جلسه 089 - شرح زیارت جامعه کبیره
شماره جلسه
89
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1397
ماه
11
روز
25
متن کامل (خام) ‌ جلسه 089 - شرح زیارت جامعه کبیره

شرح زیارت جامعه کبیره؛ جلسه 89 25/11/1397

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@

بحثمان در شرح زیارت جامعه کبیره در فقرۀ «وَ سَاسَةَ الْعِبَادِ» بود توضیح دادیم که چرا ما به حکومت احتیاج داریم و اسلام بدون حاکمیت امکان پیاده شدنش وجود ندارد، چون احکام اسلام اکثر قریب به اتفاقش اگر نگوییم تمامش احکام اجتماعی و سیاسی است، و بدون داشتن حکومت اکثر قریب به اتفاق احکام الهی تعطیل است، اصلاً اجرا نمی‌شود زمینه اجرایی ندارد.@پس برای اینکه این دین نجات‌بخش الهی، حیات‌بخش الهی بتواند نقش خودش را ایفا بکند و کارکرد خودش را داشته باشد، احتیاج به حکومت و دولت هست تا این احکام پیاده بشود و در سایه پیاده شدن احکام هدف انبیاء و هدف دین خودمان تأمین بشود.@یعنی «لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّور» اینکه انسان‌ها بتوانند از تاریکی‌ها خارج بشوند به سمت نور بروند، به معنویت و به غیب و آسمان راه پیدا کنند، با خانواده آسمانی‌شان، اصل و ریشه‌شان آشنا بشوند، با خداوند آشنا بشوند، با خود الهی‌شان آشنا بشوند، بتوانند خودشان را برای تولد به نظام جدید و ملکوت و بالاتر از ملکوت آماده بکنند، این هدف خلقت انسان است.@ بدون اجرای احکام در جامعه زمینه برای همه فراهم نمی‌شود، یعنی اکثریت انسان‌ها محروم می‌شوند از هدایت الهی، از حیات الهی، آن موقع اکثر انسان‌ها حیات‌شان یا حیات جمادی است، یا گیاهی است، یا حیوانی است نهایتاً یک دانشگاهی بروند یک حیات عقلی و ذهنی پیدا کنند.@مثلاً حالا دکتری می‌شود به مردم خدمت می‌کند، مهندسی به مردم خدمت می‌کند، اما انسان برای خدمت به مردم نیامده، خدمت به مردم یکی از شئون حیات ما هست، اصل انسان برای همان خارج شدن از ظلمت به سوی نور و تشبّه به حق تعالی هست که انسان برای این به دنیا آمده و آفریده شده است.@پس بدون حکومت اکثر احکام اسلامی اجرایی نیست تعطیل می‌شود، و با تعطیل شدن آن هدایت عام امکان‌پذیر نیست، عدۀ کمی می‌توانند آن هم نه کامل به صورت ناقص خودشان رشد بکنند، اکثر قریب به اتفاق مردم از حیات طیبه محروم هستند.@و نکته مهمتر این هست که به هیچ وجه بدون حکومت و دولت امکان فراهم کردن مقدمات ظهور امام زمان فراهم نمی‌شود، چون امام زمان برای ظهورش دو شرط ذکر کرد، وفاداری و همدلی، و اساساً وفاداری و همدلی زمانی اتفاق می‌افتد که مردم دولت داشته باشند زیر سایه دولت اسلامی تربیت بشوند و با پدر آسمانی‌شان، امامشان آشنا بشوند و برای ظهور او خودشان و جهان را آماده بکنند.@برای همین هم شما می‌بینید تحولاتی که الان اتفاق افتاده رهبر عزیزمان می‌گوید 40 سال بعد، یعنی 40 سال اول ما داریم به سمت تشکیل حکومت جهانی و ظهور آقا امام زمان و خودمان را باید برای این آماده بکنیم، اول از این، این 40 سال دیدید که با این 40 سال بهترین استعدادهای روی زمین در تاریخ بشریت شکوفا شد.@هیچ وقت بشریت و کره زمین از اول آدم تا الان اینقدر انسان‌های خوب تربیت نکرده بود، چون دولت تشکیل شد در یک منطقه‌ای از اسلام براساس تشیع، براساس امامت و ولایت دولت تشکیل شد، زیر سایه این دولت بود که میلیونها انسان ساخته شدند، و با غیب، با خانواده آسمانی‌شان با خودشان آشنا شدند و آن عروج‌های عالی را کردند.@زمین هیچ وقت به اندازه این 40 سال برای آسمانی‌ها و برای بهشت خروجی نداشت، هیچ وقت به اندازه این 40 سال آدم تربیت نشد، و هیچ وقت هم به اندازه این 40 سال زمینه برای ظهور منجی آخرالزمان و خاتم الاوصیاء فراهم نشد.@بنابراین در سایه حکومت اسلامی بود که جهان خودش را برای ظهور حضرت آماده می‌کند، و این موج هم مربوط به ایران نیست، یعنی انقلاب اسلامی یک انقلابی بود که متعلق به همه مردم جهان بود، آنهایی که باید در سطح جهان تحت تأثیر قرار می‌گرفتند و موجش را می‌گرفتند، گرفتند.@و به برکت انقلاب اسلامی دنیا دارد برای تشریف‌فرمایی آخرین منجی و آخرین وصی پیامبر، و منجی همه ادیان آماده می‌شود نه فقط منجی شیعیان و مسلمانان، منجی همه ادیان آن دو قولی که خدا به ما داده، دو وعده‌ای که به ما داده تحقق پیدا بکند.@1ـ «هُوَ الَّذي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُون‏» یعنی او کسی است که دینش را با هدایت «أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دينِ الْحَقِّ» پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاد، دین حق یعنی دین ثابت غیر قابل تغییر، حقی هست که قابل تغییر نیست، قابل شکست نیست.