جلسه 087 - شرح زیارت جامعه کبیره
شماره جلسه
87
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1397
ماه
11
روز
4
متن کامل (خام) ‌ جلسه 087 - شرح زیارت جامعه کبیره

شرح زیارت جامعه کبیره؛ جلسه 87 4/11/1397

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت. امشب بحث جدیدی را از شرح جامعه کبیره آغاز می‌کنیم فقره جدیدی را، و آن «ساسة العباد» هست یعنی سیاست‌گزاران بندگان خدا. کلمه «ساسة» جمع سائس هست، سائس از مصدر سیاست، سیاست در لغت یعنی تدبیر یک چیز، تدبیر کردن، مدیریت کردن که در بخش حکمت عملی، حکمت را در قدیم به دو قسمت نظری و عملی تقسیم می‌کردند. در حکمت عملی، تدبیر منزل بود که به کار می‌بردند تدبیر منزل را، تدبیر در مسائل اجتماعی بود که به آن سیاست مدن می‌گفتند، اینجور امور، تدبیر کردن، مدیریت کردن در ادبیات قدیم هم می‌گفتند فلانی را مثلاً سیاستش کن، یعنی مدیریتش کن، یا فلان سیاست را به کار گرفت یعنی فلان تدبیر را کرد و آن را مدیریت کرد. اینجا «ساسة العباد» است یعنی سیاست‌مداران بندگان، سیاست‌گزاران بندگان الهی، پس معلوم هست که درست است تدبیر هست اما تدبیر اجتماعی است مدیریت اجتماعی است به همان مدیریت سیاسی.این جنبه برمی‌گردد به مَلِک بودن خداوند تبارک و تعالی «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ مَلِكِ النَّاسِ»، مَلِک غیر از مَلَک است، مَلَک یعنی فرشته، مَلِک یعنی پادشاه، ما یکی از اسمهای الهی مَلِک بودن خداست یعنی خدا شاه و پادشاه مردم هست و سیاست‌گزار مردم هست مردم در تحت حاکمیت خدا زندگی می‌کنند و خداوند تبارک و تعالی پادشاه مردم هست این قضیه جنبه سیاسی دارد.و ظهور سیاست خداوند تبارک و تعالی و پادشاهی خداوند تبارک و تعالی مدیریت و امامت سیاسی و اجتماعی اهل بیت (علیهم السّلام) هست مظهر آن اسم هست در روی زمین، خداوند هر اسمی دارد مظهری دارد که مظهرش ائمه (علیهم السّلام) هستند.حتی همه اسماء الهی هم همینطور هست قرآن می‌فرماید «وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ فَادْعُوهُ بِها» خداوند اسماء زیبا دارد خدا را با این اسمها بخوانید یعنی از این اسمها کمک بگیرید استفاده کنید این اسمها برای خودتان هست حیف هست گنجینه عظیم اسماء الهی ما از آن در زندگی‌مان استفاده نکنیم.هر کدام از این اسمها برای ما یک فرشته و گنجینه و اسم اعظم هست که خیلی جاها به کار ما می‌آید و ما بلد نیستیم متأسفانه از این اسمها استفاده کنیم خدا می‌گوید من هزاران کارکرد دارم، اسم یعنی کارکرد و توان، من هزاران کارکرد و خاصیت دارم شما از اینها استفاده کنید برای زندگی‌تان.مگر نمی‌گویید «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» استعانت کنید با این اسمها از من تا من آن اسم را به داد و کمک شما برسانم. حضرت فرمود «نَحنُ وَاللهِ الأسماءُ الحُسنی» ما به خدا اسماء حُسنای خدا هستیم، یعنی همه اسمهای خدا ظهورش همین انوار طیبه هستند.خداوند مَلِک هست یعنی پادشاه، پادشاه جنبه سیاسی دارد یعنی حاکمیت سیاسی دارد یعنی در حکومت و کشوری که یک شاه دارد هیچ کس نمی‌تواند برود بگوید من نماینده مجلس و وزیر و استاندار و فرماندار هستم، چه کسی می‌تواند فقط اینها را تعیین کند؟ شاه، یعنی هیچ کس بدون اذن شاه نمی‌تواند مدیر آنجا باشد و ریاستی داشته باشد و دخالتی بکند مملکت شاه دارد و باید هر چه که او می‌گوید باشد.در حیطه حکومتی خدا که پادشاه ناس هست «مَلِكِ النَّاسِ» حاکمیت سیاسی فقط به دستور خداست یعنی کسی نمی‌تواند در حیطه حکومت الهی در سرزمینی، هر جا فرق نمی‌کند ایران باشد یا آمریکا، عراق باشد یا افغانستان، اروپا باشد یا آفریقا، هیچ کس نمی‌تواند برود بگوید من رئیس جمهور و پادشاه هستم.تمام پادشاهان و رؤسای جمهوری که خدا ریاست جمهوری‌شان را امضا نمی‌کند پادشاه ظلم هستند و از طرف خدا نیستند و خداوند به ریاست و پادشاهی اینها راضی نیست.چون در حیطه حکومتی خدا حاکم، کسی که قرار است رئیس مردم باشد حالا می‌خواهد پادشاه، رئیس جمهور، وزیر، نماینده مجلس باشد باید از طریق یک قانون الهی ریاست این تأیید شده باشد و الا ریاستش ظلم است این یک قانون خیلی مهم هست که باید این را بدانیم.