أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت.@خب بحثمان در شرح فقره «و أَعْلَامِ التُّقَى» در زیارت شریف جامعه کبیره درباره آثار تقوا بود که از کتاب شریف شرح جامعه کبیره حضرت آیت الله جوادی آملی به نام (ادب فنای مقربان) 9 اثر را خواندیم و الان اثر دهم را خدمت شما میخواهیم عرض کنیم.@دهمین اثر از آثار تقوا که خیلی شیرین و جذاب و شورانگیز است کرامت هست. کرامت را قبلاً معنا کردیم «وَ اُصُولَ الْكَرَمِ» اگر یادتان باشد یکی از خطاباتی که خدمت معصومین خواندیم «وَ اُصُولَ الْكَرَمِ» بود یعنی شما اصل و ریشه هر قیمت هستید اساساً قیمت، شخصیت، بزرگی، شرافت معدنش اینها هستند.@بنابراین انسانها به انداره ارتباطی که با معدن شرافت و کرامت و قیمت دارند قیمت پیدا میکنند. هر چیزی خارج از ارتباط با معصومین (علیهم السّلام) که باشد منشأ قیمت، شرافت و کرامت دیگر نیست. خب این بحثی بود که در «وَ اُصُولَ الْكَرَمِ» خدمت شما عرض کردیم.@اینجا میفرماید که یکی از آثار تقوا این هست که انسان نزد خدا کرامت پیدا میکند. کرامت یعنی چی؟ یعنی قیمت پیدا میکند شرافت پیدا میکند این خیلی مهم است.@فرمولش را هم بگویم داشته باشید خیلی آیه غریب و مظلوم است در حالی که خیلی هم مشهور است ولی از نظر فهم و کاربرد متأسفانه غریب است: «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ» گرامیترین شما نزد خدا باتقواترین شما هست.@با توجه به توضیحی که در مورد تقوا دادیم به این معنا که انسان از هر چیزی که رابطه او حتی قیمت او را پیش خدا خراب میکند و پایین میآورد پرهیز کند، این معنای تقوا است. ترس از خدا نیست بلکه اجلال خداست یعنی هواسش به آن عظمت آن رابطه باید باشد.@وقتی که انسان عظمتش به آن رابطه باشد دیگر در انتخابش، میخواهد انتخاب همسر، شغل، رشته تحصیلی، معامله، کار اقتصادی، سفر باشد یک سفر به او پیشنهاد دادند میخواهد برود بعد نگاه میکند میبیند که در این سفر آلودگی است پیش خدا و فرشتهها و امام زمان خراب میشود اصلاً آن سفر را نمیرود و از آن سفر صرفنظر میکند، به این تقوا میگویند.@یک شغل به او پیشنهاد میکند، هر پیشنهادی، حتی لباس میخواهد بپوشد، هر لباسی که به او پیشنهاد میدهند میخواهد بپوشد میبیند که این لباس آدم را میگیرد قیمت آدم را کم میکند صلاح نیست آدم این لباس را بپوشد این قیمت اصلاً برای انسان قشنگ نیست.@خود حضرت سجاد (علیه السّلام) یک لباس برایش آوردند یک مقدار به قول امروزیها ژیگول بود یکذره همچین زَرق و برقی داشت حضرت وقتی آن را پوشید یکذره به خودش نگاه کرد گفتند آقا چیه؟ بد است؟ فرمود: «کأنّی لست بعلی بن الحسین» انگار من علی بن الحسین دیگر نیستم در این لباس.@بعضی وقتها آدم یک لباس میپوشد همه شخصیتش خراب میشود همه نورانیت و قشنگیاش از بین میرود. بنابراین حتی این آدم باید خیلی هواسش باشد در معرض از صبح تا شب این چیزها هست به انسان پیشنهاد میشود.@یا اتومبیل، یک موقع آدم میخواهد اتومبیل بخرد خیلی باید هواسش جمع باشد که شخصیت خودش را خراب نکند اگر چیزی شما میخواهید انتخاب کنید که خودت را جلوتر از بقیه میگیرد یعنی خراب شدی.@حتی عینک زدن، یک موقع عینک میزنی میگویی میخواهم جلوی نور آفتاب هر چه باشد میزند، یک موقع هست یک کسی خودش جلوتر از هر کس دیگری خودش را به آن عینک فروخته یا هر چیز دیگری، هر چیزی که شما را خراب میکند و کرامتت را پایین میآورد آن پرهیز از آن لازم هست و آن را کنار بگذار.@گاهی وقتها حتی یک چیز مقدس و خوب است ولی قیمت تو را پایین میآورد یک چیز خوبی است.@مثلاً میخواهی بروی امام جماعت یک جایی باشی، یادمان هست بارها بزرگان ما (روحشان شاد) نماز ظهر را میخواند نماز عصر از مسجد فرار میکند، به او گفتند کجا رفتی؟ این جمیعت چند هزار نفر به او اقتدا کردند، گفت دیدم دلم دارد میلرزد یکذره تحت تأثیر این جمعیت قرار گرفتم دیگر نماز بعدی من برای خدا نیست این یعنی پرهیز.@یک موقع هست میگویند یک کار خوبی است مثلاً الان بیا برویم یک مجلس خوب، میگویی من آنجا بروم حواسم هست که آنجا خیلیها من را دوست دارند خودنمایی ممکن است بشود.@خدا رحمت کند امام را به او میگفتند آقا فلانی مرده علما دارند آنجا میروند سر بزنند شما نمیروید؟ گفت نه، برای چه؟ گفت اخلاصم نمیآید بروم من هر وقت اخلاصم آمد میروم.@گاهی وقتها انسان یک مهمانی میرود برای خدا دیگر نمیرود، آنجا میرود که خودش را نشان بدهد، یا یک مهمانی میدهد برای خدا این مهمانی را نمیدهد، میدهد که بقیه مردم بیایند پرده و مبل و فرش و خانه و زندگیاش را ببینند اینجا آدم سقوط کرده این بیتقوایی است.