جلسه 002 - سکوت و جدال
شماره جلسه
2
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1392
ماه
10
روز
19
متن کامل (خام) ‌ جلسه 002 - سکوت و جدال

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت.@ بحثمان درباره روابط اعضای خانواده آسمانی رسید به این توصیه امام رضا(ع) که(مُرهُم بِالسُّکُوت) در مورد زبان یک مقدمهای را جلسه گذشته خدمت عزیزان عرض کردیم گفتیم که مسأله زبان در سیر و سلوک انسان یک جایگاه فوقالعاده ویژه دارد.@ و کسانی که میخواهند از ارتباط عمیق روحی و معنوی و وجودی با خانواده آسمانیشان برخوردار باشند باید حتماً یک زبان تربیت شده داشته باشند زبان بیتربیت استعدادهای انسان را تلف میکند زبان بیتربیت مثل فرزند بیتربیت هست که آبروی پدر و مادر را با همه کمالاتی که دارند میبرد عرض کردم این نکته را که خیلی هم مهم است.@ اینکه گاهی وقتها انسانهایی هستند که استعدادهای فوقالعادهای برای رشد دارند و داشتن یک زندگی خوب داشتن یک سعادت دنیایی و آخرتی اما چون زبانشان تربیت شده نیست روی مقوله زبان کار نکردند هم خوشیهای دنیاییشان را از دست میدهد.@ رزقهای دنیایی و هم خوشیها و رزقهای آخرتیشان را از دست میدهند تمام زیباییهای یک شخص که صادر میشود به قلب طرف مقابل یا اطرافیان او و همچنین رذائل یک شخص از طریق زبان ترجمه میشود و انتقال پیدا میکند اینکه در واقع زبان ترجمه و مترجم قلب انسان هست شخصیت انسان هست این یک حقیقت هست.@ همانطور که اگر یادتان باشد در سیر نزولی استاد و سیر نزولی عالم همین را گفتیم خداوند تبارک و تعالی که یک ذات هست در مرحله اسماء با اسم الله تجلی میکند و بعد اسماء دیگر بعد عالم جبروت که عالم عقل هست.@ عالم مثال و عالم ملکوت بعد میاید به عالم ناسوت و ماده و اینجا با ظهور قرآن، انبیاء، الفاظ، موجودات، و نظام خلقت با بندگان خودش سخن میگوید اگر دقت کرده باشید خداوند هم قرآن را کلام الله معرفی میکند میگوید این کلام من است من به این سخن گفتم و هم مخلوقات را کلام الله معرفی میکند.@ یعنی شما وقتی یک گُل را میبینید خدا در قالب این گُل دارد با شما سخن میگوید چون کلمه است تمام مخلوقات خدا کلمات خدا هستند که خدا با این خلق دارد با بندگان خودش سخن میگوید شما به هر مخلوقی که نگاه کنید خدا با جلوههای آن مخلوق با شما سخن میگوید و در واقع دارد ارتباط کلامی با شما برقرار میکند.@ به آسمان که نگاه کنید به رنگها به گُلها به حیوانات به جمادات به اتمها الکترونها ستارهها، کیهانها، کهکشانها، همه سخن خداست اینها ظهورات مادی کلام خداوند تبارک و تعالی است پس کلام در واقع عبارت است از حقیقت یک شخص که به صورت ماده برای ما جلوه میکند در عالم مادی البته، میتواند کلامی باشد اما جلوهاش به ماده نرسد.@ در عالم رؤیا وقتی که شما خواب میبینید خداوند با شما سخن میگوید به هر حال رؤیاهای انسان بخشی از زندگی انسان هست و در واقع یک قسمتی از زندگی شما این هست که یک خوابهایی را شما دارید یک رؤیاهایی را دارید دیگر ولی در آنجا سخنی از حضور جسم هست چون شکل دارد اندازه دارد مقدار دارد ولی ماده نیست.@ بین جسمیت و ماده متفاوت هست میتواند یک چیزی جسم باشد جسمانی باشد اما ماده نداشته باشد سقل ماده را ندارد آن هم کلام خداست مخلوقات الهی هم کلام خداست وقتی که یک استاد سخن میگوید در مقام فوق عقل یا عقل.@ یک موقع هست میخواهد مسائل معنوی را برای شما بگوید الهیات را بگوید او از مقام فوق عقل به عقل خودش تنزل میکند که چه محتوایی را برای مخاطب خودش بگوید و مطالب عقلی را که در ذهنش دستهبندی کرد آن را تبدیل میکند تصورش میکند که چه باید بگوید میاورد به عالم مثال و ملکوت خودش بعد تازه آن حقیقت را در قالب الفاظ به صورت ماده در میاورد.@ یعنی یک امر مجرد تبدیل میشود به یک امر مادی، صوت میشود و صوت چیزی هست و کلام چیزی هست که گیر شاگرد میاید شاید استاد اگر ضعف کدام داشته باشد که بسیاری از موارد هم اینطور هست نمیتواند آن محتوای عمیقی که در نهاد خودش به صورت یک حقیقت وجود دارد ظهور بدهد.@ وقتی به مرحله لفظ میرسد دیگر بسیاری از لطافتهای خودش را از دست میدهد این کلام است حالا اگر از مقام عقل بخواهد میخواهد ریاضی درس بدهد نمیخواهد مسائل فوق عقلانی بگوید میخواهد مسائل عقلی بگوید ریاضی بگوید فیزیک بگوید شیمی بگوید مکانیک بگوید از عقل ماجرا شروع میشود.@ اگر بخواهد از تخیلات و تصورات و مسائل هنری صحبت بکند حرکت از خیال یک استاد شروع میشود در هر صورت چیزی که گیر مخاطب میاید کلام هست مخاطب با کلام میتواند ارتباط برقرار بکند و سیری درست نقطه مقابل سیر استاد را یعنی صعودی را طی بکند.@ باید آن کلام را بگیرد تا به مقام مثال، عقل، یا فوق عقل خودش برساند شما وقتی که با کسی سخن میگویید در واقع دارید یک امری که در نهاد خودتان هست را بیان میکنید یعنی در واقع دارید شخصیت خودتان را در قالب آن کلام به طرف مقابل خودتان نشان میدهید طرف مقابل با شنیدن این کلمات به باطن راه پیدا میکند.@ برای همین شما هم در دوستیها و هم در دشمنیها وقتی که صادقانه هست قرآن میگوید آن چیزی که شما دریافت میکنید از طرف مقابل خیلی عمیقتر از آن چیزی هست که در نهاد آن شخص وجود دارد.