جلسه 118 - شرح زیارت جامعه کبیره
شماره جلسه
118
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1399
ماه
7
روز
3
متن کامل (خام) ‌ جلسه 118 - شرح زیارت جامعه کبیره

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت.@بحثمان در شرح زیارت شریف جامعه کبیره درباره «أعلام التقی» بود. عرض کردم من شرح دعای زیارت جامعه کبیره حضرت آیت الله جوادی آملی (حفظه الله تعالی) را که دیدم با اینکه بنا نبود ما راجع به «أعلام التقی» صحبت کنیم به واسطه اینکه یک دوره کامل هم قبلاً راجع به این موضوع صحبت کرده بودیم اما دیدم خیلی مطالب بسیار جالب و خوبی دارد و قرار شد یکی دو سه جلسه از تفسیر شریف ایشان استفاده کنیم و راجع به آثار تقوا مطالبی را خدمت عزیزان عرض بکنم.@چند اثر را ایشان ذکر کردند یکی اینکه انسان از هدایتهای الهی بهره‌مند می‌شود در اثر تقوا، و یکی اینکه خداوند تبارک و تعالی معیت خاص با انسان پیدا می‌کند این معیت خیلی مهم هست که انسان خدا با او باشد و خودش هم ادراکی از این معیت بکند فوق‌العاده است.@بحث محبوب شدن در نزد خداوند هست و عاقبت به خیری هست که در موردش سخن گفتیم و داشتیم راجع به همین عاقبت به خیری توضیح می‌دادیم. چند آیه را خواندیم که حالا دو سه آیه دیگر هست که حیف هم هست اینها را نخوانیم در مورد عاقبت به خیری به عنوان نتیجه تقوا.@ تقوا را ما بارها اینجا ترجمه کردیم و توضیح دادیم که گفتیم تقوا یعنی پرهیز از هر چیزی که با هدف خلقت ما و با ساختار ما سازگاری ندارد با رسیدن به هدف خلقت ما سازگاری ندارد هر چیزی که انسان را از بینهایت شدن محدود بکند و مانع بشود از بینهایت شدن انسان و کسب اسماء و صفات الهی انسان باید از آن پرهیز و دوری کند.@ آیه را بخوانیم که در مورد آیات بهشت هم اتفاقاً بود «لَٰكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ غُرَفٌ مِنْ فَوْقِهَا غُرَفٌ مَبْنِيَّةٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ» سوره زمر آیه 20. قبلاً هم از زمر یک آیه فوق‌العاده زیبا جلسه گذشته خواندیم در مورد سوق اهل بهشت به سمت بهشت و سوق اهل جهنم به سمت جهنم، بهشت را مطالبی را توضیح دادیم.@کسانی که «لَٰكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ» رب یعنی مالک مدبر؛ اگر بخواهم این را خوب توضیح بدهم که تقوای رب یعنی چی اگر یک نفر رشته‌اش و شغلش، مشغله اصلی‌اش این باشد که در یک رشته می‌خواهد کار کند مثل رشته ورزشی یا یک رشته هنری یا یک رشته علمی و تخصصی، بالا سر انسان در هر مرکز علمی یا دانشگاه مربی می‌گذارند مربی هست که تصمیم می‌گیرد شما بقیه شئونتان را چگونه با این رشته تنظیم کنید.@ مثلاً فوتبالیستها، والیبالیستها، بسکتبالیست ها و کسانی که ورزش رزمی کار می‌کنند مربی وقتی که می‌خواهد برنامه بدهد مربی واقعا در مقام رب قرار می‌گیرد یعنی می‌گوید من کاری ندارم تو زن و بچه و شوهر داری شاغل هستی و دکتر و مهندس هستی، من اصلاً با اینها کار ندارم مربی اینطوری است.@می‌گوید مگر قرار نیست ما مسابقه جهانی بدهیم و قهرمان جهان بشویم مثل المپیک و مسابقات جهانی، این مبناست، اصلاً مربی کاری با شئونات شخصی تو ندارد به هیچ وجه.@ می‌گوید شئونات شخصی تو برای خودت، خودت برو یکطوری تنظیمش کن من اصلاً کاری با آن ندارم، می‌خواهی ازدواج کنی یا نمی‌خواهی بکنی، طلاق دادی یا ندادی، پدر و مادرت کیست، کجا زندگی می کنی؛ من به عنوان مربی برای شما تعیین تکلیف می‌کنم شما این غذاها را حق ندارید بخورید یعنی مربی حلال و شریعت برای انسان تنظیم می‌کند هیکلت باید وزنت اینقدر باشد شریعت است یعنی اینکه برایت قانون می‌گذارد.@یک کشتی‌گیر وقتی که می‌خواهد روی تشک برود وزنش اگر از وزنی که تعیین کردند اضافه باشد نمی‌تواند روی تشک برود یعنی وزنش می‌کنند «وَ الْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ» روز قیامت انسانها را وزن می‌کنند وقتی می‌خواهند بهشت و جهنم بروند باید وزن داشته باشد میزان هست «و المیزان حق» در زیارت آل یس می‌خوانیم میزان است.@می‌گوید فرض بفرمایید الان می‌خواهی 65 کیلو کشتی بگیری الان 70 کیلو هستی نمی‌توانی کشتی بگیری، بازی جهانی و المپیک می‌گوید نمی‌توانی بروی چون اینجا حساب و کتاب دارد تو وزنت باید اینقدر باشد.@حالا شما نگاه کنید که این دیگر اصلاً کاری ندارد که پدرت آشپز خبره‌ای هست و صدتا مهمانی داری و نمی‌توانی از کله‌پاچه بگذری، کاری با این ندارد، می‌گوید تنظیم غذا تقوا را پیشه کن مربی ورزشی می‌گوید تقوا.@الان تقوا یعنی چه در رابطه با رب یعنی مربی ورزشی؟ اینکه از مربی‌ات حساب ببری، درست است که مربی در خانه‌ات کنارت نیست اما سر سفره روحش هست می‌گوید نخور، تو صبح می‌دانی که مربی می‌خواهد تو را وزن کند و می‌گوید وزن تو درست نیست نمی‌توانی مسابقه بدهی.@شما فضانورد هستی می‌خواهی فضا بروی باید یک سلسله بدنت قابلیتهایی داشته باشد. تقوا یعنی چی؟ یعنی آن مربی که قرار است تو را هوا بفرستد استاندارد را او تعیین می‌کند تو تعیین نمی‌کنی و خودت را با آن مربی تنظیم می‌کنی.@واقعاً رب است و واقعاً دارد تشریع می‌کند برایت قانون می‌گذارد شریعت یعنی قانون، برایت قانون می‌گذارد این هیکل و این وزن و ماهیچه اصلاً به درد مسابقه نمی‌خورد.@ژیمناستیک شما می‌خواهی مسابقه بدهی با آن ظرافت زیادش. مربی شریعت دارد یعنی برایت تنظیم می‌کند با امورات شخصی و داخلی تو هیچ کاری ندارد، می‌گوید من از تو یک بدن قوی می‌خواهم با این مهارتها باید بیایی تمرین کنی.@خانم را دیدید در تلویزیون که گریه می‌کرد می‌گفت ده ماه است بچه‌ام را ندیدم، اصلاً او با عاطفه مادری تو کاری ندارد که تو مادر هستی و بچه‌ات را باید ببینی. ده ماه اردو داریم ده ماه تمرین، برای چه؟ مسابقه جهانی و المپیک است رقیبها همه وقت می‌گذارند شب تا صبح، صبح تا شب که می‌خواهد آنجا برود حالا مدال به تو بدهند که حالا یا طلا یا نقره یا برنز است، یک امر وهمی است پیروزی و قهرمانی.@یا چی؟ یا مثلاً فرض بفرمایید کنکور، کسی که مربی کنکور است من دیدم مشاوره‌های کنکور، زنگ می‌زند می‌گوید که تا هفته بعد این کتابها را بخوان و این تستها را هم بزن، تو اصلاً جرأت نداری به او بگویی که من مریض هستم یا شوهرم نمی‌گذارد، زن دارم، بچه دارم، شاغل هستم، می‌گوید تو اگر می‌خواهی قرار است رتبه بین یک تا صد کنکور را بگیری این را که من می‌گویم باید انجام بدهی.@این کتابها را می‌خوانی این تستها را هم می‌زنی نمراتت را هم باید به من بدهی هر روز زنگ می‌زند من دیدم هر روز مربی زنگ می‌زند آن کسی که بالا سر نشسته دو سه روز یک بار زنگ می‌زند الان کجا هستی، چکار کردی، چکار می‌کنی، و بعد هم بعضی از مؤسسات می‌گویند تا موقع کنکور هر بیایی یک کنکور اینجا بدهی شرکت کنی از شما تست می‌گیریم که ببینیم اصلاً تو چکاره هستی.@پس معنای تقوای رب یعنی چی؟ رب یعنی پرورنده، پرورش‌دهنده‌ای که صاحب توست و اختیار تو را دارد. تو وقتی که رفتی باشگاه ثبت نام کردی اختیار تو را به مربی‌ات می‌دهی یا نمی‌دهی؟ اختیاردارت و ولیّ تو می‌شود، اگر جدی هستی می‌گوید من مربی تو هستم حالا از این به بعد برایت رژیم تعیین می‌کنم رژیم غذایی و بدن و ورزش و کدام ورزشها، چقدر، چند ساعت همه را می‌گذارد.@تو الان جرأت داری به مربی‌ات بگویی که مثلاً من الان می‌خواهم شمال بروم نمی‌رسم، اصلاً به شئونات شخصی تو کاری ندارد، می‌گوید من از تو یک بدن می‌خواهم با این خصوصیات، ورزیدگی‌اش اینقدر باشد.@پس «لَٰكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ» یعنی چی؟ یعنی کسانی که جدی خودشان را شناختند باور کردند که چه کسی هستند، باور کردند انسان هستند، زن و مرد و دختر و پسر و رئیس جمهور و وزیر اینها که شئونات شخصی است و هیچ ربطی به خدا ندارد، خدا می‌گوید من با این چیزها کاری ندارم، من دارم به تو می‌گویم که تو آفریده شدی.@تو که می‌گوید یعنی چی؟ با چه کسی است؟ با این خانم و آقا و جنبه جنسی است؟ نه، با رئیس جمهور است که خدا تو می‌گوید؟ خدا با این کاری ندارد تو یعنی آن که از خودم در تو هست، آن که از خودم در تو دمیدم، آن روح که از اهل بیت از مَثَل أعلی در تو دمیدم خطاب من آن است، خدا اصلاً با آن چیزها کار ندارد.@می‌گوید تو از من هستی روح خودم را در تو دمیدم، قرار است تو به این هدف خلقت برسی، من با شغلت کار ندارم با اینکه زن و شوهر و بچه چه کسی هستی با این کار ندارم.@می‌خواهی رئیس جمهور بشوی شهوت شخصی خودت است، می‌خواهی بروی مهندس و دکتر بشوی اگر قرار است با این چیزی که من می‌گویم سازگاری نداشته باشد آن رئیس جمهوری و دکتری و مهندسی و ورزشکاری و شغل و بیزنس تو حرام است.@اگر نه مزاحمتی با ارتباطت با من ندارد من کاری با آن ندارم به شرطی که البته حلال باشد در آن شئون دخالت می‌کند در حیطه حلال داریم می‌گوییم، بحث حرام را کاری نداریم، در حیطه حلال آن حلالهایی که مزاحمت نیست اشکال ندارد اگر مزاحمت است آن حلال هم حرام است سراغ آن هم نمی‌توانی بروی، چرا؟ چون تو آفریده شدی برای اینکه شبیه من بشوی.@تقوا خیلی در مقام بالایی معنا پیدا می‌کند حرف خیلی فاخر است خیلی ما را بالا برده. دهها بار دارد می‌گوید من مالک مدبر شما هستم من مربی شما هستم. ما اصلاً با خدا این رابطه را کلاً اصلاً ورود به باشگاه نکردیم اصلاً ما ثبت نام نکردیم.