شرح زیارت جامعه کبیره 19/12/1395
بسم الله الرحمن الرحیم
بحثمان در شرح جامعه کبیره با موضوع سلام بود. گفتیم که جایگاه سلامتی در حرکت انسان به سمت تحصیل هدف خلقتش جایگا فوق العاده کلیدی و مهم و حساسی هست. از یک طرف انسان در بخش فوق عقلانی اش اله اش الله است. گفتیم انسان اله های مختلفی دارد در بخش های جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی. ولی در بخش انسانی که انسان است اله اش فقط یک نفر است و آن خداوند تبارک و تعالی است که معشوق اصلی انسان است و غایت انسان تشبه به خداوند تبارک و تعالی و تخلق به خلقیات الهی و مظهریت اسما و صفات الهی است. تا اینکه انسان به این مسیر برسد مسیری است که قانونی و حقیقی است و خیالی و وهمی نیست. یک مسیر قانونی و حقیقی است. مثل جنینی که دقیقا در رحم مادر طی می کند تا به تولد سالم برسد ما هم به عنوان یک جنین در رحم دنیای باید این مسیر را قانونی و سالم طی کنیم تا تولد سالمان در نظام برزخی و ملکوتی، قیامت و بعد از قیامت برسیم. بنابراین مسئله سلامت مسئله کلیدی و حساس برای انسان است . انسان در ذات خودش دوست دارد که سالم باشد. سالم باشد به چه معناست؟ یعنی از محدودیت نقص ضعف بیماری غم فشار ذلت، بیزار است. می خواهد از همه اینها درامان باشد و اساسا حرکتش به سمت الله یعنی حرکت به سمت سلام.
الله یکی از اسماش سلام است. یکی از اسما خدا سلام است یعنی مظهر حقیقت سلامت و ذات سلامت حق تعالی است. عین سلامتی و ذات سلامتی است. چون خداوند خودش سلام است و هر سلامتی از ناحیه خداوند به انسان داده می شود. دینش هم اسلام است که باز درش سلامتی و تسلیم است و هر چقدر انسان این دین را می پذیرد و بیشتر تسلیم می شود، بیشتر در دنیا و آخرت سالم تر می ماند. یعنی سلامتی را از اینجا شروع می کند. مثلا جنینی که در رحم مادر باید سالم باشد تا سالم متولد بشود. لذا ذات انسان کشش به سمت سلامتی دارد. انسان از تهدید مرگ مرض بیماری فقر ذلت محدودیت غصه یا عمر کوتاه ذاتا متنفر است. چون ذاتا به گونه ای خلق شده که برای سلامتی و بی نیازی خلق شده. دقت کنید سلامتی را با سلامتی جسمی اشتباه نگیرید. وقتی میگوییم برای سلامتی خلق شده ذات انسان چون از اول از نور مثل اعلی یعنی عالی ترین نمونه از خدا که نزدیک ترین شبیه ترین موجود به خداوند است یا همان نور محمد و آل محمد علیهم السلام است، آفریده شده در جایگاه اولیه اش و صورت اولیه انسان ، انسان در اوج سلامتی بوده. آن حقیقت ما، اصل ما، ریشه ما، در اوج سلامتی بوده حالا که ما به دنیاآمدیم جائی هست که محدودیت وجود دارد و سلامتی ما محدود می شود انسان ذاتا دوست دارد به وطن خودش، خانه خودش به خانواده خودش باگردد و جائی که بوده. یعنی کشش اش به سمت سلامتی و مرکز سلامتی یعنی الله تبارک و تعالی. می خواهد و باید برگردد به آن مسیر. پس این مسیر در سر راه انسان است. انسان باید قواعد 5گانه سلامتی را خوب یاد بگیرد. در سلامتی جسمی، در نظام گیاهی، در نظام حیوانی، در نظام عقلی و در نظام فوق عقلی انسان باید بدنبال سلامتی باشد. یعنی تا می تواند به سالم سازی خودش و سلامتی در این 5مرحله اقدام و مبادرت کند. در مورد جسم که این همه سفارش شده و عبادت است «بادرو بالصحه الجسم مدت اعمال» سیدالشهداء علیه السلام فرمود: پیشگیری و مبادرت کنید برای سلامتی جسم هایتان در تمام مدت عمرتان. یعنی انسان پیشگیری های بکند برای سلامتی خودش قبل از اینکه به آسیب، بیماری، ضعف و آفت دچار بشود اقدام بکند. مبادرت کار عملی است. یعنی انسان کاری بکند که مبتلا نشود به مریضی ها و آسیب ها و گرفتاری ها. حالا یک موقع قسمتی هست، بلائی الهی است، جهادی است، مشکلاتی هست به ما ربطی ندارد ولی آنچه به ما مربوط است این است که ما باید پیشگیری کنیم و در تمام مدت عمر سیدالشهداء علیه السلام فرمود شما مبادرت به سالم سازی جسم تان کنید. بدن تان را بهش احترام بگذارید. بدن خیلی مهم است، خیلی مقدس است، خیلی محترم است. مرکب نفس شماست تا خدا بدن شماست تا وقتی که در این دنیا هستید.
اینکه مقام معظم رهبری می فرماید ورزش واجب است یعنی مثل چی؟ مثل نماز واجب است. باید انسان انجام بدهد تا بدنش را قوی نگه دارد. پس ما در مورد سلامت خیال و وهم و سلامتی های گیاهی، سلامت های وهمی و حیوانی آنها که ما این همه قوانین دارد. صدها قاعده داریم برای سالم سازی و سلامت بخش های خیالی، بخش های وهمی، بخش های عقلی و علمی مان چقدر ما قاعده در رابطه سلامت روح و روان وفکر و اندیشه داریم و سلامت بخش فوق عقلانی. بخش فوق عقلانی ما خواهش می کنم دقت کنید بخش فوق عقلانی ما که از جنس اهل بیت و از جنس خداست مثل بخش جسمی ما تغذیه می شود رشد می کند اما مریضی هم دارد. یعنی ممکن است انسان نماز بخواند، روزه بگیرد، حج برود، کربلا برود، مسیر عرفان را طی کند اما در این مسیر بیماریهای هم از نظر معنوی و روحی دچارش بشود. که اگر حواسش نباشد این نماز ها روزها عبادت ها عفونی می شود. و بجای اینکه شخص را کمک کند تا رشد کند همان عبادت ها، مثل غذای که می خورد آلوده ممکن است نماز بخواند، آلوده روزه بگیرد، آلوده کلاس برود، آلوده برنامه داشته باشد و این برنامه درست است دارد رشد فوق عقلانی می کند اما ممکن است در همان بخش فوق عقلانی آُسیب ببیند. گاهی وقت ها قرآن خواندن انسان به ضرر انسان است. گاهی وقت ها نماز شب انسان را نابود می کند و فاسد می کند. گاهی وقت ها خدمات خوب و کارهای خوبی که انسان می کند می تواند یک نفر را فاسد کند. به هر حال انسان باید خیلی حواسش جمع باشد که اگر غذای معنوی می خواهد دریافت کند آلوده دریافت نکند این غذاها را، سالم سازی کند و بداند که باید غذا را از کجا تهیه کند و چگونه تهیه بکند از کی بگیرد چه جوری مصرف کند مقدار مصرفش برای آن چقدر است. همین جوری نمی تواند هر برنامه معنوی داشته باشد.
