جلسه 060 - انسان‌شناسی (قم)
شماره جلسه
60
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1390
ماه
1
روز
16
متن کامل (خام) ‌ جلسه 060 - انسان‌شناسی (قم)

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد الله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان در انسان‌شناسی در مورد شرایط معرفت صحیح بود که معرفت از نشانه‌های انسان حقیقی است یعنی حقیقت انسان و از علائم شکل‌گیری یک باطن انسانی است به‌هر حال انسان با یک قوّه‌ی بی‌نهایتی با یک توان بی‌نهایتی به دنیا می‌آید.@ امّا چون کون جامعه هست از جماد و نبات حیوان و شیطان جنّ و ملائکه و همه‌ی اسماء صفات الهی را دارد برای همین هم به او کون جامع می‌گویند یعنی اسب مادّه تا حق در انسان جمع است و اینکه یک انسان بعد از 20 سال 25 سال 30 سال در چه وضعیتی قرار دارد این بسته به این است که کدام یک از مراتب هستی در وجود او غالب است.@ اینکه امام سجّاد در حجّ باطن حجّ‌گذارها را به یکی از اصحاب نشان می‌دهد که اکثرا به صورت حیوانات گوناگون اطراف خانه‌ی خدا طواف این در واقع می‌خواهد بگوید که هر کدام از اینها فعلیّت‌شان چه چیز است یعنی الان در زمان فعل این باطن در وجود او به اوج رسیده است به رشد رسیده است.@ باطن انسانی که حقیقت انسان باطن انسان انسان می‌شود واقعا یعنی وقتی یک ولیّ خدا به انسان نگاه بکند انسان را انسان ببیند نه حیوان یکی از علائم مهمّ‌اش تشکیل معرفت است یعنی انسان دارای معرفت باشد معرفت گفتیم غیر از علم است وغیر از اطلاعات است.@ ما در این حوزه‌ی قم جاسوس روسیه را داشتیم که تا مقام اجتهاد هم رسیده یعنی از حوزه‌ی ما مدرک اجتهاد را دارد می‌شود انسان مجتهد باشد عالم باشد امّا اهل معرفت نباشد علم علوم اصطلاحی فلسلفه و کلام ونمی‌دانم تفسیر و عرض کنم فقه و اصول و این چیزها علم است می‌تواند این‌ها را یاد بگیرد و حفظ بکند نمره هم بیاورد.@ معرفت این نیست معرفت دارایی‌ است معرفت منشأ اثر است معرفت بین انسان و خدا شباهت ایجاد می‌کند معرفت یعنی چیزی است که انسان را توانا می‌کند منشأ شادی است منشأ آرامش است منشأ قدرت است ما چه‌قدر اهل علم داریم که شاد نیستند چه‌قدر اهل عبادت داریم که شاد نیستند آرامش ندارند.@ شخصیت‌های متزلزل افسرده پژمرده زودرنج حساس حسود متکبّر بی‌ثبات این درس خوب خوانده است هوشش هم خوب بوده است خوب حفظ کرده رشد کرده نمره هم گرفته است پایان‌نامه خوب نوشته است زبان خوب حفظ کرده است خوب مطلب می‌گوید خوب مطلب می‌نویسد امّا دارایی غیر از دانایی است.@ معرفت است یعنی وقتی که دانایی تبدیل به معرفت شد آن موقع دارا است شخص آن موقع شخصیّتا آن صفاتی را که از مؤمن شما در قرآن می‌بینید از یک انسان معنای حقیقی صفات الهی و اخلاق الهی که از مؤمن بیان شده می‌بینید این ظهور می‌کند از او تا وقتی که از شخصیّتی ظهور نکند یعنی این آن باطن را اساساً ندارد.@ باید آن را داشته باشد تا از او ظهور بکند و بیرون بیاید خب در معرفت این خاصیّت وجود دارد که اگر معرفت آمد توانایی قدرت کمال آرامش شادی ثبات شخصیّتی این حتما با خودش دارد یکی از نشانه‌های معرفت این بود که انسان به طور کلّی عرض می‌کنم.@ چون می‌خواهم چند تا فرمول مهمّ را عرض بکنیم دیگر آن بحث‌های گذشته را من تکرار نکنم که از نشانه‌ها چند تا نشانه از علی علیه السلام خواندیم از علائم صحّت معرفت یکی از علائم صحّت معرفت یک شخص ممکن است ادعا بکند من اهل معرفت هستم.@ غیر از این که عالم هستم دانشمند هستم متخصص هستم محقق هستم اهل معنا هستم اهل معرفت هستم یا شما ممکن است کسی را به شما معرّفی کنند بگویند این آدم اهل معنایی است آدم باطن‌داری است آدم اهل معرفتی‌ است این باید ظهور داشته باشد یعنی باید از او تجلّی بکند.@ یکی از آنها حداقل برای خودش یکی از آن ظهورات برای انسان چه چیز است؟ برای خود شخص اگر گمان بکند چون ما حالا با دیگران و ظهورات و اینها کاری نداریم آیا من بعد از 30 سال 40 سال به معرفت رسیده‌ام یا نرسیده‌ام؟ آیا حقیقت انسانی باطن انسانی تشکیل شده است یا من فقط یک دانشمند خوب هستم؟@ یک متخصّص خوب هستم یک دکتر خوب هستم یک مهندس خوب هستم یک اصولی خوب یک فقیه خوب هستم این یک قضیه‌ی انسان خوب است با هم هستم کاملا با هم فرق می‌کند اگر قرار باشد من خودم را ارزیابی بکنم آن نشانه‌ها خیلی مهمّ است من در آینه می‌توانم خودم را نگاه بکنم دیگران را هم می‌توانم نگاه بکنم.