جلسه 070 - شرح اسماءالله
شماره جلسه
70
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1388
ماه
10
روز
3
متن کامل (خام) ‌ جلسه 070 - شرح اسماءالله

در بحث توحید گفتیم که توحید باید در همه ی جنبه های زندگی ما ظهور داشته باشد از جمله توحید در استعانت ( کمک گرفتن از خداوند تبارک و تعالی در همه شئون و شرایط. اساساً یکی ا ز اسم های مومن که خداوند کریم برای او انتخاب کرده همین مومن هست. مومن برای بنده یعنی کسی که در مورد خداوند، غیب و اسماء الهی به امنیت رسیده و عقاید او، او را به آرامش و امنیت رسانده. کسی که با خداوند به آرامش نمی رسد. کسی که با خدای به این عظمتی و با خدای که 1000 به بالا اسماء و صفات دارد این همه قدرت، علم و توانایی با این خدا نمی تواند به امنیت و آرامش برسد.

در وجودش اضطراب، ترس، غصه و نگرانی هست در واقع او را ندارد. اگر کسی چنین خدایی را داشته باشد و با او پیوند و ارتباط داشته باشد چنین کسی لا خوف علیهم و لا هم یحزنون. نه ترس و اضطراب دارند غم سراغش می آید. ما اگر اسم مومن را یدک می کنیم اما شخصیت های مضطربی هستیم و ضعیف و زودرنج و حساسیم و همه چیز زود به ما بر می خورد، زود ناامید می شویم زود به اضطراب می افتیم پس مومن نیستیم. امنیت و آرامش و خدا به وجود مومن راه یافته و با داشتن او غمناک نیست و مضطرب نیست و سرمست و شاد و آرام و بی نهایت احساس خوشبختی است.

چون او فقط خدا نیست، فقط، خالق، مالک یوم الدین نیست، معشوق، محبوب، دوست، رفیق، طبیب و همراه ماست. همانی است که دل آدم دوستش دارد. و اگر دلی، دل باشد و مریض نباشد دوستش دارد آیا ما می توانیم از گل، آب، بوی خوش لذت نبریم؟ اگر کسی چنین است بیمار است. آیا می شود عاشق زیبایی مطلق نشد؟ عاشق زیبا آفرین و زیبایی آفرین نشد؟ چطور می توانی عاشق محدود ها و مظاهر این خدای مطلق شوی. اصل عشق و دلدادگی آیا دوست داشتنی و اله ما نیست؟ انسان در حالت طبیعی اش الهش الله است. در حالت کاملاً عادی، طبیعی، و سالمش خداوند معشوقش است. دلی که خداوند معشوقش نیست حتماً سالم نیست و دچار بیماری و انحراف است.

مومن یعنی کسی که خداوند را دیده و عاشقش شده اشهد (چقدر ما را بالا گرفتند و تعریف انسان بلند است). اشهدان لا اله الا الله. یعنی او را دیدم. عاشقش شدم می بینم معشوقی جز الله ندارم و این یعنی وحدت در دلدادگی و عشق. توحید یعنی او تنها و محبوب و اله من است عشق فقط یکجا معنای حقیقی دارد و بقیه مجازی است و آن فقط خداست لا اله الا الله. بقیه ی چیز ها چون بو و رنگ او را دارد آنها را دوست دارم و می دانم مجازی است و ظهور اوست.

مومن یعنی دیده و عاشق شده با وجودش لمس کرده و شهادت می دهد گزارش نمی دهد. نمی گوید می دانم میگوید می بینم. خودم دیدم و عاشق شدم. حضرت علی علیه السلام: لم اعبد ربّ الم اره. یعنی من اصلاً پروردگاری را که نبینم عبادت نمی کنم. تمرین های این مباحث را در اردوی اول دادیم.

ببینیم و عاشق شویم. (اشهد) باید راست بگویی. مومن یعنی کسی که دلش به امنیت و آرامش رسیده، خدا را دارد گدا و فقیر نیست. بی کس و بی چیز نیست. جز اشراف است. اینکه پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند: اشراف امتی حملته الاصحاب الیل و حملته القرآن. ( عبارت عربی شاید درست نباشد) یعنی خیلی اشرافی است که شبها با خداوند کریم بزم دارد.

