جلسه 003 - شخصیت انسان حقیقی
شماره جلسه
3
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1394
ماه
12
روز
11
متن کامل (خام) ‌ جلسه 003 - شخصیت انسان حقیقی

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.

بحث ما در باره موضوع انسان شناسی رسید به شناخت شخصیت انسان مومن که درباره عظمت شخصیت مومن سخن می گفتیم . یک روایتی در این باب که باقی ماند را عرض می کنیم و بعد به سراغ بحث امروز میریم. فرمایش از وجود امام صادق (ع) است که فرمایشی بلند است درباره شخصیت مومن. و مومن را هم بارها معنا کردیم گفتیم مومن در قران مترادف است با انسان . انسان حقیقی و قران فقط مومن را انسان میداند به معنای حقیقی. حضرت میفرمایند (فکما لا یقدر علی کنح صفت الله عز و جل فکذالک الله لا یقدر الا کنح صفت رسول الله )همانطور که خلایق نمی توانند به کنح صفت خدا راه پیدا کنند به کنح صفت رسول الله هم نمی توانند راه پیدا کنند. وبعد فرمود که( وکما لا یقدر الا کنح صفت رسول الله فکذالک الله لا یقدر الا کنح صفت امام ) همانطور که مردم نمی توانند کنح صفت رسول خدا رو درک کنند قادر به درک کنح صفت و باطن صفت امام هم نیستند و شاهد بحثمون اینجاست که می فرماید که ( و کما لا یقدر الا کنح صفت الامام فکذالک الله لا یقدر الا کنح صفت المومن ) مردم همانطور که قادر به کنح صفت امام نیستند هیچ کس نمیتونه کنح صفت مومن رو هم درک کنه. خلایق قادر به درک نیستند. این عظمت مومن رو در نزد خدا میرسونه. که از اون درس های خیلی زیادی باید گرفت. که در این بحث ان شا ءالله بش می پردازیم . که ما وقتی با مومنین سر و کار داریم در واقع با کسی هستش که اعظم حرمه من الکعبه است .حرمتش از کعبه هم بالاتر است. و ما هر حرمتی که برای کعبه می گذاریم باید برای مومن بیشتر بگذاریم. خوب موضوع بعدیمون درباره این است که مومنین یک حقیقت واحد دارند. یک شخصیت واحد هستند. ( المومنون کالجسد واحد) مثل یک بدن واحد هستند. گاهی وقت ها ما راجع به مومنین صحبت نمی کنیم راجع به بشر صحبت میکنیم راجع به انسان ها. بنی آدم اعضای یک پیکرند که در آفرینش ز یک گوهرند چو عضوی بدرد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار .راجع به آدم صحبت میکنیم. روایات زیادی هست که انسان ها رو مثل خودتون بدونید. و با انسانها مهربان باشید .علی (ع) در نهج البلاغه می فرماید که یا در ایمان و تشیع با شما برابرند در دینتون یا اینکه حداقل در خلقت با شما وحدت دارند. آنها هم انسانند. در اینجا انسان یعنی بشر نه معنای مومن را . یعنی ظاهر همه یکی هست. جنس آنها انسان است . می فرماید اینها رو دوست داشته باشید مثل خودتان بدانید ظلم نکنید فرق نگذارید بین آنها . وقتی سخن از محبت به انسان هاست که برابر هستند . که حضرت آیت الله بحجت (ره) فرمودند که اگر من برای شیعیان هم دعا نکنم برای چینی ها دعا می کنم .