بحث مان را درباره زیارت ادامه می دهیم یکی از چیزهایی که خیلی ملموس و محسوس است درباره ی آثار زیارت که قبلا به صورت جمعی توضیح داده بودم، زیارت اربعین است که عزیزان در این ایام، با آن از نزدیک آشنا شدند شاید هیچ زمان دیگری مثل الان نشود فلسفه این که چرا اهل بیت علیهم السلام این مقدار سفارش به زیارت امام حسین و زیارت اربعین و بخصوص پیاده روی کردند. تأکید روی پیاده روی داشتند، و آن آثار شگفت انگیزی که درباره ی پیاده روی و زیارت کربلا گفته شده را هیچ وقت به اندازه الان شاید نشود فهمید که معجزه ای درست می شود به نام اربعین که شگفتی های آن و جهات اجازه ی آن، حد و حصر ندارد. اتفاقات و عجایبی که نمی شود آن را محاسبه کرد از خیرات و برکات و آثار ارزنده ای که در این راهپیمایی اتفاق می افتد. اما خیلی مختصر عرض کنیم در روایت داریم کسی که پیاده برود به کربلا، از لحظه ای که امام صادق علیه السلام می فرماید از لحظه ای که از خانه اش خارج می شود مغفرت او هم شروع می شود برای هر قدمی گناهی آمرزیده می شود و حسنه ای به او داده می شود و درجه ای به او داده می شود و همین که به حائل امام حسین علیه السلام رسید چون قبلا آمرزیده شده، این طور نیست که اگر به زیارت برود آمرزیده شود همین که حرکت کرده آمرزش شروع شده، و حال که به حائر حسینی رسید خداوند او را از مصلحین منتجب قرار می دهد این کلمه خیلی کلمه ی مهمی است که بحث جامعه شناسی و اجتماعی سیاسی دارد که در موقع خودش ان شاءالله یک موقع دیگری عرض کنیم که چرا یک نفر که به زیارت امام حسین می رود مصلح منتجب معرفی می شود و خداوند او را و فرشته ها او را مصلح منتجب می نامند و وقتی که زیارتش تمام می شود او را از فائزین می شمارند و وقتی که می خواهد برگردد فرشته ها به او خطاب می کنند که عملت را از سر بگیر که تمام گناهانت آمرزیده شد و این خطاب خطاب خیلی عجیبی است که به زائر امام حسین گفته می شود انت من حزب الله و حزب رسول و حزب اهل بیت. کلمه کلمه بسیار بلندی است که تو عضو حزب خدا شدی عضو حزب رسول خدا شدی و عضو حزب اهل بیت هستی این درجه درجه ی فوق العاده از این بالاتر امکان ندارد یک نفر به آن برسد. حالا این بحث را باید جای دیگر توضیح بدهیم. ولی در زیارت اربعین آن اتفاقی که باید بیفتد برای آینده نظام اسلام، برای جامعه اسلامی و جهان اسلام یعنی ظهور آقا امام زمان علیه السلام آن قدرت تأمین کننده همه آن چیزهایی را که ظهور آقا امام زمان علیه السلام احتیاج دارد شما در اربعین می بینید اربعین است که منتظر ساز است و اربعین است که موانع ظهور امام زمان را به سرعت برطرف کند. دو شرطی را که امام زمان علیه السلام برای ظهور خودشان تعیین کردند یعنی وفاداری شیعیان به خودشان و همدلی شیعیان با یکدیگر هر دویش در اربعین به وجود آمده و روز به روز هم الحمدلله رب العالمین بیشتر خواهد شد و بیشتر هم می شود. و به هرحال معجزه اربعین ما نمی توانیم من خودم هر چه فکر کردم در طول مسیر که می دیدم این جمعیت را و آن هفت ده روزی هم که محشور بودیم با آن جمعیت آنجا، دیدم نمی توانم چیز دیگری برایش بگذارم دیدم نمی توانم بگویم حماسه است چی است چی می توانم اسمش را بگذاریم معجزه است فقط یک معجزه است که دارد اتفاق می افتد. و خداوند دل ده ها میلیون انسان را شیفته می کند نرم می کند نورانی می کند جهت می دهد قدرت می دهد تا بتوانند همه با هم آن هم ملت های مختلف زبان های مختلف حتی مذاهب مختلف. یعنی ما در زیارت اربعین شیعیان هستند عزیزان اهل سنت هستند عزیزان اقلیت های مذهبی هستند و خیلی از جاهای مختلف کشورهای مختلف و همه حول محور یک امام جمع می شوند این جمع شدن حول محور یک امام یعنی همان چیزی که جامعه جهانی به آن احتیاج دارد این که افراد از مذاهب مختلف و کشورهای مختلف دلهایشان حول محور یک متخصص معصوم