اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله طاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی برهمهی شما.@ بحثی را درباره این وجود نورانی و با برکت تقدیم کردیم و بخشی از زیارتنامهی ایشان را عرض کردیم.@
رسیدیم به این فقره که (اَلسَلامُ عَلَیکَ عَرَفَ اللهُ بَینَنا وَ بَینَکُم فِی الجَنَّۀ) خدا ما و شما را به هم معرّفی بکند در بهشت.@ ببینید قبلاً راجع به این توضیح دادیم آرزوها و دغدغههای یک انسان و همچنین غمها و غصههای یک انسان قیمت او را مشخص میکند. نوع غصههای هر انسان آن چیزهایی که برایش ناراحت میشود برایش گریه میکند اضطراب میگیردش یا شادی میگیرد خوشحال میشود جشن میگیرد احساس آرامش و شادی میکند.@ اینها نشان دهندهی شخصیت یک انسان است در این زیارتنامه بخش شادیها را الان فعلاً داریم کار میکنیم یعنی بخش آرزوها و امیدها و دغدغهها که در این امیدها و آرزوها قیمت میدهد به انسانها به زائر قیمت میدهد.@ و با بالا بردن سطح توقعات زائر سطح معرفت زائر سطح هوسها و امیدهایش دست او را میگیرد و مرتّب بالاتر میآورد و قیمتش را افزایش میدهد. میگوید اینطور چیزها را آرزومند باشید اینطور چیزها را واقعاً از صمیم قلب بخواهید.@ در اوّلین مرحله چه شد؟ (عَرَفَ الله بَینَنا وَ بَینَکُم فِی الجَنَّۀ) به حضرت عبدالعظیم را ما زیارت ایشان هم همین را عرض میکنیم خدا ما و شما را به هم معرّفی بکند در بهشت که این واقعاً از یک روح باشخصیّت یک روح بزرگ برمیآید که وقتی که به محضر حضرت فاطمهی معصومه میرسد این نوع خواسته را مطرح بکند.@ من و شما در بهشت معرّفی بشویم که در این رابطه مفصّل توضیح دادیم. الان دیگر در موردش توضیح نمیدهیم (وَ حَشَرَنا فی زُمرَتِکُم) خدا ما را در گروه شما محشور بکند. این هم یکی از آن دلبستگیهای زیبایی است که یک شیعه فوقالعاده میتواند در زندگی با او سرمستی بکند.@ آن این است که در زمرهی محمد و آل محمد باشد این هم معرفت میخواهد ببینید گاهی وقتها انسان خودش را با از نظر جامعشناسی در جامعههای گیاهی یا جامعههای حیوانی میبیند جامعههای گیاهی مثلاً گیاه گفتیم کمالاتش تغذیه رشد تولید مثل قدرت بدنی و زیبایی همراه با لطافت.@ آدمهایی که تمام عشق و افتخارشان این است که در خوشگلها هستند. در پولدارها هستند. در ورزشکارها هستند که قدرت بدنی دارند. یعنی وقتی به این میگویی این قیمتت را عمرت را سی سال چهل سال چیست؟ میگوید من یک در یک تیم مثلاً استانی، کشوری، بینالمللی هستم، ملی هستم.@ تمام افتخار این آدم این است که از نظر قدرت بدنی خودش را رسانده به یک جایی که در یک تیم ورزشی یک جایگاه پیدا کرده. این را دغدغه و معشوقهای گیاهی میگویند یا خوردن یا چیزهایی از این قبیل و بعد دلخوشیهایشان به این است که در این گروه هستند.@ بعداً هم که حالا مثلاً سنشان میرسد به سی سال سی و پنج سال چهل سال بعد از آن تیم بیایند بیرون خداحافظی کنند کلاًّ با این بازیها میروند جزء اسطورهها و جزء به تاریخ میپیوندند و با خیالات و تاریخ و خاطرههای گذشته همینجوری با عکسها خودشان را سرپا نگه میدارند.@ بعد هم که سنشان میرود بالاتر یک گروه پیشکسوت تشکیل میدهند. مثلاً قدیمیها و پیشکسوتهای هیئتی یک کلوپی چیزی همینطوری لاسهایی که میزنند قعدههایی که میکنند حرفهایی که میزنند پیرامون همان موضوع گیاهی هست پیر هم که میشوی میبینی باز این در همین حدّ هست یک امر گیاهی.@ بعضیها در یک کارهای خیالی هستند فرض بفرمایید که هنرپیشه بودند تئاتری بودند در رشتهی هنری کار کردهاند بخش خیال است در اینها گروه تشکیل میدهند و حزب تشکیل میدهند دسته تشکیل میدهند در زمرهی اینها هستند.@ با همینها هم تا آخرعمر یکطوری سرپا نگه میدارند هر چند سرپا که نگه میدارند نه به این معناست که شاد و آرام هستند شما در همین یکی دوهفتهی گذشته عرض کردم دو تا از هنرپیشهها معروف سینمای هالیوود هستند و اتّفاقاً هنرپیشههایی هستند که بسیار به دنیا امید از طریق بازیهایشان شادی قدرت آرامش تزریق کردند.@ یعنی هرکس بازیهای اینها را دیده اینطوری شده یکی از آنها که خودکشی کرد که اصلا آدم باورش نمیشود و حتّی اگر هم بشناسد طبیعت را باور میکند قوانین طبیعت و فطرت ولی یک کسی بگوید این که خیلی خوشبخت بوده این که در تمام دنیا این بازیگر را میشناختند.