@«لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ» تا با این خصوصیت بر همه ادیان غلبه بکند و زمین به ارث به مستضعفین برسد «وَ نُريدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثين‏» مستضعفین امام و وارث زمین قرار دادیم که امام فرمود مستضعف حقیقی ما هستیم که حق ما خورده شده و به استضعاف کشیده شدیم.@بقیه ما هم که به تبع ائمه‌مان مستضعف هستیم، حق ما که داشتن یک امام و خلیفه هست بالای سرمان، یک ولی هست خورده شده، و حق ما که تربیت زیر سایه ایشان هست خورده شده، یعنی مصائب خیلی وحشتناکی است، کره زمین محروم است از هدایت یک خلیفة الله، یک مظهر خدا، و یک متخصص معصوم، زمین محروم شده است.@با حکومت می‌شود مردم و جهان را آماده کرد، کسانی که یک حدیثی شنیدن که هر پرچمی قبل از ظهور امام زمان باطل هست، اگر قیام بکند باطل و ؟؟؟ اینها از فهم و بینش سیاسی محروم هستند، آن را خود حضرت امام که معمار انقلاب بود در سخنرانی‌هایشان شرح کردند که آن حدیث منظور این هست که هیچ حکومتی نمی‌تواند ادعا بکند که ما همان حکومت مهدی هستیم و به اسم مهدی حکومت را برپا بکند.@نه امام زمان خودش دولت خودش را برپا می‌کند، حکومت ایران، انقلاب ایران کمااینکه در آیات و روایات آماده انقلاب زمینه‌ساز و مقدماتی هست، پیامبر در مورد انقلاب ما فرمود «يَخْرُجُ ناسٌ مِنَ الْمَشْرِقِ فَيُوَطِّؤُون لِلْمَهْدي سُلطانَهُ» زمینه‌ساز سلطنت مهدی هستند، بله به این اسم صدها فرمایش هست، اینقدر ما روایات و آیات در مورد ایرانی‌ها داریم که یک قسمتش را ما فقط در کتاب آشتی با امام زمان آوردیم.@پس ما به حکومت احتیاج داریم بدون حکومت اساساً میلیاردها انسان از آن محروم می‌شوند، و زمینه سلطنت امام زمان اصلاً نمی‌شود فراهم بشود، وقتی حکومت نباشد مردم اهل غفلت هستند، تحت حاکمیت طاغوت‌ها هستند، تحت حاکمیت طاغوت هیچ کس برای ظهور آماده نیست، همه غفلت دارند، همه در ذلت هستند کسی برای ظهور آماده نمی‌شود.@پس تا اینجا ضرورت حکومت را به اجمال عرض کردیم، بحث این هست که حالا حاکمی که قرار است حکمرانی بر مردم بکند کیست و باید چه شرایطی داشته باشد، این خیلی مهم است، چه کسی می‌تواند حاکمیت بر مردم داشته باشد؟@چند تا شرط هست که اینها را عرض می‌کنم، شرط اول این هست که کسی که قرار است حاکم مردم باشد باید آگاه‌ترین مردم به احکام الهی باشد، یعنی یک متخصصی باشد که دستورات خدا را شناخته باشد در هر سه شاخه تخصص داشته باشد، شاخه شریعت، طریقت و حقیقت، در هر سه آدم قوی باشد، قویترین افراد در این سه شاخه باشد.@دوم اینکه عالم‌ترین مردم به خود مردم باشد، یعنی مردم‌شناس باشد، بتواند انسان‌ها را بشناسد، انسان‌شناسیش در حد اوج باشد، که بداند اینها را می‌خواهد پرورش بدهد برای یک مقامی اینها را ببرد، حاکم می‌خواهد مردم را تربیت بکند ببرد به یک مقام و نقطه‌ای برساند، بنابراین خود حاکم باید رشد زیادی داشته باشد و بتواند مردم را خوب بشناسد با نفوس مردم آشنایی داشته باشد، روحیات آنها را بداند.@سوم اینکه عالم‌ترین مردم به اصول مدیریت و حکومت و تواناترین مردم در اجرای قانون باشد، یعنی از او تواناتر نباشد، خداوند تبارک و تعالی برای یک همچین مسئله مهمی انسان‌هایی را تربیت می‌کند که 1ـ عالم‌ترین مردم هستند، علمشان از زمین و آموزش و مربی و معلم گرفته نشده خود خدا مستقیم تعلیم‌شان کرده و دانشش را به اینها داده.@2ـ معصوم‌شان هم کرده یعنی اشتباه نمی‌کنند، چون نمی‌شود در مقام فرمانروایی و هدایت انسان‌ها اشتباه رخ بدهد، اشتباه رخ بدهد مردم به خطا می‌روند و تلف می‌شوند، بنابراین باید حاکم هم متخصص باشد و هم معصوم باشد.@لذا در قرآن هم فقط اینها را به عنوان متخصص معصوم معرفی می‌کند که فقط از اینها تبعیت بکنید، اول پیغمبر و بعد اهل بیت را به عنوان معصومین متخصص قرآن معرفی می‌کند که در مباحث خانواده آسمانی مفصل به ادله و آیات و روایت در این قضیه پرداختیم.@یک نمونه‌اش را بخوانم از قول امام صادق (علیه السّلام) دربارۀ وجود مقدس نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم)، «إِنَ‏ اللهَ عَزَّ وَ جَلَ‏ أَدَّبَ‏ نَبِيَّهُ‏ فَأَحْسَنَ أَدَبَه‏» خداوند پیامبرش را تربیت کرد و بهترین تربیت را کرد، بهترین ادب و آداب را به او یاد داد.@«فَلَمَّا أَكْمَلَ لَهُ الْأَدَب‏» وقتی که ادب پیامبر کامل شد، و آنچه را که باید یاد بگیرد، یاد گرفت «قَالَ: إِنَّكَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظِيم‏» تو بر خُلق عظیم هستی، کلمه عظیم خیلی مهم است، عظیم را خدایی به کار می‌برد که خودش عظیم است، انداز‌ه‌ها دستش است، خُلق عظیم برای پیغمبر است «وَ إِنَّكَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظِيم‏» این خیلی مهم است.