شرح زیارت جامعه کبیره (جلسه 8 )
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین
و لعنه الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت
بحث ما درباره شرح زیارت جامعه کبیره رسید به موضوع زیارت و آثار زیارت.
در آثار زیارت یکی از آثاری که ذکر کردیم این هستش که زیارت موجب شفاعت، مغفرت و ثواب الهی می شه و بالاترین عبادت ها در بین عبادتهاست. در بین عبادتها حالا از عبادت واجب که بگذریم مثل نماز، هیچکدام به اندازه زیارت، پاداش و ثواب ندارند. هرچند اگر کسی اهل نماز باشه اما به زیارت نره و قائل به زیارت و اهمیت زیارت نباشه، نمازش هم به دردش نمی خوره و نجات دهنده او نیست. چند تا روایت ذکر کردیم از امام کاظم و امام صادق، البته توضیح دادیم که چند تا روایت از منابع اهل سنت قبلاً ذکر کردیم که اهل سنت چگونه به زیارت نگاه می کنند، روایاتی که از طرف اونها نقل شده، اهمیت زیارت رو توضیح دادیم و این شفاعت و مغفرت و پاداش هم در روایاتی که اهل سنت از پیامبر نقل کردند هست، وجود دارد، در این آثار بین سنی و شیعه اختلاف وجود ندارد، اما اینکه چرا عزیزان اهل سنت، عده ای شون کمتر به این مسئله توجه می کنند یا بی توجه هستند کاملاٌ یا بعضی ها هستند کاملاً انکار می کنند اون یک سؤالی است که باید واقعاً جواب داد که چرا این کار رو می کنند. با اینکه در منابع اهل سنت ما این همه روایت داریم در مورد اهمیت این زیارتها. روایتی رو از امام کاظم علیه السلام خدمتتون عرض کرده بودم که حضرت در مورد امام رضا علیه السلام فرمودند که: من زار قبر ولدی علی، کان له عندا... کسبعین حجه مبروره (هر که قبر فرزندم علی را زیارت کند معادل 70 حج مقبول است) که راوی می گوید من سؤال کردم: 70 حج؟ که حضرت بالاتر برد و فرمود: هفتاد هزار حج که سندش در کافی، ج 4 است.
داشتیم راجع به این توضیح می دادیم که چرا یک همچنین ثواب هایی برای زیارت ائمه علیهم السلام ذکر شده؟ این خیلی مهمه فهم این. اگه کسی بفهمد که چرا در زیارت ائمه عوض این باور کند که این ثواب ها هست. در این رابطه انشاءا... فرصت بشود صحبت کنیم.
نکته دوم این هست که چرا این ثواب ها رو داره. فهم اینکه زیارت معصومین چرا یک چنین ثوابهایی دارد در خود کیفیت عبادتهای ما تأثیرگذار هست. یعنی خود این فهم هست که نفس را آماده می کند برای دریافت یک پاداش به این با عظمتی. نفس رو آماده می کنه. خود فهمش این خیلی مهمه که می خواهیم راجع به این سخن بگیم. قبلاً جلسه گذشته توضیحاتی دادم در این رابطه، امشب می خواهم تا انشاءا... تکمیل کنم. خود حضرت رضا هم در مورد خودشون این نکته رو دارن. به یکی از اصحابشون می فرماید که تو می دونی هر کس به زیارت من بیاد یا به زیارت قبر من بیاد چقدر ثواب دارد؟ خداوند به او معادل هزار حج می دهد. می گوید من به امام جواد عرض کردم که این حدیثی که باباتون گفته، گفته هر کس به زیارت من بیاد خدا ثواب هزار حج بهش می دهد. درسته؟ می گوید امام جواد فرمود بله درسته و هزار هزار حج. هزار هزار حج یعنی یک میلیون حج. این ارقام چیه؟ هفتاد تا، هفتاد هزار تا، یک میلیون تا، این یعنی چی؟ اینها مراتب زائرین هست در واقع. زائر با مراتب مختلف به زیارت می رود. برداشت های مختلف می کند. بسته به میزان معرفتش، بسته به میزان سنخیتش می تواند از این زیارت ها بهره ببره. ولی حج ببین یک میلیون حج. گاهی وقتها اصلاٌ این نیست. حدیثش را خوندم از پیامبر. فرمود به علی: اگر کسی من را زیارت کند، علی را زیارت کند یا یکی از فرزندانش را من روز قیامت او را به درجه خودم میارم. دیگر این ثواب نیست. مثلاً بگویم یک میلیون حج، دو میلیون حج یا چقدر ثواب هست. پیغمبر می گوید من این شخص را میرم نجاتش می دهم و میارم هم درجه خودم قرار می دهم. پس ببینید که برد زیارت چقدره؟ پس این بسته به این هست که ما با چه معرفتی با معصومین روبرو می شویم؟ کسی که زنده است. یکی از آن چیزهایی که می تواند به ما کمک بکند که آن قدرت را بگیریم چیزی است که جلسه گذشته توضیح دادم. اینکه اگر تو حواست نباشد، دقت نکرده باشی یا باور نداشته باشی که این شخصی که الآن مثل حضرت عبدالعظیم، حضرت معصومه، امامزاده حمزه، امامزاده طاهر که من دارم میرم زیارتش یه شخص زنده است، نه اینکه مرده، رفته، الآن تو بهشته، اینجا سر خاکش یه ضریح گذاشتیم میریم اینجا ضریح را می بوسیم و زیارت می کنیم. یک اشتباهی بعضی ها می کنند که امام حسین رفته الآن تو بهشته، اهل بیت تو بهشت هستند، این چیه؟ اربعین چیه؟ کربلا چیه؟ پیاده روی چیه؟ زیارت چیه؟ این ناشی از عدم فهم معصوم هست. عدم فهم خلقت و نظام خلقت هست. اگه کسی می خواهد زیارتش قدرت داشته باشد و آن سازندگی ها را داشته باشه هفتاد حج، هفتاد هزار حج، یک میلیون حج یا بالاتر، باید فهمش را بالاتر ببرد، معرفتش را باید بالاتر ببرد. از اینکه من به ملاقات کی می روم و در این ملاقات چه اتفاقاتی قراره بیفتد و چه اتفاقاتی میفتد. اون هست که یک زیارت می تواند تمام گذشته یک انسان را جبران بکند. نه تنها می تواند جبران بکند. بلکه می تونه انسان رو چندین برابر عمرش بالاتر ببره. پس فهم این خیلی مهمه. باز یه روایت دیگه من بخوانم از امام صادق . دلم نمیاد من اینا رو هدیه نکنم به شما. واقعاً درهایی هست که گیر نمیاد. اینها بهشتی هست، واقعاً اینها میوه های بهشتی هستند. انسان می خواند تک تک این روایت ها را، بعد برویم سراغ آثار. این روایت، چون من قبلاً 400 جلسه دیگه بحث کردیم در مورد اهل بیت تو همین مکان، حالا لااقل 300 ساعتش در مورد خود اهل بیت بوده تقریباً و مقامشون و جایگاهشون. دیگر الآن عزیزانی که در جلسه هستند متوجه می شوند که این روایت دارد از چه عمقی سخن می گوید. خود فهم این روایت و باورش با قلب، کیفیت زیارت ما را بی نهایت بالا می برد. ببینید حضرت دارد این را می گوید به قول خود حضرت. حضرت می گوید به در بگو دیوار بشنود، است. مفاهیم این روایت حد ندارد که حالا تمام شرح جامعه کبیره را که خدا انشاءا... به همه ما توفیق بدهد که بتوانیم تا آخرش انشاءا... با هم مباحثه اش بکنیم، شرح همین یک روایت. دقت کنید. زید شهام از امام صادق سؤال می کند که «مال من زار رسول ا... صلی ا... علیه و آله» به امام صادق عرض می کند که کسی که برود زیارت نبی اکرم چی گیرش میآید؟ چی بهش می دهند؟ به چی می رسد؟ مال من زار رسول ا....
