جلسه 079 - شرح اسماءالله
شماره جلسه
79
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1389
ماه
2
روز
2
متن کامل (خام) ‌ جلسه 079 - شرح اسماءالله

بحث ما در اسم شریف احد و واحد به اخلاص رسید که احدیت و واحدیت حق تعالی ما را به اخلاص دعوت می کند، و اخلاص را توضیح دادیم، که ملاک عبادت و بندگی است و اوج و نهایت برای اخلاص است، در باره اخلاص چند روایت عوض می کنیم: انشاءالله خداوند تبارک و تعالی بر ما این توفیق را بدهد که روز به روز به این غایت نزدیک شویم پیامبر (ص) می فرمایند: با الاخلاص تتفاضل مراتب المومنین.

یعنی تفاوت و برتری درجات مومنین بر اخلاص است، بارها عرض شده که حجم و نوع کار خیلی مهم نیست، نه اینکه مهم نیست آنچه که اهمیت بیشتری دارد اخلاص در کار است. اینکه یک نفر چقدر کار می کند و چه حجمی از عبادات، بندگی و اعمال صالح دارد یک مسئله است و اینکه چقدر برای خداوند بوده و پذیرفته است و خالص برای خداست به عشق خداوند به فرمان خداوند بر فرمان نفس بحث دیگری است.

درجات مومنین به اخلاص است، درجات انسانیت، هم به اخلاص است؛ ما در نظام طبیعی و انسانی مان وقتی خودمان را به عنوان یک حیوان باور می کنیم درجه بندی، ما را براساس منطق حیوانی تدارک می بینیم، در کمالات گیاهی شخص رشد و تغذیه و زیبای و تولید مثل و استخدام زیبایی ها و قدرت بدنی داشت، بعضی از آدم ها حتی به اندازه حیوان هم برای خود ارزش قائل نمی شوند یعنی درجه بندی ها و تفاضل های شان، مسابقه ها و چشم و همچشمی ها و رقابت های شان و سرعت و تکاثر شان «سفت گیری و سرعت گیری» آنها از هم، زیاد جمع کردن شان در کمالات گیاهی است؛ یا بچه بیشتری داشته باشند را مهم می دانند.

وقتی از آنها می پرسند که این زندگی تان می ارزد؟ در جواب می گویند که 5 عدد بچه درست کرده ایم، پنج تا بچه خیلی ثروت زیادی است به شرطی که با کمالات انسانی بزرگ شان کنید. اگر با کمال و نگاه گیاهی بزرگ شان کنید هنری نبوده خیلی ثروت زیادی است که بچه داشته باشیم، یک گوشه گندم به هفتصد می رسد، بچه داشتن که کمال نیست، مسابقه و افسوس خوردن ها در بچه دار شدن و نشدن، در حالی که این اصلاً کمالی نیست، حتی یک مومن هم اگر از نظر ایمانی و انسانی بگوید که بچه ارزش دارد؛ بچه صحنه قیامتی انسان است.

بچه باعث باقیات و صالحات است انسانی که بچه دار نیست، ازدواج نکرده و نمی تواند ازدواج کند یا بچه دار نمی شوند آن می تواند هزاران بچه برای خودش در همین دنیا داشته باشد مثل بچه حقیقی، و روز قیمت هم مثل بچه حقیقی برای او اثر دارد....

راه را خدا نبسته است یک کسی یک کار فر هنگی انجام دهد و بنیاد یک کار خیر را بکند، انسان هایی را تربیت کند و معلم باشند یا آموزش خیر به دیگران دهد، در روز قیامت همه کسانی که پیش استاد درس می خواندند به عنوان بچه های او محشور می شوند. بچه ها و نسل آنها هم جزء بچه های آن استاد هستند. یک بچه می تواند برای ما چه کار کند؟ انسان می تواند هزاران بچه داشته باشد به مسابقه در زیبایی و زیبا بودن و پوست و مو و عمل دماغ و ابرو و لب و هیکل و کلی هزینه و دغدغه و پول گذاشتن و فکر کردن و جستجو کردن و وقتی طرف می میرد می بینند اگر یک صدم این وقت را که گذاشته است به هیکلش برسد یا پزشکی که یک دستی برسد و گوشش بکشد اگر به دنبال پیدا کردن مربی یا استاد یا یک انسان خوب و ولی خدا گذاشته بود. برای نام ابدی آن خیلی به نفعش بود و باخت کرده است. نه پولی که برای اندام خرج کرده برای روح خرج نکرده.