گر من فقیرم هر شبی (فقر مادی) دارم ز یارب یاربی

جشنی، نوایی ، مطربی، کمتر ز سلطان نیستم

چنین شخصی اشرافی است و یعنی وقت خداوند را دارد همه را دارد. گدای عاطفه ی هیچ کس و لو همسرش نیست. همسرش را به بلندای ابدیت دوست دارد (با رنگ خدا) این عشق حد هم ندارد، اما وابسته و گدا نیست. می تواند به میلیون ها انسان عشق بورزد و از عشق خود سیراب کند ولی خودش محتاج کسی نیست. چون معشوقش بی نهایت و الله هست. از آن کانون، کاملاً ارضا می شود خلاء ندارد. وابسته نیست. خودش را به دیگران تحمیل نمی کند و توجه، عشق و دوست داشتن را گدایی نمی کند.

کار خلاف شروع نمی کند که دیگران، به او توجه کنند. تصنع، و ریاکاری نمی کند که دیگران با دیدن آن دوستش بدارند. دروغ نمی گوید، ادعای باطل ندارد و .... و کلاً محتاج توجه کسی نیست.غنی است. این مومن است که شعارش این است. ما رایت ذلاًّ مثل اشتغال قلبی بفارق القلب منی.

این همه عشق ها که به تنفر رسیده می آیند و مثلاً پسر می گوید فلانی تا حالا عاشق من بود و حالا دوستم ندارد. معنای عبارت: هیچ ذلتی را مثل این ندیدم که دلم به کسی مشغول باشد که دلش به من مشغول نیست. و فارق القلب و بی خیال از من است. در مثال فارسی داریم که برای کسی بمیر که برای تو تب می کند. اصلاً مومن، وابسته و گدا نیست. دوست دارد، عاشق می شود، اما گدا نیست و شخصیت اولیه نمی شود. تحقیر نمی شود. تو چقدر مومن و انسانی. بسته به این است که چقدر خداوند تبارک و تعالی را داری.

چقدر مومنی بسته به این است که چقدر امنیت و آرامش داری. چقدر می توانی از این 1000 اسم استفاده کند؟ هر قدر بیتشر بتوانی از آن استفاده کنی مومن تری، هر قدر این 1000 اسم به تو امنیت و آرامش و روشنی می دهد تو مومنی، تو انسانی، وقتی از زیبا و کمال مطلق، چیزی در تو نیست و چیزی از آن نداری که با آن امنیت داشته باشی و اصلاً نمی توانی، روی آن حساب کنی پس تو نداری.

این هایی که به بازار برای خرید می روند چند طور هستند. بعضی هیچ پولی در جیب ندارند و با حسرت نگاه می کنند هر نگاهی حسرت را در آنها افزایش می دهد. بعضی مقدار کمی پول دارند به بازار می روند به اندازه ی پول شان با قدرت داخل مغازه می شوند و می گویند آقا آن چند و این چند، تکیه اش به پولش است اما سراغ جنسی بیشتر از جیب خودش نمی رود. آنقدر قدرت و آرامش دارد و سوال می کند.

بعضی جیبشان حد ندارد و نحوه ی انبساط و آرامش آنهای این است که کاملاً آرام است هر چه می خواهند می خرند، ندارم، نمی شود، ندارند. در بازار انسانیت، کمالات، در حرکت، به سمت ابدیت چقدر خدا داری که می توانی با او چیز های دیگر را تهیه کنی. چقدر با این خدا و اسماء انس داری، چقدر غفور و جوادی که اضطراب نگیری. چقدر کریم و رحیمی که اذیت های دیگران تو را نمی لرزاند. چقدر به بزرگواری و غذا رسیدی که تحویل نگرفتن و محل نگذاشتن دیگران اصلاً روی تو سایه نیاندازد. اگر داری اضطراب نداری. منع دیگران اصلاً تو را ناراحت نمی کند. منع بار ( به تعبیر امام سجاد علیه السلام) نع کسانی که نیست به تو بخل می ورزند و می خواهند نسبت به تو کم بگذارند نمی تواند تو را تکان دهد.

وقتی در کمترین حوادث، دچار داد و بی داد و عصبانیت و تر و خشک را با هم سوزاندن می افتی پس خدا را نداری و از این اسم ها هیچ کدام جزو ثروت تو نیست. خیلی که او فقیری هیچ چیز که به ما امنیت بدهد نداریم. قرآن کریم می فرماید: سر راه شما مشکلات زیادند از خداوند کمک بگیرید. می فرماید: فلله الاسماء الحسنی فادعوه بها. خداوند اسماء حسنی زیاد دارد از او بخواهید. ببین ما را دعوت کرده به چه قدرتی و گفته من خدا در اختیار شما هستم از من استفاده با من شاد باشید.

