جلسه 050 - شرح زیارت جامعه کبیره
شماره جلسه
50
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1396
ماه
9
روز
2
متن کامل (خام) ‌ جلسه 050 - شرح زیارت جامعه کبیره

شرح زیارت جامعه کبیره- جلسه 50 02/09/1396

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

ما بحث فقره جدیدی در شرح زیاره جامعه کبیره شروع می کنیم که خطاب به معصومین عطف به سلام اولیه ای که کردیم. سلام بر کسانی که این صفت ها را دارند. «السلام علیک یا اهل بیت النبوه و موضع الرساله و مختلف الملائکه» این سه تا را گفتیم. چهارمی و «مهبط الوحی» یعنی محل هبوط یا همان نزول وحی است. یعنی همانطور که مختلف الملائکه هستند. ملائکه همیشه به بارگاه معصومین علیهم السلام می روند و وجود و قلب معصوم محل نزول ملائکه است، وحی هم بر قلب معصومین علیهم السلام هبوط می کند. «مهبط الوحی».

«مهبط» جمع است. یعنی اسم مکان است از هبوط ، یعنی محل نزول، پائین آمدن و استقرار وحی که حالا این را مثل مختلف الملائکه باید یک چند جلسه ای در موردش صحبت کنیم. پس واژه هبوط یادتان باشد. هبوط یعنی نزول و استقرار. پس وقتی می گوییم مهبط الوحی یعنی شما آن جایگاه و قرار وحی هستید.

در مورد این دو تا کلمه باید با همدیگر کار کنیم. یکی مسئله هبوط است و یکی مسئله وحی است. در مورد هبوط که به معنای پائین آمدن که به چه معناست و پائین آمدن است و به چه شکلی است. انشاله بعد از توضیح معنای وحی خدمت عزیزان خواهیم کرد. الان فقط معنای وحی را بدانید

که خیلی مهم است که یعنی چی.

وحی یک معنای لغوی دارد، یک معنای اصطلاحی. در معنای لغوی به این معناست که یک چیزی را خیلی صریح به یک طرفی اعلام کنیم و بدون اینکه کسی بفهد. پیام رسانی فوق العاده سری و سریع را وحی می گویند که فقط طرفی که بهش وحی می شود و پیام داده می شود آن را می فهمد. حالا ممکن است خودش به دیگران هم بگوید که به من وحی شده، چنین پیامی رسیده. آن یک بحث دیگری است. اما وقتی می گویند وحی شد به یک کسی هم گاهی شما هم در اصطلاحاتا می گوید که نمی دانم یک دفعه چی شد بهم وحی می شود. چه جوری شد. شما به کار نمی برید. می گوید چی شد؟ یک دفعه به ماالهام شد که چنین کاری کنیم. حالا این معنای به اصطلاح وحی است از نظر لغوی.

از نظر اصطلاحی که به این معناست که خداوند تبارک و تعالی به بعضی انسان ها که انبیا هستند بخاطر ظرفیت بالائی که دارند و برای هدایت انسان ها این ظرفیت را قائل است، وحی می فرستد. پیام های هدایت انسان ها را خداوند برای انبیا می فرستد که اینها دو جور هستند: وحی های تشریعی و وحی های تسدیدی.

تشریعی یعنی خداوند قانون و شریعت را می فرستد. مثل اینکه نماز چه جوری باشد، روزه چه جوری باشد، عبادات چه جوری باشند. در مسائل اجتماعی، مالی، جهاد، سیاست، اقتصاد، همسرداری، تربیت. این همه قوانینی که هست بهش می گویند وحی های تشریعی. یعنی شریعت به وسیله وحی به انبیا داده می شود و انبیا هم در اختیار ما قرار می دهند.