حالا ما الان فقط در تنها جایی که روی کره زمین الان حاکمش از این طریق انتخاب می‌شود یعنی باذن الله هست در ایران است شما جای دیگری حاکم ندارید از طریق شرع مقدس انتخاب بشود. امام جامعه مردم باید با او بیعت کنند، بیعت کردند، بقیه مدیریتهای زیر مجموعه امامت با قانون‌گذاری که قانون اساسی‌اش را مجتهدین و خبرگان نوشتند، دارد اداره می‌شود.اینکه در اجرا بعضی چیزها غلط در می‌آید یا التقاط دارد مثلاً فرض بفرمایید یک مقدار قانون شرعی هست یک مقدار التقاط دارد همه قانون دین نمی‌تواند رعایت بشود این مربوط به ضعف جامعه هست برای همین هم فرق حکومت امام زمان با حکومت ولی فقیه یا حکومتهای دیگر همین است.فرق حکومت امام زمان با حکومت بقیه سیزده معصوم دیگر، حالا آنها که حاکمیت نداشتند جز امیرالمؤمنین و پیغمبر، و یک برهه‌ای چند ماهه امام مجتبی، کسی حاکم نبوده، اما فرقش این هست که امام زمان وقتی ظهور می‌کند تمام این سیاست‌گزاری را خودش کامل اجرا می‌کند و می‌گوید من تحت حاکمیت هیچ قانونی نیستم تحت ولایت هیچ طاغوتی نیستم.ما الان نه، ما الان طاغوتها در کشورمان اثر دارند، جامعه جهانی، قوانین جهانی، قوانین بین‌المللی نمی‌گذارد که ما قانون اسلام را کامل اجازه نمی‌دهد ما یک بخش کوچکی از قانون اسلام را الان داریم رعایت می‌کنیم بخش مهمش را نمی‌گذارند، یعنی قوانین بین‌المللی همچین اجازه‌ای را به ما نمی‌دهند که ما بخواهیم این کار را انجام بدهیم.بنابراین می‌خواهم جنبه سیاسی بودن این اسم از اسماء اهل بیت را متوجه بشویم «ساسة العباد» یعنی تمام بندگان خدا احتیاج به سیاستمدار و پادشاه دارند حاکم و مَلِک می‌خواهند و اهل بیت تنها کسانی هستند حالا به دلائلی که توضیح می‌دهیم شایستگی حکومت و حاکمیت را دارند.در غیبت اهل بیت ولی فقیهی که با قانونی که اهل بیت گفته می‌تواند حاکم باشد. اگر ما الان ولایت فقیه داریم تنها زمانی که بعد از پیغمبر ما ولایت فقیه داشتیم.البته ولایت فقیه چیز قدیمی هست از زمان خود ائمه هم بوده ولی فقیه یعنی یک فقیهی از فقهاء شیعه 1 ـ 2 ـ 3 10 تا فقیه به انتخاب خاص یا عام اعزام می‌شدند به کشورهای مختلف و به جای معصوم فرمانروایی می‌کردند حکمشان هم حکم معصوم بود هیچ فرقی هم نمی‌کرد.در زمان ائمه اتفاق می‌افتاد ائمه از طرف خودشان کسانی را به عنوان ولی فقیه به جاهای مختلف، امیرالمؤمنین به مصر، به جاهای دیگر، مدائن، مثلاً سلمان را مدائن فرستاد محمد بن ابی بکر و مالک اشتر را بعدش به مصر فرستاد، یمن و جاهای دیگر.این ولی فقیه می‌شود و حاکمه‌ای هست که فقه می‌داند یعنی قوانین شرعی را خوب می‌داند و از طرف معصوم حاکمیت دارد این را ولی فقیه می‌گویند.این همیشه بوده ولی دیگر ما محروم شدیم هزاران سال پیش از این مسأله و امام زمان به نصب عام فقها را جانشین خودش اعلام کرد گفت اگر یک فقیهی که این شرائط را دارد شما داشتید، «فللعوام أن یقلده» مردم همه باید تابع او باشند او حجت من بر شماست «فإنه حجتی علیکم» حجت من بر شماست و من هم حجت خدا بر شما هستم.پس این سیر را دقت کنید حالا برویم سراغ بحث «ساسة العباد» عباد یعنی بندگان خدا، همه بندگان خدا هستیم. کلمه عبد زمانی به کار برده می‌شود که نهایت تزلل و فروتنی و تسلیم در مقابل کسی اتفاق بیافتد.می‌گویند این عبد او هست ما ذاتاً عبد خدا هستیم و چون خدا ما را اختیار قرار داده در بخش اختیار می‌توانیم عبد باشیم می‌توانیم نباشیم، ولی از نظر باطنی چرا، همه ما وجودمان و همه چیزمان در اختیار خدا هست هستی و حیات و زندگی و نفس کشیدنمان و یک پلک زدن ما دست خدا هست ما همه فقیر به درگاه خدا هستیم «أنتم الفقراء إلی الله» ما آن به آن به عنایت خدا احتیاج داریم.این زمین و آسمان هم که خدا در قرآن می‌فرماید اینها همه‌شان عبد خدا هستند عبد به این معنا هست که تحت تسخیر خداوند هستند ولی این عبدی که ما برایش آفریده شدیم به ما عبد می‌گویند و عبد خدا باشید «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ» جن و انس را نیافریدم مگر برای عبادت.