@ پولدار ثروتمند مشهور چهطور خودش را کشت بر اثر افسردگی یکی دیگر از آنها هم سه بار خودکشی کرده و به هرحال نجاتش دادند الان هم میگوید که من افسردگی شدید دارم بقیه هم همینطور.@ نه اینکه حالا بگویم دلخوشی دارند در این زمره هستند که خودشان را رساندهاند به اوج وستارهی این حرفه شدند در رشتههای خودشان اینها افسردگیهایشان سر جایشان هست پژمردگیهایشان غصههایشان سرجایشان است.@ بعضیها در وهمیها جمع میشوند گروههای وهمی گروهای حیوانی یا گروهای وهمی جمع میشوند به این گروهها که با علائق وهمی دور هم جمع میشوند یک دستهای حزبی چیزی را تشکیل میدهند امّا آن چیزی که اینها برایش جمع شدهاند یک مشت خیالات و توهمّات است.@ یا دستهجات مثلا فرض بفرمایید بخشهای حیوانی حالا یک گروهایی که کمالات حیوانی مثلا سیاستمدارها سفیرها وکیلها وزیرها اینها وهمی است دیگر مقام است دیگر مثلا مدیران مثلا جمع مدیران خودشان دلخوش هستند که اینها مدیران جمع میشوند دستهای را تشکیل میدهند گروهی تشکیل میدهند.@ سابقهدارها با این ریاستهایی که داشتند و دارند و اینها یکطوری سر خودشان را گرم میکنند چون مدیریت گفتیم جزء کمالات چیست مقام کمالات حیوانی است یا مثلاً بخشهای مثلا خانوادگی در این بخشها یک دستهای گروهی چیزی تشکیل میدهند انجمنی تشکیل میدهند سر خودشان را در این نگه میدارند.@ یک دسته هم در انجمنهای عقلی شرکت میکنند مثلا مهندسها پزشکها فیلسوفها ریاضیدانها فیزیکدانها شیمیدانها اینها انجمنهای عقلی هستند انجمنهای علمی و عقلی هستند که اینها نورانیت دارد و ارزش دارد بالاخره در مقام خودش امّا اینها هیچ کدام نمیتواند انسان را شاد و آرام نگه دارد.@ آن که خیلی میتواند مهمّ هست بخش فوق عقلانی بخش انسانی است انجمنهایی که گروههایی که مربوط به بخش انسانی هست لذا خدا فقط این چهار گروه را به ما معرفی میکند در قرآن که عضو این چهار گروه باشید و راه این چهار گروه را بروید در نماز هم فقط ما این گروهها را میخواهیم انبیاء صدیقین شهداء و صالحین.@ اینها گروههایی هستند که به اینها میگوییم گروههای انسانی که عضویت در گروههای انسانی مجاهدین صدیقین شهداء صالحین در دستهجات اینطوری در زمرهی اینها یک کسی که واقعاً فعالیت بخش فوق عقلانی دارد عقلش فعّال است.@ این شخص تمام دلخوشیاش به این است که اگر دارد زندگی میکند من بیست سال نماز خواندهام از خدا خواستم خدا مرا دراین گروه قرار بدهد در این گروه در گروههای دیگر میخواهم باشم عیبی ندارد میخواهد ورزشکار است بچه حزباللهی تیم ورزشی هم دارد هیچ اشکالی ندارد.@ اوّل از گروه از این چهار گروه میآید میرود در گروههای پایین قرار میگیرد میگوید من اوّل در یکی از این گروهها ثبت نام میکنم یعنی در بخش انسانی گروه دارم دسته دارم زمره دارم حزب دارم در حزب خدا هستم اوّل در این حزبها هست.@ بعد حالا بله یک فعالیت حیوانی هم دارد یک فعالیت عقلانی دارد یک فعالیتهای طبیعی و گیاهی دارد برای آنها هم دسته و حزب تشکیل میدهد آنها هم خیلی خوب است ثواب هم دارد عبادت هم هست هیچ اشکالی ندارد.@ ولی به تنهایی اگر آنها باشد و عضویّت در حزبهای انسانی نباشد آن فقط در حدّ همان کمال گیاهی ثواب دارد و ارزش دارد در حدّ کمالات حیوانی ثواب دارد و در حدّ کمالات عقلانی ثواب دارد و ارزش دارد ولی به مقام انسانی نمیرسد.@ لذا این خیلی مهمّ است که انسان اوّلین کاری که میکند به عنوان یک مؤمن و یا یک انسان اوّل دستهی انسانی خودش را مشخص کند ببیند من عضو کدام گروه هستم من الان عضو چه دستهای از افراد هستم عزیزانی هستند که اخلاص دارند مثلاً میگویند ما در مداحها هستیم.@ ما در شاعرهای اهل بیت ما در شاعرهای آیینی هستیم ما در مجاهدین مبارز هستیم ما در خادمان امام حسین هستیم ما در خادمان امام رضا هستیم اینها دستهجات انسانی است چون با سلاطین آخرت شما در حزب خدا هستید.