جلسه 104 - شرح زیارت جامعه کبیره
شماره جلسه
104
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1398
ماه
9
روز
21
متن کامل (خام) ‌ جلسه 104 - شرح زیارت جامعه کبیره

شرح زیارت جامعه کبیره؛ جلسه 104 14/09/1398

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت.@

بحثمان در شرح جامعه کبیره در فقره «وَ أَبْوَابَ‏ الْإِيمَانِ» بود که بحث باب بودن را تا حدودی توضیح دادیم و فرمایش نسبتاً مفصلی هم از حضرت امام عسکری (علیه السّلام) تقدیم کردیم، حالا می‌خواهیم سراغ واژه ایمان برویم.@«وَ أَبْوَابَ‏ الْإِيمَانِ» دربارۀ ایمان محروم مصطفوی در التحقیق می‌فرماید: «ان الاصل الواحد في هذه المادة : هو الامن و السکون و رفع الخوف و الوحشة و الاضطراب» ایمان چون با اشتقاقات خیلی زیادی در قرآن آمده، می‌فرماید اصل واژه در این ماده، ماده الف، همزه، میم، نون، (امن).@اصل در این ماده امنیت و سکون هست، و رفع ترس و وحشت و اضطراب، پس اگر گفتیم ایمان که مصدر باب افعال هست، یعنی امنیت دادن، رفع ترس، رفع اضطراب، این در ایمان مهم است.@پس وقتی می‌گوییم فلانی ایمان دارد، یعنی خودش را به سکون و آرامش رسانده، ترسها و اضطرابهایش از بین رفته، وحشت‌هایش از بین رفته، امنیت گرفته، این ماده چگونه به وجود می‌آید؟ در واقع کسب امنیت را نسبت به چه چیزی انجام می‌دهیم؟ ایمان به چه چیزی پیدا می‌‌کنید که در اثر آن انسان آرامش می‌گیرد، ترسها و اضطرابهایش برطرف می‌شود، سکون پیدا می‌کند.@آن ایمان به خودمان هست، در درجه اول قرآن هم داریم «وَ الْعَصْر إِنَّ الْإِنْسانَ لَفي‏ خُسْرٍ إِلاَّ الَّذينَ آمَنُوا» این ایمان همه انسانها دچار خسران هستند، و از طرف دیگر می‌توانیم بگوییم همه انسانها بی‌امنیت و مضطرب هستند، سکون و آرامش ندارند، مگر کسی که روحش امنیت پیدا کرده باشد.@طبق فرمایش پیغمبر اگر کسی معرفت نفس پیدا بکند، خودش را بشناسد، محبوب و معشوقش یعنی الله تبارک و تعالی را می‌شناسد و می‌فهمد خودش جز با الله آرامش ندارد، لیاقتش کمتر از او نیست، و بنابراین به الله ایمان می‌آورد، ایمان به الله بدون معرفت امکان‌پذیر نیست، نه بدون شناخت ذهنی.@ما خیلی از افراد هستند شناخت ذهنی به الله دارند اثبات علمی هم الله را می‌کنند، عقلشان هم الله را قبول دارد اما قلبشان مشکل دارد، قلب، ایمان آوردن قلب، باور قلبی این خیلی مهم است، که امنیت مال قلب است، مال ذهن نیست، ذهن یک چیزی را می‌فهمد می‌پذیرد، یا قبول دارد یا قبول ندارد، اما امنیت مال قلب است.@اضطراب و ترس و وحشت مال قلب است لذا این ماده با قلب انسان سر و کار دارد، می‌گوید «آمَنوا» یا ایمان، پس ادامه این جمله خیلی خوب است از مرحوم مصطفوی «و الايمان جعل نفسه او غيره في الامن و السکون» ایمان یعنی روح و نفس‌ات را، یا غیر نفس‌ات را در یک امنیت و سکون قرار بدهی، یعنی تو وقتی که ایمان می‌آوری خودت را به امنیت می‌بری.@وقتی ایمان نداری صرفاً یک مسلمان هستی، تسلیم شدی، اما آرامش قلبی نداری، قلبت اطمینان ندارد، تو به سکون نمی‌رسی، ایمان هست که انسان را آرام می‌کند، وحشتها، اضطراب‌ها، تاریکی‌های انسان را از انسان می‌گیرد.@و اصلاً تفاوت مسلمانان با مؤمنین همین هست، مؤمن امنیت دارد، آرامش دارد، مؤمن شاد است، این شخصیت یک مؤمن هست، مسلمان چون تسلیم شده، یک تسلیم ذهنی شده، یک تسلیم فکری شده، قلبش این چیزها را خیلی نپذیرفته، دلش نپذیرفته، چون دلش نپذیرفته، در دلش امنیت نیست، ایمان یعنی امنیت، ایمان یعنی اینکه ترس و اضطرابی نداشته باشی.@فرمود «جعل نفسه» این نفس خودش را امنیت قرار بده، و غیر از آن، حالا هر چیزی که هست، «و الايمان به حصول السکون و الطمانينة به» ایمان به الله یعنی حصول سکون، و طمأنینه به الله، انسان اگر به الله ایمان بیاورد، به آرامش می‌رسد، و به سکون می‌رسد.@چون الله را دارد «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعين‏ُ» ایمان باعث می‌شود انسان چون الله را دارد بتواند از الله کمک بگیرد، کسانی که مدام می‌گویند ما خدا را قبول داریم، خدا را دوست داریم، اما عرضه ندارند از او کمک بگیرند، با خدا در زندگیشان شاد نیستند، با خدا در زندگیشان آرام نیستند، خدا برای آنها کافی نیست، نسبت به کمالات پایینی بدون الله حریص هستند، این یعنی اینکه ایمان نیاوردند، آرامش ندارند.@اگر کسی خدا برای او کافی باشد، خداوند بارها می‌گوید با من امنیت داشته باشید، کنار من شاد باشید، کنار من آرام باشید، من برای شما کافی هستم، با من با چیز دیگری انس نگیرید، با من سراغ چیز دیگری نروید، «لا تَدْعُ مَعَ اللهِ إِلهاً آخَرَ لا إِلهَ إِلاَّ هُو» با خدا دنبال اله و معشوق دیگری نباشید، الهی غیر از من وجود ندارد.@اینها دیگر نباید اله ما باشند، اینها دغدغه‌هایی هستند که ما در سبک زندگی به آن احتیاج داریم دنبالشان می‌رویم، خوب هم هستند، نورانی هم هستند، ارزش هم هستند، اشکالی ندارد، اما دل انسان یک دلبر بیشتر ندارد، یک معشوق بیشتر ندارد، یک اله دارد، که برای او زنده است.@و در این مسیر از کمالات جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی، به اندازه‌ای که عشقش لطمه نخورد استفاده می‌کند، به اندازه‌ای که انسش لطمه نخورد، رابطه‌اش با خانواده آسمانیش خراب نشود استفاده می‌کند، و اگر بیشتر هم داشته باشد بیشتر استفاده می‌کند.