جلسه 005 - شرح زیارت جامعه کبیره
شماره جلسه
5
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1395
ماه
6
روز
11
متن کامل (خام) ‌ جلسه 005 - شرح زیارت جامعه کبیره

ب اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمان الرحیم الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی محمد وآله الطاهرین ولعنه الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین

سلام ،صلوات ،درود ورحمت وخیرات و مغفرت و برکات الهی برهمه ی شما عزیزان وبینندگان عزیز شبکه الهی ولایت در شرح زیارت جامعه کبیره بحث مابه آثار زیارت رسید، در مورد زیارت این نکته رااشاره کردیم که زیارت که ریشه اش از زور است به معنا میل وعدول از یک چیزی و روی کردن به مزور است، در زیارت امام رضا (ع) در وداع شان یا در بعضی از زیارت های دیگر این را می گوییم که ما مسیر طولانی را آمدیم بعد بلاد را طی کردیم به شماروی آوردیم، این حالت را می گویند زیارت ، زیارت یعنی شما غفلت می کنید روی بر می گردانید از سایرامور و روی می کنی به کسی که به زیارتش رفتی و به ملاقاتش رفتی با همه وجودت به منظور اکرام و انس با طرف مقابل. خوب همه آن چیز هایی که آن پنج موردی که در موردفلسفه زیارت عرض کردیم جز آثار زیارت هم می توانیم انها را بر بشماریم اما خوب آن پنج اثر، انگیزه ها ی زیارت هستند و آنچه که غیر از آن پنج اثر ما درباره آثار زیارت می گوییم نتیجه هایی هستند که از این ملاقات به دست می آید که یکی دو مورد را خدمتان عرض کردم امروز هم به حول قوه الهی در مورد یک یا چند اثر زیارت مطالبی را خدمتان عرض خواهم کرد . به محضر امام جواد (علیه السلام) صلوات بلند ختم به فرمایید قبلا گفتیم درمعنای انسان، بعضی بزرگان فرموده اند که انس است انسان موجودی است که می تواند با حق تعالی وآسمان انس بگیرد باز یک مرتبه دیگر کمالات انسان را عرض کنم به دست های بنده توجه کنید ما در بخش جمادی با جمادات انس می گیریم اشیا مثل اتومبیل مثل منزل مثل پول مثل چیز هایی از این قریب بعضی ها انس شان با جمادات است مثل لباس، در بعد گیا هی محبوب ما معشوق ما اله ما در واقع، کمالات گیاهی هست که در این سلسه جلسه ها ده ها بار در مورد شان صحبت کردیم ، انسان با امور گیاهی انس می گیرد، در بخش حیوانی انسان با کمالات حیوانی انس می گیرد علاقه دارد کشش دارد انس دارد در بخش عقلی با علوم ،دانش ها ومعقولات انس بر قرار می کند خوب در سه بخش اول ما حیوان هستیم، در بخش عقلانی ما فرشته هستیم که با علوم ودانش ها انس می گیریم در بخش فوق عقلانی است که ما فقط شعارمون لا اله الاالله است قبلا هم با رها گفتیم لا اله الا الله گفتیم یعنی معشوقی نیست مگر کمال مطلق یا الله .سوال در لا اله الله باید چی باشد؟ معشوقی نیست مگر کمال مطلق یا الله برای چه کسی؟ این سوال باید حتما باشد برای چه کسی معشوقی نیست یا اصلا عشق یعنی چی؟ دل دادگی یعنی چی ؟چرا سخن از عشق و دلدادگی است والهی شیدایی و سر گردانی وحیرت است ثانیا اگر پای عشق وسط است برای چه کسی ؟الله اله است .برای چه کسی الهی نیست جز الله ؟چون برای این چهار بخش ما الله ،اله نیست در آن چهاربخش یک جا که ما جماد هستیم یک گیاه هستیم یک زن مرد هستیم، اله های ما معشوق های ما از جنس خودمان هستند از جنس ان بخش هایمان است اله بخش عقلانی هم از جنس خود همون معقولات است پس وقتی می گوییم لا اله الله معشوقی برای من نیست جز الله، منظورچه کسی است ، برای چه کسی برای کدام بخش ؟