جلسه 054 - شرح زیارت جامعه کبیره
شماره جلسه
54
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1396
ماه
10
روز
7
متن کامل (خام) ‌ جلسه 054 - شرح زیارت جامعه کبیره

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت.@قبل از اینکه بحث را شروع کنیم چند دقیقه‌ای درباره وجود مقدس حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) مطالبی را خدمت عزیزان عرض کنیم. ما تقریباً دو سال پیش به مناسبت میلاد یا شهادت حضرت در جلسات حدیث معراجمان شرح زیارتنامه ایشان را آغاز کردیم که تقریباً این دو سال طول کشید و تمام شد.@آن مباحث را کسانی که می‌خواهند یک رابطه خوب و عمیق و مؤثر با حضرت برقرار بکنند توصیه می‌کنم که از آن مباحث حتماً استفاده بکنند چون آن مباحث آماده هست من خیلی عمیق وارد بحث نمی‌شوم فقط باید این را بدانیم که ما در ایران در جوار بانویی هستیم که به قول جد بزرگوارشان وجود مقدس امام صادق (علیه السّلام) اگر همه شیعیان را بخواهد شفاعت بکند خداوند شفاعتش را می‌پذیرد.@شفاعت یعنی توان رشد دادن دیگران، توان بالا بردن دیگران، توان اینکه یک کسی را بتوانی از ته جهنم در بیاوری و به بالاترین درجات بهشت برسانی.@وقتی می‌گویند حضرت معصومه (سلام الله علیها) قدرت شفاعتی در این حد دارد یعنی وجود ایشان اینقدر قدرتمند و مؤثر هست و هر کس بخواهد به یک رشد حقیقی نائل بشود بدون اینکه از وجود مقدس حضرت معصومه (سلام الله علیها) کمک بگیرد امکانپذیر نیست.@بخصوص برای ما که همسایگان و همجوار ایشان هستیم و ایشان در واقع خویش ما هست رحم آسمانی ما هست با قطع رابطه و قطع رحم همانطور که در مورد رحم دنیای داریم در مورد رحم آخرتی هم همین را داریم که آنها تأکیدشان بیشتر است.@با قطع رحم با وجود مقدس حضرت معصومه (سلام الله علیها) و کسانی که در جوارشان هستیم مثل وجود مقدس حضرت عبدالعظیم (علیه السّلام) و امامزاده حمزه و امامزاده طاهر انسان به جایی راه پیدا نمی‌کند.@اگر یک کسی رابطه‌اش با پدر و مادر یا خواهر و برادر زمینی‌اش قطع باشد چطور عاق است و راه به بهشت پیدا نمی‌کند.@اگر کسی با خانواده آسمانی خودش رابطه‌اش ضعیف باشد راه به جایی باز نمی‌کند و به هر حال زندگی‌اش پر از مشکلات و گرفتاریها و گره‌ها و تنگی‌ها و غصه‌هاست حتی اگر دنیایش هم خوب باشد نظام معنوی و آخرتی‌اش فتحی در آن نیست گشایشی در آن نیست و راهی به آسمان و غیب نمی‌تواند پیدا بکند قلبش باز نمی‌شود انبساط ندارد نماز ندارد حضور ندارد ذکر ندارد خواب ندارد رؤیا ندارد چون عاق است و در به رویش بسته است.@بنابراین ما باید درب قلب خودمان را از طریق قبور اینها همانطور که در جامعه کبیره می‌خوانید و خواندیم از طریق ورودی‌های اینها باز بکنیم. اینها هستند که باید دستی به سر و گوش ما بکشند عنایت و توجهی بکنند که قلب ما باز بشود.@و برای اینکه قلب ما باز بشود باید قلب ما اول به روی اینها باز بشود اینها باید در قلب ما بیایند که در قلب ما تصرف کنند باید ما با این حضرات رابطه قلبی باز بکنیم دلمان را به روی اینها باز بکنیم واقعاً اینها در قلب و دل ما بنشینند با اینها ما واقعاً یک رابطه قلبی برقرار بکنیم. حالا وقتی که اینها آمدند در دل نشستند دل خیلی اتفاقات مبارکی برایش می‌افتد.@اما وقتی که رابطه یک رابطه سرد و یخ و خاموشی باشد ما در واقع اینجا می‌بازیم سرد و یخ و خاموش خواهیم شد.@بنابراین ما همه حیثیت و دارایی یک انسان قلب و دلش است و قیمت یک دل به دلبرهای اوست به کسانی هستند که در آن دل نشستند سلطان آن دل هستند حاکم آن دل هستند تصرف در آن دل می‌توانند بکنند آن دل را می‌توانند بالا و پایین و شاد و غمگینش بکنند و می‌توانند در آن تصرف داشته باشند این قیمت دل است.