جلسه 006 - شادی
شماره جلسه
6
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1394
ماه
10
روز
5
متن کامل (خام) ‌ جلسه 006 - شادی

شادی (مرزداران)؛ جلسه ششم 10/09/1379

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@

داشتیم موانع شادی را بررسی می‌کردیم در جلسه گذشته بحثمان درباره حسادت بود، یک اشاره‌ای هم درباره عامل بعدی کردیم که بحث کینه بود، ما چون هم بحث کینه و هم بحث حسادت، هم بحث غضب را مفصل عرض کردیم، سی‌دی‌هایش هم هست در برنامه خیلی از شما بوده، اینکه بعضی از نکات را عرض می‌کنیم عزیزانی که مایل هستند مراجعه کنند به مباحث مبسوط در سی‌دی‌هایمان این چند بحث را، یکی بحث حسادت، کینه و بحث، غضب.@چند تا روایتش را من بخوانم چون خیلی زیبایی دارد، در روایت داریم از امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید که «أَقَلُّ النَّاسِ رَاحَةً الْحَقُود» کم آسایش‌ترین انسانها، ناآرام‌ترین انسانها شخص کینه‌ای است، یک شخصی که رنجش می‌گیرد و این رنجش را بر دلش نگه می‌دارد و این باعث می‌شود انسان هم دنیایش را از دست بدهد و هم آخرتش را.@از همسرش یک چیزی می‌بیند بعد دلش را می‌زند راحت نمی‌تواند وظائفش را نسبت به همسرش انجام بدهد می‌گوید او من را اذیت کرد دوستش ندارم، از پدرش، از مادرش، از نزدیکترین کسانش، بعد دیگر نمی‌تواند یک رابطه را اصلاح بکند، این زهرها روی دلش می‌ماند.@در حالی که اساساً بدبرخوردی دیگران با ما یک وسیله‌ای برای رشد ما است، یعنی خداوند ما را آفریده که مثل او بشویم، از این کلام ساده رد نشویم، آفریده ما را که در سرای ابدی مثل خود خدا هر چه که اراده کنیم همان خواهد شد ما برای همین مقام آفریده شدیم.@چون برای بخشهای پایینی روح‌های خاصی در ما گذاشت، برای پولدار شدن و ثروتمند شدن بخش جمادی را گذاشته، برای غذا و بچه‌دار شدن و هیکل و اندام و ورزش و مسائل اینطوری روح گیاهی به ما داده، برای ازدواج و عشقهای زمینی و کار اجتماعی ـ سیاسی، به ریاست و مقام و این چیزها رسیدن روح حیوانی به ما داده است.@برای دکتر، مهندس شدن، عالم شدن، و پژوهش و تحقیق و اختراع و اکتشاف روح عقلی و فرشته‌ای داده است، اما اینها هیچ کدام روح ما نیست، بخشهایی از وجود ما است ولی ما را برای خودش خلق کرده.@خداوند یک روحی از خودش در ما دمیده است، «نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي» یعنی من یک روح ویژه از خودم در تو دمیدم که تو به واسطه آن دمش می‌توانی شبیه من بشوی، می‌توانی به مقام من برسی می‌توانی به مقام اهل بیت برسی، عمر تو را هم به اندازه عمر خودم قرار دادم، یعنی یک موجود جاودانه، یک فرصتی قرار دادم خودت را برای این حیات جاودانه آماده بکنی آن هم عمر دنیاست.@وقتی ما قرار است شبیه به یک همچین موجودی بشویم باید توانایی‌های این موجود را حتماً داشته باشیم، یعنی قدرت‌های او را داشته باشیم، لذا انسان بلاها و مصائب اینها را در رشد و قدرت در سایه سختی‌ها مفصل توضیح دادیم.@بلاها و مصائب زندگی انسان همه جور، مادی، معنوی، در همین پنج بخش که سراغ ما می‌آید هر نوع سختی که سر راه ما قرار می‌گیرد اینها هم ما را پاک می‌کند کفاره گناهان ما است، هم ما را قدرتمند می‌کند، این یک روند طبیعی است، هر موجودی بخواهد قوی بشود، گران بشود.@الماس را نگاه کنید بیشترین فشارها را تحمل کرده در طی میلیون‌ها سال تا الماس شده، عقیق یک مقدار، طلا یک شکل، زمرد یک شکل، برلیان یک شکل، ولی اینها تا وجودشان به این گوهر بشود که انسان باور نمی‌کند آن سنگ سیاه یک روزی به این مرحله برسد، زجر کشیده، سختی کشیده، روی آن کار شده تا این شده است.@بنابراین کینه احمقانه‌ترین کارهاست مثل حسادت، مثل اینکه یک کسی به او بگویند درس بخوان بعد کتاب فارسیش را پاره بکند، کتاب ریاضیش را پاره بکند، بدم می‌آید متنفر هستم، کتاب علومش را پاره بکند، این یعنی نمی‌خواهد رشد پیدا بکند، این اصلاً نمی‌فهمد زندگی یعنی چی برای چی دارند او را مدرسه می‌فرستند این اول باید بفهمد درس چقدر اهمیت دارد.@آنوقت آن بچه‌هایی که خوششان نمی‌آمده ولی به زور پدر و مادر و کتک و انضباط و چیزهای دیگر مدرسه رفتند حالا که دیگر درس‌خوان شدند، حالا که برای خودش کسی شده می‌گوید دستشان درد نکند سخت گرفتند به یک جایی رسیدیم، پدر و مادرمان به ما سخت گرفتند ما حالیمان نبود، عقلمان نمی‌رسید ولی ما را به یک جایی رساندند.