جلسه 005 - شادی
شماره جلسه
5
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1394
ماه
8
روز
23
متن کامل (خام) ‌ جلسه 005 - شادی

شادی؛ جلسه5 10/06/1397

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. بحث ما راجع به موانع شادی هست چه چیزهایی نمی‌گذارد که ما شاد باشیم. قبلاً این رابطه را توضیح دادم که میزان شادی ما در آخرت بسته به میزان آرامش و شادی ما در دنیاست.@کسانی که می‌توانند با وجود مشکلاتی که در زندگی دارند آرام و شاد زندگی بکنند اینها درجه شادی و آرامششان در آخرت فوق‌العاده زیاد هست. بنابراین وقتی که داریم راجع به موانع شادی صحبت می‌کنیم مانع شادی یعنی یک چیزی هست که هم در دنیا شادی را از ما می‌گیرد و هم عذاب آخرتی برای ما می‌آورد و ما را از شادی در بهشت محروم می‌کند از شادی در آخرت محروم می‌کند.@لذا بهتر هست که وقتی داریم راجع به این فکر می‌کنیم که موانع شادی، باید حتماً این را برای خودمان در دنیا تحصیل بکنیم تا آخرتمان هم قشنگ بشود و آرامش بیشتری داشته باشیم. یکی از مهمترین موانع شادی خودشیفتگی بود که در موردش توضیح دادیم.@انواع خودشیفتگی، گفتیم ما پنج تا خود داریم خود جمادی، خود گیاهی، خود حیوانی، خود عقلی، و خود فوق عقلی یا خود انسانی؛ در هر کدام از این پنج تا انسان دچار خودشیفتگی بشود شادی‌اش از بین می‌رود و کم می‌شود.@آن جاهایی که ما ناشاد هستیم یا غمگین هستیم یک جایی به یکی از این پنج تا من ما آسیب رسیده یعنی درگیری داریم یک مشکلی در یکی از این پنج تا من ما ایجاد شده حالا ما غصه داریم یا من جمادی یا من گیاهی یا من حیوانی یا من عقلی یا من فوق عقلی.@بنابراین خودبه‌خود آدم ضعیف می‌شود و غصه می‌خورد و به او فشار می‌آید. امروز می‌خواهیم راجع به یک عامل خیلی خیلی مهم صحبت کنیم که مانع خیلی مهمی هست برای شادی ما، و اگر بتوانیم برطرفش کنیم واقعاً یک حجم شادی و آرامش را هم برای دنیای خودمان می‌آوریم و هم برای آخرت خودمان که عبارت هست از حسادت، امروز موضوع بحث ما حسادت است.@ما چون سیر بحثمان شناخت موانع شادی هست. برای یک تک جلسه بحث حسادت را مطرح می‌کنیم بحث حسادت مبسوط در سی‌دی حسادت هست که اصلاً دوره مخصوص دارد آن را دیگر حتماً بعد از این جلسه آنها که کار نکردند بگیرند آن موضوع را کار کنند.@ حسادت یعنی اینکه انسان از داشتن نعمتی در دیگران چه حالا نعمت چی باشد؟ بلند بگویید؟ جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی یا فوق عقلی بدش بیاید ناراحت بشود در فشار قرار بگیرد.@ جمادی مثل اینکه یک کسی وضع مالی‌اش بهتر از ما باشد یا وضع بدنی‌اش خوشگل‌تر باشد خوش قیافه‌تر باشد خوش هیکل‌تر باشد غذای بهتری بخورند بچه‌دار باشند ما نباشیم، اینها جنبه‌های گیاهی هست باردار باشد ما نباشیم، بچه‌دار بشود ما بچه نداشته باشیم. اینها جنبه‌های جمادی هست.@جنبه‌های حیوانی ازدواج بکند بخت خوبی داشته باشد به قول امروزیها، موقعیت اجتماعی خوبی داشته باشد مقام اجتماعی بالایی داشته باشد اینها می‌شود مباحث اجتماعی و حیوانی، شغل بهتری داشته باشد شغل پردرآمدتری داشته باشد.@بخش علمی سواد بیشتری داشته باشد آگاهیهای بیشتری داشته باشد مدرک تحصیلی بالاتری داشته باشد اینها جنبه چی می‌شود؟ عقلی می‌شود. و حسادت در جنبه‌های معنوی یعنی یک کسی از معنویت ما به او حسادت می‌کنیم@ می‌بینیم خوابهای قشنگی می‌بیند وضع معنوی‌اش خیلی خوب است وضع پیشرفت معنوی‌اش خیلی خوب هست. موفق به عبادت است موفق به طاعت و زیارت است. خوابهای قشنگ می‌بیند قرب خوبی دارد توفیقهای خوبی دارد در این جهات ما یک موقعی به کسی حسادت می‌کنیم.@به این پنج تا دقت کنید که ما پنج نوع حسادت داریم در نعمتها، و اذیت می‌شویم از اینکه ببینیم یک نفر یکی از این پنج نوع نعمت را دارد و ما نداریم و ما از آن عقب‌تر هستیم یا حتی خودمان هم داریم ولی چشم دیدن آن را برای دیگران نداریم.@ممکن است خودمان هم داشته باشیم بیشتر هم داشته باشیم ولی اینکه یک کس دیگر هم داشته باشد برای ما قابل تحمل نیست. این حسادت می‌شود که ناشی از یک توهم هست و ناشی از نشناختن خود حقیقی ما هست که حالا من روایتهایش را می‌خوانم بعد یواش یواش برای شما توضیح می‌دهم.@روایتها همه از وجود مقدس امیرالمؤمنین (علیه السّلام) هست می‌فرماید: «لَا يُوجَدُ الْحَسُودُ مَسْرُوراً» شما هیچ وقت نمی‌توانید یک آدم حسود را شاد ببینید یک آدم حسود وقتی که درگیر حسادت هست غصه دارد حالا غصه‌هایش هم کیفیت غصه‌هایش را هم خود حضرت می‌گوید که حالا برایتان توضیح می‌دهم.@می‌فرماید که: «مَا رَأَيْتُ ظَالِماً أَشْبَهَ بِمَظْلُومٍ مِنَ الْحَاسِدِ» می‌گوید من هیچ ظالمی را که شبیه مظلوم هست مثل حسود ندیدم. حسودها دیدید که چطوری هستند حسودها خیلی مظلوم می‌نمایند.@یعنی آن کسی که حسود هست می‌گوید اره این به من محل نگذاشته، این من را دوست ندارد، به این بیشتر احترام می‌گذارند، من قربانی شدم، من اینطوری هستم من اینطوری شدم حقم رعایت نشده ظاهر قضیه اینطوری است.