@ اگر کسی میاید به شما حرفی میزند قرآن میگوید دشمنان شما وقتی که با شما سخن میگویند از شما انتقاد میکنند(ما تُخْفِي صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ) آنچه که در باطنشان هست بسیار بیشتر از آن چیزی هست که در کلام میاید چرا؟ چون کلام تمام آنچه که در باطن هست را نمیتواند ظهور بدهد در عشقورزی و مهرورزی هم همینطور هست.@ گاهی وقتها انسان کلماتی را در عشقورزی و مهرورزی به طرف مقابلش میگوید ولی انتقال نمیتواند پیدا بکند آن چیزی که در نهاد این شخص وجود دارد لذا شما وقتی بچه را گاهی وقتها بغلش میکنید میخواهید ببوسیدش ممکن است با چهارتا لفظ با بچه خطاب بکنید.@ اما چون نمیتوانید آنچه که در نهادتان هست از طریق لفظ بیان کنید از طریق لمس، نوازش، بوسه، در آغوش کشیدن و کارهایی از این قبیل میخواهید آنچه که در نهادتان هست را ظهور بدهید چون خروجی مادی همیشه کمتر از آن چیزی هست که در باطن وجود دارد.@ بنابراین وقتی که شما دارید سخن میگویید کلامی را به کار میبرید این کلام ترجمان بخش مهمی از باطن شماست یعنی نشان میدهد که در نهاد این شخص چه میگذرد چه چیزهایی هست که حالا توضیح بیشترش را خواهم داد.@ علی(ع) میفرماید که(ما أضمَرَ أحَدٌ شَیءً إلاّ زَهَرَ فی صَفَحاتِ وَجهِهِ أو فَلَتاتِ لِسانه) هیچ کس هیچ چیزی را در نهاد خودش مخفی نمیتواند بکند مگر اینکه حتماً در چهره آن شخص یا در زبان آن شخص بالأخره آنچه که مخفی کرده ظاهر میشود.@ یعنی از نوع سخن گفتنهای یک شخص و از نحوه چهره یک شخص آنچه که در باطنش هست نشان داده میشود حالا آنچه که در باطن هست افراد در سطوح مختلف میتوانند بفهمند یک کسی به چهره یک نفر نگاه بکند یک سلسله چیزهایی را میفهمد یک کسی از لطافت، نورانیت و قدرت عقلانی بالاتری برخوردار هست.@ وقتی که به چهره یک شخص نگاه میکند چیزهای خیلی خیلی بیشتری را میفهمد در حالی که این شخص فکر میکند که باطنش مخفی مانده اینطور نیست یا در سخن گفتن نحوه سخن به قول قرآن حتی لحن، حتی ممکن است کلمه نباشد لحن باشد لحن یک شخص مشخص شود.@ الان امروزه در دنیا زبانی را تصریح میکنند به نام زبان بدن، شما الان بچه وقتی که دارد حرف میزند دارد گریه میکند دانشمندان میایند تحقیق میکنند این بچه که دارد گریه میکند هر نوع گریه بچه چه معنایی دارد الان شیر میخواهد چطوری گریه میکند.@ الان جایش را خیس کرده چطوری گریه میکند الان میترسد اضطراب دارد چطوری گریه میکند الان احتیاج به آغوش پدر یا مادر دارد گریهاش به چه شکل هست این زبان بدن میشود حتی حالتهای یک بچه هم دارد با ما سخن میگوید این کلام بچه است که دارد در بدن ظهور میکند الان بحث ما سر کلام لفظی هست.@ حالا فعلاً با زبان بدن و لحن و چیزهای دیگری که هست بحث مفصلی دارد کاری ندارد روی این حساب قابلیتهای یک شخص در لفظ او در کلام او و ضعفهای یک شخص در لفظ و کلام او ظهور پیدا میکند اینکه فرمودند سکوت بکنید یا زبانتان را حفظ بکنید یا اگر میخواهید سخن بگویید به زیبایی سخن بگویید.@ بهترین کلمات را استخدام بکنید قرآن تأکید دارد که اگر قرار است کسی سخن بگوید مراقبت بکند(قُلْ لِعِبادِيَ) خیلی اهمیت دارد که با این کلمه از آن تعبیر شده(قُلْ لِعِبادِيَ) به بندههایم همه بگو، از بس مهم است.@ اعلام با قل شده که همه بدانند که وقتی میخواهند سخن بگویند(لِعِبادِي يَقُولُوا الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ) بهترین کلمات را در سخن گفتن با همدیگر استخدام بکنید، چرا؟ (إِنَّ الشَّيْطانَ يَنْزَغُ بَيْنَهُمْ) چون وقتی کلمات شما کلمات مناسبی نباشد شیطان از آن سوءاستفاده میکند و بین افراد به هم میزند ما به جرأت میتوانیم بگوییم بیش از 90% طلاقها مال نحوه ارتباط غلط کلامی است.@ خیلی وقتها که کارها به طلاق هم کشیده میشود طرف مقابل نمیخواهد به طلاق کشیده بشود ولی میبیند دارد میکشد یعنی میگوید من هر وقت با زنم حرف میزنم با شوهرم حرف میزنم کارمان به جر و بحث میکشد پس بهتر است از هم جدا شویم اصلاً مشکل نیست که زن و مرد به درد هم نمیخورند این یک تعبیر خیلی غلط است.@ گفتم 95% موارد تخصصی نیست واقعاً یعنی طلاق حقیقی نیست شایسته نیست حق نیست سزاوار نیست اما در همین 95% طلاقها اکثر قریب به اتفاق آنها به این خاطر هست که دو طرف تربیت کلامی ندارند و چون تربیت کلامی ندارند.@ نمیتوانند از الفاظ زیبا استفاده کنند برای بیان حرفهایشان، درد دلهایشان، منجر به سوءتفاهم، اختلاف، دعوا و درگیری میشود و چون این تربیت شده نیست حریف زبان نمیشوند ترجیح میدهند از هم جدا شوند این طلاق اول اشتباه است، چرا؟ چون مشکل طرف مقابل نبوده مشکل همسر من نیست مشکل خود ما هستیم که ما نمیتوانیم زبانمان را تربیت بکنیم.@ یعنی از کلمات مناسب نمیتوانیم استفاده بکنیم حالا این شخص میرود همسر دیگری اختیار میکند چه مرد و چه زن، و چون این مشکل سر جای خودش هست دوباره داستان ادامه پیدا میکند مسائل ادامه پیدا میکند.@ 5% موارد هست که یک مسأله جدی وجود دارد که این دو نفر نمیتوانند با هم زندگی بکنند در بقیه موارد اگر زبان تربیت بشود کلمات استخدام بشود زن و مرد تمرینهای کافی روی انتخاب الفاظ داشته باشند هیچ وقت کارشان به اختلاف کشیده نمیشود اختلافاتی که بین پدر و مادر و فرزندان هست همینطور.