سلام و صلوات ودرود ورحمت وخیرات بر شما عزیزان. در شرح جامعه کبیره فقره ی"اعلام التقی" شرح آیت الله جوادی عاملی در مورد تقوا بود ، آثار را ذکر کردیم بیست و یک اثر از آثار تقوا از فرمایشات بسیار زیبای ایشان استفاده کردیم. امروز فکر میکنم انشاالله این مبحث به پایان برسد. بیست ودومین اثر از تعریفهایی که از تقوی شده ازامیرالمومنین علیه السلام است که فرمود :" اعلموا عبادالله انّ التقوی دار حصن العزیز و الفجور دارو الحصن الذلیل لا یمنع اهله ولا یحرزمن لجع الیه" خیلی زیبا این فرمایش را فرمودند دارحصن العزیز ... حصن یعنی قلعه، این را شما بدانید که بندگان خدا که تقوی یک دژ محکم و استوار و نفوذ ناپذیر است. عزیز یعنی نفوذ ناپذیر و فرمود: درمقابل بی تقوایی خانه ای سست و بی اساس و بنیاد است که نمیتواند پناه جویان خود را حفظ کند این فرمایش امیرالمومنین است. در نهج البلاغه در مورد تقوی، برای اینکه این نکته خوب جا بیافتد این توضیح را بدهم که از آقای جوادی آملی فرمود: استعاذه و پناه بردن به حریم امن الهی از شر شیاطین انسی و جنی این را باید بپذیریم که ما هم شیاطین انسی داریم هم شیاطین جنی. شیاطین انسی داریم و همه ی آدم ها هم سهمی از حمله ی شیاطین انسی و جنی دارند و قرآن هم این موضوع را تاکید می کند، هنگام تلاوت قرآن و غیر آن یکی از آداب و دستورات دینی است" فاذا قرائت القرآن فستعذ بالله من الشیطان الرجیم" زمانی که قرآن تلاوت میکنی پناه ببر به خدا از شر شیطان رانده شده. چون حتی در قرائت قرآن هم شیطان حمله دارد مانند نماز. زمانی که به نماز می ایستید شیطان در قالب افکار زیادی به شما حمله میکند تا تمرکز و ارتباطتان با خدا گل آلود شود. نمیگذارد یک ارتباط شفاف داشته باشید. شیاطین جنی و انسی دست به دست میدهند موقع ی نماز هجوم میاورند. یعنی از همین اذان و اقامه شروع میکنند، از همان نیت و تکبیره الحرام دائما پارازیت رها میکنند تا شما نتوانید ارتباط عاشقانه را داشته باشید و تنها چیزی که میتواند به داد آدم برسد دو چیز است که میتواند آن را دفع بکند: یکی عشق و دیگری معرفت، که این دو حمله ها را خنثی میکند. اعوذ برب الناس اینها همه درست این استعازه ی زبانی که انسان باید پناه ببرد با خدا. این درست و سر جایش است. یک جمله میرزا جواد آقای ملکی تبریزی که استاد عرفان حضرت امام بودند امام خمینی در مورد ایشان میفرماید: روحی له الفدا جانم به فدای او باد، ایشان در توصیه های اخلاقی میفرمایند: اگر کسی در کنار پناهگاهی محکم و مستحکم باشد و موردحمله ی درنده ای قرار گیرد و پیوسته بگوید از شر این درنده به این پناهگاه پناه میبرم هرگز نجات نمی یابد باید به پناهگاه برود اگر بایستی و مدام بگویی خدایا مرا از شراینها نجات بده من پناه میروم از شر شما به پروردگارم و به پناهگاه نرود نجات پیدا نمیکند. حرکت عملی نباشد، هرگز نجات پیدا نمیکند بلکه باید اقدم عملی بکند و وارد پناهگاه بشود تا محفوظ بماند. این وظیفه ی عقلی است که هر کسی باید عمل کند. بنابراین کسی که سبک زندگی اش شیطانی دارد سبک زندگیش ارتباط با شیاطین و انسی و جنی است .