گفتیم مثلا سلامتی به قدری مهم است که باید ما قواعد و فرمول سلامت را یاد بگیریم. خیلی افراد هستند که مشتاق هستند، دوست دارند که مسیر را طی کنند اما حاضر نیستند تن بدهند به قواعد حرکت. یعنی فقط می خواهند حرکت کنند، فقط می خواهند عمل گرا هستند. عمل می کنند اما فرمول دارد قاعده دار روش مند نمی خواهند عمل کنند. فقط می خواهند بگویند هی نماز می خوانیم، روزه می گیریم، عبادت می کنیم، هی بریم کربلا هی بریم مشهد این کار را می کنیم اما این کار را می کنند آفت دار است و آسیب می بیند و آسیب هم می زند. بنابراین آنچه که خیلی مهم است این است که انسان سالم باشد اگر می خواهد فعالیت های فوق عقلانی یا فعالیت های عقلی یا بخش های پائینی کند به سلامت این کارهارا انجام بدهد که به نفعش تمام بشود. این جوری نیست اگر یک کسی عمل صالح زیاد کرد ثواب زیادی کرد حتما به خدا نزدیک می شود. قرآن می فرماید: من جاء بالحسنه فله عشر امثالها. جاء ب یعنی بیارد با خودش. ما خیلی وقت ها افراد هستند دور از جون دور از جون می گویند مثل گاو نه من شیرده یک عالمه اعمال خوب صالح دارد ولی درآن فاسد می کند چون نمی تواند نگه اش دارد. این خیلی مهم است. من جاء بالحسنه فله عشر امثالها اگر یک کسی توانست بیارد سلامت از اعمال خیری که دارد انجام می دهد؛ مجاهدت ها، زحمت ها، تلاش هاف انفاق، کارهای خیر، عبادت ها هر کدام که انجام داد بتواند این را سالم نگه اش بدارد. و بای با خودش موقع مرگ ببرد. حالا ده برابر پاداش دارد.
ولی خیلی افراد این ها را انجام می دهند درجا خرابش می کند. نماز جماعت، روزه، نماز ، جبهه، جنگ، جهاد، کار خیر، هیئت، کارخیر انجام می دهند اما چون نمی دانند که آفت هایش چی ها هست و باید چگونه اینها را حفظ کنند، این را ازدست می دهند. لذا امام صادق علیه السلام قسم می خورد که بخدا قسم شخص 50سال ممکن است نماز بخواند و یک رکعتش قبول نشود. چون آفت شناسی نمی کند. و فقط هی می خواهد انجام بدهد. براش مهم نیست این نمازی که من می خوانم، روزه ای که من دارم می کنم، می ماند! نمی ماند! بماند! نماند! همین فقط می خواهد انجام بدهد و این کافی نیست. شاخص هم گذاشتیم براش. شاخص های قرآنی مشخص شد که علامت اینکه یک کسی عمل صالحش درست است و دارد اثر می گذارد و براش می ماند این است که روزبه روز به آرامشش به شادی اش به مهربانی اش به خوش نیت اش به خیرخواهی اش اضافه بشود.
به صبرش اضافه بشود. به انسش به خداوند، به قربش به غیب اضافه بشود. این علامت این است که شخص دارد کار خیر انجام می دهد کار خیر دارد اثر می گذارد روی شخص و این باخودش دارد. نه اینکه شروع کند و قوی هم شروع کند برود بعد از یک سال دو سال پنج سال تبدیل شده به یک آدم حسود بدبین خودشیفته متکبر. آرام نیست، شاد نیست. عصبی هست، پرخاشگر هست، راحت غیبت می کند. راحت سخن چینی می کند و معلوم است که آن چیزهائی که جذب کرده نتوانسته نگه اش دارد و آنها سالم نبوده. مسموم نبوده که دریافت کرده. یعنی این کاری کرده که آنها مسموم بشود. این جوری هست والا سیبی که بیرون هست من می خورم مشکلی ندارد. چون سیستم من خراب هست هر چی بادام بخورم و جذب می شود می رود آن تو فاسد می کند و فاسد می شود وخراب می شود. من خرابش می کنم. پس مهمترین مسئله مسئله طلب سلامت است. یعنی آشنائی با قواعد سلامت از هر چیزی مهمتر است. مقوله، مقوله علمی و معرفتی است. لذا امام محمدباقر علیه السلام فرمود: «اعلم» کلمه اعلم خیلی مهم است. اعلم این را بدان «انه لا علم کطلب السلامه ولاسلامه کسلامه القلب» این را بدان که هیچ علمی مثل این نیست که انسان بدان سلامت باشد. چه جسمی و چه روحی. بعد خودش می گوید «و لاسلامة کسلامة القلب» هیچ سلامتی بالاتر از سلامت دل نیست. انسان دل خودش را سالم نگه دارد. دل سالم تعریف دارد. مثل بدن سالم که ریاضی است و تعریف دارد. این جوری نیست بگوئیم دل سالم نمی دانم چی هست. یک چیز مبهمی است گنگ است. نه. دل سالم علائم ونشانه ها دارد که دارم به شما عرض می کنم انشاله. اینکه انسان روزبه روز مهربان تر می شود، صبورتر می شود، عذرپذیرتر می شود، سعه صدر بیشتری دارد، با گذشت تر می شود، سهل گیر است، سخت گیر نیست. بدبینی هایش، حسادت هایش، بدقلی هایش، تندهایش، تیزهایش کم می شود. شادی هایش حتما افزایش پیدا می کند. حتما آرامش افزایش پیدا می کند. انسش با خدا کیفیت نمازش سحرش شبش بهتر می شود. انسش با خانواده آسمانی با غیب قطعا بیشتر می شود. اگر این علائم را نداشته باشدمعلوم است که رشد نمی کند. این اصلا رشد انسان ندارد. حرکت انسان ندارد. چرا ممکن است حرکت در این چهار جهت بکند رشد علمی می کند دکتر و مهندس بشود. مخترع، مکتشف ، پروفسور. ممکن است رشد حیوانی بکند. ازدواج بکند، شغل خوب داشته باشد، رئیس جمهور بشود، وزیر بشود، استاندارد بشود، فرماندار بشود. این رشد رشد بخش حیوانی است. بخش انسانی نیست. رشد گیاهی ممکن است بکند. یک آدم بدن قوی دارد و قهرمان جهان بشود. صدتا رشته ورزشی صدتا هم طلا بیاورد. مثلا. رشد مادی هم ممکن هست بکند. بشود یک آدم ثرومند و موفقی باشد. ده تا کارخانه داشته باشد موفق هم هست ولی این رشد انسانی نیست اینها. رشد انسانی این هست یعنی باید روح اسم الله بگیرد. شادی آرامش قدرت مهربانی غفور بودن عفو بودن رئوف بودن رحیم بودن رحمان بودن جواد بودن کریم بودن اسم های الله را دریافت کند. این رشد انسانی است. اخلاق و صفات خدا بخاطر نزدیک می شود. لذا امام باقر علیه السلام می فرماید هیچ سلامتی بالاتر از سلامت قلب نیست. وقتی که غصه بخورم مضطربم بدبینم حسودم بداخلاقم سخن چینم توطئه کننده هستم غیبت کننده هستم ناامیدم مضطربم احساس پوچی دارم. تند تند حالم خراب می شود انگیزه هام را از دست می دهم. یکسره باید بیان من را شارژ کنم یکسره بهم تقویت بزنند نشان می دهد قلب سالم نیست. نشان می دهد مسیر را خوب نرفتم. باید مسیر را درست برم. اینها شاخصه ریاضی است. یعنی شاخصه ای نیست که بشود حذفش کرد. خیلی دقیق است. فوق العاده این شاخصها دقیق و ریاضی است. علامت سلامت قلب کاملا مشخص است.