کلاً کمالات زیبایی در بحث ظاهر کمالات گیاهی است. بحث باطن جمال است که فرق می کند. و زیبایی انسان در بحث انسانی فرق دارد. اما طرف برای ظاهر چقدر در دغدغه دارد. خانه و پرده و وسایل موارد با هم مسابقه می گذارند و هر که سبقت بگیرد خودش را بالاتر می داند. با زیبایی بچه و همسر، بعضی ها آنقدر بی غیرت اند که زنهای شان را با آرایش به خیابان می فرستند و به دیاست رسیده اند. و پُز می دهند. برای اینکه شوهر ها و بچه ها و ناموس خود را در ملاء عام گذاشته اند در خوردن در تولید مثل و قدرت بدنی.

باشگاه می رون برای اینکه دور بازو را به دیگران نشان بدهند و معروف و مشهور اند. و معروف به اینکه آنقدر بار می برد و مورچه هم 50 برابر وزن خود را بر می دارد به چه کمالی رسیده ای تفاضل ها به این شناخته شده وقت و عمر و جوانی و استعدادی که انسان باید ابدیتش را با آن بسازد صرف این گونه امور می کند. کمالات حیوانی که دیگر بماند و نیاز ها و فرائض جنسی، مسکن گزینی، تفریح، کار، خدمت در خدمت به مردم اگر از خدا و با خدا نیاید جزء کمالات حیوانی است، ثواب و ارزش را دارد.

بهشت هم دارد ولی جزء کمالات حیوانی است، کمال چیزی نیست که خدا به آن درجه ندهد کافر هم کمال تولید کند خداوند به او ثواب می دهد کمال هر چه باشد اجر و ثواب و درجه دارد ولی قیمت انسان این نیست، یک کسی خود را از خدا و ابدیت بیاندازد و بگوید که می خواهم خدمت به خلق کنم و تمام ارتباطش با حق تعالی دچار خدشه شود که می خواهد خدمت به خلق کند. نمی ارزد.

مقام جزء کمالات حیوانی است. مسابقه در مقام رتبه، مدرک تحصیلی در جمادات «اتومبیل، خانه، تلفن، طلا، زمین» که این جور آدم ها گرفتارتر از بقیه اند؛ اکثراً دیدن مقام، رتبه درجه، موفقیت و خوشبختی را در این می بیند، ازدواج کردی، یا نه. لباس و خانه ات چطور است؟ خانه داری؟ موقعیت داری یا نه؟ مدرک داری یا نه؟ تفریح، خوردن؟

قرآن کریم وقتی که انسانها را درجه بندی می کند بر 5 دسته تقسیم می کند: 1 سوره ی بقره آیه 74، ثمّ قَسَت قلوبکم من بعد ذالک فهی کالاحجاره. بعضی از آدم ها قیمت شان اندازه سنگ است. او اشدّ قسوه بعضی ها از سنگ هم پست تر اند. یعنی سنگ آنقدر شعور دارد که وقتی اسم خدا را می شنود و ان فیها لما یهوه من خشیته الله... سنگ ها در مقابل اسم خدا انعطاف دارند در حالی که شما به اندازه سنگ هم شعور ندارید.

دل های تان از سنگ هم بدتر است کسی که از یاد خدا، اسم خدا متاثر نیست لذت نمی برد باید حتماً خودش را مداوا کند. کسی که ارزش های خدا، هنجار های الهی دردلش جا ندارد باید حتماً خودش را درمان کند، یعنی شما قیمت تان از سنگ هم کمتر است. سنگها معرفت و خشیت دارند وقتی اسم خدا را می شنوند متحول می شوند. دسته سوم: بعضی ها قیمت شان به اندازه چهارپایان است، بَل هم اضلّ از چهارپایان هم پست تر اند. چرا؟ پیغمبر منبا را بر ذکر برده می فرماید: رب مرکوب خیر من راکت لانهوا اکثر ذکراً منه بسیار مرکب هایی هستند که از راکب خودشان بهتر اند. برای اینکه ذکر شان بیشتر است. و یاد خدا را بیشتر می کنند این چهار دسته: 1- سنگ 2- پست تر از سنگ 3- حیوان 4- پست تر از حیوان.

یک دسته را فقط انسان می داند. بقیه همه معطل اند. برای اینکه باور کنید که خیلی جدی است اول قسم می خورد بسم الله الرحمن الرحیم والعصر ان الانسان لفی خسر همه دارند سرمایه شان را از دست می دهند. لفی خسر، نه اینکه ضرر می کنند نه اصل سرمایه را از دست می دهند. کسی که کار اقتصادی می کند می داند اصل سرمایه را از دست می دهند یعنی چی؟

مثل یخ فروشی که رفته یخ بخرد تمام پولش را برای یخ داده و حالا مشتری نیامده و همه یخ ها آب شده است حسی به آدم دست می دهد، ان الانسان لفی خسر. همه زیان می کنند. مگر یک دست، الان الذین آمنوا و عمل الصالحات «عملی که منطبق با رضای خداست و مطابق با اذن و دستور خداست و تواصو بالحق. فکر همه اند فکر بهشت و جهنم و تواصوا بالصبر. همدیگر را به حق دعوت و توصیه می کنند هر جا حق و نورانیتی پیدا کنند به فکر همدیگر هستند فقط خود خوری و تک خوری نمی کنند. و به هم قدرت می دهند.

