قرار ما اين بود كه در بحث انسان شناسي كه رسيديم به اين فرمايش گوهر بارِ علوي كه (ينبغي لمن عرف الله سبحانه أن يرغب فيما لديه). علامت معرفت صحيح نيست به حق تعالي اين است كه انسان رغبت به آنچه نزد خداوند است پيدا مي كند.
بحث بهشت را به عنوان يكي از مصاديق فيما لديه مطرح كرديم كه هر چند قرار بود كه ادامه ندهيم ولي من مقداري از آيات و روايات را بررسي كردم، حيفم آمد كه بحث را در حد اشاره ي يكي دو جلسه اي بگذرانيم و تصميم گرفتم چند جلسه اي بيشتر صحبت كنم تا اين معنا انشاءا... بيشتر براي ما كشف شود كه رغبت فيما لديه يعني چه.
چرا خداوند تبارك و تعالي بهشت را اينقدر پر رنگ مطرح مي كند و همچنين در مورد جهنم هم همين طور. با جهنم فعلاً كاري نداريم. در مورد بهشت مي خواهيم صحبت كنيم، رغبت فيما لديه است. ياد آخرت و بهشت آثار بسيار بسيار قدرتمندي در ساخته شدن زندگي انسان دارد. هم دنيا و هم آخرت. اگر قرآن شاخصه ي مومن را شادي و آرامش معرفي مي كند به عنوان شاخصه هاي اصلي يك مومن شادي و آرامش را معرفي مي كند اين شادي و آرامش بسيار ارتباط تنگا تنگي با ياد معاد و آخرت و بهشت دارد.
ياد بهشت، علاقه ي بهشت، شناخت بهشت، تاثير فوق العاده زيادي در شادي و آرامش انسان دارد يعني باعث مي شود انسان هم دنيا و هم آخرت را خيلي خوش بگذراند. هم در دنيا و هم در آخرت سعادتمند شود لذا شما در سيره ي معصومين عليهم السلام مي بينيد كه وقتي كه اطرافيان از شدت سختي و فشار بر زندگي اينها تجعب يا شكايت مي كردند آنها مسئله آخرت، ابديت و بهشت را مطرح مي كردند.
قرآن كريم هم همين فرهنگ و همين منطق را دارد ياد بهشت و ياد آخرت كه ما متاسفانه كمتر در موردش سخن مي گوييم. يكي از نكاتي كه متاسفانه باعث شد شناخت آخرت و بهشت از فكر و فرهنگ و جامعه ي ما دور شود. برداشت هاي غلط و يك طرفه اي بود كه از مباحثي چون اخلاص، حبّ خدا و عبادت شد كه حضرت علي (ع) فرمودند كه: (ما عبدتك خوفاً من نارك و لا طمعاً في جنتك) من تو را به خاطر ترس از جهنم تو و رغبت به بهشت تو عبادت نمي كنم بلكه بالاتر.
خيلي ها اين جور برداشت كردند كه اساساً رغبت به بهشت خلاف اخلاص است و ترس از جهنم هم نبايد باشد. اين ترس از نار و رغبت به بهشت را كنار گذاشتند خط خواستند يك شبه به آن جايي كه اميرالمومنين (ع) دارد اشاره مي كند بپرند. آنجايي كه (بل وجدتك اهل للعباده) اين مسير طي كردن، كار راحتي نيست. در حالي كه خود معصومين عليهم السلم به ما سفارش زيادي به ياد بهشت كردند و ياد جهنم.
قرآن هم به ما سفارش زيادي مي كند. و ما از اين فرهنگ دور شديم. ياد بهشت براي انسان، شادي و لطافت مي آورد يعني هر كس مي خواهد شاد و لطيف شود و هر كس مي خواهد در مقابل جيفه ي دنيا قدرتمند شود و دلش به آرامش برسد.
از بسياري از غليانها و بالا و پايين شدن ها نجات يابد ياد بهشت براي قلب انسان بسيار سازنده است. فتنه ها، كينه ها، طلاق ها، درگيري ها، .... حرص و جوش خوردن ها، غصه هاي فراوان، ظلم ها، جنايت ها بايد برطرف مي شود. به شرطي كه انسان خوب اين را بشناسد و باور كند. كه عرض كردم بدون خودشناسي هم ياد بهشت فايده اي ندارد.
اگر الان ما داريم بعد از دو سه سال ياد بهشت را مي گوييم براي اين است كه تا حدودي مقدمات خودشناسي را گفتيم. و خوب انشاءا... خوب جا مي افتد. بعضي ها كه تازه آمدند شايد بگويند اين چه جلسه اي است كه ما نشستيم و حالا راجع به بهشت صحبت مي كنند. يا بهشت دغدغه ي من نيست يا بعضي ها كه بهشت را نمي شناسند مي گويند ما اصلاً رغبتي به آن نداريم.