این راکاملا در بخش زن داری در بخش شوهرداری در بخش بچه داری، در فعالیت سیاسی اجتماعی فعالیت هنری فعالیت اقتصادی سلامت تعریف دارد. همه اش شاخص علمی و ریاضی دارد. بنابراین حضرت می فرماید این را بدان هیچ علمی مانند این نیست که تو بدنبال سلامت باشی و هیچ سلامتی بالاتر از سلامت قلب نیست. قلب همه انسان است. این یادتان باشد. دل انسان همه حیثیت و دارائی و شخصیت یک انسان است. یک جنین در رحم مادر چیزهای زیادی باهاش است. ناف است جفت است و چیزهای دیگر که به این وصل است اینها بچه است. نوزاد تعریفش مشخص است که چی هست. وقتی به دنیا می آید آن اضافات را کنار می گذارد فقط وسیله ای بودند برای اینکه این تغذیه اش صورت بگیرد. ابزارش بودند این چهار مرحله ابزار ما در رحم ما هستند. آنکه قرار است متولد شود این است: دل.
فعالیت عقلی علمی وسیله و ابزار هستند. فعالیت های حیوانی اجتماعی سیاسی ابزار است. فعالیت های گیاهی ابزار است. فعالیت های اقتصادی هم ابزار است. اصالت ندارد که ما و عمرمان را در این جور کارها بگذاریم. ابزار هستند. به مقداری باید نزدیک شویم که به سلامت دل مان لطمه نخورد. به سلامت قلبت لطمه نخورد. یکی می گوید من میخواهم هیئت دار بشوم، رئیس هیئت بشوم. همیشه دراین هیئت ها باشم برای امام حسین فعالیت کنم. قربون شکلت تو اصلا عرضه نداری در این هیئت باشی. تو در هیئت هستی ولی یکسره خرابکاری می کنی. همه آدم ها از دورت زده می شوند. رد می شوند بلد نیستی. من می خواهم برم یک موسسه فرهنگی بزنم. خوب برو بزن. می خواهم برم موسسه اجتماعی بزنم می خواهم برم موسسه هنری بزنم. می خواهم رئیس جمهور شوم. خوب بشو ولی تو که نمی توانی این جوری. تو الان وقتی می خواهی سراغ این فعالیت ها بروی ظرفیت سلامت دل خودت را نداری خوب آسیب می بینی.
می خواهم برم معلم شوم استاد شوم می خواهم تعلیم و تربیت شوم می خواهم برم مشاور بشوم، الان من فوق لیسانس روانشناسی دارم. دکترای روانشناسی دارم. اگر تو الان دکترای روانشناسی داری اجازه داری مشاوره انجام بدهی یا نه؟ خدا میگوید اگر می توانی سلامت قلبت را حفظ کنی برو اگر نه نه.
من الان مهندسم. می توانم کار مهندسی بکنم؟ می گوید اگر سلامت دلت را می توانی حفظ کنی برو اگر نه، نه. من الان می خواهم برم سفر خارج، خواستگار برام اومده می خواهم برم خارج زندگی کنم. برم؟ نه. چون خارج شده الان ویزا می دهند مجوز داری یا خواستگار داری یا زن می خواهی آنجا بگیری، دلیل نمی شود کسی بروی آنجا ازدواج کند یا برود زندگی کند. اگر می خواهی آنجا بروی باید سلامت قلبت را حفظ کنی. اگر نمی توانی سلامت قلبت را حفظ کنی حرام است بروی. کاملا حرام است رفتنش. می خواهم کار سیاسی کنم بله بکن خوب است ثواب دارد ولی اگر می توانی سلامت دلت را حفظ کنی. سلامت قلبت را نمی توانی حفظ کنی حق نداری وارد مسائل این جوری بشوی. کم. به مقداری که به سلامت جسمت و سلامت روحت لطمه وارد نشود.
پس دقت کنید شرط اینکه خداوند به ما چقدر اذن بدهد و اجازه بدهد وارد این مقوله ها بشویم حتی مقوله های معنوی. مقوله های جهادی و معنوی به میزانی است که شخص بتواند سلامت دلش را حفظ کند. نشاطش آرامشش عبادتش انسش با حق تعالی، والا اگر قرار باشد این فعالیت های حتی فعالیت های مذهبی روح من را خراب کند و آلوده کند، حرام است. سم است. نباید وارد بشوید.
نمی توانی وارد بشوی. باید به میزانی که بتوانی سلامتت را حفظ بکنی. الان شما به من بگوئید: چربی، قند و نمک حلال است یا حرام؟ برای بدن لازم است یا نیست؟ لازم است. خوشمزه است خداوکیلی. ولی آیا به هر مقدار می شود در بدن جذب کرد؟ بدن نابود می کند اگر بخواهی ولش کنی. هر چقدر دلت بخواهد نمک بخوری، شیرینی بخوری، چربی بخوری، نه. حلال است. حرام هایش را نمی گویم اصلا. من راجع به حلال ها صحبت می کنم. حلال خدا وقتی که شخص ظرفیت دریافت مصرف ندارد حرام می شود.
