جلسه 027 - شادی
شماره جلسه
27
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1397
ماه
1
روز
18
متن کامل (خام) ‌ جلسه 027 - شادی

شادی 1/2/1397

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@

بحثمان دربارۀ عوامل شادی بود، عوامل اعتقادی و اخلاقی را عرض کردیم، چند تا از عوامل معنوی باقی مانده، که ان‌شاءالله این را عرض کنیم می‌رویم سراغ ان‌شاءالله عوامل طبیعی مثل غذاها، رنگها، بوها، خوردنیها، کلاً چیزهایی که از نظر طبیعی می‌تواند ما را شاد بکند.@در عوامل طبیعی آخرین موضوعی که کار کردیم بعد از نماز و نماز شب می‌رسیم به موضوعی که خیلی به آن نزدیک هستیم، یعنی شکر خدا حالا فصلش هست هم ماه شعبان و هم ماه رمضان به نام روزه، قبل از اینکه بخواهیم راجع به روزه صحبت بکنیم یک فرمولی را من توضیح بدهم تا بعد متوجه بشویم چرا اینطور چیزها آدم را شاد می‌کند.@انسان قبل از اینکه دنیا بیاید بدن بگیرد، حالا یا بدن زنانه، یا بدن مردانه، یا بدن خنثی، کجا بوده روح انسان؟ پیش خدا، آنجا ما همه یک روح بودیم که همان مَثَل اعلی است، یعنی عالیترین نمونه از خداوند، شبیه‌ترین موجود به خدا، و نزدیکترین موجود به خدا.@ روح ما قبلاً این تجربه را دارد، همه آدم‌ها این تجربه را دارند، که ما یک زمانی نزدیکترین موجود به خدا و شبیه‌ترین موجود به خدا بودیم، این نزدیکترین و شبیه‌ترین یعنی اوج لذت و قدرت، چون مَثَل اعلی است خلیفة الله است، هر کاری بخواهد می‌تواند انجام بدهد، هر کاری که اراده کند همان کار را انجام می‌دهد.@ برای همین هم شما وقتی که ان‌شاءالله وارد بهشت شدید فرشته الهی که نامه خدا را می‌آورد برای شما خطاب نامه این است «مِنَ الْحَيِّ الْقَيُّومِ الَّذِي لا يَمُوتُ اِلَی الْحَيِّ الْقَيُّومِ الَّذِي لا يَمُوتُ» از زنده پایداری که هرگز نمی‌میرد به زنده پایداری که هرگز نمی‌میرد.@یعنی انسان به مقام خودش برگشته، به جایگاه خودش، مقام خلیفة اللهی خدا رسیده که در ادامه نامه خدا می‌فرماید «کُنْتُ اِذَا أَرَدْتُ شَیْئاً اَقُولُ لُهُ كُنْ فَیَكُون فَجَعَلْتُکَ الْیَوْم تَقُولوا لِشَّیء کُنْ فَیَکُون» من خدایی هستم که هر چه که اراده کنم همان خواهد شد. امروز تو هم مثل من خواهی شد که هر چه اراده کنی همان خواهد شد.@اصلاً هدف آمدن انسان به زمین و خلقت انسان این هست که به این بزرگی تحت حاکمیت و ربوبیت خداوند و رهبرانی به این بزرگی که همه مَثَل اعلی هستند یعنی معصومین (علیهم السّلام) انسان تربیت بشود، آماده بشود که به این مقام برسد، و در بازگشت یعنی معاد این وضعیت را داشته باشد.@قبلاً گفتیم معاد یعنی اینکه ما قبلاً یک جایی بودیم آمدیم، حالا برمی‌گردیم، معنا ندارد ما بگوییم ما معاد داریم اما رفت را نبینیم، ما اول یک جایی بودیم، آمدیم حالا می‌خواهیم برگردیم آنجایی که بودیم.@ بنابراین این وضعیت و حس را در نظر بگیرید، حالا ما وقتی که از آن قدرت بزرگ و لذت و شکوه بزرگ پایین آمدیم مرحله به مرحله قدرتمان کم شده، ضعیف شدیم، یعنی وقتی به جبروت آمدیم یک مقدار قدرتمان را از دست دادیم، به ملکوت آمدیم یک مقدار از دست دادیم.@به طبیعت آمدیم، عالم مُلک که رسیدیم اینجا دیگر گرفتار بدن شدیم در رحم مادر تا بعد متولد شدیم، تا بعد دوران طفلی را شروع کردیم در اوج ضعف هستیم، لذا انسان وقتی که در رحم مادر هست اول جماد است، بعد شروع می‌کند به رشد در رحم گیاه می‌شود، وقتی به دنیا می‌آید، حسهای حیوانی یواش یواش پیدا می‌کند.@غریزه دارد، مسائل جنسی دارد، ذهن که پیدا می‌کند، جنبه فرشته‌ای و عقلانیت هم یواش یواش در او می‌آید، اگر فهمید (لا اله الا الله) یعنی فهمید که معشوق اصلیش الله است، غایت اصلیش بینهایت است و خانه‌اش کجاست از کجا آمده این را فهمید انسان می‌شود.@حقیقت انسانی و باطن انسانی پیدا می‌کند، و حالا به عنوان یک انسان روی زمین زندگی می‌کند و حرکت می‌کند آنجا می‌رود، در کره زمین انسان به خاطر اینکه جنبه‌های جمادی، نیازهای جمادی، گیاهی، حیوانی دارد، و نیازهای علمی پیدا می‌کند، مجبور است یک سلسله درگیریها، رفتارها، روابط، انتخاب اینطور چیزها داشته باشد.@مثلاً انتخاب شغل، همسر، بچه‌داری، خانه‌داری، کار، خیلی چیزهای دیگر است که مربوط به جنبه انسانی ما نیست، کارهای اجتماعی، سیاسی، اینها هیچ کدام جنبه انسانی ما نیستند؛ انسان همان انسان است، در لایه آن درگیریها انسان یک روحی از خدا دارد، یک نوری دارد از اهل بیت و مَثَل اعلی که سر جای خودش هست، آن پاکی هست.@اگر شما می‌بینید در اربعین حدود نزدیک به 30 میلیون آدم از نزدیک به 90 کشور دنیا می‌آیند آن هم با ترکیب شیعه، سنی، مسیحی، یهودی، صائبی، زرتشتی، لائیک، اینها را یک روح واحد آنجا جمع می‌شود.