این عبادت یعنی تسلیمی که از روی عشق و اختیار انجام می‌شود و شخص، مثل اینکه انسان سر کلاس یک استادی می‌رود مثلاً زبان و کامپیوتر و هنر بلد است عاشقانه و از روی اختیار خودش را تسلیم استاد می‌کند تا آن فن و اسم و مهارت را یاد بگیرد.خداوند ما را آفریده که با اختیار و عشق خودمان را در اختیار او قرار بدهیم تا شبیه به او بشویم تا تمام اسمها و توانش را به ما بدهد. حدیثش را خواندیم در جلسه بهشت یادتان هست که حضرت فرمود مؤمن در بهشت چیزی را به زبان نمی‌آورد همین که اراده می‌کند آفریده می‌شود.این الان شبیه خدا شده مَثل خدا شده مثل خدا، هر چه که می‌خواهد اراده می‌کند به اذن خدا این آفریده می‌شود مَثل خدا شدن یعنی اینکه انسان برای این آفریده شده.حالا می‌خواهی شبیه به این بشوی باید عبد باشی، عبد باشی یعنی همه دستورها و فرمولهایی که می‌گوید را رعایت کن تا شبیه به این بشوی. «ساسة العباد» منظور از عباد عمومی می‌گوییم یعنی بندگان خدا، اما کلمه عبد را معنایش کردم که بدانید یعنی چی، عبد یعنی این تزلل و تسلیم را باید داشته باشید.پس عبد چه کسی است؟ عبد کسی است که در تمام اعمالش و اخلاقش و بصیرتهایش و اعتقاداتش شبیه مولای خودش می‌شود یعنی هر چه را خدا می‌بیند او هم می‌بیند، نظرش با نظر خدا یکی است.یکی از مراحل خیلی زیبایی که حالا در اردو هم توضیح دادم فوق‌العاده زیباست و جاهایی هست که یک بنده اوج می‌گیرد می‌گوید «أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ كَمَا شَهِدَ اللَّهُ لِنَفْسِهِ» من آنطوری که خود خدا خودش شهادت می‌دهد من هم مثل او شهادت می‌دهم من هم مثل ائمه شهادت می‌دهم یک نفری که بتواند اینطوری شهادت بدهد خیلی اوج گرفته.یعنی می‌گوید خدایا تو هر طوری می‌بینی من هم آنطوری می‌بینم، هر چه را تو حق می‌دانی من هم حق می‌دانم و هر چه را تو باطل می‌دانی من هم باطل می‌دانم.عبد یعنی یک کسی که در اعمالش و اخلاقش و اعتقاداتش شبیه خداوند تبارک و تعالی است خودش را شبیه و تسلیم او می‌کند تا شبیه او بشود.اما هدف خلقت انسان چیست؟ حالا چرا ما به سیاست‌مدار و حکومت احتیاج داریم؟ حکومت سیاسی؟ دقت کنید که این بحث کاملاً سیاسی هست و ما در واقع داریم اینجا برای شما یک دوره مبانی سیاسی اسلام را برای شما توضیح می‌دهیم این یک پایه اساسی و اصیل مبانی سیاسی اسلام است.در اسلام سیاست و حکومت یعنی چی؟ آیا ما به حکومت احتیاج داریم؟ بله. اسلام حتماً به سیاست کار دارد یا دین فردی است هر کس برای خودش عبادتی بکند با سیاست کاری ندارد؟ اسلام نمی‌تواند، اگر اسلام این کار را نکند دیگر دین نیست، نمی‌تواند با سیاست کاری نداشته باشد اسلام نمی‌تواند با حاکمیت و حکومت کار نداشته باشد.حاکمیت و حکومت در اسلام خیلی مسأله مهمی هست، چرا؟ برای اینکه انسانها برای هدف والایی خلق شدند، آن هدف چیست؟ تشبه به حق تعالی، تخلق به اخلاق الهی. و این در کلان جامعه و جهانی جز با حکومت امکانپذیر نیست شرائطش فراهم بشود.اگر جایی حکومت الهی نبود و دین در سیاست دخالت نکرد و سیاست تابع دین نبود حاکمیتها طاغوتی هستند و در حاکمیت ظالمین و طاغوتها مردم به فساد و غفلت و گمراهی کشیده می‌شوند استثناء را رها کنیم اینکه بگوییم استثنائاً الان یک عده‌ای هستند مثلاً در زمان شاه مردم مثلاً یک حدودی متدین بودند یا در حاکمیتهای دیگر.نه اسلام برای کافه مردم می‌آید یعنی می‌آید عموم مردم بتوانند تحت حاکمیت سیاسی آزادی فوق عقلانی پیدا کنند ما هم عدالت داریم هم آزادی داریم. عدالت جمادی، مالی، اقتصادی، گیاهی، غذایی، حیوانی، یا اجتماعی سیاسی، عدالت علمی و عدالت معنوی.عدالت معنوی یعنی همه مردم حق داشته باشند و توان داشته باشند در یک کشور خودشان را به غیب و اهل بیت برسانند مانع سر راهشان نباشد.الان شما نگاه کنید مردم چقدر برای ما هزاران نامه از کشورهای مختلف برای خود من می‌آید یا ایمیل می‌زنند که ما اینجا نمی‌توانیم، اینجا این آزادی را نداریم اینجا می‌خواهیم نماز بخوانیم، نمی‌توانیم، می‌خواهیم حجاب را رعایت کنیم، نمی‌شود، از محل کارمان اخراجمان می‌کنند، می‌خواهیم روزه بگیریم اجازه نمی‌دهند، آزادی ندارند.