از من کمک بگیرید. فاذا سئلک عبادی عنی فانی قریب اجیب دعوته الداع اذا دعان. حتماً اجابت می کنم دعوت دعوت کننده ای را که مرا بخواند (واقعاً) من کنار تان با شما هستم. از شما به شما نزدیکتر. در روایتی از نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: المومن بین خمس شدائد. مومن یحسد. یک موقعی پدر، مادر، دوست، همکار، شاگرد و .. انسان به انسان حسادت می کنند. ایمان شان ضعیف است کفر و بی معرفتی غلبه می کند و حسادت می کند.

چون ریشه ی حسادت کفر است. از اینکه کسی چیزی دارد در تنگنا قرار می گیرد. چون خودش ندارد و با کمال مطلق ارتباط ندارد و ضعیف است داشتن دیگران می تواند او را فشار بدهد. این کجا که داشتن دیگران، یک نفر را بالا ببرد و اوج دهد و به آرامش و لذت برساند، من ندارم اما از اینکه فلانی دارد خوشحال و شاد می شوم و اوج می گیرم به آرامش می رسم، من مجروحم اما از دارا بودن دیگران اوج می گیرم تا اینکه حسادت کم و عذاب بکشم بین این دو خیلی تفاوت هست. اولی غنی به عنا، خداوند است. دومی او را ندارد و گوا است. حسادت مسائل اقتصادی، سیاسی، محبوبیت، و.... است. خیلی بد بخت و ریز است.

این کجا و او که دارایی های دیگران را دارایی های خود می داند کجا؟ چنین کسی در تمام جزات دیگران خدا سهمیش می کند. مثلاً از حج دیگران لذت می برد ثواب همه ی حجاج را می برد ( خودش نتوانسته برود اگر می توانست می رفت) و آن کجا که به معنویات دیگران حسادت کنیم آنگاه انسان محروم و ذوب و آب می شود وقتی می خواهد بمیرد فقیر فقیر می میرد. حسادت همه چیزش را سوزانده انسان دچار مومن حسود می شود. در دوران امام امت (ره) علمایی بودند که به ایشان حسادت می کردند درس خوانده بود خودش را ساخته بود به ایشان حسادت می کرد. هوش داشت که به اجتهاد برسد. لذا در شرط مرجع تقلید مجتهدی که حلال زاده باشد پس کسی می تواند حرام زاده و مجتهد باشد.

آنها درس خوانده بودند دقت را نداشته نی توان گفت هر کس اجتهاد داشت آدم خوبی است اما مجتهد، عادل و عالم ربانی بودن جداست.چقدر کسانی که درجات دارند اما با رهبر انقلاب دشمنی می کنند. ما عالم داریم به معصوم حسادت می کند. وقتی خود را نساختیم گرفتار این جهنم عمیق که میلیون ها سال باید در آن بمانیم تا از آن دراییم می شویم. مومن گرفتار مومن حسود می شود. خدا نکند ما مؤمن حسود باشیم یعنی دیگران مجبور نباشند به خاطر ما اوج بگیرند و ما دچار بدبختی و محرومیت شویم. مومن حسود هیزم است. نردبان دیگران است.

از قدرت دیگران لذت ببر. از بسط محبت و اینکه می بینی عزیز ترین کسانت، غیر از تو خیلی ها را دوست دارند احساس آرامش و لذت داشته باش. وقتی می خواهی آنها غیر از تو کسی را نخواهند و محبت نکنند گدا و فقیری و راه تجلی اسم رحمان و رحیم را بستی. از ناحیه ی تو جهنمی ایجاد شده که امکان تجلی اسم رحمان و رحیم، در تو نیست.

تو اسم رحمان و رحیم و کریم جذب نمی کنی و بخیلی و بخل منشاء همه ی فساد هاست. حضرت می فرماید: البخل جامع لمثاب العیوب. همه ی بدی های عیب ها را بخل در خود جمع می کند. هر عیبی را در نظر بگیریم، آن عیب هر بدی و شری داشته باشد بخل برای همه را جمع می کند و در وجود ما می آورد.