حلال خدا، جهنم درست می کند برای انسان. پس ببینید کاری با حرام نداریم. با نجس، حرام و آلوده؛ نه. حتی چیزهای عبادی هم اگر انسان ظرفیت نداشته باشد نباید به سمتش برود. باید به مقدار واجبات اکتفا کند. یک ذره مستحبات یواش یواش به مقداری که ظرفیت سلامت روحش را بتواند حفظ کند. اما اگر من نماز شب بخوانم بعد پرو بشوم توقع ام از خدا بالا برود از اهل بیت بالا برود از خدا طلبکار بشوم این نمازشب فساد می آورد.
نماز شب بخونم بقیه را ریز گناه کار و آلوده ببینم. این فساد می رود. عبادت کنم خدمت به مردم بکنم ولی بقیه را بد بدانم منحرف بدانم این برای من فساد می آورد این عبادت و این صورت مقدس کاملا شیطانی می شود. این بحث هایش را در شیطان و صور مقدس توضیح دادم. شیطان وقتی دستش به بعضی از افراد نرسد در صورت های آلوده، آنها را وارد می کند به کارهای قشنگ مذهبی و معنوی. به کارهای خیر به کارهای خوب به کارهای مقدس ولی در این کارها قلب اینها را نابود می کند. چون می داند این آدم ظرفیت ندارد. می گوید خوب نماز شب بخوان، خیلی خوب است. برو روزه بگیرد. این چهل روز روزه می گیرد. برو کارهای عرفانی کن برو نمی دانم چیکار کن. این هم فکر می کند کار مقدس است ولی نمی داند عرضه ندارد قلبش و سلامت دلش را حفظ بکند. مهم این است که اگر تو می خواهی هرکار مقدسی را انجام بدهی باید به خودشیفتگی، و اینکه خودت را بهتر از کسی بدانی همه معیوب باشند همه بقیه مشکل داشته باشند همه مریض باشند همه بد باشند فقط تو خوبی! فقط تو مقربی. این نمی شود. فقط تو درست میگوئی. این نمی شود. پس با ظرفیت صورت مقدس را نیاوردی. صورت مقدس صورتی است که وقتی انسان جذب می کند متواضع تر مهربان تر می شود و دقیقا به قاعده هو انت می تواند نزدیک بشود.هر کس کار مقدس مذهبی انجام بدهد، اما به هو انت نرسد این از خدا دور می شود. این قاعده ریاضی برای شما میگویم. صددرصد مهندسی و ریاضی است.
شما هر چقدر نماز بخوان، روزه بگیر، کار خیر انجام بده، ولی به هو انت نرسی به آرامش شادی نشاط انس با غیب نرسی، این دورت می کند. ببین چقدر پیغمبر زیبا می فرماید هر کس نمازش او را از فحشا و منکرات باز ندارد «من لم تنهی الصلاه عن الفحشا و منکر لم یزد من الله الا بعدا» هر کسی که نمازش او را از بدی باز نمی دارد، با نماز ازخدا فقط دور می شود. نماز می خواند هی دورتر می شود. این دیگر اصلا فایده ای ندارد.
خوب بچه این را می بینددر مامانش می بیند مامانش 40ساله نماز خونده، باباش 50ساله نماز خونده، بعد می بیند باباش نه اخلاق دارد، نه مادرش اخلاق داردنه باباش. بدجنس هستند، حسود هستند، دو بهم زن هستند، سخن چین هستند، غیبت می کنند، در خانه اخلاق ندارند، مهربان نیستند، خوب بچه می گوید خوب این یعنی چی! شما که نماز خوندید چی شدید! که حالا من می خواهم شبیه شما بشوم بعد از این همه سال. چی بشوم؟ این با نماز فقط بداخلاق تر شده، پرروتر شده، طلبکارتر شده، خودشیفته تر شده و دور شده. لذا حضرت این قاعده را می گوید این را بدان. خیلی جالب و مهم است. بدان اعلم انه لا علمک طلب السلامه. هیچ علمی نیست که بدنبال سلامت باشی. این که خدا به من دلم را چه جوری سالم نگه دارم. «ولاسلامه کسلامه القلب» هیچ سلامتی مثل این نیست که انسان دلش را سالم نگه دارد. و سالم هم علامت دارد. گفتم خدمتتان. دل سالم. معلوم است دیگر مثل بدن سالم. شما در بدن سالم توقع ضعف نداری. توقع مریضی تند تند تند نداری. تند تند هی مریض بشوی. توقع کسالت و بی حوصلگی این چیزها را نداری. بدن سالم قوی قدرتمند نشاط دارد. راحت آلوده نمی شود. راحت مریض نیست. بدن سالم است. روح هم همین طور است. روح سالم به راحتی غصه نمی خورد. به راحتی غمگین نمی شود. به راحتی اضطراب سراغش نمی آید چون سالم است. هر چیزی نمی تواند او را غمگین و ناراحت کند. هر چیزی نمی تواند او را مضطرب کند. روح سالم تعریف ریاضی دارد. ساختار ریاضی دارد. این را باید بشناسیم. لذا در بخش سلامت این خیلی مهم است این فرمایش امام. حالا بعد از اینکه این را فهمیدیم متوجه می شویم که چرا خداوند در نظام تربیتی از دنیا تا آخرت سلام را وارد کرده. یعنی خدا به عنوان یک اصل اگر شما بگوید اصول دین چی هست حالا از توحید بگذریم. این همین طور است. یک اصل دارد این جوری در بحث سلامت. یعنی ارتباط با سلام که اسم خداست و سالم بودن این همه اش است. توحید نبوت معاد عدل امامت همه چیز برای چی هست؟ برای سلامت. همه اش برای سلامت است. سالم باشی و سالم بمیری. به سلامت برسی. فرشته ها به اهل بهشت چی گفتند؟ سلام علیکم یعنی شما نهایتا رسیدید به چی؟ به سلام. یدخلون علیه من باب فرشته ها از باب هر دری وارد می شوند و به آنها چی می گویند؟ خوب حالا دیگر شما سالم شدید. سلام علیکم بما صبرتم. پس کل این ماجرای خلقت آمدن ما در این دنیا برزخ قیامت همه اینها برای این هست که ما مسیر سلامت جاودانه دقت کنید که چی دارم می گویم. مسیر سلامت ابدی و جاودانه را طی کنیم. قبلا گفتیم عمر هر کدام از ما به اندازه عمر خداست یعنی جاودانه هستیم انتها ندارد. ما باید بتوانیم مسیر سلامت جاودانه را طی کنیم. وقت مان هم در همین دنیاست. دیگر وقت دیگری نداریم. لذا حضرت می فرماید که وقت تان را جوری تنظیم کنید که به یادگیری سلامت تان برسید. هیچ علمی مانند طلب سلامت نیست و هیچ سلامتی بالاتر از سلامت دل و قلب نیست.