@اینها اگر قرار باشد بنابر اختلافاتشان بیایند هیچ وقت آنجا جمع نمی‌شوند، بنابر اشتراکشان می‌آیند، اشتراک این همه آدم که یک جا جمع می‌شوند چیست؟ همه هم عشق یک نفر را دارند، به عشق یک آدم می‌آیند، به عشق انسان کامل و مَثَل اعلی که اصل خودشان است، ریشه خودشان است، پدرشان هست.@چون آنها به اسم امام حسین که نمی‌آیند بگویند این امام ماست، مسیحی که نمی‌‌گوید این امام من است، یهودی که نمی‌گوید این امام من است، صائبی که نمی‌گوید، پس چیست؟ پدرشان هست، یعنی همه ریشه‌اش به خاطر عشق به ریشه معنویشان که یک انسان کامل است، که مجسمه همه خوبیهاست.@ظهور همه زیباییها که قبلاً آنها در آن عالم همه را دیدند، همه آن حس قبلی آنها را به کربلا می‌کشاند و می‌‌آورد، همه آن عشق آنها را می‌آورد، چون عشق به خودشان است، حقیقت خودشان را اینجا می‌بینند، پس این را قبلاً توضیح دادیم منِ کامل شده امام حسین می‌شود.@برای همین هم شما وقتی زیارت عاشورا می‌خوانید از خدا می‌خواهید که برگردی پیش منِ خودت، می‌گویی «أسئله ان یبلغنی المقام المحمود لکم عند الله» من همین مقامی که شما دارید، می‌خواهم پیش خودم برگردم، می‌خواهم پیش خانواده خودم برگردم.@این پدر و مادر زمینی من که اصل من نیستند، این خانواده زمینی من که اصل من نیستند، من خانه‌ام یک جای دیگر است، وطنم یک جای دیگر است مال یک وطن دیگر هستم، مال زمین نیستم، از خدا می‌خواهم که من را پیش شما برگرداند، از این غربت، از این تاریکی، از این غمکده دنیا، من نجات پیدا بکنم.@من به جای خودم برگردم، وقتی می‌گوید من می‌خواهم مثل امام حسین بشوم، یعنی مقام من آنجاست، روح من آنجا را می‌طلبد، حالا روح این مسیحیها، یهودیها، هندوها، بودایی‌ها، لائیک‌ها، صائبی‌ها، زرتشتی‌ها، همین است، چون آن روح را دارد، همه می‌خواهند برگردند، یعنی عاشق آن وطن خودشان هستند.@یعنی می‌آیند اینجا سر قبر آدمی که حقیقت خودشان هست، ناخودآگاه هم می‌آیند، یعنی هیچ کس اینها را نه وادار می‌کند، نه مجبور می‌کند، کسی بیاید، می‌خواهند راهپیمایی بیاند، از 450 کیلومتر تا 80 کیلومتر راهپیمایی بلند بشوند بیایند، هر سال هم بیشتر می‌آیند.@پس همه ما آن حقیقت را داریم، حالا روی زمین وقتی یک چیزی کمک می‌کند که این پرده جمادی، گیاهی، حیوانی، ذهنی برداشته بشود، یک لحظه من با اصل خودم ارتباط بگیرم، مثل این هست که یک آدمی در یک فضای خیلی داغ، در یک حمام خیلی داغ دارد می‌سوزد، بعد یک لحظه در را برایش باز کنید، یک باد خنک به او می‌خورد چه حسی به او دست می‌دهد، آدم می‌شود، شاد می‌شود می‌گوید آخیش من همین را می‌خواهم.@لذا انسان وقتی که در زندگیش کارهایی می‌کند که در جنبه‌های جمادی، گیاهی، حیوانی، یا حتی عقلی بیشتر فرو می‌رود، حجم غصه‌هایش، گرفتاری‌هایش، افسردگی‌هایش بیشتر می‌شود، گفتیم در جهان دو گروه هستند که بیشترین خودکشی‌ها، افسردگی‌ها، پژمردگی‌ها، و بیماریهای جسمی و روحی را دارند.@کسانی که یا از آسایش بیشتری برخوردار هستند، یعنی رفاه بیشتر هر چقدر سطح آسایش بالا می‌رود، سطح آرامش کم می‌شود، و کسانی که از تحصیلات بالاتری برخوردارند، هر چقدر سطح تحصیلات بالا می‌رود، در کشور ما الان بالای 90% خودکشی‌هایمان تحصیلکرده‌ها هستند، همه جای دنیا همین است، آنطرف دنیا بدتر از اینجاست، ولی داستان این است.@بنابراین هر چیزی که ما را در یکی از این شأنها می‌آورد و ذهنمان را درگیر می‌کند، به جای اینکه احساس کنیم داریم خوشبخت می‌شویم، یواش یواش احساس می‌کنیم، اعصابمان بیشتر خورد می‌شود، قبلاً زن نداشتم خیلی راحت بودم، الان زن گرفتم فکر کردم خیلی راحت می‌شوم بدتر می‌شود.@قبلاً طرف شوهر نداشت، آن داستان مریم را که برایتان گفتم، که طرف رفته بود تیمارستان، می‌گفت رفتم تیمارستان دیدم که یک دیوانه شیدا هست که در اتاق نشسته عاشقانه و خیلی رمانتیک می‌گوید، مریم، مریم، مریم، همینطور مریم مریم می‌کرد، این داستانش واقعی است.@می‌گوید سؤال کردم این داستان چیست، گفتند این عاشق یک دختری بوده به اسم مریم به او ندادند دیوانه شده، گفت هیچی ما رفتیم بقیه دیوانه‌ها را هم دیدیم، آن آخر تیمارستان یک اتاقی بود مال زنجیریها بود، گفت یکی را دیدم آن زنجیری داد می‌زند مریم، خیلی ناجور و خیلی سخت، گفتم این چیه، گفتند آن مریم را به این دادند.@یعنی این دو توهم از آدم است وقتی نداری می‌گویی آه چیست، اگر من به این برسم (بی‌همگان به سر شود/ بی‌این به سر نمی‌شود) چند ماه بعد بگذرد می‌گوید اگر برگردی به عقب با همین شخص ازدواج می‌کنی؟ می‌گوید من غلط بکنم، من اگر به عقب برگردم عمراً با این ازدواج بکنم.