بامروز آخرین بحثمان را درباره زیارت به پایان میبریم. البته یک بحث سندی هم باید بکنیم که آن هم خیلی طولانی نیست و این مرحله اول از مرحله مقدماتی زیارت جامعه کبیره به پایان میرسد. ان شاءالله وارد متن زیارت میشویم. در زیارت جامعه شما همانطور که قبلاً عرض کردم گفتم که ما یک دعای جوشن کبیری داریم که اسماء الهی است که اسماء خود انسان است؛ یعنی خداوند این اسماء را برایش گفته که انسان قرار است که خلیفه الله شود. اینکه میگویند این همه ثواب دارد و فقط هم مال شب قدر نیست. همیشه جوشن کبیر را میشود خواند و خواندنش لذت بخش است. اسمهای خودتان است؛ یعنی جواد، ستار و کریم. ما باید اینها شویم. نیاز داریم که برای تبدیل شدن ما به این اسم باید الگو داشته باشیم؛ پس باید الگوهایی را شناسایی کنیم که دقیقاً همه این اسماء در آنها تحقق دارد و انسان به کمترین از این الگو اگر مراجعه کند، خودش را ضایع کرده و خودفروشی کرده است. شایستهی مقام انسانیت، داشتن الگوهای معصوم است. آنهایی که تمام اسماءالله را دارند، مثل اعلی هستند؛ پس در جامعه کبیره شما با شخصیتهایی روبرو هستید که میگویید شما چنین وچنان هستید و این ارتباطات بزرگ و این کمالات را دارید. افرادی که اساساً با هدف خلقت خودشان آشنا نیستند و این بخش اصلیشان که بخش فوق عقلانیشان است، فعال نشده، معارف دینی را از منظر این چهار بخش نگاه میکنند. یعنی وقتی که پای دین معارف دینی میآید، آنها یا از نگاه اقتصادی نگاه میکنند یا از شئون اجتماعی و سیاسی نگاه میکنند یا از منظر عقلانی نگاه میکنند. درحالیکه شأن انسان، شأن فوق عقلانی است که از آن جنس است. بنابراین، آنهایی که این بخششان فعال نیست، حتی اگر بروند دانشگاه دکترای الهیات بگیرند، بروند حوزه مجتهد هم شوند، باز به درد نمیخورد؛ یعنی این مجتهد دینشناس نیست. این مجتهد به درد تبعیت نمیخورد؛ چون با این بخشهایش در حوزه درس خوانده، نه با بخش فوق عقلانیاش ورود نکرده اصلاً. ما داریم کسانی که اجتهاد هم رفتند اما این آدم نمیتواند دست کسی را بگیرد و تا آنجایی که باید ببرد. شما دکترای الهیات بگیر و فوق تخصص بگیر. این دین را فقط از منظر بخش پایینی میشناسد. منظر انسان، منظر فوق عقلانی است؛ یعنی اگر خودش یعنی بخش فوق عقلانیاش؛ عشق به الله، عشق به اهلبیت (علیهمالسلام) و عشق به جهاد این سه عشق انسانی که خدا در قرآن میگوید که اگر کسی این سه عشقش بر همه عشقهای زمینیاش غلبه نداشته باشد، انسان نیست. اگر این سه عشق در قلب کسی غلبه نداشته باشد، وقتی سراغ دین میآید، دین را با منظرهای پایینی میخواهد، شناسایی کند و میخواهد دین و قرآن، همهی دین را با یکی از این شئونات پایینیاش هماهنگ کند؛ پس تا کسی سه معشوق اصلیاش در قلبش تسلط کامل پیدا نکرده؛ به الله و اهلبیت (علیهمالسلام) و جهاد که خداوند در قرآن، سوره توبه آیه 24 میفرماید، این روضه میرود، روضهاش مال این چهاربخش است. امام رضا (علیهالسلام) میرود با این چهاربخش میرود. مکه میرود با این چهار بخش میرود. حاج آقا و حاج خانم میشود، نماز شب میخواند، مال این بخشهایش است. بههیچوجه با بخش فوق عقلانیاش نمیتواند نماز شب بخواند؛ چون بخش فوقعقلانی که نماز میخواند، حتماً لذت انس، شادی و آرامش در زندگی شخص میآید. یک کسی متدین است اما نماز چهار رکعتیاش دو رکعت میشود خوشحال است با بخش حیوانی نماز میخواند؛ چهل سال و پنجاه سال و آدم عصبی و پرخاشگر و زودرنج و حساس است. این آدم با بخش حیوانیاش متدین است. بخش حیوانیاش متدین شده نه بخش انسانیاش. اگر بخش انسانی متدین شود به محض اینکه دین را دریافت میکند حتی دو رکعت یک روضه یک زیارت امام رضا (علیهالسلام) یک مکه یک عمره همین. وقتی که دریافت میکند، کاملاً جذب میشود. این