@از پنج معشوقی که گفتیم معشوقهای جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی یا فوق عقلی باید دید که سلطان دل تو کدام یک از این معشوقهاست کدام یک از این معشوقها در دل تو نشسته و فرمانروای دل توست، حاکم قلب توست، شادی و غمهایت با کدام یکی از اینها تنظیم می‌شود احساس افتخار و ذلت و آرامش و ناآرامی‌ات با کدام یک از این معشوقها هست این قیمت یک انسان است.@در مورد حضرت معصومه (سلام الله علیها) که از یک قدرت فوق‌العاده‌ای برخوردار است انسان خسارت بزرگی می‌بیند که در جوار حضرت معصومه باشد آن هم در فاصله به این کمی که ما اشاره بکنیم دلمان بخواهد در یک فاصله کمی در عرض یکی دو ساعت به محضر ایشان می‌رسیم.@اگر یک کسی این بانو را از دست بدهد حسرت عظیمی دل او را می‌گیرد از یک موقعیت بی‌نظیری خودش را محروم کرد.@لذا این را حتماً در نظر بگیرید که در جوار این بانو هستیم بتوانیم قبل از اینکه از دنیا برویم یک صمیمیت و رفاقت و رفت و آمد و ارتباط قدرتمند عاطفی و معنوی خوبی با ایشان برقرار بکنیم بالأخره ایشان کسِ ما هست ایشان سهم در وجود ما دارد عنصر وجودی ماست این عنصر را باید شما فعال بکنید در وجودتان و یک ارتباط عالی و خوب برقرار بکنید.@کمااینکه در مورد عزیزانی که نزدیک ما هستند مثل امامزاده صالح، بزرگوارانی که نزدیک ما هستند باید این ارتباط برقرار بشود و الا ما بعداً خیلی خسارت خواهیم دید. تصور کنید از این دنیا رفتید وارد نظام برزخی شدید آنجایی که خیلی هیهات و گرفتاریها دارد درنظام برزخی، هیچ کس و کاری نداشته باشی اینها کس و کار ما آنجا هستند.@دقت کنید شما در زیارتنامه حضرت معصومه چه می‌گویید؟ (عرف الله بیننا و بینکم فی الجنة) همین جمله را در زیارت حضرت عبدالعظیم هم می‌گویید (عرف الله بیننا و بینکم فی الجنة) خدا من و شما را در بهشت به هم معرفی کند.@امکان ندارد که شما این کسِ‌تان را بشناسید و با او ارتباط بگیرید و او بی‌خیال شما در برزخ بشود اصلاً اینطور نیست.@تمام بی‌خیالیها اینکه آدم فریاد و نعره می‌زند کسی در آن تاریکیها و گرفتاریهای قبر و برزخ به دادش نمی‌رسد در واقع برای بی‌خیالیهای خودش بوده برای کری و کوریها و قهر بودن و بی‌انس بودن و سردیها و بی‌عاطفگیهای خودش بوده و الا از طرف آنها سردی وجود ندارد.@ما اگر بخواهیم که ما بتوانیم یک همچین صمیمیتی برقرار بشود یک انفتاحی حاصل بشود باید از الان فکر باشیم. از الان باید فکر هم نظام دنیایی‌مان را بکنیم و هم نظام آخرتی‌مان را.@دنیایی که بدون خانواده آسمانی بگذرد یک جهنم بیشتر نیست، دنیایی که بدون اهل بیت و ارتباط صمیمی و رفت و آمد صمیمی با غیب و الله و اهل بیت و انبیاء و اولیاء و صدیقین و شهدا و صالحین و فرشتگان بگذرد یک جهنم است داری تحملش می‌کنی؛ همین جهنم هم بعداً در برزخ داریم بدتر از این را داریم.@دنیا اگر قیمت و ارزش و نورانیت و شادی دارد در شادی رفت و آمد با اینهاست ارتباط با اینها و خدمت به اینها و کار کردن برای اینها و دویدن به عشق اینها در واقع فدای اینها شدن اینکه دائماً این جمله است «بأبی أنت و أمی، بأبی أنتم و أمی و نفسی و أهلی و مالی» این یک زبان کاملاً عاشقانه است که اگر کسی بلدش نباشد نمی‌داند اصلاً این چه جایگاهی دارد.@آدم در ارتباط با معشوقهای زمینی‌اش حالا زن، شوهر، نامزدش، بچه‌اش این را می‌فهمد که عزیزم، دوستت دارم، نفسمی، جگرمی، قربانت بروم یعنی چه، این را می‌فهمد جایگاه دارد.