سلام علیکم ورحمة الله اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمان الرحیم الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی محمد وآله الطاهرین ،ولعنه الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین
سلام ،صلوات ،درود ورحمت وخیرات مغفرت و برکات الهی برهمه عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت تبریک عرض می کنم میلاد مسعود وجود آقا امام رضا را خدمت همه شما عزیزان خدوند انشا الله ما را در دنیا وآخرت مارا با ایشان قرار بده صلوات بلند ختم بفرمایید، بحث ما در شرح زیارت جامعه کبیره، در باره خود مفهوم زیارت هست. زیارت ماده زوراست که به معنای توجه کردن است روی بر گرداندن از یک وضعیت وروی آوردن یک وضعیت دیگرهست به زائر، زائر می گویند چون از همه چی منصرف می شود.وروی به دیدار مزور ومحبوب خودش می کند، در جلسه اول گفتیم که ما چهار انگیزه از به زیارت رفتن داریم که اولین مهم ترین آنها رابطه عاطفی است .که انسان با محبوب خودش دارد ،مهم ترین دلیل در زیارت دوست داشتن است و دلیل دیگر این است که انسان در زیارت می خواهد از فیوضات فرد مقابل یاد بگیرد.و کما لاتی را دریافت بکند ودر واقع شباهتی را به محبوب خودش پیدا بکند. در انگیزه سوم امداد بود یعنی انسان می خواهد با آن کسی که ملاقات بکند به آن یاری برساند کمک کند، و اگر وظیفه به عهده دارد، کمک به او بکند و انجام رسالت بکند، و دلیل چهارم هم استمداد بود، یعنی کمکی از طرف مقابل بگیرد، یعنی به دیدار می رویم مشکلی داریم، نیازی داریم. مشکل خودمان را برطرف بکنیم. امروز می خواهیم راجع به دلیل پنجم صحبت بکنیم که به نوعی به دلیل سوم برمی گردد و اعلام وفاداری و تجدید عهد با امام است که انسان به ملاقات میرود، که وفاداری خودش را اعلام بکند، و بگوید که من با شما هستم، برای شما هستم، و برای یاری شما آماده ام مثل اینکه در بعضی از زیارات، مثل زیارت آل یاسین امام زمان (ع) می فرماید وقی با ما صحبت می کنید بگویید «ونصرتی لکم معده» یاری من برای شما آماده است ، من مهیا یاری شما و خدمت به شما هستم. چند بار در زیارت ها این جمله آمده تجدید عهد میثاق به این معنا است که ما نسبت امام در هر زمان و به خصوص امام زمان خود مان هر کس به امام زمان خودش یک تعهدات، وظایف دارد که باید به آن عمل کند. بعدا در این باره در روایات زیارت توضیح می دهم، ما به زیارت می رویم که بگویم اعلام آمادگی می کنیم و بگویم که وفادار هستیم و بگوییم که ما نصرت ما، آمادگی ما برای شما آماده است، ما یک فرمایشی داریم از علی (ع) خیلی مهم است. ایشان می فرماید که: «اصدق الاخوان مودة افضلهم لاخوانه فی الصراء و الضراء مواساة» می فرماید صادق ترین برادران از نظر موده بالاترین آنها هست نسبت به برادران خودش در سختی و آسانی ها و در آسانی ها و سختی ها از نظر چی بالاترین هست مواسات یعنی هم دردی کردن، همدلی کردن، چه کسی صادق است در اخوت؟ اخوت یک اصل است که در قبل هم توضیح دادیم، یعنی برادری یعنی یک اصل بودن یک ریشه بودن. چه کسی برتر است در یک اصل بودن در یک ریشه بودن و وفای به این حکم که ما یک اصل هستیم و یک ریشه هستیم. مثلا میگویند فلانی برادر خوبی برای تو هست داداش خوبی برای تو، می گویند داداش داری در خانه می گوید آره داداش دارم خواهر داری دارم خواهر خوبی هست برادر خوبی هست وظیفه خواهر برادری اش را انجام می دهد. این یک حکم فکری و عقلی است اگر کسی برادر بود و خواهر بود و اصل بود، و اصل بود حتما باید برای خواهر و برادراش باشد. پیامبر می فرماید: «خیرکم خیرکم لاهله» بهترین شما کسی است که برای اهلش بهترین باشد، یعنی اگر شوهر، بهترین شوهر باشد یعنی اگر همسر است بهترین همسر باشد، نقش خواهری برادری دارد بگویند بهترین خواهر و برادر است. یعنی هر کس سعی می کند، بهترین باشد، و هر کس سعی کند بهترین باشد برای طرف مقابل خودش. عالی ترین باشد برای طرف مقابلش. در اوج باشد و همان گونه که در جلسه آفات دوستس گفتم طرف مقابل ما در این نقش به غیر از ما نیاز به کسی نداشته باشد.