وقتی جذب شد، مقدار تنشها، هاریها، تندیها، عصبانیتها، تیزیها، غمها، غصهها و اضطرابهای شخص کاهش مییابد. دین اساساً دریافت که شد شادی و آرامش میآورد. اگر نیاورد، بدانید دینی که دریافت میکنید، روی بخش انسانی شما نمینشیند. روی بخش جنسی و حیوانیتان مینشینند. خانم یا آقا متدین میشود اما نه انسان. حالا شما وقتی این را متوجه نشوید تا میآیید جامعه کبیره میخوانید، مفاهیمی که در جامعه کبیره است، مخصوص بخش فوق عقل است. کسی که فعالیت فوق عقلانی ندارد، این مفاهیم را نمیتواند خوب درک کند. میشنود میگوید خوب آقایم علی است، چنین و چنان است ولی درک استدلال و استنباط و یقین و باور نیست. میگوید امام رضا(علیهالسلام) چطوری آدمی است؟ میگوید خیلی آقاست، خیلی بزرگوار است. میگوییم: برای چی، میگوید: مشکل مالی داشتم حاجتم را داد. این منظرش از کدام بخش امام رضا (علیهالسلام) است، بخش اقتصادی است. میگوید: قربان امام رضا (علیهالسلام) برم. سرطان داشتم، شفایم داد. این مال کدام بخشش است؟ بخش گیاهی است. زن میخواستم به من داد. بعد میگوید امام رضا (علیهالسلام) میگوید قهرم با او چرا؟ چون زن خواستم به من نداد. دوباره از کدام منظر رفتار می کند؟ با این منظر. بنابراین؟ حالا که زیارت جامعه را شروع کنیم ،اگر یک کسی واقعاً بخش فوق عقلانیاش فعال نشده باشد، این مفاهیم را که شروع میکنیم و بخوانیم «السلام علیکم یا اهل بیت نبوه و موضع الرساله و مختلف الملائکه» درکی ازش نیست. چون درکی نیست، تو هم فکر نمیکنی که این مقاماتی که داری برای امامان میخوانی، مقامت خود توست. تو باید همینطوری باشی و دیگر حرکت جدی صورت نمیگیرد، قرب جدی صورت نمیگیرد. ولی خوب همیشه هشتمین اختر است. امام رضا (علیهالسلام) هشتمین اختر و ستاره آسمان است و ما دست مان به او نمی رسد. چقدر بزرگ است اینقدر که درش از طلا کنیم، گنبدش را طلا کنیم. او همیشه آنطوری است، بعد نهایتاً چون خودم را نشناختم. بعدش میگوییم آقا ما سگت هستیم. بعد هم یا از آن طرف غلو میکنیم میگوییم حسین اللهی، زینب اللهی، علی اللهی، زهرااللهی و.. یعنی افراط و تفریط. بنابراین، اگر کسی میخواهد که این بخشها کار کند، باید حتماً بخش فوق عقلانی را تقویت کند. آن بخشی که از جنس خود امام حسین (علیهالسلام) است. آن بخشی که از جنس خود چهارده معصوم است، این بخش است. اگر این فعال شود، هر وقت که زیارت عاشورا و زیارت جامعه میخوانی، دقیقاً آن جمله، آن حدیث و آن دعا میآید، روی بخش خودش مینشیند بعد تو تازه میفهمی که لذت یعنی چی، شراب یعنی چی. اینکه میگویند: قرآن شراب مؤمن است، از این پایینها خبری نیست. یک کسی مجتهد باشد ولی مؤمن نباشد، طلبه باشد، روحانی باشد، شاعر باشد، فیلسوف باشد؛ مؤمن این است. این بخش مؤمن است. آنکه فعالیت دارد، آنکه روی میدان مین میدود و یک شبه ره صدساله را طی میکند، آنکه با عشق میرود، مدافع حرم میشود، مادری که شش ماه تمرین میکند افغانی حرف بزند که سپاه افغانیها فاطمیون بپذیرد که افغانی است و دو پسرش را سپاه فاطمیون بفرستد و شهید شدند. نقشه دارد برای اینکه این دو بچه را برساند به آن طرف بهشت. این ایمان است. آنکه پدرومادرهای شما و خیلی از شما ها دارند؛ پس این بخش اگر فعال نشود، شما هر چقدر هم سر این کلاسها بنشینید، کدام بخش میشنود؟ بخش حیوانی. خانمها و آقاها میشنود؛ یعنی بخش جنسی و بخش حیوانی ما آیه و حدیث میشنویم و زیارت میرویم و روضه میخوانیم و گریه میکنیم. پس حالا که وارد می شویم اتمام حجت کنیم. آنهایی که این بخششان فعال نیست. دانشمند هم که میشوند به زیارت جامعه کبیره و یا زیارت عاشورا ایراد میگیرند، میگویند این چه کلماتی است. میشود آدم به امام حسین (علیهالسلام) بگوید که من میخواهم به مقامی که تو داری برسم. این بخش فوق عقلانیاش الان فعال نیست که آن مقام را نمیداند و نمیخواهد. میگوید بابا امام حسین (علیهالسلام) ما جهنم نرویم و بهشت برویم و چهار حوری به ما برسد. بس است. کاخی بدهند، یک غذایی بدهند، یک دنیای مستمر قشنگتر بدهند، بس است. پس این آیات و روایات و کشتن شدن انبیا و چهارده معصوم که سیزدهتایش کشته شدند، داستان اینها چی بوده؟ اینها آمدند که ما برویم بهشت و چهار حوری برسد و شراب بخوریم. یک دنیای مستمر قشنگتر داشته باشیم. ما را ببرند آنجا ته قضیه این نیست. ما برای چیز دیگری اینجا آمدیم. داستان آمدن ما به زمین چیز دیگری است. وقتی که ما با آن بخش فعال نباشید، در اینترنت، در کانالهای تلگرام، شبهاتی که به دین وارد میشود، همهاش مال کسانی است که این بخششان فعال نیست؛ چون درک درستی هم ندارند. اینکه بخش ما فعال نیست. میگوییم خوب راست میگویند دیگر. به این فکر نکرده بودم ما هم یک دفعه سقوط میکنیم؛ راجع به خدا، عدالت خدا، راجع به نبوت، امامت و معاد و یکسره راجع به چیزهای مثل خمس، زکات و حجاب مال کسی است که این بخشش فعال نیست. الان 60 سالش است، ماه رمضان میآید، ناراحت است. ماه رمضان میرود، خوشحال است. روزه هم که است، تمام مدت روزه از دست خدا عصبانی است یا حجاب را هم رعایت میکند، با ناراحتی، غصه و نق و غر تا شصت سال هم رعایت میکند، این فایده ندارد. این عاشقانه نیست، اصلاً عشقی به وجود نمیآید. درحالیکه ما برای این عشق به دنیا آمدیم؛ پس این آخرین شبهات را هم جواب بدهیم که در زیارت جامعه کبیره غلو نیست. در آن زیادهگویی نیست. معصومین (علیهمالسلام) هیچ ادعایی برای خدایی بودن نکردند. همهشان گفتند ما بنده خدا هستیم.
اگر میگوییم که اینها مظاهر الهی هستند یا مثل اعلی هستند، خدا برایشان این اسم را گذاشته یا خلیفه الله را خدا در قرآن اسم گذاشته. اگر هستند ظهوری است ذاتی نیست. توضیح دادیم یعنی ذات اینها مال خودشان نیست. مال خداوند است، اینها ظهورات و جلوههای خداوند هستند ولی جلوههای تام و کامل هستند. در جامعه کبیره غلو نیست؛ زیرا جامعه کبیره اصلاً همهی مقامات معصومین را نگفته مقامات معصومین خیلی خیلی بیشتر از آن چیزی است که ما در ادعیه یا روایات داریم. خیلی بیشتر از اینهاست. خود علی (علیهالسلام) میفرماید: «وَاللَّهِ لَوْ شِئْتُ أَنْ أُخْبِرَ كُلَّ رَجُلٍ مِنْكُمْ بِمَخْرَجِهِ وَمَوْلِجِهِ وَجَمِيعِ شَأْنِهِ لَفَعَلْتُ، وَلكِنْ أَخَافُ أَنْ تَكْفُرُوا فِيَّ بِرَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ؛ سوگند به خدا اگر بخواهم درباره هر يك از شما بگويم كه از كجا مى آيد و به كجا مى رود و از همه كارهايش خبر بدهم، مىتوانم امّا مىترسم كه با اين كارِ من به پيامبر خدا كافر شويد». نهج البلاغه که بین علما معروف به داداش قرآن است. میگوید من به خدا قسم اگر بخواهم هر کدام از شما را به ورودیها و خروجیهای خودش و همه چیز زندگیاش و جمیع شأنه بگویم این چکار میکند ده سال بعد، 5 سال بعد کی میمیرد، کجا میمیرد! بهشتی است یا جهنمی است؟ قیامت چطوری است؟ همه را بگویم «لفعلت» میتوانم بگویم اما میترسم من این کار را کنم.
شما فکر کنید من از رسول الله بالاتر هستم و نسبت به رسول الله کافر شوید. امیرالمؤمنین میگوید میترسم یک دفعه شما فکر کنید که من از پیغمبر بالاتر هستم. کما اینکه بعضیها از این چیزها در ذهنشان میآید افراد جاهل و نادان در این اشعار این چیزها را میگویند. شما نگاه کنید باب الحوائج ابالفضل العباس خوب باب الحوائج است. افراد الان با ابالفضل العباس بیشتر ارتباط میگیرند و حاجت میگیرند یا با امام عسکر(علیهالسلام) یا امام جواد (علیهالسلام) یا امام هادی (علیهالسلام) با ابالفضل (علیهالسلام) دیگر.