عدالت هر پنج تا باید رعایت بشود هم آزادی و هم عدالت، که یک انسان بتواند اگر تا مسیر خانواده آسمانی‌اش می‌خواهد برود و ملحق بشود به خانواده آسمانی‌اش، بتواند ملحق بشود؛ حکومت و زمینی که نمی‌گذارد مردم به خانواده آسمانی‌شان ملحق بشوند آنجا حاکمیت با کیست؟ طاغوت هست، آنجا طاغوت دارد حاکمیت می‌کند.هر جایی که جلوی آزادی معنوی یا آزادی انسانی و فوق عقلانی گرفته بشود حاکمیتش طاغوت است ولو یک آخوند باشد فرقی نمی‌کند. پس حاکمیت سیاسی در اسلام به چه درد می‌خورد؟ اینکه مردم بتوانند به آزادی و عدالت چی برسند؟ جمادی، گیاهی، حیوانی و علمی تا زمینه فراهم بشود برای آزادی چی؟ انسانی و معنوی.مردم بتوانند ثروت و میکده و استاد و کتاب و جلسات و دانشکده‌ها و حوزه‌های کافی وجود داشته باشد که مردم بتوانند در این مراکز خودشان را به غیب و خانواده آسمانی‌شان برسانند و رشد انسانی بکنند.جایی که محیط اجازه نمی‌دهد که یک کسی می‌خواهد رشد انسانی بکند آنجا حاکمیت با چه کسی است؟ طاغوت است ولو در یک خانواده باشد، یک خانواده طاغوتی ممکن است در جمهوری اسلامی باشد در همین قم ما باشد.ولی پدر اجازه نمی‌دهد همسرش رشد کند، مادر اجازه نمی‌دهد بچه‌هایش رشد بکنند، این طاغوتی است این خانواده خانواده طاغوتی هست یعنی طغیان کردن علیه انسان، علی انسانیت طغیان شده این بخش مظلوم است و به اسارت گرفته شده طاغوت یعنی طغیان‌گر، طغیان کرده و حاکمیت را گرفته از بخش فوق عقلانی و فطری.پس چون انسانها برای آن هدف والا خلق شدند و همه انسانها در حقوق مساوی هستند برای شبیه شدن به الله و رسیدن به اهل بیت و رسیدن به مقام اهل بیت، اسلام در سیاست دخالت می‌کند تا زمینه‌ای فراهم بشود که در اجتماع جلوی آزادیهای انسانی و معنوی گرفته نشود همه بتوانند به انسانیت و هدف خلقتشان برسند.من آیه هم برای شما بخوانم حالا این تعبیر که ما به الله برسیم را قرآن تعبیر کرده به رسیدن به نور. مرحله حرکت از حالت جمادی که ماده است یعنی ظلمانی‌ترین اشیاء، سفت‌ترین و تاریک‌ترین اشیاء؛ به گیاه می‌رسد گیاه نورانی‌تر است، چون در آن چی وجود دارد؟ حیات و رشد وجود دارد و شعورش خیلی بیشتر است.حیوان نورانی‌تر است خیلی نورانی‌تر است چون در آنها احساسات فوق‌العاده است درک فوق‌العاده زیادی وجود دارد عواطف و وجدان و حیات و غیرت و خدمت به هم‌نوع و مهربانی و رأفت است نورانی‌تر می‌شود.به عقل و جنبه فرشته‌ای می‌رسیم خیلی نورانی می‌شود. به انسانیت می‌رسیم نورش خیلی، انسانیت یعنی آنکه انسان متصل به چه کسی می‌شود؟ به الله، آنجا نور و قدرتش بیشتر است.پس در واقع حرکت انسان از (دستم را نگاه کنید) تاریکی و ظلمت هست به سوی نور «اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا» آیا فقط ولیّ مؤمنین است ولیّ کافرین نیست؟ می‌گوید من ولیّ همه هستم کافر خودش نمی‌خواهد تحت ولایت من باشد او دوست دارد تحت ولایت طاغوتها باشد.«اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ» به سمت نور «وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ» کسانی که کفر ورزیدند ولیّ آنها چه کسی هست؟ طاغوت هست که «يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ» هر جا حاکمیت با آدمهای بی‌دین است مردم را مادی‌تر می‌کنند حیوان‌تر وگیاه‌تر و جمادتر می‌کنند.به یک جایی می‌رسند که مردم قیمتشان به اندازه جمادات است آیه قرآن است: «قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْلِيكُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ» خودتان و خانواده‌تان را از جهنم و آتشی که هیزم آن مردم و سنگ هستند نجات بدهید.یک تعداد مردم قیامت مثل سنگ هستند فقط مصرف سوخت دارند مثل سوخت جهنم آنها را در جهنم می‌ریزند و می‌سوزند کنار سنگها، قیمت دیگری ندارند اینطوری خودشان را تربیت کردند و اینطوری خواستند باشند.پس هر جا حاکمیت طاغوت هست محصولش چیست؟ تاریکی است محصولش این هست که انسانها اسیر می‌شوند در قید کمالات حیوانی، گیاهی یا جمادی. پس فلسفه سیاسی اسلام را خوب دقت کنید.