ما براي مقاصد عالي بزرگ خداوند و چيزهاي اين طوري صحبت مي كنند و همين براي ما زمختي مي آورد و براي ما دور افتادن مي آورد. حتماً عزيزاني كه مي خواهند بحث بهشت را گوش كنند مباحث قبلي را از يك تعقيب كنند تا اين بحث، درست سر جاي خودش بيافتد، حالا ما به تناسب توان خودمان و ظرفيت جلسه، سعي مي كنيم كه انشاءا... آن مباحث معرفت نفسي را تا حدودي، اينجا خدمت عزيزان عرض كنيم.
فرمايش اول از وجود مقدس نبي اكرم (ص) است. اين روايات بهشت واقعاً براي انسان، مستي مي آورد. وقتي انسان اين روايات را مي خواند تا ساعت ها آرامش، شادي، مستي و نورانيت براي انسان مي آورد. هر يك روزنه ي آنها خيلي اثر گذار است.
حضرت مي فرمايد: « يقول ا... تعالي» خداوند مي فرمايد: يقول مضارع آورده و استمرار دارد. خدا مي گويد يعني اين داستان ادامه دارد يعني هميشه اين صدا ادامه دارد و انسان بايد گوشش را براي شنيدن اين فرمايش الهي تيز كند. (أعددت لعبادي الصالحين ما لا عين رات و لا اذن سمعت و لا خطر علي قلب شر ذخراً) براي بندگان صالحم.
شما در كتابهاي روايي نگاه كنيد تا بشر آمده اين مسئله خيلي مهم است. آماده كرده ام (يعني بهشت الان هست نه اينكه بعداً به وجود مي آيد) بخواهيم بفهميم بايد به فرمول اصلي و اساسي برگرديم. رابطه ي دنيا با آخرت مثل رابطه ي رحم مادر با دنياست. بارها عرض كردم كه اين فرمول را اگر كسي ياد بگيرد از صدها جلسه كتاب بي نياز مي شود.
بسياري از مطالب فلسفي، عرفاني، قرآن و روايي ما در همين نسبت وجود دارد. وجود بهشت يا آخرت (چون اصالت در آخرت با بهشت است جهنم جنبه ي تبعي دارد و خلقش اصالي نيست. اين طور نيست كه خداوند خواسته است يك بهشت و جهنمي خلق كند.
او يك بهشت خلق كرده. جهنم مال كسي است كه نمي تواند با بهشت هماهنگ باشد خود به خود اين عدم هماهنگي با بهشت براي او عذاب مي شود. وجود او نسبت به دنيا مثل وجود دنياست به عالم رحم. اول دنيا هست بعد در دل دنيا رحمي ايجاد مي شود و دنيا از خودش چيزي را به رحم مي فرستد.
و بعد از مدتي آن چيز وقتي كه لقاح پيدا مي كند با تخمك، سلول تخم تشكيل مي شود و با آن تقسيمات، شروع به اندام زايي مي كند، آن از اولي كه مي رود به قرار مكين قرآن مي فرمايد في قرار مكين. قرار مي گيرد، از اول، قصدش برگشت است. از دنيا به رحم آمده است قصدش اين است كه از رحم به دنيا برگردد.
دنيا هست و رحم در دنياست پس دنيا همراه با رحم و محيط بر رحم است چيزي را از خودش به رحم مي فرستد كه آن چيز، همزماني كه دارد مي رود نقشه ي معاد و بازگشت دارد. بعد از مدتي كه در آنجاست خودش را براي يك زندگي خوب در دنيا، تجهيزات مورد نياز براي زندگي دنيا را براي خودش تهيه مي كند و بعد با يك تولد سالم وارد دنيا مي شود.
دنيا قبل از رحم هست بعد از تولد هم سرجاي خودش است. جنين بر مي گردد به جايي كه از آنجا آمده، عين همين نسبت بين آخرت و دنياست. اول آخرت هست. بعد در دل آخرت چيزي به اسم دنيا خلق شده اينها همه روايت است كه مي خوانم ولي به خاطر صرفه جويي در وقت روايات را نمي خوانيم. اول آخرت هست بعد در دل آخرت يك تجلي خيلي خيلي ضعيف مي شود. آنقدر ضعيف است كه به آن دنيا يعني پايين ترين مرحله ي تجلي مي گويند.
آخرت از خودش چيزي را به رحم دنيا مي فرستد آن چيز نفخه ي خداوند تبارك و تعالي است و بعد از مدتي اين نفهخ كه به دنيا آمد به تعبير امام صادق (ع) به بدن تعلق گرفت كه مي گويد آن روح واحد مي آيد به بدن هاي گوناگون تعلق مي گيرد و بعد آنها آماده مي شوند باي بازگشت.
پس بهشت و آخرت حيثيت قبل از دنيايي دارد. نه اينكه آخرت و معاد و قيامت يك چيزي هست كه بعداً قرار است قيامت بوجود آيد. آخرت اول هست. دنيا در آخرت است. لذا حضرت علي (ع) فرمودند: (الدنيا في الاخره) يعني دنيا در آخرت است. خيي تعبير مهمي است. آخرت احاطه دارد و احاطه ي آن را نبي اكرم (ص) مي فرمايند:
(انّ مع الدنيا آخره و الاخره محيطه بالدنيا) حقيقت اين است كه همراه دنيا آخرت است و آخرت محيط بر دنياست. پس ما وقتي مي گوييم بهشت، بهشت جلوتر از دنيا هست. دنيا پايين ترين تجلي بهشت است. حالا بايد برگرديم. اين كلمات يادتان نرود چون كاربردي است و همه ي آنها براي شما اصل است. فرمولي كه با آن خيلي كليدها را باز مي كنيد.