البته این یادتون نرود در شریعت همیشه یک سری قوانین کلی داده می شود که پیامبر آنها را به مردم اعلام می کند. بعد جزئیاتش به پیغمبر وحی می شود ولی دیگر جزئیاتش را که به عنوان وحی تشریعی هست اعلام نمی کند. یعنی آنها را توضیح می دد. در قرآن هم همین است. ما یک قانون اساسی داریم که پیامبر آنها را به عنوان کتاب خدا و وحی الهی، کلیات و قانون اساسی دین و شریعت به مردم اعلام کرده که همان قرآن کریم می شود. یک سری وحی های هست که به پیغمبر می شود در مورد جزئیات و باطن احکام که آنها را پیامبر از زبان خودش بیان می کند. قرآن هم این اختیار و اجازه را برای این پیامبر قائل است. می گوید این کتاب را نازل کردیم «لتبین للناس ما نزل الیهم» آن چیزی که بر مردم نازل شده را تو تبیینش کن». ببینید شما مثلا در قرآن نماز احکامش کلی است. نماز هست ولی نماز 4000 حکم دارد. این در قرآن نیامده . مثل نماز صبح چند رکعت است، مغرب چند رکعت است. اینها هم به پیغمبر وحی شده پیامبر هم اعلام می کند اما دیگر در قالب قرآن نیست. پیامبر جذب کرده آنها، آنها را گرفته، توضیحش را خودش بیان می کند. معصومین دیگر این را دارند. مثلا قوانینی را که بخواهند در طول زمان تا قیامت امامت بکنند جزئیاتی را از خداوند تبارک و تعالی دریافت می کند. چون مختلف الملائکه هستند. فرشته ها محضر اینها می آید. این جزئیاتی که بایددر هر زمانی بیان کنند، توضیح بدهند، شرح بدهند، این را بیان می کنند. این وحی اصطلاحی است. اما وحی شریعتی فقط به پیامبر نازل می شود. پیامبر صاحب شریعت است اما ائمه صاحب شریعت نیستند. ائمه کدام شریعت را دارند؟ همان شریعت پیامبر را دارند. یعنی آن را بیان می کنند. قرآن که دیگر نمی آورند، نبوتی ندارند. اگر وحی دریافت بکنند این وحی یا از نمونه وحی های است که بیشتر تبیینی است برای آن دین در طول زمان. مثلا امام باید یک تصمیمی بگیرد فرشته می آید می گوید خداوند می گوید این کار را بکن. این خوب درست است. ولی یک موقع هست که وحی اساسا با شریعت کاری ندارد. این وحی های دسته دوم تسدیدی هستند. تسدید با (سین) یعنی محکم کردن. امام احتیاج دارد در بعضی مقاطع تصمیات خاصی بگیرد یا اتفاقاتی قرار است در آینده بیفتد خبرهای به امام یا پیغمبر می رسانند توسط فرشته ها که مثلا قرار است در آینده این جوری بشود یا این جوری می شود. اینها را به اصطلاحاوحی های تسدیدی می گویند. این وحی همان وحی اصطلاحی است.

روایتی از امام صادق (علیه السلام) در مورد ائمه می فرماید که «تعرض علیهم اعمال العباده کل یوم الی یوم القیامه= اعمال بندگان خدا هر روز تا روز قیامت به ائمه عرضه می شود» این وحی است. یعنی هر بنده خدائی هر کاری بکند تا روز قیامت ائمه می دانند که کی چه کاری کرده. آن هم نه فقط امام زمان. امام زمان که مسئول اداره عالم است توسط خداوند تبارک و تعالی یعنی خداوند او را واسطه اداره عالم کرده است. اما ائمه دیگر این جوری هستند. یعنی اگر شما خدمت امام رضا بروید امام حی است امام مرده که نیست. حضرت فرموده مرده ما نمرده. تعبیری که حضرت علی دارند. «ان میتنا لم یموت» مرده ما نمرده. فقط بدنش گرفته شده. زنده است. شما وقتی خدمت امام رضا می روید، امام رضا همه چیز تو را می داند. می داند تو از روز اول به دنیا آمدی چیکاره بودی، چیکاره کردی. الان وضیعت تو و آینده را چگونه خواهد شد. همه چیز را امام می داند. حال و روز ما را امام می داند. شفا که می دهد یا نمی دهد براساس مصلحت برای این است که امام وقوف را بر احوال ما دارد. این همه ائمه هزاران نفر را شفا دادند، مشکلاتشان را حل کردند، گره از کارشان برداشتند. بر همه کارهای ما آگاه هستند. امام علیه السلام می فرماید که اعمال همه عباد درهر روز تا روز قیامت عرضه می شوند. یعنی ائمه مه چیز را می دانند. امام زمان به عنوان امام با کیفیت خاص خودش و سایر ائمه هم می دانند.