@یعنی بیشتر شدن اینها به هیچ وجه به روابط عاشقانه او و انس او با غیب، با ملائکة الله، با انبیاء، با صدیقین، با شهدا، با خانواده آسمانی، و با الله لطمه نمی‌زند، او را غافل نمی‌کند، امنیت یعنی این، ایمان یعنی این، یعنی چیزی را داشته باشی که به تو سکون و آرامش بدهد، جلوی حرص‌های نفست را بگیرد، جلوی شُحّ نفست را بگیرد، جلوی زیاده‌خواهی‌ها، هاری‌های نفست را بگیرد، آرامت می‌کند، این ایمان است.@باز مرحوم مصطفوی (رحمت الله تعالی علیه) ایشان هم خودش خیلی آدم صاحب نفسی بود فقط یک دانشمند نبود، یکی از آدمهایی بود که قدرتهای خوبی داشت، و عارف بود، می‌فرماید که آرامش و سکون و عدم وحشت و اضطراب در قبال حوادث، در زندگی برای انسان خیلی حادثه‌ها پیش می‌آید، طبیعی هم هست، جمادی پیش می‌آید، انسان اموالش را از دست می‌دهد، گیاهی پیش می‌آید، حیوانی پیش می‌آید، علمی پیش می‌آید، حادثه پیش می‌آید.@ایمان یعنی اینکه حتی ممکن است رابطه‌اش با خدا خراب بشود، این حادثه از همه بدتر است، یک دفعه انسان بیفتد در یک ورطه‌ای از گناه، بیفتد در یک ورطه‌ای از غفلت، اما یک کسی که مؤمن هست زود خودش را برمی‌گرداند، زود بازسازی می‌کند، و قشنگ هم می‌تواند گذشته را جبران بکند، خدا هم برایش جبران می‌کند.@ایمان یعنی اگر یک کسی افتاد در ورطه‌ای از آلودگی‌‌ها، غفلت‌ها، گناهان و معصیت‌ها، بتواند برگرداند و بازسازی بکند، بگوید من می‌دانم با تکیه بر خدا تمام گذشته‌ام را می‌‌توانم جبران بکنم، می‌توانم همه ابدیتم را جبران بکنم، و لو 50 سال یک نفر آلودگی داشته باشد، یا غفلت پیدا کرده، می‌گوید می‌توانم کنار خدای خودم و کنار خانواده آسمانی خودم همه چیز را جبران کنم این ایمان است.@یک کسی می‌گوید نمی‌شود، نمی‌توانم، دیگر گذشته، این به قدرت خودش و رابطه خودش با حق تعالی ایمان نیاورده، در قبال حوادث و تکالیف، تکالیف خیلی وقتها افراد را مضطرب می‌کند، بعضی از افراد سالها عبادت مضطربانه انجام می‌دهند، از نماز بدش می‌آید، از روزه بدش می‌آید، ماه رمضان می‌آید ناراحت است، ماه رمضان می‌رود خوشحال است.@نماز می‌خواهد بخواند اضطراب دارد، حج می‌خواهد برود مضطرب است، از آن لذت نمی‌برد، از جشن نماز، جشن روزه، جشن حج، جشن عمره، متوجه نیست که وارد یک ضیافت آسمانی شده، متوجه نیست وارد یک بهشت شده، مضطرب است.@حرم هم می‌رود، باادب هم می‌رود، ولی در حرم هم آرامش ندارد، یعنی در حرم هم نمی‌نشیند در بهشت تکیه‌اش را بدهد مثل پادشاهان، مثل کسانی که آمدند عیاشی بکنند، نمی‌نشیند، اینقدر در چلوکبابی راحت تکیه می‌‌دهد که بنشینم اینجا روی تختش بگویم برایم اول چایی بیاورند، اول یک قهوه بیاورند، اول میوه بیاورند.@بعد بنشینم با دوستم یا همسرم گپ بزنم، بعد تازه یک سفارش غذا بدهم، آن هم با شیرینی، شاهانه می‌نشیند، این حرم می‌رود مضطرب است، یعنی هول است، نمی‌داند چکار بکند، زود می‌خواهد این زیارتنامه را تمام بکند، دو تا بوس می‌کند، بعد ساعت را نگاه می‌کند، بعد هم بیرون می‌زند.@نمی‌تواند در حرم عیاشی بکند، لذت نمی‌تواند ببرد، تکالیف برای انسان لذت‌بخش است، برای انسان یک تشریف هست، یعنی انسانی که مشرف می‌شود به یک تکلیف از آن لذت می‌برد، کنارش امنیت دارد، اضطراب ندارد@کسانی که در اجرای دستورات خداوند مدام احساس ننگ می‌کنند، احساس خجالت می‌کنند، اینجا رویمان نمی‌شود، آنجا کلاس ندارد، این نسبت به تکالیف الهی امنیت ندارد، ایمان نیاورده، ایمان یعنی اینکه هر چه که خدا گفته برازنده تو هست، زیبا هست «حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإيمانَ وَ زَيَّنَهُ في‏ قُلُوبِكُمْ» خدا یک کاری کرده که ایمان در دل شما محبوب دلتان باشد و ایمان را در دلتان زینت داده است.@حالا ایمان برای بعضی‌ها ننگ است، می‌گوید من رفتم شوهر کردم به یک خانواده، به این حزب‌اللهی‌ها شوهر کردم مجبور هستم رعایت بکنم، ولی خودش خوشش نمی‌آید از اینکه با آن خانواده ازدواج کرده، از آن کشش‌های معنوی همسرش خوشش نمی‌آید، از مهمانی‌های آنها خوشش نمی‌آید، از مراسمهای آنها خوشش نمی‌آید.@این خانم رفته در یک خانواده‌ای که آنها همه مؤمن هستند، این مسلمان است حالا از مجالس آنها خوشش نمی‌آید، از جلسات بهشتی اینها بیزار است، این را اگر ولش بکنی، برود در مجالس دوستانش، برود در مجالس فامیلهای خودش همان آدم قبلی است.@چون نسبت به تکلیف وحشت دارد، از حجاب متنفر است وحشت دارد، از نماز بدش می‌آید، از ریخت و قیافه اسلامی بدش می‌آید، از صورتهای مقدس متنفر است اصلاً انس ندارد، می‌ترسد شبیه اهل بیت بشود، امنیت در تکالیف یعنی این.@ایمان آوردن یعنی تو وقتی به تو تکلیف می‌دهند کیف بکنی، بگویی خدا را شکر من الان تکلیف دارم، الان یک عالم کارهای قشنگ دارم انجام بدهم، چقدر خوب است که من نماز صبح دارم، چقدر خوب است که من نماز ظهر و عصر دارم، چقدر خوب است که من عبادت دارم، چقدر خوب است من اهل بیت را دارم، چقدر خوب است ماه رمضان دارم، رجب دارم، شعبان دارم، محرم دارم، صفر دارم، از آن لذت می‌برد، کنار اینها خیلی آرام است.