@ولی وقتی که در رابطه با خانواده آسمانی می‌رسد کسی که نتواند این جملات را حقیقی عنوان و بیان بکند یعنی این آدم بالغ نشده در حد خانواده‌اش بلوغ ندارد که بتواند اینطوری حرف بزند این نمی‌تواند رابطه عاطفی برقرار کند چون بالغ نشده هیچ بلوغی ندارد هیچ حسی ندارد هیچ عشقی در این آدم به وجود نیامده.@لذا جملاتی که شما در جامعه کبیره می‌خوانید یا در ادعیه و زیارت می‌خوانید براساس یک آدم بالغ طراحی شده، دستم را نگاه کنید براساس نه آدمهای این چهارتا آدم، این آدم، آدمی که از جنس اهل بیت و آسمان هست این ادعیه و زیارتها و نماز و سجده و رکوع همه چیز براساس این شخصیتی که از جنس خود اهل بیت هست طراحی شده.@اگر شما آن منی که از جنس اهل بیت هست در خودتان زنده‌اش نکنید بالغش نکنید تغذیه‌اش نکنید تا آخر عمر کورکورانه یک زیارتی را می‌خوانید اما اصلاً جدی نیست هیچ وقت احساس در آن نیست.@وقتی به حضرت می‌گویی «اسئل الله ان یرزقنی معکم، این یجعلنی معکم فی الدنیا و الآخره» جدی نیستید «أن یثبت لی قدم صدق» جدی نیستید «أن یبلغنی المقام المحمود لکم عندالله» جدی نیستید «إنی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم» اصلاً حقیقی نیست.@یک دروغی است که شما دارید برای یک خواسته زمینی‌تان دارید می‌گویید و این خیلی زشت است که آدم با خانواده آسمانی‌اش صاف و روراست نباشد.@تمام شکستها و تلخیها و بدبختیها و نکبتهایی که در دنیا سراغ ما می‌آید به خاطر این هست که با آسمان قهر هستیم با آسمان انس نداریم وقتی از بالا روزی‌ات را می‌بینی و ارتباطت را قطع می‌کنی در پایین هزارتا گرفتاری و بسته شدنها سراغت می‌آید چون تو با اصل و معدن خیر قطع هستی.@«إن ذکر الخیر کنتم أصله و فرعه و معدنه» همه را در جامعه کبیره می‌خوانیم اگر خیری باشد اصل و فرع و معدن و اول و آخر و مأوایش آنها هستند. وقتی من با خانواده آسمانی قهر هستم همه چیز با من قهر است. نزدیکترین کسان با من قهر هستند دنیا با من قهر است.@بنابراین این را حتماً در این ایام عزیز توجه داشته باشید مثلاً شما تولد امام عسکری (علیه السّلام) را داشتید امام عسکری خودش یک کسی است یک امام است و مستقل است، نه امام حسین است نه پیغمبر است نه امیرالمؤمنین است نه امام زمان است.@پدرتان است باید با او رابطه داشته باشید اگر نتوانید در این دنیا امام عسکری را پیدا بکنید و نتوانی با او دوست بشوی و نتوانی با او یک رابطه شخصی برقرار بکنی یک حس شخصی دو طرفه نتوانی با او برقرار بکنی باختی. خیلی چیزها را از دست دادی خیلی آدم نقص دارد.@لذا در ایام اللهی که قرآن می‌فرماید: «وَذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ» مردم را به یاد یوم الله بیاندازید که این ایام الهی برای بسیار صبور و بسیار سپاسگزاری نشانه است برای ما باید این باشد.@اما اگر این ایام الله بیاید بگذرد تولد امام عسکری، وفات حضرت معصومه و... و هیچ اتفاقی در قلب ما نیافتد هیچ قدم و انس و ارتباط و پیوندی، ما داریم ایام الله را از دست می‌دهیم. ایام الله هر یکی از آنها یک رحم قدرتمند زمانی است که می‌تواند صدها و هزاران سال ما را جلو می‌اندازد اگر بلد باشیم از آن خوب استفاده کنیم.@ولی ما متأسفانه این ایام می‌آید و می‌رود و هیچ تغییری اتفاق نمی‌افتد در این ایام الله و آن اتفاقی که باید در قلب ما بیافتد هیچ است چون ما مشغول بخشهای پایینی هستیم. ایام الله می‌آید ما یا مشغول معشوقهای جمادی یا گیاهی یا حیوانی یا نهایتاً معشوقهای درسی و علمی و اینطور چیزها و قلب این وسط بی‌بهره می‌شود خاموش است نورانیت ندارد سویی نمی‌گیرد گرمایی نمی‌گیرد و ما هم که همه قلب هستیم هیچی دریافت نمی‌کنیم.@این را خیلی دقت بکنیم که در این ایام بتوانیم ان‌شاءالله قرب حاصل بکنیم و به آن توجه داشته باشیم و ان‌شاءالله یک رشد خوبی ان‌شاءالله بکنیم.