نرم بشود و همه او را بخواهند و همه عاشق او باشند و همه به خاطر او با هم کنار بیایند و سازگاری داشته باشند این همان اتفاقی است که باید برای ظهور امام زمان اتفاق بیفتد. و اربعین از این جهت این قدرت عظیم را توانست ایجاد بکند شاید سالهای قبل مثلا از زمانی که آزاد شد مثلاً سال اول 500 هزار نفر مثلاً سال دوم یک میلیون و 500 هزار نفر یواش یواش بیشتر شد نمی شد این تفسیر را کرد براحتی. اما وقتی که شما می بینید سی میلیون انسان از جاهای مختلف جهان با این درجه از اختلاف حول محور یک امام یک عشق جمع می شوند. نشان می دهد که همه متخصص معصوم را می خواهند و جهانی زمانی است چون این سی میلیون نفر واقعا سی میلیون نفر نبودند خود شماها که خیلی هایتان نیامدید دلتان آنجا بود. اگر دوست داشتید اگر توان داشتید اگر می شد می آمدید و در واقع این سی میلیون نماینده این چند صد میلیون شیفته ای هستند که در سراسر جهان عشق شان امام حسین علیه السلام است این نشان می دهد که همه آنها محیای جمع شدن حول محور یک امام هستند و ان شاءالله آن زمینه های لازم از وفاداری و همدلی که خود امام زمان علیه السلام طلب می کند برای ظهورش تا حدود بسیار زیادی در اربعین حاصل می شود. ما باید کمک کنیم و از الان باید برنامه ریزی کنیم که بتوانیم ان شاءالله شعار لبیک یا حسین و لبیک یا عباس و لبیک یا علی که در حرم های مطهر این بزرگوارها داده شد و داده می شود را ان شاءالله برای سال آینده برنامه ما این باشد که تبدیلش کنیم همه این شعارها را به لبیک یا مهدی ان شاءالله و اگر این ان شاءآلله اتفاق بیفتد چیزهای مبارکی هم در پی خودش خواهد داشت. در مورد زیارت حدیث بسیار فوق العاده ای داریم از نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم ایشان خطاب می کند به وجود مقدس امیرالمومنین روایت در بحار جلد 96 است و در تهذیب الاحکام جلد 6، می فرماید که والله لتقتلن بارض العراق و تدفن بها به خدا قسم تو در عراق کشته خواهی شد و در همان عراق هم دفن خواهی شد این را امیرالمومنین نقل می کند که پیامبر این قسم را برای من خورد به من گفت که این اتفاق برای تو خواهد افتاد قلتُ یا رسول الله ما لمن زار قبورنا و امرَها و تآحدها کسی که به زیارت قبور ما بیاید قبور ما را تعمیر کند و به این زیارت تعهد داشته باشد چه اجری دارد سوال سوال بسیار مهمی است و حالا دقت کنید که پیامبر چه کار کرده من دیگر عربی اش را برایتان نمی خوانم حضرت می فرماید که ای ابالحسن خداوند قبر تو و قبر فرزند تو را بقعه ی از بقعه های بهشت و زمینی از زمین های آن قرار داده است. آنهایی هم که مشرف می شوند آنجا خودشان می فهمند این را، آنهایی که می روند در قبر امام حسین قبر امیرالمومنین و ابالفضل کاظمین می رود سامرا می رود متوجه می شود که در بهشت قرار دارد اصلا حسش با انسان آنجا وجود دارد. حالا خوب دقت کنید، این روایت سرتاسر بشارت شادی مژده هست برای شماها. یعنی روایت انسان را سرمست میکند از شادی ها مژده ها و امیدها و قدرت ها، خیلی مهم است. خداوند قلب جوانمردانی از مخلوقات خود و برگزیدگان از بندگانش را مشتاق به سوی شما قرار داده، کی ها فقط مشتاق می شوند؟ کسانی که انتخاب شده باشند. برای همین هم وقتی زائر می رسد به قبر امام حسین به او می گویند چی است؟ به چه مقامی می رسد؟ فرمود کتبه الله متن عربیش را هم برایتان بخوانم، کتبه الله من المصلحین المنتجب خدا او را از مصلحین منتجبین می نویسد. کتبه الله، من المصلحین المنتجبین. خدا او را از مصلحان برگزیده می نویسد. مصلح جنبه ی اجتماعی دارد یعنی اصلاح گر، فقط در نظام شخصی آن فرد اتفاق نمی افتد. شخصی که به زیارت امام حسین می رود در واقع از این زیارت او برکات و خیرهای اجتماعی بزرگی ایجاد می شود که شخص دانسته یا ندانسته به این مقام می رسد به مقام مصلح برگزیده. یعنی بدون دعوت هیچ کس آنجا نمی رود کما اینکه قبلا هم امام صادق علیه السلام فرمود لیس الذکر من المراسم السان و مناسم الفکر ولاکنه اول من المذکور و ثان من الذاکر. ذکر و یاد از مقوله ی زبانی یا فکر نیست بلکه اول مذکور ما معشوق ما حق تعالی یا اهل بیت اهل آسمان یاد دل ما را می کنند و بعد ما این توفیق را پیدا می کنیم که آنها را یاد کنیم. یعنی اگر از جانب معشوق نباشد کششی/کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد. امکان ندارد کسی موفق به ذکر و یاد شود مگر اینکه دعوت شده باشد و به او این سعادت داده شده باشد لذا اگر کسی آنهایی که رفتند کربلا می دانند خیلی از کسانی که می خواستند کربلا بیایند شاید تا لحظه آخر هم نمی دانستند که کربلایی هستند امسال، مثل رزقی که شما درحرم امام رضا دارید یک دفعه نشستید در خانه ات، یک دفعه می بینی یک شرایطی فراهم شده می گویید ای من دلم تنگ شد برای امام رضا، وقتی می گویی دلم تنگ شد برای امام رضا، یعنی امام رضا دلش تنگ شد برای شما. یعنی حالا پا شو برو. دعوتت می کند. این خیلی مهم است، پس برگزیده ها می روند آنجا، برگزیده ها. این سی میلیون نفری که رفتند شب قدر اسم شان چی بوده؟ تقدیرشان نوشته شده که بروند کربلا. در تقدیرشان نوشته شده که دعوت شدند بروند به زیارت سیدالشهدا علیه السلام. امام رضا از نظر فضیلت هیچ کمی بر امام حسین ندارد بلکه برتر است از نظر فضیلت برتر از زیارت کربلاست. یک کسی که دعوت می شود به امام رضا به حرم امام رضا، بدون دعوت نمی تواند برود. لذا حضرت می فرماید دل است چون راجع به کربلا نیست راجع به قبر امیرالمومنین است و فرزندان امیرالمومنین می گوید خدا دل جوانمردانی را یعنی آدم حسابی هایی را چه کار می کند؟ قلب آنها را؟ از مخلوقات خود و برگزیدگان از بندگانش را مشتاق به سوی شما قرار داده اینکه برگزیده هستند شما نگاه کنید هشت میلیارد آدم روی زمین است هشت میلیارد آدم دارند زندگی می کنند روی زمین چند نفر، این عشق در دلشان است؟ چند نفر این دلدادگی در دلشان است؟ از هشت میلیارد جمعیتی که روی زمین است این دقت کنید که برگزیدگان از مخلوقات یعنی چی. دقت کنید اینش فوق العاده است به گونه ای که ذلت و اذیت را در راه شما تحمل میکنند. یعنی آدم هایی هستند که اذیت شدن و خواری را تحمل می کنند که برسند به آنجا. قبلاً عرض کردم شرط شرطهای سختی بود زیارت امام علیه السلام قطع دست و جرائم و زندانی شدن و کشته شدن ها داشت در راه رسیدن به کربلا، خونها ریخته شده. در راه ملاقات ائمه خونها ریخته شده. در راه حفظ این قبور و تعمیر این قبور آبادانی این قبور خونها ریخته شده ولی آنهایی که این خونهایشان ریخته شده همه مشتاق بودند که این کار را بکنند برای حفظ این قبور. الان هم ما شهدای مدافع حرم داریم، کسانی که شهدای مدافع حرم هستند از عظمت بسیار بالایی برخوردار هستند و این جمله جمله فوق العاده دل انگیزی است که عزیزانی که رفتند یا نرفتند خطاب به حضرت زینب می گویند کلنا عباسک یا زینب. ما همه عباس تو هستیم. و خوش به حال کسی که زینب کبری سلام الله علیها او را به عنوان عباسش بپذیرد. و الان ما می بینیم هزاران نفر به عنوان عباس خودش زینب کبری پذیرفته، خوب پس می گوید اینها آدم هایی هستند این برگزیدگان این خصوصیت را دارند انسان هایی هستند که هر گونه ذلت و اذیتی را در راه رسیدن به حرم و آبادانی حرم و تعهدی که دارند عهدی که دارند تحمل می کنند. نکته خیلی مهم است علی علیه السلام سوال می کند می گوید کسی که قبر ما را زیارت کند تعمیر کند و تعهد خودش را حفظ کند این بحث تعهد یادتان نرود در زیارت از جمله امام رضا چی گفتیم؟ گفتیم که ان لکل امامٍ علی عنقه اولیائه و شیعته عهداً یادتان نرفته روایتی که جلسه گذشته برایتان خواندیم زیارت یک عهد است یک امر واجب و ضروری است و عهد است مثل این که شما زیارت پدرتان عهدتان است کسی نمی شود فرزند کسی باشد بگوید به من چه پدر دارم بروم زیارت پدرم. به من چه زیارت همسرم بروم به من چه زیارت خواهر و برادرانم بروم. نه خود این رابطه و پیوند و این رابطه رحمی یک عهد است اگر یک کسی با کسی رابطه داشت، ملاقات و زیارت عهد است یعنی واجب است ضروری است حالا اگر خانواده آسمانی باشد، رحم بودن شان قطعیت شان بیشتر است خانواده زمینی که زمینی هستند و جنبه طبیعی دارند، صله ارحام شان واجب است. و ترکش حرام است و خانواده آسمانی قطعاً صله ارحامش واجب تر و ترکش حرام تر است پس عهد است. حضرت علی می فرماید کسانی که قبر ما را زیارت کنند آباد کنند و تعهد داشته باشند، این تعهد خیلی مهم است. نه اینکه یک بار من رد می شدم داشتم می رفتم شمال، سر راهم مثلاً یک قبری هم رفتم زیارت کردم. یک موقع رفته بودم مشهد آنجا، در عمرم مثلاً رفته بودم مشهد، آن هم مثلا برای تجارت یا خواستگاری حال تا آنجا رفته بودیم یک زیارتی هم کردیم امام رضا را. نه تعهد داشتن یعنی همینطوری که همسرت و فرزندت تعهد داری که هر روز ملاقاتشان کنی چند روز یکبار، تعهد به قبر داشته باشی که ملاقات بکنی. چون گفتیم که در قبر ما قبر را زیارت نمی کنیم کی را زیارت می کنیم؟ یک فرد زنده را آنجا ملاقات می کنیم. نه یک فردی که از دنیا رفته. خوب به گونه ای که ذلت و اذیت را در راه شما تحمل می کنند. اذیت هم که کم نیست شما باید مسیری را طی بکنید سرما دارد گرما دارد تصادف دارد گم شدن دارد، نمی دانم هزینه دارد، مریضی دارد، اینها هست، ولی این لازمه ی یک عشق است. مسیری که شما فکر می کنید 450 کیلومتر پیاده روی، آنهایی که از بصره می آیند، 80-90 کیلومتر آنهایی که از نجف می روند کوتاهترین راه، اذیت دارد پیاده روی می خواهند بکنند گرفتاری دارد محدودیت دارد خیلی از محدودیت ها و محرومیت ها دارد. من این جلسه ی که آنجا بودیم آن حسینیه ای که در اختیار ما بود سعی کردیم هر کس می آید یک جوری جا بدهیم آنجا بالاخره تا روزهای آخر دیگر تقریبا شد شب اربعین. شب اربعین یک دفعه دیدیم که یک لشکری از خانمها آمده بودند همه هم از کسانی بودند که از شاگردان و دوستان بودند و کسان دیگری که پیاده روی کرده بودند و حالا اینها رسیده بودند آنجا، آقایان هم از خانمها غریبه هم زیاد در آنها بود. یک حسینیه ای که چند صد نفر جا می گرفت مدیر آنجا که یک عراقی بود به آقایان گفت که شما باید تخلیه کنید که خانمها، چون خانمها شب رسیدند. آقایان را تخلیه کردند در چادرها، حسینیه را در اختیار خانمها قرار دادند من لحظه ای که آمدم برای نماز دیدم که حدود 50 تا کالسکه جلوی در است. یعنی بچه 12 روزه، بچه 14 روزه، 16 روزه ما داشتیم مادرها با کالسکه آمده بودند این مسیر را. کسانی که با یک پا عصا زنان، یعنی یک پا قطع، موارد متعددی داشتیم که عزیزان جانباز یا معلول بودند آمده بودند با ویلچر، پیرمردها، پیرزنها با قدهای خمیده، ما خانمی داشتیم که با واکر آمده بود یعنی شما تصور کنید یعنی چی. این عشق یعنی چی؟ بچه های 5 ساله 4 ساله 8 ساله 10 ساله، دختران جوان، زنان، خانمی من دیدم یک بچه بغل کرده یک بچه کوچک هم در کالسکه دارد هل می دارد یک بچه دارد یک بچه را هم هل می دهد شوهرش هم همینطور او هم کلی بار و چیزهای دیگر دارد و اینها با چه عشقی بلند می شوند این مسیر را می آیند این مسیر مسیر راحتی نیست ولی خوب این عشق می کشاند آنها را می آورد آنجا. به گونه ای که ذلت و اذیت را در راه شما تحمل می کنند و قبرهای شما را آباد می سازند و با انگیزه تقرب به خداوند و دوستی رسول او فراوان به زیارت قبور شما می شتابند. این نعمت عظیمی است که پیامبر یاد کرده از مردمی با این بزرگی و عظمت. ای علی تنها آنان از شفاعت من برخوردار وارد شونده ی بر حوضم و زائران من در بهشت هستند. دقت