بخشی که از جنس خدا واهلبیت است یعنی بخش فوق عقلانی انسان روح منفوخ ودمیده شده در انسان از الله و اهلبیت است آن روحی که از آنجا آمده به زمین آنجا را می طلبد ما ز دریا هستیم و دریا به دریا می رویم ما ز بالا هستیم به بالا می رویم انسان انجا رادوست دارد وطن خودش را دوست دارد وطن مااین ما هستیم، ما حقیقی این ها ما های فرعی ما های عارضی ما هستند ما های فرزی ما هستند ما های وسیله ای هستند من من این است این من از جنس الله است از جنس اهلبیت است خوب وطن من هم آنجا بوده از آنجا آمده بودم به زمین هم انسی ندارم ابزار گرفتاری ها ومشغله ها زمینی که در این چهار بخش است همه ابزارهست من برای اینکه من برگردم به خانواده خودم ،اصل خودم، زندگی خودم ،و جایگاه خودم، یعنی نزد الله بنابراین وقتی که راجع به ا نسان صحبت می کنیم انسان، خواهش می کنم بیشتر دقت کنید چون خیلی این نکته ای که می گویم مهم است وقتی می گویم خیلی به توان خیلی بگیریدش بینهایت خیلی بزارید آن مفهوم عرایض بنده را خوب درک می کنید که من چی می گویم وقتی می گویم انسان یعنی کسی که در بعد فوق عقلی اش قابلیت و توانایی و تمایل به انس با الله و خانواده اسمانی اش دارد این می شود انسان خوب ،پس من چقدر انسان هستم ؟به کلمه دقت کنیدمن چقدر انسان هستم الف نون سین الف نون ، انسانی که ازانس هست چه قدر بر من صدق می کند به میزا نی که با غیب انس داشته باشم یعنی با خانواده آسمانی اهلبیت وآن چهار دسته ای که خدا در قرآن که همیشه می گوید شما این ها را بخواهید با این ها باید انس بگیرید انبیا صدیقین شهدا صالحین چه قدر با این جور شخصیت ها شما انس دارید چه قدر نزدیک هستید چه قدر شمارا می پذیرند چه قدر شما را دوست دارند چقدر در خودشون راه به شما می دهند چقدر در هوس های شما می آیند چقدر در خواب هایتان می آیند چقدر در بیداری با شما کار دارند چقدر در خیال شما با شما کار دارند این ها خیلی مهم است، این اصل است این ها خیلی مهم است این که من چقدر دانش مند هستم الان ریس جمهور هستم الان وزیر هستم الان سفیر هستم الان استاد هستم الان مجتهد هستم الان نمی دونم چنین و چنان هستم الان ثروتمند هستم ، الان قهرمانم اینها هیچ کدام انسانیت ما نیست ، این ها ابزار هستند می توانند ابزاری باشند برای رسیدن مابه انسانیت اما تا ان اتفاق اصلی نیافتد اصلا میوه ای به وجود نمی اید شما این همه مقدمات زمین خرید زمین کشت کشاورزی کاشت مرا قبت نمیدونم وجین کردن آب دادن سم پاشی کود همه این ها برای این است که شما ته قضیه میوه می خواهید اگرمیوه ندهد که دیگر چه فایده ای دارد؟ خدا رحمت کند استادمان حضرت ایه الله مجتهدی می فرمودند که یک طلبه ای بود رفته بود حرم امیر المومنین زن می خواست رویش نمی شد که بگوید زن می خواهم آقای مجتهدی به ما گفته بود که هرچی می خواهید از ائمه صریح بگویید در لفافه صحبت نکنید وخیلی رک صریح بگوید چی است داستان ، گفت :این رفت به امیر المومنین گفت که یا امیر المومنین من یک فرزند صالحی می خواهم خوب مجرد بود دیگه خوب بالاخره جور شد زود زن گرفت و فرزندی به وجودآمد زن مرد وبعد رفت حرم حضرت امیر المومنین گفت آقا شما مثل اینکه زبان کنایه حالیتون نمی شود من بچه نمی خواستم من زن می خواستم حالا شما فقط بچه صالح اش را به من داده اید شما زنش را به من نداده اید شما فقط بچه صالح را به من داده اید می گفت شما با ائمه این گونه حرف نزنید با خدا این جوری حرف نزنید کنایه نگویید صریح بگویید ما این همه مقدمات داریم می چینیم برای میوه است که میوه برسد،تمام این خلقت شروع شده از عالم اله آمده تا این جبروت امده ملکوت آمده آمده ناسوت دنیا آفریده شده ،تمام این مخلوقاتی که در روی کره زمین است هو الذی خلق لکم ما فی الارض جمیعا،هر چیزی که روی زمین است برای تو است سخر لکم ما فی السماوات و مافی الارض هرچیزی در اسمان ها است برای تو است تو برای چی؟ ، انس یک کلمه تو به میزانی لایق این دنیا و استفاده از این نعمت ها هستی که انس با خدا و اهلبیت داری انس با غیب انس با انبیا صدیقین شهدا صالحین داری وقتی می روی جنگل وقتی دریا با این عظمت را نگاه می کنی وقتی یک دفعه فیلم زیر دریا را میبینی که میلیون ها ماهی دارند میروند می آیند جنگل را می بینی با هزاران حیوانات وقتی به اسمان پر ستاره نگاه می کنی صد ها میلیون ستاره را به چشمت می بینی همه می گویند :ما ازان تو تو آن کیستی ؟