@ (اللهم اجعلنی من جندک و عند جندک هما غالبون واجعلنی من حزبک فان حزبک هم المفلحون و اجلعنی من اولیائک) جامعهی انسانیتان را باید اوّل مشخص کنید شما جامعهشناسی که در دانشگاه میخوانید جامعهای که به شما معرفی است یک جامعهی هست در حدّ گیاهان و حیوانات نهایتاً جامعهی عقلانی به شما میگوید.@ مثلا میگوید جامعهی مهندسین پزشکان طراحها به هرحال اینهایی که درسهای دانشگاهی است امّا جامعهی انسانی به شما معرفی نمیکنند در جامعهشناسی دانشگاهی به شما جامعهی انسانی معرفی نمیکند که من آقا به عنوان یک انسان و فوق عقل در کدام جامعه باید ثبتنام بکنم.@ لذا وقتی شما میآیید که به زیارت میرسید به زیارت هم به شما پیشنهاد میدهد ببینید یک باب جدیدی از مسائل جامعشناسی روانشناسی را روی شما باز میکند میگوید به حضرت معصومه این را بگو به حضرت عبدالعظیم این را بگو به اهل بیت این را بگو که خدایا من را در زمرهی شما قرار بده خدایا من را در زمرهی اینها قرار بده.@ وداعی که میکنید با امام رضا چقدر قشنگ است این وداع گفتم هروقت میروید انشاءالله زیارت امام رضا وداع مخصوص وداع دارد ولی این وداعی که عرض میکنم را حتما بخوانید وداعی که بعد از دعای عالیۀ المضامین هست.@ عالیۀ المضامین را هر روز یک مرتبه در حرمها میخوانید حرم معصومین ولی در آخر که میخواهید بیایید بیرون وداع بعد از عالیۀ المضامین به امام رضا چه میگویی میخواهی بیایی بیرون میگویی(اجعلونی) خیلی زیباست دلم میخواهد یک بار این وداع را برایتان بخوانم حرفهای خیلی قشنگی دارد.اوّل ببین چقدر جالب است به امام رضا میگویی(اَرضاکُم عَنّّی).@ ای امام رضا من از خدا میخواهم خدا دل شما را نرم کند به سمت من خدا شما را از من راضی بکند معمولاً عوام فکر میکنند ما اگر بخواهیم برویم پیش خدا از کجا باید برویم ائمه مهربانترند باید به ائمه توسل کنیم و برسیم به خدا خدا میگوید اینها وسیله هستند درست هم هست از اینها باید به سمت من بیایید.@ ولی از سمت اینها که میآیید با قواعد علمیشان بیایید اطاعتشان بکنید فرمولها را از اینها یاد بگیرید اینها وسیلهای هستند برای اینکه شما تمرینهایتان را از اینها یاد بگیرید ولی فکر نکنید ائمه و پیغمبرمهربانتر از من هستند نه لذا میگوید(اَرضاکُم عَنّی اَللّهُمَّ شَفِّع صاحِبَ هذَا القَبر فیهِ).@ خدا این کاری کن صاحب این قبر بیاید شفیع من بشود تو خودت یک کاری بکن ای خدا خیلی عجیب است قربان این خدا بروم بالا بروی پایین بیایی در آغوش خودش هستی باید در خانهی خودش را بزنی خیلی مهمّ است بعد چه بگویی(اَرضاکُم عنّی) خدا شما را از من راضی کند.@ بعد میآیی به خود امام میگویی(اِجعَلونی مِن هَمِّکُم) آقا به من خوب فکر کنید من جزء از اینها نباشم که حاشیهی ذهنتان باشم همّ یعنی آنجایی که خیلی اهمیّت دارد این کلمه را به کار میبرند.@ میگوید آقا به من اهمیّت بده ای امام رضا تو به من اهمیّت بده نه تو همهتان به من اهمیّت بدهید این کلمات شما کجا پیدا میکنید اینطوری حرف زدن با معصوم آقا بایستیم جلوی این چهارده معصوم بخصوص که قبلش هم شما جامعهی کبیره را خواندید و عالیۀ المضامین را خواندید خیلی میچسبد.@ جزء آخر میگوید آقا ما داریم میرویم هوای ما را داشته باشید این(اجعلونی من همکم) یعنی هوای ما را داشته باشید فراموشم نکنید قواعدش را هم قبلا گفتم چهطور است(اجعلونی من همکم) چه کار کنیم ائمه یکسره ما در ذهنشان باشیم.@ ما چه کار کنیم در ذهن امام زمان باشیم ما چه کار کنیم خدا مرتّب به ما توجّه ویژه داشته باشد چه کار کنیم اهل بیت خدا هروقت بساطی مراسمی بزمی می مطربی باشد اسم ما را اوّل بنویسند این خیلی مهمّ است حضرت میگوید که(اجعلونی من همکم) اینجا را نگاه بکنید(وَ صیِّرونی فی حِزبِکُم) ما را در حزبتان بگذارید.@ صیّر با صاد است صیرورت است یعنی خدایا ای امام رضا یک تحولی در من ایجاد بکنید که من از همهی این دستهجات و حزبها کنده بشوم بیایم واقعاً بروم در حزب خودشان وقتی میگوید صیّرونی یعنی ثبتنام رسمی نیست که از فردا بگوید آقا من طرفدار فلان جناح هستم میروم فلان جناح ثبتنام کنم.@ آنها اصلا کاری به قابلیّتها و تواناییهای من ندارند بیا در عضو ما ثبتنام کن اصلاً هیچچیزی نیست(صیرونی فی حزبکم) یعنی کسی که میخواهد برود در حزب ائمه یک شایستگیها و لیاقتهایی میخواهد که باید یک تحوّل روحی پیدا بکند تا اهل بیت او را عضو خودشان ثبتنام بکنند.