@بعضیها تا آخر عمرشان اصلاً نمی‌روند ثبت نام کنند زیر نظر نه مربی دارند نه باشگاه دارند نه خیال دارند شدنی اتفاق بیافتد، خیال تمرین ندارند. بعد هم وقتی که این را نمی‌فهمند می‌گویند چه دنیای بدی است پر از ظلم و ستم است خدا چرا دنیای اینطوری آفریده؛ اصلاً متوجه نیست که داستان داستان یک باشگاه است.@مثل اینکه یک کسی باشگاه ورزشی برود سربازی برود بعد سربازی بگویند از این چوب چوب بالاتر بپر، و بعد چوب بالاتر، می‌گوید من چه می‌دانستم سربازی اینطوری است، چرا اینجا اینطوری است! یعنی من سینه‌خیز باید بروم؟! یعنی من باید بغلتم! سربازی همین است.@مثل کسی که برود باشگاه ورزشی ثبت نام کند و بعد به او بگویند باید بایستی و مربی محکم در شکم تو می‌زند و تو را اصلاً می‌زند دو نفر را به جان هم می‌اندازد، می‌گوید اینها چقدر خشن و بی‌ادب هستند، یعنی چه، ما اینجا آمدیم مؤدب باش در شکم من نزن، یک کسی در باشگاه اینطوری بگوید که مؤدب باش، اصلاً باشگاه جایش همین است باید بزند و با هم کشتی بگیرید.@یک عده اصلاً چون نمی‌فهمند برای چه متولد شدند دنیا را اینطوری معنا می‌کنند تف به این دنیا، لعنت به این دنیا، این چطور خلقتی است، من اگر جای خدا بودم اینطوری بودم؛ فقیر برای چه هست، برای چه ستمگران هستند، آمریکا و بمب برای چه هست، اصلاً نمی‌فهمد که داستان دنیا داستان باشگاه و تمرین است و اسماء الله قرار است بگیرید کسی که قرار است اسماء الله بگیرد ظلم و تجاوز لازمه‌اش است.@خود خدا انبیاء را که می‌خواهد بزرگ کند می‌گوید «وَ كَذَٰلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَيَاطِينَ الْإِنْسِ وَالْجِنِّ» خودمان برای پیغمبران دشمن می‌تراشیم، خودمان سراغ انبیاءمان دشمن می‌فرستیم چه شیاطین جنی و چه شیاطین انسی.@بعد پیغمبر مگر می‌آید اینطور بگوید که خدایا نداشتیم، مگر من پیغمبر تو نیستم، مگر من عزیز دردانه تو نیستم چرا بنده‌هایت باید من را ارّه کنند، پیغمبر زنده را ارّه کردند زنده زنده «يَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ حَقٍّ» چرا بنده‌ها باید بیایند ما را بکشند یا زن و بچه ما را بکشند؟ اینطور نیست پیغمبر می‌داند داستان چیست به استقبالش می‌رود.@وقتی کسی نمی‌فهمد که اصلاً برای چه متولد شده و به این دنیا آمده و فلسفه خلقت را نمیداند می‌گوید امام حسین هم بیکار بود آنجا رفت، با یزید چکار داشت؟! حالا رفت زن و بچه را برای چه برده؟! بعد شروع می‌کنند تحلیلهای خنک و بدرد نخور و مزخرفی را در این شبکه‌های مجازی پخش می‌کنند. چون اصلاً نمی‌فهمند داستان ماجرای خلقت چیست، اصلاً نمی‌داند این آدم است.@این کسی که دارد تعریض می‌کند و نقد می‌زند یک خانم یا یک آقاست نهایتاً یک متفکر و دانشمند است یک عقل است، اصلاً از مقام انسانی حرف نمی‌زند.@کسی که دارد سؤال می‌کند سؤال برای بخش فوق عقلی نیست. فوق عقلی اصلاً سؤال ندارد این یادتان باشد، بخش فوق عقلی سؤال نمی‌کند. چون خودش در متن واقع است.@اصلاً شما تا حالا دیدید که یک نفر در باشگاه به استادش بگوید چرا تمرین می‌گذارید؟ تا حالا دیدید؟ چون سؤال ندارد او با باورش در باشگاه رفته.@چرا الان تست زبان می‌خواهید از من بگیرید؟ خب کلاس زبان همین است تست زبان باید بدهید، صدایت می‌کند باید انگلیسی در جمع صبحت کنی با بقیه انگلیسی صحبت کنی و بعد باید تست بزنی قانونش این است چون قرار است تو زباندان بشوی و سختی‌هایش هم دارد. هر رشته‌ای همین تخصص را دارد.@ما این را در رشته‌هایی که بخش حیوانی‌مان هست می‌فهمیم. چون باور کردیم حیوان هستیم اما در بخشهایی که مربوط به بخش انسانی هست نمی‌فهمیم؛ می‌گوییم مثلاً چرا الان من دعا کردم اجابت نشد یا چرا اینطوری شد چرا پدرم مُرد، چرا بچه‌ام مُرد، چرا من سرطان گرفتم، اصلاً چرا من، چرا کرونا، این اصلاً متوجه نمی‌شود که کره زمین نظام دنیا نظام باشگاهی است.@ آدمهایی که اطراف ما هستند همه حریف‌ تمرینی‌های ما در باشگاه هستند شوهر و زن و بچه و پدر و مادرت، هویت حقیقی‌شان حریف تمرینی شماست. بعداً حالا اینها ضمناً شوهرم، زنم، بچه‌ام هست برای همین خیلی‌ها با شوهرشان و زن و بچه‌هایشان جهنم می‌روند در برخورد با خانواده جهنم می‌روند.@ با پدر و مادرش نمی‌تواند درست تا کند به جای نور برداشتن از روابطش چه برمی‌دارد؟ نار برمی‌دارد. با بچه‌اش جهنم می‌رود، بچه‌اش خانه‌اش است بچه را دوست دارد و بغل می‌کند و به او می‌رسد و همه جور خدماتی به او می‌دهد اما چون این بچه در نهایت انسان تربیت نمی‌شود.