جلسه 046 - شرح زیارت جامعه کبیره
شماره جلسه
46
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1396
ماه
7
روز
27
متن کامل (خام) ‌ جلسه 046 - شرح زیارت جامعه کبیره

ما درباره شرح زیارت جامعه کبیره در فقره ی «و مختلف الملائکه» ادامه می دهیم بحث مان معرفی فرشتگان الهی بود و کارکردهای بعضی از فرشتگان. اینها را ان شاءالله خدمت تان عرض می کنیم که ان شاءلله به مقام خود معصوم که محل رفت و آمد فرشته هاست یعنی چه؟ ان شاءالله برسیم.

حضرت سجاد علیه السلام در صحیفه دعای سوم فرشته های مختلفی را اسم می برند که من الان با فرشته هایی که مربوط به عالم برزخ، قیامت هستند فعلا خیلی کاری نداریم در رابطه با فرشتگانی صحبت می کنیم که مربوط به عالم ماده هستند تعداد زیادی از آنها را حضرت معرفی کردند که ما با آنها فعلا کاری نداریم. حضرت می فرماید:« و من اوحمنا ذکره و لم نعلم مکانه منک و بای امرک ... و الماء و منهم علی الخلق فصلی علیه یوم یأتی کل نفس معها سائق و شهید» فرشته ها را که حضرت نام می برد، چون این ده ها عنوانی که حضرت نام برد یک کارهایی محدودی از عملکرد فرشته ها در زمین را حضرت ذکر کرد خب بینهایت کار در این عالم دارد انجام می شود همه کارها را فرشته انجام می دهند در یک کلام باز تأکید می کنم همه عزیزان توجه داشته باشند هیچ فعل و انفعالی هیچ حرکتی هیچ جذبی هیچ تحولی در نظام ماده صورت نمی گیرد مگر به مداخله فرشتگان. یعنی شما دائماً هر حرکتی را که در نظام ماده می بینید فرشتگان دخالت دارند در آن. هر کاری چه در نظام بدنی خودتان، یک ناخن از شما می افتد تا این ناخن رویش می کند یا شما فرض بفرمایید امشب شب جمعه است یا امروز یا فردا استحمام می کنید موهای خودتان را کوتاه می کنید ناخن خودتان را می گیرید این ناخن که رویش می کند به مدد فرشته است یعنی اگر فرشتگان دخالت نداشته باشند این ناخن هم رویش در عالم ماده نمی کند. قوانین فیزیکی اش را هم توضیح دادیم بحث اینرسی اجسام و بحث لختی را توضیح دادیم که چگونه تمام تحولاتی که در نظام ماده صورت می گیرد به وسیله فرشتگان است. حالا حضرت یک نکته خیلی مهمی را دارد اینجا میگوید که خیلی مهم است می فرماید که: «و من اوهمنا ذکره» می گوید درود بفرست بر آن فرشتگانی که ما نام آنها را نیاوردیم. خوب ایشان ده ها نام آورد از فرشته ها، ولی می گوید خیلی از فرشته ها هستند که من اسم آنها را نیاوردم کارهایشان را نگفتم و «و لم نعلم مکانه منک» این دیگر در مورد ما دارد صحبت می کند نه در مورد خودش، چون امام خودش مختلف الملائکه است همه فرشته ها با اذن و اجازه و اطلاع ایشان کاری انجام می دهند. می فرمایند این فرشته هایی که ما نمی دانیم منزلت و موقعیت آنها را نمی شناسیم و نمی دانیم ماموریت آنها چی هست، به همه آنها تو درود بفرست. دوباره حضرت بر می گردد در مورد فرشتگانی که با نظام طبیعت کار دارند، می فرماید که: «و سکان هوا و الارض و الماء» خیلی این تکان دهنده است. فرشتگانی که ساکن هوا، زمین و آب هستند. خوب شما در زمین می دانید تحولات زیادی اتفاق می افتد. یک تحولی که بشر نمی تواند بفهمدش این است که چطور در خاک که امر واحد بسیط است. یک خاک