این یک وظیفه است. حضرت می فرماید در اخوه بهترین شما صادق ترین شما از نظر مودت کسی است که در نظر مواسات از بقیه بالاتر باشد. دقت کنید صادق ترین شما در مودت یعنی دوستی که وفاداری و همدردی و همدلی درش است. چه کسی صادق تر است نسبت به ائمه، نسبت به امام رضا، نسبت به امام حسین، نسبت به امیرالمومنین، نسبت به امامزاده هایی که وجود دارد، نسبت به امام زمان، چه کسی صادق تر است؟ کسی که در مواسات، همدلی از بقیه بالاتر باشد. «افضلهم لاخوانه فی الصراء و الضراء مواساة» در شادی ها در غم ها، این شخص از نظر مواسات بالاتر باشد. مثلا جشن تولد است، اعزاء همیشه هست. جشن تولد امام زمان است، جشن تولد امام رضا است، جشن تولد ابولفضل است، جشن تولد علی اکبر است، مواسات داشته باشد. درواقع در حق یک جشن در حق یک بزرگ داشت که خودش یک هدف دیگر است بعدا توضیح می دهم، سنگ تمام بزارد چطور اگر جشن تولد مادر باشد پدرت باشد همسرت باشد فرزندت باشد از همه بالا تر مشارکت داری سعی می کنی بالاترین مشارکت را در این جشن تولد یا در این عروسی یا در عقد یا در هر جای دیگر شادی باشی، در مورد خانواده آسمانی هم باید همین گونه باشی. مشکل اساسی ما که حالا بعد بیشتر توضیح می دهم در این است که ما تا بیاید، باورمان بشود امام حسین بابامان است، امام رضا بابامان است. امام زمان پدرمان است، طول میکشد، شیطان شک ها، تردیدها، گناهها، معصیت ها، غفلت ها نمی گذارد من حس فرزندی ام فعال بشود، همین گونه آن را همان هشتمین اختر آسمان ولایت آن بالا می بینیمش که از من خیلی بینمش از من دور است. چون اختر است. دیگر خیلی دور است دستم به او نمی رسد قریبه می شوم. در آغوش من نیست، سرم روی پاهایش نیست. بابام نیست، این حس از من گرفته می شود. وقتی ما بتوانیم به این حس غلبه کنیم، آن موقع همه چیز ما تنظیم می شود، همه چیز ما جهنم ما یک باره از ما دور می شود و بهشت با همه مدارج اش یک جا می آید در سینه ما اگر ما این حجاب را برطرف کنیم اگر ما بفهمیم که از خانواده حقیقی هستیم، هم خانواده محمد آل محمدیم، باز نگاه کنید علی (ع) می فرماید: فی الضیق و الشدة یظهر حسن المودة: در تنگنا و شدت حسن مودة یک نفر معلوم می شود، می خواهد ببیند، چه کسی همسر خوبی است چه کسی شوهر خوبی است، چه کسی زن خوبی است، چه کسی داداش خوبی است، چه کسی خواهر خوبی است، چه کسی دوست خوبی است. کجا می شود فهمید. حضرت فرمود: اگر می خواهید حسن مودة را بفهمید در شدت ها وتنگناها می شود فهمید، که طرف چقدر نسبت به تو مودة دارد. در شادی ها نه خیلی، آنجا هم همین گونه حظوری می خواهد اما تنگناها خیلی مهم است، فی الضیق و الشدة ضیق در تنگناها و سختی ها حسن مودت یک نفر معلوم می شود که چقدر پای کار تو است، چقدر فداکار است، چقدر هزینه می کند، چقدر وقت می گذارد، چقدر همدلی و همدردی با تو دارد، چقدر می تواند از خودش در خوب شدن حال تو سر مایه گذاری کند، چقدر می تواند با تو باشد، چقدر می تواند برای تو باشد، این خیلی مهم است، در زیارت شخص میرود به زیارت که بگوید، من پاکارت هستم، سوال مهم این است که الان وجود مقدس امام زمان ضیق و شدت دارد یا نه؟ در تنگنا و سختی هست یا نیست؟ پدر ما هست؟ امام ما هست؟ یا الان خیلی شاد، خیلی بیخیال، خیلی راحت است، خیلی خوش به حالش است. کدام یک، امام زمانی که حضرت فرمود: مظهر کامل مضطر است ببین الان حضرت چه حالی دارد، حضرت الان چقدر فشار روی قلب مبارکش است، چقدر سختی تنهایی را دارد تحمل می کند، هزار و صد هشتاد سال، چقدر آوارگی اش دارد اذیتش میکند، حالا ما اهل مودة هستیم یا نه! این خیلی مهم است، من باری را از روی دوش حضرت برمی دارم یا نه؟ کنار حضرت هستم یا نه؟ گاهی اوقات من دخترهای خیلی فهمیده و مهربان را می بینم یا پسرهای خیلی مهربان، میگوید، وضعیت بابام خیلی سخت است وضعیت مامانم خیلی سخت است. من کنارشان هستم، من دختر می شناسم خود با اینکه موقعیت خواستگاری خوبی داشته شوهر نکرده کار کرده. چون پدر مادر زمین گیر داشته خودش قید زندگی خودش را زده، وایستاده کار کرده خواهر کوچک ها برادر کوچک اش سر سامان داده، و فداکاری کرده، به همه رسیده، این را می گویند مودت، پاکار بودن، می گویم شما الان خودتان موقعیت ازدواج داشته اید اما همه بین رفته، سنتان بالا رفته است، هر چیز، آیا این چیزها که حقت بوده،؟ میگوید پدرم زمین گیر بود مادرم زمین گیر بود، خواهر برادرام کسی را نداشته اند، من باید این کار را می کردم و این فداکاری را باید می کردم، پاکار پدر مادرم باید باشم وقتی یک پدر مادری می بیند دختر بزرگش اندازه صد عدد پسر مرد وقتی می بیند پسرش به اندازه صد مرد مرد است، چقدر لذت می برد چقدر به خدا نزدیک می شود، مادری که با وجود دخترش و پسرش قصه ندارد تنها نیست در فشار نیست، در ضیق نیست، در قصه نیست، در چه کنم چه نکنم نیست، می گوید دختر دارم شیر زن است یک پسر دارم مرد ماشاءالله کمکم می کند، خواهر برادری ها هم کاری نمی کنند اذیت می کنند شر می رسانند مشکلات درست می کند برای پدر و مادر، می بینی این یک بچه چقدر وفادار می ایستد در کنار پدر مادر، آنها را از سختی تنهایی نجات می دهد کمک می کند، به آن ها. شما ببینید، میلیاردها فرزند حضرت در حال تلف شدن و مردن هستند میلیاردها فرزند حضرت اصلا نمی فهمند. بابایی به اسم امام زمان دارند، یعنی یتیم می میرند، میلیون ها آن هم که مسلمان هستند اصلا نمی فهمند و به این نمی رسند که بابای خود را پیدا بکنند، که از یتیمی در آیند، در انوع، در وسط گرداب مشکلات فشارها جنگ، تباهی، گرسنگی، شکنجه، در سوریه را ببینید. در لبنان را نگاه کنید. در فلسطین را نگاه کنید، در افغانستان را نگاه کنید، در عراق ببینید، چه بروز شیعیان و غیر مسلمانان و غیر مسمانان در دنیا در حال کشته شدن هستند غافل هستند از اینکه پدری به اسم امام زمان دارند، چه مر حمی به دل حضرت هستیم ما الان کجا مودة داریم، کمک حضرت هستیم کمک به حضرت موده به حضرت چه بخشی از زندگی ما را محدود کرده، و سایه انداخته روی زندگی ما بگوید، الان چون در لشگر امام زمان هستم از پول خودم می گذرم. هزینه می کنم، این وقت را می گذارم یک مقدار کمتر می خوابم این تعطیل را می گذارم برای حضرت این این وقتم را می گذارم در کنار حضرت باشم. چون حضرت تنهاست سخت اش هست در فشار هست در تنگنااست نامردی ناجوان مردی بی وفایی است، بی عاطفگی، بی مهری است بی غیرتی من تنهایش بگذارم. این خیلی مهم است. بارها بارها بارها، من خواهش کردم از همه فرزندان عزیز امام زمان که یک سوال از خودشان کنند، که من چه خاصیتی دارم برای امام زمان؟ این خیلی مهم است، من الان دارم چه باری را از دوش حضرت برمی دارم، اصلا من بار هستم یا یارم، این خیلی مهم است این سوال. این سوال تکلیف دنیا و آخرت ما را روشن میکند. این گونه نیست که گذشت جواب نداد بی خیال شد از خودش سوال نکرد بهش توجه نکرد تمام می شود می رود پی کارش نه از تو سوال می کنند. مهم ترین سوال از پنجاه سوال قیامت همین سوال است. چهل نه سوال یک طرف این یک دانه سوال یک طرف که تو وقتی امامت می گوید هل من ناصر ینصرنی، کجا لشگر هستی تو اصلا درلشگر هستی در چادر حضرت رفتی حرکتی دارید خاصیتی برایش دارید کمکی برایش هستی یا نه اصلا هواست نیست همچنین پدری داری همچین امامی داری امامت در همچین وضعیتی دارد به سر می برد همه اش سرگرم مسائل زندگی خودت هستی، کم یا زیادهای خودم، کم زیادهای مادی گیاهی حیوانی و عقلی، همش چون درس است نمی رسم چون امتحان دارم نمی رسم چون دانشگاه دارم نمی سم چون هیچ چی همین گاهی وقت ما با پناه بردن به چیزهای مقدس از لشگر حضرت فرار می کنیم. خیلی بد است یک صورتهای مقدس را انتخاب می کنیم، بی دردسر، عافیت طلبانه ولی در چادر حضرت نیستیم در زمان جنگ مردمی داشتیم که دائما رد خانه شان هیئت بود اما هیچ کاری با جبهه و جنگ نداشتن به سخنران هم می گفتند از مسائل سیاسی جنگ، رزمنده، شهادت، نگو از حضرت رقیه بگو، شما از علی اکبر بخوان شما از فاطمه زهرا بخوان.