من برای شما آیه بخوانم. سوره مائده آیه 16 «يَهْدِي بِهِ اللَّهُ» می‌گوید ما کتاب مبینی را فرستادیم از جانب خداوند «يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ» چقدر قشنگ و زیباست «وَ يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَ يَهْدِيهِمْ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ».کتاب و این قرآن را برای چه فرستادیم؟ می‌گوید کتاب را برای این فرستادیم که هدایت بکند خدا با این کتاب «مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ» هر کس واقعاً دنبال راضی بودن از خدا و رضایت خدا هست و خودش هم راضی بشود «راضِيَةً مَرْضِيَّةً» هر کس واقعاً می‌خواهد به یک رابطه رضایت‌آمیز و رابطه خوب برسد «سُبُلَ السَّلامِ» خدا راههای سلامتی را به آنها معرفی می‌کند.اصل سلامت است. چون گفتیم رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر با دنیاست، وقتی که رابطه ما این چنین هست زندگی سعادتمند زندگی است که سالم باشد شخص سالم بتواند وارد برزخ بشود.چه کسی می‌تواند به ما بگوید ما چطوری سالم وارد بهشت می‌شویم؟ کسی که بهشت و انسان و جهنم را بشناسد و حاکم باشد بر همه این فرمولها و قوانین، حالا به تو می‌گوید این کار را بکن و آن کار را نکن اینطوری و آنطوری بیا تا سالم به برزخ متولد بشوی.مثل آن قدرت فوق‌العاده و بی‌نظیری که یک جنین را در رحم مادر به گونه‌ای مدیریت می‌کند که سالم به دنیا بیاید. آنجایی که جنین سالم به دنیا نمی‌آید مادر یا محیط دارند یک جایی خلاف آن فرمول عمل می‌کنند یا پدر یا مادر یا محیط دارند یک کاری می‌کنند که این جنین در رحم مادر آسیبی می‌بیند انحرافی در آن ایجاد می‌شود که دیگر سالم به دنیا نمی‌آید.و الا یک شعوری در رحم مادر حاکم است و آن شعوری که در رحم مادر حاکم هست با فرمولهایی که دارد بچه را دارد هدایت می‌کند.یک موقع هست پدر و مادر به آن شعور دخالت می‌کنند مثلاً دارو می‌خورد اشعه می‌زند مواد مخدر مصرف می‌کند در آن شعور اختلال ایجاد می‌کند چون مختار آفریده شده خدا به او اجازه داده خدا به بنده اجازه داده هم خدا را کنار بزند و هم ملائک را کنار بزند.لذا یک جایی که خدا می‌خواهد بچه سالم به دنیا بیاید پدر و مادر یک چیزی یک کاری می‌کنند و دست خدا را کنار می‌زنند و می‌گویند فرمان را دست ما بده بعد بچه طور دیگری در می‌آید.خیلی زیباست «يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ» هر کس دنبال این رابطه رضایت‌آمیز با خدا هست می‌خواهد هم در دنیا راضی باشد هم در آخرت، این را هر کس بخواهد خدا به او راههای سلامتی را یاد می‌دهد «سُبُلَ السَّلامِ وَ يُخْرِجُهُمْ» خارج بکند مردم را «وَ يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ» تا کجا؟ «إِلَى النُّورِ» پس ما آفریده شدیم برای اینکه بتوانیم به نور برسیم.مفهوم نور که «اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» و انواع نورها، نورهای زیادی ما داریم، این را دیگر در سومین اردو توضیح دادیم یعنی در نسیم حیات 3 مفصل در اردوی امام رضا این را توضیح دادیم که نور چیست و چرا به الله نور می‌گویند و انواع نورها چی هست.شما زیارت امام زمان (علیه السّلام) زیارت آل یس را که می‌خوانید بعدش دعا هست می‌گویید من از خدا چه می‌خواهم؟ خدایا من این نورها را می‌خواهم، انواع نورها را می‌گویید «بصری نور الحکمه...» چنین و چنان همه را که می‌گویید اینها انواع نور است همه انواع نور را انسان می‌خواهد تا نورانی بشود.پس اگر قرار باشد نورانی باشد اسلام حاکمیت را به دست می‌گیرد تا در سایه حاکم اسلامی مثل ولی فقیه یا امام زمان، افراد فرصت داشته باشند رشد معنوی کنند.بعضیها که این را نمی‌فهمند یعنی حکومت را با مسأله جمادی و گیاهی و حیوانی می‌سنجند می‌گویند جمهوری اسلامی برای ما چه کرده؟ اول از این جمهوری اسلامی در هر سه بخش بیشتر از تمام این دورانهای تاریخی به مردم خیر رسانده چه جمادی چه گیاهی چه حیوانی چه علمی.شما دانشگاههای قبل را ببینید دانشگاه الان را ببینید، اصلاً کشوری که در فقر مطلق بود هیچ صنعتی نداشت الان ببینید چطوری هست عدالت در همه روستاها و شهرستانها می‌رود اگر ظلم هم هست باز هم پخش است اگر مسئولین بی‌توجهی می‌کنند ظلم می‌کنند که می‌کنند، باز پخش است عدالتش همه جانبه است ظلمش هم همه جانبه است، کاری با این نداریم.