به بنده خدایی گفته بودند امام اول کی بود؟ گفت: حضرت عباس (علیهالسلام). بعضیها اینطوری هستند. فکر میکنند امیرالمؤمنین (علیهالسلام) از خدا بالاتر است. گفت راجع به خدا چی میگویی؟ گفت: خدا که علی یارش است. یک آقایی به من گفت که این آدم خیلی آدم باکمالی است، باطن بین است. من رفتم با او صحبت کردم. گفت: تو چند وقت خواب یکی از امامان را دیدی؟ گفتم: خوب کدام شان؟ گفت: حضرت عباس (علیهالسلام). چون باب الحوائج است. حاجت میدهد. مردم یک جاهایی میگویند بابا این را باید در لیست امامان بگذاریم که نمیتواند با او ارتباط بگیرد. این مثلی که خیلی قویتر است درحالیکه اینطوری نیست. جان ما به فدای امام هادی (علیهالسلام) ببینید. چه ریخته در این جامعه کبیره. ولی خوب چند نفر میتوانند با امام هادی (علیهالسلام) رابطۀ پدر و فرزندی برقرار کند. دست ما باید به او برسد. باید بشناسیم امام هادی(علیهالسلام) کیست! امام جواد (علیهالسلام) کیست! امام عسکری (علیهالسلام) کیست! چون با این نتوانستیم ارتباط بگیریم، میگوییم ابالفضل خیلی باب الحوائجه. ابالفضل و علی اصغر (علیهاالسلام)، اما امامزاده داریم که همه میدانند این امامزاده مثلاً در این روز شفا میدهد. میروند. ما شهید داریم که اینطوری است. مردم عادی که شهید شدند و به مقام عظیم رسیدند، شهید است. سر قبرش مردم حاجت میگیرند. این آدم اگر برود سر قبر امام هادی (علیهالسلام) یا عسکری (علیهالسلام). این ارتباط را برقرار نکند و نگیرد این دلیل نمیشود که اگر این ظهور بیشتری دارد. مقامش هم بالاتر است. علی (علیهالسلام) میگوید: اگر من میخواستم ظهور اینطوری کنم، شما فکر میکردید که من از رسول الله بالاترم و کافر به رسول الله (صلیالله علیه و آله) میشدید. حالا ببینید پیغمبر راجع به حضرت علی چی میگوید. «لولا أنِّي اُشفِقُ أن يقولَ طَوائفُ مِن اُمَّتي فيكَ ما قالَتِ النَّصارى في ابنِ مَريمَ، لَقُلتُ اليَومَ فيكَ مَقالاً لا تَمُرُّ بِمَلَأٍ مِن الناسِ إلاّ أخَذُوا التُّرابَ مِن تَحتِ قَدَمَيكَ لِلبَرَكَةِ؛ اگر نمى ترسيدم كه گروههايى از امّت من درباره تو همان بگويند كه مسيحيان دربارۀ عيسى بن مريم گفتند، امروز درباره تو سخنى مىگفتم كه بر هيچ جماعتى از مردم نگذرى، مگر اين كه از زير پاى تو براى تبرّك خاك بردارند». پیغمبر صلوات الله علیه هم مثل حضرت علی (علیهالسلام) میترسد. میگوید من هم میترسم. اگر من نمیترسیدم که مردم همان چیزی که راجع به عیسی بن مریم گفتند که پسر خداست. راجع به تو بگویند، چیزهایی راجع به تو به این مردم میگفتم که مردم خاک قدم تو را برای برکت بر میداشتند. لذا، شما وقتی وارد زیارت جامعه کبیره میشوید، آخرش خیلی قشنگ است. از آدم دل میبرد. موالی چقدر کلمه قشنگ است. قربان امام هادی (علیهالسلام) بروم. چقدر قشنگ انتخابش کرده؛ چون در مقابل 12 معصوم وایستادی میگویی: موالی، مولاهای من، آقایان من سروران من، خوش به حال یک کسی که معصوم بتواند بگوید آقای من چون قیمت هر کس به آقایش است. اگر یک کسی بتواند بگوید آقای من و امام حسین هم بگوید چی است. ابالفضل بگوید