خاصیت چی بود؟ هیچ چی، شخص با پناه بردن به دعای کمیل و دعای توسل زیارت عاشورا چادر امام زمانش را ترک می کرد. لشگر اما زمانش را ترک می کرد الان هم هستند خیلی هم زیاد هستند از کسانی که ادای مرجعیت دارند و مرجع هم نیستند سواد مرجعیت هم ندارد شما بگیرید که جیره خوره آمریکا اسرائیل دشمنان واقعا اسلام هستند و در نقش مرجعیت اجتهاد روحانیت تا سایر اقوام با صورت های مقدس اما کاملا آمریکایی و اسرائیلی، دیگر تو خودت حدیث مفصل بخوان از این مجمل، بگیر بیا پایین تر، در صورت های مقدسی که شیطان همه را بهشون تعلیم داده. دعوت می کند می گوید در این صورت های مقدس باشید، تا لشگر امام زمان را تضعیف کنید. این اتفاق دارد می افتد در کشور ما بیرون از کشور ما زیاد هست آدم هایی که نماهای مقدس دارند اما کاملا خودشان، پیروانشان، وطرفدارانشان، ضد امام زمان هستند. اسم امام زمان می آورند ولی در لشگر دشمن هستند. این سوال خیلی سوال مهمی است، من سالی چند بار از عزیزان خواهش می کنم ،چون شما را دوست دارم ،من یک بار رفتم جهنم اومدم باری این کار، بالاخره آدم باید بفهمد که کوتاهی در حق امام زمان یعنی چی؟ که بیرون چادر همش جهنم است می خواهی در مسجد باشی در هیت باشی در زیارت باشی در مکه ومدینه باشی، سر خودت را کلاه می گذاری، مثل خیلی ها که این کار را می کنند، کاروان می برند مکه و مدینه و سوریه، مشهد ،کاروان می برند، هیئت دارند، عزاداری دارند ولی بیرون چادر هست. همش هر جا بیرون چادر جهنم است، وقتی تو خذلان داری نسبت به امام زمانت ر هایش کردی کمکی به او نمیکنید. باری را از دوش برنمی داری خاصیتی برایش نداری همدردی نداری، باهاش هر جا باشد جهنم است چه در لباس مقدس چه در لباس کفر فرقی نمی کند، و تجربه تاریخ ثابت کرده آنها یی که در لباس مقدس تر هستند بسیار زشت تر وخطر ناک تر هستند، تا آنهایی که در لباس فسق کفر هستند زیارت در یک روایت داریم، اگر یک کسی زیارت می رود حق زیارت را ادا کند ،که راجع به حق زیارت توضیح می دهم، حالا می رسیم یک چند جلسه دیگر، حضرت می فرماید اگر حق زیارت را ادا کردید گناهان شما همه آمرزیده می شود دو حتما ما شفاعت می کنیم شما را سه حتما شما با ما خواهید بود در قیامت، اگر یک کسی برود زیارت امام رضا زیارت حضرت عبد العظیم زیارت حضرت معصومه چقدر لذت دارد، انسان یک زیارت درست برود با فدا کاری و وفا داری با ادای حق زیارت نه اینکه سلام سلام ما اومدیم زیارت شما حال شما خوب است خوب ما رفتیم، نه کاری ندارید وظیفه ای داریم چه کار دارید که ما انجام بدهیم، شما همین الان بروید به امام رضا بگویید سلام آقاجون کاری داری؟ بهت جواب می دهد به تو می گوید کار دارم شما بروالان مدینه قبر پیامبر برو نجف قبر امیر المومنین برو کربلا قبر امام حسین برو مشهد سر قبر هر کدام از امامان بروی با تو کار دارند، همشون هم همین را می گویند که خود را به چادر مهدی تنها برسان امامت تنهاست پدرت تنهاست فرزند ما تنهاست همه آنها همین را به تو می گویند، بدون استثناء، دعای ندبه را بخوانیم از قول امام صادق می فهمیم که از ما چی می خواهد شما زیارت حضرت زهرا می خواهی بروی حضرت زهرا از تو چی می خواهد خیلی شفاف است خیلی وا ضح است ،که از ما چی می خواهد، پس زیارت، آنجایی شما حق زیارت را ادا می کنی که به طرفی که رفتی زیارتش واقعا وفادار باشی این حرف هایی که من به شما می زنم از قاعده می زنم به شما ولی بعد روایت هایش و منابع، مستنداتش را به شما می گویم، می خوانم در این جلسه که حضرت شرط می کند وقتی می آید زیارت من به من وفادار باش، دیروز جایی من جلسه داشتم در مشهد در یکی از حوزه های علمیه طلبه ها بودند روحانیون بودند بعضی از اساتید بودند استاد ما آیت الله ممدوحی بود. خودشان آنجا مطرح شد این بحث الان خیلی ها زیارت می روند زیارت هم نمی توانند بروند. می گوید ما می رویم زیارت می افتیم به حرام از بس این خانم ها بد میگردند با حجاب بد می روند زیارت، بزک کرده آرایش کرده فوکول گذاشته لباس مبتذل لباس نامناسب می آید در کنار در ورودی آیا با خودش چادر می آورد یا نه یک چادر هم می گیرد سرش می کند افتضاح بعد می رود در حرم برمی گردد چادر را در می آورد می گذارد آنجا یا در کیفش برمی گردد هیچ تعهدی مسئولیتی، وفاداری، نسبت به آن کسی که دارد زیارتش می کند ندارد هیچ مساعدتی مودت هیچی