شرح زیارت جامعه کبیره؛ جلسه 74 12/07/1397
در کانال اعلام کرده بودند که یک کتاب از ما بچههای مرکز نشر بیرون دادند اسمش قوت جان هست. این کتاب در مورد امام حسین و اربعین و امام زمان هست، این کتاب اگر کسی خواست گفتند چندتایی را آوردند هر کس خواست از آنجا تهیه کنند.@
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@
بحثمان درباره این فقره از زیارت شریف جامعه کبیره بود «وَ قَادَةَ الْأُمَمِ» یعنی اهل بیت (علیهم السّلام) رهبران پیشرو امتها هستند، که درباره لفظ قاده توضیح دادیم که به معنای همان جمع قائد هست رهبری که خود از جلو میرود و بقیه را دعوت میکند که به دنبال او بیایند.@و گفتیم که معصومین (علیهم السّلام) در همه چیز پیشرو هستند یکی از چیزهایی که اهل بیت (علیهم السّلام) در آن پیشرو هستند بلا هست، بلا و ابتلائات لازمه حیات انسانی انسان هست.@مثل اینکه بگوییم فلانی میخواهد درس بخواند، تا گفتیم درس، امتحان جزء ذاتی درس است، این را همه میدانند، شما نمیتوانید فرزندتان وقتی میخواهد مدرسه برود بگوید من مدرسه میروم ولی امتحان نمیدهم، مشق نمینویسم، تمرین حل نمیکنم این یعنی اینکه اصلاً نمیخواهم بروم، نمیخواهم درس بخوانم، نمیخواهم بفهمم، نمیخواهم رشد بکنم.@یک کسی مثلاً کلاس خیاطی میخواهد برود، گلدوزی میخواهد برود، تایپ میخواهد برود، رانندگی میخواهد برود، بگوید من کلاس میروم اما تمرین نمیکنم، حوصله تمرین و مربی و امتحان ندارم، رانندگی میخواهم بروم اما آییننامه نمیروم امتحان بدهم، بعضیها در آییننامه رد میشوند، بعضیها در امتحان شهری و عملی رد میشوند.@پس شما نگاه کنید در هر کمالی شما این را دارید، درس، تمرین، امتحان، این در همه کارها هست، در هیچ رشتهای، تایپ بگیرید، کسی میخواهد آمپولزنی بکند، درس را باید یاد بگیرد، تمرین بکند، ماکت میآورند مثلاً این بدن یک آدم است به این آمپول تزریق بکن، چطوری تزریق میکنی، این باید یاد بگیرد تمرین بکند بعد هم که عملی پیاده میکند.@هر کاری در تمام رشتههای پزشکی، مهندسی در هر رشتهای ما درس، تمرین و امتحان داریم، در هر کمالی، کسی که میخواهد کمال انسانی پیدا بکند، درس دارد آموزش دارد، چون میخواهد برود تا خدا، تا قیامت نه، تا بهشت نه، این شخص میخواهد تا خدا برود.@یعنی برود به آنجایی که وقتی خدا خطابش میکند خدا به اسم خودش خطابش میکند «مِنَ الحَیِّ الْقَیُّومِ الَّذی لا یَمُوت، اِلَی الْحَیِّ الْقَیُّومِ الَّذی لا یَمُوت» از زنده پایداری که هرگز نمیمیرد، به زنده پایداری که هرگز نمیمیرد، انسان تا اینجا میخواهد برود، میخواهد به مقام معصوم برسد.@یعنی به مَثَل اعلی برسد، عالیترین نمونه از خدا این هم بشود یکی از موجوداتی که شبیهترین موجود به خود خدا هستند، با همه کمالات و قدرتهای خدا، ما قرار است به این برسیم، هر انسانی چون خدا روح خودش را در او دمیده این ظرفیت و تمنا را دارد که به آنجا برسد به کمتر از آن هم اگر برسد احساس خسارت و پشیمانی و ناراحتی میکند.@پس وقتی میخواهیم یک مسیر عملی برویم، یک مسیر حقیقی است، یک مسیر توهمی نیست، یک مسیری هست که باید بروی، امر خارجی هست، مثل هر کلاس دیگری، یک مسیر خارجی است، ذهنی نیست.@دیشب یک بنده خدایی با من شوخی میکرد میگفت شما یک راهکار نداری من یک شبه زبان یاد بگیرم، من زبان لازم دارم ولی حس و حال درس خواندن و آموزشگاه رفتن ندارم، شما یک راهکار به ما بده ما یک شبه زبان یاد بگیریم، نمیشود.@خداوند برای هر چیزی اسباب قرار داده مسیری قرار داده، مسیر انسانیت مسیر جهنم نرفتن یک سلوک است، بهشتی شدن یک سلوک است، درجات بهشت یک سلوک است، از بهشت بالاتر رفتن هم یک سلوک دیگر دارد.@شما وقتی جلوی معصوم میایستی میگویی من همان مقام خودت را میخواهم «اَسْئَلُهُ اَنْ یُبَلِّغَنِى الْمَقامَ الْمَحْمُودَ لَکُمْ عِنْدَ اللهِ» از خدا میخواهم که من را به همان مقامی که تو داری برساند، پس باید بیایی در مدرسه ثبتنام بکنی.