@«ثُمَّ فَوَّضَ إِلَيْهِ أَمْرَ الدِّينِ وَ الْأُمَّةِ لِيَسُوسَ عِبَادَهُ‏» خداوند سپس بعد از یک پیامبر تکمیل تربیت شد، کامل تربیت شد، به خُلق عظیم رسید آن موقع خدا امر دین و امت را به پیغمبر سپرد، حالا دیگر متخصص معصوم شده، می‌تواند عهده‌دار امر دین مردم و سیاست مردم باشد که «لِيَسُوسَ عِبَادَهُ‏» از سیاست آمده، بتواند بندگانش را سیاست بکند، مدیریت بکند.@«فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَّ» وقتی که تکمیل شده خدا اینطوری می‌گوید: «ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا» هر چه پیغمبر برای شما آورده و می‌گوید اطاعتش بکنید «فَخُذُوهُ» بگیریدش و هر چه که نهی می‌کند رها بکنید، «وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‏ إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحى‏» هرگز پیغمبر از روی نفس حرف نمی‌زند، از روی میل حرف نمی‌زند، هر چه که می‌گوید وحی است، چه قرآن باشد، چه غیر قرآن هر چه که می‌گوید وحی الهی است.@حالا امام صادق توضیح می‌دهد «وَ إِنَّ رَسُولَ اللهَ (صلی الله علیه و آله و سلّم) كَانَ مُسَدَّداً مُوَفَّقاً مُؤَيَّداً بِرُوحِ الْقُدُسِ لَا يَزِلُّ وَ لَا يُخْطِئُ فِي شَيْ‏ءٍ مِمَّا يَسُوسُ بِهِ الْخَلْق‏» پیامبر همیشه اینطوری بود که تقویت می‌شد، موفق بود، تسدید می‌شد، محکم می‌شد به روح القدس، همیشه اینطوری بود، یعنی همیشه این مایه تأیید را داشت که این قدرت را دریافت می‌کرد و هیچ وقت در سیاستی که نسبت به مردم داشت دچار خطا نشد.@فرمانروا باید این باشد، «وَ سَاسَةَ الْعِبَادِ» یعنی سیاست‌گذاران مردم، سیاستمداری که قرار است حاکمیت بر مردم داشته باشد باید این خصوصیت را داشته باشد، بقیه ائمه هم همینطور هستند، حضرت فرمود در کافی داریم «فَمَا فَوَّضَ‏ اللهُ‏ إِلى‏ رَسُولِهِ‏، فَقَدْ فَوَّضَهُ إِلَيْنَا» هر چیزی که خدا به پیغمبر تفویض کرده به ما هم تفویض کرده است.@ما هم همان قدرت پیغمبر را بدون کم و کاست هر چیزی که پیغمبر داشته ما هم داریم، برای همین هم قرآن می‌گوید «أَطيعُوا اللهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ» صاحبان امر یعنی آنهایی که امر دستشان هست، صاحب امر هستند.@اولی الامر هم که همه نقد کردند که منظور معصومین هستند، در مورد معصومین هم مُهر زد که اینها معصوم هستند «إِنَّما يُريدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيرا» تأیید کرد که اینها معصوم هستند و فرمودم پیغمبر حالا به همه بگو که مودت این خاندان واجب هست «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‏».@پس ببینید کاملاً یک چینش منطقی دارند، غیر از معصومین هر کس که می‌خواهد یک جایی مثل ایران انقلاب شده حکومت اسلامی می‌خواهد بشود، یا مثلاً در مصر امیرالمؤمنین می‌خواست حاکم بگذارد، باید شبیه‌ترین شخصیت‌ها به خودشان را بفرستند به عنوان ولی فقیه، والی، ولی صاحبی که فقیه هست، فقیه یعنی تخصص دارد، آگاهی دارد، آگاه‌ترین مردم به علم دین هست او باشد، خصوصیات اخلاقی‌شان هم همینطور.@امام زمان (علیه السّلام) وقتی که دوران غیبت صغری‌شان تمام شد فرمود که «و أمّا من‏ كان‏ من‏ الفقهاء، صائنا لنفسه، حافظا لدينه، مخالفا على هواه، مطيعا لأمر مولاه، فللعوامّ أن يقلدوه‏» چهار تا خصوصیت داشته باشد، خویشتن‌دار باشد جلوی نفسش را بتواند بگیرد، مخالفت هوایش را بکند.@اول از همه فقیه باشد «و أمّا من‏ كان‏ من‏ الفقهاء» غیر فقیه نمی‌تواند چون غیر فقیه تخصص ندارد، دکتر باشد، مهندس باشد، دکتر و مهندس نمی‌تواند حاکم مردم باشد، باید حتماً دین‌شناس باشد، بداند که مردم را به غیر دین راهنمایی نکند، چون غیر دین تخصیص نیست، غیر دین هر چیزی می‌تواند با آن باشد و جهالت در آن بیاید.@التقاط هم که نمی‌شود کرد یک ذره دین با یک چیز دیگر قاطی بکنیم این هم که نمی‌شود، دین خالص باید حتماً باشد، برای همین حتماً باید فقیه باشد، «صائنا لنفسه، حافظا لدينه» دیندار به معنای واقعی باشد، مراقب دین خودش باشد، از اینها نباشد که تا مردم یک ذره انتقاد کردند، نق زدند دینش را بفروشد بخواهد به رأی مردم بی‌دینی راه بیندازد.@دیدید الان چطوری است هر کس می‌خواهد به خاطر اینکه دل مردم را به دست بیاورد امتیاز می‌دهد از دین مردم هم امتیاز می‌دهد، مردم به من رأی بدهید همه چیز را برای شما آزاد می‌کنم، مردم به من رأی بدهید بی‌حجابی بکنید، فساد بکنید، این که نشد، دارد برعکس می‌شود، ما می‌خواستیم حاکم داشته باشیم که دین را جلو ببرد.@الان بر عکس شده، الان شعار کسانی که می‌خواهد رئیس‌جمهور یا نماینده مجلس، یا شورای شهر بشوند همه آزادی‌های نامشروع، ما به شما آزادی می‌دهیم، یا وعده و وعیدهای حیوانی یا جمادی می‌دهند، این که اصلاً لیاقت ندارد به مردم حاکمیت داشته باشد.