@تکالیف شرعی، تکوینی و تشریعی، و اطاعت و تسلیم، تشریعی مثل همینها که در شرع مقدس داریم می‌خوانیم، تکالیف تکوینی یعنی اینکه ما یکسری وظائف تکوینی و خلقتی داریم باید انجام بدهیم، نسبت به بدنمان، نسبت به طبیعت اینها تکالیفی هست که باید انجام بدهیم، نسبت به عقل و شعورش.@و اطاعت و تسلیم، ایمان یعنی اینکه تو بفهمی برای چی آفریده شدی، و او خدای مهربان و معشوقت هست، اله تو هست، تنها کسی است که لیاقت عشق‌ورزی و مهرورزی را دارد، هر کمالی در هر کسی می‌بینی که عاشق او می‌شوی، هر کمالی در هر شیئی که می‌بینی که عاشقش می‌شوی اصلش دست خدا است پس ما در واقع عاشق خدا هستیم.@هر چه که می‌خواهیم، آسایش می‌خواهیم ابدیش دست خداست، هر چه که می‌خواهیم در اختیار خدا است، عاشق خدا هستیم، بفهمی چقدر تو را دوست دارد، این خیلی مهم است، یکی از مراتب ایمان کشف این هست که تو بفهمی چقدر محبوب هستی، این شیطان هست که ما را با لغزشها و گناهانمان اولین کاری که می‌کند ما را از چشم خودمان می‌اندازد.@ما را پیش خودمان بی‌آبرو می‌کند، ما را پیش خدا بی‌آبرو می‌کند، روابط ما و خدا را شکرآب می‌کند، در حالی که خداوند تبارک و تعالی با ما اینطوری است، خدا اینطوری نیست که ما وقتی گناه بکنیم از چشمش بیفتیم، اینطوری که نتوانیم جبران بکنیم، نتوانیم نزدیکش بشویم، اینطوری نیست.@اهل بیت اینطوری نیست اگر ما فرزندانشان هستیم، پدر و مادر الان بچه صد جور خلاف می‌کند باز عاشقش هست، دوستش دارد، از چشمش نمی‌افتد، حالا این عشق را در اهل بیت، در خداوند به بینهایت ببر، ما از چشم خدا نمی‌افتیم@خدا حفظ بکند یکی از اساتید ما گفت هر موقع یکی از بندگان خدا از چشمت افتاد تو از چشم خدا می‌افتی کسی از چشمت نیفتد، ما از چشم خدا نمی‌‌افتیم، خدا بی‌نهایت ما را دوست دارد، خدا دشمنانش را دوست دارد.@خدا می‌گوید اگر آنهایی که از من فرار می‌کنند، «لَو عَلِمَ المُدبِرون» از من خوششان نمی‌آید از من فرار می‌کنند، می‌دانستند من چقدر دوستشان دارم، و چقدر به آنها اشتیاق دارم، از شوق من می‌مردند، چه برسد به دوستانم، ما این را نمی‌‌فهمیم.@یکی از چیزهایی که ما باید به آن ایمان بیاوریم این است که ما بفهمیم که اهل بیت، بفهمیم که غیب خیلی ما را دوست دارند، شما هر وقت حرم حضرت عبدالعظیم (علیه السّلام) می‌آیی گیج و گنگ نباید باشی که حضرت عبدالعظیم کیست.@حضرت عبدالعظیم یک سیدالکریم بزرگی هست که فوق‌العاده نسبت به تو مهربان است، که سیدالکریم است، دوستت دارد، پیش یک کانونی از عشق نسبت به خودت می‌روی، کانونی از محبت الهی، حضرت حمزه (سلام الله علیه) حضرت امامزاده طاهر (سلام الله علیه).@آنجا که انسان می‌رود وارد بهشتی می‌شود که شخصیت‌های برجسته‌ای همه شما را دوست دارند و عاشق شما هستند، ایمان بیاورید به اینکه خدا خیلی ما را دوست دارد، خیلی برای ما ارزش قایل است، این خیلی مهم است، تا این را نفهمی نمی‌توانی رابطه عاشقانه داشته باشی، و متوجه نیستی نمی‌توانی بالا بکشی.@حالا یک موقع آدم لغزشی دارد، مؤمن بالاخره یک مقدار لغزش دارد، قرآن هم می‌گوید حتی متقین، از مؤمنین بالاتر هستند، «وَ الَّذينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُم‏» یک فرد متقی ممکن است پایش بلغزد، دچار فحشایی بشود، ظلم به نفس بشود، اما زود اینها جبران می‌کنند، قیمتشان پیش خدا کم نمی‌شود.@حالا یک موقع کسی لغزید و کاری کرد، ما هم نباید با لغزش آدمها از چشممان بیفتند، این بی‌انصافی است، و خدای نکرده کسی را سرزنش بکنیم، این خوب نیست، نصیحت و خیرخواهی خوب است.@ایمان یعنی اینکه تو قلبت آرامش داشته باشد در حوادث زندگیت، در تکالیفی با آن روبرو هستی، اضطراب نسبت به اجرای دستورات نداشته باشی، و اطاعت و تسلیم داشته باشی، او می‌خواهد تو را ببرد به یک مقام بی‌نهایت، پس خودت را به او بسپار شک نکن، ترست را کنار بگذار، دو دل نباش.@(ای یک دله صد دله دل یک دله کن) نترس خودت را به او بسپار بگو من آمدم تسلیم بشوم، هر کاری تو بگویی من همان را می‌کنم، هر کاری بگویی نکن نمی‌کنم، این ایمان است، ایمان یعنی کنار این امنیت دارم، شک و تردید ندارم.@نمی‌آیم یک چیزش را رعایت بکنم بعد شک بکنم بگویم شاید فلانی هم که غیر امام است یک چیزی دارد می‌گوید، راست بگوید، از این انواع و اقسام‌ عرفانهای مسخره‌ای که الان آمده، امام یعنی خلیفة الله، یعنی مظهر خدا، او هر چه گفت، عمل کن.@ایمان بیاور خودت را به او بسپار، دنبال سبک و سیاق دیگری نباش، دنبال زندگی دیگری نباش، دنبال یک سبک زندگی دیگری نباش، وقتی دنبال یک سبک زندگی می‌روی یعنی به این شخص ایمان نیاوردی، یعنی تو دنبال یک الگو داری می‌گردی، غیر از خدا، غیر از معصوم، وقتی اینطوری هستی ایمان نیاوردی.@ایمان یعنی اینکه الگویی غیر از خدا و اهل بیت برای زندگیت انتخاب نکنی، بگویی من حیف هستم، چون قیمت هر آدمی الگویش هست، وقتی آرزوی یک طور دیگر می‌کنی، یک جور بودن می‌کنی، یک طور دیگر بودن می‌کنی، یعنی هنوز نفهمیدی چه کسی هستی، و قیمتت چیست، نفهمیدی که چه چیزی داری، چه کسانی را داری.@یعنی الان می‌گوییم تولد امام حسن عسکری، اصلاً انگار نه انگار، می‌گویی تولد دختر عمه، دختر دایی، باز می‌بینی این آنجا خوشحالتر است، تولد امام عسکری یعنی پدرت، امام عسکری یعنی پدر امام زمان، امام عسکری یعنی کسی که با اینکه همه ائمه آدمهای برجسته و با ابهتی بودند، امام عسکری در بین همه ائمه معروف است به عظمت و ابهت.