باشرح زیارت جامعه کبیره-جلسه 19 16/10/1395
بسم الله الرحمن الرحیم
بحثمان درباره معنای زیارت بامعرفت تمام شد. از امروز از این جلسه انشاله می خواهیم بپردازیم به بحث زیارت نامه ها. زیارت های که ما به زیارت گاه می رویم زیارت های که می خوانیم دو گونه هستند. بعضی ها این است که ما مشرف می شویم به زیارت گاه سلامی می دهیم صلواتی می فرستیم، حمد وسوره ای می دهیم بعد هم خودمان را می رسانیم کنار ضریح و از روی مهر علاقه عطش محبت ضریح یا اطراف ضریح را می بوسیم و این بوسه در واقع بوسه ای است به مزور. ما داریم آن مزور را دستش پایش وجود مقدسش را غرق بوسه می کنیم و همان طور که در نهاد ما هست، دست مان را به صورت مان می مالیم به ضریح می مالیم سعی می کنیم اشیائی دستمالی چیزی داریم به ضریح بمالیم می گویم تبرک می شود. لباس مان دست مان صورت مان. این همه اش درست است و این اتفاق هم می افتد و این نورانیت ها این آرامش ها این تبرک ها وجود دارد. ممکن است خودمان هم حرفی برای گفتن داشته باشیم. در مقابل مزور آن کسی که زائرش هستیم می ایستیم بسته به میزان عشق و ارادت معرفت و آن سعه وجودی مان یا احساس نیازمان یا حاجاتمان همه اینها ما برخورد کنیم . یعنی یک کسی می رود به ملاقات یک ولی خدا یک انسان مقدس با دارائی های مختلفی به این زیارت می رود. عشق، ارادت، معرفت نسبت به مزور آن سعه وجودی خود شخص نیازهاش و احساسی که دارد حاجت های که دارد همه اینها را خودش در زیارت می برد و همه اینها در کیفیت زیارت او موثر است.
خیلی از مردم وقتی می روند همین جوری زیارت می روند. یعنی می روند این کار انجام می دهند. حالا ممکن است مثلا نمازی بخوانند هدیه کنند به آن کسی که زیارتش می کنند یا مثلا صلواتی یا چیزی را هدیه کنند یا هدایای مادی بدهند که فوق العاده این هدایای مادی ارزشمند است و پرخیر و برکت هستند برای دنیا وهم برای آخرت انسان. این یک دسته هست که این افراد می روند عشق بازی را دارند این زیارت را هم دارند خیلی هم عالی و خیلی هم ثواب دارد و خیلی هم موثر است و همان طور که در جلسات گذشته عرض کردیم واقعا نمی شود اثر وثواب زیارت را ما نمی توانیم حساب کنیم که چقدر است. و خدا چه چیزی به زائر عطا می کند. این بخاطر آن آثار فردی و اجتماعی زیارت است.
آثار فردی و اجتماعی اقتصادی سیاسی فرهنگی علمی و معنوی هست که زیارت دارد. گاهی وقت ها ما به زیارت وقتی می رویم زیارت نامه می خوانیم. این زیارت نامه ها نوعا از طریق خود معصومین علیهم السلام و بزرگان دین در اختیار ما گذاشته شد. اولیای الهی و بعضی از علما تنظیم شده در اختیار ماست.
در این زیارت ها داستان خیلی متفاوت است. یعنی وقتی شخص زیارت نامه می خواند زمین تا آسمان فرق می کند با آن موقع که زیارت نامه نمی خواند. اولا خواندن زیارت همان طور که قبلا بارها عرض کردم خواندن مهم نیست. اینکه انسان بخواند یک چیزی را مثلا این که بگوید این قرآن را خواندم این دعا را خواندم. در زیارت باید بفهمیم چی می گوئیم. اینکه علی علیه السلام می فرماید لاخیر فی قرائه لاتدبر فیها در خواندنی که تدبر نیست خیری هم نیست باید بفهمیم چی داریم می گویم به قول بزرگان ما اساتید می فرمودند انسان باید زیارت نامه و قرآن را مطالعه کند. اگر خواست بخوانم مطالعه اش کنم. ببینید چی دارد به ما می گوید. خیلی اهمیت دارد چی داریم می گویم به طرف مقابل.