@پس آنهایی که می‌خواهند در سیاست دخالت بکنند باید شخصیت‌شان از نظر حاکمیت و مدیریت نزدیک‌ترین شخصیت‌ها به معصوم باشد، و فقط اهداف دین را دنبال کنند، یعنی فقط به خاطر هوای نفسشان نیایند رئیس‌جمهور بشوند، نماینده مجلس بشوند، عضو شورای شهر بشوند، خودشان را داوطلب بکنند، واقعاً برای پیاده کردن دین خدا تا مردم آزاد بشوند، امام‌شان بیاید، در برطرف کردن زمینه ظهور امام زمان تلاش بکنند.@واقعاً روح خدمت داشته باشند نه به قول شهید بهشتی تشنه قدرت باشند، نه، شیفته خدمت به مردم باشند برای رضای خدا و برای احیای دینی خدا، لذا قرآن کریم در سوره حج آیه 41 وقتی می‌خواهد شرائط یک مدیر خوب، یک فرمانروای خوب را بیان بکند می‌فرماید «الَّذينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ».@کسی که یک جایی رئیس می‌شود، مدیر می‌شود، رئیس‌جمهور می‌شود، نماینده مجلس می‌شود، عضو شورای شهر می‌شود، استاندار می‌شود، فرماندار می‌شود، باید چهار تا خصوصیت داشته باشد تا خدا مدیریت این را امضا بکند.@1ـ بنای معنویت بگذارد «أَقامُوا الصَّلاةَ» غیر از نماز خواندن است (یصلون) نه «أَقامُوا الصَّلاةَ» یعنی باید معنویت را در حیطه حکومتی خودش برپا بکند، مردم را به الله، به غیب برساند، «آتَوُا الزَّكاةَ» عدالت اقتصادی بیاورد، زکات توزیع بکند، مردم را نجات بدهد، به فکر مستمندان و گرفتاران باشد، نه اینکه فاصله بین فقیر و غنی را زیاد بکند، اشرافیت با بیت‌المال را زیاد بکند، دزدی از بیت‌المال و اختلاس را زیاد بکند، ویژه‌خواری و باندبازی و اینطور چیزها زیاد بشود، اینکه اصلاً حاکمیت مشروع نیست، حاکمیت نامشروع است.@«وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ» حاکم وظیفه‌اش هست امر به معروف بکند و معروف را رواج بدهد امر بکند، «وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ» حاکم موظف است هر جا حاکمیت دارد منکر را نهی بکند و با منکر برخورد بکند، نه اینکه رها بکند، مردم شما فقط به ما رأی بدهید آزاد باشید، اگر به ما رأی بدهید ما کاری با دین شما نداریم.@الان اینطوری شده کسی که رأی می‌گیرد می‌گوید من مسئول بهشت و جهنم مردم نیستم، چرا شما مسئول بهشت و جهنم مردم هستی، آقا هم در پیامشان فرمودند که نباید اجازه داد جهنمیان مزاحم مردم بشوند، و مردم را جهنمی کنند.@رئیس‌جمهور مسئول است، دولت مسئول است، مجلس مسئول است، قوه قضائیه مسئول است، هر کس هر جا مسئول است، مسئول آخرت مردم هم هست، نمی‌توانی بگویی به من چه، ما مردم را به زور بهشت که نمی‌توانیم ببریم، شما باید زمینه جهنمی نشدن مردم را فراهم بکنید، هر چیزی که ممکن است مردم را جهنمی بکند.@چطور وزارت بهداشت می‌آید اعلام می‌کند سیگار در مکان‌های عمومی کشیده نشود چرا؟ چون برای مردم ضرر دارد، اتاق سیگار دارند در فضاهایی عمومی می‌گذارند هر کس می‌خواهد آنجا برود بکشد در فضای عمومی نباید بکشد برای مردم ضرر دارد.@یا هر کاری که برای بهداشت عمومی برای بهداشت روانی هم همینطور هست، اگر یک کسی بهداشت روانی مردم را به خطر بیندازد باید با آن برخورد کرد، بدحجابی یا بی‌حجابی، یا اعتیاد، یا مشروب خوردن، یا در خیابان بوق بوق کردن، کارهای جلف کردن، اینها حقوق اجتماع مردم است، در خانه خودت هر کاری دلت می‌خواهد بکن هیچ کس هم حق ندارد با تو کاری داشته باشد@دولت نمی‌تواند برود در خانه کسی بگوید تو چرا زنا می‌کنی، دلش خواسته بکند حق شخصی‌اش هست ولی در اجتماع که نمی‌شود فساد را رواج داد، در اجتماع اگر کسی باشد دولت موظف است برخورد بکند اگر برخورد نکرد دولتش مورد تأیید خدا نیست، شخصیت این مدیران مورد تأیید الهی نیستند.@بنابراین این شرط مدیر است باید قصدشان از حکومت هدایت انسان‌ها باشد، یک کسی که می‌رود دو میلیارد رشوه می‌دهد عضو شورای شهر بشود، رشوه می‌دهد برود نماینده مجلس بشود، از بیت‌المال دزدی می‌کند تا ریاست جمهوری رأی بیاورد، از پول بیت‌المال جابه‌جا می‌کند برای کارهای شخصی این نمی‌تواند حاکم باشد، این هر مدیری باشد انتهایش ته جهنم است، من نمی‌دانم بعضی‌ها چطوری می‌خواهند جواب بدهند با این کارهایی که الان دارند می‌کنند.@یک خلیفه‌ای از همین دشمنان اهل بیت مُرد با پسرش قرار گذاشت هر کداممان زودتر مُردیم بیاییم خواب آن یکی بگوییم اینطرف چه خبر است، پدر که خودش خلیفه بود مُرد، پسر منتظر بود پدر این هفته، دو هفته، یک ماه دیگر به خوابم می‌آید به من می‌‌گوید آنطرف چه خبر است، یک هفته، دو هفته، یک ماه، دو ماه، سه ماه، یکسال، دو سال، سه سال، پدر نیامد، رفت، ده سال بعد پدر به خوابش آمد.@گفت بابا چه شد رفتی که رفتی، ده سال است، گفت بابا فعلاً پرونده ظلم‌هایی که من به مردم و به اهل بیت کردم باز نشده، از جرم‌های کوچک من شروع کردند، من این ده سال یک شهردار نالایق منصوب کردم روی فامیل‌بازی.