@سفره انداختن، خیلی وقتها انسان سفره میاندازد برای اینکه کرامت داشته باشد نسبت به مهمانان احترام بگذارد، ولی یک موقع هست سفره میاندازد برای اینکه مردم سفرهاش را ببینند دستپخت و آشپزیاش و کدبانوییاش را ببینند این بیتقوایی است قیمت را پایین میآورد.@چرا قیمت را پایین میآورد؟ چون تو داری قیمت را از کجا میخواهی دریافت کنی؟ از غیر خدا، از یک کمال جمادی، گیاهی، حیوانی، اینجا خطرناک است.@میخواهی ازدواج کنی با یک موردی هست که سوژهاش خیلی سوژه خوبی است اگر بگیری خیلیها ممکن است حسرت تو را بخورند.@این با آن دختر ازدواج کرد، این با آن پسر ازدواج کرد، و تو میخواهی به خاطر همین که این در حسرت بودن دیگران را و در کف رفتن دیگران و اینکه دیگران بگویند اوه با چه کسی ازدواج کرد، خوش به حالش با این زنش، خوش به حالش با این شوهرش، و حسرت دیگران را برمیانگیزی برای خدا نمیخواهی ازدواج کنی.@میبینی که این اصلاً آدمی نیست که با تو سنخیت داشته باشد اگر من با این ازدواج کنم خیلیها چشمشان کور میشود و در میآید و ... بیتقوایی میشود ازدواج براساس بیتقوایی، آخرش هم آن خیری که آدم میخواهد ببیند نمیبیند.@حضرت فرمود اگر برای خوشگلی یک نفر میخواهی با او ازدواج کنی بدان که همان خوشگلی کار را خراب میکند آخر سر کار جور در نمیآید آخر سر سعادتمند با این شخص نمیشوی و به آرامش نمیرسی چون تو داری با خوشگلی و پول و موقعیت خانوادگی داری ازدواج میکنی و با یک چیزی غیر از آن عواملی که انسان باید در اساس و بنیه همسر انتخاب کند، این چه میشود؟ بیتقوایی، و خیلی چیزهای دیگر.@بنابراین این خیلی قشنگ است که این آیه را در اختیار ما گذاشتند. میگوید میخواهی عزیز خدا بشوی عزیز اهل بیت بشوی قیمت اینجا اینطوری است به میزانی که به خاطر اهل بیت و خدا از (دستم را نگاه کنید) کمالات جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی فاصله میگیری حتی فوق عقلی فاصله میگیری.@یک موقع فوق عقلی است معنوی است ولی باید سمتش نروی فاصله میگیری پیش آنها قیمتی میشوی. میگوید که من حج رفتم عمره هم رفتم امسال این پول عمرهام را به همسایهمان بدهم فقیر است، پول عمرهام را بدهم اینها بروند، اینها مشکل زندگی دارند؛ حج چکار بروم الان عمره بروم 15 میلیون 20 میلیون میخواهم هزینه کنم به اینها بدهم.@آن داستان معروف را شنیدید که آن خانم این کار را میکند آن آقا این کار را میکند بعد هر کس حج رفته بود میگفت ما تو را امسال آنجا دیده بودیم دیدیم جلوتر از ما، در مکه و مدینه جلوتر از ما بودی خدا یک فرشتهای را میفرستد میرود برایش همه حجش را هم انجام میدهد مقبول مقبول، از این بهتر.@یک فرشته پاک و معصوم را میفرستد میگوید برو برای این حج انجام بده، این باز فوق عقلی است باید از آن بگذری، پول حجت است بگذری.@در مداحها من دیدم یک موقعی یک مداحی الان خیلی هم مجلس مجلس خاصی است، خواندن در آن خیلی خاص است باید به خاطر خدا از خودش صرفنظر کند و میگوید بگذار فلانی بخواند یا فلانی امام جماعت بیایستد خودش را عقب میکشد.@قاری است الان باید بخواند، میتواند خیلی هم بخواند و مجلس را به هم بریزد، میگوید نه فلانی بخواند من الان نخوانم بهتر است گذشت اینطوری است. تقوا یعنی اینکه تو به عشق خدا از یک چیزی دست برداری.@الان خانمت مریض است شب احیا هم هست شب قدر هم هست عشقت این هست که بروی فلان مجلس بروی یا حرم بروی بنشینی گریه کنی و اشک بریزی و صفا کنی و لذت ببری بعد خانمت مریض است بچهات مریض است تقوا یعنی اینکه پیش بچهات یا خانمت بنشین و مریضداری کن، نگذار دلت آنها هم بشکند، نگو تو اینجا بایست من حرم بروم و بیایم، در این هیچی نیست.@تقوا یعنی اینکه تو یکطوری به موقع از هر کدام از این پنج تا کمال بگذری. تقوا یعنی آنجایی که کمک خدا و دین خدا اقتضا میکند تو از همه کمالات بگذری و کمک دین خدا بروی. برای همین قرآن میفرماید اگر از کسی سه عشق بر همه عشقهایش غلبه نداشته باشد اصلاً فاسق است دیگر معنای تقوا ندارد (الله، اهل بیت و جهاد در راه خدا).@آنجایی که جنگ لازمت دارد جبهه لازمت دارد باید آبرو بگذاری باید آنجا آبرو بگذاری. اگر به آبرویت چسبیدی اینکه باید از کسی دفاع کنی و نکردی اینکه باید وسط بیایی حرفت را بزنی و نزدی بیتقوایی میشود.@عالِمی که به موقع علمش را اظهار نمیکند الان یک توهینی به دین و مقدسات و ولایت شده میبینی که این ساکت است مشغول درس خواندنش هست این بیتقوایی است.@الان جنگ است باید جبهه بروند نشسته دارد درس میخواند بیتقوایی است، میخواهم بگویم مصادیق بیتقوایی فقط فسق و فجور ظاهری و شریعتی نیست حوزههای اخلاق و حوزههای حقیقتی و اعتقادی خیلی بالاتر است بیتقوایی آنها خیلی خطرناکتر است.