@ ولی فعلا مهمّ‌تر از همه این است که چه کسی را نگاه بکند انسان؟ خودش را نگاه بکند که آیا من بالاخره عمرم تلف شده است نشده است جوانی‌ام به هدر رفته است نرفته است بالاخره چه قدر سرمایه دارم برای حرکت به سمت ابدیّت وضعیّت‌ام چگونه خواهد بود؟ قبرم چگونه خواهد بود؟ قیامتم چه خواهد بود؟@ اینها مقیاس‌هایی هستند که بعدا هم در موردش صحبت می‌کنیم در درس‌های منازل آخرت هم مفصّل اینها را توضیح دادیم که انسان بدون وضعّیت قبرش چه‌طور هست.@ یعنی آخرین موجودی قبر خودش را انسان بتواند بگیرد که من اگر الان رفتم قبر به چه صورت از این قبر بالاخره با چه حیواناتی یا با چه فرشته‌هایی یا با چه مؤمنینی با چه شهدایی با چه انبیایی سر و کار دارم در قبر خودم اینها خیلی مهمّ است ولی فعلا مهم این است من بدانم الان وضعیّت خودم به چه صورت است.@ حضرت فرمود که علامت صفت معرفت این است که چشم انسان دل‌ش از دنیا کنده است و به سمت ابدیّت و آخرت روی می‌آورد یعنی انسان واقعا دلداده‌ی آخرت می‌شود حالا چون داریم بحث بهشت را کار می‌کنیم با جهنّم فعلا کاری نداریم خدا کند این شوخی درست نباشد که جهنّم را می‌روید می‌بینید از بهشت که نمی‌روید ببینید بگوییم.@ نه ان‌شاءالله می‌گوییم که هم بروید باهاش از الان آشنا بشوید هم ان‌شاءالله برویم ببینیم این‌که انسان دلش به سمت ابدیِّت است دلش به سمت آخرت است انس دارد با آخرت انس دارد با ابدیّت ابدیّت دل‌خوشی واقعی اوست یعنی جزء عوامل آرامش‌بخش و شادی‌آور برای او عبارت است از آخرت عبارت است از برزخ عبارت است از بهشت عبارت است از محتوای بهشت.@ اینکه چقدر سفارش شده در رابطه با دلدادگی‌ها به محتوای بهشت(َ عَظُمَ فی ما عِندَکَ رَغبَتُه) دعای چهارشنبه داریم می‌خوانیم زیاد داریم دعا که انسان به آنچه که نزد خداست رغبت داشته باشد چقدر سفارش در قرآن داریم که به آنچه که(وَ فِي ذلِكَ فَلْيَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَ).@ رغبت مسابقه حتّی گذاشته‌اند با همدیگر سر اینکه که انسان به آنجا چه کسی زودتر و بیشتر برسد(اِن کُنتُم راغِبینَ لا مَحالَه فَارغَبوا فی جَنَّۀٍ عَرضُهَا السَّماواتِ وَ الاَرض) اگر واقعا اهل رغبت هستید ناچاراً میخواهید دلدادگی داشته باشید حداقل به بهشتی رغبتی بکنید که اندازه‌ی او اندازه‌ی همه‌ی آسمان‌ها و زمین است.@ اینها عظمت انسان را می‌رساند بزرگی انسان را می‌رساند که انسان چقدر بلند است چقدر بزرگ است این نفس که بهشت او که تجلی نفس خود اوست جلوه‌ی نفس خود اوست به اندازه‌ی همه‌ی آسمانها و زمین است.@ پس این اشتیاق به آخرت شوق به آخرت شوق به مردن شوق به بهشت شوق به ماوراء و شوق به غیب من می‌گویم یک کلام اگر بخواهیم خیلی خالص خالص صحبت بکنیم قرآنی قرآنی بگوییم اشتیاق به غیب انس به غیب و ارتباط با غیب ارتباط با غیب یعنی چی؟@ یعنی غیب در نظام تصمیم‌گیری‌های انسان مؤثر باشد این علامت یک آدم سالم است علامت یک باطن سالم است علامت این‌ که یک نفر باطن دارد باطن دارد این غیب برایش تعیینکننده است یعنی کسی که در میدان مین می‌دود کسی که در جلوی مین می‌اندازد.@ یک خانمی که با تیب خاطر همسرش را به جبهه می‌فرستد یک پدر و مادری که با تیب خاطر فرزند خودش را به جبهه می‌فرستد بعد از شهادتش هم دوّمی را می‌فرستد بعد از شهادتش سوّمی را می‌فرستد پنج تا از بچه‌هایش را می‌فرستد به جبهه با تیب خاطر این غیب به او دارد کمک می‌کند.@ این به غیب ایمان آورده است و غیب منشأ اثر هست در او غیب منشأ تصمیم‌گیری است در او. (اَلَّذینَ یُؤمِنُونَ) اولین شرط را قرآن می‌گوید می‌گوید کسی که بخواهد از قرآن استفاده بکند از خدا استفاده بکند و اساساً کسی که طالب هدایت است اوّلین شرطش این است که غیب را قبول داشته باشد یعنی بتواند با غیب ارتباط داشته باشد.@ غیب را بپذیرد قبول کند که یک ماورایی هم هست و با محتوای این ماوراء ارتباط برقرار کند نکته‌ی خیلی مهمّی که می‌خواهم امشب بگویم چند تا فرمول مهم حالا می‌خواهم بگوییم خدمتتان همگی تعیینکننده است برای ما و هر چقدرش را برسیم.@ این است که اساساً نظام زشت هر انسانی به این هست که او چقدر با غیب ارتباط دارد و چقدر غیب در زندگی او تأثیرگذار هست چقدر غیب در زندگی او مؤثر است در او چهار عاملی که بارها گفته‌ایم انتخاب‌ها ارتباطات رفتارها و افکار یک نفر این چهار تا است.