@الان شما که نعمت سواد را دارید خدا وکیلی این نعمت سواد را عشقی به دست آوردید یا به زور به دست آوردید؟ همه ما به زور گرفتیم، یعنی به زور ما را مدرسه فرستادند، به زور سر کلاس رفتیم، معلم را تحمل کردیم.@کلاس را تحمل کردیم، زمستان و سرما و از خواب بیدار بشو، و مشقها را بنویس، تمرین کن، و حل کن، نمره انضباط و امتحان و تجدید شدن و دوباره بخوان و اینطوری ما درس خوان شدیم، حالا الان به نعمتش رسیدیم تازه می‌فهمیم که آن سختی‌ها چقدر قشنگ بود.@ساختار نظام خلقت به گونه‌ای هست که انسان در تضاد رشد می‌کند از این تضاد متنفر نباشید وقتی متنفر باشید می‌شوید مثل یک دانش‌آموزی که از درس متنفر است این رشد نمی‌کند، مثل یک کسی هستید که باشگاه رفته، از باشگاه متنفر است، از استاد متنفر است، از تمرینات باشگاه متنفر است، این هیچ وقت قهرمان نمی‌شود.@رفته تمرین رانندگی بکند از نشستن پشت ماشین متنفر است، از بوی ماشین متنفر است، از جاده متنفر است، این چطوری می‌تواند رانندگی یاد بگیرد، این تنفرها را باید از دلمان بیرون بیاوریم، حواست باشد که اگر یک دشمنی از طریق پدر، مادر، همسر، فرزند، اقوام، دوستان، شاگردت، معلمت دارد به تو می‌شود.@یک حسادت، یک ضربه، یک بدجنسی، یک نامردی سراغت می‌آید این برای این هست که تو جلا پیدا بکنی، برای خود او کار خودش را خدا می‌کند، او وقتی که بدجنسی پیدا بکند اولین کسی که در بدجنسی آسیب می‌بیند خود بدجنس است اولین کسی که در حسادت خودش را داغون می‌کند خود حسود است.@حضرت می‌فرماید من تعجب می‌کنم از حسود که نمی‌فهمد دارد با بدن خودش چکار می‌کند حالا این مدام دکتر می‌رود، دکتر من سردرد دارم، بیناییم ضعیف شده، شنواییم ضعیف شده، معده درد دارم، قلب درد دارم، پوستم دارد خراب می‌شود اثنی‌عشرم اینطوری شده.@حالا خانم است ضعفهای دیگر پیدا می‌کند بی‌نظمی‌عادت ماهانه پیدا کردم، خونریزیم شدید شده، باردار نمی‌شوم، دکتر هم به طور طبیعی می‌گوید برو آزمایش بده ببینم چیه، یک سونوگرافی کن ببینم چیست، ولی این نیست، این آرام نیست که این همه مریضی دارد.@سردرد و چشم درد و قلب درد و معده درد و اثنی‌عشر و هزارتا گرفتاری دارد فقط به خاطر اینکه حسادت دارد، بداخلاق است، حلیم نیست، بدبین است، سخت گیر است، قشنگی‌ها را نمی‌بیند و فقط نقاط ضعف را در زندگی خودش و دیگران می‌بیند، حالا این مدام دکتر می‌رود دکتر هم می‌گوید خانم ما هیچی پیدا نکردیم، آزمایشات شما که سالم است، عکسهایت که سالم است، می‌گویند عصبی است روان تو مشکل دارد برو روانت را درمان کن.@حضرت میفرماید اگر یک حسود می‌دانست دارد با بدن خودش چکار می‌کند هیچ وقت حسادت نمی‌کرد، مثل اینکه یک کسی چاقو بردارد در وجود خودش بکند این چاقو را در وجود خودش بچرخاند، با حسادت با کینه ما اولین کسی را که قربانی می‌کنیم خودمان هستیم باید به این خیلی توجه بکنیم.@حالا حضرت می‌فرماید کم آسایش‌ترین آدم روی زمین کسی است که کینه به دل می‌گیرد از حادثه‌ها، از برخوردها، از رفتارها در ذهنش می‌ماند، در دلش می‌ماند، آنوقت جالب است اگر خودش نسبت به یک کسی این کار را می‌کند دوست دارد اگر گفت ببخشید معذرت می‌خواهم طرف کاملا ببخشد.@گناه خدا را می‌کند، معصیت ملائکه را می‌کند، معصیت خدا را می‌کند، معصیت آسمان را می‌کند، انتظار دارد به خدا بگوید خدایا استغفرالله، خدا هم بگوید باشد، خدا هم همین کار را می‌کند، می‌گوید تو هم مثل من باشد اگر کسی تو را اذیت کرد، معصیت کرد، تو هم بی‌خیال شو.@خدا در قران این را به ما می‌گوید اگر می‌خواهید من بیخیال گذشته شما و گناهان شما باشم، شما هم بیخیال گذشته دیگران و گناهان دیگران نسبت به خودتان بشوید، این را خدا از ما می‌خواهد دستور قرآن است، «وَلْيَعْفُوا وَلْيَصْفَحُوا أَلَا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ» ببخشید، ندید بگیرید آیا نمی‌خواهید «أَلَا تُحِبُّونَ» آیا دوست ندارید که خدا هم شما را ندید بگیرد؟.@لذا بعضیها هستند گناه ممکن است خیلی داشته باشند ولی آدمهایی هستند که دل پاک هستند، کینه‌ای نیستند خدا می‌گوید این بنده‌ام مثل من غفور بود، مثل من عفوّ بود من هم نسبت به گذشته‌اش کاری ندارم.