جلسه 006 - شرح زیارت جامعه کبیره
شماره جلسه
6
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1395
ماه
6
روز
18
متن کامل (خام) ‌ جلسه 006 - شرح زیارت جامعه کبیره

جلسه شش

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمان الرحیم الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی محمد وآله الطاهرین ولعنه الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدی

سلام ،صلوات ،درود ورحمت وخیرات مغفرت و برکات الهی برهمه ی شما عزیزان وبینندگان عزیز شبکه الهی ولایت بحثمون در شرح زیارت شریفه جامعه کبیره رسید به آثار زیارت که امروز هم اگرانشا الله فرست بشود به بیان بعضی آثار دیگر می پردازیم یکی از آثار فوق العاده مهم و حیاتی زیارت ، چون ملاقات هست و در ملاقات ما پاسخ به دعوت می دهیم این را فراموش نکنید یعنی اگر کسی می رود به زیارت ائمه یا امام زادگان حتما به دعوت می رود قاعده ذکر راکه فراموش نکردید،لیس ذکر من مراسم اللسان و مناسم الفکر ولاکنه اول من مذکوروثان من الذاکر: هیچ وقت یاد ما از یک معشوق معشوق های آسمانی البته یاد ما از یک معشوق اسمانی از خداوند تبارک وتعالی از خانواده اسمانی این گونه نیست که یک مقوله زمانی و فکری باشد مثل اینکه من الان تصمیم بگیرم درباره یک موضوعی در بازار حرف بزنم را جعبه یک موضوعی در مورد ورزش حرف بزنم خیر این گونه نیست مقوله فکری هم نیست بلکه ولکنه اول من المذکور وثانن من الذاکر ،ذکر اول از مذکور ومعشوق شروع می شود وبعد مااین توفیق یاد را داریم قبلا هم عرض کردم بعدا هم انشا الله در فقره های دیگر جامعه کبیره مبسوط ،باید چند جلسه سخن بگوییم که انشا الله خواهیم گفت در بحث انفسکم فی النفوس توضیح خواهیم داد اگر شما به یاد خدا می افتید یعنی خدا به یاد دلت بوده اگر شما هوس امام رضا را می کنید هوس حضرت معصومه را می کنی هوس حرم را می کنی یعنی آنها هوس شما را کردن و دوست دارند شما بروید پیششون دعوت نامه بادل انجام می شود پیغام با دل انجام می شود انسان ها در این دعوت دو نوع هستند مثلا هوس می کند برود کربلا اگر انسان هوس نکند خیلی خطرناک است یعنی فاصله خیلی گرفته ولی وقتی هوس می کند مثلا حالا برود زیارت دو رکعت نماز بخواند شب بیدار شود عبادت کند به حرم برود قران بخواند ذکر بگوید دعا بگوید وقتی از مقوله یاد وهوس می شود خیلی قیمت دارد اصلا قیمت آدم به تعداد هوس هایش است شما دست من را نگاه کنید هوس ها ی بخش جمادی هوس های گیاهی هوس های حیوانی هوس های عقلی هوس های فوق عقلی ،این قواعدی که می گویم فوق العاده مهم است در بحث روان شناسی و انسان شناسی، پس مجموعه هوس های یک انسان آن انسان را می سازد ،میل ها محبت ها کشش ها یاد ها مجموعه ی خیالات یک آدم یک آدم رامی سازدیعنی یک آدم به تعداد خیالاش شکل می گیرد ما الان چی کاره هستیم همین که هستیم الان شخصیت ما چه شخصیت است مسبت منفی قوی ضعیف چقدر ما با غیب، آسمان راه داریم ،چقدر ما از این پنج قوه برخوداریم به تعداد خیالهایمان به تعداد هوس هامون هوس های یک کسی می بینی هوس های بخش گیا هی اش زیاد است شخصیت گیاهی است، یکی را می بینی هوس های حیوانی اش زیاد است شخصیت حیوانی دارد یکی هوس بخش عقلی اش زیاد است شخصیت