این شخص بخواهد دائم توسل بکند که ای خدایا من را نجات بده از این زندگی بدی که دارم از این وضعیت بدم نجاتم بده و دائم از وضعیت خود شکایت کند باید این شخص باید سبک وشیوه ی زندگی خود را عوض بکند. ارتباطاتات را باید عوض بکنی تا با دایی، عمو، خاله، که هر کدام شیاطین انسی هستند برای شما تا با این دوستانی که ارتباط دارید تا در همان فضای اشتباهی که زندگی که پر از شیاطین انسی هستند و شما را دائم مورد تمسخر، حمله، تحقیر و ایجاد شک و شبهه و انتقال حس پوچی و انتقال بی هویتی و توهین به عقاید و افکار و مقدسات میشود و تو رابطه ات را با اینها افراد حفظ میکنی، توقع نداشته باش که کسی به دادت برسد. وسط گرگ ها ایستاده ای و به تو حمله میکنند و تو می گویی که من میخواهم اینجا بایستم. اینکه نمیشود. در باب لطیفه ای خاطره ای عرض کنیم. یکبار در پادگان در آموزشی برای اولین بار که رفته بودم به جبهه، مثلا ما شانزده یا هفده ساله بودم، رفته بودیم آموزش ببینیم. یکبار فرماندهان در آسایشگاه را بستند و یک گاز اشک آور انداختند در آسایشگاه. گاز اشک آور هم معلوم بود که چکار می کند. کارش چی هست؟ می سوزاند و اشک می آورد. حالا همه ی ما تلاش میکردیم که پنجره ها را باز کنیم یا در را بشکنیم و بیرون برویم یه بنده ی خدایی وسط ماها هی گریه میکرد و نشسته بود روی گاز اشک آور و حواسش نبود. بعد می گفت: آی مردم. رفته بود دقیقا نشسته بود روی گاز اشک آور. هی می رفت در چشمش تو. پاشو مثل بقیه به پنجره بزن، به دیوار بزن، واقعا بچه ها رفتند در آسایشگاه را خرد کردند، و بیرون رفتند. در به آن بزرگی و آهنی را شکستند و بیرون رفتند. این روی گاز اشک آور نشسته بود و هی ناله میکند. ما هم خیلی وقت ها سبک زندگیمان همین جوری است. میخواهیم محبوبیتمان را حفظ شود. کسی از ما ناراحت نشود، خاله، عمه و عمو را از دست ندهیم. محبوبیتمان پیش فسّاق و آدم های فاجر و شیاطین ازبین نرود، کلاسمان بهم نخورد، همه مارا قبول داشته باشند، همه مارا دوست داشته باشند، بعد هم میخواهیم آسیب نبینیم. اصلا اینجوری نیست، شما نمی توانی ، بایستی تا همه تورا تائید کنند .مثل کاری که الان مسئولین ما میخواهند ، حقوق بشر ، سازمان ملل، غربی ها راضی باشند. آمریکایی ها راضی باشند. همه تعریف و تمجید بکنند، بعد هم انقلابی بمانند و کارهایشان را انجام دهند! آیا همچین عملی می شود؟ نمی شود. دنیا با شما جور نیست. "وَ لن تَرضی عَنکَ الیَهود وَ النَصاری حَتی تَتَّبِع هَلَکَهُم " هرگز یهود و نصارا از شما راضی نمی شوند تا شماتابع آنها شوید. تا تابع نشوی ولت نمی کنند. نمی توانی همه را راضی بکنی. دنیا را راضی کنی. با شیاطین ارتباط و مذاکره داشته باشی، آن هم با سخت ترین و کینه توز ترین دشمنان نشست و برخواست داشته باشی و سالم بمانی. اصلا نمی شود. همانطور که در نظام فردی انسان باید خیلی جاها نه بگوید: "قل یا ایهاالکافرون لا اعبد ما تعبدون" نه بگویید, باید در نظام اجتماعی – سیاسی و خانوادگی و فامیلی باید خیلی جاها نه بگویی تا زمانی که خانه ات آنجاست نمیتوانی تغییر کنی. هجرت واجب است. در فضایی که آسیب می بینی، بچه ات آسیب می بیند، همسرت دارد آسیب می بینید، خودت داری آسیب می بینی، هجرت کن. نه اون جا خیلی کلاسش بالاست. بله شما هم میخواهید کلاست را داشته باشی. وقتی می خواهی آدرس بدهی، آدرس بالا شهر را بدهی. بعد هم می خواهی آسیب نبینی؟ می بینی. شما آسیب می بینی. برو یک محله و منطقه ای که امنیت داشته باشد. برو منطقه ای که فطرت گراها باشند وقتی منطقه ای باشی که درآن طبیعت گراها باشند طبیعتا به تو آسیب میزنند .هجرت کن خانه ات را تغییر بده. مدرسه بچه ات را تغییر بده. شغلت را تغییر بده. پناهندگی یعنی این.... رشته ات را عوض کن اگر لازم است. نمی شود که تنبل و بی حوصله باشی و یکسره به همان حالتی که هستی راضی باشی بعد هم بخواهی آسیب نبینی، عقب نمانی، نمیشود:" لامصیبته کستحانتک بالذنب و رضاک بلحال التی کنت علیها ."