آنهائی که این براش مهم است قیمتشان در آسمان فرق می کند. یک کسی است که من می رویم بازار می رویم خرید می رویم کجا یک زیارتی هم می کنیم. خوب حالا می رویم زیارت. تنها کاری که می کند یک وضوئی می گیریم می رویم زیارت گاه و یک زیارت می کنیم. ولی یک کسی هست که متوجه پیش کی دارد می رود کدام آن محضر را دارد می رود براش مهم است ادب آن محضر را حفظ کند. لذا وقتی مثلا به مشهد می رود می گویدمثلا حالا امشب فردا صبح قبل از حرم یک غسل زیارتی بکنیم. غسل زیارت می کنند. غیر از امام حسین که غسل ندارد می گویند همان جوری ژولیده و خاک آلود حرم بیائید بقیه ائمه غسل دارند. زیارت می خواهد انسان برود یکی از چیزهائی که موثر است غسل کردن است.
آداب ورود به مکان دارد که ما چه جوری وارد بشویم. قبل از اینکه واردمکان بشویم مثلا در خانه چه حسی داشته باشیم. از خانه تا مسیر چه ذکری بگوئیم. کنترل دیدنی ها شنیدنی ها خوردنی ها اینها بشود. مثلا لباس آن چی بپوشیم اینها خیلی مهم است. چه لباسی به تن داشته باشیم و مکان می خواهیم برویم چه جوری وارد شویم. از کدام در بهتر است وارد شویم. کجا بایستیم . چی بگوئیم . این ها مثلا است. در زیارت جامعه کبیره شما وارد می شوید از همین قبیل است. در رابطه با خود جامعه کبیره توضیح می دهم حالا مفصل می گوید خود زیارت جامعه کبیره هم یک آدابی دارد خواندنش. خیلی خوب است انسان این را رعایت کند.
نکته بعد ادب آغاز به کلام است. حالا شما رفتید روبرو شدید با این مزور زنده است حاضر است احاطه کامل بر شما دارد تسلط بر شما دارد یک کسی که نیست آنجا یک جنازه ای زیر آن ضریح و مزور ما در برزخ باشد. نه. مزور احاطه کامل دارد. شما به محضر او حاضر می شوید. زیارت بارها عرض کردیم زیارت یک زیارت کاملا حقیقی است. علت اینکه ما نمی بینیم مشکل از ماست که ما نمی بینیم. ما حجاب داریم والا این جوری هست که آن حاضر است و ما احاطه دارد و می بیند.
پس آن چه جوری حرف مان را شروع کنیم. زیارت نامه این را به ما یاد می دهد این ادب رابه ما یاد می دهد وقتی می خواهی شروع کنی با چه کلماتی شروع کنی. چگونه اظهار ارادت عشق محبت بکنی و ورود بکنی. همچنین اظهار تنفر از دشمنان بکنی. شما در این بخش بعدا توضیح خواهم داد شما به محض اینکه اظهار عشق می کنی بلافاصله اظهار تنفر هم دارد. چون عشق فقط زمانی صادق است که همراه تنفر باشد. عشق زمانی راستین است که تنفر هم داشته باشد. یعنی شما وقتی می گوئی دوست دارم باید بگوئی از دشمنات بیزارم. اتقرب، ابرء. اتقرب الی الله و الیکم و الی رسوله باید برائتت هم باشد. نمی شود من به کسی بگویم علاقه دارم از دشمنش هم خوشم میاد. با دشمنش هم می توانم کنار بیام. دروغ است این. عرض کردیم بارها عشق و تنفر دو روی یک سکه هستند. سکه بدون دو رو اعتبار ندارد. برای همین در ا کثر زیارت نامه که شما وارد می شوید این دو رکن با هم است همیشه. عشق و تنفر. ما خیلی وقت ها خودمان را به عشق و محبت شاید بتوانیم برسانیم. لااقل قلابی اشت. لااقل ادعائی اش، لااقل توهمی اش را می توانیم بگوئیم دوستشان داریم. ولی وقتی به تنفر می رسدمی بینیم این را نداریم خیلی ضعیف هستیم. در تبری ما خیلی ضعیف هستیم و این باعث می شود عشق ما عشق صادقانه ای دیگر نباشد. یعنی وقتی تبری از دشمنان کسی که دوستش داری نداشته باشی و دوری نکنی از مزور خودت اولیائی الهی این عشقش حقیقی نیست. به هرحال یکی از چیزهای که در زیارت نامه به ما آموخته می شود همین است حالا مفصل در جامعه کبیره بهش می پردازیم.
