جلسه 072 - شرح اسماءالله
شماره جلسه
72
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1388
ماه
10
روز
17
متن کامل (خام) ‌ جلسه 072 - شرح اسماءالله

بحث ما در باره ی توحید افعالی و پناهندگی به حضرت حق، استعانت از او. گفتیم وجود موانع، مشکلات مختلف در زندگی ما برای این است که ما تمرین تکیه دادن به خدا و پناه بردن به او، تمرین استعانت از او کنیم.

این مشکلات و موانع همگی کمک می کنند ما به دامن خداوند پناه ببریم و خیرات و برکات این دشمنان از این جهت است. همان طور که بعضی از بزرگان و اولیاء فرمودند: انسان به هیچ مقامی از مقامات آخرتی نمی رسد مگر به برکت و کمک شیطان، منافق، کافر، هوای نفس، حسادت ها، مشکلات، حسادت هایی که اطرافیان دوستان و مومنینی با انسان می کنند همه ی این ها خیرات و برکاتی است که انسان بتواند از کانون قدرت استعانت، شادی و آرامش استفاده کند. وجود هجوم غمها و بلاها هر کدام برای این است که ما بتوانیم با وجود آنها پناه ببریم به کانون مخالف آنها و از آن کسب آرامش شادی و قدرت کنیم.

توحید افعالی یعنی کانون و وجود دیگری، اله و قدرت دیگری نیست که از آن کمک بگیرم. لاحول و لا قوته الاّ بالله العلی العظیم. لا مؤثر فی الوجود الاّ الله. اگر مشکلات، حوادث، سختی ها، فتنه ها و امتحان ها، غم ها و اذیت و آزار ها نباشد. انسان به هیچ وجه موحد و قدرتمند بار نمی آید، روح انسانی پیدا نمی کند.

اساساً یک دوست خدا در جایی شخصیت او کل می گیرد که بتواند با وجود اذیت هایی که در راه خداوند تبارک و تعالی می شود بتواند به خدا پناه ببرد و از خدا تبارک و تعالی کمک بگیرد. بنابراین ما باید جهان بینی خود را عوض کنیم. نوع نگاه مان به حوادث و مشکلات زندگی، امنیت و آزار ها، غمها و غصه ها و ترسی ها و بی پولی ها، شکست های مختلف و ... باید عوض شود. همه ی این ها برای این است که ما بتوانیم به کانون شادی و قدرت و آرامش نزدیک تر و از آن ها استفاده کنیم.

لذا در همه ی مشکلات و سختی ها می فرماید همه ی این سختی ها هست لذا تو سراغ او برو و از او کمک بگیر. و لنبلونّکم بشیء من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشّرالصابرین الذین اذا اصابتهم مصیبته قالوا انّا لله و انّا الیه راجعون.

انسان ها در برخورد با سختی ها و مشکلات دو قسمت هستند یا به کانون قدرت یا به غیر آن پناه می برند. دسته ی دوم سعی خطا دارند زیاد نتیجه نمی گیرند و مشکلات آنها استمرار دارد. اما دسته ی اول که قبول دارند خدای واحدی است و غیر از او هیچ کانونی که به ما توان، قدرت و جهت بدهد نیست شعارشان این است:

انّا لله و انّاالیه راجعون. این خیلی قدرت می دهد. و این ذکر خیلی بزرگ است و آدم های قدرتمند می توانند بگویند و آنهایی که می خواهند قدرتمند شوند تعدادی در روز می گویند انّا لله و انّا الیه راجعون. اگر این باور آمد مطمئن باشید هر قدر روی این ذکر کار کنید شادتر، قویتر، قدرتمندتر و آرام تر می شوید. آنهایی که ناراحتی اعصاب، ترس و دلهره و غصه دارند و بداخلاقی و زودرنجی و حساسیت و ترس و دشمنان و گرفتاری دارند اگر بگوییم و باور کنیم.

اگر این ذکر را دروغ هم بگوییم عیبی ندارد یواش یواش بگوییم تا باورمان شود. اگر قلب ما پذیرفت که مال خداییم پیش او بر می گردیم موقتاً اینجا هستیم قبلاً پیش او بودیم من زمینی نیستم اینجا وطن ما نیست، محل گذر است. ( به تعبیر حضرت علی علیه السلام موطن من پیش خداوند است بر می گردم پیش او.