@الان ما از پنج ازدواجمان در کشور چهارتایش پشیمانی است، یعنی همه می‌گویند ای کاش برمی‌گشتم همان موقع، این مربوط به ازدواج هم نیست، رشته هم همینطور است، شغل هم همینطور است، آدمها همینطور هستند.@یعنی هر چه شما می‌روی مال بیشتری به دست می‌آوری، آن موقع که یک حقوق بخور و نمیر داریم خیلی آرامتر و شاد هستیم این پول دائم زیاد می‌شود، می‌شود «المال مادة الشهوات» سطح گدایی روح تو زیادتر می‌شود، سطح وابستگی‌ها زیاد می‌شود، علاقه‌ات به اشیاء بیشتر می‌شود.@قبلاً مثل من یکی از این موبایل گازوئیل‌ها داشتی، مال من گازوئیل است پمپ بنزین ما بنزین نمی‌زنیم گازوئیل می‌زنیم، این راحت است اعصابت دیگر خورد نیست، همین را داری با آن تماس می‌گیری، ولی این را برمی‌‌داری یکی از این هوشمندها می‌گیری.@می‌بینی حرص و جوش، همینطوری صبح تا شب در رختخواب، آدمها را دیدید در دستشویی، همه جا، سر سفره، داستان اینطوری است، آدم را دیوانه می‌کند، یعنی یکسره این ذهن پخش می‌شود، سطح اضطراب بالا می‌رود، تحصیلات، طرف یک دیپلمی دارد.@حالا می‌خواهد برود کنکور، حرص و جوش کنکور، الان ما خیلی از سرطانهایمان مال کنکور است، خیلی از بیماریهای روحی و روانی مال کنکور است که از سطح دیپلم پایین آوردیم به سطح دبستان، بچه‌های ما وقتی به دیپلم و دانشگاه می‌رسند.@خیلی از آنها مشکلات روحی و روانی و بیماریهای قلبی و عروقی دارند، چون 7 ـ 8 ـ 9 سال، 10 سال دائماً استرس کنکور داشتند دیگر این بچه خُل شده، حالا بعد تازه دانشگاه می‌رود، داستان یک چیز دیگر شروع می‌شود، درس خواندن، و واحد، و ترم، بعد می‌گوید کارشناسی چیزی نیست، ارشد باید بخوانی، بعد تا دکترا می‌رسد می‌‌بینی که این همان جوکی که برایتان گفتم منصور بن موسی وارد دانشگاه می‌شود، نیم بوق بن پشم پانزده بیرون می‌آید یعنی هیچی دیگر از او نمی‌ماند.@اسمش هم هست آقای دکتر است، خانم دکتر است، آرامش برای آدم نمی‌آورد، هر چیزی که این چهار تا را زیاد بکند، یعنی جنبه جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی را سطح اضطراب، بیماری، غصه، غربت، تنهایی را برای ما بیشتر می‌کند.@یک کارهایی هست در طول سال، روز، هفته، آدم انجام می‌دهد، غیر از این چهار مورد است، آن، آن کارهایی هست که با این چهار تا کار ندارد تو این چهار تا را قال می‌گذاری یواشکی می‌روی یک سر به خانه‌ات می‌زنی، به معشوقت می‌‌زنی، یعنی به خدا، به اهل بیت.@ شما می‌روی حرم امام رضا می‌بینی چقدر آرامش داری، صفا داری، در مسجد می‌روی می‌بینی همینطوری هستی، می‌روی در حسینیه می‌بینی همینطوری هستی، روی سجاده می‌نشینی می‌بینی اصلاً داستان عوض شد، نصف شب بلند می‌شوی نماز می‌خوانی می‌بینی یک چیز دیگر است، اصلاً داستان یک چیز دیگر است، بعد می‌گویی من مال اینجا هستم، من این هستم.@من خانم نیستم، قبلاً توضیح دادیم در مباحث شادی و مباحث غم و هم مباحث تنبلی، من اصلاً زن نیستم، مرد نیستم، من اصلاً مادر کسی نیستم، پدر کسی نیستم، زن کسی نیستم، شوهر کسی نیستم، این که زن یکی هست، شوهر کسی هست، پدر کسی هست، پدربزرگ کسسی هست یک کس دیگر است.@من اصلاً مال اینجا نیستم، من خانه‌ام یک جای دیگر است، وطنم جای دیگر است، اصلم یک چیز دیگر است، می‌روی امام رضا می‌بینی که انگار آنجا اصلت هست، حقیقت آنجا هست، آنجا حالت خوب است بیرون می‌آیی سمت هتل می‌روی دوباره داستان شروع می‌شود، چون آن شأنها با ما هستند ما را اذیت می‌کنند.@گاهی وقتها آدم اینقدر غرق اینطور چیزها می‌شود، که وقتی مکه و مدینه می‌رود پیش امام رضا و امام حسین می‌رود، این اژدها و مارها در حرم همراه آدم می‌آیند، اژدهای جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی.@می‌بینی این شخص آن موقع هم که دستش پیش امام رضاست، ضریح امام رضا را گرفته، یا امام رضا مشکل مالی دارم، شفا بده، درگیر این بخشها است، ازدواج بکنم، شوهر گیرم بیاید، زن گیرم بیاید، برای زری، شهین، محمد، جعفر، یادش می‌رود اصلاً امام رضا کیست.@یعنی اصلاً فرصت نمی‌کند به عنوان فرزند امام رضا به امام رضا سلام و علیک بکند، اصلاً کلاً یادش رفت امام رضا کیست، امام حسین کیست، در اربعین که مردم می‌آیند، همه آزاد می‌آیند، یعنی آن مسیحی و یهودی و زرتشتی خیلی وقتها ذهنش از ما آزادتر هم هست، یعنی یک حس قشنگتری دارد وقتی آنجا می‌آید.@آدم تا بخواهد خودش را از این چهار تا زندان، چهار تا دشمن نجات بدهد، و چهار تا هووی خطرناک و کشنده، نجات بدهد تا برود پیش امام رضا، به عنوان فرزندش با او حرف بزند، برود کعبه با خدا به عنوان معشوقش حرف بزند، نه خدایی که مثل عابر بانک از او پول می‌خواهی، یا مثلاً دائم شفا بده کارگر تو است نه.