جلسه 115 - شرح زیارت جامعه کبیره
شماره جلسه
115
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1399
ماه
6
روز
13
متن کامل (خام) ‌ جلسه 115 - شرح زیارت جامعه کبیره

شرح زیارت جامعه کبیره؛ جلسه115 6/6/1399

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت.@امروز در شرح زیارت شریف جامعه کبیره که هدیه بسیار بی‌نظیر و گران‌قیمت امام هادی (علیه السّلام) هست می‌رسیم به فقره «و أعلام التقی». «أعلام التقی» یعنی پرچمها، عَلَمها، نشانه‌های تقوا، اینها را خوب دقت کنید خیلی بحث در اینجا دقیق و ریاضی و تخصصی است باید به آن توجه کنیم.@عَلَم همان پرچم، نشانه؛ پرچم برای چیست؟ برای اینکه یک نشانه‌ای باشد از یک حقیقت و اندیشه و فکری و علامتی. شما در جاده که می‌روید یک عالم علامت گذاشتند هر کدام آنها خبر از یک حقیقت خارجی برای شما می‌کند.@ مثلاً می‌گوید جاده باریک می‌شود یعنی واقعاً جاده باریک می‌شود علامت را زده ولی یک حقیقتی هم بیرون هست برای آن حقیقتی که در انتظار شماست در جاده یک علامت گذاشتند. مثلاً پیچ و شیب خطرناک، جاده لغزنده است، هر چه که هست آن علامت از یک حقیقت بیرونی خبر می‌دهد. عَلَم، علامت، پرچم اینگونه است.@«التقی» تقوی؛ تقوی را در مباحث مختلف معنا کردیم ولی باید اینجا دوباره روی آن کار کنیم. تقوا یعنی نگه داشتن چیزی به وسیله چیز دیگری. مثلاً الان چرا عزیزان ماسک می‌زنند؟ یک عمل تقوایی هست یعنی به وسیله ماسک از چه حفاظت می‌کنیم؟ از جانمان حفاظت می‌کنیم؛ در برابر چی؟ یک آسیبی به نام ویروس کرونا. که هر چیزی می‌آید مانع می‌شود از اینکه صدمه‌ای به یک چیز گرانقیمت بخورد به آن وقایه می‌گویند. این وِقایه یا وَقایه یعنی وسیله نگه‌داری و حفظ یک چیز.@لباس ما «و لباس التقوی خیرٌ» لباس هم همینطور هست ما لباس می‌پوشیم که از گرما و سرما در امان باشیم. سپر در جنگ است. ماسک می‌زنند در بیمارستان پرستاران عزیز ما را نگاه کنید چند لایه اینها ماسک باید استفاده کنند دستکش دارند لباس مخصوص دارند این یک عمل تقوایی هست یعنی به وسیله آن ماسک و لباس خودشان را از آلودگی و خطر حفظ می‌کنند.@می‌فرماید که ائمه پرچمهای تقوا هستند نشانه‌های تقوا هستند یعنی اگر کسی می‌خواهد آسیبی نبیند باید ببیند ائمه چطوری هستند از آنها این را یاد بگیرد. نشانه‌های سلامت و پاک بودن این چیست؟ این ائمه هستند.@ حالا شما مثلاً فرض بفرمایید که می‌خواهید بروید یک جایی که خیلی خطرناک است، می‌گویند آنجا پشه‌هایی هست که وقتی می‌زند (مثل بعضی از مناطق هند) می‌کُشد، جا در جا می‌زند و چند روزی مریض می‌شود و بعد می‌میرد، پشه است کاری هم نمی‌شود کرد، می‌آید می‌نشیند و می‌زند، چطوری می‌توانی خودت را نگهداری.@یک جایی هست که مثلاً باتلاق، مار، پلنگ دارد و می‌خواهیم از این فضا رد بشویم، پشه‌ها و باتلاق و شیر و پلنگ و مار سمی دارد از جنگلی می‌خواهید رد بشوید که همه این خطرات را دارد؛ بعد استاندارد حرکت در این جنگل را چه کسی به ما می‌دهد؟ بلدچی آنجا.@می‌گوید اگر شما سوار این ماشین بشوید، این لباس را بپوشید، این ماسک را بزنید حالا از جنگل که داریم رد می‌شویم که انواع و اقسام موانع وجود دارد دیگر شما در امان هستید. پس یک استاندارد برای تک‌تک خطرهای جنگل وجود دارد برای مار سمی یک چیز، برای شیر و پلنگ یک چیز، برای باتلاقش یک چیز، برای پشه‌ها یک چیز.@حالا الان قبل از اینکه بخواهیم وارد جنگل بشویم همه دلشوره چه را دارند؟ مثل اینکه آدم باید از اینجا رد بشود، فکر کند آدم قرار است رد شود، چاره‌ای هم ندارد باید از این جنگل رد بشود و نمی‌شود برود جایی دور بزند باید از اینجا رد بشود، باید از این دریای خروشان رد بشود، می‌خواهد به یک سفر مهم برود باید دریایی برود بالأخره خطر تهدیدش می‌کند.@استاندارد گذر از خطر دریا چیست؟ یک استانداردی وجود دارد که می‌گوید نه شما مثلاً اگر وارد این کشتی بشوید و این چیزهایی را هم که می‌گوییم رعایت بکنید دیگر به سلامت رد می‌شوید مریض نمی‌شوید آن حالت تهوع دریا شما را نمی‌گیرد گرفتاریهای دیگری ندارید، رد می‌شوید و می‌روید؛ این خطر همیشه هست.@یا می‌خواهیم فضا برویم، الان همینطوری به ما بگویند، خب خیلی‌ها دوست دارند با سفینه بروند دور کره زمین بچرخند و بیایند این سفرها هم الان دیگر مد شده، یعنی یواش یواش آنهایی که پولدارند می‌روند سوار می‌شوند یک سفینه‌ای می‌روند چند ساعتی در فضا.@در آینده اینها مثل هواپیما سوار شدن عوام است الان همه سوار می‌شوند هر چند هنوز باز خیلی‌ها پول ندارند یک دور هم سوار بشوند و یا یک دورهم سوار نشدند اما خیلی از مردم سوار می‌شوند بالأخره یک مکه یا سوریه یا مشهد و کربلایی بخواهند بروند.@قبلاً هواپیما سوار شدن برای مردم چه بود؟ یک آرزو و افسانه‌ای بود الان عادی شده مردم سوار می‌شوند می‌روند اصلاً انگار نه انگار، سوار شدند هزار کیلومتر را در یک ساعت طی کردند رفتند، اصلاً طرف وقت نمی‌کند به این چیزها فکر بکند در خود پرواز هم دارد به چیزهای دیگر فکر می‌کند.@چند وقت دیگر همینطوری می‌شود افراد سوار سفینه می‌شوند راحت در فضا می‌روند و سیر می‌کنند. ولی اگر آن موقع هم بخواهد بشود باز شما نکات ایمنی دارید؛ الان سوار هواپیما می‌شویم نکات ایمنی داریم یا نداریم؟@به خصوص کسانی که اوائلشان هست هر چه طرف می‌گوید خوب گوش می‌کنند که کمربند را باید اینطوری ببندم، کمربند اینطوری باز می‌شود، اینطوری بسته می‌شود، اگر در شرایط هوایی برای هواپیما مشکلی پیش آمد یک اکسیژن از بالای سر به شما داده می‌شود این را اینطوری جلوی دهانشان بگذارید و نفس بکشید.