اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صل الله عَلی محمدٍ واله الطاهرین و لعنت الله عَلٰی اعدائهم اجمعین مِن الان الی قیام یوم الدین.
به منلسبت ایام ، ما روند عادی بحثمان را یک مقدار متوقف کردیم که بیشتر مباحث نظری بود و به بحث درباره مسایل روز با تکیه بر همین مناسبت ایام که محرم و صفر است پرداختیم. ودر این مطالعه تاریخی نگاه ما باز به مساله انسان بود اگر کسی انسان را نشناسد قادر به تحلیل درست تاریخ و تحلیل مسائل سیاسی روز خودش نخواهد بود و اساساً یکی از شرایط مهم ایمان را که آگاهی به زمان است نخواهد داشت. مؤمن کسی است که آگاه به زمان خودش است. زبان شناس است. سرش را در لاک خود نمی کند و نسبت به حوادثی که اطرافش میگذرد بی خیال و غافل باشد. در سیر تاریخی خودمان رسیدیم به بحث انقلاب اسلامی که ما ضمن این که یک نگاه تاریخی می خواهیم به بحث انقلاب بکنیم آن موارد انسان شناسی را هم در همین سیر در نظر می گیریم چون علاوه بر این که مقداری تمرین در مسائل اصلی مورد بحثمان که انسان شناسی است می کنیم خودمان هم به توانایی و آگاهی هایی در این زمینه می رسیم. انقلاب ایران در یک شرایطی اتفاق افتاد که کشور شیعه ایران یک مستعمره از مستعمرات امریکا به استعمار جدید بود یعنی ظاهراً کشور مستقل است. مردم وضعیت عادی دارند اما این گونه نبود. شاید کسی باورر نکند که ما در هیچ روزی از این سی سال انقلاب ، نشده که شش میلیون بشکه نفت استخراج یا صادر کنیم اما قبل از انقلاب شش میلیون بشکه نفت از ما می بردند. یعنی غارت سرمایه های ما بی حساب و کتاب ! ماموران سفارت امریکا در ایران در فهرست حقوقی شان، لیست توحش مردم ایران را می گرفتند. یعنی یک بودجه ای می گرفتند به عنوان این که در ایران ، یعنی بین وحشی ترین آدم ها مأموریت آمده اند! این گونه. الان وقت این نیست که این تفسیرها و تحلیل ها را بکنیم انشاءالله دهه فجر هم نزدیک است حتماً از طریق رسانه ها خیلی از شما در سال های قبل یا امسال در جریان وضعیت گذشته خواهید بود. خیلی خوب است که انسان یک مقدار تاریخ معاصر را مطالعه کند در شرایط کاملاً ناباورانه انقلاب ما ایجاد شد. امام امت که شخصیتی است که خبر قیامش را خود معصومین علیه السلام داده بودند روایات متعددی در فرمایشات معصومین در مورد قیام امت هست، و مردم ایران که قسمتی از آن را در فصل سوم کتاب آشتی آورده ام. اسناد معتبر ، انشاءالله عزیزان به آنجا مراجعه کنند. امام امت قبل از انقلاب شخصیتی بود که مورد توجه اولیاء الهی ، شخصیت های مهم کشور بود. یعنی ایشان همان موقع هم که نوجوان بود یا تازه طلبه شده بود شخصیت های برجسته جهان اسلام مثل آیت الله کاشانی مثل مرحوم قاضی، مرحوم علامه امینی و شخصیت های دیگری در مورد ایشان اخبار مهمی را داده بودند. خود ایشان درباره قیام پانزده خرداد می فرماید شب خواب دیدم که نقشه ایران ، آتش گرفته و با عبا روی آتش زدم و آن را خاموش کردم فهمیدم که می توانم ایران را نجات دهم اما باید تنهایی وارد کار بشوم. این خودش بحث مهمی است از نظر انسان شناسی که بعد انشاءالله اگر رسیدیم در موردش صحبت می کنیم. که چرا خداوند تبارک و تعالی همیشه انبیاء و رهبران الهی را در بدترین و سخت ترین شرایط برانگیخته ، با دست خالی و تنها. در مورد امام است هم تقریباً همین جوری بود.آن زمان که در پانزده خرداد امام ، قیام کردند، خیلی از مردم ایران یا روحانیون و علما و مراجع با امام همراه نبودند. بیشتر شاید امام را نصیحت می کردند که این کار به خون و خونریزی و چیزهای دیگر کشیده می شود شما اصلاً به این سمت نروید. همان نصیحت هایی که آدم های خوب صدر اسلام نسبت به سیدالشهدا علیه السلام می کردند. ایشان خودش را مأمور می دانست و واقعیت هم همین بود که مأموریت داشت که این کار را بکند کما اینکه در خاطره ای که حضرت آیت الله فاضل و مرحوم کوثری که روحانی بود که در محضر امام روضه خوانی و عزاداری می کردند بیان فرمودند در بحبوحه انقلاب که امام فرموده بود شاه باید برود امام در نجف بودند یک آقایی به امام گفته بود که: شما چه می گویی شاه باید برود؟! شما یک مستأجر خودت را هم نمی توانی از خانه بیرون کنی آن وقت نشسته ای اینجا می گوید شاه مملکت باید برود؟ آن هم شاهی که متکی به آمریکا و ابرقدرت ها بود و یک ارتش و ساواک جهنمی با آن قدرت پشتش بود ، ژاندارم و قلدر منطقه این بزرگوار می گوید این یک بار این حرف را زد و امام ساکت شدند و جواب ندادند فکر کرد امام نشنیده بار دوم تکرار کرد همین حرف را زد و امام با تغیّر به ایشان گفت: آقا! مگر حضرت بقیة الله بیهوده می گوید که شاه باید برود؟! یعنی این دستور از بقیة الله علیه السلام آمده کما این که میرزای شیرازی هم همین را فرمود میرزای شیرازی می فرمود من در سرداب حضرت را ملاقات کردم و دستور فتوای تحریم تنباکو را گرفتم. و ما در زندگیِ مراجع برجسته اسلام مثل شیخ مفید، مرحوم انصاری، آقا سید ابوالحسن اصفهانی، آیت الله مرعشی و دیگران در زندگی