جلسه 001 - سخن‌چینی و عواقب آن
شماره جلسه
1
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1396
ماه
9
روز
2
متن کامل (خام) ‌ جلسه 001 - سخن‌چینی و عواقب آن

سلسله مباحث استاد محمد شجاعی تهیه ‌شده در مؤسسه منتظران منتجی شماره تماس، 5 ـ 55972450 وبگاه اینترنتی

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@

ما از این جلسه بحث روابط اعضای خانواده آسمانی‌مان موضوع سخن‌چینی است، یک موضوع بسیار مورد ابتلا هست، یک موضوع اخلاقی هست با محوریت این بحث یک مقدمه‌ای را در مورد زبان باید عرض بکنیم؛ سخن‌چینی مربوط به زبان هست،کارکرد زبان هست، از آفات زبان هست، زبان آفات و برکات زیادی دارد، که حالا ما به خاطر اهمیت موضوع از موضوع آفتها شروع کردیم که قبلاً هم به مناسبتهایی در این باره بحثهایی داشتیم.@حالا بحث زبان را که می‌خواهیم شروع کنیم فقط ناظر بر آفاتش می‌خواهیم بحث بکنیم، و الا بحث زبان بحث مفصلی هست، اساساً جایگاه زبان در نظام خلقت انسان و نقش زبان در تعالی یا سقوط انسان بحث‌های مفصلی هست که الان تخصصاً وارد آن نخواهیم شد، فقط با توجه به موضوع بحثمان که بحث سخن‌چینی هست ما بحث زبان را به عنوان مقدمه عرض خواهیم کرد.@اولین فرمایش از وجود مقدس امیرالمؤمنین (علیه السّلام) هست می‌‌فرماید: «اللِّسَانُ‏ مِيزَانُ‏ الْإِنْسَانِ» فوق‌العاده این مهم هست که خروجی انسان را میزان انسان معنا کردند، قبلاً هم در مباحث مهندسی فرهنگی چند قاعده ذکر کردیم و در مباحث دیگر که یکیش این بود «الظَّاهِرُ عِنْوانُ‏ البَاطِنِ» آنچه که از یک شخص ظهور می‌کند، یا از یک شیء نماینده باطن آن شخص یا شیء هست.@اساساً ظهورات معرفی می‌‌کنند بواطن را، باطن‌ها را، مثلاً دنیا با همه این عظمتش ظهور نظام برزخی است، عالم ملکوت ظهورش این دنیا شده، انسان متوجه می‌شود که آن باطن چه خبر است، چه غوغایی است، چه عظمتی دارد که یک ظهورش شده این، و همینطور تا مقام جبروت و بالاتر انسان می‌رود، از همین قاعده اگر استفاده بکند به معارف بزرگی دست پیدا میکند.@در مورد انسان هم همینطور، در مورد حیوانات یا گیاهان هم همینطور، در مورد اشیاء هم همینطور هست، یعنی این یک قاعده است، که آنچه که ظهور می‌کند نماینده باطن هست، «الظَّاهِرُ عِنْوانُ‏ البَاطِنِ».@گفتیم چقدر این قاعده نقش دارد در فهم خودمان و فهم دیگران، اگر یک کسی از خروجی‌های خودش ناراحت هست، راهش این هست که طبق این قاعده باید دستکاری کند در باطن خودش، مثلاً حسادت دارد، بداخلاقی دارد، زودرنجی دارد، حساسیت دارد، بدزبانی دارد، سخن‌چینی دارد، غیبت دارد، تحقیر دارد، توهین دارد، تمسخر دارد، اینها آفات زبان هست، یا آفت‌های اخلاقی.@اینها برای انسان خیلی خطرناک است دردسرساز هست هم دنیای انسان را خراب می‌کند و هم آخرت انسان را، این باید طبق قاعده «الظَّاهِرُ عِنْوانُ‏ البَاطِنِ» حواسش باشد که در باطن ما یک چیزی هست که ظهور آن بداخلاقی می‌شود، حسادت می‌‌شود، کج‌خلقی، زودرنج، حساسیت، غیبت، سخن‌چینی می‌شود.@من یک کمبودی، یک نقصی، یک ضعفی دارم، که حالا آن ضعف به این شکلها می‌تواند ظهور بکند، اگر آن ضعفم را برطرف بکنم، آن باطنم را دست ببرم و آن چیزی که باید به باطن برسد، برسد، این خروجی‌ها همه برطرف می‌شود.