به خدا تمام آنها باما حرف می زنند .از ما سوال می کنند ،برای همین است آدم راحت نمی تواند ،انسان طاقت نمی آورد به این ها به راحتی نگاه کند، به گل نگاه می کنی به این قشنگی می گویی من به گل بودن خودم اوج لطافت کمال خودم را دارم تو تو خدا رحمت کند یکی از بزرگان بازم استادمان ایه الله مجتهدی می فرمود یادم رفت این بزرگ اسمش چیست می گفت یک موقعی در کوچه رفته بود داشت می رفت در کوچه به انتهای کوچه که رسیده بود دید الاغی قدیم ها بار های چیز بار های بنایی الان هم خیلی جاها رسم است بارهای بنایی را با الاغ ها می بردند یک گالن هایی می گذاشتند گچ می ریختند در دو طرفش یا سیمان الاغ می ریختند در زمین خالی می کرد می آمد ایشون می گفت این الاغ رفت وقتی که برگشت نگاه کرد در چشمان من بعد رفت گفت فهمیدی این الاغ به من چی گفت، گفتم : نه، گفت : به من گفت : آقا شیخ من بارم را رساندم توچی تو رساندی بارت را ، تمام این در دیوار گل ها جوجه ها حیوانات کبوتر ها پرنده ها همه این چیزی شما می بینید به شما می گویند کجایی چه کاره ای ؟چه کار داری می کنی حواست هست برای چی آمدی به این دنیا ؟ چرا خلق شدی چقدر تا به حال موفق بودی؟، تا نگاه شون می کنی آدم واقعا خیلی وقت ها خجالت می کشد می بینی یک مرغ گذاشته اند جلوت تا که بخوری یک مرغ سر شو بریده اند تا تو بخوری یک ماهی می گذارندبرایت این مرغ فردا می رود بهشت این گاو گوساله این گوسفند این ماهی اما تو چی؟ تو حرف دارم با تو می زنند با تو کجایی چی کار داری می کنی تو کجای زندگی هستی زندگی یعنی چی؟ یعنی ارتباط با خانواده خودت مثل یک مردی ازدواج بکند بعد نرود خانه الان شب عروسی نرویم خانه خوب کجا برویم ، برویم ول گردی برویم نمی دو نم بازی تفریح کجاست آقا داماد یا عروس کجاست نیستند زندگی برای چی تشکیل شده اصلا، زندگی برای چی تشکیل شده ، آقا ما اومدیم به این دنیا برای چی این یک سوال مهم است برای چی اومدم به این دنیا مگه میشه من اومدم پایین دیدم زن دارم بچه دارم پنج عدد زن دارم چهل تا بچه دارم رئیس جمهور هستم، برای این ها که نیامده بودی پول دارم کارخانه دارم بازیگر هستم من ورزشکار هستم قهرمانم برای این ها که نیامده بودی اینجا برای چی اومدی تو بچه فاطمه زهرا هستی بچه اهلبیت هستی از این خانواده هستی کجا ارتباط با خانواده هستی الان؟ می شناسنت انس داری رفت آمد داری دوستی خلوت داری اصلاهم دیگر را مبینید در طول روز ، خانواده ات را می بینید ، یا نمی بینی،سری میزنی آنها به تو سر می زنند گپ گفتی دارید هیچی می گوید سی سال شد چهل سال شد پنجاه سال شد شصت سال هیچ اتفاقی نیافتاده پس تو کجایی دراین خانه،مثل یک آدم فراری از خانه ،الان شما ببینید چه قدر طبیعیه! در روزنامه می نویسد یک مرد از خانه رفته دیگر بر نگشته فلان پسر رفته از خانه نیامده فلان دختر از خانه رفته و نیامده یک کسی بگوید که یعنی چه ، چه مسخره است رفته که رفته چرا باید بیاید؟ این سوال را ما می کنیم؟ نه در فرهنگ غرب این گونه است ،ولی ما در فرهنگ خودمون همچین چیزی نداریم ، رفته بیرون از خانه خوب باید بر گردد به خونه،الان اهلبیت برای ما هزار جا اطلاعیه می زنند بچه های ما گم شده اند کسی ندید شون به ما سر نمی زنی انس، انس ،اصل قیمت تو بر ریشه توست به هیچ چیز دیگر فخر نفروش هر چقدر فخر بفروشی جهنمی تر می شوی واز خدا دور تر می شوی دلت را با هیچ چیز دیگرکه داری خوش نکن با شوهر عالی خوب ، بااین زن عالی خوب به این بابا مامان خیلی عالی به این پول خیلی عالی به این شغل عالی به این ، اصلا این بزار کنار، قیمتت قیمتت عیارت چقدر است عیار یک انسان خلوص یک انسان درجه یک انسان درجه انسانیت یک انسان انس با حق تعالی است انس با غیب است انس با خانواده اسمانی است انس با انبیا صدیقین شهدا وصالحین ،این که نباشد تو بدبختی تو بی چاره ای تو گرفتار زمینی حالا در زمین می گردی یکی بهت محل بزارد محبت بهت بکند یک کسی تحویلت بگیرد یا ده نفر