جلسه 090 - شرح زیارت جامعه کبیره
شماره جلسه
90
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1397
ماه
12
روز
16
متن کامل (خام) ‌ جلسه 090 - شرح زیارت جامعه کبیره

شرح زیارت جامعه کبیره؛ جلسه 90 16/12/1397

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت.@

بحثمان در شرح فقرات زیارت شریف جامعه کبیره رسید به «سَاسَةَ الْعِبَاد» در موردش توضیحات مفصلی را در این چند جلسه دادیم، چند نکته دیگر مانده که این مباحث خیلی مهم است، به مسائل امروز ما و آیندۀ خودمان، آیندۀ کشورمان و آیندۀ نظاممان، و آیندۀ اعتقادی‌مان یعنی مسئله ظهور آقا امام زمان (علیه السّلام) آمادگی برای ظهور حضرت بستگی دارد.@لذا این دو سه نکته‌ای را که می‌خواهیم بگوییم، این جلسه و جلسه آینده عزیزان خوب دقت بکنند؛ دربارۀ ضرورت تشکیل حکومت توسط رهبران الهی یعنی انبیاء و ائمه (علیهم السّلام) توضیح دادیم که چون فلسفۀ خلقت انسان این هست که انسان‌ها برای قرب الهی و تشبّه به حق تعالی آفریده شدند.@هیچ کدام از چهار آرزوی پایینی انسان، و چهار شأن پایینی انسان هدف خلقت انسان نیستند، انسان نه آفریده شده که به ثروت برسد، یا به رشد بدنی و تغذیه‌ای مناسب، تولیدمثل برسد که اینها شئون گیاهی هست، یا ازدواج و تشکیل خانواده و اجتماع و اینطور چیزها، برای این آفریده نشده، یا برود دانشمند بشود، دکتر و مهندس بشود بعد از یک مدت هم بمیرد.@اینها شئون پایینی انسان هست، انسان فقط در مرحله پنجم شخصیتش انسان است و برای همین هم آفریده شده یعنی خداوند تبارک و تعالی این چهار مرحله پایینی را مقدمه آفریده برای این بخش پنجم که بخش اصلی ما است.@یک موقع یک کسی می‌گوید من بخش پنجم را دوست ندارم، من نمی‌خواهم به قرب خدا برسم، چه کسی را باید ببینم، بعضیها می‌گویند ما بهشت نمی‌خواهیم برویم چه کسی را باید ببینیم، کسی که دارد این حرف را می‌زند انسان نیست.@اگر کسی در وجودش گفت من نمی‌خواهم بهشت بروم، من می‌خواهم جهنم بروم، اصلاً کسی با بهشت و جهنم ما کار نداشته باشد، عیسی به دین خود، موسی به دین خود، اگر نخواهم این مسیر را بروم باید چه کسی را ببینم آن کسی که دارد این حرف را می‌زند این بخش نیست، آن بخش‌هایی که دارد غر و نق می‌کند بخش‌های پایینی است که دارد اعتراض می‌کند.@چون دارد جلوی منافعش گرفته می‌شود شروع می‌کند نق و غر زدن، که من همین دنیا را می‌خواهم، من می‌خواهم جهنم بروم، من اصلاً نمی‌خواهم این مقامات را داشته باشم، این دارد دروغ می‌گوید، چون انسان در ذاتش کمال‌خواه است، و کمال بینهایت را می‌خواهد، این دارد خلاف ذات خودش الان حرف می‌زند و این حرف درست نیست.@این حرف بخش حیوانی است برای اینکه جلوی بخش انسانی را بگیرد، و قد علم بکند، می‌گوید نمی‌خواهم، بنابراین اصلی‌ترین چیزی که انسان برایش به دنیا آمده هدف خلقت انسان، ذات انسان، بخش پنجم که ذات انسان است جز با تشبّه به حق تعالی و اهل بیت آرامش ندارد، فقط و فقط به این مقام می‌خواهد برسد.@یعنی برسد به یک مقامی که هر چه اراده می‌کند و آرزو می‌کند خودش بتواند بیافریند، هدف از خلقت انسان این هست که انسان تشبّه به خدا پیدا بکند، خودش بشود یک خلیفة الله و مظهر خداوند تا به این هم نرسد انسان آرامش ندارد.@بنابراین انبیاء آمدند انسان را به مقام انسانیت برسانند آمدند انسان را به مقام خودشان برسانند، این هدف خلقت است، نه اینکه بیایند آدمها را دانشمند کنند، ثروتشان را زیاد کنند، دکتر و مهندس‌‌شان کنند، بچه‌دار بشوند و ازدواج کنند، نه این را که حیوانات هم دارند.@با توجه به این هدف والا که انسان برایش خلق شده گفتیم انبیاء چون طاغوت در مقابلشان هستند و چون قوانین اسلام، چون همه دین انبیاء از آدم تا خاتم یک دین بیشتر نداریم، به همه خدا می‌گوید اسلام، همه دین‌ها اسلام هستند.@فقط اسلام در طول زمان از زمان حضرت آدم تا خاتم بعضی از قوانین‌شان مطابق شرائط زمان و مکان، بعضی قوانینشان نه در دو مرحله‌، یعنی مرحله اعتقادات و مرحله اخلاق تغییری نداشته، تغییر در مرحله عمل و شریعت است، یعنی فقه و شرائط زمانی و مکانی، که آن هم در خود دین اسلام شرائط زمانی و مکانی تأثیر دارد در شریعت چه برسد نسبت به دین‌های دیگر.@بنابراین همه اسلام هستند قوانین اسلام یک قوانین اجتماعی است، برای کل مردم آمده برای اینکه همه مردم بتوانند رشد بکنند باید قوانین داشته باشد که همه جامعه را بپوشاند اسلام برای یک عده خاص نیامده برای همه مردم روی زمین آمده است.