@بعضیها 50 سال زیارت عاشورا میخوانند ولی ثبتنام نمیکنند، نمیروند یک جایی ثبتنام بکنند که ما از کجا شروع بکنیم، حالا میخواهیم به مقام معصوم برسیم از کجا شروع بکنیم، فقط من وقت ندارم من شوهر هستم، من زن هستم، یعنی من یک حیوان هستم.@من دکتر و مهندس هستم، یعنی من یک دانشمند هستم، من رئیسجمهور و وزیر و استاندار و فرماندار هستم وقت ندارم یعنی یک حیوان هستم، من یک ورزشکار هستم، یعنی یک گیاه هستم، من یک تاجر هستم یعنی یک جماد، فقط وقت ندارم بروم جایی، کلاسی، مربی، استادی، از اول شروع کنم که من میخواهم شروع کنم از کجا باید مسیر را بروم، فقط ما داریم زندگی میکنیم، یا جمادی، یا گیاهی، یا حیوانی، یا نهایتاً زندگیهای دانشمندی و عقلی که آن هم در استخدام بخش حیوانی است.@ثبتنامی نیست، استاد و سیر و سلوک و مربی و باشگاهی خیلیها ندارند، الان به آنها بگویی زیر نظر کدام استاد داری رشد معنوی میکنی میگوید من استاد ندارم، این هنوز نفهمیده داستان چیست، یعنی الان متوجه نیست برای چی به دنیا آمده مربیت کیست، استادت کیست، مگر امام سجاد نفرمود «هَلَکَ مَن لَیسَ لَهُ حَکیمٌ یُرْشِدُه» اگر کسی حکیمی که او را رشدش بدهد نداشته باشد هلاک میشود یعنی به هدف نمیرسد.@مثل بچه سقط شده است بچهای هم که نطفهاش تشکیل میشود در رحم مادر یک مربی آنجا بالای سرش هست براساس دادههای پدر و مادر آن مربی این را تربیت میکند و تحویل میدهد، یک روح آنجا حاکم است به این جنین دارد جنین را براساس دادههای پدر و مادر رشد میدهد.@هیچ جا نیست که بیصاحب باشد، بیقانون باشد، بیدین باشد، بیآیین باشد همه جا هست، همه هم باید این را داشته باشند، اما نه من مربی ندارم، استاد ندارم، برنامه ندارم، سیر و سلوک ندارم، سیر ندارم، نه سیر کتاب دارم، نه سیر فهمی دارم، نه سیر شنیداری دارم، نه سیر دیداری دارم، نه سیر عبادی دارم، هیچی همینطوری هم زندگی میکنم، ضمناً یک موقعی نمازی هم میخوانیم اینکه آدم رشدی نمیکند.@پس وقتی که تو میخواهی مسیر را طی بکنی احتیاج به مربی، استاد، رهبر، و به تعبیر اینجا قاده داری، این رهبرت هم تمام آن تمرینات را انجام داده، مثلاً وقتی میروی در باشگاه ثبتنام بکنی میگویی من دان یک تکواندو هستم.@میخواهم بروم دان دو بگیرم، پیش چه کسی شما میتوانی بروی دان دو بگیری؟ میتوانی بروی پیش کسی که خودش دان یک است شما دان دو بگیری؟ نمیتوانی، باید استادت حداقل خودش دان دو را داشته باشد که بتواند تو را تا آنجا ببرد.@پس رهبری که تو میگویی من میخواهم به خدا برسم باید خودش رسیده باشد، یعنی خودش باید مَثَل اعلی باشد، عالیترین نمونه از خدا شده باشد، مسیر را تمام کرده باشد، حالا آن میتواند تو را ببرد، وقتی میگوییم مسیر را تمام کرده باشد یعنی بلاها، تمرینات، امتحانات کافی را همه را طی کرده باشد.@اهل بیت قبل از اینکه به این دنیا بیایند بارها و بارها، مورد آزمایش و امتحانات سخت قرار گرفتند و امتحان دادند، به حضرت زهرا میگوییم «يَا مُمْتَحَنَةُ» ای امتحان شدهای که خداوند قبل از اینکه شما را به این دنیا بیاورد امتحانت کرد، همه امتحان دارند، اینجا امتحان دارند آنجا هم امتحان داشتند.@پس آنها این سیر را طی کردند، در دنیا هم دیدیم که سیر زندگیشان چطوری بوده، دیدیم که چقدر سختی کشیدند، مشقت و گرفتاری کشیدند، رهبر و امام باید از مأمومینش، از پیروانش بیشتر بلا و تمرین و کار کرده باشد.@یک دکتر خیلی سختی کشیده تا یک ارشد، یک ارشد خیلی سختی بیشتر میکشد تا یک کارشناس، یک کارشناس خیلی بیشتر از یک دیپلم سختی میکشد، یک دیپلم خیلی بیشتر از یک سیلک سختی میکشد تا به این درجه برسد.@پس هر کس درجه بالاتری میخواهد باید در مجرای امتحانات، آزمایشات و فتنهها قرار بگیرد، آدم راحتطلب، آدم مفتخور، آدم تنپرور، آدم کسل، آدم بیحال، آدم عافیتطلب، این هیچ وقت رشد انسانی نمیکند.