یکی از چیزهائی که در خود زیارت نامه وجود دارد این است که کسی که زیارت نامه می خواند شان و منزلت مزور را می شناسد. یعنی آنجا بهش می گویم السلام علیک یا اباعبدالله السلام علیک یابن رسول الله/ السلام علیک یابن امیرالمومین/یابن فاطمه زهرا سیده النساء العالمین. بعد کمالات خودش. بسیاری از سلام ها در نزد معصوم سلام الله علیها السلام علیک یا بنت رسول الله بنت فاطمه وخدیجه بنت امیرالمومنین بنت الحسین و الحسین بنت ولی الله اخت ولی الله عمه ولی الله بنت موسی بن جعفر. بعد هم کمالات خودش. یعنی در واقع در زیارت نامه درواقع به تو می فهماند که تو داری حرف می زنی یک اطلاعات یک معرفتی به تو می دهد که تو باکی داری حرف می زنی کسی که اینجاست این هست. شما وقتی به زیارت حضرت امامزاده همزه داداش تنی امام رضا و حضرت معصومه، داداش تنی شان هم هستند، می گوئی «یا من زاره سیدنا عبدالعظم/یابن کاظلم الکظیم. ای پسر امام کاظم که بسیار کظم غیض داشت. یا من زاره سیدنا عبدالعظیم ای کسی که عبدالعظیم با این همه عظمتش به زیارت تو می آمد. زیارت داداش امام رضا. بعد شما نگاه کنید «السلام علیک یا اخ الامام» ای بردار امام. «یابن الامام» ای پسر امام. اینها اطلاعات خوبی به ما می دهد. تو می گوئی من می فهمم تو کی هستی. انسان حواسش باشد که چی می گوید خیلی از حجاب ها و گرفتارهای درونی اش و روابطش بین این خودش و مزور باز می شود اصلا. می روی زارت حضرت طاهر امام زاده طاهر علیه السلام مقامتش را در زیارت نامه می خوانی وقتی داری صحبت می کنی خداوند قدر و منزلت تو را به گونه ای نشان داد که بعد حین قرون متطاوله و سنین متکاثره بعد از قرن ها و سال ها اظهر جسدک الطیب و بدنک الطاهر. نبش قبر که کردند این همه سال که گذشت و نبش قبر کردند طاهر پاک و صادق و نورانی. این جوری قدر و منزلت را می شناسند. شما می گوید. شاه چراغ. شاه چراغ به کی می گوئیم ما؟به شیراز نمی گویم. به احمدبن موسی. احمدبن موسی داداش امام رضاست. او همین طور است. چرا به او شاه چراغ می گویند چون ایشان هم بعد از مدت ها که به شهادت رسیده بود و جائی دفنش کرده بودند خیلی بعد از شهادتش آن نورانیت قبرش در تاریکی که قبرش نورانیت داشت و مثل یک چراغ روشن بود توجه را جلب می کرد تا بعد رفتند و بعد پیدا کردند قبر مطهر و فهمیدند که برادر امام رضاست و به شهادت رسیده و بهش می گویند شاه چراغ. خوب ببینید این قدر و منزلت ها در زیارت نامه می آید. تنظم شده که شما وقتی زیارت نامه می خوانید این معرفت را پیدا کنید. پس زیارت نامه ها یک دریائی از معرفت هست بین ما و آن اولیای الهی که بشناسیمشان که اینها چقدر منزلت دارد. پس جایگاهشان را می شناسیم. اینکه پیش خدا اینها چه کسانی هستند و پیش خدا چه جایگاهی دارند. که حالا انشاله در متن می رسیم. این خدا با این شخص نزد خدا در آسمان چه قیمتی دارد چه قدری دارد. یا فاطمه اشفعی لی فی الجنه فان لک عندالله شان من الشان. ای فاطمه حضرت معصومه عرض می کنیم شفاعت کن من را در بهشت که تو در پیش خدا شانی داری. به حضرت عبدالعظیم چی می گوئیم: «یا سیدی و ابن سیدی اشفع لی فی الجنه فان لک عندالله شان من الشان» تو من را شفاعت کن که تو در نزد خدا شانی داری. مقامات اینها در آنجا می گوئی.