@دیدید که قدیمها هر کس از هر کس خوشش می‌آمد می‌گفت تو فرماندار فلان، تو حاکم فلان، تقسیم می‌کردند سر قدرت، کما اینکه الان هم اینطوری هست، از یک کسی خوشش بیاید استاندار می‌شود، از کسی خوشش نیاید ردش می‌کند، لایق است آدم مدبری است، می‌گویند چون هم حزبی ما نیست، نباید به مردم خدمت بکند.@آنوقت یک آدم نالایقی که لیاقت سفارت ندارد، لیاقت رایزنی فرهنگی ندارد، لیاقت استانداری ندارد، لیاقت فرمانداری ندارد، لیاقت بخشداری ندارد، آنجا می‌گذارند، مدیر کل کجاست، همینطوری برای خودشان می‌گذارند.@گفت یک شهردار منصوب کردم این بی‌لیاقتی کرد یک پل ساختند یک اسب پایش رفت در این پل شکسته من این ده سال فقط عذاب پای این اسب را دارم می‌کشم، ده سال است من در برزخ گرفتار عذاب این ظلمی هستم که به این حیوان کردم.@حالا الان که میلیون میلیون آدم را بیکار می‌کنند، به خاک سیاه می‌نشانند، دهها و صدها کارخانه تعطیل می‌شود، راحت برای مردم تصمیم می‌گیرند، از فردا قیمت دلار از 4 هزار تومان، 8 هزار تومان، ده هزار تومان شد، روی چه حسابی! چه چیزی پشت صحنه است، اینها همینطوری طبیعی بالا می‌رود، از فردا گوشت نیست کیلویی 120 هزار تومان، از فردا برق‌ها قطع می‌شود، از فردا طلا اینطوری می‌شود، هر دفعه یک بازی سر مردم در می‌آوردند با مردم بازی می‌کنند.@برای یک حیوان آنجا گیر هستید، شما میلیونها آدم را بر می‌دارید اینطوری اذیت می‌کنید، در حقشان ظلم می‌کنید چطوری می‌خواهید قیامت جوابگو باشید، بانک است ظلم می‌کند، باید مثلاً به چند هزار زوج وام بدهد نمی‌دهد، وام را به نورچشمی‌ها می‌دهند، بعد می‌گویند نداریم، نه وام تعلق نمی‌گیرد، یا هر چیز دیگری با مردم!@«هو أنت» را اگر کسی رعایت بکند دیگر این جنایت‌‌ها اتفاق نمی‌افتد، (هو أنت) بفهمیم که هر یک نفر آحاد مردم خود من هستم، هر یک نفر آحاد مردم اهل بیت هستند، و هر نفر آحاد مردم خداوند تبارک و تعالی هستند، یعنی هر کاری با آنها بکنی با خدا کردی.@دیگر این وحشی‌گری‌ها نمی‌شود، این خشونت‌ها نمی‌شود، اگر کسی واقعاً قصدش از حاکمیت خدمت به مردم باشد توسعه احکام دین باشد، خدا توفیقش می‌دهد موفقش می‌کند؛ بنابراین «سَاسَةَ الْعِبَادِ» باید یک شرائط خاصی داشته باشد که یک کسی سیاست‌گذار مردم بشود.@چه معصوم که آن شرائط سخت را خدا برای معصومین گذاشته علم بالا، تخصص بالا، و عصمت، غیر معصومین هم باید نزدیکترین شخصیت به معصوم باشد، مثلاً مالک اشتر، محمد بن ابوبکر، تا علمای دیگر، خیلی بودند والیان فقیه در طول اسلام، ولی فقیه بودند همه جا حاکمیت داشتند، مدیریت داشتند، آنجا که امکان داشته بوده.@یک جمله‌ای دارد امیرالمؤمنین (علیه السّلام) که این خیلی کمک می‌کند به اینکه ما فلسفه سیاست را در اسلام خوب بفهمیم که اصلاً سیاست برای چیست، سیاست برای فرمانروایی و پُز دادن به مردم و حاکم شدن و بخور بخور و رفاه‌طلبی و اینطور چیزها نیست.@«إِنَّ اَللهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى بَعَثَ مُحَمَّداً صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ بِالْحَقِّ» خدا پیامبر را به حق مبعوث کرد، یعنی در او یک ذره باطل وجود ندارد، «لِيُخْرِجَ‏ عِبَادَهُ‏ مِنْ‏ عِبَادَةِ عِبَادِه‏» خارج بکند بندگانش را از عبادت بندگانش، نجات بدهد، خیلی این مهم است.@چون شما هر کس را عبادت بکنی قیمتت هم همان است با همان هم محشور می‌شوی، خدا می‌گوید لیاقت شما خود من هستم، شما آفریده شدید شبیه من بشوید، مال من باشید، دوست من باشید، ولی من باشید، شبیه من بشوید، مَثَل من بشوید، کمتر از من لیاقت شما نیست، کمتر از خانواده آسمانی‌‌تان لیاقت شما نیست.@بنابراین معصومین و پیغمبر را فرستاد تا مردم را از عبادت غیر خدا نجات بدهد، «لِيُخْرِجَ‏ عِبَادَهُ‏ مِنْ‏ عِبَادَةِ عِبَادِه‏»، به کجا ببرد؟ «إِلَى عِبَادَتِه‏» به عبادت خود خدا برسانند، «وَ مِنْ عُهُودِ عِبَادِهِ إِلَى عُهُودِه‏» از عهدها، وابستگی‌ها و پیمان‌های بندگان به پیمان‌های الهی.@الان ما پیمان‌های شیطانی داریم، اف اف تی اف یکیش است، پالرمو یکیش است، زیاد هست، بیست سی یکیش است، اینها عهود غلط است، عهدهای شیطانی است، از حکومت‌ها به زور می‌گیرند تا کشورها را بنده خودشان بکنند، منافعشان را بتوانند غارت بکنند، کنترلشان بکنند، اجازه استقلال به آنها ندهند، اینها عهدهای باطل است.@خدا پیغمبرش را فرستاد تا مردم را از اینها نجات بدهد، می‌خواهد بگوید وقتی تو می‌گویی من نماز نمی‌خوانم، حجاب را رعایت نمی‌کنم، خمس نمی‌دهم، این را رعایت نمی‌کنم، وقتی از عبادت خدا طفره می‌روی گیر عبادت بندگان خدا می‌افتی، عابد آنها می‌شوی، گیر عبادت شیطان می‌افتی.