شرح زیارت جامعه کبیره؛ جلسه116 13/06/1399
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@بحثمان را در توضیح فقره «و أعلام التقی» در شرح زیارت شریف جامعه کبیره ادامه میدهیم. راجع به تقوی و اهمیت تقوی و مراتبش توضیح دادیم و گفتیم که چون انسان قرار است به یک هدف فوقالعاده و بینهایت متعالی برسد در این مسیر آفات زیادی ممکن است تهدیدش بکند.@هر چقدر یک روند یک جریان مهمتر و پیچیدهتر باشد آسیبهایش هم چی؟ بیشتر است. مثلاً شما یک موقع هست با یک گیاه سروکار دارید، پیچیدگیهای یک گیاه کمتر از پیچیدگیهای بدن یک حیوان هست و پیچیدگیهای بدن انسان بیشتر از پیچیدگیهای بدن حیوان هست.@بنابراین نگوییم مثلاً علم پزشکی که الان مثلاً هشت هزار سال علم پزشکی ما داریم دهها هزار نوع بیماری و مریضی شناسایی شده چرا اینطوری هست؛ چون خود بدن انسان از شگفتیهایی هست که هنوز بشر نتوانسته حتی یک عضو حتی یک بخش کوچک از آن را کامل، یک الکترون یک سلول یک مولکول بدن انسان هنوز کامل شناخته شده نیست.@یعنی بشر هنوز در مورد خون هزاران مجهول دارد ولی خونشناسی خیلی پیشرفت کرده، علم تشکیل داده، خودش رشته است. اما هنوز مجهولات و خودشان این را میگویند، درست هم هست، همیشه دایره میزان اطلاعات ما و معلومات ما نسبت به مجهولات ما مثل معلومات نسبت به مجهولات است؛ مثل قطر دایره است نسبت به محیط دایره، هر چقدر مقدار قطر بیشتر میشود محیط سؤالها و مجهولات هم بیشتر میشود.@بنابراین سیستم هر چقدر پیشرفتهتر باشد آسیبها بیشتر است. شما نگاه کنید الان دومین ماهوارهای که آمریکا یک بار که فرستاد پریروز دومی را فرستاد باز شکست خورد. دفعه اول در دادن برنامه، وقتی داشتن برنامه میدادند برنامهنویس یک فاصله را در برنامهنویسی رعایت نشده بود و موشک نتوانست پرواز کند همین برنامهنویسی اینقدر خطرناک است و اینقدر دقت دارد.@پریروز هم که پرواز دومش شکست خورد. شش ماه هفت ماه میلیاردها دلار و دهها هزار نفر ساعت کار میکنند تا یک سفینه را برای پرواز آماده کنند، بعد آخر میگویند پرواز انجام نمیشود چون سطح آفتها زیاد است باید هزاران آفت را در نظر بگیرند که این بتواند تا آنجایی که میخواهد برسد.@من دانشمندان هستهای که با آنها جلسه داشتم، رفته بودم مرکز کاریشان، میگفتند که ما سانتیفیوژ را کار میانداختیم بعد منفجر میشد، دوباره میرفتیم عیبگیری میکردیم دوباره کار میانداختیم، شروع به کار میشد بعد از چند دقیقه منفجر میشد.@میگفت آخر چه فهمیدیم؟ فهمیدیم که وقتی ما داریم به سانتیفیوژ دست میزنیم که این را آمادهاش کنیم (خیلی دقت کنید خیلی جالب است همین مقداری که من الان دستم را اینطوری میکنم) همین مقدار عرق وقتی بنشیند روی سانتیفیوژ باعث انفجارش میشود چقدر حساس است.@چون میخواهد دور بخرچد، خیلی دورش زیاد است. ما فهمیدیم عرق دست ما که در دستمان میگیریم مثلاً شما الان این میکروفن را یکذره نگه دارید میبینید دستتان یواش یواش عرق میکند. همین مقدار عرق سانتیفیوژ را منفجر میکرد؛ بعداً فهمیدیم که این مقدار هم حساس است.@حالا شما نگاه کنید یک موجودی که نطفه است، میخواهد بیاید تولد پیدا کند، ببینید ما الان چقدر علم باروری و ناباروری و دانشش چقدر زیاد است که یک بچه شکل میگیرد. این نطفه میخواهد یک بچه کامل بشود چقدر داستان دارد.@حالا به دنیا آمده، قرار است این خلیفة الله بشود؛ نمیخواهد پادشاه بشود، اصلاً پادشاهی هیچی نیست در مقابل آن چیزی که این میخواهد بشود. میخواهد خلیفة الله و ولیّ الله بشود اصلاً شوخیبردار نیست.@جلسه قبل گفتیم که ما مشکلمان این هست که این امور برای ما عادی شده و به گوشمان این حرفها را جدی نمیگیریم؛ وقتی وارد برزخ میشویم میفهمیم که چقدر داستان جدی بوده و ما چقدر شوخی گرفتیم مسیر انسان خیلی جدی است و ما جدی نمیگیریم احکام و دین و اخلاق و همان سه شاخه دین و شریعت و طریقت و حقیقت.@برایش دهها هزار پیغمبر کشته شدند برایش میلیونها مؤمن کشته شدند، برایش سیدالشهدا این بلا سرش آمده، تکتک ائمه برایش کشته شدند، مادرمان حضرت زهرا برایش کشته شد. اصلاً جدی نمیگیریم. اینها برای چه وسط میدان رفتند؟ برای اینکه ما به یک جایی برسیم و ما بتوانیم رشد طبیعی بکنیم این خیلی داستان دارد.@حالا نگاه کنید یک موجود اینطوری قرار است خلیفة الله بشود وسط راه، برای اینکه بتواند رشد کند (هفته گذشته توضیح دادم) چون موضوع اختیاری است انسان باید امتحان پس بدهد یعنی باید گردنهها را رد کند.@اولین مصیبت سر راه انسان که باید انسان با آن درگیر خودش است «أعدا عدوک نفسک» انسان باید با خودش درگیر بشود و از خودش یقهگیری بکند اگر از خودش یقهگیری نکند با خودش درگیر نشود و خودش را نتواند تربیت کند و سر جای خودش بنشاند این انسان را بدبخت میکند انسان ته جهنم میرود.