من انواع وحی را توضیح بدهم تا برویم سراغ اینکه بر ائمه چی نازل می شود.

وحی به معنای لغوی که عبارت است که اعلام سریع یک پیام یک دستور بطور فوق العاده سریع و سری که فقط خود شخص می فهمد که این را قرآن در چند مورد مورد بکار برده است. در 5مورد بکار برده که من اینها را بگویم. یکی همان وحی اصطلاحی است که بر انبیا است. «اتل ما اوحی الیک من الکتاب = بخوان برای مردم هر چی که از کتاب برای تو وحی شده» این می شود یک وحی.

یک وحی داریم، وحی غریزی و فطری است که خداوند می فرماید: «اوحی ربک الی النحل من الجبال بیوتا» (سوره نحل/آیه 68) دقت کنید. وحی کرد ربک؟ پروردگار تو به کی؟ به زنبور که تو چیکار کن، که از کوه ها برای خودت خانه بساز. خانه ای برای خودت بساز. در جاهای بلند. این وحی که به زنبور عسل شده به خیلی هم شده است. فقط به زنبور نیست. به حیوانات دیگر هم شده. حالا بعدا توضیح می دهم که وقتی می گوید این نوع وحی را کردیم یعنی ساختارش را این جوری قرار دادیم که زنبور می داند همیشه وظیفه اش چی هست. این وحی را بهش می گویند وحی چی؟ وحی غریزی. در غریزه همه موجودات آن دستورالعمل ها هست که اصطلاحا بهش می گویند فرمان و دستور یا در انگلیسی می گویند که هر موجودی، هر اتمی هر مولکولی یک comman درش دستور وجود دارد که می داند باید چیکار کند.

یک وحی دیگر داریم که وحی های هستند که به صورت آن نفخات رحمانی هستند. به صورت یک حالتی هست از الطاف الهی که ما این را در ذکرها از خداوند درخواست می کنیم. نمونه اش. «اوحینا الی ام موسی عن ارضه» ما وحی کردیم به مادر موسی. (سوره قصص/ آیه7 ) که بچه ات را شیر بده بعد در یک صندوق بگذار و به رود بسپار. این را به مادر موسی ما وحی کردیم یعنی یک وحی در واقع رحمانی است یک پیام رحمانی است که قلب مادر موسی آرام می شود. به او می رسد که تو این کار را بکن. مادری که همه جلز و ولز داشت یک دفعه آرام می شود .شیرش می دهد. بچه را در صندوقچه ای می گذارد و رهاش می کنند و به رودخانه می اندازد. بهش گفتیم تو این کار را بکن ما این را به تو برمی گردانیم. در اینجا مادر آرام است. می داند که در این کشت و کشتار بچه ها اگر بخواهد این کار را بکند بچه اش بهش برگردد باید همین کار رابکند.

نقشه خداست. شیر بهش بده بندازش در صندوقچه ای بگذارد رودخانه و دریا تا ببردش که بهش برگردد. این هم یک نوع وحی است.

یک نوع وحی است که مربوط به شیاطین است. «ان الشیاطین لیوحون الی اولیائهم » (سوره انعام/ آیه 121) شیاطین به دوستان خودشان وحی می کند. ما به این اصطلاحی که شیطان ارتباط می گیرد می گوییم چی؟ البته ده نه بیشتر. یک تعدادی حدودا ده تا شاید بیشتر انواع پیام دارد. که حالا قرآن می گوید «لیحون» وحی می کنند به دوستان شان. یعنی کسانی که شیطان پرست می شوند تابع شیطان می شوند تحت ولایت شیطان قرار می گیرند: جنایت و گناه و معصیت به آنها وحی می شود.