@ این ثبتنام تا کجاست؟ از یک عضویّت ساده است تا آنجا که میگوید(السلمان منا اهل البیت ابوذر منا اهل البیت) ما راجع به تعداد زیادی از اصحاب ائمه این جمله را داریم فقط برای سلمان و ابوذر نیستیم امام صادق در مورد چندین ازاصحاب خودش فرمود(منا اهل البیت).@ اهل بیت یک اذن عام دادن برای کسانی که دلشان میخواهد از اهل بیت باشند انقدر این اذن عامّ است که به شما میگویید(ان یجعلنی معکم فی الدنیا و الاخره) (ان یبلغنی المقام المحمود لکم عند الله) انقدر باز است در رحمت.@ (صیرونی فی حزبکم) یعنی یک تحوّلی در من ایجاد بکنید که اهل بیت امام رضا امام حسین امام حسن امام مجتبی امام زمان بگویند این در دستهی ماست و این خیلی کیف دارد بخصوص از نظر شخصیتی و انسانشناسی و روانشناسی این حس در دنیا که من جزء این حزبها هستم باعث میشود من به هیچ وجه گدای کسی نباشم.@ به هیچ وجه احساس بیشخصیتی احساس باختن نکنم احساس نکنم اگر در حزبهای گیاهی یا حزبهای حیوانی یا حزبهای عقلانی اگر عضو نیستم پس حتماً یک آدم بدبخت بیچارهای هستم عقده بکنم.@ ما چقدر آدم داشتیم حرکتهای اولیشان اهل بیت آنها را پذیرفتند به عنوان عضو حزبشان امّا اینها چون عقدههای بخش گیاهی یا بخش حیوانی داشتند عضویت از خانوادهی اهل بیت را خط زدند درآمدند رفتند عضو حزب دیگر شدند.@ طرف با فاطمهی زهرا انس دارد با امام زمان عضو دارد با اهل بیت انس دارد میرود دانشگاه میبیند تمام انساش از بین رفت چی شد؟ میگوید اهل بیت برای من بیگانه هستند.@ من قبلاً خیلی با فاطمهی زهرا با حضرت معصومه با حضرت زهرا با امام زمان صفا میکردم ولی از وقتی که رفتم دانشگاه پس تو حزبت را عوض کردی حزبت را عوض کردی دیگر با آنها حال نمیکنی.@ با آنها با تیپهای دانشگاهی میپری با دکتر مهندسها میپری با اینها صفا میکنی میگوید من خیلی من خیلی علاقه داشتم به اهل بیت از وقتی رفتم باشگاه افتادم در حزب و ورزش حرفهای دیگر اصلا یادم رفته توسل و اهل بیت و پس تو حزبت را از یک حزب انسانی سقوط دادی به یک حزب گیاهی.@ میگوید من مجرّد بودم خیلی معنویّت داشتم از وقتی ازدواج کردم اصلا همه چیز در درونم مرده بچه دورم را گرفته شوهر دورم را گرفته زن دورم را گرفته اصلا دلمردهی دلمرده هستم آن حسّها را اصلا دیگر اوجها را ندارم.@ نه آن نماز شبها را دارم نه آن سحرها را دارم نه آن پروازها را دارم نه آن خوابها را دارم در مجرّدی خیلی تو عضو خوبی بودی ولی حواست نبودی یک دانه حرکت حیوانی به نام ازدواج باید انسانیاش میکردی این را اوّل وبا نگاه انسانی ازدواج را انجام میدادی که آسیب به تو نرسد.@ ولی نه همچنین دل دادهای به شوهر همچنین دل دادهای به زن وبچه که اصلاً از آن حزب خارج شدی الان قساوت قلب گرفته بیحسّ و حال هستی نه از نماز لذّت میبری واحساس شوری داری نه احساس افتخار و آبرویی داری و نه از آن همه زیارت رفتنها.@ باز هم آنجا که میروی با عزاداری بخشهای حیوانی گیاهیات هستی پس این اصلا به درد نمیخورد افتخار یک شیعه این است که وقتی در آیه به ما میگوید زیارت این است که تمام لذّتت تمام عشقت تمام کیفت تمام افتخارت این است که من اگر بیست سالم است سی سالم است پانزده سالم است چهل سالم است من اگر الان هرجایی هستم در حزب اینها هستم خدا مرا در این حزب نگه دارد.@ حالا میرسیم پایین خیلی غوغا کرده دراین زیارتنامه من در این بمانم در این حزب از این حزب خارج نشوم بیرونم نکنند از این حزب اگر قرار است محشور شوم روزی که امتیاز میخواهند بدهند به آدمها به بعضیها امتیاز چه میدهند قرآن میگوید دیگر امتیاز جمادی میدهند میگویند شما فقط به اندازهی جمادات هستید.@ ( وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ) با سنگها میاندازند در جهنّم میشوند سوخت جنهّم آدم با سنگ هردویشان میسوزند میشوند سوخت جهنّم بعضیها میگوید شما از سنگ هم پستتر هستید امتیاز اینطوری میدهند بعضی(أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ) بلکه بدتر از حیوانات است.@ انعام هم باشد باز خوب است مثل یک گاو مثل یک خر مثل یک شتر آنها میروند بهشت آنها بالاخره یک سری از آنها نجات پیدا میکنند.