کنید چقدر تعابیر تعابیر دل انگیزی است. می گوید اینها را من شفاعت می کنم و اینها هستند که بر حوض من وارد می شوند اینها هستند که ملاقات کننده من در بهشت هستند اینهایی که این گونه هستند این دلدادگی ها و این عشق ها را دارند. ای علی کسی که قبر شما را آباد کند و به تعهد خویش پایبند باشد مانند آن است که سلیمان بن داوود را در ساختن بیت المقدس یاری رساند کسی که قبر شما را زیارت کند ثواب 70 حج غیر از حجته الاسلام را دارد و از گناهان خود بیرون می آید همانند روزی که از مادرش متولد می شود. دقت کنید کلمات خیلی کلمات مهمی است. اینها شوخی نیست این ها را ساده از کنارشان رد نشویم. پس بشارت باد ترا و به اولیا و دوستانت نیز بشارت ده، یکی که به امیرالمومنین می گوید بشارت بده چرا؟ خوب چون امیرالمومنین باباست. آنهایی که می روند نجف همه شان می دانند می گویند ما که می رویم قبر امیرالمومنین را زیارت می کنیم با قبر بقیه امامان خیلی فرق می کند اصلا آدم وقتی می رود این حس بابا بودن و حمایت پدری و مهر پدری و عاطفه پدری از سوی امیرالمومنین با همه ی حس ها، با اینکه امام حسین هم پدر ماست امام حسن هم پدر ماست کاظمین هم پدر ما هستند علیهم السلام، جوادین هم پدران ما هستند عسکریین هم پدران ما هستند اما امیرالمومنین برای خود ائمه هم یک باباست. آدم آن سکون آرامش نورانیت احساس اینکه در خانه خودش است در حرم امیرالمومنین با همه حرمها با همدیگر کاملاً فرق می کند یک جور دیگر است برای انسان. حرم وجود مقدس امیرالمومنین علیه السلام. حالا این بابا پیغمبر برایش دارد مژده می دهد که همه کسانی که می آیند بچه هایت که می آیند اول اینکه به تو بشارت می دهم چرا که بچه هایت به این درجه می رسند. پس تو هم به بچه هایت بشارت بده به اولیا و دوستانت نیز بشارت دارد. بشارت تعریف ریاضی دارد کلمه بشارت یکموقع است آدم، دست های من را نگاه کنید در هر 5 بخش انسان مژده دارد معشوق دارد معشوق های حسی، گیاهی، معشوق های حیوانی و عقلی و فوق عقلی، شما به هر کدام از خواسته هایتان برسید مژده است برای شما و خوشحال می شود انسان. به یک کسی مثلا می گویند مژده بده تو یک اتومبیل بردی. این مال کدام بخشش است؟ بخش جمادی ماست یک اتومبیل است جماد است یک تکه آهن است و یک قیمتی دارد مژده بده یک سکه بردی ولی مژده شأنش چیسیت؟ شأن جمادی است. یک موقع است مژده مژده گیاهی است، مژده بخش گیاهی است مثلاً انسان شفا می گیرد یا به تو می گویند خوب دارویت پیدا شد دارویی که درمان درد توست این یک مژده است یا غذا، انسان گرسنه است جلویش غذا می گذارند غذا پیدا شد الان غذا به تو می دهیم این یک مژده است ولی در مورد بخش گیاهی است یا در مورد بخش حیوانی می گویند مثلاً فلان مورد برای ازدواج درست شد انسان خوشحال می شود ولی مال کدام بخشش است؟ بخش حیوانی است کمال کمال حیوانی است. یک موقع است مژده مربوط به بخش عقلانی انسان است مثلا می گویند دانشگاه قبول شدی مدرکت را می گیری، دانشگاه قبول شدی فلان استاد شما را پذیرفت فلان جلسه علمی تو اجازه داری بروی. این مژده عقلی است فلان کس که دنبالش می گشتی پیداش کردی این مژده بخش عقلی است فلان کتاب را که دوست داشتی از آن مطالب پیدا کنی این است فلان مورد اختراع شد فلان چیزی که تلاش کردی سالها برایش حالا کشف کردی یک فرمولی را انسان کشف می کند این مژده مژده عقلی است ولی یک موقع است مژده مژده فوق عقلی است دارد برای ابدیت و جاودانگی انسان صحبت می کند. خیلی مهم است. و اگر یک کسی برایش فرق نکند وقتی این احادیث را می شنود مثلا از این که به او بگویند 5 تا سکه بردی از آن بیشتر خوشحال شود از این که این حدیث را بشنود این نشان می دهد که این آدم چقدر سقوط دارد. چقدر کوچولو است درحد کمالات جمادی ذوق زده می شود مثلا برای فلانی یک لباس خریده، یا مثلا یک سفر مثلا می خواهد برود یا مثلا شوهر گیرش آمد یا زن گیرش آمد چقدر خوشحال می شود؟ یا مثلا بچه دار می شود ولی وقتی این حدیث را می شنود به همان اندازه خوشحال نشود این نشان می دهد که این آدم شأنش هنوز شأن چیست؟ بیشتر در آن شأن ها تقبل دارد و کوچولو است آنجا. پیغمبر دارد بشارتی را مطرح می کند که مربوط به نظام جاودانگی و ابدی یک انسان است نظام فوق عقلانی یک انسان است. که شفاعت است در حوض کوثر بر من وارد می شوند و توفیق زیارت من را دارند. این یک آینده ای است که سر راه تک تک شماها ان شاءالله است. و لحظه باشکوه وارد شدن به حوض کوثر لحظه ی ملاقات امیرالمومنین و نوشیدن از آب کوثر به دست امیرالمومنین و لحظه ی باشکوه ملاقات پیامبر. این چیز کمی نیست برای انسان. خوب بعد از این می دانید یعنی چی؟ چه اتفاقی قرار است بیفتد یک کسی که همچین مراحلی را بگذراند این تازه شروع کارش است. این بشارت برای هر کسی روی زمین داده نشده، هر کسی این مسیر را طی نمی کند. هر کسی به این مراحل نمی رسد. لذا وقتی پیامبر می فرماید بشارت اگر کسی خوشحال نشود یعنی هنوز آن سنخیت را با پیامبر پیدا نکرده است. یک کسی ذوق زده نشود خستگی هایش در نرود، به امید نرسد در دنیا، از پوچی سردرگمی، از غصه از اضطراب درنیاید هنوز بگوید بابا این حرفها چیست من الان هنوز با زنم مشکل دارم، با شوهرم مشکل دارم، من الان هنوز مشکل مالی دارم، این حرفها چیست، یک کسی که هنوز در این مسائل گیر است و این مژده نمی تواند او را خوشحال کند نشان می دهد شأن این آدم و حد این آدم همان حدی است که الان در آن گیر و درگیر است چون قبلا ما در مباحث انسان شناسی گفتیم که قیمت هر انسان به نوع غصه های یک شخص، دستانم را نگاه کنید نوع غصه های یک شخص یا شادی های یک شخص است که به او قیمت می دهد اصلا شخصیت یک آدم، قیمت یک آدم، و تشخص او به این غصه و شادی هایش است به نوع غصه ها و نوع شادی های این آدم است. پس وقتی پیامبر می گوید بشارت بده یک کسی خوشحال نشود بگوید حالا که چی، این نشان می دهد هنوز با پیغمبر خیلی فاصله دارد این هنوز سنخیت این نوع بشارت و مژده ها را ندارد. مثل اینکه به یک دختر 4 ساله بگویی برایت خواستگار آمده درکی می کند؟ درک نمی کند. به این بیست سال بعد بگویی خواستگار آمده خواستگار خوبی هم است خوشحال می شود. ولی الان نه. به یک پسر 5 ساله بگویی می خواهیم برویم برایت خواستگاری، این الان خوشحال می شود؟ درکی ندارد از این مسائل. الان بگویی یک ماشین کوکی برایت خریدیم خوشحال می شود. یک ماشین کوکی. می خواهیم برویم یک بستنی بهت بدهم این خوشحال می شود. بستنی خوشحال می شود اسباب بازی و شهر بازی می خواهیم برویم خوشحال می شود. ولی اگر بگویی می خواهیم برایت برویم خواستگاری، نه. حسی به او دست نمی دهد. چون هنوز نرسیده به آن بلوغ. این بشارت مال کسی است که بالغ شده. مال کسی است که بزرگ شده به عنوان یک انسان. نه به عنوان یک زن یا مرد بالغ شده باشد. ممکن است به عنوان یک زن یا مرد بالغ شده باشد و الان هم 60 سالش است نوه هم دارد همسر دارد نوه دارد داماد و عروس دارد ولی این یک حیوانی است که بزرگ شده یک زن و یک مرد است که جنبه حیوانی ماست. ولی نه بزرگ و بلوغ انسانی، اگر کسی بلوغ انسانی پیدا کرد، وقتی که می رسد به این روایت این روایت را می خواند امید، شعف، لذت، بهجت آرامش شادی و اطمینان در قلبش می آید. که پیامبر چه وعده ای داده پیامبر چه قولی به من داده، خیلی حرف دارد. به چی به نعمت ها و چشم روشنی هایی که نه چشمی دیده نه گوشی شنیده، و نه به دل کسی خطور کرده است. بخوانم عربی اش را برایتان، و لا عین رأت و لا اذن سمعت و لا خطر علی قلب بشر، نه هیچ چشمی دیده و هیچ گوشی شنیده و نه به دل کسی خطور کرده که آن لذت ها و نعمت ها چیست. می گوید به همه ی دوستانت بشارت یک نعمت هایی را