@یعنی این امام یک طوری بوده که با شش تا خلیفه ایشان هم دوره بوده، سلاطین خدم و حشم‌هایشان امام را می‌دیدند، همه آنها تحت تأثیر امام قرار می‌گرفتند، امام عسکری خیلی وجود مقدس و با عظمتی است، این پدر تو است، این امام تو است.@آقای اسکندری داشت می‌خواند یک دفعه رفتم دیدم که خانم فاطمه زهرا جشن تولد فرزندش چکار می‌‌کند، اینها با این مادر چه صفایی می‌کنند، و خوش به حال کسانی که با این مادر و بچه‌ها، با این پدر امیرالمؤمنین، با رسول الله با اینها در زندگیش می‌پرد، عشقش اینها است، با اینها زندگی می‌کند، با اینها سبک زندگیش را مشخص می‌کند، کیف می‌کند که با اینها است.@خوش به حال یک کسی که این را می‌فهمد و بهجت و شادی و لذت در وجودش می‌آید که من جزء این خاندان هستم، امام صادق فرمود وقتی صلوات می‌فرستید بگویید محمد و آل محمد که آل محمد شما هستید.@حس از آل پیامبر بودن همه وجود آدم را پر می‌کند، آدم بد است، زشت است، این یک فحشای بزرگ است، که انسان با اینکه جزء آل محمد هست یک چیز دیگر هم بخواهد، یک آرزوی دیگر هم داشته باشد، دنبال یک سبک زندگی دیگری هم باشد، دنبال یک هوس دیگری هم باشد، غیر از اینکه از این خاندان باشد، به ما کم دادند.@کم عزت دادند، کم شرافت دادند، کم اکرام کردند، ما اینقدر بیچاره هستیم که اگر یک ذره وضع مالیمان خراب بشود، همه روابط عاطفی‌مان با غیب به هم می‌ریزد، حواسمان نیست که ما جزء آنها هستیم، ما یک ذره بحث شکممان، غذایمان به هم می‌ریزد، یک ذره مشکلات خانوادگی پیدا می‌کنیم، یک ذره در روند زندگی‌مان مشکلات پیدا می‌شود با خدا و اهل بیت قهر می‌‌کنیم.@اگر یک کسی حواسش باشد که چه شرافتی دارد آنها چه اکرامی به او کردند، ایمان یعنی این، وقتی فهمیدی این امام لایق تو است، تو هم لایق این امام هستی، این را فهمیدی، حالا می‌فهمی (ابواب الایمان) بودن یعنی چی، یعنی تو اصلاً دوست نداری از هر در دیگری غیر از معصوم به خدا برسی، چون درهای دیگر تو را به خدا نمی‌رساند، مگر امامت، مگر امام زمان، مگر معصومین تو را به خدا می‌رسانند.@ مرحوم عارف کامل مرحوم سید حسین همدانی درودآبادی در شموس الطالعه شرحی دارد ایشان به جامعه کبیره، ایمان را ببینید چقدر قشنگ معنا می‌کند، حقیقت ایمان عبارت است از اینکه بنده همه نعمتهایی که خدا به او داده است به کسی که ایمان به وی واجب است تسلیم کند، یعنی به خدا، یا به کسی که ایمان به او واجب است، یعنی معصوم.@بگوید خدایا من همه وجودم مال تو است «بِأَبِي‏ أَنْتُمْ‏ وَ أُمِّي‏ وَ أَهْلِي وَ مَالِي وَ أُسْرَتِي‏» این یک مقام است که یک کسی برود جلوی چهارده معصوم بایستد بگوید من پدرم، مادرم، جانم، فرزندم، همه کسم فدای شما، چون فدای خانواده آسمانی خودش می‌کند، غریبه نیست، این ایمان می‌شود.@ایمان یعنی انسان شک و تردیدهایش را کنار بگذارد، در وقف شدن برای معصوم، وقف شدن برای امام زمانش، این ایمان می‌شود؛ و چنین اعتقاد داشته باشد که تصرف آن کس در وی جز به مصلحت وی نیست.@یعنی معصوم هیچ نیازی به تو و مال و جان و ناموست ندارد، اگر یک جایی برای تو یک شرائطی فراهم می‌کند، که از مالت، جانت، ایل و تبارت، ناموست، شخصیتت، آبرویت هزینه بکنی به نفع تو این کار را کرده، نه به ضرر تو، طمعی در مال تو ندارد، چون خودش همه چیز دارد، اصلش دست خودش است.@خزائن غیب دست معصوم است، همه چیز دست معصوم است «كُلَّ شَيْ‏ءٍ أَحْصَيْناهُ في‏ إِمامٍ مُبينٍ» همه چیز دست امام مبین است، تمامش دست امام است، امام نیازی به ما ندارد، پس اگر یک جایی تو را خدا یا امام می‌گوید بیا وسط، جهاد، خمس بده، زکات بده، بیا نماز بخوان، برو حج، برو روزه بگیر، حجابت را رعایت کن، به نفع تو است، و به خاطر تو دارد این کار را می‌کند نه به ضرر تو.@بنابراین فکر نکن یک چهره عبوس آن وسط خوابیده، آن بالا می‌خواهد تو را اذیت بکند و تو را نمی‌فهمد، می‌گوید این قوانین چیست، من اصلاً اینها را نمی‌فهمم رعایت هم نمی‌کنم، حالا بعضیها افتخارشان در دنیا به این هست که با اینها مبارزه بکنند، با خدا و احکام خدا، بعضیها افتخارشان این هست که ما با اینها مبارزه می‌کنیم.@همین چند وقت پیش یک آدم احمقی را دیدم که یک شعری را در مورد امیرالمؤمنین (علیه السّلام) خوانده بود، می‌گفت مثل سگ پشیمانم، هزار بار مثل سگ پشیمانم برای این آقا من شعر خواندم، شما فکر کنید آدم چقدر بدبخت می‌شود.@این اگر می‌فهمید فرزند امیرالمؤمنین است اینطوری می‌گفت، اگر می‌فهمید خودش فرزند امیرالمؤمنین است، امیرالمؤمنین پدر آسمانیش هست، اهل بیت را می‌فهمید، می‌فهمید غایت خلقت این، این هست که به شخصیت امیرالمؤمنین نائل بشود، در بهشت و بالاتر از بهشت تا بینهایت کنار امیرالمؤمنین باشد این آدم یک همچین حرفی می‌زد.@بعضیها افتخارشان به این هست که قوانین دینی را مسخره کنند، رعایت نکنند، با شهوت، با حرص، با ولع اینها را زیر پا می‌گذارند، مجالس مختلط، مجالس فاسد را شما نگاه کنید، عروسیها، که افراد اصرار دارند که معصیت کنند، به معصیت افتخار می‌کنند، به مسخره کردن احکام الهی.