در زیارت می فهمیم اینها چه جایگاهی دارند پیش خداوند و در نظام خلقت. اصلا جایگاه اینها در نظام خلقت چیست. کاملش را در زیارت جامعه داریم. «من اراد الله بدا منکم» هر کس می خواهد به خدا برسد در ورودی اش شما هستید. هر کس می خواهد به معرفت خدا و ارتباط با خدا به عرفان خدا و به عشق خدا برسد از طریق شما امکان پذیر است. غیر از این امکان پذیر نیست. «حمله کتاب الله اوصیاء نبیه الله ذریه رسول الله» هی مقامات اینها را می گوئیم که اینها کی هستند. «تراجمه وحی الله» هی جایگاه اینها مقام اینها شان اینها کارکرد اینها در نظام خلقت را بیان می کند. اصلا خاصیت وجود معصوم در نظام خلقت چیست. «بکم فتح الله و بکم یختم و بکم ینزل الغیث» با شما باران می آید بدون شما امکان باران آمدن نیست. خدا همه فتح ها را با شما انجام می دهد و با شما بستن ها با شما انجام می دهد. ختم ها با شماست. شروع ها با شماست. «عندکم مانزل به رسوله و حبط به ملائکه» در نزد شما یک چیزی هست یک جایگاهی هست که پیامبران بخاطر آن مبعوث شدند. فرشتگان بخاطر مقام شما نازل شدند و و خیلی چیزهای دیگر. صدها گزینه است که علتش را من توضیح می دهم به شما که اینها اصلا برای چی هست، کارکردش چی هست، خاصیتش چی هست. انشاله می رسیم.
در نکته چهارم، آن شیوه ارتباط با معصوم، با کسی که زیارتش می کنید برای ما مهم است. زیارت نامه متن آموزشی و معرفتی هست. متن سلوکی هست. می خوانیش دست تو را می گیرد از یک جا می بردت تا مقام آن کسی که به زیارتش رفتی. قشنگ راه را بهت یاد می دهد که از کجا بروی تا برسی. پس زیارت نامه ها دستورالعمل زندگی است. مثل زیارت عاشورا که گفتیم منشور حیات شیعه است. 400 ما شرحش کردیم زیارت عظیم عاشورا در حرم حضرت عبدالعظیم در سالهای گذشته برای اینکه خوب سبک زندگی ما را تعیین می کند. مشخص می کند که شما چه جوری می توانی به آن مزور برسی. این مقام مقام شماست. اگر می گوئی این انقدر بزرگ و عظیم است انقدر جایگاه دارد تو هم همین طور هستی.
اگر این جوری نبود نمی روی به امام بگوئی اسئل الله این یبلغنی المقام المحمود عندالله. من از خدا می خواهم من را به همان مقام پسندیده ای که شما نزد خدا دارید برساند. خوب چه جوری؟ در زیارت نامه مشخص شده است. شما چیکار کنید به آن مقام برسید.
علی علیه السلام فرمود هر کس منتظر حقیقی امام زمانش باشدبا من و هم درجه من محشور می شود. یک ذره به این کلام فکر کنیم یعنی چی! کمی فکر کنیم. با من و هم درجه من محشورمی شود. اگر منتظر حقیقی باشد.
منتظر کیست؟ چه داستانی منتظر دارد. ده ها شرط باید در یک نفر جمع بشود تازه بهش بگویند این چی هست واقعا؟ منتظر امام زمان است. اگر یک کسی توانست خودش را به مقام انتظار برساند هم درجه امام زمانش است. هم درجه امیرالمومنین محشور می شود. چه جوری؟ باز هم سبک زندگی مشخص می کند.
شما به سیدالشهدا می گوئید: «اسئل الله ان یجعلنی معکم فی الدنیا و الاخره» از خدا می خواهم در دنیا و آخرت با شما باشم. چه جوری؟ باز در زیارت عاشورا کاملا مشخص کرده. ببینید چیزی رامبهم نگذاشته. دقیقا بهت می گوید مقامت مقام امام حسین است. می توانی به مقام امام حسین برسی. می توانی با امام حسین مشحور شوی. راهش در زیارت عاشورا برای شما مشخص کرده.