@یکی از این دوستان میگفت مادرم به من گفته داود تو را به خدا عاشق هر کس شدی عاشق خدا نشوی، عاشق خدا بشوی دردسر دارد، عشق همین است، عشق یعنی تو میخواهی یک جایی بروی، که باید هزینهاش را بپردازی، هزینهاش هم از بخشهای اصلیت نمیخواهد بپردازی، خدا میگوید از بخشهای جمادی، گیاهی، حیوانیت بپرداز.@حاضر هستی به خاطر اینکه به خدا برسی از حیوانیتت، از بخش گیاهیت، از بخش جمادیت بگذری یا نه، همه حرف همین است، کل دین همین است، کل سیر و سلوک همین است، حاضر هستی بسم الله، حاضر نیستی سر جایت بمان، در باطن و جهنم خودت بمان، در شأن و مقام گیاهی، جمادی یا حیوانی داری بمان، نمیخواهی نیا زوری نیست.@«إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً» ما راه را نشان میدهیم، میخواهید شاکر باشید قدر بدانید بیایید، میخواهید کفران بورزید نیایید، به عهده خودتان است، ما شما را مختار خلق کردیم، دست خودتان است، میتوانی بیایی بیا، نمیخواهیی بیایی نیا، دوست نداری نیا، میخواهی اینجا تنپرور باشی، آزاد باشی هر کاری دلت خواست بکنی بکن.@ولی نتیجهاش، تو داری یک چیزی را انتخاب میکنی، بدان هر کارت یک نتیجه دارد، هر قدری را که انتخاب بکنی یک قضا، یعنی نتیجه و حکم دارد، پس حواست باشد داری چطوری زندگی میکنی، یک خانمی تنبل، تنپرور، همینطوری زده انعقاد نطفه شده، بعد هم در دوران بارداری هر چه دلش میخواهد میخورد، هر چه میخواهد میبیند.@هر چه میخواهد میشنود، هر جا دلش میخواهد میرود، فکرهایش را نمیتواند کنترل بکند، هزار و یک جور فکرهای ناجور در سر این هست همه را دارد به این بچه مظلوم میدهد، که یک مادر اینطوری پیدا کرده، دارد در روح او میریزد.@با یک مادری که از قبل اینکه این دختر است حواسش به فرزندش هست، هنوز همسر را انتخاب نکرده، حواسش به فرزندش هست میگوید من باید در شرائطی بروم که فرزندم بعداً قیامت یقهام را نگیرید، نتیجه یکی میشود؟ اصلاً نتیجه یکی نمیشود.@پس بلا لازمه زندگی انسان است، آدمهای تنبل و تنپرور و عافیتطلب و بیاراده به هیچ وجه به آن مقاماتی که باید برسند نمیرسند بعد هم حسرتش را باید بخورند، هم دنیا حسرت میخورند، هم آخرت.@امام بالاترین بلا را دارد، بالاترین ابتلا و امتحان را دارد، و این یک قاعده است، امام پیشرو است باید خودش تمام سختیهای مسیر را طی کرده باشد، تا خدا رسیده باشد.@اما خدا را شکر خدا اینطوری مسیرش را قرار داده که شما به هر قدمی که میروید خدا میگوید من ده قدم سمت تو میآید تو حرکت کن من به تو برکت میدهم این قانون است (از تو حرکت از خدا برکت) خدا این قانون را یک طوری قرار داده که وقتی حرکت میکنی در آن شادی، آرامش، لذت، آبرو، رشد، معنویت، روشنایی دارد.@لذتش نسیه نیست که قیامت بگذارند به تو بدهند، او که مسیر خدا را طی میکند در همین دنیا آبرومند است، محبوبیت دارد، عزت دارد، آبرو دارد، شادی دارد، نتیجه سلوک این است که انسان درجه به درجه آرامتر، شادتر، مهربانتر، روزیش بیشتر از جهات مختلف، همه چیز را دارد، پاداش را خدا نمیگذارد نسیه بدهد، همین جا به تو میدهد.@بیشتر رشد میکند، بیشتر ترقی پیدا میکند، بیشتر تعالی پیدا میکند خیلی هم عالی است، اینطور نیست که بگوید انجام دادی باشد قیامت به تو میدهم نه، آنهایی هم که این مسیر را نمیروند در دنیا گرفتاری زیاد دارند «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً» امکان ندارد یک کسی از من دوری بکند زندگی آب خوش از گلویش پایین برود، زندگی به او خوش بگذرد.@ممکن است الکی خوشی بکند، اما کنار هر خوشی صدها مصیبت گیر او میآید، قاعده است، خلقت فرمول است، امکان ندارد یک کسی آب جوش بخورد نسوزد، آب یخ بخورد خنکش نشود، قاعده و فرمول است.@پس امام این مسیر را میرود، هر کس که میخواهد به خود امام برسد، یک کسی میگوید آقا ما با شما کاری نداریم، دوستتان دارم، ما مخلص شما هستیم، ما نوکر شما هستیم، ما چاکر شما هستیم، ما سگ شما هستیم دیدید بعضیها اینطوری قانع هستند.@شما ارباب ما رعیت، مخلص هستیم کاری هم با شما نداریم، شما هر کاری میخواهید در بهشت بکنید بکنید با خدا، ما رعیت با شما چکار دارد، به ما سور و ساط خودمان را بدهید، جهنم نرویم، میرویم یک گوشه بهشت عشق و حال میکنیم همان برای ما کافی است.