@بعضیها حتی ننگشان می‌آید که خانواده‌شان برایشان اسمی از اهل بیت گذاشته، می‌روند اسمشان را عوض می‌کنند، اگر کسی می‌فهمید این اسمها یعنی چی، می‌رفت این اسما را عوض می‌کرد، آنهایی که می‌فهمند اسمهای جمادی، گیاهی، حیوانی‌شان را عوض می‌کنند، اسم انسانی روی خودشان می‌گذارند، من حیف هستم با این اسم خطاب بشوم، من یک اسم انسانی و آسمانی می‌خواهم می‌رود اسمش را عوض می‌کند.@آنوقت آنهایی که اسم آسمانی دارند، خیلیها ننگشان می‌آید که اسم آسمانی برایشان انتخاب شده، می‌روند اسمهای جمادی، گیاهی، حیوانی انتخاب می‌کنند؛و چنین اعتقاد داشته باشد که تصرف آن کس در وی جز به وجه مصلحت وی نیست و او امین در رفتار با بنده است، (امین الله فی خلقه، امین الله فی ارضه).@اگر چه دست به کشتن او زند، و یا همه اموال او را بگیرد، و با فرمان به کشتن فرزندانش دهد، و یا بین او و زنش جدایی افکند، (صفحه 178 شموس الطالعه) یعنی اگر یک حکمی می‌دهد که تو باید در آن از بخش جمادی، گیاهی، حیوانی، علمی‌ات بگذری بفهم که به نفع تو است، نترس.@به ابراهیم خدا می‌گوید برو اسماعیل را سر ببر، ما مدام می‌گوییم ابراهیم سر بچه را برده به راه خدا ببرد، اسماعیل را نمی‌گوییم که چه نجابتی دارد، به پدرش می‌گوید «يا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُني‏ إِنْ شاءَ اللهُ مِنَ الصَّابِرين‏» پدر هر کاری امر شده بکن من صبر می‌کنم، این اسماعیل است.@همین دیروز مراسم تجلیل از خانواده شهدا بود، یک مادر شهیدی، آدم مادران شهدا را می‌بیند، 3 تا 4 تا، 5 تا، دو سه تا شهید داده بود گفت دو سه تا دیگر هم دارم آنها هم لازم باشد فدای اسلام می‌کنم، مادر شهیدی که مشهدی است 6 ماه تمرین می‌کند افغانی حرف بزند تا سپاه افغانی‌ها او را قبول بکند به عنوان افغانی فرزندانش را ببرد سوریه تا به شهادت برسند، هر دو فرزندش هم شهید شدند.@این شک و تردید ندارد، این رابطه‌اش با شوهرش تنظیم شده است، عاشق شوهر و فرزندانش هست، اما یک عشقهای بزرگتری در وجودش هست که به این اوج می‌دهد، به این افتخار می‌دهد، به این عزّت می‌دهد، لذا مفهومی به اسم مصیبت، بدبختی، بیچارگی، فقدان در زندگی این آدمها راه ندارد.@اینطور نیست که اگر شوهرش رفت، بچه‌هایش رفتند احساس بی‌کسی و بدبختی بکند، اینطور نیست که گدایی عاطفی از کسی بکند، خودش را خوار و ذلیل کسی بکند، اصلاً اینطور نیست، خدا را دارد، اهل بیت را دارد، غیب را دارد، این آدم، آدم قوی است، آدمی نیست که به ذلت و خواری بیفتد، ایمان یعنی این.@ایمان یعنی وقتی داری، یعنی به آنچه که داری ایمان بیاوری، باور کنی که چه چیزی داری، اگر این را باور کردی آن موقع همیشه شاد و آرام هستی؛ در رابطه با ایمان چند آیه برایتان بخوام، اولیش سوره نساء آیه 65 خداوند تبارک و تعالی ایمان را می‌خواهد معنا بکند.@می‌گوید «فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ» نه، قسم به پروردگارت، خدا دارد قسم می‌خورد، «فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ» تا اینکه هر وقت اختلافی بینشان اتفاق می‌افتد تو پیغمبر را حاکم بکنند، یعنی حَکَم قرار بدهند، بگویند پیغمبر من الان چیزی نمی‌فهمم.@الان یک زن و شوهری بینشان اختلاف است، حقوق زناشویی چطوری است، حق مرد چقدر است، حق زن چقدر است، اینها را در همسران جوان ما توضیح دادیم، غیر از مهارتهای دو است، آنهایی که در حق‌ها ابهام دارند، یا رعایت نمی‌کنند، این همسران جوان را حتماً کار کنند، چهار جلسه حقوق زنان را گفتیم، سه جلسه هم حقوق مردان را.@حقوق چیست؟ یک موقع زن و شوهر عاشقانه زندگی می‌کنند، یعنی آن مودت بینشان هست، برای همدیگر می‌میرند، هر کدامشان آن یکی را اصل قرار می‌دهد، این مودت است، یک موقع است نه بالاخره می‌خواهند قانونی تکلیف زندگیشان مشخص بشود، یک جاهایی شک است، یک جاهایی تردید است، یک جاهایی تزلزل است.@می‌گوید حقوق خانواده را در نظر بگیر، حقوق مشخص است، الان حق مرد چیست؟، حق زن چیست؟ حق کودک چیست؟ حق پسر چیست؟ حق برادر بزرگ چیست؟ حق پدر چیست؟ حق مادر چیست؟ حق همسایه چیست؟ حق رئیس چیست؟ حق استاد چیست؟ حق شاگرد چیست؟ حق امام جماعت‌مان چیست؟ اینها حقوق است.@اینکه من مدام تأکید می‌کنم 50 سؤال روز قیامت اینها سؤالات روز قیامت است، شرح رساله حقوق امام سجاد 50 تا حق آنجا آورده این حقها را باید یاد بگیریم حقوق چیست، چه کسی تعیین می‌کند ما باید چکار بکنیم؟ چه کسی تعیین می‌کند زن در مقابل شوهرش چه وظائفی دارد، شوهر در مقابل زنش چه وظائفی دارد.@چه کسی تعیین می‌کند که بچه نسبت به پدر و مادر چه وظائفی دارد، پدر و مادر نسبت به بچه چه وظائفی دارند، چه کسی تعیین می‌کند، موقع کار اقتصادی خمس یعنی چی؟ خمس را چه کسی برای من وضع کرده است؟ چه کسی تعیین کرده من نسبت به فقرا چه وظیفه‌ای دارم، چه کسی تعیین کرده من نسبت به مردمی که در سراسر جهان مورد تجاوز قرار می‌گیرند چه وظیفه‌ای دارم، اینها حقوق است باید رعایت بشود.@می‌گوید من درآوردی که شما نمی‌توانید برای خودتان وظیفه تعیین کنید، یک زنی که حقوق شوهرش را رعایت نکند، هر کاری هم دلش می‌خواهد بکند، بعد هم بگوید من مسلمان و مؤمن هستم، یا مردی که هر کاری دلش خواست نسب به زن و بچه‌اش بکند بعد بگوید من مسلمان و مؤمن هستم.