ببینید امام صادق چه جوری جواب می دهد. قال کمن زار ا... عزوجل فوق عرشه. مثل این هست که خدا را فوق عرشش زیارت کرده. ما چه می دانیم عرش، عرش تمام آسمانها و زمین را که جمع کنند، تازه در کرسی هستند، وسع کرسیه السموات والارض، کرسی خدا تمام آسمانها و زمین را در برگرفته. این کرسیه. این کرسی خودش یه جزء کوچکی مثل فرض بفرمائید یه قطره در یک اقیانوس نسبت به عرش خداست. عرش چیه؟ بعد حضرت می گوید اگر یک کسی پیغمبر را زیارت بکند، مثل این هست که خدا را فوق عرشش زیارت کرده. این یعنی چی؟ تمام شرح زیارت عاشورا، نمی دانم جامعه کبیره ما چند جلسه طول می کشد؟ هر چی که ما جامعه کبیره را شرح بدیم، شرح همین یک روایت هست که یعنی چی. اگر یک کسی معصوم را زیارت کند، دقت کنید بعدش. قال قلت فمال من زار احد بکم. پس اگر یک کسی یکی از شما اهل بیت را زیارت بکند، چی گیرش میآید؟ چی هست؟ فرمود: «قال کمن زار رسول ا... صلی ا... علیه و آله و سلم». مثل این هست که اگر یکی از ما را زیارت کرده باشد. مثل این هست که پیغمبر را زیارت کرده باشد، یعنی هر کس منِ امام صادق یا هر یکی از بچه هایم ر زیارت کند؛ مثل این هست که خدا را فوق عرشش زیارت کرده. این بهش می گویند مقام فوق عرشی معصوم. معصوم را بالای عرش هست. قبلاً توضیح دادم اینها را در جلسات خانواده آسمانی. عزیزانی که نبودن مباحث آسمانی را بگیرند. توضیح بیشتری هم بعداً خواهم داد. حالا آنهایی که نگرانند، نگران نباشن، باز ما در جامعه کبیره می رسیم به این. مقام فوق عرشی امام صادق هست. یعنی ائمه چون سیر خلقت توضیح دادم در قوس نزول و صعود، منحنی خلقت، آنهایی که سر کلاس تصویری بودن توضیح دادم که نور اهل بیت اولین ظهور خداوند هست. بقیه چیزها همه از نور اهل بیت خلق شده. اولین ظهور الله، یعنی هستی بی نهایت، نور اهل بیت هست. پیامبر فرمود: «اول ما خلق الله نوری»؛ اولین چیزی که از خدا صادر شد من بودم، نور من بود و نور اهل بیتم، بقیه چیزها که ما اسم هایش را در قرآن می خوانیم یا در روایات و ادعیه می خوانیم. همه بعد از ائمه از نور ائمه خلق شدند. فرشتگان، عالم جبروت، بیاید عالم ملکوت، بیاید پایین تر یا تا عالم ناسوت، همه چیز، بهشت، نمی دانم چه و چه، همه را در اصول کافی توضیح داده که هر کدام از مراتب خلقت از نور کدامیک از این عزیزان خلق شده؟ نسبت ریاضیاش هم توضیح دادیم. چند جلسه ای را توضیح دادیم که از نظر ساختار ریاضی چرا این جوری هست، توضیح دادیم محال هست به گونه ای دیگه باشد، یعنی خداوند محال هست قبل از اینکه نور اهل بیت را خلق کند، مخلوقات دیگر را بیافریند. چرا محل هست را هم توضیح دادیم که حالا باز هم توضیح خواهیم داد برای روشن شدن اذهان عزیزانی که در جلسه هستند یا در آن جلسات نبودند.