عقلی است ویکی هوس های فوق عقلی اش زیاد است خوب شخصیت فوق عقلانی دارد ،پس ما به تعداد خورا ک هوس هایی که می کنیم به دنبال خوراک می رویم آن خوراک ها را که می خوریم با هوس مان حتی خوب نفس هم در یافت می کند نفس لازم نیست اگر مثلا، یک هوسی کرد حتما به آن شی برسد حتی اگر هوسش را هم کرد آن هوس خودش شکل را می سازد اون میل حالا کلمه هوس معمولا در چیز های منفی به کار برده می شود در چیز های بد، یاد کردن به یاد افتادن میل کردن تمنا کردن ولی خوب ما در فارسی با هردو بار می گوییم هوس چیز های خوب هوس چیز های بد هوس امام حسین کردم هوس کربلا کردم هر که دارد هوس کربلا بسمه الله ،خوب پس قیمت یک آدم به تعداد خیال هایش فکر هایش و هوس هایش است .حالا چه درجه بندی می شود ؟درجه بندی از نوع این پنج گانه اگر جمادی باشد شخصیت جمادی داردگیاهی باشد گیاهی دارد، حیوانی باشد حیوانی، عقلی باشد عقلی، فوق عقلی باشد انسانی و اسمانی است ،پس اگر یک کسی به یاد الله اسمان خانواده اسمانیش نیافتد معلوم است بخش ها دیگر خیلی پر خوری کردن اجازه به این بخش برای هوس نمی دهند مثلا یک کسی برای شما خیلی عزیز است همسرت است فرزندت است خودتی که خیلی خود شیفته هستی خودت را دوست داری، می گویی هوس کردم بروم فلان کشور،هوس کردم فلان غذا را بخورم هوس کردبروم فلان جا خوش بگزرونم، وقتی خودت هوس کنی امکاناتت با شد می روی ولی اگر مثلا شما یک خادم داشته باشی یک نیرو ی خدمه داشته باشی نیروخدماتی داشته باشی که فقط آن می آید یک کاری انجام می دهد، اوبیاید بگوید که قربان من هوس کردم بروم مثلا فلان جا ، می گویی بی خود هوس کردی پاتو از گیلیمت بیشتر درازنکن تو چندر غاز حقوق داری هوس کردی پاشی بروی مثلا سفر دور دنیا، هی می زنی تو سرش چرا چون تو می گی تو اصلا این کاره نیستی تو حقوقت کم است من الان دارم نون تورا به زور می دهم این چه هوسی است که می کنی گا هی وقت ها ما بخش فوق عقلانی مون بدبخت ترین بخش است در وجودمون ، ضعیف ترین بخش است، آنقدر زدیم تو سرش که این اگر بخواهد هوس خدا هوس مکه هوس کربلا بخواهد بکند هوس اسمان کند هوس امام زمان را بکند هوس غیب کند حتی هوس رویت را هم نمی کند مادر دعا داریم خدا دیدن امام زمان را نصیب کن خیلی از آدم اصلا به هوس نمی افتند امام زمان را ببینند،وقتی به خودش نگاه می کند می گوید ول کن بابا این حرف ها چیست من کجا امام زمان کجا یا اصلاهوسش را نمی کند یا فرشته ها یا غیب یا خواب های خوب یا چیز های خیلی بلند،ببینید این آدم از بس تحقیر شده از بس کوچک شده این بخش فوق عقلانی اش در نزد ما ها هی زدیم تو سرش کوچک میبینیمش برای همینم وقتی که می خواهد یک ذره ای تکونی بخورد هوسی کند سریع می زنیم تو سرش، این هوس ها چیست تو رو چه به این کار ها برو الان وقت ندارم الان کار دارم درس دارم دانشگاه دارم پروژه دارم تحقیق دارم یا باید بازنم با بچه ام با نامزدم و شوهرم و زنم و دنیام وبابام ومامانم و رئیاست وکار های سیاسی کار های اجتماعی کارهای اقتصادی با این ها مشغولم اصلا وقت ندارم برای این کار ها، این تحقیر شدن ادم است وقتی یک کسی تحقیر شده هوس هایش در طول روز هوس های خام ضعیف ، ذلیلانه حیوانی گیاهی است هر وقت می رود در رخت خواب همش