@ فرزندی که آموزش ندیده که چه کلماتی را نباید استخدام بکند این با پدر و مادرش هم نمیتواند خوب ارتباط برقرار بکند پدر و مادری که نمیدانند وقتی که دارند با بچهشان سخن میگویند از چه کلماتی استفاده کنند از چه کلماتی پرهیز کنند دعوایشان میشود.@ عروسی و دامادی که یاد نگرفته با خانواده همسرش از چه کلماتی استفاده نکند و از چه کلماتی استفاده بکند او با دیگران دعوایش میشود دوتا باجناق، دوتا جاری، دوتا همسایه، مشتری و فروشنده همینطور در کارهای تجاری در ارتباطات سیاسی شما نگاه کنید بسیاری از جنگها کشتارهایی که اتفاق میافتد.@ همین الان در بعضی از کشورها میبینید که چندتا شخصیت بیتربیت هستند زبانهای بیتربیت دارند و بین چند کشور اختلاف میاندازند و گاهی وقتها دوتا دوست هستند و نمیتوانند کلمات مناسب را بلد نیستند استخدام کنند بینشان اختلاف میافتد و پیروان یکی با پیروان دیگری دعوا میکنند.@ یکدفعه یک جنگ داخلی، قبیلهای، روستایی، شهری، استانی، کشوری، جهانی رخ میدهد شما نگاه کنید بسیاری از موارد همین بوده اینقدر این مسأله کلام مهم است که دیگر خدا آمده وسط به پیغمبر میگوید به همه بگو که وقتی میخواهند حرف بزنند بهترین کلمات را استخدام کنند این ضعف همه ماست.@ از من گوینده که دارم میگویم تا شنونده که ما باید حتماً مقوله زبان را یک مقوله باشگاهی بدانیم مقوله زبان یک مقوله کاملاً تمرینی، باشگاهی هست که مثل ورزش مثل عضلات که تا شما نروید کار بکنید در باشگاه قوی نمیشود.@ زبان را اگر رویش تمرین نکنید کار نکنید جدیت نداشته باشید ننویسی الفاظ را، توجه نداشته باشید که چه الفاظی اساساً قرمز هستند نباید از دهان من خارج بشوند این خیلی مهم است درجهبندی اگر انسان نداشته باشد هیچ وقت به قدرتهای معنوی راه پیدا نمیکند به قدرتهای اخلاقی راه پیدا نمیکند.@ ما چقدر آدمهایی داریم که نهادهای بسیار پاک و خوبی دارند آدمهای بسیار پاک، خوب، آدم مهربان، آدم درستی هست قابلیتهای خوبی دارد آدمهایی داریم که چقدر خَیِر هستند اصلاً آدمهای بد و بدجنسی نیستند ولی چون تربیت زبانی ندارند به هیچ وجه در هیچ کدام از این ارتباطاتشان موفق نیستند.@ یعنی هر جا باشد بالأخره این منشأ یک فتنه است یک دعواست یک درگیری است یک اختلاف است، چرا؟ چون نرفته کار کند روی تمرینهای زبانی خودش، آن نیتهای قشنگ و باطنی که دارد با زبانش هماهنگ نیست برای ترجمه کردن باطن خودش لفظ مناسب سراغ ندارد.@ نرفته کار کند که الفاظ مناسبی را پیدا کند که بتواند آن ما فی الضمیر خودش را در هنگام تخاطب با دیگران خوب ترجمه بکند و بیان بکند لذا از الفاظی استفاده میکند که مناسب نیست یا طرف مقابل وقتی درک میکند یا نمیفهمدش یا سوءتفاهم میشود یا بد میفهمد یا بدش میاید یا کینه به دلش میافتد.@ ما این مسأله را در ترجمه آثار دانشمندانمان هم داریم الان مثلاً یک کتابی یک دانشمندی نوشته که خود ما الان این گرفتاری را داریم مثلاً فرض بفرمایید مرحوم شهید مطهری کتابی دارد کتاب خوبی است شما وقتی اینجا میخوانید از این کتاب لذت میبرید.@ ولی این کتاب را یک مترجم میاید لفظ را وقتی میخواهد منتقل بکند کلمه نامناسبی را در ترجمه استفاده میکند وقتی این کلمه ترجمه میشود میرود به زبان مقصد طرفی ک میخواند بسیار از نویسنده یا از مطلب متنفر میشود یا بد مطلب را میفهمد شما نگاه کنید در قرآن خود ما ارتباط بین فارسی و عربی.@ شما وقتی که میگویید بسم الله الرحمن الرحیم که آنقدر این کلام قدرت در آن هست و نورانیت اما وقتی که میاید به فارسی میرسد شما نگاه کنید الان 1400 سال است در فارسی زور زدند دانشمندان، بزرگان، ادبا، علما نشستند تلاش کردند بسم الله الرحمن الرحیم شده به نام خداوند بخشنده مهربان.@ در حالی که اصلاً ترجمه بسم الله الرحمن الرحیم به نام خداوند بخشنده مهربان نیست به این معنا کامل، یعنی به نام خداوند بخشنده مهربان خیلی ضعیف است نسبت به بسم الله الرحمن الرحیم، اما چارهای نیست بقیه آیات الهی هم که شما ترجمهاش را میخوانید برای همین هم نیاز به تفسیر پیدا میکند.@ خیلی جاها و مفسر لازم است که لفظ به کار ببرد هی توضیح بدهد تا این قضیه کاملاً جا بیفتد مثل لفظهایی که هست ما در بحث گناه داشتیم، ذنب چیست؟ خطیئه چیست؟ فرقهایشان با هم چیست، که گفتیم 9 مورد 10 مورد توضیح دادیم که اگر این زیباکاریها و لطیفکاریها خوب فهمیده نشود اشتقاقها خوب روشن نشود معنایی که منتقل میشود معنای ضعیفی است.@ هَم و غم، الان شما میگویید هَمّ و غم، ترجمه چه میکنند؟ شما ببینید بسیاری از روایاتی که ترجمه شده ترجمههای بسیار ضعیفی هست چرا؟ چون معصوم تخصصی سخن گفته کلمهای که به کار برده به آن توجه داشته ما وقتی که بردیم در ترجمه نمیفهمیم این چه هست.@ یا دقیق دقت نمیکنیم که باید چه کلمهای را به کار ببریم این شده تفاسیری ما داریم که الان غلط هست در اختیار مردم هست ترجمههایی از قرآن داریم غلط هست اصلاً طرف وقتی میخواند هیچ حسی نسبت به این آیه نمیتواند پیدا بکند هیچ رابطهای با این آیه نمیتواند پیدا بکند چون لطافتهایی که در زبان عربی هست در فارسی وجود ندارد.