تحویلت بگیرد هی یک سره عطش این را داری که تحویلت بگیرند که دیده بشوی دیده بشوی برای چی برای پولت ، هیکل اندامت، جنبه های جنسی ات یا جنبه های علمی ات چه چیزی د یده بشود حالا دیده شدی اصلا از این ارضا می شوی خیلی ها تا آخرعمر دنبال همین هستند که دیده بشوند بعد چی، پس بخش اصلی این که برایش آمدی به دنیا اینی که برایش متولد شدی این که این همه خلقت برای این است هیچی بی خود به هیچ کس پز ندیم به هیچ کس من من نکنیدحالا ممکن است خیلی ها به ما هزاران احترام بگذارنداما تو که خودت می فهمی چی کاره هستی، تو قیمتت کجاست؟ در آسمان قبولت کرده یا نه،بچه ها من همیشه به مادر هایی که بچه دارند من بهشون می گویم توحید را از فرزنشون یاد بگیرند شما ببینیدوقتی که مادری بچه اش راردش می کند قبولش نمی کند پدری بچه اش را تحویل نمی گیرد.اصلاجلز ولز دارد نا آرام است، بچه نا آرام است خاله عمه دایی عموهرکس بیاید نمی تواند این را آرام کندفقط وقتی مادر می خندد واورادر آغوشش می گیرد،اگر هزار نفر هم اگر با آن کار نداشته باشند اصلا برایش اهمیت ندارد، جز مادر وپدرش، توحید یعنی این توحید خدا چقدر قبولت دارد ،چقدر دوستت دارد؟ چقدر راضی است از تو چقدر پذیرفتت غیب چقدر دوستت دارد چقدر قبولت دارد،ۀشهدا انبیا صالحین صدیقین، چقدر تو را می شناسند؟ ،تو چقدر آبرو داری در اسمان مگه نمی گوییم اجعلنی در در زیارت امین الله انقدر مهم است ما این را می گوییم دیگه می گیم امام زمان تاکیید دارد در زیارت امین الله درست است کوتاه است چند دقیقه بیشتر نیست چهار پنج دقیقه ولی فقرات فوقلاده است،اجعلنی محبوب فی ارضک واسمائک،من تو در زمین اسمانت محبوب کن واقعا در آسمان چه کسی تو را دوست دارد؟ چقدر قبولت دارند چقدر شرافت داری چقدر اعتبار داری ما همش دغدقه این بدبختی هارو داریم، پول ندارم قرض دارم گرفتارم مریضم بچه ام مریض است شوهرم مریض است زنم مریض است عروسی نکردم، ازدواج نکردم ،طلاق گرفتم ،همسر ندارم ،نمی دونم در درس هنوز مشکل دارم دیپلم ندارم، ارشد می خواهم بخونم دکترا می خواهم بگیرم طرحم را ننوشتم کتابم بیرون نیامده کتابم می خواهد بیرون بیاد سخنرانی دارم تدریس دارم نمی دونم همیشه در گیر همین ،تموم، یک ذره با خودت خلوت کن یک کمی با خودت خلوت کن از همه این دقدغه ها بیا بیرون خودت را یک بار نگاه کن ببین اصلا قیمتت چقدر است ما همیشه دنبال این هستیم در زمین قیمت پیدا کنیم پیش فلانی پیش فلانی فلان کس من رو دوست داشته باشد فلان گروه من رو دوست داشته باشند فلان گروه من را قبول کنند همش شرک اعتبار پیدا کردن پیش بندگان خدا در حالی که غافل از اعتبار در آسمان هستیم چه کسانی من را دوست داشته باشند و قبولم داشته باشند چه کسانی من رو تحویل بگیرند چه کسانی من رو دوست داشته باشند،چه کسانی منرا تحویل بگیرند چه کسانی از من تعریف کنند،خوب حالا، شوهر تعریف می کند مادرشوهرت تعریف می کند مادر زنت تعریف می کند خانواده همسرت تعریف می کند جامعه تعریف می کنداصلا لوح به تو می دهند می شوی چهر ه ماندگار کشور چهره بین المللی شخصیت بین المللی همه می شناسند، خوب ،چی شد ؟کمال وهمی که توهمت فقط باشد ،ارضا می شود راست بگو چقدر مایه انسانی داری انس داری ؟این خیلی مهم است در زیارت یکی از خواص مهم زیارت انس است بخش عشق بازی وعاطفی اش را کاری ندارم انس است انسان دوست دارد با کسی یا کسانی مانوس باشد انسان از تنهایی بیزار است تنها بودن غریب بودن کسی را نداشتن دوست نداشتن هم دم نداشتن با ذات انسان سازگاری ندارد انسان اساسا یک موجود عاطفی است همدم می خواهد دوست می خواهد این گونه است گاهی وقت ها در غرب آدم ها نمی توانند باهم دوست باشند فرهنگ سگ داری سگ بازی کبوتر داری کفتر بازی با حیوانات بودن دارد رواج پیدا می کند، خوب آدم باید با سنخ خودش آرامش پیدا می کند دیگه می گوید شوهرت خونه نمی آید بچه هات نیستند ناراحت نیستی؟ می گوید نه سگم هست یعنی سگ جای شوهر جای بچه جای زن را می گیرد،یا نمی دونم پرنده هایش کفتر هایش، در غرب این گونه است خارج این گونه است انسان یک موجود عاطفی است انسان یک موجود عاطفی است ولی باید با جنس خودش انس بگیرد تا آروم شود شما اگه یک موجود عاطفی هستید در یک ملیون آدم هم دنبال ارتباطاط بگردیدی بازهم تنها هستی وسط یک مشت عشق زیاد ،یک میلیون آدم دوستت دارند برایت دست می زنندکف می زنند برایت کف می زنند، به احترامت می ایستند امضا می گیرند از تو ،مشهوری معروفی اما تنها هستی چون تو بخش انسانی ات مظلوم است غریب است تنهاست اواره است تو با آدم ها نمی توانی سیر کنی خودت را ،تو زمانی از انس های پایینی بی نیاز می شوی که انس بالات را قوی کنی امروز برای عزیزی می گفتم این نکته را که فاطمه معصومه (ص) که حضرت فرمود در قیامت همه اهل محشر را شفاعت بکند خدا می پذیرد آنقدر قدرت شفاعتی داردبه اضافه بقیه خواهر هایش هیچ کدام از دختر های موسی ابن جعفر نتوانستند ازدواج کنند همسر نبود برایشون ؟همسر کف این ها نبود ازدواج پیدا نکردن نیاز به همسر، ازدواج مرد جنس مخالف هیچ کدام نرسیدن کم آوردن شخصیت تشون کم شد؟ نه در اوج شخصیت هستند چرا ؟برای اینکه این ها انس شون را با بالا با شخصیت انسانی تامین کردن، پایین کمبود دیگر اذیت شون نمی کنند ،دیگه شرک ها، بدوام خودم را ببینم خودم را معرفی کنم من باید در جمع مهمونی باشم می ترسم تنها باشم، می ترسم تلفنم را خاموش کنم الان خیلی از افراد نمی توانند وقتی بهشون می گویی تلفن همراه را بیست و چهار ساعت خاموش کن می ترسد از بس زلیل هست،ببوس بزار کنار بیست وچهار ساعت تلفن را بزار کنار می تونی، خاموش کن بزار کنار، غیر از موارد کلیدی وضروری همه را پاک کن اصلا ارتباط نداشته باش جیگرش را داری ،خیلی ها نمی توانند این کار را کنند، می گه بابام بمیرد چرامادرم بمیر چرا همسر فرزندانم بمیر چرا همسر فرزندانم بمیر چرا می تونم تحمل کنم اما تلفن را کنار بزارم نه، این اوج ذلت یک آدم است اوج بدبختی یک آدم است آقا این تلفن اصلا من چه نیازی بهش دارم که یک کسی به من زنگ بزند یک کسی به من پیامک بدهد من به او پیامک بدهم این برای چی است که من بالا را وا دادم دچار فحشا ومنکرات شدم آن بالا فحشا انسانی دارم خود فرو شی کردم این خود انسانی را به جای اینکه به الله و خانواده آسمانی بدهم به شیاطین و معشوق های زمینی حالا اسیر آدم ها شدم اسیر این دنیا شدم به امام صادق گفتن این عشق چیست می افتدبه جون یک آدم که آن ادم اسیر یک آدمی می شود مثل خودش ؟امام باقر فرمود کفاره ظلمی است که به خودش کرده یعنی چون با خانواده اش با الله با اله اصلی اش ،لا اله الله می گوید بابامثل یک زن زیبایی که آدم عاشق می شود یک مرد زیبای که یک زن عاشق می شود می شود معشوقش، الله اله هست یعنی باید با آن عشق بازی کنی باید برایش غزل بخوانی شعر بخوانی خدا رحمت کند بعضی از علما که در قنوت شعر حافظ می خوانند باید برایش ترانه بخوانی باید برایش مغازله داشته باشی باید برایش حوصله داشته باشی باید برایش،خذوا زیتنه کم عنده کل مسجد ، ما معشوق ها زمینی را وقتی می خواهی بروی پیششون بروم یک دوش بگیرم لباس قشنگ را ببوشم می خواهم بروم معشوق زمینی ها من را ببینند بهترین لباس ها، خدا می گوید من معشوق شما هستم وقتی می ایید مسجد،خذوا زینته کم عنده کل مسجد، چون می خواهی بروی پیش معشوقت، به زن می گوید وقتی می خواهی نماز بخوانی برو هفت قلم ارایش کن بعد وایسا نماز بخوان برای خدا آرایش کن قشنگ خودت را ،می خواهی پیش معشوقت بروی چقدر مستقیم این اصلا غیر مستقیم حرف زدن نیست خیلی مستقیم دارند بهت می گویند اله تو الله است ما این گونه نیستیم، وخلایق هرچه لایق، خلایق هرچه لایق، می گویم بابا الله اله است باید بی افتی در عاشقی باهاش عاشق شو ونه روزی کار جهان سرآید فاجعه ،فاجعه، مرگ رسیده ومن انسی با جهان غیب ندارم الان دارم می میرم وهیچ انسی با آسمان با غیب فاطمه زهرا با ابولفضل با حضرت