پس در واقع زیارت نامه ها یک متنی آموزشی علمی معرفتی و سلوکی است. حالا این زیارت نامه ها به ما این را یاد می دهند و سبک زندگی را بیان می کنند. حالا این زیارت نامه ها چند جور هستند. یک موقع شما زیارت تک تک امام ها را دارید. زیارت معصومین را دارید. یک موقع زیارت جامعه دارد. جامعه یعنی شما می خواهی با این چهارده معصوم یا با ائمه کاملا صحبت بکنی. با این 12 نفر صحبت بکنی. این ظرف می خواهد. یعنی کی علاقه پیدا می کند که یک دفعه 14 نفر را ببیند و به زیارت برود و ملاقات کند و باآنها حرف بزند. کسی که چی داشته باشد؟ سعه داشته باشد. وسعت داشته باشد نفسش. بتواند با 14 و 12 امام روبرو بشود و با آنها حرف بزند. آن ها هم حرف هائی که در وزان زیارت جامعه کبیره. با این اندازه این روح و وسعتش می خواهد. حالا این زیارت های جامعه بعضی هایشان نیم یا یک صفحه است. شما وقتی می گوئی کل صفحه در حد یک صفحه، زیارت جامعه های کوچک داریم. یک جامعه داریم که جامعه کبیره طولانی تر است . کبیره است دیگر. شما چندین صفحه هست را شما می توانی بخوانیش. چون حرف می خواهی با آنها بزنی. حرفت هم دوست نداری کوتاه کنی. بعضی از زیارت ها هست که زیارت جامعه است. وقتی می خوانی باهر 14 معصوم یا با هر 12نفر سخن می گوئی. بعضی از زیارت ها هست که مخصوص امام خاصی نیست. از این جهت بهش می گویند جامعه مثل چی؟ زیارت امین الله. السلام علیک یا امین الله فی ارضه. این را داری می گوئی. «وحجته و علی خلقه».
هر حجتی خواستی می توانی با این زیارت بخوانی. یک موقع هست این زیارت زیارت جامعه است به این معنا که نه اصلا خودش خطابش با کل است. السلام علیکم یا اهل بیت النبوه. یا ائمه الهدی یک دفعه شما خطابتان با همه است.
بعضی ها مثل زیارت جامعه کبیره برای کسانی است که دلتنگی هایشان معرفتشان عشقشان ارادتشان بیشتر است. دوست ندارند زود بروند ملاقات هم برگردند. آدم وقتی یک کسی را دوست دارد دوست دارد هی حرف زدن را باهاش کش بدهد. یک چیزی طبیعی است.
امکان ندارد یک کسی یک کسی را دوست داشته باشد برود بگوید سلام و خداحافظ. ممکن است ما کسی را دوست داشته باشیم همچین فرصتی نداشته باشد ما بتوانیم آنچه که دلمان بخواهد ما پیشش باشیم.
خدا رحمت کند یکی از اولیا خدا استاد ما از اساتید. من هر وقت بهش سر می زدم و دلتنگ می شدم شدید زنگ می زدم بی تاب می شدم می گفتم می خواهم بیام خدمتتان اجازه هست یا نه! می گفت بیا ولی فقط برای یک چای خوردن.
خوب مشغول بود گرفتار بود نمی توانست. من از اول هم چانه اش را می زد. یعنی می گفت بیا یک چای بخور برو. همین. یا بعضی از بزرگان و اولیای الهی بودند که سال ها هنوز قم مشرف نشده بودم و نقل مکان نکرده بودم زندگی آنجا، ده دوازده سال این کلاسی که الان هم هست کلاس استاد خیلی از عزیزان هم گفتیم بیان و شرکت کنند. بعضی همت ندارد. تعدادی از عزیزان هستند که ده بیست نفر آن کلاس را می آمدند. من خودم این ده دوازده سال را تنها می رفتم بعدش میرفتیم خدمت یک ولی خدائی بود.ایشان هم به مزاحمت ما عادت کرده بود. می دانست ما هر چهارشنبه شب ها می دانست در خانه اش. می رفتیم در خانه اش می نشتیم یک چای می خوردیم یک احوالپرسی می کردیم. احوالپرسی یعنی درواقع ما خیلی از احوال ایشان را نمی پرسیدیم. ایشان احوال ما را می پرسید یعنی در واقع می گفت در این هفته چی به ما گذشته یا باید اصلا چی کار باید بکنیم. روحش شاد بود. خیلی مرد با وسعتی بود. رحمت الله علیه.
ما دیگر می دانستیم مثلا سهمیه ما از ملاقات ایشان مثلا ده دقیقه است. دیگر خیلی بخواهیم پرروئی کنیم یک ربع. دیگر درست نیست. گناه و معصیت دارد نشستن و مزاحمت برای آدم این جوری. می دانستیم این یک ربع را با جون و دل می نشست جواب می داد می رفتیم می نشستیم.
جامعه کبیره مال کسی است که خیلی حرف دارد. می خواهد بنشیند. نمی خواهد هم بلند شود به این راحتی. دلتنگی زیاد است. اشتهادش زیاد است. حرفهاش زیاد است. سعه صدر دارد. روحش خیلی وسیع است. گرسنه اش است به شدت تشنگی زیاد دارد. عطش زیادی دارد به این ملاقات و هم آغوشی و عرض کنم خدمتتان عشق بازی دارد و نیامده به راحتی برود. حالا این گذاشتند برای آنهائی که اشتهایشان خیلی زیاد است. برای همین هم در معرفت نفس اینها را درس دادیم که ما دعاهای نیم خطی داریم. یک کسی می خواهد با خدا حرفی بزند ولی کل عشقش و دلتنگش و حرفش همه اش نیم خط است. نیم خطی را معصوم براش تنظیم کرده که اگر خواستی با معصوم حرف زدی نیم خط . یعنی چند ثانیه! 5ثانیه. از 5 ثانیه خدا به ما وقت داده که باهاش حرف بزنیم. بعد 5 ثانیه 5 ثانیه 5ثانیه زیاد شده تا کجا؟ تا آنجائی که تو مثلا یک ساعت دو ساعت سه ساعت یک شبانه روز و بیشتر یک اربعین بشینی حرف بزنی هر چقدر دلت می خواهد. وسعت داده جاداده بهت.
این ارتباط بسته به این است که تو سلیقه و میلت چقدر است. خدا برخلاف بقیه علما و اولیا که وقتشان محدود است، اولیا الهی ائمه امامزاده ها وقت شان محدود نیست. می نشیند هر چقدر دلت می خواهد باهاش حرف بزن. که این رمزش را بعدا توضیح می دهم براتون. خیلی مهم است. شما الان می روی پیش امام رضا صبح تا شب و شب تا صبح باهاش حرف می زنی. اصلا حوصله اش سر نمی رود. قشنگ می شنود. اشهدا اعلم ان رسولک و اولیائک احیاء عندک یرزقون یرون مقامی و یسمعون کلامی. می بینند و می شنوند. و یردون سلامی. جواب سلام هم می دهند. اصلا امام رضا حوصله اش سر نمی رود شما اگر بشینی باهاش حرف بزنی. امام رضا برای تو یک گوش یک سال می گذارد می گوید بشین هر چی می خواهی بگو. رمز دارد این که چطور تو می توانی بروی با معصوم با خدا ارتباط طولانی برقراری کنی هم دسترس هست هم در را نمی بندد و هم حوصله اش سر نمی رود هم دوست دارد. اتفاقا هر چی بیشتر بهتر. هر چی بیشتر، بهتر. برخلاف علما، اولیای که زنده هستند. عالم وقتی می روی در محضر عالم خیلی آداب دارد اگر کسی می خواهد کار علمی موفق کند حتما 40جلسه آداب تعلیم و تربیت که ما داریم بحث کردیم همه گوش کنند. اگر کسی کار نکند ممکن است چند سال بیاد بعد بفهمد چیزی گیرش نیامده.
یعنی آفت بخورد. آن آداب خیلی مهم است که حتما 40 جلسه است. آداب تعلیم و تعلم. می گوید حق عالم این است که وقتی می خواهی از او سوال کنی زیاد سوال نکنی. یا رابطه ات چه جوری باشد. خیلی دنگ و فنگ دارد که آدم با یک عالمی سوالی کند. چه جوری سوال کند چقدر سوال کند، هست. خدا اینجوری نیست. خدا وقتی می خواهی با او حرف بزنی، هر چی دلت می خواهد الذین چقدر قشنگ است. یذکرون الله قیاما و قعودا و علی جنوبهم. ایستاده نشسته خوابیده. اصلا بی ادبی هم نیست. ایستاده نشسته لم داده خوابیده . و علی جنوبهم در رختخواب خدا می گوید بیا سرت را روی پای من بذار. بجای این بالش، هر چی دلت خواست با من حرف بزن من هم می شنوم. لالای برات میخوانم نوازشت می کنم تا خوابت ببره. این خدای ماست. چرا این جوری است در نظام خلقت. چرا نفس می تواندیک ارتباطی برقرار کند که طرف مقابل حوصله اش سر نمی رود. با اینکه به ما هیچ نیازی هم ندارد اصلا. وقتی می پذیرت قبول می کند و می شنود هر چقدر می خواهی حرف بزنی پست نمی زند. هر چقدر بیشتر، بهتره.