@ مثلاً شما میگویید شخص، جان، دل، برایش چه دارید، مثلا میگوید نفس، میگوییم جان، بعد میگوید روح باز میگوییم جان، بعد میگوید سِرّ باز میگوییم جان، خفی میگوییم جان، اخفی جان، قلب جان.@ یک کلمه جان ما گذاشتیم برای همه مراتبی که در قلب هست و پشت سر هم هستند همینطور ترتیب دارد شما وقتی میگویی سِرّ، سِرّ من با ضمیر من، در فارسی ضمیر به کار میبریم سِرّ من وقتی به کار میبرید غیر از روح من است غیر از قلب من است ولی ما در نهایت این را روح معنا میکنیم جان معنا میکنیم بنابراین آن باطن را اصلاً نمیرساند.@ یک موقع هست استاد میگوید این مطلب سِرّ است این مطلب باید به سِرّ تو برسد یعنی نه تنها نفس تو باید بگیردش نه تنها قلب تو باید دریافتش بکند نه تنها این مطلب در روح تو باید قرار بگیرد بلکه این مطلب به سِرّ تو باید برسد، خب شاگر چه میفهمد که سِرّ یعنی چی.@ لذا اصلاً تلاشی صورت نمیگیرد اتفاقی اصلاً انجام نمیگیرد خیلی از آیات الهی همینطور هستند که ما در استخراج سوره توحید از نفس آنجا خیلی از این لطیفکاریها و ظریفکاریها را توضیح دادیم پس ببینید از بس این مسأله مهم هست.@ خداوند میفرماید همه ما را مأمور کرده این مأموریت را به همه ما داده که واقعاً یک بخشی از وقتمان را اختصاص بدهیم به شناخت واژهها، کلمات، ادبیات، مطالعاتی که در این زمینه هست معنای واژهها را به کار ببریم خیلی وقتها با یک ضربالمثل که اصلاً نمیفهمیم چی هست به کارش میبریم یک فتنه درست میشود.@ در حالی که اصلاً نباید این ضربالمثل اینجا به کار برده میشد طرف نمیداند این ضربالمثل کاربردهایش چی هست به کار میبرد یکدفعه میبینی جنگ بین زن و شوهر، اصلاً یک طلاق اتفاق میافتد گاهی وقتها قتل اتفاق میفتد گاهی وقتها نه خیلی وقتها قتل اتفاق میافتد بخاطر ارتباطات کلامی.@ چرا مردم آموزش کافی برای استفاده از الفاظ نمیبینند؟ مطالعه ندارند ادبیات کار نمیکنند الفاظ را نمیشناسند کلمات را نمیشناسند لذا ارتباطاتشان هم ضعیف است این دوتا آدم واقعاً دوتا آدم خوب هستند زن و شوهری هستند که عرض کردم من آن موقعهایی که ما مشاوره حضوری و منسجم انجام میدادیم میدیدیم زن و شوهر میایند برای همدیگر خط و نشان میکشند.@ اصرار هم دارند که از همدیگر جدا شوند اصرار دارند که این به درد من نمیخورد بعد بدترین تعبیرها را به کار میبرند در مورد همدیگر، بسیار لحنشان دشمنانه است بعد ما به آنها فرم میدادیم در یک صفحهای میگذاشتیم که خوبیهای همسرت را با این خصوصیت و بدیهایش را علامت بزن.@ من در طول بیش از ده سال در بدترین مشاورههایی که زن و شوهرها میخواهند از هم جدا شوند بیشترین کینه و دشمنی دارند هیچ وقت ندیدم یک زن یا یک مرد تعداد بدیهایی که میزند برای زنش یا شوهرش بیشتر از خوبیهایش باشد همیشه خوبیها بیشتر از بدیها بوده همیشه اینطوری بوده.@ یعنی حتی یک مورد من نداشتم این بدیهایی که این زده خیلی زیاد است مثلاً بیشتر است خوبیهای طرف کم است شخص نشسته به قضاوت و من آن چیزی که در درون این شخص بوده ترجمه کردم آوردم روی لفظ به آن گفتم این است دانهدانه علامت بزن.@ این که خیلی خوبی برای همسرش زده وقتی که میخواهند با هم برخورد کنند لفظ ندارند لفظهای ضعیف دارند دعوا و درگیریهایشان زیاد است شاید زمانی که میخواهد یک حرفی را بگوید میخواهد با درجه دو بگوید اما چون لفظ مناسب برای درجه دو ندارد یک حرف درجه پنج میزند یکدفعه دو طرف داغ میکنند.@ بینشان فتنه و دعوا و درگیری اتفاق میافتد در مسائل مطبوعاتی در مسائل سیاسی در مسائل دیپلماتیک در مسائل اقتصادی آنقدر از این مسائل وجود دارد که نگو حتی در قراردادهای اقتصادی، سیاسی، تجاری، در قرارداد عقد ازدواج، برای همین ما یک رشته داریم به نام رشته حقوق.@ وکیل باید بیاید روی تکتک الفاظ کار بکند چون هر لفظ بار معنایی حقوقی خاص خودش را دارد لذا قرآن تأکید دارد که وقتی میخواهید سخن بگویید حتماً استخدام بهترین کلمات را بکنید ما همهمان بدون استثناء یک سلسله الفاظ را عادت کردیم.@ از طریق مادر، پدر، فامیل، قوم، قبیله این الفاظ را به کار میبریم از محله به ما یاد دادند از تلویزیون یاد گرفتیم الفاظ خوبی نیستند باید بگردیم بهترین الفاظ را جایگزین کنیم این الفاظ را به کار ببریم میخواهم بگویم فقر لفظ فقر واژه فقر کلام، تربیت نشدن زبان اینقدر گرفتار هست.@ یک موقع هست کسی هست دارد استخدام نمیکند آن در واقع یک آدم بسیار بیادب و خبیث و مشکلدار است یک آدم بداخلاق است یک وحشی است یک موقعی واقعاً اینطوری نیست قصدش هم نیست که این همه فتنه درست بشود ولی نمیداند کدام لفظ را انتخاب بکند لفظی ندارد درس نخوانده مطالعه نکرده لفظ مناسب پیدا نکرده.@ روی لفظ کار نشده در فرهنگ اینها، بعد میبینید که اختلاف ایجاد میشود دعوا و درگیری فامیلی، زناشویی، دوتا دوست با هم اختلاف پیدا میکنند لذا در فرهنگها ما فرهنگهایی داریم که واقعاً فرهنگهای دینی نیستند.@ اما اصرار دارند واقعاً تمرین کردند و اصرار دارند خودشان و بچههایشان الفاظ مناسبی را یاد بگیرند در مدرسه معلم جدیت دارد که این الفاظ را یاد بدهد با اینکه دین ندارند با اینکه احتمال طبیعتگرا هستند احتمال اختلاف و درگیریشان زیاد است اما چون در مقوله ارتباط که لفظ میشود چون این شخصیتها پنهان هست.