@چون ما دو تا مرکز عبادت بیشتر که نداریم الله و شیطان، «أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَني‏ آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبين‏» عهد نگرفتم از شما که عبادت شیطان را نکنید دشمن مبین و آشکار برای شما است، آنوقت یک کسی می‌گوید من دین نمی‌خواهم، می‌خواهم آزاد باشم، آزاد چی باشی، تو از خدا آزاد می‌شوی اسیر شیطان هستی.@شما یک نفر که بنده خدا نباشد سراغ دارید که بنده شیطان نباشد، پس این مولایش را این انتخاب کرده، این دوست دارد مولایش شیطان باشد، «وَ الَّذينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمات‏» ولی یک کسی که می‌گوید بنده خدا هستم، دیگر عبد و بنده خدا نیست آزاد است، این دیگر آزاد است، قرآن هم می‌گوید دین برای آزادی شما آمده است.@می‌فرماید: «وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتي‏ كانَتْ عَلَيْهِمْ» پیامبر آمد بارهای سنگین همه چیز را از شما بردارد، «وَ الْأَغْلالَ الَّتي‏ كانَتْ عَلَيْهِمْ» و آن غل‌هایی که روح شما را به زنجیر کشیده، شخصیت شما را به زنجیر کشیده، شما را اسیر کرده، شما را آزاد بکند تا ملکوت و بالاتر از آن پرواز کنید.@وقتی کسی دین نداشته باشد، در حصار جماد و گیاه و حیوان چیه، که بخش نورانی ماست، دانشش در جهت حیوانیت دارد به کار می‌رود، پزشک است، دانشمند است ولی فقط برای پول کار می‌کند، ما الان چقدر داریم بی‌خود به مریض می‌گویند باید عمل بکنیم، برای اینکه دستشان باز بشود تمرین بکنند موش آزمایشگاهی، پول هم از آنها می‌گیرند عملش هم بی‌خود، چقدر ما داریم.@دانشمند است ولی می‌رود سراغ کارهای باطل، از دانشش برای نفسش استفاده می‌کند، لذا این بنده خدا آزاد نیست، اسیر کمالات جمادی و گیاهی و حیوانی هست، شما کسانی که حیا و عفت را رعایت نمی‌کنند، ببینید چندین نوع اصالت دارند، چقدر بی‌شخصیت می‌شوند، دائماً اسارت دارند به ظاهرشان، به نگاه مردم، اسیر نگاه مردم هستند، اسیر ارزیابی‌های مردم هستند.@ده تا، پانزده‌ تا، بیست تا، گاهی وقتها دیدم پنجاه تا عمل روی سر و صورتشان می‌کنند، یا در بدن و هیکلشان، یک عالم دستکاری در خلقت خدا، این همان است که در سوره اسرا شیطان می‌گوید قسم می‌خورم که اینها را وادار بکنم در خلقت خودشان دست ببرند، یا در خلقت تو دست ببرند.@آدم‌های عقده‌ای، بی‌شخصیتی که اصلاً از ظاهر خودش لذت نمی‌تواند ببرد، شاکر نیست، راضی نیست، حالا مدام می‌رود یکسره تغییرات ایجاد می‌کند، گاهی وقتها دیگر از این هم می‌گذرد حالا یک موقع است آدم می‌گوید تغییر می‌دهم یک زیبایی تولید می‌کنم، اما الان اینطوری نیست، اسیر مُد هستند، اسیر خدا و اهل بیت و خانواده آسمانی نیستند، گیر مُد هستند.@می‌گویی آقا این لباس واقعاً قشنگ است، می‌گوید نه، می‌گویی این قیافه قشنگ است، این مدل مو قشنگ است، می‌گوید نه خودم هم می‌دانم می‌خواستم از خانه بیرون بیایم تا چند روز نمی‌توانستم بیرون بیایم به زور اینطوری بیرون آمدم، ولی برای چیست، می گوید مُد است.@یک احمق بدبخت، بیچاره‌ای می‌نشیند، می‌گوید از این به بعد شلوار لی‌ها را سوراخ بکنید، چهار تا پارگی در آن ایجاد بکنید، این واقعاً زیبایی دارد؟! مدل درست می‌کند، مدل‌هایی که الان می‌بینید، مجری تلویزیون، هنرپیشه، خواننده همه می‌آیند از این تبعیت می‌کنند.@بابا فکر، شعور، عقلانیت، که آقای هیچ کس نمی‌تواند به من اینطوری خط بدهد، من وقتی می‌خواهم یک چیزی را بپوشم باید زیبا باشد، تناسب داشته باشد، وقار داشته باشد، یک حیثیتی داشته باشد، با حیثیت انسانی من سازگاری داشته باشد، با عضویت در خاندان اهل بیت باید این پوشش سازگاری داشته باشد.@چطوری با این پوشش تو شبیه اهل بیت می‌شوی، یا با این شوهرداری، زن‌داری، تربیت بچه، یک تربیت بچه عجق وجقی می‌کند، بچه اصلاً از خاندانش، از اصلش، از ریشه‌اش می‌افتد، ازدواج‌ها همه منحرف، جشن تولدها منحرف، مهریه‌ها منحرف.@دین آمده بار را از شما بردارد، آمده شما را شاد و آرام بکند، اگر یک کسی گفت دو دو تا چهار تا می‌شود ما باید ناراحت بشویم؟ دو دو تا چهار تا قانون خلقت است، اگر آب صد درجه جوش می‌آید باید بگوییم نه 150 درجه باید باشد می‌شود اینطوری گفت؟ نمی‌شود گفت، قانون خلقت است، مجموع زوایای داخلی مثلث 180 درجه است، 179 نیست، 185 هم نیست، قانون خلقت است.@نمی‌شود گفت بسم الله الرحیم، آقا بسم الله الرحیم نیست چرا اینطوری نماز می‌خوانی، می‌گوید من با رحمن قهر هستم، اسمش را نمی‌آورم، من درآوردی دست برده در سوره قرآن این که نمی‌شود، پیغمبر همانطور که این قوانین خلق شد قوانین خداست، می‌گوید هر جا مهریه سنگین باشد زن و شوهر به همدیگر می‌ریزند عشقشان خراب می‌شود دعوا و کدورت ایجاد می‌شود.@نه سکه باید، شما ببینید الان چقدر بچه‌ها و جوانان در زندان هستند، زن‌ها هم این وسط باختند، یعنی کلاه سر همه آنها رفته دودش در چشم همه می‌رود مهریه سنگین، چه کسی گفته مهریه چند صد تایی شخصیت می‌آورد، این از کجا آمده، اینها برای مردم کلاس شده، و واقعاً هم کلاس نمی‌آورد، شخصیت نیست.