@خب رسیدیم به کجا؟ «و معدن الرحمة» قرار شد که در مورد رحمت صحبت بکنیم و اینکه اهل بیت معدن رحمت هستند یعنی چه. درباره رحمت خداوند سخن گفتیم که یعنی چی رحمت خدا، رحمت رحمانیه که عام هست همه مخلوقات را می‌گیرد از اشیاء و جمادات، گیاهان، حیوانات، انسانها، کافر، مسلمان همه را می‌گیرد.@یک رحمت خداوند دارد که رحمت خاص و ویژه است آن رحمت را رحمت رحیمیه می‌گویند. یعنی رحمت خاص و ویژه. در یک کلاس همه شاگردها روزهای اول مشمول رحمت رحمانیه معلم هستند.@معلم همه شاگردان را دوست دارد عموم به همه مهر دارد اما رحمت خاص ندارد رحمت ویژه ندارد، کدام شاگرد برای استاد ویژه و خاص می‌شود؟ آن کسی که سنخیت و شباهت بیشتری دارد بیشتر اطاعت می‌کند بیشتر سنخیت دارد خودبه‌خود این اطاعت و سنخیت آن شاگرد را بیشتر شبیه به چه کسی می‌کند؟ به استاد.@استاد می‌بیند این شاگرد با شاگردهای دیگر فرق دارد برایش ویژه وقت می‌گذارد. بیشتر دوستش دارد بیشتر به او اهمیت می‌دهد به این رحمت چی می‌گویند؟ رحمت رحیمیه.@اهل بیت و خداوند نسبت به ما یک رحمت رحمانیه دارند که همه ما را دوست دارد کافران را هم دوست دارند چون بندگان خدا هستند، دوست ندارند هیچ کدام از آنها «وَلَا يَرْضَىٰ لِعِبَادِهِ الْكُفْرَ» خداوند اصلاً دوست ندارد یک بنده‌اش کافر باشد دوست دارد همه هدایت بشوند.@شما نگاه کنید سیدالشهداء در روز عاشورا چقدر مهربان با لشکر دشمن برخورد می‌کند تمام یاران امام حسین روز عاشورا، یک یار امام حسین شما ندارید که عصبی و خشن برخورد کرده باشد همه مهربان هستند همه می‌روند نصیحت می‌کنند همه می‌روند مردم را به توبه دعوت می‌کنند اگر نشد جنگ می‌کنند.@سیدالشهدا هم همینطور، سیدالشهدا تا وقتی که آخرین لحظه هم که هست باز (هل من ناصر ینصرنی) می‌گوید. این خطبه مهربانانه‌ای که حضرت می‌خواند دعوتی که می‌کند حتی در لحظه آخر می‌بینید که دهها نفر از لشکر عمرسعد وقتی که امام حسین می‌گوید (هل من ناصر ینصرنی) برمی‌گردند و توبه می‌کنند، نه تنها توبه می‌کنند بلکه به کمک حضرت می‌آیند و پای رکاب حضرت به شهادت می‌رسند.@سیدالشهدا نمی‌خواهد که یکی از اینها جهنم برود، دوست ندارد. این را رحمت چی می‌گویند؟ رحمت رحمانیه. ما باید این مسیر را طی کنیم.@خدا رحمت کند مرحوم استاد عزیز و بزرگوارمان که این سعادت را داشتیم سال گذشته یک عده از عزیزان واقعاً زرنگی کردند کلاس و جلسات ایشان را آمدند و نفس ایشان به آنها خورد حضرت آیت الله حائری شیرازی، یک عده هم تنبلی کردند واقعاً از دستشان رفت.@یک اصطلاح زیبایی ایشان داشت چند بار من از ایشان شنیده بودم ایشان می‌فرمود دین یعنی طی مسیر رحمت رحمانیه تا رحیمیه. برای همین شما در نماز هم این را تکرار می‌کنید (بسم الله الرحمن الرحیم) این کد و رمز است به ما می‌دهد «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ» دوباره چی؟ «الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» یعنی باید از مسیر رحمت رحمانیه تا رحمت رحیمیه طی بشود.@شما همه تحت ربوبیت خدا هستید اما یک عده خاصی در این کلاس دین به اهل بیت، غیب، معصومین، فرشتگان و به خدا نزدیکی خاص و ویژه پیدا می‌کنند آدمهای زرنگ هستند آدمهایی که قیمت و قدر خودشان را می‌دانند.@می‌فهمند لیاقتشان دنیا نیست می‌فهمند لیاقتشان این هست که یک رابطه خاص و ویژه و صمیمی و عاشقانه با غیب برقرار کنند اینها شاگردان زرنگ کلاس می‌شوند. تنبلها نه، تنبلها همانطوری می‌مانند محترم هستند سر کلاس هم می‌آیند ولی همیشه همان شاگرد تنبل است شاگردی که خیلی رشد نمی‌کند.@اما شاگرد زرنگها کسانی هستند که زود می‌گیرند و عمل می‌کنند و دریافت می‌کنند و کار می‌کنند و ویژه و خاص می‌شود یعنی مورد یک رحمت ویژه و عنایت ویژه نسبت به غیب قرار می‌گیرند. این بسته به این هست که تو چقدر خودت را تحت این رحمت قرار می‌دهی. این دیگر در اختیار خودت هست که چطوری این کار را انجام بدهی.@حضرت آیت الله جوادی آملی در شرحشان در جامعه کبیره دوتا رحمت را ایشان ذکر کردند که تقریباً نزدیک به بحث ما هست خالی از لطف نیست که این را بگوییم یکی این هست که ایشان می‌فرماید ما یک رحمت عاطفی داریم یک رحمت عقلی داریم.