چه جوری تو می توانی وصل بشوی؟ این یعنی چی که تا نیت می کنی وصل می شوی هر وقت بخواهی هست! لازم نیست بروی مشهد همین جا می گوئی السلام علیک یا علی بن موسی الرضا اتصال برقرار می شود. این در نظام خلقت یک فرمول دارد. چه جوری است شما می توانید این جوری اتصال برقرار کنید. امام رضا کجاست که من همین جا می توانم بگویم و همین جا هم می شنود پس کجاست امام رضا. اینها را می رسیم در زیارت نامه اینها رمزهای خلقت است. اصلا به امام رضا می گوئی السلام علیک یا علی بن موسی الرضا. چه جوری است طرف اروپا آمریکا آفریقا آنجا می گوید السلام علیک یا علی بن موسی رضا همانجا هم می شنود و اجابت هم هست و اتفاقی هم می افتد. سیم هم وصل می شود.
پس این اندازه های زیارت نامه های گوناگونی ما داریم. نکته بعد بیان آرزوها و دعاهاست. به ما یاد می دهند وقتی می خواهی به محضر ما می آئی کوچولو نباش.
چون گفتیم قیمت هر کس براساس چی تنظیم می شود در نظام دنیا و آخرت؟ هوس هاش و آرزوهاش. این هوس و آرزوهای یک نفر هست که قیمت او را مشخص می کند: جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی. این حد تو را مشخص می کند. شما در زیارت عاشورا یک دانه آرزو در این چهارمرحله اصلا وجود ندارد. تمام اول تا آخر زیارت عاشورا همه چیزش مربوط به بخش فوق عقلانی توست که فرزند امام حسینی و آرزوهات در حد ارتباط بین تو و بابات و تو و امامت و تو غایت و هدفت. اصلا نمیاد پائین.
بعضی از زیارت ها هستند وقتی شما می خوانید بحث های علمی دارد، بحث های حیوانی دارد، بحث های گیاهی دارد، بحث های جمادی هم دارد. شما وقتی زیارت امام را می خوانید بعد از زیارت جامعه می روید زیارت عالیه المضامین که من گفتم همه این دعا را بخوانند. خیلی مهم است. عالیه المضامین را که می خوانی می بینی آنجا از شیر مرغ تا جون آدمیزاد هر چی می خواهی هست. پول میخام، خانه میخام، این را می خواهم، برکت می خواهم، برای خود هم نه. همه خاله هام، خاله زاده هام، عموهام، عموزاده هام، دایی هام، دایی زاده هام، عمه هام، عمه زاده هام، همه را دارد. عماتی، خالاتی همه را می گیرد. زراریهم خانواده شان، شاگردان، استادام، دوستام، آنهائی که شرق و غرب عالم هستند، آنهائی که مردند، آنهائی که زنده هستند. هیچ کس را نمی گذاری شما. همه چیز هم می خواهی. خیلی عالی است. برای همین هم بهش می گویند عالیه المضامین. از خواسته های فوق عقلانی دارد تا خواسته های چی؟ مالی. مالا کثیرا به من مال کثیر بده. خیر و برکت بده. هر چی هم دادی ازم نگیر. این دعا خیلی عالی است. معرکه است. اگر کسی می خواهد کاملا تخلیه بشود باید عالیه المضامین بخواند. یک کسی خواست تخلیه بشود در حرم یعنی برود در حرم راضی بیاد بیرون عالیه المضامین را باید بخواند. اگر نخواند نمی تواند بیاد بیرون. بیاد بیرون روی هواست. منگی دارد، گنگی دارد، گیجی دارد، تخلیه نشده. تازه وقتی کنار ضریح میروی عرض حاجت می کنی باز تخیله نمی شوی. مثلا رفتی چی گفتی. رفتی گفتی زن میخام، شوهر میخام، شفا بده، مشکل درسی ام را حل کن. یک چیزی خواستی. عالیه المضامین را که می خوانی کاملا راضی و ارضا شده میای بیرون. آنهائی که عربی بلد نیستند فارسی می خوانند. این را یادتان نرود.