ولی مهمترین کاری که جمهوری اسلامی کرده چون وقتی کسی انسانها را انسان نبیند نمی‌تواند بفهمد یعنی چی، اینکه جمهوری اسلامی معجزه‌ای کرد که در طول تاریخ بی‌نظیر بود، هیچ وقت نه در زمان ائمه نه در قبل از ائمه، زمان انبیاء قبل، هیچ وقت به اندازه این 40 سال انسان تربیت نشد.یعنی ثروت به قدری فراوان بشود برای ارتباط با غیب که میلیونها مردم، دهها میلیون مردم راهشان به غیب باز بشود. شما کجای عالم سراغ دارید، این را من نمی‌گویم، این را معصوم می‌گوید، در مورد ایرانیها و عظمت ایرانیها آیات و روایاتش را برای شما بارها اینجا خواندم.هیچ وقت در روی زمین ما اینقدر انسانهای خوب تربیت نشدند انسانهایی که بتوانند تا بهشت و بالاتر از بهشت بروند. این معجزه انقلاب است، انقلاب و جمهوری اسلامی و ولی فقیه چکار کرده! ولی فقیه اگر نباشد انسانها بزرگترین فلسفه خلقتشان را از دست می‌دهند.شما زیر حاکمیت ولایت فقیه هست که آزادی فطری پیدا می‌کنید بدون دردسر و بدون مشکلات می‌توانید راه غیب را طی کنید شما ولی فقیه را بردارید دوباره طاغوتها حاکم می‌شوند، و بعد مگر به راحتی یک کسی می‌تواند آزادی معنوی و فکری داشته باشد آزادی انسانی داشته باشد.اصلاً همچین چیزی امکان‌پذیر نیست انسانها دیگر آزادی انسانی‌شان را از دست می‌دهند حریتشان را از دست می‌دهند ثروت رشد انسانی‌شان را از دست می‌دهند خیلی خیلی مهم است.شما الان نگاه کنید در جمهوری اسلامی آنجاهایی که دست ولی فقیه هم نیست رئیس جمهور است یک انحرافات فکری دارد ضعفهای عقیدتی فکری دارد، وزیر است انحرافات و ضعفهای عقیدتی فکری دارد نماینده مجلس است استاندار است ضعف دارد، می‌بینید در زیر حاکمیت آنجا چقدر بی‌دینی و ظلم اتفاق می‌افتد.الان شما در مشهد مقدس ببینید تمام غرفه‌هایی که می‌نویسند به زائرین تبریک می‌گویند تابلوهایی که راهنمای زائر هست غرفه‌ها همه را برداشتند، گفتند چه معنا دارد زائر، زائر چیست! الان دیگر عصر این حرفها نیست! یک مدیر فاسد و بی‌دین، اینها چطوری می‌آیند این کارها می‌کنند تمام تابلوها را عوض کردند نوشتند راهنمای مسافر، راهنمای سفر.هزاران تابلو پول بیت‌المال صرف شده همه را جمع کردند و همه را عوض کردند که دیگر معنا ندارد مشهد زیارت و اینها خبری نیست زائر و زیارت و شهر زیارتی نه، مشهد شهر ماست توریستی هست تابلوها را شما نگاه کنید عوض کردند.یک جایی که یک طاغوت می‌آید جلوی آزادی مردم را می‌گیرد طاغوت یعنی یک کسی که می‌رود چاپلوسی جوانها و دختر و پسرها و زنها را می‌کند که اگر به من رأی بدهید حجاب را برمی‌دارم، چه کسانی به این رأی می‌دهند؟ کسانی که خیال رشد انسانی ندارند، آزادی چه می‌خواهند؟ گیاهی یا جنسی می‌خواهند.این هنوز نفهمیده آدم است که باید رشد بکند اگر کسی فهمید انسان است یک رئیس جمهور یک نماینده مجلس بیاید اینطور حرف بزند در دهانش می‌زند و می‌گوید تو اصلاً صلاحیت ریاست جمهوری یا نمایندگی مجلس را نداری تو اصلاً لیاقت حاکمیت بر من را نداری.من به کسی رأی می‌دهم که راه من را برای غیب باز کند عدالت اجتماعی، عدالت اقتصادی،عدالت علمی ایجاد کند اما راه آسمان را روی من نبندد. حاکمی که با دین مشکل داشته باشد دنیای مردم را هم به هم می‌زند اقتصاد هم از مردم می‌گیرد ظلم زیاد می‌کند بی‌عدالتی زیاد می‌شود چون او نمی‌تواند.وقتی یک کسی با غیب و الله ارتباط نداشت رحمانیت ندارد وقتی رحمانیت نداشت خودخواه می‌شود وقتی خودخواه شد حزب و گروه و خانواده و فامیل خودش را می‌بیند نماینده مجلس است قوانین فاسد وضع می‌کند به نفع خودشان به نفع پولدارها. استاندار و فرماندار و رئیس جمهور و وزیر است قوانین طاغوتی وضع می‌کند.پس معجزه انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی و ولایت فقیه این هست که تنها جایی که روی کره زمین می‌شود رشد انسانی به معنای عالی و باکلاسش کرد نه مقطعی و کوچک، سطحهای کوچک، سطحهای فوق‌العاده و عالی و پیشرفته کرد این خاک است.