وقتي مي گويم دنيا تجلي بهشت است در اخلاق و عرفان، فوق العاده به درد ما مي خورد، كه من بفهمم دنيا تجلي بهشت است و همچنين مي تواند تجلي جهنم هم باشد. در عين حالي كه بهشت است مي تواند آخرت باشد كما اينكه آخرت در عين اينكه بهشت است جهنم هم دارد. كسي مي تواند به آن بهشت برسد كه در دنيا بهشتي باشد.
(لايسمعون فيها لغواً و لا تأثيماً الاّ قيلاً سلاماً سلاماً) براي كسي كه در دنيا اهل سلام است. (أُدخلوا ها في السّلم كافّه) همه داخل سلم شويد. كسي كه در دلش سلم نيست كينه و حقد و بالا و پايين شدن و عصبانيت و پرخاشگري و تحقير كردن ديگران و له كردن آنها و ظلم كردن و تجاوز است اصلاً نمي تواند به بهشت برود. بهشت نصيب كسي مي شود كه در دنيا هم بهشتي باشد.
و بهشت نصيب كسي مي شود كه در دنيا هم بتواند شاد و آرام باشد. كسي كه عرضه ندارد در دنيا شاد و آرام باشد و براي خودش آرامش تحصيل كند هرگز به سراي دارالسلام، دارلسلام و دار شادي و دار آرامش نمي رسد. يكي از اسم هاي بهشت دارالفرح است (خانه ي شادي) كه اگر احاديث آن را برسم مي خوانم انشاءالله.
خيلي مست مي كند انسان را وقتي آن را مي خواند. دارلفرح، خانه ي شادي. تو اگر با تجلي كوچك بهشت نتواني شاد شوي با تجلي اصلي آن به هيچ وجه نمي تواني شاد شوي. اينجا وقتي نتواني با اين همه داده هاي خداوند تبارك و تعالي شاد شوي با اين همه رحمت (تجلي هاي زيباي كه خداوند كه در اين دنيا كرده براي تو و به خصوص براي شيعه كه سنگ تمام گذاشته نتواني با اين ها شاد شوي و فقط با جهنمش عصباني شوي با جلوه هاي جهنمي اش ناراحت، غصه دار و پژمرده، خود كم بين و له باشي و به پوچي برسي قطعاً آن طرف هم نمي تواني از اصل بهشت بهره برداري كني.
كسي مي تواند از آن اصل بهره برداري كند كه از فرعش به تناسبي كه تناسب دنيايي است قادر به بهره برداري و لذت باشد. مي فرمايد كه من آماده كرده ام بهشت را براي بندگان صالحم. (ما لا عين رأت) چيزي كه هيچ چشمي تا الان نديده. (و لا أذنُ سمعت) هيچ گوشي نشنيده (و لا خطر علي قلب بشر) به قلب هيچ كسي خطور نكرده.
سوال: اين همه آيات و روايات در توصيف بهشت داريم. درهاي بهشت، ميوه هاي بهشت، پرنده ها، درخت ها، موسيقي ها، كاخ ها، جوي ها، درياها، تخت ها، همسران، غذاها، و ميوه ها، كرامت ها، ميهماني ها و.... بهشت.
پس اين ها چه كه اين همه به ما گفتند. هزاران روايات و صدها آيه داريم در مورد بهشت. حضرت مي فرمايد (ذخراً) خداوند مي فرمايد من اينها را براي بندگان خودم ذخيره كرده ام. حالا به خداوند تبارك و تعالي مي گوييم خدايا نگو و لا خطر علي قلب بشر نگو به قلب و مغز هيچ كس خطور نكرده چون اين همه آيه گفتي اين همه روايت داريم.
خداوند مي فرمايد: (بلهه ) يعني رهايش كند (به ما الطّلعتم عليه) آن چيزهاي كه من مي گويم غير از آن چيزهايي است كه شنيديد و به شما گفتند. آن چيزهاي كه خودم گفتم انبياء گفتند ائمه گفتند. اينكه من مي گويم مخفي كردم غير از آن چيزهايي است كه شما شنيديد. فرمول مي گويد رابطه ي رحم با دنيا. مثل رابطه ي دنيا با آخرت است.
يعني جنين اگر فهميد دنيا چه خبر است ما هم در رحم دنيا مي فهميم برزخ و قبر چه خبر است. ملكوت يعني چي؟ لذا نگاه كنيد روايت بعدي چقدر زيبا ين را توضيح مي دهد. نبي اكرم (ص) مي فرمايند: (ليس في الجنه شيء مما في الدنيا الا الاسما) اين كلام معجزه است. خيلي عالي است.