@خدایی که معشوق تو است، (لا اله الا الله) نمی‌گذارد، به ندرت یک کسی مکه می‌رود، فرصت می‌کند با خدا به عنوان انسان حرف بزند نه یک زن و یک مرد، برای همین در آن داستانی که طرف حج آمد دید جمعیت چقدر زیاد است یک دفعه گفت «مَا اَکثَرَ الحَجِیج» امسال چقدر حاجی زیاد است.@امام سجاد چون انسان کامل است، می‌گوید از دریچه چشم من نگاه کن، بیا من به تو کمک کنم درست نگاه کن وقتی از انگشتان حضرت نگاه می‌کند می‌بیند همه حیوان هستند دور کعبه، چون حیوانیتشان را پیش معشوقشان آوردند، و آدم هم در آنها کم است.@آن جمله‌اش را درست می‌کند «مَا اَکثَرَ الضَّجِیج وَ العَجِیج وَ اَقَلَّ الحَجِیج» امسال چقدر سر و صدا زیاد است، ضجه زیاد است اما حاجی خیلی کم است، آدمها این هستند، حالا وقتی شما می‌آیید یک کاری انجام می‌دهید که در آن کار در این حمام باز می‌شود، در این غمکده باز می‌شود، یک بویی، نسیمی می‌آید، حست حس خوبی هست.@دیدید یک نفر در بیمارستان هست، دائم گریه می‌کند، بغض دارد، یا در زندان، یا در جایی که سربازی رفته محدود است، بعد یک دفعه می‌بینید نامزدش به او زنگ می‌زند، یا یک نامه از پدرش، از نامزدش، از یک کسی به او می‌رسد، با چه خوشحالی می‌نشیند، می‌خواند، یک لحظه احساس می‌کند دیگر در آن فضا نیست، یک نسیمی هست شاد می‌شود.@بنابراین انسان وقتی کارهایی می‌کند که طبق اصل خودش هست، ریشه خودش، یعنی آنجایی که شبیه خدا بوده همه خصوصیات خدا و اخلاق خدا را داشته شاد است، ولی وقتی یک کارهایی می‌کند که طبق اصل و ریشه خودش نیست.@حسودی، بدبینی، بداخلاقی، زودرنجی، حساسیت، گدایی عاطفی از این و آن، التماس به این و آن که به ما توجه کنید، به من مبحت بکنید، یادش می‌رود خودش در عالیترین درجات بوده اصلاً نیاز نداشته آنجا کسی به او محبت بکند، الان هم همینطور هست ولی این شأنش را یادش رفته لذا به گدایی و بدبختی می‌افتد.@اینها را که انجام می‌دهد می‌بینید که سطح اضطرابها و غصه‌هایش بیشتر می‌شود، شما نگاه کنید مثالی که قبلاً هم برایتان زدم، در یک حالتی که خیلی نیازمند هستید از نظر مالی، یک کیف پول پیدا می‌کنید، خیلی احتیاج به پول دارید یک کیف پول هم پیدا می‌کنید.@تا حالا چند تا از این رفتگرهای عزیزمان را دید که تلویزیون آوردند از آنها تجلیل کردند، چند تا رفتگر تا حالا در این سالها آوردند، چند تا راننده تاکسی آوردند، این آدمهای باشرافت، در تاکسی کیف پیدا کرده، رفتگر بوده در زباله‌ها کیف پیدا کرده باز کرده دیده در آن میلیون‌ها تومان تراول و طلا و چیزهای دیگر است.@آدم وسوسه می‌شود، که من الان نیاز دارم هزار و یک جور گرفتاری دارم بردارم، دو تا اتفاق می‌افتد یا برمی‌دارد می‌برد مصرف می‌کند، از زمانی که می‌خواهد بردارد، غصه‌هایش شروع می‌شود، فشار روانیش شروع می‌شود، اضطراب دارد که این چه کار کثیفی است من دارم می‌کنم، خودش ناراحت است.@وقتی هم می‌خورد و استفاده می‌کند، باز تا آخر عمر آن آزارش می‌دهد، ولی یک موقع هست نه به خودش غلبه می‌کند، غلیرغم نیاز می‌برد این پول را به صاحبش برمی‌گرداند، یک دفعه یک حس شادی، قهرمانی، قدرت، انبساط، به او دست می‌دهد پا روی بخشهای حیوانیش گذاشته است.@قاعده اینطوری است، هر وقت حیوانیت را قال می‌‌گذاری از دست آن در می‌روی، خوشحال می‌شوی، چرا الان جوانان ما در کشور این فضای بی‌نظیر که اتفاق می‌افتد، هیچ جای دنیا اینطوری نیست، مثلاً 97 ـ 98% جوان حالا 2% هم افراد بزرگسال و پیرها در آنها هستند.@ما قدیمها، زمانی که ما جوان و نوجوان بودیم، حتی اوائل انقلاب، می‌خواستیم یک جا اعتکاف برویم باید پول می‌گرفتیم، می‌رفتیم اعتکاف ثبت‌نام می‌کردند، آنجا هم یک پولی روز آخر دست همه می‌دادند.@مراجع، الان اینقدر عاشق زیاد شده، که مردم می‌گویند از یک ماه جلوتر مساجد پر است، میکده‌ها پر است، راه نمی‌دهند، باید تو بروی ثبت‌نام بکنی، گریه بکنی، التماس بکنی تا راهت بدهند بعد هم باید پول بدهی، مردم با جان و دل دارند این کار را می‌کنند، ما الان برای 17 ـ 18 سال آینده حج‌مان پر است.@شما ببینید کربلا کی مردم اینقدر می‌رفتند، حرم امام رضا کی اینقدر می‌رفتند، مردم عیاش شدند، فشار از اینطرف به آنها بیشتر آمده دائم دوست دارند به فضاهای فطری و انسانی وارد بشوند، لذا دائم می‌خواهند یک جا در بروند خوش بگذرانند.@آنهایی که خودشان را نمی‌شناسند یعنی نمی‌دانند آدم هستند، می‌گویند بدویم برویم ترکیه، برویم کیش، برویم دبی خوش بگذرانیم، می‌روند آنجا واقعاً هم عیاشیشان را می‌کنند، ولی وقتی که برمی‌گردند، حجم دعواها، اختلافات، ناراحتی‌های اعصاب، بیماریهای روحی و روانیشان بیشتر است.