داریم، بعد بذرهای مختلف می ریزیم در این خاک‌ و بعد از دل این خاک این بذر آن شگفتی های عجیب در دانه اتفاق می افتد از یک طرف دانه شکافته می شود از یک طرف بالا می آید، آن طرف ریشه می دهد این طرف ساقه می دهد بعد می آید بالا و بعد اضافه می شود به حجم ماده، این را خوب دقت کنید. خیلی توجه کنید. اضافه می شود به حجم ماده. یعنی شما در خاک یا در گلدان یا در زمین دانه می گذارید این چندبرابر خاکی که است خودش ماده اضافه کرده، از کجا آمده؟ سوال؟ این همینطوری می آید بالا رویش می کند. دیدید که بعضی هایش یک دانه گلدان می گذارد نصف این نیست یک گل پیچک می گذارند تویش و این گل همینطوری می رود در دیوار خانه و بعد می رود پشت بام همسایه، بعد همینطوری می رود، میلیونها برگ آفریده می شود از آن. که هیچ کدام از دوتا برگش یکی نیستند. هر کدام شناسنامه خاص خودشان را دارند. کد دارند و شناسنامه دارند. شخصیت جدا، کد جدا و ماموریت جدا. هستی جداگانه دارند. خوب در خاک چه اتفاقی می افتد کی این مدیریت را انجام می دهد؟ مدیریت خاک روی کره زمین با کیست؟ شما نگاه کنید یک جاهایی روی زمین آتش فشان می شود، حرکت آتشفشان در دل زمین را کی مدیریت می کند؟ کی می آوردش بالا و بعد سرریزش می کند در صحرا؟ حالا چرا سرریز می شود در صحرا و آب؟ چرا پخش می کند این مواد مذاب را؟ چون مواد مذاب فوق العاده مواد غنی هستند برای کشاورزی برای نیاز بشر، این را خدا از دل آتشفشان می ریزد در دریا و زمین که بتواند مواد مورد نیاز زمین و آب را تأمین بکند. مدیریت این جریان حیرت انگیز، از بخارش بگیرید تا مدیریت مواد با کیست؟ مدیریت آب «یا من فی البحار عجائبه»، شما میگویید ای کسی که در دریاها عجائب خداست. خداوند عجائبش در دریا بیش از زمین است دیگر این را همه می دانند. عجائب الهی در دریا بیش از زمین است کی اینها را مدیریت می کند؟ میلیاردها میلیارد ماهی هزاران نوع موجود آنجا هستند میلیونها موجود دریایی ما داریم بشر نمی شناسند اکثر این ها را. خود دانشمندان می گویند ما به درصد کمی از موجودات دریایی پی بردیم. این ها شخصیت دارند،‌‌ آفریده می شوند، زاد و ولد می کنند، تاثیر دارند، همه ی اینها برای نظام انسان آفریده شده اند. این را دقت کنید یعنی آن هشت پایی که در دریا هست با شکل های مختلفش، از هشت پاهایی که اینقدری هستند تا هشت پاهایی که تقریباً یک چهارم این سالن هستند من دیدیم هشت پاهایی که این قدری که به اندازه یک چهارم این سالن بزرگ هستند در همین سفری که رفته بودم یک هشت پای این طوری در کنار دریا دیدم که یک چیز بسیار وحشتناکی است که اگر حمله کند به یک کشتی یا مجموعه ای از انسانها چه کار می کند آن هشت پا. خیلی بزرگ بود، خیلی عظمت داشت تا ماهی هایی که اصلاً دیده نمی شوند. تا موجوداتی مثل وال ها و نهنگ ها و که ده ها تن وزن شان است. همه ی اینها مدیریت ها موجوداتی که آنجا هست مدیریت شان با فرشتگان است. مدیریت خود آب، مدیریت خاکی که کف آب است مدیریتی که گیاهان و مرجان ها و داستان های خیلی عجیبی که انسان، ما همینطوری عادت کردیم و فقط شاهدش هستیم. این حیات دائما جولان می کند و جوشش می کند بشر محاصره است بشر گیج است