به خاطر من یک مرغ سر بریده شده باشد نه ما چه جنایتهایی سر گیاهان می کنیم سر حیوانات می کنیم ما فکر مساکین نبودیم آدم متکبر که تمام زندگیش من شده .شما نگاه کن آدمهایی که(من )دارند اینقدر غصه می خورند پدرش یک چیزی بگوید بهش برمی خورد شوهرش یک چیزی بگوید غصه می خورد
اصلا طلاق می گیرد چون به او بر خورده زنش را طلاق می دهد به دلیل اینکه به آقا برخورده .چرا به او بی احترامی کردند من تحقیر شدم هر جا احساس می کنی بی احترامی شده تحقیر شدی نوش جانتان اگر بریزی به هم آنطرف پوستت را می کنند
آنقدر پیغمبر بچه اش همسراش و کسان دیگر حالا بچه نه ولی همسراش چقدر اذیتش کردن دو بیشتره یا سه آدما را له می کنه من کیه ؟(انتم لافقراءالی الله و الله هو الغنی الحمید )اینجاست آدم آن دعاهایی که از معصومین هست با چه گریه ای خدایا رحم کن به فقر من (لا املک انفسی نفعا و لا ضرا و لا موتا و لا حیاه و لا نشورا )هیچی از خودم ندارم تازه وقتی هم می خواهد بگوید خدایا دوست دارم می گه (فقیرک بفناک )فقیرت فدات بشود (مسکینک سائلک )ما چقدر با این من غصه خوردیم چون من داریم چون من داریم چقدر دیگران را شکنجه دادیم
همسرانمان را شکنجه دادیم .پدر و مادرمان را شکنجه دادیم همکارا.دوستانمان را شکنجه دادیم چه جهنمها چه قهرا چه جداییها چه فتنه ها ی فامیلی وخانوادگی و شغلی در اداره یک نفر جلوی (منش )را نمی تواند بگیرد یک سازمان را به همه می ریزیه در یک هیات یکی جلوی منش را نمی تواند بگیرد یک هیات را خراب می کند در یک پایگاه در یک مسجد در یک محیط یک کسی منش بزرگه به همه ی کارها لطمه می زند
همه ی کارها را خراب می کند توطئه می کند فتنه می کند درو غ می گوید شایعه می کند انگ می زند غیبت می کند وای بر او .بدون (من)نه یا با من یا بدون من باشد من همه چیز را به هم می ریزم من تا وقتی یک چیزی را می خواهم یک چیزی را دوست دارم که منم حفظ بشود اگر من منم حفظ نشه می خواهم سر به تنش نباشد برای همین یک کسیکه وجودش فقر به پدر ومادرش بوده تمام این وجود و پدر و مادر از نطفه و بزرگ شده و متولد شده و غذا دادن به آن و سر و پای خودش شده و دسش را همسرش را همه چیز را از پدر و مادرش دارد خیلی بد هست بعد کافی است این بابا یک جا یک چیزی کمتر از یک برادر دیگر یک خواهر دیگر بگیرد می بینی تمام زحمات این پدر و مادر را ندیده می گیرد با بی حیایی و دریدگی روبروی پدرو مادرش می ایسته .بابا تو سالها از دست این غذا خوردی استادم همینطور هست سالها ازاین استاد شیر خورده علم خورده وجود خورده یک جاکافیه جوردرنیاد می بینی که هم غیبت می کنه همه حسادت می کنه هم تهمت می زنه هم خیلی کارهای دیگر قهرونازهای خیلی زیاد .