قریب به اتفاق این ها هدایت های آقا امام زمان و ارتباطات این ها را ملاحظه می کنیم. امام یک شخصیت این گونه است که اهل بیت علیهم السلام مژده آمدنش را و انقلابش را دادند. کما این که خود ایشان دو تا خاطره خیلی خوب را (امام امت) تعریف می کند یکی تولد نبی اکرم صل الله و علیه و اله و سلم است که فرمودند وقتی پیامبر متولد شد سه حادثه در دنیا اتفاق افتاد این را شیعه و سنی نقل کرده اند سه حادثه مهم در ایران اتفاق می افتد در حالی که تولد پیامبر در مکه است. یک کسی باید شعورش برسد بنشیند فکر بکند که چرا تولد در مکه اتفاق افتاده ولی حوادث تولد در ایران اتفاق افتاد. آتشکده فارس خاموش می شود. دریاچه ساوه خشک می شود و چهارده کنگره از کاخ کسری فرومی ریزد. امام می فرماید این که درست چهارده کنگره از کنگره های کاخ شکسته می شود به این معنا بود که چهارده قرن بعد در ایران کاخ ستمگری و پادشاهی از بین می رود. در جریان وفات پیغمبر هم همین طور. این جریان در مورد تولد پیامبر بود باز امام می فرماید در جریان وفات پیغمبر که حضرت زهرا خدمت حضرت می رسیدند و آن داستان صحیفه فاطمیه، می فرمود که حضرت زهرا نسبت به آینده جهان اسلام و آثار کار پدرشان دغدغه داشتند خیلی هم طبیعی هست که، کسی زحمات پیغمبر را دیده و الان ارتحال پیغمبر و جریان غصب خلافت و انحراف مسیر پیغمبر را دیده نگران بشود که آینده امّت چه خواهد شد. امام می فرماید جبرئیل وقتی سخن می گفت برای حضرت زهرا (س) برای دلداری ایشان اخبار ایران و ماجرای انقلاب ایران را می گفت و تسلی می داد حضرت زهرا را با ایرانی ها. و اینکه حالا چرا ایران این قدر مهم است که در موردش چندین آیه در قرآن آمده چرا ایران برای این قضیه انتخاب شده و ماجرای تولد پیغمبر چه ربطی به ایران داشت و چطور جبرئیل حضرت زهرا را با مسائل ایران تسلّی می داد، مربوط به شخصیت ایرانی هاست. در قرآن آیات متعددی در مورد شخصیت ایرانی ها داریم و روایات هم در مورد ایرانی ها خیلی زیاد است که جالب اینجاست که این روایات تنها متعلق به شیعه نیست در کتاب های اهل تسنّن هم آمده ، حدیث مشهور : یَخرُجُ الناس مِن المشرق فَیُوَطّئونَ لِلمَهدی سُلطانَه مردمی از شرق قیام می کنند و زمینه سلطنت مهدی را فراهم می کنند در کنزالعمّال که از کتب مهم روایت اهل سنت است هست اخبار متعددی در مورد ایران در کتب اهل سنت و همچنین در کتب شیعه هست. ایرانی ها شخصیت خاصی هستند که رسول خدا در موردشان می فرماید: از همه مردم زمین یقینشان بالاتر است: افضل الناس یقیناً فی الاسلام. یقین مردم ایران در کره زمین بالاترین یقین هاست و بیشترین سهم را در اسلام، ایرانی ها دارند کما اینکه شما اگر نگاه کنید بیشترین دانشمندان جهان اسلام از ایرانی هاست. یقین ایرانی ها فوق العاده بالاست طوری که پیامبر می فرماید سلام مرا به برادرانم برسانید. اصحاب گفتند مگر ما برادران تو نیستیم؟ فرمودند که نه شما اصحاب من هستید. برادران من کسانی هستند که نه مرا دیده اند و نه هیچ یک از اوصیاء من ائمه را امّا یقینشان آنقدر بالاست که به نوشته سیاه روی کاغذ سفید ایمان می آورند. که بعد اشاره به سلمان می فرماید و می فرماید این ها اقوام سلمان هستند. ایرانی ها و اهل فارس هستند. اکثرُ الناس نصیباً فی الاسلام اهلُ الفارس بیشترین مردم از نظر نصیب و بهره در اسلام ایرانی ها هستند. یعنی ایرانی ها بیشترین بهره را از اسلام می برند و بیشترین خدمت را هم به اسلام می کنند. کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران را از مرحوم شهید مطهری حتماً مطالعه بفرمایید خیلی سازنده است. یقینشان بالاست. امام صادق علیه السلام در مورد ایرانی ها می فرماید اگر قرآن به ایرانی ها نازل می شد هرگز عرب ها ایمان نمی آوردند ولی به عرب ها نازل شد و عجم به آن ایمان آورد. و هذا فضیلة العجَم در آخر می فرماید که این فضیلت عجم است که این چنین هستند. این حدیث ها را دارم برای شما می گویم برای این که جنبه های بحث انسان شناسی مان را و مباحث روان شناسی و جامعه شناسی مان بتوانیم تکمیل کنیم که ما در ایران با چه قشری با چه مردمی سروکار داریم. خوب بیشترین کسی که درتاریخ ائمه را پذیرفت عصمت را، پیغمبر را پذیرفت ایرانی ها بودند نه مردم مکه و مدینه این همه پیغمبر را پذیرفتند و نه مردم عراق از امام امت می فرماید ملت ایران از ملت حجاز در عهد رسول الله و از ملت عراق در عهد امیرالمومنین بالاتر هستند. تاریخ را که شما مطالعه کنید متوجه می شوید که چرا ایرانی ها این قدر قدرت دارند و چرا این قدر یقینشان بالا بوده که من روان شناسی بحث ایرانی ها را در فصل سوم آشتی توضیح داده ام با اسناد کامل انشاءالله به همان مباحث کتاب مراجعه بفرمایید. رمز را پیغمبر برمی دارد که می فرماید: ایرانی ها با ما هم ریشه هستند ما فرزندان اسماعیل هستیم و ایرانی ها فرزند اسحاق هستند یعنی کانون توحید، بزرگترین شخصیت توحیدی تاریخ که ابراهیم سلام الله علیه است دو پسر دارد یکی اسحاق و یکی اسماعیل