«و تواصوا بالصبر» صبر می دهند و مقاومت و نیروی هم را قوی می کنند. اگر این چهار دسته داشته باشی آدم هستی، پیغمبر می فرماید: با الاخلاص تتفاضل مراتب المومنین. کاری به جمادات و گیاهان نداریم ولی درجات آدمها قیمتدارند و در رحم دنیا دارند شبیه بهشت متولد می شوند و موقع وفات آدم های این طوری درجات شان با اخلاص است «بهشت» هر چی به رضا و عشق خدا بیشتر است آدم تر است و هر چه خدا را بیشتر در نظر می گیرد آدم تر است. و حالا در تمرینات سعی می کنیم که از هفته بعد مقداری تمرین دهم.

انسان وقتی باطنش شبیه به انسان می شود این دوتا فرمول که در مومن است و ذاتی است «شادی و آرامش» اگر تو متدینی و آرام نیستی و مذهبی هستی و شاد نیستی «اخلاص نیت» امکان ندارد حقیقت آدمیت و انسانیت سراغ ما بیاید و ما شاد نباشیم مگر می شود کسی سالم باشد و از سلامتش لذت نبرد مگر می شود کسی ورزش کند ولی از ورزش هیچ انبساطی به او دست ندهد امکان ندارد.

اصلاً آدمی که ورزش می کند با آدمی که ورزش نمی کند جدا اند. کسی که می خواهد مشکلات فکری، روحی و ذهنی اش حل شود ورزش کند، اصلاً آدم دیگری می شود. به قول مسیح علیه السلام در آب رونده، خیس شونده است، مگر می شود شما در آب بروید ولی خیس نشوید. نمی شود حقیقت آدمیت به انسانیت به اخلاص بیاید ولی شاد نشوی خدا تو را شاد می کند در دنیا.

اگر به پوچی و افکار پلید می رسی، حمله از جلو و عقب و راست و چپ شیطان است. خودمان فضاسازی کردیم. اگر ما به سمت اخلاق رویم امنیت و آرامش داریم به امید و نشاط می رسیم. خدا مهربان است و برای آخرت نمی گذارد به من که امروز هم بهشت نقد حاصل می شود، وعده فردا را بدهد چرا باور کنم. بهشت نقد خداست. خدا همین جا به فرد می دهد. آخرت چیزهای دیگر می دهد. خداوند مثل رفیق است.

همان جا فی المجلس به تو می دهد وقتی که کاری که انسان برای خداوند انجام می دهد خداوند خیلی رفیق است که فکر کنی کاری انجام می دهد و بگوید در نامه ی اعمال تو برای آخرت تو نوشتم غلط است. نامه ی اعمالی وجود ندارد، نامه ی اعمال قبلاً گفتیم نامه ی اعمال خودت هستی در خودت می نویسد. قیامت هم خودت را باز می کنند نامه ی عمل مثل جنین است. در کجای جنین می نویسند که سالم است؟ خوب است؟ رشد دارد؟ نمره ها را کجای جنین می نویسند؟ خود جنین دارد نمره جذب می کن.

بچه که می آید از چشم و گوشش معلوم است. حاشا نمی توانیم بکنیم. گفتند تو چه زشتی گفته بود نه خیلی هم خوشگلم در بیمارستان عوض شدم. حالا نمی توانی سر کسی را کلاه بگذاری، خداوند در خودت در رحم دنیا می نویسد. تا اخلاص داشته باشی آدمیت هست. متولد که شدی فرشته ها تو را می بینند که آدمی. خودت هم تا می خواهی متولد شوی وقتی حضرت عزرائیل علیه السلام بیایند تا به او نگاه کنی می فهمی (از چهره ی حضرت) که چه کار کردی.

حضرت چهره ی شان چهره ی خودت است. او با چهره ی خودت بالای سرت می آید. اگر زیبایی، ایشان زیبا می آیند، اگر زشتی زشت می آیند. به خوابهایت، افکارت، نگاه کن می فهمی چه کار با خودت کردی. می فهمی کم داری. خداوند نقد می نویسد در خودت. نقد نقد. می گوید: إقرأ کتابک کفی بنفسک الیوم حسیبا. خودت را بخوان. خودت هم برای شهادت کافی هستی.