@بنابراین حضرت می‌فرماید: «اللِّسَانُ‏ مِيزَانُ‏ الْإِنْسَانِ» زبان یک کسی، خروجی‌های زبانی یک کس میزان باطن اوست، میزان شخصیت اوست، میزان یعنی ملاک سنجش شخصیت یک آدم است، اینکه از یک آدم چه خروجی‌هایی از زبانش بیرون می‌آید این نشان می‌دهد باطن آن آدم چه چیزی هست.@حتی امیرالمؤمنین (علیه السّلام) می‌فرماید گاهی وقتها افراد می‌خواهند در ارتباط با دیگران باطن‌های خودشان را بپوشانند، می‌خواهند نفاق داشته باشند، ظاهرسازی بکنند، اما حضرت می‌‌فرماید هیچ وقت یک نفر نمی‌تواند برای همیشه شخصیت خودش را پنهان نگه دارد، برای اینکه زبان گویای شخصیت یک انسان هست.@یعنی شما لازم نیست بایستی صبر کنی که ببینی این آدم باطنش چه می‌شود، می‌گوید همین که با او حرف بزنی، یک مدتی برای تو حرف بزند، از این کلمات و سخنان شما می‌‌توانی آن باطن را بگیری، انسان نمی‌تواند در دراز مدت شخصیتش یک جوری باشد، و خروجی‌های زبانیش با شخصیتش سازگاری نداشته باشد.@مثلاً خواستگاری می‌خواهد برود، دوران نامزدی هست، می‌خواهد با یک کسی دست پیدا بکند، می‌خواهد به کسی شوهر بکند، می‌خواهد یک معامله با یک کسی راه بیندازد، یک شراکت راه بیندازد، می‌تواند یک مدت فیلم بازی بکند، اما بعد از اینکه پرده‌ها کنار رفت، انسی ایجاد شد، محرمیتی ایجاد شد، کار تجاری، کار همکاری شروع شد، آن موقع هست که تازه تو می‌فهمی این در باطنش چه می‌گذرد.@لذا اینقدر مهم است که خروجی‌های زبانی یک نفر، شخصیت یک نفر را کاملاً نشان می‌دهد، این آدم در باطنش چه می‌گذرد که این خروجی‌ها را دارد، در همه مراحل هم همینطور هست، در کار اجتماعی، در کار اقتصادی، در کار سیاسی، در کار علمی، در زندگی زناشویی، در مسائل تربیتی، معاشرت، زبان نماینده شخصیت یک شخص هست، این یک قاعده را دقت کنید فوق‌العاده مهم است، من فرصتی ندارم کاش فرصت بود می‌توانستیم این تمام ابعادش را باز کنیم که «اللِّسَانُ‏ مِيزَانُ‏ الْإِنْسَانِ» همه آن مرحله سنجش انسان، میزان همان ترازوست، ترازوی یک انسان زبانش هست، یعنی شما از زبان یک انسان، خروجی‌های زبان یک انسان قیمت یک انسان را می‌توانید شناسایی بکنید، اینکه این آدم گفتگوهایش چطوری است، حرفهایش چطوری است، شوخی‌هایش چطوری است، هر جا که صحبت می‌کند این ترازو و قیمت به دست می‌آید.@پس این سه کلمه خیلی گویا است «اللِّسَانُ‏ مِيزَانُ‏ الْإِنْسَانِ» زبان ترازوی یک انسان است، قیمتش در می‌آید، این خیلی مهم است؛ مثلاً بحث ازدواج است، خیلی وقتها، گاهی وقتها افراد با هم کم حرف می‌زنند، شخصیت‌هایشان مخفی می‌ماند، اگر دختر و پسر فرصت داشته باشند با هم خوب صحبت بکنند، طرفین برای طرف مقابلشان، برای خانواده‌شان، خانواده کسی که می‌خواهند با او ازدواج کنند صحبت بکنند، شخصیت و قیمت این آدم دست می‌آید، که این دختر یا این پسر شخصیتش چقدر هست.@ولی متأسفانه الان زبانها بسته است، پیامک و چیزهای دیگر است، و در پیامک هم شخصیت خیلی روشن نمی‌شود باید افراد رو در رو، چهره به چهره با هم حرف بزنند، این حرف زدنها خیلی می‌تواند کمک بکند، در هر کاری همینطور هست.@ قاعده را ببینید چقدر قشنگ است.