مي فرمايند در بهشت، هيچ چيز از آن چيزهايي كه در دنيا هست وجود ندارد. (الاّ السماء) مگر نام هاي آن. يعني چي؟ يعني فقط شباهت اسمي دارد اما حقيقت آن خيلي خيلي خيلي به توان خيلي برتر است. جنين در دنيا جا و مكان و غذا دارد خون مي خورد حيات هم دارد زنده است. اما شما حيات دنيا، غذاي دنيا را ببينيد. خون كجا، اصلاً خبري از خون نداريم.
خون نجس مي كند غذاي دنيا، جاي دنيا، وسعت دنيا كجا وسعت رحم كجا حيات دنيا كجا و حيات رحمي كجا. لذا مي گويد شما وقتي به برزخ مي رويد آنقدر هست كه وقتي مي پرسند چقدر بودي در دنيا مي گويد (لبسنا او بعض يوم) يك روز، نصف روز آنجا بوديم. (در دنيا).
(و انّ الدار الاخره لهي الحيوان) حيات مي خواهيد؟ حيات دنيا كه حيات نيست. (لعب و لهو) يك بچه بازي است حيات حقيقي بهشت است. آخرت لهي الحيوان. يعني آخرت فقط حيات است اين كه اسمش حيات نيست.
اگر دوران رحمي خود را حيات حساب مي كني. كسي مثلاً شده 20 سالش باشد بعد بگويند چند سال زندگي كردي بگويد 20 سال و 9 ماه 90 ماه هم در رحم مادرم زندگي كردم. آنقدر ناچيز است كسي آن را جزء عمرش حساب نمي كند و حيات محسوب نمي شود. اما آنقدر كه آن نه ماه قدرتمند است دنيا قدرتمند نيست و آنقدر كه دنيا قدرتمند است آخرت قدرتمند نيست. يعني در رحم سازندگي هست براي دنيا. شما يك بند انگشت كم بياوري از رحم مادر، دنيا قادر نيست بسازد و جبران كند. دنيا پر از نعمت است ولي سازندگي اش كم است. فعليت الي ماشاءا... . قوه خيلي كم. دنيا نسبت به آخرت اين طوري است.
60 سال اشتباه كرده باشي قابل جبران است از بس قوه ي دنيا زياد است. 40 سال گناه 60 سال گناه آدم مي تواند جبران كند از بس دنيا مي تواند و در آن پر از قوه براي آخرت است. اما حضرت علي (ع) فرمود: يك گناه را آن طرف ببري ديگر نمي شود آن را كاري كرد. صد سال جهنم براي يك گناه دارد چون همه اش نعمت است، بزرگي و فعليت است و قوه خيلي ضعيف است.
چقدر انسان بايد عمر كند تا يك بند انگشت در بياورد وقتي آخرت هم مي رود با خودش چيزي ببرد خيلي طول مي كشد اگر خداي ناكرده با خودش اضافه برده باشد يا گناه يا باطل را اضافه برده باشد خيلي خيلي درد سر دارد. خيلي گرفتاري دارد تا يك جوري را از خود باز كند عقائد و افكار پوچ و باطل، باورها، فرهنگهاي غلط، تعصب ها، حبّ و بغض هاي غلط، خلقيات كه خيلي خيلي خطرناك است.
من يك جمله اي به شما مي گويم چون مي دانم اثري روي شما نمي گذارد خودم وقتي اين را از امام شنيدم 10 – 15 روز مريض شدم. امام امت سلام ا... عليه فرمودند: براي يك دانه خُلق، چند قرن آخرتي انسان بايد در جهنم بماند تا يك خلق از او برداشته شود. يعني يك حسادت، يك تكبر، يك لجبازي، يك تفاخر، يك خرده علو، (خداي ناكرده) ما اين ها را خيلي دست كم گرفته ايم.
آقا من عصباني ام، من خلقم اين طوري است من بد دهنم، من سادات جوشي ام، من متكبرم، من يك ذره قُدّم، چقدر راحت هم حرفش را مي زند تو قدّي؟ آنجا صافت مي كنند. تكبر داري ؟ فرمود خداوند متكبر را كوچك مي كند و زير پاي اهل قيامت مي اندازد قيامت 50000 سال است و مرگي در آنجا نيست. مي فرمايد آدم متكبر را هر كه رد مي شود له مي كند.
كارتون ها را ديديد؟ كه له مي كنند و بعد از دو دقيقه ديگر بلند مي شود همه ي شما پلنگ صورتي را ديديد انشاءا... روي ديوار له مي شود و دوباره زنده مي شود. همين طوري است. مي فرمايد زير دست و پا له مي شود از خدا مي خواهد كه خداوند يكجا حسابش بياورد مثلاً به او بگويد تو بيا برو جهنم، آن را هم به او نمي گويند كه تو چه كاره اي اصلاً.
50000 سال زير پاي اين و آن ذلت مي كشد زمين جهنم، زمين آتش، با بدبختي و له شدن و تحقير، آخر سر بعد به او مي گويد تو چي، بيا برو جهنم متكبر اين طوري است كسي كه زودرنج و حساس است خيلي چيزها به او بر مي خورد، اين خيلي خطرناك است.