@ میبینید این نه بهشت هم راه پیدا نمیکند یک عدّه هم که شیاطین هستند دستهبندی میشوند جزء کسانی که فقط در دیگران تحریک و انحراف ایجاد کردهاند دیگران را وسوسه کردهاند به گناه و معصیت و غفلت مادر بوده پدر بوده همسر بوده همه در خانوادهی خودش غفلت ایجاد کرده.@ محل کار بوده غفلت ایجاد کرده مدیر بوده زیر دستهایش را غافل کرده نمیدانم همینطور وزیر بوده رئیس جمهور بوده هرکه بوده همهی مجموعهی خودش را به غفلت کشانده از مظاهر شیطان یک ماهواره میخرد میگذارد خانه تمام اهل خانه منحرف میشوند این شیطان میشود.@ یک سفر بیجای خارجی برمیدارد خانواده را میبرد میبیند همه دربوداغون میشوند چیزی از آنها باقی نمیماند همه آلوده میشوند یک عدّه را فقط به عنوان انسان محشور میشود.@ همه شکل و شمایل انسان دارند وقتی وارد برزخ میشوند یا محشور میشوند روز قیامت اینها قیافهها همه انسانی همه نورانی و نه تنها انسانیاند و نورانیاند بلکه در حزب محمد و آل محمد هستند.@ خیلی این جمله مهمّ است این جای حساسی است اگر این کلمه را آدم بشنود و حساسیّتش تحریک نشود معلوم است هنوز نمیفهمد دارد چه میخواند(وَحَشَرَنا فی زُمرَتِکُم) خانم معصومه ای فاطمهی معصومه خدا من را من را با شما محشور کند.@ چه شود یک کسی با حضرت معصومه محشور شود یک کسی با حضرت عبدالعظیم محشور شود یک کسی با اهل بیت محشور شود چه شود چه افتخار است در قیامت واویلا و وانفسا یک کسی به او بگوید آقا شما بفرمایید اینجا جایتان است چه میشود حشرش یک داستان دارد رفتنش هم یک داستان دیگری دارد.@ حالا برو در بهشتش هم یک داستان دیگر دارد همهاش خیلی قشنگ است(وَ اَورَدَنا حَوضَ نَبیِّکُم) حالا محشور شدید چهکارتان میکنند میگویند تشریف بیاورید کنار حوض پیغمبر کوثر اینجا بیایید.@ محشور شدی حالا در این دسته اوّل دستهبندی میکنیم حشر بعد ورود به حوض دارید شما(وَ اَورَدَنا حَوضَ نَبیِّکُم) ما را بیاورند وارد حوض پیغمبر بکنند تصوّر کنید صحنه چقدر این خیالانگیز است این خیالها را بکنید دائما اگر این خیالها را نکنید ذهنهایتان پوسیده میشود گند میگیرد ذهن را دل واقعاً غمگین و پوچی میشود.@ دل واقعاً غمگین و فرسوده میشود مرتّب در طول روز چند بار این مسیر را بروید مسیر حشر مسیر محشور شدن مسیر حرکت به سمت حوض مگر اینها آیندهی ما نیست انشاءالله یک کسی که به یک آیندهی عشق دارد سالها با او عشقبازی میکند تا به او برسد.@ اگر اینها در خیال ما نمیآید یعنی هنوز جزء باورهایمان نشده چطور میخواهید دکتر شوید بیست سال جلوتر با او خیال بازی میکنید عشق بازی میکنید میخواهی ورزشکار بشوی.@ میخواهی شوهر بکنی میخواهی زن بگیری میخواهی بچهدار بشوی هنوز بارداری صورت نگرفته چقدر تو خیالت برای این بچه صفا میکنی با این بارداری و بچه و شیردادن و میخواهد ازدواج بکند شش ماه جلوتر همهاش در خیالش هست.@ چطور میشود آدم بخواهد وارد برزخ بشود با اهل بیت با چهارده معصوم مرتّب خیالپردازی نکند خیالی که نمیرود به سمت این چیزها یعنی مردهگی دارد یعنی آلودگی دارد یعنی گندیدگی دارد یعنی هنوز با گناه بیشتر مأنوس است در خیالها تا اینها.@ ولی یک کسی که شب میخواهد بخوابد همهاش خواب برزخ را میبیند و خواب ورود و خواب حشر و خواب وفات و خواب لحظهی قشنگی که عزرائیل(ع) میآید و مرتّب برو داخل این با این خیال کار کن.@ ما خیلی صحنههای شگفتانگیز و بزرگی سر راه زندگیمان داریم چهطور است که ما مینشینیم مرتّب خیال منفی و آلوده و کوچک و زشت و پلید میکنیم اصلا نمیتوانیم خیالهای خوب بکنیم وقتی این طائر خیال تو به آنجا نمیرسد این پرندهی خیال تو به آنجا نمیرسد یعنی بالت شکسته است.@ این پرواز نمیتواند بکند یعنی هوس آنجا را ندارد چقدر قشنگ گفتند هرکه دارد هوس کرب و بلا بسم الله این قشنگ است حالا وارد حوض شدید چه اتفاق قشنگی میشود وارد حوض میشوید بعدش(وَ سَقانا بَکَأسِ جَدِّکُم) از آن جام پیغمبر جام نبوی خدا به ما بنوشاند.@ امّا چهطور؟ دست خدا چیست؟ چون خدا باید بنوشد خدا باید این آب را بردارد با آن کس بگذارد دهان تو میگوید: (بِیَدِ عَلیِّ بنِ اَبی طالب) با دست امیرالمؤمنین یدالله در دهان ما بگذارد.