ندارد همان است که همان است. این زیارت فقط این را پوست کلفت تر میکند برای زیارت و معصیت یک ثوابی بردم یک طلبی دارم من از این آقا حالا بروم گناه کنم. حضرت می گوید وقتی که می آیید شرط می گذارد برای ملاقات که این زیارت اگر با این شرایط باشدآن موقع است که اتفاهای فوق العاده می افتد. اصلا باورش سخت است که این خیر برکت زیارت ریخته یک فرد برود یک زیارت را درست انجام بدهد بیاید که حالا حدیثش را مفصل می خوانم که پیامبر به امیرالمومنین میگوید اگر یک کسی بیاید در حیات من یا بعد از مرگ من بیاید سر قبر من جالبه که این را می خواهم بخوانم از منابع اهل سنت است نه شیعه، که خود عزیزان اهل سنت آورده اند در کتاب هایشان که پیامبر نقل کرده که حالا این وهابیهای بی دین اصلا بوی از مسلمانی نبرده اند میگویند اینها شرک است، زیارت شرک است توسل شرک است چقدر ما آیه داریم درباره، امر ما به توسل چقدر خدا ما را امر به توسل کرده چقدر روایت درباره ملاقات زیارت خود عزیزان اهل سنت صدها روایت نقل کرده اند پیامبر به امیرالمومنین می فرماید اگر یک کسی بیاید زیارت قبر من یا قبر تو یا یکی از فرزندان تو انقدر پیامبر برای زیارت ملاقات سر قبر خاصیت ذکر کرده که نگو که حالا برای شما می خوانم بعدا ،ولی الان فعلا داریم استخوان بدی بحث مان را می بندیم چارچوب بندی میکنیم.این هم شد هدف پنجم که یکی از دلایل مهم زیارت، اعلام وفاداری و تجدید عهد میکنیم، با طرف مقابل ما وفاداریم تجدیدعهد میکنیم مطمئن باش ما پا کار هستیم سلم لمن سالمکم حرب لمن حاربکم و فمعکم معکم لامع غیرکم این ها تعهداتی است که در ملاقات داریم در زیارت است، من به هیچ وجه از در خانه شما از چادر خونه شما جای دیگر نمیروم دنیا با شما هستم آخرت با شما هستم این خیلی مهم است که یک نفر آنقدر خوش سلیقه بشود آنقدر خودش باشد انقدر خودش را شناخته باشد، که بفهمد لیاقتش کمتر از بودن با اهلبیت معیت با اهلبیت در دنیا و آخرت نیست. اگر یک کسی این را فهمید تکلیفش در همه جای دنیا روشن است، در ازدواج، در شوهرداری، در بچه داری، در کار اجتماعی، در کار هنری، در کار سیاسی، در کار اقتصادی، در کار فرهنگی در همه کارها تکلیف این آدم روشن است. من با چه قیدی این کار را انجام می دهم با چه قیدی با این قید که معیت با اهلبیت در دنیا آخرت داشته باشم، پس من یک طوری ازدواج می کنم، شوهرداری می کنم، یک طوری زن داری می کنم، یک جوری بچه داری میکنم، یک طوری کارهای اجتماعی، سیاسی، هنری، فرهنگی دارم، که از توی چادر بیرون نروم، از لشکر بیرون نروم دورشوی، دور شوی به قول مادرمان فاطمه زهرا فرمود: موقعی که شما دور می شوید از ما بعضی هایتان که می خواهم در قیامت پیدا یتان کنم، نجات بدهم شما را سی صد هزار سال طول می کشد، دقت کنید کلمه را سی صد هزار سال یعنی شخص در زندگی دنیوی اش سی صد هزار سال فاصله گرفته از حضرت زهرا، اصلا نباید شخص از اهلبیت دور شود، هر کاری می خواهد بکند قیداش باشد که فمعکم معکم لاغیرکم، من با کس دیگری نیستم اصلا من با هیچ کس در دنیا کاری ندارم غیر از شما من فقط و فقط می خواهم در چادر شما در خانه شما هم درجه شما هم مقام شما باشم، دنیا و آخرت، این عشق می خواهد این دلدادگی می خواهد این معرفت می خواهد این مودت می خواهد که یک کسی داشته باشد. یک کسی است به نام سوبان، غلام پیغمبر، پیامبر آزادش کرده در راه خدا، خیلی صحنه صحنه ی قشنگی است. پیامبر می بیند، می گوید چی شده تو چرا آنقدر لاغر شدی چرا آنقدر رنگ پریده ای؟ می گوید مریض نیستم پیامبر میفرماید که پس چرا این شکلی شدی می گوید دور افتاده ام از شما دلتنگ شما شدم. این دوری من را میکشد بعد به پیامبر میگوید یا رسول الله داشتم فکر می کردم قصه گرفته من را این یک غلام میبینید چه خبره، چه عشقی، می گوید یا رسول الله من را قصه گرفته که چی، که من اگر فردا قیامت بشود بروم در بهشت سمعت انک مع النبیین، میگوید من شنیدم که تو مقامت بالاست با انبیاء محشور میشوی. راس انبیاء هستی من اگر در بهشت باشم مقام تو را که ندارم من چه کار کنم از دوری تو؟ امام سجاد هم دارد یک جمله ای دارد اه اه ان حیل بینی و بین محمد المصطفی (ص)، این آه را فقط کسی می فهمد که معرفت دارد. اه اگر بین من و پیامبر فاصله بیافتد، این می گوید که یا رسول الله من در بهشت چی کار کنم چه خاکی برسرم بریزم اگر تورا نبینم، این با ماها خیلی فرق دارد که در روند زندگی عادی هیچ دلتنگی نداریم برای پیامبر برای اهلبیت بیست سال سی سال چهل سال زندگی کردید. دلت برای پیامبر تا حالا تنگ شده یا نه؟ پیامبری که از نظر عاطفی آنقدر به ما نزدیک است که می گوید هرکس از شما مرد، هر مصیبتی به شما وارد شد شما غصه نخورید چون شما مصیبت بزرگ تر از این داشته اید آن این است که من را از دست دادید چقدر به ما نزدیک است پیامبر که این گونه حرف می زند ولی ما اصلاً نبود پیامبر را مصیبت نمی دانیم در دعای شنبه چه می گوییم میگوییم اصبنا بک یا حبیب قلوبنا، حیث انقطع عنا الوحی وحیث فقدناک، ای محبوب دلم مصیبت زده ام که وحی قطع شده که تو را از دست دادم، واقعا یک دلی که دلش تنگ نشود برای پیامبر، نه برای آخرتش، برای دنیا، دلش برای امام رضا تنگ نشود دلش برای امیرالمومنین تنگ نشود دلش برای اهلبیت تنگ نشود دلش برای امام زمان تنگ نشود، خیلی مریض است خیلی قساوت دارد باید حتما خودش را در مان کند، گولت نزند بگویی اوه من حالم خوب است من نماز می خوانم روزه می گیرم رعایت می کنم نه نه اگر کسی دلش برای خدا تنگ نشود برای خدا، دلتنگ خدا، خلوت با خدا خصوصی حرف زدن با خدا ، دلتنگ سجاده، دلتنگ حسینیه، دلتنگ مسجد، دلتنگ حرم، دلتنگ تسبیح، دلتنگ تکیه، عزاداری، هیئت نباشد، حتما مریض است. شک نداشته باشد حتما گناه قلبش را کدر کرده نشان نمی دهد دردش نمی آید. بدترین سرطان ها وبیماری ها این هاست دیگر، که انسان مریض بشود درد نداشته باشد مریضی هایی که درد دارد آدم می فهمد زود می رود دکتر دوا می کند مریضی که درد نداشته باشد کشنده است شخص یک دفعه میبیند تمام شد سرطان گرفت. من یادم است در سرطان خودم داشتم ورزش می کردم، قشنگ یادم است در وسط ورزش همان حالت عادی داشتم ورزش می کردم، یک دفعه دیدم این گردنم سفت شد، رفتم ایستادم جلوی آیینه دیدم این تومور سرطانی من که اصلا تا چند لحظه پیش خبری ازش نبود یک دفعه این تومور از بدن رفت در گلوی من بعد اومد رفت بیرون چند ثانیه وسط ورزش، این چی شد این از کجا آمد یک دفعه باد کرد آمد بالا گفتم حالا یک ورمی یک چیزی است نه یک تومور سرطانی است، ولی مخفی مخفی، فکر کن وسط ورزش یک دفعه اومد بالا یک کسی که دلتنگ خدا اهل بیت، ائمه، حرم، زیارت، نماز، سجاده، نمی دونم دعای ندبه امام زمان نیست ، قطعا مر یضی اش مخفی است یک دفعه یک موقع می فهمد که مرده و رفته در برزخ و دیگر دیر است، این می گوید من الان قصه می خورم در بهشت چه کار کنم تو با پیامبرها هستی من چه کنم. مقام تو بالاست. من در هر جای بهشت باشم اگر تو را نبینم میمیرم، بعد یک جمله دیگر هم دارد به پیامبر می گوید اگر جهنمی باشم برای ابد از تو دور هستم، نشسته غصه می خرد این رنگ پریدگی و لاغری آورده برای این آدم. این دغدغه انسانی است که یک کسی باید برایش فکر کند و غصه بخورد فلانی بهم زنگ نزد به من گفته دوستت ندارم به من محل نگذاشته به من زنگ نزده نمی دانم. این جز دغدغه های حیوانی و زمینی است، که یکی دارد از شب تا صبح از صبح تا شب دو سال، ده سال، غصه می خورد که چرا آدم های کوچک به او محل نذاشتن حقت است خلایق هر چه لایق، لیاقت تو همین است. وقتی از عشق های بالاتر از خانواه آسمانی می گذری. خدا اسیر زمین میکند. تو بی محلی های زمین یک کسی آمد به امام صادق فرمود این عشق چیست که یک نفر عاشق یک نفر می شود باید برایش پستی ذلت بکشد هی التماس کند، اما طرف بهش محل نگزارد هی دور شود، هی باید غصه بخورد دور شود. امام صادق فرمود: کفاره بی محلی به خدا است. کفاره بی محلی به آسمان است. خدا دلداده یک زمینی ات می کند. حالا بدو بهش برسی. یک آقایی آمده بود پیش من، خدا یک فرزند خوب بهش داده بود بعد از چند ماهی آمد دیدم افسرده است گفتم چی شده چرا آنقدر افسرده ای گفت والله این دختر آنقدر دل از من برده، ترسم این