شما الان نگاه کنید در خیلی از فیلم های هالیودی که شما نگاه می کنید در خیلی از قسمت های که صحنه های کثیف، آلوده خشن و زشت و کشنده است، شما می گویید این کارگردان چطور توانسته این را بسازد! یا خیلی از معصیت ها و گناهانی که انجام می دهند مثل داعشی ها. شما ببینید شیوه های آدم کشی را چه جوری هست یا اینکه مثلا فرض بفرمائید که سر جنین زن مسلمان شرط بندی می کنند. شکم زن را زنده پاره می کنند. بچه را در می آورند سر شرط بندی که دختر یا پسر هست. با جنین این زن فوتبال بازی می کنند. شما ببینید یک آدم راحت نمی تواند از این کارها بکند. یعنی این جنایت ها بعضی از کارتون ها و بعضی از فیلم های سینمائی که شما نگاه بکنید اصلا شما می گویید چه جوری این صحنه ها اصلا به مغز رسیده که توانستند این صحنه ها را بسازند. یقینا شیطان به کارگردان فیلم ساز و فیلمنامه نویس الهام می کند. جنایت ها و شیوه های جنایت را «لیوحون الی اولیائهم» وحی می کنند که تو برو این کار را انجام بده. با مادرت، با پدرت، با خواهرت، با برادرت، با بچه ات، با مردم شیوه های که آدم می بیند اصلا انسان را متحیر می کند. مگر می شود یک نفر را این جوری بکند. مگر می شود. در بمب های که ساختند، در وسائل شکنجه، در ابزار که مسلمانها، حیوانات، همه چیز را نابود می کنند می بینید که شما این وحی شیطان است. شیطان وادار می کند به کثیف ترین کارهای که آدم همین جوری به مخش نمی آید. یعنی هر چی که شما فکر می کنید یعنی می شود آدم به اینجا برسد. یک گروهی این جوری آدم بکشند. مثلا لذت ببرند از اینکه یک آدم را زنده زنده بسوزاند. لذت ببرند، بخندند و قهقهه بزنند. که یکی دارد در آتش می سوزد. این قطعا مورد حمایت و الهام شیطان است. بقیه بایستند از سوخت شدن یک نفر لذت ببرند. یا یک بچه شیعه یک ساله دوساله سه ساله پنج ساله شیعه را می گیرند نمی گویند چیکار می کنند چون اصلا گفتنش هم برای انسان قساوت می آورد، چند نفر محاصره اش می کنند و این را به گونه ای زجرکش می کنندو بابت هر ناله ای که این بچه می کند اینها لذت می ببرند و می خندند. آن هم ماها خلبان مان می رود بمب بزند یک پل را می بیند یک ماشین روی پل هست جون خودش را به خطر می اندازد صبر می کند تا آن ماشین رد شود تا کسی کشته نشود. ما در جبهه الی ماشاء الله خودم با چشم خودم دیدم که رزمنده های ما وقتی اسیر می گرفتند آبی که خودشان نخورده بودندو ساعت ها تشنگی کشیده بودند خودشان بیشتر به این آب احتیاج داشتند والله به دشمن شان می دادند. والله اینها را با چشم خودمان دیدیم که اسیر عراقی در حال مرگ بوده دکتر گفته این خون می خواهد بچه ها گفتن بیا از خون ما بگیر به این بده تا نمیرد.