بشر گنگ است بشر غافلگیر شده. یعنی چطوری می تواند جمع کند این همه علوم را. چند هزار، هشت هزار سال غافلگیر بدن است فقط. یعنی دانشمندان بزرگی در غافلگیری مشغول مطالعه بدن هستند در صدها دانشکده پزشکی، هنوز می گویند ما یک اتمش را یک الکترونش را یک پروتون و نوترونش را یک سلولش را نتوانستیم کامل بشناسیم. حتی یک سلولش را. این خداست. جریان حیات «و باسمائک التی ملائت ارکان کل شی». این خداست دارد با بینهایت جلوه خودش را به ما نشان می دهد با بینهایت ظهور خودنمایی می کند. یک نفر هست یک شخص است با بینهایت چهره دارد خودش را به ما نشان می دهد. حالا شاعر می گوید شاعر دیگر از تنگنای قافیه می گوید، با صد هزار جلوه برون آمدی که من/ با صدهزار جلوه تماشا کنم تو را، ولی ما با صدهزار دیده تماشا نمی کنیم. ما داریم با میلیونها دیده تماشا می کنیم و غافلگیریم. اصلاً نمی توانیم بشمریمش نمی توانیم جمعش کنیم نمی توانیم محاسبه اش کنیم. هشت هزار سال دارند روی بدن کارمی کنند. اینی که ما اطلاع داریم قطعاً هم بیشتر از این است. چند نفر آدم تا الان رو بدن انسان کار کردند. به چی رسیدند، آنی که به آن رسیدند در مقابل آنی که بهش نرسیدند مثل قطره در مقابل دریاست در این بدن. در اتم،‌ در الکترون در سلول، چه کار دارد می کند خدا. حالا اینجا حضرت دارد یک بابی را روی ما باز می کند که اگر کسی عاقل باشد این شراب را می قاپدش. نگاه کنید «وسکان الهواء والارض و الماء» فرشته هایی که ساکن خود هوا، مدیریت هوا را دارند. مدیریت هوا و فضا را دارند در هوا و فضا چه اتفاقی می افتد الان؟ جو ما برو بالا میلیاردها ستاره و کیهان و کهکشان، کی الان دارد مدیریتش می کند حرکت ها را نظم را،‌ این ها را کی اداره می کند؟ زمین مدیریت زمین، خاک، زمین، آب، و آبها. ما چون عادت کردیم کور شدیم، حجاب عادت، حجاب عادت ما ها را کور کرده. شما یک موقعی به یک کسی می گویی برو سویچ من را بردار بیاور. به بچه ات می گویی، به دوستت می گویی، به خواهرت می گویی، می رود می گوید نیست. پس شما می روی خیلی معمولی روی میز بر می داری می گویی اینهاش. او نمی دیدش ذهنش مشغول بوده، ذهن که مشغول باشد حواس کار نمی کند. یک موقع دیدید بعضی از افراد تند هستند، می گوید بابا این ها جلوی چشمت است کوری؟ نمی بینی؟ جلوی چشمت است. احمق است یک کسی که می گوید من خدا را نمی بینم. من فرشته ها را نمی بینم این دیوانه است واقعاً اگر کسی بگوید من نمی بینم. بگوید خدا را نمی بینم. پس این همه تحول را مدیریت، این شعور حاکم بر خودت، ‌بر یک مژه ات بر ناخنت، بر مویت، بر ابرویت، بر وجودت بر بدنت این شعور حاکم کیست؟ این شعور حاکم را می گویند خدا. دارد همه چیز را مدیریت می کند در همه جا هست، ‌در همه چیز است همه چیز قائم به اوست « بکل شیء علیم؛ بکل شیء محیط» این خداست. چه کار کرده امام سجاد، ساکنین هوا و زمین و آب. پس ما فرشته هایی داریم که ساکن هوا هستند، ساکن زمین هستند در زمین و مدیریت زمین را به عهده دارند و ساکن در آب هستند و مدیریت آب را به عهده دارند. در دریاها چه خبر است و در اقیانوسها چه اتفاقاتی دارد می افتد. همه دارند زندگی می کنند همه فرهنگ دارند