وقتی آدم به خودش، نگاه کند نمی تواند حاشا کند. آیینه جلوی تو می گذارند وقتی نگاه کنی می بینی شاخ یا دم درآوردی. دندان ها و پنجه ها و ناخن هایت را نگاه کن. وحشی هستی. الان به طرف می گویند خوبی، قشنگی. میگوید نه. من در آیینه که نگاه می کنم یک احساسی دارم باید بروم این دو تا لک یا خال را بردارم. دماغم را کاری کنم. .... ما حالا هر چه می گویند که آقا زشتی، کثیف است، آلوده است..... می گویی نه خیلی هم خوشگلم.

این همه آیینه جلوی تو گذاشته اند که خودت را نگاه کنی. اگر می بینی هست دائم خود فریبی نکن. برو زود غسل کن، حل کن، ولی عملش دست خودت است. تفاضل درجات به اخلاص است. إنا لله و إنا الیه راجعون. ما مال خداییم. خدایا به خاطر تو برای تو. تو راضی باش. تو خوشنود باش. در حرکت از رحم مادر به دنیا، ملاک داشتن بدن سالم است. بچه بدنش سالماست به مادر تبریک می گویند.

غصه ها از وقتی شروع می شود که نعوذ بالله ناقص باشد بیماری سخت یا غیر قابل درمان داشته باشد یا طول بکشد در حرکت از دنیا به آخرت، ملاک قلب سالم است. یوم لاینفع مال و لا بنون. الا من اتی الله بقلب سلیم. موقع رفتن هیچ چیز به دردت نمی خورد مگر این که شخصیت سالمی داشته باشی. روح سالم و قیافه ی انسانی و باطن انسانی داشته باشی.

با امام صادق علیه السلام عرض کردند که آقا قلب سلیم یعنی چی؟ فرمودند: الذی یلقی ربّه و لیس فیه أحد سواه. این از آنهایی است که باید ده جا در خانه بزنید آیه ی 89 سوره ی شعرا. اگر نمی تواند در قلب تان نگاه دارید الا من اتی الله بقلب سلیم. مگر قلب سلیم بیاورد. بقیه اش مریضی و گرفتاری دارد. همان طوری که جنین اگر مریض و ناقص بیاید گرفتاری دارد ما هم اگر مریض و ناقص برویم گرفتاری داریم. که مفصل توضیح دادم.

الا من اتی الله بقلب سلیم. قلب سلیم چیست؟ فرمود: الذی یلقی ربه و لیس فیه احد سواه. وقتی به ملاقات خداوند می رود هیچ کس در این دل نباشد. جز خداوند. هیچ جیز و هیچ کس.

یعنی خدا معشوق و اله من تویی. این معنای حقیقی کلمه ی شریفه ی لااله الا الله. هیچ معشوقی و دلبری جز خداوند ندارم. وحده یعنی تک. یعنی یار دلارام دل برده از ما. آرام و آرام و الحمدلله.

یعنی: از مهرت ای خورشید جان چون ذره ام هر سو روان

مجذوب حسن دیگران ای ماه خوبان نیستم

یعنی اله و همه چیزم تویی. یعنی با هر کس ارتباط برقرار می کنم برای تو، به اذن تو، با چهار چوب تو. ولی من دلبر و معشوق و حقیقی جز تو ندارم. لذا این ذکر را همیشه بگویند تا ما را به حقیقت خودمان نزدیک کند. زبان تان با این ذکر مترنم باشد. لااله الا الله .

آنهایی که می خواهند توبه کنند بگویند: خدایا ما یک مدت هرزه و هر جایی بودیم دل مان را خیلی جا ها فروختیم لذا بگوید: لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین. تو منزه و پاکی تو معشوق حقیقی هستی. من به خودم ظلم کردم. جای دیگری خودم را فروختم. خیلی اشتباه کردم. عمر تلف کردم.

سبحانک انی کنت من الظالمین. اینکه می گویند کسی که مترنم بشود این ذکر را زیاد بگوید از طبیعت خارج می شود برای همین است. کما اینکه این کار را یونس پیامبر کرد از ظلمات نجات پیدا کرد. نماز غفیله بخوان داستان یونس را در نماز غفیله بخوان. و ذالنّون اذ ذَهَب مغاضِباً فَظنَّ أن لن نقدِرَ علیهِ فَنادی فی الظّلُمات أن لااله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین. نتیجه چه شد؟

داستان بود؟ نه. فَستَجبنا لَهٌ و نَجَیناهُ من الغمِ و کذالِک نُنجی المومنین. هر مومنی از یونس تبعیت کند این جوری او را نجات می دهیم. از تاریکی ها او را در می آوریم. الله ولی الذین آمنوا یُخرجُهم من الظّلمات الی النّور و الذین کفروا اولیاءُهُم الطّاغوت یُخرِجونَهم من النّور الی الظّلُمات اولئک اصحابُ النّار هم فیها خالدون.