خیالاتی می کند یا در مورد مسائل جسمی است مثلا تو میبینی دارد سه ساعت در با ره مسائل بروس پول و این گونه فکر می کند کل روز این روی مسائل سکه قیمت دلار بورس چقدر رفت بالا چون این آدم این گونه هست تا خلوت می کند می روددر مسابقه فلان تیم با فلان تیم چهار ساعت دارد با خودش ور می رود تا خوابش ببرد یا مثلا یک مقوله دیگری شهوت یک کار دیگری دارد یا میل با یک کار دیگری دار سنخیت با کار دیگری دارد هوس های او از جنس خودش است هوس های یک آدم میل های پرواز های اشتیاق ها یک آدم از جنس خودش است از جنس اون بخشی است که غلبه بیشتری بر انسان داردحالایک کی هوس الله هوس خانواده اسمانی هوس عبادت هوس غیب به سرش نزند یعنی بخش های دیگرش خیلی دارند به آن ظلم می کنند زور می گویند و بخش ها دیگرش خیانت کردند بخش اصلی اش ان بخش ها را ضعیف کرده ولی یک موقع است هوس می کند وقتی هوس کرد یعنی قیمت داردچون هوس قیمت می آورد دقت کنید تو چی دلت می خواهد هر چی دلت می خواهد قیمتت همان است الان یک دفعه امام رضا خواستم یک دفعه نماز خواستم یک دفعه غیب خواستم یک دفعه هوس جبریل کردم وهوس میکاییل را کردم هوس فرشته ها را کردم یک دفعه هوس بهشت را کردم الان دوست دارم یک ساعتی بنشینم بابهشتی ها حرف بزنم.یک ساعتی دوست دارم ذهنم را از دنیا خالی کنم کلا از دنیا خارج بشوم بروم بهشت یک سری به بهشتی ها بزنم و بر گردم هوس کنم بروم با اولیا ی الهی ارتباط بگیرم صحبت کنم این قیمت می آورد برای آدم ،شخصیت آدم ر می رساند نوع هوس های یک آدم میل های یک آدم شخصیتش را می رساند خوب حالا اگرتو هوس خدا کردی بدون تو قیمت داشتی که هوس کردی یعنی بالاخره رسیدی به یک جایی که از نظر قیمت یادت می کنند اگر که یادت نکنند که معلومه خیلی دوری ولی اگر یاد کردی خدا را بروم یک صلواتی بفرستم بروم بشینم تسبیحی بگویم بروم دو رکعت نماز بخوانم بروم مسجد بروم حسینیه بروم نمی دونم قرآن بخوانم بروم یک عالمی را ببینم بروم یک ولی خدا را ببینم وقتی می زند در سر آدم که همچین کاری کند می گویدتو دعوت هستی دعوت شدی ، تصمیم در مورد زیارت این اصل مسلم است ملاقات، زیارت، یاد،دعوتی هست، که لیاقت را باید تو تهیه کنی اول یعنی باید تلاشت را بکنی که به این لیاقت برسی که هوس هایت بیشتر بشود یک کسی می خواهد بدوند آدمی است که در سیر وسلوک رشد می کند یا نمی کند یا رشد کرده یا رشد نکرده مثلا الان شما اومدید از من برنامه گرقتید یک برنامه شش ماه یک برنامه یک ساله یا سه تا چهار تا برنامه گرفتید والان نمی دونی تکلیفت چیست، ببین ایا در مجاری و ویا مبدء میل هایت تغییری شده یا نه نوع هوس هات نوع افکارت نوع آرزو هایت قیمتش بالا رفته یا نرفته اگر نرفته ان شش هفت برنامه ای که گرفته ای خرا بش کردی یعنی همون آدم شش ماه پیشی یک سال پیشی یعنی خوردی اما همه را تلف کردی پس ما یا مثلا رفتیم کلاس قرآن یا کلاس تفسیر کلاس اخلاق فلان عالم کلاس عرفان رفتیم کلاس خود شناسی رفتیم خوب رفتی الان کلاس را بعد از رفتن به این کلاس ها، به غیب چقدر نزدیک شدی به غیب چقدر مانوس شدی با زمین نه با غیب با خانواده آسمانی بالاتر از آن الله محتوای غیب، چقدر انس گرفتی اگر تو همان آدمی که همان هوس های زمینی نکبت ها بدختی ،گرفتاریها غم ها اظطراب ها ر اداری که اصلا این خوراک جذب نشده اصلا ،باید عوض کنی خوراک را ولی اگر بعد از یک مدت دیدی انست دارد با غیب ابدیت فرشته ها ، بهشت ، اولیای الهی ،ابدیت، نماز، آن چهار دسته که قرآن دارد به ما می گوید چه کسانی هستند ،انبیا صدیقین شهدا صالحین ،دارد انست با انسان های حقیقی بیشتر می شود بخصوص با خود خداوند خوب معلوم هست این جلسات این استاد این ها برای تو مفید بوده تو توانستی استفاده بکنی اگر نه ،نه ،چون شما نگاه کنید پیامبر برای همه امد هزار ان نفرامدند محضر پیامبر درس گرفته اند امام صادق چهار هزار شاگرد داشت چهار هزار نفر داریم که ازش استفاده می کرده اند ولی به قول خودش بیست نفر هم جذب نکرده اند اونی است که باید اتفاق بی افتد یعنی می آید می نشیند می شنود ولی اتفاقی نمی افتد تکونی هم نمی خورد تصمیم گرفته نمی شود به جلو نمی رود قدمی برداشته نمی شود همت ، می بینی همان آدم چند سال پیش است چند سال پیش که آمده کلاس مشکل فکری وسواس فکری وسواس شست وشو خواب های بد ، خواب های پریشان دلشوره اضطراب نگرانی داشته هنوز هم بعد از این همه سال همان آدم است دلشوره نگرانی اظطراب داردغم داشته غم هایش برطرف نشده اگر می خواهیم ببینیم یک جایک چیزی چقدر روی ما اثر گذاشته باید ببینیم چه قدر شاد شدیم شادی وآرامش اصل است شادی و آرامش اصل اصول دین مومن است در جنبه شخصی خودش نه جنبه اعتقادیش کاری ندارم که می گوییم اصول دین پنج تا است نه اگر آن پنج تا بخواهند اثر بگذارد روی دو چیز اثر می گذاردروی چند چیز البته یکی شادی یکی آرامش یکی عشق یکی محبت و مهربانی باید ببین بالاخره این قرآن خواندن این احیا رفتن این ختم قرآن این روزه هایی که گرفته ای این ذکر هایی که کردی انجام دادی این کلاس ها یی که رفتی سر ریزش به تو شادی آرامش مهربانی دا ده یا نه ؟کینه هاتو ازبین برده یا نه ؟می تونی به گذشته غلبه کنی دل شوره های اینده اذیتت نمی کند به مقایسه کردن خودت با دیگران نمی افتی ؟از دیدن وضعیت دیگران احساس حقارت و حسادت بهت دست نمی دهد؟ اگه نمی دهد پس خوب بوده پس تو قوی شدی پس تو بزرگ شدی اگر تو هنوز همان آدم گذشته ای هنوزم حسادت ،کینه ، نخوت،مقایسه و این چیز ها درونت هست این درس ها را همه را ضایع کردی خرابش کردی خوب پس در زیارت اون اصل مهمی که میخواهم بگم که خیلی مهمه که اثر دارد زیارت چون ملاقات یعنی شما می روی به ملاقات دعوت است تو دعوت وقتی دعوت می شوی یعنی دوستت دارد یعنی راهت بسته نشده یعنی هنوز فرصت داری یعنی پل ها پشت سرت خراب نشده این خیلی مهم است شما الان پاشدی رفتی حرم حضرت عبدالعظیم بدون آدم سعادت مندی هستی الان رفتی روی نمازش رفتی روی نماز وایسادی بدون هنوز بهت اجازه می دهد نفس بکشی زنده بمونی با هاش حرف بزنی وجبران کنی پس هنوز فرصت ازبین نرفته دوستت داشته که این موقعیت را بهت داده نگو من یک عالم گناه کردم من یک گذشته بد دارم یک گذشته منفی دارم دیگه درست نمی شوم دیگه خوب نیست خدا من راقبول نمی کند این ها حرف های شیطانی است همش نه ده سال بیست سال چهل سال آدم معصیت کرده گناه کرده فحشای ظاهری فحشای باطنی اما وقتی می بینی دلش می خواهد برود حرم دلش کربلا می خواهد دلش امام رضا می خواهد