امیرالمؤمنین (علیه السّلام) فرمود: «تَكَلَّمُوا تُعْرَفُوا» حرف بزنید شناخته می‌شوید، یعنی شما نمی‌توانید همه جا شخصیت خودت را پنهان کنی، همین که حرف بزنی «فَإِنَّ الْمَرْءَ مَخْبُوءٌ تَحْتَ لِسَانِهِ» شخصیت یک انسان زیر زبانش پنهان هست، مگر اینکه طرف مقابل خیلی آدم نفهمی باشد، یک آدم خیلی ساده‌ای باشد، یا اینکه سر خودش را بخواهد کلاه بگذارد.@مثلاً دختر یا پسر می‌آید می‌گوید این دختر در خواستگاری در این جلسات این حرفها را زده، برای کسی که کارشناس است ملاک دستش هست می‌گوید این حرفهایی که این زده معنایش این هست که زندگی شما به یکسال نمی‌کشد، بعد نمی‌خواهد زیر بار بروند بپذیرند، علاقه کورشان کرده، می‌‌گوید نه اینطور نیست.@این زبان است، این تحت زبان خودش دارد می‌گوید که من یک آدم به درد نخوری هستم، یک آدم نماندنی هستم، یک آدم کم‌حوصله هستم، یک آدم زودرنج و حساس هستم، یک آدم بی‌جنبه هستم، خودش دارد با این حرفهایی که زده می‌گوید، ولی می‌خواهد زیر بار نرود، زیر بار نمی‌رود، بعد می‌رود ازدواج می‌کند بعد منفجر می‌‌شود، یک دفعه در می‌آید آن حرفهایی که زده بود این دارد شخصیت خودش را نگاه می‌کند.@ لذا اینکه حضرت میفرماید این هم جنبه مثبت دارد، و هم جنبه منفی دارد، خیلی وقتها افراد هستند قابلیت‌های خوبی دارند، ولی خجالتی هستند، اعتماد به نفس ندارند، فرصت حرف زدن ندارند، می‌‌گوید اگر می‌خواهی خودت را ثابت بکنی، تو توانایی‌های خوبی داری، برو با مسئولین آن کار صحبت کن، یا با طرفین، با افراد صحبت کن، صحبت بکنی حل می‌شود، با صحبت خیلی از مشکلات، کمبودها، خیلی از قهرها، خیلی از بی‌اعتمادی‌ها حل می‌شود، صحبت کن.@«تَكَلَّم تُعْرَف» حرف بزن تا شناخته بشوی، یعنی گاهی وقتها سوءتفاهم‌هایی پیش می‌آید تا طرفین تا با هم حرف نزنند مشکل حل نمی‌شود، از دور یک کسی یک چیزی شنیده- حالا چون موضوع بحثمان سخن چینی هم هست دیگر همین است- یک برداشتی می‌کند بعد که با طرف مقابل روبه‌رو می‌شود می‌بیند داستان اینطوری نبوده، داستان یک چیز دیگر است، با صحبت حل می‌شود.@این هم جنبه مثبت دارد، و هم جنبه منفی دارد، یعنی فرق نمی‌کند شخصیت یک نفر مثبت باشد یا منفی. در کلام، شخصیت یک آدم روشن می‌شود، برای کسی که عقل و شعور دارد، دل صافی دارد، می‌‌گوید من همان جلسه اول با این بنده خدا صحبت کردم تا آخرش فهمیدم، چون شخصیت خودش را کاملاً نشان داده.@«فَإِنَّ الْمَرْءَ مَخْبُوءٌ تَحْتَ لِسَانِهِ» انسان پیچیده است، پنهان هست زیر زبانش، زبان به محض اینکه شروع بکند به حرف زدن، باطن یک آدم را در تمام گرایش‌های جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی کاملاً نشان می‌دهد، مثل یک نواری که شما می‌روید نوار قلبی یا مغزی بگیرد، آن چطوری باطن را نشان می‌دهد، مثل نوار عصبی است، مثل یک اسکن است کاملاً نشان می‌دهد زبان اینطوری است.خودش را نشان میدهد.@لذا یک قاعده دارد امیرالمؤمنین فوق‌العاده این قاعده مهم است، می‌فرماید: «مَا أَضْمَرَ أَحَدٌ شَيْئاً إِلَّا ظَهَرَ فِي فَلَتَاتِ لِسَانِهِ» هر کسی یک چیزی را در باطن خودش مخفی بکند در لغزشهای زبانش در می‌آید حتماً اینطوری است، یک کسی بخواهد یک چیزی را پنهان بکند، این وقتی سخن بگوید در لغزشها و در آن بالا و پایین شدن زبانی آن باطن را بهم می‌ریزد و بیان می‌کند.