دقت کنید مقام فوق عرشی، اگر یک کسی یکی از ائمه را زیارت بکند رفته تا بالای عرش، آن طرف عرش به ملاقات الله رسیده. خلیفه خداست، مظهر خداست، اولین مخلوق خداست، نزدیک ترین مخلوق به خدا و شبیه ترین موجود به خداوند. یعنی خداوند آیه ای بالاتر از اینها ندارد، مخلوقی بالاتر از اینها ندارد، ظهوری بالاتر از اینها ندارد. اگر بخواهم دل شما را راحت کنم و ذهن شما کاملاً شفاف بشود، این هست که خداوند ظهوری بالاتر از اهل بیت ندارد. علی فرمود خداوند آیه ای بزرگتر از من ندارد. انا آیت ا... العظمی. من عظیم ترین آیه خدا هستم. بالاتر از این ندارد، خلق نکرده خدا اصلاً. لذا یک کسی رفت ملاقات امیرالمؤمنین، ملاقات خدا رفته، آن هم در بالای عرش، چون عرش در مشت امیرالمؤمنین هست. عرش بخشی از جلوه امیرالمؤمنین هست، بخشی از ظهور نور اهل بیت هست عرش خدا. شما دیگر با اصلش روبرو می شوید با امیرالمؤمنین، می بردت پیش خودش. ما خیلی ساده رد می شویم از کنار این جملات. در زیارت عاشورا می خوانیم 40 سال، 50 سال، بعد قربان ائمه بروم، واقعاً قربانشان بروم، می گوید وایساد 40 ساله دارم به من می گوید که «اسئل ا... ان یجعلنی معکم فی الدنیا و الأخره» من می خواهم در دنیا و آخرت با شما باشم. «اسئل ا... ان یبلغنی المقام المحمود لکم عندا...» من از خدا آن مقامی که تو پیش خدا داری می خواهم. می فهمیم داریم چی می گیم؟ هان؟ یه ذره فهم کنیم داریم چی می گویم؟ معصوم این هست. تو می گویی من می خوامه، منی که اینجا هستم، من می خواهم همان مقام را برسم. دقت کنیم چی داریم می گویم. اگر یه کسی بفهمد یعنی اگر ما دقت کنیم که واقعاً چیه و چی را می خواهیم، متوجه می شویم اکثر کسانی که دارند این حرفها را می زنند، دارند شوخی می کنند. اکثر قریب به اتفاق و کسانی که دارند زیارت عاشورا می خوانند، دارند شوخی می کنند، جدی نیستند اصلاً، اصلاً ثبت نام نکردند، می دانی مثل کی می ماند؟ مثل یک آدم بیسوادی می ماند که مثلاً در دهاتی دارد زندگی می کند، بیسوادم هست، بعد همیشه می گوید من می خواهم بزرگترین دانشمند دنیا بشوم، بعد هم هیچوقت از دهات بیرون نمیآید، مدرسه هم نمی رود ثبت نام کند، کلاس اول مثلاً، یا نهضت سوادآموزی هم نمی رود بعد هی می گوید من دوست دارم ... بله دوست داشتن که یه حسی هست که خدا به همه داده، خدا چون فوق عقل را به همه داده، فوق عقل انسان می طلبد که مقام ائمه را هم بخواهد، مقام پیغمبر هم بخواهد، همه می خوانند، اما همه می روند ثبت نام کنند. الآن ما دانشمندانی داریم در کشور خودمان، دانشمندان بزرگی هستند که از سن بالا شروع کردند، یعنی بیسواد بودن، سالها آنها این همه درس می خواندند؛ اینها اصلاً درس نخواندند اصلاً. سن بالا شروع کرده، 30 سالگی، رفته کلاس نهضت سوادآموزی، الآن هم یکی از اساتید برجسته دانشگاه هست، هم خانم و هم آقا، یکی دو تا هم نیستند. طرف 30 سالش بوده رفته کلاس نهضت سوادآموزی، آی با کلاه، ب، آب، بابا. اینها را شروع کرده الآن از اساتید بزرگ و از دانشمندان بزرگ هستند. باریک الله.
تصمیم گرفت، شروع کرد، ثبت نام کرد، رفت بالا. ما 40 سال زیارت عاشورا می خوانیم آخرم ثبت نام نمی کنیم، یعنی زیارت عاشورا را هم می خوانیم، زیارت هم می رویم، اما هیچوقت هوس این مقامها به سرمان نمی زند و ثبت نام هم نمی کنیم، سطح زندگیمان دارد به ما می گوید. اصلاٌ نوع لباس پوشیدن شخص، نوع غذا خوردنش، نوع ازدواجش، همسری که انتخاب می کند، رشته ای که انتخاب کرده، محله ای که انتخاب کرده، شغلی که انتخاب کرده، دوستایی که انتخاب کرده، همه نشان می دهد این آدم نمی خواهد آن وری برده. یک ورزشکار الآن می خواهد برود ورزشکار حرفه ای بشود رابطه اش را با هزاران نفر تنظیم می کند. می گوید چون من می خواهم قهرمان بشوم ... دیدید دیگر آن خانم گریه می کرد، می گفت که من دو ماهه بچه ام را ندیدم اصلاً ... یا آن قهرمان می گفت من 10 ماهه خانواده ام را ندیدم، همه اش در اردوگاه بودم، تمرین کردم که بروم در جهان ... برای یک دونه مدال. سبک زندگی را تنظیم می کند، می گوید این هست الآن من یک هفته مسابقات دارم باید بروم آن کشور، باید بروم این کشور، باید اینجوری، باید این مسابقات و ... همهاش در اردوگاه و مسابقات و تمرین ... بعد ما نه ... آزاد آزاد آزاد، همه کاری می کنیم ... همه کاری می کنیم ها ... هیچوقت هم ثبت نام نمی کنیم در این مکتب، بعد هم می گویم می خواهیم برسیم به آنجا.