هیچی بالاتر از این نیست. انسان دلش و قلبش سالم باشد. پس نگو نمی رسم، درس دارم لیسان دارم دکترم مهندسی الان مطالعات هنری دارم الان کار اجتماعی دارم، کار سیاسی دارم، کار فرهنگی دارم، کار خیریه دارم، هیئت دارم نمی رسم، کار جهادی می کنم نمی رسم به خودم، اصلا همچین چیزی ندارم. وسط جنگ حضرت علی را دارد شمشیر می زند، وسط جنگ یک دفعه یک سربازی می آید می پرسد یا امیرالمومنین راجع به توحید برای من یک توضیحی بده. دقت کنید. حضرت همان جا می ایستد توحید را برای این توضیح می دهد. یک کسی می آید پرخاش می کند به این سرباز، می گوید وسط این جنگ تو وقت گیر آوردی؟ حضرت می فرماید نه ما برای این همین می جنگیم. جنگ برای توحید و انسانیت است برای همین می جنگیم.
آقا من مسئول کار خیریه هستم، پزشکم نمی رسم، مهندس نمی رسم، رئیس جمهورم نمی رسم، به این کارها نمی رسم. قاعده را برایتان بگویم. هیچ امر مقدسی در اسلام وجود ندارد که شما بخاطر حفظش به سلامت قلب چی کار کنی؟ لطمه بزنی. نمی توانی. امکان ندارد. الان شما پدرت خیلی دوستش داری، مادرت که خیلی دوستش داری، همسرت ، بچه ات بیاد یک ظرف نجس و آلوده را بگذارد جلویت بگوید بخور. می خوری؟ نه تو اگر عاشق منی و من را دوست داری بخاطر من این سم را بخور. بخاطر این آشغال ها را بخور. اصلا چنین چیزی نیست. هیچ وقت این کار را نمی کنیم. این دوست داشتن نیست. پس این یک قاعده است. حالا آیه را برایتان بخوانم . در دنیا می دانید که یک قواعد مفصلی درمورد سلام داریم. بهم می رسید سلام بکنید، پیغمبر می گوید هر وقت اصحاب و دوستانت آمد «فقل اذ جاءک الذین یومنون بالاخره یا یومنون بالله » آنهائی که می آیند پیش تو یاایمان به الله دارند به اطرافیانت و به دوستانت همیشه سلام کن. تو بهشون بگو فقل اذ جاءک الذین یومنون بآیاتنا فقل سلام علیکم» سوره انعام آیه54 اگر کسانی که ایمان به آیات ما دارند آمدند پیش تو به همه شان سلام کن. پیغمبر همیشه سبقت سلام دارد. در سیره نبوی داریم پیغمبر فرمود من حتی این سلام کردن به بچه ها را تا آخر عمر کنار نمیگذارم. و داریم افرادی بودند که تماما تلاش می کردند که سبقت سلام بگیرند به پیغمبر و نمی توانستند. پیغمبر تعمد داشت که او زودتر سلام بکند. این سیره نبوی است که باید یاد بگیریم.
فرمود به اندازه یک دور درخت گشتن و قایم شدید به هم سلام بدهید. سلام سلامتی می آورد. راست است واقعا. این کلمه باید تکرار بشود. سلام سلام سلام... این باید شیوع بشود. شیوع سلامتی که خیلی اثرات عالی دارد. سلام جسما اثر دارند در روح ما گفتنش و روحا هم اثر دارد. سلام در خیلی جاها تاثیر دارد. انشاله در بحث اردو اذکار سبعه را که گفتیم که ما هفت نوع ذکر داریم. بخش های انسان هفت نوع ذکر داریم ذکر از جسم از زبان شروع می شود تا تن روان عقل قلب نفس عرض کنم خدمتتان سر که هر کدام اذکاری دارند، هر کدام باید ذکرهایشان را باید یاد بگیریم که اگر بلد نباشیم یک موقع ممکن است تا آخر عمر با یک ذکر ظاهری سرکار باشیم . با یک ذکر معمولی وقت خودمان را بگیریم. همه مراتب انسان ذکر دارد و ذکرهایش مشخص و تعریف شده است. انشاله این را در اردو توضیح خواهیم داد.
سلام زبانی همین که انسان به زبان می آورد تمام مراتب سلامتی انسان اثر دارد. همین سلام کردن. تکرار سلام. افشا سلام. بلند سلام کردن، تکرار سلام این اثر دارد. در خیلی جاها و خیلی مراحل نفسانی ما و روحانی ما سلام اثر دارد. یعنی نگویم حالا یک سلام کردیم. نه. خیلی مهم است. اسم الله است که باید قدرش را بدانیم.
در دنیا گفتیم فرشته ها موقع مرگ به انسان سلام می کنند. آنهائی که سالم متولد می شوند. در بهشت که وارد می شوند باز بهشت خانه سلامتی است که توضیحش را دادیم. باز یک آیه دیگر امشب برایتان بخوانم که خیلی مهم است.
یکی اینکه «والله یدعو الی دارالسلام» خدا همه شما را دعوت به سلامتی کرده. پس خلقت ما دعوت ما آمدن انبیا کتاب ها، علما، دین، همه این ها برای سالم سازی ماست در همه مراحل زندگی ما و شئونات مان. خیلی زیباست . والله یدعو الی درالسلام. شما را همه خدا دعوت به دارسلام می کند.
بزرگان فرموده دارالسلام یک خانه است که نامیده شده به سلام. دارالسلام. سلام یعنی اسم خداست. دارالسلام یعنی چی؟ خانه خدا. مثل بیت الله که می گویم. می گویم مسجد بیت الله است. خانه خداست.
یکی از معانی سلام یعنی خانه خداست. خدا همه تان را دعوت به خانه خودش کرده و یک سلام یک معنای دیگر اضافه داردکه صفت بگیریمش. خانه سلامتی. بهشت خانه سالم هاست. خانه سلامتی است. هر کس سالم می شود وارد بهشت می شود. پس فشار قبر برای چی هست، عذاب قبر در برزخ برای چی هست؟ قبر بیمارستان بهشت است. جهنم کلا بیمارستان بهشت است. گفتیم که شش نوع تولد داریم از رحم دنیا به برزخ. شش نوع تولد از رحم مادر به دنیا داریم عین این شش نوع تولد از رحم دنیا به آخرت داریم. تولد سالم، سالم قوی، ضعیف، بیمار، ناقص، معلول. ناقص و معلول یک ظرافت های را دارند و با هم فرق می کنند. ما قبلا پنج تا گفتیم. ناقص و معلول را یکی کردیم. الان دقیق ترش می کنیم.