چقدر انسان را نجس و آلوده می کند. و دوم کافر یقاتل و سوم منافق یبغض، و شیطان یخیلّ که انواع افکار در ما تولید می کند. و نفس تنازعه. نفسی که با تو درگیر می شود. می خواهی جایی بروی تو را به جای دیگر می کشاند. عفت چشم می خواهی به نگاه آلوده می کشاند و..... انّ النفس لأمارته بالسّوء ما بین این همه سختی هستیم و برای ما لازم است.

چرا زمینه ی حسادت را خدا خلق کرده و....؟ چرا شیطان و منافق و کافر و حسود را گذاشته؟ برای اینکه اگر اینها نباشد آن اسم های خوب ا لله جذب نمی شود. تا کسی مرا اذیت نکند من چگونه غفور باشم غفور شدن شوخی نیست. اگر کسی صفت غفران خداوند را بگیرد روز قیامت نه تنها خودش مشکلی ندارد خداوند به او می گوید بایست اینجا و هر کس را دوست داری با خود به بهشت ببر.

این کجا انسان قیامت گدای توجه دیگران باشد و یک نفر باید به او توجه کند تا از ذلت و جهنم درش بیاورد تا اینکه انسان، روز قیامت به عزتی برسد که خداوند تاج کرامت روی سرش بگذارد، تحویلش بگیرد، ائمه به او بگویند فرزند من، عزیز من، برو آنجا هر کس از دوستان و عزیزانت که می خواهی انتخاب کن و با خود به بهشت ببر. یک نفر، دو نفر، صد نفر و.... این کجا که آنقدر شرافت داشته باشی که قیامت همه به تو چشم داشته باشند و با شفاعت تو به بهشت بروند.

آن کجا که اینقدر تحقیر شوی، ذلت خواری و عذاب در وجودت افتد شاید کسی تو را تحویل بگیرد و شاید نه. پس من به اسم غفور نیاز دارم، اسم غفور یعنی چی؟ یک عفو داریم یک غفران. عفوّ یعنی اگر کسی به من بدی کرد انتقام نگیرم، جریمه و تنبیه نکنم، تاوان نگیرم رد شوم بروم اما از او خوشم نیاید. غفران یعنی اگر بدی کرده هم جریمه اش نکنم، هم چیزی از صمیمیت و رفاقتم کم نشود.

چقدر قدرت می خواهد که انسان غفور باشد لذا قرآن کریم می فرماید: فلیعفوا و الیصفحوا الا تریدون ان یغفرالله لکم. ببخشید و ندید بگیرید ( انگار بدی نکرده) مگر شما نمی خواهید خداوند شما را ببخشد، ولی تو همه را ببخش رویت را هم برنگردان، اگر خداوند انسان را جهنم نبرد به بهشت ببرد ولی رویش را برگرداند چه احساسی به انسان دست می دهد؟ خداوند می گوید با من حرف نزن مرا صدا نکن بهشت می خواهی برو توی بهشت. تا اینکه نه، با خدا به بهشت بروی جمله ها که با بهشتیان میهمانی دارند خداوند تو را راه دهد. خاص و ویژه. برای اینکه غفور شوم به این نیاز دارم که کسی مرا اذیت کند من باید بتوانم مثل خداوند ببخشم و غفور باشم.

روح انتقام کینه و حلال نکردن مال انسان های گدا و فقیر است. کینه ای بودن، زودرنج بودن، برخوردن، عصبانی شدن، با هیچ کس و هیچ جا سازگاری ندارم مال این است که خیلی گدا هستم. غفور و عفوّ اصلاً این طور نیست. یکی از اذکار مهم این است که هر روز بعد از نماز صبح 100 مرتبه یا عفوّ 100 مرتبه یا غفور فوق العاده در پاکی روح، قدرت، آرامش، شما اثر دارد. عفوّ = عفو کننده.

غفور هر مانعی سر راهت هست بر می دارد به شرطی که به معنی آن توجه کنی و روح غفران را در خود ایجاد کنی. اگر کسی صبح 100 مرتبه بگوید یا غفور چشمش از صبح به هر کی بخورد با لبخند برخورد می کند. آنهایی که عرضه ندارند با لبخند با دیگران و اعضای خانواده برخورد کنند و اخمو هستند، نتوانستند از اسم غفور استفاده کنند. اسم غفور آدم را شاد و نورانی و آرام و قدرتمند می کند و به برکت اقتصادی می رساند.