این شخص فوق العاده در برابر مشکلات و سختی ها قدرتمند می شود. اگر یک موقعی مومن، آدم حسابی ها و ... از این اسم رمز و کللمه ی رمز و اسم اعظم استفاده می کنند هر جا تا مشکلی پیش آید این را با خود بگوید. الذین اذا اصابتهم مصیبته قالوا انّا لله و انّا الیه راجعون. استاد مجتهدی می فرمود: یعنی این نیز بگذرد. نکره هم هست عموم دارد. هر مشکلی هر مصیبتی آمد این ذکر را بگوید.

به خاطرات گذشته ی خود برگردید، حوادث و مشکلاتی بوده که چه بسا دوست نداشتید زنده باشید آرزوی مرگ می کردید و .... حالا می بینی خیلی پوچ بود حل شد و گذشت. باور این نیز بگذرد و با تکیه بر محتوای انّا لله و انّا الیه راجعون انسان را قدرتمند و موحد می کند و او را به خداوند تبارک و تعالی نزدیک تر می کند و انس انسان را به حق تعالی پیش تر می کند. در قرآن کریم برای انواع گرفتاری ها وقتی راه و چاه را می گوید تنها پناهگاهی که معرفی می کند حق تعالی است.

لذا وقتی روی اسم واحد کار می کنی بعداً آثار اسم واحد را می گوییم که مثلاً وقتی یا واحد و یا احد می گویی باید در زندگی ما نقش بازی کند یعنی تو تنها و یگانه ای و کسی جز تو را ندارم. ای یگانه ی من، ای همه ی هستی من، ای همه چیز من وقتی می گویی یا واحد بدانی تنها و فقط و فقط خداست که به داد انسان می رسد، مشکلات انسان را حل کرده و او را رشد دهد و موانع را برای رسیدن به حق تعالی از سر راه انسان بردارد.

به خود خدا التجاء پیدا کند ( برای هر چیز) برای رسیدن به خودش، به خودش بگوییم و از خودش بخواهیم ما چند بار در خانه ی خدا رفتیم که خدایا از تو، تو را می خواهم. ز تو جز تو نخواهم. اللّهم ارزقنی حبّک و حبّ من یحبّک خدا یا حب خودت و محبت خودت و هر که تو را دوست دارد. و حبّ کلَّ عمل یوصلنی الیک و محبت هر عملی که مرا به تو می رساند در دلم زیاد کن. در خانه ی خودش را بزنید.

خودش را نمی خواهید، بهشت او را می خواهید، از خودش بخواهید. جهنم نمی خواهید از خودش بخواهید. مشکلات دنیایی دارید از خودش بخواهید به خودش بگویید. فللّه الاسماء الحسنی فأدعوه بها. خدا خیلی اسم دارد یعنی همه کاره است و کمالات دارد. ( نه نام) اسم ( آن اسم ها و الفاظ اسم نیستند بلکه اسم الاسم یعنی لفظی برای کمال در خداوند هستند) و الّا غفور و رحیم، مستعان، جواد و کریم بودن اسم او نیست بلکه صفات اوست.

خداوند می فرماید: من همه کار از من بر می آید پس سراغ خودم بیایید و از من بخواهید همه کاره من هستم. غیر از من کسی نیست و جای دیگری وجود ندارد کسی غیر از من. لا اله غیری غیر از من کسی را نداری. پس توحید افعالی و عبادی خیلی مهم است در عبادت. که ببینم جدا از خدا کسی و چیزی نیست که به ما کمک کند.

حالا یکی از مشکلاتی که در زندگی ماست. خیلی از خیرات و برکات دارد و تا الان هر که به هر جا رسیده از برکت وجود اوست وجود شخصی به نام شیطان است که شخصیت حقیقی خارجی از جنس جن است لطافت دارد می تواند بدون این که ما او را ببینیم با ما ارتباط برقرار کند، در ما تولید فکر کند، طوری که صدای او را نشنویم اما فکر را می فهمیم. خیلی وقتها که افکار به سراغ ما می آید او تولید فکر می کند و می گوید و ما می فهمیم.