می رود وپذیرش دارد هنوز می تواند نماز بخواند می تواند وایسه در سجاده پس هنوز خدا ناامید نشده ازش، پل را پشت سرش خراب نکردهمین که در حرمی در مهمان سرایی دیگه حرم مهمان سرای حضرت است بهشت روی زمین دعوتی هم است الان نشستم در حرم هر کس کاری دارد انجام می دهد نشستم لازم هم نیست بشینم دعا بخوانم هی ذکر بگوییم زیارت بخوانم نه همین در بهشت نشستم بسه نشستم کنار حوض امام رضا، تو بهشتی پس راهت دادن فرصت بهشتی شدن داری پس این را گفتم که باطن این احادیث را بفهمید چی که زیارت با آدم چه کار زیارت چه کار می کند آن اثری که می خواهم بگم که فوق العاده مهم است شاید ما اثری بالاتر از این نداشته باشیم بعد از روابط عاشقانه وانس باغیب بحث مغفرت است انسان همه گذشته اش در زیارت جبران می شود چون اشتی کنان است دعوت کردند کارت دعوت فرستاده اند یعنی چی یعنی می توانیم دوست باشیم می توانیم دوست باشیم من می توانم همه گذشته تورا ندید بگیرم وقتی دعوتت می کند می گوید بیا خونمون بیا خونم یعنی هنوز دوستت دارد پس گول شیطان را نخور که اگر گناهی مرتکب شدی دیگر درست بشو نیست ولو ده سال ولو پنجاه سال این غلط است این قاعده یادتون نرود شیطان خیلی روی انسان کار می کند که این را انسان بگیرد اگر دعوت شدی یعنی فرصت جبران وآشتی داری وخدا می گوید هنوز دوستت دارم ازوقتی تورا دعوت کرده می گوید هنوز دوستت دارم فرصت داری بیا جبران بکن این دعوت این را می آورد حالا بخوانم برای شما ،احادیثی که انتخاب کرد

م بیشتر از منابع اهل سنت است چرا برای اینکه این وهابی ها وهابی هایی که مسلمان هم نیستند واقعا ما الان مذاهب اسلامی مون یعنی کسانی را که مسلمان می دانیم پنج گروه بیشتر نیستند شیعه هست و چهار مذهب اهل سنت شافعی حنبلی حنفی مالکی این ها مسلمان هستند وهابی ها مسلمان نیستند وهابی ها مثل بهایی ها که یک فرقه ضاله هستند کار اینگلیس است و استکبار است وهابیت وبهایت هر دو ساخته آن ها هست بهایت را برای شیعه و وهابی را برای اهل سنت درست کردند خوب وهابیت ریشه ،الان برای همین است که الان اتحاد در عمل دارند با اسرائل دارند چون ریشه آنها یهودی است اصلان این ها از اول که امده بودند به عربستان یهودی بودند و حاکمیت پیدا کردند به کشور اسلامی مکه مدینه برای اینکه بتوانند حاکمیت را به مسلمانان حفظ کنند نقش بازی کردندنقش بازی کردند گفتن ما مسلمان هستیم والا مسلمان نیستند هیچ اعتقادی به شما الان در عمل هایشان نگاه کنید هیچ اعتقادی به هیچ کدام از مقدسات دینی ندارد اصلا در واقعیت هم عمل نمی کنند یک ظواهری را فقط آن فقط یک ظواهر پشت پرده یک گونه دیگر هستند و دائما می گویند که اگر شما به زیارت می روید شرک است زیارت رفتن ملاقات قبر رفتن شرک است فقط خدا نه من احادیثی را انتخاب کردم از اهل سنت اولیش هم از پسر عمر است هستش یعنی خیلفه دوم عبدالله ابن عمر عن رسول الله (ص) ایشون نقل می کند که : من جاءنی زائرا لا تحمله الا زیارتی کان حق علیه ان اکون له شفیعا الیوم القیامه هر کس بیاید به زیارت من و انگیزه ای جز زیارت من نداشته باشد یعنی دل تنگی داشته باشد فقط برای دل تنگی من آمده باشد به زیارت دلم برای فللانی تنگ شده دوست دارم بروم به زیارتشنه اینکه دل برایش تنگ نشده باشد فقط برای اینکه کاره ای هست بروم مشکلاتم را حل کنم بروم شوهر بگیرم ازش بروم زن بگیرم ازش مشکلات اقتصادی ام را حل کنم بروم شفا بگیرم با خودش کاری ندارم این ثواب دارد ولی قشنگی اش این است که آدم کسی را برای خودش بخواهد ما ائمه را برای خودشون دوست داشته باشیم نه اینکه چون می خواهند یک کاری برایم بکنند خیلی بد است ما رابطه با اهلبیت را با چهار بخش پاینی تنظیم بکنیم اگر به ما این چیز ها را داده اندخیلی ائمه خوبی هستند آدم های خوبی هستند ما دوستشون داریم ولی اگر نداده اند ما با آنها رابطه نداریم این خیلی زشت وبد است این نوع نگاه به رابطه با خاانواده اسمانی خوب فرمود هرکس بیاید به زیارت من و چیزی جز زیارت من را انگیزه اش نباشد می گوید من می خواهم بروم مسجد نبی زیارت پیامبر می خواهم بروم امام رضا زیارت امام رضاخوب ما در زیارت چی می گوییم ماشهادت میدهیم که خدا من اعتقدو اعتقاد دارم به چی اینکه اولیای تو احیا ء عندک یرزقون همه آنها زنده هستند مردن مال جسم است روح که نمی میرد آنها مرده و زنده ندارند نه اولیای خدا پدر مادرت هم همین طور است ما مرده نداریم اصلا،مرده مال بدن است الان می گویند که اگر مشکل داشتی برو سر قبر پدرت او تورا می بیند واقعا مادرت می بینتت ازشون بخواه که برایت دعا کنند واقعا موثر است از پدر مادر خودت از یک عالم ما خودمون بسیاری حاجت هامون را سر قبر مراجع تقلید گرفتیم هنوز هم ما می رویم سر قبر مراجع تقلید بزرگان ، امام زادگانم هیچ بماند نه از همین علما مراج تقلید حاجت هایمان را می رویم می گیرم این همه مردم می روند سر قبر ایه الله بحجت سر قبر ایه الله بهائدینی سر قبر ایه الله بروجردی ، سر قبر بزرگهای دیگر سر قبر میرزای قمی خود حضرت معصومه (س) گفت دنیا تورا خیلی از ما نخواهید همین میرزای قمی کافیه بروید از میرزای قمی بخواهید هر چی می خواهید مراجع خیلی قدرت دارند آنجا ،شهدا خیلی ابرو دارند علما خیلی حتی یک شهید گمنام هست هست الان کمکت می کند ما اصلا چیزی به اسم مردن نداریم که احیاء عندک یورزقون یرون مقامی یسمعون کلامی یوردون سلامی من را می بینند حرف هایم را کامل می شنوند جواب منرا هم می دهند وانک حجبت سمعی کلامهم تو گوش من را از حجاب انداختی از شنیدن جواب آنها و فتحت باب فهمی بلذیذ مناجات وباب فهم من را به لذت مناجات این ها باز کردی یعنی آنها من را دارند می بینند می شنوند ومن هم لذت می برم از مناجات با کسی که زنده هست شما نگاه کنید مسیحی ها و عزیزان اهل سنت که هیچ فر قی با ما ندارند حتی مسیحی ها یهودی ها وقتی می آیند قبر امام رضا می بینی به عنوان یک زنده با آن حرف میزنند حاجت می خواهد می آیند هیئت تشکیل می دهند چرا یهودی ها کلیمی ها می آید هیئت تشکیل می دهند هیئت اهل بیت تشکیل می دهند وبرای چی هیئت مستغل دارند برای امام حسین مسیحی ها جرا هیئت مستغل تشکیل می دهند برای اینکه امام حسین برای آن را صاحب اثر، صاحب نفوس صاحب دین صاحب اشراف می دونن ومی دونن که جواب می دهد اعتقاد شون است چون انسان با انسان کامل غیر از این نمی تواند انتظار داشته باشد نمی تواند ببیند اگر ببیند غیر از آن چرا عزیزان یهودی و مسیحی وقتی می روند کیلیسا هاشون دعا می کنند چون معتقد هستند آنجا یکی دارد سخنان شون را می شنود چرا به مریم مقدس به مسیح متوسل می شوند چرا به انبیای دیگر متوسل می شوند چون اون دارد می بیند شما را، حاکم بر شماست اشراف دارد پس دلم تنگ شده می خواهم بروم پیشش با آن حرف بزنم خوب حالا حاجت هم داری بگو هیچ اشکالی هم ندارد.