@بنابراین پس باید قوانینی داشته باشیم که همه مردم از آن تبعیت کنند تا به آن سعادت برسند اینجاست که اسلام و انبیاء احتیاج به تشکیل حکومت پیدا می‌کنند باید 1ـ تشکیل حکومت بدهند، 2ـ اگر نتوانستند تشکیل حکومت بدهند باید با طاغوت‌ها و کسانی که نمی‌خواهند انسان‌ها به رشد انسانی برسند، مزاحم هستند، خار سر راه مردم هستند، علف‌های هرزی هستند که نمی‌گذارند انسان رویش بکند، باید با اینها مبارزه بکنیم.@چون اگر ما این را خوب نفهمیم هیچی از امام زمان و ائمه نمی‌فهمیم، هیچی از این دوران چهل ساله خودمان نمی‌فهمیم باید خیلی خوب درک بشود که ما درک زمانمان را داشته باشیم؛ پس از اول خلقت انبیاء آمدند که انسان‌ها را به مقام خودشان برسانند و از همان موقع هم طاغوت‌هایی بودند، حسودهایی بودند، کسانی بودند که با اینها مقابله و دشمنی می‌کردند.@قصد اولیه انبیاء تشکیل حکومت بود ولی چون زورشان به طاغوت‌ها نمی‌رسید، جهالت مردم هم کمک می‌کرد حداقل کاری که می‌کردند این بود که اینها روشنگری می‌کردند، با طاغوت‌ها مبارزه می‌کردند، تا یک عده‌ای بتوانند زیر سایه روشنگری‌ها و مبارزات به رشد انسانی لایق خودشان برسند.@بالاخره یک جایی اگر قرار است یک عده بمیرند شما می‌توانید از یک میلیون نفر 50 نفر را نجات بدهی باید نجات بدهی، این وظیفه‌ات هست یا بعضی از انبیاء مثل حضرت یونس (علیه السّلام) 30 سال تبلیغ کرد فقط دو نفر به او ایمان آوردند برای همین هم عصبانی شد، حضرت یونس خشم کرد «وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً» یعنی خیلی عصبانی بود از قوم بیرون رفت، نفرین‌شان کرد که خودش گرفتار ماهی شد و خدا به او گفت چه خبر است تو 30 سال زحمت کشیدی دو نفر هم دو نفر است چرا عصبانی می‌شوی.@خدا صبرش بیشتر بود، چرا عصبانی می‌شوی، نفرین کردن ندارد، تا اسیر شکم ماهی شد و توبه نکرد خدا ولش نکرد، گفت برای چی عصبانی شدی؟ تو وظیفه‌ات تبلیغ است به قول مولانا: (با قبول و رد خلقانت چکار) اینکه حالا قبول می‌کنند یا نمی‌کنند تو پیغمبر من هستی باید بروی تبلیغ بکنی حالا اثر دارد یا نه.@لذا در روایت داریم به یونس می‌گوید که نوح از تو حوصله‌اش بیشتر بود، 950 سال تبلیغ کرد 70 نفر بیشتر مسلمان نشدند، حالا شما ببینید مردم ایران چه مردم گلی هستند، چه مردم خوبی هستند، مردم ایران در تاریخ بشریت بی‌نظیر هستند.@بالاخره انبیاء تلاششان را می‌کردند، خون دل می‌خوردند، نمونه‌اش گفتم یونس که برای دو نفر، دو نفر مسلمان شدند، لذا مبارزه با طاغوت‌ها و موانع رشد مردم یک امر واجب است، این همیشه باید باشد؛ لذا انبیاء وقتی که مبعوث می‌شدند، شما داستان تمام انبیاء در قرآن را بخوانید، تمام اینها اکثر انبیاء در درگیری با طاغوت‌ها کشته شدند.@یعنی در دفاع از مردم، حریم معنوی مردم، حریم انسانی مردم، و به وسیله طاغوت‌ها «وَ يَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَق‏» می‌کشتند، ده تا، پانزده تا، بیست تا، هفتاد تا یک دفعه پیغمبر می‌کشتند، اکثر پیامبران ما شهید شدند، چون عاشق مردم بودند می‌آمدند از حقوق مردم دفاع کنند، حقوق معنوی مردم، مردم را هدایت کنند، طاغوت‌ها نمی‌گذاشتند درگیر می‌شدند اینها کشته می‌شدند.@در مورد اینکه رسالت همه انبیاء مبارزه با طاغوت‌ها است و تشکیل حکومت، پس هدف اصلی انبیاء چیست؟ آمدن کتاب‌های آسمان، بعثت انبیاء هدف اصلیش چیست؟ نجات مردم، مردم را به مقام الهی و خودشان برسانند، هدایت مردم، این کار اصلی همه انبیاء است، با این بخش هم کار دارند، یعنی بخش فوق عقلانی، انبیاء برای این بخش آمدند.@کسانی که این بخششان کار نمی‌کند می‌گویند پیغمبران آمدند که آمدند کتاب آسمانی آوردند ما با آنها چکار داریم، به ما چه، زنها الان خیلی برایشان مهم نیست، پیغمبر خانواده آسمانی، اهل بیت، اصلاً برایشان اهمیت ندارد.@چون این بخشی که مربوط به انسانیت‌شان هست کار نکرده، هنوز بلوغ پیدا نکرده، هنوز به عنوان یک انسان عاشق خودشان نشدند، علاقه به خودشان به عنوان یک انسان پیدا نکردند، همان علاقه‌های طبیعی دارند، به عنوان یک خانم یا یک آقا که می‌زاید، بچه‌دار می‌شود، یا ازدواج می‌کند، زن و مرد بیشتر، مردم عاشق همین بخش‌های خودشان هستند، زن هستند، مرد هستند.@اگر دینی هم دارند دینی که تابع زنی‌ات و مردی‌ات است، بخش انسانی‌شان نیست؛ لذا وقتی می‌گوییم راجع به فلسفه انبیاء، انبیاء آمدند چکار کردند، ائمه چکار کردند، خیلی برایشان جذابیتی ندارد، مثلاً بگو قصه لیلی و مجنون، وامق و عذرا، خسرو و شیرین، سریال‌ها عشقی، سریال‌های پلیسی، افسانه‌ها، حاضرند بنشینند مطالعه بکنند، چون با این شأن‌شان جور در می‌آید.@ولی بگو بنشین زندگی انبیاء را بخوان حوصله ندارد کتاب بخواند زندگی انبیاء را بخواند که انبیاء چکار کردند، مثلاً بگو کتاب راجع به چهارده معصوم، خانواده آسمانی‌ات است، چند تا کتاب ما راجع به خانواده آسمانی‌مان تا به حال خواندیم، مثلاً راجع به حضرت زهرا مادرمان چند تا کتاب خواندیم.