@ (الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ) یؤمنون بالغیب از امن می‌آید یعنی واقعا غیب امنیت به او می‌دهد غیب آن چیزی که دیدنی نیست برای او عین دیدن است غیب یعنی چیزی دیدنی نیست با آن چیزی که دیدنی نیست معامله دیدنی می‌کند و میزان رشد افراد به همین بستگی دارد.@ این که یک نفر بیست سال نماز می‌خواند و رشد زیادی نمی‌کند چهل سال نماز می‌خواند به قول امام صادق پنجاه سال نماز می‌خواند یک رکعت‌اش هم قبول نیست برای این است که این اصلا پنجاه سال نماز به هیچ وجه با غیب این را به ارتباط نرسانده این اصلاً از غیب چیزی دریافت نکرده است.@ خیلی کم خیلی ضعیف یکی از آن غیب‌ها شیطان است ما باید ببینیم سعی کرده با غیب یه ارتباط داشته باشد امّا شیطانی هم که نادیده است در زندگی او اثر داشته است این نسبت به هیچ کدام از این‌ها موضع‌گیری مشخصی نداشته.@ قرآن می‌فرماید که(إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا) شیطان دشمن شماست شما هم او را دشمن می‌بینید حالا این را وقتی که می‌روید برای کسی بیان می‌کنید می‌گوید حالا کجاست اول از این مظاهر دشمنی شیطان چیست؟ من از کجا بدانم شیطان دارد به من دشمنی می‌کند؟@ آقا حمله‌ی جلو دارد حمله‌ی عقب دارد حمله‌ی راست دارد حمله‌ی چپ دارد اینها را قرآن می‌گوید دیگرحالا برای ما کافی است همین که خدا گفته کافی است اینجاست که معلوم می‌شود یک نفر چقدر به غیب ایمان دارد.@ آیا من می‌پذیرم صبح که از خواب بلند می‌شوم یک شیطان دارد برای من تولید فکر می‌کند وقتی در رختخواب هستم وقتی تنها هستم وقتی در مسافرت هستم حتما یک نفر دارد وزوز می‌کند که حمله‌های چهارگانه را سروسامان بدهد در دل من یا نه؟ این را قبول داری یا قبول نداری؟@ یک کسی که این را باور نکرده در زندگی‌اش چه‌طور می‌خواهد فتخذوه و عدوا باشد این امر الهی مگر نیست باید بخشی از زندگی انسان به مراقبت به شیطان و مبارزه با شیطان باشد آنهایی که این کاره نیستند یعنی اصلا این را قبول ندارند واقعاً در زندگی‌شان یک بخشی از مبارزه با شیطان به سر نمی‌برند این اصلا ول است.@ مثل یک آدمی که اصلا خبر ندارد یک جایی پر از میکروب است پر خطر است همین‌طور کورکورانه وارد شده و هم گرفتارش شده و نابود هم می‌شود شما نگاه کنید دغدغه مادر نسبت به بچه‌اش چیست؟@ الان شما ببینید مادرهای ما در نظام تربیتی مطرح است یک پدر یک مادر بچه‌دار می‌خواهند بشوند در چه چیزهایی نگران هستند می‌گوید آقا واکسن‌اش را باید به موقع بزنیم همه‌ی مادران می‌روند می‌زنند همه می‌روند واکسن می‌زنند می‌گوید آقا این میکروبی که شما می‌گویید کزاز دیفتری فلج و ... اینها چه‌طور است؟.@ ایمان دارید به او می‌روید و می‌زنید؟ یه موقع می‌گویند گفته‌اند ممکن است بگیرد دیگر خودش هم ندیده و اصلا نمی‌داند چه هست ولی می‌رود و می‌زند می رود واکسن را می‌زند دغدغه‌اش این است که بچه فلج نشود این‌طور نشود آن‌طور نشود.@ چقدر نسبت به مدرسه رفتن لباس خوشگلی بدن قیافه نمی‌دانم تغذیه می‌بینید پنج جهتی را که گفتیم در نظام شخصیتی انسان یعنی سلامتی زیبایی هوش دین عقل اخلاق الان خانواده‌ها به همین دو تا اهمیت می‌دهند بچّه سالم باشد درس‌ هم خوب بخواند حالا اخلاقش چه‌طور باشد دینش چه‌طور باشد و عقلانیّتش چه‌طور باشد این اصلا مهمّ نیست.@ فقط باهوش باشد خوب درس بخواند دکتر شود مهندس شود اهمیّت زیادی به آن سه بخش دیگر نمی‌دهند یعنی شما نگاه بکنید آدم‌های برجسته به بزرگ آدم‌هایی که معصوم هستند یعنی انقدر بزرگ هستند یا در حدّ معصومین هستند این‌ها این‌طور اصلا معامله نمی‌کنند در خانواده در رفتارشان.@ (اِنّی اُعیذُها) مادر مریم چه می‌گوید سلام الله علیها مادر مریم وقتی مریم به دنیا می‌آید یعنی دغدغه مادر چیست؟ من پناه می‌دهم مریم و نسلش را یعنی مریم را یک نفر نمی‌بیند متوجّه است که این بچّه بعدها صاحب نسل می‌شود.@ و این شخص که مادر یا پدر هست در نسل فرزند خودش هم نقش دارد و مسئول است ببینید چقدر دغدغه حضور دارد در تربیت(ِانّی اُعیذُها) من پناه می‌دهم مریم را(وَ ذُرِّیَتَها) و نسل مریم را پناه می‌دهم به تو از شرّ شیطان یعنی مادر مریم شیطان را باور کرده است.@ و می‌داند یکی از عواملی که می‌تواند بچّه‌اش را نابود بکند نسل‌اش را نابود بکند و تهدید بکند آسیب بزند شیطان است ولی ما اصلا در زندگی جدّی نگرفته‌ایم اصلا لذا(فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا) را هم اصلا جدّی نیست یعنی ما مبارزه‌ای با خودمان با افکارمان نداریم اصلا یقه‌گیری درگیری رد کردنی هیچی نداریم.