@ولی می‌بینی یک نفر خیلی را عایت مسائل الهی و شرعی را می‌کند اما بدبین است کینه‌ای است، نمی‌تواند بقیه را ببخشد، نمی‌تواند گذشته همسرش، گذشته پدر و مادرش، گذشته دوستانش را ندید بگیرد این همیشه در وجودش هست دل چرکین است، دو سال، سه سال، پنج سال با یکی قهر است.@حالا مثلاً خیلی هم حزب‌اللهی است، خیلی هم مؤمن است، این به محض اینکه پایش را از این دنیا بیرون بگذارد وارد نظام برزخی بشود یقه‌اش را می‌گیرند، دانه دانه برای گذشته‌اش بیچاره‌اش می‌کنند، دانه دانه به رخش می‌کشدند، و دانه دانه عذابش می‌کنند.@چون این آدمی‌هست که بقیه را اذیت می‌کند، کینه دارد بقیه را اذیت می‌کیند، با این کینه‌اش اعصاب بقیه را خورد می‌کند، روابط را خراب می‌کند، زندگی را به خودش جهنم می‌کند، به بچه ها جهنم می‌کند، به بچه‌ها جهنم می‌کند، و این اصلا چیز قشنگی نیست.@هم عیش خودت بهتر می‌شود وقتی کینه نداشته باشی و از زندگیت لذت می‌بری بعد هم خدا می‌گوید مگر من مُردم حالا هر کس هر غلطی کرد من خودم به حسابش می‌رسم تو چکار داری تو به من بسپار.@شما در مقامات ائمه در زیارتنامه‌های ائمه نگاه کنید می‌گوییم «اَشهَدُ اَنَّکَ صَبَرتَ وَ احتَسَب» ما شهادت می‌دهیم شما به خاطر خدا صبر کردید و همه را به حساب خدا گذاشتید این یک مقام است، مگر تو به امام حسین نمی‌گویی من می‌خواهم به مقام تو برسم.@مگر دوست نداری به مقام آنها برسی اگر دوست نداری یک بخش دیگر است، و اگر قرار است تو هم مقام آنها و هم درجه آنها بشوی پس باید فرمولها و اساسی که آنها می‌گویند را رعایت بکنی و مهمترینش این هست که شخصیتت شبیه به آنها باشد، سبک زندگیت شبیه آنها باشد و آن این هست که تو هم مثل آنها به حساب خدا بگذار.@شما یک دوست خیلی خوب دارید می‌دانید آدم فهمیده‌ای است کریم است، آدم چیز فهمی‌است، فرزندش آمده در مغازه شما مثلاً زده یک چیزی را شکسته، یک چیزی را برده، یک چیزی را خورده، اصلاً با آن بچه کاری ندارید می‌گویید پدرش خبر دارد خودش حساب می‌کند، فردا بچه هم بیاید عارت می‌آید می‌گویی من با تو کاری ندارم چون بابا حساب می‌کند.@خدا می‌گوید من همه کارهای بندگانم را هر کس هر ظلمی ‌به شما کرده کافران، منافقان، شیاطین، دوستان، دشمنان، هر کس هر کاری با شما کرد من پای شما حساب می‌کنم پس هیچی در نرفته، احساس بدبختی مال بی‌معرفتی ما است، ولو یک کسی که در زندگیش خیلیها او را اذیت کردند باید احساس خوشبختی بکند چون ثروت دارد خیلی از خدا طلب دارد، مگر ما همین چهار روز رحمی ‌دنیا را قرار است زندگی بکنیم ما تا خدا زنده است زنده هستیم و با خدا قرار است زندگی کنیم.@زندگی که اینجا نیست ما اینجا زندگی نمی‌کنیم این دنیایی که یک لذتش پیچیده شده با صدها سختی و نکبت اسم این زندگی است، خدا می‌گوید از رحم به اندازه دوران رحمی‌ توقع داشته باشید، عالم دنیا محدود است، اینکه شما هر کاری دلتان بخواهد انجام بدهید این مال آنطرف است نه مال اینجا، آن هم در مقیاس وفات تا قیامت، قیامت تا ابدیت.@بنابراین مدام اینجا سخت نگیرید روح‌هایتان کوچک نباشد، بزرگ باشد، بزرگ نگاه کنید، کینه دنیا و آخرت همه چیز را به هم میریزد، هم آدم باید دنیایش عذاب می‌کشد، هم آخرت عذاب می‌کشد، حسادت همینطور است، بدبینی همینطور است، حساس بودن ها همینطور است، ریز شدن در کار مردم، ریز شدن در اخلاق مردم، ایراد گرفتن اینها همه شکنجه است، خودآزاری است، یک حماقت خودآزاری است، خدا برای این ما را در دنیا ‌گوید مثل ائمه به حساب خدا بگذار، خدا می‌گوید من هستم حساب می‌کنم شوهرت اذیت کرده، زنت اذیت کرده، بچه‌ات اذیت کرده، معلمت اذیت کرده، شاگردت اذیت کرده، دشمنانت اذیت کردند، خارجیها اذیت کردند، داخلی‌ها اذیت کردند، یک حیوان تو را زده، به حساب من بگذار غصه نخور.@زمین خوردی به حساب من بگذار داشتی غذا درست می‌کردی دستت را بردی به حساب من بگذار، داشتی رانندگی می‌کردی تصادف کردی حیف است به حساب من بگذار، نرو بیرون دعوا و فحش کاری، بگذار به حساب من، من همه را برای تو جبران می‌کنم مگر آدم عقلش کم است این خدا را ول کند برود سراغ بنده خدا، ول کن راحت باش، شاد آرام.@