حالا در بحث شيطان و صور مقدس توضيح داديم، طلبگي، مهندسي، دكتري، استادي، سيادت، جبهه رفته، يار امام بودن، فعاليت هاي فرهنگي اجتماعي، كمالات، همه راهي براي له شدن و جهنمي شدن است. خانواده ي شهيد بودن و .... اگر انسان عرضه نداشته باشد درست از اينها استفاده كند درست بر عليه انسان عمل مي كند. راهي به روي تكبر باز مي كند تمام كساني كه جلوي انبياء و ائمه ايستادند سي سال تاريخ انقلاب را نگاه كنيد، گردن كلفت هايي كه جلوي اما و بعد از آن جلوي ولايت فقيه گردن كلفتي مي كنند، همه به كمالات آنهاست.
نخوت، تكبر، براي خود شان، يك شئوناتي خارج از قانون و حد مردم قائل بودن و .... له مي شود اين طوري. مي گويند: من بيست سال زندان بودم، من هم آنقدر شهيد دادم، من هم چه كار كردم من فلانم. خيلي آدم له مي شود. كمال خيلي خوب است اما اگر آدم ظرفيت را نداشته باشد از گناه خطرش خيلي بيشتر است. گناهكار ها زودتر نجات پيدا مي كنند. تا اهل كمالي كه بي ظرفيت بودند.
عبادت كننده ها، مقربين بي ظرفيت، آن خيلي خطرناك است. لذا نبي اكرم (ص) فرمودند: (لو لم تغنبوا لغشيت عليكم هو اكبر من ذالك العجب العجب). اگر گناه كنيد از بدتر از گناه به شما مي ترسم. يعني اگر معصوم باشي، گناه نكني. من از فوق گناه مي ترسم. ما يك چيزي داريم كه متاسفانه در كتاب ها ما و درس هاي ما نيست.
بحث فوق گناه، گناه يك مسئله است، يك جهنم هم دارد اما عجب (خودبيني) خود بيني در مقابل حق بيني، خودبيني در مقابل خدا بيني، يك عمر عبادت خداوند را كردم، اما از او تا به حال هيچ چيز براي خودم نخواستم، طلبكار بوده از خدا. توقعم اين است پس اگر خواستم بدهي. بعضي ها را ديده ايد؟ من 20 سال عزاداري براي امام حسين (ع) كرده ام خانه ي من هر سال مراسم عزاداري بوده، اي امام حسين (ع) حالا يك بار خواستم زنم نميرد سرطان او خوب شود.
بچه ام اين جوري و آن جوري شود ديگر اسم شما را نمي آورم چقدر از اين حرف ها شنيديم؟ آخ آخ آخ چه كسي به تو توان و توفيق عبادت داده؟ ما حقي گردن خداوند تبارك و تعالي نداريم. طلبي نداريم اگر يك ذره كمال پيدا كرديم، درس خوانديم بخواهيم بقيه را ريز ببينيم، آلوده ببينيم، امام فرمودند بدبخت ترين آدمها كساني هستند كه خودشان را از يك گنهكار بهتر مي دانند و بدتر از خودشان سراغ دارند.
كسي كه بدتر از خودش سراغ داشته باشد خيلي بيچاره است. معصوم عليه السلام مي فرمايد: اگر كسي گمان كند كه از يك نفر بهتر است (فهو متكبر) او متكبر است. لذا حضرت فرمودند شما ها بعضي وقتها درخت را در چشم خودتان نمي بينيد اما خار را در چشم مردم مي بينيد.
گناه مردم براي شما خيلي بزرگ است. مي گوييد آخ آخ آخ اين چه آدم فلني است. چطوري يك همچين گناهي كردند؟ چطوري اين ها آلوده اند؟ چقدر اين ها اهل فساد و فحشاء و بدبختي هستند. بعد مي فرمايد خودش به انواع بدبختي ها و بيچارگي ها و گناه ها دچار است در چشمش درخت است گناه هاي خودش را نمي بيند خيلي راحت گناه هاي بقيه را مي بينيد.
بقيه را زود جهنمي و بيچاره و له شده مي بينيد خودش را اهل نجات مي بيند. يك خانمي از آمريكا آمده بود اينجا رشد خوبي داشت يك موقعي در يك جلسه اي ديدم خيلي گريه مي كند به من گفت كه من خيلي ناراحتم بخاطر كارهايي كه در آمريكا داشتم و بي حيايي هايي كه بوده و زندگي هاي آنطوري و اينها. گفتم براي چه اين حرفها را به من مي زني؟
گفت خوب من بوسيله ي شما هدايت شدم و به اسلام آمدم. شما استاديد. گفتم حالا من اگر استاد تو نيستم؟ گفت: چرا گفتم حالا مثلاً در آنجا چه كار كردي؟ بگو نعوذ بالله با 50 نفر روابط نامشروع داشتي (مثلاً). مني كه استاد تو هستم، يك غيبت مي كنم برايم 70 تا زنا مي نويسند. حضرت راست گفته كه (أشد من الزّناست يا شوخي كرده؟ من راحت، غيبت و تهمت از من سر مي زند.