@یعنی شخص حسود فکر می‌کند یک کسی از او حقی را خورده، برده، یک چیزی داشته که حالا الان آن موقعیت را ندارد موقعیتش، جایگاهش از او گرفته شده این حق من بوده مال من بوده کاشکی من باشم الان من باید در این موقعیت باشم چرا من اینطوری نیستم چرا این برای من نباید باشد.@می‌گوید شبیه‌ترین ظالم به مظلوم حسود است حسود واقعاً ظالم است هم ظلم به خودش دارد می‌کند هم ظلم به آن کسی که مورد حسادت قرار گرفته.@ولی واقعاً ظاهرش اگر بیاید برای شما درددل کند و سفره دلش را برای شما باز کند شما برایش گریه‌ات می‌گیرد و می‌گویی آخیش بیچاره مثلاً چه به روزش آمده در حالی که این دارد الان در آتش چه می‌سوزد؟ در آتش حسادت خودش می‌سوزد آتش وحشتناک حسادت خودش دارد می‌سوزد.@این تعبیری که دارد که (چرا من)، حسود از کجا انحراف پیدا می‌کند؟ مشکل حسادت از تعریف من است که قبلاً هم در بحث خودشیفتگی توضیح دادیم.@وقتی که شخصی این من اصلی‌اش که از جنس اهل بیت است از جنس خداست این را نبیند و به رسمیت نشناسد و این را بالاتر از چهار تا من دیگرش نبیند شروع غمها و غصه‌ها و شکستها و حسادتها و چشم و هم‌چشمیها و رقابتها و افسردگیها و پوچیهایش می‌شود.@ انسان وقتی که خود اصلی‌اش را در دستش ندارد یعنی خوددار نیست با خود اصلی‌اش آشنا نیست دوست نیست مأنوس نیست با این چهارتا خود قلابی زندگی می‌کنند این چهارتا خود قلابی هم خود اصلی نیستند.@یعنی همیشه چون خود ما کدام بخش است؟ بخش بینهایت ما هست بینهایت‌طلب و بینهایت که فقط هم با بینهایت ارضا می‌شود این چهارتا خود، در واقع خودهای کمکی هستند خودهای مقدماتی هستند اینها هیچ کدام شئونشان بینهایت نیست.@برای همین وقتی که شما خود اصلی‌ات را گم می‌کنی من جنبه تخصصی‌اش را برای شما بگویم جنبه معرفت نفسی‌اش را، وقتی که خود اصلی‌ات را گم می‌کنی هر چقدر در این چهارتا موفق باشی چون آخرش آن خود اصلی‌ات به کام نرسیده با زوج خودش، جفت خودش، همسر خودش، معشوق خودش وصال پیدا نکرده یعنی شما به بینهایت ارتباط ندارید محدودیت اینها آزارتان می‌دهد.@شما از اینکه الان دکتر هستی خوشحال نیستی از اینکه یک نفر فوق دکترا هست داری غصه می‌خوری، یا یک کسی دیگر در شرایط دیگر دارد داری غصه می‌خوری پس شما هر چقدر در این چهار جهت موفقیت داشته باشی موفقیتهایت را نمی‌بینی.@ یک موجود ناسپاس، نمک‌نشناس، کور نسبت به خودت و داشته‌هایت هستی ولی فقط آن چیزی که دارد آزارت می‌دهد داشتن دیگران است موقعیتهای دیگران است اصلاً خودت در هر درجه از پیشرفت دیده نمی‌شوی نعمتهایی که خدا به تو داده سعادتهایی که به تو داده توفیقهایی که داشته هیچ کدام را نمی‌بینی.@فقط برایت مهم است که الان چرا فلانی الان اینطوری است مثلاً در این موقعیت برتر هست این را حواست نیست وقتی خود اصلی‌ات را پیدا کرده یعنی خود آسمانی‌ات را پیدا کردی متوجه می‌شوی که شما وقتی که اتصال به بینهایت داری رشدت را داری می‌کنی جلو می‌روی.@در این اتصال اگر یک آدمهایی سر راهت پیدا شدند که این چهارتا را بهتر داشتند حتی مورد پنجم را وقتی که دوستشان داری وقتی که به آنها حسادت نمی‌کنی به خیر به آرامش به شادی می‌رسی و خداوند خیلی از ثوابهای آنها از اثرات کارهای آنها را هم به تو می‌دهد و تو در واقع شریک می‌شوی با کسی که به او حسودی می‌کردی.@وقتی که حسودی نمی‌کنی در تمام قشنگیها و آثار خوب کار آن شخصی که تو به آن حسودی می‌کنی شریک می‌شوی یعنی انگار که یک پرونده حساب دیگری برایت باز شده در حسابت دارد دائماً پاداش می‌آید.@ممکن است خود آن از آن نعمت خوب استفاده نکند ولی چون تو داشتن آن را قشنگ می‌بینی به جای اینکه مثلاً الان بگویی این چرا اینطوری هست و دائم اذیتش کنی.@حالا تو ازدواج نکردی خواهر کوچکتر ازدواج کرده شما ازدواج نکردی برادر کوچکتر ازدواج کرده شما شغل نداری برادر کوچکتر هم شغل دارد هم ازدواج کرده هم زندگی‌اش روی روال است ولی وقتی که او را می‌بینی و لذت می‌بری آن ارزشی که از زندگی او، ثوابی که از زندگی او در این نظام وجود دارد به تو هم داده می‌شود.@او دارد تلاش می‌کند و کار می‌کند ولی آن ثواب را به تو هم می‌دهند خیلی قشنگ است وقتی حسود نباشی ولی وقتی که حسود هستی مصائب مختلف دنیایی و آخرتی برای انسان اتفاق می‌افتد.@حالا نگاه کنید حضرت چه می‌گوید، بعد از اینکه این جمله را می‌گوید من هیچ ظالمی را شبیه‌تر به مظلوم از حسود ندیدم بعد می‌فرماید که: «نَفسٌ دَائِمٌ» می‌گوید این حسود نفس دائم، نفس دائم یعنی چی؟ شنیدید می‌گویند نفس‌زنان، این یک نفس نفس دائم دارد این نفس نفسی که در آن پر از چیست؟ حسرت، خستگی، داغونی، می‌گوید حسرت اینطوری است.@یعنی خودش را به زحمت می‌اندازد که از طرف مقابل چکار کند؟ جلو بزند، خودش را به آن چی؟ برساند، یا نفس نفس می‌زند او را از آن موقعیت چکار کند؟ بیاندازد، به او ضربه بزند.