جلسه 063 - شرح زیارت جامعه کبیره
شماره جلسه
63
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1397
ماه
4
روز
7
متن کامل (خام) ‌ جلسه 063 - شرح زیارت جامعه کبیره

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت.@

بحثمان دربارۀ این فقره از زیارت شریف جامعه کبیره هست که «وَ مَعْدِنَ الرَّحْمَةِ». دربارۀ رحمت الهی که یک رحمت بی‌پایان و بی‌کران هست، خداوند مهمترین اسمش بعد از الله را رحمان قرار داده یعنی مهمترین اسم خدا که معادل همۀ اسماء الهی است رحمان هست و با دو چهرۀ رحمن و رحیم با بنده‌اش روبرو می‌شود و خودش را نشان می‌دهد.@در نماز هم ما تأکیدمان به همین هست «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ الْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعالَمِينَ» اصرار خداوند این هست که هر وقت در مورد خدا صحبت می‌کنید یا فکر می‌کنید یا حرفی می‌زنید یادتان باشد که بگویید خدای رحمن و رحیم با این دو شاخصه دربارۀ خدا فکر بکنید حرف بزنید و اگر چیزی هم در مورد خداوند می‌شنوید حواستان باشد که خدای رحمن و رحیم هست.@خداوند معدن رحمتش را، معدن آن زمینی هست که کان هست، و منشأ یک کمال هست، یک امر باارزش هست، زمین رحمت خودش را وجود مقدس اهل بیت (علیهم السّلام) قرار داده است.@«وَ مَعْدِنَ الرَّحْمَةِ» یعنی اصل رحمت خداوند، اصل و فرع رحمت الهی همه چیزش در وجود مقدس اهل بیت (علیهم السّلام) هست و خارج از معدن انسان دنبال رحمت نباید بگردد هیچ خبری خارج از معدن وجود ندارد هر چه رحمت هست رحمت عام، رحمت رحمانیه و رحمت خاص در وجود مقدس اهل بیت (علیهم السّلام) هست.@این خدای بینهایت مهربان کانال رسیدن به رحمت خودش را، و زمین رحمت خودش را وجود مقدس ائمه (علیهم السّلام) قرار داده که در این باره مفصل صحبت کردیم، یک ظهور از رحمت ویژه خداوند که در اهل بیت (علیهم السّلام) قرار داده شفاعت هست که امروز می‌خواهیم راجع به این صحبت بکنیم.@داستان شفاعت یک امر قرآنی است، اعتقاد به آن واجب هست، و پیامبر نفرین می‌کند، خدایا کسی را که اعتقاد به شفاعت من نداشته باشد به شفاعت من نرسان، شفاعت یعنی همراهی، شفع است، شفع یعنی جفت شدن، همراهی، کنار یک موجود، کنار یک نیازمند آمدن، به او کمک کردن، دست او را گرفتن و کاری برایش انجام دادن.@مثلاً شما می‌بینید یک جوانی نیازی به ازدواج دارد، به او نزدیک می‌شوید، برایش کاری انجام می‌دهید، همسری پیدا می‌کنید، هزینه‌ای را تأمین می‌کنید، مراسمی می‌گیرید، و کارهایش را انجام می‌دهید به این شفاعت در ازدواج می‌گویند، یا کسی را به او معرفی می‌کنید که شفاعت در ازدواج است که در روایت هم داریم بهترین شفاعتها شفاعت در این امر هست این در امور دنیایی.@در امور اخروی هم ما این را داریم، قبلاً هم در بحث خانواده آسمانی و مباحث دیگر در مورد شفاعت توضیح دادیم، ولی لازم است اینجا به عنوان معدن رحمت بودن ائمه دربارۀ شفاعت صحبت بکنیم، که خدا چقدر مهربان است که به بندگانش، چقدر بندگانش را دوست دارد که می‌گوید من شفیع قبول می‌کنم، شفاعت می‌پذیرم، این خیلی مهم است.