@یکی دیگر از آن فرمایش این هست که «كَلَامُ‏ الرَّجُلِ‏ مِيزَانُ‏ عَقْلِهِ» کلام هر انسانی ترازوی عقلانیت او است، یعنی هم شخصیت یک نفر، هم میزان عقلانیت یک نفر را زبان یک نفر نشان می‌‌دهد، این آدم چقدر سرمایه دارد، چقدر عقلانیت دارد، چقدر تقوا دارد، چه شخصیتی دارد، شخصیتش چقدر وزان دارد، این خودش را خیلی نشان می‌دهد، میزان عقلانیت، شعور و شخصیت یک آدم نحوه حرف زدن یک آدم است.@می‌گوید یک خواستگار برای من آمده، فلانی می‌گوید، پدر، دایی، عمو، می‌‌گوید بیاید با من صحبت بکند، چند دقیقه با این صحبت بکنم ببینم چطوری است، این دختر یا پسری که دلش مشغول شده، به قول پیغمبر «حُبُّكَ لِلشَّيْ‏ءِ يُعْمِي‏ وَ يُصِمُ‏» محبت تو نسبت به یک کس تو را کور و کر می‌کند، نمی‌‌تواند بفهمد چون کور و کر است.@ولی یک کسی که قلبش درگیر نیست، فقط مغزش کار می‌‌کند، عقلش کار می‌کند، راحت‌تر می‌تواند در مکالمه با یک نفر بفهمد که این آدم چقدر عقلانیت، شعور، مردانگی، شرافت دارد، یک زن چقدر شخصیت دارد، چقدر منش دارد، چقدر قابل اعتماد است، چقدر می‌شود با این زن زندگی کرد، می‌شود با او خوشبخت بود، تمام اینها در می‌آید.کاملاً مشخص است.@«الْأَلْسُنُ تُتَرْجِمُ‏ عَمَّا تَجُنُّهُ الضَّمَائِرُ» زبان آنچه را که درون می‌پوشاند بازگو می‌کند، ترجمه می‌کند، گاهی وقتها شما یک چیزی درونتان هست، نمی‌‌خواهید بیانش بکنید، یا نمی‌‌توانید تمامش را بگویید، همین کلمات که در می‌آید از کلمات یک نفر می‌شود فهمید که این درونش چه می‌گذرد و چه فکر می‌کند.@چون قاعده این هست که «الظَّاهِرُ عِنْوانُ‏ البَاطِنِ» آن که ظهور می‌کند یک نماینده‌ای از باطن هست، تمامش نیست، «وَ ما تُخْفي‏ صُدُورُهُمْ» قرآن می‌گوید دشمنان شما به شما کینه‌ورزی می‌کنند، حرف می‌زنند، نسبت‌های ناروا می‌دهند، تهمت می‌زنند، اما آنچه که در درونشان مخفی کردند خیلی بیشتر از آن چیزی است که الان دارند بر زبان می‌آورند.@تو حواست باشد این که الان دارد به زبان می‌آید، داستان خیلی وسیع‌تر است از آن چیزی است که به زبان می‌آید، پشت صحنه خیلی غوغا هست، فوق العاده غوغاست. «يُسْتَدَلُ‏ عَلَى‏ عَقْلِ‏ كُلِّ امْرِئٍ بِمَا يَجْرِي عَلَى لِسَانِهِ» از آنچه که به زبان یک انسان جاری می‌شود، می‌شود به میزان خرد او پی برد، یک عبارت اُخریی از همان روایت قبلی هست که «كَلَامُ‏ الرَّجُلِ‏ مِيزَانُ‏ عَقْلِهِ» این هم همان را می‌خواهد بگوید.@می‌گوید استدلال می‌شود، یعنی شما مجاز هستید که این را برداشت بکنید، از آنچه که به زبان یک نفر جاری می‌شود، به میزان خرد و شخصیت یک نفر شما می‌توانید استدلال بکنید، می‌توانید ببینید چقدر سرمایه دارد، واقعاً شخصیت دارد، خوبی یا بدی فرقی نمی‌‌کند.@چون موضوع بحث ما مربوط به یکی از آفات زبان به معنای سخن‌چینی است، ما فقط به همین مسیر، مسیر معرفی زبان را طی می‌‌کنیم؛ فرمایشی هست از امام باقر (علیه السّلام) فوق‌العاده زیباست، «إِنَ‏ هَذَا اللِّسَانَ‏ مِفْتَاحُ‏ كُلِّ خَيْرٍ وَ شَرٍّ فَيَنْبَغِي لِلْمُؤْمِنِ أَنْ يَخْتِمَ عَلَى لِسَانِهِ كَمَا يَخْتِمُ عَلَى ذَهَبِهِ وَ فِضَّتِهِ»میفرماید: این زبان کلید خیر و شر هست، یعنی با زبان می‌شود درهای زیادی از شر را بست، درهای زیادی از خیر را باز کرد، و بالعکس. همین با زبان.