چیست، علی اکبر بگوید چیه. یعنی قبول دارم آقای تو هستم. ما آقاهامون کسان دیگر است. کسان دیگر سروران ما هستند. جلوی خیلی کسان دیگر تعظیم میکنیم و دین میفروشیم. فلان وزیر و فلان نماینده مجلس فلان ... آنها را آقا و سرور میدانیم. خودمان را تا رکوع و سجود میبریم، دینمان را جلویشان میفروشیم، اهلبیت را هم ذبح میکنیم، جلویشان آنها سروران ما میشوند. اگر یک کسی بتواند بایستد جلوی ائمه بگوید شما آقای من هستید، من آقایی غیر از شما ندارم، خیلی خوش به حالش میشود: «مَوالِيَّ لا اُحْصى ثَنائَكُمْ؛ مولای من نمی توانم ستایش شما را حساب کنم». قادر نیستم که ثنای شما را شماره کنم. «وَ لا أبْلُغُ مِنَ الْمَدْحِ كُنْهَكُمْ؛ و نمیتوانم به باطن و کنه مدح شما برسم». من توان مدح کردن شما را ندارم. ما در مقابل مثل اعلی خیلی کوچکیم. میتوانیم برسیم به آنجا ولی باید رفت مسیر را و من الوصف قدرکم نمیتوانم توصیف کنم شما را توانش را ندارم؛ پس یک کسی میگوید جامعه کبیره غلو دارد، نه بابا. ما هنوز جامعه کبیره که امام هادی (علیهالسلام) گفته هنوز آن چیزی که باید گفته شود، خیلی چیزهایش نگفته است. خیلی مقامات نگفته است. مگر میشود، آنقدر است که حضرت فرمود: «لا يُقاسُ بِآلِ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ أَحَدٌ؛ هيچ كس از اين امّت با خاندان محمّد سنجيده نمىشود» حضرت میفرماید که امام صادق (علیهالسلام) میفرماید: شاید بتوانیم بگوییم: «ما عَسَى أَنْ نَقُولَ مَا خَرَجَ إِلَيْكُمْ مِنْ عِلْمِنَا إِلَّا أَلْفاً غَيْرَ مَعْطُوفَةٍ؛ به خدا سوگند كه از دانش ما، جز اَلِفى به شما نرسيده است». حضرت میخواهد بگوید که شما از علم ما چقدرش را میگیرید؟ میگوید شاید بگویم که شما از علم به اندازه یک نصف الف از 28 حرف یک نصف الف گیرتان بیاید که فرمودند 27 پایه دارد تا زمان ظهور. فقط همه بشریت تلاش کنند دو پله علم را میتوانند ببرند جلو. 25 پایه علم را امام زمان (علیهالسلام) جلو میبرد. وقتی امام زمان (علیهالسلام) ظهور کند، قرار است دنیا چی شود. از نظر علمی میخواهیم به کجا برسیم. این آقایی که 25 پایه علم دستش است؛ یعنی همه 27 علم دستش است. هر چه بشر از اول خلقت تا الان علم دارد، دست حضرت است. دانشمندان کار کردند. تمام دانشمندان روی کره زمین کار کردند. همه چی دست حضرت است. 25 پله بالاترش هم دستش است. این آقا بین ما «صَاحِبُ هَذا الاَمْرِ الشَّـرِيدُ الطَّرِيدُ الفَرِيدُ الوَحِيدُ؛ آواره، طردشدهی تنها و یگانه است»، ما چقدر ظلم به امام زمان (علیهالسلام) میکنیم که این آقا را تنها گذاشتیم. واقعاً اگر کسی بگوید من طالب علمم، خوب علم میخواهی امام زمان (علیهالسلام) که ظهور کند؛ هیچ کس فقیر نیست، هیچکس مریض نیست، در شأن گیاهی، هیچوقت در هیچ خانواده ای؛ تلخی، تندی، طلاق، ناراحتی و غصه پیدا نمیشود. هیچکس تنها نمیماند، هیچ کس بیعاطفه نمیماند. هیچکس محتاج نمیماند، هیچ بیعدالتی نمیماند. امام زمان (علیهالسلام) بیاید دیگر جهلی وجود ندارد، تازه اینها هیچ چی. تازه هیچکدام اینها کار اصلی امام زمان (علیهالسلام) نیست.