@شما مهد اینها که اروپا و آمریکاست برویید ببینید که بیشترین تعداد خودکشی، قتل، زندانی، مصرف، آمریکا حدود نزدیک به 20 میلیارد دلار مردمشان مصرف مواد ضد افسردگی دارند، 20 میلیارد دلار در سال، مگر این خوشی‌ها را ندارند، ولی در اوج آن خوشی‌ها داغون هستند.@شما نوع موزیک‌ها، موسیقی‌ها و سبک‌های موسیقی که اضافه شدند نگاه کنید تا موسیقی‌های هیبیمتال، و شیطان‌پرستان و همه در آنها جنایت و قتل و خشونت همه چیزشان خشن شده است، وحشی شدند.@در نظام طبیعت‌گرایی شما وقتی نماز می‌خوانی شادی می‌شود قرآن شراب مؤمن می‌شود، چرا؟ چون شما وقتی داری قرآن را می‌خوانی نامه معشوقت هست، بارها توضیح دادم، هر وقت خواستید قرآن بخوانید، با صدای خودت و عبدالباسط و منشاوی نخوان، حواست باشد معشوقت دارد می‌بیند، با صدای خدا بخوان.@نامه را با صدای خدا بخوانی، بعد می‌بینی تو را می‌گیرد، آیاتش تکانت می‌دهد، آیاتش تو را به رقص می‌آورد، آیاتش تو را مست می‌کند، ما قرآن می‌خوانیم همینطوری، حتی اگر آدم معنیش را هم نداند، همین چند وقت پیش یک مستند درست کرده بودند در اروپا و آمریکا در چین هم من دیدم، می‌روند به طرف می‌گویند می‌شود شما چند لحظه این صوت را گوش کنید.@در گوشش می‌گذارند، بعضیها دیدند قرآن پخش می‌کنند، می‌بینی طرف همانجا یک دفعه او را می‌گیرد، این چیست، یک چیز عجیبی است، حسش او را می‌گیرد.@خدا رحمت کند قاریهایی مثل عبدالباسط، یا قاریهایی الانی ما، که یکی از قاریان چند وقت پیش می‌گفت من چین بودم قرائت کردم در یک مسجد چینی یک عالم آدمهای غیر مسلمان بیرون مسجد ایستاده بودند می‌گفت خیلی از آنها گفتند این چیست، این صدا چی بود می‌گفت همینطوری مسلمان شدند با موسیقی قرآن.@یعنی موسیقیش هم یک طوری هست که آدم وقتی گوش می‌کند آدم را می‌گیرد، نماز شب بهتر است، قرآن هم می‌گوید «إِنَّ ناشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قِيلاً» آنهایی که می‌خواهند عیاشی‌های طبیعی کنند چه موقع بیشتر می‌روند این کار را می‌کنند؟ خلوت، شبها، شبها قرار می‌گذارند، برای اینکه سکون و آرامش و تمرکزش کاملاً بیشتر است.@موانع و رادع‌های ذهنی ندارد، مشغله ندارد آدم بیشتر به او خوش می‌گذرد، تمرکز بیشتر می‌گیرد، لذا نماز شب برای کسانی که خیلی آدمهای زیرک و عاشقی هستند یک سبک است، اصلاً یک فرار است، فرار می‌کنند، بروند یک جا دوپینگ بشوند.@معتادان را نگاه کنید، مشروب‌خوارها، اینها می‌روند یک جایی بساط می‌کنند، تنها کسی نمی‌رود این کارها را خیلی بکند، یک تریاکی هم بکشیم، مشروبی هم بخوریم، دانسی داشته باشیم، چند نفر اهل حال جمع بشوند.@آدم می‌خواهد فرار بکند اینجا برود، لذا یک دفعه ماه رجب که می‌آید اعتکاف ثبت‌نام می‌کنند، می‌بینی یک دفعه در کل کشور ولوله است یک عالم آدمهای رِند و زیرک و عیاش و کیاف مرخصی تحصیلی، از زنش، از شوهرش، از کجاها مرخصی می‌گیرد می‌آید.@ما اردوی توحید که امسال مشهد داشتیم چند تا خانم، 500 نفر را ما توانستیم ثبت‌نام بکنیم از بین این چند هزار نفری که ثبت‌نام کرده بودند، 500 نفر را گزینش کردیم کسانی که آن دوره‌ها را گذرانده بودند آماده بودند که آن مباحث توحیدی را خوب بشنوند، چند تا خانم آمدند به ما گفتند که ما به شوهرمان روز زن می‌خواستند هدیه بخرند گفتیم که برای ما هدیه روز زن این باشد که اجازه بدهید ما این اردو را برویم.@آدمی که عیاش است اینطوری است هزار جور باج به شوهرش می‌دهد که فقط بتواند یک هفته بیاید عیاشی بکند، یک هفته بیاید مال خودش باشد، با خودش باشد، با اصلش باشد، هر کاری که قشنگ است شما انجام می‌دهید، در آن شادی و آرامش می‌آورد.@شما برو یک حیوان را نوازش بکن کار قشنگی است، می‌بینید در آن آرامش دارید، برو به یک جوجه غذا بده، می‌بینید آرامش دارید، برو یک گیاه را نازش کن، بوسش کن، گلی که در خانه‌تان هست ببوس، به آن سلام بکن، با آن حرف بزن، یک ذره این گل را ناز کن، می‌بینی حست خوب می‌شود چرا؟@چون تو در آن لحظه شبیه خدا شدی، رحمانیت دارد از تو می‌آید، اینکه می‌گویند لذتی که در گذشت هست در انتقام نیست همین است، شما انتقام که می‌گیری، حست بدتر می‌شود، یعنی احساس تاریکی، توحش، وحشت، با اینکه انتقامت را گرفتی ولی باز می‌بینی، ولی وقتی که طرف مقابلت را می‌بخشی، از کنار یک جهنم رد می‌شوی می‌بینی یک بهشت به سراغت می‌آید کینه وقتی به دل نمی‌گیری همینطوری هست.@پس هر چیزی که ما را یاد اصل و ریشه‌مان می‌اندازد، یا موقتاً دقائقی، لحظاتی، ساعاتی، می‌تواند ما را از شر این چهار تا دشمن نجات بدهد ما را راحت بکند، برای ما شادی می‌آورد، هر چیزی که ما را یاد اصلمان می‌اندازد، یاد وطنمان، یاد اله‌مان، یاد خانه‌مان، یاد خانواده آسمانی‌مان.@الان تولد اباالفضل هست چرا مردم خوشحالی می‌کنند؟ آنهایی که می‌‌فهمند چه کسی هستند جشنشان الان است، یک مشت جوان جمع می‌شوند، پیر و جوان و مردم در این مجالس جمع می‌شوند یک مداح می‌آید برایشان مولودی می‌خواند، کف می‌زنند، شادی می‌کنند، بالا می‌پرند، پایین می‌پرند، با اسم معشوقشان مست می‌کنند.@برای اباالفضل همینطور، برای امام حسین همینطور، برای امام سجاد همینطور، ان‌شاءالله برای امام زمان نزدیک هست، چون ما را یاد خانه‌مان، خانواده آسمانی‌مان، یاد اصل و ریشه‌مان می‌اندازد، روزه هم همینطور هست شما وقتی روزه می‌گیری درست است داری با این بخشهایت مبارزه می‌کنی ولی داری بخش انسانیت را قدرت می‌دهی.@چون از طبیعت نجات پیدا می‌کنی، آزاد می‌شوی، دین اسلام کلاً احکامش برای آزادی آمده، قرآن می‌گوید «وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتِي كانَتْ عَلَيْهِمْ» دین اسلام آمده که بارهای سنگین را از روح شما بردارد، «وَ الْأَغْلالَ الَّتِي كانَتْ عَلَيْهِمْ» غُل‌هایی که روی روح شما بسته بود آزادتان بکند.@لذا تمام احکام دین، شما یک حکم دینی ندارید در اسلام آدم را محدود بکند فشار بیاورد، اذیت بکند، ولی بخشهای حیوانیمان را چرا، در بخشهای حیوانی، چون اسلام می‌گوید آنها محدود بشوند تا بخش انسانی آزاد بشود، بخش انسانی راحت بشود نفسی بکشد، بتواند یک ذره به خودش برسد، یک ذره جان بگیرد.@در حجاب الان کدام بخش ناراحت می‌شود؟ بخش حیوانی، کدام بخش خوشحال است؟ انسانی، در نماز کدام بخش ناراحت می‌شود؟ حیوانی، کدام بخش خوشحال می‌شود؟ انسانی، در روزه کدام بخش؟ حیوانی، اعصابش خورد است من باید دوباره روزه بگیرم.@ولی وقتی شما می‌گیری حس غلبه به این بخش خودش مثل کسانی که هستند در مسابقات ورزشی یک دفعه می‌برد، حس قهرمانی وقتی روزه را می‌گیری می‌بینی احساس شادی، آرامش، قدرت، نشاط، اراده، روزه تو را از ذلت در می‌آورد، چون توانستی 16 ـ 17 ـ 18 ساعت آن را آن پایین نگه داری، لذا این حس برایت می‌آید.@حدیثش را بخوانم روایت از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) هست «قال الله تبارک و تعالی» خداوند تبارک و تعالی می‌فرماید «كُلُّ عَمَلِ اِبْنِ آدَمَ هُوَ لَهُ» هر کار خیری بنده آدم انجام می‌دهد برای خودش هست «غَیْرَ اَلصِّيَامَ» غیر از روزه، «فَهُوَ لِي» روزه مال خودم است، خدا می‌گوید.@چون شما در روزه شبیه‌ترین حالت را دارید، از حالت گیاهی، جمادی، حیوانی جدا می‌شوید حالت فرشته‌ای پیدا می‌کنید و اگر این حالت فرشته‌ای همراه با قرآن خواندن و مناجات باشد ارتباط انسانی هم برقرار می‌شود.@«فَهُوَ لِي وَ أَنَا أَجْزِي بِهِ» در بعضی از علما گفتند «أُجزی به» بخوانیم، یعنی جزایش خود من هستند، یعنی روزه‌دار بقیه اعمال را من به آنها ثواب می‌دهم، بهشت می‌دهم، ولی در روزه من خودم به روزه‌دار می‌دهم، روزه‌دار عشق من، دل من، توجه من، فضل من را پیدا می‌کند، روزه‌دار توجه ویژه را پیدا می‌کند.@«وَ اَلصَّائِمُ يَفْرَحُ بِفَرْحَتَيْنِ» روزه‌دار همیشه دو تا شادی دارد، «حِينَ يُفْطِرُ فَيَطْعَمُ وَ يَشْرَبُ» موقعی که می‌خواهد افطار بکند خوشحال است، همه روزه‌دار هم این را دوست دارند، چه روزه مستحبی، چه روزه واجب، این شادی نه شادی هست که الان می‌خواهم بخورم، یک شادی هست که کاملاً انسانی و فطری هست.@یک موفقیتی هست که انسان رسیده، عشقبازی را تمام کرده، یک غلبه، یک جنگ با بخش‌های پایینیش را گذرانده حالا الان شاد است، «وَ حِينَ يَلْقَانِي» یک جای دیگر هم روزه‌دار خیلی خوشحال است آن موقعی که من را می‌بیند.@موقع ملاقات با من روزه‌دار خیلی خوشحال است آنهایی که روزه گرفتند بخصوص روزه‌های مستحبی، روزه‌های واجب که هیچی، اینهایی که روزه مستحبی دارند خیلی قدرت پیدا می‌کنند، خیلی شباهت پیدا می‌کنند، می‌گوید آن موقع هم آنها خوشحال هستند.@و این قضیه اختصاص به روزه ندارد روزه خیلی شفاف و قدرتمندتر است به آن اصطلاحاً مرگ می‌گویند، یک نوع مرگ است، بعضی از عرفا به روزه می‌گویند، ما چند نوع مرگ داریم، یک مرگ داریم که به آن مرگ سفید می‌گویند، مرگ سفید روزه است، یعنی شما بدون اینکه خون و خونریزی باشد دشمنت را ضعیفش می‌کنی، لذا شما وقتی روزه می‌گیری، به قول مولانا می‌گوید:@