خداشاهد است ما بسیار ... من چون خودم همیشه خط مقدم بود. یعنی من از روز اول تا روز آخر جنگ رفتم هیچ وقت نفر دوم بعد از حمله نبودم. همیشه جزء اولین نفراتی بودم که باید حمله می کردم. کارم اقتضا می کرد که همیشه باید خط را می شکستیم. حالا من و دوستان خودمان. یا تخریبچی بودیم یا اطلاعات عملیات بودیم. همیشه نفر اول بودیم که ی زدیم خط می شکستیم. بنابراین، اولین نفرات بودیم که ما با دشمن رودرو می شدیم سینه به سینه. درگیری اصلی که رودرو می شدیم در تیراندازی یا در مقابله من همیشه همین جوری بودم. خداشاهد است ما هر وقت به اینها می خوردیم همیشه مراقب بودیم که کسی را نکشیم. اگر مجبور بودیم بخاطر اینکه حمله است و خط باید شکسته بشود تیر بزنیم دقت می کردیم که یک موقعی به بدن کسی نزنیم. مثلا پاش بزنیم که این مجروح بشود یا اسیر شود پیش خودمان. امنیت داشته باشد. بماند بعدا به زن و بچه اش برگردد. ما چه جور اسیرداری کردیم این هشت سال دنیا باید برود خجالت بکشد. اینها بایددر تاریخ بماند. نمی دانم آنها چه جوری روشان می شود. آنها چه جوری اسیر داری از ما کردند. یا اینکه می گفتیم اگر فرار بکند لااقل نمرده. مسلمان است . از دور جنگ خارج بشود یک تیری که ما می زنیم برود دیگر برنگردد. اینها را ما ملاحظه می کردیم که یک موقعی ما روی شهوت وخشونت تیر به کسی نزنیم. اینها الان نحوه کشتنشان اینکه زنده زنده بچه های ما را می گرفتند با موزاییک و حلبی پیشانی را می شکافتند که پوستش کنده بشود. بعد زنده می کندند.

یا موقعی که ما در کردستان بودیم. کموله ها بودند دموکرات ها بودند. خدا لعنت کند فرهنگشان را خدا لعنت کند. زجرکش می کردند. گاهی آدم می گویند سر می بریدند. خنجر می کشیدند سر آدم را می برنددیگر. دیگر حالا مگر چقدر طول می کشد. یک دقیقه دو دقیقه.نه نگه می داشتند. دست و پای طرف را می بستند با موزاییک می کشیدند اول خط می انداختند بعد با سنگ می بریدند که این زجرکش بشود. یعنی از کارشون لذت می بردند. بعد حالا مگر دست برمی داشتند. حالا دست می بردیدند، پا می بریدند، گوش می بریدند، این یک شیطان پشت قضیه می خوابد. وحی می کند که این همه جنایت و گناه را شیطان به دوستان خودش وحی می کند..

انسان وقتی تحت ولایت شیطان قرار می گیرد، یک دفعه شخصیتی پیدا می کند که خود انسان هم باور نمی کند. خانم می گوید من با این آقا ازدوج کردم نماز شب خون بوده، بچه مسلمان بوده، اخلاق داشته الان یک کمی وضع مالیش خوب شده، یک ذر موقعیت اجتماعی پیدا کرده می بینی در خانه این آقا چه وحشی بازی های در می آورد. اصلا آدم تصورش نمی آید این مثلا چیکار دارد می کند.

انسان به محض اینکه خط معصوم را رها کرد می رود تحت ولایت شیطان. وقتی تحت ولایت شیطان رفت دیگر شیطان ولی اوست. فقط مومنین هستند که خدا ولی آنهاست. «الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور». آدمی که سمت شیطان رفت دست خدا دین برداشت تحت ولایت شیطان است. حالا که تحت ولایت شیطان است دیگر با زن با شوهرش با بچه اش با خانواده همسرش با مشتریاش با زیردستش شیطانی عمل می کند. این حقه بازی در جامعه شما می بینید که می شود.

این خانم دلش خواسته یک بوتاکس بزند یک ذره چهره اش دیرتر مثلا پیر می شود. داروی قلابی می سازند می دهند دست مردم. طرف زده چندتااز خانم ها کور شدند. این بندگان شیطان اند. آدم های می نشینند در کارگاه ها داروهای قلابی می سازند. شما می بینید این شکل دارو طعمش اندازه اش همه چیزش استاندار است. جدیدا یک داروی بود که برای مریضی خریدم. چون برای من یکبار آورده بودم. خودم خورده بودم. دیدم خیلی قوی و خوب هست. برای یک مریضی من رفتم خریدم. بعد بهش گفتم خوب شدی. گفت نه این اثر نداشت. من هر چی خوردم. من چه می دانستم. رفته بودم یک داروخانه معتبر خریده بودم. بعدا فهمیدیم تمام داروها که در کل کشور پخش شده، قلابی بوده. لو رفته بود از سراسر کشور داروها را جمع کرده بودند. عطر قلابی اینها مردم را نابود می کند. غذاهای فاسد دست مردم می دهند. چه فکرهای می نشینند برای اینکه به پول برسند غذای مردم هست. بابا بچه مردم هست. این می خواهد نطفه بشود . نوزاد هست. نوزاد یک ساله سرطانی دیگر چی هست. کی این را سرطانی اش کرده. این همه سرطان. ما از نظر سرطان اول دنیا شدیم. پرسرطان ترین شهر جهان شدیم. می دانید. یک عده ای فقط برای اینکه به پول برسند مردم ما را آلوده می کنند. در شیر دست دست می برند، در ماست دست می برند، در روغن دست می برند، در غذای مردم. فقط برای اینکه به پول برسند. می نشینند نقشه می ریزند چنین کاری می کنند. این تحت ولایت شیطان دارد انجام می شود که می تواند این کارها را انجام بدهد. یعنی چی؟