حالا حضرت می گوید اگر واقعاً کسی بیاید زیارت، جا داره به این مقام برسد، حدیثش را هم خواندم برایتان، می خواهم راجع به این توضیح بدهم ... یک صلوت ختم بفرمائید ...
مرحوم فیض کاشانی سه دلیل آورده برای این کار. من این سه دلیل را فشرده عرض کنم، زودتر مرخص شویم.
مرحوم فیض در کتاب حقایقشان می گویند که اینکه این ثواب را ذکر می کنند که این همه برای عمره ثواب دارهد از جهاد بالاتر، از عمره بالاتر، از چی بالاتر ... سه دلیل میآورند:
1) می فرماید جهاد، نماز، روزه و حج را دشمنان اهل بیت هم می روند. آنهایی که امام حسین را کشتند بعضی هایشان 50 بار حج رفته بودند، قاتلین ائمه هیچکدامشون نبودند حاجی نباشند. شما یک قاتل سراغ داریم از قاتلین ائمه، آنهایی که اهل بیت را کشتند حج نرفته باشند، نماز نخوانند، روزه نگرفته باشند، یک دونه شما سراغ دارید؟ مرحوم فیض می گوید این کارها را دشمنان خود اهل بیت و دشمنان خود خدا هم انجام می دهند، حتی دشمنان خدا. زیارتی که مخصوص کسانی است که قائل به متخصصین معصوم هستند، اعتقاد به اینها دارند یا حداقل ارادت دارند به اینها، حداقل دوستشان دارند، ارادت دارند بهشون. زیارت خیلی خاص هست، کار هر کسی نیست، شما ببینید در این میلیاردها جمعیت روی زمین چند نفر می روند زیارتگاهها. حج خیلی ها می روند. نماز، نمی دانم روزه، اینها ... بعد شما ببینید زیارت کیا می روند فقط؟ خاصه ... یعنی یک کسی زیارت می رود که معتقد است من بعد از خدا به هیچ کس غیر از متخصص معصوم اعتنایی ندارم، فقط متخصص معصوم، همانی که خدا در قرآن گفته فقط همان می تواند معلم من، مربی من باشد و سطح زندگی من را تعیین کند. من زیر بار غیر متخصص معصوم نمی روم. این همان چیزی هست که خدا خواسته از ما در قرآن ... که امام باقر فرمود: «ربع القرآن فینا؛ یک چهارم قرآن در مورد ما اهل بیت هست»... خدا چند صد آیه را سفارش می کند یکسره که خیلی آیاتش را براتون خواندم در بحث خانواده های آسمانی که فقط با معصوم، فقط با اینها، غیر معصوم و غیر متخصص رفتید آسیب دیدید فقط گردن خودتان. حالا چشم درد دارید برید پیش متخصص مغز و اعصاب، هر بلایی سرت بیاورد خودت کردی. چون پروفسور مغز و اعصاب هیچ سوادی در مورد چشم ندارد، تخصصی نمی تواند کاری بکند. چشمت درد می کند برو پیش متخصص چشم. شما می خواهی به هدف خلقتت برسی، به جاودانگی برسی برو پیش متخصصی که جاودانه است خودش، بهشت را بلده، جهنم را می شناسد، ابدیت را رفته طی کرده، تمام قوس صعود و نزول را تسلط دارد، به تمام قوانین نظام خلقت، همان هفت دست اطلاعات تخصصی که گفتم، همه هفت دست اطلاعات تخصصی را دارد، حالا این می تواند بشود مربی تو، استاد تو. غیر معصوم را انتخاب کردی برای سبک زندگیت، با آنها محشور نمی شوی دیگر، به آنها دیگر نمی رسی، لذا خواست که کسی برود زیارت، یعنی من این آقا را قبول دارم، سبک زندگیش را قبول دارم، دوستش دارم، این الگوی من هست، رهبر من هست، این امام من هست، من این سبک را قبول دارم. «فمعکم معکم»، انشاءا... می رسیم به جامعه کبیره، «لا مع غیرکم»، فقط با شما، فقط با شما و نه با غیر شما، من هیچ کسی غیر از شما را نمی پذیرم. این زیارت اینجاش مهم هست که اگر کسی این قدر ثواب دارد یعنی می گوید بیا زیارت که متوجه باشی تو غیر از این شخصیت را نمی توانی، لیاقت تو همین هست، لیاقت تو متخصص معصوم هست، لیاقت تو خلیفه ا...