برای همین هم میلیونها انسان از جاهای مختلف اینجا سرریز می‌شوند ما الان از 130 کشور طلبه داریم اینجا دارند درس می‌خوانند، چون آزادی‌شان را اینجا می‌بینند، می‌گویند کشور اصلی ما اینجاست ما اینجا می‌توانیم رشد کنیم کشور خودمان اصلاً نمی‌توانیم رشد انسانی و علمی و معنوی بکنیم.این معجزه انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی و ولایت فقیه هست آنجایی که در جمهوری اسلامی این 40 سال خلاف و خطا و ظلم و فساد و تبعیض و فقر هست برای بی‌تقوایی و بی‌توجهی به این اصولی هست که ولی فقیه مشخص کرده برای نافرمانی و طغیان است.چه کسانی این طاغی‌ها را نگه می‌دارند در قالب رئیس جمهور؟ چه کسانی اینها را در قالب نماینده مجلس عضو شورای شهر می‌توانند نگه دارند که بیایند این همه فساد کنند؟ مردمی که هم شکل اینها هستند.یعنی مردمی که دوست ندارند حاکمیت عادلانه داشته باشند و افراد سودجو و مادی‌گرا رأی می‌دهند این رئیس جمهور و وزیر و نماینده مجلس و استاندار و فرماندار و شورای شهر می‌شود حالا یا با رأی مستقیم مردم یا با رأی غیر مستقیم مردم.بعدش هم می‌گوییم این چه جمهوری اسلامی بود؟ پس چرا ولایت فقیه کاری نمی‌کند؟ ولایت فقیه کاری نمی‌تواند بکند، ولی فقیه چکار بکند وقتی خودت رأی دادی یک کسی را آوردی قانون هم می‌تواند و این اختیارات را دارد حالا می‌نشیند و پوست مردم را می‌کَند.پس «ساسة العباد» این فلسفه سیاسی را دقت کنید ما احتیاج به سیاست‌گزاری داریم آن هم در حد کلان؛ چیزهای دیگری که عنوان شده حتی در مورد امام زمان هم همینطور است، متأسفانه بعضیها فقط به همین جنبه.امام زمان بیاید عدالت اجتماعی می‌شود همه ثروتمند می‌شوند، درست، دیگر مریضی نیست، درست، دیگر اصلاً فقیر پیدا نمی‌شود همه ثروتمند هستند، درست، عدالت اجتماعی هست، درست.ولی امام زمان برای اینها نمی‌آید، امام زمان می‌آید بالاتر از هر عدالتی عدالت چه چیزی را برپا کند؟ عدالت معنوی را، همه بتواند خودشان را تا مقام امام زمان برسانند.چون شما می‌گویید «أسئله أن یبلغنی المقام المحمود لکم عندالله» ما آن مقام شما را می‌خواهیم، الان نمی‌شود، الان همه مردم نمی‌توانند به مقام اهل بیت برسند چون عدالت نیست ظلم است در خانواده‌ها و محیطها، مردم نمی‌توانند واقعاً به آن چیزی که می‌خواهند تا مقام ائمه برسند جلوی آنها گرفته شده مانع وجود دارد.امام زمان بیاید موانع را برمی‌دارد همه حق دارند مثل من باشند همه حق دارند به اندازه من رشد کنند در روایت داریم امام زمان (علیه السّلام) وقتی ظهور می‌کند در مکه ظهور می‌کند در روایت داریم اولین حکم امام زمان عدالت عبادی است.می‌گوید طوافهای مستحبی همه لغو، هیچ کس حق ندارد طواف مستحبی بکند، به اندازه واجب، چرا؟ می‌گوید این یعنی چی یک کسی می‌خواهد برود استلام حجر بکند، یک نفر صد بار می‌رود استلام حجر می‌کند یک نفر 50 بار هم که حج می‌رود دستش به حجر نمی‌رسد.حضرت می‌گوید نه، یک بار بروید طوافتان را بکنید از طواف خارج بشوید بگذارید مردم طواف بکنند بتوانند استلام بکنند، حق بقیه را نخورید، ببینید عدالت معنوی از اینجا شروع می‌شود این خیلی حساس است یعنی همه باید به اندازه کافی آزادی داشته باشند رشد کنند.اگر پدری، اگر مادری خانواده‌ات را عادل تربیت کن در خانواده‌ات یک شرائطی ایجاد کن به همسر و شوهر و بچه‌ات ظلم نشود که نتواند مسیر را طی کند به اندازه کافی در خانه‌ات ثروت رشد تا مقام اهل بیت را ایجاد کن. یک جا مدیر هستی این ثروت را ایجاد کن همه بتوانند رشد کنند.پیامبر فرمود هیچ کس خدا را به گناهی بزرگتر از جهالت خانواده و همسر و فرزندانش ملاقات نمی‌کند «لاَ یَلقَی اللهَ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَی أَحَدٌ بِذَنْبٍ أَعْظَمَ مِنْ جَهَالَتِه أَهْلِهِ وَ أوْلادِهِ» خدای سبحان را هیچ کس با گناهی بزرگتر از جهالت خانواده و فرزندانش ملاقات نمی‌کند. زن‌ات را در نادانی نگه ندار شوهرت را در جهالت نگه ندار، بچه‌هایت را در جهالت نگه ندار، اطلاعات غلط به بچه‌هایت نده، سطح آرزوی بچه‌هایت را پست نگه ندار.چه کاره می‌خواهی بشوی؟ دکتر و مهندس، این که سطح اوج نیست این یک سطح متوسط است یک ابزار است بچه شما باید بداند که تا کجا می‌تواند برود همسر شما بداند تا کجا می‌تواند برود.