یعنی میلیون ها آدم بمیرند سرطان بگیرند که تو می خواهی به پول برسی. تو و زن و بچه ات. بعد هم هر هر کرکره بخنیدد خودتان را بزرگ بدانید. در این داستان داروها چه مافیای هست چه ماجراهای است. شخص برای آنکه خودش به پول برسد داروی قلابی، داروی تاریخ مصرف گذشته داروی خطرناک در کشور توزیع می کند. درهمه جای دنیا همین طور است. اینهائی که در داخل این کارها را می کنند از همان غربی ها و وحشی های آنجا یاد گرفتند. آنهائی که داعشی ها را درست کردند مسلمان نبودند. داعشی ها با این شیوه وحشیانه را غربی ها خودشان درست کردند. خودشان هم می گویند که ما خودمان درست کردیم. همه چیز از آن ور آب می خورد. کسی فکر نکنند آن طرف علیه السلام هستند. اینجا از این اتفاق ها نمی افتد. نه. هر چی هست اول آنجاست بعد اینجاست. اینهااز آنها یاد می گیرند. شما یک جنایت سراغ نداریددر کشورهای اسلامی اتفاق افتاده باشد که منشاش از بیرون نباشد. منشاش از بیرون بوده و آمده و شیطان وحی می کند که انجام دهید. «لیوحون الی اولیائهم». شیطان به دوستانش وحی می کند. انسان باید خیلی حواسش باشد.

در بعضی از روایت ها داریم انسان در بعضی از کارهایش اگر انجام بدهد تحت ولایت شیطان قرار می گیرد. اینها را باید آدم شناسائی کند که کدام گناه ومعصیت است که اگر من سمتش رفتم می روم تحت ولایت شیطان قرار می گیرم. آن وقت وقتی رفت تحت ولایت شیطان قرار گرفت آن وقت تصمیماتش در سرش دیگر تصمیمات الهی نیست. نقشه ها و تصمیمات همه اش شیطانی خواهد بود. یعنی اوهمسر انتخاب می کند تحت ولایت شیطان انتخاب می کند. رشته انتخاب می کند تحت فرمان شیطان است. شغل انتخاب می کند تحت ولایت شیطان است. در همه زمینه ها شیطانی عمل می کند. واردات همه اش شیطانی است. قلبش به روی شیطان باز می شود عضو شیطان می شود. حالا شیطان دائمابه او فرمان می دهد. شیطان های انسی و شیطان های جنی همان طور که قرآن فرمود.

گروه های شیطان پرستی را بروید مرام نامه شان را بخوانید. در مرام نامه شان چی ها آمده. که حتما اول باید یک خانم را بکشی. چیکار بکنی، چیکار بکنی. اوووه داستان دارند دیگر حالا تا پذیرفته شوند تا جزء شیطان پرستی شوند. نمی دانم باید قرآن آتش بزنید. پاتان را روی قرآن بگذارید. مکاتب و گروه های مختلفی که الان هستند. قوانینی که دارند. شخص اگر می خواهد پذیرفته شود راه پذیرش جنایت است. این جنایت آن قدر باید انجام بشود انجام بشود تا شخص مستعد بشود که بتواند زندگی دیگران خودش شیطان می شود. آن وقت می تواند به زندگی دیگران تجاوز کند. و حرریم دیگران تجازو کند. به آبرو و شخصیت دیگران انسان این کار را می کند. و لذت می برد از این کار و غصه هم نمی خورد.