@من یک برنامه داشتم ماهواره دو سه هفته پیش قم، شبکه جهانی ولایت، یک آقایی آنجا آمده بود، یک کارشناس بود، یا یک شاعر بود، بعد از من برنامه داشت، می‌گفت من دو هزار کتاب فقط راجع به حضرت زهرا جمع کردم، ما تا حالا چقدر راجع به خانواده آسمانی‌مان مطالعه داشتیم.@مثلاً حضرت ام‌البنین را ما می‌شناسیم، حضرت نرجس‌خاتون را می‌شناسیم، حضرت زینب را می‌شناسیم، حضرت سکینه را می‌شناسیم، اینها خانواده آسمانی ما هستند، بعد می‌بینیم رمان بینوایان، کارتونش را دیده، نمایشنامه‌هایشان را دیدند، شش مدل فیلم سینماییش را می‌نشیند نگاه می‌کند، اینها را علاقه دارند، وقتی می‌گویی با زندگی خانواده خودت، اصل و ریشه خودت هستند، به اینها علاقه ندارند.@چون این هنوز بخش انسانیش فعال نیست، علاقه‌ای به مطالعه در مورد خانواده آسمانیش ندارد، ولی اخبار مسائل اجتماعی، سیاسی، ورزشی، اینهایی که الان در این شبکه‌ها سر مردم را گرم می‌کنند، و مردم را سر کار می‌گذارند، عمرشان دارد تلف می‌شود به اینها علاقه دارند.@ولی من چه کسی هستم، چه چیزی هستم، خانواده‌ام چه کسانی بودند، انبیاء که خانواده ما بودند داستانشان چیست، ما قوم انبیاء هستیم، بالاخره قوم و ریشه ما چکاره بودند، برایش خیلی جذابیت ندارد پیگیری بکند، این خیلی خطرناک است، یک انسان با ریشه و اصل و خانواده خودش آشنایی نداشته باشد.@و میلی هم به آشنا شدن با آنها نداشته باشد، علاقه‌ای به آشنا شدن با آنها نداشته باشد، این نشان می‌دهد که این بخش مرده است، این علامت خطرناکی است، یعنی این آدم اگر بمیرد به صورت انسان وارد محشر و برزخ نمی‌شود، چون اصلاً به بخش انسانی علاقه ندارد.@خداوند کتاب فرستاده این کتاب میلیونها آدم برایش شهید شدند تا قرآن دست ما برسد دهها هزار پیغمبر کشته شدند، میلیونها آدم شهید شدند، علما و مراجع تا این کتاب قرآن سالم به دست ما برسد، سالم دست ما رسیده، ولی اصلاً علاقه‌ای به خواندنش ندارد، به مطالعه‌اش ندارد، بالاخره من بیایم فارسیش را بخوانم، عربیش پیشکش، چه چیزی دارد می‌گوید، یک دور مطالعه بکنم، ببینم این داستانش چیست، این مال من است، کتاب من است، کتاب انسانیت است.@این حالت مریضیش از هزار تا سرطان بدتر است، این اگر سرطان بگیرد دیگر هیچی، یک دست دردی، پا دردی، کمردردی می‌گیرد نگران می‌شود، اشتهایش یک ذره به هم می‌ریزد نگران می‌شود، آخ آخ اشتهایم چکار کنم، می‌میرم جلوی من همه خانواده دارند غذا می‌خورند من نمی‌توانم بخورم بروم خودم را درمان بکنم، حسرت دارد من را خفه می‌کند ای می‌رود خودش را درمان می‌کند.@ولی اینکه این اینقدر سرطان‌زده است، از قرآن خوشش نمی‌آید، از علوم دینی خوشش نمی‌آید، از علوم دینی خوشش نمی‌آید، از طلبگی خوشش نمی‌آید، از طلبگی خوشش نمی‌آید، از مطالعات اسلامی، از معارف خوشش نمی‌آید، معلوم است این سرطان‌زده است، نگران هم نیست که الان اینطوری است، اگر آدم با این رغبت بمیرد که وحشتناک است، با این درجه از بی‌شوقی، با این درجه از بی‌ذوقی آدم بمیرد خیلی وحشتناک است.@روزنامه می‌خواند، مجله می‌خواند، سی جور کارتون نگاه می‌کند، تکرار نگاه می‌کند، سریال‌های صد قسمتی نگاه می‌کند، تکرارشان را هم می‌بیند، بعد وقتی می‌گویی، می‌گوید حوصله ندارم، علاقه ندارم، وقت ندارم، آدم دل‌مرده می‌شود.@حالا ببینید انبیاء، یکی از مهمترین انبیاء که بیشترین بخش قرآن را به خودش اختصاص داده، هیچ پیغمبری به اندازه حضرت موسی (علیه السّلام) آیات الهی را به خودش اختصاص نداده، مقدار آیه‌ای که به ایشان اختصاص داده شده برای هیچ پیغمبری نیست.@خیلی هم پیامبر عزیز و مهربان و بزرگی بوده، در حالی که پیغمبر جلالی هم به او می‌گویند، مثل حضرت مسیح نرم و لطیف و جمالی هم نبوده، جلالی بوده ولی فوق‌العاده نرم، مهربان، دلسوز، سوز دل، شوق، عاشق، اینقدر این عشق دارد که خدا او را کلیم‌الله کرده است، یعنی کسی را اینطوری انتخاب نکرده برای مصاحبه و مکالمه طولانی با او.@خدا موسی را برای حرف زدن انتخاب کرده بود، خیلی حرف است یک کسی را خدا کارش داشته باشد بگوید بیا بنشین با هم حرف بزنیم؛ «لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا» ما فرستادیم پیامبرانمان را با دلائل روشن، (بیِّنات) یعنی هم استدلال و علم داشتند، هم همه آنها معجزه داشتند.@«وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْميزانَ» وقتی یک جایی که کسی می‌خواهد رسالت فرهنگیش را انجام بدهد، باید در اختیارش کتاب و میزان باشد، یعنی قاعده داشته باشد، برای سنجش، و به مخاطبینش برای سنجش و قضاوت قاعده بدهد، کتاب و میزان.