گفت آقا من می خواهم از این شکایت کنم برای چه؟ گفت بابا موکشته .به امام سجاد عرض کرد گفت کی هست ؟گفت استادمه گفت پدرتو کشته ؟گفت بله، گفت استادت است تو نمی توانی، پدرتو کشته که کشته نمی تونی ازش شکایت کنی نمی تونی قصاص کنی حق حیات معنوی حق حیات آخرتی گردن تو داره غیر از پدرت که حق حیات مادی گردن تو داره ما فقط خودمون ما اگه استادم می خواهیم همسرم می خواهیم پدرم می خواهیم مادهم می خواهیم دوسه تارا می خواهیم ائمه را می خواهیم خدارا می خواهیم برای خودمان نمی خواهیم، کافیست خدایک جا با حیوانیت من یک حکمی بده خلاف حیوانیت من، من با خدا درگیر می شوم یک حکمی بده خانمها باید اینطور باشند ای خدا تو از مردها طرفداری کردی درگیر می شه، ای خدا از زنها طرفداری کردی با خدا درگیر می شه ،ای خدامن باید با پدر و مادرم اینطوری کنم ولو پدر و مادرم ظالم باشند من باید کوتاه بیام بله تو باید کوتاه بیای من ،خدا می گم این با خدا نمی تواند کنار بیاید چون منش خیلی بزرگ است
این آدم شناسنامه اش را گم کرده این آدم خودش هم نمی شناسد خداراهم نمی شناسد همه ی بدبختیها یی که سر آدم می آید برای این است که شناسنامه ندارد .
ضرورت شناخت نفس :حضرت امیر المومنین (ع)فرمود :کسیکه خودش را نمی شناسد هیچ علمی به دردش نمی خورد همین است (لا تجهل نفسک )جاهل به خودت نباش (فان الجاهل معرفه نفسه جاهل بکل شی )کسیکه خودش را نمی شناسد هیچ چیزرا نمی شناسد به دردش نمی خورد دکتر جهنمیست مهندس جهنمیست درس طلبگی خوانده است چون خودش را نمی شناسد ریخته درذهنش فقه خوانده تفسیر خوانده فلسفه خوانده ولی خودش را نمی شناسد
یک مملکت را ممکن است به هم بریزد مرجع تقلید یک مملکت را به هم می ریزد آقای فقیه شما در فقه مگر نخواندید وقتی یک کشور اسلامی حاکم شرع دارد هیچ فقیهی هیچ مجتهدی حق ندارد عید فطر اعلام کند و ماه رمضان تمام شده من مجتهدم اعلام می کنم اشتباه می کنی حاکم شرع فقط می توانداعلام کند امیر المومنین بالاتر است یا خلیفه دوم به او می گفتند آقا عید شده می گفت اگر خلیفه گفت باشد اگر نگفت نه جامعه را به هم نمی ریخت فتنه نمی کردبه امام صادق می گفتند آقا عیداست روزه بگیریم می گفت ببینید خلیفه چی می گفت خلیفه که قاتل امام صادق است غیر حاکم نباید اعلام کند من ماه رادیدم فلان کس گفته ماه را دیدم ما می خوریم آقا مملکت هرج و مرج می شود دین خدا مسخره می شود من (من)نمی گذارد مرجع هم هست ولی منش نمی گذارد کلاس من درس من منبر من پشت سر من اقتدا کنید چنین باشد چنان باشد همین بازیها که کودکان دارند آنهاهم که بزرگ شدند وقتی منش را نمی شناسد دارندو لو لباس پیغمبر هم تنش باشد ولو دکتر مهندس باشد ولو وزیر باشد ولو رئیس جمهورباشد هرکه باشد وقتی کسی منش رانشناسد فتنه درست می شود آدم نباید شناسنامه اش یارش برود اگر شناسنامه ات را گم کنی هم فاسدی هم افساد می کنی همه چیز را به هم می ریزی شیطان یک ساعت تکبرکرد (کبر ساعه )یک ساعت نه شصت دقیقه یک لحظه خدا گفت سجده کن گفت نمی کنم من بهترم نمی کنم ما خیلی وقتها به خاطر منمان حاض نیستیم خدارا قبول کنیم دین و احکام خدارا قبول کنیم .
عین شیطان فقط رجمش را نده شدنش و اینکه خدا به آن گفت جهنم را از تو و پیروانت پرمی کنم گفت برای ما که پیروان او هستیم نوبت ما هم می رسد این رجم را بعدا می بینیم اینکه ما چقدر جلو خدا قلدری کردیم چقدروایسادیم جلوخدا من من کردیم در حالیکه تواصلا منی نداری تو چطور جلوی خدا می ایستی من قرآن را که قبول ندارم این حکمم قبول ندارم تا ثابت نشود آقا مرجع تقلید گفته اینرد فقه آقا این کار حرام است طلا دست نکن اقای محترم نه اصلا تا علتش را ندانم نمی شود .