@یک کسی میگوید نه (بیهمگان بسر شود بیتو به سر نمیشود) شما خودتان بهشت هستید، الان هم همینطوری است، الان هم خیلیها راحت هستند، مثلاً میگویی زندگی خوب است؟ میگوید بله خوب است، چطور است شکر خدا الحمد لله، خوب است روزی میآید میرود عبادتی میکنیم خوب است.@بعد میگویی از حضرت زهرا خبری داری، از امام حسین، از امام زمان، سری، ملاقاتی دیداری، آسمان، غیب، فرشتهها، شهدا، صدیقین، انبیاء؟ نه، ما که کاری با آنها نداریم، ما با اینها چکار داریم، داریم زندگیمان را میکنیم.@چهار رکعت نماز از ما خواستن میخوانیم، یک روزهای خواستن میگیریم، این همین الان هم راحت است، یعنی همین الان هم هیچ خبری از غیب ندارد، هیچ رفت و آمدی ندارد اصلاً آنطرفها راهش نمیدهند، یک خوابی ندارد، یک رؤیایی ندارد، این راحت است، مشغول است، مشغول کار و خدمت و ثواب و اجتماع و کار سیاسی راحت است.@دو رکعت نماز غیبی این آدم ندارد میگوید نماز خواستن همین را میخوانیم (والضالین) تمام، این ولی دو رکعت نماز هم ندارد یعنی یک رؤیتی که دو متر بالا بیاید، مگر معراج نیست، بگوید من دو متر با نماز بالا آمدم، نه این همان نماز 50 ـ 60 سال پیشش با نماز الانش یکی است، این هنوز هم بعد از 60 سال اگر نماز چهار رکعتیش دو رکعت بشود باز هم خوشحال است، ماه رمضان بیاید ناراحت، ماه رمضان برود خوشحال این حدش همین است.@یک عده هستند توهین میدانند به مقام خودشان، این اگر در بهشت برود امیرالمؤمنین را نبیند، این اگر در بهشت برود امام حسین به او سر نزند، این اگر به بهشت برود، ائمه، فرشتهها، امامزادهها، حضرت معصومه نیایند دق میکند، همانجا در بهشت میمیرد، شهدا نباشند، انبیاء نباشند، صدیقین نباشند، خدا نباشد، این دق میکند، پس من بیآبرو هستم، هیچ کس من را تحویل نمیگیرد.@بهشت آمدیم که آمدیم، حیوانات و دیوانهها را هم بهشت میبرند ما هم بهشت آمدیم پس چرا کسی ما را تحویل نمیگیرد، چرا کسی به ما سر نمیزند، چرا ما را مهمانی دعوت نمیکنند، چرا کسی به مهمانی ما نمیآید.@در دنیا خودت همین را انتخاب کردی، در دنیا سبک زندگیت اینطوری نه مهمانی میرفتی، نه میگذاشتی کسی خانهتان بیاید، اصلاً دلت را آماده نمیکردی، تو یک مهمان که از او متنفر هستی، ولی مجبور هستی حالا میخواهی پذیراییش بکنی، میبینی به خانه میرسد، طرف به خودش میرسد، با اینکه از مهمان بدش میآید ولی میگوید حالا اینها دارند میآیند بلند بشویم خانه را آماده بکنیم یک ذره به خودمان برسیم.@این اصلاً هیچ آمادگی برای پذیرش غیب ندارد نه به خودش میرسد، نه به دلش میرسد، نه به روحش، پر از آشغال، پر از کینه، نفرت، غیبت، تهمت، عقده، عقدهها گذشته، این آدم پر از عقده است بعد همینطوری مکه میرود حاج آقا و حاج خانم میشود، کربلا میرود، کربلایی میشود، با همان آشغال میرود و با همان آشغال هم برمیگردد، هیچ تحولی، تکانی، نورانیتی، خانهتکانی هیچی.@ولی اگر یک کسی گفت برایم خیلی مهم است، جگر هم میخواهد شما ببینید حضرت عبدالعظیم به زیارتش میروید خیلی بزرگ است حضرت عبدالعظیم، مقام اینها بعد از ظهور در برزخ در قیامت معلوم میشود اینها چقدر عظمت دارند، حضرت معصومه، حضرت حمزه، حضرت طاهر، امامزاده صالح، شهدا و علمایی که اطرافشان هستند بسیار با عظمت هستند، آن موقع آدم میفهمد.@تو میروی میایستی جلوی حضرت معصومه، جلوی حضرت عبدالعظیم میگویی «عَرَّفَ اللهُ بَيْنَنَا وَ بَيْنَكُمْ فِي الْجَنَّةِ» خدا من و شما را در بهشت به هم معرفی بکند در بهشت با هم باشیم، شما میخواهی بروی به حضرت معصومه یک همچین حرفی بزنی حضرت معصومهای که امام صادق (علیه السّلام) میفرماید دخترم اگر همه شیعیان اهل محشر را شفاعت بکند خدا قبول میکند.@باید یک شباهتی به حضرت معصومه داشته باشی، حضرت معصومه الان میلیونها آدم را کشانده نورانی کرده، خودت را میتوانی نورانی بکنی، حالا بقیه پیشکش، چقدر خودت را میتوانی نورانی بکنی، اصلاً بقیه را ول کن خودت.