این چهار مورد. است.

نوع پنچم اشاراتی است که رمزگونه است. معنای لغوی هم هست. گاهی شما یک مربی یک فرمانده یک معلم با اشاره یک شیوه ای یک روشی یک فرمان و فرمولی را صادر می کند. همین با اشاره. نگاه کنید «فاوحی الیهم ان سبحوع بکره و اصیلا» (مریم/11) فاعل اوحی حضرت زکریاست. سلام الله علیها. زکریا وحی کرد. وحی کرد یعنی چیکار کرد؟ اشاره کرد. اشاره کرده به بقیه به همشون گفت. «سبحوه بکره و اصیلا» حرف نزد. با اشاره حرفش را رساند.

این به اصطلاح معنای وحی است که وحی داریم می گوییم «و مهبط الوحی» نسبت به ائمه که اینها مهبط الوحی هستند، یعنی اینها فرشته ها مرتب به محضر اینها نازل می شود هم وحی دارند از نوع بسط شریعت (نه خود شریعت چون شریعت مخصوص پیامبر است) تبین شریعت و هم وحی تسدیدی داریم.

وحی تسدیدی هم گفتیم به چه معناست. مثل فرض بفرمائید. نمونه ای که جلسه گذشته درمورد «مختلف الملائکه» در مورد حضرت زهرا گفتیم. حضرت زهرا که جبرئیل از خدا برای او اخبار می آورد وحی چی داشت؟ وحی تشریعی که نداشت. حضرت فرمود در کتاب و مصحف حضرت زهرا یک حکم شریعی وجود ندارد. همه اش اخبار آیندگان است. آینده امت پیامبر. این یک وحی تسدیدی هست. یعنی می گوید آینده چه خبر است تا این شخص خیالش راحت باشد، استحکام داشته باشد. تصمیمات، اخبارها، اخبار آینده و گذشته، اعمال بندگان خدا، اینها از قبیل این نوع وحی ها هست. (یک صلوات ختم بفرمائید)

این روایت را بشنوید خیلی زیباست. تا الان فارسی اش را برایتان خوانده بودم. امشب عربی اش را هم کامل برایتان می خوانم. (اصول کافی/جلد 1)

«یا معشر الشیعه خاصموا بصوره انا انزلنا تفلج فوالله علی الخلق بعد رسول الله صلی الله علیه و آله فانها لغایت علمنا». خیلی دقت کنید. حضرت چیکار کرده. این عظمت سوره انا انزلنا سوره قدر است.

ای جماعت شیعه، با دشمنانتان اگر می خواهید به آنها دین تان تبیین کنید و پیروز شوید با هر کسی که غیر شیعه است، ...

آقا الان شما شیعه گری تان را ثابت کن. ثابت کن چرا شیعه هستی؟ خوب الان اینکه پیامبر فرمود بعد از من امت من به هفتاد و سه فرقه تقسیم می شوند. آقا یک فرقه اش شیعیان هستند. درسته؟ آقا این دین شما چه جوری حق است؟ شما استدلالی دارید که دین تان حق است. ما صدها آیه برای حقانیت دین مان آوردیم که در سلسله مباحث خانواده آسمانی همه اینهارا برایتان گفتیم. صدها آیه. امام باقر علیه السلام فرمود: ربع قرآن فینا. یک چهارم قرآن در موردما اهل بیت است. اما یکی از آیاتی که تشیع را محکم می کند، حضرت فرمود. ببینید چقدر قشنگ است. با این سوره احتجاج کنید با دشمنتان تا رستگار شوید. یعنی پیروز می شوید.

قسم به خدا که این سوره حجت خدا بر خلق خداست. یعنی خدا حرفش را در این سوره زده. بعد از پیغمبر این سوره حجت خداست. چه تعبیری در مورد این سوره کردند. «و انها لسیده دینکم» سرور دین شما و بزرگترین دلیل مذهب شما و نهایت دانش ماست. چه خبر است این سوره انا انزلنا. آدم برود وقت بگذارد یاد بگیرد. عمق پیدا کند با این سوره. سرور دین شماست. غایت علم ما این سوره است. حالا دقت کنید چه جوری ازش استفاده کنیم. در این چند دقیقه من توضیح بدهم برایتان.