@یک کسی استاد است، مبلّغ است، البته الان خیلی از اساتید ما مبلّغین ما اصلاً این چیزها را نمی‌دانند، فکر می‌کنند اگر بروند چهار تا حدیث یک جایی یاد بگیرند، سی‌دی و نوار فلان استاد را پیاده بکنند، ما از این مصیبت‌ها داریم، یک عده می‌آیند سر کلاس می‌نشینند یاد می‌گیرند می‌روند خودشان برای دیگران کلاس می‌گذارند.@ولی واقعاً چیز تخصصی خودشان نمی‌دانند، از معرفت و مراحل سلوک، واقعاً از انسان چیزی نمی‌دانند، تقلیدی یک چیزی یاد می‌گیرند بعد هم می‌روند یک جایی کلاس می‌گذارند دکان باز می‌کنند، خودشیفته هستند، می‌خواهند شاگرد و مرید جمع بکنند، این خیلی تخصصی است.@می‌گوید پیغمبر را که من فرستادم کتاب و میزان فرستادم تخصصیش یعنی این، یعنی مخاطب شما به غیر از کتاب احتیاج به شاخص و میزان دارد، که حالا این هم بحث دارد، با این دو تا چرا «لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ» تا اینکه مردم بتوانند برای عدالت قیام بکنند.@عدالت یعنی چی؟ خدا نمی‌گوید این چهار تا را حذف کنید، به خاطر بخش معنوی‌تان، می‌گوید این چهار تا خیلی عزیز و محترم هستند، اما تغذیه این پنج بخش باید با عدالت انجام بشود، یعنی به این حقش را بدهی، به بخش عقلی حقش را بدهی، به بخش حیوانی حقش را بدهی، همه محترم هستند، به بخش گیاهی حقش را بدهی، به بخش مادی هم حقش را بدهی.@عدالت یعنی اینکه شما باید قیام بکنید برای ایجاد یک شرائطی که در آن شرائط مردم بتوانند همه نیازهای پنجگانه‌شان را عادلانه دریافت بکنند، به نیازهایشان رسیدگی بشود، یک زندگی زناشویی، یک خانواده عادلانه این است، که افراد در آن نیازهای اقتصادیشان تأمین بشود، نیازهای غذایی و بدنی و پزشکی‌شان تأمین بشود، نیازهای حیوانی‌شان تأمین بشود، بخش جنسی و عاطفی و حیوانی‌شان، نیاز عقلی و فوق عقلی‌شان تأمین بشود.@یک مرد می‌خواهد برود زن بگیرد، باید اینقدر عرضه داشته باشد بگوید من الان می‌خواهم بروم ازدواج بکنم، ممکن است از نظر مادی و اقتصادی ضعیف باشم ولی همان را هم تنظیم می‌کنم، بتوانم شئون گیاهی همسرم و فرزندانم را رعایت بکنم، شئون حیوانی‌شان را رعایت بکنم.@آنجاهایی که نیازهای عاطفی، جنسی، کلامی، هر چه که هست می‌توانم خانواده‌ام را تأمین بکنم، نیازهای علمی‌شان را می‌توانم تأمین بکنم، پیامبر فرمود هیچ کس خدا را به گناهی بزرگتر از جهالت خانواده و فرزندانش ملاقات نمی‌کند.@یک کسی که خواستگاری دختری می‌رود یعنی خانم من می‌توانم تو را از لحاظ اطلاعات معنوی و مذهبی می‌توانم تأمین بکنم، خودم هم بلد هستم می‌دانم چطوری باید با یک زن رفتار بکنم، زن باید بداند با مرد چطوری باید رفتار بکند.@می‌دانم اگر بخواهی باردار بشوی، من وظیفه‌ام در دوران بارداری چیست، می‌دانم باید چطوری رابطه جنسی داشته باشم، رابطه عاطفی داشته باشم، رابطه کلامی داشته باشم، رابطه سمعی داشته باشم، رابطه بصری داشته باشم، اینها همه را بلد هستم.@می‌دانم باید چطوری با خانواده همسرم رفتار بکنم، می‌دانم باید چه لقمه‌ای را خانه بیاورم، می‌دانم باید چه لقمه‌ای را خانه نیاورم، می‌دانم الان نیاز همسر من به ارتباط با خانواده آسمانیش چقدر است و می‌توانم شرائط را برای ارتباط همسرم با خانواده آسمانیش برقرار بکنم، و حق خودمم هم می‌توانم در ارتباط خانوادگی بگیرم، به حق خودم که ارتباط با خانواده آسمانیم هست برسم.@اینها همه تخصص و مهارت است، می‌دانم الان همسرم به چه چیزهایی احتیاج دارد، از مهر و محبت و عاطفه و کلام و احترام، همسایه‌ام را می‌شناسم می‌دانم باید چطوری با همسایه رفتار بکنم، هر کس هر جا قرار است مسئولیتی بگیرد، ولو مسئولیت یک خانم یا یک آقا، اینها رسالت است باید وقت بگذارد اینها را یاد بگیرد و عمل بکند.@عدالت یعنی این انبیاء قیام می‌کردند هدف اصلی‌شان هدایت انسان‌ها است که «لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ» (سوره حدید آیه 20) مردم به قسط برسند، یعنی همه شئون متوازن تربیت بشود؛ ««لَقَدْ أَرْسَلْنا موسی بِآیاتِنا» موسی را با بیّنه فرستادیم، با آن همه معجزه، «أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّور» (سوره ابراهیم آیه 5).@ما موسی را با بیّنات فرستادیم که برو قوم‌ات را از تاریکی در بیاور به سمت روشنایی و نور بیاور، به پیغمبر هم خدا می‌گوید «كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّور» این کتاب را ما نازل کردیم برای تو که تو به وسیله این علوم و معارف این کتاب مردم را از تاریکی به سمت نورانیت ببری، (سوره ابراهیم آیه 1).@پیامبر، موسی و همه انبیاء این مأموریت را داشتند، تابع این مأموریت اقدام می‌کردند یا به تشکیل حکومت تا آنجایی که زورشان می‌رسید، مبارزه با طاغوت، جنگ با طاغوت‌ها، آنجا که جنگ فیزیکی و نظامی بود می‌جنگیدند، آنجایی که نمی‌توانستند، جنگ فرهنگی می‌کردند، تا بالاخره یک عده بتوانند نفس بکشند، یک عده بتوانند نفس بکشند.@حالا حضرت موسی الان مأمور شده برود قومش را از تاریکی به سمت نور در بیاورد، همه انبیاء همینطور بودند، لذا انبیاء دائما با طاغوت‌ها درگیر بودند، ابراهیم (علیه السّلام) با نمرود درگیر بود، موسی با فرعون درگیر بود، حضرت عیسی با کلی از این طاغوت‌ها درگیر بود، تا توطئه قتلش را چیدند، اصلاً نگذاشتند عیسی کار بکند، عیسی (علیه السّلام) برای همین با امام زمان می‌آید چون فرصتی نکرد اصلاً کاری انجام بدهد.@سه سال بیشتر رسالت نداشتند ریختند که او را بکشند؛ حالا موسی رفته با فرعون صحبت بکند، خیلی زیباست داستان موسی، خدا رحمت کند مرحوم فرج الله سلحشور را که فیلم اصحاب کهف و حضرت یوسف را درست کرد، دیگر اجل مهلتش نداد مشغول کار حضرت موسی بود، ان‌شاءالله یک کسی عرضه بکند، یک کارگردان فهمیده، که با فلسفه خلقت، انسان‌شناسی، فلسفه نبوت آشنا باشد بتواند یک فیلم اینطوری برای مردم درست بکند.@موسی را درست بکنند نه اینها که غربی‌ها درست کردند، موسی مشروب می‌خورد، با زن فرعون رابطه دارد، زن فرعون مادر موسی بوده، اصلاً سن‌شان به هم نمی‌خورد، در فیلم‌ها نشان می‌دهند هم سن هستند، همانطور که راجع به حضرت مریم نشان می‌دهند، برای حضرت عیسی نشان می‌دهند، یک عالم فساد کارگردان فاسد هر چه فساد در اندیشه خودش هست به انبیاء معصوم نسبت می‌دهد.@موسی داستان مراجعاتش به فرعون و جلساتی که در دربار فرعون دارد خیلی جذاب است، یکی از آنها همین است که درخواست می‌کند که دست از سر بنی‌اسرائیل بردارید، به جنگ می‌رود که آنها جریان جنگ می‌گذارند درگیری فیزیکی می‌شود، یکی از آنها را می‌کشد، فراری می‌شود، می‌رود ده سالی شاگردی می‌کند، قوی می‌شود، دوباره برمی‌گردد سر وقت قوم خودش دوباره با فرعونیان درگیر می‌شود.@بعد مبارزه می‌کند تا در مبارزه با سَحَره پیروز می‌شود، می‌گوید «أَدُّوا إِلَيَّ عِبادَ اللهِِ إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمين‏» (سوره دخان آیه 18)، بندگان خدا را در اختیار من بگذارید، شما این کاره نیستید، من پیغمبر خدا هستم که آمدم، صاحب کتاب و تورات است، پیامبر اولوالعزم است، این را به من بسپارید، من هم فرستاده خدا هستم.@استدلال را نگاه کنید، پس چه کسی می‌تواند حاکمیت مردم را به عهده بگیرد، کسی که حاکمیتش را، ریاستش را، فرمانرواییش را خدا امضا بکند، غیر خدا هر کس امضا بکند، طاغوت است، و من امین هستم، یعنی مردم امانت‌های خدا هستند من باید امانت‌های خدا را درست تربیت بکنم.@شما ازدواج می‌کنید زنت امانت خداست، شوهرت امانت خداست، روز قیامت باید جواب بدهی با این شوهر چکار کردی، با این زن چکار کردی، نطفه‌ات امانت خداست، بچه‌ات امانت خداست، پدر و مادرت امانت خدا هستند، مخاطبین‌ات امانت خدا هستند، فردا نشود ما یک امانت را تحویل خدا بدهیم سر این امانت جنایت کردیم، حواسمان باشد.@می‌گوید مردم امانت هستند، شاگردان امانت هستند، پس باید درست رفتار بکنیم؛ مدیر هستی نیروهای زیردستت امانت هستند، رئیس‌جمهور می‌شوی مردم امانت هستند، وزیر و مدیرکل می‌‌شوی همه امانت هستند، انسان باید به وظیفه‌اش درست عمل بکند.@«إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمين‏» مردم امانت هستند به ما بدهید ما درست آنها را تربیت می‌کنیم، حالا موسی درگیر شد و پیروز شد، آن داستان سَحَره مردم خیلی‌ها ایمان آوردند، همه را برداشت با خودش شبانه راهی کرد فرعون فهمید آمدند تعقیب کردند نیل به هم رسیدند.@فرعون اینها را محاصره کرده بود، چون آنطرف دریا بود و اینطرف فرعون خود بنی‌اسرائیل ترسیدند «إِنَّا لَمُدْرَكُون‏» ما محاصره شدیم، دارند ما را می‌گیرند، موسی نه «کَلاّ» نه، «إِنَّ مَعي‏ رَبِّي سَيَهْدين‏» من رب دارم، مالک مدبر دارم، خودش هدایت می‌کند، دریا را باز کرد اینها رد شدند، فرعونیان آمدند غرق شدند.@بعد از اینکه موسی اینها را برد تشکیل دولت و حکومت داد، زیر سایه حکومت موسی و هارون (علیهم السّلام) مردم یواش یواش بخش‌های معنوی‌شان رشد کرد، عادل شدند، به عدالت رسیدند، رشدهای اقتصاد‌ی کردند.@بقیه رشدها، آن موقع زیر حاکمیت فرمانروای الهی طوری شد که قرآن می‌فرماید سوره اعراف آیه 137 «وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذينَ كانُوا يُسْتَضْعَفُونَ مَشارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغارِبَهَا» ما به آن قومی که آنقدر بدبخت شده بودند که فرعون اینها را به استضعاف کشیده بود.