علی علیه السلام میفرمایند: هیچ مصیبتی بالاتر از این نیست که انسان گناه خودش را کوچک بشمارد و به حالتی که دارد راضی باشد. یعنی بایستد و نخواهد تغییری در خودش ایجاد کند. نمی شود. به قول مسیح علیه السلام درآب رونده، خیس شونده است. نمی شود درجایی آب باشد و خیس نشوی. نمی شود بگویی من می خواهم وسط شیاطین باشم همه هم ما را دوست داشته باشند، با همهی فامیلها باشی و در همه ی موقعیتها بگویی جشن تولده، عقد، عروسیه، مهمونیه ، فامیل هستند ، نمیشود نرفت و نبود وچنین وچنان است. این اصلا جور در نمی آید.
حضرت میفرماید: تقوا دارحصن العزیز، یعنی یک خانه ی محکمی است که نفوذناپذیر است. به شرطی که شما به آن خانه بروید.، بی تقوایی یعنی اینکه تو سطح روابط و سبک زندگی ات را به قدری شل و ول تنظیم کنی که هرکسی بتونه بیاد به تو حمله بکنه و نمی توانی از خودت دفاع بکنی. این بی تقوایی می شود.
بی تقوایی فقط گناه کردن نیست، بی تقوایی پذیرش سبک زندگی غلط. یعنی آدم خوبی هم هست ولی حاضر نیست تحول ایجاد کند. این که پیغمبر میفرماید بیشتر ناله های جهنمی ها -چون اکثر جهنمی ها آدمهای خوبی هستند. آدم بدی نیستند که خیلی از آنها جهنم می روند- مشکلشان چی بود؟ پیغمبر می فرماید: ان اکثر سیاح اهل النار من التسویف. بیشترین ناله های جهنم این بوده که حاضر به تغییر نبودند، همه اش امروز و فردا میکردند. نمی توانستند تصمیم بگیرند سبک زندگی و اخلاق اش را عوض بکند. سبک زندگی اش را عوض بکند. روابطش را جور دیگر تعریف بکند. این میخواهد در همان جایی که هست، حقوقش آنچنان است، کلاسش آنچنان است، همه چیز دنیایی اش آباد باشد، بعد هم بهشت هم برود. بعد هم آسیب نبیند. نمی شود. حضرت می گوید این یک حصن است که تو باید در آن حصن بروی و سبک زندگی ات را تعریف کنی. این یک چیز مسلم است. شما نمیتوانی بگویی" قل اعوذ وبرب الناس ، ملک الناس ، اله الناس ،" خب گفتی ! من شر الوسواس ،وقتی تو میگویی من ازشر وسواس پناه میبرم ، پس نظام فکری ات را ضد وسواس بالا بیاوری. وقتی تو درشبکه ی مجازی وارد میشوی وهزار عامل وسواس را در خودت پیاده میکنی ، هزار تا عامل توهم زا، فیلمها و سریالها و کلیپها را تماشا میکنی که همه ی آنها توهم زا است، بعد چطور می توانی بگویی مسخره است اصلاً «من شرالوسواس الخناس/ الذی یوسوس فی صدور الناس من الجنه والناس» تو باید از جن و ناس که آزارده دهنده هستند، فاصله بگیری ازشیاطین انسی هم فاصله بگیری .
وقتی یک کلیپ یا فیلم دست هست، سریال های که میتواند آزارت بدهد، تماشا می کنی، فیلم ترسناک تماشا میکنی بچه ات هم دارد می بیندی یا فیلم آنچنانی نگاه می کنی، ماهواره خریدی و گذاشتی در خانه و.... به قول یکی ازاساتید بزرگ که خدا رحمتش کند، میفرمود: شما سم به بچه تون بدید بخوره و او را بکشی با دست خودتون بهتر از اینکه که ماهواره بگیرید و بگذارید خانه تا ایمان او را نابود کنی، حیثیت و ابدیتش را به خطر بندازی، خوب نمیشود که تو بروی ماهواره بگیری، در خانه اینترنت آزاد باشد، تلفنت آزادباشد، هرجا که بخواهی بروی و سرک بکشی بعد هم بیایی بگویی پناه میبرم به خدا، رب الناس، ملک الناس، اله الناس، از شر الوسواس الخناس ، من الجنته والناس ، دروغ است ! تو میگویی قل اعوذ برب الفلق، من شر ما خلق، خدایا از شر هر آنچه خلق کردی به تو پناه میبرم پس تو باید دشمن شناسی و آفت شناسی ات خوب باشد الان شما کار اجتماعی می خواهی بکنی باید آفت هاشو بشناسی ، کار سیاسی میخواهی بکنی میخواهی بری نماینده مجلس بشی ، میخواهی رییس جمهور بشی، میخواهی شورای شهر بری، می خواهد نماینده مجلس بشود، می خواهد رئیس جمهور بشود، میخواهی دولت برود، باید دشمن شناسی اش را قوی کند.