است که اگر این یک طوری بشود من چه کار کنم، دوستش دارم میمیرم برایش هر باری که دستم را می گیرد، می گوید، نکند که یک موقع این از من جدا شود، خانم ها داریم می گویند شوهر من وقتی از خانه میرود. بیرون من هفتاد بار میمرم و زنده می شوم یا یک کسی برای زنش این گونه باشد نمیگوییم محبت بد است ولی این مریضی است. این مال این است که تو به خودت خیانت کردی در بخش آسمانیات، یک کسی دلدادگیهای آسمانی را از خودش می گیرد عشق ها و دلتنگی های آسمان را می گیرد. خودش را محروم می کند. از عشق ها ،لیاقتش این است که اسیر عشق های زمینی بشود ، له بشود تحقیر بشود ، پسر را دوست دارد می مرد برایش اما همین پسر بی محلی می کند، دخترش را دوست دارد میمیرد برایش اما این دختر به پدرش بی محلی می کند، راه نمی آید با پدر مادرش، همسرش بی وفامی شود، شوهرش بی وفامی شود، زنش بی وفا می شود، بابایش محل بهش نمی گذارد، مشکل داری له شدی از دست این آدم های زمینی؛ خیلی شفاف دارم حرف می زنم خیلی، به قول مداح ها دارم کشف می خوانم روضه را، خیلی کشف دارم می گویم. یک وقت دیدی داری له می شوی، داری داغون می شوی، به مرز سکته رسیدی مال این است که به خودت آسمانی ،خانواده آسمانی ات ظلم کردی، خیانت کردی عشق های بالا را از خودت گرفتی، حالا هی یک کسی در زمین، هیچ کارشم نمی توانی بکنی می گویی بچه ام است چی کارش کنم دخترم است پسرم است زنم است، شوهرم است داداشم است دارد دق می دهد من را دارد له می کند من را چه کارش کنم؟ خدا من را برای این جور له شدن ها نیافریده خدا من را برای این جور تحقیر شدنها نیافریده خدا به ما عشق داده، شور داده، لیاقت داده، قیمت داده، شرافت داده، دلدادگی داده، با شرافت خودت در دنیا زندگی کن، همیشه شاد همیشه در کنار دلبرهایت همیشه در کنار معشوق هات، همیشه در رفت آمد خانواده آسمانیت. اگر کسی این رفت آمد داشته باشد غصه ندارد. برویم سراغ بحث بعد برویم یا نرویم منتظر یک سوال هستم، سوال، سوال، ای بی انصاف ها، پیامبر چه گفت: سوال این غلام سوال شما نبوده؟ مشکل شما نبود؟ می گویید به من چه ها عاشق پیامبر، یکی عاشق کس دیگر است به من چه ها اینجوری است این موضوع اصلا ربطی به من ندارد. پیامبر این آیه را خواندچقدر قشنگ است: «و من یطع الله والرسول اولئک مع الذین انعم الله علیهم من النبیئن والصدیقین و الشهدا والصالحین»، یعنی خدا یک دفعه، پیامبر مانده چه بگوید به این، من چی بهش بگویم از چی بگویم، خدا برای یک آدم عاشق ثانیه نگذاشت معطل شود، جبرئیل آمد با یک خبر با یک دسته گل آمد پایین برای این آدم، این آیه این جا نازل شد که این ،این همه دل دادگی داشت رنگ پریدگی لاغری آیه فرستاده خدا اوه ،اوه، و من یطع الله والرسول فاولئک مع الذین انعم الله علیهم من النبیئن والصدیقین و الشهدا والصالحین وحسن اولئک رفیقا. هر کس خدا را اطاعت کند ورسول حتما با انبیا صدیقین شهدا وصالحین خواهد بود ، وحسن اولئک رفیقا ، قلقلک هم داده آخرش چه رفیق های خوبی هستند این ها، واقعا خیلی بدبخت است یک نفر که آرزوی معیت با این چهار گروه را نداشته باشد، خیلی بدبخت است یک نفر که سبک زندگی اش را با غیر از این چهار گروه هماهنگ کند. نماز که می خوانید یادتان باشد با دل شوره به خدا بگو اهدنا صراط مستقیم. خدایا من را راهنمایی کن به سمت راه راست. صراط الذین انعمت رسیدی به این جا دلت را ول کن در این آیه بگو خدایا راه کسانی که تو بهشون نعمت دادی من می خواهم با این ها بروم راه این ها سبک این ها زندگی این ها دنیا و آخرت می خواهم با این ها باشم. صراط الذین انعمت علیهم، انعمت علیهم برای این جناب غلام پیامبر معرفی کرده چهار گروه: انبیا صدیقین شهدا صالحین. حالا برو تو اینترنت خودت را بکش برو در تلگرام برو تو جاهای دیگه برودر ماهواره الگو بگیر از این و آن را برو پیش همسایه ، فلان ورزشکار ، فلان شاعر، فلان فوتبالیست، فلان هنرپیشه، برو سبک زندگی از این ها یاد بگیر سبک زندگی هر شخص لیاقت آن شخص را نشان می دهد، فهم هر شخص را نشان می دهد. گاهی وقت ها همت هر شخص را نشان می دهد شبیه هر شخص می خواهی