@«وَ قَلْبٌ هَائِمٌ» یک روحیه‌ای و یک قلب سرگردان حسود دارد حسود سرگردانی دارد هیچ مشکلی برای انسان وحشتناک‌تر از سرگردانی نیست یعنی در مریضی‌های روحی روانی یک جایی که شخص نمی‌داند کیست، نمی‌داند چیست، نمی‌داند الان می‌خواهد چکار کند، این بلاتکلیفی و سردرگمی هیچی مثل این آدم را داغون نمی‌کند خیلی وحشتناک است.@در بیماریهای روانی هم همینطور، آنهایی که متخصص کار روانی هستند مثلاً شخص انواع و اقسام مشکلات روانی پیدا می‌کند حتی خودکشی می‌کند یعنی آنقدر ناامید می‌شود می‌رود خودکشی می‌کند اما این به اندازه بی‌قراری آدم را اذیت نمی‌کند هیچی مثل بی‌قراری نیست بی‌قراری یک چیز وحشتناکی است یعنی یک چیز بلاتکلیفی و پا روی هوا بودنی است که اصلاً نمی‌توانی.@من آن موقعی که در جنگ آسیب دیده بودم موج انفجار شدید گرفته بودم تقریباً دو هفته این حالت به من دست داد مثلاً می‌نشستم بعد نسبت به اینجا یکدفعه شدید حالم خراب می‌شد اصلاً نمی‌توانستم بنشینم.@یعنی یک دلشوره وحشتناکی در من می‌افتاد بعد باید بلند می‌شدم راه می‌رفتم راه که می‌رفتم در راه رفتن دلشوره می‌افتاد دوباره می‌نشستم یک کار دیگر می‌کردم یعنی یک شکنجه وحشتناک و بی‌قراری که حد ندارد.@حالا دکترها این را چطوری خوب می‌کنند؟ دکترها می‌گویند حالا بی‌قراری کاری ندارد این قرص و شربت را بخور بیهوشت می‌کنند یک گوشه می‌افتی دیگر اصلاً صورت مسأله چی هست؟ پاک است، ولی تو مشکلت حل نشده.@من یادم هست آن موقع هم که خودم اینطوری بودم مشکلم را اینطوری حل نکردم با همین چیزهایی که الان دارم برای شما می‌گویم همه دردهای سرم و حمله‌های عصبی موج انفجار و به اضافه خیلی دردهای دیگر را همه را یک جا اینطوری از خودم بیرون کردم این خیلی آدم راحت می‌شود.@حالا آدم حسود اینطوری است آدم حسود انگار که یک نیزه یک شمشیری در این قلبش هست که نمی‌گذارد آرام باشد از شوهرش، زنش، بچه‌اش، پدرش، مادرش، غذایش، امنیتش، سلامتی‌اش از هیچی لذت نمی‌برد «وَ قَلْبٌ هَائِمٌ» این خیلی مهم است «وَ قَلْبٌ هَائِمٌ» آدم اینطوری می‌شود یعنی یک داغونی یک بلاتکلیفی یک حالت اینطوری.@«وَ حُزْنٌ لَازِمٌ‏» یعنی یک غم، لازم یعنی چی؟ لازم دیگر اسمش معلوم است یک غم پیوسته یک غم آویزان به توست همیشه، از تو جدا نمی‌شود حسود وضعیتش روحی‌اش اینطوری است.@یعنی یک کس دیگری دارد لذتش را می‌برد یک کس دیگری نعمت دارد نکبت و جهنم و بدبختی و حرص و جوش و غصه و تحقیر و بی‌قراری‌اش برای کیست؟ برای من است دیگر از این احمقانه‌تر زندگی شما سراغ دارید یک کس دیگر راحت است دارد خوش می‌گذراند من اینجا دارم خوردی و له‌ایش را می‌کشم دیگر از این واقعاً احمقانه‌تر وجود ندارد.@نقطه مقابلش که خیلی جالب امیرالمؤمنین درس می‌دهد می‌گوید گاهی وقتها شما در زندگی‌تان یک عده حسود اذیتتان می‌کنند یعنی گرفتار آدمهای حسود می‌شوید مادرشوهر حسود، مادرزن حسود، پدرزن حسود، پدرشوهر حسود، جاری حسود، باجناق حسود.@بعضی وقتها افراد می‌گویند این هم هست می‌گوید مادرم به من حسادت می‌کند بله ما مادر حسود هم داریم به بچه‌هایشان حسادت می‌کنند پدر حسود دارد به بچه‌اس حسادت می‌کند برادر حسود داریم برادر حسود هابیل و قابیل را شما دیدید نطفه‌اش این است برادر برادرش را از شدت حسادت می‌کشد.@شوهر حسود یک آدم تنبل و تن‌پروری هست زنش زن خوبی است رشد دارد می‌کند تحمل رشد همسرش را ندارد دائم به این زن گیر می‌دهد یکطوری که این نرود حالا یا گیر مثلاً اخلاقی به او می‌دهد غر و نق می‌کند یا اگر ببیند زنش مثلاً خیلی متدین است گیر شرعی به او می‌دهد راضی نیستم.@دیدید الان راضی نیستم مثلاً کار کنی، راضی نیستم دانشگاه بروی، راضی نیستم این کار را بکنی، زن را در محضوریت می‌اندازد ولی این راضی نبودنش برای این نیست که واقعاً کار و تحصیل به مصلحت زن نیست، نه این زن خیلی سالم و خوب و عالی دارد کار خودش را می‌کند و یک عضو مولد و خوب و مؤثر است ولی این چشم دیدن موفقیت زنش را ندارد.@یا یک کس دیگر به آدم حسودی می‌کند آدم را اذیت می‌کند حضرت می‌گوید خب تو مواظب باش تو هم در این حسودی داری امتحان می‌شوی اگر یک کسی دارد حسودی‌ات می‌کند تو هم اگر بیافتی به افسردگی و غم باختی.@حواست را جمع کن وقتی که تو داری او ندارد، تو عالی هستی او عقب‌تر هست یک کسی به تو دارد حسادت می‌کند مواظب باش تو غصه نخوری کینه از طرف به دل نگیری خدای نکرده، چون تو هم این وسط باختی امتحان شدی باختی.@از شخصی که دارد حسودی می‌کند می‌گوید همان نکبت حسادت آن بدبختی حسادت برای او چیست؟ کافی است. می‌گفت از یک کسی کینه داشت گفتم من دستم به این برسد تکه‌تکه‌اش می‌کنم او را می‌کشم.@رفتم پیدایش کردم دیدم این آنقدر بدبخت است که ارزش اینکه من بخواهم به این صدمه‌ای بزنم چی؟ ندارد، اصلاً ارزشش را ندارد، دیدم آنقدر خودش بیچاره است چکارش کنم همین بدبختی‌ برایش کافی است.@کسی که نسبت به شما حسادت می‌کند همین که در جهنم است برای شما کافی است دیگر ولش کن تو اگر دستت به او برسد که آتشش نمی‌زنی؟ آتشش می‌زنی؟ زنده زنده او را می‌سوزانی؟ نه، او زنده زنده دارد می‌سوزد هم دنیایش را دارد از دست می‌دهد هم آخرتش را، دیگر شما کاری با او نداشته باش.@اینکه در روایت داریم نصف شخصیت عاقل تحمل است نصفش بی‌خیالی، برای همین است که اگر آدم بی‌خیال نباشد حالا این بنده خدا دارد می‌سوزد چکارش کنم، می‌توانم یک موقعی کمکش کنم چرا یک موقعی درمان آن هست که بعداً برایتان توضیح می‌دهم که چکار کنید.@ولی یکی موقع هست نه کمکی از دست من برنمی‌آید این مشکلش حادتر از این حرفهاست، مریضی نیست که من بتوانم درمانش کنم این یک سرطان است سرطانها هم باز خوب می‌شوند این یک سرطان بدخیم گرفته که اصلاً خوب شدنی نیست حالا چکارش می‌شود کرد.@لذا یک جمله جالبی دارد امیرالمؤمنین (علیه السّلام) می‌فرماید که: «يَكْفِيكَ مِنَ الْحَاسِدِ أَنَّهُ يَغْتَمُّ فِي وَقْتِ سُرُورِكَ» برای تو در مورد یک شخص حسود که این حسادتش آزاردهنده است همین بس که آن موقع که تو خوش هستی این چیه؟ ناخوش است.@آن موقع که تو خوش هست این غمگین است دیگر کار دیگری نمی‌خواهد بکنی حالا کینه از آن به دل بگیری بیشتر دلت برایش بسوزد بیشتر سعی کن درمانش کنی سعی کن در آن نعمتی که داری اگر می‌شود شریکش کنی سعی کن به او محبت کنی برایش دعا کن برایش استغفار کن شبها.@نه فقط حسودها، دشمنانمان هم همینطور، با یک کسی درگیری داری دشمنی داری بدی به تو کرده اگر بخواهی همه چیز حل بشود کینه از او به دل داری یا از تو کینه دارد. حضرت می‌گوید کینه کسی که از ما کینه دارد راهش این نیست که ما برویم با او دشمنی کنیم.@می‌گوید تو کافی است در دلت با او صاف بشوی آن که نسبت به تو کینه دارد دوستش داشته باش بنده خداست برایش استغفار کن از خدا بخواه که این را شفا بدهد همین که نسبت به او محبت پیدا می‌کنی برایش هدیه بخر ببر.@آن کسی که حسود است به او هدیه بده مرتب به او هدیه بده دعایش کن بغلش کن او را ببوس التماس دعا به او بگو از او خواهش کن او برای تو دعا کند تو برایش دعا کن این طلسم را که شیطان می‌آید هر دو شما را جادو می‌کند بشکن.@چون آدمی که می‌افتد در معرض کینه و حسادت انگار طلسم و سِحر می‌شود این سِحر را خرابش کن این سِحر را بشکن می‌بینی که پشتش زیبایی است برو به سمت این سِحر، نگو که ازش بدم می‌آید دیگر نمی‌خواهم او را ببینم متنفرم.@این همین که بدت می‌آید متنفری و نمی‌خواهی دیگر او را ببینی اگر بخواهی او را ببینی اگر بروی بغلش بکنی و او را ببوسی و به سینه‌ات بچسبانی و دعایش کنی یک هدیه برایش بخری می‌بینی که طلسم چی می‌شود؟ شکسته می‌شود.@آن کارتون را بروید ببینید یک کارتونی هست که توصیه می‌کنم واجب شرعی است بروید ببینید قربت الی الله بروید ببینید کارتونی هست قدیمیها شاید یادشان هست به نام (زشت و زیبا) یا (دیو و دلبر) بروید ببینید.@این خانم عاشق یک آقایی هست می‌خواهد با او ازدواج کند آقا تحت شرایطی از او دور می‌شود بعد هم این بالأخره در یک داستانی می‌افتد در یک جنگلی و با یک غولی روبرو می‌شود این زن به این زیبایی با این غول آنقدر قشنگ ارتباط برقرار می‌کند که وقتی که این ارتباط عاطفی با این غول برقرار می‌کند و همدیگر را بغل که کردند تمام می‌شود.@این صحنه صحنه قشنگی است همین که همدیگر را بغل کردند طلسم شکسته می‌شود و می‌بیند که این غول همان پسری بوده که می‌خواسته با او ازدواج کند این یک جادوگر این را چکارش کرده بوده؟ زشتش کرده سِحرش کرده شما این را بشکن می‌بینی که نه پشت، قرآن هم خیلی قشنگ می‌گوید، قرآن می‌گوید شما به آن کسی که به شما بدی کرده خوبی کن معجزه‌اش را ببین.@می‌ایستد جلوی امام حسین شروع می‌کند فحش دادن به امیرالمؤمنین و حضرت زهرا و همه اینها فحش می‌دهد حضرت می‌گوید برادر شما مثل اینکه خیلی خسته هستی از راه آمدی خیلی خسته هستی، برویم منزل ما، من از شما پذیرایی کنم غذا به شما بدهم پولی چیزی نیاز دارید این برخورد امام حسین، عاشق امام حسین می‌شود.@این هنر یک انسان است که آن کسی که حسود است آن کسی که از تو بدش می‌آید آن کسی که دارد برای تو دردسر درست می‌کند تو دعایش کن برایش هدیه بخر خانه‌تان دعوتش کن شام و ناهار به او بده با او مسافرت برو با او درددل کن به او بگو دعایم کن از او مشورت بگیر می‌بینی که همه طلسمها شکسته می‌شود.@ما در همسران به عروس خانمها یاد می‌دهیم می‌گوید این مادرشوهر من اصلاً تحمل ندارد من یک چیزی بروم خرید کنم، تحمل ندارد من با شوهرم بیرون بروم، یا بروم یک چیزی بخرم، خدا نکند بفهمد ما یک رستوران رفتیم یک مسافرت رفتیم یک خریدی کردیم.@دوتا کار می‌شود کرد: یکی اینکه تو از مادرشوهرت ناراحت بشوی و موضع بگیری و دائماً شوهرت را در مقابل مادرش قرار بدهی این که جهنم برای همه شما می‌شود یکی اینکه نه مادرشوهر را در خودت بیاوری و حلش بکنی مثل آب کُر دیدید در خودت بیاور پاکش کن او را بشوی غسلش بده تمیز می‌شود ما زیاد داشتیم عروسهای موفق در این کار.@مادر جان می‌خواهم بروم خرید کنم می‌آیی برویم؟ یعنی او الان در این هست که آویزان تو بشود یک طوری مزاحم تو بشود آنوقت تو به او بگو می‌خواهم بروم خرید کنم می‌آیید برویم، بیا با هم برویم خرید کنیم دو بار که با تو آمد دفعه سوم می‌گوید نه مادر جان خودت برو، اصلاً تمام می‌شود.@الان تو رفتی یک چادر، روسری، النگو، گوشواره خریدی الان چطوری به مادرشوهر بگویم که چشمش در نیاید سکته نزند، می‌روی می‌گویی مادر جان ببین یک چیزی خریدم بیا نظرت را بده ببین چطوری هست دوست دارم شما نظر بدهی خوشگل هست خوشگل نیست خوب است خوب نیست چطوری است؟ همین تمام می‌شود.@مادر می‌خواهیم برویم مسافرت، شما هم با ما بیا افتخار بده بیا بزرگی خیلی خوب است در روایت داریم پیامبر فرمود خداوند جوانی را که جوانی نکند دوست دارد؛ جوانی خام می‌گوید من الان می‌خواهم بروم با نامزدم برویم نامزدبازی این هم آویزان ما شده.@وقت برای این کارها زیاد است اول جهنمهای زندگی‌تان را خاموش کنید. اینها خیلی مهم است. حالا تا آخر عمر ادامه دارد مادر می‌خواهیم برویم پارک می‌خواهیم برویم زیارت بیا با هم برویم بعد هم به او برس مثل مادرت دوستش داشته باش چون داریم پدر و مادر همسر مثل پدر و مادر حرمت دارند واجب الاحترام هستند خانواده همسر همینطور.@ به آنها برس، خواهرت هست، مادرت هست، پدرت هست به آن برس، وقتی به او می‌رسی چهار دفعه با خودت می‌بریش فاجعه تمام است، یعنی تا آخر عمر تو راحت هستی، تا آخر عمر یک پشتیبان عاشق، مخلصی داری که پشتیبان تو است.@کار سختی هم نیست به قول مرحوم علامه یک جو غیرت و عرضه می‌خواهد آدم اگر بتواند تنبلی و بی‌حوصلگی‌هایش را کنار بگذارد معجزه می‌شود، می‌بینی سالها ماجرای باجناق‌ها، جاریها، خانواده همسر، اینها همیشه خیلی‌ها را دارد اذیت می‌کند، کینه‌های طولانی، در حالی که یک نفر راحت می‌تواند با یک ذره فداکاری، ندیدن خودش، یک ذره خرج کردن همه این فاجعه‌ها را از بین ببرد.@خدا رحمت کند مرحوم میرزا جواد آقای ملکی تبریزی را، می‌گفت من برای رسیدن به مقام تجرّد و ورود به ملکوت و برزخ همه کارهایی که استادم به من گفته بود کرده بودم، یعنی همه مراحل را از نظر سلوکی طی کرده بودم، حالا باید در غیب به روی من باز بشود، در ملکوت به روی من باز بشود من ارتباط با غیب و ملکوت و برزخ پیدا بکنم.@بعد می‌گفت نمی‌شد رفتم خدمت استادم گفتم استاد در باز نمی‌شود، بعد گفت من نجفم، استادم به من گفت شما یک خانواده و فامیلی دارید ملکی‌های که در تبریز هستند، اینها تبریزی بودند، گفت بله، گفت یک کدورتی بین شما هست با پسرعموهایتان، از طرف آنها هم بوده ولی به هر حال کدورت است، گفت برو آن را حل کن بیا.@می‌گفت من از نجف بلند شدم آمدم رفتم خانه تک‌تک اینها سر زدم سوغاتی بردم، حرف زدم، کفشهایشان را جلوی پایشان جفت می‌کردم، تمام آن موانع و کدورتها و ناراحتیها که در دل بود من با تواضع و مهربانی و مهرورزی همه را از دلشان درآوردم، گفت وقتی نجف برگشتم تمام شد، یک دفعه در غیب و ملکوت به روی من باز شد.@رزقهای معنوی سر آدم می‌ریزد، فرشته‌ها سر آدم می‌ریزند، اصلاً در آسمان باز می‌شود همینطوری روی سر آدم سیل می‌آید، اصلاً آدم وقت نمی‌کند جمعشان بکند، وقت نمی‌کند آنها را ببیند، وقت نمی‌کند با آنها ارتباط بگیرد، اینقدر دوستان آسمانی سر آدم می‌ریزند، که آدم می‌گوید من کی وقت کنم با اینها دوستی کنم، کی وقت کنم با اینها رابطه داشته باشم، کی وقت کنم با اینها رفت و آمد داشته باشم.@چون کینه کار احمقانه‌ای است، کینه کار وحشیانه‌ای است، کینه یک کار خشن است، یک کار غلط توهمی است، ما در توهم از کسی کینه می‌گیریم، شما وقتی قاعده (هو انت) را در نظر بگیری، (هو أنت) یعنی هر کسی که با او طرف هستی او خود تو هستی.@مثل اینکه برو الان جلوی آینه بایست به خودت فحش بده، کسی این کار را می‌کند؟ نه مگر موارد استثنائی، یک کسی چاقو بردارد دائم بزند در سر و صورت و شکم خودش کسی این کار را نمی‌کند.@کینه یا اذیت یا حسادت یا عصبانیت یا سرزنش کردن، اینها یعنی اینکه تو داری خودت را نابود می‌کنی، قبل از اینکه به دیگران ضربه بزنی به خودت داری ضربه می‌زنی، یک کار عبثی هست، در حسادت آدم حاضر است خودش را نابود بکند برای اینکه طرف به هدفش نرسد.@می‌گفت هر کاری کردم، غلام من را صدا کرد، یک غلامی بود یک آقایی داشت، هر کاری کرد این همسایه‌اش را اذیت بکند، همسایه اذیت نمی‌شد، یک همسایه خیلی آرام و شاد و مؤمنی بود این تحمل دیدن او را نداشت.@آخر سر به غلامش گفت من تو را بزرگ کردم به گردنت حق دارم هر چه می‌گویم باید تو گوش کنی سر من را می‌بری می‌اندازی خانه همسایه، که جُرم قتل من گردن او بیفتد، یعنی می‌خواهد بدحالی او را بعد از مردنش بایستد نگاه کند، ببینید حسادت با آدم چکار می‌کند.@حسادت باعث می‌شود انسان حتی جدای از خودزنی باطنی، خودزنی جسمی هم بکند، خودش را نابود بکند یکی دیگر دارد کیفش را می‌کند، یکی دیگر راحتیش را دارد، که اینطرف به او نرسد، الان قتلها چطوری است، با من ازدواج می‌کنی؟ نه، اسید برمی‌دارد به طرف می‌پاشد، طرف را می‌کشد، یعنی می‌خواهی زن دیگری بشوی، آدمی که خودشیفته است اینطوری است.