ما می‌آییم شادی را به خودمان و خانواده‌مان، اطرافیانمان حرام می‌کنیم، از آن طرف هم بد زندگی می‌کنیم، بعد هم میمیریم کار خوبی است؟ آدم باید یک ذره در موردش فکر بکند؛ «الْحَقُودُ مُعَذِّبُ النَّفْسِ مُتَضَاعِفُ الْهَم‏» شخص کینه توز جانش در عذاب است، همیشه معذب است، «مُتَضَاعِفُ الْهَم‏» این آدم گرفتاری و اندهش، دغدغه‌هایش چند برابر می‌شود.@ما برای کسی که ظلم می‌کند یا برای کسی که حسادت می‌کند، بیشتر باید دلمان برایش بسوزد و دعا بکنیم، که الان این بنده خدا گرفتار یک همچین جهنمی‌هست، یکی از علما یک کسی در حقش خیلی غیبت کرده بود، او هم یک هدیه خیلی نفیسی برایش فرستاد، گفت این چیست؟ گفت تو بار زیادی را از دوش من برداشتی، از تو تشکر می‌کنم.@بار زیاد یعنی چی؟ قیامت می‌شود شما از یک کسی غیبت کردی گناهانش را به او می‌دهند و ثواب او را به تو می‌دهند، و این احمقی است آدم با دشمن خودش هم این کار را نمی‌کند، یعنی آدم با یک کسی که دشمن هست، هیچ وقت نمی‌رود به دشمن بگوید من می‌آیم مصائب تو را تحمل می‌کنم تو هم برو در رفاه من شریک باش، اگر تو واقعاً عقل داشته باشی با دشمن باید دشمنی کرد.@قرآن می‌گوید «إِنَّ الشَّیْطَانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا» شیطان دشمن شماست، شما هم با او دشمنی بکنید، دشمنی یعنی به فرمان و دستورش بی‌محلی بکن، هم کینه داری، هم حسادت داری، هم بداخلاقی داری، هم بدبینی داری، غیبت هم که می‌کنی، فردای قیامت آنجا می‌روی یک عالم گناه او را گردن تو می‌گذارند و یک عالم ثواب تو را به او می‌دهند این خوب است؟!@غیبت یعنی بارکشی، حسادت یعنی بارکشی، کینه یعنی بارکشی، بداخلاقی، زودرنجی یعنی بارکشی، حساس بودن، یعنی بارکشی، اینکه آدم نمی‌تواند با همسرش خوش باشد، نسبت به هر چیزی نق و غر می‌زند، حساس است، هر چیزی را می‌بیند، ریز است، ایراد می‌گیرد، و خدا نکند که بددهانی هم بکند، تحقیر بکند، این دیگر خیلی وحشتناکتر است.@فحش بدهد، تحقیر بکند، بددهانی بکند، این دیگر خیلی احمقانه تر و وحشتناکتر است، هم دنیایش خیلی عذاب است، و هم موقع مردن به بعد گرفتار عذاب است، «مُتَضَاعِفُ الْهَم‏» یعنی چند برابر این آدم دغدغه در زندگیش می‌آید این آدم می‌تواند از زندگی لذت ببرد!@می‌بینی از همسرش نمی‌تواند لذت ببرد، از فرزندانش نمی‌تواند لذت ببرد، مسافرت می‌رود نمی‌تواند لذت ببرد، بهترین غذاها را دارد می‌خورد نمی‌تواند لذت ببرد، از خدا دیگر نمی‌تواند لذت ببرد، از غیب لذت نمی‌برد، از ملائکه لذت نمی‌برد، از آسمان لذت نمی‌برد، نمازش هم برایش یک مصیبت می‌شود، عبادتهایش برایش یک مصیبت می‌شود، چون به فرمان شیطان است تا فرمان خدا.@«اَلحَقُودُ لا راحَةَ لَهُ» آدم کینه توز اصلاً راحتی ندارد، «مَا أَنْكَدَ عَيْشَ اَلْحَقُود» چه سخت است زندگی یک آدم کینه‌ای، یعنی این از صبح که بلند می‌شود تمام ذهنش درگیر این است که این با من چکار کرد، پارسال چکار کرد، شب عروسی ما چکار کرد، بیست سال از عروسی‌شان گذشته این هنوز یادش هست، مادرشوهرم چکار کرد، خواهرشوهرم چکار کرد، مدام در گذشته است.@باجناقم چکار کرد، ذهنش مشغول است، این دیگر راحتی ندارد، علی (علیه السّلام) می‌گوید این چقدر زندگیش سخت است، آدم باید دلش برای این بسوزد چقدر سخت زندگی یک آدم کینه‌ای، چون دنیا که ندارد، آخرت هم ندارد.@«مَنِ اطَّرَحَ الحِقدَ اِستَراحَ قَلبُهُ وَ لُبُّهُ» هر کس کینه را کنار بگذارد یک گوشه پرتش کند، دلش و عقلش، خردش، مغرش آرام می‌شود، دیگر من حالا با این آدم کاری ندارم، قرار است با او خوش باشم خوش هستم، قرار است بخندم، می‌خندم.@شما نگاه کنید امیرالمؤمنین که دارد این حرفها را می‌زند خودش رعایت کرده، امیرالمؤمنین با قاتلان حضرت زهرا اینقدر شوخی می‌کرد و رفاقت می‌کرد، 25 سال می‌گفت من وزیر اینها بودم، گذاشت کنار، چون می‌داند یک صحنه دیگری هست که وقت رسیدن به این کارها است، یک قیامت و آخرتی هست، وقتی دادگاه عدل الهی هست من برای چی خودم دادگاه تشکیل بدهم.@تازه خیلی وقتها بدیهایی که افراد در حق ما می‌کنند ما با دادگاه تشکیل دادن و تلافی کردن نمی‌توانیم جبران کنیم. حادثه‌هایی که دیگران می‌آفرینند پس کلا برای آنطرف بگذار زندگیت را خوش بگذران، به وظیفه‌ای که داری عمل بکن، به هدفی که برایش خلق شدی فکر بکن.