در تولدی که نوعا افراد پیدا می کنند آنهائی که سالم و سالم قوی هستند که هیچ. ضعیف ها که تقویت دارند. دوره تقویت دارند. بیشتر تولدها چی هست؟ شیعیان تولد ناقص و معلول ندارند. این یادتان باشد . یعنی تولد جاودانه در جهنم ندارند. می ماند فقط تولد چی؟ بیمار.
که بسته به سه عالم شدت، نوع و تعداد بیماری شخص باید درمان بشود. یک بچه ای که الان بدنیا آمده می گوید یک زردی دارد. چیزی نیست. یک هفته طول می کشد بچه سالم است. اصلا بچه زردی ندارد سالم متولد می شود. الان آمده زردی دارد دستش هم شکسته است، یک انگشت اضافه دارد. این طول می کشد یک ذره کار می کند تا دست را دوباره درمان بشود. یک مثلا پرده بین زبان و لثه دارد. بعضی ها دیدید تکلمشان سخت است دکتر می رود آن پرده را بین لثه و زبان را می شکافند شخص زبانش آزاد می شود و راحت می تواند مخارج را بکار ببرد. استفاده بکند.
بالاخره به تعداد بیماری باید درمان بشود. یک کسی حسادت می برد، خودشیفتگی می برد، بدبینی می برد، سخن چینی می برد، توطئه می برد هزار تا... خوب این خیلی طول دارد تا درمان بشود . باید جهنم برود.
از درمان هم قبلا توضیح دادیم از دنیا شروع می شود با بلا و مصائب و امتحانات مریضی ها، بدهکاری ها، غصه ها، غم ها این کفاره شروع می شود. خدا یکسره پاک می کند دائما. بعضی ها انقدر پوست کلفتند که این پاک نمی شود در دنیا برایشان. در برزخ می ماند.
چند شب پیش تلویزیون یک برنامه ای داد. راجع به یک کسانی که رفته بودند به کما و برگشته بودند. خوب دقت کنید. بعد همه چیزهائی که دیده بودند تعریف می کردند. مدتی که سکته کرده بودند و کما رفته بودند که من کجا بردند چی دیدم چه جوری شد. بعضی ها چیزهائی خوبی تعریف نمی کردند. می گفتند به ما آنجا خیلی سخت گذشت. و اکثرا می گفتند خوب بود . رفتیم آنجا چیزهای خوبی دیدیم. بعد از این که برگشیم حالا اخلاق های ما خیلی بهتر شده. ما دیگر از این به بعد گذشت برایمان خیلی راحت شده. سهل گیری راحت شده. خیلی چیزها را سخت نمی گیریم. راحت بخشش می کنیم راحت می بخشیم. راحت از مسائل می گذریم. ما جر و بحث نداریم. مراء نداریم. تندخویی نداریم. وقتی رفتیم آن ور دیدیم و آمدیم، راحت شدیم. در این ها کسانی بودند که خودشان می گفتند آنجا به ما خیلی بد گذشت حالا که اینجا آمدند باز لجبازی داشتند یعنی خودشان را اصلا اصلاح نکرده بودند با این که رفتند آن ور را دیدند و برگشته بودند. بعضی ها این جوری پوست کلفتند. رفته آن طرف را دیده اوضاع آنجا را دیده برگشته و هنوز به همان روش و سبک زندگی قبلی اش دارد زندگی می کند. هیچ تغییری نکرده . این برایش در قبر می ماند و به قبر می رود.
شما بیمارستان مه می روید دکتر می گوید چت هست. مریضی ات را تشخص می دهند که چی می خاد برای درمانش. این جوری نیست کسی بیمارستان برود یک دفعه چاقو را بردارند بیفتند به جونش بریم عملش کنیم. بیست تا آمپول بزنیم یا صدتا قرص بهش بدهیم. کدام بیمارستان این کار را می کند؟ عکس می گیرند، آزمایش می گیرند، اسکن می گیرند، ام آر آی می گیرند، بعد می گویند مریضی اش چی هست. این برای درمان چی لازم دارد بعد مرخص اش می کنند و می رود. عذاب قبر هم همین این جور است. عذاب جهنم و برزخ این جوری است. انسان به میزانی که مریض است باید آنجا بماند تا درمان بشود. بعد وارد بهشت که دارالسلام هست می شود. در بهشت مریض را راه نمی دهند. آن هم قانونی است. همان طور که در دنیا مریض اذیت می شود. آقا می شود مریض بشود بعد دنیا بگوید بی خیال. دنیا قانون مند است اگر شما با دنیا تطبیق ندارید درد می کشی. تا نروی درکتر درمان نکنی این درد است. چون فضا فضای قانونمندی است و ریاضی است. فضا معصوم است. بهشت هم نمی گذارد یک مریض آنجا بیاید . در روایت داریم کسی ذره ای کینه در دلش باشد امکان ندارد به بهشت راه پیدا کند. ذره ای کینه نمی گذارد. ذره ای بدجنسی. خواندیم از فرمایش امام رضا. فرمود اگریک کسی نسبت به بنده ای خدا از شیعیان و دوستان من در دلش حقه باشد بدجنسی باشد بدخواهی باشد توطئه باشد حسادت باشد یک چیزی در دلش باشد امام رضا فرمود من نفرینش می کنم که نه در دنیا خیر ببیند و نه در آخرت.