@افکار غلط و خیالات و اوهام و سوءظنها و هزارتا گرفتاری دیگر سراغ انسان میآید. بعد از این دشمنی که خدا در قرآن معرفی میکند شیطان هست شیطانی که قسم خوده به عزت خدا. عزت میدانید یعنی چی؛ عزت بالاترین قسم است یعنی قسمی بالاتر از عزت نداریم یعنی نفوذناپذیری خداست یعنی حد غیرت است حد عقبنشینی ندارد.@یک موقع هست آدم به لطف و رحمت و مرحمت الهی قسم میخورد خدا ممکن است کوتاه بیاید، در عزت اصلاً اینطوری نیست، شیطان میگوید «فبعزتک».@خود خدا وقتی که میخواهد بگوید که امکان ندارد تخلف صورت بگیرد، چون خداوند حرفهای اینطوری دارد در وعدههایش نه اصلاً، اما در وعیدهایش چرا؛ خدا اینقدر مهربان است در وعده اصلاً تخلف نمیکند یعنی اگر یک چیزی را وعده بدهد انجام میدهد؛ ولی در وعید مهربان است.@مثلاً میگوید من چنین و چنان میکنم اگر شما مثلاً این کار را بکنید مثلاً پوستتان را میکَنم و شما را جهنم میبرم، ولی میتواند زیر حرفش بزند و نبرد، مهربان است این کار را نمیکند.@مثل پدر و مادرها را دیدید، پدر و مادر هم وعدهشان غلط است و هم وعیدهایشان، به بچه قول میدهند عمل نمیکنند بعد هم میگویند اگر این کار با بکنی چنین و چنان میکنم، بعد هم آخر نمیکنند، بچه هم میفهمند که اینها اصلاً هیچ کلاهشان پشم ندارد، سوءاستفاده و این بیماری که در کشور ما رواج دارد فرزندسالاری است اصلاً پدر و مادرها پدر و مادر نیستند و حریم ندارند خودشان حریم خودشان را از بین بردند.@ولی خدا نه، خدا در وعدههایش اصلاً مطلقاً تخلف ندارد در قولهای خوبی که میدهد در پاداشها، اما در وعیدهایش ممکن است یک موقعی خدا کوتاه بیاید. یک جایی که اصلاً کوتاه نمیآید آنجایی است که قسم به عزت میخورد میگوید «فوعزتی و جلالی» دیگر اصلاً نمیشود کاریش کرد.@شیطان میآید دست روی کدام قسمت میگذارد؟ یک قسمی میخورد که امکان ندارد عقبنشینی کند، محال است تا قیامت کوتاه بیاید، حالا انشاءالله آنطور که وعده کردند در زمان امام زمان خدا شر شیطان را از روی کره زمین کم میکند.@«فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ» من به همه حمله میکنم یعنی یکی از بندگانت را نیست که الا «مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ» مخلِص هم نه، مخلَص؛ که اصلاً ما دستمان به آنها نمیرسد. مخلَص یعنی یک کسی که تمام ابعاد وجودیاش یعنی جمادی و گیاهی و حیوانی و عقلی و فوق عقلیاش وقف خداست اصلاً هیچ چیز از خودش ندارد.@در مشهد یک آدمی بود معروف بود به نام اصغر بینماز؛ هیچ کس نماز خواندن این را نمیدید همه هم میگفتند این از فاسقان است، اصلاً معروف بود به اصغر بینماز، اصلاً جزء یک شخصیت منفی و منفور اینطوری بود یعنی این آبرویش هم رفته بود.@حالا میگوید رفتم تاجر است از شهریار مشهد میرود، میگوید رفتم اموالم را دزدیدند هیچی نداشتم، قرار بود مشهد بمانم، رفتم به امام رضا گفتم آقا من همه چیزم را بردند هر چه داشتم بردند، یک فکری برای من بکن.@یک شب حضرت به خوابم آمد گفت برو فلان جا در حرم بایست صبح اول وقت، اولین نفر که میآید به او بگو خودش مشکلت را حل میکند. گفت رویام نمیشد بروم به یک کسی بگویم چون شخصیتش اجازه نمیداد پولداری بوده، بروم گدایی کنم! یک کسی باید بیاید به داد من برسد من را به مالالتجارهام و خانهام شهریار برساند، به حضرت گفته بود که مقداری که من بتوانم خودم را به خانهام برسانم.@گفت آمدم صبح ایستادم دیدم اصغر بینماز آمد، من بروم مشکلم را به این بگویم! معروف بوده، نمیگوید؛ دوباره میرود حرم شکایت، این چه بود فرستادی؟ این بود؟ نبود؟ اصغر بینماز صبح آمد حتماً اشتباه میفرمایید، حضرت میفرمایید که ما که فرستادیم برو به همان بگو، من بروم به اصغر بینماز بگویم؟! برو بگو.@هیچی میرود همانجا میایستد و دوباره فردا همین اصغر بینماز را میبیند، میگوید ساکت را به من بده، ساکش را میگیرد، دنبال من بیا؛ دنبال اصغر بینماز راه افتادیم؛ امام رضا این را فرستاده!!@گفت در این کوچه و پسکوچهها ما را برد و یکجا در یک خانه رسیدیم و گفت بیا روی کول من سوار شو، من رفتم سوار شدم چهارتا قدم دوید دیدم شهریار هستم؛ چهارتا قدم در مشهد، دیدم در باغم در شهریار هستم اصلاً وا رفتم؛ این چه کسی بود! داستان چه بود؟! به او گفتم در باغ بنشین با هم یک چایی بخوریم حالا با هم داستان دارند.@این اصغر بینماز چون سه وعده پیش امام زمان نماز میخواند هیچ کس نماز خواندنش را نمیبیند. یک موقع هست کسی هست تمام حیثیتش را برای امام زمانش میگذارد هیچ شئون دکتری و مهندسی و رئیس جمهوری و خانمی و آقایی و تمام شئونش را وقف حضرت میکند.