@این نمی‌شود بالاخره یک حقوقی هست که اقتضا می‌کند به تو نظم زندگی می‌دهد، چه کسی تعیین می‌کند، حق چشم چقدر است، حق گوش چقدر است، الان حضرت می‌گوید شما شب بیدار می‌مانید پول بیشتری درآمد دارید.@الان مثلاً 8 ساعت در محل کارت کار کردی، می‌گویی الان که دارند پول می‌آورند بگذار من 12 ساعت بایستم کار کنم پول بیشتری در بیاورم، بعد می‌بینی هنوز دارد استقبال می‌شود، جمعیت هستند، می‌گویی می‌ایستیم تا 11 ـ 12 شب.@حضرت می‌گوید این پولی که تو با رعایت نکردن حقوق دیگران همسرت، فرزندانت، بدنت، به مغزت فشار می‌آید، به چشمت فشار می‌آید، می‌گوید پول در می‌آوریم، تا 12 شب می‌ایستیم پول در می‌آوریم چون مردم می‌خواهند، آن پول حرام است داری می‌خوری، چون از طریق جنایت، از طریق ظلم به بدنت، ظلم به بقیه داری به دست می‌آوری.@پولدار داری می‌شوی، شاغل داری می‌شوی، مثل آنهایی که در کار اقتصادی وارد می‌شوند، همه آدمها را زیر پایشان له می‌کنند، این که نشد، الان چه کسی این حقوق را تعیین می‌کند؟ خدا، به تو نظم می‌دهد، چون خدا اینها را آفریده است.@می‌گوید هرگز ایمان نیاوردند مگر اینکه در مواردی که شک دارند، اختلاف بینشان پیش می‌آید تو را حاکم کنند، «حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا في‏ أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً ًمِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْليماً» در دلشان ناراحت نشوند از آن حکمی که تو کردی.@بگویند اَه یعنی من نسبت به شوهرم این وظائف را دارم، نسبت به خانواده همسرم این وظائف را دارم، نسبت به همسرم این وظائف را دارم، نسبت به فرزندانم باید این کارها را بکنم، اعصابش خورد نشود یعنی وقتی پیغمبر و خدا گفت بگوید آها همین است، چشم همین است.@ما الان خانم اینجا می‌آید اصرار دارد اربعین برود، عرض می‌کنم خواهر من الان شما بچه کوچک داری این بچه در مسیر اذیت می‌شود، مریض است، مریض می‌شود، آمده می‌گوید استاد شوهرم راضی نیست اربعین بروم ولی من خیلی دوست دارم بروم، راضی نیست نرو.@زورش می‌آید می‌گوید می‌خواهم بروم امام حسین را زیارت بکنم، خدا آن اجر را به تو می‌دهد، الان من خیلی دوست دارم اربعین بروم ولی پدرم مریض است به من نیاز دارد، عقل دارد می‌گوید باید بایستی خدمت پدر و مادرت را بکنی.@خانمم باردار است، ماه حملش است، اگر من اربعین بروم، بعضی از آقایان من می‌بینیم قرار است دو روز به اربعین خانمش وضع حمل بکند، بروم اربعین زیارت بکنم، این چه زیارتی است، باید بالای سر همسرت بایستی، باید بایستی همسرت را دلجویی بکنی، موقع تولد بچه کنار همسرت باشی.@جهاد واجب شرعی که نیست، جهاد مستحبی هم باشد نرو، جهاد واجب شرعی که نشده، آمده خدمت پیغمبر یا رسول الله من دوست دارم با شما بیایم جهاد، پدر و مادرم اذیت می‌شوند پیرزن و پیرمرد هستند، حضرت می‌گوید پیش پدر و مادرت باشی از چقدر جهاد بالاتر است، چون جهاد واجب نیست، جهاد مستحبی است، به اندازه‌ای اگر نیرو کافی باشد دیگر نیازی ندارم، یک تعدادی نیرو می‌خواهم آن هم آماده است.@ناراحت می‌شود وقتی به او می‌گویی نرو، می‌گوید شوهرم گفته فلان جا نرو، خب نرو، چرا زورت می‌آید، حکم خدا است، تو با شوهرت هم کار نداشته باشد، حکم خد است، می‌گوید نرو تمام شد، تو مگر تسلیم خدا نیستی.@«ثُمَّ لا يَجِدُوا في‏ أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً ًمِمَّا قَضَيْتَ» سختی احساس نکنند در آن حکمی که تو می‌کنی، این وظیفه من است باشد انجام می‌‌دهند، من زورم می‌آید، خدا چرا این حرف را زده، خدا چرا ملاحظه ما زنها را نکرده، خدا چرا ملاحظه ما مردها را نکرده، خدا زن‌سالار است، خدا طرفدار زنها است، خدا طرفدار مردها است@اینها همه حرفهای احمقانه‌ای هست که نشان می‌دهد شخص به خدا و دین و پیغمبر ایمان نیاورده، چرا پیغمبر 9 تا زن داشته، به تو چه ربطی دارد، لازم بوده 9 تا زن بگیرد، چرا اینطوری کرده، حکم خداست، خدا اینطوری حکم کرده که ایشان با چند نفر ازدواج کرده، قوانین ازدواج پیغمبر با قوانین ازدواج همه مردان عالم فرق دارد، قرآن هم می‌گوید، مگر روی هوی و هوس بوده، مگر روی تنوع‌طلبی بوده، این نبوده.@چرا ما حکم قصاص داریم، قصاص برای چی آمده، قصاص خشن است، قصاص خشن نیست، قصاص اگر یک کسی چشم من را درآورد چشم او را در بیاورید که جنایت تکرار نشود، حکم اسلام است، حکم رحمتی است، «وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الْأَلْبابِ» در قصاص حیات شما است، اگر قصاص همه جا رعایت می‌شد به این راحتی جنایت اتفاق نمی‌افتاد.@ولی حالا رعایت نمی‌شود این همه جنایت اتفاق می‌افتد، بعضیها اینقدر بی‌شعور و احمق هستند، که می‌گویند ما از خدا مهربانتر هستیم، اسلام چرا این حکمش اینطوری است خشن است، خدا می‌گوید من کل این عالم را با یک درصد رحمتم خلق کردم، یک درصد رحمتم بین میلیاردها انسان در طول دهها هزار سال دادم، 99% مهربانیم را هنوز ظهور ندادم.@این خداست، یعنی تو از خدا که تو را خلق کرده مهربانتر هستی، از پیغمبر مهربانتر هستی، چرا امیرالمؤمنین در یک جنگ در روز هزار نفر آدم را شمشیر زده کشته، یعنی تو از امیرالمؤمنین مهربانتر هستی، شیطان اینطوری در جلد آدم می‌آید، حماقت اینطوری به آدم تحمیل می‌کند.