همه دارند عبادت می کنند همه دارند نماز می خوانند همه دارند زندگی شان را می کنند. «و منهم علی الخلق» آن بخشی از فرشته ها که تو حاکم بر مردم قرارشان دادی. حاکم بر مردم خیلی از شئونات مردم با فرشته ها انجام می شود از زایمان بگیرید شما رشد یک جنین در رحم مادر، تا زایمان، تا برگشتن مادر به حالت اول، تا سلامت این بچه، محافظت از این بچه، خیلی، شما نمی دانید چقدر فرشته دارند کار می کنند. «فصلی علیهم» دورد فرست بر همه این فرشته ها« یوم یأتی کل نفس معها سائق و شهیدِ» می گوید درود بفرست بر همه این فرشته ها روزی که می آید هر فردی، این صحنه را دقت کنید صحنه خیلی تکان دهنده است روزی که هر کس می آید که «معها سائق و شهید» سائق یعنی چی؟ هل دهنده، می کشاند آدم ها را، می گوید روز قیامت وقتی افراد محشور میشوند دوتا فرشته همراه هر کس خدا گذاشته یک فرشته می آورد شخص را برای حساب و کتاب و مراحل، یک فرشته هم شاهد هست و شهید. یعنی ریز تا درشت زندگی ات را شهادت می دهد. (الله اکبر) نمی توانی مخفی کنی، نمی توانی پنهان کنی، هیچ چیز را نمی توانی پنهان کنی. «سائق و شهید» این آیه قرآن است حضرت آورده اش در دعا. همراه هر کس یک سائق است همراه است، و شهید. و شاهد است. یعنی می آورندش یک فرشته راهنمایی اش می کند می آوردندش به محکمه، فرشته ی که شاهد است و همه چیز را دیده، همه چیز را شنیده و همه چیز را خبر دارد او هم همراه انسان است. سائق و شهید دارد هر انسانی، ای کاش وقت بود راجع به این سائق و شهید من توضیح می دادم برای شما. آدم وقتی بفهمد که این سائق و شهید چی هست خیلی تکان دهنده است داستان بقیه شان آنهایی که نوشته اند و دیگرانش همه، حضرت می فرماید به همه این فرشته ها درود بفرست. قرآن می فرماید: « و ما یعلم جنود ربک الا هو» هیچ کس جز خدا نمی داند که خدا چقدر جنود و سرباز دارد. ما چی می دانیم تعداد فرشته ها چقدر است. تعداد سربازان خدا چقدر است جنود خدا، همه اشیاء عالم جنود خدا هستند. هر ماموریتی خدا به آنها بدهد انجام می دهد. چطور به موسی می گوید «ما تلک بیمینک» چی است آن در دستت، میگوید «هی عصای» می گوید موسی برای تو عصاست. من یک جوری آفریدم که چوب است برای تو عصاست چیز دیگری نیست. برای من خدا هیچ چیز هیچ چیز نیست. برای من خدا همه چیز ظهور خودم است هر شکلی بخواهم جلوه اش می دهم. الان برای تو چوب است ببین نگاه کن الان شد اژدها. هر چیز، هر چیز است پیش خدا. پیش خدا نمی شود این یک چیزی است که خدا با آن به بن بست بخورد نه. خدا برای نظم زندگی ما بینهایت جلوه های محدود و مشخص با شکل های مختلف می کند اما این برای نظم زندگی ماست، یعنی برای این که ما بتوانیم زندگی کنیم در این عالم، چوب درست می کند،‌ گل درست می کند، چمن درست می کند، انواع میوه ها درست می کند، انواع ستاره، کیهان، کهکشان، فلزات و مواد. اما وقتی که شما در شیمی کار می کنید. ای کاش با دانشمندان شیمی ما کار می کنیم یک موقع مخ آدم سوت می کشد، واقعاً وقتی می گویی که این نقره است این الماس است این طلاست این سدیم است این فسفر است این نیتروژن است این کلسیم است برای کی این نیتروژن و فسفر و کلسیم است؟ برای ما این طوری است. برای خدا هر چیزی اصلا چیزی نیست. برای خدا هر چیزی هر چیزی هست. برای همین عادی است وقتی می گویند قوم صالح می گویند از دل کوه برای ما شتر دربیاورد، برای خدا هیچ فرقی نمی کند. سنگ یا شتر برای خدا یکی است هیچ فرقی ندارد. سنگ می شود شتر، شتر می شود سنگ. سنگ می شود طلا، طلا می شود نقره. برای خدا چه فرقی دارد خدا خودش جلوه می کند ظهور است دیگر. ماها داریم بینهایت چهره می بینیم. یک حقیقت است یک چهره است خدا کند این را بفهمیم. پس همه چیز سرباز خداست. سنگ است الان؟ الان خدا سنگ است؟ بشو طلا. سرباز خداست. بخور در مخ یکی بکشش، اصحاب فیل را خدا چطوری نابود کرد. ذلیلانه نابودشان کرد. لشکری از جن ها و فرشته ها و آدم ها نفرستاد. ابرهه حمله کرده بود به خانه خدا آن هم با فیل. خدا اصلا با ریزترین موجودات نابودش کرد که به او بگوید خارش کرد خدا «و ارسل علیهم طیرا ابابیل ترمیهم بحجاره من سجیل» یعنی یک سنگی اینقدر در دهن شان بود. مگر یک پرنده سنگ می اندازد مگر چه اتفاقی می افتد. این سنگ یک جوری بود که وقتی می آمد، می خورد در مخ اینها می خورد در سر این فیل ها جا در جا همه شان را می کشت. خدا نمرودی که یک میلیون لشکر داشت در مقابل ابراهیم آن همه نخوت، ابراهیم را در آتش انداختش نسوخت، نمرود این را می دید ولی باز تکبر و لجاجتش باعث نمی شد ایمان به خدا بیاورد. آدمی که اینقدر عناد و تکبر دارد خدا به یک پشه گفت برو بکشش. سرباز خداست یک پشه می رود در مخ این، از سوراخ دماغ این می رود داخل، سرش را می زد به دیوار. خدا می گوید خودت خودت را بکشی. اینقدر ذلیلانه. فرعون را چطوری می کشد؟ آب جنود خداست می گوید باز شو سالم شو خشک شو، برای موسی و سربازانش می رود بعد وقتی فرعون می آید می ریزد خفه می کند. آب برای خدا همه چی است. اینها همه لشکر خداست. همه چیز لشکریان خدا هستند خدا به هر چیز هر حکم و ماموریتی بدهد انجام می دهد. پرنده ها، مارها، عقربها، پشه ها، همه اش سربازهای خدا هستند. «و ما یعلم جنود ربک الا» عظمت را نگاه کنید هیچ کس جز خدا نمی داند تعداد و اصلاً‌ سربازهای خدا را بشمارد. حالا اینها که همه ی جنود هستند این حدیث را دقت کنید چقدر جالب است از امام صادق علیه السلام است: «سئل رجل اباعبدالله فقال الملائکه اکثر او بنو آدم؟ قال: فولذی نفسی بیده والملائکه الله فی السموات اکثر من عدد تراب فی الارض.» می‌گوید تعداد فرشته ها بیشتر است یا انسانها. حضرت می فرماید قسم به خداوند، جانم در دست اوست، حتماً فرشتگان خدا در آسمان، زمین را نمی گوید، هوا را نمی گوید فرشته هایی که در آبند نه، فرشته هایی که در زمین هستند نه، می گوید والملائکه الله فی السموات، فرشته های خدا در آسمان، بیشتر است تعداد ذرات خاک در زمین هستند. خاک های روی زمین چند تا ذره هستند؟ خاک های کره زمین چند ذره هستند؟ می گوید فرشته از همه اینها بالاترند. خیلی زیاد. برای بدن شما صدها فرشته دخالت می کند، برای یک گل، چقدر فرشته دخالت می کند تا این گل بیاید بالا. برای ساخت یک موز یک پرتغال یک انار یک سیب برای چشم و مژه و ابرو و پلک و پوست و استخوان و رگ و چقدر کار می شود؟ به محضر همه ملائکه الله صلوات.