@یعنی تمام چیزهایی که دیگران به آن طمع دارند مال و جان هر چیز اصلاً وقف است و اصلاً از خودش هویتی در مقابل حضرت ندارد این در خدمت به اینجا رسیده؛ ما دستمان به اینها نمیرسد.@این را شیطان میخواهد بیاید چکار کند شیطان میخواهد بیاید چه چیز او را تحریک کند؟ چه چیزی از خودش دارد که وقف نکرده؟ وقتی دستش خالی است علاقهای وجود ندارد، نه میخواهد رئیس جمهور بشود، نه موقعیت اجتماعی میخواهد داشته باشد، نه شهرت میخواهد، نه محبوبیت و عزت میخواهد، عزت نمیخواهد مگر شوخی است.@شما بروید در خیلی از بزرگان نگاه کنید اگر قرار باشد عزتشان را برای امام زمان بگذارند نمیگذارند، میگویند ما با حفظ آقایی و بزرگی برای امام زمان کار میکنیم اگر یک جایی قرار است آبرویمان برود و هیچی نماند و همه فحشمان بدهند آنجا دیگر اصلاً حاضر نیستیم اینطوری بشویم.@جگر میخواهد یک کسی پای کار حضرت بیایستد و بگوید من آبرویام را هم میگذارم هر کس میخواهد خوشش بیاید و هر کس میخواهد خوشش نیاید، اصلاً با بقیه چکار دارم، بگذار همه کره زمین بگویند این آدم چنین و چنان است. هزارتا اتهام هم به این آدمها میزنند یک موقعی بیگناه اصلاً سرشان به دار میرود.@
گاهی وقتها پیروان اهل بیت را آبرویشان را میبرند و آنها را میکشند، او هیچی ندارد از دست بدهد. این دنبال چیزی نیست. چیزی که بیرون تحریکش بکند ندارد. ما دستمان به این آدمها نمیرسد.@از اینها که بگذریم شیطان به همه تسلط دارد «لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ» بعد میگوید «ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَنْ شَمَائِلِهِمْ» این تقوا که داریم میگوییم یعنی همین، حالا آن حوزههایش را هم توضیح میدهیم.@چهار طرف حمله میکند. پس نفس یک داستانی دارد در برخورد با نفس انسان باید یک بحث تقوایی داشته باشد در برخورد با شیطان هم این هم هست یک مانع دارد به نام شیطان که صبح و شب و خواب و بیداری با او هست و دائماً از حمله جلو، عقب، راست و چپ به تو حمله میکند یعنی دشمن واقعی و جدی است.@ آن وقت ما دشمن حقیقیمان را رها کردیم رفتیم دنبال دشمنان مجازی و با آنها میجنگیم. خودمان دوست داریم دشمن درست کنیم و با آن بجنگیم چون حقیقی و راستینی که الان با ما هست این را اصلاً سابقه مبارزاتی تمرین کردن و از او خوردن و زدنش را نداریم این را حریف خودمان نمیبینیم در طول روز.@از صبح که بلند میشویم انگار که معصوم هستیم انگار که در امان هستیم انگار همه افکار و کارهایمان خوب و درست است و هر چه که در دل ما میافتد درست است، و هر فکری در مورد هر کس میکنیم درست است، اصلاً هیچ سهمی برای شیطان قائل نیستیم.@که من که الان دارم فکر میکنم برای گذشته شاید یک مقدار شیطان زده هستم دارم اینقدر تاریک میبینم، اینقدر دلشوره آینده را دارم که از ترس آینده خودم را به جهنم میاندازم و خودم را به افسردگی انداختم خب معلوم است شیطان است.@اگر یک کسی به خاطر گذشته دائماً ذهنش درگیر گذشته باشد گذشته چه شد؟ گذشته من چه است؟ و دائم درگیر، شیطان سراغش آمده و دارد وقتش و عمرش را تلف میکند.@کل ماجرای این آدم گذشته است یا دلشورههای آینده است آینده چه میشود اینها همه شیطان است راست و چپ را هم که توضیح دادیم چپ گناه است راست هم این هست که شیطان میآید بدترین حمله حمله راست است کمالات یک آدم آدم را بیتقوا میکند.@یک موقع آدم دیپلم است گناهی نمیکند ولی چرا وقتی که دانشگاه میرود و لیسانس میگیرد شعبه گناهش بیشتر باز میشود، وقتی ارشد میگیرد برای گناه توانمندتر است، وقتی دکترا میگیرد برای گناه توانمندتر است وقتی پولدار میشود توانمند هست.@این فقط مال نیست که «المال مادة الشهوات»، که ماده شهوات باشد هر کمالی میتواند ماده انحراف انسان باشد هر کمالی، و این خیلی خطرناک است. اینکه من ساعت اول هم توضیح دادم که حالا البته بینندگان عزیز ما آن ساعت اول را چون بحث جهنم بود شاید آنهایی که دارند بحث شرح جامعه کبیره را پیگیری میکنند در جریان نباشند، ولی آنجا این نکته را هم توضیح دادیم.@تواناییهای هر آدم در هر توانی که تو داشته باشی میتواند وسیله بشود حتی نقاط مثبت، نقاط خوب و ارزنده اینها هم میتواند. بنابراین این چهارتا حمله را باید توجه کنیم.@پس در این مسیر وقتی میگوید «أعلام التقی» أعلام گفتیم یعنی پرچم، عَلَمهای تقوا هستند یعنی چی؟ یعنی شما در برخورد با یک دشمنی که دشمنترین دشمنت هست باید به این شخص پناه ببری و مراجعه کنی که تو را از دست خودت نجات بدهد.@در حملههای چهارگانه شیطان هم اگر توسل نداشته باشی باز شکست میخوری و این داستان همینطوری همیشه هست. شما باید به معصوم پناه ببرید. شما وقتی که أعلام میگویید و یک خصوصیت خیلی جالب که راجع به عَلم بودن ائمه (علیهم السّلام) میخواهیم صحبت کنیم همین است. وقتی میگوید عَلم یعنی خدا حجت را تمام کرده.