@ یعنی مردم اگر مسئله زبانشان را حل بکنند، بسیاری از طلاقها، 95% این طلاق‌ها اتفاق نمی‌‌افتد، دعواها، اختلافات، کینه‌ها، ما دو تا جنگ جهانی داریم، جنگ جهانی سر این هست که افراد نتوانستند به کلماتی که از دهانشان بیرون می‌آید تسلط نداشتند، یکبار یک پادشاه، یک رئیس‌جمهور، وزیر جنگ،هرکسی، رهبر، یک چیزی را می‌شنود، یا یک چیزی را می‌گوید، و می‌شود منشأ کشتن میلیونها انسان.@ همین چهار کلمه از دهان یک کسی در بیاید. در عالم سیاست، یا در عالم مدیریت انسان، ممکن است خیلی حرف برای گفتن داشته باشد، اما می‌داند اگر این حرف به زبان بیاید و خارج بشود، مثلاً مدیریت خانواده، مرد خیلی چیزها را می‌تواند بگوید، حق هم دارد، زن خیلی چیزها را می‌تواند بگوید حق هم دارد، یا فرزند، یا در یک مدیریت کلان‌تر، یا در یک مدیریت مملکت‌داری، اما اگر بگوید، اگر به زبان بیاورد، دنیا جهنم می‌شود، آخرت هم جهنم می‌شود.@یعنی انسان هم دنیایش را از دست می‌دهد، «خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ» حرف، حرف دروغی نیست، حرف راستی است، اما «خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ» انسان هم دنیایش را از دست می‌دهد با آن کلماتی که به کار می‌برد، و هم ابدیت خودش را از دست می‌دهد. هر دو را از دست میدهد.@لذا حضرت فرمود زبان کلید خیر و شر است، شما یک طلاق سراغ دارید که محورش زبان نباشد، شاید 5% موارد اینطوری هست که محورش یک حقیقت و واقعیتی است، زبان نیست، اما 95% طلاق‌ها براساس کلماتی که بین دختر و پسر یا خانواده‌هایشان ادا می‌شود اتفاق می‌‌شود.@حالا طلاق، قتل، اسیدپاشی، اخراج، متلاشی شدن یک سازمان، جنگ، و هر چیز دیگری، همین کلمات، چقدر مهم است، حضرت می‌فرماید: «فَيَنْبَغِي لِلْمُؤْمِنِ أَنْ يَخْتِمَ عَلَى لِسَانِهِ كَمَا يَخْتِمُ عَلَى ذَهَبِهِ وَ فِضَّتِهِ» شایسته است برای مؤمن که مُهر بزند به زبانش، زبانش را بدوزد، همانطور که به طلا و نقره‌اش مُهر می‌زند، چطوری طلا و نقره‌اش را می‌بندد، مُهر و مومش می‌کند کسی دست به طلا و نقره‌اش نزند، چطوری محکم یک جا می‌بندد که کسی اطلاعی بر اموال و پولش نداشته باشد.@حضرت می‌فرماید که مؤمن اینطوری است که باید زبانش را مُهر بزند، همانطور که به طلا و نقره‌اش مُهر میزند، زبان خودش را هم مؤمن باید مُهر بزند، مؤمن بسیاری از کمالاتی که می‌تواند طی بکند به وسیله خاموشی و کنترل زبانش هست.@بسیاری از مدارج انسان با سکوت، نه اینکه حرف ندارد حرف حق ندارد، اما باید حرف حقش را نزند، «رُبَ‏ كَلَامٍ‏ جَوَابُهُ‏ السُّكُوتُ» بسیاری از کلمات جوابش سکوت است، چون اگر حرف بزنی، طرف یک حرفی زده تو هم بخواهی یک حرفی بزنی می‌‌بینی که «خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ» یک آتش و فتنه‌ای به پا می‌شود که نمی‌شود.@می‌گوید شوهرم یک حرفی زد، زنم یک حرفی زد، من هم خیلی سوختم خواستم جوابش را بدهم، یک دفعه کار به اینجا کشید، دو تا او گفت، پنج تا من گفتم، یک دفعه تمام شد، شخصیت انسان هم همانطور که حضرت علی می‌گوید زیر زبانش هست.