امام زمان (علیهالسلام) بیاید ما در این بخش به الله میرسیم. به خود اهلبیت (علیهمالسلام) میرسیم، ما به غیب راه پیدا میکنیم. ما به برزخ و بالاتر از برزخ راه پیدا میکنیم. واقعاً اگر یک کسی کوتاهی کند، در حق امام زمان (علیهالسلام) خائن است؛ چه کوتاهی اقتصادی و چه بدنی، چه کوتاهی بخش جنسی و بخش عقلی و چه کوتاهیهای فوق عقلی. اگر امام زمان (علیهالسلام) در هیچ کدام از شئونات ما راه نداشته باشد، شریک نباشد. در این بخشهای وجودی ما، ما داریم به خودمان ظلم میکنیم؛ چون فاصله میافتد بین ما و هم به مردم ظلم میکنیم و هم به امام زمان (علیهالسلام). امام امت (ره) فرمود: «مسئولان جمهوری اسلامی ایران اگر به فکر ایجاد حکومت جهانی امام زمان (علیهالسلام) نباشند، خائن و خطرسازند. حتی اگر به مردم در این بخشها خدمت کنند». وقتی حواسشان به امام زمان (علیهالسلام) نیست. خیلی حرف بلند است. ما هم خائن هستیم، اگر حواسمان نباشد، ما هم اگر شریک در برطرف کردن موانع ظهور حضرت نباشیم، خائن هستیم. حواست باشد کجای زندگی هستی. حواست به خودت باشد، امام زمان (علیهالسلام) کجای زندگیات است؛ از بابایت و امامت. هم پدرت است، هم امامت است، خدای نکرده یک دفعه غافل نشوی. این را جدی بگیرید. باید برایش فکر کرد و تصمیم گیرفت؛ یعنی باید سبک زندگیمان را به گونهای انتخاب کنیم که در چادرش برویم. اگر زیر چادرش نباشیم، مثل همانهایی هستیم که از چادر امام حسین (علیهالسلام) فرار کردند. مگر یک نصیحت برای شما داشته باشم تا آخر عمرم همین یک دانه است؛
سبک زندگیتان را یک طوری طراحی کنید که به چادر برسید، وگرنه هر جا باشید در این بخشها و لو خدمت هم به مردم کنید، بیرون چادر هستید و فایده ندارد و قرآن به این میگوید: فسق. هر کس باید بنشیند برای خودش تصمیم بگیرد و مشکل اقتصادی داشتم، نشد، مریض بودم، نشد. مشکل شوهر و طلاق و زندگی و بچه و بچهداری داشتم، مشکلات اجتماعی و سیاسی داشتم، حزب و گروهم نگذاشت، درس و دانشگاه داشتم، دکتر و مهندس بودم نگذاشت؛ اینها همه کوفت و جهنم برای ما میشود و دام و شیطان ما میشود. هرچه که نگذارد تو بروی زیر چادر شیطان توست، و لو قشنگ و خوب باشد. هر چی که نگذارد تو در چادر به حضرت برسی، شیطان توست. حضرت میگوید که ما از علممان میتوانم بگویم که به اندازه نصف الف به شما بیشتر نرسیده. ما لیاقت این را داریم؟ نه. میگوید لیاقت همه 28 حرف را دارید. بروید سراغ آن کسی که دستش است. بیاورید همه علوم را به شما یاد میدهد، حیف نیست. ما اینطوری بمیریم. «به ما رب نگویید». ما رب نیستیم، ما خدا نستیم. رب به معنای پرورنده درست است ولی رب به معنای خدا نه. پدر و مادر ما هم رب ماست. در قرآن هم می است رب ارحمهما ربیانی صغیرا اینها رب من بودند من را تربیت کردند. آن که خوب رب های مختلف دارد می گوید به ما خدا نگویید. قولوا فی فضلنا ما شئتم دیگر هرچی می خواهید بگویید بگویید کم است. یعنی هر چه زور بزنید بگویید و بگویید در فضل ما کم است اشکال ندارد هرچه بگویید ما هستیم ما فقط خدا نیستیم. خدا نیستیم گفتم فرقش چیست یعنی ذات از خودمان نداریم فقط یک موجود است که ذاتش از خودش است و قائم به خودش است و او الله است. جان ما فدای خدا. فانکم لم تبلغوا من فضلنا کن هما جعلنا... شما هرگز به عمق فضیلت ما آنی که خدا برای ما گذاشته نمی رسید و لا معشار العشر یک دهم اش را هم نمی رسید شما. یک دهم دهم میشود یک صدم نخواهید رسید. لانا آیات الله ما نشانه های خداییم یعنی ظهور خداییم هر که ببیند ظهور الله این میشود غیر از مسئله ذات الله اگر بخواهد ظهور کند دیگر بزرگتر از پیغمبر و امیرالمؤمنین (علیهاالسلام) نیست. لذا خود حضرت میگوید ما للله آیت اکبر منی خداوند نشانه ای بزرگتر از من ندارد. در زیارت نامهشان میخوانیم «السَّلامُ عَلَيكَ يا آيَةَ اللّهِ العُظمى؛ سلام بر تو ای بزرگترین نشانهی خدا». خدا مظهری بالاتر از امیرالمومنین (علیهالسلام) ندارد. و دلائله و ما هستیم که شما را به الله میرسانیم. اساساً عبادت و شناخت خدا بدون معصوم یک شناخت و عبادت کاملاً ناقص و مربوط به بخشهای پایینی است. اگر کسی بخواهد ناشناخت کاملی از الله پیدا کند و عبادت کند، باید با این بخشش که ارتباط با معصوم دارد، بتواند با معصوم جلو برود از طریق معصوم. معصوم را کنار بگذاری، تمام ارتباطات با خدا یا جمادی است یا گیاهی است یا حیوانی یا عقلی است. بیشتر از این دیگر نیست. و خدا ما را برای این مقدار نیافریده. «وَ حُجَجُ اللَّهِ وَ خُلَفَاؤُهُ وَ أُمَنَاؤُهُ وَ أَئِمَّتُهُ ؛ ما حجتهای خدا هستیم و خلفای الهی و جانشینان خدا هستیم، ما امین خدا هستیم». به مباحث عرفانی اینجا برسیم چقدر شراب برای ما ریختند. «وَ وَجْهُ اللَّهِ؛ ما وجه خدا هستیم»، «وَ عَیْنُ اللَّهِ؛ چشم خدا هستیم»، « وَ لِسَانُ اللَّهِ؛ و زبان خدا».