@در جنگها دیدید برای اینکه چون قد افراد در جنگها قدیمها قدشان وقتی سوار اسب هم که میشدند یا پیاده میجنگیدند همه در یک سطح بودند شلوغ میشد، مثلاً وسط معرکه هر کس ده تا آدم اطرافش هست یک عام جنازه افتاده چیزی را نمیبیند و اصلاً متوجه نمیشود داستان چیست.@یک عده پرچم دستشان میگرفتند مأمور بودند که عَلم جبهه باشد مشخص شود که فرمانده کجاست عقبنشینی چه موقع میشود و پیشرفت کجا میرود عَلم یعنی این. میگوید امامان عَلم تقوا هستند یعنی همه کسانی که در این مسیر هر نوع آسیبی ببینند آن کسی که میتواند آسیبها را برطرف کند کیست؟ معصوم است و عَلَم هم هست.@یعنی خدا اتمام حجت کرده یک کاری کرده خدا روی زمین که هیچ کس نگوید من نمیدانستم باید پیش چه کسی بروم، این خیلی مهم است؛ هیچ کس نیست بگوید من نمیدانم باید پیش چه کسی بروم.@شما الان بروید منابع اهل سنت را نگاه کنید، من یک موقعی عرض کردم ما برای اثبات ولایت و همین جملات جامعه کبیره که الان داریم میخوانیم هیچ احتیاجی به منابع شیعی نداریم، شما فقط منابع اهل سنت را نگاه کنید به اندازه کافی در عظمت و فضیلت اهل بیت ما حدیث داریم آنقدر که شفاف باشد و اتمام حجت بکند ما از اهل سنت حدیث داریم.@راجع به امام زمان شما صدها روایت دارید همه چیز شفاف. این تحقیق جدیدی که ما داریم انجام میدهیم راجع به انقلاب اسلامی است بحث تمدن اسلامی و بحث آینده جهان است، من داشتم منابع را میدیدم که ببینم راجع به انقلاب اسلامی و امام خمینی و ایرانیان ما چقدر حدیث داریم، دیدم که آنقدر که ما راجع به ایران و قم و امام و امام امت و انقلاب اسلامی و محصولش و نتیجهاش در اهل سنت حدیث داریم در شیعیان نداریم، جالب است.@ جالب است که امام امت (رحمه الله) به احادیث اهل سنت در این باره استناد میکند آن وقت یک مشت آدم کم سواد در این حوزهها تا میرسیم به اینجا میگوید حدیث برای اهل سنت است؛ شما مقدستر و فهمیدهتر از امام امت هستید که دارد به احادیث اهل سنت استناد میکند.@اهل سنت دارند میگویند که انقلاب اسلامی اینطوری است، دارند میگویند که مردم ایران اینطوری هستند، دارند میگویند که امام خمینی اینطوری است، به احادیث اهل سنت استناد میکند.@پس آنقدر ما روایت داریم از منابع اهل سنت که برای ما همه چیز شفاف بشود کافی است؛ این یعنی عَلَم هدایت بودن یعنی فقط اینطور نیست که بگوییم بله درست است ولی اینها در احادیث شیعه آمده، نه.@شما اربعین را نگاه کنید میفهمید عَلم هدایت یعنی چه. شما کدام شخصیت را دارید که مثل امام حسین همه مردم دنیا برایش بیایند از همه مذاهب، حتی کسانی که دین ندارند، دیگر از این روشنتر که این عَلم است؟ ما برای کدام شخصیت روی کره زمین یک همچین اتفاقی افتاده؟ عزاداریاش را در محرم میبینید اینطوری، اربعیناش را میبینید از همه جای دنیا میآیند آنطوری، شما چه کسی را میبینید؟ چه کسی را دارید؟@«أعلام التقی» بودن این است. پس در این بحث دوتا مانع را فعلاً شمردید نفست و شیطان. مانع سوم کیست؟ کدام دسته هست؟ ما داریم موانع را میگوییم حوزهها را هم بعد میگویم، امروز کلاً تمام کنیم بحث را اگر برسیم امروز تمام کنیم یک فقره را تمام کردیم فعلاً موانع را میگوییم.@ما فعلاً دو دسته موانع را گفتیم که در اینجا شما به امام احتیاج داریم از موانعی که سر راهت هست نفست و شیطان. سومی مانع صورت مقدس است. انسان گاهی وقتها مقدسات گیرش میاندازند. صورتهای مقدس او را نابود میکنند یعنی شبهه میافتد در اینطور چیزها.@دشمنان ما و خود شیطان خیلی وقتها میبینند زورشان به یک نفر در آلوده کردنش به حرام نمیرسد ولی میتوانند در صورتهای مقدس این شخص را زمین بزنند با دین و کمالات. لذا در روایت داریم حضرت فرمود خون دلی که پیغمبر خورد از دست اصحابش، پیامبر فرمود: «مَا أُوذِی نَبِی مِثْلَ مَا أُوذِیتُ» هیچ پیغمبری به اندازه من اذیت نشد.@حضرت میفرماید امام زمان اذیتی که میشود از دست مسلمانها به مراتب بیشتر از اذیتی است که پیغمبر شده؛ میگویند چرا؟ میگویند چون کسانی که به جنگ امام زمان میآیند با استناد به آیات قرآن به جنگ امام زمان میآیند، میگویند اصلاً کار تو مشروع نیست طبق این آیه و روایت تو کارت حرام است؛ امام زمان با کسانی روبروست که همه مذهبی هستند غیر از آن دشمنان اصل کاری.@همانطور که امام فرمود، امام فرمود خون دلی که پدر پیرتان از این طایفه خورده از هیچ طایفهای نخورده. بیشترین کسی که در انقلاب خدمت کرد و اصلاً انقلاب را ایجاد کرد و خدمت کرد و پیش برد و موانع ظهور حضرت را دارد برطرف میکند جامعه روحانیت هست یعنی نظام روحانیت.@اما آنهایی که دردسرساز هستند هم بیشتر از کدام طایفه هستند؟ باز از همین طایفه هستند بیشترین جامعهای که شهید داد از همه اقوام و گروهها روحانیت هست و از این طرف هم به قول مقام معظم رهبری سکولارها و به قول امام آخوندهای احمق و بیسواد دردسرسازترین آدمها هستند.@بنابراین صورتهای مقدس از همه بدتر هست. لذا شما نگاه کنید بیشتر وِزوِزها این هست که شخص حوزهشناسی اصلاً ندارد.@گفتیم موانع پنج تاست، نفس، شیطان، این سومی که دارم میگویم البته پیامبر این را اول آورده صورت مقدس است، میگوید مؤمنین حسود، مؤمنین حسود کمرشکنترین موانع هستند در راه انسان. یعنی تو با کسانی روبرو هستی که دقیقاً هملباس و همرزمها و دوستان خودت هستند در صف دشمنان نیستند ولی آنها هم با استناد به همینها نابودت میکنند و دردسر درست میکنند خیلی مهم است.@و بعد این آن ناموس خداست. ناموس خدا در حریم سوم این هست که شما باید آنجایی که حتی دین به خطر میافتد وحدتتان خراب نشود این خیلی مهم است.@من در مؤسسه چند بار این حرف را زدم و همیشه هم گله دارم، میگویم چرا ما این حرف را داریم میزنیم این شفاف است، میگوییم هر جا بین داداشی و کار یک مشکلی پیش آمد به جای اینکه به کار بچسبید داداشی را بچسبید چون ناموس است وحدت ناموس است کار را رها کن به داداشی بچسب، حواست جمع باشد.@این کاری است که پیغمبر و امیرالمؤمنین کرده؛ امیرالمؤمنین اگر میخواست بایستد حقش را بگیرد دیگر که چیزی از اسلام نمیماند هیچ چیز نمیماند.@لذا این حریم از همه چیز مهمتر هست. پس اگر یک موقعی مثلاً یک اتفاقی افتاد یا یک اتفاقی دارد میافتد که ظاهرش ظاهر قشنگی نیست عیبی ندارد، آن را تحمل کنی بهتر از این هست که داداشیات به هم بخورد، آن هم دین است این هم دین است.@جوانی میگوید من مشروب میخوردم بعد فکر میکردم امام صادق نمیداند، یک روزی مشروب خورده بودم مَنگ بودم، یکذره منگی داشتم یکدفعه در کوچه آمدم دیدم امام صادق جلویم آمد، گفت پشتم را کردم و فرار کردم، امام صادق هم دنبالم میآمد، گفت هر کوچهای رفتم امام صادق دنبالم آمد.@گفت از این کوچه به آن کوچه، آخر سر اشتباهی به یک کوچه بنبست رفتم، امام صادق در کوچه آمد و گفت هر کاره هستید رویتان را از ما برنگردانید و رفت؛ نگفت چرا مشروب خوردی، اصلاً کاری با مشروب خوردنش نداشت، گفت رویت را از ما برنگردان هر کارهای هستی.@گفتند یا رسول الله این که پشت سر شماست دزدی میکند دزد است، فرمود که «إنّ صلاتَهُ تَنهاهُ يَوما ما» عیب ندارد بگذار با همین دزدیاش پیش ما باشد دزد است بگذار باشد قطع نکنیم، چون نماز خواندن یک روز او را اصلاح میکند.@ما نه ما به کوچکترین جرمی میتوانیم یک نفر را نابود کنیم، حرام است پس هیچی، همان کاری که خوارج کردند. مؤمن حسود اینطوری است حیطهها را برای شما بگویم، آن موانع بود موانع پنجتاست: نفس، شیطان، مؤمن حسود، کافر و منافق. این موانعی هست که شما با آن درگیر هستید.@اما حوزهها چیست؟ شریعت، طریقت، حقیقت. یعنی انگشت من را نگاه کنید اینطوری هم هست این شریعت است این اخلاق و طریقت هست و این حقیقت است. میگوید روابطتان را براساس حقیقت تنظیم کنید نه براساس شریعت و طریقت. چون یک جاهایی هست که در این قسمتها آلودگی ممکن است شخص داشته باشد، میگوید عیبی ندارد با همان آلودگیاش او را بپذیرید.@آقا فرمود چی؟ فرمود این خانمهایی که شما به آنها میگویید بیحجاب، بدحجاب همه خودی هستند؛ خودی هستند یعنی چی؟ چون در حقیقت با ما یکی هستند یعنی این آدم اگر جایش بیافتد برای امامی حسین و امام زمان جانش را میدهد.@بله شریعت را رعایت نمیکند در شریعت بیتقوایی است آلودگی جنسی و حجاب دارد مشروب ممکن است بخورد و بالاتر ممکن است شغلش یکطوری باشد ولی این را از دستش نده و خرابش نکن و ضایعش نکن چون در کجا با تو یکی است؟ در ریشه با تو یکی است.@جالب است که ما اگر برادر و برادر و بچهمان در آن بخشها آلودگی داشته باشد میگوییم نه بچه است نمیشود کاری بکنیم، بچهاش مشروب میخورد.@به قول شهید مطهری میگفت یک بنده خدایی بچهاش دائم گناه میکرد و کوتاه میآمد و چشمپوشی میکرد میگفت بچهام است چکارش کنم.@گفت آخر یک روزی گوجهفرنگی خریده بود خانه آورده بود، قدیمها به یکی از اسمها (البته این دوتا مصداق دارد) به گوجهفرنگی میگفتند بادمجان ارمنی؛ به بچه گفت این چیه گرفتی؟ گفت بادمجان ارمنی، گفت هر غلطی دلت خواست کردی، هر کثافتکاری خواستی تحمل کردم حالا ارمنی در خانه من آوردی، گمشو بیرون برو، بچهاش را بیرون کرد.@حالا ما در نظام شخصی خودمان اینها را رعایت میکنیم ولی در مورد دیگران رعایت نمیشود. میگوید این را با همینها قبول کن. امام خمینی ما را همینطور پذیرفت آباء و پدران ما را همینطوری پذیرفت با همه عیبهایمان رد نکرد.