علی علیه السلام میفرمایند: شما هیچ وقت نمی توانید حق را رعایت کنید طرفدار حق باشید مگر اینکه کسانیکه حق را ترک کردند را بشناسید. انسان درآموزه های دینی بدون دشمن شناسی نمیتواند یه بنده ی خوب باشد نه برای خودش نه در ارتباط خداوند نه در ارتباط با معصومین نه درارتباط با خانواده اش نه هیچ کس دیگر . انسانی که زمان شناسی و دشمن شناسی نداره بی تقواست، تقوا یعنی چی؟ یعنی حصن نداره و آسیب پذیره یعنی مثل کسی که بره وسط جنگل.
یه بنده خدایی می گفت ما درکشوری زندگی می کنیم. من به او چیزی نگفتم. می گفت استاد شما نمی دانید. گفتم چی؟ گفت یک دفعه صبح ازخواب بلند میشم میبینم که فیل آمده داخل خانه مان.میبینم که تمام آشپزخانه رو بهم زده یک روزی میبینیم میمون آمده داخل خانه، یک بار خرس به خانه مان آمده. بعد بلند می شویم. این چه زندگی داریم ما، رفته کاخ وسط جنگل ساخته ! گفتم: شما رفتید تو خونه ی اونها وسط خونه ی اونها کاری که اکثر آدمها میکنند ، خونشون اونجاست. شما رفتی وسط خانه ی اونها خانه ساختید خب فیل میاد، مار میاد، خرس میاد داخل بعد هم میگی این چه زندگی که داریم؟ تو رفتی وسط جنگل خونه درست کردی. الان بعضی از شهرها وکشورها اینجوریه ، شما وقتی داری درشهر و کشوری قدم میزنی متوجه میشی درسته ! اون برجی که اونجا هست قبلا جنگل بوده ووسط این جنگل این برج را درست کردند. هنوز حیوانات وحشی در اینجا هستن .وقتی که رفتی اونجا خونه ساختی ، وقتی که رفتی جایی که مسیل هست سیل هست وخونه ساختی ، صحنه هایی که درفیلم نشون میده دریا یک دفعه جزر ومد میکنه میبینیم چند هزار نفر خونه هاشونو ازدست میدن. خب برای چی تو میری اونجا خونه میسازی؟
تقو ایعنی چی؟ یعنی پرهیز، فرض کنید یه کسی می خواهد لاغر شود. دکتر به او گفته قند داری ، چربی داری، وزنت زیاده وکمر دردوپا درد هم که داری بخاط اضافه وزنت باید پرهیز کنی بعد اون مدام بگوید اعوذبه الله من الشیطان الرجیم یه دعا بکنید ما لاغر بشیم. یه دعا بخونید قند من درمان بشه اصلا برم پیش امام رضا علیه السلام ببینم قند من حل میشه. ای خدا تازه وقتی میخواهد وزن کم کنه میگه چی بخورم کم کنم !یعنی اصلا حال پرهیز کردن نداره. یعنی قرار نیست نخوره! دروغه دیگه! تقوی یعنی شروع کنی به نخوردن. یعنی مواد قندی را ترک کنی، کم بکنی، چربی ها راکم بکنی این میشه تقوا. ولی وقتی قراره تو همه چیز بخوری مدام دعا و ذکر و امام رضا علیه السلام ، نمیشه. حتی ورزش، حالا ورزش هم بکن. ولی وقتی که قرار نیست که تو ترک بکنی، مردم حاضرند که ترک نکنند. یعنی هرکاری غیر از ترک، هرکاری غیر از تقوا. وقتی قرار نیست تو تقوا داشته باشی، ترک نکنی فایده ای ندارد. خوب دقت کنید این نکته ای که مرحوم جواد آقا ملکی تبریزی فرمودند، فوق العاده دقیق است: شما نمیتوانید بایستید کنار یک حسی بگیری وبگویی ازدست این حیوانات درنده پناه میبرم به خدا ، باید بروی درون قلعه. برو درون قلعه و در امان باش. ولی من یک چیزی به شما بگویم که خیلی مهم است: اگر کسی میخواهد برود درون قلعه، عزیزان اول باید توحیدش را قوی کند . شما توحید را جا بگذارید، با هیچ چیز دیگر نمیتوانید قوی کنید.