معصومه با حضرت خدیجه با علی اکبر باعلی اصغربا رقیه با ائمه با اصلا با ائمه که پدران من هستند انس ندارم با مادر عزیزم فاطمه زهرا هیچ انسی پس ما برای چه داریم زندگی می کنیم پس ما برای چی امدیم به این دنیا زیارت ارضا کننده انسان است در واقع تو در زیارت می روی کسانی را ملاقات می کنی که هم قیمتت هستند تو در زیارت می گویی اسئله ان یبلغنی المقام المحمود لکم عندالله من مقام شما را می خواهم جایگاه شما ونه کمتر از شما می خواهم با شما باشم می خواهم، اصلا شما حرف قشنگ تر از این در دنیا شنیده ای (اسئله از خدا می خواهم،ان یجعلنی من را قرار بده،لکم باشما در دنیا آخرت )جامعه کبیره که می خوانیم حالامی رسیم به این جا(فکمعکم معکم لا غیر معکم )من فقط فقط شما شما وهیچ کس دیگه نه، بی همگان به سر شود وبی شما به سر نمی شود ما وقتی که اهل بیت را رها کردیم خدا را رها کردیم باخانواده اسمانی را رها کردیمانس با الله را رها کردیم امام صادق فرمود: گرفتار علاقه به آدم هایی می شوید که که مثل خودتون هستند این علاقه ها فشارتون می دهد له میکند اذیت می کند آخرش به اون چیزی که می خواهی نمی رسی تازه وقتی به آن می رسی از آن متنفر می شوی این همه تلاش که برسی به آن وقتی هم بهش می رسی از آن متنفر می شوی می گویی این بود من عمرم را گذاشته ام به پایش پس من این همه شعر های قشنگ این همه ترانه ها این همه مغازله ها لطافت ها وزیبایی های که تواین ارتباط داشتم چی شد کجا رفت رفت تبدیل شد به تنفر به آتش خوب براینکه دلت را بردی یک جایی قرار دادی که لایقش نبودی القلب حرم الله قلب حرم خداست ولاتسکن حرم الله آقا شما ازدواج کرده اید این خانم مال شما هستش نا محرم را نمی آوری در حریم زن ات می آوری در حریم ناموست نه حرم است حرم یعنی چی یعنی حریم دارد اینجا ،دل حریم خداست وقتی هی این همه غریبه دست هام را نگاه کنید این همه می ریزی در دلت می شوند معشوقت دلت را اشغال می کنند دیگه جایی برای خدا نیست کسالت بی رمقی بی حوصلگی بی میلی می آید سرا غت دیگه بی اشتها می گیری وقتی بی اشتها بگیری یواش یواش لاغر می شود واز درون می پوکه هیچ چیز دیگه ای برایش نمی مونه زیارت قشنگی اش همین است که تو می روی به زیارت آدم هایی به وزان خودت می روی به ملاقات حضرت معصومه (ص) چه قدر قشنگ است الان دیگر آخر شرح زیارت هستیم آنهایی که نبودند بگیرند گوش کنندچقدر زیباست السلام علیک عرفنا بیننا وبینک فی الجنه سلام خدا من تو در بهشت معرفی می کندببین اگر خواسته ات نباشد خیلی پست پسندی در زیات حضرت عبدالعظیم هم که شما می روی همین را می گویی اصلا قشنگی این راه رفتن تا حرم قشنگی همه این گشتن درحرم این است که تو یک لحظه می ایستی واین حرف ها را می زنی و مردم هم از این یک لحظه فرار می کنند،حرف حسابی را نمی زنند صد با دور حرم می چرخند ضریح را بوس می کنند اما وقتی به آنها می گویی زیارت نامه بخوان می گویند من حوصله ندارم چون نمی فهمه آقا فارسی بخوان تا حوصله ات جا بیاید ،همه حرف ها در زیارت نامه است در این اذن دوخول است می گویند ما حوصله زیارت نامه خواندن را نداریم هی وایسیم جیغ بزنیم دادبزنیم گریه کنیم خوب گریه کنیم برای این کمالات زن ندارم پول ندارم شفا بده نمی دونم از این حرف ها یعنی اصلا با خود طرف کار نداری تو این خیلی بد است برای همین خیلی ها حوصله زیارت عاشورا را ندارند چون زیارت عاشوراچون زیارت عاشورا روابط عاشقانه است حوصله ندارم با خانواده اسمانی یک زره دنیا توش نیست ما چهار صد جلسه شرح کردیم این قدر دنیا ندارد زیارت عاشورا از این چهار تا هیچ خبری در زیارت عاشورا نیست جامعه کبیره را داریم میخوانیم می رویم جلو همه حرف ها عاشقانه ،انس همش صفا ولی با معشوق هایی که لایق شما هستند در زیارت حس بسیار قشنگی به آدم دست می دهد شما میروی ملاقات وزیارت آن احساس ناامنی هاکه از بی محلی های که از زمینی ها گرفته ای احساس ناکامی ها احساس نرسیدن ها همه در زیارت