شما به محض اینکه این را محدود می‌کنی آنطرف باز می‌شود این سیستم در همه بحثهای عبادی وجود دارد آدمهایی که می‌خواهند بالا برگردند می‌خواهند در غیب به رویشان باز بشود، می‌خواهند به رؤیت، به مکاشفه، به غیب، به عشق به لذت برسند، خودشان داوطلبانه، مثل این جوانهایی که الان داوطلبانه می‌روند پول می‌دهند سه روز روزه می‌گیرند در اعتکاف خودش داوطلبانه خودش را محدود می‌کند تا روحش آزاد بشود باز بشود.@لذا در اسلام اینکه می‌گویند اسلام دست و پای ما را می‌بندد، اسلام ما را محدود می‌کند، اینکه می‌گوید ما را راست می‌گوید منظورش از ما این ما را می‌گوید، چون به عنوان یک خانم دارد این حرف را می‌زند، به عنوان یک آقا دارد حرف می‌زند، جنبه خانمی و آقایی که جنبه حیوانی ماست.@به عنوان یک انسان اگر کسی از دریچه انسانی نگاه کند می‌بیند که اسلام همیشه دست من را باز گذاشته، اسلام همیشه من را از محدودیت‌ها نجات می‌دهد، وقتی که می‌گوید خمس بده، برای اینکه تو از محدودیت در بیایی، خمس آدم را از محدودیت خساست، تنگ‌نظری، بی‌رحمی، بی‌عاطفگی در می‌آورد.@شما وقتی می‌روی خمس را می‌پردازی، یک تعلق را از خودت دور می‌کنی، 50% خمس برای کارهای خیری هست که برای همه جامعه است، 50% هم برای سادات فقرا است، آدم آزاد می‌شود.@ضمن اینکه خدا می‌گوید چون این عفونت را از خودت بیرون می‌کنی، این غده را در می‌آوری، شما الان رگت بسته باشد دیگر خون جریان پیدا نمی‌کند، می‌بینی دست یواش یواش سیاه می‌شود، وقتی عمل می‌کنند، آن غده را برمی‌دارند، که گرفتی رگ را برمی‌دارند خون جاری می‌شود.@شما به محض اینکه غده را در می‌آوری می‌بیینی که شما 5 میلیون خمس دادی یک دفعه می‌بینی از آنجایی که اصلاً نمی‌دانی کجاست دهها میلیون تومان پول به ثروتت اضافه می‌شود، یعنی جریان پیدا می‌کند، قبلاً توضیح دادیم شما در هر پنج بخش، جمادی، گیاهی، یکی از رمزهای شادی الان دارم کامل به شما می‌گویم، رمز شادی این هست که شما در هر بخش جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی، و فوق عقلی، خروجی بیشتری برای بندگان خدا یا برای خود خدا داشته باشی.@هر چه که می‌بخشی عطا می‌کنی، خروجی داری، نشاطت، آرامشت، قدرتت بیشتر است، هر جا خساست می‌کنی، بخل داری، عفونت زیاد می‌شود، با اینکه بیشتر داری، اما غصه‌هایت هم بیشتر است، فشار روحی و روانیت بیشتر است.@پس روزه یکی از این خصوصیات است که خصوصیت فوق‌العاده ویژه‌ای هم هست، در برنامه یک تعدادی از عزیزان که برنامه از من خواسته بودند، توصیه اکید به همه شما می‌کنم از الان شروع کنید سی‌دی‌های مراقبات ماه مبارک و نقش انسان در تقدیرات شب قدر را کار کنید، از الان برای آنجا تمرین کنید که توانایی‌هایتان برای آزادی، شادی، پرواز بیشتر بشود.@اول مراقبات ماه مبارک را کار کنید، بعد نقش انسان در تقدیرات را که قوی بشوید بتوانید خودتان در تقدیرات شب قدر دخالت داشته باشید و اگر قرار است چیزی به شما بدهند خودتان هم دخالت کنید بگویید ما اینطور چیزها را می‌خواهیم این خیلی مهم است که حتماً کار بکنید.@لذا شما هر وقت غصه‌دار شدید، هر غصه‌ای سراغتان آمد، در مباحث غم توضیح دادیم، یک جا خروجی داشته باشید، برو یک گربه را ناز کن، حال دست نمی‌خواهی بزنی ضرر دارد، برای خانمها بخصوص، یک گوشتی جلویش بینداز، چند تا جوجه، چند تا کبوتر، بعد می‌بینی حالم دارد خوب می‌شود.@به یک فقیر کمک کن، برو در حرم پول بریز، در یک مسجد دارند می‌‌سازند یک ذره پول به مسجد بده، یک کار خیر فرق نمی‌کند، یک نفر را ببخش، یکی را که از او بدت می‌آید برایش دعا کن، همین بنشینی دعا بکنی می‌بینی حالت خوب شد، یک کسی را که از او بدت می‌آید، از او دلخور هستی، همین دو رکعت نماز بخوان، بنشین برایش استغفار بکن، و او را ببخش می‌بینی که غم رفت و تو شاد میشوی.@اینها حکم همان در باز کردن را دارد، در را باز می‌کنی یک هوا به تو می‌خورد بعد حالت خوب می‌شود، ولی وقتی تو اختلاف داری، دعوا داری، عصبی هستی، پرخاشگری، کینه‌ای هستی، حسادت داری، خودشیفتگی داری، هیچ چیزی مثل خودشیفتگی آدم را غمگین نمی‌کند.@هر چقدر انسان عاشق این چهار تا منش می‌شود، در جهنم بیشتر فرو می‌رود، در غصه و اضطراب بیشتر فرو می‌رود، آدمهای خودشیفته زودرنج‌ترین آدمها هستند، چون خودشیفتگی دارند، این به من اینطوری گفت، این به من اینطوری نگاه کرد، این منظورش این بود، چرا اینطوری کرد، همیشه از همه شاکی است.@لذا وقتی به سیدالشهدا گفتند آقا ادب چیست؟ گفت ادب این هست وقتی از خانه‌ات بیرون می‌آیی چشمت به هر کس می‌خورد بگویی این آدم از من بهتر است، خودت را از هیچ کس بهتر ندانی، آدم همین که خودش را بهتر از بعضیها بداند دیگر این آدم، آدم نیست.@آدمی که وقتی از خانه بیرون می‌رود آن قاعده (هو انت) را که گفتم رعایت می‌کند، و همه را بهتر از خودش می‌داند او همه حس‌هایش قشنگ می‌شود، آرام است، شاد است، مهربان است، غصه نمی‌خورد، اعصابش خورد نمی‌شود، زودرنجی ندارد، حساسیت ندارد، چیزی به او برنمی‌خورد، یک آدمی هست کاملاً شاد.