@خوب دقت کنید این خیلی مهم است حالا من تقسیم‌بندی کردم رحمتها را جلسه اول، گفتیم ما به تعداد شئونمان جنس رحمت داریم. یک موقع هست شما رحمت جمادی و اقتصادی داری مثلاً شما فرض بفرمایید که دلت برای کسی می‌سوزد و می‌گویی که حالا من یک پولی به او بدهم، این رحمت چیست؟ رحمت جمادی.@یک موقع هست که رحمت شما رحمت گیاهی است یعنی از نوع کمال گیاهی است مثل تغذیه، کمک به مسائل بهداشتی و درمانی و زایمان و حل مشکلات نازایی اینطور کمالات را انجام می‌دهید اینطور کمکها را به مردم انجام می‌دهد، این مربوط به کدام بخش است؟ بخش گیاهی.@یک موقع هست رحمت شما رحمت حیوانی است مثلاً رابطه عاطفی با کسی برقرار می‌کنید دوستش داری با او ازدواج می‌کنی پسرت است پدرت است مادرت است خواهرت است برادرت است اینطور عاطفه‌ها نسبت به او دارید یا مثلاً روابط اجتماعی، انسان رحمت اجتماعی دارد به مردم و کسان دیگر، این برای کدام بخش است؟ یا موجبات ازدواج چند نفر را فراهم می‌کنی اینها رحمتهایی هست از جنس چی؟ بخش حیوانی و جنسی.@یک رحمت هست رحمت عقلی به آن می‌گویند رحمت عقلی که دانش کسی را اضافه می‌کنی، کمک می‌کنیم درس بخواند و باسواد بشود و دانشگاه برود و حوزه برود و جنبه‌های شناختی شخص کمک می‌کنیم.@یک رحمت هم هست رحمت چیه؟ رحمت فوق عقلانی است یعنی مهربانی‌ات شامل بخش فوق عقلانی انسانهاست انسانها را از خاک از این چهارتا محدودیت نجات می‌دهی از این چهارتا قبر نجات می‌دهی از این قبر آنها را در می‌آوری و به کدام بخش می‌رسانی؟ به بخش فوق عقلانی.@بلوغ فوق عقلانی به انسانها می‌دهی انسانها خودشان را بشناسند به بلندای ابدیت، جنس خودشان را بشناسند، بفهمند زن و مرد نیستند جنس نیستند آقا و خانم نیستند، بفهمند عقل و فرشته نیستند، بفهمند انسان هستند، بفهمند از جنس خدا و محمد و آل محمد (علیهم السّلام) هستند.@این هم یک رحمت خاص است رحمتی که تو می‌خواهی آدمها به بزرگی خلقتشان به هدف خلقتشان به بزرگی ابدیت و جاودانگی رشد پیدا کنند این رحمت مخصوص می‌شود.@در بین این رحمتها کدامشان رحمت اصلی است و اصالت دارد؟ رحمت چی؟ فوق عقلانی. چرا فقط این رحمت رحمت انسانی است.@و الا پدر به بچه‌اش رحمت اقتصادی دارد به او پول می‌دهد، کمکش می‌کند بزرگ شود تغذیه بدهد که بزرگ بشود زنش می‌دهد شوهرش می‌دهد او را دانشگاه می‌فرستد این چهارتا رحمت را دارد اما این بچه با این چهارتا رحمت به مقام انسانی راه پیدا نمی‌کند رشد انسانی پیدا نمی‌کند از فسق در نمی‌آید و به ایمان نمی‌رسد.@پدر و مادر یا یک مربی و استاد و فرمانده و مدیر زمانی خدمت اصلی را به زیردستش می‌کند که آنها را از مراحل چهارگانه عبور بدهد و به مراحل چی برساند؟ مرحله فوق عقلانی برساند یعنی به ایمان برساند.@قرآن چه می‌گوید؟ «وَ الْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ» همه آدمها دارد خسارت می‌دهند بدون استثناء؛ استثنائاً بعضی از انسانها دچار خسران نمی‌شوند «إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا» مگر مؤمن آن هم مؤمنی که «عَمِلُوا الصَّالِحاتِ» اهل عمل صالح باشند «تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ».@اگر یک پدر، مادر، استاد، مدیر، فرمانده، رئیس جمهور، استاندار، فرماندار، یک جایی که کسی مدیر هست زیرمجموعه مدیریتی و ولایتی خودش را به ایمان نرساند در واقع خدمات دیگر داده خدمات انسانی نداده.@قرآن در مدیریت یک شرط می‌گذارد می‌گوید کسی را من مدیریتش را قبول دارم می‌خواهد وزیر، رئیس جمهور، فرمانده یا هر چه باشد خدا فقط مدیریت این آدم را، بقیه مدیران همه خیانت می‌کنند در حق زیرمجموعه‌شان چه بخواهند چه نخواهند. پدر و مادرها خیانت می‌کنند چه بخواهند چه نخواهند.@هر جا خدا به هر کسی قدرت مدیریت، فرمانروایی و مسئولیت چند نفر را می‌دهد قرآن می‌گوید فقط در صورتی این آدم مدیریتش مقبول است که «الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ» بتواند ارتباط عاطفی و معنوی با غیب را برای زیرمجموعه‌اش فراهم کند عدالت اقتصادی را بتواند فراهم کند زکات را زنده بکند.