خیلی هم خوب است حاجت هایت را هم بگو ولی برای خودش دلت تنگ بشود ،کان حق علی ان اکون له شفیعا یوم القیام،پیامبر می فرماید به گردن من است می فرماید حق من این است که من روز قیامت شفیع اش باشم بخاطر اینکه رفته ملاقات پیامبر، پس قدرت زیارت خیلی است که زیارت می تواندیک کاری بکند که حضرت روز قیامت دست طرف را بکند وشفاعتش بکند کم چیزی است که انسان برود زیارت ومورد مغفرت قرار گیرد خوب ببینید من الان از مغفرتش برای شما بخوانم باز از عبدالله بن عمر از رسو خدا (ص) :من زار قبری وجبت له شفاعتی ،این دو حدیث را من از الغدیر جلد پنج صفحه( نود سه )و(نودو هفت) الغدیر می دانیدکه کتاب حضرت علامه مرحوم علامه امینی است که تمام احادیثش بدون استثناءاز علما اهل سنت است یعنی از شیعه اصلا ما روایتی در القدیر نداریم همه مجلداتش برای علما اهل سنت است جمع آوری شده با سند مدرک پیامبر فرمود هر کس ، اون ها که می گویند نه من با یکی از علمای وهابی بحثم شد در مدینه سر قبر حمزه سید الشهدا (ع) گفت این ها شرک هست گفتم چه شرکی ملاقات زیارت واسطه قرار دادند شرک نیست که مگه قرآن نمی گوید بچه های حضرت یعقوب رفتن به پدرشون توسل کرده اند گفتندتو واسطه شو برای ما استغفر لنا استغفار کن برای ما ،توسل داری قرآن می گوید رفتند پیش پیامبر گفتند تو برای ما توسل توبرای مااستغفار کن تو برای ما گفت اون زنده بوده گفتم اون زنده مرده ندارد مرگ مال بدن است روح که مردن ندارد که ،حالا نگاه کنید پسر عمر جناب عمر خلیفه دوم داردتعریف می کند از کی از پیامبرنقل می کند من زار قبری هرکس به قبر من بیاید وجبت له شفاعتی،هر کس قبر من را زیارت کند شفاعت من بر او واجب می شود ؛ بعدی ببیندفوق العاده زیباست آدم را مست می کند سلام خدابر خانواده اسمانی ما تمام درود ما بر خانواده اسمانی ما محضر مقدس همه آن ها یک صلوات بلند ختم کنید ؛من زار احدا من ذریتی هرکس یکی از زریه من را امامان امام زاده ها زرته یوم القیامه انقذته من احوالها به به هرکس یکی از زریه من خانواده من را برود به ملاقاتشون زیارتشون من روز قیامت خودم به ملاقاتش می روم این خیلی حرف است شما در اوضاع وحشتناک قیامت که هیچ کس با هیچ کس کاری ندارد حول واحوال در دل آدم هست که الان می خواهند با من چه کار بکنند تکلیف من چیست که همه ترس دارند در آن لحظه یکی بیاید بزند روی شانه ات بگوید من رسول الله هستم به به من پیامبرم من فاطمه زهرا هستم من امیر المومنین هستم در روایت هم داریم می آید سراغ طرف می گویند ما فلانی هستیم مگه شما زیارت حضرت معصومه نمی روید نمی گویید عرف الله بین نا وبینکم هم فی الجنه خدا ما رو در بهشت به هم معرفی می کندپیامبر می گوید در قیامت ، من فلانی هستم تو رفتی به زیارت دخترم فا طمه معصومه رفتی زیارت پسرم حضرت عبدالعظیم چون هم از نبی اکرم هم داریم ببین چند قرن قبل ازاینکه حضرت عبدالعظیم متولدبشود از پیامبر حدیث داریم برایش سند