در زیارت نامه ها سطح توقع ما را از خودشان خیلی بالا می برند. هی ما را می کشند به کجا؟ به جنبه های فوق عقلانی،جاودانه و ماندگار.
یعنی علاوه بر اینکه این بخش های پائینی را خوب ارضا می کنند ولی سطح توقع را بالا می آورند. قیمت تو، سبک زندگی تو، خواسته های تو، هوس های تو، آرزوهای تو، این را هی می کشد بالا می کشد بالا تا کجا؟ تا آنجائی که روت می شود خجالت هم نمی کشی، می گویی امام حسین من مقام تو را می خواهم.
لبخند امام حسین لبخند ائمه به شما زمانی است که بفهمد این بچه شان راستی راستی هوس مقام شان را کرده. شرور نمی گوید دروغ نمی گوید، پرت و پلا نمی گوید، دروغ و حرف ناصادق نمی گوید. صادقانه دارد می گوید من دیگر آن را می خواهم.
اگر یک کسی بارها گفتم بتواند یک بار زیارت عاشورا از اول تا آخر راست بگوید با خود اهل بیت محشور می شود. اگر کسی بتواند از اول که شروع کرده گفت السلام علیک یا اباعبدالله تا سجده اش راست بگوید، قلب خودش هم گواهی بدهد که دارد راست می گوید. کار تمام است. اگر بگوید.
خیلی چیزها شما می خواهید آن را می گویند بخواهید. عیبی ندارد . پول می خواهید، همسر می خواهید. هر چی که می خواهید بخواهید. تمام شان باب الحوائج هستند. ولی می گوید قیمت تو این است و زمانی تو پیش ما قیمت داری که شما خود ما را بخواهید. هر وقتی گفتی خود تو را می خواهم. تمام است. مقام تو، جایگاه تو و حشر با تو را می خواهم تمام است. ولی این را گفتی تازه اول داستان است. می گوید حالا می خواهی شروع کنی پس چی؟ اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد. سبک زندگی ات را باید تنظیم کنی. ارتباطات، انتخابات، اخلاقت ، منشت، زن داریت، شوهرداریت، همه چیزت باید با آنها تنظیم کنی. دیگر نمی توانی من این جوری ام، ما این جوری عادت کردیم، ما رسم مان این جوری است، ما ترک ها این جوری هستیم، ما لرها این جوری هستیم، ما اصفهانی ها این جوری هستیم، ما شیرازی ها این جوری هستیم، ما ایرانی ها این جوری هستیم. اصلا دیگر نباید این جور حرف ها نداریم.
اگر گفتی می خواهم به آن مقام برسم می گوید این راهش است بیا تا برسی. زیارت نامه دست ما را می گیرد گام به گام می برد تا آنجائی که تو میخواهی و تو لایقش هستی. قیمت توست ما را تا آنجا می برد.
حال سوال اساسی این هست که شما در زیارت نامه که می روید می خوانید می گوئید شما این هستید، شما آن هستید، شما این هستید، شما آن هستید، هی مقامات درجات شخصیت های این ها را می گوید. این به چه درد ما می خورد؟ السلام علیک یا اهل البیت النبوه و موضع الرساله و مختلف الملائکه و معدن الوحی و چی چی... میای میای میای خزان العلم تراجمه الوجی هی می گوئی می گویی... یعنی چی؟ این الان خواندنش چه خاصیتی برای ما دارد؟ گفتن این حرف ها در نظام زندگی ما این چه جایگاهی دارد؟ خیلی ها می گویند ما این را نخواندیم. حالا آنهائی که نخواندند چی شدند؟ یا آنهائی که خواندند چی؟ سوال مهمی است که این نوع مقامات مدراج درجاتی که ما می خوانیم فلسفه اش چی هست که این انشاله بعدا در موردش سخن خواهیم گفت. پس فعلا تا اینجا باشد تا انشاله از جلسه بعد یواش یواش ورود پیدا کنیم به خود انشاله زیارت جامعه کبیره، اصلا زیارت جامعه کبیره چی هست، سندش چیه، داستانش چی هست. تا انشاله یواش یواش برسیم.
47:31