خوب حالا این همه فرشته برای چی لازم است؟ چون خداوند میگوید من تجلی غیر ریاضی ندارم. من اصلاً خروج غیر ریاضی ندارم، باید تعداد سلولها، مژه ها، ابروها، پلک ها، ریش و سبیل و مو و چشم و گوش و عصب و خون و قطرات خون و تعداد پلاکتها و تعداد همه چیز برای هر کس مشخص است. این تعداد و داستان ریاضیات بدن انسان که تعداد در آن به کار رفته کی باید حسابش را داشته باشد. همینطوری کیلویی یک مشت سلول می ریزند در بدن یک آدم؟ «ولا رطب و لا یابس الا فی کتاب مبین» تعداد تر و خشک تعدادش را خدا دارد. چندتا برگ،‌ چند تا گل، چندتا سلول، چند الکترون، چندتا اتم،‌ چندتا نوترون همه اش حساب دارد. دقت کنید شوخی از کنار این حرفها رد نشوید. می گوید من خلقت غیر ریاضی ندارم. «کل شیءٍ عنده بمقدار» «احصی کل شیئٍ عددا» خدا همه چیز را عدد دار خلق کرده تعدادش که می خواهد محاسبه کند، مدیریت تعداد، مدیریت عدد، نظم و انظباط دقیق تنظیم روابط علمی هر شی با اشیاء عالم بدن یک سلسله قواعد دارد خاک یک سلسله قواعد دارد سنگ یک سلسله قواعد دارد تنظیم همه ی میلیاردها قواعد فیزیکی در این عالم با کیست؟ به طوری که انسان بتواند هوا داشته باشد و نفس بکشد و زندگی کند. خدا مخصوصاً اطراف کره ما هر چقدر هی تلسکوپ می اندازی می بینی خبری از این حیات که خدا در روی زمین به تو داده جای دیگر نیست. می خواهد بفهماند که چه ریاضیاتی اینجا به کار رفته. فرق بین آنجایی که خدا اراده می کند حیات باشد عدد و ارقام حالا ظهور بیشتری داشته باشند تا آنجایی که خدا چنین اراده ای نکرده چیست. میزان اکسیژن مصرفی انسانها، هوایی که نیاز دارند، آبی که نیاز دارند، قطراتی که نیاز دارند، نمی که نیازدارند، بادی، نسیمی که نیاز دارند، گیاهانی که نیاز دارند، میوه هایی که نیاز دارند، آذوقه ای که نیاز دارند می بینید محاسبات شوخی نیست. محاسبات بینهایت است شگفت انگیز است. یک محاسباتی که بشر الان اسباب بازی می سازد سفینه فضایی، هواپیمای اسباب بازی می سازد، یک کامپیوتر، ابرکامپیوتر می سازد اینها اسباب بازی است در محاسبات یک سلول. گفتم ریچارد اندرسون می گوید من 20 سال زحمت کشیدم تا آرایش 4000 اتم در یک مولکول را شناسایی کنم. این اتم ها چطوری می ایستند تا یک مولکول ساخته شود 4000 تای شان در یک مولکول. 4000 اتم در یک مولکول چطوری وا می ایستند آرایش شان چطوری است. ماده مشترک است، ببینید هیدروژن، اکسیژن، کربن، یک آرایش می دهد می شود سرکه، یک آرایش می دهد می شود صابون، آرایش عوض می شود می شود الکل. می گوید 1000 جور برایت آرایشش می دهم هزار ماده از توی همین ها در می آورم. الله اکبر. این که آدم وقتی درس می خواند می رود شیمی می خواند فیزکی می خواند زیست شناسی، زمین شناسی می خواند روز به روز به ترسش از خدا به تقوایش، به عشقش به خدا، به دلدادگی اش بیشتر بشود این است. آنهایی که این درس ها را می خوانند و نمی شوند کار نمی کنند مغزشان. راه نیفتاده هنوز. طرف متخصص مغز و اعصاب است یکبار فکر نکرده که این را کی کرده، می گوید خوب حالا این است من دارم شناسایی