@ مادر و پدر در همه گناهان این بچه شریک است چون این را آنطور که لایقش بوده به عنوان یک موجود فوق عقلی یک انسان تربیت نشده و اصلاً در خانواده به او نگاه نشده و حرمتش به عنوان یک انسان رعایت نشده. @ شش تا بچه درست کرده اما شش تا زن و مرد، نه شش تا انسان، شش تا دکتر و مهندس و بقال و هنرمند و کفاش و راننده تربیت کرده اما شش تا آدم نه تربیت نکرده شش تا انسان تربیت نکرده.@چون اصلاً این پدر و مادر به خودش هم نگاه انسانی ندارد. این فکر می‌کند فقط یک مادر یا یک پدر است و بعد به بچه غذا و آب بدهند و مدرسه بفرستند و دانشگاه برود و شوهر کند یا زن بگیرد و تمام شد نگاه اینطوری است.@ این خیلی مهم است که یک کسی این آیات را خواندن دارد از کنارش رد نشویم قرآن بارها می‌گوید من رب تو هستم تو باید من را به عنوان رب خودت به رسمیت بشناسی یعنی خدایا تو قرار است برای من در همه شئون تعیین تکلیف بکنی.@ من باید همه شوهر کردن و زن گرفتن و غذا خوردن و مهمانی رفتن و حجاب و نماز و روزه و روابط زن و مرد و مسافرت و همه چیزم را باید با تو تنظیم کنم؛ می‌گوید برایت حلال کردم خرابش نکن. در رابطه با من این «اتَّقَوْا رَبَّهُمْ» یعنی این، نه اینکه از آن بترسی یعنی حرمت مربی‌ات را نگه داری.@مگر مربیان شاگردانشان را چکار می‌کنند؟ کتک می‌زنند و فحش می‌دهند؟ نه، می‌گوید تو به درد این کار نمی‌خوری تو رتبه نمی‌آوری بفرمایید بروید، خدا هم همین را می‌گوید.@آخرت هم خدا برای بی‌تقواها همین حرف را می‌زند «لَا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَلَا يَنْظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ» خدا با آنها حرف نمی‌زند، خیلی سخت است «وَ لَا يُزَكِّيهِمْ» پاکشان نمی‌کند. چون پاک شدنی نیستند مربی است که پاک می‌کند.@شما بروید به مربی‌ات بگویی مربی من اینجا ضعف دارم این حرکت را بلد نیستم انجام بدهم، تنظیم و تقویتش می‌کند و پاک می‌شود از آن ضعف پاک می‌شوی.@مربی اخلاقت است پاکت می‌کند، می‌روی به او می‌گویی خداوکیلی من عصبانی و زودرنج و پرخاشگر و حساس هستم صافت می‌کند خوب و قشنگ اخلاقت را درست می‌کند آن جهنم را از وجودت برمی‌دارد مربی کارش این است، ولی دعوایت نمی‌کند و فحش نمی‌دهد و کاری با این چیزها ندارد. خواهش می‌کنم روی این کلمات خیلی دقت کنید.@ «لَٰكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ» مراقب ربشان هستند از ربشان حساب می‌برند قرار است به ربشان جواب بدهند. مثلاً بچه خیلی هوس دارد یک جوان پر از انواع و اقسام هوسها و میلها و شهوات است.@ولی وقتی که به او می‌گویند، می‌گوید نه من عروسی و مهمانی نمی‌آیم تلویزیون نگاه نمی‌کنم، همه تقواست، عروسی نمی‌آیم، عروسی حلال است یا حرام است؟ حلال است، مهمانی نمی‌آیم شمال با شما پدر و مادر نمی‌آیم، جمعه مهمانی نمی‌آیم تلویزیون نگاه نمی‌کنم، برای چه؟ این همه مراقبت برای چیست؟@می‌گوید چون من شنبه امتحان دارم، هفته بعد، ماه بعد کنکور دارد چون می‌خواهد خودش را عرضه کند قرار است امتحان بشود با مربی‌اش می‌خواهد روبرو بشود. نه من این را نمی‌خورم، چرا؟ من الان این را بخورم یک کیلو اضافه وزن پیدا می‌کنم فردا صبح می‌خواهم روی باسکول بروم می‌خواهند من را وزن کنند با یک کیلو از کشتی و عشقم می‌افتم مراقبت یعنی این، تقوا را خوب دقت کنید یعنی چه.@ تقوا یعنی اینکه اگر با زن و شوهر و بچه‌ات بداخلاقی و بدرفتاری و ظلم بکنی و درست رفتار نکنی وقتی با حق تعالی روبرو می‌شوی می‌گوید این چه قیافه‌ای است تو داری؟ این چه باطنی است تو پیش من آوردی؟ من تو را آفریدم شبیه من بشوی تو که همه‌اش پر از کینه و حسادت و زودرنجی و حساسیت و عصبانیت هستی این چه قیافه‌ای است با خودت آوردی؟@ما تو را آرایشگاه فرستادیم مثلاً عروس هستی شب عروسی باید عروس یک جلوه‌ای داشته باشد بعد یک عروسی بیاید با یک لباس کثیف و قیافه درهم و برهم، این چه عروسی است؟! این چیه با خودت آوردی؟ چرا اینطوری آمدی؟ این شاخ و دُم چیست؟ این دندانها چیه؟ چرا پشمالو هستی؟ چرا بدنت پشمالو شده؟ دستانت همه پنجه در آورده؟ آدم بعضی وقتها خودش را می‌بیند اینطوری است.@ می‌گوید من تو را اینطوری نفرستادم من تو را شبیه پیغمبر دنیا فرستادم یک روح از پیغمبر به تو دادم تو بچه پیغمبر و اهل بیت هستی این چطور برگشتی است؟! آیات دقت کنید خیلی معانی تخصصی دارند.@مترجم بنده خدا چکار کند چه بنویسد، می‌نویسد کسانی که از پروردگارشان ترسیدند و تقوا پیشه کردند، این که ترجمه نشد، تقوا را بدانیم یعنی چه «لَٰكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ» یعنی رابطه مربا و مربی برقرار کرده با خدا، این مربای خداست.@ برای همین به مربا مربا می‌گویند، چون مربا را ما چکار می‌کنیم؟ می‌پرورانیم، مثل ترشی می‌ماند مثل مربا پرورش پیدا می‌کند طرف کار می‌کند آخر می‌گوید مربایم خراب شد، شل و بدمزه و تلخ شد و شکرک زد ترشی من اصلاً اینطوری شد پرورش پیدا نکرد آخرش در نیامد.@ باید خودت را به خدا بسپاری و حالا تربیت بشوی اینجا دیگر نمی‌توانی بگویی که من شغلم اقتضا می‌کند برو شغلت را عوض کن، من شغلم اقتضا می‌کند که من وحشی و خشن باشم این بازیها را کنار بگذاریم من طبعم اینطوری است من وراثتی از پدرم خدا بیامرز عصبانی بوده من هم عصبانی شدم اصلاً این چیزها را مربی نمی‌پذیرد.@ مربی می‌گوید من آمدم تو را شکلت بدهم و چون تو روح من را داری قابلیت هر شکلی را داری هم بهشتی‌ترین شکلها و هم جهنمی‌ترین شکلها. جهنمی‌ترین شکلها امام صادق می‌فرماید خداوند همه حیوانات را از روی انسان آفریده انسان چقدر می‌تواند در بدی تنوع داشته باشد مار و عقرب آن هم انواعش، کفتار و گرگ و سگ و این همه حیوانات مختلف، میمون، اینها همه اخلاقهای انسانی است انسان می‌تواند اینطوری باشد.@ در بهشتیان هم که انسان چقدر متنوع می‌تواند باشد. کسی که می‌گوید من نمی‌توانم، من ارثی هستم، من موجی هستم، الان اوضاعم فراهم نیست، این حرفها کدام است! اصلاً همین یعنی امتحان. من چون حالت خاصی پیدا می‌کنم یا مثلاً اینطوری هستم دیگر الان به خودش اجازه می‌دهد هر کاری انجام بدهد، داستان اینطوری نیست.@ خدا دقیقاً آدم‌هایی را سر راهت می‌گذارد که آن شرائطی که تو می‌گویی من در آن نتوانستم بشوم صد برابر سخت‌تر از تو شدن. یکدفعه مثلاً می‌آید هزارتا زن باحجاب را در دل اروپا می‌گذارد میلیونها زن باحجاب درست در دل اروپا و آمریکا و در کثیف‌ترین محیط‌ها می‌گذارد و بعد می‌گوید نگاه کن اینها آنجا حجاب را کامل رعایت کردند.@ آن وقت شما در مهد نورانیت و در ایران نتوانستید حجاب را رعایت کنید خجالت کشیدید از جمع و یک مشت آدمهای فاسق و فاجر و گفتید من هم شبیه اینها بشوم، اصلاً اینطور نیست.@ دل آمریکا و اروپا برایت یک عالم مرد آنجا می‌گذارد با پوششهای خوب و عالی و عفیفانه دارند زندگی می‌کنند رعایت می‌کنند محاسنشان را رعایت می‌کنند یعنی تیغ نمی‌اندازند هر روز بیست بار صورتشان را یکطور دیگر بکنند، یک فقیه شما پیدا کنید اجازه شرعی داده باشد که شما این کار را بکنید.@ما در اینجا وزیرمان تیغ می‌زند و صورتش را می‌تراشد تا شخصیتهای دیگر هستند که فسق ظاهری دارد ظواهر را رعایت نمی‌کند؛ چه کسی به شما اجازه داده؟ کدام مربی و مرجع تقلید؟ چه کسی به شما اجازه داده؟ تو داری از یک فرهنگ دیگر تقلید می‌کنی، تو یک کس دیگر برایت مهم است یک فرهنگ دیگر برایت مهم است، دوست داری شبیه کسان دیگر باشی.@ من نمی‌توانم در این شرکت با حجاب کار کنم، من نمی‌توانم دانشگاه بروم حجاب داشته باشم خدا وسط آمریکا یک زن را می‌گذارد ده تا پزشک متخصص می‌گذارد نه با مقنعه و روسری، با چادر، در کانادا در آمریکا با چادر یا با عبا در دل اروپا می‌گذارد و بعد حالا دارد دانشگاه هم درس می‌خواند دارد دکترا هم می‌گیرد و متخصص هم هست فوق تخصص را هم می‌گیرد و بعد می‌گوید این گرفته.@ «لَٰكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ» یعنی مراقب رابطه‌اش در هر شأنی از شئون جمادی و گیاهی و حیوانی و عقلی و فوق عقلی با خداوند هست در عبادتها بی‌تقوایی نمی‌کند.@اذان و اقامه را حذف کن نماز را تند تند بخواند، نمی‌فهمد چه می‌گوید، اذکار را تندتند بگو، بعد حالا اینها که ظاهری است تعقیبات که نمی‌خواند هیچ چیز معلوم نیست از آنهایی که به قول حضرت فرشته‌ها در سر آدم می‌زنند این که نمازش است باطنی هم که اصلاً با خدا نیست، این تمرین می‌خواهد.@ما یک بار به استادمان گفتیم ما تا بخواهیم کل نمازمان را از اول تا آخر همیشه با خدا باشیم چقدر طول می‌کشد؟ گفت 7 ـ 8 سال کار و تمرین می‌خواهد شما هر بار که می‌خواهید نماز بخوانید باید تمرین کنید.@بگو حالا امروز می‌خواهم نماز بخوانم بگذار از اذان تمرکز بگیرم، شما وقتی که از اذان شروع می‌کنی تمرکز می‌گیری سر نماز کم بیاوری اذان جبران می‌کند، بگذار با اقامه راحت‌تر می‌توانم تمرکز بگیرم در اقامه تمرکز بگیر.@ سر نماز خراب کردی بگو باشد الان خراب شد یک اصلاحی به تو می‌دهم نمازت را خراب کردی تا نمازت تمام شد یک سجده شکر باحال بکن حواست باشد و بعد سرت را بلند کن یک تسبیحات حضرت زهرا خوب این بار با حواس جمعی آن نماز خراب شده را جبران می‌کند.@جوهره نماز می‌گوید تعقیبات است، خیلی حرف است امام سجاد (علیه السّلام) که جوهره نماز تعقیبات است، مربی یعنی این، یعنی درست می‌کند، می‌گوید حالا بعد از نماز بنشین جبران کن.