جبران می شود وقتی که وارد حرم می شوی می گویی من این آقا را دارم من این خانم را دارم من این همه آدم دارم که عاشق من هستند من عاشق شون هستم من تنها نیستم در دنیا من با رفتن پدر مادر خواهر برادر با هر کسی برود تنها نیستم رفتن ومردن هیچ کس مرا به وحشت نمی اندازد چون اصلم بامن هستن ریشه ام باهام است خانواده اصلی باهام است کس کار اصلی من با من هستند تمام دل شوره ها ناامنی ها تنهایی قصه ها طرد شدگی ،در حرم جبران می شود در زیارت جبران می شود اگر این نشودمعلوم می شود تو نشناختی زیارت چیست ملاقات صورت نگرفته می گفت :رفتیم مکه خدا که خونه اش نبود رفتیم مدینه پیامبر هم مرده بود رفتیم مدینه پیامبر مرده بود، نبود هیچی هیچ کس نبود خانه اره خوب خیلی ها می روند امام رضا امام رضا نیست هست یا نیست ؟برو خودت را درست بشناس درست بفهم خیلی هم امام رضا هست وقتی دیدیش ارام هستی دیگه دلشوره قصه نرسیدن یک قطعه زمین الان با چه کسی تلخیم شده الان بروم چنین چنان هست ماشین من تصادف کرده سر زمین دعوا داریم سر ارث این گونه هستیم سر خونه ای گونه هستیم هیچی هیچی اقا آدم باید بزرگ باشد آدم باید فهم داشته باشد آدم باید شخصیت داشته باشد وقتی توبه وزان امام رضا یک شخصیت به این بزرگی داری با بودن کنار امام رضا اظطراب داشته باشی هرس دنیا را بخوری ،حق دارد که پیامبر می فرماید من بکاعلی الدنیا دخل نار هر کس دنیا گریه باندازد کوچک کند جهنم می رود می رود جهنم الدخل نارهر کس کنار حضرت زهرا کنار امام رضا کنار حضرت معصومه کنار انبیا صدیقین شهدا صالحین کنار خدا در آغوش خدا در آغوش خدااین همه ترس ناراحتی اعصاب خرد زود رنجی حساسیت و دعوا حساست بد بینی بد قلقی و حشی گری حمله به بندگان خدا داری پس حقت است بروی جهنم، کنار خدا، این کنار خدا خیلی مهم است قران می گوید همه انهایی که به جهنم می روند می گویند :وا حسرتا علی ما فرط فی جنب الله ای وای حسرت بر ما که چقدر کنار خدا کوتاهی کردیم وندیدم خدا را خدایی که از رگ گردن نه از خودت به خودت نزدیک تر است وتوهمیشه تو در آغوششی وهمیشه او در آغوش توست همون تمرین هایی که گفتم را حتما انجام دهید آقااین نیست که من بروم حرم امام رضا آقا رفتی حرم آن عتبه را جای ما ببوس آن ضریح را جای ما ببوس امام رضا کجاست که بوسیدنی نباشدامام رضا همه جا بوسیدنی است در خانه در رخت خوابت بغلش کن ببوسش یک گل می دهند دستت از کنار یک درخت رد می شوی آن درخت بغل کن خدا را بغل کردی ببوس این برگ هایش بگیر ناز کن آن گل هایش را بگیر ناز کن این گل ها را ببوس خدا همه این بوسه ها را از طرف تو دریافت می کند دست نمی رسد به امام زمان بابات را ببوس مادرت را ببوس بچه ات را ببوس به عشق همه کسانی که دوستشان داری وبه همه آن ها این بوس می رسد گفت برای هر بوسه ثوابی است کجا هست که خدا نیست که برویم آنجا یک جا ببوسیمش ،پرده خانه کعبه را فقط باید بوسید بله آن بوسیدنی است نه شما این یکی از اولیا ی بزرگ خدا بود این هر وقت ما با هاش می رفتیم جایی یک مسافرتی مسجدی جایی ما که این معرفت ها را نداشتیم این هر وفت می خواست برود مسجد مثل حرم امام رضا در مسجد را می بوسید هر وقت می خواست خارج شود در مسجد را می بوسید تقدس ندارد ؟چرا، یکی به من گفت آقا این بوسیدن مهر بدعت هست یا نه؟ در دین که نداریم مهر را ببوسیم گفتم آره نداریم ولی اگر تربت سید شهدا باشد می شود بوسید ولی اکثر آنها که مهر تربت نیستند چیست مردم می خواهند نماز بخوانند مهر را بوس می کنند مهر را می خواهد بگزارد سر جایش می بوسد بدعت نیست بدعت است؟ گفتم این مهر را که نمی بوسد این کمبود بوسه دارد کمبود عاطفی دارد باید تخلیه بشود این انرژی با اسمان با غیب