@ امیرالمؤمنین صاحب کوثر مدیر کوثر رئیس کوثر پخشکنندهی این آب نبوی از دست امیرالمؤمنین از دست ولای امیرالمؤمنین(ع) خدا رحمت کند مرحومه علامهی امینی را همهی کسانی که عاشق امیرالمؤمنین هستند میبینید چه اتّفاقی میافتد آنهایی که عشق دارند امیرالمؤمنین کس را کنار میگذارد.@ چهطور میدهند میگوید دستش را میکند حضرت در کوثر با دست خودش میگوید ازاین بخور این(من ید علی ابن ابی طالب) یکبار با کأس است یکبار بیکأس است میگفت دیدم وقتی علامه وارد حوض شد دیده بود در خواب طرف گفت امیرالمؤمنین چنان تحویل گرفت علامه را هر که عاشق امیرالمؤمنین باشد امیرالمؤمنین عاشقش هست.@ به قول مرحومه ملا احمد نراقی هر که عاشق هست معشوق نیز هست آقا امیرالمؤمنین با دست خودش میگوید بیا بخور چقدر خوب اینها چه چیزهای جالبی برای ما دارند اینها امّا ما چقدر فاصله گرفتیم عادتاً میآییم یک چیزی میخوانیم و میرویم(من ید علی ابن ابی طالب).@ لحظهای را تصوّر کنید شما که شخص شما خودت کنار بدن مقدس وجود مقدس امیرالمؤمنین ایستادی چشم در چشمت نگاه میکند میگوید پسرم عزیزم بیا جلو و بعد به دهان شما آب کوثر میریزد یک خرده یک خرده فکر بکنید.@
ببین یک کم تصوّر کن یک خرده همچنین یک خرده فکر ببین شاید هم همینجا به تو میخوراند امیرالمؤمنین(ع) شاید هم بارها به دست مبارکش در دهان تو آبهای زیادی قرار داده و گذاشته یک کمی انسان فکر بکند.@ (صلوات الله علیکم) این صلوات الله علیکم خیلی عاشقانه است یعنی آدم درود را از ته دل میفرستد صلوات خدا بر شما باد ما از این کلمهها راحت رد نشویم ببینید یک مادر یک پدر وقتی یک مراسمی گرفتهاند مدرسهای جایی برای بچهشان میبینید که بیشتر از هرکس پدر و مادر کف میزنند.@ وقتی اعلام میکنند کف بزنید برای این پسر برای این بچه بیشتر از هرکس خانوادهاش خیلی با تعصّب کف میزنند اگرهم بگویند مثلا برای صلواتی آقا پسر یک صلوات بفرستید این خانوادهاش صدایشان از همه بلندتر است.@ تعلق خانوادگی یک کسی که تعلق به اهل بیت دارد صلوات شل نمیفرستد این برای بیمعرفتی است وقتی صلواتی میخواهد اعلام بکند در دنیا داد میزند با عشق صلوات میفرستد لذا خداوند صلوات بلند را خیلی دوست دارد.@ حضرت فرمود صدایتان را برای صلوات بر من بلند بکنید که نفاق را از دل میبرد نشود خدای نکرده وقتی میگویند برای بچهات صلوات بفرستید بلند صلوات بفرستید وقتی اسم خانوادهی آسمانیات میآید حوصله نکنی صدایت را بلند بکنی.@ من خیلی وقتها عزیزانی را میبینم که با اینکه این حرفها را زیاد شنیدهاند امّا حس ندارند که این صلوات را بلند بفرستند این خیلی بد است ذهن کجاست دل کجاست که نمیآید در وجودت که صلوات بزرگ همین صلواتی که عوام به این قشنگی درود بر این عوام سلام خدا بر این عوام و مردم باد انقدرعاشقانه صلوات میفرستند.@ همینطوری صلوات بفرستید حالا شما به حضرت معصومه چه میخواهید بگویید بعد از این همه مستی آدم یکدفعه بگوید(صلوات الله علیکم) صلوات خدا بر شما باد خب این چه میشود اگر شما از درون دلت یکدفعه آمد صلوات تولید کرد در دل شما نه که رسمی به اسم برسی و بگویی رسمی دلت یکدفعه اینطوری بکند.@ دلت هوس صلوات بکند دلت درود بخواهد چه برای خدا وقتی دلت هوس میکند که قربان صدقهی خدا بروی خیلی قیمت دارد که میگوید من الان صد دفعه بگویم سبحان الله یک صد دفعه بگویم الحمد لله یک صد دفعه بگویم لاالهالاالله بگویم یک هزار دفعه بگویم الله اکبر همچین دلم جانم حال بیاید روحم حال بیاید.@ مینشینم وقتی میگویم چه آنموقع که میخواهی یاد خانوادهی آسمانیات میافتی و دوست داری صلوات بفرستی علاّمه چه میگوید علاّمه در این الهینامهاش خیلی قشنگ است این یک تکّهاش خیلی زیباست میگوید خدایا به حق محمد و آل محمد بر ما عظیم است.@ این درودهایی که این درود رسمیهایی که اعلام میکنند آقا صلوات بفرست و اینها خوب است ثوابش هم دارد آن ثواب عظیم هم دارد امّا آن صلواتها هزارتا از آن صلواتها مثل یک صلواتی نیست که دلت میگوید.