@ دو نفر آدم در کجا با هم میتوانند ارتباط برقرار کنند؟ در کلام، در مرحلهای که دوتا شخصیت میخواهند به هم بخورند چون اینها آمدند اتوکشی کردند آمدند قشنگ اینها را طبقهبندی کردند الفاظ را، با اینکه فرهنگ آنها فرهنگ بسیار وحشیانهای هست در باطنشان آدمهای درندهای هستند.@ در باطنشان آدمهای خشنی هستند وقتی لفظ که میرسد میبینید یکطوری این لفظ دارد خارج میشود که تنش ایجاد نمیشود دقیقاً مثل برخورد با مار است برخورد با عقرب است شما یک موقعی با مار تکان که بخوری تو را میزند با سگ فرار کنی دنبالت میافتد.@ وقتی با یک درنده سروکار داری حرکت تند یعنی از دست دادن جانت، پس خروجی تو حرکت توست کنار سگ داری میروی بیا آهسته رد شو برو با شما کاری ندارد مار آمده سراغت تکان نخور آرامشت را حفظ کن من تا حالا چند بار یادم هست چه در زمان دوران دفاع مقدس چه در جای دیگر گرفتار حیوان وحشی شدم.@ رودررو همینطوری روی بدنم اما یادم بوده که باید ساکت بایستم ساکت ایستادم رد شده رفته یک کسی حواسش نیست تکان میخورد داد میزند جیغ میزند میبینی میکُشد یک کوسه که میخواهد با شما به دریا بیاید اگر ترس برت دارد دمای بدن شما تغییر کند میزند.@ اما اگر شما دمای بدنت را ثابت نگه داری کاری با شما ندارد میاید از کنارت رد میشود میرود پس خیلی باید دقت کنیم که کلام درست لحظه تلاقی دو نفر آدم هست بعد میگویی این چرا منظور من را نمیفهمد، من اصلاً همچین منظوری نداشتم.@ شما نگاه کنید چقدر در فرهنگهای ما این کلمه هست، من منظور بدی نداشتم، من نمیخواستم اینطوری بشود تو منظور من را بد میفهمی ما حرف همدیگر را نمیفهمیم، اصلاً یک کتاب هست توصیه میکنم بخوانید اسمش این است مرا نمیفهمی تو هم مرا نمیفهمی، اسم این کتاب است این کتاب راجع به همین سوءتفاهمات لفظی است که افراد همدیگر را درک نمیکنند.@ اما اگر همزبان بشوند واژههایی که انتخاب میکنند مناسب باشد با هم هماهنگی داشته باشد بسیاری از موارد مشکلی پیش نمیاید پس ما باید خروجیهایمان را با هم هماهنگ بکنیم مثل برخوردهای دیگر است.@ مثلاً شما فرض بفرمایید در یک کشور اگر دستت را بگذاری روی سر یک نفر، همین دستت را بگذاری روی سر یک نفر بسیار توهین تلقی میشود در حالی که کشور ما توهین تلقی نمیشود یک مهربانی است یا دست دادن، شما در یک کشور اگر دست بدهی به یک نفر خیلی توهین تلقی میشود.@ یعنی نباید دست بدهید اصلاً با هم، وقتی روبرو میشوید باید نحوه احترامتان احترامهای خاصی است دو نفر دست بدهند به هم، نه، ولی در کشور ما نه اکثر افراد به هم دست میدهند یا در آوردن کُت، شما در رستوران میروید کتت را در میاوری آویزان میکنی روی صندلی مینشینی غذایت را میخوری هیچ کس معنی بدی از این نمیفهمد.@ ولی اگر در یک کشور دیگری شما این کار را انجام بدهید معنای فوقالعاده زشتی میدهد یا اصلاً در برخورد میگوید وقتی با هم صحبت میکنید در برخورد اول هیچ وقت در یک فرهنگ میگوید ما در فرهنگ فارسی سلام، حالت چطوره، خوبی، کارت چیه، کجا مشغول هستی.@ چند سالت است هیچ اشکال ندارد ولی شما در فرهنگ اگر به یک نفر بگویی چند سالت است یک فحش تلقی میشود. قرآن هم همینطور قرآن را نگاه بکنید برای هر حالتی لفظی را انتخاب کرده اگر شما لفظ را تغییر بدهی یک معادل جای بگذاری کار خراب میشود گرفتاری ایجاد میشود.@ من یادم هست یک موقعی روی این برخوردی که خودمان داریم شاید بیست و خوردهای سال پیش بود آن موقع هم ما یک جوانی بودیم و هنوز تجربه زیادی نداشتیم.@ در یکی از این کشورهای خارجی به یک بنده خدایی مثل اینجا که این کارها را انجام میدهیم دستم را گذاشتم پشت کمرش گفتم بفرمایید تشریف بیاورید سلام علیک کردیم با احترام، بفرمایید خواهش میکنم دیدید که ما در فرهنگ خودمان این کار را میکنیم احترام است.@ بفرمایید من توضیح بدهم برایتان که اینجا چه چیزهایی هست یکدفعه دیدم دویدند از یکجایی، کنسولگری ما آنجا بود آقا، گفتم چیه، دستت را نگذار پشت این، گفتم یعنی چی من نمیدانستم احترام گذاشتم گفت نه این علامت همجنسبازهاست اینجا.@ ما اصلاً نمیفهمیم این یعنی چی، این فرهنگ آنجا معنا دارد دستت را نباید بگذاری پشت یک نفر یک معنای دیگر دارد. پس لفظ هم همینطور هست یعنی ما چون خیلی واقعاً در این بُعد باید اعتراف کنیم که ضعیف و نیامدیم روی الفاظ کار بکنیم الفاظ مناسب را استخدام بکنیم قرآن اصرار، فرهنگ قرآن فوقالعاده متعالی است.@ کلام خدا و ادب خدا در قرآن خودش یک معجزه است لفظهایی که قرآن انتخاب کرده یک معجزه است یکی از چیزهایی که قرآن را یعنی هر کس مطالعه بکند متوجه میشود که این کلام انسان نمیتواند باشد همین ادب قرآن است چقدر قرآن مؤدب است.@ او به ما دستور میدهد که شما وقتی میخواهید لفظ انتخاب بکنید بهترین الفاظ را انتخاب بکنید حالا ما وقتی بخواهیم بهترین الفاظ را انتخاب بکنیم باید الفاظ را بشناسیم باید بلد باشیم باید روی بهترین الفاظ کار کنیم خود ما در برخورد با علمای مذاهب دیگر از تجربه خودم بگویم در برخورد با علمای ادیان و مذاهب دیگر.