@توهین به معصومین و مقدسات شده بعد میبینی که خیلی از آقایان مشغول درس و بحثشان هستند یک اعلامیه و بیانیه و به قول امروزیها یک توئیتی یا چیزی بدهند بالأخره این را محکوم کنند، اصلاً. به مقدسات و اهل بیت توهین شده میبینی خیلیها لال نشستند و هیچی نمیگویند، این بیتقوایی است.@تقوا کسانی هستند که آن موقع که لازم است در صحنه هستند مثل کسانی که 9 دی بیرون زدند و در خیابانها آمدند یک عمل تقوایی هست که خدا به برکت آن همه شاید گذشته یک نفر را به خاطرش ببخشد.@یک موقعی یک تقوا پیش میآید طرف ممکن است در عمرش کلی بیتقوایی کرده ولی یک جایی یک تقوا دارد یک جایی مثل طیب خدا رحمتش کند.@طیب حاج رضایی اینطوری بود به او گفتند تو بگو پول گرفتیم از این آقای خمینی این شلوغکاریها را کردیم گفت فردای قیامت جواب جد و مادرش را چه بدهم؟ یک عمرش کارهای دیگر کرده ولی آن تقوای اینجا یکدفعه تمام عمرش را نورانی میکند «يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ».@یک جا مشرف به حرام و گناهی میشود و خودش را کنار میکشد آنجا یکدفعه بزرگ میشوی «أکرمکم» گرامی. خدا چه کار میکند با یک نفر که به خاطر او سختیهای جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی را تحمل میکند خدا برای این چکار میکند.@میگوید این آدم عزیزم میشود این پیش من گرامی میشود. گرامیترین آدمها کسانی هستند که به خاطر من بیشتر تحمل کردند پدر، مادر، همسر، خانوادهای که اذیت میکنند یک جایی که بالأخره به خاطر خدا این تحمل باید بشود این تقوا میشود.@میتواند جیغ و داد و نافرمانی کند و خیلی چیزها را به هم بزند، میتواند برود طلاقش بدهد، میتواند برود طلاق بگیرد ولی به عشق خدا تحمل میکند به خاطر بچهاش تحمل میکند.@نه اینکه تا بگویند دو بیشتر است یا سه، خودخواهانه برود رابطه را خراب کند و به هم بزند و خودکشی کند، بدترین کارهایی که میشود کرد، این بیتقوایی میشود این آدم را از چشم خدا و آسمان و غیب میاندازد.@ اصلاً وقتی آدم با خدا روبرو میشود این خیلی خطرناک است که میفهمد خدا را کوچک و کم دیده اصلاً شاید خدا هیچی به رویش ندارد ولی همین که یکدفعه یادش میافتد اِ من به خاطر این خدا و امام حسین و مادرمان فاطمه زهرا به خاطر این همه عزیزانی که داشتم تحمل نکردم کم آوردم خیلی خودش بیآبرویی است.@اصلاً آدم میافتد خودش میفهمد که اکرام و کرامت ندارد اصلاً خودش میفهمد قیمت ندارد ملاک قیمت را خدا در قلب خودت گذاشته آن جاهایی که میگذری خودت هم احساس میکنی که عزیز شدم خودت این عزیزی را میفهمی.@از یک گناه میگذری میبینی که بزرگ شدم، ولی همان گناه را مرتکب میشوی بعد در خودت اولین کسی که اُفت قیمت را میفهمد کیست؟ خودت هستی میگویی اَه بیآبرو شدم قساوت قلب گرفتم گند زدم رفت پی کارش، کار را خراب کردم.@نباید این کار را میکردم نباید عصبانی میشدم و داد میزدم و تحقیر میکردم و توهین میکردم و قهر میکردم و خراب میکردم در موردش میفهمد که من خراب کردم. اولین کسی که میفهمد قلب خودت است که قیمت پایین آمد.@ولی در رعایت تقوا اصلاً فرمول اینطوری است شما به محض اینکه تقوا را رعایت میکنی چه احساسی به شما دست میدهد؟ کرامت، قدرت، قرب، آنجا باید انسان خدا را شکر کند خدایا توفیق تو به من دادی «لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم» تو به من قدرت دادی که من از این حرام بگذرم از این حالا یا حرام شرعی و شریعتی یا حرام اخلاقی یا حرام اعتقادی.@یک موقع هست میخواهی ازدواج کنی ازدواج اصلاً گند است به درد نمیخورد اصلاً به صلاحت نیست دائماً هم نفس تو وسوسهات میکند که این ازدواج را انجام بدهی. همین که میگذرد میبینی که به عزت و قدرت و شرافت میرسی، به آن تن میدهی همان کسی که با او ازدواج کردی خدا میگذارد عامل تحقیر و له شدن و بیآبروییت، همان شخص بیآبرو و تحقیرت میکند داستان اینطوری است.@پس اجلال خدا یادمان نرود، تقوا یعنی چی؟ اجلال الهی، یعنی احترام گذاشتن به خدا یادتان نرود. هر وقت شما احترام به غیب میگذارید خودت بالا میروی چون با منِ فوق عقلیات این کار را میکنی، چه کسی احترام میگذارد؟ منِ فوق عقلی.@چه چیزی را از دست میدهد؟ منهای پایینی اذیت میشوند ولی منهای پایینی است که اذیت میشود خب اذیت شود چه اشکالی دارد آنها منهای ارزشمندی نیستند منِ حیوانی، جمادی، گیاهی اینها به چه درد میخورد.@ولی ما چون در این منها غرق هستیم وقتی میخواهیم احترام خدا را بگذاریم بین احترام خدا و احترام نفسمان، بین احترام به خدا و احترام جنبه حیوانی، احترام جنبه حیوانیمان را میپذیریم و به خدا و غیب توهین میکنیم ملائکهای که همراه ما هستند توهین میکنیم، به اهل بیتی که چشم در چشم دارند ما را نگاه میکنند توهین میکنیم.