بده که هنوز هیچ چشمی ندیده آن نعمت ها را، و هنوز هیچ گوشی نشنیده و هنوز به قلب کسی خطور نکرده، قرآن می گوید این چیزی هم که ما داریم توصیف می کنیم قرآن توصیف زیاد دارد راجع به بهشت، صدها آیه راجع به بهشت، اما خود خدا میگوید: فلا تعلم نفس ما اخفی لهم من قره اعین، هیچ کس نمی تواند بفهمد آن طرف یعنی چی. اگر یک جنین دررحم مادر فهمید دنیا یعنی چی و چقدر عظمت دارد دنیا، چقدر لذت دارد دنیا، چقدر تنوع در دنیا هست، اگر یک جنینی که فقط غذایش در رحم مادر یک خون است به او بگویند از دنیا می روی بیرون چند روز دیگر از رحم مادر می روی بیرون به دنیا، به دنیا که رفتی آنجا هزاران نوع خوراکی است، الان کسی می تواند تعداد خوراکی ها را بشمرد ما چندتا خوراکی داریم؟ می شود شما یک آدم سراغ دارید بگوید من می توانم تمام خوراکی های عالم را به شما معرفی کنم. جنینی که در رحم مادر است قرار است بروی و همچین خوراکی هایی داری از نظر جا و مکان و وسعت تو می روی آنجا سوار هواپیما می شوی الان رحم مادر چقدر است سوار هواپیمایی می شوی که 500 تا از این رحم هایی که در آن قرار گرفتی 1000 تا از این رحم هایی که در آن قرار گرفتی، آن هواپیما بزرگتر از همه ی اینهاست می تواند بفهمد؟ بعد این هواپیما پا می شود در یک عالمی بینهایت بزرگتر از رحم مادر تو حرکت می کند و پرواز می کند جنین چی می فهمد این را. ما نمی فهمیم در برزخ چه خبر است هیچ چیزش را نمی توانیم درک کنیم اینقدر است که حضرت فرمود اگر عطرش را زمینی ها استشمام کنند می میرند. و اگر موسیقی اش را بشنوند می میرند و اگر همسر بهشتی را چه آنهایی که برای مردهاست و چه برای آنهایی که برای زنهاست ببینند کسی ببیند اینجا می میرد پیامبر می گوید دوستانت را علی هم به خودت و هم به دوستانت بشارت بده به نعمت هایی که لا عین رأت و لا اذن سمعت و ... علی قلب بشر نه چشمی دیده نه گوشی شنیده و نه به قلب کسی و عقل کسی و دل کسی خطور نکرده. نمی تواند هر کاری کند تصور کند نمی تواند بفهمد آن طرف چه خبر است وقتی یک خانه اش از کل این کره زمین بزرگتر است شما چه تصوری دارید؟ مگر اینجا یک خانه اش چند برابر رحم مادر است برای بچه؟ به بچه بگویی در خانه ای متولد می شوی که صدها برابر از رحم مادر که الان 9 ماه است در آن زندگی می کنی بزرگتر است. درکی ندارد او از این قضیه. به خانه ای متولد می شوی که در آن ده ها و صدها نوع خوراکی وجود دارد، برزخ نسبت به دنیا مثل دنیا نسبت به رحم مادر است حالا پیغمبر می فرماید بشارت بده به دوستانت این را بشارت بده. همین پیغمبر که همین مژده را می دهد می گوید من بکی علی الدنیا دخل النار، یک آدمی که با دنیا گریه می کند جهنمی است خاک برسر یک کسی که دنیا می تواند به گریه بیندازد او را. یک کسی که با دنیا افسرده می شود برای یکی از این چیزهای چهارگانه پایین می ریزد به هم و غصه می خورد می گوید من دیگر انگیزه زندگی ندارم من الان بدبختم من الان بیچاره شدم من الان افسرده شدم من دیگر الان اعصاب ندارم من الان نزدیک است خودکشی کنم و نزدیک است از خانه فرار کنم، برای چی؟ تو قیمت خودت را اصلا می فهمی چقدر است که الان داری این حرفها را می زنی، برای چی افسرده شدی؟ بار چی پژمرده شدی؟ خواستگار نداشتی؟ رفتم پنج جا خواستگاری برایم زن ندادند طلاق می دهم، طلاق گرفتم، زنم دارد طلاق می گیرد، فلان کس مرد، اینقدر قسط و قرض دارم برای همین ها آدم؟ حیثیت انسانی اش را به لجن می کشد؟ افسرده شود پژمرده شود؟ همین پیامبر که دارد این مژده را می دهد می گوید یک آدمی که لیاقتش غصه خوردن برای دنیاست، خلایق هر چه لایق، برای این چیزها بنشیند غصه بخوری. این چیزهایی است که طبیعی است سر راه زندگی همه است پیغمبر هم داشته این مشکلات را. بیشتر از ما ها هم داشته این مشکلات دنیایی را. اشد الناس بلاءً الانبیا، کی می تواند بگوید من در زندگی ام یک مشکلی دارم که انبیا نداشتند اهل بیت نداشتند همیشه مشکلات آنها بیشتر از ما بوده. ولی آنها هیچ وقت برای دنیا غصه نخوردند هیچ وقت احساس بی شخصیتی و بدبختی و گرفتاری و ... به آنها دست نداد. هیچ وقت افسرده نبودند چون به چیزهایی که بالاتر بوده و نقد هم بوده و داشتند سرگرم بودند نه نسیه. نقد داشتند همین جا. حالا خوب دقت کنید، یک ولی می آورد پیغمبر اینجا خدا کند که ما جز این ولی ها نباشیم، لیکن، ولی نابخردانی از مردم دقت کنید، نابخردانی از مردم زائران قبور شما را سرزنش می کنند آن گونه که زنان نا بکار را بر اثر نابکاری شان سرزنش می کنند. چی است؟ هی پا می شوی می روی کربلا؟ چی است پا می شوی می روی نجف، می روی امام رضا؟ این زیارت چی می شود برای تو؟ آخ آخ آخ به شوهرش به زنش به بچه اش، می گوید اصلا من راضی نیستم تو بروی زیارت. مثلی که به بچه بگویی راضی نیستیم بروی زیارت بابایت. به یک مرد به یک زن بگویی راضی نیستیم بروی زیارت همسرت. اصلاً یک بابا و ننه ای که تو خیلی هم دوستش داری بگوید ما راضی نیستیم تو بروی زیارت همسرت زیارت فرزندت، اعتبار دارد حرف شان؟ نه. همسر بگوید من راضی نیستم تو بروی زیارت پدر و مادرت، اعتبار دارد حرفش؟ نه اعتبار ندارد. حرف حرف جهنمی است اگر کسی هم حرف همسرش را گوش کند اول به همسرش ظلم کرده چون که همسرش را جهنمی کرده. اگر کس هم به همسرش بگوید نرو، مرد به زن بگوید نرو خانه پدر و مادرت، زن به مرد بگوید نرو خانه پدر و مادرت این ظلم است دیگر حرف جهنمی است حرف بی ربطی است. می گویند اینها کی هستند پا می شوند، دیوانه اند خل اند پا می شوند هر سال هر سال صد کیلومتر 500 کیلومتر پیاده روی آن هم با این شکل یعنی چی؟ ببینید چقدر خیرات در این زیارت است که خدا حاضر است اینقدر برایش بها بپردازد. آن نتیجه در دنیا ظاهر می شود که اول بحث گفتم. از تو دل اربعین دقت کنید چی دارم می گویم از تو دل اربعین شما خواهید دید من الان دارم به شما می گویم و شما حتماً حرف من را خواهی دید از تو دل این اربعین لشکر امام زمان محیاست. از تو دل اربعین جنگ آخرالزمان هدایت و مدیریت می شود. بدون اربعین نه وفاداری حاصل می شود به صورت کلان برای امام زمان و نه همدلی است. اربعین است که قدرت ایجاد وفاداری و همدلی لازم برای ظهور منجی آخرالزمان را دارد. کم چیزی است برای بشریت؟ اینکه معصوم متخصص بیاید مردم را هدایت کند؟ دیگر هیچ کس تلف نمی شود دیگر نه هیچ مریضی است غصه ای است طلاقی است نه غمی است نه دردی است نه فقری است راه های به سوی آسمان باز می شود برای همه انسانها. دیگر انسانها به اندازه انبیا بزرگ می شوند هر یک انسان معمولی مثل انبیا پاک و بزرگ می شوند با آمدن امام زمان. این کم چیزی است که بها بخاطرش خدا نپردازد اگر یک کسی مقدماتش را فراهم کرد تمام کسانی که به زیارت گاه ها می روند دارند مقدمه ظهور امام زمان را فراهم می کنند دارند موانع ظهور امام زمان را برطرف می کنند و این اوجش در کجا ظهور پیدا می کند؟ در کربلا در اربعین ظهور پیدا می کند نابخردانی از مردم زائران قبور شما را سرزنش می کنند آن گونه که زنان نا بکار را بر اثر نابکاری شان سرزنش می کنند. آدم چقدر باید سقوط کند که یک زائر اهل بیت را سرزنش کند یا خار سر راه دیگران شود. آن درجات آن بهشت آن مژده ها حالا در بین آدم ها یک آدم هایی قرار بگیرند که درست نهی از معروف بکنند. و امر به منکر بکنند. مردم را از این معروف باز بدارند. اینها اشرار امت من هستند. اولئک شرار امتی یعنی از اینها بدتر دیگر کسی نیست. اشرار امت من هستند شفاعت من بر آنها نرسد و بر حوض من وارد نشوند. آنهایی که مزاحم این زیارت ها و ملاقات ها می شوند. آنهایی که اذیت می کنند مردم را زائر اینقدر حرمت دارد و اینقدر قیمت دارد کارش.
والحمدلله رب العالمین.