@اگر خواستید در مواقع اضطراری از هواپیما پیاده بشوید مثلاً هشت تا در دارد دوتا آنجا، دوتا اینجا، چهارتا آنجا، اینها را می‌گوید، بعد موقع پیاده شدن باید اینطوری کنید جلیغه‌هایتان را، دائم دارد حرف می‌زند؛ اینها می‌شوند چی؟ یک سلسله معیار برای اینکه شما بالأخره در موارد خطر بتوانید از هواپیما از این پرواز جان سالم به در ببرید، این همه جا هست در قطار، در کشتی، در هواپیما.@حالا اگر فردا بگویند میخواهیم شما را یک دور ببریم دور کره زمین با سفینه، افراد راحت می‌روند سوار بشوند حالا پولش را هم داشته باشیم؟ می‌گویند نه ما اگر سوار سفینه بشویم می‌خواهد بلند شود از یک ارتفاعی و از جو در بیاید و ما را ببرد کجا بگرداند، اکسیژن و هوا چی؟@خلبانها را دیدید یک لباس می‌پوشند صدتا عامل روی این لباس هست. اصلاً غذا چی، قرار است ما برویم آنجا 20 روز بمانیم غذا و نیازهای طبیعی دیگر چی، همه باید رعایت بشود، یعنی یکی دوتا، سه تا چهارتا پنج تا مورد نیست به تعداد خطرهایی که وجود دارد شما عامل چی باید داشته باشید؟ عامل بازدارنده باید داشته باشید عامل تقوایی باید داشته باشید یعنی سپر ویژه، برای هر بخشی سپر باید داشته باشید که شما را چکار کند؟ نگه دارد.@یک موقع شما می‌بینید که 99 تا عامل حفاظت را رعایت کردید یک عامل حفاظت رعایت نشده در آنجا دیگر تقوا وجود نداشته آسیب دیده. مثل کشتی تایتانیک، کشتی تایتانیک جدای از جنبه‌های معنوی‌اش که این کشتی خیلی مغرورانه بود صاحبش می‌گفت خدا هم نمی‌توند کشتی من را غرق کند و در همان اولین سفر غرق شد ولی عامل طبیعی داشت.@عامل طبیعی‌اش چه بود؟ پرچ کشتی بود این کشتی از همه جهت استحکام داشت پرچهایی که زده بودند برای کشتی محکم نبوده پرچهای حسابی نزده بودند و اینها باز شد و آب در کشتی رفت و آن داستان درست شد.@پس در هزار مورد از آسیبهای کشتی این کشتی چه بود؟ کشتی تقوایی بود یعنی همه جایش درست بود کار درست بود در همه جنبه‌هایش، در خانه و آپارتمانهایش و رستورانش و سالنش همه چیز یک شهری بود بعد فقط کافی است یک جا یک چیز رعایت نشود آنجا تقوا اگر رعایت نشود از همانجا انسان آسیب می‌بیند.@اینکه این ضرب‌المثل قشنگ را می‌زنند که یک کسی می‌خواست نعل اسب را بزند خوب میخ را نکوبید نعل اسب کنده شد و اسب زمین خورد یک سرداری که فرمانده بود او زمین می‌خورد و کشته می‌شود و به خاطر کشته شدن او یک کشور شکست می‌خورد و یک کشور فتح می‌شود، از کجا گرفته شده؟ از یک میخ، یک کسی یک میخ را خوب نکوبیده.@یک فیلم داستانی را هم تلویزیون خودمان نشان داد که شاگرد تیرآهن پشت تریلی می‌بندد و زنجیر را محکم نمی‌بندد حواسش نیست زنجیر را محکم نمی‌بندد، یکی از این تیرآهنها در می‌رود که ماشین ترمز می‌کند و یک تیرآهن می‌رود در ماشین عقبی و در صورت راننده می‌رود و له می‌کند، بارها این اتفاق در جاده‌ها افتاده.@یک چیز را رعایت نمی‌کنند مثلاً باد لاستیک را درست رعایت نمی‌کنند ساییدگی لاستیک را رعایت نمی‌کنند همه چیز ماشین محکم است ولی حواسش به ساییدگی ماشین نبوده و آن آسیبها را می‌رساند. تقوا که داریم صحبت می‌کنیم یک ماشین صدها عامل تقوایی دارد یعنی عاملی که نگهدارنده ماشین و ساکنینش هستند از آسیب دیدن و تصادف و سقوط و هر چیز دیگری.@کیسه هوا چیست؟ کیسه هوا برای چه می‌گذاریم؟ قبلاً بوده یا نبوده 50 سال پیش؟ نبوده، ولی الان کیسه هوا چیست؟ می‌گوید یک عامل تقوایی است اگر تصادف شد تصادف شدید بود این کیسه می‌آید چکار می‌کند؟ نگه می‌دارد.@چند وقت پیش ما یک مهمانی داشتیم آمده بود دیدم این صورتش زخمی است، گفتم چه شد؟ گفت ماشین در شرایطی بود این کیسه آنقدر محکم در صورت من خورد که خود کیسه می‌خواهد بلای جان ما بشود صورتم را زخمی کرده اینقدر شدید بوده، ولی جانش را نجات داد یا نداد؟ جانش را نجات داد.@انسانی که حرکت دارد از دنیایی که پر خطر است تا ابدیت یعنی تا خودش را برساند به آنطرف جهنم، ببینید چقدر عوامل انسان را تهدید می‌کند یعنی یک دنیای پرخطر؛ دنیا چیست؟ دنیا را فرمودند متن جهنم است یعنی انسان جهنمی که در آخرت باید درک بکند همین دنیاست.@ اگر کسی دنیا را سالم رد کرد آخرت معنا ندارد سالم رد نشود، آخرت سالم رد می‌شود. همه جهنم ما در این دنیاست. آن جهنمی که آنجا هست آن صراطی که از مو باریکتر و از شمشیر تیزتر هست کجاست؟ همین جاست.@بنابراین انسان در هر شنیدنی، نگاه کردنی، خوردنی، بو کردنی، لمس کردنی، لقمه‌ای، احساسی، خیالی، تفکری، توهمی، تعقلی، اخلاقی، کرداری، رفتاری عامل جهنمی دارد عامل بهشتی هم دارد. با یک خیال انسان خودش را بیچاره می‌کند با یک تعقل و فکر غلط و توهم خودش را جهنمی می‌کند مثل آن پرچ و میخ است.@ در تمام حیطه‌ها ما عامل تقوایی را احتیاج داریم. در عبادات، عبادات می‌توانند انسان را جهنم ببرند، می‌توانند انسان را به بهشت ببرند. قرآن خواندن، حافظ قرآن بودن، نماز، نمازشب، حج، راهپیمایی، همه چیز می‌تواند یک کسی را مغرور کند و برایش عجب بیاورد و جهنمی‌اش بکند و می‌تواند کسی را متواضع کند و او را بسازد.@از قرآن که ما نورانی‌تر از این نداریم می‌تواند انسان را جهنمی کند «يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَ يَهْدِي بِهِ كَثِيراً وَ ما يُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفاسِقِينَ» آدمی که فاسق شد و سراغ قرآن رفت قرآن منحرفش می‌کند چون منحرف هست این جهنمی می‌شود.@از عبادت، عبادت را من چطوری انجام بدهم که بی‌تقوایی در آن نشود من را جهنم نبرد؟ ارتباط با خدا باید چطوری باشد من را جهنمی نکند؟ شیطان ارتباط با خدایش خیلی خوب بود از یک جن ساده رفت تا مقام فرشته‌ها، تا فرشته‌ها رفت کیفیتش خوب بوده که تا آنجا رسیده اما قرآن می‌گوید «وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ» این از اول یک کفر درونی در وجودش بود یک حسادت وخودشیفتگی داشت که با اینکه رشد کرد و بالا آمد آنجا کار دستش داد تا خدا امتحان گرفت باخت.@ ما آدمهایی داریم که 30 سال 40 سال برای اسلام شمشیر می‌زنند و زحمت می‌کشند و کار علمی و فداکاری و تبلیغ می‌کنند ولی چون یک مریضی دارد در یک مرحله‌ای آن مریضی را خدا از او امتحان می‌گیرد و یکدفعه می‌بینی که 40 سال زحمتش را هدر رفت و باخت.@یاران پیغمبر را شما دیدید که چقدر به پیغمبر نزدیک بودند طلحه و زبیر و کسان دیگر، خیلی‌ها بودند به محض اینکه پیامبر از دنیا رفت در امتحان باختند مشکلی که داشتند آنجا رو آمد، مشکلی که داشتند انسان اگر حواسش به خودش نباشد امتحان می‌شود در مرحله حسادت امتحان می‌شود.@ما خیلی از بزرگانمان در حسادت باختند. شیطان با یک حسادت اینطوری شد، رسید به یک جایی که خدا یک آدم را جلویش گذاشت و شروع کرد مقایسه کردن، پس من چی؟ من اینجا شش هزار سال سابقه دارم این از گَرد راه رسیده خدا به من می‌گوید به این سجده کن.@ای بابا ما شش هزار سال اینجا سابقه داریم آب و گِل داریم و چنین و چنان، من بیایم به این، منی که از آتش هستم قوی‌تر هستم و این از خاک است، چه دارد بهتر از من؟! من باید بیایم به این سجده کنم؟! سجده نکرده، اینطوری به آدم باخت؛ از این چیزها سر راه زندگی ما زیاد است.@مسیر را خوب طی می‌کند می‌آید به ازدواج می‌رسد، ازدواج که می‌کند زیر بار شوهر نمی‌تواند برود، شوهرش را آنطوری که باید بپذیرد و باید اطاعت کند و باید همسرداری خوب کند، نمی‌کند؛ مرد خوبی است هم در فضای اجتماع خیلی خوب دارد جلو می‌رود در زمان مجردی خوب است به ازدواج می‌رسد زن می‌گیرد اما نمی‌تواند از پسِ این زن بربیاید، نمی‌تواند دل این را پر کند، نمی‌تواند به وزان شخصیت زنش عمل کند.@یا نه زن و شوهر خوب هستند مشکلی ندارند، اینها لیاقت بچه داشتن را ندارند؛ خدا به آنها بچه می‌دهد یکی، دوتا، سه‌تا، می‌بینی که اصلاً نمی‌توانند بچه‌ها را اداره کنند.@الان یک خانمی می‌گفت که شوهر من که از بیرون خانه می‌آید می‌گوید بچه را نبینم خواهشاً، اصلاً صدایش را نشنوم حوصله‌ را ندارم. رفت دستگاه جهنمی از این بازیها خرید این بچه را در اتاق کرد و صدایش را اصلاً نشنوم، این بچه دائم می‌رفت با این بازی می‌کرد، می‌گفت این بچه الان بیماری و مشکلات روحی و روانی پیدا کرده.@پدر وظیفه‌اش این بوده که بچه را از در که می‌رود بغل کند و ببوسد و با او خلوت و بازی کند، سال به سال با این بچه پنج دقیقه هم بیرون نمی‌رود، برای بچه‌اش وقت نمی‌گذارد؛ این بچه را با خودش جایی ببرد و انرژی‌اش را تخلیه کند و با او صفا و ورزش کند، اصلاً نه؛ در بچه‌داری خیلی‌ها بی‌تقوایی می‌کنند رابطه زن و شوهر خوب است در فرزندداری بی‌تقواست بچه‌هایشان آسیب می‌بینند همینطوری جهنمی می‌شود.@یا معلم بد و مدرسه بد و محل زندگی بد انتخاب می‌کنی یکدفعه می‌بینی بچه از دست می‌رود. در کار است، می‌گوید نه مشکل خانوادگی اصلاً الحمدلله همه چیز خوب است تقوا هم هست هیچ کس از هیچ کس ناراضی نیست همه شادی و آرامش و محبت برقرار است.@این آقا در کار اقتصادی خراب می‌کند خمس و زکات نمی‌دهد در این کارها تنبلی می‌کند گران و قاچاق می‌فروشد بی‌تقوایی در کار اقتصادی در لقمه، خب این گرفتاری دیگری برایش پیش می‌آورد.@یا نه لقمه‌اش هم خیلی خوب اینها را رعایت می‌کند در مسائل اجتماعی آدم بی‌تقوایی است. در مسائل اجتماعی به فکر مردم و مستضعفان و محرومان نیست «وَ لا يَحُضُّ عَلى‏ طَعامِ الْمِسْكِينِ».@یعنی نه تنها به فکر مساکین نیست، قرآن این را نمی‌گوید، می‌گوید این تشویق نمی‌کند دیگران را که به فقرا برسند روح خیری ندارد روح خَیِر بودن ندارند.@اینطور نیست که بگوید من چهارتا رفیق پولدار دارم با آنها صحبت کنم، کلاس من پایین می‌آید به من چه بقیه ندارند و می‌میرند، به من چه این کرونا دارد نمی‌تواند دارو و غذایش را تهیه کند به من چه این فقیر است الان مستأجر است و نمی‌تواند گرفتاری‌اش را برطرف کند.@قرآن می‌گوید این آدم جهنمی است، چرا؟ چهارتا رفیق پولدار داری، ده نفر را می‌شناسی که اینها می‌توانند کمک کنند، گوشی را بردار و خودت را برای خدا خورد کن، فلانی، فلانی ما می‌خواهیم این کار را بکنیم یک عده‌ای دارند در این اجتماع له می‌شوند به خصوص با این کرونا که همه دنیا را له و فقیر کرده.@کرونا آمد آدمهایی که وضع زندگی‌شان مناسب بود و سرپای خودشان بودند فقیرشان کرد، فقیر یعنی چی؟ فقیر آدم بی‌پول نیست، فقیر یعنی از فَقَره می‌آید، ستون فقرات یک نفر را وقتی عیب می‌خورد می‌بینی که این خوب نمی‌تواند بلند شود و کمرش نمی‌تواند نگه‌اش دارد، باید برود یک جایی که تکیه بدهد، نه اینکه نمی‌تواند بنشیند ولی یک کمکی نیاز دارد.@فقیر یعنی مثلاً فرض بفرمایید الان دو میلیون حقوقش هست ولی هزینه‌اش با زن و بچه و کرایه خانه و دوتا بچه دو میلیون به جایی نمی‌رسد، این باید چقدر داشته باشد که بتواند زندگی‌اش را اداره کند؟ چهار تومان، پس این الان دو میلیون تومان فقر دارد آدم آبرومندی هم هست.@فقیر فکر می‌کنیم شکلش چیست یعنی کسی که با لباس مندرس اینجا می‌آید و می‌گوید خانمها و آقایان تو رو خدا به من کمک کنید، نه فقیر برادر و همکار و خواهر و برادر و یک عالم اعضای فامیل شما هستند که الان گرفتار هستند هزینه‌شان را نمی‌توانند تأمین کنند این فقیر می‌شود.@مسکین یعنی هیچ چیز ندارد. کرونا که آمد آنها که دستشان به دهانشان می‌رسید خیلی‌ها را چکار کرد؟ فقیر کرد، فقیرها را چکار کرد؟ مسکین کرد، مسکینها را هم که به خاک سیاه نشستند. در این موقعیتی که اینطوری هست یک کسی می‌تواند بگوید به من چه؟! اگر داری و می‌توانی کمکش کنی به من چه ندارد.@درود خدا بر این زنان و مردان ایرانی که ما هیچ جای دیگر کره زمین نداریم به این شکل که مردم از اول کرونا، نه مردمی که پولدار و ثروتمند هستند، البته ما خیرین خیلی بزرگی داریم خدا خیرشان بدهد کارهای بزرگی کردند ولی احساس و عاطفه و رحمت دارند، در این مساجد و حسینیه‌ها می‌آیند میلیونها بسته درست می‌کنند خیرین خوب داریم.@من در یکی از این شهرها بودم طرف مثلاً یک خانه معمولی داشت، برای سخنرانی رفته بودیم گفت آقا من دیگر الان پیر هستم جانباز هم هستم وضعم و بدنم اصلاً به هیچ چیز نمی‌کشد خانم من مریض است صاحبخانه آمده کرایه را طوری بالا برده که در شهر اصلاً من نمی‌توانم یک خانه پیدا کنم.@اینطوری شده الان خیلی‌ها یک خانه معمولی نمی‌توانند در شهر پیدا کنند، گفتم حالا می‌خواهی چکار کنی؟ گفت باید بروم حاشیه شهر یک جایی پیدا بکنم که با این وضعیت تنفسی و مریضی من نه بیمارستان و درمانگاه هست، آنجا هیچ چیز نیست.@اینجا تقوا یک معنای دیگری دارد. تقوا یعنی اینکه حواست باشد میلیونها نفر اطراف تو لنگ هستند، نمی‌توانی بروی دائم بنشینی پول جمع کنی و یکسره خانه را بزرگتر کنم و فرش را بهتر کنم مبل را تغییر بدهم، لوستر را اینطوری کنم؛ الان وقت این حرفها نیست.@الان آدمها، خواهر و برادرهای تو، خواهر و برادرهای حقیقی تو که بچه‌های حضرت زهرا هستند بچه‌های اهل بیت هستند در زندگی‌شان لنگ هستند، چطوری می‌توانی راحت در زندگی خودت باشی همه جور غذایی بخوری و همه جور لباسی بخری و به همه تزئینات و تجملات زندگی‌ات برسی اطرافت این همه آدم دارند له می‌شوند.@ دست تو خالی است از بقیه کمک بگیر، دو نفر، سه نفر، پنج نفر، ده نفر می‌شناسی، اعلام کن ما می‌خواهیم مثلاً بسته برای فقرا بدهیم هر کس می‌تواند بیاید یک مبلغی را کمک کند ما چهار نفر را نجات بدهیم به چهار نفر کمک کنیم.@ در ایران مردم معجزه کردند این است که خدا ایرانیان را در قرآن این همه آیه برایشان گذاشته و ستایش‌شان می‌کند. این همه روایت پیامبر و امیرالمؤمنین و سایر ائمه در مورد ایرانیان گفتند. بهتر از اینها مردمی روی کره زمین نیست.@یک کشوری را یک جایی بگویید این وحشی‌خانه‌هایی مثل اروپا و آمریکا را ببینید چه کسی می‌آید برای بقیه ماسک تولید کند رایگان بدهد؟ چه کسی می‌آید غذا تهیه کند برود آنطوری توزیع کند؟ شذ و ندر یک سازمانهایی مثلاً استثناء، آن هم سازمان هستند، مردم‌نهاد و خودجوش و اینها اصلاً از این حرفها نیست.@همه دارند از همدیگر دستمال کاغذی و ماسک می‌دزدند، در کشورها ماسکهای همدیگر را می‌دزدند، دیدید، هر کدام از کشورهای اروپائی بارهای ماسک خریداری شده را از همدیگر می‌دزدند.@اینجاست که مردم عاشق هم هستند رحمت رحمانیه و رحیمیه سراغشان می‌آید و سرمایه‌گذاری اینطوری می‌کنند، میلیونها بسته همینطوری آماده می‌کنند در خانه فقرا تقسیم می‌کنند و اینطوری رحمت خدا زیاد می‌شود.@تقوا یک موقع می‌بینی این هم خوب است طرف با پدر و مادرش خوب نیست، نمی‌تواند با پدر و مادرش را به وزان مقامی که دارند «وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ» از روی رحمت بار ذلت بگستران در مقابل پدر و مادرت ولو کافر باشند باید متواضع و مؤدب و مهربان باشیم؛ می‌گوید اگر تو را به گناه و شرک خدا دعوت کردند اطاعت نکن اما «وَ صاحِبْهُما فِي الدُّنْيا مَعْرُوفاً» در دنیا همین پدر و مادر کافرت را دوست داشته باش و به آنها رسیدگی کن و با آنها درست رفتار کن.@استانداردش این هست که پدر و مادر باید بدانند که این بچه کنیز و غلامشان است اگر این استاندارد این را فهمیدند که پدر و مادرت توانستند به تو تکیه کنند به خصوص سر پیری این تقوا می‌شود، اگر پدر و مادر و خانواده و فامیل و همسایه‌ها و مردم را فراموش کردی ما به تعداد آنها بی‌تقوایی است مثل آن پرچ کشتی تایتانیک می‌شوی یک جایی شُل‌بازی می‌شود و یک جا انسان به خودش آسیب می‌رساند و جهنمی می‌شود.@به هر حال انسان مسیری را باید برود که پرخطر است؛ تا گفتی انسان، همه چیز معنا دارد. ما الان آب بگوییم چه چیزی در ذهن شما می‌آید؟ H2O، ذاتش این است دوتا ئیدروژن یکی اکسیژن، یک مایع سفید سیال بی‌بو هزاران خاصیت هم دارد، می‌گوییم آب، در ذهن می‌آید ذاتی‌اش است آب می‌شود.@می‌گویی انسان، تا انسان می‌گویی انسان یک تعریف دارد یعنی موجود مختار، موجودی که باید خودش راه بهشت و جهنم را با اختیار طی کند نه اجباری، موجودی است که آزاد است خدا او را آزاد آفریده به او اختیار داده «إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً» ما راه را به شما نشان می‌دهیم می‌خواهید شاکر باشید مسیر را بروید تا بهشت، می‌خواهید کفران بورزید و جهنم بروید، آزاد هستید.@تا می‌گویی انسان یعنی موجود مختار. تا می‌گویی انسان یعنی نمی‌شود انسان مانع نداشته باشد؛ انسان یعنی موجودی که اختیار دارد، تا می‌گویی اختیار یعنی چند راهی سر راهش هست، تا اختیار گفتی یعنی دیگر یک راه نیست چند راهی سر راهش وجود دارد که حالا باید درست انتخاب کند در هر روشی.@با پدرزن، مادرزن، خانواده همسر و خانواده خودش، با شوهر، با زن، با بچه‌ها، با خودش، با حیوانات؛ مگر پیغمبر نگفت یک زن به خاطر یک گربه جهنم می‌رود، با گربه‌های محله‌مان باید چطور رفتار کنیم؟@با پرنده‌ای که می‌آید پشت پنجره‌ات می‌نشیند باید چطوری رفتار کنی؟ با درختان و گلها، با محیط زیست؛ محیط زیست زنده است هوشمند است شعور دارد؛ با محیط زیست باید چطور برخورد کنیم؟ چمنی که جلوی خانه شما هست درختان و جنگلی که دارید محیط زیست.