خداوند ما را به نور دعوت و هدایت می کند. استغفاری که میگویند حداقل روزی 100 مرتبه به خصوص بعد از نماز عصر بخوانید استغفار از چه؟ خدایا من آلوده شدم. امروزم را خراب کردم. دلدادگی های زیادی داشتم. استغفار و عذرخواهی می کنم. انی کنت من الظالمین. چیزی در این دل جز او نباشد. بنابراین تتقاضل یعنی چی؟ اختلاف مراتبی که پیغمبر می فرمایند: یعنی چی؟ می فرماید: انسان ها به میزان اینکه غیر خدا را از دلشان بیرون کنند انسان هستند. به میزانی که خداوند را بر دل و تصمیم های شان آن چهار مرحله (انتخابها، ارتباطات، رفتار، افکار) چه می خواهی انتخاب کنی؟ همسر، شغل، لباس، دوست، اتومبیل، و.... وقتی داری انتخاب می کنی حواست باشد برای چه کسی داری انتخاب می کنی. با چه معیاری؟

می خواهی مهریه انتخاب کنی. انتخاب و ارتباط است و می خواهی یک رفتار کنی. چشم در چشم خدا داری مهریه انتخاب می کنی. پرت نگو وقتی پیامبر می گوید مهریه زیاد دشمنی می آورد جسارت نکن. بی حیایی نکن. آقا، خدا اول چطوری راضی می شود. ببین عقل می گوید خدا می گوید. همین طوری، من به دختر و پسر های که می خواهند ازدواج کنند خیلی نصیحت می کنم که اگر می خواهی یک زندگی شاد و عشق پایدار، داشته باشید، یاد بگیرید به بلندای ابدیت عاشق هم باشید.

برای دنیا هم عصبانی نشوید. تا از اول یک شروع می کنم مشکلات هست به چیزها داد نزنیم. زن و شوهر یاد بگیرند برای دنیا داد نزنند. عصبانی نشوند. همین است که هست داد نزن. بیاییم قرار بگذاریم زن و شوهر، دو تا دوست، دو تا شریک، رئیس، برای دنیا عصبانی نشویم همه برای دنیا عصبانی نشویم. اخلاص می شود بگوید خدایا تو انی دنیا را تف کردی، آیه قرآن: الدنیا ملعون و ملعون ما فیها. دور است و دور است آنچه که در دنیاست.

الدّنیا جیفه و طالِبُها کلب. مردار است دنیا و طالب آن سگ است. من هم به خاطر این سر همسرم، محبوبم، عزیزم، بچه ام داد نمی زنم. سر شکم، غذا، دنیا، میهمانی، مسافرت و .... اینکه می گویند مومن یاکل بشهوه اهله و المنافق یاکل بشهوته. مومن با میل همسر و خانواده اش می خورد. خانم خانه دار است شکم چران نیست، به شوهر و بچه اش می گوید چه می خواهید درست کنم مرد است همینطور. هر چه درست کنی خوب است.

کجا برویم؟ هر جا زن و بچه گفتند. به خانم، هر جا بچه ها و شوهرم راحت هستند. دعوا نمی شود. شیطان هم دیگر نمی تواند کاری کند. همه ی بدبختی های ما سر خودخواهی های ماست چون در این نفس خدا نیست حیوانیت است. یا کمالات حیوانی غالب است. یا گیاهی. یا جمادی یا همه.

برای همین دعوا و اختلاف می آید. چرا مرا برداشتند و در این مرتبه گذاشتند چرا من اینجا هستم. و.. اصلاً دعوا وجود ندارد. وقتی من برای رضای خدا و به خدا فکر می کنم ارزش ها و قیمت ها با خداست همیشه شاد هستم. و آرامم. اخلاص یعنی همین، تمرین کنم اگر خداوند کریم جایی می گوید ناراحت نشو، نشو، و اگر می گوید بشو، بشو.