گاهی اوقات که می فهمیم (چون کید شیطان هم ضعیف و هم آشکار است ( انّه لکم عدوٌّ مبین) می گوییم شیطان می گوید این طوری ما هم عبد او مخلص اوییم و عمل می کنیم. عابد اوییم. خیلی وقتها نمی فهمیم فکر می کنیم فکر و اندیشه ی ماست این را گذاشته برای این که تو یاد بگیری. او می گوید خدا مرا گذاشته برای تمرین تو. مربی تو هستم تولید فکر منفی کنم تو مثبت انجام دهی.

مثل گلبول ها که برای اینکه قوی شود وظیفه ی آنها این است که باید دشمن داشته باشد دکتر ها ضعیف شده ی همان بیماری را واکسن می سازند تزریق می کنند گلبول ها تمرین می کنند مبارزه کنند قوی می شوند وقتی آن بیماری حتی شدید هم آمد نمی تواند او را زیاد اذیت کند چون قبلاً گلبول ها تمرین مبارزه با آن واکسن و بیماری را کرده بودند. واکسن تقویت نیست. یک میکروب ضعیف شده ( شیطان است) که بدن تمرین می کند با آن مبارزه کند. شیطان هم همین طوری است و تولید فکر ضعیف می کند در ما. ما باید تمرین کنیم مبارزه کنیم وقتی مبارزه می کنیم قوی می شویم. هر بار حمله می کند وقتی پناه می بری به خداوند تبارک و تعالی از خداوند یاد می گیری که او به تو می گوید این را بگو، این کار را بکن.

و کمک بگیر و جلو برو. شیطان در صحنه های مختلف در خواب و بیداری برای ما تولید فکر می کند. حمله ی از جلو دارد نسبت به متعلقات آینده و آینده ی ما حمله ی از عقب دارد نسبت به گذشته و متعلقاتش که مفصل توضیح دادیم که سه جهت دارد حمله ای از راست که سخت ترین حمله اوست. چون در این حمله از کمالات، معنویات، پاکی و حتی از تقوای شخص، از قدرت او استفاده برای جهنم بردن می کند. این طور نیست که هر که دلش پاک باشد، تقوایش بیشتر باشد گناه کمتر و عبادت بیشتر، نماز شب و صدقه ی بیشتر داده موفق تر است چون این موفقیت زمانی به درد ما می خورد که این ها ما را سنگین نکند و از صراط پایین نیاندازد.

خیلی وقتها ما گوی پاکی قلب و تقوا، بسیجی بودن، طلبه بودن، زائر، هیئتی، خون داده، جانباز، آزاده، کار خیلی کردن اگر ظرفیت نداشته باشد کار خیر انسان می تواند انسان را به جهنم ببرد. 6000 سال عبادت شیطان و جمع کردن کمالات او به او اجازه داد جلوی خداوند بیایستد. شیطان خیلی قوی کار می کند. یعنی از کمال خودت استفاده می کند تا تو را به جهنم ببرد اینکه یک کسی کمال داشته باشد باید خداوند را شکر کند و وقتی کمال را از خدا دید نه از خودش شیطان دیگر نمی تواند کاری با او کنند وای به حال کسی که دو رکعت نماز بخواند، تقوا به هم بزند، حافظ قرآن بشود، قاری قرآن بشود، طلبه و ... شود. ولی یادش برود چه کسی این ها را به او داده.

همین کمالات، قدرت، پاک بودن و گناه نکردن او بدتر از جهنم (پایین ترین درجات جهنم انسان را می برد) حمله ی راست خیلی خطرناک است. هیچ کار خیر و مقدسی انجام دهد مگر اینکه تضمین باشد او را به سمت جهنم نمی کشد.

وزنه برداری خوب است ولی اگر بیشتر از تحمل بدنت باشد استخوان هایت را خرد می کند، شما نگاه کنید دشمنان ائمه همه انسان های با کمالاتی بودند از کمالات شان استفاده کردند جلوی ائمه و پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم ایستادند فاجعه ها را ایجاد کردند. که استاد حدیث و قرآن، سابقه ی رزمندگی، جانباز بوده، جز سرداران بوده ولی ظرفیت نداشت و این سابقه منجر به ایستادن مقابل امام حسین علیه السلام و بریدن سر او شود.