@علی (علیه السّلام) می‌فرماید: «لَا يُعْرَفُ‏ الرَّأْيُ‏ إِلَّا عِنْدَ الْغَضَبِ» آدمها را اگر می‌خواهی بشناسی آنها را عصبانی بکن، آدمها تمام حقیقت خودشان را در ناراحتی و عصبانیت بیان می‌کنند، ممکن است بتواند فیلم بازی بکند، ظاهرسازی بکند، نفاقی داشته باشد، اما به محض اینکه خشم او را می‌گیرد، همه آن شخصیت خودش را بیرون می‌ریزد، تمام آن باطن خودش را بیرون می‌ریزد.@الان زن و مرد یک کسی، کسی را عصبانی کرده، مرد شروع می‌کند یک چیزهایی را می‌گوید که باطن خودش است، زن یک چیزهایی را می‌گوید که باطن خودش است، و شخصیت حقیقی یک آدم آن موقع معلوم می‌شود، نه در ابراز عشق‌ها و علاقه‌های ظاهری و آداب ظاهری که خودشان را نشان می‌دهند این اصلاً فایده ندارد.@خدا رحمت کند علامه را، یک آقایی از شاگردان علامه بود، می‌گفت یک روز عیدی بود دیدن علامه آمده بودم، شاگرد علامه یک ذره چشمش باز شده بود می‌دید، می‌گفت من دیدم یک آقایی دهانش پر از چاقو و خنجر است آمد در صورت علامه، گفت ترسیدم، فکر کردم الان علامه را می‌کشد، حالا باطن صورت آن آدم برای این کشف شده بود، گفت تا آمدم عکس‌العمل نشان بدهم علامه دست من را فشار داد گفت هیچی نگو، با طرف روبوسی کرد.@آدم هست تا سجده، تا رکوع برای آدم خم می‌شود، عرض ارادت دارد، دست آدم را می‌بوسد، اما باطنش پر از نفرت و کینه و شیطنت است، پر از حقه‌بازی و نکراء برای انسان هست، پر از نقشه است، اینکه خودش را نشان نمی‌دهد، فایده ندارد، چاکرم، نوکرم،قربونت برم، اینها نه، آدمها شخصیتشان چه موقع معلوم می‌شود؟ «فِي‏ تَقَلُّبِ‏ الْأَحْوَالِ عًلِمُ جَواهِرِ الرِّجَالِ» در بالا و پایین شدن‌ها جوهره و گوهره آدمها معلوم می‌شود.@در حالت ثابت نمی‌شود یک نفر را بشناسی، باید تحولات مختلف اتفاق بیفتد بعد قیمت یک آدم پیدا می‌شود، علی (علیه السّلام) می‌‌فرماید محال هست یک مؤمن اگر با شمشیر بینی او را قطع بکنم، امکان ندارد از من بدش بیاید، محال است یک مؤمن از من متنفر بشود، و محال است یک آدم منافق از من خوشش بیاید حتی اگر تمام دنیا را به او بدهم.@آدمهایی که در یک حادثه یک کسی میمیرد، یک کسی سرطانی می‌‌گیرند، یک طلاقی اتفاق می‌افتد، با یک کسی قرار بوده ازدواج بکند نشده، مشکل مالی پیدا می‌کند، ورشکستگی دارد، هر حادثه‌ای، یک دفعه شروع می‌کند به خدا و دین و اهل بیت و امام زمان بد و بیراه می‌گوید، یا غر می‌‌زند، قیمتش همان می‌شود.@همینطوری بچه خوبی است، نماز شب هم می‌خواند، همینطوری عادی که شکمش پر است و در جیبش هم پول است، مشکلی ندارد بدنش هم سالم است، خوب است، عبادت می‌کند، همه چیز خوب است، خدا خوب است، آسمان خوب است، غیب خوب است، اهل بیت خوب است.@همین آدم اگر قرار باشد یکی از آسیب‌های جمادی، گیاهی، حیوانی یا عقلی را داشته باشد، کاملاً به هم می‌ریزد و شروع می‌کند به مقدسات، به خدا، به پیغمبر، به دین بد و بیراه گفتن، شک کردن، تردید کردن، حرفهای کفرآمیز زدن، خدا هم می‌گوید من همین کار را سر شما می‌آورم «وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرينَ».@می‌گوید من شما را بالا و پایین می‌کنم علی (علیه السّلام) دارد، «وَ لَتُغَرْبَلُنَ‏ غَرْبَلَةً» خدا شما را به شدت غربال می‌کند، خود خدا می‌گوید من شما را حتماً حتماً حتماً آزمایش می‌کنم، با ترس، با جنگ، زلزله، بمباران، شب، تاریکی، گرسنگی، فقر، از دست دادن ثمراتتان، جان، کشته شدنها و مریضی‌ها، با خیلی چیزها شما را آزمایش می‌کنم.