یک جا می گوید نترس، نترس. و جایی که گفت: بترس، بترس. جایی می گوید: بمان، بمان. و جایی می گوید: نمان و فرار کن، فرار کن. جایی می گوید بگیر جایی بده. هر چه خدا گفت. اخلاص یعنی همین. یعنی خدایا من قیمت ها و ارزش هایم همه ی انتخاب ها، ارتباطها، و رفتار هایم، ا با تو تنظیم می کنم هر چه بگویی، اخلاص در محبت و عشق یعنی اینکه وقتی می خواهید تصمیمی، در خانواده بگیرید، من چه دوست دارم بگو شما ها چه دوست دارید؟

هر چه شما بگویید من هم همین را می خواهم من عشقم همین است. که می شود اخلاص در محبت بین زن و شوهر، دو دوست، رفیق. خالص شدن است. یعنی من مال تو هستم. یعنی برای طرف مقابل خالص شوی. اگر کسی گفت: إنا لله. اگر گفت: وحده لا شریک له. اگر گفت: لا اله الا الله. یعنی قیمت ها را با او تنظیم کنم. دست به هر انتخاب، ارتباط، رفتار، افکاری می زنیم با او تنظیم کنیم.

کی خوشش می آید که اصلاً برای ما مهم نیست. در اظهار نظرها در قضاوتها خیلی دقت کنیم. که فوق العاده مهم هستند. دفعه ی قبل در مورد حکم صحبت کردیم. اخلاص در حکم، اخلاص در قضاوت. اخلاص در قیمت گذاری، الذی یلقی ربه و لیس فیه احدٌ سواه.

خدا را ملاقات کند هیچ چیز جز خدا در او نباشد. این غایت و نهایت است. باید حرکت کنیم به آن برسیم. الان آنقدر نیستیم، و همه مشرکیم. به تعبیر قرآن در قلب ما غیر خدا خیلی حاکم است. باید ذره ذره حرکت و شروع کنیم. و قسمتهایی از کارها، برنامه ها، تصمیم ها، برنامه ریزی های مان را با خدا تنظیم کنیم و ذره ذره بیشتر کنیم. و خوش به حال کسی که موقعی که از اینجا می رود وقتی در دلش را باز می کنند می بینند بوی خدا می دهد.

فرشته ها می بینند این قبر و قلب بوی خدا می دهد. من نجالس یا روح الله. با که رفاقت کنیم ای مسیح (ع) من یذکرّکم الله رؤیتهُ کسی که دیدنش شما را به یاد خداوند می اندازد. تعریف انسان گفتیم، و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر. دائم حق حق حق. ما باید حرکت کنیم. تعارف نداریم. اصلاً نیستیم این کاره نیستیم.

هنوز نمی توانیم خوب لااله الا الله بگوییم، هنوز مشرکیم هنوز خالص نشدیم. ذره ذره حرکت کنیم. در نظام بیرونی و درونی حرکت کنیم. یک چیزهایی را برای خداوند بگذاریم کنار. این برای تو از یاد خودم هم ببرش. هر چیز می خواهی انتخاب کن. ساعت، لباس، رنگ، دوست، تلفن، و.... می خواهی انتخاب کنی. همسر، اتومبیل، شغل، درآمد، و.... خدا راضی است یا نه؟ می خواهد یا نه؟

قطع ها، وصل ها، بریدنها، وصل شدن ها، همه برای خدا. می خواهی از کسی بدت بیاید اول باید از خداوند اجازه بگیریم خدایا من حق دارم بدم بیاید یا نه. صدی، نودو نه درصد موارد خداوند به تو می گوید این که تو بدت می آید من دوستش دارم. حق نداری ولی ما معمولاً هوس بازیم با معیارهای خودمان از یک نفر متنفر می شویم. در حالی که خدا و امام زمان (عج) اصلاً از این شخص که تو بدت می آید بدشان نمی آید.

99 درصد طلاق ها همین طوری است. می خواهم طلاق بدهم. خداوند می گوید: اشتباه است. می خواهم بگیرم. اشتباه هست. خیلی جا ها خداوند می گوید قهر نه. ما با معیار های خودمان قهر می کنیم. از که خوشم می آید. ما می گوییم چه کسی با من تنظیم است که به من محبت می کند که به من حال می دهد چه کسی سود بیشتری برای من دارد. اما که خدا بیشتر دوستش دارد که.

به امام سلام الله تعالی علیه گفتند: این آخوند که پشت سرش نماز می خوانی، خیلی پشت سر شما بد می گوید (اگر ما بفهمیم کسی از ما بد می گوید دشمن دومی شویم و زود محبتش را از دل مان بیرون می کنیم) و کینه ای می شویم خیلی مفتی، جاهایی که دل ما از یک نفر زده می شود می بینیم همه ی مبنا ها خودمان بودیم.