کمالات ما همیشه به داد ما نمی رسد، وقتی سراغ کمالات می روید، مثل گوشت، مرغ و سبزیجات و چیز های ویتامین ها باشد که اگر بیش از حد گوش دریافت کنی نقرس می گیری از کلسیم بیشتر از حد بگیری کبدت را از بین می برد.

آهن کبد را آسیب می زند. هر چه خوب، قشنگ، معنوی و مقدس بود نه. آدم زیرک می گوید زمانی سراغ کاری می روم که بدانم سنگینم نمی کند. و مرا جهنم نمی برد. اگر نمی توانی نماز شب بخوانی و ظرفیت نداری نخوان. اگر برای خداوند تبارک و تعالی و با ظرفیت می خوانی بخوان. صف اول جماعت نمی توانی بایستی نایست. برو آخر صف. اساتید ما بار ها می فرمودند اگر جایی با شاگردان تان بودید نماز شب نخوانید بروید سخت بخوابید تقوا بازی تان نگیرد اینقدر غذا اینقدر آب بخورم. نه. بیشتر از مواقع معمولی بخورید.

داشت نماز می خواند پدرش به رفیقش گفت ببین چه پسر نازی دارم نمازش را شکست گفت روزه هم هستم. حالا طلبه ایی، دانشجویی، مداحی، مجتهدی و ... هر کاره ای هستی بدون ظرفیت آسیب می زند. بعضی از مراجع را ببینید مراجع روز ظرفیت ندارند و نداشتند از زمانی که جلوی امام ایستادند، بعضی های این ها با شاه ساخت و پاخت کردند، بعضی توطئه ی قتل امام خمینی را ریختند، خوب این ظرفیت نداشته اصلاً.

مجتهد، روحانی، سپاهی ( چقدر سپاهی داشتیم که ظرفیت اطلاعاتی بودن و .... را نداشتند و سر از کجا ها در آوردند) چقدر خط شکن داشتیم الان پناهنده به آمریکا و اسرائیلند. می خواهی هیئتی، مداح و ... شوی باید حواست را جمع کنی.

خوب است کافی نیست. اگر می خواهی کاری زمین مانده را برداری باید باید ظرفیت داشته باشی. زمانی بردار که قلبت آسیب نبیند. اول سلامت قلب من مهم است. کار زمین مانده زیاد است ولی وظیفه ای ندارم. اگر می خواهی امر به معروف کنی ولی ظرفیت نداری، سرت را پایین بیانداز و برو کنار. امر به معروف مثل پزشکی است که زمانی پزشک به سمت بیماری می رود که بتواند خود را حفظ کند.

ولی وقتی تو ظرفیت نداری. من بروم خارج از کشور برای امام زمان فعالیت کنم. بعد که رفت می بینی بعد از مدتی نمازش را هم کنار گذاشت. من بروم فلان رشته. می خواهم در این رشته به اسلام مسلمین خدمت کنم جامعه نیاز دارد. اما تو خودت پیشتر نیاز داری. در آن رشته می توانی قلبت را نگه داری؟ محیط دانشکده و لوازم آن رشته؟ اگر آسیب نمی زند خدمت کن اوج می گیری برای خدا برو.

من بروم در حراست و پلیس و غیره رفتند و هیچ چیز از آن ها باقی نمانده من بروم مشاور شوم. ینی صبح تا شب با انواع آلودگی های مردم سر و کار داری. اگر تطهیر بلد نباشی و به قلبت نرسی از بین می روی، کار راحتی نیست. حمله ی گناهان است. خداوند تبارک و تعالی خطوات دارد، وساوس دارد.

ده ها آیه ی قرآن را به خودش اختصاص داده خداوند راجع به آن حرف زده، ما اصلاً نه آن را می شناسیم. نه پناهندگی، نه استعانت را برویم. وسط گود رفتیم دائماً به سر و صورت ما می زند شب و روز. خواب بیداری. ما را جای سختی برای دوره های نظامی پس از طی کردن چند دوره ی نظام در تهران، بردند برای عملیاتی خیلی سخت. یک شب در خوابگاه گازی اشک آور انداختند در را قفل کردند.