@من آمدم اینجا شبیه خدا بشوم، من آمدم اینجا بهشت و بالاتر از بهشت را به دست بیاورم، وقتم را بگذارم به درگیری با مردم، 20 سال، 30 سال، 40 سال، جنگ و نفرت و کینه و خسارت برای چی! آن را رها کن، وقتی رها بکنی دلت آرام می‌شود، عقلت هم آرام می‌شود، می‌خواهی درس بخوانی اعصابت خورد است می‌گوید سر کتاب می‌روم نمی‌توانم درس بخوانم.@هوش عالی، حافظه عالی، استعداد عالی، ولی چون مشغول رفتارهای دیگران با خودش هست، کنکور قبول نمی‌شود، نمره‌اش خوب نمی‌شود، یک رشته‌ای می‌خواهد تمرکز بگیرد نمی‌تواند، یک شغل دارد شغلش را از دست می‌دهد، چون حواسپرت است، ذهنش جای دیگر است، عقلش استراحت ندارد، مغزش استراحت ندارد.@وقتی بیرون هست که بیرون است، دارد زحمت می‌کشد، سختی و خستگی، می‌خواهد خانه بیاید انگار می‌خواهد وارد جهنم بشود، می‌گوید الان می‌خواهم بروم پیش کسانی که با آنها هزار و یک جور مشکل دارم، دلش آرام نیست، نه قلبش و نه مغزش آرام است.@یعنی این آدم خوب نمی‌تواند فکر بکند، نه قلب راحتی دارد، چون دل که خوش نباشد آدم تصمیماتش هم غلط در می‌آید، دل خوش که نباشد آدم عبادت هم نمی‌تواند بکند، به بهشت هم راه پیدا نمی‌کند، مغز و عقل و راحت هم نداشته باشد تصمیم غلط می‌گیرد.@امروز یک نامه می‌خواندم نوشته بود عاشق یک خانمی‌بودم رفتم خاستگاریش خانواده‌اش نگذاشتند بالاخره من نتوانستم به این برسم، من هم از روی نفرت و لج رفتم با یک دختر خیلی وحشتناکی ازدواج کردم، این کار را معمولاً خانمها بیشتر می‌کنند، حالا این آقا بود نوشته بود، خانمها اینطوری هستند مثلاً می‌خواهند از طرف انتقام بگیرند می‌روند یک ازدواج اشتباه می‌کنند.@مثلا یک کسی من را اذیت بکند من هم به خاطر تلافی بروم خودم را از کوه پایین بیندازم، این احمقانه نیست! تو خودت را آزار می‌دهی، یک کس دیگر ظلم کرده تو خودت را شکنجه می‌دهی، این چطور انتخابی است.@مرد نوشته بود من ده سال از دست این زن کتک می‌خوردم، فحش شنیدم، مسخره شدم، خانواده‌ام خراب شد، خودم کتک می‌خوردم، برای اینکه فکر نمی‌کند، آن دختر هم که گناهی نگذاشته بالاخره خانواده‌اش نگذاشتند، نشده، کینه کردی حالا رفتی یک ازدواجی کردی که از چاله در آمدی در چاه افتادی.@این اگر کینه نمی‌کرد از طرفی که می‌خواست با او ازدواج کند و از خانواده طرف مقابل، آقا خلایق هر چه لایق، بلال را نگاه کنید چقدر جالب است، بلال سیاهپوست است، چهره قشنگی هم ندارد، زبانش هم خوب کار نمی‌کند، رفته خواستگاری یک دختر خوشگل می‌گوید «اِن تُزَّوِجُنا اَلحَمدُ لله» اگر به ما می‌دهید خدا را شکر، «اِن لَم تُزَّوِجُنا فَاللهُ اَکبَر» نمی‌دهید خدا بزرگ است.@انتقام می‌گیرم، اسید می‌پاشم، و خودم را می‌کشم، و دخترتان را می‌کشم، کینه از خانواده همسر بگیرید، اینها احمقانه است و کارهای شیطان است، ندادند، ما بسیاری از کامهای دنیایی و کامهای آخرتی‌مان مال ناکامی‌هایمان است، اصلاً ناکامی ‌خودش یک کام است.@شما هر چه از این دنیا کمتر کام بگیرید کام آخرتیت بیشتر است، اینقدر بیشتر است که امام صادق می‌گوید وقتی خدا کام آخرتی را می‌دهد، می‌گوید در آن دنیا یکسری دعا کردی من اجابت نکردم، یکسری خواسته و تمنا داشتی که نشد، یکسری حق داشتی حقت را بندگان من خوردند، من حالا همه را برای تو جبران می‌کنم، می‌گوید خدا یک طوری جبران می‌کند که می‌گوید ای کاش در دنیا یک دانه از دعاهایم مستجاب نمی‌شد، ای کاش در دنیا من را با قیچی تکه تکه می‌کردند.@یک ابدیت سر راه ما است، ما مدام به خاطر اینکه خودمان را نمی‌شناسیم یک خانم و یک آقا و یک حیوان خودمان را معنا می‌کنیم، که یک زمانی از شکم مادرش بیرون آمده و یک زمانی هم میمیرد و حیات تمام است، تمام نیست، یک ابدیت سر راه ما است، شوخی نیست، ابدیت سر راه ما است، یک جاودانگی منتظر ما است، ما مرگی نداریم، مردنی نداریم، مردنی در کار نیست.@آدم حقود خوب نمی‌تواند فکر بکند، نه قلبش خوب کار می‌کند، و نه مغزش، نه مغز مادیش، و نه قلب معنویش روحش، و نه خرد و عقلش، هیچ کدام کار نمی‌کند، کینه سمّ خیلی قاتلی است، این را از خودت دورش کن.@پایان کار را ببینید امام زین العابدین (علیه السّلام) «الْحَقُودُ یَمُوتُ‏ كَمَداً» کینه‌توز از اندوه می‌میرد پیری‌های زودرس، مشکلات بدنی، پوستی، مرگ زودرس، سکته عمر را کوتاه می‌کند.@همین چند وقت پیش یک آقایی را من دیدم گفتم حاجی من تو را می‌بینم سر حال می‌آیم بانشاط می‌شوم، خوشحال می‌شوم تو را می‌بینم، ماشاءالله اینقدر فعال، عالی، خوشدل، خوش زبان، خوش خنده، خوش اخلاق، گفتم حاجی چند سالت هست؟ گفت سنی ندارم، دو تا هفت سال، گفتم یعنی 14 سالت، گفت نه 77 سال، ولی از صد تا جوان سر حال‌تر است.@جوانان امروز می‌بینی 30 سالش هست پیری زودرس گرفته، این 80 سالش هست، مرده، خیلی وقت است که مرده است، حیات گیاهی دارد، راه می‌رود، غذا می‌خورد، این مرده است، کارش تمام است، هر چه شیطان و نفستان می‌گوید نسبت به کسی که کینه دارید، عکس آن عمل بکنید، می‌گوید با او قهر بکن، با او آشتی کن، می‌گوید کمتر جلوی دستش باشد، نه برو برایش هدیه بخر، با او مسافرت برو، دعوتش کن، بخند، بغلش کن، او را ببوس، اینها می‌رود.@علی (علیه السّلام) می‌فرماید چون یکی از قواعد ریاضی جذب که امیرالمؤمنین دارد، حضرت می‌فرماید برای اینکه یک کینه را از بین ببرید مقابله نکن دلت را نسبت به آن شخص پاک کن کینه او نابود می‌شود، تو روی خودت کار بکن، لازم نیست روی او کار بکنی، دل خودت را پاک کن می‌بینی که همه چیز پاک می‌شود، او هم خوب می‌شود.@عامل بعدی که مانع شادی ما می‌شود عصبانیت و خشم است، اینکه انسان تند خشمگین بشود، حساس و زودرنج باشد، خشمگین باشد، خشم یک منشأ جسمی‌دارد که انسان باید حتماً آن را با طبیب در میان بگذارد، نه طبیب‌های پزشکی نوین، چون کار خیلی زیادی نمی‌توانند بکنند.@طب سنتی خودمان، یک طبع‌سنجی انسان احتیاج دارد که ببیند طبعش چطوری است، شاید نامتعادل باشد، موادی در بدن کم باشد که اگر مثلاً ید در بدن نباشد آدم بی‌حال است، کرخ است، ناامید است، چطور اگر روی در بدن نباشد، انسان چقدر روحیه‌اش به هم می‌ریزد چطور اگر کم خونی داشته باشد زود خسته می‌شود، کلافه است، حوصله هیچ کس و هیچ چیز را ندارد.@خیلی وقتها شما اگر اینها را ندانید می‌گویید من مشکل روانی دارم، مدام به خودت انگ روانی بودن می‌زنی، پزشک جدید هم چون نمی‌تواند کاری بکند می‌گوید برو پیش روانپزشک، او هم کلی پول از تو می‌گیرد یک عالم دارو به تو می‌دهد و تو را خواب می‌کند، مدام یک گوشه مثل مرده می‌افتی، بعد هم معده و اثنی‌عشر و همه چیز را با این داروها به هم می‌ریزد، هورمونها خراب می‌شود، تعادل به هم می‌خورد نتیجه عکس می‌دهد.@نه باید ببینی چه میوه‌ای کم می‌خوری، گاهی وقتها یک میوه خاص آدم را نجات می‌دهد، یک سبزی خاص نجات می‌دهد، یک سبزی خاص نجات می‌دهد، یک رژیم غذایی خوب، به اندازه کافی از مغزها استفاده می‌کنی یا نه، از گوشت‌ها به موقع استفاده می‌کنید یا نه، اینها خیلی مهم است.@ما باید نظام تغذیه‌ای‌مان را درست کنیم. مثلاً ورزش خوب، نظام تغذیه‌ای خوب. می‌بینی نه آن چیزهایی که تو فکر می‌کردی، ناامیدی‌ها، کسالت‌ها، تاریک دیدن خیلی ‌چیزها، بدبینی‌ها، همه با یک نظام تغذیه‌ای خوب برطرف می‌شود و می‌فهمی‌که تو بی‌خود فکر می‌کردی مشکل روانی داری.@در حالی که اصلاً روانی نیست، یک مشکل جسمی ‌بوده و به نفس‌ات زده. بدن کم آورده. چون بدن مرکب نفس است. اگر به بدن نرسی و نیازهای بدن را تأمین نکنی، روح گرفتار می‌‌شود، مثل اینکه ماشینت خراب باشد می‌خواهی یک مسافت را بروی اول جاده ماشین ریپ می‌زند خاموش می‌شود جوش می‌آورد اعصاب آدم خورد می‌شود، مرکب را باید به آن برسی.@لذا ببین شاید باید در نظام تغذیه‌ات یک چیزی باید بخوری برو یک طب مراجعه کن، یک طبیب خوب، قدرتمند، طبع‌سنجی بکند، شاید مواد بدنیت کم باشد، آزمایش هم طبق طب جدید بروی بدهی، یک آزمایش خون کامل بگیرد، آزمایش کبد بگیرد، آزمایش تیروئید بگیرد، الان خیلی‌ها تیروئید دارند و نمی‌دانند، یا آزمایشات دیگر بگیرید، شاید ریشه جسمی‌دارد، این را اول حل بکن.@خیلیها هستند الان با گیاهان قهر هستند، در حالی که گیاهان بهترین رفیق انسان هستند، این عالم خدا رفقایی بهتر از گیاهان برای آدم نیافریده، از گوشت مهمتر است، میوه ها از غذا مهمتر است، ما اینقدر که در نظام تغذیه‌ای به غذا اهمیت می‌دهیم به سبزیجات و میوه اهمیت نمی‌دهیم، حالا می‌گوید یک وعده غذا نخور جایش میوه بخور، تأثیر دارد.@شما برو زیر نظر یک طبیب، خوددرمانی نه، کارشناس حتما باشد، یک استاد بالای سرت باشد، سه روز شما یک روزه میوه‌ای بگیرید، می‌بینید اینقدر پوست و روح و روانت تغییر می‌کند که حد ندارد، خیلی از ناامیدی‌های جسمی، مشکلات و ضعفها با سه روز بیشتر هم نه، برطرف می‌شود.