@این نمازش تا می‌گوید «السلام علیکم و رحمه الله» می‌گوید می‌دود دنبال کارهای دیگرش می‌رود، این که اصلاً. در ماه مبارک رمضان آن هم تعقیبات دارد روزه‌اش قانون و قاعده دارد حجش قانون و قاعده دارد آدم باید در همه جا این مراقبت را داشته باشد که این آن چیزی هست که مربی من از من خواسته.@ این نمازی که مربی از من خواسته باید بدهم روزه‌ای که مربی از من خواسته، حجابی که مربی از من خواسته. پس تو برای چه این حجاب را کردی؟ ما الان خانمهایی را در خیابان می‌بینیم که چادر و روسری و مقنعه دارند و مانتو هم پوشیدند ولی بی‌حجابند.@آخرش یعنی یک کاری می‌کند که ته قضیه آن چیزی که مربی می‌خواهد نیست، دقیقاً خلاف آن هست که مربی می‌خواهد اصلاً آن چیزی که مربی می‌خواهد این نیست.@ حجاب که می‌گویم یعنی اینکه یک طوری باشد که هیچ نوع تحریکی نامحرم نتواند بویی از تو استشمام کند پوشیده باشد. این می‌بینی مانتو پوشیده چسبان به قول پیغمبر «کاسیات عاریات» لباس پوش عریان. شلوار پوشیده چسبان، تمام موهایشان را مثلاً، پیغمبر فرمود متنفرم از زنانی که موهایشان را مثل دُم اسب و کوهان شتر می‌بندند آنها هم از من البته متنفرند، همینطوری هست.@ عطر می‌گوید برای نامحرم نزن، می‌زند، آرایش نکن، آرایش می‌کند، حجاب دارد مقنعه پوشیده صورت پر از آرایش، برای چه داری این کار را می‌کنی؟! رب تو چیز دیگری از تو می‌خواهد مربی ته قضیه می‌گوید من این را می‌خواهم.@پس دقت کنید وقتی می‌گوید «اتَّقَوْا رَبَّهُمْ» یعنی چی، من اینطور ازدواج را از تو خواستم، این مجلس عروسی را از تو می‌خواهم، مجلسی عروسی تو استاندارد نیست در آن فسق و فجور و بزن و برقص و کلی شهوت و زنای چشمی و زناهای دیگر در آن اتفاق افتاده، مرده‌شور این عروسی تو را ببرند مجلس جشن تولد بچه را می‌گیرند.@ مسافرت می‌خواهید بروید مسافرت اینطوری باید بروید. مربی می‌گوید مسافرت می‌خواهید بروید این استاندارد مسافرت است می‌خواهید بروید، جایش را من کاری ندارم که کجا می‌خواهید بروید یک جایی بروید که بی‌تقوایی نکنید و یک جایی بروید که واقعاً تفریح باشد یعنی فرح وارد روحتان بشود نه گناه وارد روحتان بشود.@بعد از اینکه برگشتی می‌بینی کلی کسالت و سنگینی و دعوا و درگیری و طلاق و چشم و هم‌چشمی و رقابت و مسابقه در این یک مسافرت رفتن اتفاق افتاده، این چه مسافرتی است؟.@پس خواهش می‌کنم دقت کنید «اتَّقَوْا رَبَّهُمْ» یعنی چی؟ تقوای الهی یعنی چی؟ یعنی مراقب باشی مربی تو در شوهرداری و ازدواج و زن‌داری و بچه‌داری و معامله و مدیریت و هر کاری که می‌خواهی بکنی یک استاندارد برای تو گذاشته، باید ببینی که آن استاندارد این راضی هست یا راضی نیست.@ در کار اقتصادی و هر چیزی، نمی‌گوید نرو تجارت بکن، می‌گوید تجارت خوب است برکت ده قسم است 9 قسم آن در تجارت است، ولی چه تجارتی، این تجارتهایی که ما الان داریم می‌بینیم.@ از بانکداری شما ببینید این بانکداریها الان مشروعیت دارد؟ الان تقوای الهی در آن رعایت می‌شود؟ وام دادنها، بودجه‌های میلیاردی تصویب می‌شود این دختر و پسر بنده خدا که می‌خواهند ازدواج کنند به این وام احتیاج دارند، مگر می‌شود وام گرفت.@ شرایط وام را که می‌بینید اکثر افراد نمی‌توانند این وام را بگیرند این وام را اختصاص دادند برای ندادن نه برای دادن، شرایطی که در بانک می‌رویم گذاشته این بی‌تقوایی است. شخص می‌خواهد مراقب منافع بانک باشد یک عالم جنایت می‌کند سر این دختر و پسرهای معصوم و مظلوم که می‌خواهند زندگی‌شان را شروع کنند و هزاران مفاسد دیگر.@ این کسانی که اینطوری هستند و مراقب هستند چه اتفاقی برایشان می‌افتد؟ «لَهُمْ غُرَفٌ مِنْ فَوْقِهَا غُرَفٌ» یک غرفه‌های بهشتی دارند که آن غرفه‌ها را حالا یک جای دیگر باید بخوانیم فوق‌العاده است وقتی تشریح می‌کنند غرفه‌ها و خانه‌های بهشتی را، ساختمانش را که قبلاً یک مقدار خواندیم.@ می‌گوید فوق آنها هم غرفه هست یعنی این غرفه‌ها طبقه دارد.@ «مَبْنِيَّةٌ» بنا نهاده شده، چه کسی این غرفه‌ها را ساخته؟ یک موقع می‌گویند فلان معمار و مهندس، یک موقع می‌گویند خدا ساخته فرشته‌های خدا ساختند. شما گلها را در طبیعت بروید ببینید که فرشته‌ها چقدر خوش سلیقه‌اند.@ هیچ کدام از کارهای فرشته‌ها را بشر نمی‌تواند انجام بدهد، یعنی اصلاً بشر به ذهنش نمی‌آید که این گل اینطوری طراحی شده باشد اصلاً این رنگ‌آمیزی برگ و گلبرگ انسان را مست می‌کند، بروید این گلها را نگاه کنید ببینید فرشته‌ها چقدر خوش سلیقه‌اند، به این موز، پرتقال، گلابی، سیب، انگور نگاه کن ببین چقدر اینها خوش سلیقه‌اند.@ بشر به ذهنش اینها خطور نمی‌کند فکر نکنید بشر یک زمانی آنقدر استعداد دارد که خودش بتواند یک خیار و موز را طراحی کند هر چه هم طراحی می‌کند از فرشته‌ها دارد الهام می‌گیرد بشر دارد از طبیعت از قوانین طبیعت الهام می‌گیرد خودش چیزی ندارد تصرفی و اختراعی می‌کند برای همین قرآن می‌گوید خودتان و همه مصنوعات شما برای خداست.@اتومبیل درست کردن که هنر نیست اتومبیل را من به تو یاد دادم چکار کنی اختراع برق و اکتشاف برق و تلفن و تلفن همراه و ماهواره همه را من خدا به شما یاد دادم.@فرشته‌ها خیلی است، حالا این فرشته‌ها دنیای ما را دارند اینطوری می‌سازند که ما متحیر هستیم یعنی آدم می‌ماند این گل را خدایا چطوری تشریحش بکند هفتاد مدل از یک نوع گل برایت می‌زند در اندازه‌ها و رنگها و شکلهای مختلف، اصلاً آدم مست و حیران است.@ حالا آن فرشته‌ای که قرار است آنجا بهشت تو را بسازد ببینید چکار می‌خواهد بکند اتاقها و دکوراسیون آنجا چه می‌خواهد باشد هفته قبل خواندیم فرشها و زیراندازش و زمینش را چکار می‌خواهد بکند. می‌گوید آنهایی که اینجا خودشان را تربیت کردند آن غرفه‌ها را دارند که «فَوْقِهَا غُرَفٌ مَبْنِيَّةٌ» درست شده.@ دیگر چی؟ یک دلبری دیگر که ما فقط یک چیزی از آن شنیدیم «تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ» یک نهر جاری است اما این چه نهری است با کدام صدا و موسیقی و آب، چه شکلی و چه حرکتی، اصلاً ما می‌مانیم.@من چند روز پیش حرم حضرت رضا (علیه السّلام) بودم کنار یکی از این حوضها ایستاده بودم آنقدر شدید من را اخذ کرد که نگو، این آب چیست، بعد رفتم در اینکه حقیقت این چیست، بالأخره چرا این با دل ما اینطوری بازی می‌کند، چرا ما را می‌گیرد، چرا ما نمی‌توانیم در طول روز از آن فاصله بگیریم و می‌میریم.@نه برای خوردن، اصلاً برای ارتباط با آن، صدایش یک جور، شکلش یک جور، جریانش یک جور، اصلاً آب داستانی دارد، اصلاً آب چه هست، اصلاً حقیقت آب چیست، قرآن می‌گوید خزائنش نزد ماست.@«وَ مَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ» فرستاده آمده روی زمین این شده که دیگر شما زیباتر و لطیف‌تر و باشکوه‌تر از این چه دارید از آب، گلها، گیاهان، حیوانات هر درخششی دارند از چیست؟ از آب است، این آب چیست؟!@حالا دارد می‌گوید «تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ» آنجا نحرش چطوری است که جاری هست بهشتهایی که جاری هست آن درختانش؟ اینها برای آدمهایی هست که برای خودشان قیمت و حریم قائلند یعنی وقتی می‌گوییم تقوای یعنی این.@«وَ لَنِعْمَ دَارُ الْمُتَّقِينَ» برویم سراغ آیه بعدی آیات 30 و 31 سوره نحل «وَ لَنِعْمَ دَارُ الْمُتَّقِينَ» چه جای خوبی است «وَ لَنِعْمَ دَارُ الْمُتَّقِينَ» چه نیکوست سرای پرهیزکاران.@ دار المتقین چه جای خوبی است. این خدایی که راجع به دنیای ما می‌گوید لهو و لعب بازیچه است از وقتی خلقش کردم نگاهش نکردم اصلاً برای من به اندازه بال مگس هم ارزش ندارد.@ و می‌گوید اینقدر این دنیا پیش من حقیر است که اگر مؤمنین حسادت نمی‌کردند من ناودان خانه کفار را طلا می‌کردم دشمنانم را آنقدر به آنها می‌دادم. چون قرار نیست از آخرت بهره‌برداری کنند، آنجا نمی‌توانند بهره‌برداری کنند هیچی کفار آنجا گیرشان نمی‌آید.@ آیه را هفته قبل خواندیم راجع به کسانی که مجرم بودند چه گفت؟ این آیه را خواندیم می‌فرماید «يَوْمَ نَحْشُرُ الْمُتَّقِينَ إِلَى الرَّحْمَٰنِ وَفْدًا» متقین آنجا مهمان خدا هستند به دیدار خدا می‌روند «وَ نَسُوقُ الْمُجْرِمِينَ إِلَىٰ جَهَنَّمَ وِرْدًا» ما اینها را تشنه از این دنیا می‌بریم یعنی شروع تشنگی است.@ تشنگی می‌دانید یعنی چی؟ تشنگی یک روز دو روز یک سال دو سال نیست تشنگی آنجا یک عذاب دائم است هیچ وقت سیرابی آنجا وجود ندارد تشنگی و عطش خیلی زجر و دردآور است.@ حالا می‌گوید «وَ لَنِعْمَ دَارُ الْمُتَّقِينَ» من آنقدر دنیا برایم بی‌ارزش است که به کفار که قرار نیست به بهشت بیایند اگر می‌خواستند اینجا ناودان خانه‌هایشان را از طلا می‌کردم ولی مؤمنین طاقت ندارند.@ مؤمنین اینها را ببینند شروع می‌کنند به ناشکری و غرغر و نق و نق که خدایا دشمنانت چرا اینطوری است؟ چرا کفار باید همه در ناز و نعمت باشند و ما چرا اینطوری؟ ظرفیت ندارند من هم رعایت می‌کنم خدا از ما هم می‌ترسد ابن بندگان اگر نبودند من یکطور دیگر رفتار می‌کردم، می‌داند ما بی‌ظرفیت هستیم می‌گوید می‌ترسم این بندگانم بی‌دین شوند خدا رعایت می‌کند. از بدی ما خدا می‌ترسد.@ شما ادبیات را نگاه کنید «وَ لَنِعْمَ دَارُ الْمُتَّقِينَ» چقدر خوب است خانه متقین، دار متقین آن هم یک داری به اندازه از این کره زمین بزرگتر است یک غرفه‌اش از کل این کره زمین بزرگتر است (الله اکبر).