آزادی یعنی اینکه به گونه‌ای باشد که یک زن با شوهرداری‌اش به خدا برسد یک مرد با زن‌داری‌اش به خدا برسد یک بچه با حرمت پدر و مادر، رعایت کردن حقوق پدر و مادر بتواند به خدا برسد به همین راحتی مسیر باز می‌شود.الان همه نمی‌توانند این کار را بکنند فقط آنهایی که بلد هستند و معرفت دارند اینها می‌توانند این کار را بکنند ماشاءالله میلیونها انسان روی کره زمین به برکت جمهوری اسلامی دارد تربیت می‌شود انسان به معنای واقعی. هیچ وقت هم کره زمین اینقدر انسان نداشته هیچ وقت اینقدر کره زمین نورانی نشده نه فقط در جمهوری اسلامی، جمهوری اسلامی انفجار نور بود نورش به همه جای عالم رسیده.شما اربعین را چه موقع داشتید، یک اربعین اینطوری، اربعین نشان می‌دهد که کره زمین چقدر دارد نورانی می‌شود همه انسانها از همه مذاهب حول محور امام معصوم جمع می‌شوند، کجا شما یک همچین نورانیتی داشتید! محال است این به برکت جمهوری اسلامی این اتفاق افتاده به برکت نظام اسلامی و ولی فقیه این اتفاق افتاده.یک آیه دیگر بخوانم کافی است. سوره ابراهیم آیه 1 «كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ» کتابی است که ما نازل کردیم برای تو، تا تو به وسیله این کتاب «لِتُخْرِجَ النَّاسَ» تو ای پیغمبر خارج بکنی مردم را از تاریکیها به سوی نور و نورانیت.مردم به این دنیا آمدند که به نور برسند الله آن نور مطلق است «اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» مردم آمدند نورانی بشوند و به نور برسند قرآن آمده که ما را نورانی بکند؛ حالا چه بگویم از کسانی که آنقدر خودشان را مشغول کردند به تاریکیها که فرصت نمی‌کنند 50 آیه قرآن بخوانند.حضرت فرمود حداقل 50 آیه واجب است قرآن خواندن برای هر مسلمانی، می‌گوید نمی‌رسم، بد هم هست که آدم دروغ بگوید، محال است یک کسی بگوید که من نمی‌رسم 50 آیه بخوانم چون نمی‌رسم.در این شبکه‌های مجازی چکار می‌کنی؟! چند دقیقه وقتت در اینطور چیزهای بیخود و هرز گرفته می‌شود؟ پای تلویزیون چکار می‌کنی؟ چقدر کتاب و روزنامه می‌خوانی؟ یعنی نمی‌توانی از اینها 15 دقیقه قرآن بخوانی؟! می‌گوید نمی‌رسم، دروغ است، نمی‌رسی دوتا تفسیر آیه بخوانی که پنج دقیقه می‌شود؟ نمی‌رسم، دروغ است.ما وقتی که با قرآن فاصله داریم آنقدر خودمان را مشغول طبیعت و دنیا کردیم که نمی‌توانیم قرآن بخوانیم یعنی به سمت نورانیت نمی‌خواهیم حرکت کنیم اینکه قرآن لعنت و نفرین می‌کند روز قیامت که خدایا این بنده تو من را ضایع کرد هر روز می‌توانست با من ارتباط داشته باشد و نداشت تو هم ضایعش کن.قرآن شافع مشفع است یعنی وقتی شفاعت کند شفاعتش قبول است نفرین هم کند نفرین‌اش قبول است. سبک زندگی‌ات از صبح که بلند می‌شوی تا شب چطوری است؟ به سمت نور است؟ باید بدانیم که به سمت نور داریم می‌رویم یا نه، به نوع برنامه‌ریزی و سبک زندگی و نوع کار و درس تو و تقسیم‌بندی وقتت چطوری است با قرآن چقدر وقت و انس داری.از آن بالاتر با امام زمان چقدر انس و وقت برایش داری؟ نه خدا وکیلی این یک سؤال است جواب بدهیم، ما چقدر در طول روز برای خدا و امام زمان هستیم؟ یک سؤال از خودمان بکنیم به سمت نور حرکت می‌کنیم؟ ما ادا داریم در می‌آوریم.ما ممکن است امکانات زیادی داشته باشیم از نظر علمی و معرفتی، اما نهایتاً روز به روز قسی‌القلب‌تر و تاریک‌تر می‌شویم علامت نورانیت مشخص است علامت روشن شدن مشخص است این آدم دارد روشن‌تر و نورانی‌تر می‌شود.این باشد تا ان‌شاءالله جلسه بعد برویم یک مقدار عمیق‌تر وارد فلسفه سیاسی اسلام بشویم، چرا اسلام با سیاست و حکومت کار دارد و اساساً اسلام دین سیاست و حکومت است و اساساً اسلام بدون سیاست و حکومت به نتیجه نمی‌رسد.اگر قرار باشد همه مردم آزادی و امکانات و ثروت و رشد پنجگانه را داشته باشند باید تحت حاکمیت و حکومت اسلامی و دولت اسلامی، نه فقط حکومت اسلامی. ما الان در وقت حکومت اسلامی هستیم دولت اسلامی هنوز نداریم تحت حکومت اسلامی و دولت اسلامی بشود این رشد برای همه فراهم بشود.

و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.