@این حکم اسلام خیلی خشن است، این اینطوری است، این بی‌ایمانی است، ایمان یعنی اینکه هر چه خدا گفت دقیقاً باید همان بشود، وقتی رحمتت بیشتر از خداست یعنی شیطان دارد تو را احمق می‌کند، داری شیطان را عبادت می‌کنی، مگر می‌شود من از خدا مهربانتر بشوم، از پیغمبر مهربانتر باشم، از ائمه مهربانتر باشم، که بگویم این خشن است.@اسلام واقعاً بی‌رحم است، این سگهای بیچاره چه گناهی دارند، سگ به این خوبی و نازی در خانه باشد، طوری نمی‌شود، گربه مگر طوری می‌شود! خدا گفته سگ نجس است حریم رابطه‌ات را باید با آن حفظ بکنی، گربه را باید رابطه‌اش را حفظ بکنی، امام رضا فرمود یعنی برایت ضرر دارد، یعنی اگر در زندگیت بیاید فاجعه و مریضی ایجاد می‌کند.@تناسب ندارید این مواد به شما، مثل اینکه یک کسی الان بگوید برق به این قشنگی روشن است، چه اشکالی دارد من دستم را بزنم، تو را می‌کشد، باید حریم حفظ بکنی، خوب است، قشنگ است باید حریم‌ات را حفظ بکنی.@پلنگ هم خیلی قشنگ است، جنگل پیش او می‌روی، شیرها هم خیلی خوشگل هستند، مارها خیلی خوشگل هستند، عروسها، من یک موقع بچه بودم نوجوان بودم رفته بودم وسط دریا، از داخل کشتی وسط دریا شیرجه زدم، آن هم وسط عروسها، آن موقع ما مجرد بودیم، رفتیم وسط عروسها، حواسمان نبود، این ناخدا با بدبختی داد و فریاد من را بالا کشید.@بعد گفت هفته قبل ناخدای این کشتی را همین عروسها کشتند، نیش دارد، نیشش آدم را می‌کشد، عروس که از سگ قشنگتر است، تو آنجا می‌روی به آنها دست بزنی، می‌گویی آدم را می‌کشد، یک حریمی باید بینشان باشد، خدا مهربانتر است.@بعد از طریق محبت و عاطفه و احساسات بقیه را احمق بکنند که اسلام دینش خشن است کنار بگذاریم، دین رحمت نیست، پیغمبر خشن است، و مدام سعی می‌کنند یک عالم مثل این داعشی‌های وحشی که همه آنها یهودی هستند، می‌آورند تربیت می‌کنند، به اسم پرچم پیغمبر یک عالم خشونت و وحشی‌گری بکنند به اسم اسلام، اسلام این است.@«وَ يُسَلِّمُوا تَسْليماً» تسلیم باشند، یعنی تسلیم قشنگ، خدایا هر چه تو بگویی همین است، من بهتر از تو نمی‌فهمم، بهتر از تو نمی‌دانم، مهربانتر از تو هم نیستم، حکیم‌تر از تو هم نیستم.@دکتر است درس خوانده، می‌گوید من باید اینجا بشکافم، این خشن است، من باید دستت را قطع کنم، من باید این چشم را در بیاورم خشن است، نه از رحمت این چشم را می‌خواهد در بیاورد چون تخصص دارد، بیشتر از پزشک می‌فهمی، باید این چشم را در بیاورم، این چشم اگر بماند بقیه بدنت هم فاسد می‌شود، باید در بیاورم چاره‌ای نیست، سعی کردم نشود شده، بیماری قند داری باید این پایت را قطع کنم از رحمت دارد قطع می‌کند، نه از خشونت، نه از کینه.@سوره احزاب آیه 36 «وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ يَعْصِ اللهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً مُبيناً» هیچ مرد مؤمنی و هیچ زن مؤمنی حق ندارد آنجایی که خدا دستور می‌دهد، «ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ» نه برای مرد مؤمن و نه برای زن مؤمن، آنجایی که خدا دستور دارد.@«أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ» اختیاری داشته باشد، آنجا اختیار نداری، آنجا حیطه تو نیست، ورود نکن خطرناک است، در مقابل خدا دچار تکبر می‌شویی، خطرناک است، کبریایی مال خداست، دچار تکبر بشوی، جلو بروی در آن مسیر وارد بشوی خدا ذلیلت می‌کند، دنیا و آخرت خوار می‌شوی.@اختیار نداری آنجا «أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ» اصلاً اختیار ندارم، حالا می‌گوید «وَ مَنْ يَعْصِ اللهَ وَ رَسُولَهُ» کسی که نافرمانی خدا و رسول را می‌کند، «فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً مُبيناً» یک گمراهی آشکار است، پزشک به او گفته این کار را نکن، وقتی نمی‌کنی این گمرهی آشکار است، می‌گوید این کار را نکن، مربی‌ات می‌گوید این کار را نکن این کار برای تو ضرر دارد خطرناک است.@لازم نیست خیلی فکر بکنی که کارم درست بود، غلط بود، اگر یک کسی خدا و رسول، خدا و اهل بیت را معصیت کرد، این آدم یک گمراهی آشکار دارد، یعنی انحرافش آشکار است، احتیاج به فکر کردن ندارد، من تا حالا مدتها دارم با فکر می‌کنم با خودم ببینم این دستور را رعایت بکنم یا نکنم، دستور صریح است، شک چیست.@کسی که خمس نمی‌دهد « ضَلَّ ضَلالاً مُبيناً»، کسی که زکات نمی‌دهد «ضَلَّ ضَلالاً مُبيناً»، یک کسی که نماز نمی‌خواند «ضَلَّ ضَلالاً مُبيناً» یک کسی که دستورات الهی را زیر پا می‌گذارد «ضَلَّ ضَلالاً مُبيناً»، آشکار است، خیلی فهمش سخت نیست.@یعنی آشکارا دارد معصیت خدا را انجام می‌دهد، یک کسی که بداخلاقی می‌کند، رعایت حقوق خانواده را نمی‌کند، یک کسی که فرزندانش را اذیت می‌کند، یک کسی که پدر و مادرش را آزار می‌دهد، اینها آشکار است، همسایه‌اش را اذیت می‌کند، یک کسی که امام زمان را فراموش می‌کند، یک کسی که کمکی به امام زمان در زندگیش نیست، یک کسی که هیچ چیزش به امام زمان نمی‌رسد «ضَلَّ ضَلالاً مُبيناً» اینها آشکار است.@یک روایت زیبایی از امام صادق (علیه السّلام) هست که حضرت می‌گوید تمام اعضای بدن شما، و قلب شما ایمان دارند، چشم ایمانی دارد که باید حدودش مشخص بشود، گوش ایمانش مشخص بشود، دست و پا ایمان دارند ایمانشان را مشخص کنید.