@خیلیها فکر میکنند کسانی که انقلاب کردند کسانی که رفتند شهدای دفاع مقدس و مدافعین حرم شدند اینها همه از صدیقین و اولیاء بودند، نه اینها در حقیقت به صدق رسیدند ممکن است در اخلاقشان بد باشند، ممکن است در شریعت گناهان و آلودگی داشته باشند اما قابل طرد نیست، چرا؟ چون آن مرحله را باید بچسبیم، حواست به کجا باشد؟ به این باشد.@میگفت پس چه کسانی انقلاب کردند؟ مشروبخورها کجا رفتند؟ میگفت تعداد مشروبفروشیها بیشتر از مساجد بوده، گفت من نفهمیدم این انقلاب شد پس این همه کاباره و مشروبخورها و بیحجابها کجا رفتند؟ این اهل موسیقی و اهل فسق آنها کجا رفتند؟ نمیداند که همینها آن انقلاب را انجام دادند، چرا؟ چون اینها درست است شکست خورده و آلوده در شریعت است، در کجا قوی است؟ در طریقت قوی است.@ما خیلی از مقدسینمان این را نمیفهمند نه مسئولین فرهنگی، نه فرهنگیکارها، نه غیر از آنها، مردم ما بیطاقتی و بیصبری میکنند آقا راحت نشسته میگوید اینها که شما میگویید بیحجابند اینها خودی هستند؛ از کجا میتوانیم بفهمیم خودی هستند؟ در 22 بهمن، در قاسم سلیمانی، شهادت قاسم سلیمانی را دیدید، بیایید در 22 بهمن و انتخابات ببینید.@خانم آمده آنجا میگوید این موهای من و اینطوری فکر نکنید من جانم فدای رهبری هست. پس این در ریشه سالم است اصل سالم است حالا در فرعیات یکذره آسیبدیدگی هم دارد.@امروز داشتم یک سخنرانی عربی گوش میکردم یکی از علمای عراق تعریف میکرد از قول یک طلبه (جالب است) تعریف میکرد، میگفت یک مقدار سالهای قبل دوتا ایستگاه بود کسانی که میخواستند آنجا رد بشوند در عراق میگفت بازرسی میکردند شیعیان را بیرون میآوردند و اگر شناسایی میکردند کسی شیعه است او را میکشتند.@طلبه میگفت من برای اینکه کشته نشوم یک دشداشه معمولی مثل همه مردم پوشیدم و آن روحانیت را به هم زدم و لباسهایم را با خودم نیاوردم که شناسایی بشوم.@میگفت در ماشین وَن نشستم و یکی از این سانتیمانتانها از اینها که موهایشان را آرایش میکنند و به تعبیر ما قرتی، گفت این آمد کنار ما نشست و من هم اصلاً از او خوشم نیامد و تا به آن ایستگاه که ما را پایین آوردند با او حرف نزدم از اینها که وقتی نگاهش کنی میگویی این ظاهرش فاسقانه است.@گفت کنار ما نشست و بعد رسیدیم به همان ایستگاه خطرناک. مأمورها گفتند همین عکس قدیمی امیرالمؤمنین هست آنجا گذاشته بودند و میگفتند به این تُف کن و فحش بده و لعن کن و برو، میتوانید بروید و الا نه.@گفت این پسر قرتی به من اینطوری کرد و گفت شیخ تکلیف چیست؟ گفت من یکدفعه جا خوردم، خودم داشتم از ترس میمُردم حالا یکی هم دارد این وسط از من یک همچین سؤالی میکند، گفت اصلاً خودم گیج بودم که من الان پایین میروم تف و لعن کنم؟ چکار کنم بالأخره یک امتحان است؟@حالا یکدفعه این به من گیر دارد که ما چکار کنیم؟ گفت من هم آخوندی جواب دادم او از ظاهر من بو برده بود که من طلبه هستم و سریع گفت شیخ چکار کنیم، به او گفتم این عکس اصلاً معلوم نیست عکس امیرالمؤمنین باشد این عکس من در آوردی است بعد هم علما میگویند که موقع خطر باید تقیه کنید جانتان را نجات بدهید وظیفه و تکلیفی ندارید.@یک فکری کرد و دست به جیب کرد و وسایلش را برداشت و هر چه کارت شناسایی و شخصی بود گفت اینها را خانه من بده این آدرس خانه من است؛ گفتم میخواهی چکار کنی؟ گفت من محال است به امیرالمؤمنین فحش بدهم اعلام برائت کنم از او؟!@گفت پیاده شد رفت گفت خدا لعنتتان کند مرگ بر شما، حدیث داریم (حالا این دارد حدیث میخواند) هر کسی که دشمن امیرالمؤمنین هست حرامزاده است شما معلوم است همه حرامزاده هستید، گفت ایستاد سه تا تیر به او زدند و او هم مُرد ولی ما نه ما فحش دادیم و همه کارهایمان را کردیم و خلاصه رفتیم.@گفت رفتیم ولی شوک بودم یک هفته که در خانه افتادم که ما چکار کردیم این چه کسی بود ما چه کسی هستیم آن پسر چطوری بود؟ داستان چطوری بود؟ ما چه بودیم؟@امتحان ما در این خیابانهای تهران زیاد دیدیم که چادریها رویشان نشده از عقائد دفاع کنند و آن بیحجابها از عقائد دفاع کردند. آن آرایش کردهها از عقائد دفاع کردند. من زیاد برخورد کردم. چادریها و حزباللهیها دفاع نکردند گفتند دردسر دارد، آنها ایستادند شعار دادند و دفاع کردند.@گفت من یک هفته که اصلاً حالم بد بود که اصلاً چه شد و چه امتحانی بود. گفت بعد از یک هفته که یکذره به خودم آمدم گفتم بروم وسایلش را در خانه بدهم؛ گفت رفتم بالأخره خانهاش را پیدا کردم در زدم، دیدم دخترش آمد، گفتم دخترم این وسایل را میشناسی؟ گفت بله اینها برای پدرم است.@گفتم چه کسی خانه است؟ گفت پدرم، گفتم چی میگویی پدرت را که ما دیدیم او را کشتند،دیدم با یک عصایی آمد چشممان به همدیگر خورد و همدیگر را بغل کردیم و گریه، گفت اول یک فس گریه کردیم در آغوش همدیگر.