@شما قوانین را رعایت نمی‌کنید، وقتی قوانین را رعایت نکنید قَدَر است اشتباهی برمی‌دارید، می‌گوید قَدَر اندازه است، می‌گوید وقتی می‌خواهید قَدَر را بردارید قدرهایی که خدا گفته بردارید، می‌گوید در مهریه قدر سبک، شما سنگین که برمی‌دارید شما را به هم می‌زند قضای بد گیرت می‌آید، قضا یعنی نتیجه، نتیجه‌اش فتنه و اختلاف و تنفر می‌شود، آمار وحشتناک طلاق می‌شود.@ما دائم آمدیم قدرهای من در آوردی گذاشتیم قدرهای معصومین کنار رفته، حکومت اسلامی باید بیاید اینها را فراهم بکند یعنی باید بیاید اینها را آموزش بدهد، جا بیندازد، دین و اصول و قواعد را، نه اینکه مردم را غافل بکند خودش هم بشود قوز بالای قوز مصیبت خود همین حکومت بشود، همین دولت بشود.@مردم را از عبادت بندگان نجات بدهد و از پیمان‌های، این پیمان است، پیمان یک چیزی نیست که بروند یک جایی بنویسند، پیمان یعنی رسم، می‌گویند رسم است، نمی‌شود کارش کرد، پیمان است، اصلاً نمی‌شود خرابش کرد انگار که آیه قرآن است این رفته یک جا تعهد داده در محضر که اگر خواستی عروس و داماد بکنی اینها باید بروند خرید بکنند.@کجای اسلام است که اینها باید بروند خرید بکنند، بالاخره آن که دختر دارد پسر هم دارد، نه داماد دندش نرم و چشمش کور باید بیاید خرید برود، این خرید از کجا آمده، پیغمبر گفته، خدا گفته، قرآن گرفته، اصلاً خرید چیست، حالا چکار کنیم.@خانواده دختر برای پسر خرید می‌کنند، حال چشم و هم‌چشمی، می‌دانید چقدر دعواها و طلاق‌های ما در این مرحله بوده، ما سی سال است مشاور هستیم، خانواده دختر برای پسر خرید می‌کنند، پسر می‌گوید رفتیم خرید نقره‌داغ‌مان کردند دیدی دختر چه گردنبند گرانی برداشت، حلقه گرانی برداشت، نروی از این حلقه آشغالی‌ها برداری، اصلاً حلقه کیلویی چند است، این داستان حلقه از کجا آمده کجای دین است.@بعد طلا، طلا حرام است، نه یک طلای گران و سنگین بردار، اصلاً طلا برای مرد حرام است، از اینجا شروع می‌شود، حالا عقد باید بگیریم، سفره عقد باید بیندازیم، باید برای خانواده فلانی هدیه بگیریم، دختر باید آرایشگاه برود، حالا آرایشگاه می‌رود باید پنجاه نفر با خودش ببرد پولش هم داماد بدبخت باید بدهد.@بعد خانواده دختر باید جهیزیه بدهد، این عهدها از کجا آمده، کجا در اسلام ما داریم خانواده دختر باید جهیزیه بدهد، اینها عهدهای ننوشته شده است، همه طاغوت است، همه شرک است، عروسی‌های بی‌خود، ازدواج‌های بیخود، دختر و پسر همدیگر را می‌خواهند، سلام سلام، ازدواج، یک خطبه عقد بخوانید، یک شرائط کوچکی، مقدماتی را فراهم کنید سر خانه و زندگی‌شان بروند.@این سختی‌ها و شرائط چیست، اصلاً چه کسی گفته خانواده دختر باید جهیزیه بدهد، این از کجا آمده، اصلاً نیست ما همچین چیزی نداریم، باطل است، پیغمبر نگاه کنید چکار کرد، امیرالمؤمنین عزیزش است، فاطمه هم عزیزش است، ولی وقتی امیرالمؤمنین می‌گوید من فاطمه را می‌خواهم می‌گوید بیا ببینم پول بده، چه چیزی داری، می‌گوید هیچی ندارم.@زره‌ات را که استفاده نمی‌کنی تو در جنگ که پشت به دشمن نمی‌کنی، در بیاور برو بفروش، فروخت، پول را از امیرالمؤمنین نقد گرفته رفته برای حضرت زهرا جهیزیه خریده، آخر این گناه کرده دختردار شده، هم دختردار هست، هم باید فکر هزینه‌اش را بکند که می‌خواهد او را خانه شوهر بفرستد، باید کلی هزینه‌اش بکند.@این یک امر مشارکتی است، بله دختر اگر قرار است جهیزیه بدهد، پسر هم باید مهریه را اول بدهد، یعنی چی؟ شما جهیزیه را نقد می‌گیرید، مهریه برو تا دندان‌هایت سفید بشود، موقع مردن، غالباً هم نمی‌دهند، ظلم می‌کنند نمی‌دهند.@اسلام می‌گوید مرد پول دستش آمد اول مهریه زنش را بپردازد واجب است، نرود برای خودش زمین بخرد، خانه بخرد، ماشین بخرد، بعد زن بگوید مهریه ما چه شد، هزار اتهام هم به زن بزند، همان اول.@یک کسی آمد خدمت امام سجاد (علیه السّلام) دید یک چیزهایی خیلی رنگین و تجملاتی بود، به امام سجاد گفت آقا اینها چیست در خانه شما یک همچین چیزهایی هست، حضرت گفت اینها را من نخریدم ما اهل بیت اخلاقمان این هست مهریه همسرمان را اول می‌پردازیم این پول حلال مال خودش است و دوست دارد هر طور دلش می‌خواهد هزینه بکند.@دوست دارد برای خانه‌اش پرده بخرد، فرش بخرد، دوست دارد خانه‌اش را زیبا بکند، زنها طبع‌شان اینطوری هست، ما دخالت در این کارها نمی‌کنیم پول خودش هست دوست دارد اینطوری هزینه بکند، ما خیلی از فرهنگ دین فاصله گرفتیم و باعث شده این همه مفاسد بیاید، اینها را عهدهای طاغوتی بندگان خدا می‌گویند هر کس یک قانون از اینطرف می‌گذارند.