@اجلال یعنی این. میخواهی نماز بخوانی خیلی لباست مناسب مجلس خدا و فرشتهها نیست، بله با این لباس در خانه مینشینم تلویزیون تماشا میکنم کنار زن و بچهام هستم این اشکالی ندارد، ولی الان تو میخواهی روی سجاده بایستی فرشتهها میخواهند بیایند پشت سر تو صف ببندند.@تمرین امام جماعتی که ما در اردوی اسماء الله در مشهد دادیم گفتیم هر سه نفر چهار نفر تمرین کنند امامت را، یعنی اینکه مدیریت بکنی نماز دو نفر سه نفر چهار نفر، امامت یعنی این، یعنی مدیریت بکنی نماز کسانی که پشت تو اقتدا کردند بالأخره تو امامشان هستی یک جایی اینها را با خودت ببری.@حالا انسانی که یکدفعه مؤمن دیگر (واحدُهُ جَماعَه) یکدفعه وقتی که مؤمن صف میبندد میگوید چقدر فرشته میآیند پشت سر مؤمن صف میبندند انسان اصلاً همان موقع که دارد اذان و اقامه را میگوید اگر حواسش باشد که چقدر فرشته پشت سرش هستند.@خدا انشاءالله چشم و گوش ما را باز کند صدایشان را بشنویم عبادتشان را بشنویم همخوانیشان را بشنویم اگر حواسش باشد که دیگر نمیآید برود با شلوارک و زیرپیراهنی روی سجاده بایستد یک لباس باحیا میپوشد رعایت کنم.@یک عبایی یک قبایی یک دشداشهای یک لباس قشنگی یک چادر نماز خوبی یک عطر خوبی، میخواهم اینجا بایستم میخواهم نماز بخوانم و عبادت کنم. ای کاش ما این حضورها را بفهمیم ما هر جا حضورها را نمیفهمیم گند میزنیم و کار خراب میشود و معصیت میکنیم.@«إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ» هر چقدر شما حرمت بیشتر نگه میدارید نسبت به غیب، حرمت خودت چه میشود؟ بالا میرود. حس و حال الان پذیرایی از پدر و مادر را نداری ولی مریض هستند و بیمارستان هستند این کار تقوایی میشود من کارم را تعطیل میکنم دو روز پنج روز مرخصی میگیرم مادرم را بیمارستان میبرم کنارش هستند پذیرایی و پرستاری میکنم این تقواست.@وقتی که پدر و مادرت را همینطوری رها میکنی دنبال کارهای شخصی زندگیات هستی این بیتقوایی است پدر و مادر که اصلاً مگر مقامشان شوخی است مقامشان خیلی عظمت دارد حالا با ما مهربان هستند جلوی چشم ما کوچک نشوند.@تقوا یعنی اینکه تو حرمت خدا را در مورد پدر و مادرت رعایت بکنی اجلال بکنی، حرمت مربی و استاد؛ استاد ممکن است خیلی با تو مهربان باشد و خیلی خودمانی، تو باید خیلی حواست باشد که حرمت و اجلال را داشته باشی وقتی پیش تو حرمت و اجلال نداشته باشد اولین کسی که از چشم میافتد کیست؟ خودت هستی. آنجایی که ما ادب داریم داریم بزرگ میشویم.@هر وقت به احترام پدر و مادر از جایت بلند میشوی خودت داری بزرگ میشوی وقتی با آنها درست حرف میزنی و مهربانی میکنی اگر آنها بد حرف زدند و درست حرف نزدند و تو پدر و مادرت را رعایت کردی و احترامشان را نگه داشتی خودت بزرگ میشوی.@آدمی که به بچهاش و همسرش احترام میگذارد خودش بزرگ میشود. شما آن لحظهای که بچهات احتیاج دارد او را بغل کنی و ببوسی و نوازشش کنی و با او درست حرف بزنی و اشتباهش را ببخشی و گناهش را ندیده بگیری و حرمت بچهات و شخصیتش را حفظ میکنی پیش خدا بالا میروی و عزت و کرامت و قیمت پیدا میکنی این خیلی مهم است.@«إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ» به حرمت خدا از حرامهای شرعی صرفنظر میکنی خیلی خوب است این حرمت خداست. در همین تهران خدا رحمت کند استاد ما آیت الله مجتهدی را دزدها ماه رمضان دزدی نمیکردند این تقوا میشود.@یک وقتهایی دیدید دارند فعل حرام انجام میدهند خانه و جیب مردم را میزنند ماه رمضان فرق دارد من باید روزه بگیرم لقمهام باید حلال باشد دزدها آن یک ماه را میرفتند گدایی میکردند.@همین مقدار قیمت دارد همین مقدار خدا دارد میبیند این بندهاش که دزد است و مانعی سر راهش نیست راحت حرام میخورد میگوید به خدا من این یک ماه یک جاهایی حرمت نگهداشتن و ادب و احترام به غیب آدم را نجات میدهد.@به پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) عرض کردند این جوانی که میآید پشت سر شما دائماً نماز میخواند این دزد است این میرود خانه مردم را میزند، حضرت فرمود: «إنّ صلاتَهُ تَنهاهُ يَوما ما» این نمازش یک روزی حفظش میکند. طرف دزدی میکند ولی میگوید نماز که نمیشود.@بیحجاب و بدحجاب است و آرایش میکند هزار جور کار هم انجام میدهد کاباره هم میرود دانس هم میرود روابط نامشروعش را هم دارد خانه میآید میگوید حرمت را نمیشود آرایشم را پاک کنم وضو بگیرم دولا راستی میشود، همین مقدار، همین یک عملی است، این را رعایت کند.@شما خاطرات علمای ما را بخوانید فواحش کسانی که اهل فحشا بودند اصلاً کارشان این بود شغلشان این بود در طول سال حتی آنهایی که محلههای اهل فحشا داشتند فاحشهخانههایی که فعال بودند ماه رمضان و محرم و صفر این کار را نمیکنند اینها همین مقدار رعایت، ادب که ما بالأخره یک چیزی در دلمان هست.