هر که، یکی شیشه را شکست، پنجره و در را کندند. این راه درستی بود. بعضی اوقات در طبقه ی دوم چنین کاری می کردند می گفتند مشکل خودتان است دو طبقه پایین بیایید. آویزان شو، بپر، راه دیگری نیست. ما که در حال فرار بودیم بنده ی خدایی خواب و بیدار بود روی گاز اشک آور نشسته بود و گریه می کرد آی سوختم. ما همین طوریم. یعنی خداوند چنین دشمنی به ما معرفی کرده و گفته همه جا هست. تولید فکر می کند پناه برید همه جا تمرین می دهد مربی شماست. همه جا با شماست.

باید آماده باشیم مثل مربی رزمی ما آن موقع ها که تمرین رزمی می دیدیم استاد واقعاً با تمام وجود در شکم ما می زد ( با پا) تو باید بلد باشی شکم را چه کار کنی که دل و روده بیرون نریزد. ما اصلاً در این باشگاه وارد نشدیم. او در خواب، بیداری، روابط زناشویی، و ... دارد ضربه می زند ما اصلاً حواس مان نیست. که جدی هست و حضور دارد باید با او مقابله کنم. ما خواب و غافلیم و او هر چه بخواهد با ما می کند. همه جا هست خدا هم گفته همه جا او را گذاشتم که تو را قوی کند در همه ی صحنه ها فرار کنی و به من پناه ببری، کریم، جواد و ... شوی دست را در جیبت کنی که کمک کنی 70 شیطونک می چسبد به دستت. این تمرین است.

فکر های مختلف خودت بدبخت نشوی و غیره. می گویی چرا همین الان این افکار آمد. باید بتوانی یک صدقه ای بدهی که دردت بیاید. نه این که یک صد تومانی که شیطان خودش می گوید بده. بعد می بینی دفعه ی بعد کریمانه تر اعتماد به خداوند کنی. خداوند فرمود به آنچه در دست من است از آنچه در دست خودتان است بیشتر اعتماد کنید. خدا می فرماید: تا یاد نگیری از خودت رد کنی آن چشمه اصلاً جاری نمی شود. تو باید کمک کنی وقتی دیدم به اعتماد به من کمک می کنی آن موقع سرازیر می کنم.

آقایی سالی یک میلیارد تومان انفاق می کند سوال کردند چطور آنقدر انفاق داری گفته بود آن موقع که هیچ چیز نداشتم به خدا گفتم هر چه درآوردم نصف. خدا هم هی داد ما را امتحان کرد دید ما مرد هستیم. اما اگر ترسیدی و شیطان تو را وسوسه کرد جا زدی.

درگی نمی توانی تکان بخوری. حالا بگذریم بعضی خمس را هم نمی دهند. سال خمسی ندارند. حرام می خورد به زن و بچه می دهد و می خواهد ولی خدا شود. و رفیق امام زمان. در غضب آنقدر مسائل مختلف پیش می آید که تو غضب کنی.

تو را تحریک می کند صدای بچه، سر و صدا، غرغر پدر و مادر، شوهر، کسان دیگر هی روی اعصاب تو راه می روند خداوند کریم می گوید ما این ها را گذاشته ایم ببینیم اعصابت به هم می ریزد یا نه. هر اعصابت به هم می ریزد هی باختی هر چه به هم بریزی ضرر کردی. فشار قبرت زیاد می شود. پناه بردن این نیست که فقط بگویی اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. به شیطان می گویی ما خیلی مخلصیم این را می گوییم دل خدا را خوش کنیم ما با هم رفیقیم قرآن می خونی که بگویی تجوید و صوت و ..... بلدم اعوذ بالله را هم خود شیطان می گوید بگو خیلی غلیظ.

گفه بود جن آمده بود می خواستم بسم الله الرحمن الرحیم بگویم برود شیطان آمد هی گفتم نرفت بعد با قرائت خیلی نازی گفت آن جن می گفت الله الله. پناهندگی یعنی این که واقعاً جلوی او بایستی وقتی می گوید این کار را بکن. سر سفره می گوید این را بخور می گویم کناری و روبروی من بخورد بهتر است. نان تازه است بیات بخور اینطوری قوی می شوی. تا خرخره بخوری و در دهانت بیاید چه فایده دارد.