@حالا شیوه‌اش را امام سجاد یاد می‌دهد در بحث شادی داریم، ما چون غم‌مان 79 جلسه بود، 79 جلسه در طول سال با آن ماهی یکبار چند سال کشیده، شادی هم که الان تازه شروع کردیم الان نمی‌رسیم ماهی یکبار بیاییم کردیم فصلی یکبار خیلی طول می‌کشد.@برای همین ما شادی را الان دو بخش کردیم، غم در تهران تمام شد یک بخش از شادی را آنجا شروع کردیم یک هم اینجا داریم ادامه می‌دهیم که بلکه این 200 ساعت غم چون غم ما 79 ساعت هست شادی بیشتر است این به یک جایی تمام بشود.@آنجا این فرمول را داریم از امام سجاد که امام سجاد می‌گوید وقتی به یک آدم برمی‌خوری که سنش از تو بیشتر است بگو از من بیشتر عبادت خدا را کرده پس از من بهتر است، اگر دیدی سنش از تو کمتر است بگو از من معصوم‌تر است کمتر گناه کرده.@اگر دیدی مساوی است با تو، همسن و سال تو است بگو من مطمئن نیستم گناهانم آمرزیده باشد ولی این شاید توبه کرده باشد گناهانش آمرزیده شده باشد همه را بهتر از خودت بدان این آدم را شاد می‌کند، به محض اینکه احساس کردی از زنت، از شوهرت، از خانواده زنت، از خانواده شوهرت، از همسایگانت، از بقیه بهتر هستی، انقباض سراغت می‌آید، شیطان سراغت می‌آید.@فشردگی، افسردگی، تاریکی، غصه، همه تو را می‌گیرد، غم‌زدگی سراغت می‌آید، غم غربت سراغ تو می‌آید، آدم اینطوری دیوانه می‌شود، وقتی فکر می‌کند از آدمهای دیگر بهتر است، وقتی همه را بهتر از خودش می‌داند، عشق‌ورزیهایش، مهرورزیهایش، دلدادگی‌هایش، حس‌هایش قشنگتر است، روحش آزاد آزاد است.@دیگر این آدم محال است به کسی حسادت بکند، محال است به کسی بدبین باشد، محال است کینه کسی را به دل بگیرد، اصلاً اینطوری نیست، روحش کاملاً آزاد است، پس این فرمول اصلی شادی این است که شما هر چه کثافتها و عفونتها را از این چهار بخش از خودتان بیرون می‌کنید، یا به این چهار بخش رنگ خدایی می‌دهید شاد می‌کنید.@یک کسی تاجر است برای پولدار شدن و پز دادن و فخرفروشی دنبال کار می‌رود که با ماشینش، با خانه‌اش، با موبایلش، با مکان خانه‌اش، با ابزار خانه‌اش، با نوع سفره‌ای که می‌اندازد، با لباسش، به بقیه فخر بفروشد، این آدم غصه‌دارد است.@یک کسی می‌بینی نه دنبال ثروت هست که از این ثروتش استفاده بکند، که به بندگان خدا کمک بکند می‌بینی پر از نشاط است، همین چند وقت پیش این کارآفرین نمونه را آوردند در کشورمان از او تجلیل کردند معلول هم هست از دو سالگی این آدم معلول بوده، الان کارخانه‌دار است وضعش هم خوب است.@تمام کارمندهایش، کارگرانش در کارخانه معلول هستند، چقدر شاد است، چقدر آرام است، می‌گفت یک خانه مستأجری داریم، می‌تواند برای خودش یک خانه میلیاردی بخرد، می‌گوید نه من با زن و فرزندانم در یکی از نقاط تهران یک خانه 110 متری داریم با هم خوش هستیم، یک جا را اجاره کردیم نشستیم، اجاره‌ای هم خوش هستیم.@ماشین چند میلیاردی، نه، این ثروتمند هست، ولی ثروتش را دارد در راه شبیه شدن به خدا خرج می‌کند، یک کسی عالم است از علمش استفاده می‌کند، بی‌دریغ علمش را در اختیار بندگان خدا قرار می‌دهد، یک کسی رئیس است، نماینده مجلس است، استاندارد است، فرماندار است، رئیس‌جمهور است، ولی غرور او را نگرفته است، چون مقام است، مقام هم جزء کمالات حیوانی است، جزء کمال انسانی محسوب نمی‌شود.@این هم می‌داند با ریاست‌جمهوری برتری بر هیچ کس پیدا نمی‌کند، بلکه مسئولیتش، با اینکه رئیس‌جمهور است، ما رئیس‌جمهورهایی داشتیم که شهید شدند، نخست‌وزیرهایی داشتیم شهید شدند، نماینده مجلس داشتیم شهید شدند.@من الان خودم چند تا نماینده مجلس می‌شناسم شاید پنج دوره شاید این آدم نماینده مجلس است، اما یک ریال حقوق نمی‌گیرد، فقط می‌آید مجلس خدمت به مردم می‌کند و می‌رود، حتی غذای مجلس را هم نمی‌خورد این آدم شاد است.@یک هنرمند داریم مثل آقای فرشچیان که در آمریکا زندگی می‌کند، استاد فرشچیان خودش می‌گفت، می‌گفت من می‌آیم اینجا برای حرمهای ائمه کار می‌کنم، حرم امام رضا و امام حسین، حرم همان غذایی هم که برای من می‌آورند، یا هر جا غذا می‌آورند پول غذا را خودم در همان ضریحی که ساختم می‌اندازم، چون چیزی نمی‌خواهم من فقط برای عشق دارم این کار را می‌کنم.@این اگر بیاید بگوید من برای ساخت ضریح امام رضا و امام حسین میلیارد می‌خواهم میلیاردی پایش می‌ریزند، ولی می‌گوید نه من خرج می‌کنم، من افتخار می‌کنم کارم این هست، پس ببینید شما هر چی که مال خودت هستی برایت غصه و اضطراب می‌آورد.@وقتی از خودت بیرون می‌روی، خودت از منیت‌هایت خارج می‌شوی، مال دیگران می‌شوی، انبساط داری، آرامش داری، شادی داری، همه چیز در زندگی سراغت می‌آید این فرمول یادمان نرود، دو سه تا مورد دیگر مانده که این را تمام بکنیم سراغ عوامل طبیعی برویم.@

و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علیه محمد و آله الطاهرین.@