تهمت و تكبر و حسادت از من سر مي زند. جهنم اخلاق، فحشاي باطني خيلي وحشتناك تر از جهنم اعمال و فحشاي ظاهري است. ما يك تقريبي حجابي و بدحجابي كند. زنا و لواط كند مشروب بخورد و قمار كند اين را بدبخت و بيچاره و اهل فساد مي دانيم خودمان كه اين كارها را انجام نمي دهيم فاسق نيستيم.
فكر مي كنيم نيستيم. يك ذره در زندگي خودمان خرد شويم مي بينيم ما اهل كبائر هستيم و به وفور اهل كبائريم. هيچ چيز آنجا با اين جا يكي نيست. عذابش، سختي اش و بهشتش. (كلّ شي في الدّنيا سماءه اعظم من عيانه) حضرت علي (ع).
فرمودند: هر چه در دنياست، شنيدنش عظيم تر از ديدنش است. يعني وقتي به سمتش مي روي و نعمت را بدست مي آوري مي بيني قاطي هر يك نعمت، هزار تا درد سر وجود دارد. خوردنش، لذت هاي ديگرش هر چيز ديگرش پر از بدبختي است مقامش پر از دلشوره است. ثروتش پر از اضطراب و پر از تلخي. شما برويد در دنيا ببينيد چه كساني بيشتر سكته مي كنند، چه كساني بيشترين بيماري رواني را دارند.
اين آمار جهاني است و در كشور ما هم هست. بيشترين سكته ها، بيماري هاي رواني، غصه ها، شكست ها، طلاق ها مال دو گروه در جامعه است و در كشور ما هم همين طور است. تحصيل كرده ها طبقه ي مرفه. اهل درس، علم و رفاه. حضرت مي فرمايد: هر چه در دنيا هست شنيدنش بزرگ تر از ديدنش است. طلبه ها در جامع المقدمات مي گفتند (تسمع بالمعيدي خير من ان تري) ولي فرمود (كل شيء في الاخره عيانه اعظم من سمائه هر چه در آخرت هست ديدن آن بزرگتر از شنيدنش يعني وقتي آن را مي بيني شنيدن كي بود مانند ديدن.
اصلاً آن چيزي كه ما شنيديم با چيزي كه اينجا مي بينيم خيلي فرق مي كند. آنچه ما شنيديم خيلي خيل ناقص بوده، آياتي كه خوانديم رواياتي كه خوانديم و ... خود خدا هم مي گويد. (دَع بل ما اطّلعتم عليه) رها كنيد آن چيزهايي كه از بهشت و جهنم شنيديد. آن چه من آماده كردم (لا عين رأت و...)
آني كه من آماده كرده ام يك چيزي وراي آن چيزي است كه شما مي خوانيد و برايتان مي گويند يك چيزي ديگر است. بهشت يك چيزي ديگر است. پيچيدگي، تنوع، نعمت، بزرگي و بقاي نعمت در دنيا نسبت به رحم چقدر است؟ اين نسبت را به آخرت ببر، ببين يعني چي. ببر به ابديت ببين يعني چي.
ما خيلي شوخي گرفتيم ابديت را. اگر 80 بار در انسان دارد خلود انسان را مطرح مي كند نبايد آدم به آن فكر كند؟ مگر 80 بار شوخي است؟ جاودانگي، خلود بايد فكر كنيم. و اگر فكر نكند اساساً نمي تواند مثل يك جنين موفق (جنين موفق و سالم جنيني است كه تمام حركات جنيني او براساس دنيا صورت مي گيرد نه براساس زندگي در رحم) كسي كه آخرت را نمي شناسد، با ابديت انس ندارد دعا ابديت هم نيست چطوري مي تواند براساس آخرت زندگي كند؟
انتخاب هاي او، ارتباطات او، رفتار و افكارش چطور مي تواند با بهشت تنظيم شود؟ او با دنيا تنظيم مي شود. يك اعتقاد كي هم نسبت به آخرت دارد يك چيزي شنيده، يك چيزي خوانده، اما مباني اين طوري نيست، لذا شما الان برويد جامعه را مهريه ها را ببينيد، انتخاب ها، جهيزيه ها، و زندگي ها را ببينيد. سخت گيري هاي كه در دنيا هست. نگاه كنيد.
هيچ كدام براساس آخرت صورت نمي گيرد. ما فقط حرف آخرت را مي زنيم اما داريم براساس دنيا زندگي مي كنيم. ديني حرف مي زنيم اما دنيايي زندگي مي كنيم اين كجا آدم ديني حرف بزند و ديني زندگي كند، آخرتي حرف بزند و براساس آخرت انتخاب، ارتباط، رفتار و افكارش را تنظيم كند تا اينكه نه فقط حرفش را بزند.