@ یعنی وقتی یاد مادرت فاطمهی زهرا میافتی یاد حضرت معصومه میافتی یاد حضرت عبدالعظیم میافتی یاد اینها میافتی دلت بخواهد صلوات بخواهد بفرستید وقتی میروی به رختخواب سرت را میگذاری روی بالش دلت بخواهد که دیگر غیر از این حرفی نزنی.@ اصلا وقتی در یک اتوبوسی در یک جایی خلوت هستید در این خلوت دوست نداری غیر از اهل بیت کس دیگری باشند خیلی قیمت دارد صلواتهایی که از دل خود آدم درمیآید خیلی ارزش دارد(اَسئَلُ الله اَن یُریَنا فیکُمُ السُرورُ وَ الفَرج).@ این دیگر رفت روی تعصّب حزبی و گروهی و زمرهای و تعصّبات فوقالعادهی انسانی تعصّبات انسانی برخلاف تعصّبات دیگر که شیطانی است و نفسانی این تعصّب انسان این غرور غرور عاشقانهی انسانی است.@ از روح رحمت انسانیت ناشی میشود که انسان به این تعصّب داشته باشد تعصّب به قول امام(س) کینهی مقدس و تعصّب مقدس نسبت به حق نسبت به حق تعالی انسان روی این بماند حقگرایی ناشی از حقگرایی نه تعصّب و غرور جاهلانه و نفسانی چه کسی این حرف را میزند.@ اوّل معنایش بکنم از خدا میخواهم ای خانم که به ما به ما نشان بدهد شادی و فرج شما را چه کسی میتواند اینطور حرف بزند یک کسی میتواند این حرف را خوب بزند که یاد حداقل الان که ما داریم حرف میزنیم یاد 1400 سال غصّهها و مصائب اهل بیت باشند.@ یعنی اینها سوزانده باشد او را چون یک آدمی که فاطمهی زهرا مادرش امیرالمؤمنین بابایش است وقتی برمیگردد عقب میبیند زجر و شکنجه و کشتار و فرق شکافتن و امیرالمؤمنین میگوید مرا شبانه و مخفی دفن کنید.@ مادرمان فاطمهی زهرا میگوید مرا شبانه دفن بکنید و مخفی پدرمان حضرت مجتبی جنازهاش را میخواهند بیاورند کنار پیغمبر دفن بکنند راهش نمیدهند هفتاد تیر به بدن حضرت میزنند پدرمان سیدالشهداء را یاد میکنیم.@ همهی آن مصائب کربلا به زینب نگاه میکنی به علی اصغر به علی اکبر به رقیه به همهی اینها به امام سجاد نگاه میکنی غصّههای نوجوانی این حضرت در کربلا و اسارتش و سی و پنج سال بعد دائم گریههای امام سجاد(ع) به امام باقر نگاه میکنی به آن مظلومیّت به شهادت رسید به امام صادق نگاه میکنی.@ امام کاظم همهشان را وقتی انسان نگاه میکند میبیند همهاش تاریخ پر از غصّه و مظلومیّت و شهادت و آن هم به شدیدترین و به فجیحترین وضع اینها به شهادت رسیدند لذا انسان وقتی در محضر فاطمهی معصومه میرسد سرور و فرج را میخواهد.@ این خیلی بد است که انسان برود خدمت عزیزی و حاضر باشد غصّهدار او را ببیند بالاخره اوّلین کاری که از یک شیعه از یک فرزند برمیآید این است که ما نسبت به پدر و مادر زمینیمان چهکار میکنیم نسبت به خانوادهمان چهطور هستیم تحمّل مصائبشان را نداریم برایمان سخت است.@ حضرت معصومه هم غمزده است لذا این خیلی مهم است که یک عضو یک گروه به رهبر یکی از رهبران گروه بگوید(اَسئَلُ الله اَن یُریَنا) من از خدا میخواهم به ما نشان بدهد خیلی قشنگ است(فیکُم) در وجود شما دربارهی شما در سرنوشت شما در حرکت شما نشان بدهد.@ (اَن یُریَنا فیکُمُ السُرور) شادی و فرج را ببینید دارد دستت را میگذارد در دست امام زمان که آقا حرکت کن برای شادی اهل بیت حرکت کن برای شاد کردن دل امام حرکت کن برای فرج امام زمان چون اهل بیت زمان شادیشان فقط زمان فرج است.@ خود امام زمان هم که 1180سال است تنهاست آواره است غریب است مظلوم است آدم یاد امام زمان هم میافتد غم دنیا وجودش را میگیرد همهی غم وجودش را میگیرد لذا شیعه داغ دارد در دلش ببینید این خواستهها چیست.@ خواستههای آخرتی را میگوید بعد آمده در خواستههای دنیایی چه میخواهی؟ میگویی این مصائب دیگر تمام بشود دیگر این آوارگی حضرت این غربت حضرت این مظلومیت حضرت این تنهایی حضرت دیگر تمام بشود(اَسئَلُ الله اَن یُریَنا فیکُمُ السُرورَ وَ الفَرَج) اینها غیرت است.@ اینها هدفگذاری یک جوان است هدفگذاری زندگی یک دانشجو است هدفگذاری زندگی یک طلبه است هدفگذاری یک مسئول سیاسی است خدا رحمت کند امام را(س) فرمود اگر مسئولین جمهوری اسلامی به فکر ایجاد حکومت جهانی حضرت نباشند خائن و خطرساز هستند ولو به مردم خدمت بکنند.@ هر خدمتی به مردم بکنند خدمت علمی اقتصادی و چه و چه و چه و چه امّا حواسشان به حکومت جهانی امام زمان نباشد خائن و خطرساز هستند انسان در همه جا باید دغدغهی امام زمان را داشته باشد.