بشوی بشو، ما این جا در تهران جامعه پزشکان مهدوی که داریم تمام کادر پزشکان ما آقایون که به کنار، خانم ها یعنی هر چی متخصصین جراح ها و متخصصین بزرگ پزشکی هستند، پرستارها، پیراپزشک ها؛ در حوزه سلامت کار می کنند جلسه که ما داریم مرتبا بیش از یک سال ماهی یک بار جلسه داریم بدون استثنا همه خانم های متدین و محجوب همه چادر دارند یعنی یک کسی بدون چادر ما نداریم، رفتیم یک شهری ،یک خانم دکتری که خودشان از پزشکان مطرح کشور بودند خودشان چادری بودند، گفت که من یک تعداد پزشک را جمع کردم پزشکان مهدوی این شهر را تشکیل دادیم گفتم خوب باشد برویم رفتیم دیدیم که همه خانم دکترها آقا دکترها خیلی کمتر بودند همه آن خانم دکترها یک چادری داریم همه بد حجاب هستند، نه این که مانتویی حجاب اسلامی باشند همه جامعه پزشک مهدوی ولی همه چی؟ همه بدحجاب همه فکل ها بیرون همه آرایش کرده این ها گفتم خدایا این ها جامعه، قاطی کردم، یک لحظه گفتم قرار است من چی بگویم برای این ها کلاس خانواده است؟ کلاس ازدواج است؟ بعد از آن خانم سوال کردم گفتم جلسه امروز اشتباه نشده ، این ها جامعه پزشکی مهدوی هستند گفت بله این ها جامعه پزشکی مهدوی هستند. گفتم خوب باشه خدایا ، توسل کردم به حضرت زهرا آنجا گفتم یا حضرت زهرا کمک کن ،فقط بتوانم حرف بزنم، این جا قاطی کردم الان نمی دونم چی بگویم، می خواهم راجع به حضرت مهدی بگویم برای این ها، جامعه پزشکی مهدوی ،مباحث فنی، حرفی علمی، جامعه پزشکی مهدوی خیلی قدرتمند است در تهران گفتم خدا به این ها چه بگویم، خلاصه به حضرت زهرا توسل کردم ایشون همیشه به داد ما می رسد بحث خوب از کار درآمد. همه هم خوششان آمد. گفتیم آقا هر کس می خواهد در چادر امام زمان باشد این فرم را امضاء کند همه هم آمدند نشستنداین فرم را امضا کردند. گفتیم داوطلبانه است. بعد گفتم من قول نمی دهم این جا بیایم در این شهر برای این کار. اگر شما می خواهید بیاید جامعه پزشکی باید بیایید تهران همه شما ماهی یک بار بیاید آنجا شاید من نتوانم بیایم اینجا همه ناراحت غصه خوردند، غور این ها که نه استاد باید حتما شهر ما بیاید ما می خواهیم در این جامعه باشیم چقدر اصرار فشار این ها ، دیدم این نماینده کلاس ایستاد وگفت استاد من یک سوال دارم گفتم بفرما گفت ما می خواهیم برای امام زمان کمک کنیم ولی یک شرط دارد،چیست گفت از ما حجاب نخواه. خیلی جالب بود گفت این جامعه پزشکان شرط اش حجاب هست یا نه؟ گفتم نه خوب خدا خیر تون بده خوب ما هستیم بعد این رئیس شان آمد در دفتر با آن صحبت کردم گفتم ببین تو ننگ می آید شبیه مادرت فاطمه زهرا باشی بداست شبیه مادرت باشی چرا این سبک را دوست نداری خودش گفت خوشم نمی آید گفتم چی مثلا شبیه مادرت ،اصلت ریشه ات حضرت زهرا است تو ننگ می آید شبیه این زن باشی یک مقدار در فکر رفت جوابی هم نداد. هر می خواهد قیامت آنجا باشد باید در دنیا معیت داشته باشد در دنیا، انقدر ساده است با پیامبر محشور شدن انقدر ساده است با حضرت زهرا محشور شدن می گوید آخرت با ما با ما هم درجه ما تا خدا خدایی می کند هم درجه ما باش در دنیا با ما باشید. این معیت است. چه مژده خوبی پیامبر داد قربون خدا بروم که چه قدر مهربون است، می گوید درست است پیامبر مقامش خاص است بالاست، انبیاء مقامشان خاص است بالااست امام ها آخ آخ امان، هیچ پدر مادری بدون بچه هایش در بهشت هم بهش خوش نمی گذرد، لذا پیامبر دلش در بهشت برای تک تک شما تنگ می شود، یک دانه از شما پیش او نباشید ناراحت می شود یک دانه از شما پیش حضرت زهرا نباشید ناراحت می شود ولو چند میلیارد بچه هایش پیش او باشند، غصه می خورد. پس مادرهایتان را غصه ندهید پدرهایتان را غصه ندهید یک کاری نکنید حضرت زهرا وقتی شما پیشش نیستید، غصه بخورد، عاطفه دارد دیگر، ماها بچه های سرتقی هستیم، بچه های شری هستیم، اذیت می کنیم خانواده آسمانی خودمان را، انقدر اذیت نکن، آنها که دوست دارند ما باآنها باشیم در مقام خودشان ما هم بخواهیم و تصمیم بگیریم، که با آنها زندگی کنیم ان شاءالله.
الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی محمد و اله الطا هرین