@بعد هم میگوید من میخواهم با این خانم در بهشت باشم من میخواهم با حضرت عبدالعظیم در بهشت باشم، البته این هم خیلی خوب است، معلوم است این آدم آدم دردمندی است، غیرت دارد، همت دارد، آدم با قیمتی است که میرود جلو میایستد، از صمیم قلب وقتی میگوید حضرت معصومه میفهمد این راست دارد میگوید.@اگر ایستادی جلوی حضرت معصومه گفتی خانم من بهشت با تو هستم جای دیگر نمیروم با هم هستیم، حضرت معصومه میگوید این راست میگوید همین است باشد، حضرت عبدالعظیم میگوید باشد تو با من هستی، امام حسین میگوید باشد.@این یک آدمی هست خیلی قمیتی است که میتواند برود بگوید و راست بگوید و پایش بایستد، یعنی من این کاره هستم، من مرد سلوک هستم، من اهل سلوک هستم، من درد دارم، من میخواهم مسیر را طی بکنم.@اینطور نیست که فقط زبان یاد بگیرم، کامپیوتر، فیزیک، شیمی، دکتر و مهندس بشوم، بروم تاریخ بخوانم، دکترا بگیرم، غیرت و همتم همین است، نه من در این کلاس میخواهم ثبتنام بکنم، در این پایه میخواهم بیایم، در این درجه میخواهم ثبتنام بکنم، میخواهم در این درجه سیر و سلوک بکنم بالا بیایم تا به شما برسم.@وقتی زیارت میایستی آنها میگوید بله این راست میگوید، با ماست، همراه ماست، (معکم، فمعکم) امام هادی میگوید هر وقت دارید با ما حرف میزنید کمتر از ما را نخواهید «فَمَعَكُمْ مَعَكُمْ لاَ مَعَ غَيْرِكُمْ» فقط با خودت، با هیچ کس نه، چقدر ائمه کیف میکنند یک بچهاش، یک شیعهاش بیاید جلویش بایستد زیارت بخواند بگوید «فَمَعَكُمْ مَعَكُمْ لاَ مَعَ غَيْرِكُمْ» فقط با خودتان با هیچ کس نه.@حضرت زهرا چقدر خوشحال میشود یک نفر بیاید به او بگوید خانم من فقط با خودت، خانم موقع مردن بالای سرم هستی، این بچهها را دیدید دلشان برای پدرشان، پدر میخواهد از خانه بیرون برود، چه موقع میآیی، تو هم با من میآیی، میخواهد مدرسه برود میگوید مادر تو هم با من بیا.@خانم موقع رفتن بالای سرم هستی، قیمتش همین است اینطوری خواسته زندگی بکند، بالای سرم باش، پیشم باش، کنارم باش، نه تو، همه شما بیایید بالای سرم، من فقط با شما میآیم، یک آقایی میگفت با نامزدم خیلی رابطه عاشقانه داشتیم این هر وقت از شهرستان میآمد خودم میرفتم او را از فرودگاه میآوردم غیر از این هم توقعی نداشتیم، یکبار ما به او گفتیم من یک کسی را میفرستم فرودگاه شما را بیاورد، جنگی شد چی یکی دیگر بیاید من را از فرودگاه ببرد.@حالا این اینجا نشسته میگوید خانم موقع رفتن بالای سرم باشید، با خودتان هم من فقط برزخ میآیم، با هیچ کس دیگر نمیآیم، «فَمَعَكُمْ مَعَكُمْ» قیمتش همین است، فقط با خودتان بالای سرم باشید موقع جان دادن.@مخلص دوست عزیز حضرت ملکالموت هم هستیم، کلی هم با او حال میکنیم، صفا میکنیم، ارتباط داریم، بیایند، ملکالموت بیاید، بقیه فرشتهها بیایند، ولی فقط خودتان، «فَمَعَكُمْ مَعَكُمْ لاَ مَعَ غَيْرِكُمْ» مال آنطرف نیست مال اینجا هم هست.@این آدم اصلاً شأنش همینطوری است، این میخواهد پول خرج بکند، پولهایم را فقط برای شما خرج میکنم، پولم برای هیچ کس خرج نشود، وقتم برای هیچ کس خرج نشود، عمرم برای هیچ کس خرج نشود، قدم و قلم و آبرو برای هیچ کس غیر از شما خرج نشود، کجا خرجش کنم بدهم به چه کسی بخورد.@اصلاً من فدای هیچ کس غیر از شما نشوم، این الان همین جا ائمه با او هستند و خودشان میآیند او را برمیدارند میبرند پیش خودشان، پیرزن گفت تا رفتم حضرت زهرا گفت تو مال من هستی من را برداشت برد پیش خودش، چون تمام دغدغه این پیرزن در زندگیش حضرت زهرا بود.@ما چقدر دغدغههایمان معصومین است، چندبار دلمان برایشان تنگ میشود، چقدر دلدادگی عاشقانه داریم، فداکاری، وفاداری، همدلی، خرج کردن، خرج شدن، آن هم عاشقانه، اگر ما هم میخواهیم دست در جیبمان بکنیم هزار جور چرتکه میاندازیم تا میخواهیم یک چیزی هزینه بکنیم برای معصومین یا یک وقتی بگذاریم.