@ در تجربه تبلیغی که داشتیم یک موقعی میخواستیم یک حرفی را به طرف مقابل بگوییم بعداً من متوجه میشدم که اگر من این لفظ را به کار ببرم طرف حاضر نیست دیگر بحث را ادامه بدهد یعنی اصلاً بلند میشود میرود و اگر این لفظ را به کار نگیریم این جمله را به کار نگیریم شخص حاضر است بنشیند ادامه بدهد.@ در دورههایی که ما داشتیم این دقتها را میکردیم که این الفاظ به کار گرفته نشود وقتی به کار گرفته نمیشد شخص مینشست مینشست این حرفها را خوب گوش میکرد بعد میگفت أشهد أن لا إله إلا الله و أشهد أن محمد رسول الله أشهد أن أمیر المؤمنین علی حجۀ الله تمام بود ولی کافی است مبلغ، معلم، یا کسی که دارد بحث میکند یا مناظره میکند لفظ غلطی را استفاده بکند.@ الان در آداب بحث هست لفظ غلطی را استفاده بکند یک فاجعه میشود شخص دیگر حاضر نیست با شما حرف بزند شما حق داری حق با شماست حرف شما هم استدلال دارد با اینکه حق با شماست حرفت استدلال دارد.@ چون کلمه نامناسبی به کار بردی طرف مقابل دیگر حاضر به شنیدن نیست بچه شما با اینکه حق با شماست اما حاضر نیست با شما کنار بیاید لج میکند دیگر نماز نمیخواند دیگر حجاب را رعایت نمیکند، چرا؟ چون با لفظ بد به آن گفتی به قول معروف حق میگویند اما بد میگویند.@ ما چقدر آدمها داریم که با پسر خودش با دختر خودش با همسر خودش با خانواده همسر خودش نمیتواند ارتباط برقرار کند در حالی که آدم بدجنسی هم نیست آدم بدی هم نیست ولی چون نتوانسته از الفاظ خوب استفاده بکند نتوانسته مشکلات بین خودش و همسرش و خانوادهاش را حل کند.@ اگر میامد الفاظ مناسبی را استخدام میکرد بچهاش دیگر هیچ وقت به انحراف کشیده نمیشد دیگر هیچ وقت طلاقی بین این زن و شوهر اتفاق نمیافتاد هیچ وقت رذائلی که شما در طرف مقابل دوست نداری باشد باقی نمیماند. گاهی وقتها در یک نفر یک رذیلهای است یک لجبازی هست یک عنادی هست یک کفری هست.@ وقتی او را میدهید دست یک مربی خبره این خیلی کار استدلالی زیادی هم نمیکند اما نوع کلماتی که در رابطه با این شخص به کار میبرد در الفاظش باعث میشود آن شخص آن گناهش را کنار بگذارد این معصیتش را کنار بگذارد قوی شود و توبه بکند.@ یک موقع میبینی نه استاد، معلم، مربی، آمر به معروف ناهی از منکر اصلاً لفظ ندارد میاید حرف میزند طرف مقابل بدتر دیگر لج میکند میگوید تصمیم داشتم مسلمان شوم اما دیگر نمیشوم باور کنید بارها چنین اتفاقی افتاده میخواستم مسلمان شوم دلم نرم شده بود که مسلمان شوم و دیگر نمیشوم.@ دلم نرم شده بود که شیعه شوم و دیگر نمیشوم، چرا؟ چون آن شیعه یا مسلمان لفظ خوبی به کار نبرده خروجی خوبی نداشته گاهی وقتها یک لفظ باعث میشود یک نفر اگر یک رذیلهای در وجودش نیست یک رذیله در وجودش ایجاد بشود یعنی اگر هم نبود ایجاد بشود.@ گاهی وقتها یک لفظ یک نفر را کافر میکند گاهی وقتها یک لفظ یک نفر را فاسد میکند گاهی وقتها زن در مقابل شوهرش لفظی را به کار میبرد که مرد واقعاً به تمام عیار میرود فاسد میشود گاهی وقتها شوهر در مورد زنش یک لفظی را به کار میبرد که زن پاک، پاکیزه خوب را فاسدش میکند.@ همین یک لفظ غلط به کار بردنش میرود در وجود و نهاد و قلب این زن دیگر هم در نمیاید میرود فاسد میشود. امام علی(ع) به وقتی با امام مجتبی سخن میگوید میگوید مواظب باش با زن پاکدامنت به گونهای رفتار نکنی که(فَإنَّ ذلِکَ یَدعُو الصَحیحَۀُ مِن هُنَّ إلی السُّقم) زنهای صحیح و سالم را فاسد میکند.@ به امام مجتبی میگوید چون به هر حال آموزش است به در میگوید که دیوار بشنود میگوید مواظب باش این نوع کلمات را در مورد زنت به کار نبری این نوع حرفها را به زنت نزنی یک زن پاک میتواند با این نوع الفاظ و کلمات فاسد بشود.@ در مورد این با بچهات طوری سخن نگویی که این بچه که میتواند بال در بیاورد و پرواز کند پدر میرود یک لفظ خیلی بد به کار میبرد این استعداد این بچه تا آخر عمر دیگر رویش نمیکند یک پدر بیملاحظه، یک مادر بیملاحظه، الان این بچه تجدید شده در برخورد با تجدیدیاش باید چطوری برخورد بکنی که این بچه تمام مواد تجدید شده.@ یک پدر وقتی که بچهاش درسش ضعیف شده یا یک مادر یکطوری حرف میزند که این بچه در یک زمان خیلی کمی حاضر است برود این درسها را جبران بکند و تجدیدیهایش را برطرف بکند و درسش هم خیلی عالی میشود.@ یک موقع هست یک پدری چنان برخورد بدی میکند که بچه ترک تحصیل میکند من صدها بار، اینکه میگویم صدها بار اغراق نمیکنم صدها بار دیدم پدر و مادر در مسائل تحصیلی فرزند الفاظی را به کار بردند که بچه برای همیشه ذائقه درس خواندنش را از دست داده دیگر درس نمیخواند.@ وقتی درس نخواند هزارتا آسیب دیگر هم برایش اتفاق میافتد چون پدر نمیداند باید با بچهاش چطوری حرف بزند سر مشکل درسیاش، الان این بچه ریاضیاتش ضعیف است این بچه علومش ضعیف است این بچه تاریخش ضعیف است این بچه درسش را خوب نمیتواند بخواند این بچه درس را خوب نمیفهمد.@ من چطوری میتوانم با این، با چه کلماتی میتوانم با این سخن بگویم که این هوشش فهمش علاقهاش زیاد بشود لفظ سراغ داری بلد هستی چطوری از آن استفاده بکنی الان این شخص دچار یک گناهی هست که بخاطر ارتکابش رفته خودکشی کرده.