@دربار سلطانی هست که ملک الناس است غیر از اینکه مالک مردم هست، صاحب مردم هست، همه عالم مال اوست، مردم مال او هستند، مملوک او هستند، اصل و فرع ذات ما و همه صفات ما مال این خداست، همه چیزمان مال این خداست، همه مالک ماست، همه مَلِک ماست، ما در سوره ناس می‌گوییم «مَلِكِ النَّاسِ» یعنی پادشاه، شاه اصلی ما، سلطان اصلی ما خداست.@این سلطانی که حاکم بر همه عوالم وجود هست، اینقدر مهربان به خلق خودش هست، که می‌گویید من شفاعت می‌پذیرم، اگر یک آدم با آبرویی بیاید یک کسی را شفاعت بکند، من کمکش می‌کنم، می‌گذرم، این خیلی مهم است.@یعنی چقدر این خدا مهربان است، یکی از اسمهای خدا رفیق است، خدا رفیق بندگانش می‌شود، سلطانی نیست که برود برای خودش کلاس بگذرد، بعد یک فاصله‌هایی ایجاد بکند، شما هر سلطانی را ببینید مهربانترین سلطان اگر بخواهی پیش او بروی تشریفات دارد.@از پیغمبر که دیگر مهربانتر نداریم، پیغمبر سلطان بوده، ده سال سلطنت داشته، این پادشاهی که ده سال سلطنت داشته قرآن می‌گوید رحمتً للمعالمین هست، نمی‌توانسته همه را بی‌نوبت قبول بکند، نمی‌توانسته هر لحظه همه را ببیند.@به قدری سر پیغمبر شلوغ می‌شده مردم اینقدر بی‌ادب هم بودند که پیغمبر در خانه‌اش نشسته از پنجره خانه پیغمبر وارد خانه پیغمبر می‌شدند، یعنی از در که می‌رفتند از پنجره هم می‌رفتند می‌نشستند، تند تند، که آیه می‌آید اگر می‌خواهید از این به بعد پیغمبر را ببینید باید قبلش به فقرا صدقه بپردازید بعد بروید.@در روایت داریم وقتی که آیه آمد که هر کس می‌خواهد پیغمبر را ببیند صدقه بدهد همه رفتند هیچ کس دیگر نمی‌خواست پیغمبر را ببیند یک نفر فقط ماند که هر وقت می‌خواست برود پیغمبر را ببیند صدقه می‌داد می‌رفت می‌دید، آن هم امیرالمؤمنین (علیه السّلام) بود اینقدر شیفته بود فقط امیرالمؤمنین به این آیه عمل کرد صدقه می‌داد و به ملاقات پیغمبر می‌رفت.@حالا این که پیغمبر است نمی‌تواند همیشه همه را ببیند، ما انتظار بیجایی داریم که فکر کنیم اگر پیغمبر هم هست باید ما را هر وقت خواستیم ببیند، نمی‌تواند، یک همچین چیزی برای هیچ کس، تنها پادشاهی که نمی‌خواهد برای دیدنش وقت بگیری، هر وقت اراده بکنی می‌گوید لبیک، چیه بنده من، فقط خداست ما اصلا به این فکر نمی‌کنیم، عادت کردیم خیلی این عادت هم خطرناک است یک ذره فکر بکنید.@مَلِک الناسی هست که واسطه ندارد هر وقت بخواهی او را ببینی می‌گوید من هستم لبیک، هر موقع اینقدر هم مهربان است می‌گوید اگر یک موقعی حال و حوصله نداشتی همان در رختخواب دراز کشیده با من حرف بزن من می‌آیم سرم را می‌گذارم روی بالشت با من گپ بزنی این خداست.@می‌گوید من را صدا کن، اراده بکن من روی بالشت هستم، سرم را می‌گذارم روی بالشت بنشینیم با هم گپ بزنیم هر چه دلت می‌خواهد بگو، نه خسته می‌شوم، نه ناراحت می‌شوم، نه به تو می‌گویم کافی است، نه به تو می‌گویم برو، هر وقت بدترین گناهان را هم کرده باشی، بیشترین ظلمها را هم کرده باشی وقتی بگویی یا الله می‌گوید لبیک این خدای ماست.@یک صحنه‌ای دارد خیلی صحنۀ قشنگی است، مسلمانان در یک جنگ اسیر می‌گیرند، به کفار می‌زنند اسیر هم می‌گیرند، زنها و بچه‌ها را می‌آورند همین که اسرا را دارند می‌آیند ببرند، از جلوی پیغمبر رد می‌شوند، یک خانم اسیری یک دفعه چشمش آنجا می‌خورد به یک بچه نوزادی، می‌دود این را بغلش می‌کند و در بغلش می‌گیرد، بچه نوزاد، شیرخواری که در اسرا بوده او را بغل می‌کند شیر می‌دهد.