@ولی ما نه مدام یک چیز غلط که باید حتماً پختنی باشد، گوشت باشد، بعد هم افتضاح می‌خوریم، هم زیاده روی می‌کنیم و هم بد می‌خوریم، بعد به جای اینکه اثرات مطلوب داشته باشد ضرر دارد.@یعنی شما گوشت می‌خوری، غذای پختنی می‌خوری، برنج می‌خوری، چیزهای سرد می‌خوری، تو را داغون می‌کند، خوب آلودگی داری، کسالت داری، عصبانیت داری، وقتت تلف می‌شود، صبح هم که از خواب بلند می‌شوی انگار تا صبح بیل زدی، می‌بینی حس نداری دنبال کارت بروی.@نظام غذاییت را درست بکن زیر نظر یک پزشک حاذق، می‌بینی که خیلی چیزها درست می‌شود، عصبانیت‌ها از بین می‌رود، زودرنجی ها از بین می‌رود، بی‌حالی از بین می‌رود، بدبینی‌هایت از بین می‌رود، با یک رژیم غذایی خوب، ما باید برنامه غذایی خوب داشته باشیم، یعنی بدانیم من باید اینها را استفاده کنم، معصوم چطور اینها را جزء لوازم اصلی زندگیش قرار داده ما هم باید قرار بدهیم.@ما الان خیلی از خوراکهای خوب را بدمان می‌آید استفاده بکنیم، دوست ندارم، خوشم نمی‌آید، دوست ندارم و خوشم نمی‌آید یعنی یک آدم بی‌انصافی که می‌خواهد با بدنش تابع میلش رفتار بکند، این بدن ما یک شخصیت است، باید ببینید چه می‌خواهد.@مثل یک مادر نفهمی‌ هست که می‌گوید شیر ندارم به تو بدهم از همین کله‌پاچه‌ای که من می‌خورم تو هم بخور، آبگوشت بخور، برنج بخور، نمی‌شود این سیستمش الان شیر می‌خواهد باید به او شیر را بدهی، زور که نمی‌شود گفت، این الان حتما مویز می‌خواهد، خرما لازم دارد، چهار مغز احتیاج دارد، گردو بخصوص لازم ندارد، به او نمی‌دهد، دوست ندارم، خرما خوشم نمی‌آید.@گوشت لازم دارد، سبزی لازم دارد، از گیاهان مختلف باید استفاده بکند، از میوه‌ها باید استفاده بکند، این را دوست ندارم، آن را خوشم نمی‌آید، مگر تابع میل ماست که ما اینطوری با بدنمان رفتار بکنیم این بدن معصوم است یک ساختار ریاضی دارد یک نیازهایی دارد باید به او بدهیم.@چطور حضرت می‌گوید اگر کسی شام نخورد رگ شام او را لعنت می‌کند، شام باید خورده بشود، الان اذان مغرب را گفتند شام می‌شود، حالا لازم نیست 10 شب شام بخورید سفره بیندازید، یک چیزی حتماً باید تا قبل از خواب بخورید، ولو یک خرما بخورید.@نه من شبها هیچی نمی‌خورم غلط است، بله غذای سنگین نخور، ولی میوه مناسب بخور، چهار تا دانه مغز بخور، یک کشمش خوب، یک مویز خوب، سالم البته، نه از اینهایی که مواد به آن می‌زنند، اینقدر است، بس است، این غذا شد، ولی بدنت کاملاً تأمین می‌شود، خیلی خوب می‌توانی بخوابی، نصف شب خیلی خوب می‌توانی بلند بشوی، و به تمام کارهایت می‌توانی برسی.@پس در خشم، نه فقط خشم خیلی از حس‌های روحیه غلط مال غذای بد است، تغذیه بد است، و عدم تعادل در بدن هست، طبع‌مان را اول باید بسنجیم، روی طبع اول باید کار کنیم، یک موقع هست نه روی طبع کار می‌کنیم، تسلط روی طبع داریم، واقعاً مشکلات معرفتی، شخصیتی، عقیدتی هست، بحث خشم را آن موقع باید به آن برسیم.@من چند وقت پیش دیدم یک پزشکی پیش من آمد گفت من خیلی عصبانی می‌شوم، بعد گفتم این برنامه را بگیر برو عمل بکن، گفت با زن و بچه‌ام بداخلاق هستم، با اطرافیانم بداخلاق هستم، حتی با بیمارانم گاهی اوقات تند می‌شوم، به او برنامه دادم.@دو تا شش ماه برنامه گرفت، بعد آمد گفت که خیلی خوب شدم، دیگر اصلاً آن حالتها نیست، ولی باز ته آن هست، باز آن حالت هیجان هست، باید خیلی خودم را نگه دارم، ولی بروز نمی‌دهم، خیلی برایم راحت شد، یک موقعهایی من را می‌گیرد، گفتم از این به بعد باید بروی به بدن و جسمت برسی.@گفت استاد من خودم استاد طبع‌سنجی هستم، بقیه می‌آیند طبعشان را پیش من مطالعه می‌کنند، من در مورد طبع خودم مطمئن هستم که دارم درست رفتار می‌کنم، پس این الان مشکل جسمی‌ندارد، مشکلش کجاست؟ اینکه باید خیلی از این باورهای اعتقادی و بصیرتی را باور بکند، تمریناتش را بیشتر بکند، خوراک اینطوریش را بیشتر بکند قویتر می‌شود.@آدم تکلیفش را با این آدم می‌داند، چون آدم وارسته است، آدمی‌است که می‌داند چقدر غضب برایش خطرناک است، می‌خواهد حتما آن را حل بکند، آمده وقت گذاشته به طبعش رسیده، به بدنش رسیده، برنامه‌اش را هم گرفته دارد کار می‌کند، کفاف است.@من تکلیفم با این مشخص است، می‌دانیم که این آدم باید با او چکار کرد، می‌دانیم که مشکل جسمی‌ندارد، حالا باید در بخشهای دیگر تقویت بشود، این کار را راحت می‌کند، نصف درمان این است که آدم اصل مشکل را بسنجند از کجاست، ریشه‌اش کجاست، چطوری هست.