@در محبت یک کسی، یک کسی را بیشتر از ما دوست دارد دوست داشته باشد، سلیقه‌اش آنطوری است، طبعش آنطوری است، شاید آن برایش جذابتر است، آن برایش هم‌‌سنخ‌تر است.@اگر یک کسی، یک کسی را بیشتر از ما دوست داشت، یا ما را دوست نداشت قیمت ما پایین می‌آید یا نمی‌آید؟ نه، شما وقتی می‌دانی قیمتت با این بخش است، یعنی با بخش انسانیت و ارتباطات انسانیت هست به میزان شرافت انسانیت هست، پایینی‌ها هر چه توهین به آن بشود توهین اثر ندارد.@امام باقر فرمود عاقل کسی است وقتی که یک الماس یا گوهر دارد همه آمدند به او گفتند گردو است به او برنخورد، تو که گوهر داری، اصل را داری، خودت را داری، خدا را داری، خانواده آسمانیت را داری، سیرت را داری، حالا چهار نفر هم چهار تا حرف بزنند، اصلاً دوستم نداشته باشند مگر چه می‌شود چه اتفاقی می‌افتد.@اگر کسی من را دوست نداشت، اگر کسی به من سلام نکرد، این همه خدا را دوست ندارند از خدایی می‌افتد، این همه انبیاء را دوست ندارند، دشمنشان هستند، اکثر قریب به اتفاق انبیاء ما کشته شدند، از بس در مقابل مردمشان منفور بودند.@یک عده‌ای آنها را دوست نداشتند، یک عده‌ای عاشقشان بودند، دوستشان داشتند، یک عده هم از اینها بدشان می‌آمد، امامان ما را همه را کشتند، حضرت زهرا را کشتند، اکثریت هم کمک حضرت زهرا نکردند ولش کردند تا کشته بشود، حالا از قیمت حضرت زهرا چیزی کم شده؟@این عطش محبت، گدای عاطفه، التماس عاطفه مال این هست که تو خودت را نمی‌شناسی، التماس عاطفه، گدایی عاطفه از هر کسی بد است، جز خانواده آسمانیتان، هر کس می‌خواهد من را دوست داشته باشد، دوست داشته باشد، هر کس می‌خواهد نداشته باشد، نداشته باشد، من برای چی احساس حقارت به من دست بدهد.@فلانی من را دوست ندارد عوضش فلانی را دوست دارد، باشد، آن کسی که این دوستش دارد برای من هم عزیز است، برای من هم دوست‌داشتنی است، من نسبت به او که این را دارد از من جدا می‌کند می‌برد حسادت نمی‌گیرم.@اصلاً فکر کردن دربارۀ این برای انسان قباحت دارد، زشت است، یک فحشا است، یک خودفروشی است، که من گدایی عاطفی بکنم، این خودش فحشا است مثل بدن‌فروشی که فحشا است فرقی نمی‌کند زن و مرد وقتی کسی به گدایی عاطفی می‌افتد این یک فحشا است.@برای چی من حسادت بکنم، حسادت یک فحشا بزرگ است، خیلی بزرگ است، از فحشای ظاهری خیلی زشت‌تر است گناهش هم خیلی بیشتر است برای چی اینقدر خودم را اذیت بکنم، «اَلْحَسُودُ مَغْمُومٌ» امیرالمؤمنین (علیه السّلام) حسود همیشه غمگین و مغموم است، این چه زندگی است.@شما به جای اینکه حسادت در یک محبت بکنید یک محبت را پرورش بدهید ببینید چه اتفاقات عجیبی در زندگیتان می‌افتد، کلمه پدرت را بیشتر دوست داری یا مادرت را؟، من را بیشتر دوست داری یا فلانی را؟ اینها حرفهای قشنگی نیست، حرفهای خوبی نیست.@بیشتر و کمتر یعنی چی، اگر من عزیز هستم به اندازه خودم عزیز هستم، نیستمم که نیستم، من که گدا نیستم اگر کسی به من محبت نکرد بیچاره و بدبخت بشوم، من کانونهایی پر از عشق و عاطفه دارم که در آنجا اصلاً من نیازی به عشق زمینی‌ها ندارم.@اینکه در دعا ما داریم مهم این هست که آسمان ما را دوست نداشته باشد این خیلی خطرناک است، آدمهای زمینی دوست نداشته باشند مهم نیست اگر فرشته‌ها دوست نداشته باشند این خیلی وحشتناک است، آسمان ما را دوست نداشته باشد خیلی وحشتناک می‌شود.@در چشم آسمانیها آدم نباشیم، زشت باشیم، شکل حیوان باشیم، به شکل حیوان محشور بشویم، این خیلی وحشتناک است، اینقدر وحشتناک است که امام سجاد (علیه السّلام) در یک مناجاتی دارد که واقعاً انسان را مست می‌کند.@آه دارد، آه، واویلا، وانفسا، جملاتی دارد شاید نزدیک 50 قطعه دارد راجع زندگی یک انسان، آه می‌کشد حضرت برای تک‌تک این فاجعه‌ها، وانفسا، واویلا می‌گوید، وامصیبتا می‌گوید، یکیش این است، می‌گوید آه، آه که می‌گوید فاجعه است، آه اگر اهل آسمان من را دوست نداشته باشند این فاجعه است.@امام زمانمان، اهل بیت، خدا، فرشته‌ها، اگر آدم از چشم آنها بیفتد خیلی خطرناک است، و الا خیلی هستند در چشم دنیاییها محبوب هستند، میلیونها آدم عاشق این آدم هستند، دهها میلیون آدم دوست دارند جای فلانی باشند، اما این اگر بمیرد صاف در جهنم می‌رود.@چون دهها میلیون آدم را منحرف کرده، به دهها میلیون آدم ملاکهای غلط و جهنمی داده، دهها میلیون آدم را روحشان را آلوده کرده، ملاکهای انسانی به آنها نداده، آدمها را توهم‌زده کرده، خیلی خطرناک است.@بله من الان ده میلیون آدم فالور دارم، همه من را می‌بینند، کارهایم را دوست دارند مثل من باشند، تو اگر خراب باشی، مشکل داشته باشی، و یک کسی بخواهد تو را الگو قرار بدهد می‌دانی تا قیامت گردن تو است، می‌دانی چه فاجعه‌ای اتفاق می‌افتد.@دهها میلیون آدم گناه می‌کنند، چون تو گناه می‌کنی، دهها میلیون آدم اشتباه می‌کنند چون تو اشتباه می‌کنی و آنها عاشق تو هستند می‌خواهند شبیه تو باشند، می‌دانی آدم سر از کجا در می‌آورد، یک دفعه نامه عملش را جلویش می‌گذارند، دهها میلیون فساد، می‌گوید من این کارها را نکردم آثار تو است.