اش می کنم. بابا یک ذره فکر کن کی این مغز را درست کرده کی به این حیات داده. وقتی که آن جدا می شود پس چرا این بدن کار نمی کند. بدن سالم سالم است نفس را خدا می گوید برود می رود و دیگر این کار نمی کند. بابا 20 سالش است 30 سالش است پیر نیست، شب عروسی اش است خوابیدند کنار عروس خانم آقا داماد خوابیدند صبح می بینند همه رفتند. تمام شد. الان چرا کار نمی کند این سیستم کی این سیستم را هدایت می کند کی دارد این را حیات می دهد این گل چطوری مرد چطوری زنده است؟ فکر نمی کند زمین شناسی کار می کند میکروب شناسی کار می کند پزشکی کار می کند مهندسی کار می کند یک بار فکر نمی کند بابا بالاخره مدیریت این با کیست؟ فردا خدا این کجا ببردش یک آدمی که اینقدر راحت می تواند همه چیز را انکار کند تو درس خواندی، دانشگاه رفتی. مدرسه رفتی دبیرستان رفتی.‌ علوم خواندی. بعد انکار هم کردی همه اینها را؟ یا همه اینها را یاد گرفتی انکار هم کردی؟ وفوق تخصص چشم، فوق تخصص مغز، فوق تخصص عنبیه، فوق تخصص عدسی، فوق تخصص گوش، بابا یک کسی گوش را ساخته که تو داری از آن علم در می آوری. داری فرمول در می آوری، قاعده در می آوری، آنی که این را طراحی کرده چیست؟ می گوید ما اگر بخواهیم ماکت بینی انسان را بخواهیم یک ساختمان 16 طبقه بزرگ می شود اگر تعداد عصب های یک آدم را بچینیم کنار هم 5 دور دور کره زمین می چرخد، از یک آدم. نشسته سیم پیچی کرده در هیکل 60 متری، این همه عصب، زنده، شعوردار، هوشمند، بعد انکار می کند در فهمش برایت 40 سال برنامه می ریزی می گویی من دانشمند هستم من حالی ام می شود من هستم همه باید من را احترام بگذارند من اینقدر می فهمم. از کجا این علم، منشأ علم تو چیست؟ منشا علم تو جهل است منشا علم تو بی شعوری است منشا علم تو شعور است تو داری شعور استخدام می کنی، علم یعنی شعور، آگاهی، تو داری شعور استخدام می کنی از داخل سنگ، خاک از توی سلول و از توی خون و از توی همه مخلوقات خدا داری شعور استخدام می کنی بعد می گویی من باشعورم. رفتم دکتر شدم، مهندس شدم، خیلی خوب دکتر شدی مهندس شدی. الان کارشناسی، ارشد، دکترا، فوق دکترا، این را می خواهی بهت بدهند، از کجا این را به دست آوردی.‌ از یک جایی شعور گرفتی. این شعور حاکم بر اشیاء را تو انکار می کنی. یک بار فکر نمی کنی کی دارد این را مدیریت می کند کی دارد این را می دهد به ما. انیشتین می گوید من چگونه به خدا اعتقاد نداشته باشم در حالی که وقتی می بینم ناخنم می افتد یک شعور این را دوباره طراحی می کند و می سازد من چگونه انکارش کنم. فکر کرده، نیوتن در داستانی که دوستش دارد نیوتن به شدت موحد است، یک دوست دارد می گوید اصلا‌ این حرفها چیست خدا کجاست. یک ماکتی درست می کند نیوتن از منظومه شمسی در خانه، دوستش می آید در خانه نگاه می کند می گوید این را کی ساخته، نیوتن می گوید هیچ کس این خودش همینطوری ساخته شده. می گوید به من توهین می کنی من احمقم من قبول کنم این ماکت همینطوری ساخته شده. نیوتن می گوید بابا من این را از روی اصلش ساختم. تو باور نمی کنی ماکتش را کسی