مشکلات خانوادگی و داخلی را حل می کند خیلی کار می کند. من به منافق و بغض و جنگ او و صهیونیست احتیاج دارم. و.... این حکمت و زیبایی خداوند کریم است. خداوند اینها را گذاشته تا تو شبیه او شوی اگر این ها نباشد انسان به هیچ وجه شبیه خداوند تباکر و تعالی نمی شود و نمی تواند قدرتمند شود. انسانی که عافیت دارد، هیچ مخالفی ندارد، گرسنگی، تشنگی، ضعف، فقر و محرومیت ندارد اصلاً آدم نمی شود. تازه آنهایی که دارند( مثل ائمه که هیچ وقت فقیر نبودند).

چون می دانند این برایشان سازنده است مثل فقرا زندگی می کنند. به دست مان می آید ولی چطور زندگی می کنند امیرالمومنین علیه السلام ثروتمند ترین شخص بود ولی چطور زندگی می کرد. پسران ایشان امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام نیز همین طور. ما نظام خلقتی مان اقتضا می کند این چیز ها برای مان باشد چون بدون اینها هیچ وقت به سمت خداوند نمی رویم. هیچ وقت به عشق و اوج و شهادت نمی رسیم.

اگر جهاد نباشد کدام شهید می تواند ساخته شود شهیدی که به (عند ربهم یرزقون) می رسد اگر منافق و کافر نباشد انسان چگونه در راه خداوند خود را قربانی کند. ولی خداوند کریم می فرماید اگر به طور طبیعی این صحنه ها برایتان پیش آمد مقابله کنید، در صحنه بایستید تا بالا بکشید ولی خودتان درد سر و بلا درست نکنید و از خداوند نخواهید. خودتان برای خودتان، طول عمر، عافیت، سلامتی، دوستان خوب، دوری از حسادت،و ..... بخواهید و به او پناه ببرید.

نه این که برای خودت جهنم درست کنی گروه ملامتیه این طور بودند جلوی دیگران نماز می خواندند که دیگران آنها را این طور ببینند آنها را اذیت کنند و می گفتند برای ما خوب است. نه، این طور نیست و خدا نمی خواهد، خداوند می فرماید وقتی صدقه می دهی مقداری را آشکار بدهید که بقیه ببینند تشویق شوند مقداری را هم مخفی بدهید. آبروی تان را حفظ کنید ولی در مقابل مشکلات به او پناه ببرید. ما اصلاً از قدرتمان استفاده نمی کنیم. چقدر ما قدرت داریم و چقدر ضعیف زندگی می کنیم فرق ما با کسی که این اسم ها را ندارد مثل تفاوت کسی است که در ثروت از گرسنگی می میرد با کسی که با فقر از گرسنگی بمیرد آنکه با فقر بمیرد مردم او را ملامت نمی کنند ولی دیگری بدبخت است. ما الله که رب العالمین است را داریم و غمگین و مضطرب زندگی می کنیم، ضعیف هستیم و دائماً احساس بدبختی و مشکل داریم.

ثروت ها، خود خدا، امام زمان، فاطمه ی زهرا، سیدالشهدا، داشتن اینها شادمان نمی کند چون معرفت نداریم. مثل کسی که نداریم بسم الله الرحمن الرحیم قل خیلی مهم ا ست. یعنی باید توی حاق وجودت باشد همه ی وجودت بگوید قل اعوذ برب الناس. به پروردگار مردم پناه می برم ( ما کی استفاده می کنیم) مَلک الناس پادشاه مردم یعنی جنبه ی سیاسی دارد. در مسائل سیاسی ضعف می آید سراغت؟ فتنه ها می آید و جامعه را تاریک می کند نمی توانی حق و باطل را تشخیص دهی از پادشاه سوال کن به تو می گوید او شاه مردم است. شاه می داند که حق می گوید که باطل.