@«وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ» امر به معروف و نهی از منکر را احیا بکند. اگر یک کسی در زیرمجموعه‌اش این اتفاق نیافتد مدیریتش مورد مقبولیت الهی نیست.@نه پدر نه شوهر نه مادر نه زن نه رئیس نه رئیس جمهور نه وزیر نه نماینده نه استاندار نه فرماندار و نه فرمانده خوبی است باید زیرمجموعه‌اش به این رشدها برسند اگر نه خدمات یا خدمات جمادی یا گیاهی یا حیوانی یا نهایتاً خدمات چیه؟ علمی است خدمات انسانی غیر از اینهاست اینها نیست.@قرآن می‌گوید زمانی یک مدیر مدیر خوبی هست که بتواند خدمات چی بدهد؟ خدمات فوق عقلی بدهد که این جاودانگی و ابدیتش از بین نرود آن خسارت بزرگی هست اینها از بین نرود.@ایشان دوتا رحمت یک رحمت عاطفی ذکر می‌کنند که رحمت عاطفی مثل همین عواطفی هست که انسان دارد در بخش جمادی و گیاهی و حیوانی و عقلی اینها رحمتهای عاطفی هست یعنی آدم دلش می‌سوزد برای کسی یعنی به رحمت می‌افتد عاطفه‌اش تحریک می‌شود حالا یک کمکی به شخص می‌کند عاطفی است.@یک مثالی هم ایشان می‌زنند امام صادق (علیه السّلام) یکی از خادمینش را دنبال کاری فرستاد بعد برنگشت، امام نگران می‌شود دنبال خادمش می‌رود بعد می‌بیند خادمش رفته یک جا خوابیده، زیر درختی پیدا کرده خوابیده.@بعد حضرت می‌رود هوا گرم هم بوده او هم یک جای خنک گیر آورده بود خوابیده بود حضرت می‌رود او را باد می‌زند بالای سرش می‌نشیند، ما اینطوری هستیم؟ ما اگر بچه‌مان را دنبال کاری بفرستیم یک همچین کاری بکند به طرز وحشتناکی از خواب بلندش می‌کنیم.@حضرت می‌رود قشنگ شروع می‌کند باد زدن این خادم تا این خادم که خنکش بشود و بتواند خوب بخوابد. بعد که طرف بلند می‌شود، حضرت ببینید اول مهر و محبتش را می‌کند، نه داد و نه نق و غر می‌زند.@ببینید این جمله را حضرت به کار برده خیلی جالب است: «یا فلان و اللّه ما ذلک لک، تنام اللّیل و النّهار، لک اللّیل و لنا منک النّهار» چقدر قشنگ و ظریف حضرت حرف می‌زند، می‌گوید که فلانی به خدا که نمی‌شود تو هم شب بخوابی هم صبح در روز بخوابی، تو شبها بخواب خوب استراحت کن روزها برای ما هستی؛.@چقدر قشنگ نصیحت می‌کند چقدر حضرت شیرین حرف می‌زند؛ این رحمت را رحمت چی می‌گویند؟ رحمت عاطفی. ایشان اینطوری رحمت عاطفی را معرفی کرده.@و از جناب سلمان (علیه السّلام) هم یک مطلبی نقل کرده می‌گوید شخصی بر او وارد شده بود و او را مشغول انجام کاری دید پرسید ای اباعبدالله (این اباعبدالله کنیه سلمان بوده) چطور خودت مشغول کار شدی و به خدمتگذارت واگذار نکردی؟ خب خدمتگذار داشتی می‌گفتی برود انجام بدهد؛ ببینید چقدر قشنگ می‌گوید: می‌فرماید که خادمم را دنبال کاری فرستادم خوش نداشتم که هر دو کار را بر دوش او بگذارم.@حالا آیا کسی هست کارهای آدم را انجام می‌دهد یعنی حالا که این دارد کارها را انجام می‌دهد نمی‌شود که هر طوری دلت خواست با او رفتار بکنی و هر طور دلت خواست به او بار بگذاری ملاحظه خواب و استراحت و شخصیت و خانواده و نیاز عاطفی و نیاز جنسی‌اش را باید داشته باشی.@یک مدیر خوب کسی هست که به نیازهای زیرمجموعه خودش اعتراف دارد قبول دارد و به او احترام می‌گذارد این خیلی مهم است. لذا خداوند در قرآن به پیامبر می‌فرماید اگر اصحاب و سربازان تو برای بعضی از کارهای شخصی‌شان می‌آیند از تو اجازه می‌گیرند به آنها اجازه بده آدم باید حواسش باشد.@فرمانده هستی حواست باشد یک سرباز را زیاد نگه‌اش نداری یک مرخصی به او بده برود خانواده و زن و بچه‌اش را ببیند و استراحتی بکند و دوباره برگردد. نه اینکه نه حالا باید صد روز اینجا بیایستی و کار کنی، سرباز گروگان که نگرفتی این هم آدم است این سرباز هم شخصیت و نیاز دارد.@یا یک جا مدیر هستی بله یک ضرورتهایی پیش می‌آید آدم یک روز، پنج روز، یک هفته، دو هفته شبانه‌روز کار کند بعدش باید به آنها اذن بدهی حواست باشد که این هم یک آدم است یک احساسات و نیازهایی دارد که باید آنها را چکار کند؟ تأمین کند.@بچه داری به بچه‌ات حواست باشد بچه‌ات فقط ماشین نیست که یکسره صبح تا شب درس بخواند می‌خواهد کنکور بخواند و دانشگاه برود، بچه‌ات آدم است این خواب و استراحت دارد.