@قرآن می‌گوید ما اعمال خوب و بد هر کس و آثار خوب و بد هر کسی را پایش می‌نویسیم، خوب یا بد فرقی نمی‌کند، چون تو این را خلق کردی، مخلوق تو است در این نظام خلقت، تو این آدمها را اینطوری کردی، پس پایش بایست، تو بدی ایجاد کردی.@بدی ایجاد نکنیم، فلانی را دوست دارد، بیشتر از تو، خوشحال بشوی این عشق را پرورش بده، بگو این فلانی، فلانی را بیشتر دوست دارد، بهش بگو چقدر شما خوب هست، چقدر شما ماه هستی، فلانی اینقدر دوستت دارد که نگو، بیشتر از من شما را دوست دارد از این علاقه استقبال بکن.@بعد می‌بینی که ماجراها خیلی بعداً تغییر می‌کند، نه اینکه اعصابت خورد بشود، بدت بیاید چرا بچه من فلان کس را بیشتر از خود من دوست دارد، این محبت را استقبال کن، بیافرین، پرورشش بده، رشدش بده، بعد می‌بینی که چقدر معجزه در زندگی تو اتفاق می‌افتد.@نه اینکه بپوشانیش، نابودش بکنی، خرابش بکنی، سعی بکنی آن را ضایع بکنی، اگر چیزی قشنگ است پرورشش بدهید، چیزهای قشنگ را نابود نکنید، از بین نبرید، اگر یک چیزی حلال است یا قشنگ است، با حلال و زیبا مبارزه نکن، چون زشت می‌شوی، چون جهنمی می‌شوی، چون به کامت در دنیا نمی‌رسی چه برسد به آخرت.@اگر چیزی خوب و حلال است آن را پرورش بده، الان یک دختر و پسر با هم نامزد هستند با هم بیرون بروند، گپ بزنند، خوش بگذرانند این قشنگ است یا قشنگ نیست؟@حالا این خانم با شوهرش مشکل دارد، اصلاً یک شوهر ناجور دارد، هیچ وقت نفهمیده نامزدی یعنی چی، عشق یعنی چی، به زور به یک نفر دیگر او را دادند، حالا دخترش شوهر کرده می‌خواهد بیرون برود، حق نداری بیرون بروی، غلط کرده سراغت آمده، غلط کرده به تو زنگ زده، به او زنگ نزنی، داستان دارد، با هم محرم هستند می‌خواهند بروند بیرون بگردند برای چی حسادت می‌کنی.@یا پدر دختر یک ماجرا درست می‌کند، یا پدر پسر، اینها با هم الان محرم هستند، یا نامزد هستند، محرم هستند، قشنگ است با هم بودن، پس این را پرورشش بده، دائم گیر نده، شب زود بیا، حق نداری با هم شام بخورید، حق ندارید با هم بیرون بروید این کارها یعنی چی.@اگر یک کاری حلال است پرورشش بده، قشنگ است پرورشش بده، ولو به طبع تو خوش نیاید، تو از این کار خوشت نیاید، با خودت مبارزه بکن، چون این خود، خود حقیقی نیست خود جهنمیت هست دارد آتش درست می‌کند در سرش بزن نگذار کار را خراب بکند.@«أَسْوَءُ النَّاسِ عَیْشاً الْحَسُودُ» عیش یعنی روزی گذراندن، بد روزگارترین آدمها حسود است، یعنی دنیا خراب «خَسِرَ الدُّنیا وَ الآخِرَة» شخص حسود آخرتش هم خراب است، دیگر تو نمی‌توانی شاد باشی.@ما آمدیم در این دنیا شاد باشیم، میزان آدمیت و ایمان ما به میزان شادی ماست، وقتی شاد نیستی، بنده خوبی هم نیستی، بهشتی هم نیستی جهنمی هستی، حسادت ضد شادی است، آرامش ما را از بین می‌برد.@«أَسْوَءُ النَّاسِ عَیْشاً الْحَسُودُ» بدحال‌ترین مردم، بدزندگی‌ترین مردم حسود است، یک روایت دیگر بخوانم «مَنْ كَثُرَ حَسَدُهُ طَالَ كَمَدُه» (کمد) یعنی گرفتگی و گرفتاری آدم بیشتر می‌شود، هر کس حسودیش طولانی بشود گرفتاری‌هایش هم بیشتر است.@رفتم امام رضا جواب نداد، رفتم مکه جواب نداد، نذر کردم جواب نداد، ذکر گفتم جواب نداد، مشکل بیرون نیست، مشکل خودت هستی، تو اینطوری روزیت را می‌بردی، حسادت روزی را می‌برد، عفونت درون تو است، مشکل با بیرون حل نمی‌شود.@تو را خدا دعایم کنید، دعا هم می‌کنند تو نمی‌خواهی خوب بشوی، یعنی مریضی را دوست داری، گاهی مریضیها هست که آدم عاشقشان می‌شود، بعضی از مریضی‌ها هستند، در روایت داریم یکی از آن مریضی‌ها وسواس است، بعضی وقتها عاشق وسواس بودنش هست نمی‌خواهد خوب بشود، هر چه کارشناس، استاد خوب نمی‌شود.@غم است در روایت داریم پیغمبر فرمود پناه ببرید به خدا از دوست داشتن غم، بعضیها خوششان می‌آید همیشه غصه بخورند همیشه نگران باشند، غم دلشوره داشتن، غصه داشتن یکی از بیماریهایی هست که آدم عاشقش می‌شود، حسادت هم همینطور یکی از مریضیهایی هست که آدم از حسادت خوشش می‌آید.@غیبت اینطوری است، بعضیها عاشق این کار هستند لذت می‌برند این دیگر با کار خارجی حل نمی‌شود چون شخص دارد از این فضیحت لذت می‌برد، از این جهنم لذت می‌برد، حضرت امیرالمؤمنین (علیه السّلام) می‌فرماید که: «لَن يِنتَفِعُ بِالنَّصيحةِ مَن يَلتذُّ بِالفَضيحةِ» هیچ وقت نصیحت و خیرخواهی فایده ندارد برای کسی که از آن گناه لذت می‌برد.@فقط کسانی می‌توانند گناه و معصیت و فحشا را کنار بگذارند که خودش هم ناراحت است که اینطوری است، می‌گوید من هستم می‌دانم آلوده است، می‌دانم این کار جهنمی است، می‌دانم این کار من را در مقابل غیب و آسمان قرار می‌دهد، بالاخره زورم نمی‌رسد.@یک آقایی آمده بود وقت مشاوره گرفته بود، گفت استاد به دادم برس، گفتم چیه؟ گفت در فامیل هر کس مشکلی دارد می‌آید به من می‌گوید التماس دعا، من نماز هم نمی‌خوانم چه برسد دعا، تو را به خدا تو یک کاری بکن من نماز بخوانم.