@یک جا می‌گوید «حتّی نعلم أخبارکم» اینقدر مسئله زبان مهم است می‌گوید ما این کار را می‌کنیم تا ببینیم شما چه حرفی می‌‌زنید، نهایتاً در همه حال من خدا را قبول دارید، من خدا را دوست داری، در همه حال با امام زمان دوست هستی، با آسمان دوست هستی یا نه اگر چهار تا حادثه برایت اتفاق افتاد شروع می‌کنی به کفرگویی کردن. آدمها اینطوری هستند.@حالا فقط در ارتباط با هم نیستند، خدا می‌گوید برای من مهم است شما چه چیزی به زبان می‌آورید، لذا یک جاهایی خودم برای شما دردسر درست می‌کنم ببینم بنده شاکری هستی یا نه، این سنت خدا است، لذا می‌گوید اگر می‌خواهی با یک نفر واقعاً دوست بشوید، سه بار او را عصبانی کن، او خودش را نشان می‌دهد.@در عصبانیت‌ها افراد خودشان را نشان می‌‌دهند، اساتید وقتی می‌خواستند شاگرد خصوصی بگیرند، شاگردهایشان را خیلی اذیت می‌کردند، شاگردها را بیچاره می‌کردند، بی‌محلی می‌کردند، حرفش را گوش نمی‌کردند، راهش نمی‌دادند، در می‌زدند در را باز نمی‌کردند، در خانه بودند عمداً به مستخدم می‌گفتند بگو نیست، شاگرد می‌دانست، پشت سر استاد او را تعقیب کرده، استاد الان خانه رفته بعد می‌رفت در می‌زد که پیش استاد برود، بعد می‌گفت بگو نیست، می‌‌دانست که او هم می‌داند که هست.@من یکی از اساتیدمان می‌گفت من 16 بار رفتم در خانه یک آقایی با بی‌محلی‌های ناجور و شدید روبرو شدم، می‌گفت بعد از 16 بار در زدم دیدم با احترام در را باز کردند، بفرمایید. تو چقدر ظرفیت داری تو الکی می‌گویی من می‌خواهم بیایم از شما درس بگیرم بعد شما می‌گویی من درس نمی‌دهم، می‌گوید غلط کردی درس نمی‌دهی.@باور کنید خیلی وقتها اینطوری است، شاگرد رفته درس بگیرد، می‌بینی این شروع می‌کند به فحش دادن و انتقاد کردن و تهمت زدن، این به درد رشد نمی‌خورد، این آدم بی‌ظرفیتی است، این نمی‌شود به او حرف زد، نمی‌شود خیلی چیزها را به او سپرد.@این سنت خداست، خدا آدمها را بالا و پایین می‌کند، اهل بیت بالا و پایین می‌کنند، دنیا هم بالا و پایین می‌کند، تا ببینند چیزی که نهایت از دهان یک نفر بیرون می‌آید در حالتهای مختلف چطوری هست.@از امیرالمؤمنین (علیه السّلام) هست «لَقَدْ قَالَ رَسُولُ اللهِ (ص) لَا يَسْتَقِيمُ‏ إِيمَانُ‏ عَبْدٍ حَتَّى يَسْتَقِيمَ قَلْبُهُ» ایمان همه سرمایه یک انسان است، انسان سرمایه‌ای غیر از ایمان ندارد، آنهایی که ایمان ندارند همه جزء فاسقین هستند، گفتیم انسانها دو گروه هستند یا مؤمن هستند یا فاسق هستند «أَ فَمَنْ كانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كانَ فاسِقاً» یا مؤمن هستند یا فاسق، فاسقها آن پنج دسته بود که توضیح دادیم، یک دسته فقط رستگار هستند.@همه فاسقان دچار خسران هستند، «وَ الْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفي‏ خُسْرٍ» همه دارند خسران می‌بینند، یک دسته فقط انسان حقیقی هستند و باطن انسانی دارند، و آن هم مؤمن است، مؤمن همه داراییش و حقیقتش ایمانش هست.@لذا می‌فرماید: «لَا يَسْتَقِيمُ‏ إِيمَانُ‏ عَبْدٍ حَتَّى يَسْتَقِيمَ قَلْبُهُ» پیغمبر همیشه این را می‌گوید «لَقَدْ قَالَ رَسُولُ اللهِ (ص) لَا يَسْتَقِيمُ‏ إِيمَانُ‏ عَبْدٍ حَتَّى يَسْتَقِيمَ قَلْبُهُ» تا اینکه قلب شخص مستقیم بشود، یعنی همه حقیقت ایمان می‌آید روی قلب انسان قرار می‌گیرد، پایه اساسی ایمان یک نفر قلبش هست.