@نیاز دارد الان یک فیلم سینمایی و کارتون نگاه کند، دوست دارد با بچه‌ها بازی برود یک اردو قرار است بچه‌هایش بروند دائم مخالفت نکن، حق نداری اردو بروی، حق نداری اینطرف بروی، این بچه هم یک چیزهای شخصی دارد یک حسهای شخصی دارد.@الان پدرزن شدی حواست باشد دخترت با یک مردی رابطه عاشقانه و عاطفی دارد؛ بیرون نرو، کجا رفتی، دیر آمدی، دیر کردی، چرا مسافرت رفتی، چرا شب آنجا ماندی؛ این چه کاری است خب زن و نامزدش است دوست دارند با هم تا صبح بمانند، دوست دارند با هم مسافرت بروند، دوست دارند با هم باشند.@چرا اینقدر به دخترتان سخت می‌گیرید؟ یا به عروس یا به داماد یا به پسرتان، این کارها چیه؟ اینها الان در دلشان به روی همدیگر باز شده با هم نامزد و عقد هستند با هم خوش هستند و با هم صفا می‌کنند با هم راحت هستند. برای چه دائم با دخالتهای پدرانه و مادرانه الکی، این کارها چیه؟ شئونشان را رعایت کن مهربان باش حواست به آنها باشد احساسات آنها را درک کن.@بفهم که اینها دوتا آدم هستند یک سلسله احساساتی دارند که باید حواست به آنها باشد این را نسبت به آنها درک کن. به این رحمت عاطفی می‌گویند. دوتا حیوان هستند.@من چند وقت پیش یک جایی رفتم، دیدم یک بنده خدایی 20 تا قفس درست کرده در هر کدام اینها یکی دوتا کبوتر و طوطی گذاشته بود.@بعد گفتم ما چه لذتی می‌بریم که یک حیوان را اسیر کنیم که بخواهیم در خانه‌مان یک طوطی داشته باشیم (این بی‌عاطفگی ماست) مثلاً این الان در زندان هست نمی‌تواند بال بزند، دوست دارد پیش دوستانش برود و در جنگل و درختان و اینطرف و آنطرف برود این چیه؟ چه خودخواهی هست که ما داریم.@یا یک آکواریوم درست می‌کنیم چهارتا ماهی در آن می‌ریزیم، خب این ماهی دوست دارد شنا دارد اینطرف و آنطرف برود، من این ماهی را در آکواریوم اسیر کردم؛ واقعاً دلمان می‌آید اینطوری بکنیم بعد بگوییم قشنگ است ما لذت می‌بریم بقیه لذت می‌برند.@از اسارت یک موجودی که شخصیت دارد، ماهی شخصیت دارد مثل ما، حیوانات مثل ما شخصیت دارند، این چه لذتی است که من یک حیوانی را در قفس بکنم یا در آکواریوم نگه دارم چون من می‌خواهم از آن لذت ببرم؛ واقعاً جایش اینجاست؟ جایش در قفس است؟@همین چند وقت پیش دیدم یک فیلی را 17 ـ 18 سال در قفس نگه داشتند در باغ‌وحش که مردم بیایند آن را ببینند ما خیلی خشن هستیم چقدر خودخواهیم بعد که این فیل بعد از 17 ـ 18 سال در رفته بود، دیگر خسته شده بود فرار کرده بود، نزدیک 20 گلوله به آن زده بودند.@ما خیلی وحشی هستیم ما از آن شیری که اسیرش کردیم خیلی وقتها وحشی‌تر می‌شویم. برای چی؟ برای اینکه ما لذت ببریم یعنی ما چه کسی هستیم که یک حیوان به خاطر ما اینقدر سختی بکشد.@راوی می‌گوید من دیدم امام صادق نشسته یک سگ جلوی حضرت صادق هست، حضرت یک لقمه خودش می‌خورد یک لقمه به این سگ می‌دهد، بعد گفت آقا شما که تمام غذای خود را به این دادید.@حضرت فرمود من حیا می‌کنم (انسان باید از حیوانات حیا بکند) می‌گوید من حیا می‌کنم از اینکه ببینم یک موجود باشخصیت با روح جلوی من نشسته و گرسنه‌اش است و من به آن غذا ندهم..@این گربه و سگ و ماهی شخصیت دارد این طوطی و گنجشکها شخصیت و روح دارند و خیلی وقتها از ما هم بهتر هستند. قبلاً گفتم حیوانات همه‌شان آگاهانه نماز می‌خوانند خیلی از انسانها نمی‌خوانند. پس اینها از ما بهترند. حیوانات خدمت به هم‌نوع و غیر هم‌نوع دارند ما نداریم، حیوانات بهشت می‌روند خیلی از انسانها نمی‌روند.@پس تو چطوری فکر می‌کنی از این الاغ بهتری؟ چطوری فکر می‌کنی از این سگ بهتری که بعد اسیر کنی؟ من با این بنده خدا خیلی حرف زدم و به او گفتم؛ این هم مثل آن شاعر بود که گفت شاعر را در باغ آوردم که تا صبح یک شعری در وصف ما بگوید، حسش بگیرد.@صبح از خواب بلند شد گفت تا صبح بوی گند گل و زِرزِر بلبل و شُرشُر آب نگذاشت بخوابیم. این آدم حس ندارد. هر چه به او گفتم فقط شنید و گفت بله واقعاً شما راست می‌گویید.@بعد به او گفتم ببین این سگ را که اینجا چیز کردی این سگ اینجا می‌میرد. جفتش آنجاست بگذار لااقل دوتا با هم زندان باشند. وقتی می‌خواهی زندانشان بکنی یک سگ نر و ماده‌ای که هم‌جنس بودند گفتم حیفت می‌آید این دوتا با هم باشند.