اگر کسی خداوند را شاه دانست از او می پرسد به که رای دهم به او می گوید و گیج نمی شود. خدایا اگر تو راضی به ریاست من نباشی غصبی و دزدی است، خدایا تو راضی هستی؟ اگر مرد خانه شدی دیگر از خداوند شرم می کنی که او به تو ریاست داده تو خلاف نظرات رئیس اصلی کار می کنی. با زن و بچه و خانواده. خراب می کنی. اگر به زنی مدیریت داده سوء استفاده نمی کند، یک پدر است؟

حسن استفاده برای تربیت و ... دارد. مدیر و رئیس موسسه ای همین طور. ریاست غنیمت نیست با فقیرترین مردم می توانی بنشینی و شب و روز غصه مردم بخوری. رهبر شدی؟ همین طور. مسئولیت است. اگر شاه و حاکم اصلی با ریاست تو موافق نباشد تو دزدی و غصب کردی. برای همین می فرماید: اگر کسی شخصی را به مدیریتی و سمتی منصور کند و بداند از او لایق تر هست فقد خان الله و رسوله و المسلمین خیانت کرده به خداوند و رسولش و مسلمین.

خداوند تا امضاء زیر مدیریت یک نفر نزند نمی تواند به مردم حکومت کند. اگر ما ولی فقیه را قبول کردیم برای این که خداوند تبارک و تعالی امضاء کرده. کسی که می گوید او حذف شود کدام مدیر را می خواهد بیاورد بجای او. غصب و دزدی است. اصلاً اندیشه ی او مشروعیت ندارد و اندیشه ی او اندیشه ی ساسی مطابق رب ملک الناس نیست. کسی که ولایت فقیه را رد می کند باب همه ی فتنه ها را روی خودش باز می کند. و بعد روی جامعه. او انحراف فکری دارد. تو باید حتماً کسی را حاکم قرار دهی که خداوند و معصوم امضاء زده باشند و میگوید اگر کسی خود را جایی حاکم کند و بداند از او لایق تر هست به خداوند و رسولش و همه ی مسلمانان خیانت کرده.

مراجع تقلید ما چقدر عظمت و بزرگی دارند. می گویند آقا فلانی از دنیا رفت شما مرجع تقلیدی، (مراجع ما تا مجبور نمی شدند رساله نمی دادند و مرجعیت را نمی پذیرفتند). به شیخ مرتضی رحمت الله علیه می گویند شما مرجع تقلید شیعیان جهان شدید.

(شیخ مرتضی ای که امام قدس سره شریف فرمودند اگر خداوند روز قیامت ما را با او محشور کند بس مان است. ( ما را بس است).او می فرماید: من دوستی داشتم با او مباحثه می کردم درس می خواندیم او در درس از من قوی تر بود بفرستید سراغ او. شیخ برایش نامه داده و جریان را گفت او نیز درجواب نوشته بود درست است. من از تو قوی تر بودم ولی من سال هاست درس را کنار گذاشته ام و با امورات مردم سر و کار ندارم به بحث های اجتهادی و تخصصی نرسیدم تو الان حتماً از من قوی تری. پس تو باید قبول کنی. این از من بهتر است نماز جماعت بایستد.

اگر تا گردنش نیافتد جلو نمی رود. ملک الناس اله الناس مشکل عشقی داری؟ بحران محبتی داری. به اله و معشوق خودت پناه بیاور آرا. می شوی و دیگر اصلاً وابسته نیستی. هر کدام اینها یک مشکلاتی را حل می کنند. رب الناس غیر از ملک الناس است. ملک الناس غیر از اله الناس است. به او پناه بیاور آن هم من شرّ الوسواس الخنّاس ما در خطر وسوسه هستیم خطر شیطان و انسان های با طینت شیطان و شیطان های انسان نما. یعنی هم آدم ها می توانند تو را وسوسه کنند به جهنم بکشانند هم شیاطین جنّی که قرآن می فرماید شیاطین جنّی حمله ی راست، چپ و جلو و عقب دارد. حمله ها را بشناس و به خداوند پناه ببر.

در گذشته ات، در آینده ات، در توانایی های خودت، گناه به او پناه ببر. تا به حال، کی شده از این همه دشمن به در خانه ی خداوند تبارک و تعالی پناه ببریم و گریه کنیم بگوییم ما ناتوانیم و کسی جز تو را نداریم اگر تو کمکم نکنی من هیچ کاری نمی کنم و نمی توانم کنم. فرمود: بزرگترین ثروت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم همین بود، قدرت ایشان همین بود لا حول و لا قوته الاّ بالله العلی و العظیم.