@زنهایشان را نگه می‌داشت مردها را همه را می‌کشت یا به صلیب می‌کشید، «لَأُصَلِّبَنَّكُمْ في‏ جُذُوعِ النَّخْلِ» دست‌های راست با پای چپ، دست چپ با پای راست را قطع می‌کرد، یعنی آدم‌ها را از کار می‌انداخت، بچه‌ها را می‌کشت، هر چه پسر بود کشت.@می‌گوید آن قومی که اینطوری مستضعف شده بودند، گرفتار بودند نجاتشان دادیم با فرمانروایی موسی، موسی همه را نجات داد، بعد هم «أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذينَ كانُوا يُسْتَضْعَفُونَ» آن قومی که به استضعاف کشیدند، تمام زمین را به اینها دادیم، «مَشارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغارِبَهَا».@یک رشد اقتصادی کلان آمد، فرمانروایی، زمین، بنی‌اسرائیل برای خودشان خیلی رشد کردند، رسیدند با حکومت‌های خیلی بزرگ، تحت یک حاکمیت و فرمانروای الهی، ما قبل از انقلاب زیر نظر طاغوت، همه عبد طاغوت و آمریکا و اسرائیل و دشمنان‌مان بودیم.@غیر مسلمانان، خاک بر سر و تو سری‌خور، مستضعف و گرفتار، آمدیم طبق ایمان‌مان انقلاب کردیم فرمانروای الهی انتخاب کردیم ببین در 40 سال خودشان می‌گویند صدها سال به یک پیشرفتی رسیده که هیچ کشوری اصلاً در سابقه هیچ کشوری در این 40 سال اینقدر پیشرفت وجود ندارد.@نتیجه آن حاکمیت الهی هست، آنجاهایی هم که شکست خوردیم، آنجاهایی که مشکل پیش آمد، فساد پیش آمد، گرانی پیش آمد، مشکلات و فسادها، این مال آنجایی است که ما از قانون‌های خودمان فاصله گرفتیم، ما آنجایی که به قوانین انقلاب پشت پا زدیم، خیانت کردیم، چه مردم و چه دولتمردان، مردم یک جاهایی ظلم کردند، خیانت کردند، یک جاهایی دولتمردان.@آنجاهایی ما خیانت کردیم دودش در چشم ما می‌رود و گرفتار می‌شویم و مشکلات و معضلات و انحراف و بی‌عدالتی و ظلم و تبعیض و فساد ایجاد می‌شود، پس این محصول کار انبیاء است، پس هر کسی حق ندارد حاکمیت بر مردم داشته باشد.@کسی باید مسئولیت قبول بکند که خدا به مسئولیتش اذن بدهد، می‌خواهد شوهر یک کسی بشود، خطبه عقد باید بخواند، باید لیاقت داشته باشد، باید رشید باشد، زن باید رشیده باشد، می‌خواهی زن کسی باشی، شوهرت امانت است، بلدی امانت‌داری بکنی این فردا جهنمی نشود، خودت نشوی، فرزندت نشود، یا نه، یا فقط از ازدواج همین یک رابطه جنسی و طبیعی را یاد گرفتی.@خاله خاله‌بازی، برویم مهمانی، مسافرت برویم، از خانه پدر و مادرم نجات پیدا بکنم، استقلال پیدا بکنیم، سر خانه و زندگی‌مان برویم، خانه و زندگی چیست؟ کار کردن شبانه‌روزی، پول درآوردن، و سطح ثروت را بالا بردن، غذا و شکم و لباس و بچه‌داری، بعد هم روابط جنسی، مسائل اجتماعی و سیاسی، بعد هم بمیری، چهار تا درس هم اینطرف و آنطرف بخوانی.@اگر تو می‌خواهی پدر بشوی، شوهر کسی بشوی، خدا باید امضا بکند که این آقا لیاقت شوهر شدن دارد، می‌تواند یکی از بندگان من را به امانت بگیرد، اگر می‌خواهی زن کسی بشوی خدا باید امضا بکند که تو می‌توانی در خطبه عقد می‌خوانند به اذن الهی، خیلی از مردان هستند الان به هیچ وجه خداوند در باطن فقهی چرا، هر مرد و زنی می‌تواند برود ازدواج بکند، ولی از نظر معنوی و باطنی این اصلاً مرد نیست.@ما الان 70% درخواست طلاق‌هایمان مال زن‌ها است، یعنی خیلی از مردهایمان مرد نیستند، اصلاً کارکرد مردانه ندارد، لیاقت مردانگی ندارد، شخصیت مردانه ندارد، نمی‌تواند یک زن را اداره بکند، نمی‌تواند فرزندانش را اداره بکند، نه از نظر اقتصادی، اقتصادی اشکال ندارد، اقتصادی ائمه هم فقر زیاد داشتند، عیبی ندارد، به هر حال تلاشش را باید بکند.@نه اینکه می‌گوییم اقتصادی اشکال نداشته باشد مثل بعضی از مردها که خانه می‌نشینند زن‌هایشان می‌‌روند کار می‌کنند، می‌تواند کار بکند، یک موقع هست نمی‌تواند زمین‌گیر شده، باشد، یک موقع هست می‌تواند کار بکند، بهانه می‌گیرد، تنبلی می‌کند می‌خواهد مفت‌خوری بکند این خوب نیست.@آدم باید رشید باشد، رشیده باشد، خدایا من می‌توانم، همسر کسی باشم، می‌خواهی یک جا مدیر باشی باید بتوانی، می‌خواهی یک جا رئیس اداره بشوی، استاندار و فرماندار بشوی، چقدر ما استاندار و فرماندار و شهردار داریم اصلاً خانه خودشان را هم نمی‌توانند اداره بکنند، بی‌لیاقت است.@اموال بیت‌المال، مردم همه چیز دستشان امانت است ضایع می‌کنند، خدا باید برای حاکمیت یک نفر اذن و اجازه بدهد، اینطوری نیست که یک کسی شهوت مقام داشته باشد، مثل الان ما در جمهوری اسلامی، مثلاً آقا تو قیافه‌ات خیلی خوب است برو هنرپیشه بشو، تو کارت خیلی عالی است، هیکلت جان می‌دهد برو ورزشکار بشو.