می فرماید ریشه ایرانی ها به اسحاق برمی گردد که فرزند ابراهیم است و ما اهل بیت هم به اسماعیل که هر دو به ابراهیم علیه السلام ختم می شود برای همین هم شما در طول تاریخ ملت ایران برخلاف سایر ملت ها می بینید به هیچ وجه توحید از دین ملت ایران خارج نشده یعنی ملت ایران هیچ وقت به سمت دوگانه پرستی، تثلیث و مکاتب دیگر نرفته اند. تا بوده و بوده مردم ایران موحد و خداپرست بوده اند فقط خدا را می پرستیدند. شرک نداشته اند تثلیث و ثنویت نداشتند ریشه های دیگر نداشتند و فقط خدای یکتای وحد را می پرستیدند. تمام این چند هزار سال می بینید ریشه ایرانی ها ریشه ای پاک، سالم و توحیدی است. موحّد سؤال شده در مورد زرتشت خوب این غلبه نداشته این مسئله، آن ها هم که ثنویت داشتند در زرتشت، به نحوی ، اهورا مزدا یک غلبه ای دارد. عام نبوده کامل نبوده. خوب این شخصیت برجسته ملت ایران است. حالا در این کشور مردمش به خاطر ولایت آنقدر قدرتمندند که وقتی در نوزده دی سال 56 توهینی به امام امت می شود مردم که رژیم پنجاه سال روی این کارهای شدید فرهنگی کرده بود فکر می کردند اصلاً دیگر از این ملت صدایی بلند نمی شود همان ملتی که تعداد مشروب فروشی هایشان را بیش از مساجدشان کرده بودند آن ملت به حمایت از مرجع دینی خود که او را نایب امام زمان می دانستند قیام می کنند که حالا در بحث مهدویت اگر برسیم این شرایط را بیشتر توضیح میدهیم. در کتاب من این را توضیح داده ام. فاصله بین قیام 15 خرداد 42 تا 57که تقریباً پانزده سال است علما و روحانیون بیشترین زحمت را می کشند یعنی هیچ کس بعد از ائمه در اسلام و ایمان مردم در سراسر جهان بیش از روحانیت و علما نقش ندارند. زحمت کشیدند با سختی های زیاد با شکنجه هاای زیاد و با دادن بیشترین شهید در این پانزده سال که با کار فرهنگی زمینه را برای انقلاب و بزرگترین معجزه، نه معجزه قرن بلکه بزرگترین معجزه که بعد از پیغمبر اتفاق افتاد را فراهم کردند و برای اولین بار در تاریخ بعد از حکومت امیرالمومنین برای اولین بار شیعیان به حاکمیت به این شکل رسیدند و توانستند یک حکومت را براساس فقه اسلام پایه گذاری کنند. این صحنه را تا اینجا شما داشته باشید. از آن طرف در جهان غرب هم طبق اسناد مذهبی غربی ها و بعضی از پیش گویی ها ، آن ها هم یک تعدادی شان از مذهبی ها نه از بی دین هایشان، در کلیسا که معروف هستند به کلیسای ایوانجِلیز. ایوانجلیست ها گروهی هستند که- البته این ها بحثشان مفصل است باید انشاءالله در یک فرصتی فیلم هایشان را من بیاورم فیلم هایشان را ما داریم خود مؤسسه هم تولید کرده حداقل بگیرید منزل نگاه بکنید- این ها طبق مستندات کتاب هایشان منتظر انقلاب ایران بودند. اگر گزارش های مسیحی ها را بخوانید بیشتر متوجه می شوید که آن ها خیلی منتظر بودند که در ایران انقلاب اتفاق بیفتد. ارتشبد فردوست که از دوستان و نزدیکان دیرین شاه است از بچگی با هم بزرگ شدند و از نزدیکان زن شاه است، ایشان در اعترافاتشان می گفت ما زمانی که با شاه توی آمریکا بودیم یک عده از مذهبی های مسیحی به ما می گفتند قرار است در کشور شما یک انقلاب بشود و یک روحانی حاکمیت را به دست بگیرد. می گفت ما این ها را مسخره می کردیم می گفتیم یعنی چه این حرف هایی که شما می زنید؟ مگر می شود این حکومت با این قدرت ؟! آن هم یک روحانی؟! یعنی از ضیف ترین قشر در جامعه؟! این ها آمدند در مدرسه فیضیه این همه روحانی را کشتند چقدر اسیر و زندانی کردند و بردند آب هم از آب تکان نخورد. این ها می توانند کاری بکنند؟! می گفت مسیحی ها، مسیحی ها به ما می گفتند قرار است در کشور شما این اتفاق بیفتد. 1979 میلادی که 57 ماست انقلاب ایران اتفاق می افتد 1980 هالیوود فیلم « مردی که آینده را دید» را بیرون می دهد. که « هورس وِلز» این فیلم را اجرا می کند الان هم جدیداً شماره 2اش هم بیرون آمده که این هم داستان دارد که چرا شماره دو می آید. در شماره یک داستان زندگی« نوسترا داموس» است که یک کشیش و فیلسوف و پزشک مسیحی فرانسوی است در 400 سال پیش که ایشان پیشگویی های زیادی در مورد آینده جهان تا پایان جهان کرده این کتاب بود. زمان شاه هم جزء کتاب های ممنوعه بود چون افشاگری هایی علیه حکومت شاه کرده بود همین انقلاب ایران را حوادث جنگ جهانی اول – دوم ، موقعیت کشورها، موقعیت اروپا، موقعیت جاهای دیگر و کسانی که با این پیش گویی ها آشنایی داشتند می توانستند از آن خوب استفاده کنند. این کتاب «مردی که آینده را دید» در واقع کتاب پیش گویی های داموس ترجمه شده به چندزبان، یک تصویر خیلی زیبا از امام و حوادث بعد از انقلاب امام را ذکر می کند خیلی خوب از امام به عنوان (ایمان بزرگ) یاد می کند. حتی به قدری این عبارت مهم بوده که امریکایی ها و هالیوود نتوانستند این لفظ را در فیلم حذفش کنند و مجبور شده اند آن را بیاورند. وقتی که سیر حوادث را داموس از زمان خودش می گوید تا به جنگ جهانی اول و دوم بعد می رسد به انقلاب ایران می بینید از امام به عنوان « ایمان بزرگ» یاد می