قل (شاه کلید) قُل بگو خدا با صدای خود می گوید قُل أغوذ بک من همزات الشیاطین و أغوذُ بک ربّ ان یحضرون. بگو پناه می برم به تو از وسوسه های شیطان و پناه می برم به تو از این که شیاطین نزد من حاضر شوند. سوره ی مومنون آیه ی 98-99 و اذا قرأت القرآن فاستعذ بالله من الشیطان الرجیم موقعی که قرآن می خوانی شیطان می رسد از شیطان رانده شده پناه ببر به خدا.

چقدر افراد داریم که سال ها این بیماری را مخفی میکنند فقط قرآن نیست. می گویند موقعی که نماز می خوانیم فکر های منفی می آید. قرآن می خوانم همین طور. یا دیگر روش را. پیش متخصص برو خجالت هم نکش، این فکر ها مال تو نیست مال شیطان است می گوید تا تو باورش کنی بگویی چرا سراغ من آمد. حتی در خواب تو را به لجن می کشد و فکر می کند خیلی خبیث هستی. البته تو زمینه را فراهم کردی ولی باور کن و پناه ببر به خدا. ( در دشمن شناسی مفصل توضیح دادیم).

روش را یاد گرفتی دفعه ی بعد برنده ای. هر چه شیطان فکر بد تولید کند برنده ی و مشت می زنی آدمی که درس خوانده از امتحان نمی ترسد. وقتی به شاگرد زرنگ ها می گویند امتحان عقب افتاد ناراحت می شوند. تنبل ها خوشحال می شوند. شیطان می داند اگر سر نماز و قرآن به من حمله کند تو دهنی می خورد می داند بدتر با او رفتار می کنم با او مقابله می کنم این طور نیست که هر وقت خواست فکر منفی بدهد در بروم و بگویم دیگر نماز نمی خوانم چون هر وقت نماز می خوانم این طوری می شوم. یا قرآن خواندن، نمی خوانم و به تو، تو دهنی می زنم.

پناه ببر یعنی فقط لفظ نه بلکه باید حاکی از یک پناهندگی حقیقی باشد. ما اصلاً خدا را نمی بینیم تا به او پناه ببریم. کنار خدا هستیم کانون همه ی توان ماست با بدبختی زندگی می کنیم. اسلحه داریم بلد نیستیم شلیک کنیم. تا وقتی جهالت و غفلت از قدرت ها و توان خود و از خدای مهربانی که با همه ی قدرت و توانش کنار ما ایستاده فاذا سألک عبادی عنّی، فانّی قریب من کنارتان هستم.

أَینما تولّوا فثمّ وجه الله. ویروس ضعیفی مثل شیطان که وهمی و خیالی و ضعیف است را از او می خوریم. خدای قوی که حقیقی است نمی توانیم از او استفاده کنیم. هر کدام از شما صد ها هزاران بار شیطان را شکست دادید. تعداد شکست های که به او دادید بیشتر از تعداد ضربه های است که خوردید. مگر شیطان دوست دارد شما اهل نماز، عفت، و حیا باشید دوست ندارد پس چرا نتوانسته حریف شما باشد. چون کیدش ضعیف است. مگر شیطان نمی خواهد شما قتل کنید، مشروب بخورید، زنا کنید و کثافت کاری کنید؟ چرا زورش به ما نمی رسد؟ کیدش ضعیف است.

اما همین شیطان وقتی می بیند در گناه زورش به ما نمی رسد حمله ی سمت راست می کند. لوس نشویم، ریاست، محبوبیت، نزدیک شدن به امام زمان اگر شد لوس نشویم، کسی را تحقیر نکنیم و بدتر از خودمان هیچ وقت سراغ نداشته باشیم آلوده تر و بدحال تر نیز همین طور. اما اگر خودت را خیلی خوب، پیشرفته و موفق دیدی و بقیه را ریز، ضعیف و ناتوان دیدی شیطان خیلی غلبه کرده و خوب سوار شده، اگر کسی را به خاطر گناه سرزنش کردی و به خاطر آلودگی ای که پیدا کرده تحقیر کردی، مذمت کردی، شیطان روی تو سوار شده دارد تو را می زند.