، «کلمه لا اله الاالله حصنی» توحید یعنی تو بتوانی مزان شرک را بشناسی. جایی که ضد توحید است را بشناسی. افکار ضد توحیدی را بشناسی. درمحیط خانواده در انتخابات و ارتباطاتت در چینش فکری و مهندسی آرزوهایت ، اگر مسائل شرک آمیز را نشناسی، خوراک شیطان میشوی. توحید است که توهمات و تخیلات را از انسان میگیرد. توحید را باید قوی کنی. یکی توحید و یکی ولایت، "ولایت علی ابن ابی طالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی". دژ محکم الهی است. تقوی یعنی توحید و ولایت که این دو راس تقوی است. اوج تقوی یعنی توحید و ولایت. اگر کسی اهل تقوی، توحید و ولایت شد در امان است. حتی اگر گناه هم بکند باز در اصل شخصیت اش شیاطین جنی و انسی نمیتوانند دسترسی پیدا کنند. ممکن است ضربه ای به او بزنند اما این آدم محفوظ از دنیا میرود، محفوظ هم میماند. انسان از توحید و ولایت فاصله بگیرد ، یعنی از امام زمان عج ، در دامهای مختلف حتی در دام خودش هم می افتد. برای خودش هم دام درست میکند و خودش خودش را نابود میکند. روی توحید کار کنید.
حتما مباحث توحید را یاد بگیرند. آن توحید نابی که امام رضا به بشریت هدیه دادند این است. توحید اگر درست نباشد و انسان افکار شرک آمیز مانند حسودی، عصبانیت، احساس پوچی، گدایی عاطفی کردن از دیگران ، احساس حقارت و پوچی، غرور، احساس نا امنی، نا امیدی ، آینده سیاه دیدن، اذیت شدن از گذشته و زود رنجی که همه برای بی توحیدی است. توحید باشد انسان در دژ هست. انسان آسیب نمی بیند. واقعا در دژ است. غم خوردن برای بی توحیدی است. غم خوردن برای بی توحیدی است. اگر انسان توحیدش قوی شود می فهمد غم از هر فحشایی بالاتر است. میفهمه عصبانیت و حسادت چه فحشای وحشتناکی دارد . میفهمد غرور داشتن جلوی پدر و مادر و ولی اش چقدر وحشتناک است. اگر توحید نباشد انسان به راحتی به همه اینها دچار میشود. چون توحید به شما یاد می دهد که حق چیست و باطل چیست و انسان اگر اشیاء را درست نگاه بکند درست هم انتخاب میکند. لذا مهمترین چی این است که انسان توحیدش را قوی بکند. پیغمبر چی می فرماید؟ می فرماید، دعا می کند: "اللهم ارنی الاشیاء کما هی" اگر شما اشیاء را همانگونه که هستند نشناسید توحیدتان خراب میشود. انسان دچار شرک میشود. انتخابات و ارتباطاتش و مهندسی فکرش غلط است. تصمیمات واحساس های دروغینی که شیطان یک عمر به او میدهد غلط است. شیطان میتواند یک عمر انسان را درهزاران کینه و بدبینی و افکار غلط و پوچی نگه دارد. چون شخص توحید ندارد. توحید که بیاید شیطان نمیتواند نزدیک او شود و به او فکر غلط القا بکند. اینها خیلی مهم است، دشمن شناسی هم همین است. حضرت میفرماید شما نمیتوانید تبعیت از حق بکنید مگر اینکه اهل باطل را بشناسید. یک کسی که اهل باطل را نمیشناسد، نمیتواند ازحق دفاع بکند. دشمن شناسی اگر کسی نداشته باشد نمی تواند. اینکه امام امت سلام الله علیه در شرط مجتهد، نه مرجع تقلید، شرط مجتهد، میفرماید مجتهد اصطلاح حوزه کافی نیست. اگر یک نفر رفت حوزه و هوشش هم خوب بود، مجتهد شد. آیا این واقعا مجتهد شد؟ او میتواند حکم شرعی استخراج بکند؟ امام می فرماید: نه یازده شرط دیگر وجود دارد که بیرون از اجتهاد است. آیا کسی که الان فقیه شده دشمن شناسی هم بلده؟ افکار بیگانه را هم میشناسد؟ سیاستمداری عالم را میشناسد؟ سیاست جهانی که امام درنامه اش آورده سیاست مدارهای عالم، اقتصاد، اقتصاد جهانی و خیلی چیزهای دیگر. خیلی علوم دیگر هست که یک مجتهد باید در خارج از درس حوزه بداند تا بشود به او گفت مجتهد نه مرجع! تازه بشود مجتهد. اگر کسی دشمن شناسی و زمان شناسی را بلد نباشد، زمان را نشناسد نداند در چه دورانی به سر میبرد. چنین کسی تصمیماتش و اجتهادش و فتواهایش هم کلا غلط است. مرجع است ولی فتواهایش غلط است. فتوایی میدهد که برای عهد دقیانوس است. اصلا به این زمان نمیخورد. چون زمان شناس نیست. امام میفرماید فهم زمان و مکان در اجتهاد نقش اساسی دارد. زمان و مکان را که درحوزه به من یاد نمی دهند. در حوزه به من چی می دهد؟ فقه و اصول می آموزند و من مجتهد میشوم با مقدمات قبلیش، آیا من واقعا می توانم؟ پس شما اگر بخواهید درهر سطحی ورود بکنید باید تقوا داشته باشید وتقوا یعنی دشمن شناسی. سیاستمداری که دشمن شناسی نداره، سیاست جهانی ندارد، با تمدن جهانی آشنا نیست، با فرهنگ مدرنیته آشنا نیست با فرهنگ طبیعت گراها آشنا نیست، این سیاست میخواهد نماینده مجلس بشود، می خواهد رئیس مجلس شود رئیس جمهور شود، استاندار شود، فرمانداربشود؟ خائن است. نمیتواند وظیفه اش را درست انجام دهد. نمیتواند در مجلس لایحه ای را تصویب بکند که دقیقا باید همانی که باید باشد را تصویب بکند. چون دراین زمینه آگاهی و بصیرت ندارد. باید بصیرت و دشمن شناسی او فوق العاده مهم باشد که من الان میخواهم در مجلس چیزی را تصویب کنم، حواسم باشد به اینکه دشمنانش چی میخواهند و به چه فکر میکنند! اگر این بصیرت نباشد تقوا معنا ندارد. تقوا یک کار عملی است، خوب دقت کنید، یک کار عملی است که شما باید در یک پناهگاه بروید! مثلا الان من میگوییم خدایا پناه میبرم به تو از شیطان، اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، قرآن میفرماید که شیطان چهار نوع حمله دارد، من حمله های اورا میشناسم یا نه؟ حمله های جلو وعقب و راست و چپ. قرآن می گوید روی صراط مستقیم هم حمله میکند. کسی که در صراط غیرمستقیم و فاسق است، او خودش بندهی شیطان است، سرباز شیطان است. شیطان انسی است او هیچی، وقتی تو تصمیم میگیری وارد صراط مستقیم شوی روی صراط تو چهار حمله داری،"لاقعدن له صراط المستقیم" شیطان در کجا حمله میکند؟ به اهل ایمان کجا حمله میکند؟ صراط مستقیم، پس اگر خواستی مسلمان و مومن باشی حتما حمله وجود دارد وسوسه وجود دارد چون باید ارتقا پیدا کنی باید درجه بگیری مثل کسیکه میگوید من میخواهم دیپلم بگیرم اما امتحان نمیخواهم بدهم .برای دیپلم امتحان باید بدهی برای لیسانس امتحان سخت تره برای ارشد خیلی سخت تره ، دکترا هم خیلی خیلی سخت تره تخصص از آن هم سخت تره ، شیطان هست شیطان لازمه ی رشد انسان است حالا این فرد شناختی از حمله های شیطان، حمله های جلو وعقب وراست وچپ شیطان ندارد او چطور می تواند حمله های شیطان را دفع بکند. شیطان نمی گوید که من شیطان هستم. حالا می خواهم حمله کنم. از جلو یا عقب یا راست وچپ است ، حمله ی شیطان ازطریق فکر