یک وقتی در چین سیل اومده بود برای آنها دعا میکرد. هم کیش ما نیستند اعتقادات ما رو ندارند ولی انسان هستند . انسان در هر جا که هست محترمه. این نوع دوست داشتن رو بش میگن رحمت رحمانیه . انسان از رحمت خدا این شق رو داره یعنی نسبت به همه چیز در عالم دوسته در صلحه. با کسی بد نیست بد کسی رو نمیخاد. حیوانات، گیاهان، اشیاء برای انسان عزیز هستند. عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست . این رحمت رحمانیه ست که ما دستور داریم با رحمت رحمانیه به همه ی اشیاء نگاه کنیم . در سیر اسماء الهی اولین اسمی که از الله صادر میشه رحمان است. خلقت خدا بر اساس رحمانیت است. ( الرحمان علم القران خلق الانسان) تعلیم و خلقت کار رحمان هست. سایر اسماء الهی از رحمان گرفته میشوند. هر اسمی که شما ببینید رب و غفور و ودود و جواد و کریم و ستار و هرچی و بیش از هزار اسمی که از خدا می شناسیم همه از رحمان گرفته میشه. لذا در قوص صعود در معاد و بازگشت در جریان خود سازی و دینداری و ایمان اگر یک کسی بخواد به خدا نزدیک بشه و به سرعت نزدیک بشود، باید ام الاسماء رو داشته باشه. مادر همه اسماء را باید در خود داشته باشدکه بتونه زود شبیه خدا بشه. اون مادر همه ی اسماء چیه؟ رحمان است . باید این رحمن رو داشته باشد. یعنی مهربان باشد. نسبت به همه چیز مهربان باشه. آدم خشن، عصبی، ظالم، زورگو، خودخواه، خودشیفته، خود را برتربین، خود را ترجیح بده به غیر نباشه. واقعا مهربان باشه. اما وقتی که سخن از تشیع و شیعیان و مومنین است این رحمت، دیگه رحمت رحمانیه نیست. رحمت رحیمیه است. چون خداوند دو رحمت دارد. یک رحمت رحمانیه نسبت به همه ی مخلوقات و یک رحمت ویژه داره نسبت به کسانی که اطاعتش می کنند، اورا میشناسند. راهش رو طی می کنند ومیخواهند تقرب بجویند این رحمت را رحمت رحیمیه میگویند. یک رحمت ویژه که از ناحیه خداوند اعمال میشه. ( و بالمومنین رئوف الرحیم) خدا به مومنین رئوف و رحیم است. این رحمت یک رحمت خیلی ویژه است. خیلی خاص است این رحمت. ما هم خودمان همینطور هستیم یک موقعی است ما همه ی مردم رو دوست داریم ولی بین این مردمی که دوستشان داریم، بعضی از آدم ها برای ما خاص هستند، ویژه هستند. دوست داشتن ما نسبت به اونها کاملا خاص و ویژه است. خب اینجا وقتی سخن از رحمت به مومنین است رحمت رحیمیه رو در نظر می گیریم. منظور این هست. فرمایشی از نبی اکرم (ص) می فرماید که ( مثل المومنین فی توادهم و تعاتفهم و تراحمهم مثل الجسد اذالشتکام منه عضو تداعا ساعر الجسد بالسحر و الهما )خیلی زیباست این فرمایش. می فرماید مثل مومنین در دوستی عطوفت و مهرورزی نسبت به هم مثل یک پیکر واحد است. مومنین این گونه هستند. دوستی، عطوفت و مهرورزی نسبت به هم دیگر. ببینید این که ما میگوییم برای این هست که ما با در آینه ی روایات خود را بشناسیم. ببینیم واقعا ما چگونه هستیم نسبت به سایر مومنین؟ نمی خواهیم از کسی حرف بزنیم، نقدی از کسی کنیم و راجع به کسی صحبت بکنیم. اینجا که ما مینشینیم و این حرف ها را میزنیم، باید خودمان را ببینیم. ببینیم ما چگونه ایم؟ چه درجه ای از ایمان رو داریم؟ آیا این خصوصیت ایمانی در ما تثبیت شده است و قابل اثبات هست یا نه ؟ خدا این را درما قبول داره یا نه؟ میگه مومنین نسبت به هم دیگر اینگونه هستند. مومنین نسبت به هم مثل یک بدن واحد هستند. که چی؟ که اگر یک عضوی از اون بدرد بیاد دیگر اعضاء بی خواب میشوند و دچار تب می شوند. دقت کنید. شعر حکیمانه سعدی مصداق این روایت است. چو عضوی بدرد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار. اینها همش متن روایات ماست. میگه تب میگیردش بیخوابی میگیردش که پیامبر فرمود (من اصبح ولم یهتمم به امور المسلمین فلیس بالمسلمین) کسی که روزش رو آغاز کنه و اهتمام به مسائل مسلمین و انسانها نداشته باشه این اساسا مسلمان نیست. این که در یمن چی میگذره به من ربطی نداره در عراق چی میگذره در افغانستان چی میگذره در فلسطین و غزه چی میگذره در آفریقا چی میگذره به من ربطی نداره این شخص اصلا انسان نیست، کسی که فکر میکند به او ربطی ندارد اینها. اگر کسی در وجودش احساس درد نکنه وقتی بمباران ها را که میبیند، کشتار ها رو می بینه، زخمی ها را میبیند، بچه ها، زنان و کودکان و پیران و جوانان رو می بینه که ظالمین چه به روز آنها دارن میارن، و هیچ نگرانی نداشته باشه این اصلا انسان نیست چه برسه به مومن. لذا قران می فرماید( و ما لکم لا تقاتلون) شما رو چه شده که جهاد نمی کنید ؟ ( فی سبیل الله و المستضعفین) در راه خدا و مستضعفین. خیلی عجیبه که مستضعفین کنار خدا قرار گرفته و راه خدا هم مستضعفین قرار داده (من الرجال و النساء و الولدان) مردان و زنان و بچه هایی که ( الذین یقولون ربنا اخرجنا من هذه القریه الظالم اهلها ) خدایا ما رو از این شهر و دیاری که اهلش ظالم هستند نجات بده. مثلا یک کسی بگوید دفاع از سوریه به ما چه؟ دفاع از یمن به ما چه ربطی داره؟ دفاع از آفرقا و آمریکای جنوبی و کجا و کجا و کجا به ما چه ربطی داره؟ ما اصلا با کسی جنگی نداریم. با ظالمین جنگی نداریم. ما دعوا نداریم با کسی. ما با هیچ جا مشکل نداریم. نه اینطور نیست. قران اصلا از ما اینجور نخواسته. علی (ع) در نهج البلاغه درباره جهاد میفرماید: ( والله ما صلاح الدنیا و الدین الا به) بخدا قسم دنیای شما و آخرت شما آباد نمیشه مگر با جهاد. با روح جهاد. مگر ما می توانیم ببینیم که به مسلمان ها، شیعیان به خصوص و یا حتی غیر مسلمان ها یه جایی دارن ظلم میکنند و عده ای را نابود میکنند بی خیال باشیم؟ رحمت رحیمیه ما نسبت به شیعیان و مسلمانان اجازه نمیده که ما همچین سکوتی کنیم و با ظلمه سازش کارها بسازیم حرف نزنیم هر کس هر جنایتی خاست انجام بده و اعتراض نکنیم .و با کسی جنگی نداشته باشیم. رحمت رحمانیه هم به ما اجازه نمیده نسبت به ظلمی که به سایر غیر شیعیان و مسلمانان هم میشه سکوت کنیم .