این در عبادت. پس در همه ی صحنه های عبادی و قشنگ شیطان می تواند حمله کند. اصلاً جایی نیست که ما چیزی خوش به حالمان نشود ( مادی یا معنوی) و شیطان به ما حمله نکند. برای همین هر چه سطح ثروت افراد بیشتر می شود ضعف اعصاب و ناآرامی آنها بیشتر می شود. در تمام دنیا آسایش و آرامش نسبت عکس برقرار می کند. شما دائم آرامش را بالا ببر. سطح پول، رفاه، قدرت، خرید مدرک تحصیلی، قدرت، شهرت هر چه بالاتر می رود اعصاب ضعیف تر می شود. دلخوشی از زندگی کمتر، اضطراب بیشتر، مصرف قرص بیشتر. چون با کمالات با ظرفیت برخورد نکردیم چرا؟

الان آدم هایی داریم خیلی پول دارند، امکانات مادی و ... اما می دانند چه کنند. قند، چربی، نمک خوشمزه است ولی می داند باید به اندازه مصرف کند. بیشتر که جذب کنی اذیت می شوی. چربی، قند، نمک می کشد. پول بد است بیشتر از حد زندگی را خراب می کند. زن و شوهری زندگی آرام و خوبی دارند یکی از آنها به هوس می افتند رقابت کنند. باجناق، جاری، همسایه و .... یک دفعه ترقی می کنند در آمد بالا می رود یک دفعه دیگر آن صفا و معنویت و هیئت و نماز جماعت و قرائت قرآن، انس با آن توجه به امام زمان رفت چرا؟

چون من کاره ای شدم دیپلم، لیسانس گرفتم، دکتر و استاد و ... شدم. پول آمده. اتومبیل خریدم اگر قرار است چیزی اضافه شود امام سجاد علیه السلام می فرماید: خدایا اگر نعمتی می دهی اول ظرفیت بده. مسابقه با این و آن گذاشتی و به او برسی با اینکه می بینی با امکانات بیشتر بدبخت شدند.

می خواهی تو هم بدبخت شوی. اگر می خواهی برسی اول ظرفیت سازی کن. امام سجاد علیه السلام: خدایا برای من هیچ عزت ظاهری و محبوبیت و عزت و شهرتی در نزد مردم ایجاد نکن مگر این که به همان اندازه مرا در نزد خودم ذلیل کنی. اگر انسان پیش خود ذلیل و خوار نشود و دیگران تحویلش بگیرند امکان ندارد سر از بهشت در آورد اینکه حضرت مسیح علیه السلام می فرماید رد شدنی بیشتر از سوراخ سوزن راحت تر از رفتن یک ثروتمند به بهشت است برای اینکه ثروت طرف را گیج می کنند داغان می شود دائماً در هوسهای خرید های مختلف اصلاً از ابدیت و نظام روحی و معنوی خود غافل می شود.

امکان ندارد، اگر یک شتر از سوراخ سوزن رد شد یک آدم معروف و مشهور هم به بهشت می رود الاّ قلیل که اگر بالا می رود پیش خود پایین می آید اگر چنین نشد خطرناک است. آدم هایی داشتیم خیلی پیش امام زمان گریه و ناله و رابطه داشتند امام زمان به آنها عزت و قدرت و شرافت داد دیگر برای ظهور، دعا نکردند چرا؟ گفت اگر آقا بیاید کی ما را تحویل بگیرد و دور ما جمع شود.

ما آخوند داریم می گوید آقا امام زمان (عج) را بنده خدای از بزرگان خواب دیده بود گفته بود تا حجت الاسلام فلانی (خودش) هست دیگر لزومی ندارد ما ظهور کنیم به ایشان مراجعه کنید کافی است. اینقدر از این دکان ها و کلاس های عرفانی داریم. اما اگر بگویی امام زمان و خدا اصلاً هیچ کدام در کَت آنها نمی رود تازه آنهایی که می گویند امام زمان برای خودشان می خواهند.