آقا شما دکتر می روی به دکتر بگو برای چه آمپول نوشتی می فرستمت تیمارستان مرد حسابی من متخصصم هر چه گفتم گوش کن درستم هست به خدا می گویی باید من را توجیح کنی اصلا چرا با من مشورت نکردی این جمله صادر شده از بعضیها کاش خدا با ما مشورت می کرد یک سئوالی از ما نکرد .
درهای بندگانم را می کوبد آویزان هم می شود حال آنکه بسته است یعنی فایده ندارد بنده برای تو چه کار می کند و در مرا که باز است رها می کند امشب شب جمعه است یک فرشته ای می آید صدا می کند کسی هست بیاید تو به کند کسی هست بخواهدآشتی کند کسی هست بخواهد من ببخشمش ؟کسی هست که چیزی بخواهد ؟ما شب جمعه هایمان که مرده است ما اصلا باخدا کاری نداریم انگار اصلا نیازی به او نداریم .
کجاست ما این هزار تا اسم را کی استفاده ی کنیم ؟چه کسی برای گناهان بسیارش به من امید بسته و من امیدش را ناامید کردم خدا می گوید دیدید یک گناهکار حرفه ای بیاد با پنجاه سال گناه من ردش کرده باشم تا حالا شده که تو اینقدر احساس بدبختی می کنی و فکر می کنی آمرزیده نمی شوی نه برو ببین خدا اینقدر بی پایان مغفرتش که تو آمدی به من بگویی ببخش تو آمدی عذر خواهی کنی آمدی حیران کنی تو آمدی آشتی کنی تو انگار به همه نیاز داشتی غیر از من دریک جای دیگر می گوید بنده من تو با من خیلی با بی انصافی رفتار می کنی من با تو یک طور دیگر رفتار می کنم که انگار تو تمام مملکت وجود همین یک بنده را دارم
اما تو یک طوری رفتار کردی که انگار همه هستند غیر از من انگار من نیستم برای همین ما اینقدر بد زندگی می کنیم زندگیمان پراز شکست پراز نکبت ازدست دادن بدبختی له شدن مچاله شدن هست چرا ؟چون ما درست زندگی نمی کنیم قدرت بی نهایت کمال مطلق با ماست ما می ذاریمش کنار بعد می خواهیم با چیزهایی که همه ی آنها گدای خدا هستند بایک مشت گدایی که هیچ چیز ندارند با شوهری که خودش بدبخت تراز خودت است بازنی که بدبخت تر از خودت است ندارتراز خودته با پدر مادری که فقیر تر از خودت هستند با بچه می خوای بزرگ شوی آخرمردحسابی تو رفتی زنت را طلاق دادی چون بچه دار نمی شده بچه می خواهد برای تو چه کار کند ؟
چه می خواهد برایت بیاورد بچه دارمی شود طلاقش دادم ای بابا ما چقدر گدای این و آن هستیم گدای چیز های دیگر هستیم قیافه پرستیژرنگ ،آجر، آهن بدبختیم دیگه خدایا به حق محمد و آل محمد هر چه غیر از خودت هست به این شب عزیز قسمت می دهیم به همه اولیای الهی هر چه غیراز خودت هست از دل ما کنار بزن .
معنای دعای امن یجیب :به معنای این دعا توجه کنید (امن یجیب )چه کسی است که اجابت می کند (المظطر )مظطر یعنی آدم بدبختی که هیچ چیز ندار یک آدم گرفتار (امن یجیب المظطر اذا )موقعی که این مضطر بیچاره (دعاه )خدارا می خواند (ویکشف السوء)و خدا هم از آن سوءرا کشف می کند و برطرف می کند )(اعوذبالله من الشیطان الرجیم امن یجیب المظطر اذا دعاه و یکشف السوء)