@«مَنْ غَضِبَ عَلَى مَنْ لَا یَقْدِرُ عَلَى ضُرِّهِ طَالَ حُزْنُهُ وَ عَذَّبَ نَفْسَهُ» کسی که خشم بگیرد به یک کسی که نمی‌تواند با این آدم کاری بکند، زورش به این آدم نمی‌رسد، استادت است، پدر و مادرت است، پدر و مادر یک حق یک طرفه دارند، مگر آدم حق دارد سر پدر و مادرش داد بزند نمی‌توانی، داد بزنی باختی.@یا همسر است، شما می‌دانی اگر این کار را انجام بدهی زندگی خیلی خرابی به بار می‌آورد، یا بچه است تو الان می‌خواهی به او غضب بکنی این بچه سیم‌پیچی‌هایش می‌سوزد هزار تا مشکل پیدا می‌کند، یا یک آدمی‌هست خیلی قلدر است، یک کسی هست یک جا رئیس است تو نمی‌توانی با این کاری بکنی با این عصبانیتت فقط تو را اخراج می‌کنند.@حضرت می‌گوید یک موارد اینطوری کسی که تو قادر نیستی، حالا این قادر نبودن یک موقع هست اختیاری است، یعنی تو به خاطر حیا، تقوا، این کار را نمی‌توانی انجام بدهی، به خاطر ادب، شعور، وفاداری، یا اینکه نه زورت به او نمی‌رسد، می‌گوید وقتی که عصبانی می‌شوی اینطور آدمها غصه‌هایشان، حزنشان طولانی است، «وَ عَذَّبَ نَفْسَهُ» جان خودش را عذاب می‌دهد.@همان فرمولی که در مورد کینه گفتیم اینجا هم باید بگوییم بیخود عصبانی و ناراحت بشوی هیچ چیزی به دردت نمی‌خورد فقط دچار خودآزاری می‌شوی، با عصبانیت نمی‌توانی مشکلی را حل بکنی فقط کار خرابتر می‌شود.@«طاعَةُ الْغَضَبِ نَدَمٌ وَ عِصْیانٌ» کسی که از خشم خودش پیروی می‌کند، یعنی وقتی فشار به او می‌آید و نمی‌تواند جلوی خودش را بگیرد، یک چیزی می‌گوید؛ نیشی می‌زند؛ غضبی می‌کند؛ ضربه‌ای می‌زند؛ فحشی می‌دهد؛ متلکی می‌گوید؛ دادی می‌زند. ضمن اینکه پشیمان می‌شود، گناه و معصیت هم دارد.@آدم در خوردن خشمش، خشم، شربت فوق‌العاده تلخی است، اگر بتوانی آن را قورت دهی، شیرینی‌های زیادی برایت می‌آورد آثار خیلی زیادی برایت می‌آورد؛ «إِیَّاكَ‏ وَ الْغَضَبَ‏ فَإِنَّ أَوَّلَهُ جُنُونٌ وَ آخِرَهُ نَدَم» از غضب پرهیز کن، چون اولش دیوانگی است؛ شیطان می‌‌گوید وقتی کسی عصبانی می‌شود، مثل یک توپ در اختیار من است مثل یک گوی در اختیار من است، و هر طور بخواهم می‌توانم او را به همه جا هُل بدهم؛ یعنی دقیقاً آدم موقع عصبانیت بندۀ شیطان می‌شود.@«وَ آخِرَهُ نَدَم» آخرش هم پشیمانی است، کاش من این کار را نمی‌کردم، بد شد، یک موقع هست آنجا که حضرت می‌گوید نمی‌توانی کاری بکنی، یک موقع هست غضب خوب است، لازم است، کاری هم می‌توانی با آن بکنی.@دیروز بود من داشتم تلویزیون نگاه می‌کردم، موضوع برنامه حلم بود، خویشتن داری، سعه صدر، با افراد مصاحبه می‌کردند که تا حالا عصبانی شدید؟ بله، خوب بوده؟ نه ما از عصبانیت خیری ندیدیم، به یک آقایی گفتند خوب بود؟ گفت بله خوب بود.@گفتند برای چی؟ گفت پسرم تنبلی می‌کرد درسش را نمی‌خواند، باشگاهش را هم نمی‌رفت، یکبار با او عصبی برخورد کردم به او خشم کردم، از آن وقتی که من عصبانی شدم هم درسش را خوب می‌خواند هم باشگاهش را می‌رود.@یک موقع هست عصبانیت یک نقش است که تو باید آن را انتخاب بکنی، از کسی کینه نمی‌گیری که بخواهی خودت را تخلیه بکنی نه، نقش یک آدم عصبی را بازی می‌کنی، یعنی باید یک جاهایی مادر، پدر این نقش را بازی بکند، یا در برخورد با هر کسی ممکن است پیش بیاید، نه اینکه درونت ریخته و الان داغون هستی، مثل یک گوی در دست شیطان هستی، نمی‌دانی باید چکار بکنی، نه نقش یک آدم عصبی را باید بازی بکنی.@باید یک جا صدایت را بالا ببرید، ممکن است لازم باید به یک کسی چهار تا حرف درشت بزنی، برای چی؟ برای رضای خدا، برای درمانش، برای اینکه این الان این را لازم دارد، نه اینکه وقتی گوشی را زمین گذاشتی دست و پایت بلرزد، اعصابت خورد بشود، من الان باید برای رضای خدا خشمم را نشان بدهم لازم است که این کار را بکنم چون درمانگر است، کمک می‌کند، آن یک بحث دیگر است.@

و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@

یک کتاب هم بیرون هست این کتاب، کتاب خوبی هست، چند نفر از عزیزان زحمت کشیدند نوشتند، تنش‌های روانی و راههای مقابله با آن، این کمک می‌کند برای درمان همین تنشهایی که در ما ایجاد می‌شود، کتاب را مطالعه بکنید ارزش خواندنش را دارد.@