@مسیر را میخواهی بروی آزمایش دارد امام جلوتر از همه است، روایتش را بخوانم روایت از امام صادق (علیه السّلام) هست «إِنَّ أَشَدَّ النَّاسِ بَلَاءً الْأَنْبِيَاءُ ثُمَّ الَّذِينَ يَلُونَهُمْ ثُمَّ الْأَمْثَلُ فَالْأَمْثَلُ» حقیقت این هست که شدیدترین مردم از نظر بلا انبیاء هستند، ائمه بلاهایشان بالاتر از انبیاء است.@در قاده توضیح میدهم چون اینها «قَادَةَ الْأُمَمِ» هستند یعنی رهبران امتها، هر پیغمبری امتی داشته ائمه ما رهبر آن امت هم بودند، و رهبر آن پیغمبر هم بودند، پیامبران همه تابع ائمه هستند، همه انبیاء سر سفره ائمه بزرگ شدند.@لذا بلای انبیاء پایینتر از بلای ائمه است، ائمه بلاهایشان خیلی بزرگتر است، شما فقط حضرت ابراهیم را دارید که خداوند میفرماید «وَ فَدَيْناهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ» یک بچهاش را برد سر ببرد، چه به ابراهیم و مادرش گذشت، اسماعیل حالش بهتر از بقیه بود.@ابراهیم هم پدر است بزرگ است، بالاتر است ولی اسماعیل هم، «قالَ يا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللهُ مِنَ الصَّابِرِينَ» هر چه امر شده همان را انجام بده من صابر هستم، اسماعیل هم خیلی آرام است دارد کیف میکند سرش را برای خدا بدهد، اصلاً یکی از لذتبخشترین لحظههای اولیاء الهی لحظهای است که یک کسی چاقو انداخته در گلویشان دارد میبرد و این به عشق خدا دارد سرش جدا میشود لذت میبرد، اصلاً درد ندارد ببر.@این کارد را گذاشت خدا گفت بس است، برو سراغ علی اصغر در کربلا، آن هم یکی دو تا، سه تا بچه، بلاهای انبیاء با بلاهای ائمه خیلی فاصله دارد، این خلیفه سفاک اموی حجاج بن یوسف، خانم را احضار کرده میگوید شنیدم گفتی امیرالمؤمنین از بقیه بالاتر است؟ گفت بله.@زن را نگاه کن جگردار، ایستاده جلوی یک آدم سفاک که طرف عطسه بکند او را میکشد، یک آدم اینطوری بله بالاتر است، اینها که کسی نیستند امیرالمؤمنین از همه انبیاء بالاتر است، میگوید اگر سند نیاوری سرت را میبرم، زبانت را میبرم.@گفت از آدم بزرگتر است خدا به آدم گفت گندم نخور، به امیرالمؤمنین گفت گندم بخور، امیرالمؤمنین گندم هم نخور تا آخر عمر جو خورد، اصلاً گندم نخورد گفت پدرم چیز نکرد من اصلاً گندم نمیخورم.@دانه دانه دلیل آورد گفت از نوح بالاتر است، از ابراهیم بالاتر است به این دلیل، از موسی بالاتر است، از عیسی بالاتر است همه را دلیل آورد فقط هم روی قرآن استدلال کرد، ائمه خیلی سختیهایشان بالاتر از انبیاء دیگر است.@حضرت میفرماید شدیدترین مردم از نظر بلا انبیاء هستند «ثُمَّ الَّذِينَ يَلُونَهُمْ» سپس کسانی که جانشینان و پیروان اینها هستند «ثُمَّ الْأَمْثَلُ فَالْأَمْثَلُ» شما میگویید مَثَل اعلی، یعنی عالیترین نمونه، آنهایی که نمونهتر هستند، آنهایی که ارجمندتر هستند، آنهایی که عزیزتر هستند، آنهایی که مهمتر هستند، آنهایی که قیمتشان بالاتر است امتحاناتشان شبیه انبیاء میشود بالاتر میشود.@«ثُمَّ الْأَمْثَلُ فَالْأَمْثَلُ» میگوید قیمتیها و قیمتیها، شبیهها و شبیهها، هر چه شبیهتر میشوی این سختی را دارد، خوش به حال یک کسی که جگر امتحان دادن داشته باشد، الان بعضیها را دیدید با چه شهوتی میخواهم دانشگاه بروم، دانشگاه داری میروی، دانشگاه سخت است.@شما به یک کسی بگو دانشگاه میخواهی بروی، دانشگاه سخت است، امتحان دارد، چقدر باید کتاب بخوانی، امتحاناتش با دبیرستان یکی نیست، باشد عوضش من کارشناسی میگیرم، باشد میروم.@رشته خود من فلسفه غرب بود یک موقعی استاد سه تا کتاب به ما میداد، مثلاً سه تا کتابش چهار هزار صفحه میشد بعد از این چهار هزار صفحه سه تا سؤال میداد، یعنی کافی است در این چهار هزار صفحه تو از این سه تا یکیش را بلد نباشی د ث بلد باشی.@چهار هزار صفحه کتاب میداد اینها را بخوانی بعد از کل اینها سه دانه سؤال میداد، بله سخت است، حالا میخواهی ارشد بروی ارشدش سختتر است، میخواهی دکترا بروی بالاتر است مراحلش سختتر است، بعد با چه شوقی مردم میروند پول میگیرند، قرض میکنند ثبتنام میکنند که بروند دردسر بکشند.