باز حضرت علی (علیهالسلام) میفرماید: «لا تَتَجاوَزوا بنا العُبوديَّةَ؛ ما را از عبد خدا بالا نبرید». ما هم مثل شما بنده خدا هستیم. بالاتر از عبد نبرید. همهی ما کی هستیم؟ ما هم مثل شما بندهی خداییم. علی اللهی و زینب اللهی همهاش شرک و حرام است. کفر و شرک است. «قُولوا ما شِئتُم؛ آنگاه هر چه خواستيد بگوييد» اگر ما را بنده ما دانستید هر چه در فضیلت ما بگویید اشکالی ندارد. «و لن تَبلُغُوا؛ كه كم گفتهايد» هر چقدر هم بگویید میگویید ولی هرگز به آن چیزی که ما هستیم نمیرسید. بعد حضرت میفرماید: «و إيّاكُم و الغُلُوَّ؛ زیادهگویی در مورد ما نکنید»، یعنی ما را به مرحله خدایی نرسانید. غلو نکنید «كَغُلُوِّ النَّصارى؛ مثل غلوی که مسیحیها کردند» در مورد عیسی. عیسی خودش میگفت: بنده خدا هستم. میگفتند نه پسر خداست. «فَإِنّي بَريءٌ مِنَ الغالينَ؛ من بیزارم از کسانی که غلو میکنند». علی (علیهالسلام) اعلام بیزاریاش را در مورد این افراد میکند. بیخود این افراد خود را به اهلبیت (علیهمالسلام) نچسبانند. برای همین هم شما وقتی میخواهید جامعه کبیره بخوانید، ورود به جامعه کبیره صد بار الله اکبر دارد. گفتم فلسفهاش چیست. شما اول باید ذهنت را 100 بار الله اکبر با پر کنی. الله اکبر الله اکبر بعد تازه بیایی سراغ بندگان خدا. یک موقعی اشتباه نشود. در جامعه کبیره شما حرفهایی میزنید که خیلی واضح است. اگر کسی جامعه کبیره مثل آن استاد نادانی که گفت زیارت جامعه کبیره مرامنامه شیعه غالی است. نه. غلوی نیست. در اوایل زیارت جامعه کبیره هم میخوانیم «أشْهَدُ أنْ لا إلهَ إلَا اللّهُ وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ» این توحید است. الهی معشوقی و معبودی جز الله نیست. تنها اوست و شریکی هم ندارد. «كَما شَهِدَ اللّهُ لِنَفْسِهِ» همانطور که خود خدا برای خودش شهادت می دهد. «وَ شَهِدَتْ لَهُ مَلائِكَتُهُ». عزیزان من خیلی خیلی مهم است یک آدم بایستد جلوی معصوم بگوید نه به اندازه من به اندازهی که خدا شهادت میدهد، میتوانم شهادت بدهم. خیلی حرف است. من همانطوری که خدا به خودش شهادت میدهد، شهادت میدهم. همانطوری که خدا خودش را میبیند، من هم او را میبینم. همانطور که فرشتهها به خدا شهادت میدهند، من هم شهادت میدهم. این قیمت و لیاقت توست که باید به آن برسی. این هدف از زندگی دنیایی است. ما باید در زندگی دنیایی به اینجا برسیم که بایستیم در مقابل خداوند و بگوییم که من تو را همانطور که خودت میبینی میبینم. کور نمیریم. کر نمیریم. بعداً برای ما خیلی گرفتاری میآورد. «واولوالعلم| از ملائکه بالاتر اهلبیت (علیهمالسلام) هر جوری خدا را میبینند من هم شهادت میدهم. اساساً آدم چگونه میتواند جلوی خدا بایستد و شهادت بدهد و شهادتش هم شهادت باشد و خدا هم نگوید که دروغ میگویی. «وَ اُولُوا الْعِلْمِ مِنْ خَلْقِهِ؛ و دانشمندانی از مخلوقاتش، براى او گواهى دادهاند» دوباره «لا إلهَ إلاّ هُوَ الْعَزيزُالْحَكيمُ؛ معبودى جز او ـ كه نيرومند و فرزانه است ـ نيست» دوباره اینجا میرسیم. باز نگاه کنید همهی حرفهایی که حضرت میگوید راجع به عبد بودن معصومین است. ما بیشتر از عبد آنها را بالا نمیبریم. «إلَى اللّهِ تَدْعُون؛ تنها شما به سوی خدا دعوت می کنید»، شهادت میدهیم که شما مردم را به سمت خدا دعوت میکنید به سمت خودتان دعوت نمیکنید. «وَ عَلَيْهِ تَدُلُّونَ» راهنماییتان به سمت اوست به او دلالت می کنید وجود شما به او دلالت میکند. «وَ بِهِ تُؤمِنُونَ؛ شما به الله ایمان دارید». باز نگاه کنید. «الْمُطِيعُونَ لِلَّهِ؛ شما مطیع الله هستید»، «الْقَوَّامُونَ بِأَمْرِهِ؛ قائم به امر خدا هستید»، «و الْعَامِلُونَ بِإِرَادَتِهِ؛ با اراه خدا عمل میکنید». اراده مستقلی در مقابل اراده خدا ندارید. ابالفضل (علیهالسلام) شفا داد، نگوییم خیلی دعا کردیم. خدا شفا نداد، بلکه ابالفضل (علیهالسلام) شفا داد. بابا ابالفضل تابع خداست. اراده خدا اگر نباشد، ابالفضل (علیهالسلام) چه شفایی میدهد. شما حتی از معصوم میخواهید؛ شما وقتی پیش امام رضا (علیهالسلام) روبرو که میشوید با امام اول به خدا میگویید «خدایا! اللهم شفع صاحب هذالقبر فیه؛ خدایا تو یک کاری کن که امام شفاعت من را پیش تو کند». امام هرچقدر رأفت داشته باشد، از خدا مهربانتر است؟ نه. بعد هم تو وقتی که امام رضا (علیهالسلام) شفایت داد، حواست باشد؛ یعنی خدا شفا داده. اگر امام رضا (علیهالسلام) شفایت داده، یعنی امام زمان (علیهالسلام) شفایت داده. اگر امام حسین (علیهالسلام) شفایت داد، یعنی امام عسکری (علیهالسلام) شفایت داد. یعنی چی؟ اذن را باید خدا بدهد. شما میگویید خدایا دل امام رضا (علیهالسلام) را تو نرم کن. آقا چند تکه دارد. در این زیارتی که به شما گفتم. یک جا به امام رضا (علیهالسلام) میگویی که تو شفاعت من را پیش خدا بکن. یک جا به خدا میگویی امام رضا (علیهالسلام) را شفیع من کن. باز مهربانی اصالت محبت دست خداست. دست الله است. توحید ما خراب نشود، مشرک شویم. فکر نکنیم اهلبیت (علیهمالسلام) مهربانتر از خدا هستند. لذا قربان این خدا بروم. این همه امامان مهربان گذاشته میگوید شما بروید. شما بروید این بندگان من را بیاورید با من آشتی بدهید. قیامت هم تازه که خیلی اوضاع خراب است. اینها را شفاعت کنید که اینها به بهشت برسند. قاعده شفاعت را کی گذاشته؟ کی اجازه داده، «من ذالذی» جز به اذن خدا کی میتواند شفاعت کند. چه خدایی حضرت فرمود: همه شفاعتشان را میکنند می روند بعد تازه نوبت خدا میشود. آخر «من یشفع هوالله» خدا میگوید حالا نوبت خودم است دیگر. آدم یک طرف شود با خود خدا. به یکی میگوید برود جهنم میرود، هی برمیگردد پشت سرش را نگاه میکند. خدا میگوید نگهش دارید. چی میگوید؟ برو دیگر چرا نمی روی؟ میگوید: خدایا پایم نمیرود آن طرفی، چون فکر نمیکردم تو من را جهنم ببری. من با تو طرف هستم. خدا میگوید: این بنده من همین الان هم دروغ میگوید اما اینقدر هم به من امید ندارد. باشد دروغش هم قبول است. ما الان چند سالمان است 50 سال داریم میگوییم «أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلاَّ اللهُ» همهاش دروغ میگوییم. ما شهادت میدهیم که معشوقی جز خدا نداریم راست است؟ واقعاً اینطوری هستیم؟ اصلاً نه در ذوق ما میزند، نه حال ما را میگیرد. نمیگوید آی دروغگو. فکر نکن این اتفاق برای او میافتد، 50 سال است دروغهای ما را تحمل میکند، هیچ چیز هم به ما نمی گوید. باز هم میگوید: بیا نماز بخوان، باز هم میگوید راهش بدهید، بیاید حرم بگذارید بیاید مسجد و حسینیه. راه مان میدهد 50 سال دروغ به خدا. «ایّاکَ نَعْبُدُ وَ ایّاکَ نَسْتَعین؛ تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم» عجب دروغ هایی. من فقط تو را، فقط هم از تو کمک می خواهم پس چرا این همه التماس به بنده های خدا چیست. 50 سال سبحان الله خدا منزه است از این که ظلمی کند و اشتباهی کند. بعد هزار جور شک و شبهه نسبت به خدا در دلش است و بعد دروغ میگوید: سبحان الله. ولی خدا اصلاً در ذوق ما نمیزند همین دروغهای ما را قبول دارد. خدا رحمت کند آیتالله بهجت (ره) فرمود: «ما یک عمر برایش دروغ گفتیم با ما اینطوری رفتار میکند». اگر ما به او راست بگوییم، خدا چکار میکند.
«والحمدلله رب العالمین»