@یکی تو را از خانمت جدا کند خوشت می‌آید؟ بگذار کنار هم باشند، عجب سگ نازی هم بود؛ ماه بعد سگ مرده بود آنقدر خودش را به در و دیوار زده بود واقعاً از غصه دق کرد و مُرد. قتل است فردا قیامت باید جواب بدهی. یک موجود باشخصیتی که زنده است کشتی؛ شوخی است؟@خدا می‌داند که دهها سال انسان باید در جهنم بماند به خاطر این ظلمی که به حیوان کرده. به او گفتم عزیزم می‌خواهی پرنده نگه داری جا که زیاد داری بیا من خودم کمکت کنم بیا یک قفس بساز مثلاً 5 متر در 10 متر بگذار اینها در این پرواز کنند.@برایشان درخت بگذار ارتفاع بلند اگر می‌خواهی نگه داری، یک قفسی بگذار همه اینها را آنجا جمع کن همدیگر را ببیند تنهایی‌شان پر می‌شود با هم دوست و صمیمی هستند بالأخره این زندان را راحت‌تر تحمل می‌کنند آن زندان انفرادی شده با زندان جمعی، زندان جمعی را می‌شود راحت‌تر تحمل کرد تا زندان انفرادی.@ پول که داری ثروت که داری بیا این را در قفس بزرگ ببر جا هم که داری، همه این قفسها را بردار دیوارهایشان را بردار یک قفس خوب بده برایت بسازند خودم هم می‌توانم کمکت کنم یک قفس بساز این 40 ـ 50 تا طوطی و پرنده را یکجا بگذار کنار هم باشند اگر قرار است زندانی باشند همه با هم یکجا زندان باشند. ما چه کسی هستیم؟@این رحمت را رحمت عاطفی می‌گویند باید انسان با اشیاء ارتباط داشته باشد مهربان باشد. وقتی ماشینت خاموش شد روی آن نزن و نگو لامذهب، و ماشین را فحش نده این ماشین حرمت و احترام و شخصیت دارد، می‌فهمد که به او فحش می‌دهی.@لباست را در آوردی پرت نکن، می‌فهمد که تو پرتش کردی؛ این تن تو بوده دوست و رفیق تو بوده و تو را پوشانده با تو بوده پرتش نکن دوستش داشته باش محترم ببر یک گوشه بگذار. اینکه حضرت می‌گوید لباس تسبیح می‌گوید زود به زود آن را بشویید یعنی به آن بی‌احترامی نکنید که کثیف بشود. احترام لباس این هست که تندتند شسته بشود.@خب آدم باید با اشیاء رفیق باشد حرمت صندلی که روی آن نشسته خودکاری که با آن نوشته عینکی که به چشمش زده لباسی که پوشیده خانه‌ای که با آن بوده همه اینها حرمت و احترام دارد همه آنها می‌فهمند اشیاء همه شعور دارند.@با گیاهان خوب و مهربان باشید با گیاهان دوست باشید. عرض کردم یک بنده خدایی می‌گفت من یک مقدار گیاه در خانه می‌آورم هر وقت در خانه می‌آورم پژمرده می‌شود و می‌ریزد.@گفتم خب از این به بعد برو به آن حال بده با او صفا کن برایش چندتا صلوات بفرس صبح اول وقت به او هدیه کن نازش کن او را ببوس و با این گیاه حرف بزن این گیاه می‌فهمد که تو با آن حرف می‌زنی با آن حرفهای خوب و مثبت بزن صبح بخیر بگو، این رفیق توست به خدا می‌فهمد.@او هم حرف می‌زند ما کر هستیم نمی‌شنویم یعنی مشکل ما این هست که گیاهان با ما واقعاً حرف می‌زنند شخصیت دارند ولی ما نمی‌شنویم مشکل از ماست. با آن گیاهان حرف بزن گفتم اینطور امتحان کن.@بعد از یک مدت آمد گفتم خب حالا این گیاهانی که می‌گفتی هر دفعه خراب و پژمرده می‌شوند الان چطورند؟ گفت الان ماشاءالله چند ماه در خانه همانطوری سالم و بانشاط و سرحال در خانه ما هست.@حالا در این خانه تو موسیقی حرام و ماهواره بگذار و حرف زشت و تلخ بزن گیاهان زودتر از همه به هم می‌ریزند حیوانات می‌فهمند. با همه عالم خوب است آدم این رابطه را داشته باشد. این سر جای خودش.@یک رابطه را ایشان ذکر می‌کند به نام رابطه عقلی، که ما تحت عنوان چه رابطه‌ای از آن اسم بردیم؟ رابطه فوق عقلی، یعنی رابطه عاطفه و رحمت فوق عقلانی یعنی آدمها را براساس هدف خلقتشان دوستشان داشته باشیم آدمها را به قیمتی که پیش خدا دارند دوستشان داشته باشیم، آدمها را براساس لیاقتشان اینکه بچه و فرزندان اهل بیت هستند اینطوری دوستشان داشته باشیم.@و بعد حالا که اینطوری دوستش داریم نوع خدمات‌دهی و ارتباطت با آنها براساس آن بخش پنجمشان، بخش چی؟ بخش انسانی باشد این را رحمت عقلانی می‌گویند که در رابطه‌اش ان‌شاءالله جلسه بعد صحبت خواهیم کرد. این رحمتها را ما باید کاملاً بشناسیم که وقتی به معصوم می‌گوییم «و معدن الرحمه» یعنی چی، تا ان‌شاءالله جلسه بعد.@

و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@