اصلاً آخرت نیست. آنجا که دوست می شویم خدا نیست. دشمن می شویم همین طور. این چه دین و انسانیتی است؟ اگر به وحشی ترین حیوان ها هم محبت کنیم رفیق ما می شوند. اگر کسی با من مهربانی کند دوستش دارم آدم خوبی است و ... اینکه اصلاً خودت هستی اصلاً خدا نیست. با خودت داری می سنجی. اگر با تو خوب نبود و خدا دوستش داشت هنر این است که دوستش داشته باشی.

امام فرمود: این مرد خوبی است و چون فکر می کند من گناه می کنم برای خدا از من غیبت می کند. یاد بگیریم از اینها. ما نه. دشمنی و دوستی ما با اخلاص نیست. در معراج که درس خصوصی است مبنا را خداوند در حدیث معراج به پیامبر می فرماید: من خدا محبتم را واجب کردم برای هر کسی که دیگران را برای من دوست دارد.

آدم هایی که به خاطر من با هم رفیق می شوند. للمتحابّین فی للمتعاطفین فی آنهایی که محبت شان به خاطر من است. آنهایی که عاطفه ورزی شان به خاطر من است. للمتواسلین فی. ارتباط شان با هم همه به خاطر من است. و برای هیچ چیز دیگر نیست. در اوجش خدا می گوید. اصلاً این وقتی می خواهند به انسان ها نگاه کنند از چشم خودشان نگاه نمی کنند از چشم من به بندگانم نگاه می کنند. به آدم ها نگاه می کنند و دوست دارند.

ما همه چیز را با خودمان می سنجیم. می گوید از زن و شوهر بدم می آید می خواهم از او جدا شوم. یک ذره از چشم خداوند کریم نگاه کن عاشق زنت می شوی. به کمالات و قیمت او به ارزش های او، به آثار خیری که در زندگی تو داشته به این که در دست تو امانت است نگاه کن آن وقت می بینی راحت نمی توانی به خاطر 4 تا مسئله، خاله خاله بازی و بچه بازی و بچه بازی از بچه، همسر، پدر، و مادرت متنفر شوی.

می گوید از پدر و مادرم بدم می آید. خیلی بی انصاف و بی خدایی که بدت می آید. مادرم و پدرم این طوری کرده از دست شان ناراحتم. آن همه خیرات و قشنگی ها تو را به دنیا آورده است. زیر دست این مادر و پدر به خداوند تبارک و تعالی رسیدی با خدا آشنا شدی به تشیع و روح ولایت رسیدی به محبت اهل بیت گران ترین متاع انسانی رسیدی حالا چهار تا چیز دنیایی به واسطه ی پدر و مادر از ما گرفته می شود. ما را اذیت کنند و شر برسانند، فحش بدهند.

ما باید چون فحش می دهند بدمان بیاید؟ این خیلی نامردی و بی انصافی است. ماها خیلی بچه بازی داریم در نظام محبتی خود در می آوریم. اخلاص سنگین است می ترسیم کمی جدی بگویم قاطی کنید ملاک های مان را عوض کنیم آن وقت مزه ی آدمیت. خدایی بودن روح، نمک روحانیت در وجود مان می آید. می فهمیم نور یعنی چی.

عشقت و تنفرت برای خودت است. به خاطر هوست، و خودت عاشق به خاطر همان متنفر می شوی. ما خیلی وقتها وقتی از نگاه خداوند کریم به خودمان نگاه کنیم عاشق خودمان می شویم. انسانی که عاق خودش نیست نمی تواند به ابدیت راه بیاید شما باید به بلندای ابدیت عاشق خودت باشی. از چشم خداوند کریم به خودت نگاه کن خیلی دوست داشتنی هستی.

شیطان هست که تو را پیش خودت کوچک و آلوده می کند. چهار تا گناه کردی پیش خدا خیلی کثیف و بدی. عاقبتت این طوری و آن طوری می شود. دروغ است من با خدا آشتی می کنم. و با او کنار می آیم. با حمله ی از عقب گذشته را خیلی به رُخت می کشد این را بگذار کنار.

من می خواهم با خداوند برزگ رفیق شوم خدا عقده ای نیست که اگر تو قبلاً با او درگیر بودی و مخالفت کردی بگوید نمی پذیرم. وحشی محبوبترین شخصیت های روی زمین، حمزه ی سیدالشهدا را کشته. پغمبر آنقدر جگرش سوخت چقدر گریه کرد. حضرت زهرا سلام الله علیها چقدر گریه کردند. مثله کرده حمزه را. اما وقتی نامه می نویسد می خواهم توبه کنم خداوند می فرماید یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لا تقنطوا من رحمت الله.

این بنده های من (نمی گوید تو غریبه ای تو کجا پیغمبر کجا؟ تو دل پیامبر را سوزاندی جگر او را سوزاندی می فرماید عبادی، یعنی بنده ی من ای کسانی که به خودتان ظلم کردید از رحمت من اصلاً مایوس نشوید کافر از رحمت من مایوس نمی شود.