@ اگر هر خدمتی هم میکند برای این بکند که موانع ظهور اگر در هنر وارد میشود اگر در اقتصاد و تجارت و بازرگانی وارد میشود اگر کار دینی میکند ما انقدر افرادی داریم کار دینی میکند امّا بدون امام زمان.@ هیئت دارند بدون امام زمان تبلیغ دارند احکام میگویند عقاید میگویند اخلاقیّات دارند امّا تهاش یک سال بعد دو سال بعد سه سال بعد این شاگرد آخر دستش به امام زمان نمیرسد آشنایی به پدرش پیدا نمیکند این تبلیغ فایده ندارد.@ اگر کار سیاسی میکند این سیاست فقط زمانی ارزش دارد که بریزد به پای امام زمان هرکاری میخواهید بکنید بدون امام زمان نحس است بدون امام زمان نکبت است بدون امام زمان جهنّم است غایت فرج است انسان باید فقط به فرج فکر بکند و خودش را وقف امام زمان بکند ببرد در چادر حضرت تلاش بکند برای برطرف کردن موانع.@ خدا شاهد است کسی که دغدغههای اینطوری دارد اصلا شرمش میآید خجالت میکشد احساس فحشاء و منکرات و بیحیایی میکند دغدغهی دیگری داشته باشد واقعاً احساس میکند من چقدر لجن شدهام که به جای اینکه الان پدر آسمانیام دارد به من میگوید(هل من ناصر ینصرنی) من خودم را به چادر حضرت برسانم.@ الان باید جوانی من عمر من بچهداری من شوهرداری من زنداری من برای برطرف کردن موانع باشد من بنشینم غصّهی یک مشت چیزهای مزخرف را بخورم خیلی بیآبرویی است خیلی این فحشای بزرگی است انسان انقدر دل هرز داشته باشد که نتواند دلش را پیوند بدهد به امام زمان این دل انقدر هرز و هرزه باشد که برود سراغ چیزهای دیگر خیلی زشت است.@ خیلی بد است خیلی قباحت دارد این وقتی دل ما قفل نمیکند روی اهداف اهل بیت وقتی دل ما محکم نمیشود به حبل الله متین بسته نمیشود به این ریسمان خدا میبینید هزارتا هوس دیگر کنار امام زمان میآید سراغش وقت ما را استعداد ما را عمر ما را تلف میکند و فقط برای ما جهنم تولید میکند.@ این قسمت را هم بگویم دیگر تمام است(وَ اَن یَجمَعَنا وَ اِیّاکُم فی زُمرَةِ جَدِّکُم) ما و شما را جمع میکند همهی ما را من در گروه شما حضرت معصومه من در حزب تو حضرت معصومه من در حزب تو حضرت عبد العظیم جمع بشویم و همهی ما برویم در حزب چه کسی در زمرهی چه کسی ملحق بشویم به اهل بیت به پیغمبر.@ (وَ اَن یَجمَعَنا) جمعمان بکند خدا بهبه چه کلمات قشنگی جمعمان بکند خدا در گروه در زمرهی جد شما(ص) این تا اینجا از اینجا به بعد دغدغهها شروع میشود دلترسیها شروع میشود چون اگر اتفاق بیفتد آدم بدبخت شده یعنی اگر در زندگی انسان اتفاقات قشنگ نیفتد این دلدادگیها نیفتد خیلی انسان باخت میکند.@ لذا از این قسمت زیارت دیگر به بعد دلشورهها شروع میشود گفتیم قیمت انسان به دو چیز است خواهشهایش هوسهایش چیزهایی که با آنها شاد میشود آرزوهایش آرمانهایش و دغدغههایش و قسمت دیگری از ارزش انسان به نوع غصههای انسان است.@ به نوع غمها و ترسهای حضرت هست ما ترسهای حسی داریم ترسهای خیالی داریم ترسهای وهمی داریم ترسهای عقلی داریم و ترسهای فوق عقلی ترسهای جسمی و حسی داریم ترسهای گیاهی داریم ترسهای حیوانی داریم و ترسهای عقلی و فوق عقلی.@ پس نوع ترسهایت قیمتت را مشخص میکند ببینید در زندگی نوع دلشورههایت غصههایت چیزهایی که برایشان گریه میکنی غصه میکنی افسرده میشوی شاد میشوی چه چیزهایی است این خیلی تأیین کننده است در قیمت شما.@ لذا حضرت میآید اینجا یک آماری میدهد از غصههای قشنگ گرانقیمت غصههایی که هرکدامشان یک دنیا شادی برای انسان یک جاودانگی شادی برای انسان میآورد اگر انسان این غصهها را در دلش بپذیرد واقعاً مبارک است اگر انسان این غصهها را در دلش داشته باشد.@ که حالا فهرست قشنگی هست من انشاءالله این فهرست را میگذاریم برای یک نوبت دیگر که حالا ببینیم چه زمانی روزیمان میشود انشاءالله این زیارت را ما تمام بکنیم.@ چون فرمود هرکس با معرفت برود زیارت حضرت معصومه(وَجَبَت لَهُ الجَنَّۀ بهشت بر او واجب است حتماً(عارِفاً بِحَقِّها) بفهمد آمده نزد چه کسی قطعاً زیارت بهشت نصیباش میشود انشاءالله این را میگذاریم برای یک جلسهی دیگر که راجع به این دغدغهها سخن بگوییم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله طاهرین.@