در تلویزیون دیدم که مسئولی می گفت پیام انتخابات سال نود و دو و پیام انتخابات الان این است که مردم نمی خواهند با جایی در گیر باشند. مردم اصلاحات رو می خوان. مردم حال وحوصله جنگ و مبارزه و درگیری با استکبار و آمریکا و اسراییل رو ندارن. پیامبر می فرماید ( من لقی الله بغیر اثر من جهاد لقی الله و فیه سلمه) کسی که به ملاقات خدا بره در حالی که هیچ اثری از جهاد در وجودش نباشه مثل جهاد اقتصادی جهاد سیاسی جهاد نظامی در زندگیش نباشه بار جهاد رو نکشیده باشه که الان سنگینه. خیلی هم بار جهاد برای ما سنگین است. جهاد شروع شده هست و تمام هم نشده. میگه این در حالی خدا را ملاقات میکند که در شخصیتش در ایمانش سلمه است یعنی ناقص و ضعیف به این ملاقات میره. در این ملاقات کم دارد و فرمود ( من مات ولم یقض ولم یحدث نفسه به مات الا شعبه من نفاق ) هرکس بمیره وجهاد نکرده باشه در عمرش و حداقل آرزوی جهاد هم نداشته باشه این فرد در شعبه ای از نفاق می میره. از نظر امیر المومنین و از نظر قران اگر کسی بگه من اصلاح طلب هستم اما اصلاح طلبی که اصول گرا نباشد، منافقه. دین نداره اصلا. مگر ما اصولگرا نیستیم که میگیم مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل و مقابله می کنیم با دشمنان و مقابله می کنیم با ظلم هایی که داره میشه ولی بریم سازش کنیم. معامله کنیم این اساسا ایمان ندارد. حضرت می فرماید ( بالسحر و الهما ) به بی خوابی و تب دچار می شود. به غصه میفته نسبت به مشکلات بقیه مردم. مومنین دیگر نمی تواند بی خیال باشد. آنها الان مشکلی دارند من بیخیال برم تو خونه خودم، خوش باشم از مسائل خودم.بگم مسائل دیگر به من ربطی ندارد. اصلا مومنین اینگونه نیستند نسبت به یکدیگر. اگر همه ی مومنین فقط به همین یک روایتی که پیامبر فرمود عمل کنند که مستندات قرآنی اش خیلی زیاد است همین آیه ای که برایتان خوندم و خیلی این مستندات قرآنی قوی است، اگر مردم همینجوری باشند دیگر در این جامعه ظلمی نیست، فسادی نیست. این همه زندان نداریم و این همه حق خوری نداریم و این همه حق کشی نداریم . در دنیا هم همینطور. فرمایش بعدی از امام صادق(ع) است. ایشان می فرماید (لا والله لا یکون المومن المومن ابدا حتی یکون لاخیه مثل الجسد) حضرت قسم میخوره هرگز مومن، مومن نیست هیچ وقت مگر اینکه نسبت به برادر دینی خودش مثل یک بدن واحد باشه . لذا علی (ع) فرمود (هو انت ) حواستون باشه یعنی اون خود تو هستی. باهر کس که روبرو هستی خود تو هستی. در مقام یک فروشنده هستی وقتی مشتری میاد باید مثل جسد واحد باشی. مشتری سعی نکند به فروشنده ضرر برساند و با چانه زدن های زیاد. فروشنده هم سود عادلانه بگیرد . نخواهد مشتری را بچلوند. من به یکی از این کشور ها رفته بودم، رفته بودم چیزی بخریم با یکی از دوستانم که مسئولیت فرهنگی داشت وگفت اگر رفتی بازار هر قیمتی به شما دادن پنجاه درصد کم کنید و شروع کنید به چانه زدن . یعنی چانه زدن را از به علاوه پنجاه درصد شروع کنید. مثلا اگر گفتند صد تومان است شما بگویید چهل و پنج تومن یا چهل تومن. چون انجا چند برابر از شما میگیرند اگر انسان سود عادلانه بگیره همان داستانی است که اتفاق می افتد که امام زمان داخل مغازه قفل فروش می رود با کسی که چهل بار به جمکران رفته برای دیدن امام زمان قرار گذاشته بود و ریاضیت های زیادی کشیده بود و حضرت فرمود بعد از فلان مدت به فلان جایی بیایید وقتی رفت و حضرت گفت لازم نیست شما اینقدر سختی متحمل شوی برای دیدن ما شما سود عادلانه بگیرید من خودم به ملاقات شما میام. سود عادلانه میگیرد( الکاسب حبیب الله ) کاسب حبیب خداست که ما در اسلام داریم. این عبارت یک معنای اخلاقی عرفانی داره و یک معنای ظاهری هم داره. میگه هرگز به خدا قسم کسی مومن نیست مگر اینکه نسبت به دیگران اینگونه باشد. ( اذا ضرب علیه عرق الواحد تداعت له سائر عروق ) اگر یک رگش زده شود بقیه ی رگ ها هم زده می شود. یک رگ اگر به درد بیاد بقیه ی رگ ها هم به درد می آید. ما با هم صفا داریم وفا داریم با هم دیگر یا مشکلات مردم مشکل ما نیست؟ این وحدت مثل جسد واحد بودن در مومنین در همه ی انسانها و بخصوص در مومنین به یک اصل بر می گرده. و اونی است که خداوند تبارک و تعالی همه ی انسان ها رو از یک روح واحد خلق کرده. خداوند می فرماید (من نفخت فیه من روحی ) از روح خودم در انسان دمیدم . همه ی انسان ها از یک حقیقت واحد یعنی نور محمد و آل محمد (ع) آفریده شدند. از یک نور آفریده شده اند آنهایی که درک میکنند از اهل بیت (ع) هستند رحمت رحیمیه دارند. و آنهایی که نمی دانند ولی میدانند بنی آدم اعضای یک پیکرند نسبت به هم رحمت رحمانیه دارند. شما نگاه کنید وقتی در غزه در فلسطین در عراق درافغانستان در یمن در اتفاقی می افتد چقدر مردم در انگلستان، آلمان، آمریکا، فرانسه مردمان خوب و مهربانی هم هستند و خیلی هم زیاد هستند جمع میشوند و تظاهرات می کنند. علیه اسرائیل و علیه آمریکا و علیه کشور خودشون به دفاع از مستضعفین. میتوانند بگویند به ما ربطی نداره. ولی اینطور نیستند و آدم هایی هستند که پلاکارت میگیرن دستشون پا میشن میان. کتک هم میخورن. براشون خوب نیست در کشور سابقه درست بشه ولی براشون اصلا مهم نیست . پا میشن میان فریاد میزنند که شما چرا میخواین به این مردم ظلم بکنید. مثل سفید پوست هایی که تظاهرات کردند به نفع سیاه پوستان. این رحمت رحمانیه ست. ولی وقتی سخن از مومنین و مسلمانان میکنیم رحمت رحیمیه ست. ما فرزندان یک پدر و مادر هستیم جسما و روحا. در مباحث معرفت نفس بزرگان حکمت میگویند نفس تعدد نداره. آن چیزی که نفوس از از هم جدا می کند تعلقشون به بدن های مختلف است. و الا همه یک نفر هستیم. خداوند می فرماید وقتی نماز می خوانید جمع ببندید. همه با یک نماز بالا بیایید. ( ایاک نعبد و ایاک نستعین ) همه یک نفر هستیم . در ارتباط جسمی وقتی که میگیم فلانی برادر منه یعنی پدر و مادر زمینی ما یکی هست. چرا بعضی وقت ها ما اینطور صحبت می کنیم که مثلا آدم با داداشش اینطور حرف میزنه؟ آدم با برادرش اینطور رفتار می کنه ؟ آدم به داداشش ظلم می کنه؟ آدم حق داداشش رو میخوره؟ حق خواهرش رو میخوره؟ چرا ما اینطور صحبت میکنیم ؟شاید تو دنیای #####پذیرفته شده هست میگیم آقا نسبت به داداشت، خاله ات، عموت، عمه ات، دایی ات، رحم خودت باید یه گونه دیگر رفتار کنی. مگر میشود آدم به اینها ظلم بکند؟ حالا چرا میگوییم نباید بعه اینها ظلم بکنیم؟ چون از یک حقیقت هستید شما داداشید، خواهرید. اما اسلام بالاتر از این است.اسلام می گوید شما همتان وحدت روحی دارید . یک نفرید.شما همه زیر سایه ی یک سعادت هستید. انسان باید سعادت دیگران رو سعادت خودش بدونه و بدبختی دیگران رو بدبختی خودش بدونه. مهربان باشد. نمیتونه نسبت به بقیه بی خیال باشد. امام فرمود ما غم همه ی مظلومان عالم رو می خوریم. هر جا مظلومی است. مومن اینگونه است. مومن تک خور نیست. مومن هیچ لذتی نمیبرد از اینکه از دیگران برتری داشته باشد. مومن اهل علو نیست اهل فخر فروشی نیست. اهل رقابت در مسائل دنیایی و طبیعی نیست. اگر در مسائل معنوی هم بالا رود دوست دارد بقیه رو بالا بکشد. اهل بیت میفرمایند خدا وقتی میخواهد با اهل بیت صحبت کند، اهل بیت همین را هم از ما میخواهند. امام زمان می فرماید شما وقتی میخواهید دعا کنید، دعا کنید در آخرت با ما باشید. در مقام ما باشید سر سفره ما باشید. حضرت می فرمایند حتی در عیش و نوش و غذایتان هم با ما باشید. زیارتی است که از امام زمان صادر شده دیگه بخوانی این دعا را. امام زمان می فرماید ( اسعله ان یبلغن المقام المحمود لکم عند الله ) از خدا می خواهم ای امام حسین من رو به همان مقامی که شما دارید برسونه. امام حسین لذت می بره فرزندانش به اون مقام برسند. هیچ پدر و مادری شما دیدید از اینکه فرزندش رشد کند و حتی از آنها بالاتر رود ناراحت شود؟ نه پدر و مادر خوشحال میشن. چون احساس وحدت دارند چون فرزندش رو از خودش می دونه. بزرگی و رشد و افتخارات او را افتخار خود می داند. اهل بیت خوشحال میشوند ما به مقام محمود برسیم . مومن در مسائل معنوی هم که بالا میرود به کسی پز نمیدهد و فخری ندارد نسبت به کسی. بزرگی ندارد و تکبر ندارد نسبت به کسی . مومن هر چقدر از نظر ایمانی رشد کنه خودش را به هیچ وجه برتر از دیگران نمی داند. چون صفت خود برتر بینی صفت استکباری ست. لذا مومنین در اوج صفا، صمیمیت وفا دوست داشتن، یکی دانستن، همدردی و غمخواری نسبت به یکدیگر هستند. نبی اکرم (ص) می فرمایند (المومنون تتکاف عدماعوهم و هم ید الا من سواهم ویسعا بذمتهم عدناهم ) چقدر زیباست. مومنین خونهایشان یکی ست. برابر است باهم ومومنین یک دست هستند در مقابل کفار . اینقدر یکدست هستند که اگر کوچکترین عضو مومنین به کافری پناه بده بقیه حرمت این پناه دادگی او را می پذیرند. اگر به یک کافر امان دهد بقیه مومنین میگویند مومنی از ما امان داده پس احترام می گذاریم. ببین پیمبر چگونه دیده مارا. مومنون را چگونه معنا میکند. این تعریف حقیقت ایمان است. انسانیت اینهاست. نبی اکرم (ص) می فرماید ( المومنون بعضهم ببعض نصحت وادون وانفترقت منازلهم و ابدان هم) مومنین نسبت به هم دیگر خیرخواه و دوست دار هستند. به هم کلک نمیزنند. از یکدیگر چیزی را پنهان نمی کنند سر هم را شیره نمی مالند همدیگر را دور نمیزنند خیر همدیگر را میخواهند. یکدیگر را راهنمای غلط نمیکنند. به قول امروزی ها همدیگر را سرکار نمیگذارند هم دیگر را دوست دارند محبت دارند به هم. این محبت را ما باید در دلمان امتحان کنیم . در همین شهر ایمانی قم که درخشنده ترین شهر روی زمین است به برکت این همه شیعیان اهل بیت(ع) در همین شهر مقدس وقتی در خیابان راه می روید نگاهتان به مردم چگونه است؟ آیا قلبتان برای مردم می تپد؟ یا اینکه با هم غریبه اید و بیگانه اید؟ این قلبمان را امتحان کنیم . ببینیم نگاهمان به دوستمان، همسایه مان، مستاجرمان را امتحان کنیم. اگر مثلا همسایه جلوی منزل ما ماشین پارک کرد ما غصه می خوریم؟ به او تذکر میدیم که دیگر ماشینت رو جلوی منزل ما پارک نکن یا اینکه ماشین خود را صدمتر آنطرف تر پارک می کنیم؟ انگار ماشین خودته. رفتار ما چگونه است به همسایه ها. اگر مریض داشتند اگر مسافرت رفتند نسبت به زن و بچهایشان، نسبت به خانواده شان، ###، مجلسی داشتند، میخواستند روضه ای بگیرند، جشنی بگیرند مواصات ما با آنها چگونه است؟ ما زودتر میریم پیشنهاد بدیم که اگر کاری هست انجام بدیم مثلا منزل ما هست ما کمک کنیم پولی لازم دارید اینطوری هستیم یا نه یکیشون میمیره یکیشون تشیع جنازه داره یکیشون عروسی داره یکیشون از حج آمده یکیشون از کربلا آمده ما چه جوری هست روابطمان با بقیه مردم؟ غریبه ایم ؟ نه به ما ربطی نداره؟ یا نه همه یکی هستیم؟ مثلا خانم همسایه چند روزی است مریض است، عمل کرده یه چند روزی ما غذا درست کنیم و ببریم برای خانواده اش. چه اشکالی داره؟ خدا خیر و برکت هم میاره دیگه انسان باید قلبش رو امتحان کنه ببیند وقتی در خیابان راه میرود در جامعه قدم می گذارد در اوتوبوس که سوار میشود به شهرستان ها که میرود و مردم را میبیند مومنین را میبیند، تپش قلبش چه طور است؟ ضربان قلبش چطوری است نسبت به دیگران؟ یا نه هر چه نماز خوان تر میشه درس خوان تر میشه در خودش بیشتر غرق میشود. رابطه اش با بقیه قطع میشود. بعضی ها به حوزه می آیند، میان قم و به دانشگاه میروند میبینی روز به روز رابطه اشان با اطرافیان ضعیفتر می شود. از نظر عاطفی با خواهرش با مادرش و دوستانش با فامیل هایشان رابطه اش ضعیفتر میشود. ممکنه ارتباط ما ضعیف بشه به خاطر ماهیت درس خواندن اما تپش قلب و محبت و باخبری از مشکلات دیگران و اگر کاری هست برای هم انجام دادن و دوندگی برای یکدیگر که نباید تغییر بکنه. حضرت می فرماید اینها نسبت به هم همیشه خیر خواه هستند و مودت دارند. (واددون ) مودت از محبت بالاتر است. مودت یعنی برای هم دیگر فداکاری کردن. یعنی برای دل هم عمل کردن به میل هم عمل کردن فقط دوست داشتن نیست. ( وانفترقت منازلهم وابدانهم ) هر چند که خونه ها وبدن هایشان با هم فرق می کنه ولی روح هایشان یکی است. بر عکس ( والفجرت بعضهم لبعض القششه متخازلون و انجتمعت منازلهم و ابدانهم ) مجرمین تبهکاران اهل فجور گناهکارها اینها نسبت به هم داعما حقه میزنند کلک می زنند و متخازل هستند همدیگر را قال میگذارند خیانت می کنند به یکدیگر .جان گرگان و سگان از هم جداست متحد جانهای مردان خداست. مومنین جانهاشان با هم متحد است .