در همه ی کار ها، کار خانه، اقتصادی، طی کردن مسیری که در جان نداری این ذکر را چند بار با توجه بگو . اینقدر ذلیل هستیم که می گوییم بچه ی من ازدواج نکرده سحر شده بختش را بستند فلانی فلان کرده، جن زده شدیم، و .... خیلی بی عرضه ای در قرآن می فرماید: ألیس الله بکافّ عبده. آیا خداوند برای بنده اش کافی نیست؟ خدا نمی تواند برای ما بالاترین دلخوشی، رفیق، آرام بخش باشد؟ که ما اینقدر ضعیف داریم زندگی می کنیم. همه کس می تواند توی سر ما بزند ما را دور بزند ما را تحقیر کند ما را محروم کند و نسبت به ما بخل بورزد.

خداوند کافی است. ما بدون او این همه آسیب دیدیم پس به او پناه می بریم. قل اعوذ بربّ الفلق، کسی این ها را بخواند آیته الکرسی بخواند قل یا ایها الکافرون بخواند صبح از خانه بیرون بزند مشکل پیدا می کند؟

اگر پیدا کند آن دیگر ابتلائات الهی است جن آمده و ...را بریز کنار صبح بلند شو نمازت را بخوان آیته الکرسی و چهار قل را بخوان، صدقه بده دعا و زیارت روز بخوان و بیرون بزن. مثلاً روز پنجشنبه کسی که امام حسن عسگری علیه السلام مهماندار او باشد پناه دهنده او باشد در طول روز چه آسیبی می بیند مگر خودش فرار کند و خود زنی کند جن ها، ابد و عابد و عبد اینها هستند چهارشنبه مهمان چهار امام هستی همه پشتیبان؟ ما از این سوره ها کی استفاده می کنیم خیلی قدرتمندند. خداوند می فرماید: له معقبات من بی یدیه و من خلفه.

خداوند می فرماید از خانه که می خواهد بیرون آید می فرماید: برایش به قول امروزی ها محافظ می گذارم فرشته ها از جلو و عقب با ما هستند. چقدر در زندگی ما صحنه های تصادف اتفاق افتاده و یک دفعه می بینی نشد. آنهایی که ادب دارند می گویند خدا خیلی رحم کرد آنهایی که ندارند می گویند شانس آوردیم شانس وجود ندارد. برای هر کدام از ما آنقدر صحنه های معصیت، گناه، تصادف، انحرافات سیاسی، اجتماعی، نابودی و مرگ اتفاق افتاده و هزاران بار فرشته ها نگذاشتند. خدا بنده اش را با چقدر محافظ از خانه بیرون می فرستد (در شب در خواب) در شب در خواب می گوید سوره ی حمد و چهار قل و آیته الکرسی را بخوان وضو بگیر و بخواب ما پناه نمی بریم خواب های مان بد است در بحث سیر و سلوک اولین قدمی که یک نفر باید مشکلش را حل کند خواب است.

کسی که باید سی جور قلط بزند تا بخواند او به خودش نرسیده، ضعیف است. اراده کردی سرت را بگذار بخواب. خواب ندارم، قرص باید بخورم، تا مشکل خوابت حل نشود به معرفت نمی رسی. عالم می شوی و علم پیدا می کنی اما مشکل معرفت تو حل نمی شود. به قدرت و دارایی نمی رسی. دانایی خیلی پیدا می کنی با بد خوابی هم می توانی دانایی بیابی.

ولی با بد خوابی به دارایی نمی رسی. کسانی که خواب زده می شوند و موقع خواب هزار قر قر می کنند مشکل دارند و باید به خداوند پناه ببرند. خاطرات یکی از این هواپیما ها را بگویم می گفت در هواپیما بودیم خلبان دکمه ی چرخ را زد باز نشد گفتند با در سر و کف و غیره باید بنشیند همه به اضطراب افتادند اما روحانی کنار ما گفت من آیته الکرسی ام را خواندم و مضطرب نبود. از مردن می ترسی؟ امروز دعا بخوان دیگر مطلقاً نمی میری.

خدا اینقدر رفیق است یک شخصی را حضرت عزرائیل علیه السلام در بیمارستان به او سر زده بود و به گفته بود وقتی نداری او نیز گفته بود هنوز کتابم را تمام نکردم برو خودت وقت بگیر حضرت برای او وقت گرفته بود.

ما این همه قدرت داریم چرا خواب بد، اضطراب برای بچه دار شدن کار اقتصادی، و... ما عرضه نداریم از نیرو های دفاعی مان استفاده کنیم.