داریم ومن زار ولدی عبدالعظیم به ری کمن زار الحسین بکربلا نه حسینی هست نه عبدالعظیم غیر از اینی که حضرت امامی که هم زمان حضرت عبدالعظیم هست وحضرت عبدالعظیم از دنیا رفته حالا امام معصوم می گوید ومن زار ولدی عبدالعظیم به ری کمن زارالحسین بکربلا هر کس عبدالعظیم را در ری زیارت کند انگار حسین را درکربلا زیارت کرده نه پیامبر قبل از اینکه حضرت عبدالعظیم به دنیا بیاید، خوب تو رفتی زیارت فرزندان من حالامن می آیم به زیارت تو هیچ ترسی نداشته باش ببین انغز تهو من احوالها من این خص رااز تمام ترس های قیامت نجات می دهم پس یک سوال خیلی مهم است اصلا بازش نمی کنم سوال را، زیارت چه گونه باید آدم را از ترسش نجات بدهد پس باید یک زیارتی باشد که وقتی می روی ملا قات ترس هایت بریزد جهنم هایت بریزد زیارت باید جهنم هایت را بریزد می گوید من یکی را دوست داشتم آدم مهمی بود از علما بود از اولیای خدا بود رفتم زیارتش ملاقاتش اصلا دلم روشن شد نورانی شد اصلا دیگر گناه جلوی نگاهم خار شد عاشق خدا وعبادت شدم این چه ملاقاتی بود چه زیارتی بود شما زهیر را نگاه کنید فراری از امام حسین است زیارت کرده شده فدایی امام حسین فراری شده فدایی پس زیارت ها باید با کیفیت باشد حالا راجع به كيفيت صحبت كرديم صحبت هم میکنیم ،دست کم نگیریم زیارت را خیلی مهم است خیلی کار با قلب انسان می کند زیارت ، خیلی از ماها وقتی می خواهیم برویم زیارت خودمون ،خدومون را سانسور می کنیم و می بندیم یعنی من الان می خواهم بروم زیارت حضرت عبد العظیم بزار یک چشم بند ببندم نبینمش یا ذهنم را مشغول یک چیزی کنم با هاش روبه نشوم با آن حرف نزنم همین بروم ضریح را بوس کنم بیایم ضریح حکم دست را دارد هان همین جوری کورمال کورمال بروم آنجا حرف نزنم با آن، دستش را بگیرم بوس کنم بیایم یا حاجتم را بهش بگویم ولی با خودش کاری ندارم تو ی این حرم ها آدم هایی هستند که اصلا ملاقاتی بین آن ها وآن مزور اتفاقی نمی افتد زیارتی اتفاق نمی افتد می گوید ده شب رفتیم امام رضا خوب ده شب رفتی امام رضا ملاقات صورت گرفت خودم در حجاب بودم در سانسور بودم نمی خاستم بروم ببینمش فقط رفتم بگویم که فلان حاجت دارم آدم ها خیلی وقت ها خودشون را در سانسور می گذارند در حجاب می گذارند دوستم ندارند از آن حجاب بیایند بیرون یعنی اگر کسی هم در آن حرم به آنها بگوید که بابا این چشم بندت را بزار من بردارم هان این آقا حضرت عبدالعظیم است خوب با آن حرف بزن، آشنا شو، می گوید من دوست ندارم با آن حرف بزنم من آومدم این جا یک تخلیه روحی بشوم یک تسکینی پیدا کنم یک چیزی بخواهم یا نخواهم اصلا ولی با این نمی خواهم حرف بزنم اصلا کاری با ایشون ندارم خوب این زیارت چه فایدای داشت ؟به قدر ی این زیارت مهم است که انسان به یک جایی می رسد پیامبر می آید طرف را پیدا می کند در آن بلبشو قیامت در آن شلوغی قیامت شخص را پیدا می کند وبعد می گوید خوب نگران نباش من مشکلاتت را برطرف می کنم ان قدر زیارت مهم است آنقدرکار کرد دارد زیارت خوب یک روایت دیگر می خواهم بخونم خیلی زیباست اما می ترسم که وقت نرسه به نماز دیر برسیم منم قول دادم که کم تر صحبت کنم پس بموند ان شا الله برای جلسه بعد والحمد لله رب العالمین والصلی الله علی محمد وآل طاهرین