فسقه این چنین نیستند. شما نگاه کنید رفتاری که ابرقدرت ها با نیروهای خودشان دارند؟ با هم پیمان های خودشون چه طوریه؟ تا وقتی که لازموش دارند ازشون کار میکشند به محض اینکه تاریخ مصرفشون میگذره نابودشون می کنند. حتی در داخل این کشورها مثل آمریکا و اروپا مردم خودشان هم اینگونه اند .در آمریکا وقتی نهضت نودونه درصد وال استریت درست میشه یعنی یک درصد از همه ی امکانات بهره مند هستند درآن کشور ولی نود ونه درصد گرفتار و بیچاره اند. کسی هم با کسی کاری نداره. حتی آن یک درصد هم نسبت به هم دشمن هستند. جانهایشان متحد نیست چون دچار خود محوری خودخواهی، خود شیفتگی و کفر میانشان حاکم است. مومنین اصلا اینگونه نیستند. یک مومن با بقیه بالا می رود. امام رضا (ع) فرمود بهترین زندگی زندگی است که دست بیشتری در آن است. تو وقتی برای دیگران هستی مال دیگران هستی غم خوار دیگران هستی انسانی . به محض اینکه حسادت بدبینی خودخواهی محدود کردن خودت بی توجهی به نیازهای دیگران ندیدن ایتام و نیاز هایشان، فقرا و نیازهایشان در دلت پا گذاشت. باطن انسان عوض میشود. بی توجهی نسبت به اینها آمد در دل انسان باطن انسان عوض میشود. پس اینو یادمون نره که مومنین مثل یک بدن واحد هستند. باید پشتیبان هم باشند. غزه و لبنان و افغانستان و ... فرقی نداره اینها چیزهای اعتباری است .مرز و رنگ و پوست و نژاد ملیت وشهر اینها اعتباری هستند. در اسلام هیچ اعتباری نداره اینها. انسانها یک حقیقت واحد دارند. اگه کسی گفت به ما چه؟ یمن به ما چه؟ آمریکا هر کاری دوست داشت بکنه عربستان هر کاری خواست بکنه اعتراض نکنیم.کما اینکه بعضی از دولتمردان خودمون هم همینطرند. هزاران جنایت در گوشه وکنار این دنیا اتفاق می افته ولی اعتراضی نمی کنند و صدایشان هم درنمیاد. در منا وقتی مسلمانان کشته شدند خیلی ها صداشون درنیومد.حتی وقتی ایرانیها کشته شدند در ایران هم بعضی ها حتی به کشته شدن هم وطنانشون اعتراض نکردند چه برسه به مسلمانلن دیگر. یک آدم برای خفظ مقامش برای حفظ ریاستش مقامش موقیت حزبیش موقعیت قدرت طلبیش ثروت طلبیش حاضره انسانیت و ایمان رو زیر پا بکذاره. حضرت آقا فرمود در مجلس به کسانی رای بدید که کشور را نمی فروشند. حرف مستقیم و واضح سریحی ست. یعنی ممکنه از کانال شورای نگهبان رد شوند اما کسانی هستند که مورد تایید میشوند ولی خائن و کشور فروشند. به منافع حزبی و شخصی آنها لطمه بخورد کشور رو می فروشند. یعنی کسانی هستند که به مجلس می آیند ولی خائن نسبت به مردم و کشور نظام و دین هستند به آنها رای ندهید. بعضی ها واقعا بد امتحان دادند. خیلی لجبازانه به کسانی رای دادن که این صفات رو داشتند. خودشان هم میدانستند که اینها این صفات را دارند برای همین هم رای دادند این مسئولیت ابدی و آخرتی سنگینی رو برای انسان خواهد داشت. رای دادن تفریح نیست. شوخی وبازی نیست . مسئولیت دارد و باید بپذیری هر اتفاقی که بعدا رخ دهد در نامه ی اعمال ما هم ثبت می شود تا قیامت