@بچه معصوم، یک موقع می‌بینی غایت همین ورزشکار شدن و هنرپیشه شدن، برو دکتر و مهندس بشو، همینطوری یک چیزی به طرف می‌اندازیم می‌رود، الان هم اینطوری است شهوت است، طرف رفته علوم سیاسی کار کرده، خوشش می‌آید حاکمیت داشته باشد، می‌خواهد پزی بدهد، می‌خواهد بخور بخوری داشته باشد، بروم من تلاش بکنم، بروم مدیرکل بشوم، استاندار بشوم، فرماندار بشوم، نماینده مجلس بشوم.@شما شهوت‌ها را نگاه کنید، وقتی موقع انتخابات شورای شهر می‌آید طرف با پنج کلاس بلند شده آمده رئیس‌جمهور بشود، چه چیزی بلد هستی؟ هیچی، ثبت‌نام می‌کردند ما هم آمدیم، شورای شهر را شما نگاه کنید، طرف تا پنج نفر دورش جمع می‌شوند یک دفعه به سرش می‌زند، من می‌توانم بروم شورای شهر بشوم، می‌توانم بروم نماینده مجلس بشوم، می‌توانم بروم رئیس‌جمهور بشوم.@اصلاً یک آدمی که آدم است هیچ وقت نمی‌رود خودش را داوطلب بکند برای اینکه یک جا به راحتی رئیس بشود، مگر اینکه یک حجت الهی داشته باشد، بتواند قیامت پایش بایستد جواب بدهد، اذن داشته باشد، من واقعاً لیاقتش را دارم.@من واقعاً می‌توانم نماینده مجلس بشوم، حقوق مردم را دفاع بکنم، قوانین اسلامی را پیاده بکنم، قوانین اسلامی برای دفاع از عدالت وضع بکنم در هر پنج بخش، بله این لیاقتش را دارد، باید برود داوطلب بشود، نرود داوطلب بشود معصیت کرده، همه کسانی که می‌روند اینطوری هستند؟! نه.@به قول یکی از این بزرگان می‌گفت یک کسی خیاط محله‌مان بود رفته بود کاندید نمایندگی شده بود، تو شلواردوز هستی، آنجا می‌خواهی چکار بکنی؟ گفت بالاخره این نماینده‌ها بلند می‌شوند و می‌نشینند خشتک‌هایشان پاره می‌شود یک کسی باشد شلوار اینها را بدوزد.@حکومت اذن می‌خواهد «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاس‏ مَلِكِ النَّاس‏» مالک نیست، من متأسفانه دیدم بعضی از بزرگان اشتباهی می‌گویند مالک، این مالک نیست، مَلِک است، مَلِک یعنی شاه، خدا شاه است، در حکومت شاه هیچ کس نمی‌تواند بدون اذن شاه برود یک جا رئیس بشود، مگر حکمش را نباید شاه بزند.@شاه هست، شاه می‌گوید چه کسی وزیر باشد، چه کسی استاندار باشد، چه کسی فرماندار باشد، پادشاه و مَلِک باید حرف بزند، الان من فردا بروم اعلام بکنم من فردا استاندار فلان جا هستم کسی حرف ما را قبول می‌کند؟ نه استاندار باید حکمش را رئیس‌جمهور یا فلان کس بدهد، هر کسی نمی‌تواند خودش را برای حاکمیتی نصب بکند.@در حکومت خدا بر مردم هیچ کس نمی‌تواند هیچ نوع مدیریتی داشته باشد، مگر اینکه پادشاه اجازه بدهد، شاه باید اجازه بدهد، سوره ناس حرف دارد، سیاسی است، پادشاه مردم، اگر تو نفهمی نمی‌توانی از سوره ناس با قدرت استفاده بکنی، یعنی سوره ناس برایت قدرت نمی‌آورد، «مَلِكِ النَّاس‏» مَلِک یعنی پادشاه، در حکومت پادشاه هیچ کس نمی‌تواند.@برای همین فقط حاکمیت کار انبیاء، ائمه است والسلام، فقها هم که امام زمان به آنها اذن داده، یا پیغمبر خودش، امیرالمؤمنین خودش، فقهایی داریم که منصوب می‌کردند به عنوان ولی فقیه می‌فرستادند در حکومت‌های مختلف سر کره زمین، جاهای مختلف کره زمین به عنوان ولی فقیه، به عنوان حاکم، مالک اشتر کجا برود، سلمان کجا برود، اینها حاکم بودند.@این هم با اجازه بالا باید باشد، حاکم سیاسی یا باید معصوم باشد، یا باید به اذن معصوم انتخاب شده باشد، برای همین ما غیر از ولی فقیه به هیچ عنوان نمی‌توانیم حاکم انتخاب کنیم، امام معصوم حکم داده فقیه را تعریف کرده با این شرائط، آن هم تازه ما نمی‌توانیم برویم تشخیص بدهیم، می‌گوید مردم جمع بشوند فقها را انتخاب بکنند، فقهای تخصصی آنها این رهبر و یک همچین کسی را انتخاب نمی‌کنند، شناسایی و معرفی می‌کنند، در فقهای الان و امروز می‌بینید.@نصب کار فقها نیست، نصب کار خدا است، خدا این را نصب کرده، این الان چه رهبر باشد چه نباشد، رهبر است، امام و خدا او را نصب کردند، فقهای شورای نگهبان فقط ولی فقیه را کشفش می‌کنند، می‌گویند ما رسیدیم مردم شما به ما رأی دادید این حرمت رأی مردم، ما از طرف شما نماینده بودیم، رفتیم گشتیم در بین فقها فلان شخصیت را به عنوان کسی که صلاحیت علمی، اخلاقی، معنوی، فقهی، تخصصی برای حاکمیت دارد، معرفی می‌کنند، او خودبه‌خود رهبر می‌شود و هست.@خبرگان اصلاً نصب نمی‌کنند، بلکه انتخاب و معرفی می‌کنند، و الا خدا نصبش کرده، این شخصیت با این داراییها خودبه‌خود از طرف خدا به عنوان حاکم هست، برای همین هم اگر کسی مردم انتخابش کردند به عنوان رئیس‌جمهور باید حکمش را ولی فقیه امضاء کند، و الا مشروعیت ندارد.@پس فقط حکومت کار خداست مَلِک است، نماینده خدا روی زمین، یا نمایندۀ نماینده خدا، هر جایی که حکومت یک کسی، الان این همه پادشاه در این عالم هستند، همه غصبی طاغوت هستند، این همه رئیس‌جمهورهای قلابی هستند، همه غصبی طاغوت هستند.