ساخته باشد آن وقت اصلش را می گویی کسی نساخته. با آن نظم حیرت انگیز. آدم چقدر بی شعور و لجباز می شود. خدا می گوید یک لیل دارد «بل یرید الانسان لیفجر امامه» انسان می خواهد آزاد باشد و گناه کند. برای همین «یسئل ایان یوم القیامه» می خواهد گناه کند «یفجر» می دانید یعنی فجور داشته باشد، آزاد باشد، ول باشد، هر کاری دلش می خواهد بکند هر کاری دلش می خواهد بکند، هر گناهی دلش می خواهد انجام بدهد، می گوید من باید خدا را انکار کنم من چاره ای ندارم من باید خدا و قیامت را انکار کنم که هر کاری دلم خواست بکنم، می شود من اعتقاد به خدا و قیامت داشته باشم و هر کاری دلم خواست بکنم،‌ هر جور دلم خواست زن داری کنم، هر جور دلم خواست شوهرداری کنم، هر جوری دلم خواست بچه داری کنم. هر جوری دلم خواست با زیردستم رفتار کنم. هرچه دلم خواست ببینم، هر چه دلم خواست بخورم، هر چه دلم خواست بشنوم نمی شود که. پس باید این آب را گل آلودش کنم و بعد بگویم کی است کی بود کی بود من نبودم. تمام شود برود پی کارش هر کار دلم خواست بکنم. یک آدم چطوری می تواند انکار کند اینها را. این نظم با عظمتی که خداوند تبارک و تعالی گذاشته، بشر مافوق محاسبات بشر است. چرا اینقدر فرشته می خواهد چون فرشته یعنی چی؟ یعنی مَلَکَ دیگر است ملائکه، مَلَکَ یعنی نیرویی که تسلط بر کل محاسبات و اداره همه اشیا دارد. مَلَکَ است دیگر. معنایش را چند جلسه پیش توضیح دادیم. ملائکه یعنی قوای عالم. یک کلمه که گفتم راحت تان کردم تمام قوای عالم را می گویند ملائکه الله. حالا ملائکه زمینی داریم ملائکه دریایی داریم ملائکه هوایی داریم ملائکه برزخی داریم ملائکه قیامتی داریم و بالاتر و تمام اینها توسط ملائکه. عجب عالم شلوغی است. چه خبر است در این عالم. چه کار دارد می کند این یک نفر. این است که کیف دارد حالا موضوع احیاء امشب مان موضوع جذابی است، موضوع عاشقانه است سجده است. این است که آدم کیف می کند. جلوی این خدا وایستی بگویی الله اکبر. بزرگتر از آن است که بشود فهمیدش بشود وصفش کرد. بگوید الحمدلله رب العالمین. تمام قشنگی ها و ستایش ها مال آن الهی است که دارد کل همه ی عوالم را مدیریت می کند. ولی خوب این الله الرحمان الرحیم هم است. قربانش بروم. این الله است که می ارزد تو در مقابلش خم بشوی، بگویی سبحان ربی العظیم و بحمده، تعظیم کنی. این الله است که می ارزد بیفتی در مقابلش همه ی وجود خودت را نادیده بگیری بیفتی در مقابل او و پای این خدا بیفتی وقتی این عظمت را می بینی. بیفت روی پای خدا. چه کار کرده این خدا. این جمله را هم بخوانم و تمام کنم:‌ « وصل علیهم» چقدر قشنگ است این. (وقت داریم یا نداریم، نداریم) وقت نداریم این فراز قشنگ است حسش از بین می رود. نشئگی اش از بین می رود. می گذاریم برای یک جلسه دیگر.

جلسه بعد آخرین فراز را بخوانم من از صحیفه سجادیه بعد ان شاءالله وارد مقام اهل بیت بشویم وقتی می گوییم یک امام همه ی کل فرشته های همه عوالم با اذن ایشان اجازه ایشان تسلط ایشان همه تصرفات را انجام می دهد این یعنی چی؟

والحمدالله رب العالمین.