@باز خدا رحمت کند آیت الله مجتهدی میفرمود که طلبهای از همدان میآمد برود نجف درس بخواند قصهاش را حتماً برای شما تعریف کردم، آمد در همین ارتفاعات همدان نزدیک پیچ همدان که میخواست جایی برود در همان گردنهها، گفت دزدها ریختند خلاصه اموالش را بردند.@بعد این گفت که اموال من را میبرید ببرید ولی کتابهایم را میخواهم بروم درس بخوانم میخواهم بروم نجف درس بخوانم این را به من بدهید، گفت نمیشود، اصرار کرد گفت رئیس ما آن بالاست برو به او بگو، رفتم به رئیس دزدها سر زدم دیدم دارد در چادر نماز میخواند، ایستادم نمازش تمام شد.@گفتیم که شما چطور نماز خوانید یا چطور دزدید، چه بگوییم؟ کدام را بگوییم؟ بگوییم چطور نماز خوانی هستید یا بگوییم چطور دزدی هستید؟ گفت چطور مگه؟ گفتم شما هم دزدی میکنید هم نماز میخوانید، گفت به تو چه ربطی دارد.@به تو چه ربطی دارد یعنی رابطه ما و خدا را شکرآب نکن، تو چکار داری، گفت تو چه میخواهی؟ گفتم من طلبه هستم میخواهم بروم نجف درس بخوانم اموالم را سربازان شما دزدیدند کتابم را میخواهم به من بدهید، گفت به او بدهید برود.@10 ـ 15 سال بعد یک روز حرم امیرالمؤمنین آمدم دیدم یک نفر سر گذاشته روی ضریح امام دارد گریه میکند حال خیلی خوشی دارد یکذره نزدیک شدم و دقت کردم دیدم این رئیس دزدهاست، گفت رفتم آشنایی دادم خودش گفت دیدی همان آب باریکه ما را حفظ کرد.@بعضیها خیلی غلطها میکنند اما بالأخره یک آب باریکهای را نگه میدارند و یک جاهایی میگوید این سادات است این را دیگر نمیشود کاری کرد این سید است این سادات است یک جایی یک خطهایی را نگه میدارند این یک تقواست یک جایی به داد آدم میرسد یک جایی به آدم قیمت میدهد.@خوش به حال کسی که همه عموم کارهایش براساس چیست؟ براساس تقواست یعنی حواسشان همیشه به این حرمت و ادب و ادب غیب و حرمت غیب و حرمت خانواده آسمانی و حرمت فرشتهها را دارند.@گاهی وقتها آدم حتی فقط با یک فرشته رفیق است و اصلاً کاری با هیچی ندارد با یک فرشته رابطهاش فوقالعاده خوب است بعد میگوید اگر اینجا خراب کنم رفیق من از دست من ناراحت میشود.@دیدید بچههایی که رفیقهایی دارند برای خدا و غیب و قیامت و اینها اصلاً ارزشی قائل نیست ولی در لاتها در اراذل و اوباش و فاسقها میگوید نمیشود این رفیقمان است این را نمیشود کاری کرد باید رعایت کنیم.@درست است همه ما رفتیم دزدی کردیم ولی نمیتوانم سهم این را هم بدزدم سهم دزد است یعنی او هم یک دزد و فاسق است ولی میگوید که نمیشود حرمتش را باید رعایت کنم.@یک موقع است یک فرشته است آدم میگوید من خراب کنم رابطهام با این خراب میشود ما با هم با این فرشته رفیق هستیم نمیشود.@در شرح دعای صحیفه سجادیه دعایی که در مورد فرشتههاست مفصل این را برای شما توضیح دادیم که فرشتهها خب بالأخره همراه ما هستند شما اصلاً میتوانید با آنها رفیق شوید و حرف بزنید و رفت و آمد برقرار بکنید.@دیدید که امام چقدر قشنگ با این فرشتهها صحبت میکند و چقدر زیبا فرشتهها را در متن زندگی و ارتباطات انسان میآورد در تنفس انسان میآورد حضرت فرشتهها را میآورد در تکتک روابط انسان اینها هستند.@ببینید حضرت چقدر جالب میگوید مثلاً امروز مهمان من هستید مثلاً من حالا خرابکاری نکنم شما را اذیت نکنم، قشنگ است آدم باید میان دو نفر حالا مهمان ما هستند بالأخره دوتا فرشته خدا امروز خانه ما آمدند مغرب میآیند تا اذان صبح، اذان صبح تا مغرب میآیند عوض هم میشوند.@گاهی وقتها فوج فوج هم میآیند یک موقع مؤمن هست قدرت جذبش زیاد است میبینید 50 تا 100 تا فرشته را همراه خودش پایین میکشاند بالأخره مهمان شما هستند.@طرف میگوید امروز ممکن است در خانه یکذره میخواهد عصبانیبازی و کولیبازی در بیاورد و بداخلاقی بکند و داد و کتک بزند مهمان که خانه هست میبینی خوش اخلاق است هیچی نمیگوید، مهمان میرود کمربند میکشد مهمان دیگر رفت، مهمان رفت فرشتهها هستند یک موقعی اینطوری است میگوید نه به خاطر فرشتهها.@خدا خیلی بساط را شلوغ چیده ما فکر میکنیم هیچ کس نیست ما فکر میکنیم خیلی خلوت است. آدم وقتی که دائم اکرام میکند و حرمت غیب را دارد احترام میگذارد یواش یواش خدا این پرده را برمیدارد.@ما الان میگوییم شب جمعه است برای ما شب جمعه است میگوییم الان چیه؟ میگوییم الان کلاس تمام میشود خانه میرویم شام میخوریم یکذره تلویزیون تماشا میکنیم میخوابیم، ولی شلوغ است.@هر جا هستی شب جمعه شلوغ است پایت را از این خیابان بیرون میگذاری شلوغ است شما حرم برو غوغاست ملائکه المحدقین مثل کعبه که یکدفعه شما میبینید 100 هزار نفر دارند میچرخند تو آنجا میبینی حرم است کسی هم نیست الان هم کرونا است فکر میکنی خلوت است، اینجا خیلی شلوغ است شب جمعه فرشتهها روی زمین میریزند.