@یک گزارش می‌خواندم در آلمان، مردم باید مثلاً یک تمبر فلان قیمت بزنند روی کیسه زباله‌شان که بیایند ببرند، خیلی‌ها نمی‌خواستند بزنند مالیات نمی‌خواهند بدهند؛ در روز صدها تن زباله مردم در ماشین می‌گذارند و می‌برند در اتوبان پرت می‌کنند، محیط زیست یعنی این.@جنگل را آتش می‌زنند، می‌روند تفریح کنند سیزده‌بدر، جنگلی را به آتش می‌کشند و خراب می‌کنند و رعایت نمی‌کنند برای تفریح خودشان، معصیت هست یا نه؟ وقتی پاداش آب دادن به یک درخت به اندازه پاداش آب دادن به یک مؤمن است مؤمنی که حرمتش از کعبه بالاتر است توهین به یک درخت و آسیب رساندن به یک درخت و آتش زدن یک درخت این چقدر گناه دارد؟@لانه پرنده را خرابش کنید، شکار بیخود، شما در خانه غذا داری این حیوان را برای چه می‌کشی لذت است؟ شکار کنیم بخوریم. برای شکم برای لذت غذا.@پس دقت کنید دایره تقوا یعنی چیزی که انسان خودش را محافظت می‌کند که جهنمی نشود دایره تقوا وسیع است یعنی چیزی که نمی‌گذارد تو کوچک و محدود تربیت بشوی، هر چیزی که مانع تربیت بینهایت ما بشود تا مقام معصوم بی‌تقوایی می‌شود هر چیزی بی‌تقوایی می‌شود.@ تقوا یعنی پرهیز از عوامل محدودکننده. تقوا یعنی ایجاد عوامل رشد، سرعت. ماسک عمل تقوایی هست یا نه؟ بله باعث می‌شود که ما ارتباطات داشته باشیم و آسیب نبینیم. دستکش عامل تقوایی هست. رعایت بهداشت در غذا و بهداشت دیگر.@پس انسان یک مسیر اینطوری دارد. چون اختیار هم دارد باید خودش با اختیار خوب و بد را انتخاب کند «وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها» قسم به کسی که نفس را تسویه کرد نفس انسان را ساخت و مجهزش کرد و به او «فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها» به او الهام کرد کار بد را از کار خوب، هر دو را به او الهام کرد.@آدمها همه می‌فهمند کار بد چیست کار خوب چیست همه این را می‌فهمند بچه هم این را می‌فهمد. خوبی و بدی را به او چکار کرد؟ الهام کرد. حالا این انسان قرار است برود بشود شبیه انسان کامل، شبیه خداوند تبارک و تعالی این باید امتحان داشته باشد.@الان یک دانش‌آموز می‌خواهد پزشک و مهندس بشود بدون امتحان می‌شود؟ چون پزشکی یک تعریف ریاضی دارد یک مقام است یک اسم است، اسم یعنی صفت به اضافه ذات.@این می‌خواهد متصف به یک کاری بشود، می‌خواهد یک مهارتی را کسب کند به نام پزشک، پزشک عمومی، پزشک قلب، پزشک چشم، پزشک مغز، می‌خواهد در این کار کند یعنی مقام است، می‌خواهد هنرمند و فیریوتراپی و مهندس ساختمان بشود، حقه‌بازی که نمی‌تواند بکند این حق‌الناس می‌شود و فجایع دیگری دارد.@ حالا برای اینکه این آدمی که الان سوادش در حد ابتدائی است تا بخواهد مهندس بشود باید یک سلسله مهارت‌ها را کسب کند.@ برای اینکه معلوم بشود که آیا این آن شایستگی‌ها را دارد یکسره ما آموزش می‌دهیم در هر مراحل بهشت، آموزش مرحله ابتدائی، راهنمایی، دبیرستان، دانشگاه، و هر بار هم برای اینکه مطمئن بشویم که این آن چیزی را که باید کسب کند کسب کرده از او چه می‌گیریم؟ امتحان باید بگیریم آیا قبول می‌شود یا نمی‌شود.@ ما بیخود نگوییم این پزشک است بعد برود جان مردم را به خطر بیاندازد، بیخود نگوییم این مهندس ساختمان است. مثل همین شهرری خودمان که پل ساختند روز افتتاح 6 نفر زیر پل له شدند، روز اول افتتاح پل جان مردم را از بین برد؛ پس امتحان لازم دارد.@ما سازمان نظام مهندسی داریم که باید تائید کند که این آقا چیه؟ مهندس است، سازمان نظام پزشکی داریم باید تائید کند که این آقا یا خانم پزشک است و الا جان مردم را که نمی‌شود دست کسی داد.@ خدا هم می‌گوید همینطور اگر کسی قرار است بهشت بیاید بهشتی که اراده کند هر چه بخواهد خودش بیافریند باید به یک توانایی‌هایی برسد پس باید دوره‌اش را بگذراند مسیرش را باید طی کند امتحانش را پس بدهد طبیعی است.@حالا برای اینکه این بتواند قوی بشود امتحان یعنی چی؟ معلم یا آموزش و پرورش بگوید فردا امتحان نهائی هم داریم بعد می‌گوید این سؤالهایش است 20 تا سؤال است کتابتان را هم بیاورید، آموزش و پرورش خیانت کرده یا نکرده؟ معلم خیانت کرده یا نکرده؟ خیانت کرده، نه مهربان باشید به بچه‌ها راحت بگیرید و سخت نگیرید گناه دارند، اینها همه حرفهای مزخرف است اینطور مهربانی جنایت است.@ نه سؤالها را کسی نباید سؤالها باید چالشی و سخت باشد باید درس و کتاب خوانده باشند کسی که کتاب و درس را خوب نخوانده باشد و نفهمید باشد نتواند سؤال را جواب بدهد معلوم باشد این آن سواد را دارد در حد این کتاب هست.@حالا یک کسی آمد ساده گرفت لطف کرده یا خیانت کرده؟ درست است خوش به حال آن طرف می‌شود اما خیانت کرده باید سخت بگیرند. چون ما احتیاج به تخصص حقیقی داریم در پزشکی و مهندسی و همه رشته‌ها.@در انسانیت هم احتیاج به دارایی حقیقی داریم دارایی قلابی را که نمی‌توانیم آدم بخیل را بگوییم کریم است، آدم ترسو را بگوییم شجاع است، با گفتن که کسی نمی‌شود و صفت نمی‌گیرد بنابراین باید امتحان باشد و باید امتحان هم سخت باشد تا این بتواند کمالات الهی و اسماء الهی را دریافت کند.@می‌خواهد رحیم و رحمان و جواد و کریم و ستار و صبار و رئوف بشود پس باید مسیر برود. اگر یک کسی امتحانات مالی سنگین نداده باشد این کریم می‌شود؟ می‌شود گفت؟@یک کسی اذیت‌کننده سر راه زندگی‌اش نباشد عواملی نباشند که اذیتش کنند این می‌تواند صبار و غفور و عفو و رئوف بشود یا نه؟ رئوف یعنی باید بالأخره یک شرائطی برای تو ایجاد بشود که بتوانی در حق دیگران لطف و محبت بکنی تا رئوف بشوی.@اگر فرصت نوازش دیگران و بخشش به دیگران و پناه دادن به دیگران برایت ایجاد نشود که تو امتحان ندادی و تو اسم نمی‌توانی بگیری شبیه خدا و معصوم نمی‌توانی بشوی.