@ مثل یک آدم مترسکی این وسط ایستاده‌ایم همین‌طور او هرقدر دلش می‌خواهد حمله می‌کند راست چپ جلو عقب ما با بدبختی نشسته‌ایم و داریم فقط می‌خوریم مشت و لقد و هرچه دلش بخواهد می‌زند او چند تا حمله دارد قرآن دارد می‌گوید 10، 15 نوع حمله در این چهار طرف ما انجام می‌دهد ما نشسته‌ایم و فقط کتک می‌خوریم.@ ما فقط ایستاده‌ایم جایمان تکان نمی‌دهیم تکانی نمی‌خوریم، ما هم بالاخره(فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا) ما این غیب را قبول نداریم بنابراین می‌ایستیم و کتکش را هم می‌خوریم حمله‌هایش را هم تحمّل می‌کنیم این سمت شیطان؟ سمت اله‌اش چیست؟ در این هم ما ضعیف هستیم استعانت نداریم.@ می‌گوید(إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ) امّا ما استعانت هم نداریم ما از شهداء نمی‌توانیم خوب استفاده بکنیم از امواتمان نمی‌توانیم خوب استفاده بکنیم پدر و مادری که از دنیا رفته‌اند دعایشان مستجاب است چند نفر گرفتار می‌شوند و می‌روند سر قبر پدر و مادرانشان بلد نیستم از انبیاء نمی‌توانیم استفاده بکنیم.@ از آدم از نوح از ابراهیم از موسی از عیسی اینها همه به ما کمک می‌کنند از فرشته‌ها، چه اندازه کمک گرفته‌ایم تا حالااز فرشته‌ها ما؟ کمک نمی‌گیریم از اولیاء خدا از بزرگان از ائمه از انبیاء از امامزاده‌ها اصلاً می‌بینیم اینها خیلی نقش زیادی ندارند در زندگی ما ارتباط ما یک ارتباط یک طرفه و خیلی ضعیف است.@ این که یک ارتباط مؤثری داشته باشیم یک رفت و آمد مؤثری داشته باشیم بابا شما انقدر آدم بزرگی هستی که می‌روی خدمت خانم حضرت معصومه(س) او با آن همه بزرگی یک شخصیّت به این برجستگی که حضرت صادق(ع) می‌فرماید اگر هم ایشان به تنهایی اهل محشر را شفاعت بکند خدا می‌پذیرد.@ یعنی یک آدم انقدر قدرتمند یک بانویی که انقدر آبرو دارد انقدر قدرت دارد انقدر دارایی دارد این زن که همه‌ی اهل محشر را بخواهد شفاعت بکند خدا می‌پذیرد خیلی قدرت دارد این بانو ما چقدر از این بانو استفاده می‌کنیم (س) چقدر استفاده می‌کنیم.@ چقدر اصلا رفاقت با ایشان، انقدر ایشان بزرگ است و انقدر ما بزرگ هستیم که می‌گوید وقتی می‌روید به ملاقات با این خانم دست خالی هیچ‌وقت برنگرد می‌روید نزد این خانم به او بگویید خانم من با شما دارم قرار می‌گذارم(عَرَّفَ الله بَینَنا وَ بَینَکُم) خیلی این حرف مهمّ است.@ ما اصلا خیلی ساده از کنار کلمات زیارت رد می‌شویم خدا من و شما را به هم معرّفی بکند ببینید قرار دارید می‌گذارید با خانم آن هم کجا؟ کنار حوض کوثر (مِن یَدِ علی ابن ابیطالب) چه قرار و ملاقات‌های سنگینی آدم با این خانم می‌گذارد کجا؟ در بهشت ما به هم معرّفی بشویم.@ خیلی کار داریم شما با این خانم در بهشت در نظام ابدی که باید مسیر ابدیّت را انسان طی کند با خانم فاطمه معصومه (س) کارها داریم ما با این بزرگان اولیاء علماء شهداء با آدم با نوح و بی‌خود گفته‌اند بایستید جلویشان و سلام بدهید.@ (السلام علی آدم صفوة الله السلام علی نوح النبی الله السلام علی ابراهیم خلیل الله السلام علی موسی کلیم الله السلام علی عیسی روح الله) بابا اینها دارایی‌های یک شخص هستند همین‌طور می‌آییم و می‌نشینیم و کورکورانه یک چیزی می‌گوییم و رد می‌شویم و می‌رویم اصلا متوجّه نمی‌شویم چه می‌گوییم.@ اینها شخصیّت‌های برجسته‌ای هستند که همه‌ی اینها باید در زندگی ما نقش داشته باشند نگذاشته‌ایم نقش بازی بکنند ما با غیب خیلی متأسفانه سر و کار نداریم نمی‌گذاریم با غیب ارتباط برقرار بکنیم بنابراین راه خودمان بسته‌ایم راه را بستیم.@ حالا الان شما نگاه بکنید در روایت حضرت دارد به ما می‌گوید شما(شَوِّقوا اَنفُسَکُم اِلی نَعیمِ الجَنَّۀ) شوّقوا شوق ایجاد کنید در دلتان نسبت به بهشت طعمک ببینید چه‌قدر مسئله‌ی بهشت نظام ابدی حیات جاودانه اهمیّت دارد که کسی اگر نتواند اینجا اشتیاق بهشت داشته باشد آنجا نمی‌تواند از بهشت بهره‌برداری بکند.@ یعنی دستگاه‌ها و تجهیزات لازم را برای بهره‌برداری از بهشت نمی‌تواند با خودش ببرد اصلا از اینجا یعنی یک آدم سالم که آدم است یعنی باطناً آدم است انسان است یک بخشی از دل‌خوشی‌هایش بخش مهمّی از دل‌خوشی‌ها و لذّت‌های زندگیش شوق بهشت است اصلاً بهشت قند در دلش آب می‌کند.