@حالا شما الان یک کسی که دارد این کار را میکند، پول میگیرد، قرض میگیرد، وام میگیرد، که برود سؤالات سختتری را مجبور است دانشگاه بدهد اگر رد شد دوباره باید بدهد، مذمتش میکنیم میگوییم عجب آدم خلی است، بنده خدا آدم عاقل سری که درد نمیکند دستمال نمیبندند تو خودآزاری داری که میروی پول میدهی دانشگاه درس میخوانی.@من دارم درس میخوانم درجات میخواهم بگیرم، درجات دنیایی میخواهم، درجات علمی میخواهم بعد هم باید بروم برایش هزینه بکنم، هیچ وقت شما دیدید یک نفر یک آدم باشعوری، عاقلی کسی که میخواهد درس بخواند را مذمت بکند بگوید تو چقدر دیوانه هستی داری میروی درس بخوانی، نه، یا فلان رشته غیر درسی را میخواهی بخوانی هیچ کس مذمت نمیکند.@ولی وقتی نوبت انسانیت میشود خیلیها میگویند دیوانه است، خل است، موجی است، 57 است، عاقل باش، این عاقل باش، مردهشور این عقل را ببرند، عاقل باش یعنی مسیر انسانیت و بهشت و آخرت را طی نکن، نصیحتها را دیدید چطوری است، میخواهم طلبه بشوم، اَه بیسلیقه طلبه، میخواهم بروم زبان بخوانم، آفرین، دکتر و مهندس بشوم بارک الله، شعورها را شما نگاه کنید.@پیغمبر فرمود من از پدران آخرالزمان بیزارم، گفتند یا رسول الله پدران مسلمان یا غیر مسلمان؟ فرمود پدران مسلمان، فرزندانشان میخواهند بروند درسهای دنیایی بخوانند تشویق میکنند، میخواهند بروند درسهای آخرتی بخوانند بیسلیقه.@خیلی پدر و مادرها در این امتحان باختند، فرزندانشان رفتند گفتند ما میخواهیم برویم طلبه بشویم رأی بچهها را زدند، شیرم را حلالت نمیکنم، نفرینت میکنم، طلبه بشوی، مگر ما در فامیل آبرو نداریم فردا من چطوری سرم را بالا بگیرم که بچهام میخواهد طلبه بشود.@هر چه میخواهی شبیهتر بشوی سختیش بیشتر است، بلایش بیشتر است، امتحاناتش بیشتر است، و امتحاناتش هم کیف دارد، چون امتحان انسانیت است، امتحان حقیقی است، اینطور نیست که در اینجا تو دکتر و مهندس شدی حتماً خوشبخت بشوی، رئیسجمهور بشوی حتماً خوشبخت بشوی.@یک کسی رئیسجمهور میشود هزاران سال در جهنم بماند الان مسئولین ما خیلی از آنها باید هزاران سال در جهنم بمانند به خاطر مفاسدشان، یک خلیفهای با پسرش قرار گذاشتند هر کس زودتر مُرد در خواب آن یکی بیاید بگوید آنطرف چه خبر است، پدر که خلیفه بود زودتر مُرد.@پسر گفت امشب پدرم میآید، فردا شب میآید، این هفته میآید، آن هفته میآید، این ماه میآید، پدر رفت خبری از پدر نیست، امسال، یک سال دیگر، دو سال دیگر، پنج سال دیگر، ده سال بعد پدر آمد، پدر کجا رفتی قول دادی بیایی، ده سال است ما اینطوری معطل هستیم، قرار شد تو یک خبری از آنجا به ما بدهی گفت هیچی نگو اوضاع خیلی خراب است.@گفت خب چه خبر از آنجا، گفت این کارهایی که ما با ائمه و اهل بیت و بقیه کردیم اصلاً به من نگاه نکردند راجع به اینها، راجع به اینها سؤال نکردند، راجع به کارهای دیگر و جنایتها، اصلاً پروندهاش باز نشده، گفت پس این ده سال کجا بودی؟@گفت این ده سال گیر پای یک اسبی بودم، یک شهردار نالایقی را منصوب کردم، آدمی که لیاقت شهرداری نداشته روی پارتیبازی شهردار کردم یک پل ساخته پای یک اسبی رفته در آن پل شکسته، فقط من ده سال دارم عذاب پای آن اسب را میدهم، حالا کو تا پروندهها باز بشود.@یارو مینشیند در مسند رئیسجمهوری، نمایندگی مجلس، وزیر، استاندار، فرماندار، مینشیند برای میلیونها آدم یک تصمیمی میگیرد که به نفع خودش است، زندگیها میپاشد، یک دفعه دلار برود اینقدر، اینقدر جوان بیکار بشوند، من نمیدانم بعضیها چه جگر و عشقی برای جهنم دارند.@میگوید آقا شما امروز میتوانی کار یک نفر را حل بکنی، حل نکنی، همین نشستی ارباب رجوع، الان یک کسی به شما مراجعه کرد، همین الان میتوانی چکش را بنویسی بدهی، ولشان کن دو ماهه برایش بنویسم، این چک دو ماه دیگر، الان با این دو ماه چکار بکند.