@ تو می‌خواهی شبیه امام حسین بشوی می‌گویی من می‌خواهم مقام امام حسین را داشته باشم چون ذات بینهایت‌طلب امام به کمتر از مقام امام حسین راضی نیست «أسئله أن یبلغنی المقام المحمود لکم عندالله» من همان مقامی که شما پیش خدا دارید را می‌خواهم پس امتحاناتش را هم باید طی کنی.@ امام حسین در فاز خودش و سطح خودش امتحان کربلا را داده حالا تو هم داعشی و جنگ ایران و عراق و صحنه‌های برخورد با استکبار هست حالا فرهنگی‌اش، هنری‌اش، اقتصادی‌اش، جهاد اقتصادی و مالی و علمی هست برای تو پیش می‌آید. پس باید جهاد بکنی اگر جهاد نظامی هم پیش آمد باید این کار را هم بکنی. اگر جهاد پیش آمد باید مثل زینب عمل کنی لازم است خودت وسط بروی وسط برو.@ما زمان جنگ اگر یک تعداد از خواهران ما مناطق جنگی نمی‌آمدند در بیمارستانها داوطلبانه به مجروحین نمی‌رسیدند که اوضاع خیلی خراب می‌شد. اگر مردم داوطلبانه جبهه نمی‌رفتند که ما الان چیزی به اسم کشور و ناموس نداشتیم.@اگر سر قضیه داعشی‌ها ما الان بچه‌هایمان مدافعین حرم از کشور بیرون نمی‌رفتند آنجا بجنگند کجا باید با داعشی‌ها می‌جنگیدیم؟ اینجا باید نوامیس ما به خطر می‌افتاد و بچه‌های ما را می‌کشتند و هزارتا جنایت دیگر.@خانمها یک موقع لازم است خودشان هم در معرکه بروند الان یک جا جنگ شده می‌گوید بروم ببینم آنجا پرستار و کمک می‌خواهند پشت جبهه. حضرت زهرا هم می‌رفت به مجروحین کمک می‌کرد مادر ما فاطمه زهرا همراه پیغمبر می‌رفت پیغمبر یک گروه زنان همراهشان داشت که اینها فقط برای مجروحان بود.@امام زمان (علیه السّلام) هم که می‌آیند از 313 نفر 50 نفر زن هستند و زنان کارهای حمایتی و پشتیبانی دارند در لشکر امام زمان. یک موقع هست نه لازم نیست مردها باید بروند دیگر نگو شوهرم نرود یا بچه‌ات بخواهد برود دست و پایت بلرزد.@چند روز پیش یک عکس من دیدم مادر 9 شهید، 8 پسر، یک دختر، اصلاً آدم جلوی این خورد می‌شود چیزی از آدم نمی‌ماند، یک مادر اینقدر قدرتمند، می‌گوید همه امانت خدا بوده داده خودش هم گرفته من هم وظیفه‌ام بوده دادم، شوخی نیست.@یک خانمی آمده بود گریه می‌کرد می‌گفت من از خدا خیلی شاکی هستم، من بچه‌ام را خیلی دوست دارم و به او علاقه دارم اگر این بمیرد من چکار کنم؛ هنوز هیچی نشده.@یک کسی بچه را بزرگ می‌کند به زحمت، با مشکل مالی سنگین و شدید بعد ما چه مادرانی داشتیم که شوهرشان مرده بودند بچه را با یتیمی بزرگ کرده بودند 17 سال 18 سال 16 سال 20 سال که شد هدیه‌اش کردند به خدا، حالا تنهای تنها هستند ولی امتحانش را خوب پس داد.@بچه‌هایی را هم داشتیم که گردن کلفت و پرخور و مفت‌خور حتی مذهبی‌های زیادی را داشتیم که دائم خانه‌شان دعای توسل و دعای کمیل می‌گرفتند زیارت عاشورا البته نه چون می‌گفتند زیارت عاشورا خشن است از این چیزها نداشتند لعن دارد سبز و قرمز و آبی باشید کمیل و توسل بخوانید و برای امام حسین روضه می‌گرفتند کم بودند از این آدمهای مذهبی اینطوری؟@روحانی‌اش را بگیرید غیر روحانی‌اش را هم بگیرید یک بار قدم در جبهه نگذاشتند یک بار کمک به جبهه نکردند یک بار بچه‌شان آنجا نرفته اینها با مادری که 9 بچه‌اش را داده یکی هستند؟ قیامت خدا اینها را بیچاره‌شان می‌کند خدا ذلت دنیا و آخرت را به اینها حتماً می‌چشاند.@جهاد بشود می‌گویی شوهر و بچه و برادرم نرود، جهاد است همه باید بروند دفاع واجب است اسلام، قرآن می‌گوید دفاع بر زن و مرد واجب است همه باید اسلحه به دست باشند زن باید اسلحه به دست باشد مرد هم باید اسلحه به دست باشد، دفاع است کشور دارد مورد تجاوز قرار می‌گیرد همه باید آماده باشند همه جوره.@می‌گوید من خانه می‌آیم تو باید خانه باشی، نبینم مسجد باشی، یعنی چی؟ دفاع است زن تو باید مسجد برود و کمک کند در حسینیه، جنگ است. می‌بینی شخص می‌بازد.@لذا خداوند برای اینکه از ما امتحان بگیرد می‌گوید من از شما امتحان می‌گیرم عوامل امتحان من اینهاست مواد امتحانی را از شما می‌گیرم اینها را گذاشتم چندتا عامل امتحان خدا سر راه ما می‌گذارد. من در یک روایت برای شما این را می‌خوانم. یکی یکی می‌گوییم.@اولین چیزی که سر راهت می‌گذارد این هست که چون تو دو جنبه‌ای هستی یک فطرت گذاشته که این فطرت تو فقط می‌کشد به بهشت و بالاتر از بهشت، می‌خواهد خودش را به بهشت و بالاتر از بهشت و معصوم برساند و به مقام معصوم برسد ما بالاتر از بهشت هم داریم این فطرت همه آدمهاست به خوبی و زیبایی و کمال و معنویت و غیب می‌کشاند.@یک نفس هم داریم که این نفس تو را می‌کشاند به لذتهای جمادی و گیاهی و حیوانی و علمی در مقابل لذتهای چی؟ فوق عقلی و انسانی. اینها حجاب می‌شود که تو دیگر جبهه و جنگ نروی و معنوی و مذهبی و الهی نباشی لذتهای اینطوری دست و پای آدم را می‌بندد.@پس اولین مشکل انسان خود انسان است نفس، نفس چی؟ اماره یعنی نفسی که بسیار امر می‌کند دائماً غر و نق مثل یک بچه لوس که شما هر چه به او محبت می‌کنید هر چه تأمینش می‌کنید باز دائم کمبود دارد این و آن را می‌خواهم، هزار تا چیز او را تأمین می‌کنید، کافی است یک چیزی به او ندهید می‌بینید که روزگار پدر و مادر را سیاه می‌کند.@همه چیز این بچه تأمین است تلفن می‌خواهم، تلفن برایش می‌خرند، تبلت می‌خواهم، تبلت می‌خرند آن را می‌خواهم، ماشین می‌خواهم اصلاً تمامی ندارد.@نفس انسان یک موجودی است که در شرح دعای روزهای شنبه مناجات الشاکین این را برای شما شرح دادم «إِلٰهِى إِلَيْكَ أَشْكُو نَفْساً» خدایا من شکایت می‌کنم از خودم از نفسم که دائماً من را به بدی دعوت می‌کند.@به کار اقتصادی کثیف و حرام، به شکمیات حرام و آلوده یا زیاده‌خوری‌ها و شهوت حلال شکمی، به امورات حرام جنسی و یا حلال زیاده‌روی یا به امور علمی، علم را در استخدام این سه تا بخش بگیرم بدون اینکه علم را به خاطر انسانیت یاد بگیریم.