@ بهشت خستگی‌اش را در می‌کند بهشت به او قدرت می‌دهد بهشت به او گذشت می‌دهد بهشت به او آنقدر می‌تواند قدرت بدهد که این دیگر هیچ‌وقت حسود نباشد متکبّر نباشد غر نزند نق نزند عصبی نشود به راحتی. داریم ما اصلا از بهشت استفاده نمی‌کنیم بهشت ما را تطهیر نمی‌کند بهشت سلامت نمی‌آورد.@ در حالی که(لا يَسْمَعُونَ فِيها لَغْواً وَ لا تَأْثِيماً إِلاَّ قِيلاً سَلاماً سَلاماً) آن دار السلام در زندگی من نقش ندارد یعنی نمی‌آید در زندگی من به من کمک بکند اشتیاق دل زنده بودن حرکت تحوّل پویایی اصلا ندارد هیچ فایده‌ای برای من ندارد.@ (شَوِّقوا اَنفُسَکُم اِلی نَعیمِ الجَنَّۀ) شما اشتیاق ایجاد بکنید قدرت ایجاد بکنید در خودتان امّا نیست لذا در مورد غیب بگویم حالا بخواهیم به بهشت هم برسیم در مورد بهشت هم که بخواهیم بحث‌مان راجع به بهشت است دیگر ذرّه ذرّه کم کم می‌گوییم در جلسات از بهشت.@ در مورد غیب به طور مطلق من عرض کنم این قواعدش را خیلی مهمّ است ببینید شما غیب چه‌قدر به دادتان می‌رسد این را خوب دقّت بکنید ما خیلی وقت‌ها ادّعا داریم توقعّات خیلی بی‌جایی داریم که غیب به ما کمک می‌کند توّجه کنید غیب که می‌گوییم از خدا بگیرید شما از خدا بگیرید تا ارواح طیبه‌ی شهداء ائمه‌ی اموات فرشته‌ها همه‌ی اینها غیب هستند.@ ببینید یک موقع ما خیلی توقّع داریم مثلا می‌خواهیم غیب برای ما کاری بکند یک کار عینی برای ما انجام بشود ما در جبهه که بودیم بچّه‌هایمان واقعا در عملیات‌های مختلف توقّع داشتند از غیب شما هیچ‌وقت در هیچ دوره ای از تاریخ انسان از بعد از ائمه حداقل تا الان سراغ ندارید که غیب انقدر به شهود نزدیک شده باشد.@ آسمان و زمین برزخ و زمین ماده انقدر در هم رفته باشند شما همین الان هم که بروید من به همه‌ی عزیزان توصیه کرده‌ام این کار را بکنند حتما بروید مناطق جنگی حتما بروید آن اردوهای راهیان نور ببینید آن‌جا هر کس برود می‌بیند.@ یعنی کاملا می‌فهمد احتیاج نیست کسی به او یاد بدهد همین نفس او حضوردر آن منطقه هنوز هم همین‌طوری است شما توجّه داشته باشید که اینجا غیب برای شما مشهود است غیب از لحاظ غیبی خودش درآمده و درهم می‌آید برای همین این همه آثار و سازنده دارد.@ بچّه‌ها همین‌طور می‌روند یعنی خیلی راحت از غیب استمداد می‌کردند برای بسیاری از کارهایشان استمداد می‌کردند با کوچک‌ترین توسّلی مشکلاتشان حل می‌شد خیلی راحت شما بروید زندگی‌نامه‌ی اینها را بخوانید.@ یکی دوتا ده‌تا هزارتا نیست بروید خیلی ماشاءالله خاطرات است بروید بخوانید ببینید چه‌طور بوده که اینها 13 سالش بوده 14 سالش بوده 15 سالش بوده 20 سالش بوده چه‌طور اینها انقدر قدرت داشته‌اند در منطقه از غیب در عملیات قبل از عملیات در شناسایی‌ها در اسارت چه‌طور از غیب کمک می‌گرفتند.@ چه‌قدر راحت چه‌طور بود که می‌توانستند انقدر راحت با غیب ارتباط برقرار کنند انقدر سخت انقدر غیب منت اینها را می‌کشید غیب اشتیاق اینها را داشت انقدر که غیب به اینها اشتیاق داشت اینها این‌طور نبودند یعنی امکان ندارد انسان بدون اشتیاق به غیب، غیب به او اشتیاق پیدا بکند.@ امّا وقتی که شما یک کوچکترین قدمی برای غیب برمی‌دارید درصدی اشتیاق نشان می‌دهید اشتیاق غیب بیشتر می‌شود به شما لیلی از مجنون بسی مجنون‌تر است. خدا فرمود هرکس یک وجب سوی من بیاید من یک ذراع می‌آیم هرکس یک زراع بیاید من یک باع می‌آیم همیشه رحمت از آن طرف بیشتر است.@ چه‌طور اینها ائمه را می‌دیدند چه‌طور اینها با ملائکة الله راحت انقدر خوب می‌توانستند ارتباط برقرار بکنند آنها حق داشتند آنها توقّع داشتند توقع‌شان هم به جا بود امّا ما چه؟ من می‌خواهم قاعده بگویم خدمت شما نمی‌خواهیم موعظه بکنیم نمی‌خواهیم سخنرانی بکنیم معصیت بکنیم.@ یک قاعده بگوییم که جنبه‌های علمی بحث‌مان هم رعایت بشود ببینید میزان اینکه چه‌قدر در غیب باز می‌شود به روی من این خیلی مهمّ است درغیب چه اندازه‌اش به روی من باز می‌شود من چه اندازه می‌توانم از او استفاده بکنم همه‌ی اینها دست توست غیب چه‌ اندازه با ما انس می‌گیرد می‌گوید حداقل مقداری که شما با آن انس بگیری.@ شما هم با غیب لذّتی داری باورش کنی غیب هم شما را باور می‌کند غیب زمانی انسان را فراموش می‌کند غیب زمانی انسان را ترک می‌کند در بسته است اصلا شما احساس می‌کنید هیچ‌کس به شما نگاه نمی‌کند اصلا احساس می‌کنید عالم خدایی ندارد.@ اینهایی که به پوچی می‌رسند اینهایی که به خودکشی می‌رسند اینهایی که می‌گویند اصلا خدایی نیست خیلی‌هایشان خودشان یک کارهایی کردند که غیب قهر است با آنها.