@ ما موارد اینطوری داشتیم رفتخ خودکشی کرده حالا در خودکشی موفق نیست ولی تصمیم دارد خودکشی بکند بخاطر گناهی که مرتکب شده میاید زیر دست یک مشاور خبره یک مشاور قدرتمند، یک مشاوره قدرتمند و خبره با الفاظی با این سخن میگوید که این شخص آن گناه را خیلی راحت میتواند ترک بکند.@ با یک کمی تلاش و بعد دست از خودکشی هم برمیدارد و یک کس دیگر نه یک مشاور نادان یک معلم نادان یک دوست نادان پدر و مادر نادان در مقابل گناهی که طرف انجام داده فاجعه بار آمده زن، مرد، یک فسادی را در همسرش متوجه شده.@ گاهی وقتها این فسادی را که در همسرش متوجه شده به قدری زیبا با این مشکل برخورد میکند و الفاظ زیبایی به کار میبرد که اصلاً آن فساد کلاً از ذات مرد کَنده میشود کنار میرود گاهی وقتها نه، وقتی با یک فساد یک لغزش در طرف مقابل، یک گناه، یک فحشا، یک منکراتی یک ظلمی اتفاق میافتد.@ برخورد چنان زشت است چنان قبیح است که آن گناه تبدیل به سرطان میشود ببینید امام صادق(ع) میفرماید شما هر کاری میخواهید بکنید بکنید ولی وقتی که افتادی به اینکه سرزنش بکنی برادر مؤمنت را یا خواهر مؤمنت را نسبت به یک گناه بدان دیگر هیچ عملی از تو پذیرفته نمیشود خیلی خطرناک است.@ برای چه سرزنش میکنید اشکالش را به آن بگو خیلی با مهربانی به فکر چارهاش باش اینکه آدم هی بزند در سر یک نفر به جای دستگیری مچگیری بکند ما بسیاری از موارد بجای دستگیری مچگیری میکنیم میخواهیم مچ بگیریم مچگیری که هنر نیست دستش را بگیر یک کاری کن یک فکری کن.@ علی(ع) یک جوانی را دید داشت چشمچرانی میکرد به یک خانمی، صدایش کرد، ببینید برخورد حضرت چطوری است، صدایش کرده اول یک سیلی زد این کار غلطی است میکنی به ناموس مردم چپ نگاه نکن بد نگاه نکن این هم پول برو ازدواج کن، ما فقط چَک زدنش را یاد گرفتیم اینطوری است به جوانها میگوییم فساد نکنید گناه نکنید چنین نکنید چنان نکنید.@ خب راهش چیست؟ هیچ راه کمکی به آن نمیدهیم ما خیلی وقتها میخواهیم شخص کار حرامی انجام ندهد وقتی حرام را از آن میگیریم به آن چیز حلالی هم پیشنهاد نمیکنیم اصلاً نداریم یک چیزی به آن بدهیم میگوییم موسیقی حرام گوش نکن حرام است.@ درست الان من چکار کنم، روضه گوش کن، این جایش شد، این موسیقی میخواهد یک موسیقی خوب میخواهد یک موسیقی شاد میخواهد یک کسی که به دیگران گفت موسیقی حرام گوش نکن باید بتوانی یک موسیقی شاد، خوب، پاک و سالم این همه در کشور ما موسیقیهای خوب تولید شده حرام است، الان چکار کنم؟@ برو بمیر، این که کار نشد، اسلام اساساً هیچ چیزی را حرام نمیکند مگر اینکه حلالش را قطعاً به شما پیشنهاد بدهد حتماً یک جایگزین حلال دارد ما باید بگردیم باید تمرین کنیم باید کار کنیم من الان دارم میگویم واقعاً بیشتر از هر کسی خودم را خطاب میکنم ما باید واقعاً وقت بگذاریم روی این که بگردیم تمرین بکنیم.@ ببینیم یاد بگیریم از دیگران حتی از دشمنمان اگر در کلماتشان حرفهای قشنگی وجود دارد یاد بگیریم که چطوری استخدام کنیم آن الفاظ را، نحوه تخاطب را چطوری یاد بگیریم در اسلام ما این همه الفاظ زیبا به کار برده شده قشنگترین، زیباترین الفاظ در قرآن و روایات ما توصیه شده در ارتباط با دیگران، ولی ما دنبالش نیستیم.@ من الان میخواهم با پدرم صحبت کنم چطوری با پدرم صحبت کنم الان میخواهم با مادرم صحبت کنم چطوری تخاطب کنم با مادرم، مادرم الان از دست من عصبانی است من موقع عصبانیت مادرم چه الفاظی را باید به کار ببرم، من نمیدانم، چون بلد نیستم زبانم هم کنترل نیست من هم یک چیزی در مقابل آن میخواهم بگویم.@ میخواهم زود بیفتم در موضع دفاعی من هم یک چیزهایی میگویم دعوا و درگیری میشود برای این کار ما باید وقت بگذاریم باز دارم تکرار میکنم آدمهایی هستند استاد، قدرتمند، تخصص دارند مهارت دارند تجربه دارند ولی به هیچ وجه به درد ارتباطات نمیخورند.@ و آدمهایی داریم که یک پنجم آنها تخصص دارند تجربه دارند ولی از بس لفظشان قشنگ است کار کردند این هر جا برود معجزه میکند ما مبلغ داریم سوادش پنج کلاس سواد درس خوانده مبلغ است در حوزه پنج کلاس درس خوانده طلبه سال پنجم است این میرود یکجا سخن میگوید معجزه میکند همه دوست دارند کلاس این را شرکت بکنند.@ یک کسی که استاد این است میفرستیم میگوییم الان این که استادش است بفرستیم چه میشود بعد میبیی مردم نصفشان فرار میکنند چون لفظ نیست این آقا سوادش خیلی زیاد است اما لفظ ندارد مثل نویسندههاست.@ نویسنده میبینی یک کسی تحصیلات خیلی معمولی دارد وقتی رمان مینویسند یک مطلبی را مینویسد یک کتابی مینویسد آنقدر قشنگ و روان است این کتاب هر کس میخواند خوشش میاید یک کسی میبینی ده برابر این سواد دارد وقتی کتاب را میخواند یک دور چاپش هم به بفروش نمیرسد یعنی باید نصفش را بدهند خمیر شود کسی این کتاب را نمیخرد.@ حالا انتخاب اسم نگاه کنید یک کسی میاید روی کتابش یک لفظی را میگذارد همه خوشحال میشوند بروند بخرند بخوانند بعد هم میبینند چیزی نیست لفظ قشنگی را انتخاب کرده همان لفظ میگیردشان.@ یک کسی میبینی یک اسم نامناسب انتخاب میکند بعد هیچ کس هم به این نگاه نمیکند. در تصویر در عکس در گرافیک در تمام خروجیهای هنری این داستان واقعیت دارد در انتخاب رنگ، گاهی وقتها یک رنگی انتخاب میشود معجزه درست میکند و گاهی یک رنگی انتخاب میشود فاجعه درست میکند.