@قلب سه تا معشوق اصلی دارد، الله، اهل بیت و جهاد، اگر این سه تا را داشت شخص ایمان دارد، اگر نه مؤمن نیست و باطنش هم فاسقانه است، می‌گوید قلب یک انسان تا مستقیم نشود، درست نشود- منظور از مستقیم شدن درست شدن، به استقامت رسیدن است- ایمان هیچ کس درست نمی‌شود مگر اینکه قلبش درست بشود، و قلب هیچ کس درست نمی‌شود «وَ لَا يَسْتَقِيمُ قَلْبُهُ حَتَّى‏ يَسْتَقِيمَ لِسَانُهُ» قلب هیچ کس درست نمی‌شود مگر اینکه زبانش درست بشود.@یعنی شخص تا روی زبانش کار نکند خروجی‌های زبان را نتواند کنترل بکند، دلش صاف و درست نمی‌شود، حالا اگر یک کسی زبانش خراب بود، نشان می‌دهد، قلبش خراب است، وقتی قلبش خراب بود نشان می‌دهد ایمانش آسیب دارد.@حضرت این قسمتش را برای ما باز می‌کند «فَمَنِ اسْتَطَاعَ مِنْكُمْ أَنْ يَلْقَى اللهَ تَعَالَى وَ هُوَ تقِيُّ الرَّاحَةِ مِنْ دِمَاءِ الْمُسْلِمِينَ وَ أَمْوَالِهِمْ سَلِيمُ اللِّسَانِ مِنْ أَعْرَاضِهِمْ فَلْيَفْعَلْ‏» هر کدام از شما می‌تواند با یک دستی آلوده-در واقع زبان را میخواهد بگوید البته الان زبان را هم میگوید- نشده به جانها، خون و اموال مسلمانان و با زبانی سالم از آبروی مردم، خدا را ملاقات بکند این کار را بکند.@چون اگر یک کسی به ملاقات خدا برود در زبانش جایی آبروریزی برای مسلمان باشد، یا ریختن خون مسلمانی باشد، یا تجاوز به اموال مسلمانی باشد، هیهات دارد، این بدبخت می‌شود، این شقی می‌شود، دچار خسران بزرگی است، این سه تا را دقت کنید دستی بر خون مسلمانان، اموال مسلمانان و یا زبانی بر آبروی مسلمانان، به این باید خیلی دقت بکنیم.@پس قلب سلیم یعنی چی؟ مصادیق خروجش این هست که شخص جان، مال و آبروی یک کسی از دست او در امان باشد، اگر یک کسی با زبانش آبروی یک کسی را ببرد، یا با دستش خون و مال کسی را تجاوز بکند، یا خون کسی را بریزد، یا به مال کسی تجاوز بکند، این گرفتاری و عذاب و بدبختی دارد، در دنیا و آخرت گرفتاری دارد.@لذا این روایت چند جور نقل شده، از خود پیغمبر همینطوری تا یک حدودی نقل شده، امیرالمؤمنین (علیه السّلام) این کلمات را از پیغمبر نقل کرده بعد خود حضرت می‌فرماید اگر یک کسی می‌تواند که در زندگیش به گونه‌ای باشد که جان و اموال افراد یا آبروی افراد از دست او در امان باشد و نریخته باشد این کار را بکند، چون خدا نکند یک کسی با آبروی دیگران، یا جان دیگران بازی بکند.@این زبان یک خصوصیتی دارد که فقط آبروبر نیست، زبان هم می‌تواند زمینه تجاوز به اموال دیگران را فراهم بکند، هم می‌تواند زمینه تجاوز به جان دیگران را فراهم بکند، خیلی وقتها خون افراد ریخته، در جنگ‌ها، حتی در خانواده‌ها، یک کلمه طرف گفته طرف هم عصبانی شده خونش را ریخته، پدر خون بچه را ریخته، همسر خون همسر را ریخته، برادر خون خواهر را ریخته، خواهر خون برادر را ریخته، کلام اینطوری است.@یعنی مسئله کلام فقط مسئله آبرو و عرض نیست، بلکه مسئله جان و مال و افراد هم هست، آسیب‌های جانی و مالی و آبرویی مال این عدم کنترل زبان هست.این تا اینجا برای مقدمه باشد تا ان شاء الله کم کم برسیم به اصل بحث که در مورد سخن چینی است.

و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@