(لا یکلم الله). خدا حرف نمی‌زند با آنها شما خودتان یک کاری کرده‌اید درها را بستی.@ یک کاریکارتوری در روزنامه کشیده بود یک بنده خدایی پشت‌اش را کرده بود به خورشید سایه‌اش افتاده بود جلویش بعد خود سایه‌اش افتاده بود جلویش تاریک شده بود بعد چراغ قوّه انداخته بود در سایه‌اش دنبال یک چیزی که گمشده بود می‌گشت در تاریکی سایه‌ی خودش.@ ما خیلی وقت‌ها همین‌طور گرفتار می‌شویم در تاریکی کمالات توهمّی خودمان در تاریکی خیالات اوهام باطل خودمان انقدر هم تاریک می‌شود که یک دفعه انگار اصلا خدایی وجود ندارد انگار قیامتی نیست انگار ابدیّتی نیست انگار انبیایی نبودند و نیستند.@ انگار ائمه‌ای نبودند نیستند انگار بهشتی وجود ندارد انگار جهنّمی نیست انگار قبری نیست انگار محاسبه‌ای وجود ندارد انگار که اصلا هیچی یعنی کاملا ما کافر می‌شویم کاملا می‌برّیم کم می‌آوریم دقیقاً می‌فهمیم فلان انتخاب فلان ارتباط فلان رفتار و فلان فکر جهنمّی است با بینش می‌پذیریم و دقیقاً با بصیرت می‌بینیم فلان رفتار فلان فکر فلان عمل فلان انتخاب بهشتی است خوشمان نمی‌آید از آن ردش می‌کنیم چرا؟@ چون در نظام درونی خودت با خودت یک کاری کرده‌ای که در غیب را بسته‌ای وقتی در غیب بسته بشود دل تاریک می‌شود حالا مرتّب ناله بزنید داد بزنید خودت بسته‌ای در را در بسته است پس غیب در خودش را چه قدر باز می‌کند.@ اموات حتّی خواب دیدن‌ها آقا غیب یکی از مراتب غیب خواب است دیگریک رویاست مبشرّات بزرخی است دیگر رویای صالحه رویای خوب رویای صادقه آقا این چه‌قدر روی ما باز می‌شود ما چه‌قدراز خواب بهره می‌بریم به هر حال یک جزء از هفتاد جزء نبوّت خواب است.@ خواب‌های آدم تعیینکننده است خیلی‌هایش رؤیای صادقه است مبشرّات است(لَهُمُ الْبُشْرى‏ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا) اصلا آن خواب است ما ازخواب چه اندازه بهره می‌بریم؟ خواب برای خیلی‌ها قدرت ایجاد می‌کند بشارت ایجاد می‌کند بعضی‌ها می‌بینی اصلا 40 سال عمر کرده‌ 50 سال عمر کرده اصلا هیچ استفاده‌ای از رؤیا ندارد هیچ بهره‌ای از این رؤیا ندارد.@ برای اینکه در آن را باز نکردی اصلا به روی خودت، خودت درش را بسته‌ای، از خواب شما بگیرید حالا بروید بالاتر برو بالاتر می‌بینی می‌رود زیارت دل‌مرده می‌روی زیارت دل‌مرده‌تر برمی‌گردی میروی مکّه همان‌طور کور می‌روی کوری برمی‌گردی می‌روی مشهد می‌بینی همین هیچ تغییری نکرده.@ ماه رمضان می‌آید می‌رویم ماه رمضان از ماه رمضان می‌آییم بیرون می‌بینیم هیچ تغییری نکرده‌ایم اصلا ما در مهمانی شرکت نکرده‌ایم آن ضیافت الهی بوده است یا ما اصلا در این ضیافت شرکت نکرده‌ایم اصلا از اوّل فکر ضیافت نبوده‌ایم.@ واقعا به قصد ضیافت و شرکت در یک جشن در یک جشن پرشادی ما وارد روزه نمی‌شویم اصلا وقتی شما وارد روزه نشوید روزه هم برای شما بسته است درش. شما درش را بسته‌ای چه‌طور می‌خواهی بازش بکنی؟ در از ناحیه‌ی شما بسته شده است نه از ناحیه‌ی آنها.@ (یا دائِمَ الفَضلِ عَلَی البَریَّه) خدا دائم الفضل است شب‌های جمعه فرموده‌اند ده مرتبه این دعا را بخوانید(یا باسِطَ الیَدَینِ بِالعَطیَه) دست‌هایش را باز کرده که بدهد به شما دارد سرازیر می‌ریزد برایت خودمان در را بسته‌ایم ما اگر خودت بسته‌ای دیگر نمی‌شود کاری کرد وتو قهری ما باید آشتی کنیم با غیب ما باید با بهشت آشتی بکنیم.@ اینکه حضرت می‌فرماید: (شَوِّقوا اَنفُسَکُم اِلی نَعیمِ الجَنَّۀ) این شوق را شما باید ایجاد بکنید مؤمنی که شوق بهشت ندارد مؤمنی که شوق ابدیّت ندارد مؤمنی که شوق ملائکة الله شوق شهداء شوق برزخ شوق دارایی‌های بهشتی خودش را ندارد شوق زندگی جاودانه‌ی خودش را ندارد این اصلا چطور می‌تواند حرکت بکند.@ الان شما یک زن و شوهر را نگاه بکنید به او می‌گویند آقا ثبت می‌خواهند بکنند مستأجر هستند در تنگی جا قرار دارند خیلی سختشان است بعد می‌آیند یک جا ثبت نام می‌کنند برای مسکن می‌روند خانه ثبت نام بکنید با چه اشتیاقی می‌روند ثبت نام می‌کنند می‌گویند ما بعدها اصلا نمی‌دانند زمینش کجاست.@ نمی‌دانند اصلا مجموعه‌اش چند طبقه است نمی‌دانند خانه‌شان کجاست یک تعاونی گفته است ما ثبت نام می‌خواهیم بکنیم خانه می‌دهیم همین‌طوری چه‌قدر افراد صاحب‌خانه شده‌اند چه‌قدر افراد کلاه سرشان رفته است این‌طوری.@ در یک مجموعه‌ای من سراغ داشتم حدودا سه هزار نفر ثبت نام کرده بودند برای 700 تا واحد طرف 2300 نفر کلاه سرشان گذاشته بود اصلا نگفته بود نرفته بودند آقا این واحد من کجاست خانه‌ی من کجاست؟ این که الان به من ثبتنام کردی به من نشان بده ساختمان را زمین را به من نشان بده.@ در همین کشور خودمان چند نفر کلاه سرشان رفته این‌طوری در همین شرکت‌های گلدکوئیستی یعنی غیبی طرف ایمان آورده به این غیب گلدکوئیست؟ به این غیب مسکن تعاونی مسکن ایمان آورده رفته پول گذاشته اشتیاق داشته بعد اینها تمام این مستأجرین را به عشق اینکه قرار است 5 سال بعد 8 سال بعد 10 سال بعد به ایشان خانه بدهند تحمّل می‌کنند آن شوق نگه می‌دارد.@ آنها را هر جا که می‌خواهند ضعیف بشوند می‌گویند بابا یک سال دیگر مانده دو سال دیگر مانده می‌رویم خانه‌ی خودمان بعد دیگر آنجا راحت هستیم بعدها خودمان صاحب‌خانه می‌شویم الان همین دانشجوهای ما بندگان خدا طلبه‌های ما ثبتنام می‌کنند یا ثبتنام نمی‌کنند.@ اصلا زندگی را شروع می‌کنند با چه شوق و ذوقی می‌گویند این‌ها حالا بالاخره خدا یک موقع ما را از مستأجری درمی‌آورد به این امید زندگی می‌کنند به این امید بچه‌دار می‌شوند بارک الله خوب است امّا برای آخرت چه؟ برای آخرت چی.@ این اشتیاق نیست که به خاطر این دیگر حسود نباشند به خاطر این دیگر تکبّر نکنند به خاطر این غر نزنند به خاطر این نق نزنند به خاطر این قهر نکنند به خاطر آخرت به خاطر ابدیّت شما نگاه کنید در سوره‌ی ائمه در قرآن کریم هرجا به مؤمن می‌خواهد بگوید شاد باش آرام باش غصّه نخور ناراحت نشو حسادت نکنید.@ در روایات در دعاها هرجا بخواهد بگوید این کار را نکنید چه چیز را می‌آورد مابه اذا چه می‌دهد به مؤمن؟ می‌گوید اگر حسادت نکنید چه چیز نصیبت می‌شود؟ اگر تکبّر نکنی اگر دعوا نکنی اگر غر نزنی اگر نق نزنی اگر کم‌فروشی نکنی گران فروشی نکنی اگر به جبهه بروی اگر به جهاد بروید اگر به اسارت مجروح شدید اینهایی که می‌گویید چه چیز می‌آورد.@ خدا مابه‌اذا چه‌چیز می‌دهد به او ابدیّت را می‌دهد در کنارش و این شوقی را هم ایجاد نمی‌کند برای خیلیها. اینجاست ما عظمت رزمندگان اسلام شهداء آزادگان جانبازان را می‌فهمیم که اینها چه‌قدرعظمت داشتند و چه قدر عظمت دارند و خانواده‌هایشان این انقلاب ما را پیروز کرده.@ انقلاب ما در مقابل تمام توطئه‌های جهانی ایمان به غیب نگه داشته است شده از غیب از بالا کمک گرفته و الاّ این حجم توطئه‌ای که در این کشور شده 100 تا کشور را نابود می‌کرد خود دشمنان ما این اعتراف را دارند و چه‌طور نتوانسته‌اند ایران را نابود بکنند؟ چه‌طور تمام دنیا ابرقدرت‌اند جمع شدند و 8 سال به این مملکت تجاوز کردند حمله کردند یک وجب هم نتوانسته‌اند بگیرند.@ یعنی از کجا کمک گرفته‌اند نیروی نظامی خوبی داشته‌اند؟ اسلحه‌ی مناسب داشته‌اند؟ نیروی خبره داشته‌اند؟ ذخیره‌ی ارضی داشتند؟ اقتصاد داشتند؟ چه چیز داشتند پس چه‌طور مؤفق شدند اینها آن همه شکست خوردند با این که همه‌ی ابزار مادی را داشتند اینها فقط یک چیز داشتند این چی بود این که اینها عرضه داشتند از غیب کمک بگیرند.@ و شما میزان موفقّیتت در زندگی به این نیست که چه‌قدر می‌دوی؟ فقط این نیست در سعایی که قرآن دارد(لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى) یکی از مصادیق مهمّ سعی سعی در ارتباط با غیب است سعی در باز کردن در غیب است در غیب را باز کنید آقا بزنید با غیب ارتباط برقرار کنید رفت و آمد برقرار کنیم.@ خیلی قدرت و شادی ونشاط می‌آورد در زندگی ما در موفقیّت ما بسیاری از معظلات زندگی ما را حل می‌کند همه‌ی معظلات ما را حل می‌کند شوّقوا شوّقوا حالا همان بحث‌ کاربردیش ما هنوز نرسیدیم ان‌شاءالله هفته ی بعد اگرعمری بود می‌خواهیم بگوییم چون خود حضرت راهکارهای خیلی زیبایی می‌دهد.@ این شوق چه‌طور ایجاد بشود ما اوّل غیب را باور بکنیم جنّت را باور بکنیم نعیم الجنه را باور بکنیم ابدیّت را باید بکنیم بعد هم با او ارتباط برقرار بکنیم شما نمی‌توانید چیزی را که قلبت نپذیرفته است با او ارتباط برقرار بکنی.@ چه‌طور می‌توانی ارتباط برقرار بکنی چیزی را که باورش نداری پس جمع کنیم این بحث را غیب به میزانی تو را می‌پذیرد که تو می‌پذیریش به میزانی روی خوش به تو نشان می‌دهد که تو با او روی خوش نشان بدهی به میزانی انس می‌گیرد با تو که در انس سرمایه‌گذاری بکنی وقتی تو هیچ سرمایه‌گذاری نمی‌کنی برای اینکه این در را باز بکن باز نمی‌شود.@ ( لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى) چه‌قدر ما وقت در 24 ساعت گذاشته‌ایم در غیب را زده‌ایم ها در زدیم که باز کنند چه‌قدر مرتّب سر نماز گفته‌ایم(إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ) امّا کجاست چه اندازه از 24 ساعت ما چند دقیقه یک کسی کلاه خودش را قاضی بکند از 24 ساعت ما چند دقیقه‌اش به در زدن به فشار دادن در غیب به ارتباط برقرار کردن گذشته است.@ ما همگی تکیه‌هایمان به توانایی خودمان است فقط مشرکانه ما خودمان ذهن خودم هوش خودم توان خودم تحلیل خودم خب این‌طوری است که خیلی کلاه سرمان می‌رود.@ همه‌ این بحث امشب در بحث ما اصلا حرف نزدیم امشب همه‌ بحث امشب گذاشتیم مقدمه گفتیم دوباره باز چون مطلب خیلی سنگین است مطلبی که این حضرت دارد می‌گوید حالا می‌خواهیم برویم وارد بشویم ان‌شاءالله راجع این علائم صحّت معرفت راجع بهشت است ونعمت‌های بهشت.@ این حسد چه‌طور می‌گوید، می‌گوید شما باید این بهشت را با تمام وجودت لذّت ببری از او. در دنیا نه آخرت اینجا از میان بهشت لذّت ببرید کجاست پس بالاخره معلّم ما استاد ما مربّی ما که معصوم است خلیفة الله است یک قصدی داشت که این حرف‌ها را زده است دیگر.@ مهم بوده است این مسئله را که برای ما اینطوری بیان کرده‌اند آن هم این همه حدیث به او اختصاص داده‌اند فرمایش داشته‌اند یعنی شما باید اینجا از بهشت لذّت ببرید اینجا به فرشته‌ها با دوستان بهشتی با محتوای بهشتی با انبیاء با شهداء با صدیقین با صالحین رفت و آمد برقرار بکنیم.@ اینکه شما فکر کنی درش بسته است رفته پی کارش حالا بعد از مردن چه خواهد شد اصلا نمی‌توانم آماری داشته باشم آن موقع بهره‌برداری بکنم یعنی ده‌ها سال از مردن من گذشته من هنوز گیج می‌زنم در برزخ اینها را همین الان باید شروع بکنی.@ معصوم می‌گوید از اینجا باید این ارتباط شروع بشود این رفت و آمدها این ارتباطها این قدرت‌گیری‌ها این استعانت خیلی مهم است آنقدر مهم است هیچ چیز به اندازه‌ی این در سازنده‌گی انسان مهم نبوده که انسان بتواند از غیب استعانت بکند می‌گوید برو جمکران بایست آنجا 100 بار شما یک نماز تهیت دارید بگذریم.@ نماز امام زمان 200 بار بگو ایاک نعبد در دو رکعت‌اش وایاک نستعین چرا این را گفتم فقط آقا دارد به شما رمز می‌گوید دیگر کلی مانده رو دستت ما 40 سال است داریم می‌رویم جمکران نماز هم می‌خوانیم امّا یک بار نشسته‌ایم فکر کنیم که چرا این آیه را به ما گفته‌اند اصلا با این آیه من باید چه کار بکنم.@ حالا 200 بار گفتم تو از تو هم کمک می‌خواهم تو از تو هم کمک می‌خواهم بعدش چه؟ بعدش هیچ چیز بلند می‌شویم می‌آییم می‌رویم یک غذایی می‌خوریم و می‌رویم خانه‌مان می‌گیریم می‌خوابیم این استعانت کجای زندگی ماست در زدن ارتباط برقرار کردن رفتن اینجایش متأسفانه مفقود است.@ بنابراین ما باید حتما اگر می‌خواهند موفقیت داشته باشید در غیب را بزنید و فقط و فقط و فقط کسانی در غیب را می‌روند می‌زنند کسانی می‌روند سراغ غیب که اوّل خوب باورش کرده باشند خوب باورش بکنند غیب را تمام شد.@ فرمول چه شد غیب به مقداری تو را تحویل می‌گیرد بهت توجّه دارد در آخرتش هم همین‌طور است(رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمى‏ وَ قَدْ كُنْتُ بَصِيراً قالَ كَذلِكَ أَتَتْكَ آياتُنا فَنَسِيتَها وَ كَذلِكَ الْيَوْمَ تُنْسى) می‌گوید خدایا من در دنیا بصیر بودم(لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمى) برای چه من را کور محشور کردی.@ میگوید تو آیات ما آمد ندیدی این آیات را امروز هم ما تو را نمی‌بینیم(وَ كَذلِكَ الْيَوْمَ تُنْسى) اینجا تو فراموش شده هستی تو فراموش کردی در دنیا ما هم تو را فراموش می‌کنیم پس نحوه‌ی رفتار غیب با خودمان را چه کسی تنظیم می‌کند خودم تنظیم می‌کنم با غیب هر معاملها‌ی بکنیم غیب هم همان‌طور معامله می‌کند.@ اینجا مسائل مهمّی خوابیده است خواهش می‌کنم خیلی دقّت بکنید اینها فرمول‌های خیلی مهمّی هستند اینجا خیلی فرمول‌هایش اهمیّت دارد این قواعدی که می‌خواهیم بگوییم الان گفتیم رویش کار بکنیم تمرین بکنیم ان‌شاءالله تا هفته‌ی بعد خیلی مهمّ است.@ چون اگر این چند تا تمرین چند تا فرمولی که الان می‌خواهیم کار بکنیم انجام بدهیم خیلی ما را جلو می‌اندازد و زحمت‌مان خیلی کم می‌شود اگر بخواهیم کارهای جدّی بکنیم زحمت‌مان خیلی کم می‌شود ولی اجمالا ما این را بدانیم که نحوه‌ی برخورد غیب با ما تابع تابع تابع نحوه‌ی چه چیز است؟ برخورد ماست با غیب.@ الحمد الله رب العالمین و صلّی الله علی محمد و آل الطاهرین.@