@«مَيَّالَةً إِلَى اللَّعْبِ وَاللَّهْوِ» بسیار میل دارد به بازی کردن و وقت تلف کردن و عیاشی کردن «مَمْلُوَّةً بِالْغَفْلَةِ وَالسَّهْوِ» پر از غفلت و سهو و اصلاً بازی می‌کند آخرت را بازی گرفته سر نماز هم باز بازی می‌کند نماز که می‌خواند می‌بینی ذهنش دارد بازی می‌کند جدی نیست.@مناجات شاکین را بخوانید موانع را آنجا گفته شنبه‌ها هم هست مخصوص روز شنبه است البته روزهای دیگر هم بخواند اشکالی ندارد ولی حالا تقسیم‌بندی اینطوری هم دارد خدایا من از دست خودم شاکی هستم.@اولین دشمن خود آدم همین میلهای زیاده‌خواهانه شیطانی و نفسانی است که دائماً انسان را مشغول خودش می‌کند بعد می‌بینی در 24 ساعت تمام از صبح تا شب که این بلند شده دنبال اینطور چیزها بوده.@حالا می‌خواهد نماز بخواند دیگر نمی‌تواند سر نماز هم حواسش به همینهاست سر نماز هم می‌بینی که این دوباره در نماز هم با زن و شوهر و همسایه و هوو و این و آن درگیر است با همه چیز درگیر است یا این را می‌خواهد یا هوس آن را می‌کند سر نماز هم باز اصلاً نمی‌تواند پرواز کند.@اصلاً نفس نمی‌گذارد تو دو دقیقه با خدا خلوت باشی تا نصف شب می‌خواهی بلند شوی می‌بینی که بهانه می‌گیرد خوابم می‌آید، نمی‌توانم، صبح می‌خواهم سر کار بروم، رهایم کن؛ بعد همین آدم که اینطوری هست می‌بینی تلویزیون که می‌نشیند نگاه کند تا صبح حاضر می‌شود فیلم و تلویزیون نگاه کند اصلاً نمی‌گوید نماز صبحم قضا می‌شود.@نماز صبح هر یک باری که قضا بشود یک مصیبت کمرشکن به قول امام، کمر آدم را می‌شکند نماز صبح قضا بشود، الان نمی‌فهمیم ولی بعداً سرمان می‌آید نماز قضا شدن صبح خیلی وحشتناک است ما الان حواسمان نیست چون کسی هم فعلاً کاری ندارد.@می‌بینی تا 3 ـ 4 صبح قشنگ حاضر است بنشیند فیلم نگاه کند، می‌خواهد نماز شب بخواند می‌بینی هزار جور بهانه می‌آورد، می‌خواهد قرآن بخواند بهانه می‌گیرد.@روزنامه و مزخرفات، مزخرفات در شبکه‌های مجازی، بازی و لهو و لعب و چیزهای خنده‌دار و عجیب و غریب و سرگرم‌کننده در این شبکه‌ها، ساعتها وقتش در تلفن دارد می‌گذرد، بعد می‌خواهد برود 50 آیه بخواند که حضرت فرمود واجب است هر مسلمانی 50 آیه بخواند می‌بینی که 50 آیه مگر چقدر طول می‌کشد؟ ده دقیقه، نمی‌تواند، نفس نمی‌گذارد، دائم دیر می‌شود و به کارت نمی‌رسی دائم دروغ می‌گوید.@بعد می‌رود صف نانوایی 20 دقیقه در صف نانوایی ایستاده، می‌رود چلوکباب بخورد در رستوران می‌نشیند 40 دقیقه که برایش غذا بیاورند؛ سه ساعت می‌کشد که خودش را به شاندیز برساند بعد هم 40 ـ 50 دقیقه هم می‌خواهد بنشیند که برایش غذا بیاورند اصلاً احساس عذاب وجدان نمی‌کند.@همین آدم می‌خواهد ده دقیقه قرآن بخواند انگار که مثل ذرتی که آن را روی آتش انداختی دائم بالا و پایین می‌پرد. می‌خواهد تعقیبات نماز بخواند و با غیب و خانواده آسمانی‌اش ارتباط بگیرد می‌بینی که تعقیبات نمی‌تواند بخواند آرامش ندارد می‌خواهد قرآن بخواند.@می‌گوید پول ندارد، طرف اینجا آمده می‌گوید من مشکل مالی دارم پول ندارم یکذره کمک کنید بعد مشکل فکری دارم، می‌گویم باشد به او برنامه می‌دهیم ما به هر کسی برنامه می‌دهیم سی‌دی و کتابها را بنشین بخوان پولش را هم نمی‌خواهد بدهی رایگان ببر.@بعد می‌گوید حوصله‌اش نکشید وقت نداشتم، چکار می‌کردی وقت نداشتی؟ مگر نمی‌خواهی شاد و آرام شوی و مشکلاتت حل شود و عصبانیت و افکار منفی نداشته باشی،؟ مگر نمی‌خواهی بتوانی یک عبادت خوب کنی؟ چه وقت نداشتی؟ برای چه کسی وقت نداشتی؟ کدام جانی تو را از خودت غافل می‌کند که حاضر نیستی به خودت برسی؟@ حاضر است خودش جهنمی بشود ضجر بکشد ولی غذایش را نخورد آدم به کجا می‌رسد می‌گوید وقت نداشتم؛ بعد همین آدم یک کسی می‌آید به او می‌گوید اگر فوق لیسانس بگیری 500 تومان به حقوقت اضافه می‌شود.@به خدا من دهها بار دیدم می‌رود پول قرض می‌کند دانشگاه می‌رود، تو که می‌گفتی من وقت ندارم؟! می‌رود زبان یاد می‌گیرد زبانی که اصلاً معلوم نیست به دردش می‌خورد یا نه، تو که می‌گفتی وقت ندارم؟! این طمع چه دارد؟ باز طمع جهنم و دنیا را دارد که وقت دانشگاه رفتن را دارد ولی وقت قرآن خواندن و تفسیر خواندن و آموزش ندارد.@می‌گویم این کانال ما مگر چقدر در روز وقت تو را می‌گیرد این کانال 40 ـ 50 موضوع آموزشی دارد هر کدامش کلی می‌تواند به تو کمک کند و مشکلات تو را حل کند تو را شاد و آرام کند، می‌گوید واقعاً نمی‌رسم.@بعد همین آدمی که می‌گوید کانال را نمی‌رسم می‌بینی برای من در روز 50 تا پیام می‌فرستد از این تصویری‌ها، وقت کرده نگاه کند که اینها را برای من فرستاده از کانالهای مختلف، چطوری پس رسیدی اینها را 5 دقیقه 5 دقیقه 10 دقیقه 10 دقیقه گوش کردی و برای من هم فرستادی؟ نفس اماره.@«أَعْدَي عَدُوِّكَ نَفْسَكَ الَّتِي بَيْنَ جَنْبَيْكَ» پیامبر فرمود دشمن‌ترین دشمن تو خود تو هستی هیچ کس بیشتر از خودت به خودت دشمنی نمی‌کند یعنی خود طبیعی در مقابل خود الهی و فطری، باید یک جا آن را سر جایش بنشانی.@چه خبر است تو عمرم را تلف کردی جوانی‌ام را گرفتی موهایم سفید شده موهایم ریخته پیر شدم دیگر الان 40 ـ 50 دائم دارم سفارشهای تو را می‌رسم از صبح تا شب داری سفارش می‌دهی این ماشین و لباس و خانه و پول و تفریح و این کشور خارج و آنطرف و اینطرف و یکسره این ماشین را تا عوض نکنم شخصیت من چیز می‌شود.@مدل ماشین و کفش و خودکار و انگشترم باید اینطوری باشد دائماً سفارش، چه خبر است من را کشتی، صبح که از خواب بلند می‌شود سفارش چلوکباب و کله‌پاچه و انواع و اقسام غذا را می‌دهد هنوز شکم سیر است برای ناهار سفارش می‌دهد.