@آقا معلم است پولش را بده برود، ما هر سال در این روزنامهها معوقات معلمان پرداخت میشود، 20% ـ 50% معوقات معلمات پرداخت شد، معلم از کجا بیاورد، شما خودت که نشستی رئیسی در آن دستگاه حقوق خودت را یک روز ندهند دادت در میآید با اینکه حقوق تو چند برابر حقوق یک معلم است، بعد چطور دلت میآید یک معلم حقوقش را دیر بگیرد، چند ماه بعد بگیرد.@معوقات کشاورزان در سه ماه آینده پرداخت میشود، حضرت فرمود عرق کارگر خشک نشده پولش را بدهید، کشاورز کاشته زحمت کشیده در بدبختی و گرفتاری و سختی حالا بیا تا پولت را بعداً به تو بدهیم، بیا 5% را بگیر، 15% را بگیر، 40% بگیر.@آقا چک زیر دستت هست، این الان از تو طلب دارد پول در حسابت هست بکش بده دستش، نه عرف نیست پررو میشوند، عرف این هست که چک را دو ماه، 15 روز، شش ماه بعداً بیا بکش، اصلاً مردم را به ظلم عادت دادند.@ما چند تا کارگر داشتیم در همین مؤسسه کار کردند، آمدیم گفتیم طلبتان چقدر شد، گفتند اینقدر گفتیم بیا، بعد هاج و واج مانده بود گفت برای چه موقع نوشتی؟ گفتم برای همین الان، عادت کرده، این الان شوکه شده، من دارم به او میگویم همین الان برو پولت بگیر، شوکه شده چون عادت کرده به ظلم، عادت کرده برو فردا بیا، شش ماه دیگر بیا.@فرمود بگویی فردا بیا برای هر یک روزش 80 سال قیامت معطلت میکنند، کم کم 80 سال در قیامت در عذاب هستی، برو فردا بیا چیه، حالا مردم فعلاً بعداً این کارهایی که الان دولتمردان ما دارند با مردم میکنند، توهین، جسارت، حقوق مردم را دارند میخورند، نه فقط این دولت، دولتهای قبلی هم همین ظلمها هست.@استاندار است، فرماندار است، رئیسجمهور است، وزیر است، راحت، نفسش از جای گرم بلند میشود، برای بقیه، بله باید از حقوق اینها اینقدر درصد باید کم بشود، شما از حقوق خودت کم میکنی.@مقام معظم رهبری به هیئت دولت گفت شما حقوق 1800 ندارید، حقوق یک میلیون تومان در دستگاه ندارید، خودتان باید مثل اینها باشید، حالا نماینده مجلسی که 60 میلیون تومان دارد از یک جای دیگر میگیرد، غیر از حقوق نمایندگیش این چه چیزی از درد مردم میفهمد.@حالا خدا با اینها کار دارد، دائم نگوییم مگر خدا جای عدلی ننشسته چرا انتقام نمیگیرد، خدا انتقام چند نفر را بگیرد، اینها جنایتها و ظلمهایی که در حق مردم دارند میکنند، یک دانهاش تمام برزخ اینها را پر میکند، یعنی اینها بمیرند تا قیامت گیر یک آدم هستند.@خون دلهای یک زندگی را متلاشی کردند، یک جوان رفته معتاد شده، یک زن رفته به فحشا کشیده شده، چند تا بچه یتیم شدند، چند تا بچه به نکبت کشیده شدند به خاطر تصمیمات اینها، یکی از این جنایتها در برزخ هم کافی نیست تا برسد به قیامت و بعد از قیامت خدا اینجا با اینها چکار بکند.@چرا خدا با اینها کاری نمیکند، خدا الان میگوید در دنیا ظرفیت ندارد این یک آدم را به فحشا کشانده، یک خانواده را متلاشی کرده، این همه مردم به زندان افتادند، سر سیاستهای غلطی که اینها نشستند کشیدند، حالا یک موقع هست عقلش همین قدر رسیده، میگوید خدایا من پیش تو مسئول نیستم.@ من به خدا نشستم در مجلس، در هیئت دولت، ما آدمهای شریفی داریم در مجلس، در مسئولین زیاد هم هستند کم هم نیستند، آدمهای شریفی هستند، نشستیم زحمت کشیدیم این به ذهنمان رسیده برای مسائل مردم، واقعاً خودخواهی، حزببازی و جناحبازی نکردیم آن سر جای خودش.@ولی یک موقع هست نه فامیلبازی است، جناحبازی است، قانون باب میل من تصویب میشود، قانون با حزب من، با جناح من باید تصویب بشود، آنجا هزار تا گرفتاری دیگر هست، دنیا خدا این را هزار بار تکهتکهاش هم بکند نمیتواند جزای این خفت و گرفتاری و غصهای که دارد به مردم میدهد جبران بکند، این باید بماند موقع مردن به بعد حقالناسهایی که گردنشان هست، نگو برو فردا بیا، میتوانی همین الان، هر وقت توانستی، اولین لحظهای که توانستی خیرت را برسان.@ انشاءالله جلسه بعد میخواهیم راجع به رهبری چون گفتیم «وَ قَادَةَ الْأُمَمِ» رهبران امتها هستند، امتها منظور چیست؟ امت اسلامی است، در تعریف امت خواندیم اینطور نیست، این را انشاءالله جلسه بعد توضیح خواهیم داد.@
و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@