عزت ظاهری پیدا کردند و پیش خودشان خوار نشدند. پایین نیامدند فاجعه درست می شود. پس هیچ نعمتی نیست که همیشه به نفع ما باشد. نخواهیم جای کسی باشیم. یک وقتی کسی آرزو دارد جای کسی باشد وقتی به آن مدرک تحصیلی، مقام و ..... رسید سر از جهنم در می آورد مسابقه با کسی نگذار حواست به خودت باشد. اگر چشم هم چشمی کنی هیچ چیزی برای قلبت باقی نمی ماند. پناهندگی یعنی این.

یعنی خدایا هنگام همه ی نعمت ها مثل همه ی گناهانم و همه ی نعمت ها مثل بلا هاست چه گناه چه تقوا چه ثروت چه فقر چه همه خطرناکند. به تو پناه می برم گناه است به تو پناه می بروم عبادت است و به تو پناه می برم مرا بدبخت نکند. یک کمی کمالات و قدرت جذب می کند بعد مثل بقیه نمی تواند سینه بزند و گریه کند یا گل برای امام حسین روی لباس بمالد یا راهپیمایی برود صلوات بلند بفرستد عکس رهبرش را دست بگیرد. انگشتر و تسبیح را اگر دست بگیرد خجالت می کشد و .....

چه چیز باعث این ها می شود هر چی هست بیچاره ات می کند. نمی گذارد دست پدر زن و مادر زن را ببوسی به خواهر و برادر بزرگتر احترام بگذاری مدیر شدی نمی گذارد با زیردستانت مهربان باشی با تکبر برخورد می کنی.

پس ما اصلاً از خدا کمک نمی گیریم چقدر داریم از خدا فاصله می گیریم با این کمال مان سمت عبادت می رویم به نعمت ها دنیایی می رسیم جهنمی می شویم. توحید یعنی خدایا من با تو اصلاً آلوده نمی شوم و اگر شوم با تو پاک می شوم. گناه هم کنم با تو پاک می شوم. هیچ مقام و رتبه ای هیچ کمال و قدرتی خرابم نمی کند. از سادگی و عوام بودن و مثل بقیه ی مردم بودن مرا نمی اندازد. از مردم فاصله نمی گیرم و ریز نمی بینم یعنی قدرت دارد توانسته از او کمک بگیرد.

و امّا یَنزَغَنّک من الشیطان نزغٌ فاستعذ بالله انّه السمیع العلیم. هر وقت از طرف شیطان یک نزغ دست داد (القا شر و وسوسه) که یا القا شد و فساد است از راه کلام به زبان می آید یا به عمل یا خیال ( نزغ) شعبه های مختلف دارد یکی از آن ها دو به هم زنی است می گوید هر وقت دارد چیزی سراغت می آید فاستعذ بالله هر چه رابطه ات را می خواهد با بقیه خراب کند. هر جهنمی که دارد با همسرت، دوستت و فرمانده ات دارد درست می شود مال شیطان است.

آنجا که رابطه ات خراب شده به ندرت پیش می آید یک نفر رابطه اش برای خدا با یک نفر تیره شود خیلی جا ها هم شیطان می گوید تو برای خدا داری کار می کنی به خاطر خدا دعوا کن، حرف بزن، انتقاد کن. فامیل تان ماهواره دارد، بابای خمس نمی دهد. ما خانه اش می رویم رابطه هم داریم حالا لقمه را نخوردیم عیبی ندارد خودریم خمس می دهیم. کافر است برو خانه اش، مثل آب خوردن قطع رحم می کنیم.

چون می خواهم حزب اللهی باشم با همه قطع رحم می کنم. خانه ی پدرزنت هستی می گویی به عرفانم لطمه می خورد همه خطرناک اند. الان اساتیدی داریم که این طور درس می دهند که اول رابطه را قطع کنید. رفتن علامه رحمت الله علیه می فرماید اینکه انسان عادی عادی با دیگران زندگی کند و پاک باش. به ابوسعید گفتند فلانی روی آب راه می رود گفت: مرغابی هم روی آب راه می رود. گفت: فلانی روی هوا پرواز می کند گفت: کبوتر هم پرواز می کند.

هنر این است که عادی و سالم زندگی کنی. با یک پدر و مادر آن طوری قطع رحم چرا؟ حالا اگر ماهواره و بی حجابی است نمی رویم و می گوییم اگر می خواهی ما بیاییم خاموش کن دعایتان هم می کنیم هیچ وقت هم خودمان را بهتر ندانیم.