است. پس من باید بفهمم دسته فکرهایی که از سمت راستی هستند، مال شیطان اند. دسته فکرهای سمت چپی مال شیطان اند و شیاطین! چون یک شیطان نیست ، دسته فکرهای جلو، آینده، دسته فکرهای عقب، گذشته است که من همه را باید بلد باشم. حالا من مدام بنشینم و بگم لعنت خدا بر شیطان ، پناه میبرم از شیطان. خدا لعنت کند شیطان صفتها را! این چه جور تقوایی است. تقوا یعنی بفمی دشمنت به تو کجا میخواهد حمله بکند دشمن شناسیت قوی باشد. از کجا می آید و به توحمله میکند. الان شما وسط جنگل وسط کوهی که صد خانواده زن و بچه هستند، در آن زندگی میکنند الان دشمن میخواهد حمله بکند حیوانات وحشی دارند، الان چه جوری میخواهی از این ها حفاظت بکنی باید بدانی دشمن از کجا میخواهد بیاید بالا. در آن راه کارها باید نگهبان و مانع بگذاری. حیوانات از کجا میخواهند بیایند آنجا را ببندی ولی اینکه بروی وبایستی دریک جائی، اینکه فایده ندارد. راه دشمن را باید ببندی. راه دشمن یعنی اول ببینی ازکجا می آید بعد حصار بچینی. از جلو می آید من با چی میتوانم حمله جلو را دفع بکنم. آن چیزی که من می توانم حمله جلو را با آن دفع کنم قطعا با آن چیزی که می توانم حمله ی عقب را دفع کنم، یکی نیست. حمله جلو یک سلسله نکات قدرتی لازم دارد. خیلی قدرتش زیاد است. حمله عقب هم همینطور. ولی باز یک جور دیگر است. حملهی چپ با یک تقوای معمولی آدم نجات پیدا میکند، اما حمله راست خیلی مهمه. چون صورتش مقدسه. تو نمیتوانی تشخیصش بدهی. صورت پاکه. ببین معاویه در حملهی چپ در جنگ صفین از امیرالمؤمنین شکست خورد. از کدام طرف حمله کرد تا امیرالمؤمنین را شکست داد؟ از سمت راست، قرآنها را سر نیزه زدند یکدفعه ورق برگشت. همه داشتن از چپ حمایت میکردند از راست شکست خوردن وقتی که قرآنها سر نیزه رفت داستان یک چیز دیگر می شود. این را الان چکار کنیم؟ صورت مقدس دارد، یار امام است، خاندان امام است، مرجع تقلید است. مثل این انگلیسیها و اسراییلیها که الان هستند. سید است لباس روحانیت تنش است، در طریقت و شریعتی به رهبرشان نقد می زنند. آی الان فلان جا این جوری است. آقا دارد چکار می کند؟ پس این سیستم به درد نمی خورد. چی میخواهی جایش بگذاری که خدا راضی باشد؟ امام زمان راضی باشد؟ تا ما نتوانیم معرفت نفس ریاضی از تقوا، بی تقوایی، معروف و منکر بکنیم، شیاطین در مقدس ترین چهره ها، ما را از هم جدا می کنند. به جون هم می اندازند. در این کشور فتنه انگیزی می کنند. ما را فریب می دهند. آخوند سکولار که آقا می گوید، حوزه ها بیرون می دهد، طلبه سکولار یعنی چی؟ و خودش می گوید طلبه بی دین. بی دینی نه به معنای بی شریعتی. شریعت را دارند ولی بی دین هستند. مرجعیت انگلیسی شریعت را دارد. خوب هم دارند. ولی بیدین هستند. شریعت دارند ولی حقیقت ندارند. آمریکائی اند، انگلیسی اند. ولایت استکبار را قبول کردند. ولایت ائمه کفر را قبول کردند. ولایت مستکبرین را قبول کردند.
مرجعی که می گوید ملکه انگلیسی از اهل بیت است، این از آنهاست. حالا فحشای این آدم بیشتر است یا آدم مشروب خور و فحشای ظاهری دارد؟ ما باید تعریف هایمان را عوض کنیم. تا تعریف معرفت نفسی تا تعریف ریاضی قرآنی نکنیم از ...
امام کاظم است که معجزه است. می گوید تمام مفاسدی که در قرآن آمده ظاهر است تمام فحشاهای ظاهری یک باطن بیشتر ندارد. مدیریت بد، مدیریت ائمه فاسد، امامان جور. پس هرجای عالم هر فسادی است به کجا برمی گردد؟ به فرهنگ مدرنیته برمیگردد. به حاکمیت طاغوت برمیگردد. ما باید باطن وریشه را نگاه کنیم و فرمود تمام اصول خیرها وخوبی ها که در قرآن آمده ظاهر است و همه این ظاهرها یک باطن دارد و آن باطن چی هست؟ ائمه الحق است. امام درست شود بقیه چیزها هم یواش یواش درست میشود. یعنی کافی است در آن رأس امام سر جای خودش نباشد. حالا میفهمید امام خمینی چرا فرمودند مسئولی که درجمهوری اسلامی به فکر ایجاد حکومت جهانی برای امام زمان نیست خائن است و خطر ساز برای چیست؟ چون این آدم با اساس فحشا ارتباط دارد. این پیرو فحشا است. شما کافی است که امام زمان را نخواهی ، یعنی باطن همه ی خیرها را نمی خواهی. حتی اگر تو در غالب یک روحانی باشی و نمازشب بخوانی، کار خیریه بکنی، خیریه بزنی، به مردم کمک اقتصادی بکنی دیگر بی فایده ای ندارد. امام که ریشه ی همه ی خیرهاست، تو حاضر نیستی برایش کار کنی، و مقدمه ی ظهورش را انجام بدهی. بنابراین در نظام جمهوری اسلامی کسی که بیانیه گام دوم بحث تمدن نوین بحث زمینه سازی برای خورشید عظمای ولایت را قبول ندارد و حاکمیت و مسئولیت دارد خائن و خطرساز است. این بی تقواترین آدم روی زمین است. پس ما باید تقوا را در عمل بیاوریم. در تصمیم گیریهای کلان! آن هم از بالا نه از پائین. تصمیم گیریهای کلان مان. چیزهای بالا. اصول، اخلاق بعد فروع! ولی متاسفانه به ما آموزش دادند تقوا را در کجا معنا کنیم؟ از پایین، آن هم از کجا؟ از فروع، تازه فروعی را هم که تعریف کرده اند هم غلط است. این فروعی را که تعریف می کنند، آموزش باز غلط است.
وقتی میگویند معصوم اعلام التقی است، یعنی بدان که علم تقوا اوست. آن معصوم است که حدود تقوا را میتواند به شما معرفی کند. دیگر نمیتوانی به امام معصوم ایراد بگیری. اینکه فقها به امام زمان ایراد میگیرند، و چرا به زمان ظهور ایراد میگرند؟ در روایت هم داریم. می گوید کار امام زمان از کار پیامبر بسیار سخت تر است. چون به پیغمبر جاهل ها و بی سوادها به او ایراد میگرفتند. ولی به امام زمان چه کسانی ایراد میگیرند؟ فقها. فقهای که می خواهند چه چیزی را به امام زمان تحمیل کنند؟ شریعتی را. می گویند کار شما به این چیزهایی که ما در فقه خواندیم، در شریعت خوانده ایم، جور نیست. پس تو باطلی! به امام خمینی هم همینها را میگفتند. مثلا این چی هست که شما درباره موسیقی گفتی. پس برو دنبال کارت. این چه هست که راجع به شطرنج گفتی. این بخاطر بحث فقه شطرنج و موسیقی و... ولایت را دارند میزنند. بخاطر مسئله شریعت کجا را دارند میزنند؟ حقیقت را دارند میزنند. با امام زمان علیه السلام هم همین کار را خواهند کرد! این اتفاق خواهد افتاد. پس چرا کلمه اعلام التقی در جامعه کبیره آنقدر مهم است و حضرت به شکل ریاضی این را چیده؟ برای اینکه حواست باشد خارج از ولایت تقوا معنا ندارد. خارج از تخصص تقوا معنا ندارد.
تقوا یعنی تخصص و ولایت. عینیت دارد با هم، خارج از این تقوایی وجود ندارد. مثل اینست که کسی بگوید احتیاط و رعایت نکات بهداشتی بدون پزشک و بیمارستان و درمانگاه. میشود؟ ممکن نیست. نمی شود وقتی به معصوم میگویی اعلام التقی ، یک چیزی که تو را ازامامت دور میکند بی تقوایی است، همه تقوا دست اوست. رفتی محضر امام رضا حاجتت را نداد با امام رضا درگیر نشو، وقتی چهل روز جمکران رفتی و محلت نگذاشتند با امام زمانت قهر نکنی. این میشود بی تقوایی. او اعلام التقی است. با او نمیشود درگیر شد. حق اوست. علی مع الحق الحق مع العلی ...