@یعنی نمی‌توانی با دستت هر کاری را انجام بدهی، چشم مؤمن، با گوش مؤمن با چشم فاسق و گوش فاسق فرق می‌کند، چشم مؤمن می‌داند که باید چکار بکند، چه چیزی ببیند، و چه چیزی نبیند، گوش مؤمن می‌فهمد که چه چیزی باید بشنود، و چه چیزی نشنود.@حضرت می‌گوید که اینها ایمان هستند، ایمان بالات و پایین می‌‌رود، کم و زیاد می‌شود، درجات دارد، و آنچه که مهم هست، این هست که ما برای تعیین ایمان هر عضوی از اعضای بدنمان و این همه حیطه‌های عملی یعنی شریعت، اخلاق، و اعتقاداتمان نیاز به مربی و استاد داریم، نیاز به امام داریم، بدون این تو به هدف خلقتت نمی‌رسی، (ابواب الایمان) یعنی این، یعنی تو از در باید وارد بشوی.@امکان ندارد تو بتوانی بدون معصوم به الله برسی، «مَنْ‏ أَرَادَ اللهَ بَدَأَ بِكُمْ‏ وَ مَنْ‏ وَحَّدَهُ‏ قَبِلَ عَنْكُمْ» پس ما اینکه بگوییم فقط قرآن را قبول داریم به امام نیازی نداریم، بعضی از افراد می‌گویند ما فقط خدا را قبول داریم من کاری با اهل بیت و حدیث و اینها ندارم من فقط خدا را قبول دارم.@این خدایی که تو قبول داری کیست، این خدا تو چه نسبتی با او داری، و این خدا تو را چطوری به سمت خودش می‌خواهد هدایت بکند، مربی‌ات کجاست، بدون مربی تو می‌خواهی به این خدا برسی، این حرف احمقانه‌ای است، مگر می‌شود.@خدا چطوری تو را راهنمایی می‌کند؟ هر روز صبح جبرئیل در خانه‌تان می‌فرستد؟! به تو بگوید این کار را بکن، برای تو وحی می‌فرستد؟! خدا می‌گوید بدون آنها به من نمی‌توانید نزدیک بشوید، می‌گوید من فقط قرآن را قبول دارم، احادیث را قبول ندارم.@چند روز پیش یک جایی بودیم، می‌گفت من احادیث و اینها را نمی‌دانم، قبول ندارم، نمی‌دانم سندش چیست، من فقط قرآن را قبول دارم، قرآن گفته «وَ أَقيمُوا الصَّلاةَ» اما اینکه نماز دو رکعت صبح است، سه رکعت مغرب است، چهار رکعت ظهر و عصر است، اینها را چه کسی به شما غیر معصوم گفته است.@خدا فقط گفته روزه بگیرید یک مقدارش را مشخص کرده، چهار هزار تا احکام نماز را چه کسی در اختیار شما گذاشته غیر از معصوم، احکام روزه، احکام خمس، احکام حج، قرآن فقط یک کتاب قانونی اساسی است، کلیات را می‌گوید، تشریح نمی‌کند، قانون اساسی مجری و مفسر می‌خواهد.@قرآن مفسر می‌خواهد «وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ» این کتابی است که ما بر تو نازل کردیم، تا آنچه بر مردم نازل شده تو بیان بکنی و شرح بدهی، بدانی این آیه یعنی چی، این را معصوم به ما می‌گوید.@ما این همه احکام دین معصوم می‌گوید، از کجا می‌آید، قوانین حج کجاست در قرآن، یک کمش در قرآن است، هزاران قانون حج معصوم باید توضیح بدهد، و قوانین خانواده، قوانین معاملات، قوانین حدود، قوانین دیات، قوانین خمس، قوانین زکات، قوانین جهاد، اینها کلی فقط در قرآن آمده، جزئیاتش بالای سر انسان معصوم می‌خواهد.@پس اینکه یک کسی بگوید من می‌خواهم به خدا برسم، این عرفانهای مسخره‌ای که الان بیرون آمدند، عرفان حلقه، بعد می‌گویی ته‌اش کجاست، به کجا وصل است، احکام را چه کسی می‌گوید، می‌گوید این احکام نمی‌خواهد، برای اینکه بتوانند جذب بکنند، اولین کاری که در این عرفانها می‌کنند، شریعت لازم ندارید اول شریعت را حذف می‌کنند.@زن و مرد بیایند اصلاً حجاب لازم نیست، روابط زن و مرد هیچ اشکالی ندارد، بیایید هر کاری دلتان می‌خواهد بکنید، بعد به شما ذکر می‌دهیم، مدیتیشن می‌دهیم، شریعتش کجاست؟ می‌گوید شریعت لازم ندارد، که مردم را گول بزنند.@این عرفان دارد اما خوب است نماز نمی‌گویند بخوانید، عرفان دارد اما جهاد ندارد، جبهه و جنگ ندارد، خیلی خوب است، عرفان دارد ولی مبارزه با استکبار و دشمنان امام زمان ندارد، عرفان دارد اما اینها را ندارد ما راحت هستیم.@آن خدایی که تو از طریق این می‌خواهی به آن برسی خدای مخلوق است، خدای ساخته خودت است، و این مسیری که داری می‌روی ته‌اش به جهنم در می‌آید، شما هیچ وقت به خدای حقیقی و خدای واقعی نمی‌رسید، دچار توهم هستید.@این دست کم گرفتن خودت است، خدا می‌گوید من همه زمین و آسمان را برای تو خلق کردم، تمام قوانین بینهایت پیچیده‌ای که بشر هنوز نتوانسته یک دانه از مخلوقات خدا را بشناسد، با این همه مخلوقات، می‌گوید همه را برای تو آفریدم، تو شوخی نیستی که من تو را آفریدم.@تو را آفریدم که تو یک کسی شبیه خودم بشوی، این خیلی مربیش باید قوی باشد، یک خلیفة الله لازم داریم، یک مظهر خدا لازم داریم که بتواند ما را به این بزرگی تربیت بکند، این را ما بفهمیم فکر نکنیم سیر و سلوک یک چیز مسخره‌ای هست، شرعیات و رساله یک چیز مسخره‌ای هست، دست و پاگیر، نه اگر رساله را کسی رعایت نکند، مرجع تقلید نداشته باشد، در زندگیش قانون نداشته باشد به هیچ جا راه پیدا نمی‌کند.@

و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@

برای اردویمان ان‌شاءالله 7 تا 12 من خیلی می‌بینم عزیزان فرم ثبت‌نام ارسال کردند اما یک تعداد از عزیزان هیچ نوع آمادگی ندارند، باید حتماً روی کانال بروید بله، سروش، ایتا، و مقررات شرکت در اردو را عزیزان ببینند، یک سلسله پیش‌نیازها هست باید بگذرانید و ثبت‌نام هم بکنید.@کلاسها‌ی خانواده جناب استاد عظیمی در مؤسسه برقرار است، شنبه ساعت 14 الی 15 در مؤسسه برقرار است خانمها یا آقایان که می‌خواهند شرکت بکنند تشریف بیاورند.@