شوخی نیست. امام معصوم است آن هم امام رئوف. انقدر این کار زشت است که با همه رافت حضرت جور در نمیاد. می گوید من نفرینش می کنم. پس آدم باید دلش را پاک کند. برای هیچ کس بد نخواهد. حالا الان بهشتی ها به بهشت رفتند می گوید خدا شما را دعوت به اینجا می کند به دارالسلام. قرآن می گوید وقتی بهشت را تعریف می کند. نعمت های بهشتی را می گوید که اینها چه چیزهائی نصیب شان می شود زیاد است. خیلی است. آیات را می گوید می گوید میگوید آخرش می گوید: «لایسمعون فیها لغوا و لاتاثیما الا قیلا سلاما سلاما». در بهشت هرگز کسی چیز لغو نمی شنود . هیچ وقت جز لغو و بیهوده ای نمی شود. و تاثیم نیست. تاثیم یعنی نسبت گناه به هم دادند به هم پریدند. ما استادمان یک موقعی هائی برای ما خیلی (حفظه الله تعالی) می گفت یک موقع شما نشستید یک نفر دارد یک غیبتی می کند، زود بهش نگو غیبت نکن. چون همین نسبت گناه دادن است. چه بسا برای او غیبت نیست و چه بسا او آن مورد را غیبت نمی شمارد. ما از کجا می دانیم او واقعا دارد غیبت می کند و قصد غیبت می کند. نمی دانیم. بعضی وقت ها مشخص است واضح است معلوم است ولی بعضی جاها معلوم نیست. تاثیم یعنی این. یعنی نسبت انحراف و گناه راحت به بقیه ندهیم. انگ راحت به بقیه نزنیم. خیلی وقت ها ما یک چیزهائی یک ضعف های می بینیم شاید شخص مشکلات ضعف ها و دلائل خاص خودش را دارد. ولی ما الان نمی دانیم. فقط همین. زود یک چیزی خوب نبود موسی نسبت به... وقتی نمی داند فلسفه این جوری می شود. موسی فلسفه کارهای خیر خضر علیهم السلام را نمی دانست. نسبت می داد. لقد جئت شیئا امرا. این چه کاری بود کردی خضر. برای چی کشتی را سوراخ کردی؟ برای چی این بچه را کشتی؟ خضر چقدر قشنگ می گوید. کیف تصبر علی مالا خبرا تو چه جوری می توانی یک چیزی را که نمی فهمیش، تحملش کنی؟ قاعده می دهد. آقا من نمی دانم چی هست. می گوید پس تو ترمز کن نسبت نده. وقتی نمی دانی ترمز کن و نسبت نده. چون تو نمی دانی قضیه چی هست. حوصله کن. ترمز کن. یک دفعه همه چیز را خراب نکن. ترمز کن. چون قلب است. یک موقع هست من می خواهم یک کار قانونی کنم، قانونی چهار نفر آمدند شهادت دادند. ما چهارتا شاهد عادل ما دیدیم این شخص زنا کرده. عادل است. آدم های فاسقی نیستند. اعتبار شخصیتی و ایمانی دارند. شهادت دادند آن شلاق می خورد . این بحث قانون است. رفیق بوده حالا شلاقش زدند، بلندش کن بعد خودش می گوید من نکردم. بگو تو درست می گوئی. سلامت قلب تو به این است که تو تائید کنی. نه اینکه تو بگوئی خوب چهارتا شهادت دادند علیه دیگر. فلان فلان شده چرا داری دروغ می گوئی. نه سلامت تو به این است که اگر 50 نفر آمدند علیه دوست شهادت بد دادند، تو زیربار نروی. اگر خودش گفت همان حرف خودش را قبول کن. چون سلامت دل تو مهم تر است. تو اثبات جرم نکن.
چرا اسلام می گوید اگر چهارنفر شهادت ندهند کمتر باشند آن شاهدهای کمتر را شلاق بزنید. جرم ثابت نمی شود. چرا اسلام انقدر سخت گرفته؟ چون اسلام دنبال سلامت است دنبال این نیست که جرم را ثابت کند مریضی را شایع بدهد. می گوید سلامتش مهم است. سلامت جامعه مهم است. سالم بودن قلب شما مهم است. اسلام دنبال مچ گیری نیست. دنبال جرم گیری نیست. دنبال این نیست که اثبات کند فلان چیز فلان کس مجرم است، پس باید چنین و چنان کرد. خیلی جاها اثبات جرم مریضی است خودش. اسلام می گوید نگذارید ثابت بشود. خودش فسادآور است. میگوید نمی خواهد. خدا یک شرایطی گذاشت که ثابت نشودو چون سلامت انسان ها مهم است. تا ما ثابت کنیم فلان کس جرم کرده ما هم برویم چهارتا شلاقش بزنیم. سلامت روحی روانی مردم جامعه بالاتر از این جور چیزهاست.
پس این اصل است. نگاه کنید «لایسمعون فیها لغوا و لاتاثیما الا قیلا سلاما سلاما» مگر این قول که سلام سلام سلام سلام. همه چیزش سلامت است. یعنی اینها رفتارهایشان در دنیا با هم همین جوری است. در دنیا به همدیگر بدبین نیستند، دنبال مچ همدیگر را گرفتن نیستند، دنبال اثبات جرم نیستند، ریز در کارهای همدیگر نمی شوند، تحمل لغزش ها و عیب های همدیگر را دارند. تغافل دارند، تجاهل دارند، بهشتی زندگی می کنند. یک کسی همه ذهنش مشغول این است که کثافت ها و آلودگی ها و لغزش های دیگران را بگیرد، یک عالمه جهنم برای خودش درست می کند. «من تتبع عورات الناس تتبع الله عوراته» دقت کنید. اگر یک کسی دنبال لغزش های دیگران است خدا دنبال لغزش های خودش است. خدا او را رسوا می کند. یک آدم همه اش دنبال این است که چیکار کرد، چیکار کرد، چیکار کرد، چیکار دارد می کند، یکسره همین. کارش این است. این خدا عیب های خودش را زودتر برملا می کند.
لایسمعون فیها لغوا و لاتاثیما. الا قیلا سلاما سلاما. پیامبر یک کسی می آید ازش عذرخوهی کرد می داند دروغ میگوید ولی ازش می پذیرد. چرا؟ به ما گفتند اگر می بینی دروغ می گوید تو عذرش را قبول کن. ضایعش نکن. حالش را نگیر. رسواش نکن. چرا؟ چون او مچ گیری فسادش بیشتر از چی هست؟ بیشتر از این هست که خودتو به نفهمی بزنی، تغافل و تجاهل زدن است، به این عذرپذیری است. مگر یک جاهای که خاص است. آن بحث خاص. آن بحث خاص بحث دیگری است. بماند.
ما در بهشت هستیم یا در جهنم؟ این خیلی مهم است. گفتیم نفس ما چی هست؟ قبر ماست. الان من می خواهم که برزخ رفتم و مردم می روم به بهشت یا می روم به جهنم؟ همین الان؟ مرگ هر کس ای پسر همرنگ اوست/ برزخ ما شکل زندگی ماست. بعضی ها فکر می کنند و می گویند خوب می گذاریم روز آخر یک استغفرالله می گویم درست می شود. اصلا درست نمی شود. می گذاریم بعدا توبه می کنیم. سبک زندگی تو روند خلقی تو برزخی تو را مشخص می کند برزخ تو را. تو الان در قبرت چی هست یعنی در نفست چی هست. نفست چه شکلی است؟ در صلح هستی! با زنت، با شوهرت، با اطرافیانت، با زیردستانت، با مدیران، باهمکارانت، با فک و فامیل هات، در صلح هستی یا نیستی! اگر تو در صلح نیستی یکسره با هم کشمش داری پس جهنم داری.