@ چقدر وقت و عمرش برای سفارشات شکمی است چقدر وقت و عمرش برای لباس است تا می‌آید با خانواده آسمانی‌اش آشتی بکند و یکسری به پدر و مادر آسمانی‌اش و فرشته‌ها و شهدا و انبیاء که رفیقهای اصلی‌اش هستند با پیامبر تو باید با اینها زندگی کنی اما فرصت نمی‌دهد تو با اینها زندگی کنی.@ بعد می‌بینی وقتی از دنیا رفت نه خانواده آسمانی دیگر خبری هست نه می‌‌آیند به تو سر بزنند نه می‌توانی آنها را ببینی. حضرت زهرا فرمود 300 هزار سال بعد از قیامت شاید ما را ببینید امیرالمؤمنین هم همینطور، نمی‌بینید، فرشته و شهیدان کجایند که بیایند کمکت کنند، رفقا و انبیاء کجایند تو در دنیا وقت رفاقت با اینها را نداشتی.@ الان رفیقهای تو چه کسانی هستند خدا وکیلی اسم ببر ببینم 50 تا رفیق، 50 تا نه، 5 رقیقی که رفیق صمیمی و جان‌جانی تو هستند اسم ببر ببینم قیمتشان را هم به ما بگو، می‌گوییم رفیقهایت چه کسانی هستند؟ می‌گوید مهندس فلانی، دکتر فلانی، تاجر فلان، آقازاده است، اینها هم قیمت رفاقت شد؟! رفیقهای تو قیمتشان از کجاست؟ اینها که قیمتهای جمادی دارند.@می‌گوید فلانی تاجر است فلانی ورزشکار است قیمت گیاهی دارد هیکلش اینطوری است قهرمان چند دوره المپیک است، اینها رفیق شدند؟! یا نه این تعداد آدمهای اینطوری که جنبه طبیعی دارد دکتر فلانی و مهندس فلانی، اینها رفیقهای تو هستند؟!@از انبیاء و صدیقین و شهدا و صالحینی که قرآن می‌گوید اینها رفیقهای حقیقی «حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً» و گفته هر روز ده بار در نماز بگو «صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ» من لیاقتم اینها هستند، بگو ببینم تو خداوکیلی چندتا پیغمبر را با آنها انس گرفتی که وقتی پایت را از برزخ بیرون گذاشتی بیاید عیادتت تو را ببیند، نزدیک در رفتی بگوید رفیق من دارد از دنیا وارد می‌شود و بروم از او استقبال کنم.@ شما وقتی که وارد یک شهر و کشور بشوی هیچ کس را نداشته باشی که به استقبالت بیاید می‌گویی غریب هستم انسان می‌خواهد سفر آخرت برود خدا وکیلی تو اگر از اینجا وارد برزخ بشوی چه کسی به استقبال تو می‌آید؟ کدام امام؟ امامزاده؟ فرشته؟ پیغمبر؟ شهید؟ صدیق؟ صالح؟ به استقبال تو می‌آید که تو را ببرد؟@اگر رفتی آنجایی که باید خطر هست چه کسی می‌آید جوابهای سؤالها را به جای تو بدهد و کمک تو بیاید؟ آنجایی که امتحانهای سخت برزخی هست بزنگاه‌های محاسبه هست چه کسی می‌آید تو را نجات بدهد؟ چون رفیق نداری رفیق‌هایت قیمتهایشان این هست که فسقلی هستند.@رفیق داری که اگر تو در برزخ رفتی ما آدم داریم آنجا می‌گوید وقتی در برزخ می‌رویم اصلاً نمی‌گذارند می‌گوید خدایا من اصلاً بهشت نمی‌روم (ساکن بهشت است) خدایا اگر این با من بهشت نیاید نمی‌روم خدایا می‌گوید مؤمن خیلی برای خدا قیمت دارد او را ببر بنده‌ام به او خوش نمی‌گذرد بدون فلانی، باشد پیش تو بیاید.@بچه‌ها را دیدید مثلاً می‌خواهند کلاس‌بندی بشوند آقا مدیر یا خانم این در کلاس کنار من بنشیند اصلاً انگار بدون این مدرسه به او خوش نمی‌گذرد یک مدیر مهربان و معلم باشد شما کنار هم بنشینید آرامش روانی دارد فلانی پیش من باشد.@ما از دنیا رفتیم چه کسی سراغ ما می‌آید؟ همین الان در برزخ در ملکوت رفقای ما چه کسانی هستند؟ پشتیبانهای ما چه کسانی هستند؟ چندتا داری خداوکیلی؟@دست بگذار روی قرآن و قسم حضرت عباسی بگو من از اینجا بروم چهارده معصوم حتماً هستند انبیاء و شهدا و صدیقین و مادرم حضرت زهرا که روی شاخش هست همه می‌آیند، می‌توانیم بگوییم؟ جگر می‌خواهد کسی بگوید من چهارده معصوم همه می‌آیند.@یعنی تو در دنیا با چهارده معصوم وقت رفاقت و رفت و آمد داشتی؟ برای ارتباط با اینها وقت گذاشتی؟ یا نه رفیقها و کسانی که دوست داری شبیه اینها باشی همه از این جهنمیان هستند، مدل لباس پوشیدن و سبک زندگی و غذا خوردن تو معلوم است که تو می‌خواهی شبیه چه کسانی باشی آرزو داری که شبیه آنها باشی خلایق هر چه لایق.@عزیزان اولین دشمن انسان نفس انسان است خود انسان است اینجاست که احتیاج به رهبر دارد علامت تقوا دارد که یاد بگیرد در ارتباط با خودش تقوا داشته باشد در ارتباط با خودش حیا داشته باشد.@وقتی می‌افتی به رفاقت و چشم و هم‌چشمی و حسادت و حذف آدمها و آبرو بردن دیگران، غیبت دیگران، و یک چیزی را برای خودت می‌خواهی و برای دیگران نمی‌پسندی وقتی تنگ‌نظر می‌شوی وقتی یک کسی تقوا دارد خودش از خودش خجالت می‌کشد.@می‌گوید نه من نمی‌توانم اینطوری باشم من نمی‌توانم دیگران را له کنم آبرویشان را ببرم غیبت بکنم که خودم می‌خواهم لذت ببرم نمی‌توانم نان دیگران را ببرم یا لذت دیگران را خراب کنم و آرامش دیگران را خراب کنم.@مثل خواهر و برادرهایی که سر دزدیدن دل پدر و مادر همدیگر را حذف می‌کنند و آبروی همدیگر را می‌برند بی‌تقوایی می‌شود، بگذار پدر و مادر به من بیشتر توجه کنند بکشید یوسف را یا در چاه بیاندازید تا پدر ما را بیشتر دوست داشته باشد «وجه أبیکم» پدر به ما بیشتر رو بکند من محبوب‌تر بشوم بقیه بگذار ضایع بشوند فقط من را دوست داشته باشند، آخر چه می‌شود؟@پس ما احتیاج به عَلَم تقوی داریم شخصیتهایی داریم که در آنجا به ما یاد می‌دهند که در برخورد با خودمان چطوری بی‌تقوایی نکنیم و چطوری تقوا را رعایت کنیم که خودمان با دست خودمان به خودمان آسیب نزنیم.@بدی جهنم اینطوری که انسان در جهنم می‌فهمد که هیچ کس انسان را به جهنم نبرده جز چه کسی؟ خودش خودش را جهنم برده. پس بدترین دشمن خودمان هستیم این یک مانع. چهارتا مانع دیگر هست که ان‌شاءالله بماند برای جلسه بعد.@

والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@