کند و این همان نقطه بزرگ اشتباهشان بود. امام صادق می فرماید: الحمدلله الذی جعل اعدائَنا مِن الحُمَقاء خدا را سپاس که دشمنان ما را از احمق ها قرار داده. این ها امام را به عنوان ایمان بزرگ یاد می کنند که ایمان بزرگ – در تعبیری که داموس در مورد امام داشته- در ایران – پرشیا – قیام می کند و بعد تا آخر – که بعد از بیان انقلاب ما چند سال بعد حوادث ظهور امام زمان علیه السلام و اتصال انقلاب اسلامی به ظهور حضرت را بیان می کند کما این که در روایت های ما ، همین فراوان هست. مادر کتاب « غیبت نُعمانی» داریم که زمان غیبت صغرای امام زمان یعنی همان 60- 70 سال اول تولد حضرت نوشته شده که من از آن در کتاب آشتی حدیث نقل کرده ام امام باقر علیه السلام می فرماید که اگر ما انقلاب ایران را درک بکنیم خودمان را برای ظهور مهدی آماده می کنیم عین این جمله را هم خود امام دارد می فرماید که تمام دستگاه هایی که در ایران به کار گرفته شده و بعداً به کار گرفته می شوند و مسئولین نظام جمهوری اسلامی باید خود را برای ملاقات حضرت مهدی آماده کنند. و جملات بسیار مهم و تصریح هم می کنند و ایشان صریحاً این مسئله را اعلام می کنند که من حدود بیست جمله مهم را از ایشان نقل کرده ام. صریحاً امام می فرماید که انقلاب ما یک انقلاب مقدماتی است و این جور نیست که اگر انقلاب شد و یک جمهوری اسلامی برپا شد مسئله تمام شده باشد خیر انقلاب شده و ما فاصله بین انقلاب و ظهور را باید با کوران حوادث و مشکلات طی کنیم که حالا این مشکلات را من می خواهم بیان کنم که آن جنبه های انسان شناسی مسئله بیشتر برای ما جا بیفتد و سیر بحثمان انشاءالله حفظ شود. برخلاف ساده انگاری تحلیل گران سیاسی امروز که خیلی هایشان درکشور ما هستند و تحلیل می کنند اصلاً غربی ها نگاهشان به انقلاب ما یک نگاه زمانیِ موقت ، نیست بلکه آن ها از روز اول – چون آن ها با عجله فیلم داموس را ساختند و هزار و یک جور دروغ دراین فیلم آوردند، داموس از انقلاب بعد از امام ، انقلاب امام زمان یک تصویر بسیار خوبی اعلام می کند ولی این ها امام زمان را به عنوان (آنتی کریست)ضد مسیح سوم و خونریز مطرح می کنند و یک شخصیتی را می آورند که جای امام زمان هم بازی می کند و اصلاً حضرت را نشان می دهند در فیلمشان که اول ناپلئون است بعد هیتلر، بعد هم پسر پیغمبر اسلام _ تعبیرشان این است – که از مکه ظهور می کند البته جدیداً بعد از جنگ خلیج فارس یک کتابی نوشته شد که مقدمات گرفتن عراق را نو محافظه کاران به همین بهانه داشتند انجام می دادند (پریستون) وقتی (رهایی شرق) را می نویسد می گوید این مطالب را خدا به من الهام کرده حالا شاید در همین فیلمی که در مؤسسه هست نگاه بکنید ببینید، می گوید این مطالب را خدا به من الهام کرده وقتی نوبت به امام زمان می رسد می گوید آخرین پیغمبر مسلمانان او هم نمی گوید از مکه، می گوید از کربلا، سامرا. با اینکه سامرا محل تولد بوده نه محل قیام. آن ها اساساً به ما مذهبی فکر می کنند تا الان هم همین طور توی سایت هایشان که بروید می گویند اصلاً گرفتن عراق و افغانستان برای جلوگیری از ظهور پسر پیغمبر اسلام بوده. در تعبیر فیلم هم می گویند پسر پیغمبر اسلام از مکه ظهور می کند و او را هم نشان می دهند او خونریز سوم است، مردم بدانید، ضد مسیح است و باید نابود بشود. حالا داستانشان این است که آن ها هم طبق روایات خودشان و گزارش کتاب های مقدس می دانند که مسیح – مثل کتاب های خودمان که در مورد حضرت مسیح داریم که – حضرت مسیح با امام زمان ظهور می کند و به عنوان وزیر حضرت در دوران حکومت ایشان نقش بازی می کند آن ها این را به این صورت مطرح می کنند که مسیح ظهورش نزدیک است. خوب خیلی فیلم ساخته اند شاید بیش از صد فیلم ، هالیوود در این موضوع ساخته علیه موضوع امام زمان و در مورد مسئله مهدویت ، منجی گری، هزاره گرایی و مسئله آخرالزمان و مسائلی از این قبیل. اصلاً این سریال ها و مجموعه های تلویزیونی ، مجموعه های آخرالزمانی است. متأسفانه آنها خیلی بهتر از ما به این قضیه اعتقاد دارند، غربی ها ، و برایش یک حکومت گرفته اند. با تقلب بوش را که نومحافظه کار و از هم عقیده های خودشان بود بالا آوردند، بوش هم که شما می دیدید دائم می گفت من از طرف خدا مأموریت دارم کار به جایی رسید که شهردار نیویورک می گفت آمریکا نماینده خدا روی زمین است و بوش پیامبر خداست! و مبارزه با او کفر است. این حرف اینجا ممکن است مسخره باشد ولی آنجا حدود هشتاد میلیون نفر را این ها توانسته اند سازماندهی کنند در این موضوع برای آن ها این قضیه خیلی مهم و جدی است باور هم دارند. مراسم مذهبی مفصل، جلسات بسیار قدرتمند در این زمینه برقرار می کنند. ما اگر اعلام بکنید الان می خواهیم یک مجلس اینجوری بگیریم فکر می کنید چقدر جمعیت می آید؟ حالا ما مثلاً در جمکرانمان خیلی می آید. الان امشب شما بروید جمکران نزدیک به یک میلیون نفر می آید در ایام تولد حضرت نزدیک به سه میلیون می آیند عشق به امام زمان این قدر قوی است. در مراسم نیمه شعبان و دهه مهدویت بله. ولی بعد از آن دیگر مراسم این جوری ما غیر از مقطع تولد حضرت و مسجد جمکران اجتماعات آن جوری نداریم. این ها مراسمی تشکیل می دهند که بیش از ده هزار نفر می آیند و آنجا مراسم مذهبی تندی دارند و این مسائل هم آنجا کاملاً مطرح می شود و خودشان هم اعلام آمادگی می کنند آن ها کاملاً به مقوله انقلاب اسلامی و مسئله ایران کاملاً از طریق کتاب های مقدس خودشان و تحرکاتی هم این پیشگویی ها کرده اند نگاه می کنند و مذهبی فکر می کنند. اینجا تحلیل گران ما می گویند آمریکا رفته عراق نفت بگیرد رفته افغانستان چه کار کند. آن ها خودشان توی سایت شان می نویسند نه، ماجرای جلوگیری از ظهور پسر پیغمبر اسلام این کار را داریم می کنیم – خیلی صریح – اصلاً کتمان هم نمی کنند. دهها و صدها فیلم و برنامه ساخته اند و ما چهل و پنج دقیقه اش را در این برنامه گمراهان مغضوب آورده ایم. این را ببینید. بد نیست. خوب، داموس دو هم جدیداً آمده. یعنی گذاشتند تقریباً بعد از یک وقفه سی ساله 1980 تا الان که 2010 هستیم، بیست و هشت – نه سال فاصله، این را ساختند و الان تکمیل کردند. دوباره آن هورس ولز که به دَرَک واصل شد یکی دیگر را الان آورده اند تقریباً شبیه همان باشد و با همان شیوه این فیلم را اجرا می کند. آن ها دقیقاً در مورد مسئله هسته ای ایران هم مذهبی فکر می کنند. چندین دانشمند بزرگ آمریکایی – که من حالا اگر بتوانم سعی می کنم فیلم هایشان را برای شما آماده کنم ببینید- و سایر کشورها به خصوص انگلستان آن ها می گویند اساساً طبق این پیشگویی ها و تحلیل های سیاسی ما، ایران یک کشور قدرتمند از نظر علمی خواهد شد و این جوری است که باعث نابودی ابرقدرت ها و گرایش ملت ها ی جهان به اسلام خواهد شد. لذا می بینید بیشترین سرعت را در اسلام گرایی را در اروپا داریم. به قول خودشان دارند جنگ جمعیت را می بازند و اروپا به سرعت مردم مسلمان می شوند. در آمریکا سالی صد هزار نفر مسلمان می شوند. سرعت خیلی سرسام آوری است که به قول پروفسور مولانا که رئیس انجمن ارتباطات آمریکا است می گوید ما در آمریکا در آینده جمهوری اسلامی خواهیم داشت! خوب آن ها این را خیلی خوب فهمیده اند و خیلی خوب هم دارند با آن مقابله می کنند این جور نیست که حالا شما فکر کنید گروه (1+5) تشکیل شده و علیه مسائل هسته ای ایران بهانه گیری می کنند همه دنیا می دانند بهانه است. مسئله این نیست که آن ها به ما شک دارند یا ابهام دارند مسئله اساساً این است که نمی خواهند بگذارند که ایران به آن نقطه ای که خودشان پیش بینی کرده اند و صریحاً هم در کتاب هایشان گفته اند، برسد ولی بالاخره پیغمبر فرموده این خواهد شد. پیغمبران خودشان هم گفته اند. جناب حضرت داموس برایشان این حرف ها را زده. این ها می خواهند بیایند جلوی آینده ای را که دیگران پیش بینی کرده اند و در کتب مقدسشان آمده، جلویش را بگیرند. برای همین هم در پانزده دقیقه آخر « مردی که آینده را دید» می بینید که مصاحبه های متعددی با افراد غیر کارشناس می کنند که آیا پیش گویی آینده درست است یا نه؟ اول این را در ذهن بیننده جا می اندازند که پیش گویی درست است. می دانید که این فیلم در طول سی سال خیلی تکرار شده باشد پنج – شش بار ، ده بار مثلاً سه ماه هر شب این فیلم را نشان داده اند فیلم های بعدی شان را هم همین کار را کرده اند. همین داموس دو را هم هر شب گذاشتند، بعد هم به زبان های مختلف ترجمه کردند که این ها مردم آمریکا و اروپا و ... هر شب این فیلم را ببینند که پیش گویی درست است، امکان پیش گویی هست چند نفر از پیش گوهایشان را هم می آورند که آن ها پیش گویی کرده اند. یک خانمی را می آورند می گوید بله من قتل کِنِدی را پیش بینی کرده ام، گفته ام... اول خوب جا می اندازند که پیش گویی درست است که این داموس را در ذهن ها جا بیندازند بعد دروغ هایی را از زبان داموس علیه انقلاب و امام زمان مطرح می کنند. از یک طرف دوباره از حماقتشان ، می آیند ضمن این که آنجا امام را به عنوان « ایمان بزرگ» یاد می کنند اینجا هم حماقت می کنند در چند دقیقه آخر بحث احتمال تغییر آینده را مطرح می کنند. که آیا می شود آینده را تغییر داد؟ اگر یک حادثه ای پیش بینی شده که قرار است بشود ما تغییر بدهیم ، آخر فیلم می گویند داموس همه را به نفع ما گفته.اگر به نفع شما گفته شما چه نیازی به تغییر آینده دارید؟ اگر شما این قدر جلز و ولز می کنید تا آینده را تغییر بدهید برای این است که کتاب های داموس الان دیگر هست. حماقت شما این بود کتابی را تحریف کردید که نسخه اصلش قبل از انقلاب در ایران وجود داشته دست همه هست. اگر به نفع شما بود شما چه اصراری دارید تغییر بدهید؟ شما باید آینده را تغییر بدهید. هورمن در سکانس آخر می گوید مردم دین ضدمسیح، پسر پیغمبر اسلام خواهد آمد و دنیا را به جنگ می کشد بیایید جلویش را بگیریم. همه متحد شویم که بتوانیم او را نابود کنیم و دعا بکنیم که اصلاً نیاید. هم خودمان را آماده کنیم اگر آمد با او مقابله کنیم و هم دعا کنیم که اصلاً نیاید. این جوری تنفر و ترس را نسبت به پسر پیغمبر اسلام در جهان ایجاد کرده اند و رویش هم خوب کار کرده اند. و ما بی عرضگی کردیم خیلی بی عرضگی کردیم. دویست سال است دارند توی این موضوع کار می کنند و ما خوب، تقصیری هم نداشتیم سی سال است انقلاب کرده ایم ولی توی این سی سال آن حرکت جدی که باید می کردیم را هنوز متأسفانه انجام ندادیم هنوز هم نویسندگان ما کارگردان های ما جنبه های هنری، هنرمندان ما حتی روحانیون و طلاب ما به طور جدی وارد این معرکه نشده اند و اگر هم شده اند بیشتر به فروعات پرداخته اند تا مسائل جدی کاربردی عملیاتی. توی این قضایا وارد نشده اند و این وظیفه سنگین است به عهده ما اگر کسی بی خیالی کند نسبت به این مسئله یقیناً عاقبت به خیر نخواهد شد. یقیناً عاقبت به خیر نخواهد شد. پس ما باید به این موضوع بسیار بسیار اساسی توجه داشته باشیم. خوب. صحنه این سمتی این انقلاب را من برایتان گفتم حالا این انقلاب انجام شده. کار این انقلاب چیست؟
کار این انقلاب این است که بتواند در سطح جهان تمنا و تقاضا برای حاکمیت رهبر معصوم و متخصص الهی را که تنها شخصی است که شایستگی رهبری جهان را از طرف خداوند دارد ایجاد بکند. یعنی یک کار فرهنگی وسیع در داخل و یک کار فرهنگی وسیع در خارج از کشور. الحمدلله در این جنگ نرم این اتفاق ها توی این سایت ها دارد می افتد. جوان های ما ، روحانیون ما، طلبه ها ، وبلاگ نویس های ما مبلغین ما دارند زحمت می کشند آن هایی که آگاهند و دغدغه دارند نسبت به امام زمان ، غیرت دارند دارند این کارها را می کنند. آن ها هم دارند این کارها را می کنند. من از مسئول سایت مؤسسه مان سؤال کردم بیشترین کشورها که روی سایت ما می آیند کدام ها هستند؟ گفتند سه تا کشور به ترتیب اسرائیل، عربستان و آمریکا. ماها در مورد حضرت مطلب می زنیم آن ها هک می کنند جنگ است دیگر، یک جنگ حقیقی. آن ها می زنند و ما باید بزنیم. سایت اصلاًً یعنی پایگاه، سایت موشکی ... یک پایگاه است و الان چون جنگ ، جنگ نرم است پایگاه ها دیگر تبدیل شده اند به اتاق های فکر، وبلاگ ها و صفحات الکترونی و صفحات سایت ها. چون آن ها این مسیر را امتحان کرده اند – توضیح می دهم در مورد این مسیر جنگ نظامی، اول به این شکل وارد شدند. همیشه مستکبرین عالم برای نابودی انبیاء در طول تاریخ اول به حذف فیزیکی اقدام کردند تهدید، تطمیع اگر مفید واقع نشد تهدید و بعد عمل کردن به تهدید شما در مورد مسیح می بینید( سلام الله تعالی علیه ) که مسیح سه سال بیشتر نمی تواند تبلیغ کند یعنی از زمانی که می آید تا تبلیغش- حالا درست است که از کودکی ایشان اعلام نبوت کرده- ولی در سن خیلی کمی برایش برنامه می ریزند که حذفش بکنند. موسی را شما نگاه کنید فرعون به جنگش می آید. نمرود برای ابراهیم. در مورد پیامبر شما هشتاد غزوه و سریه دارید. کار فیزیکی و جنگ خیلی مهم است. در مورد انقلاب اسلامی که حالا تازه الان می خواهیم بحث انسان شناسی اش را شروع کنیم مقدمتاً چند دقیقه بگوییم که هفته بعد پیگیری کنیم) همان پنج مانعی که برای انسان وجود دارد و انسان به این پنج مانع برای رشدش نیاز دارد خداوند برای انقلاب هم ایجاد کرده. لذا به عنوان یک سنت در قرآن می فرماید که هیچ پیغمبری را ما مبعوث نکردیم مگر این که شیاطینَ الجن و الاِنس شیطان های جنّی و انسی را علیه او خودمان برانگیختیم. ( خداوند می گوید) چرا؟ خود خدا می گوید ما علیه پیامبران شیاطین را خود ما برانگیختیم؟ برای این که تثبیت پیغمبر و تثبیت اصحاب او به امتحان و مبارزه احتیاج دارد حتّی یَمیزَ الخبیثَ مِن الطیِّب تا این که افراد خبیث از افراد طیّب شناخته بشوند. در ایمان تثبیت بشوند. اگر پیغمبر بیاید همه هم به او ایمان بیاورند بعد نه قحطی باشد نه محاصره اقتصادی باشد نه جنگ باشد نه ترور، مشکلات هجرت و چیزهای دیگر نباشد هنر نیست ایمان به این پیغمبر خوب پیغمبر است آمده معجزه هم دارد. معلوم است از طرف خداست و ... این جور نیست. خداوند به عنوان یک اصل اساسی و سنت لایتغیّر ( سنّت آزمایش) را قرار داده و هر انسانی برای این که به قدرت برسد و به هدف خلقتش نایل بشود به کمالات انسانی نائل بشود به دشمن احتیاج دارد این را به عنوان یک اصل در انسان شناسی یادتان باشد این یک اصل مهم است که انسان برای رسیدن به قدرت ، به هدف خلقت، برای رشد و کمال خودش نیاز به دشمن دارد. نیاز به مانع ، امتحان و آزمایش دارد. مثل نظام دانشگاهی و طلبگی. الان اگر در مدرسه از روز اول به ما می گفتند آقا امتحان ندارید. خواستید بنویسید نخواستید ننویسید. چند نفر مشق می نوشتند؟ امتحان آخر سال و نوبت اول و دوم نداریم چند نفر خوب درس می خواندند به خود خانواده ها هم تنبل می شدند می گفتند خوب امتحان که نمی گیرند. اگر می گویند نوبت اول و دوم امتحان است تأثیر هم دارد همه جدّی هستند که درس ها را بخوانند و این ذهن را با مسائل علمی درگیر کنند تا یاد بگیرند. برای رشد به تضاد احتیاج داریم لَو لا التضااد ما؟؟؟ الفیض مِن مَبداءِ الجَواد البته تضاد به معنای تخالُف نه به معنایی که در منطق تعریف شده. به تخالف، صحنه هایی که خوشمان نمی آید به دشمن احتیاج داریم. نیاز ماست. چه فرد و چه جامعه، جامعه یک موجود زنده است. شخصیت دارد شخصیت حقوقی و حقیقی دارد زنده است انسان هم همین طور. هم جامعه و هم حکومت، دولت مردان دستگاه حاکمیت، مردم و هم انسان احتیاج به دشمن و به صحنه های سخت، مخالف میل خودش دارد تا معلوم بشود که در ایمانش تثبیت شده یا نشده. اگر صحنه های سخت، ابتلائات ، آزمایش ها نباشد نه انسان خودش به رشد می رسد و نه جامعه. انسان باید در زمینه خلاف حق مورد حمله های مختلف قرار بگیرد تا بتواند در این حمله ها حق را انتخاب بکند تا حق در وجودش تثبیت بشود. اگر آزمایش ، فتنه اختلاف ، جنگ، نباشد، قحطی و کمبود اقتصادی، مشکلات دیگر نباشد انسان اساساً رشد نمی کند برای همین هم قرآن کریم به عنوان یک سنّت این را بیان می کند و لنبلُونّکم بشیءٍ مِن الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات وبشّر الصابرین. حتماً حتماً حتماً شما را آزمایش می کنیم به چیزی از ترس، گرسنگی ، آسیب مالی و جانی ولی می فرماید بشارت بده به صابرین. به آن هایی که این امتحان ها را پیروز بیرون می آیند. این امتحانات برای ما واجب و لازم است لذا قرآن می فرماید ما دائماً شما را امتحان می کنیم حتی یمیزَ الخبیث من الطیب ، حتی نعلم الجاهدین منکم و الصابرین تا آدم های جهادگر ، اهل جهاد و فداکاری و آدم های صابر را از بین شما بیرون بکشیم. چون انسان در حرکتش به سمت آخرت که بعداً به صورت مفصل توضیح خواهیم داد نیاز به خود شناسی دارد. یعنی من باید بدانم چند روز دیگر که قرار است توی برزخ بروم آیا واقعاً برای برزخ آماده هستم یا نه؟ آیا من توی شرایط برزخ سالم متولد می شوم؟ یا نعوذ بالله ناقص، ضعیف، بیمار متولد می شوم؟ برای همین دائم باید خودم را بشناسم از خودم دائم آمار بگیرم آخرین وضعیت خودم را نسبت به برزخ بسنجم دارایی هایم را دائماً نسبت به حیات بعد از فوتم، به قبر و قیامتم، دارایی هایم را بدانم و اساساً بدانم حالا که دارم لحظه به لحظه ساعت به ساعت، روز به روز به این مسئله و هجرتم به آن سمت نزدیک می شوم آیا من با موجودی ، با حقیقت دارم به آن سمت می روم یا دست خالی؟ لذا انسان دائماً احتیاج دارد خودش را بشناسد. بنابراین خدا برایش صحنه های مختلف ایجاد می کند که دائماً بداند دارایی هایش چقدر است؟ توانایی هایش چقدر است. جامعه هم به این احتیاج دارد. به این صحنه ها، تا معلوم شود این جامعه، جامعه ای است که موحد است واقعاً ، سعادتمند است، آماده است برای امام زمان یا آماده نیست، لیاقت دارد ، ندارد یا نه باید طاغوت ها بر آن حاکم باشند. خداوند دائماً از جامعه امتحان می گیرد که اگر این جامعه به حدّ قابل قبولی رسید رهبر معصوم الهی اش را خداوند برای این جامعه بفرستد. جامعه باید امتحان پس بدهد. خوب آن پنج مانع اصلی که پیامبر می شمارد می فرماید (این که می گویم هم در مورد فرد است هم در مورد جامعه) المؤمن بینَ خَمس شدائد مومن بین پنج شدت است. این پنج شدت را لازم دارد که هست. اگر نیاز نبود که خدا نمی گذاشت. خدا صمد بی نیاز است و نیازی به امتحان و آزمایش ما ندارد نمی خواهد ما را اذیت کند نمی خواهد به ما سخت بگذرد یُرید الله بکم الیُسر و لا یُرید بکم العُسر خدا برای شما آسانی را می خواهد ، سختی را نمی خواهد، نمی خواهد شما دچار خرج بشوید آزمایش ها برای خود ما لازم است، برای تقویت خودمان. مثل یک پدر شایسته ، یک مربی شایسته برای شاگرد و متربیّ خودش اگر بخواهد او را قوی کند در رشته خودش، تمرین می گذارد. بدون تمرین که کسی قوی نمی شود و این پنج شدت، پنج باشگاه جداگانه است برای اینکه انسان در این ها به قدرت های مختلف برسد یک، مؤمن یَحسِدُ خداوند مومن را به مؤمن حسود دچار می کند گرفتار می کند در اطراف انسان مومنینی هستند که حسودند بخصوص طبقات عالم و دانشمند فرق نمی کند طلبه یا دانشجو مهندس. حسادت همیشه در جامعه علما هست. فرمود حسادت در این هاست. می خواهد روحانی و طلبه باشد می خواهد دانشمند علوم جدید باشد، علوم انسانی، دکتر ، مهندس، فرق نمی کند مطلقِ عالِم. این گروه برای حسادت نسبت به همدیگر آمادگی شان بیشتر است که در مباحث تخصصی مان بعداً این ها درمی آید که چرا چنین حسادتی بین علما نسبت به همدیگر اتفاق می افتد و چرا مؤمنین نسبت به همدیگر حسودی می کنند و چرا خداوند مؤمن حسود را سر راه انسان می گذارد. یک موقع هست یک کافر، یک منافق حسادت می کند یک فاجر حسادت می کند و یک موقع یک مؤمن حسادت می کند این چه رمزی دارد. این یک .2) کافری که یُقاتِلُه انسان به کافر و دشمن نیاز دارد 3) منافقٌ یُبغِضُه. به منافقی که بغض بورزد کینه نسبت به انسان داشته باشد، به مسلمان ها و متدینینی که ظاهراً ادعای دین داری، ولایت می کنند اما باطناً چنین چیزی را ندارند انسان احتیاج دارد هم شخص و هم جامعه به منافقین احتیاج دارد. اگر