، لیاقت تو مظهر خداست و نه کمتر. حالا بیا زیارت. اگر کسی می رود زیارت، یعنی می گوید من امام رضا همه کس ام هست، همه چی ام هست، نه اینکه فقط دوستش دارم، مثل این خانمهایی که با توهین و جسارت و بی ادبی و وقاهت، لباس مبتذل می پوشند، آرایش کرده و لاک زده و ناخن بلند و هزار تا چیز دیگر تا کنار حرم امام رضا میآیند، یه چادر، مسخره کردن دین، یک چادر میندازه روی سرش، میاد میرود زیارت، در حرم هم معصیت می کند، کنار حرم هم چیز به درد بخوری نیست، همانجا هم فتنه و فساد دارد، نسبت به زائرین. بعد هم میاد بیرون چادرش را در میآورد تا می کند می ذاره کنار؛ یعنی انگار که این را این فرهنگ را دوست ندارم، تاش می کند می گذارد در ساکش و دوباره همان سبک زندگی، یعنی هیچ. امام رضا هم که زیارت کردیم و حالا بریم لب دریا، بریم شمال.
نه، می گوید تو بیا زیارت این، این لایق توست، این استاد توست، این مربی توست، این همان کسی هست که تو را به کمال مطلقت می رساند، این همان کسی هست که شادی دنیا و آخرتت را این بهت می دهد. دنیا می خواهی این بهت می دهد، دنیای شاد و آرام، آخرت هم می خواهی این بهت می دهد. حالا این حرفهایی که من می زنم حرف من هست ولی روایت دارم می گویم، اینهایی که دارم می گویم فکر نکنید از خودم دارم چیزی می گویم. شما عماتون، وقت تان خیلی مهمتر از این هست که من بیام وقت شما را بگیرم اینجا، حرف خودم را به شما بزنم. نه، این حرف معصوم هست، توضیحاتی را هم که دارم می دهم از خودشان هست. حالا دقت کنید، این یک نکته...
2) مرحوم فیض دومین دلیلی که میآورد این هست که همان حرفی که در جلسه گذشته زدم، زیارت برای این، این همه ثواب دارد که تو به ملاقات یه شخص زنده می روی، در این ملاقات خیلی چیزها گیر آدم میآید، چون حضور دارد آنجا، مرده که نیست که، ما با آن نقره و ضریحه که کاری نداریم که، او حاضره و دارد می شنود. ببین در زیارتنامه امام رضا چی می گوید:« و اعلم ان رسولک و خلفائک احیاء»؛ خدایا من می دانم که خلفائت ... این را باید اقرار کنی بعد بروی به زیارت، اگر اقرار نکنی ... خدا رحمت کند آیت ا... بهجت را فرمود: همه زیارت در همین اذن دخول است، هر کس در این اذن دخول هر چی می گیرد همین جا شروع می شود داستان ... اعلم ... می دانم ... ان رسولک و خلفائک احیاء ... زنده اند ... عندک یرزقون ... پیش تو دارند روزیشان را می خورند ... یرون مقامی ... حاکم بر من هستند، دارند من را می بینند ... یسمعون کلامی ... صحبت های من را می شنوند ... یردون سلامی ... سلام من را جواب می دهند ... من سلام می کنم جواب می دهند، جواب سلام واجب هست ... و انک حجبت سمعی عن کلامهم ... در گوش من را به حجاب آوردی که کلام آنها را بشنوم ... و فتحت باب فهمی بلذیذ مناجاتهم ... و باز کردی در فهم من را به لذت مناجات با اینها، لذت حرف زدن با اینها. آدم ملاقات یک موجود زنده دارد می رود، امام رضای زنده، امیرالمؤمنین زنده، امام حسین زنده. پس جه جوری شفا می دهند؟ شفا که یه نفر، دو نفر، امام رضا هزار ساله دارد شفا می دهد، هزار و چند صد سال. اولیائش، دوستانش دارند شفا می دهند. مرده است این؟ چه جوری شفا می دهد؟ چه جوری اهل سنت میآیند شفا می گیرند؟ چه جوری مسیحی میآید شفا می گیرد؟ چه جوری یهودی میآید شفا می گیرد؟ از مرده؟ از یک کسی که نمی فهمد؟ از یک کسی که نمی داند؟ از یک کسی که زیر خاک پوسیده؟ شفا می دهد یعنی من دارم می بینم دست می کشم شفا پیدا می کند، عنایت می کنم شفا پیدا می کند. توجه، حضور، حیات، زنده است ... اگر تو بفهمی من دارم می روم مشهد، میرم پیش یه آدم زنده، یه شخصی که زنده است، خود امام آنجا حضور دارد، توضیحش را دادم هفته گذشته، خیلی حرفه، تو می خواهی با یک خلیفه الله زنده سخن بگویی، حالا بوسه ها فرق نمی کند دیگر ... یک موقع است من می خواهم ضریح را ببوسم، یه موقع است من می خواهم آهن را ببوسم؟ یک موقع حواسم هست که بوسه را به کی می فرستم این بوسه را ... حواسم هست دستم را کجا می کشم ... حواسم هست کی در آغوشم می گیرم، این صورتم را کجا می گذارم، زمین تا آسمان فرق می کند. همه هم این را می فهمند.
دختر آمریکایی، سرباز آمریکایی که رفتن اشغال کردن عراق را، خانوم هست، سربازه آمریکایی اشغال کردن عراق را، آمدند تجاوز کردن به این کشور، خودش رفته حرم امام حسین، ضریح را می گیرد می گوید بیبی... بیبی... گریه ... بچه می خواهم... و می گیرند. شما بیاید ببینید چقدر مسیحیها، یهودیها می روند حاجت می گیرند؟ یکی دوتا ده تا صدتا نیست. بگویم افسانه بوده، همش مستند هست. آن کسی هم که مطالعه ندارد این شهود را می فهمد که حالا بعداً توضیح می دهیم که «انفسکم فی النفوس» یعنی شخص رابطه حضوری و شخصی مسیحیه، یهودیه و حتی آن شخصی که کافر هست یه جاهایی حس را می فهمد که با یک موجود زنده سر و کار دارم، به یک کسی که الآن من را می بیند، احاطه را من دارد، می توانم حسش کنم.
دهاتیه یه سنگ برمی دارد میاد حرم امام رضا می گوید یا شفا می دهی یا همه شیشه هایت را می شکنم، این قدر براش جدیه این قضیه، یعنی می فهمد، یعنی می شکنم شیشه هایت را اگر بچه ام را شفا ندهی، یعنی می بینم می دانم هستی، داری می شنوی، بچه من مریضه یا ا... شفا بده ... خوب ... این حس را دارد.
3) می گوید زیارت، صله است، شادی هست، شاد کردن ائمه است، شما وقتی می روید زیارت امام رضا، امام رضا شاد می شود، امام رضا فقط شاد نمی شود، امام زمان شاد می شود، پیغمبر شاد می شود، امیرالمؤمنین شاد می شود، حضرت زهرا شاد می شود، انبیاء خوشحال می شوند ... چرایش را که حالا بعد توضیح می دهم ... و یک صله است، صله ارحام است. وقتی شما پا می شوید می روید، بابات هست دیگر، مگر نمی خواهی بروی بهش سر بزنی، دلت تنگ نمی شود برایش ... این صله هه در این ارتباطه یه اتفاقاتی می افتد، در این از اینجا پا شدن رفتن تا مشهد، تا کربلا، تا مدینه، تا حرم های امام زاده ها، یه اتفاقاتی می افتد، یه خواص و آثاری هست که بعضی هایش را گفتم برایتان که حالا باید اینها را توضیح بدهم، یه اتفاقاتی می افتد، یه آثاری وجود دارد که این آثار در هیچ جای دیگر پیدا نخواهید کرد. این خیرات و برکات و آثار را جای دیگر نخواهید داشت که حالا این خوشحال کردن چیه؟ این صله چیه؟ این ارتباطه چیه؟ شاد کردن انبیاء یعنی چی؟ شاد کردن اهل بیت یعنی چی؟ شاد کردن خود شیعیان یعنی چی؟ و ... آن آثار انشاءا... بماند برای جلسه بعد ...
«و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین»