شرح زیارت جامعه کبیره؛ جلسه 7 01/07/1395
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمان الرحیم الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی محمد وآله الطاهرین ولعنه الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین
سلام ،صلوات، درود ورحمت وخیرات مغفرت و برکات الهی برهمه ی شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت.
خب بحثمان درباره شرح زیارت شریف جامعه کبیره بود. اولین موضوعی که مورد بحثمان بود و امیدواریم بتوانیم حق آن را ادا کنیم "زیارت" بود. راجع به زیارت رسیدیم به آثار زیارت و آخرین اثری که عرض شد شفاعت و غفران بود. گفتیم زیارت و ملاقات از آن جهت که یک امر حقیقی است و نه اعتباری، موجب شفاعت و مغفرت ما می شود. آثار شگفت انگیزی دارد. گاهی اوقات درباره زیارت یک اصطلاحی است که البته بعدا درباره اش توضیح خواهم داد این است که زیارت از این مقوله است:
گر میسر نیست بر کام من عشق بازی می کنم با نام او
انسان به معشوقش دست رسی ندارد و با علائم و نشانه های او عشق بازی می کند، این حرف حرف درستی است که کسی که دسترسی به معشوقش ندارد به خصوص معشوق الهی و آسمانی با علائم و نشانه های او عشق بازی شود نشانه های خدا و نشانه های خانواده آسمانی.
اما در زیارت این مقوله مطرح نیست. برخلاف تصور اکثر افراد در مقوله زیارت ما عشق بازی با نام و آثار او نمی کنیم
.ما در محضر آن کسی که زیارتش می کنیم حاضر می شویم او ما را می بیند اشهد انک تسمع کلامی تری مقامی ترد سلامی شهادت می دهم که تو کلام مرا می شنوی داری مرا می بینی که کجاایستاده ام و چه حالی دارم و جواب سلام مرا هم می دهی. این شهادت است. یعنی این یک امر حقیقی است که ما با یک موجود زنده سر و کار داریم. نه یک کسی که الان رفته در برزخ نیست. حالا ما بر سر قبرش یک ضریحی ساخته ایم و توسلی به قبرش می کنیم این نیست. بلکه معصومین علیهم السلام، اولیای الهی که ما به زیارتشان می رویم آنجا حاضر هستند اشباح برزخی شان حاضر است روح مطهرشان بر ما حاکم است و ما به ملاقات یک شخص زنده می رویم . حالا در این رابطه توضیح خواهم داد.
در این رابطه چند روایت از عزیزان اهل سنت خواندیم. دراین رابطه یک روایت دیگر از پیامبر اسلام صلی الله علیه و اله: (این روایت از وسائل الشیعه کتاب الحج ابواب المزاراست)
«یا علی من زارنی فی حیاتی او بعد موتی او زارک فی حیاتک او بعد موتک او زار ابنیک فی حیاتهما او بعد موتهما ضمنت له یوم القیامته ان اخلصه من اهوالها و شدائدها حتی اصیره معی فی درجتی: ( خواهش می کنم دقت کنید خیلی دقیق است و فهم این روایت یک سلوک است) یا علی اگر کسی مرا در حیاتم یا بعد از موتم یا تورا در حیاتت یا بعد از موتت یا پسرانت را در حیاتشان زیارت کند من ضمانت می کنم که او را حتما نجات بدهم از ترس ها و شدت های قیامت (بعدا توضیح می دهم که چرا پیامبر چنین ضمانتی می دهد)حتی اصیره اینجا خیلی اوج دارد ، او را با خودم هم درجه می کنم.
نکته اول اینکه پیامبر می خواهد بفرمایدکه مرگ و حیات برای ما یکی است این گونه نیست که ما الان زنده باشیم یک کارهایی از ما بر می آید که اگر مرده با شیم از ما بر نمی آید اتفاقا افراد اشتداد روحی شون قدرت شون قرب شون بعد از تولد شون به برزخ بیشتر می شود مثل یک بچه ای که از رحم مادر می آید در رحم مادر خیلی ضعیف است وقتی می آید به این دنیا قدرت می گیرد جون می گیرد توانایی هایش بیشتر می شود یک کسی که از دنیا وارد برزخ می شود وارد عالمی که بینهایت از اینجا زیبا تر قوی ترکامل تر پیشرفته تر است اشتدادد روحی پیدا می کند اگر آدم خوبی باشد، ولی خدا باشد، خیلی قدرت پیدا میکند. در بحث های قبلی هم گفتیم اگر کسی پدرو مادرش از دنیا رفته داشته باشد آدم های خوبی بودند می تواند برود سر قبر پدر مادرش توسل کند پدر مادرش انقدر قدرت دارند و خدا به آن ها آبرو عزت، قدرت داده که بتوانند برای فرزندشان دعا کنند و کار کنند. پدرومادر خیلی می توانند حاجت بدهند. مومن اگر باشد اشتداد روحی دارد. حالا شما نگاه کنید معصوم این دنیا محدودیت های خاص خودش را دارد بخاطر ظرف دنیا این گونه نیست که معصوم وقتی از دنیا رفته هیچ کاری ازش بر نیاید هر کاری که در دنیا ازش بر می آمد بیش از آن در آخرت در برزخ ازش بر می آید زنده ومرده ندارد. برای همین خوب شما الان برید دیگه الان این چیزی نیست که یک نفر الان بگوید من قبول ندارم اگر بگوید من قبول ندارم باید خیلی آدم نادانی باشد برود حرم امام رضا(ع) هزاران سند عکس ،آزمایش، آدم وآدرس وجود دارد که یک شخص نابینا بوده فلج بوده سرطانی بوده چی بوده چی بوده همه شفا گرفته اند یکی دو تا ده تا صد تا هزار تا نیستش که، هر کس بخواهد میتواند ببیند چه بسا خود شما هم بار ها دیدید خود ما هم بارها دیدیم این گونه اتفاقات را خوب قدرت آنها مرگ و زندگی ندارد همه جا قدرت شون است. چون روح است بحث نفس است بحث روح مطهر آنها است که همیشه هستش حالا با این بدن یا با بدن دیگر فرقی نمی کند. شما الان با روح تون خیلی قدرت ها دارید تو خواب هم که هستش می بینید همان قدرت را دارید ولی با یک بدن دیگر شما وقتی به زیارت معصوم می روید معصوم یا امام زاده ها با اون اشباح برزخی شون بدن های برزخی شون حاضرند پیش ما حالا ما نمی بینیمشون ما الان بدن برزخی خودمان را هم نمی بینیم که زنده ایم مگر شما الان وقتی می خوابید بدن برزخی ندارید؟ شبها شما با کدام بدنتان این طرف و آن طرف می روید؟ بدن دارید دیگه، الان که بیدارید و توجه شما به عالم ماده است نمی بینیدش به محض اینکه می خوابید و از عالم ماده غفلت می کنید، بدن برزخی با شماست.
و با او همه جا می روید چون بدن برزخی ست دیده نمی شود ولی با ما هست بدن برزخی مثل بدن مادی قدرت دارد بینایی دارد شنوایی دارد و همه کار انجام می دهد.معصومین همه کار ازشون بر می آید اشباح ایشان هست و ما محضرشان مشرف می شویم آیه الله بهجت و بزرگان دیگر گفته اند ما رفتیم حرم حضرت را همان جا در ضریح ملاقات کردیم،حرف زدیم دستور العمل گرفتیم،خیلی از بزرگان می روند ، کسانی که واقعا چشمی دارند ،حالی دارند،بعضی در بیداری بعضی در خواب مشرف می شوند می روند آنجا
زیارت می کنند و ملاقاتی صورت می گیرد این جور نیست که ما برویم آنجا با نقره جات و ضرح کار داشته باشیم بزرگان فرمودند ضریح حکم دست را دارد برای بنده ای که نابینا هستم کورم چشم برزخی ام باز نیست نمی فهمم این ضریح حکم دست را دارد می روم و آن را می بوسم خوب این بوسه دریافت می شود از طرف امام ولی کسی که واقعا حس دارد و روحش طهارت پیدا کرده می بیند صحبت می کند صفا می کند و واقعا ملاقات می کند و برای همین آن آثار شگفت انگیز ملاقات را دارد.
اول این مطلب را ما باید بفهمیم که به ملاقات یک زنده می رویم، کسی که درباره شان در اذن ورود می خوانیم ((احیاء عندک یرزقون : همه شان زنده اند و پیش تو روزی می خورند یسمعون کلامی و یردون سلامی : کلام مرا می شنوند جواب سلام مرا می دهند و انک حجبت سمعی عن کلامهم : تو مانع شدی از این که کلام آنها را بشنوم و فتحت باب فهمی بلذیذ مناجاتهم : اما فهم مرا باز کردی که بتوانم از منا جات با آنها لذت ببرم)) حالا بعضی ها خودشان گوشهایشان را باز می کنند و همان جا می شنوند مثل جوانی که هر وقت به حرم امام حسین علیه السلام می رفت ، می خندید، می گفت آقا آنجاست هر وقت من می روم زیارت چشممان به هم می خورد و می خندیم به هم دیگر، مادرم یک شهر دیگر بود، پیرزن بود نمی توانست به زیارت بیاید مادرم را کول کردم یک شهر پیاده آوردم خیلی کار سختی. مادر دوست داشت آوردم اورا همین که وارد شدم دیدم سیدالشهدا دارد به من می خندد از اون به بعد هر وقت می آیم آقابه من می خندد . عبودیت این طوری است ترک گناه این طوری است یک ترک گناه خوب انجام می دهد یک از خود گذشتگی می کند همه چیز برایش باز می شود خیلی ها ، اولیا خدا این طوری بوده اند حالا یا خواب یا بیداری.
پس ما با یک زنده سر و کار داریم این طور نیست که وقتی ما رفتیم حضرت عبدالعظیم اینجا یک ضریحی است که ما آن را می بوسیم نه آقا دارد می بیند جواب سلام می دهد صحبتت را هم می شنود
اگر این را کم بکنیم یعنی با تمرکز بیشتر پاکسازی بیشتر قطع تعلقات بیشتر این واسطه کم شود یواش یواش یواش ارتباطمان خوب می شود یعنی شما می گویی من رفتم ایشان را دیدم مثل اینکه شما می گویید رفتم قم فلان مرجع را دیدم فلان ولی خدا را دیدم رفتم مشهد رفتم تهران فلان عالم فلان ولی خدا را ملاقات کردم حرم این گونه اين ظرفیت بالا رادارد ما ها یک مقدار مشکلات داریم سرمون را خیلی شلوغ کردیم این مشغله های زیاد جلوی چشم گوش ما را گرفته مشغله ها کم بشود سبک شود تعلقات کم بشود سبک شود از حالت زمینی ما در بیاییم یک زره ملکوتی بشویم می بینیم که اصلا اون جوری نیست اون ها رفته باشن در بهشت نشسته با شن وکاری با ما نداشته باشند نه هستن همیشه با حاضر هستند شاهدند نا ظر هستند صحبت ها ما را می شنوند خوب این ملاقات خیلی اثر دارد اثرات شگفت انگیزی دارد انقدر هست که سلوکی برای انسان حاصل می شود تا انسان بتوا ند هم درجه ی پیامبر شود کم نیست یک همچین چیزی حالا می خواهیم یک مقدار بیشتر برویم در عمق زیارت این زیارت با عبادت های دیگر خیلی فرق دارد یعنی کاری که زیارت می کند هیچ عبادت دیگری توان این را ندارد برای انسان سازندگی که زیارت می کند برای انسان زیارت رفتن می آرد هیچ عبادت دیگری نمی تواند ان سازندگی و نرانیت را برای انسان ایجاد بکند توضیح هم خواهم داد یک صلوات ختم کنید خوب حالا شما وقتی میروی ملاقات زنده ، ملاقات زنده چه گونه می روید یعنی فرق کسی که حاظر با حاظر نیست چیست ملاقات زنده یعنی این حاظر است دارد من را می بیند منم در محضرش هستم رفتار انسان با کسی که زنده می بیندپیشش میرود با موقعی که نیست خیلی فرق می کند یک قائده خیلی مهم بگویم که در مصرف عمرتون خیلی کمک می کند بیخود جا های دیگر انسان وقت نزارد بیخود زحمت نکشد بعضی ها خیلی ها میایند می گویند چهل شبا نه روز چهل هفته رفتم جمکران امام زمان را ببینم نشود دو تا چهله رفتم سه تا چهله رفتم صد تا چهله رفتم الان سر خرده شدم حضرت اصلا به من توجه نکرد ببینید قائده ارتباط در تمر کز ایجاد می شود در اردو هم توضیح دادم در اردو بعدی هم بیشتر توضیح می دهیم ارتباط اگر یک کسی می خواهد بگیرد در رویش باز شودباید متمرکز شود، مثل هر کمال دیگری شما چه جوری می توانید رانندگی کنید رانندگی تمر کز می خواهد باید تمرکز کنی تو پنج سال ده سال پیش شوهرت نشستی هی رانندگی کرده می گوید زن راننده نمی شود بیست راننده داشتی نشستی راننده نمی شوی ده سال وایسا کنار استخر تو را ننده نمی شوی شنا گر نمی شوی چی کار باید بکنی باید بروی در آب یعنی با ید با تمرکز بروی با تمرکز ارتباط بر قرار کنی با اصلا موضوع با اصل موضوع تا این اتفاق بی افتد یعنی حی تمر کز بگیری تمر کز بگیری تا اون اتفاق بی افتد خدا رحمت کند یکی از اولیای خدا را باچند دوستان مو ئسسه می رفتیم خدمتشون شاید بیست سال سال هفتاد یک هفتاد دو این حدود ها ما قم که این کلاس ها ی ایه الله ممدوحی می رفتیم بعد از ایشون می رفتیم ملاقات اون ولی خدا یک مووقعی داشت توضیح می داد در باره تریل عرض یعنی تیرل عرض چگونه اتفاق می افتد یعنی یک کسی الان اینجاست می خواهد برود مشهد باید چه کار کند الان در شهر ری است می گوید هوس کربلا کردم هوس امام رضا کردم می تواند برود خدا رحمت کند علامه طباطبا ئی را خانمش می گوید من سال ها از عراق دور شدم می گفت یک دفعه دیدم تو خانه زیارت عاشورا می خواندم خیلی یک دفعه هوس کربلا زد به سرم سال ها اون جا بودن اومدن نجف بودن کربلا بودن همین داشت در خانه زیارت عاشورا می خواندم یک دفعه دلم شکست یاد اونجا افتادم یک لحظه چشم باز کردم دیدم در حرم امام حسین هستم دارم بقیه زیارت عاشورا را انجا می خوانم تمرکز تمرکز تمرکز یعنی شما وقتی می خواهید به غیب بروید باید تمرکز داشته باشید اینکه در تمرینات درس قبلی گفتم باید خیال پردازی برای همین است باید با این خیال هی پرواز کنی بروی بیایی بجای اینکه با این خیال بروی به کار های گناه معصیت و در کینه ها و درگیری ها و خاله خاله بازی هاو شهوت های دنیا ونمیدونم توهمات تخیلات دنیایی این خیال ، قوه ای است که تورا تا پیش خدا می بره تا پیش خدا خیالت می برتت همه حقیقت را سوار خیال ش برو بعد می روی با خیال اول باید تمرین بکند با خیال برود خیال خیلی مهم است اگر یک کسی بجای اینکه بشیند با شوهرت با زنت با بچه ات با خانواده همسرت باکی باکی درگیر هستی یک سره ، هی بشین از خیال ها ی باطل کن ههیچ فایده ای هم ندارد جز اینکه جهنمت را عمیق تر می کنی چیز های دنیایی مربوط به این چهار مرحله این ها خوب نیست تمرکز بگیر برو ارتباط با خانواده اسمانی ات بگیر صحبت کن با آنها ااینکه گفتیم بنشینید نامه بنویسید مقاله بنویسید هر بار تمرین های سلام ها را دادیم تمرین ها قرب اهل بیت را دادیم تمرین هایی که در اردو دادیم این تمرین ها اگر کسی واقعا جدی وقت بزارد تنبلی بی حوصلگی را کم کندوقت بزارد این خیالت را هی بفرست برود انجا شما هرشب در رخت خواب تا رفتی قشنگ ترین لذتت اگر لذت اسمانی باشد به محظ اینکه سرت را گذاشتی بر بالش خیالت را پرواز به معشوق ها پرواز کن برو حرف بزن ارتباط بگیر سخن بگو تو خیال هم که شما بروی آنها با شما حضوری ارتباط دارند آنها در همه ی مراطب نظام خلقت حظور دارند گفت آقا ما کی می توانیم امام زمان را ببینیم فرمود زمانی که نیازی نیست هی چهل تا چهل تا، زمانی در زندگی که حضور غیاب حضرت براتون یکی باشد اگر امام زمان خانه شما باشد چگونه شوهر داری می کنید با زنت چگونه رفتار می کنی امام زمان می بینتت چگونه با بچه ات چگونه حرف می زنی اگر امام زمان ببینتت چجوری سر سفره غذا می خوری اگر امام زمان می بینتت با مردم چگونه رفتار می کنی انتخابات ارتباطات این چه جوری است اگه دارد نگاهت می کند این همین هست یا نیست امام زمان شاهد هست یا نیست میبیند ما را نبیبند بله قرآن می فرماید22:55امام مبین حاکم بر تمام اشیاء است همه چیز در محضر امام است هیچ چیز از محضر امام خالی نیست خلیفه الله است محضر خدا ست اگر موقع خرید فروش سر شغلش موقع کارش موقعی که دارد رفتار می کند طرف شده که ما رفتیم می گوییم آقا رفتیم خواستگاری مثلا یک جوانی ما شدیم پدرش شدیم کس کارش پاشدیم رفتیم اونجا، اقا می خواهیم ازدواج را ساده بگیرید پیامبر فرموده ازدواج ساده باشد این همه دستور است این همه فساد ها برای ازدواج سخت است کینه ها درگیری ها پیا مبر فرمود مهریه بالا کینه می آوردآقا ایشون الان در باره پودر آنفولانزا برای من آورده این را برای چی گذاشته اینجا می گوید اقا این را هرکی بخورد برای سینه اش خوب است برای سرماخوردگی خوب است این آثارش است اون آب را برای چی گذاشتن انجا برای اینکه اگر کسی تشنه شد بخورد ، این هم آثارش کینه می آورد مثل نظام فیزیکی اگر مهریه زیاد شد دعوا درگیری زیاد می شود این اثر وضعی اش است می گذارد دیگه بعد ما نشستیم انجا فیلم بازی میکنند میگویند جلوی استاد جلوی حاج آقا هیچی نگید همه چی خوب همه چی عالی بله حاج آقا همه چی درست است پیامبر درست گفته مهریه باشد همین مثلا دیگر ما نیستیم انجا که فردا پسر و کشوندن خونه ببین این حرف ها چی است مهریه ندی با ید چند صد عدد مهریه بزنی خوب ما که هستیم یک جورند وقتی نیستیم یک جور دیگه اند ما با اهل ببیت همین گونه هستیم ما با خدا هم همین جوری هستیم آن لحظه لازم نیست ما باشیم انجا در جلسه خواستگاری امام زمان هست حضرت زهرا هم هست چه جوری می خواهید باهم قرار بزارید اگر یک کسی هواسش باشد مراسم خواستگاری معصومین هستند دیگر این عروسی پر فسادرا راه نمی اندازد این بی حجابی ها و فساد هاو فسق فجور ها در این مراسم را نمی افتد کسی که اصلا حیا می کند شما فکر می کنید نیستند ونمی بینند فرشته ها نیستند اهل بیت حظور ندارند نمیببینند قصه نمی خورند گریه نمیکنند ناراحت نمیشوند یک کسی عروسی اش را در محضر امام زمان بر قرار کند هواسش باشد امام زمان همین جا است ودارد من را می بیند همین الان دارد صدای من را وحرف های من را می شنود در عوسی ما هست در جلسات ما هست همین خوب این وقتی غیاب حظور برایش یکی شد تمام پرده ها می رود کنار چون خودش عملا یک کاری کرده همه پرده ها را برداشته دیگه خودش دقت کنید چی گفتم نمیدونم متوجه شدید یا نفهمیدید یا اصلا نفهمیدید وقتی که غیبت را می کند حضور برای خودش می گوید من بدنش را نمی بینم که خودش که هست الان می بینید که طرف می گوید اینجا به مکان دوربین مداربسته مجهز است رفتارش فرق می کند طرف ، هر جا می نشیند می داند که شش دوربین دارد نگاهش می کند این رفتاری که می کند با موقعی که دوربین نیست یک گونه نیست که می گوید الان شش تادوربین ما را می بیند وقتی که ما این گونه شدیم دیگر غیبت حظور ، ماهستیم که باید از غیبت درآیم ماهستیم که باید پرده غیبت را کنار بزنیم امام زمان که عیان است گفتا که خود حجابی ورنه رخم عیان است مشکل از ماست والا اون حاضر است اون عیان است در روایت هم داریم بعد ها که آدم امام زمان را می بیند می گوید این آقا را که من صد بار با هاش حرف زدم گپ زدم جنس فروختم بهش ازش جنس خریدم با هم در یک جا بودیم در سفر بودیم ، همه همین گونه هستند خود امام صادق می فرماید میبینتون باهاش حرف می زنید جنس میخره از شما جنس به شما می فروشد در خونه تون می آید امام زمان همه جور است بعد ها که پرده برود کنار می گویی بار ها بارها با این مرد من حرف زدم هیچ کس هم نیست که بگوید من ندیدمش با هاش حرف نزدم همه همین جو ری بودند خوب انقدر نزدیک به ما مشکل از ماست ما ها گرفتاریم ما ذهن مون روحمون گرفتار است مشغله هامون
نگویم گناه نمی کنیم انشا الله که گناه نمی کنیم گناه می پو شاند انشا الله که گناه نداشته باشیم گناه هم نکنیم مشغله هامون زیاد است یعنی فرصت تمرکز نداریم دو دقیقه هم که میخواهیم سر نماز تمر کز بگیری خرابش می کنیم پنج دقیقه ای هم که در حرم هستیم خرابش می کنیم این اذان اقاه را خراب می کنیم تعغیبات را خرا بش می کنیم چون هی حولیم همش هولیم وکار خراب می شود اگر همون جا که داریم با همسایه با دوستمون با عزیزمون صحبت می کنیم با خدا هم با همین تمرکز صحبت کنیم اون موقع خیلی از مساءل حل می شود ما این گونه نیستیم متسفانه پس ما علت اینکه زیارت می تواند ما را از تمام شداعق سختی ها و گناه ها نجات بدهد وانسان برسد به هم درجه پیامبر ، اینکه اگر زیارت با کیفیت باشد ، یعنی انسان زیارت بکند بفهمد دارد کجا می رود بفهم کجا دارد می رود خیلی خوب است خیلی از مسائلش حل می شو د،خوب ما این هم درجه بودن ها با پامبر را در زیارت عاشورا می گوییم ان یجعلنی معکم فی دنیا و الاخره ، من در دنیا آخرت با شما با شم این را این را باید کجا طی کنیم باید در دنیا طی بشود یعنی انسان باید در دنیا طی کند این مسیر را با خود سازی یعنی خودش برای خودش موضوعیت داشته باشد الان طرف انقدر تمرکز می گیرد در ورزش در بدن که یک توپ را چه کار کند در والیبال است فوتبال است در بسکتبال است این توپ را چه گونه بزند چه کار کند انقدر چند سال تمرکز گرفته در حرکت زدن توپ، یا یک رشته ورزشی دیگر یا یا کار صنعتی یک کار هنر یا رانندگی یا یک کار فنی یک کار حر فه ای تمر کزی که یک خانم روی یک پارچه می گیرند در موقع دوختن روی یک پارچهه، اگر روی خودش تمرکز بگیرد انفجار نور اتفاق می افتد ما روی خودمون تمرکز نمی گیریم اصلا با خودمون قهر هستیم غریبه ایم فرار می کنیم از خودمان، باخودمون موضوعیت نداریم، خودسازی برای موضوع زندگی نیست در حالی که ما فقط برای همین آمدیم به دنیا رابطه دنیا آخرت مثل را بطه رحم با دنیا است یعنی تواصلا کاری نداری در رحم دنیا بجز آماده کردن روحت برای جاودانگی، برزخ نداری وما این را اصلا فراموش کردیم گذاشتیم زمین فقط زندگی داریم می کنیم می گوییم نه من کارم این است که دکتر بشم مهندس بشم استاد شم رئیس بشم فرماندار شوم رئیس جمهور بشوم کار های اجتماعی اقتصادی سیاسی بکنم زن داری بکنم شوهر داری بکنم بچه داری بکنم هیچی همین جوری مشغول همین هستم بخودم کاری ندارم اگر یک کسی با خودش کار داشته باشد آن موقعه شوهر داری رنگ خودش را پیدا می کند زن داری رنگ خودش را پیدا می کند که همش می شود نور عبادت مشکل اینکه ما نماز هایمان هم رنگ خودمون ندارد همین است ما پنجاه سال هم ناز می خوانیم رنگ ما نیست چون برای خودمان نمازنمی خوانیم نماز را رنگ ما را ندارد نماز مون روزه هامون شکل هم نمی دهد به ما، چون با نیت خود سازی با عنایت به خودمون این کار را انجام نمیدهیم ما می خواهیم خودمان را ارضا کنیم یک جایی در این اجتماع داشته باشیم یک جایی من مشغول باشم یک جای من یک کاری بکنم یک کسی به من توجه ی کند من یک شئانی داشته باشم، چهارتا رفیقی فامیلی مهمونی برم سفری بروم شئانی داشته با شم مشهور شوم معروف شوم چهر نفر به من توجه کنند همین یعنی مشغول یک دسته ام الان هم که ابزار شیطانی زیاد آمده ابزار غفلت ، شبکه باز می کندبرای خودش یک وب لاگ باز می کند برای خودش یک عکسی می گذارد برای خودش ، پنجاه تا عکس می گذارد ، این چی است این یعنی آدم با خودش قربیه است می خواهد این گونه چهار نفر بهش نگاه کنند ،چهار نفر بهش توجه کنند، چهر نفر بهش پیامک بدند، چهار نفر باهاش حرف بزنند، هیچی همین جوری یک سره خود ارضایی سر پا بودن ولی غفلت دارد از خودش اگر یک کسی مراقب خودش باشد وقت ندارد برود سراغ این کار ها اگر یک کسی هواسش بخودش باشد عمرا وقت کند بورد وارد این کار ها بشود اصلا یک کسی وظیفه ای دارد وظیفه الهی تکلیف اجتماعی ، حالا یک بحث دیکه دیگه است ولی اگر یک کسی با خوش کار داشته باشد وقت این کار ها را ندارد اگر یک کسی رفت سراغ این ها نمی خواهد با خودش ، یعنی این ابزاری است که از خودم غافل شوم حوصله خوم را ندارم از خودم بیزار هستم فرای هستم تنهایی را ننمی توانم تحمل کنم مجبور بروم یک ده جا کنال با این رفیق ، با این شبکه با این کنال، با اون کنال، با این کنال ،هی یک سره همین جوری مشغول شیم با هم دیگر که من تنها نباشم در واقع چرا من دارم این ها را انجام می دهم تا که تنها شوم چه کگسی ا تنها می کنم اون کودک عزیز روان را ازش دارم فرار می کنم حوصله اش را ندارم از خانواده اسمانی از خودی که دارد فرار می کنم دائما ما خو های حسی خود های هنری، خود های اجتماعی خود های علمی خود های مختلف، با این خود های مختلف خودم شهوت را نی می کنم وقت نمی گذارم به خودم سر بزنم والا اگر یک کسی حوصله قیمت خودش را داشته باشد مگر وقت می گذارد برای این جور چیز ها هی یک سره برود لاس بزند تو این چیز ها هی حرف مفت بزنند با هم حرف مفت هم نزنند حرف حالا حرف های دیگه بزنند وقت تلف می شود امر تلف می شود پس خودت چی تو خودت جند روز دیگه می روی در برزخ کی فرست می کنی به خودت برسی ما از خودمون غفلت می کنیم از تمرکز دور می شویم تمرکز که رفت تفرقه می آید حالا گناه هم نکنیم تفرقه هامون مشکل ساز است اگر برسیم به یک جای که به فرض گناه نداشته باشیم همین که سر مون شلوغ است تمرکز نداریم نمی توانیم کاری بکنیم مگه یک کسی می خواست فوتبا لیست شود بسکتبالیست بشود به گناه وغیر گناه ربط دارد گناه کار حرفه ای باشد تمرکز کند فوتبالیست خوبی می شود گناه کار هم نباشد تمر کز کند فئوتبالیست خوبی می شود کافر با شد تمرکز کند یک راننده یحرفه ای در می آیبد ازش یک ورزشکار حرفه ای می آید مومن هم باشد یک ورزشکار حرفه ای در می آید تمرکز مهم است ما وقت نداریم باخومون کار کنیم ما حوصله ی خلوت با خودمون تمر کز با خودمون ارتباط با غیب ارتباط با خانواده ااسمانی را نداریم ،یک سره هی می خواهیم فرار کنیم از خوب آن اتفقاق ها می افتد غفلت می آورد برای ما خوب پس در زیارت یاد مان نرود ما کیفیت زیارت را بالا ببریم بیا یم از امشب که می خواهم بروم زیارت حضرت عبدالعظیم تا سال دیگه از امشب که میخواهم بروم امام رضا تا سال بعد می خواهم بروم امام حسین تا سال بعد کار کنم روی مبانی معرفتی بالا ببرم خودم را من هر کدام از عزیزانم می خواهند بروند زیارت بخصوص کربلا حالا جایی دیگر دستور عمل زیارتی می دهم بهشون دادم عمومی به همه عزیزان ولی دستو عمل های معرفتی اش را حتما در نظر بگیریدما معرفت مون را زیاد بکنیم بدانیم کجا می خواهیم برویم پیش کی می خواهیم برویم امام رضا نمرده که بگوییم امام رضا را ماموم کشت الان تو بهشت است ما میخواهیم برویم اینجا قبرش است نه امام رضا است حظور دارد فقط ظمنا اگر یک مقدار توجه مون بیشتر شود فقط در مشهد نیست م ندر خانه هم می توانم بیارمش باهاش حرف بزنم من موقعی که راننده هستم ی توانم بیارمش باهاش حرف بزنم چهار ده تا شون هم میارم در ماشین خودم من در رخت خواب هم میتوانم همه را بکشونم با هاشون حرف بزنم کپی بزنم برای من لالایی بخوانند تا خوابم ببره خدا ماا را خیلی قوی افریده خیلی قادر آفریده می توانیم ما خودمون استفاده نمی کنیم نمی خواهیم اصلا برویم به این سمت خوب دیگه کوچک وضعیف می مانیم اما حالا وقتی رفتیم زیارت می گوید حالا رفتی زیارت امام رضا چه شد میگوید هیچی رفتیم بدون تاثیر که قطعا نیست حالا از تاثیراتش می گویم ولی می گوید حالا خوب بود حالی کردیم صفایی کردیم خوب بود اینا خوب حالا مشکلات روحی روانی ات حل شد؟ نه،من باید بروم روانپزشک دارو باید بخورم تو اینجا رفتی پیش امام رضاپیش خود خود خودشش رفتی این قیمت دارد زیارت هاتون را قیمت بدید زیارت ها تون را تمر کز بگیرید روش در بخش های دیگر که ضعیف با شیم زیارت می سازد مارا و قوی می کنددر بخش های دیگر هم که ضعیف باشیم زیارت پر می کند خودش قوی می کند حالا بعدا می رسیم جای دیگر که زیارت با چیز دیگر قابله مقایسه نیست بزار من یک نمونه اش را بخوانم برای شما به به از وجود مقدس امام کاظم بخوانم صلواتی در محضر شون ختم کنید ،36:37 ببین چرا انقدر تاکید کردن بعدا حکمت هایش را باید بدانیم برای چه چرا معصومین تک تک به این زیارت تاکید می کنقاتل ها آدم کش ها یک نفر ند من را حتمازیارت کنید اگر مردم بیاید سر قبرم چرا این چی میشود ما برویم سر قبر هر کس قبر فر زندم علی را زیارت کند 38پیش خدا مثل این است که هفتاد حج مقبول داشته خوب دقت کنید ها حجی که پذیرفته شده 25هفتاد هزار حج بله هفتاد حج بله که هفتاد هزار حج را خداوند بهش می دهد اگر یک کسی برود زیارت اما رضا حالا نحوه زیارت هم توضیح می دهم هفتاد هزار حج بله ولی بسیاری از حج هستند قبول نمی شوندچه بسیار حجی که قبول نمی شوند حالا خوشبینانه ترین چیزی که می بینیم این است که حج های دیگر ممکن است اسیب ببیند ما فا سقین و ناصبین را هم داریم که حج میروند زیارت مخصوص کیست مخصوص مومنین مخصوص دل داده ها ست اینجاست فرق زیارت با سایر عبادات خیلی ها نمز می خوانند ولی قبول نمی ش.د حج می روند ولی قبول نمی شوند ول در زیارتذ شخص یک ل دادگی دیگری دارد ویک آثار دیگری ایجاد می کند با زیارت این زیارتش که حالا ان شا الله راجب این هم توضیح می دم ولی هر چند رد هفته ها قبل هم وضیح دادم در راجب آثار زیارت پس ببینی حج خیلی ها حج می روند دشمن های خدا هم حج می روند کسانی که در درلشگر عمر سعد بودن بعضی ها شون پنجاه بار حج رفته اند خدا لعنتشون کند خوب ح رفته اند حج و طا غوت ها می روند حج را قاتل ها آدم کش ها کنانی که اهلبیت را کشتن می روند یک نفر را شما ا زقاتل ها اهلبت سراغداری حج نرفته باشد هان از قاتل های حضرت زهرا از قاتل های امیر المومنین از قاتل های حضرت مجتبی بیایید تا دشمن امام زمان شما کسی را سراغ داری حج نرفته باشد در لباس اسلام هستند یکش را سراغ دارید نماز نخونه روزه نگرفته باشد قر آن نخونده باشد حج نرفته باشدچرا می کنند این کار را ولی این ها بااین حج نماز روزه این ها روز به روز از خدا دور تر می شوند قبلا قبلا که می گویم حالا شما فکر نکنید یک سال پیش است پنج سال پیش است مال ده هفتاد که ما دوره ولایت را درس دادیم ولایت البته الان سی دی هایش است توضیح دادیم انسان در دو حذب قرار می گیرند در و شبکه قرار می گیرند یا الله یا شیطان حالا شما تا نرفته با شی در حزب الله در تحت ولایت الله عبادت هایت قبول و گناهیت مغفور است می بخشند وقتی می روی تحت ولایت شیطان زنماز شب هایتان هم معصیت است حج هم معصیت حافظ قرآن بودن تو حافظ بودنت هم معصیت است از خدا دور تر می کند معصیت که همان معصیت است اگر یک کسی نماز می خواند روزه می گیرد نماز اول وقت می خواند این باید بداند جبه اش کدام است در کدام جبه است ما این همه آدم داریم عبادت هم می کنند در جبه امریکا هستند در جبهه اسرائیل در جبه داعش هستند شخصیت سبک زندگی شون سبک زندگی فا طمه زهرا نیست اصلا شباهتی با فاطمه زهرا ندارد این ها نه عروسی هایشان نه مهمانی هایشان نه نمی دونم پوشاک شون نه خوراک شون هیچی شون نمی خورد به اهل بیت این ها بنده دشمنان امام زمان کسانی که مانع ظهور امام زمان هستند بنده آن ها هستند حالا در این بندگی نمازمی خوانند روزه می گیرند اول باید جبه ا را مشخص کنی یعنی تو از گروه اهلبیتی یا شیطا نی در لشگرامام زمان چادر در چادر امام زمانی یا بیرون چادر بیرون چادر ان همه نماز هم می خوانند هم نماز شب هم می خوانند امام حسین را کمک نکردن همه تاریخ هم داریم لعنت شون می کنیم 43:15خدا لعنت کند همه کسانی که شنیدن و سکوت کردن و را ضی شدند امام ترسیم میکند اسلام امریکایی با اسلام ناب محمدی (ص) این باید مشخص شود ما الان روحانی داریم در مملکت ادعای مر جعیت دارند در این کشور امریکایی است اسلام شون مجتهد روحانی سید، امام جماعت است استاد دانشگاه است یا اصلا در لباس مقدس روحانیت ولی اسلامش اسلام امریکایی است به قول اقا اسلامشون اینگیلیسی است در جبهه اینگیلیس هستند در جبهه امریکا هستند نماز شب بخون از خدا دور تر می شوند نماز شب این نخوت وتکبر می آورد نماز معمولی اش نخوت وتکبر می آورد برایش ، فقط یک جا آدم وقتی نماز می خواند مهربان می شود متواضع می شودتکبرهایش گنده گویی هایش خود بر تر بینی هایش خود شیفتگی هایش هاری های نفسش تندی هایش عصبانیت های نفسش گرفته می شود کجا اون موقعی که تو می ایی در رحم اهلبیت قرار می گیری در چادر امام حسین در چادر امام زمان قرار می گیری نمازت نماز می شودروزه هایت اثر دارد قران خواندت اثر دارد میبینی روز به روز شاد تر و آرم تر می شوی ولی وقتی سبک زندگی ات دل دادگی هایت اون ور آبی است با ادا در آوردن اینجا درست نمی شود مسئله، حالا هی نماز بخون روزه بگیر فایده ندارد کاری نمی کند برای تون اینجاست که زیارت مخصوص کسانی می شود که دلدادگی خوبی دارد زیارت خیلی فرق می کند داستانش خیلی فرق می کند کسی پا می شود از محل زندگی اش به قصد زیارت پا می شود میرود می فهمد کجا می رود حالا بعدا در باره اش توضیح می دهم خوب بماند دیگر بس است خسته تون نکنیم بقیه اش برا ی جلسه بعد انشا الله یک مقدار عمیق تر بشود در باره آثار زیارت والحمد الله رب العالمین والصلی الله علی محمد وآل طاهرین