@پیغمبر به اصحاب می‌گوید شما فکر می‌کنید این مادر که اینطوری بچه را بغل می‌کند به او شیر می‌دهد، در مخلیه‌تان می‌آید این مادر بچه خودش را در آتش بیندازد، می‌گویند نه، می‌گوید خدا از این مادر خیلی مهربانتر است.@آتش فقط مال کسانی است که خودشان دوست دارند در آتش بروند، یعنی خدا تا پایان عمر یک نفر هزاران بار جهنمش را خاموش می‌کند، هزاران بار او را می‌بخشد، هزاران بار می‌گوید بیا توبه کن، اگر کسی خودش لج می‌کند، اصرار دارد جهنم برود، دوست دارد جهنم برود.@این شخص از بهشت خوشش نمی‌آید، مسئله این است، یعنی اگر او جهنم دارد می‌رود برای اینکه خودش آن را می‌پسندد، و الا خدا ما را دعوت به بهشت می‌کند «وَ اللهُ يَدْعُوا إِلى‏ دارِ السَّلامِ» خدا همه شما را به بهشت دعوت کرد اصلاً بهشت را برای شما خلق کرد، و همه شما را برای رحمت خلق کرده.@من هیچ کس را برای جهنم خلق نکردم، جهنم گفتیم در مباحث تخصصی توضیح دادیم، یک امر عارضی هست امر ذاتی نیست، بهشت ذاتی است برای بندگان آفریده شده.@جهنم یعنی کسی که نمی‌خواهد بهشت برود با بهشت سنخیت روحی ندارد، بهشت می‌رود در بهشت زجر می‌کشد، همان بهشت است، مثل یک بچه که در رحم مادر درست رشد نمی‌کند می‌آید در همین دنیا که همه بچه‌ها دارند لذت می‌برند، در همین دنیا هم هست، ولی چون تنظیم نشده، با شرائط اینجا تطبیق ندارد، برایش چشم نیاورده، یا گوش نیاورده، یا عضله نیاورده، یا دست و پا نیاورده، اینجا زجر می‌کشد، ولی در همین جا دارد زجر می‌کشد که بقیه دارند لذت می‌برند.@بهشت هم همینطور هست، بهشت و جهنم یک حقیقت است، باطن، باطن آن فضای آخرتی، نعمت و لذت، «باطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَ ظاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذابُ» یک ظهور عذابی هم دارد مال کسانی هست که از این بهشت خوششان نمی‌آید.@الان مگر حرم حضرت عبدالعظیم بهشت نیست، مگر مساجد بهشت نیستند، مگر نماز بهشت نیست، چرا خیلیها خوششان نمی‌آید؟ مگر مجلس امام حسین بهشت نیست اصلاً دوست ندارد خوشش نمی‌آید.@من از نماز خوشم نمی‌آید، من از حرم خوشم نمی‌آید، من از روحانی خوشم نمی‌آید، از هیئت خوشم نمی‌آید، از حرم خوشم نمی‌آید، از روزه خوشم نمی‌آید، این از هر چه مظاهری هست که انسان را یاد خدا می‌اندازد رنگ خدا دارد این بدش می‌آید متنفر است.@خدا به او بچه داده می‌خواهد اسم بگذارد، صد بار می‌میرد و زنده می‌شود می‌خواهد یک اسم برای بچه‌اش بگذارد، می‌گوییم حضرت زهرا به این قشنگی، مادرت، خانواده آسمانیت، حضرت زهرا 40 تا اسم دارد، یکی از اسمهای مادرت را روی بچه‌ات بگذار، خوشش نمی‌آید.@یعنی باید یک اسمی غیر از اینها باشد خاص باشد، یک چیزی دنبال این است سنخیت ندارد، دوست ندارد، یکی از اسمهای حضرت را می‌گویی، می‌گوید نه، اینها نه.@یک کسی که می‌گوید اسماء حضرت زهرا، حجاب حضرت زهرا، سبک زندگی حضرت زهرا، سبک زندگی ائمه بی‌کلاسی است اینها را نگذاریم برویم یک چیزی بگذاریم کلاس‌دار باشد چقدر این آدم تفکرش خطرناک است چقدر این آدم از حضرت زهرا دور است.@و الا خدا خیلی مهربان است اینقدر مهربان است می‌گوید باشد حالا این از من بدش می‌آید من که از او بدم نمی‌آید این از من متنفر است من از او متنفر نیستم، یکی از همین لجبازها به موسی (علیه السّلام) می‌گوید موسی داری می‌روی مناجات بکنی به خدا بگو من از تو بدم می‌آید ننگم هم می‌آید تو خدای من هستی.@موسی بنده خدا آب می‌شود پیغمبر خداست، موسی هم خیلی ادب داشته، موسی یک پیغمبر فوق‌العاده ناز، پرعطش، پرسوز، پرتواضع، بکاء، خیلی پغمبر خاصی است، اینقدر خاص است که خدا او را برای هم صحبتی با خودش انتخابش می‌کند، کلیم الله می‌شود شوخی نیست موسی خیلی ناز است.@می‌رود حیا هم می‌کند، مناجاتش را می‌کند، می‌خواهد برگردد خدا می‌گوید پیغام بنده‌مان را به ما نرساندی، می‌گوید خدایا تو که خودت می‌دانی من هم حیا می‌کنم، گفت به او بگو من از تو اصلاً بدم نمی‌آید، اگر تو از من بدت می‌آید، اگر تو ننگت می‌آید من خدایت هستم من ننگم نمی‌آید که تو بنده من هستی همین را برو به ا و بگو این خداست.@حالا این خدا همه رحمتش را در وجود ائمه ریخته، تازه ائمه یک طرف، انبیاء، صدیقین، شهدا، صالحین، مؤمنین می‌گوید من شفاعت می‌پذیرم، آدم واقعاً دوست دارد یک موقعهایی هزار بار جان بدهد برای این خدا، جان داشته باشد پای این خدا بریزد، اصلاً این خدا به قول امام سجاد فقط برای همین خوب است فدایش بشوی «عَبْدُکَ فِداک سَائِلُکَ بِفِنَائِکَ» این خدا برای همین خوب است.@با او دوست بشوی، رفیق است، حبیب است، این خداست که هیچ وقت ما را تنها نمی‌گذارد اگر ما را تنها بگذارد، یک مناجاتی دارد امام سجاد (علیه السّلام) اینها فقط خواندنش یک جای خلوت می‌خواهد، تو و خدا.@«يا مَن هُو أبَرُّ بِي مِنَ الْوالِدِ الشَّفيقِ» ای کسی که تو نیکوکارتر هستی به من از یک پدر مهربان، از یک پدر دلسوز «وَ أَقْرَبُ إلَيَّ مِنَ الْصاحِبِ الْلَّزِيقِ» و نزدیکتر هستی به من از یک دوست همدم، یک دوستی که خیلی همدم آدم باشد می‌گوید تو از او به من نزدیکتر هستی.@«أَنْتَ مَوْضِعُ اُنسِي فِي الْخَلْوَةِ إِذا أَوحَشَنِي الْمَكانُ» تو ای خدا مایه انس من هستی در خلوتها موقعی که مکانها من را به وحشت می‌اندازند، آدم شب است در شهر است، در بیابان است، در دریا است، یک جاهایی هست، یا یک خانمی مثلاً از خانه خودش هم می‌ترسد، از خانه فلان جا می‌ترسد، آقایان، خانمها، می‌گوید خدایا تو مایه انس من هستی وقتی که مکان من را به وحشت می‌اندازد.@یعنی آدم با خدا دلش آرام می‌شود، در هواپیما نشسته ترس او را برمی‌دارد، یک ذکر می‌گوید تمام دل آدم آرام می‌شود، در دریا می‌خواهد برود، یک تنهاست، یک جا غریب است اینطوری است.@«وَ لَفَظَتْنِي الْأَوْطانُ» آنجایی که وطنها من را می‌رانند، یک جایی هست انسان در شهر خودش، در محله خودش، در خانه خودش، در وطن خودش غریب می‌شود، هیچ کس به آدم محل نمی‌گذارد، ممکن است همه طرد بکنند، ولی فقط خداست که در هر حالتی قبولت می‌کند.@هر حالتی بروی بگویی خدایا سلام، سلام، بیا تو، بیا پیش من، بیا سرت را روی پای من بگذار، این خداست، خدایی است که تو هر وقت بخواهی سرت را روی پایش بگذاری، پایش را کنار نمی‌کشد، سرت را آنطرف نمی‌زند.@نمی‌گوید گم بشو برو بعد از این همه کثافتکاری آمدی اینجا، رفتی خوشگذرانی‌ات را کردی حالا خجالت نمی‌کشی اینجا آمدی، اصلاً خدا این حرف را نمی‌زند، تا بروی جلویش خم بشوی، همین که بخواهی سرت را روی پایش بگذاری، پایش را جلو می‌آورد می‌گوید سرت را روی پای من بگذار.@وقتی هیچ کس تو را تحویل نمی‌گیرد همه با تو بد هستند، دشمن هستند، همسرت، پدرت، مادرت، دوستانت، سرت را می‌گذاری روی پای خدا، به خدا بگو خدایا آمدم روی سرم دست بکشی، نیامدم سرزنش بکنی، بگویی گناهکاری، خدایا الان آمدم فقط تو دست روی سرم بکش، یک ذره به من بخند، یک ذره بغلم کن، یک ذره نوازشم کن، باشد خدا اینطوری است، رفیق است.@اینکه در روایت حضرت می‌گوید که دوست زیاد بگیرید دوستهای مؤمن، دوستهای بهشتی زیاد بگیرید، یکی از حرفهای قشنگی که حضرت می‌زند واقعاً از آدم دل می‌برد، می‌گوید وقتی دوستانتان زیاد هستند، بالاخره قیامت آدم دوستانش هم دور و برش هستند.@حضرت می‌گوید خدایا خیلی باحیا است، خجالت می‌کشد جلوی دوستان یک نفر را جهنم ببرد، جلوی دوستان کسی، کسی را ضایع نمی‌کند، این خداست، با این خدا ما چه کنیم، چقدر ما را شرمنده می‌کند، چقدر لطف می‌کند، این خدای مهربان.@حالا می‌گوید من همه شفاعت، به همه اجازه دادم، ائمه جدا، انبیاء جدا، صدیقین جدا، شهدا جدا، مؤمنین جدا، چکار می‌کند، تازه خدا می‌گوید حالا اینها شفاعت می‌کنند، بعد می‌گوید «وَ آخَرُ مَنْ یَشْفَعْ هُوَ الله» هر کس، هر کس را دوست دارد انتخابش می‌کند، نجاتش می‌دهد، او را بهشت می‌برد، تازه می‌گوید حالا نوبت منِ خداست.@ قربان ائمه بروم چقدر دعاهای قشنگی برای ما گذاشتند، می‌گوید هر وقت می‌خواهی نماز بخوانی دعا هم آدم می‌خواهد بخواند همینطوری می‌گوید بایست جلوی خدا، در مقابل خدا بایست بگو «اِلهی عَبْدُكَ بِبابِكَ» خدایا بنده‌ات در خانه‌ات آمده، چقدر این کلمات قشنگ است، من آمدم، آمدیم از شفاعت ائمه بگوییم شراب خداست چکار کنیم.@امام صادق (علیه السّلام) می‌فرماید «ما أَحَدٌ مِنَ الأَوَّلِينَ و الآخِرِينَ، إلاّ وَ هُوَ يَحتاجُ إِلى شَفاعةِ محمّدٍ صلى الله عليه و آله يَومَ القِيامَةِ» روز قیامت اولین مخلوق خدا، آخرین مخلوق خدا، هیچ کس نیست مگر اینکه روز قیامت به شفاعت پیغمبر احتیاج دارد.@یعنی هر جا می‌خواهد برود پیغمبر باید شفاعتش بکند، درجه می‌خواهد با شفاعت پیغمبر باید برود، از جهنم باید بهشت برود شفاعت پیغمبر را احتیاج دارد، همه بدان پیغمبرت کیست، بدان پدرت کیست، بدان از چه خانواده‌ای خدا را تو آفریده است.@از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) هست «إنّي أشفَعُ يَومَ القِيامَةِ، فَاُشَفَّعُ و يَشفَعُ عَلِيٌّ، فَيُشَفَّعُ و يَشفَعُ أهلُ بَيتي، فَيُشَفَّعُونَ» من قیامت شفاعت می‌کنم و شفاعتم پذیرفته می‌شود، علی شفاعت می‌کند و شفاعتش پذیرفته می‌شود، و اهل بیت شفاعت می‌کنند و شفاعتشان پذیرفته می‌شود.@در قرآن آیات زیادی هست که دلبری می‌کند و انسان را خیلی به رحمت خدا امیدوار می‌کند، یک آیه هست که ائمه فرمودند از همه آیات امیدوارکننده‌تر این آیه است سوره ضحی آیه 5 «وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى» بعداً در آینده خدا اینقدر به تو عطا بکند و ببخشد که راضی بشوی.@حضرت می‌فرماید که این آیه در مورد شفاعت هست که حدیثش را می‌خوانم، امام صادق (علیه السّلام)، چون می‌گوید «فَتَرْضى» تو راضی بشوی، امام صادق می‌فرماید: «رِضَا جَدِّي أَنْ لاَ يَبْقَى فِي اَلنَّارِ مُوَحِّدٌ» چطوری پیغمبر راضی می‌شود، که خدا می‌گوید اینقدر به تو می‌بخشم که راضی بشوی.@امام صادق می‌فرماید رضایت جد من این هست که هیچ خدا پرستی، هیچ موحدی در آتش نماند، و نجات پیدا بکند، اگر هم در جهنم می‌روند، نجات پیدا بکنند باز هم به شفاعت بیرون می‌آیند؛ یک روایت بخوانم از وجود مقدس امام باقر (علیه السّلام) هست «قُلْتُ لِاَبی جَعفَرِ بْنِ عَلیِ بْنِ الحسین (ع): أَرَأَیتَ هذِهِ الشَّفاعَه الَّتی یَتَحَدَّثُ بِها أَهلُ الْعِراقِ أَ حَقٌّ هیَ؟».@این شفاعتی که عراقیها می‌گویند درست است؟ دائم می‌گویند شفاعت می‌شود اهل عراق نظرشان این هست حضرت می‌فرماید «إِی وَ الله» درست است، بله به خدا درست است شفاعت است، بعد حضرت این را می‌گوید: «حَدَّثَنی عَمّی مُحَمَّدُ بنُ الْحَنَفیَه» عمویم محمد ابن حنفیه برایم از علی نقل کرد.@«أَنَّ رَسولَ الله (ص) قالَ: أَشْفَعُ لِأُمَّتی حَتَّی یُنادِینی رَبِّی أَرَضیتَ یا مُحَمَّد؟» من شفاعت می‌کنم برای امتم تا اینکه خداوند به من ندا می‌دهد، راضی شدی؟ «فَأَقُولُ: نَعَم یا رَبِّ رَضیتُ» بله راضی شدم.@پیغمبر چطوری راضی می‌شود؟ حد رضایت پیغمبر چقدر است؟ «نَعَم یا رَبِّ رَضیتُ» بله خدایا راضی شدم، «ثُمَّ اَقْبَلَ عَلَیَّ» راوی می‌گوید که امام باقر رو کرد به من «فقال:إِنَّكُمْ مَعْشَرَ أَهْلِ الْعِرَاقِ تَقُولُونَ: إِنَّ أَرْجَى‏ آيَةٍ فِي الْقُرْآنِ‏ يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ إِنَّ اللهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً».@شما عراقیها فکر می‌کنید که امیدوارکننده‌ترین آیه این آیه است، ایام شهادت حضرت حمزه سیدالشهدا است، حمزه سیدالشهدا وقتی شهید شد پیغمبر خیلی ناراحت شد، یعنی شاید پیغمبر در طول عمرش اگر نگویم بی‌نظیر است، کم‌نظیر بوده که پیغمبر اینقدر ناراحت بشود، و حس انتقام سراغ پیغمبر بیاید، که با حمزه چکار کردند.@حالا حمزه به شهادت رسید اما زن اباسفیان هند جگرخوار که معروف به جگرخوار هست این جگر حمزه را به دندان گرفت، چه کسی حمزه را کشت به دستور وحشی؟ یک غلام قدرتمند سیاهی که با یک نقشه‌ای حمزه را کشت هِند به او می‌گوید در ازای آزادیش سینه‌اش را بشکاف جگرش را در بیاور.@همه هم فهمیدند که حمزه سیدالشهدا چقد برای پیغمبر عزیز بوده، یک پشتوانه قدرتمند برای لشکر پیغمبر بوده، یک اعتبار قدرتمند برای همه مسلمانها بوده همه مسلمانان خیلی دلخوش بودند در لشکر، اصلاً خارج از فضای نظامی هم حمزه یک شخصیت برجسته است.@همه از اینکه حمزه با اینهاست و در لشکر پیغمبر است و به پیغمبر ایمان آورده، خیلی لذت می‌بردند، خیلی به قول امروزیها عشق می‌کردند، یک دفعه یک همچین ستونی یک همچین شخصیتی از لشکر پیغمبر آن هم با آن وضع حذف شد.@وحشی که آزاد شد فرار کرد، بعدها که پیغمبر فهمید چی راجع به قاتل حمزه گفت مدتها پیدایش نشد، مراحل قشنگی دارد، یک نامه به پیغمبر می‌نویسد که آقا ببخش، چقدر هم سخت است، یک آیه می‌آید برای، این خداست، من چرا داستان حمزه را دارم می‌گویم حالا به مناسبت شهادتش هم هست ذکر خیرش و ذکر شهادت لازم و واجب است.@جدای از آن طرفش که قاتل است و پیغمبر اینقدر از این قاتل متنفر است، یک آیه فقط برای این می‌آید که تو قبول است بیا، می‌ترسد، دوباره نامه می‌نویسد، دوباره آیه می‌آید، دفعه سوم این آیه می‌آید، آنوقت ما حق داریم از خدا ناامید بشویم.@برای یک نفر که اینقدر پیغمبر از او بدش می‌آید قاتل حمزه سیدالشهدا است، سه تا آیه فرستاده لحن آیه را نگاه کن، اینقدر این آیه قشنگ است، دلنواز است که اهل عراق می‌گفتند که امیدوارکننده‌ترین آیه این آیه است «يا عِبادِيَ الَّذِينَ» عبادی هم هست، ای بندگان من که به خودتان ظلم کردید.@«أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ» اسراف کردید، «لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ» از رحمت خدا ناامید نشوید «إِنَّ اللهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً» خدا همه گناهان را می‌بخشد، دیگر این آیه که می‌آید پیغمبر جواب می‌دهد، وحشی می‌آید استغفار و توبه می‌کند.@وقتی استغفار می‌کند پیغمبر می‌گوید پذیرفته شدی ولی جلوی چشم من نباش، یعنی اینقدر کار خطرناک کرده، مغفرت شامل حالت شد ولی من تو را نبینم، ببین خدا کیست، امام خطاب به این صحابی می‌گوید شما عراقیها فکر می‌کنید این آیه بهترین آیه است.@امام می‌فرماید که «فَکُلُّنا اَهْلَ الْبَیت» همه ما اهل بیت معتقد هستیم که «إِنَّ أَرْجَى‏ آيَةٍ فِي كِتَابِ اللهِ» امیدوارکننده‌ترین در کتاب خدا این است «وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى» بعد حضرت می‌فرماید «وَ هِيَ و اللهِ الشَّفَاعَةُ» این به خدا قسم شفاعت است.@ما آیات امیدوارکننده خیلی داریم یکیش این هست که «إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ» کارهای خیرتان گناهانتان را از بین می‌برد، گناه کردید، ناراحت هستید، وحشت‌زده هستید، داغونید، برو کار خیر انجام بده اثر آن را از بین می‌برد، بشوی ببر، با عمل صالح شما می‌توانی گذشته‌ات را جبران بکنی.@چطوری من این گذشته را جبران بکنم؟ راه دارد، این همه کار خیر برو انجام بده، هر چه کار سخت‌تر باشد، سنگین‌تر باشد، پاک‌کنندگیش هم بیشتر است، یک عالم کارهای خیر هست بروید انجام بدهید.@ولی امام می‌گوید نه این آیه از همه امیدوارکننده‌تر است که خدا آنقدر به تو می‌بخشد که تو راضی بشوی، این رحمت ویژه خداوند است، ما دربارۀ رحمت بودن ائمه حرفهای دیگری هم داریم که انشاءالله بعداً چون فقراتی که مربوط به رحمت بودن ائمه هستند در زیارت جامعه کبیره فقط این نیست.@«وَ الرَّحْمَةُ الْمَوصولَه» ما داریم، رحمت موصول و پیوسته الهی که انشاءالله آنجا باز در مورد رحمت ائمه بودن صحبت می‌کنیم، انشاءالله به حول و قوه الهی از جلسه بعد سراغ فقر بعدی می‌رویم «وَ خُزَّانَ الْعِلْمِ» راجع به این انشاءالله می‌خواهیم صحبت بکنیم که بحثی است بسیار مهم، تخصصی و تعیین‌کننده است یک بحث بسیار خاص هست که این خزّان علم بودن ائمه را باید بیشتر در موردش صحبت بکنیم.@