@از این کربلا شما بگیر تا همه حرمها، مساجد، یک موقع میبینی قلب یک مؤمن اینطوری هست قلبش حرم الله است شلوغ است خیلی جشن به پاست شکوه برپاست فرشتهها میآیند و میروند خیلی شلوغ است.@شما مثلاً میگویید الان چه شده؟ میگویند خیابانها خیلی شلوغ است، چی است؟ شب عاشوراست، عید فطر است ماشینها میآیند بوق میزنند، میروند و میآیند، یا مثلاً شب قدر است همه خیابانها شلوغ است شب عاشوراست همه موکب زدند جمعیت میرود و میآید ما این را شلوغ میبینیم.@ولی یک موقع هست که شاید ظاهراً هیچ خبری نباشد اما آدمی که حریم دارد حرمت را رعایت میکند میرود میبیند چقدر اینجا شلوغ است و اینجا جشن است و شادی برقرار است.@در خانه است آدم تنهایی است کسی هم کنار او نیست و مدتهاست تنها در خانه است خودش است و خودش، ولی یکدفعه میفهمد که شلوغ است جشن است میفهمد اصلاً شلوغ نیست این آدم چون حریم دارد دعوت میشود کرامت پیدا میکند دعوتش میکنند.@«إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ» آدم گرامی محرم است او را دعوت میکنند میآید، دعوت که میشود میآید همه میگویند آخی فلانی تنهاست دلمان برایش میسوزد الان تنهاست و فلانی هیچ کس کنارش نیست هیچ کس خانه نیست در حالی که این آنقدر بچه زرنگ هم هست دعوتش میکنند یک عالم مهمانیهای آنطرفی و قشنگ میرود و میآید و ارتباط دارد.@گفتم یکی از این رفیقهای ما آدم باصفایی است میگوید به یکی از این خانمهای از اولیاء خدا به او گفتم یک خانمی از اولیاء خدا بود او هم خیلی اینطرف و آنطرف دعوت میشد، گفت به او گفتم که فلانی را میشناسی خدا رحمت کند حاج اسماعیل را روحشان شاد.@گفت نه من آقای دولابی را نمیشناسم، گفت میرزا، گفتم خانم فلانی را میشناسید؟ گفت نه، گفت این خانم را برداشتم آوردم پیش میرزا، گفت همچین ناکسها سلام، چطوری، انگار رفیقهای 40 ساله هستند با هم.@به میرزا گفتم تو که گفتی این را نمیشناسم؟ گفت او را یک جای دیگر دیده بودیم، به آن خانم گفتم بله ما هم ایشان را جای دیگر دیده بودیم زمینی نیست یک مهمانی و پارتی دیگری دیدیدم برای اینجا نیست.@و ما چقدر بدبخت داریم زندگی میکنیم به خدا در حجاب و نکبت و چرک و عفونت داریم زندگی میکنیم در حالی که چقدر آدمهای زیرک و زرنگ هستند برای خودشان چقدر برو و بیا دارند تقوا اینطوری است.@هر چه انسان خدا را اجلال کند و اینها هم تمرینی است یعنی از صبح از خواب بلند شوی میتوانی هزارتا صحنه خودت برای خودت درست کنی اصلاً لازم نیست خدا برایت امتحان بگذارد.@میگوید این ریشم را به حرمت خدا تیغ نمیزنم و نمیتراشم موهایم را میپوشانم لباسم را خوب میپوشانم لاک نمیزنم لباس تنگ نمیپوشم، کافی است. نه اینکه کافی است ولی حرمت است دارم مثالهای مختلف و دهها مثال میزنم که بدانید ما در صحنه زندگی برای این کار زیاد هستیم آنقدر از این صحنهها داریم.@یک موقع میخواهی لباس انتخاب کنی و بپوشی و انگشتر دستت بکنی و کفش بگیری آدم باید احترام داشته باشد بگوید فرشتهها با من هستند امام زمان دارد میبیند و خیلی چیزهای دیگر.@با یک گربه شما روبرو میشوید تقوا دارد ارتباط با او، با یک سگ روبرو میشوید تقوا دارد ارتباط با او، نمیشود بیتقوایی کرد، با یک حیوان نمیشود بیتقوایی کرد به احترام خدا آدم یکطور دیگر با یک مگس رفتار میکند که وقتی بیاحترامی میکند یکطور دیگر است.@وقتی بی احترامی کند یک پشهکش دستش میگیرد میزند ده تا پشه را در برزخ میفرستد ولی وقتی که اینطوری هست یکطور دیگر با حیوانات رفتار میکند با آن کبوتری که در خانه هست با آن آدم یکطور دیگر است با آن گدایی که میآید گدایی میکند، با یتیم با هر کس با هر آدمی میخواهد رفتار کند.@اجلال، ادب خیلی خوب است هر چقدر آدم سطح ادب و اجلال را بالا میبرد و حرمت غیب را در دلش میگذارد خودش چه میشود؟ باحرمتتر میشود، دقت کنید دارم چه میگویم، این یک صحبت عادی نیست.@یک موقع هست یک کسی میآید دائم میگوید که یک برنامه به ما بدهید ما یکذره سیر و سلوک بکنیم مثلاً پیش بعضی از اساتید میروند 10 سال 20 سال کارهای اینطوری و سنگین میخواهند بکنند.@عزیزم از خانه خودتان از پدر و مادر و همسر و بچههایت از همینها شروع کن دارم به شما راهکار میدهم و راهکار هم میانبر دارم به شما میدهم یک میانبری که خیلی هم میانبر است، همین، شما هر چقدر میخواهی عزیز شوی و همرگ بشوی بالا بروی خودت آن نورانیت را در خودت ایجاد کن خودت آنجا را عزیز کن.@هر چقدر تو سطح احترامت را به غیب بیشتر میکنی غیب تو را بیشتر میپذیرد یعنی هر چه ناخالصیهایت را زمین میریزی مطلوبتر میشوی.@الان شما دوتا انگشتر دارید الان این انگشتر من را نگاه کنید این که برای یک شهیدی هم هست خب این الان مگر چیست، رکاب دارد این نگین فیروزهاش هم خورد شده شکسته دیگر یکذره تهاش مانده، حالا همین را شما در نظر بگیرید با یک انگشتری که نگینش کامل است، کدام بیشتر میارزد؟ آن که نگینش کاملتر است یک چیزی اضافه دارد یا مثلاً نقرهاش بهتر است.@طلا هر چه عیارش بالاتر میشود طلاست چیز دیگر نیست مثلاً شمش طلا شما بگذار یا دوتا گردنبند و انگشتر، کدامشان قیمتیتر است؟ آن که عیارش بیشتر است یعنی طلا بودنش آن بیشتر است این خیلی مهم است هر چه خالصتر میشود این است.@لذا شما هر چقدر دائم حرمت را بیشتر رعایت میکنید از آن طرف حرمت و احترام را دائم قیمت شما بالا میرود دائم عیار شما بالا میرود دقت کنید خیلی فرمول ساده است.@بنابراین وقتی روبروی پدر و مادر بشوی پدر و مادر شما به یک سلام و علیک هم راضی هستند اما تو هستی که در خانه میتوانی الان قیمت را بالا ببری.@یک سلام و علیک بکنم الان میروم جوراب پدر و مادرم را در میآورم از او میپرسم چایی یا آب یخ میخوری چه دوست داری، یکذره او را بغل کنم و او را میبوسم و نازش میکنم، موهای پدرم یکذره آشفته است به خصوص کسانی که مثل من موهایشان خیلی بلند است یک شانهای بزنیم و کاری بکنیم.@این صفا دارد پدر کیف میکند بچهاش بیاید بنشیند یکذره موهایش را شانه بکند شانههای پدرش را میمالد و ماساژ میدهد هیچ کدام اینها را هم که نمیکرد این پدر نه توقعی داشت نه ناراحت میشد ولی این زیرک است این یک پدر پیدا کردم این الان بازار من است من به این پدر برسم قیمتم خیلی بالا میرود.@الان نمیتوانم مثل خیلیها آزادی ندارم مثلاً زن خانهدار است دوتا بچه دارد نمیتواند بیرون برود ولی با همین یک بچه و شوهر یکدفعه میبینی اوج میگیرد و تا کجا میرود صدتا آدمهایی که این همه استاد دارند و کلاس دارند و درس خواندند و حوزه و دانشگاه خواندند همه را جا میگذارد میرود.@یک مادر پیر دارد ولی با این مادر پیر به مقام حضرت موسی میرسد. موسی (علیه السّلام) عرض کرد که خدایا من میخواهم همنشین خودم در بهشت را ببینم، برو فلان جا، رفت دید یک جوانی هست کار خاصی هم انجام نمیدهد از مادر پیر پرستاری میکند همه چیزش را برای مادر گذاشته همین اوج است.@بعد طرف اینطوری میکند من بدبختم مادرم سنش زیاد، مریض، دائم باید به این برسم، نه درس دانشگاه و حوزه میتوانم بخوانم، نه میتوانم مسجد و حسینیه بروم، این بنده خدا نمیفهمد این فکر میکند اگر حسینیه و مسجد برود یا حج برود و عبادت کند اوج میگیرد.@مادرت اینجا معطل است چه داری میگویی!مادرت الان نیازت دارد، پای مادرش میایستد پای این شوهری که الان مثلاً سکته زده میایستد، پای بچهاش میایستد، یک بچه فلج مغزی دارد یک بچه معلول دارد مادرهای عزیزی که بچههای اینطوری دارند کم هم نیستند پای این بچه فلج مغزی میایستد ده سال پای این بچه میایستد نمیداند چه اوج میگیرد.@وقتی به یک بچهای که الان فلج مغزی هست شما احترام میگذاری یک بچهای که الان حالت گیاهی دارد به او احترام میگذاری غذا و جایش را، آدم نمیفهمد در روایت من ندیدم یعنی چیزی اینقدر انسان را قرب بدهد مریضداری اصلاً یک چیزی است و با انسان کاری میکند انسان مثل سرعت نور حرکت میکند تا به خدا میرسد.@همین مریضداری، مادرت، بچهات، بچهات الان فلج مغزی است پدرت سکته کرده، فلانی سرطان دارد یک پدر داری آلزایمری هست یک مادر داری آلزایمری هست اینها آدم را مثل نور حرکت میدهد تا عرش الهی، تا بالاتر از بهشت آدم را میبرد این تقواست تقوا یعنی همین.@به حرمت خدا و غیب پای بچه و شوهرم میایستم مادرشوهر پیری دارم میایستم. عروسها گاهی وقتها از یک مادرشوهر صدتا بهشت میسازند برای خودش، هزاران قصر از یک مادرشوهر یا پدرشوهر یا مادرزن یا پدرزن بداخلاق میسازد عرضه دارند واقعاً اینها تاجر و کاسب هستند.@آن وقت بعضیها هستند نه، همه چیز هم خدا به آنها میدهد همه را خراب میکنند کنار میریزند فقط خدا دائم بهشت پای اینها میریزد اینها بهشت میسوزاند، از اینطرف خدا بهشت میدهد این از اینطرف بنزین میریزد میسوزاند و آتش میزند.@امیرالمؤمنین (علیه السّلام)، چقدر ما سعادتمند هستیم هر شب جمعه اسم پدرمان میآید الحمدلله رب العالمین پدر مهربانمان که دلمان را میبرد و چقدر هم دلتنگش هستیم.@«لا کَرَمَکَ التَقوی» هیچ کرامتی مثل تقوا نیست هیچ قیمتی مثل تقوا نیست. و اصلاً قیمت چیز دیگری نیست که قیمت داشته باشد. قیمت با چه فقط درست میشود؟ با تقوا.@شما به میزانی که از زمین فاصله میگیری به آسمان میروی (فرمول را خیلی ساده بکنم) میخواهی بالا بروی به میزانی که می توانی به جاذبه غلبه پیدا بکنی چقدر هم جالب است نیرویش جاذبه است یعنی جذب دارد «إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى الْأَرْضِ زِينَةً لَهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا» ما زمین و دنیا را برای شما جذاب آفریدیم تا ببینیم چه کسی بهتر عمل میکند.