فرمايش بعدي باز از نبي اكرم (ص) است و خيلي اين فرمايش حضرت به ما مي فهماند كه وقتي مي گوييم بهشت اين بهشت چگونه در تصميم هاي دنيايي ما اثر دارد (در انتخاب ها، ارتباطات، رفتار و افكار) اين ها تا همه ي آن چيزي هستند كه ما را مي سازند. گذشته ما تا الان ما حال ما را اين 4 چيز در گذشته ساخته و آينده ما را هم مي سازد. پيغمبر (ص) خيلي زيبا بيان كرده اند كه چگونه رغبت به بهشت در تصميمات انسان در دنيا و در شادي و آرامش انسان اثر مي گذارد.
ببينيد سهل بن سعد ساعدي مي گويد (شهدت من رسول الله (ص) مجلساً وصف فيه الجنه حتي انتها ثم قال في الاخر حديثه فيها ما لا عين رأت و لا اُذن سمعت و لا خطر علي قلب بشر) من خدمت پيغبمر (ص) شاهد مجلسي بودم كه پيغمبر توصيف بهشت كرد تا اينكه توصيفش به انتها رسيد وقتي پيغمبر صحبتش تمام شد در آخر كلامش چيزي فرمود كه معني آن را مي دانيد.
(ثمّ اقترأ هذا الايه) سپس اين آيه را خواند. حالا نگاه كنيد. تصميم چگونه در تصميم هاي انسان اثر دارد درست لنگه همسان اين فرمايش الهي كه در حديث قدسي است كه ما لا عين رأت و .... نتيجه است يك كاري طرف كرده. فرمود (أعددت ) براي چه كساني؟ براي بندگان صالح. بايد يك صلاحيتي باشد تا آن بهشت بوجود بيايد.
(جزاء بما كانوا يعملون سلام عليكم بما صبرتم پس كار مال شماست. شبها كه مي خوابند (يذكرون قياماً و قعوداً و جنوبهم اما تتجافي جنوبهم عن المساجد) اين پهلوهاي شان از رختخواب فاصله مي گيرد شب را بلند مي شوند و با شب انسي دارند. به بحث اسماءا... مراجعه كنيد همين بحث اسم شريف احد و واحد آنجا اين را مفصل بحث دعا را توضيح داديم دعا يعني چي؟
كه ما واقعاً با اين واژه خيلي فاصله داريم. (يدعون) غير از (يقرئون) است. ما فرهنگ مان خواندن دعاست. هنوز يدعون نيست يعني خواستن به معناي حقيقي نيست. وجود ندارد در اكثر قريب به اتفاق دعا هاي ما فقط مي خوانيم دعاي عرفه را جمع شديم خوانديم دعاي توسل را خوانديم ولي خواستي هم صورت گرفت يا نه؟ چيزي هم خواستي؟
التماس كردي؟ دامني را چسبيدي؟ نه ما يك مشت جمله ي عربي خوانديم و نفهميديم و چه خوانديم افتاد در ذهن ما كه اين دعا را هر كه عربي بخواند يك ثوابي به او مي دهند و لو نفهمند حواسش هم هزار جاي ديگر باشد همين كه آدم ها دور هم بنشينند يك مشت جمله ي عربي كه نمي فهمند بخوانند بهشتي مي شوند.
حضرت علي (ع) (لا خير في قرائه لا تدبّیر فيها) در خواندني كه تدبر نيست و نمي فهميم چه مي گوييم هيچ خبري نيست ما دعا را مي خوانيم اما چيزي هم نمي خواهيم اينجا مي فرمايد (يدعون ربّهم خوفاً و طمعاً) مي خواهند دعوت مي كنند دعاست،خواستن است.
همه از روي ترس (از كجا، حالا مي رسيم توضيح مي دهيم) خوف از جهنم، طمع در بهشت. حالا بگو حضرت علي (ع) فرموده (ما عبدتك خوفاً من نارك و لا طمعاً في جنّتك ) قرآن مي گويد خوفاً و طمعاً پس آن را بايد بفهميم يعني چي.
بعد رفت سراغ يك شاه كليد خيلي مهم كه متاسفانه از اين هم خيلي فاصله داريم. (مما رزقناهم ينفقون) من يك كد و رمز به شما بگويم و شما در هيچ مورد مثل اينجا پيام شادي و آرامش نداريد. قرآن را نگاه كنيد هيچ جا به اندازه ي اينجا كسي پاداش شادي و آرامش دريافت نمي كند. آن هايي بيشتر مي توانند شاد باشند و آرامش داشته باشند كه عرضه انفاق (و مما رزقناهم ينفقون) داشته باشند. علم است؟ شادي است؟
آرامش، معنويت، تكريم، احترام، پول، رفاه و ... هر چه هست انفاق في سبيل ا... چه آثاري دارد كه حالا آنها را به بحث انفاق خودمان يا بحث هاي ديگري كه در اين زمينه است، حداقل آياتش را نگاه كنيد. خواهش مي كنم يك مروري روي انفاق كنند. پيدا كردن آيات انفاق هم كار بسيار ساده اي است دو چيز گفت حالا رفت در بهشت (تتجافي جنوبهم عن المزاج و يدعون ربهم خوفاً و طمعاً و مما رزقناهم ينفقون فلا تعلم نفس).
اول ورودي ها را گفت شب و عبادت و انفاق بعد رسيد به فلا، حالا اين فاء يعني چي؟ مي توانست بگويد و لا تعلم نفس . ما اخفي لهم من قره العين. قره العين را هم كه معنا كردم. ما ترجمه ي فارسي ضعيف داريم مي گوييم چشم روشني واقعاً چاره اي هم نداريم يعني ذوق زدگي.
يعني (تعرف في وجوهم نضره النّعيم) از شدت سرسبزي و خرمي نعمت كه در چشم اين ها آمده، اين شادي و ذوق زدگي را در اهل بهشت مي بيني وقتي وارد بهشت مي شوند و در آنجا هستند، دائماً ذوق زده هستند. اينها حالت، عادي ندارند. همه اش سرور، بهجت و انفجار شادي است در بهشتي ها.
به قدري شاد مي شوند كه گاهي از شدت شادي گريه مي كنند و از چشمهاي شان اشك مي آيد كه خدايا تو با ما چه كار كردي ما كجا اين جا كجا؟ ما كجا اين همه اكرام و انعام كجا؟ در روايت است كه آن را فرصت نمي كنيم بخوانيم مي گويد وقتي كه همسر بهشتي يك مومن را به او معرفي مي كنند حضرت مي فرمايد قبل از اينكه اصلاً به سمت او بخواهد برود به قدري ذوق زده و شرمنده ي عنايات الهي است كه چهل سال در اين حالت مبهوتي مي ماند تا يك دفعه به خودش بيايد كه اصلاً چه شد؟
روايتش را برايتان بخوانم تا اين قرّه خوب معنا شود. از پيامبر اكرم (ص) يقيناً اگر گفتن و شنيدن اين مطلب هيچ فايده اي نداشته باشد. همين كه همه مومن، دوستان خدا، فرزندان امام زمان (عج) جمع مي شوند و تعدادي صلوات مي فرستند همين صلوات ها براي ما ثوابي دارد كه هيچ فرشته اي نمي تواند حساب كند. حالا اگر اين گفتن و شنيدن فايده اي نداشته باشد همين كه يك ساعت جمع شويم و ده تا صلوات هم در آن بفرستيم برد كرده ايم و مي ارزد.
(انّ العبد ليعطي علي باب الجنه) دم در بهشت يك چيزي به مومن مي دهند. ديديد يك جا آدم مي خواهد يك مهماني برود اول دم در مهماني آنهايي كه خيلي با شكوه است مي بينيد يك گلي يك هديه اي يك چيزي ورودي اول مي دهند. تشريفات چقدر عظمت دارد. چقدر ادب، دارد به ما ياد مي دهد كه اگر مي خواهيد مهمان دعوت كنيد چگونه استقبال كنيد.
ليعطي علي. چيزي به او مي دهند دم در بهشت آن چيز با او چه كار مي كند؟ (يكاد فؤاده يطير) از شدت خوشحالي نزديك است قلبش پر بزند برود، روحش خارج شود از وجودش يطير يعني طائر. يعني دلش از جا كنده مي شود. نزديك است بميرد. اگر (لو لا انّ الله بعث ملك ليشدّ فؤاده) اگر خداوند تبارك و تعالي فرشته اي را نفرستد كه آرامش كند آنجا قالب تهي مي كند. مي ميرد از شدت ذوق زدگي.
(قرّه العيني) كه مي خواهيم معنا كنيم تقريباً يك چيزي در اين مايه هاست. (فلا تعلم نفس ما اخفي لهم) مخفي شده يعني چي؟ دقت كنيد مخفي شده يعني مثل (أعددتُ) يعني الان مي تواني ببيني ولي تلاش كن الان آن را ببيني. نه كه نيست. الان هم هست همين الان در همين رحم هم مي تواني ببيني فقط (اُخفي) همين. اينكه الدّنيا في الاخره. دقت كنيد چقدر زيباست.
يعني يك واحد مرتبط با هم هستند دنيا و آخرت وقتي يك واحد مرتبط هستند شما مي توانيد با همه ي قسمتهايش ارتباط برقرار كند. من بميرم بعداً ببينم، براي خيلي تنبل هاست. اما اگر كسي زرنگ باشد بخواهد ببيند، اُخفي پرده است بزن كنار و نگاه كن. خداوند هم راهش را برايت باز گذاشته.
(كلّا لو تعلمون علم اليقين) سه تا تاكيد دارد اگر علم اليقين داشتيد و (لو تروّنّ) حتماً حتماً حتماً جهنم را مي ديديد. چرا اول نمي گويد بهشت را، مي بينيد مي گويد اول جهنم را مي بينيد اين ها در مباحث انسان شناسي معلوم مي شود.
پس ما اخفي لهم من قره اعين جراء بما كونوا يعلمون. راهش هم با عمل بدست مي آيد. اگر آدم رغبت به آنجا داشته باشد تلاش هاي خودش را هم مي كند حالا انشاءالله يك كم بايد جلوتر برويم تا اوج بگيرد اين بحث.
والحمدلله رب العالمين و صلي الله علي محمد و آله الطاهرين.