@«جَنَّاتُ عَدْنٍ» بهشت‌های عدن، عدن را قبلاً توضیح دادیم که این بهشت عدن یعنی چی توضیحش را مفصل دادیم بهشتهای عدن که «يَدْخُلُونَها تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ» این داستان هم خیلی در آیات تکرار می‌شود می‌خواهد بگوید این داستان خیلی مهم است.@جنات عدنی که داخلش می‌شوند «تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ» جاری هست از زیر آنها انهار «لَهُمْ فِيها ما يَشاؤُنَ» ببینید کلمات تخصصی انتخاب شده؛ سؤال: چرا متقین هر چه می‌خواهند آنجا هست؟ یشاء هر چه می‌خواهند آنجا هست «لهم» برای آنهاست هر چه که می‌خواهند.@کسی آمد به امام صادق گفت ما اگر در بهشت بخواهیم بچه‌دار بشویم بچه‌دار می‌شویم؟ فرمود بله، یک زن و مرد در بهشت هوس می‌کنند بچه‌دار بشوند ما می‌خواهیم بچه‌دار بشویم بچه‌دار شوید، هر چه، اصلاً هر چه به ذهنت بیاید.@«فِيها ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ» هر چه که نفست بخواهد هر چه که از آن لذت ببری آنجا هست، هست که هیچی، خلقش می‌کنی اصلاً خدا می‌گوید خودت مثل من هستی هر چه می‌خواهی بیآفرین.@

سؤال: نامفهوم.@

جواب: بله اینطوری هست ولی چرا متقین اینطوری هستند؟ چون دنیا هر کاری می‌خواستند نکرده، هر چه نفسشان می‌خواست شئونات پایین می‌خواست می‌کردند تابع خدا می‌کردند عیبی ندارد. ولی با اجازه خدا این کار را می‌کردند بدون اجازه خدا اصلاً از چارچوب خارج نمی‌شوند هر کاری دلشان می‌خواست نمی‌کردند.@من اخلاقم اینطوری است در زن‌داری و شوهرداری و بچه‌داری، دلم می‌خواهد این کار را بکنم، الان دلم می‌خواهد شوهرم را اذیت کنم و اعصابش را خورد کنم، اصلاً اینطوری نیست تو حق نداری دهانت را باز کنی و هر چه می‌خواهی بگویی، تو حق نداری از یک حریم جلوتر بروی این زن تو امانت خداست در دست تو و خدا هم خیلی سخت می‌گیرد.@ در روایت داریم در مورد خانمها خدا خیلی سخت می‌گیرد به بندگان؛ اینکه زن من است هر کاری دلم می‌خواهد می‌کنم، اینطوری نیست، هر چه دلم می‌خواهد می‌گویم، اینطوری نیست اصلاً خدا انتقام سخت می‌گیرد.@ حالا وارد روایت نشدیم ان‌شاءالله وارد ظلم بشویم در ساعت قبلی بود آنجا می‌رسیم انتقام برای بچه‌ات، می‌بینی بچه زبان بسته را هزار و یک جور این پدر تنبل و بی‌عرضه می‌کند نفسانیت خودش را روی این بچه خالی می‌کند.@ بزرگان ما آنقدر دقت می‌کردند خدا رحمت کند مرحوم آیت الله اشرفی اصفهانی (شهید محراب) بچه‌اش پسرش را می‌گفتند (اینها چه کسانی بودند) می‌گفت یک موقعی به ما دستور نمی‌داد الان پدر داریم فحش به بچه می‌کشد باید این کار را انجام بدهی کار را هم خراب بکند هزار و یک جور فحش و سرزنشش می‌کند؛ می‌گفت یک موقعی به ما دستور نمی‌داد که مبادا ما آمادگی نداشته باشیم عاق شویم.@ چون پدر و مادر وقتی دستور می‌دهند تو دیگر نمی‌توانی بگویی که من الان کار دارم و چنین و چنان، پدر است حقش بسیار عظیم است. امام سجاد (علیه السّلام) در دعای والدین می‌گوید خدایا کمک کن از پدر و مادرم به اندازه یک شاه ستمگر حساب ببرم.@الان راحت به پدرش توهین می‌کند و راحت پدر و مادرش را تحقیر می‌کند. پدر و مادرزن حریم دارند اینطور نیست که داماد بخواهد هر کاری دلش می‌خواهد بکند و هر طوری ظلم بخواهد بکند، اصلاً نمی‌تواند اینطوری، پدرزن و مادرزن و پدرشوهر و مادرشوهر اینها حریمهای خدایی دارند نمی‌توانی شما هر طوری دلت خواست رفتار کنی.@حالا این می‌داند خودش حرمتش چقدر است به بچه‌اش دستوری نمی‌دهد که بچه‌اش مجبور به نافرمانی بشود، می‌گوید الان من بگویم این هم حالش را ندارد و این الان حوصله‌اش را ندارد این الان خسته است از سر راه آمده من اگر بخواهم یک چیزی بگویم این در دلش یک موقع دغدغه‌ای بشود خطرناک می‌شود.@من الان زنم خسته است از صبح کار کرده، بخواهم بی‌موقع مهمان دعوت کنم بدون اجازه زنم مهمان دعوت کنم این زن من ناراضی باشد بعد هیچی هم نمی‌گوید غذا را درست می‌کند اما این زهر و سمّ دارد می‌دهد به مهمانها می‌خورند غذای ظلم دارد می‌دهد مهمانها می‌خورند مهمانها هم حریص می‌شوند رعایت می‌کند.@ «لَهُمْ فِيها ما يَشاؤُنَ»: چون اینها در دنیا هر چه دلشان می‌خواستند انجام نمی‌دادند جلوی خودشان را می‌گرفتند بی‌تقوا نبودند اذیت‌کن و حقه‌باز و نقشه‌ریز نبودند. به قول امام رضا (علیه السّلام) درنده نبودند و کسی را نمی‌دریدند بدجنسی در ذاتشان نسبت به هیچ کس نداشتند رعایت می‌کردند.@اینها خب حالا «لَهُمْ فِيها ما يَشاؤُنَ كَذلِكَ يَجْزِي اللَّهُ الْمُتَّقِينَ» اینگونه خدا متقین را جزا می‌دهد پس وقتی که زیر نظر مربی درست رفتار کنی مربی به تو پاداشهای جاودانه و ابدی می‌دهد.@

و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@