@آنهایی که میتوانند به جذبههای جمادی، گیاهی، حیوانی غلبه کنند اوج میگیرند سوختش این است. میگوید هواپیما تا 33 هزار پوند میرود، چرا 50؟ اینقدر نمیتواند غلبه کند این حدش اینقدر است یک سفینه فضایی داریم میرود از جوّ خارج میشود.@الان چند روز پیش من داشتم مطالعه میکردم دیدم تازه به جوّ مریخ رسیده میلیونها کیلومتر رفته قدرتش است. هر چقدر شما به جاذبه غلبه کنی اوج چه میگیرید؟ اوج بیشتری میگیرید هر چقدر از زمین دور شوید نمیدانید تا کجا میرود، همینطوری میرود تا خدا میرود.@آدم باید استفاده کند باید وقت بگذارد و استفاده کند. ما از صبح تا شب خدا صدها صحنه اینطوری برای ما ایجاد میکند که بپریم و ما نمیپریم چسبیدیم «اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْضِ أَرَضِيتُمْ بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا» سنگین شدید روی زمین راضی شدید به این حیات پَست، شخص نمیتواند بگذرد نمیتواند اوج بگیرد.@حضرت میگوید قیمت فقط با تقوا، هر چقدر شما حرمت آنطرف را نگه میدارید دائم بالا میرود دائم گیر اینکه الان نماز چه بخوانم فلان نماز الان وارد شده بخوانم، کجای مفاتیح و کدام دعا را بخوانم، این فکر میکند فقط با خواندن و این چیزها میخواهد، این نیست این به تقوا مربوط است به اینکه تو ممکن است این را بخوانی اتفاقاً بیتقواتر بشوی.@وقتی تو میروی در اعمال روز جمعه، بعضیها به من زنگ میزنند جمعه یکدفعه مثلاً تماس میگیرد میگوید این عمل روز جمعه نمازش اینطوری بود این ذکرش اینطوری بود باید چکار کنیم؟ یا شب جمعه چکار کنیم؟ اعمال فلان چیست؟ بعد خانه میرود داد سر پدر و مادرش میزند، همهاش رفت همه را سوزاندی حسادت را کنار بگذار.@خدا به داود (علیه السّلام) میگوید برو با یک خانمی هست برو با او ازدواج کن، داود خیلی بزرگ است به پیغمبر خدا میگوید برو با این خانم ازدواج کن، میرود میگوید خدا من را فرستاده با شما ازدواج کنم، چه سنخیت و شباهتی با شما دارم؟ پیغمبر خدا و من!@حضرت میگوید نه بالأخره خدا که بیدلیل نگفته، بگو ببینم چکار میکنی؟ گفت هیچی، اعمالش را گفت، یک آدم معمولی است کار خاصی نمیکند.@همین که داشت میگفت، گفت من هرگز در عمرم از هیچ کس کینه به دل نگرفتم به من ظلم زیاد شده ولی در دلم از هیچ کس دل چرکین نشدم، حضرت فرمود همین کافی است، همین است که خدا گفته تو همسر من بشوی.@حالا یک کسی الان استاد حوزه علمیه قم است هزارتا شاگرد دارد شب تا صبح نماز و روزه و اینها، اخلاق ندارد با عروس و داماد و پسر و دخترش درست نمیتواند تا کند با همسرش بداخلاق است نق و غر دارد فضول است در حریم این و آن دائم تجاوز میکند، این فحشایش خیلی بالاست فحشای این کار وحشتناک است.@حسادت از اهمّ بیتقواییها و فحشاهاست، زودرنجی، عصبانیت، حساسیت، فضولی در کار این و آن، رنجاندن این و آن، زبان آزار داشتن، زبان تیکه انداختن داشتن، اینها خیلی فحشاست اینها آدم را از چشم خدا میاندازد یکدفعه میبینی هزاران سال همین کارها دور میکند حالا دائم شما شب و روز در حرم برو و زیارت کن.@وقتی نحس هستی نحس هستی. به پیغمبر گفتند آقا، خانم فلانی شب تا صبح عبادت میکند روزها هم هر روز روزه میگیرد، یا رسول الله فقط یک عیبی دارد اینکه یکذره زبانش تند است و همسایه را اذیت میکند.@ببینید پیغمبر چه میگوید: «لا خیر فیها هی من أهل النار» هیچ خیری در این خانم نیست این جهنمی است کسی که میتواند با زبانش یک کسی را اذیت کند جهنمی است با زبانش به کسی آتش بزند شوهرش، زنش، بچهاش را آتش میزند چه بیتقوایی است چه عبادتی!@چند تا نکته را جناب استاد فرمودند یک جمله فوقالعاده فرمول فوقالعاده ایشان ذکر میکند میگوید اگر تقوا سبب کرامت است یعنی باعث عزت و قیمت انسان میشود وجود و عدم است، وجود و عدم مربوط به کرامت است.@وجود، عدم، حدوث و بقا، شدت و ضعف و سایر شئون آن نیز تابع تقوا خواهد بود. یعنی شما هر چه راجع به قیمت میخواهید بدانید آیا قیمت دارد یا قیمت ندارد، حالا کاری کردید قیمت دارد یا ندارد، میگوید تابع تقواست، اصلاً قیمتی هست یا نیست، میگوید تابع تقواست.@این آدم عزیز است یا عزیز نیست، تابع تقواست، چقدر قیمت دارد کم قیمت دارد زیاد قیمت دارد، تابع تقواست.@دو نفرند یک کار ثابت در یک جایی میکنند مثل همین مؤسسه خودمان مثال بزنم، مؤسسه خودمان دو نفر هستند هر دو هم یک کار ثابت دارند و دارند انجام میدهند؛ ولی قیمت کار کدامشان بالاتر است؟ آن که تقوای بالاتری دارد اینها همه تابع تقوا هست، نمیشود یک جایی تقوا نباشد قیمت باشد، دیگر قیمت نیست، و نمیشود یک جایی تقوا باشد قیمت نباشد همه چیز تابع تقوا هست.@
والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@