گفتن که اگر می خواهید از این سوره استفاده کنید این جوری بگویید. که آقا پیغمبر از دنیا رفت شب قدر هم از دنیا می رود یا نمی رود؟ قطعا نمی رود. شب قدر همیشه وجود داشته قبل از پیغمبر بعد از پیغمبر هم چیه؟ هست. خود پیغمبر هم داریم که چقدر روایت داریم که شب قدر بعد از من شب قدر هست و از بین نمی رود. همیشه تا قیامت شب قدر هست. خود قرآن می گوید تنزل الملائکه و الروح. صیغه مضارع است. همیشه ملائکه و روح در شب قدر نازل می شوند. چی می آورند در شب قدر؟ نازل می شوند با خودشان چی می آوردند؟ تنزل الملائکه و الروح فیها باذن ربهم» نازل می شوند در این شب قدر به اذن پروردگارشان «من کل امر» تقدیرات همه چیز را می آورند.

دو حالت بیشتر ندارند. یا این فرشته ها پائین می آیند و برمی گردند. یعنی می آیند و برمی گردند. این کار عبث است یا نیست؟ کار عبثی است. یا این را می آورند این مقادیر و تقدیرات را به کسی می خواهند می دهند. یعنی نازل می کنند تا به کسی بدهند وگرنه اگر قرار دست خودشان باشد که بود. الان می آورند نازل می کنند به زمین به کی می دهند. حضرت فرمود: سوال کنید ملائکه و روح به کی نازل می شوند و تقدیرات را پیش کی می دهند؟ حضرت فرمود آن شخص امام زمان شماست.

در هر زمانی یک امام و حجت خداست که ملائکه و روح بر او نازل می شوند. ببینید چقدر قشنگ است. شما اگر خواستید دین تان را ثابت کنید با همین اناانزلنا ثابت کنید.

همیشه امام زمانی هست که ملائکه و روح بر او نازل می شوند و تقدیرات کل یک ساله همه مخلوقات را بر او خدمت او می آورند. حضرت فرمود این جوری استدلال کنید.

حیف که وقت کم است والا من روایت های زیادی در این زمینه هست می توانستم برایتان بخوانم. فوق العاده آدم لذت می برد. یک روایت دیگری برایتان بخوانم ازامام باقر علیه السلام فرمود: «ان الملائکه یطوفون فیها= تمام ملائکه در شب قدر به دور ما طواف می کنند». پس مختلف الملادکه مهبط الوحی را دقت کنیم که چی هست

حالا جلسه بعد یک مقدر عمیق تر برویم تا بیشتر بشناسیم. تا این مقام امام را بشناسیم. ما تا ندانیم پدر و مادر ما کیست اصلابه قیمت نمی توانیم زندگی کنیم. مفت جوانی و عمرمان را که می شود با آن مقام امام را بدست آورد، مقام محمودی که شما در زیارت عاشورا می گویید «ان یجعلنی المقام المحمود» همه را از دست می دهیم. سعادت و شادی و آرامش و لذت دنیا را از دست می دهیم. معنویت دنیا را از دست می دهیم. عیش و نوش دنیا را از دست میدهیم. مردن مان مردن بدی خواهد بود. برزخ مان هم بد است. با مریضی و گناه و آلودگی آدم می رود.

شما باید بدانید خانواده تان کیست. درس جامعه کبیره یعنی باید بدانید مقام خانواده و جایگاه خودت دراین خانواده کجاست. و خدا برای چی تو را آفریده. ما اگر اینها را ندانیم اشتباها فکر می کنیم یک زن ومردی هستیم این دنیا آدیم ازدواج کنیم. بچه دار شویم. کاری داشته باشیم. رئیس جمهور شویم. استاندار شویم، فکر می کنیم آمدیم برای این کار.

بفهمیم روی زمین ما چیکاره هستم و برای چی به این دنیا آمدیم. خلقت ما برای چیست و تکیلف و وظیفه اصلی ما روی زمین چیست.

والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.