منافقین در یک جامعه نباشند بسیاری از انسان ها به ایمان خالص نمی رسند در برخورد با منافقین است که یک مومن بینش و بصیرتش رو می شود و معلوم می شود که این چقدر بصیرت و بینش و اعتقاد قوی دارد. و فریب منافقین را نمی خورد. بعد می فرماید و شیطان یُضلُّه به شیطانی که او را گمراه می کند احتیاج دارد. که بحث شیطان مفصل است که حالا از اول بهمن در تلویزیون شب های زوج – اعلام می کنند – همان مباحث را پیگیری کنید مباحث شیطان شناسی و دشمن شناسی را تقریباً چهل جلسه ای هست که انشاءالله آن ها را پیگیری بکنید. خوب به شیطان ما احتیاج داریم اگر نباشد انسان به هیچ قربی نخواهد رسید. شیطان یک وجود بابرکت و لازم برای انسان است. حمله های شیطان جلو، عقب راست و چپ که قرآن می فرماید همه را توضیح داده ام حالا یا از سی دی دشمن شناسی یا از تلویزیون که یکی دو روز دیگر شروع می شود تعقیب کنید انسان به شیطان احتیاج دارد. اگر نباشد انسان هیچ وقت در ایمان تثبیت نمی شود. شیطان نباشد انسان به مقام ولایت ، محبت، مجاهدت ، اخلاص نمی رسد. ما برای حرکت به سمت خدا به او احتیاج داریم و باید باشد نیاز ما شیطان است و خداوند از روی لطفش او را برای ما قرار داده که او را تمرین بدهد و نقاط ضعف و قوت مارابه ما نشان بدهد . پس ما تا اینجا به چهار دشمن رسیدیم که به آن ها احتیاج داریم جزء ضروریات زندگی ماست و اگر نباشد هیچ مؤمنی مؤمن نخواهد بود و به درجه سربازی ، جُند الهی، حزب اللهی و ولیُّ اللهی نخواهد رسید اللهم اجعلنی من جُندک فاِنَّ جندَک هُم الغالبون واجعلنی من حزبک فان حزبک هم المفلحون واجعلنی من اولیائک فان اولیائک لا خوف علیهم و لا هم یحزنون رتبه به رتبه رفتیم بالا : جُند ، حِزب ، ولایت، من می خواهم ولیّ تو بشوم، دولت تو بشوم و بالاتر از این همه داریم. خوب اگر یک کسی بخواهد به این جا برسد مثل کلاس های حوزه است ، و دانشگاه که خبر با امتحان امکان پذیر نیست. باید انسان دائماً امتحان بدهد تا معلوم بشود این چقدر توان و ظرفیت دارد و آن توان های اصلی اش، فعالیت هایش بالا بیاید. پنجم) و نفسٍ تُنازِعُه هوای نفسی که با انسان درگیر می شود به این همه احتیاج داریم اگر هوی نباشد انسان عشقش به حق تعالی... اصلاً وارد وادی محبت و عشق نخواهد شد. عشقش به حق تعالی که انشاءالله در مباحث جهادی می خوانیم. هفته بعد که مباحث انسان شناسی مان را می خواهیم تعمیق بدهیم به این ها خواهیم پرداخت. ما احتیاج به هوای نفس داریم اگر این نباشد، تعارض و تضاد در درون ما نباشد ما با هوای نفس مخالفت نکنیم چه طور اوج می گیریم؟ اگر ما مثل فرشته ها فقط یک طرفه بودیم اوج معنا نداشت همه برتری انسان به فرشته این است که انسان کمال هوای نفس را دارد، کمال شیطان، کمال منافق، و کمال مؤمن حسود در مقابلش هست. این ها اگر انسان بلد باشد با این ها خوب تمرین کند فقط کافی است مهارت های تمرین مان را بالا ببریم. خیلی ها تا کسی به آن ها حسادت می کند به لجن می افتند. خراب می شوند خودشان از او آلوده تر می شوند ما یک موقع خدای نکرده باید مؤمن حسود نشویم برای کسی این خیلی وحشتناک است یکی از اساتید ما می فرمود یک بار حسادت دویست سال در برزخ برای انسان معطلی می آورد. حسادت خیلی خطرناک است. انسان باید با آن مقابله کند نسبت به هیچ کس انسان به حسادت نیفتد. و گفتیم توی این طایفه یعنی طایفه اهل علم چه روحانیون چه دانشگاهی ها کلاًّ اهل علم دچار این حالت خیلی بیشتر از بقیه مردم می شوند. خدا رحمت کند مرحوم مدرس افغانی را سی سال پیش یک موقع درس می داد می گفت وقتی حسادت را تقسیم می کردند آن را به علما دادند و آن را که می خواستند بین مردم پخش کنند علما دعوا کردند گفتند سهم ما راهم بدهید! از این هم به ما بدهید. خلاصه ما احتیاج داریم به حسادت و اگر کسی در حق ما حسادت کرد برای ما تمرین خوبی است خودمان نباید به آن آلوده شویم خدا نکند ما باعث تمرین کسی بشویم. این خوب نیست خداوند دیگران را با آلودگی های ما بالا می رود. و لا تُهِنّی بکرامة اَحدٍ من اولیاءک خدایا دوستانت را با من بالا نبر. با خواری و پست شدن من بقیه بالا نروند با آلودگی و شکست های من دیگران قوی نشوند. یک موقع می بینی یک بچه در خانه آنقدر نحس می شود نسبت به پدرومادرش بی ادب و بی توجه می شود پدرومادر زجر می کشند از این که این بچه را تحمل کنند پدرومادر اوج می گیرند بهشت می روند و این بچه هی می رود پایین تر و توی جهنم می رود. باید مواظب باشیم ما عامل رشد کسی با این شکل نشویم. اگر قرار است باعث رشد کسی شویم کونوا دعاة الناس بغیر السنتکم با رفتار و زندگی خودمان، چرا با زبان، نه این قدر خبیث شویم که دیگران ما را تحمل کنند و دیگران، زن ما، شوهر و بچه ما ، پدرومادر ما، دوستان ما به خاطر تحمل آدمی مثل ما رشد بکنند خیلی بد است. ما به مؤمن حسود احتیاج داریم ولی خود ما نباید برای کسی خدای نکرده دچار این رذیله بشویم چون خیلی گرفتاری دارد. هم دردنیا و هم در نظام ابدی.... والحمدلله رب العالمین.