@بعد گفتم چه شد مگر تو را نکشتند؟ گفت داخل بیا، داخل رفتیم و گفتیم چه شد؟ گفت هیچی من تا تیر خوردم افتادم در بغل امیرالمؤمنین، دیدم در بغل آقا هستم آقا خندان دارد من را نگاه میکند، بعد به من گفت که خب یکذره آقا با او گرم گرفته بود و صحبت کرده بود و به او گفته که اینها را میشناسی؟ زن و بچهام را به من نشان داد، گفتم بله اینها زن و بچه من هستند.@گفت میخواهی پیش آنها بروی؟ گفتم نه آقا من نمیخواهم پیش آنها بروم میخواهم پیش شما بمانم بعد امیرالمؤمنین گفته بود که نه تو وقتت نرسیده مطمئن باش پیش من میآیی ولی الان باید پیش زن و بچهات بروی.@گفت آن دوتا تیری که من را کشته بود حضرت دستش را جای تیر گذاشت تمام شد. یک تیر بود که مربوط به مجروحیت بود دست به آن نزد بهوش آمدم و خلاصه دوباره زنده شدم و الان که عصا دستم است برای آن تیری هست که حضرت به آن دست نزده ولی آن دوتا تیر را حضرت دستش را گذاشت و خوب شد.@امتحان اینطوری است. یک موقع کسانی که هیچ رعایتی از شریعت نمیکنند پاکار حقیقت میایستند و آنهایی که به شریعت چسبیدند و همه چیزشان هم درست است و هیچ گناهی هم ندارند پاک پاک هستند بعد میبینی که سر بزنگاه اصلاً نمیتوانند نه در طریقت اخلاق را رعایت میکنند اخلاق بالاتر از شریعت است.@یک جایی که تو قرار است خیانت و غیبت کنی و تهمت بزنی و آبرو ببری به خاطر اینکه یک کسی در شریعت یک گناهی کرده بدان که شیطان کاملاً سوارت شده.@حضرت میگوید به کسی که به تو خیانت کرده خیانت نکن. حوزه اخلاق بالاتر از شریعت است. بعد این خیلی مهم است که ما حواسمان به حقیقت باشد. علت اینکه ائمه اینقدر با شیعیانشان راه آمدند امام زمان راه آمده 1180 سال، ائمه راه میآمدند اینکه میگفت این مشروبخور محب من است لذا حضرت میگفت با من قهر و قطع نکن نگفت مشروب نخور، میدانست مست است هیچ چیزی به او نگفت.@ائمه بعضی از یاران نزدیکشان میدانستند مشروب میخوردند ولی اصلاً برخورد نمیکردند یار نزدیک امام است مشروب میخورد. یا کارهای دیگر اصلاً برخورد نمیکردند. اگر من بخواهم با این برخورد کنم در نظام حقیقتی که ما با هم همرزم و همجبهه هستیم خلل وارد میشود.@پس اینجا هم انسان در این درجه حساس هم احتیاج به این دارد من برای شما مثال زدم که ببینید عَلم تقوا بودن یعنی چی؛ تقوا اقتضا میکند که این کسی که الان مشروب میخورد ما برویم چکار کنیم؟ برویم او را لو بدهیم و 80 ضربه شلاق را به او بزنیم؟@زنا کرده مشروب خورده و هر چیز اقتضا میکند این کار را بکنیم یا نه؟ اقتضا میکند که به خاطر حقیقت پوشش بدهیم، بله امر به معروف و نهی از منکر و نصیحتمان سر جای خودش، آن هیچی، ولی کار خیلی خطرناک است؛ چه کسی میتواند اینطور جاها ما را نجات بدهد؟ باز «أعلام التقی» میتوانند نجات بدهند یعنی عَلم تقوی.@یکی از فرماندهان میگفت که ما با یک قاچاقچی (قاچاقچی چکار میکند و چه جنایتی میکند) میگفت رئیس قاچاقچیها بود سالها دنبالش بودیم که این را بگیریم، گفت بالأخره با یک نقشه او را گرفتیم و رفتیم به آقا مژده دادیم گفتیم آقا این را گرفتیم.@گفت اول آقا خوشحال شد بالأخره یک همچین آدم مفسدی را بعد از سالها، بعد آقا گفت او را چطوری گرفتید؟ گفت هیچی رفتیم با او رفیق شدیم و با او یک جایی قرار گذاشتیم و به اوگفتیم بیا یک مهمانی هست و در مهمانی او را دستگیر کردیم آقا گفت آزادش کنید برود.@گفتیم آقا ما چند سال است دنبال او هستیم، گفت نامردی او را گرفتید اخلاق رعایت نشد هیچ مهمانی را آدم نمیتواند بگیرد مهمان است به خانه تو پناه آورده به خاطر مهمانی آمده، گفت آزادش کردیم و بعداً دوباره در یک درگیری او را گرفتیم.@به مسلم میگویند که ما عبیدالله را خانه هانی دعوت میکنیم و تو بیرون بیا و او را بزن و بکش؛ گفت ما دعوتش کردیم و عبیدالله آمد و اگر مسلم کشته بود که اصلاً داستان کربلا یک چیز دیگر میشد مسلم گفت نه نمیتوانم اخلاق را زیر پا بگذارم؛ این حیطهها معصوم میتواند به ما بگوید کجا شریعت و کجا اخلاق.@قانون را یادتان نرود کوچک چیست؟ شریعت، اولویت آخر هم هست و بعد مهمتر از شریعت چیست؟ عشق و عاطفه و مودت و وحدت و همدلی و اخلاق و بعد از آن و مهمتر از آن؟ اعتقادات و اصول است اصول را باید حواست باشد معصوم و امام زمان و ولایت را بچسب این اصل است.@در شناسایی این موارد چه کسی میتواند به داد ما برسد؟ أعلام التقی میتوانند به داد ما برسند یعنی معصوم میتواند به داد ما برسد. در منافقین و کفار داستان همین است؛ چه کسی میتواند در مدیریت برخورد با کفار و منافقین ما را هدایت کند؟ أعلام التقی کیست که ما زیادهروی نکنیم؟@پیامبر با یک کافر و کسی که با او میجنگید صلح میکرد و با یکی میگفت او را بکشید و میجنگید، چطوری است؟! یهود بنیقریظه، یهود بنینضیر، حادثهها هم یکی بود تاریخی، ظاهرش هم یکی بود بعد میگفتند چکار کنیم؟ میگفت اینها را بکشید، آنها چی؟ میگفت نه اینها را نکشید، هر دو که یکی است پس چکار کنیم شما در دوتا مورد مشابه یکی را میگویید بکش، و یکی را میگویید نکش؛ تقوا چطوری است؟!@تقوا یعنی رعایت بهداشت، بهداشت یعنی آسیب نبینیم و خراب نشویم. خود پیغمبر دستور اعدام سه نفر را میدهد، أعلام التقی برای پیغمبر کیست؟ خودش معصوم است، دستور اعدام سه نفر را میدهد جبرئیل میآید میگوید خدا گفت آن یکی را نه، آن دو نفر را بله.@این یکی را چرا نه؟ میگوید خدا میگوید این آدم خوش اخلاق است با زن و بچهاش در خانه مهربان است و من به خاطر این خلقش او را بخشیدم به خدا شبیه است کافر است ولی شبیه به خداست.@ما چقدر کافر داریم شبیهتر از مؤمنین به خدا هستند، میدانید یعنی چی؟ چون اخلاق را دارند شبیه خداست مهربان و باگذشت و وفادار است و مؤمنی را هم داریم که اینطوری نیست نه اخلاق دارد نه هیچی حالیش نمیشود.@چند حدیث را در یک جا برای شما میگویم حضرت فرمود کافر خوش اخلاق و سخاوتمند محبوبتر هست در نزد خدا از مؤمن بداخلاق و خسیس؛ چرا محبوبتر است؟ چون شبیهتر به خداست، صفت دارد اسم دارد از خدا، خوش اخلاقی و رأفت و رحمت.@ما چقدر مسیحی داریم که از مسلمانها به خدا نزدیکتر هستند. نمونههایش را بروید در اربعین ببینید که اینها چطوری عاشق امام حسین هستند وقتی به حرم میرسند چکار میکنند سجده میکنند بزرگان مسیحیت شما نگاه کنید کار کردند و زحمت کشیدند روی اخلاقشان، قرآن را نگاه کنید چطوری از مسیحیان تمجید میکند میگوید اهل کتاب هم مقاومت کردند و کفر دارند اما «و منهم» بعضی از آنها خیلی خوب هستند.@اینها خصوصیات خوب مسیحیان را قرآن تعریف میکند. همان خصوصیات در جامعه مسلمانها و اسلامی نیست آنها رعایت نمیکنند. خدا با اسم کار ندارد با چه کار دارد؟ با حقیقت کار دارد اسمش مسلمان نیست اسمش شیعه نیست.@اصلاً کافر است روی جهالت هم با پیغمبر آمده جنگیده ولی خدا حواسش هست میگوید این حقیقت دارد این حیف است به خاطر اینکه الان با پیغمبر جنگیده جهنم برود، چرا؟ چون در اخلاقش بالاتر شباهت به من دارد لذا او را نگه میدارد و میگوید حیف است.@پس موانع را گفتیم حوزهها را هم گفتیم، شما در تمام حوزهها و در تمام موانع احتیاج به معصوم داریم یعنی اگر معصوم نباشد اشتباه میگیری خیلی وقتها، به جای رعایت تقوا به اسم تقوا چکار میکنی؟ بیتقوایی میکنی.@دلخوش داری یک کار تقوایی انجام میدهی اما نه عین بیتقوایی و فساد است معصوم فقط به داد ما میرسد.@چرا معصومین أعلام التقی هستند؟ جوابش را کار کردیم و این همه جواب دادیم من در یک کلام جواب میدهم چون معصوم متخصص است وقتی میگوییم متخصص است یعنی در علم عصمت دارد هیچ کس اندازه او اطلاعات تخصصی ندارد.@وقتی میگوییم معصوم است یعنی در عمل هم عصمت دارد اصلاً خطا ندارد البته بزرگان ما عصمت را شامل دو قسمت میکنند حالا من میگویم متخصص معصوم، آنها میگویند عصمت دو قسمت است عصمت علمی و عصمت عملی.@در بخش علمی عصمت دارند اصلاً اشتباه نمیکنند و جهالت در آنها راه ندارد در بخش عملی هم اشتباه نمیکنند خب یک کسی که اینطوری هست.@ چرا ائمه أعلام التقی هستند؟ به خاطر به دلیل همین فقرات جامعه کبیره که داریم میخوانیم فقراتی که تا الان خواندیم چند فقره خواندیم تا اینجا رسیدیم، و فقراتی که بعداً میخوانیم به همین دلیلی که ما داریم جامعه کبیره میخوانیم و این همه صفات هست هیچ کس در روی کره زمین شایستهتر از معصومین برای اطلاق اسم أعلام التقی وجود ندارد.@بنابراین اگر کسی میخواهد مراقبت کند باید مراقبتهایش با معصوم باشد از غیرمعصوم مراقبت بگیرد منحرف میشوید فلان پشمالدین و فلان قطب و فلان چیزی که اصلاً هیچ چیزی را رعایت نمیکند، نه شریعت را دارد و اصلاً طرف ادعا میکند ما قطب هستیم و عرفان درست میکنند.@اما طرف اصلاً ظواهر شرع را نمیتواند رعایت کند چون ظواهر شرع واجب است رعایتش باید بکند، نمیکند بله این خودش میخواهد قطب اینها شود، اینها نه، معصوم، در خانه معصوم باید برویم. پس چطور در نظام پزشکی ما در تقوا سراغ چه کسی میرویم؟ تقوا یعنی جلوگیری از آسیب، و محدودیت سراغ چه کسی میرویم در پزشکی؟ متخصصترین آدمها.@در بخش أعلام التقی باید سراغ چه کسی برویم؟ متخصصترین آدمها، این شسته و رفته أعلام التقی بود که ما خدمت شما عرض کردیم. بحث تقوا بحث خیلی مفصلی دارد آثارش و زمینههایش خیلی هست که خب دیگر ما چون در آن بحث آنها را توضیح دادیم دیگر اینجا وارد نمیشویم بنابراین ما انشاءالله جلسه بعدمان میرویم سراغ فقره بعدی جامعه کبیره.@
والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@