به امام رضا گفت: رفتم به خانه فلانی یکی از سردار های مامون است ماه رمضان دارد ناهار می خورد گفت: چه روزه ای؟ من به دستور همین مامون 60 نفر از اولاد پیغمبر از بچه و زن و پیر و .... همه سادات را 60 نفر کشتم روزه به چه درد من می خورد؟ مگر مرا نجات می دهد. آقا امام رضا علیه السلام فرمودند برو به او بگو ناامیدی گناهش از کشتن آنها بیشتر است.

ناامیدی یعنی کوچک کردن خدا، گناهت را بزرگتر از خدا ببینی. خدا عقده ی نیست. به او بگویی می خواهم آشتی کنم آشتی می کند. مومن هم این طوری نیست. هیچ وقت پل را پشت سر کسی خراب نمی کند. راه را نمی بندد.

با دیگران هم با نگاه خدا نگاه می کند. محبت ها و تنفر ها و دوستی ها و انتخاب هایش، رفتار ها و افکارش را با خدا تنظیم می کند به این شخص آدم می گویند یعنی کسی که باطن انسانی دارد. نه با خودش تنظیم کند. قیامت که می شود می گوید برای چه با این آدم (پدر، مادر، همسر و ...) قهر کردی، طلاق دادی، طلاق گرفتی، می گوید خوشم نمی آمد بدم می آید و بعد دلت را باز می کنند می بینی تمام در دلت خودخواهی بوده.

خودت فکر می کردی مذهبی، مقدسی، اما خودخواهی بوده. ما به ندرت ممکن است از کسی بدمان یا خوش مان بیاید خداوند بپذیرد. و بگوید به خاطر من است. اکثر تنفر های ما و محبت های ما نفسانی است. با معیار های الهی و انسانی نیست. ببین خداوند چه می گوید اخلاص یعنی این.

وقتی می گویی قل هو الله احد. این احدیت باید برایت کار کند و مبنای تصمیم گیری تو باشد. اسم احد و واحد خیلی سنگین است. مسئولیت می آورد. وحدت در عشق و تصمیم گیری و انتخاب وحدت ملاک و معیار در رفتار و مهندسی و چینش های فکری.

چقدر حرف های قشنگ دارم که می توانیم با آن ها تقویت کنیم. لااله الا الله. از این قشنگ تر أشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له. أشهد را قبلاً توضیح دادم که چطور می توانیم خودمان شهود کنیم. فلای و استاد می گویند فایده ندارد. خودم می بینم که جز خدا معشوقی ندارم. تمرین دادیم. چه تشهد قنشگی آن هم بعد از سجده دوم. آدمی که یک نماز بخواند و بفهمد چه می گوید.

نماز معراج است نماز تنهی عن الفحشاء و المنکر. است نور است. دو رکعت با قبول و باور نماز بخوانی. چقدر ذکرها و حرفهای قشنگی داریم استفاده برای شدن کنیم. هی بگوییم بگوییم اما تأثیری در شدن نکند. وصف شراب و مستی نکردن به چه در می خورد. چهل سال، پنجاه سال قرآن که شراب مومن است خوانده دو دقیقه نتوانسته مست شود.

بی خود شد، از دنیا و حیوانیت کنار بگیرد شراب چه کار می کند بیخودی می آورد. قرآن خود حیوانی و طبیعی تو را می گیرد. و خود الهی می دهد. قدرت می دهد. یک جایی که داری عصبانی می شوی، کم می آوری، تصمیم بد می گیری، وقتی قرآن می خوانی خود طبیعی و مبنا های تو را کنار می گذارد، بعد خدا جای آن می نشیند و می بینی آن تصمیم ها همه بچه گانه بود.

خوب نبود و شراب است. خودمان را از خودمان می گیرد. شروع به خواندن کنیم (قرآن و نماز) ولی مست کنیم یعنی چی؟ یعنی خود گیاهی، حیوانی کنار برود بی خود شوی. بی خود طبیعی، حیوانی، جمادی و نباتی. وقتی بی خود شوی که نفخه مال خدا و در آغوش خداست چه شود؟ چه می ماند؟ قرآن و نماز و ذکر و لااله الا الله حقیقی بگوییم. چهار تا لااله الا الله حقیقی بگوییم 1000 تا تصمیم غلط از زندگی ات بیرون برود.

1000 تا انتخاب و ارتباط غلط از زندگی ات بیرون می رود قدرت ایجاد کند. بمب است منفجر می شود و تمام منیّت ها را نابود می کند.

الحمدلله رب العالمین.