لذا می رود مسجد پرچم امام حسین را می بوسد مهر را می بوسد چی کار کند؟ این بوسه یک جنبه دیگر هم دارد یک نگاه دیگر هم دارد حرم شما می روید زیارت با وجود انسان چی کار می کند! در زیارت ،با وجود انسان چی کار می کند در زیارت خوب این چرا همش می رود حرم؟ حق دارد که می رود این همه شخصیتش هویتش خانواده اش اصل ریشه اش اینجاست اصلا این حضرت عبد العظیم از بابا نه نه بهش نزدیک تر مهربان تر است بهش محرم تر است چرا نرود به حضرت عبد العظیم سر بزند تند تند چرا به حضرت معصومه سر نزند هوس حرم به سرش نزدندچرا در برنامه جدی اصلی روزش حرم نباشد اگه نیست پس غافل است زیارت همه دل تنگی ها ضعف های ما را برطرف می کند اصلا حس داشتن این اولیا ی خدا می گوید این ها مال من هستند منم مال این ها هستم این حسش چقدر قشنگ است سلاطین دنیا آخرت مال من هستند ومن مال این ها هستم منی که در اداره انقدر احساس وحشت تنهایی به من دست می داد که بگویم بروم با آب دار چی اش رفیق شوم بروم با فلان دفتر دار رفیق شوم که یک کسی را اینجا داشته با شم می گردم یک پارتی آشنا پیداکنم می گردم چهار نفر آدم پیدا کنم من را از این تنهایی ها در بیاورند یک جا می گردم هی به آدم ها چنگ بزنم سلاطین دنیا و آخرت مال من ومن هم مال آنها هستم چقدر باید آدم ، نا امن باشد احساسم ،اگر قرار است در دنیا یکی به من توجه کند البته خیلی بد است با داشتن انها هی می خواهی یکی در زمین بهت توجه کند ولی اگر دوستم داری بهت توجه بشود تو اول باید آسمون را ببینی تا بهت توجه بشود همه محبت ها دل ها دست خداست حتی دل زنت هم دست خدا ست حتی دل شوهرت هم دست خداست دقت کنید میگوید من می خواهم شوهرم بیشتر دو ستم داشته باشد پس اگر تو می خواهی شوهرت بیشتر دوست داشته باشد باید عشقت را این ور زیاد کنی پس برو نماز شب بخوان اون طرف برو نماز شب بخوان شوهرت بیشتر دوستت داشته باشد آقا من می خواهم بچه هایم بیشتر دوستم داشته باشند بروآسمان عشق بگیر برو قدرت بگیر زن بچه ات مردم دل هایشان دست چه کسی است بله،یا مقلب قلوب ولبصارمقل وقلوب او است تو حتی اگر اگر دل امام رضا را می خواهی می گویی آقا امام زمان به من یک توجه ای کند ائمه به من یک توجه ای کنند فرشته ها توجه ای کنندبرو کد خدا را ببین شما وقتی می روید زیارت امام رضا می گویی اللهم اشفع صاحب هذا القبر فیه خدا صاحب این قبر را شفیع من کن تو دلش را مهربان کن اگه امام رضا بهت توجهی کند خدا را ببین ، اللهم شفع صاحب قبر خدایا دل امام رضا را نرمش کنه من درر زیارت امام رضا چی می خوانی اللهم صلی علی علی ابن موسی الرضا المرتضی الذی ارتضیته و رضیت به منشئت به خلقک: خدایا تو هر کدام بنده هایت را به خواهی راضی کنی با امام رضا راضی می کنی امام رضا یعنی امامی که شما وقتی می روی پیشش خدا ازت راضی می شود امام ازت را ضی می شود تو از هر دو شون را ضی می شوی اصلا اوج رضایت وارضا شدن اصلا در حرم اتفاق می افتد در این ملاقات است در این دیدار است پر شدن آنجاست آن کلمه آرام بخشی که دنبال ش می گردی در آن ملاقات است آن حقیقت راضی کننده که تورا پر می کند وراضی می کند در زیارت است به شرطی که زیارت باشد حالامی رسیم من شرایط زیارت را می گویم ، حس این که سلاطین دنیا آخرت مال من هستن دوست من هستند دوست من هستند دوستم دارند بی شک دوستم دارند با همه گناهانم این حس فوق العاده است اصلا وصف ناپذیر است من این همه آدم ها ی خوب دارم حس محشور شدن با این ها من قرار است با این ها محشور شوم من قرار است با این ها در یک چادر باشم در بهشت قرار است کنار این ها باشم من قرار است در بهشت با این ها رفت امد کنم زندگی کنم یکی از نعمت ها ی عظیم بهشت که از خود بهشت بالا تر است ابدیت بهشت است تو فکر کن در ابدیت سال های سال در حال رفت آمد بااین انبیا صدیقین شهدا صالحین با شی با ائمه باشی عیشی از این بالا تر کسی سراغ دارد اون هم در بهشت وبالا ترین درجات بهشت چیزی از این بهتر نیست پس زیارت یکی خاصیتش این است که به ما قدرت عزت شرا فت وشخصیت می دهد این را انشا الله فرا موش نکنیم خدا یا به حق محمد آل محمد مارا در دنیا وآخرت محشور بفرما والحمد الله رب العالمین والصلی الله علی محمد وآل طاهرین