@ من قشنگ یادم هست یک موقع یک کسی آدم خیلی معروفی در کشور آمد ری یکی از کتابهای من یک طرحی داد طرحی داد اسم این را طوری نوشت که ما چون خودمان انتخاب اسم کرده بودیم وقتی این را نوشت گفتیم بَه چقدر زیباست طراح گفت ببین چقدر زیبا طراحی کردم ما هم دیدیم چقدر زیباست.@ بقیه هم که این وسط واسطه بودند گفتند طرح خیلی طرح قشنگی است کتاب چاپ شد بعد یک کسی آمد گفت این چیه نوشتی روی جلد کتابت، من نمیفهمم این یعنی چی، گفتم این هست دیگر این اینجا نوشته، گفت این اینطوری خوانده نمیشود.@ گفتم چرا این این این، به من گفت بیا با من، بیا با هم مسجد برویم، با هم رفتیم پنجاهتا از رفیقهایم در آن مسجد بودند گفت آقای شجاعی بایست نگاه کن، این چیست؟ بدون استثناء همه غلط خواندند اسم کتاب را، ولی من چون نویسنده بودم ذهنم بسته شده چون میدانستم میخواهد این اسم را بنویسد.@ اما یک کسی که برخورد اول میکرد نمیتوانست بفهمد که این چی نوشته همه بدون استثناء یک کلمه از اسم آن کتاب را جا میانداختند آنقدر حساس است من دارم روی این درس تأکید میکنم که به دنبالش برویم ذهن ما تحریک بشود.@ البته ما خودمان در حق شما کوتاهی کردیم حداقل که باید این را به شما بیشتر کمک میکردیم انشاء الله حتماً از هفتههای بعد من سعی میکنم منابعی را در این حداقل برای شما بیاورم و یا پیشنهاد بدهم که مطالعه بفرمایید این داستان مرحوم خواجه نصیر را نمیدانم برای شما گفتم یا نه، باز تکرارش خالی از لطف نیست.@ خواجه نصیر مرد بزرگی است خیلی بزرگ است اگر نگوییم شخصیت بینظیری است در علمای ما آدم کمنظیری است یک نابغه است یک آدمی هست که به قول حضرت امام و بزرگان دیگر نمیشود وصفش را کرد از بس این عظمت دارد خواجه طوسی خیلی هم بزرگ است میخواهم دوتا خاطره از ایشان بگویم چقدر قشنگ است.@ یک کسی برایش نامه مینویسد به ایشان توهین میکند ایشان را به سگ تشبیه میکند، ببین جواب دادنش چقدر قشنگ است اگر ما بودیم چطوری، لفظ چکار میکند با جان طرف مقابل، میگوید شما نوشتید من سگم من فکر نمیکنم سگ باشم.@ نمیگوید نیستم میگوید فکر نمیکنم سگ باشم چون سک پشمالوست من پشمالو نیستم سگ ناخنهایش دراز است آنطوری من ناخنهایم پهن است سگ پارس میکند من پارس نمیکنم فکر نمیکنم حرف شما درست باشد ببینید چطوری جواب میدهد.@ حالا خود ایشان این خاطره را تعریف میکند راجع به همین لفظ، آدمی که آنقدر روی خودش تسلط دارد میگوید یکبار من نشسته بودم در مسجد دیدم دوتا دهاتی آمدند از من سؤال کردند راجع به مسأله شرعی، برایشان هر چه توضیح دادم این یک فقیه است یک مجتهد است، گفت هر چه توضیح دادم اینها نفهمیدند.@ گفت بلند شدند رفتند آنطرف معلوم بود نفهمیدند من چه گفتم، اتفاقاً آن روز تنبلترین شاگرد من آمده بود گوشه مسجد نشسته بود رفتند سراغ ضعیفترین شاگرد من، این آنقدر قشنگ برای اینها توضیح داد بعد آمدند گفتند این میفهمد نه تو، حاجی خودش میگوید میگوید آمدند به من گفتند این میفهمد تو چیزی سرت نمیشود واقعاً هم اینطوری است.@ به قول پیغمبر(رُبَّ حامِل فِقهٍ إلی مَن هُوَ أفقَهُ مِن) بسیاری از کسانی که نشستند سر کلاس یک نفر حرفی که آن دارد میزند دستور را میگیرند حرف را میگیرند اما خیلی خیلی بهتر از او به عمق این حرف میرسند بیشتر از خود گوینده میرسند(رُبَّ حامِل فِقهٍ إلی مَن هُوَ أفقَهُ مِن) استاد یک حامل است به شاگرد رسانده.@ اما شاگرد وجودش خیلی قدرتمندتر از این استاد است لذا آن لفظ را که میگیرد یک معجزه اتفاق میافتد در حالی که در خود استاد این کلام آنقدر عمیق عمق ندارد. پس خود این سیستم پتروشیمی که باید در ذات ما باشد یعنی تبدیل الفاظ، انتخاب لفظ.@ مثل نفتی که میاوری در پتروشیمی 180 مشتقات از آن میگیرد بلکه بیشتر، یک کسی میبینی که میگیرد و خوب میتواند تبدیل بکند به الفاظ مختلف، یک کسی میبینی یک درس فلسفی را میگیرد میتواند یک درس فلسفی را راحت تبدیل بکند به یک درس خیلی شیرین، خوب به همه هم بگوید حقایق را دریافت بکند عالیترین، قویترین حقایق را دریافت بکند.@ به آدمهای خیلی پایین بگوید آنها هم خوب میفهمند و درک میکنند یک کسی میبینی نه آن درس را دریافت میکند اصلاً نمیتواند به دیگران منتقل بکند. راجع به زبان باز این جلسه به مقدمه گذشت.@ یکی دوتا روایت بخوانم از پیامبر شنیدیم سلامت انسان در حفظ زبانش هست باز از علی(ع) داریم(حِفظُ اللِسان وَ بَذلُ الإحسان مِن أفضَلِ فَضائِلِ الإنسان) نگهداری زبان از بالاترین و بهترین فضیلتهای یک انسان هست البته دوتا تکه بود در واقع حفظ زبان و نیکوکاری از بهترین فضیلتهای یک انسان هست.@ هنر نگهداری هنر مهمی است انسان بتواند نگه دارد این تمرین میخواهد حبس کردن، چطوری فرمود؟ فرمود مثل طلا و نقرهتان که مُهر میزنید نگه میدارید زبان باید کنترل بشود یا باید خیلی کار بشود روی این قضیه، آنهایی که پرحرف هستند حالا میرسیم جلسه بعد در موردش سخن میگوییم.@ آدمهای پرحرف، آدمهای پرچونه، آدمهایی که در ارتباطات خصوصیشان خیلی دهانشان میجنبد گرفتاریهای زیادی را همه برای خودشان و هم برای طرف مقابل برای اطرافیان درست میکنند که حالا در این رابطه بعد انشاء الله بیشتر سخن خواهیم گفت.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@