@این نماز نمی‌خواند ولی از نماز نخواندن که یک کفر است، در روایت داریم «بينَ الإيمانِ و الكُفرِ تَركُ الصَّلاةِ» وقتی نمازخوان نشد سقوط در جهنم است، نمازش را ول کرد خودش می‌فهمد در چه جهنمی است، ناراحت است.@لذت نمی‌برد از اینکه نماز نمی‌خواند می‌گوید اینقدر موقع اذان می‌شود غصه می‌خورم که نگو نمی‌توانم بلند بشوم نماز بخوانم ولی غصه‌اش را می‌خورم این ناراحت است، بعضی‌ها فحشا دارند، منکرات دارند، کارهای دیگر، ولی از آن متنفر هستند، این خوب می‌شود، اگر برود با یک کارشناسی، درمانگری خوب می‌شود.@ولی یک کسی هست اصلاً نمی‌خواهد خوب بشود، همین چند وقت پیش یک بنده خدایی سرطان گرفته بود من چون خودم سرطان داشتم گفتم راههای خیلی خوبی هست برای درمانش هم روحی هم جسمی، خوب می‌شوی، ناامید و نه، رفت دکتر او را دیده بود آن دکتر به او امید داده بود گفته بود اگر این سیر را بروی خوب می‌شوی.@بعد گفتم چکار می‌کنی گفت نمی‌خواهم، حوصله داروخوردن و پرهیز را ندارم، شکمو بود، دکتر به او گفته بود این خوراکها را نخور، می‌گفت یعنی چی من اینها را نخورم جدی جدی، من اصلاً طاقت نمی‌آورم نخورم، همین بسلامتی مُرد.@می‌داند خوب می‌شود، ولی از آن کار لذت می‌برد، درگیر نیست، بالاخره چه خبر است اسارت، بس است ول کن بایست یک ذره سلامتیم هست، حالا این همسر دارد بچه دارد، آنها چه گناهی کردند که تو شکمو هستی، گاهی وقتها آدم اینقدر خودش را گرفتار می‌کند.@

سؤال: برای انسانهایی که هیچ وقت به صراط مستقیم راضی نمی‌شوند چکار کنیم؟@

جواب: ما نمی‌توانیم تشخیص بدهیم که یک کسی به صراط مستقیم واقعاً هدایت نمی‌شود، چون شما نگاه کنید سحره دشمنان موسی بودند، آمدند آنجا موسی را مفتضح بکنند شیعه موسی شدند، ایمان آوردند، فرعون گفتند دست و پایتان را قطع می‌کنند، شما را به صلیب می‌کشانم، برو هر کاری می‌خواهی بکن، ما دست از موسی برنمی‌داریم، در تاریخ داریم، در قرآن هم داریم.@بدترین دشمنان خدا یک موقعهایی عالی شدند از اولیاء خدا شدند، ما نمی‌توانیم بگوییم یک کسی واقعاً، نه ما بلد نیستیم چکار کنیم، ما روشش را نمی‌دانیم، ما نمی‌توانیم روی آنها تأثیر بگذاریم، و الا اینطوری نیست که نشود، این همه معجزات ما داریم می‌بینیم در عالم آدمهای خیلی وحشتناک و بد به صراط هدایت شدند و چقدر آدمهای خوب منحرف شدند پناه ببریم به خدا.@ولی حالا زورتان نمی‌رسد آن یک بحث دیگر است، ما دیگر اختیار نداریم می‌گوییم من زورم به این نمی‌رسد کاری نمی‌توانم بکنم، یک موقع هست می‌توانم تحملش بکنم، یک موقع هست نمی‌توانم یک آدم را تغییر بدهم اما چون دارم با او زندگی می‌کنم حتماً با تغییر من او تغییر می‌کند.@من یاد بگیرم به جای اینکه بخواهم دیگران را تغییر بدهم خودم را تغییر بدهم، شما با پدرت، با مادرت، با همسرت مشکل داری حاد هم هست، با برادرت، اگر تغییرات قشنگی در خودت ایجاد بکنی مطمئن باش به نفع تو تغییر می‌کند، و الا حرف هم یک کلمه با او نزنی تو خودت را نورانی بکنی مطمئناً نورانیت شما، و امواج مثبت شما روی او اثر می‌گذارد.@یک موقع هست می‌توانم کاری بکنم می‌کنم، یک موقع هست نمی‌توانم تغییری بدهم خودت را تغییر بده او تغییر می‌کند مطمئن باش، با فرزندت مشکل داری روشهایت را عوض کن، می‌بینی فرزندت عوض می‌شود یا با هر کس دیگر، پس حالا این را ما را نمی‌توانیم خیلی قطعی بگوییم.@یک موقع هست نه من دوست دارم با یک کسی باشم، دوست دارم با کسی زندگی کنم، دوست دارم ارتباط داشته باشم، او نمی‌خواهد نمی‌پسندد، قابل تغییر نیست، حالا من یا تصمیم می‌گیرم با او زندگی نکنم، از او جدا بشوم، ترکش بکنم، یا تصمیم می‌گیرم اگر قرار است با او باشم خودم را تغییر می‌دهم شاید آن تغییرات مثبت باشد، یا دعایش بکنید، اینها خیلی تأثیر دارد، دعا خیلی اثر دارد.@اسم یا مبدل، یا رب، یکی از اسمهایی هست که در تحول آدمها غوغا می‌کند، همین یا مبدل و یا رب، 76 مرتبه خدایا در این تبدیل اتفاق بیفتد تغییرش بده، می‌شود، در غذایش، در چاییش، در شربتش، داری به او می‌دهی بخورد، این ذکر را بگو بده به او بخورد، خودت برایش بگو، چرا اتفاقات قشنگی می‌شود، اینطوری نیست که بن‌بست باشد، یک جاهایی هست که بن‌بست است یا حداقل برای من بن‌بست است من نمی‌توانم کاری بکنم حالا یا با او می‌مانم و می‌سازم یا از او جدا می‌شوم.@

و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@

ما خدا را شکر کتاب دوم اربعین‌مان هم به نام اربعین حماسه ظهور آمد، این هم مثل کتاب اول است درآمد حاصل از فروش این کتاب برای فعالیت‌های مهدوی و اربعین هست، هر چقدر بیشتر بخرید به دیگران هدیه بکنید، برایش بانی بشوید ارزش دارد.@دو هزار تا، سه هزار تا، هست بگیرید تبلیغ کنید، و بروشورها را هم بگیرید ببرید توزیع بکنید در اینها اگر کسی می‌خواهد مشارکت بکند، خیلی ارزش دارد مشارکت بکند، که در یک حرکت عظیم بی‌نهایتی مثل اربعین انشاءالله همه ما مشارکت بکنیم.@