@باید یک رهبر الهی یا معصوم یا نماینده معصوم حاکمیت یک مدیر، رئیس‌جمهور، وزیر را امضا بکند؛ دو تا بحث دیگر داریم که باید بگوییم در بحث «سَاسَةَ الْعِبَاد» 1ـ بحث سکولاریسم و جدایی دین از دنیا و از سیاست، که تقریباً توضیح دادیم ولی با این حال بحث سیاسی‌اش را باید بگوییم، چون موضوع بحث این قسمت از جامعه کبیره سیاسی است «وَ سَاسَةَ الْعِبَاد» بحث سیاسی است.@یکی هم بحث مهم و بسیار بسیار کلیدی است که برای آینده ظهور امام زمان و بحث تمدن نوین اسلامی، بحث بیانیه گام دومی است که مقام معظم رهبری فرمودند که باید حتماً این بیانیه را برای شما توضیح بدهم.@من دیشب مشهد عجله‌ای پیش آمد شمال بودیم برای کار پژوهشی رفته بودیم یک دفعه زنگ زدند که باید برویم آستان برای همین بحث بیانیه، آنجا رفتیم 2 ـ 3 ساعت هم بحث داشتند، ولی بحث کاملش را همین جا توضیح خواهم داد که اصلاً این بیانیه چیست، بیانیه را همه باید چند دور بخوانند، اگر نه نمی‌توانند رسالتشان را نسبت به امام زمان انجام بدهند.@یک کسی که می‌گوید من سرباز امام زمان هستم، می‌خواهم به امام زمان کمک بکنم، یار امام زمان باشم، الان نسبت به حضرت زهرا رسالت دارم، نداند این بیانیه چیست، نمی‌تواند کمک بکند، چون اصلاً نمی‌داند ماهیت داستان مقدمه‌سازی ظهور چیست.@باید همه این را یاد بگیرند، خوب حفظ کنند بیانیه را، چون این مانیفست نبرد آخرالزمان است، مانیفست ظهور امام زمان هست، باید خوب همه این را کاملاً یاد بگیرند، که ان‌شاءالله من جلسه بعد هم بحث سکولاریسم را، هم این بحث را باید توضیح بدهم.@یک نکته راجع به لیلة الرغائب، لیلة الرغائب تعیینش کار امام است، امام و حاکم یک جامعه می‌تواند بگوید چه موقع عید است، چه موقع عید نیست، هیچ مرجع و عالمی، هیچ کسی نمی‌تواند بدون اطلاع امام عید اعلام بکند، من الان ماه را دیدم مردم فردا عید است بروید روزه‌هایتان را بخورید، امام جامعه باید اعلام بکند.@امیرالمؤمنین وقتی از او می‌پرسیدند عید شده یا نه، می‌گفت ببینید عمر چه می‌گوید، ببینید ابوبکر چه می‌گوید، ببینید عثمان چه می‌گوید، اگر اینها گفتند عید است، عید است، اگر اینها گفتند عید نیست، عید نیست، امیرالمؤمنین می‌دانست خودش عید هست یا نه، ولی می‌گفت من بگویم جامعه انضباطش چیه، وحدت جامعه مهمتر از این هست که مردم یک روز زودتر روزه‌شان را بخورند یا نه.@هماهنگی جامعه، لذا ائمه با اینکه حق داشتند سکوت می‌کردند، با اینکه می‌دانستند نمی‌گفتند، می‌گفتند ما اگر بخواهیم راجع به آنچه که خودمان می‌دانیم و بگوییم مردم چنددستگی ایجاد می‌شود، لذا باید چه کسی اعلام بکند که عید است یا لیلة الرغائب است؟ امام یک جامعه، نه مراجع می‌توانند نه هیچ شخصیت دیگر.@نکته بعد در مورد لیلة الرغائب، لیلة الرغائب یعنی اولین پنج‌شنبه ماه رجب، یعنی ما باید وارد ماه رجب بشویم، الان امشب شب اول رجب است عبادت هم دارد، اعمال هم دارد، آن نمازها هم چون بعد از عشا است وقت دارید حتما بخوانید، تمام مغفرت شامل حالتان می‌شود پاک ان‌شاءالله می‌شوید مثل روزی که از مادر متولد شدید کوتاه هم هست.@اعمال قشنگ دیگر هم دارد از کل سال چهار شب احیا وارد شده، احیا اصلی است، شبهای دیگر هم هست احیا داریم، ولی چهار شب اصلی داریم که احیایش از همه شبها فضیلتش بیشتر است، یکیش امشب است.@بنابراین امشب حتماً سرمایه‌گذاری کنید ان‌شاءالله بتوانید بیدار بمانید، شام نخورید، یا کم بخورید، خیلی مختصر، هوشیار باشید، یک دوشی بگیرید، که خستگی‌تان در برود، انرژی داشته باشید، چیزهای با نشاط استفاده بکنید، که امشب را تا می‌توانید بیدار باشید، به شرط اینکه نماز صبح‌تان قضا نشود.@پس لیلة الرغائب که شما پنج‌شنبه، جمعه، شنبه شما روزه می‌گیرد، سه روز شما باید روزه بگیرید، پنج‌شنبه، جمعه، شنبه، در لیلة الرغائب که آن عظمت را دارد و آن مقامات را به انسان می‌دهند، و آن درجات را می‌دهند باید پنج‌شنبه‌اش شما در ماه رجب روزه بگیرید یعنی وارد رجب شده باشی، اولین پنج‌شنبه ماه رجب را روزه بگیری تا آن شب جمعه شب لیلة الرغائب بشود.@بعضی از بزرگان اختلاف کردند، مرحوم آیت الله میرزا جواد آقای ملکی تبریزی، استاد امام و استاد همه این بزرگانی که هستند، هیچ کس نسبت به مرحوم جواد آقای ملکی تبریزی شکی ندارد در طهارت نفسش، در قداستش، مرحوم میرزا جواد آقا می‌گوید اگر یک زمانی شب اول رجب به جمعه افتاد آن شب لیلة الرغائب نیست، شروع ماه رجب اگر جمعه شد پنج‌شنبه بعدش لیلة الرغائب می‌شود بنابراین در مسئله ان‌شاءالله توجه داشته باشید، مقام معظم رهبری هم اعلام کردند هفته آینده.@