خدا رحمت کند مرحوم میرزا جوادآقا ملکی تبریزی را. رحمت الله تعالی علیه. امام فرمود استادما. مرحوم میرزاجواد آقا می گفت من به استادم تمام مراحل سیرو سلوک را برای تجرد (تجرد یعنی حالتی که شخص انقطاع از دنیا دارد. شخص وارد برزخ میشود در حیات زندگی اش به ملکوت و باطن راه پیدا می کند). می گفت همه مراحلش را رفته بودم. می گفتم خوب پس چرا موانع از سر راه من برداشته نمی شود؟ چرا من وارد نمی شوم؟ هر چی که استاد گفت من انجام دادم. گفت یک موقع آمدم پیش استاد گفتم چرا حجاب های من برداشته نمی شود؟ استادم به من فرمود شما با آن ملکی های که در تبریز هستند فامیلید؟ بله. گفت یک کدورتی بینتان هست. برو تبریز، اگر یک کاری کردی که همه کدورت هایتان از بین رفت، پرده ها کنار می رود. مگر می شود یک آدم کینه ای حسود راه پیدا کند به غیب!
مگر می شود یک کسی که شرعیات را رعایت نمی کند راه پیدا کند به غیب! گفتم: من رفتم تبریز. حالا ایشان مقصر نبوده. جالب اینجاست. مقصر نبوده ایشان. ولی کدورت هست دیگر. می گوید من به همه فامیل ها سر زدم. در مهمانی هایشان شرکت کردم. کفش هایشان را جفت می کردم. دقت کنید. کفش هایشان را جلوی خودشان جفت می کردم تا دلها همه صاف صاف شد. برگشتم نجف. تمام شد. رسیدم خدمت استاد راه روم باز شد. غیب درش باز شد.
پس این ما هستیم که باید دائما مراقبت از قلبمان بکنیم. یک کسی که با زنش با بچه اش با اطرافیانشان با همه مشکل دارد. یکسره درگیری دارد، چه جوری می تواند راه پیدا بکند به غیب!
امکان ندارد. مریضی دارد. این باید ما برطرفش کنیم. این در راه خدا شهید بشود باز گرفتار است. شهیدی که در روایت داریم: «یغفر لشهید کل ذنب الا الدین» برای شهید هر گناهی آمرزیده می شود مگر دین. دین یعنی چی؟ یعنی همه حق الناس های مادی معنوی فردی اجتماعی اخلاقی همه اینها هست.
شهید هم که بشود باز گرفتار است. پس این سالم سازی خیلی مهم است. به داود علیه السلام وحی شد برو با فلان خانم ازدواج کن. یک زن معمولی و ظاهرا هم معمولی. همه گفتند چه جوری پیغمبر خدا این همه خانم های باکمال و باجمال رفت دست گذاشت روی این. خیلی ها هی دنبال این بودند که این خانم چه خانمی است که پیغمبر خدا با این می خواهد ازدواج کند. لذا هی می رفتند به قول خودمان در نخ این زن. بعد دیدند که خیلی معمولی است. زن معمولی است. نه روزه های آنچنانی دارد. یعنی روزه آن چنانی می گیرد، نه. هر روز روزه است. شب نماز شب،نه. خیلی معمولی.
یک کسی گفت آخه تو چیکارکردی که پیغمبر دست روی تو گذاشته؟ گفت من تمام عمرم از هیچ کس هیچ کینه ای به دل نگرفتم. هیچی. دلم را پاک نگه داشتم. دل. دل.
این که خدا می گوید خدا یک کافر خوش اخلاق بیشتر از مومن بداخلاق دوست دارد. آن کافر خوش اخلاق شبیه تر است به خدا که خدا بیشتر دوستش دارد. اینکه می گوید یک کافر سخاوتمند بیشتز از یک مومن خسیس دوست دارد چون آن سخاوت دارد کرم دارد جود دارد بیشتر شبیه خداست. با اینک کافر است بیشتر شبیه خداست.
می گوید من حجاب را رعایت می کنم، نماز می خوانم، نماز جمعه می روم، نماز شب می خوانم، ذکر می گویم، دعا دارم، توسل دارم، یک دانه از خواب های که خانم بی حجاب همسایه مان می بیند من نمی بینم. او فقط بی حجابی دارد. فقط همین. بزرگ است. گناهش کم نیست. سر جائی خودش ولی این خیلی از فحشاهای باطنی که در قلب توست را ندارد. کینه ای نیست، حسود نیست، بداخلاق نیست، تو داری. فحشا باطنی مهم است یا فحشای ظاهری؟ بله؟ باطنی ها خیلی مهم تر است. پس نگو اِ این بدحجاب چطوری خواب امام زمان را دیده؟ این همسایه مان که من خودم می شناسم این آدم چنین و چنان است، ظواهر رارعایت نمی کند. چه جوری او انقدر مورد عنایت قرار گرفت؟ بابا مسئله فقط ظواهر دین نیست. برای خدا باطن چی هست؟ بله؟ مهمتر است. ظواهر مهم است سرجای خودش. نرود یک کسی ظواهر را انکار کند. ظواهر رعایت نکند گناهش سرجای خودش این اصلا شکی نیست. معصیت دارد، گناه دارد زیاد هم هست. آن سرجای خودش. ولی برای خدا فحشای باطنی خیلی سخت تر از فحشای چی هست؟ بله؟ فحشای ظاهری است. بله. بنده الان ظواهر را خوب رعایت می کنم. همه چیز را رعایت می کنم . فحشای ظاهری ندارم. ولی ممکن است خودشیفتگی داشته باشم. خودبرتر بینی داشته باشم. حسادت داشته باشم. کینه در دلم باشد. بدخواه باشم. بدجنس باشم. اینکه خیلی وحشتناک تر است. فحشاش خیلی عمیق تر است.
پس عزیزان سلامت دل سلامت قلب ما باید روی قلبمان کار کنیم. روی دلمان سرمایه گذاری کنیم. این اصل است و این خیلی مهم است. البته از ظاهر شروع می شود. ظاهر باید رعایت بشود تا یواش یواش برویم. یعنی از حس، خیال، وهم، عقل و فوق عقل . همه این مراحل را باید ما طی کنیم در سالم سازی.
خدایا بحق محمد و آل محمد ما را به سلامت و دارالسلام خودت برسان. خدایا عیب های ما را ببخش و بیامرز. خدایا گناهان ما را پاک بفرما. خدایا سالم سازی و سلام شدن را برای ما آسان بگردان.
یک ساعت کامل