@یعنی یک مدل جدید هر چه زمان جلو می‌رود یک رسم جدید ایجاد می‌شود، الان شما نگاه کنید قدیمها اینطوری نبود الان یک عالم رسم‌های جدید ایجاد شده که بیچاره کسی می‌خواهد ازدواج بکند می‌رود زنا می‌کند، می‌رود با ناموس مردم رابطه دیگر برقرار می‌کند، بعد ضررش به چه کسی می‌رسد، هر دو دارند ضرر می‌کنند، بیشتر هم خانم، چرا ازدواج را ما اینقدر سخت کردیم.@چه کسی گفته باید ازدواج این شب، سالن آنچنانی، برو وام بگیر، تا چند سال باید قرض بدهد، امسال من، همین سال 97 دخترم که می‌خواست ازدواج بکند، نشستیم هم خانواده پسر، هم خانواده دختر نشستیم صحبت کردیم گفتیم یک طوری در نظر بگیریم که اگر یک کسی خواست ازدواج بکند بگوییم این هم یک ازدواج ساده‌ای است.@مهریه که 14 سکه مهریه گذاشتیم، گفتیم برویم یک مسجد هر دو خانواده هم راضی بودند، برویم یک مسجد، یک حسینیه، یک زیارتگاهی را انتخاب بکنیم که عروسی آنجا باشد، مردم آنجا بیایند بدانند که می‌شود ازدواج کرد، الان مسیحی‌ها کجا ازدواج می‌گیرند جای مقدس‌ترین جایشان را.@هر جا رفتیم مسخره‌مان کردند، مساجد چی عروسی! نه اینجا مقدس است، ما که نمی‌خواهیم اینجا لختی بیاوریم، دو تا جوان می‌خواهند بیایند اینجا ازدواج بکنند، امامزاده‌ها، حرم‌ها، حرم امام رضا، اتاق عقد، رفتیم اتاق عقد، دیدیم نه بابا یک سالن هست اندازه این، به فاصله کم دختر و پسرها نشستند بالای سر کدامشان یک آخوند نشسته دارد خطبه می‌خواند.@چرا نباید شرایط فراهم باشد، آنهایی که مسئول هستندباید اینها را بگذارند، دختر و پسر دوست دارند در یک فضای معنوی ازدواج کنند نمی‌خواهند بروند سالن بگیرند، نمی‌خواهند شرایط آنچنانی فراهم بکنند، این عهد می‌شود، گردنمان هست حالا باید برویم انجام بدهیم، بله آنجا نمی‌شود حالا برو سالن بگیرد، سالن چقدر؟ باید پسر یا خانواده پسر هزینه بکند، مثلاً دهها میلیون تومان هزینه بدهد.@بعد هم می‌خواهد غذا انتخاب بکند دیگر مگر می‌شود یک غذا، یک غذا بدهم، ژله نباشد، استغفرالله، یواش یواش یک عالم مزخرفات در این فرهنگ اضافه شده این آن چیزهایی می‌شود که ما داریم با آنها شکست می‌خوریم، این فقط در عروسی‌ها من گفتم، عزا که دیگر بماند، یک بدبختی دارد.@به قول استاد ما می‌گفت در عزا الان ما اینقدر رسم داریم اصل عزا صاحب عزایش یادش می‌رود چه کسی از او مُرده، خودش عزادار می‌شود، یعنی خدا نکند یکی از او بمیرد، مستحب است تا سه روز یک کسی که عزادار است غذا درست نکند.@از شهرستان و داخل و خارج سر اینها می‌ریزند به جرم اینکه یکی از اینها مُرده، حالا این باید هزینه بکند، باید سر قبر برویم، سر قبر باید حتماً رستوران ببرند به مردم غذا بدهند، این مرده‌خوری چیست، واقعاً این رسم‌ها از کجا آمده، حالا الان جدیداً زمستان است، هوا سرد است.@مردم به آنها چایی می‌چسبد، کلاس ندارد، آبرو دارد، مرده‌مان خیلی آبرو دارد، ظرف یکبار مصرف یک موز در آن بگذارید، یک آبمیوه در آن بگذارید، اصلاً چه کسی آبمیوه می‌خورد، این آبمیوه‌های صنعتی است، همه اسیدسیتریک دارند، اسیداستیک دارند، کلی ضرر دارند، یکی از آنها سالم نیست، چیزهای ماشینی می‌گذارند هزینه هر یک بسته یک دفعه 50 تومان می‌شود، 70 تومان، 100 تومان، خیلی است، گران می‌شود.@یک چایی طرف می‌خورد، اصلاً او آمده به شما تسلیت بگوید، حالا شما می‌خواهید یک چیزی بدهید ذائقه اینها خسته نشود، یک چایی و خرما بده، نه حالا باید انواع شیرینی‌ها را درست می‌کنند، مدل به مدل، سوهان و حلوا، نان بستنی درست بکنیم، در آن باید حتماً پسته باشد، گلهای گران‌قیمت، چند میلیون دسته گل، این دسته گل از کجا آمده،فلسفه‌اش چیست چه کسی می‌گوید.@وقتی که حاکمیت معصوم نباشد یک عالم خرافات در زندگی مردم می‌آید، وقتی حاکمیت دین نباشد مردم خودبه‌خود شیطان را دارند پرستش می‌کنند فقط دروغی سر نماز می‌گویند «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعين» همه دروغ، شما عروسیت، عزایت، ازدواجت، همسرداریت، شوهرداریت، زن‌داریت، تربیت بچه‌ات، بارداریت، انعقاد نطفه‌ات، کار اقتصادیت، شغلت هیچ چیزت به امام نمی‌خورد، هیچی به دین نمی‌خورد.@فقط همین را یاد گرفتی یک مشت دروغ بیایی بایستی بگویی «‏إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعين»، می‌فرماید خدا پیامبر را مبعوث کرد تا بندگانش را از عهدهای عبادش به عهد خودش بکشاند «وَ مِنْ طَاعَةِ عِبَادِهِ إِلَى طَاعَتِه‏» خداوند پیامبر را مبعوث کرد که از طاعت بندگانش مردم را به طاعت خودش برساند، هر جا دین هست ما آزادیم، آزاده هستیم، قوی هستیم، شخصیت داریم راحت هستیم.@هر جا که دین و قوانینش کنار رفت فتنه و دردسر و فتنه و فساد و خرافات می‌آید، حاکمیت می‌کند، آنوقت ما باید هزا تا چیز را تبعیت بکنیم، چیزهایی که شیطانی و جهنمی است و ما آنها را تبعیت می‌کنیم.@

و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@